أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوء

أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوء از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم

اگر جنس نامحرم به شخصی ایمان بیاره و خوشش بیاد البته ایمان آوردن بیشتر میره تو سیستم ی و مذهبی که دو طرف باید نور داشته باشن و حریم باید حفظ بشه یعنی شوخی ندارن با هم و اگه همدیگر رو هم دوست دارن در دوستی الهی همدل با همن و نام همدیگرو نمیبرن چه بسا همدیگرو از نزدیک ندیدن و مثلا فلان رو دیده توی تلوزیون و عاشقش شده گفتم این محبت الهی میخاد و نور حسینی مثلا اینطور نیست که بخان از نزدیک به هم برسن بلکه یه نوع حق ی یا همراهی دارن که از هم خوششون میاد و ما رو هم که میبینید عقیم هستم وگرنه مگه میشد با این کلیپ و ع ها اینکارا کرد حالا ما خیلی کار به روش دوستی نداریم چون خبره نبستیم ولی میبینیم که در تویتشر مثلا نام میبرن از یارو گریه الکی میکنن به خنده میارن شوخی میکنن با طرف و دست زدن خوشکلای خارجی رو نشون میدن تا دل مخاطب رو ببرن که این روش ها بس خطرناکه برای خانم بازی اگر باشه و جزء اون روش های مذهبی نیست که حق ی و دعا بر گردن هم دارن و ممکنه اصلا این نوع عشق که خ نیست به گناه بکشه گرچه برنامه ی تویتشر برنامه خوبیه و من خودم دنبال میکنم ولی الان دیدم که داره مخ میزنه انگار جدا از جذ تش که خود مجری هم جنبه شو داره و هدفشون مخ زنی نیست خلاصه آقا یهو دیدی تو رختخو و ت گل کرد چون یکی به فکرته و دوستت داره و بهت ایمان آورده و به یادته و تونستی جا واکنی در دلش و رفته ای روی مخش اونم از تو خوشش اومده و ت کرده یعنی نمیتونه بهت فکر نکنه خوب اگه عشق الهی باشه اگرچه شیم یه نوع دوستیه مثبته ولی هدف از اینکارا نباید باشه یعنی ن گل باید برای خدا کار کنن دیگه خود هم گل میکنه مثلا چه بسا شده نوحه خوان یا دعا خوان و یا سخنران در مسجد ش ناخواسته گل میکنه خوب این رحمت الهی است ولی جاش نیست اونجا وسط مردم و زن و مرد تو مسجد ولی رحمت خداست بله یه نوع محبت و رحمت خداست به شرطی که به گناه خود یی نکشه و باید جنبه داشت در صورتیکه اگر ظاهرا خوشکل باشی و مستقیم خ نکرده با نامحرم دوست شی و حتی تلفنی و مکالمه یا نام ازش ببری تو صحنه از عشقات و اینکارا هم باعث میشه معشوقه ت از راه دور تحریکت کنه و ت گل کنه ولی حتما به گناه میافتی چون جنبه نداری و حرمت الهی رو نگه نداشتی این همه خدا ارواح مومن و حوری داره یه دونه ش مارو دوست نداره اگر خدا رو دوست داشته باشیم؟! آیا باید تنها بمونیم و بمیریم حالا که نمیشه راحت ازدواج کرد؟! نه خدا کرم داره و میبخشه خلاصه برای این روابط باید شخص یک سری برجستگی ها و تفاوت هایی منحصر بفرد داشته باشه که مثل بقیه عادی نیست شایدم یه سری استعدادها و هنرها حالا خوشکلی خوش ص کلام خوب رفتار خوب و یه چیزی باید داشت تا در دل مخاطب جا باز کنه و گاهی یت یت الهی است که باید مخاطب جذب بشه و خدا حوریان و ارواح رو نمیفرسته تا بنده یت الهی در دنیا رو بر روی مردم عادی پیاده کنه چون یت خدا داره باید زن های دنیا دوستش داشته باشن!!! و اصلا دوستی های الهی دست ما نیست چه بسا زن هایی باشن در کار که ارزش و جنبه ندارن و مهرشون به دل نمیشینه بلکه باید یکی بود و پاک!!

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - الهی ,باشه , یت ,جنبه ,مثلا ,دوست , یت الهی ,رحمت خداست ,داشته باشن
بسم الله الرحمن الرحیم الهی ,باشه , یت ,جنبه ,مثلا ,دوست , یت الهی ,رحمت خداست ,داشته باشن
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام دو تا فکر خطور کرده قاطی میکنیم یه چیزی بیرون بیاد یک اهل حال بودن ون دو ساده و سطحی نگاه ن به قضیه

ببینید ون عزیز اهل حال اند همش نه حال که باید زنشون از دستشون راضی باشه و اتفاقا ون افتخار میکنن بچه زیاد بیارن و حال رو خوب میبرن و کمتر مثل ما گنا ارند که ن یتی هم مثل ما داشته باشن نه از این جنبه ها منظورم نیست منظورم نکته ی و کشف هست که مثلا نظریات و سخنان ان و ائمه معصومین علیهم السلام رو بشنون یهو از جنبه های مختلف برسی میکنن و لذت میبرن و حال میکنن که چیزی جدید و تازه بفهمند و کشف کنن و حال میکنن سخنان ون بزرگ و مجتهد رو با دقت بررسی کنند و شاید بارها کت رو بخونن و از اول به موضوع بنگرند البته منم همچین مرضی یه کمی دارم که حال میکنم چیزایی که به ذهنم خورد رو براتون بگم و یه نوع سبکی و پیشرفت حاصل میشه لذا ون زیرک اهل ساده نگری و ساده شی نیستن و مدام فکر میکنن و موضوعات مختلف رو از دین کشف و از منابع و سخنرانان مجتهد مدد میجویند و اگه چیز جدیدی بفهمن خوشال میشن و روحشون تازه میشه مثلا یه کتاب خوب بدستشون برسه نعوذبالله مثل ه که بدست جوان ابله برسه و چه شوقی داره و قلبش تلوب تلوپ میزنه لذا باید ما هم مثل ون باشیم ساده به مفاهیم قرآن ننگریم همش خطاطی و ظاهر قرآن مهم نیست باید رفت تو عمقش توسط وگرنه تنهایی که نمیشه باید از این چیزا کیف کنیم و لذت ببریم که خدا چی میگه چی منظورشه چی میخاد راه کدوم وره خوب اگه دل سیاه باشه قبول نمیکنه و گیرایی نداره و مشتاق نیست لذا ما ارزش کلام و دعاهای ان معصوم علیهم السلام رو نمیدونم و الکی میگیم شیعه ایم چرا اینکه اصلا رجوع بهشون نمیکنیم این سخنرانی های مجتهدین بزرگ رو باید چشم بسته قبول کنیم دل بدیم اینکه مثل دشمن وه نیستن که از روی شک و دشمنی و هزار نفع و نفاق بخوان مختو بزنن بلکه باید دل به مجتهدین بزرگ داد و ساده هم ننگریست به موضوع و باید کنجکاو بود و از این کنجکاوی و سخنرانی هاشون لذت بیشتر و حال معنوی برد یعنی باید سراپا گوش باشیم که بزرگمون چیه حرفش این سخنرانان چیه نکه خ نکرده به دیده ی شک و انکار نگاه کنیم نه باید سراپا گوش و دل بدهیم به صحبت ها و لذت ببریم از اینکه به اندوخته هامون اضافه شد باید هر ی که میخوانیم از قبلی روشن تر و لقلقه ی زبانمون نباشه بلکه شنا کنیم در عمق دل و جان شما و من ممکنه حق رو بجا نیاوریم و اصلا یه شخصیت مهم و بزرگ دین رو نشناسیم و فقط به ظاهر ماجرا بسنده کنیم که چه ریش بلندی مثلا این ها دید بچگانه است ظاهر ماجرا ببین حرف دلشون چیه و ساده بهشون ننگرن بشناسشون و در این راه وقت صرف کن بله ظاهر بزرگان دین هم شفا است ولی شفای واقعی در شناخت و ترقی و کلام و فکرشون هست ولی ما ساده بهشون نگاه میکنیم و از اینکه حقایق دین رو در نوشته ها و کلامشون پیگیری کنیم لذت نمیبریم و اینطوره که پیشرفت نمیکنیم!

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - ساده ,کنیم , ون ,میکنن ,اینکه ,بهشون ,ساده بهشون ,ظاهر ماجرا ,باید سراپا ,مجتهدین بزرگ ,علیهم السلام
بسم الله الرحمن الرحیم ساده ,کنیم , ون ,میکنن ,اینکه ,بهشون ,ساده بهشون ,ظاهر ماجرا ,باید سراپا ,مجتهدین بزرگ ,علیهم السلام
بسم الله الرحمن الرحیم

امشب که از خواب بعد از ظهر بیدار شدم میخاستم برم دستشویی که دیدم دارن اذان مغرب میگن منم رفتم تو فکر همونجا که چه خواب خوشی بودیم ولی باید وضو بگیرم و خوابمو ادامه ندهم بعد یاد قدیما افتادم که تو کوچه یه بچه ای میگفت برادرم خوابه و نمیتونه بیاد فوتبال و اگه از خواب بیدارش کنیم کتکمون میزنه و دعوا میکنه منم اون موقه ها دوران نوجوانی میگفتم منم خواب باشم بدم میاد ی از خواب خوش بیدارم کنه تو همین فکر و خاطره ها بودم که گفتم این قضیه داره و اینکه اولا ما دهه ۶۰تیا از حال هم باخبر و همدل بودیم دوما زندگیمون مثل هم بود یعنی هممون باید درس بخونیم مدرسه بریم و تلوزیون نگاه کنیم برنامه کودک ی ان و اوقات فراغتی که همه جا مثل هم بود بازیامون اسباب بازیامون یه مرتبه یه اسباب بازی مد شد در سراسر کشور و الان هم باید بچه و ک ن بیشتر پیش هم باشن و از حال هم باخبر و باید شهربازی مجازی ساخته بشه اگرم نمیشه شهربازی حقیقی ساخت و مشکل داره یعنی باید بچه ها جمع باشن یه جا همشون حالشون و برخورداشون مثل هم الان شما نمیتونی یک چت روم ساده ایجاد کنی که بچه ها جمع باشن ریسکه اینکار و سیاست میگه دور باشین و در خفقان و برای ما دردسر و هزینه نیارین نمیگم بازی نیست خیلی بازی ها مشهوره مثل کلش و اینا ولی باید داخلی کار کرد و اگر مثلا برای چندتا بازی مخصوص که یه جا جمع بشن و بچه هارو هم جمع کنیم جایزه و امتیاز و پول ج بشه برای قهرمان هاش خوب بچه ها برای امتیازشم شده جمع میشن و شاید جذ ت خاصی هم بازی نداشته باشه و اون کیقیت لازم ولی میگم باید بچه ها حتما یک جاهای مخصوصی جمع بشن و تخلیه بشن حالا شما میتونی بگی سالن بازی مجازی و شهربازی مجازی یا از تو خونه با هم در ارتباط باشن و هم بازی کنن هم چت و پلیس هم باید همکاری کنه و نظارت کنه!!

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - بازی ,خواب ,باشن ,مجازی ,شهربازی ,کنیم ,شهربازی مجازی
بسم الله الرحمن الرحیم بازی ,خواب ,باشن ,مجازی ,شهربازی ,کنیم ,شهربازی مجازی
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم

میدونی من قبلا همش تو حال و احوال روضه و نوحه بودم و حتی اشک هم داشتم تا اینکه گرفتم و ادا درووردم و همش پرید چشم مردم شوره و زیباییم کم شد سوز دلم رفت حال و صفا رفت و به خودم میگفتم شاید محض قلیونه ولی نبود محض شیاطین هست و چشم مردم که اشکامو دیده و نمیخان دیگه اشک بریزم ولی امشب تنها بودم بعد الکی الکی چند رکعت خوندم بعد از مغرب عشا دیگه جدی جدی شد بیش از یک ساعت دعا و خوندم یعنی خیلی جالب بود وقتی از خسته میشی جاییه که باید دعا باز کنی بخونی ولی دستم به دامنتون من این یک ساعت عبادت روزانه رو صرفا برای نورانیت و حال مناسب و خوب و دوری از پیشنهاد میکنم چون انس هم زیاد شده اسیرمون و ا ه ن شدن چسبیدن از دور بهمون برای این میگم نه قضاوت بشه حالا عارفیم و مومن و صالح و اینا که به این چیزا نیست بلکه میگم که بعد از یه سنی که برای من ۳۰ سال هست باید ارتباط با خدا و عبادت بیشتر بشه وگرنه اسیر میشی و حتی سوز و اشک و نور ممکنه بپره تا چقدر برای خدا و مهم باشی من تو این سن حس میکنم اگه حداقل یک ساعت عبادت نکنم اسیر هوا و هوس مردم یا شیاطینم و الهی نیستم و نمیمونم لذا گفتم بگم متذکر بشم گیر کردین بدونید و خودمم یادم بمونه هر روز یه ساعت دعا و بخونم تا زنده بشم فقط نباید ریا کرد و بلد بود چه لحن و ص قشنگ با خدا بود یعنی اگه بلد باشی چطور با خدا صحبت کنی هیچوقت خسته نمیشی و هم اگه ریا نکنی که باید توجه داشت که موقع هم جنگ ب است و ولت نکرده نکه آزاد گذاشتت پس ممکنه سخت باشه عبادت و اولش خسته کننده ِلذا توجه بشه مخصوصا انیکه مشهورن یا جادو میشن باید حداقل یک ساعت بخونن و وقتی خسته کننده بود روحی یا جسمانی فورا دعا بخونن که این دو با هم شفاست!! البته الان من مسافرتم و ای جدید اومدن و دعام چون توی خونه ی خودمون اقدر ی هست فضا که حوصله ی خودمم ندارم و همش خوابم!!

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - ,ساعت , ,عبادت ,خسته ,مردم ,ساعت عبادت , خسته , خوندم
بسم الله الرحمن الرحیم ,ساعت , ,عبادت ,خسته ,مردم ,ساعت عبادت , خسته , خوندم
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم

اگر جنس نامحرم به شخصی ایمان بیاره و خوشش بیاد البته ایمان آوردن بیشتر میره تو سیستم ی و مذهبی که دو طرف باید نور داشته باشن و حریم باید حفظ بشه یعنی شوخی ندارن با هم و اگه همدیگر رو هم دوست دارن در دوستی الهی همدل با همن و نام همدیگرو نمیبرن چه بسا همدیگرو از نزدیک ندیدن و مثلا فلان رو دیده توی تلوزیون و عاشقش شده گفتم این محبت الهی میخاد و نور حسینی مثلا اینطور نیست که محبت در دل بشینه و اینطور نیست که بخان از نزدیک به هم برسن بلکه یه نوع حق ی یا همراهی دارن که از هم خوششون میاد و ما رو هم که میبینید عقیم هستم وگرنه مگه میشد با این کلیپ و ع ها اینکارا کرد حالا ما خیلی کار به روش دوستی نداریم چون خبره نبستیم ولی میبینیم که در تویتشر مثلا نام میبرن از یارو گریه الکی میکنن به خنده میارن شوخی میکنن با طرف و دست زدن خوشکلای خارجی رو نشون میدن تا دل مخاطب رو ببرن که این روش ها بس خطرناکه برای خانم بازی اگر باشه و جزء اون روش های مذهبی نیست که حق ی و دعا بر گردن هم دارن و ممکنه اصلا این نوع عشق که خ نیست به گناه بکشه گرچه برنامه ی تویتشر برنامه خوبیه و من خودم دنبال میکنم ولی الان دیدم که داره مخ میزنه انگار جدا از جذ تش که خود مجری هم جنبه شو داره و هدفشون مخ زنی نیست خلاصه آقا یهو دیدی تو رختخو و ت گل کرد چون یکی به فکرته و دوستت داره و بهت ایمان آورده و به یادته و تونستی جا واکنی در دلش و رفته ای روی مخش اونم از تو خوشش اومده و ت کرده یعنی نمیتونه بهت فکر نکنه خوب اگه عشق الهی باشه اگرچه شیم یه نوع دوستیه مثبته ولی هدف از اینکارا نباید باشه یعنی ن گل باید برای خدا کار کنن دیگه خود هم گل میکنه مثلا چه بسا شده نوحه خوان یا دعا خوان و یا سخنران در مسجد ش ناخواسته گل میکنه خوب این رحمت الهی است ولی جاش نیست اونجا وسط مردم و زن و مرد تو مسجد ولی رحمت خداست بله یه نوع محبت و رحمت خداست به شرطی که به گناه خود یی نکشه و باید جنبه داشت در صورتیکه اگر ظاهرا خوشکل باشی و مستقیم خ نکرده با نامحرم دوست شی و حتی تلفنی و مکالمه یا نام ازش ببری تو صحنه از عشقات و اینکارا هم باعث میشه معشوقه ت از راه دور تحریکت کنه و ت گل کنه ولی حتما به گناه میافتی چون جنبه نداری و حرمت الهی رو نگه نداشتی این همه خدا ارواح مومن و حوری داره یه دونه ش مارو دوست نداره اگر خدا رو دوست داشته باشیم؟! آیا باید تنها بمونیم و بمیریم حالا که نمیشه راحت ازدواج کرد؟! نه خدا کرم داره و میبخشه

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - الهی ,دوست ,مثلا ,گناه ,جنبه ,رحمت ,رحمت خداست ,اینطور نیست
بسم الله الرحمن الرحیم الهی ,دوست ,مثلا ,گناه ,جنبه ,رحمت ,رحمت خداست ,اینطور نیست
بسم الله الرحمن الرحیم

آقا ما دوران نوجوانی که وبلاگ میزدیم و فوران و جولان میدادیم همیشه مقصر رو خودمون میدونستیم و جوان بودیم که بله تقصیر منه که فلانطور شد چون من مثلا رانی و از رد شدم آقا مومن ها هم پشت سرمون بودن این درسته که تقصیر منم بود و بار رو نمیتونستم بکشم و انتظارات الهی و مسولین مومن رو برطرف کنم و خوب حالمم بد میشد بعد هرگناهی و اونها هم از ما سواستفاده و هربدختی رو روی دوش ما میانداختن که منجر به عذاب الهی میشد و خطرناک شدن ما در چشم پلیس ها و بازی خوردن یه عده!!ولی الان میبینم که پشت قضیه یک سیاست ها و گروه و قرآن میگه امت بله امتی هست حالا یا ی یا جاهل یعنی باید بدونیم که برنامه ریخته در خارج برامون و در داخل هم گروه و حتی قوانینی هست برای مجرمان و یا حتی انی که بسمت جرم میرن و روایته جاهای بد نرین که مورد سوءالظن نباشید درگیر بشین یه وخت البته الان مانند ۱۰ ۱۵ سال قبل نیس و گناه عادی تر شده بین جوانان و مثلا همین اینستاگرام در صفحه سرچ میبینی علانا دارن توطئه میکنن آبرو میبرن و نمیشه هم پوشاندش در صورتیکه وظیفه ی حکام پوشاندن عیب و زشتی مردم هست اونطوری که از نامه ی علی علیه السلام یادم میاد به مالک اشتر خلاصه توطئه ی یی و سیاست غلط پشت هر بدی و فساده نه اینکه جوان های ما فاسد باشن بهترین و پاکترین جوانان رو ما داریم ولی شیاطین و برنامه ریختن و پول های هنگفت ج برای ما که بزنن زمین و جوان ناخواسته رفته توی گروه فساد ببینین ما باید جوان هامون جمع باشن و خوان یعنی وقتی از رد شد ناخواسته باشه وگرنه میره به سمت سیاست های شیاطین و گروه منزجرین یعنی میبرنش باید همیشه توبه کنه جوان و ش رو ترک نکنه الان شما نمیتونی با زنت رابطه ی محبت و نوازش داشته باشی اولا برای اینه که یاد خدا نیستیم دوما جز مومنان که باید همدیگرو پوشش بدن و دعا و کاور و پشتیبان هم باشن و قوی کار کنن نیستیم و مثلا فاصله گرفته ایم از هم سوما سیاست غلطه یعنی شما رو یهو میبرن جز افراد فاسد بله یاد خدا مهمه شما میخو بیدار میشی میبینی دنیا رو سیل برد و ایمانت رو یدن و نورت ج شد نه یادی از خدا و نه حالی خوب دیگه همینه دیگه وضع آ ا مان باید حداقل سه بار در روز رجوع کنی به خدا ت رو بخونی وگرنه مورد حملات شیاطین و سیاست هاشونی حالا اگر خودت دامن بزنی به گناه دیگه بدترتر میشه وضعت ما نمیگیم در چنین وضع خطرناکی بخون و بس بلکه یاد خدا باش و بس چقدر یاد خ م این قرآن خواندن که ما هیچ می انگاریمش داره سیاست شیاطین رو به هم میزنه پس اگر حتی مومن هم باشیم و بشیم و خونمون وسط مسجد باشه بازم ایمانمون رو میبرن مهم ذکر و یاد خداست تا محبت بین فرزند و پدر و زن و شوهر برگرده و آرامش الهی بیاد و فرشته ها دوستمون داشته باشن پس بنگریم چقد یاد خ م و ذکر خدا میگیم بله ذکر اکبر خداست ولی میخونه ولی روحش و فکرش هزار جای دیگست خوب بردتت دیگه پس قانونی وجود نداره جز یاد خدا و بندگی نابش!

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - سیاست ,یعنی ,شیاطین ,باشن ,گروه ,مومن , برنامه
بسم الله الرحمن الرحیم سیاست ,یعنی ,شیاطین ,باشن ,گروه ,مومن , برنامه
بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره فتح جلسه 01 (1395/03/01)

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً (۱) لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنْبِکَ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یَهْدِیَکَ صِرَاطاً مُسْتَقِیماً (۲) وَ یَنْصُرَکَ اللَّهُ نَصْراً عَزِیزاً (۳) هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدَادُوا إِیمَاناً مَعَ إِیمَانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماوَاتِ وَ الأرْضِ وَ کَانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکِیماً (٤) لِیُدْخِلَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَ یُکَفِّرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَ کَانَ ذلِکَ عِندَ اللَّهِ فَوْزاً عَظِیماً (۵) وَ یُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَ الْمُنَافِقَاتِ وَ الْمُشْرِکِینَ وَ الْمُشْرِکَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ سَاءَتْ مَصِیراً (۶)

مدنی بودن سوره فتح و آغاز آن با تاکید بر فتح جامع مسلمانان

سوره مبارکهٴ «فتح» که در مدینه نازل شد، آغازش یک منّت الهی است و آن فتح مُبین است؛ فتح ـ إن شاءالله ـ همان طوری که در بخش های دیگر روشن خواهد شد، یک فتح مطلق است، یک فتح مُبین است و یک فتح محدود؛ آن فتح مطلق إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحاً میباشد که دیگر جامع همه این فتوح است. فتح گاهی در مبارزات است، گاهی در مبارزات نظامی است و گاهی هم در مبارزات فرهنگی است؛ در همه بخش ها پیروز است و فتح برای مسلمین است. در جریان مبارزات ـ چه در بَدر، چه در اُحُد، چه در خیبر و سایر جنگ ها ـ گرچه شهید دادند، ولی سرانجام پیروز شدند و مشرکان فرار د و به مکّه برگشتند؛ منتها در این کریمه با جمله اسمیه و «إنّ» تأکید که می فرماید: إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً، به جای اینکه بفرماید «لِنَغْفِرَ لَکَ»، با فعل غایب ذکر فرمود؛ منتها اسم ظاهر را فاعل قرار داد و فرمود: إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً ٭ لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ، نظم این طور اقتضا می کرد که بفرماید: إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً «لِنَغْفِرَ»؛ اما وقتی «الله» که اسم اعظم است و با جامعیت ظهور کرد، همه این کمالاتی که در إِنَّا و فَتَحْنَا ـ این متکلم مع الغیر ـ حضور دارند، آن جا ظهور خواهند داشت.

اعطای نعمتهای چهارگانه به و برخورداری مسلمانان از آن

چهار فضیلت را بر این فتح مُبین مترتّب د: یکی غفران است لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنْبِکَ وَ مَا تَأَخَّرَ؛ «ذَنب» گذشته و آینده و «ذَنب» سابق و لاحق همه را خدا ببخشد و نعمت خود را بر تو تمام د و تو را در راه مستقیم ثابت قدم نگه بدارد و تو را از نصر عزیزانه برخوردار کند. روشن است وقتی که وجود مبارک پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مشمول این «نِعَم» چهارگانه شد، امت او هم در پَرتو نعمت الهی از این «نِعَم» برخوردار هستند.

تبیین ناهماهنگی بین فتح مکه با بخشش گناهان

عمده نظم طبیعی بین این سبب و مسبّب است که فرمود ما فتح مُبین را برای شما روشن کردیم و تو را فاتح قرار دادیم، برای اینکه گناهان سابق و لاحق تو را «الله» ببخشد؛ در این هیچ تناسبی بین سبب و مسبّب، همچنین علت و معلول که با «لام» ذکر شده است وجود ندارد. فتح مُبین که در جریان «صلح حُدیبیه»[1] است و زمینهٴ فتح مطلق در مکّه است، این یک نعمت است؛ نعمت باعث بخشش گناه نمی شود، آنچه بخشش گناه را به همراه دارد توبه و اِنابه و استغفار است. استغفار است که سبب بخشش گناه است، نه نعمتی که خدا به انسان می دهد! آن نعمتی که خدا به انسان می دهد، زمینه و مقدمه برای شکر است که وظیفه شکر را به همراه دارد؛ اما خدای سبحان یک نعمت مهمی را عطا کند که بخواهد گناه ی را ببخشد!

ناتمامی وجوه بیان شده در ارتباط فتح و بخشش گناهان

مرحوم شیخ طوسی در تبیان[2] و بعد در کنارش هم مرحوم امین ال در مجمع[3] و سایر مفسّران وجوهی را برای این ارتباط بین سبب و مسبّب ذکر د ـ چهار وجه را ذکر د ـ بعد فرمودند: «هذه الوجوه کلها عندنا باطلة»، برای اینکه هیچ پیوندی بین سبب و مسبّب نیست. ما فتح مُبین کردیم تا گناهان سابق و لاحق تو را ببخشیم؛ قبل از نبوت و بعد از نبوت، قبل از فتح و بعد از فتح، گناهان «أبیک آدم و من دونه» و گناهان انبیا و اولیای متأ ـ معاذالله ـ اینها را ببخشیم، بعد از ذکر این وجوه چهارگانه می فرمایند: «هذه الوجوه کلها عندنا باطلة»، برای اینکه اصلاً سالبه به انتفای موضوع است! وجود مبارک پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) معصوم بود، نه قبل از نبوت گناه داشت و نه بعد از نبوت! انبیای قبلی هم معصوم بودند و گناهی نداشتند! وقتی گناهی نبود، چگونه ذات اقدس الهی این گناهان را ببخشد؟! اصلاً سالبه به انتفای موضوع است! اشکال این وجوه چهارگانه این است که اینها معصوم هستند و گناهی ندارند، نه قبل از نبوت و نه بعد از نبوت، نه قبل از فتح و نه بعد از فتح، نه انبیای گذشته و نه اولیای متأ .

ضرورت روشن شدن رابطه بین فتح و بخشش گناهان

ولی آنچه اصل است این است که رابطهٴ بین فتح و مغفرت چیست؟ حالا بر فرض ی گناه داشته باشد، فتح الهی یک نعمت است؛ حالا این نعمت را خدا می دهد تا گناه را ببخشد یعنی چه؟ یک وقت است می فرماید ما توفیق توبه به شما دادیمیَتُوبَ عَلَیْکُمْ،[4] مستحضرید که توبه انسان، مَحفوف به دو توبه الهی است؛ یعنی اوّل «تاب الله علی زید»، یعنی «رجع لطفه الی زید» زید را بیدار می کند و او را به استغفار وادار می کند، بعد «ثم یتوب ا ید الی الله» و «ثم یتوب الله علی زید و یقبل توبته». این تَابَ اللَّهُ[5] که در قرآن هست، این توبه اوّل است؛ یعنی فیض و لطف خدا شامل حال گروهی شد؛ اینها از غفلت به در آمدند و متذکر شدند، بعد توبه د، بعد توبه اینها را ذات اقدس الهی پذیرفت، به این جهت توبهٴ عبد، محفوف به دو توبه خداست. غالب کارها «جُلٍّ لولا الکُل» محفوف به دو فیض الهی است: اگر ی بخواهد یک کار خیری انجام بدهد، اوّل جرقّه ای در قلب او از طرف فیض الهی زده می شود، بعد این شخص برابر این توفیق الهی شروع به کار خیر می کند و در مرحله سوم هم ذات اقدس الهی کار خیر او را قبول می کند؛ تمام کارهای خیر انسان مسبوق به دو عنایت و لطف الهی است که توبه هم همین طور است؛ اما این جا خدای سبحان نعمتی به ی داد که گناه او را ببخشد یعنی چه؟ پس هیچ پیوندی بین این سبب و مسبّب نیست، لابد ذَنبی هست که با فتح و پیروزی بخشوده می شود.

تبیین ارتباط فتح با بخشش گناهان با استفاده از جریان ذنبِ موسای کلیم

این در جریان قصص انبیا کم نیست! وجود مبارک موسای کلیم بعد از اینکه مأموریت یافت برای هدایت فرعون و امثال فرعون، عرض کرد خدایا! من نزد اینها «مُذنب» هستم: لَهُمْ عَلَیَّ ذَنبٌ؛[6] من نزد اینها «مُذنب» هستم، برای اینکه آن جوانی را که فَوَکَزَهُ مُوسَی[7] به قتل رساندم نزد آنها «مُذنب» هستم. آن گروهی که به موسی پیشنهاد دادند: یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ[8] ـ «مؤتَمَر» یعنی محلّ م ، وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُم[9] «مؤامره» کنید؛ یعنی م کنید و اینکه به کنگره ها به نشست ها می گویند «مؤتَمَر»، از همین کریمه گرفته شده است کهوَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُم، یَأْتَمِرُونَ بِکَ آن جا که می نشینند، تضارب آراء هست و م های فکری هست را می گویند «مؤتَمَر»، این اسم مکان است؛ این دو تا آیه که «ائتمار» و «مؤتَمَر»ها را یاد می کند یعنی م ها ـ به موسای کلیم گفته شد که از مصر بیرون بروید برای اینکه اینها یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ، موسای کلیم هم در بازگشت که ذات اقدس الهی به او برای هدایت مردم مصر مخصوصاً فراعنه مصر مأموریت داد، عرض کرد: لَهُمْ عَلَیَّ ذَنبٌ؛ من نزد اینها «مُذنب» هستم! ذات اقدس الهی هم فرمود کاری می کنیم این گناهی که نزد اینها دارید برطرف بشود؛ فتح مُبینِ وجود مبارک پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) هم همین طور بود! حضرت در جریان جنگ بَدر و احزاب افراد فراوانی به دستور آن حضرت کشته شدند که «قَلیب»[10] بَدر شاهدِ صادق این کار است. وجود مبارک پیغمبر نزد مردمِ مکّه «مُذنب» بود، فرمود ما این فتح را بهره تو کردیم تا تو کریمانه منّت بگذاری، همه اینها را آزاد کنی و از همه اینها بگذری تا آن «ذَنب»ی که نزد اینها داشتی بخشوده بشود؛ تمام «ذَنب» های سابق و لاحق، آن «ذَنب» هایی که در مکّه نزد اینها داشتی بخشوده می شود، آن «ذَنب» هایی که در مدینه نزد اینها داشتی بخشوده می شود.

صلح حدیبیه زمینه فتح و وامدار شدن مردم مکه

این «صلح حُدیبیه» زمینه است ـ که در سال ششم بود ـ تا در سال هشتم فاتحانه وارد مکه شوید که بعد می فرماید: «أَلْیوْمُ یوْمُ الْمَرْحَمَةِ»[11] است؛ روز انتقام نیست و خانه ابوسفیان ها را بَسط قرار می دهید و همه انی که علیه تو شمشیر کشیدند وامدار کَرَم تو می شوند و نزد تو شرمنده هستند، ما این فتح را ـ یعنی فتح در «صلح حُدَیبیه» را ـ بهره تو کردیم که زمینه بشود تا آنها تعهّد بسپارند که امسال شما به مدینه برگردید و سال بعد وارد بشوید؛ در آن سال تقریباً هزار و چهارصد نفر بودند، ولی سال بعد چند هزار نفر وارد مکّه شدند، فاتحانه هم وارد مکّه شدند، حضرت هم فرمود که امروز روز مرحمت است و از همه شما ما صَرف نظر کردیم و عفو کردیم. پس همه «ذنب» هایی که مشرکین نسبت به وجود مبارک حضرت داشتند که گاهی «ذَنب» به فاعل اسناد داده می شود و گاهی به مفعول اسناد داده می شود، همه اینها با فتح الهی بخشوده شد.

مُذنب بودن موسای کلیم نزد فراعنه و نزد مردم مکه

همان طوری که موسای کلیم گفت لَهُمْ عَلَیَّ ذَنبٌ و ذات اقدس الهی کاری کرد که این «ذَنب» نزد مردم بخشیده شد، وجود مبارک پیغمبر هم نزد مردم مکه «مُذنب» بود، چه در زمان حضورش در مکّه که به حسب خیال آنها اینها را به جان هم انداخت که گاهی پدر پسر را و گاهی پسر پدر را می کشت، در بیانات نورانی حضرت در نهج البلاغه[12] هست که اینها گاهی یک قبیله بودند، گاهی یک خانواده بودند که در برابر یکدیگر شمشیر می کشیدند ـ یکی مسلمان بود و یکی مشرک ـ تا اینکه مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا؛ در جریان جنگ بدر و جنگ احزاب هم که همین طور بود! مقداری در جنگ اُحُد کشتند و شهید دادند؛ اما سرانجام آنها مجبور به فرار شدند. نزد مردم مکّه وجود مبارک پیغمبر «مُذنب» بود، مثل اینکه نزد مردم مصر، وجود مبارک موسای کلیم «مُذنب» بود که فرمود: وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنبٌ، وگرنه موسای کلیم در همه این حالات معصوم بود، چه اینکه پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) هم معصوم بود.

پرسش: ... از نظر زمانی، بعد از فتح مکّه دیگر اثر نمی کند.

پاسخ: مَا تَأَخَّرَ؛ یعنی سابق و لاحق، مَا تَأَخَّرَ نه یعنی آینده!مَا تَأَخَّرَ از فتح، مَا تَأَخَّرَ از آن «ذَنب» وَ مَا تَأَخَّرَ؛ یعنی سابق و لاحق، نه مَا تَأَخَّرَ یعنی «ما یتأ »! این «ما یتأ » فعل مضارع است، پس «ما یتأ » نیست، بلکه مَا تَأَخَّرَ «عن السابق»، هر دو سابق هستند؛ منتها یکی جلو است و یکی دنبال لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنْبِکَ وَ مَا تَأَخَّرَ.

پرسش: فاعل «یَغْفِرُ» بنا بر توضیحی که دادید، «لِیَغْفِرَ لَکَ الذین...»، «الذین أشرکوا» باشد.

پاسخ: نه، لِیَغْفِرَ لَکَ آن مَا تَقَدَّمَ را؛ یعنی آن «ذَنب»ی که در مکّه داشتید بخشوده شد، آن «ذَنب»ی که در مدینه داشتید بخشوده شد، اینکه «اللَّهُمَ‏ اغْفِرْ لِیَ‏ الذُّنُوبَ‏ الَّتِی‏»،[13] «ذَنب» را باید ببخشد!

پرسش: «طائل»[14] خداست!

پاسخ: «طائل» خداست که «ذَنب» را می بخشد.

پرسش: شما توضیح را براساس این بیان کردید که آنها گناهانشان را بخشیدند.

پاسخ: بله، خدای سبحان فتحی را نصیب تو کرد، چون لِلَّهِ جُنُودُ السَّماوَاتِ وَ الأرْضِ! آنها اگر بخواهند از وجود مبارک حضرت صَرفنظر ند، با فیض الهی و فتح الهی و عنایت الهی و کار الهی است! اگر خدا فتح را نصیب حضرت نکرده بود، آنها هم چنان شمشیر به دوش بودند؛ ما این کار را کردیم که آن «ذَنب» را ـ این «ذَنب» که به مفعول اسناد داده می شود و به زعمِ آنها تو «مُذنب» بودی ـ ما این «ذَنب» را ببخشیم، خدا ببخشد! چون تمام این کارها را ذات اقدس الهی انجام می دهد، مقَلِّب قلوب اوست و مُسرِّف در نفوس اوست.

ناتمامی توجیهات بیان شدهٴ مفسران گذشته در ارتباط فتح با بخشش

چندین وجه را سیدنا ال (رضوان الله علیه) ذکر می کند و همه اینها را رد می کند،[15] جامع اینها می تواند آن وجوه چهارگانه ای باشد که مرحوم شیخ طوسی در تبیان ذکر کرده، بعد هم امین ال ذکر کرده، بخشی از این وجوه را جناب ف رازی ذکر کرده می فرماید باید تناسبی باشد بین منّت الهی و فتح الهی با بخشودن گناه؛[16] اولاً خود حضرت سالبه به انتفاء موضوع است چون «ذَنبی» ندارد و ثانیاً اگر «ذَنبی» باشد «ذَنب» باید با توبه و مغفرت بخشوده بشود نه با نعمت! نعمتی را خدا بدهد که گناه را ببخشد؟ اینکه هیچ تناسبی ندارد! لذا این وجوه چهارگانه را که ـ معاذالله ـ گفتند مثلاً «ذَنب» حضرت بود، قبل از نبوت یا بعد از نبوت، «ذَنب» صغیر، «ذَنب» کبیر یا ترک اُولی و مانند آن، همه اینها رخت برمی بندد؛ اولاً «ذَنب» نیست، ثانیاً بر فرض محال که «ذَنب» باشد، «ذَنب» با توبه بخشیده می شود، نه با نعمت! فرمود ما نعمتی به تو دادیم تا گناهایت بخشوده بشود، این صدر و ذیل که با هم هماهنگ نیست! اما وقتی جریان لَهُمْ عَلَیَّ ذَنبٌ[17] که انبیای قبلی هم داشتند، وجود مبارک موسای کلیم فاتحانه وارد شد، با برهان وارد شد، با معجزه وارد شد که توانست مردم مصر را هدایت کند و راهنمایی کند که «ذَنب» ایشان بخشوده بشود، اینکه عرض کرد: وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنبٌ، خداوند فرمود من کاری می کنم که نزد مردم طیب و طاهر باشی و همین کار را هم کرده است. بنابراین لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنْبِکَ وَ مَا تَأَخَّرَ.

مست م رفع تکلیف بودن معنای بعضی از مفسّران از مَا تَأَخَّرَ

برخی ها طرزی معنا د که اصلاً مست م رفع تکلیف است! خیال د مَا تَأَخَّرَ یعنی «ما یتأ »! خیال د مَا تَأَخَّرَ یعنی آنچه بعد می آید! اگر ـ معاذالله ـ گناه آینده بخشیده بشود، یعنی اباحه گری! اگر بگویند که فلان شخص گناهان آینده او بخشوده می شود، یعنی چه؟ یعنی ـ معاذالله ـ اباحه گری است و مکلّف نیست، هر کاری می تواند د! چنین چیزی اصلاً فرض ندارد! اولاً این مَا تَأَخَّرَ فعل ماضی است و مضارع نیست، یعنی مَا تَأَخَّرَ از آن سابق، نه «ما یتأ » که بعداً می آید و در بحث های بعدی هم اگر گفته می شود گذشته و آینده، یعنی توفیقی بده که ما در آینده گناهی نکنیم، وگرنه گناه آینده اگر بخشوده بشود و از هم اکنون بگویند گناهی که می کنی بخشودیم، این یعنی اباحه گری، یعنی مکلّف نیستی! در حالی که قرآن کریم حضرت را مکلّف می داند، بعد هم می فرماید: لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ[18] و در مسئله رس هم اگر جریان ولایت حضرت را نگویی اصل رس را نگفتی! در بخش های دیگر هم فرمود اگر چیزی از قرآن را کم کنی، زیاد کنی، جابهجا کنی و ـ معاذالله ـ تحریف کنی به نام «تقوّل»[19] لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ،[20] پس جای اباحه گری نیست که ـ معاذالله ـ گناهان حضرت در آینده بخشوده بشود؛ این با رفع تکلیف سازگار است، نه با تکلیف! پس آن وجوه کلاً مطرود است و هیچ کدام از آنها قابل پذیرش نیست، «ذَنبی» است که با صدر و ساقه خود آیه باید بسازد و آن «ذَنب» مردمی است که این با فتح و پیروزی و بزرگواری آن حضرت بخشوده می شود.

وعده خدای سبحان به اتمام نعمت بر در غدیر و تثبیت صراط او

لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنْبِکَ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ، چون هنوز به مرحله غدیر و به مرحله الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی[21] نرسیده است؛ فرمود ما هنوز غدیر در پیش داریم، ولایت در پیش داریم، ت در پیش داریم، خلافت تو را در پیش داریم، آن روزها این نعمت را تمام می کنیم.وَ یَهْدِیَکَ صِرَاطاً مُسْتَقِیماً که این تثبیت است؛ این راه راستی که تو داری، ما تو را بر این راه راست هدایت می کنیم، این مثل یک هدایت تکوینی و تأییدی است که گرایشی دارید، بعد می گوییم: إِنَّکَ عَلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ،[22] بعد در دعاها و زیارت ها می گوییم که «أَنْتُمُ‏ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ‏».[23] قبلاً هم بیان شد که دین، صراط است و عقل مثل نقل، سِراج است. هرگز عقل در برابر شرع نیست، عقل کاشف شریعت است نه قانون گذار؛ زیرا این قوانین الهی بود، این عقل ـ چه عقل حکیم باشد، چه عقل اصولی باشد و چه عقل فقیه باشد ـ قبل از اینکه این حکیم و اصولی و فقیه به دنیا بیایند این قوانین بود و بعد از مرگ اینها هم این قوانین هست، قانون الهی را عقل کشف می کند نه ی د؛ لذا به هیچ وجه عقل در قبال شرع نیست که بگویید این شرعاً این طور است، عقلاً هم این طور است و هر دو با هم می گویند، چون صراط با سراج هماهنگ نیست؛ چراغ را با چراغ می سنجند، نه چراغ را با صراط! فرمود شما در صراط مستقیم هستید: یس ٭ وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ ٭ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ ٭ عَلَی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ[24] و در زیارت ها هم که می گوییم: «أَنْتُمُ‏ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ‏»، برای این است که از همین آیات گرفته شده است.

پرسش: عقل عمل چطور؟

پاسخ: عقل عمل فعل است، فعل که حکم نیست! عقل عملی که«مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَان وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجنان»[25] فعل است و فعل هم برابر قانون است. عقل نظر، حکم الهی را می فهمد و عقل عمل اگر در جبهه جهاد پیروز شد، برابر آنچه را که فهمید عمل می کند.

نادر بودن نصرِ الهی در فتح، علّت متّصف شدن آن به عزّت

وَ یَنْصُرَکَ اللَّهُ نَصْراً عَزِیزاً، مشکلی که هست این است که «نَصر» به عزّت متّصف نمی شود، آن عزّت است که باعث «نَصر» است. قبلاً هم مسئله عزّت را ملاحظه فرمودید، عزّت یعنی نفوذناپذیری. وقتی گفتند این زمین عزیز است: «أرضٌ عَزَاز»؛ یعنی با کلنگ و امثال اینها به این آسانی نمی شود در این زمین نفوذ کرد. «أرضٌ عَزَاز»، یعنی این زمین سفت است و کلنگ پذیر نیست، باید با تلاش و کوشش این را جابهجا کرد. انسان نفوذناپذیر را می گویند «عَزیز»، چون نفوذناپذیر است در دیگران نفوذ می کند و می شود غالب، وگرنه عزّت به معنای غلبه نیست! عزّت به معنای نفوذناپذیری است و لازمهٴ نفوذناپذیری هم پیروزی است؛ خدا عزیز است، انبیا عزیز هستند و دین عزیز است یعنی نفوذناپذیر هستند. عزّت باعث نصرت است، نه اینکه «نَصر» متّصف به عزّت بشود، چون دین عزیز است و پیغمبر عزیز است منصور هستند، نه اینکه «نَصر» عزیز باشد؛ منتها گفتند عزّت به معنای «نُدرة الوجود» هم هست. «عزیز الوجود» یعنی «نادر الوجود» و کمیاب، آن گوهرهای کمیاب را می گویند «عزیز الوجود» و «نادر الوجود» هستند. این نصرت های کمیاب و کم نظیر را می گویند «نصرت عزیز».

اشاره به نصرتِ الهی در پاسخ ابوسفیان از علّت پیروزی

چون در خود جریان فتح مکّه که بعدها اتفاق افتاد ـ این بخش برای صلح حدیبیه است ـ که وجود مبارک پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فاتحانه وارد مکه شد، اباسفیان ملعون قدم می زد متحیّرانه می گفت: «لَیْتَ شِعْرِی بِأَیّ شَیْءٍ غَلَبْتنِی»[26] این جمله را تکرار می کرد، چگونه شد که اینها پیروز شدند؟! جمعیت ما بیشتر بود، سربازان ما سواره بودند و آنها پیاده، ما به سربازان خود کباب دادیم و اینها ما دادند، ما به سربازمان خود شمشیر دادیم و آنها چوب دادند، چگونه شد که آنها پیروز شدند و ما ش ت خوردیم؟! وجود مبارک حضرت از پشت سر رسید و دست بر دو کتف اباسفیان گذاشت فرمود: «بِاَللهِ غَلَبْتُک یَا أَبَا سُفْیَانَ»! این لِلَّهِ جُنُودُ السَّماوَاتِ وَ الأرْضِ که در این جا به صورت ترجیع بندی مرتّب چند جا الآن ذکر شده، آیه چهار: لِلَّهِ جُنُودُ السَّماوَاتِ وَ الأرْضِ، آیه هفت: لِلَّهِ جُنُودُ السَّماوَاتِ وَ الأرْضِ همین است. کلّ نظام یان و مأموران الهی هستند، تنها آن عنکبوت نیست که تارش در غار کمک کرده و حضرت را نیافتند، آنچه در جهان امکان هست و ستاد خداست! گاهی به زمین می گوید بگیر: فَخَسَفْنَا بِهِ وَ بِدَارِهِ الأرْضَ،[27] گاهی به دریا می گوید بگیر: فَغَشِیَهُم مِنَ الْیَمِّ مَا غَشِیَهُمْ،[28] گاهی به باد می گوید بگیر: سَخَّرَهَا عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیَالٍ وَ ثَمَانِیَةَ أَیَّامٍ[29] به هر چه دستور داد گرفتند! تنها «شَقُّ القَمَر» که نبود! «شَقُّ الحَجَر» بود، «شَقُّ الأرض» بود، «شَقُّ الماء» بود، «شَقُّ الشَّجَر» بود، این لِلّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الأرْضِ[30] هست!

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - الهی ,سوره ,یعنی ,اینها ,فرمود ,حضرت ,وجود مبارک ,الله علیه ,جُنُودُ السَّماوَاتِ ,اقدس الهی ,موسای کلیم ,وجود مبارک پیغمبر , لِلَّهِ جُنُودُ ال?
بسم الله الرحمن الرحیم الهی ,سوره ,یعنی ,اینها ,فرمود ,حضرت ,وجود مبارک ,الله علیه ,جُنُودُ السَّماوَاتِ ,اقدس الهی ,موسای کلیم ,وجود مبارک پیغمبر , لِلَّهِ جُنُودُ ال?
بسم الله الرحمن الرحیم

کلاس بازیگری ماع طبق خو که دیدم مانند کلاس درس بود درس مدرسه و البته نباید زن شرکت کنه فقط دختر و پسر و طوری خورد و ش ته ممکنه بشه زیر آزمون که شخصیتی براش باقی نمیمونه در خواب من مهران غفوریان اول بود و من هم از شخصیتم بیم داشتم اینجا هدف درس خواندن نبود بلکه قوی شدن و در موقعیات مختلف خورد شدن یا قوی شدن شخصیت مطرح بود اصلا درس میداد ولی ی بود که یهو وسوسه میکرد میگفت بیا تخم مرغ بخور و یه دیگه همزمان میگفت نخور شاید توی دلش میگفت نخور و اینجا آدم دچار دوراهی میشد یا مثلا داشتی میرفتی یه چیزی ب ی از یه جای خلوت نصف شب یهو جلوتو میگرفتن که مگه نمیدونی اینجا حکومت نظامی است و کلی با شخصیت و روانت سر مسئله ای ساده بازی میشد در حالیکه اصلا حقیقت جای خود رو داده بود به قدرت یا مثلا علم آموزی تبدیل به شخصیت سازی شده بود و دیگه مثلا زنگ میزدی ۱۱۸ میگفتی این شماره ی منه که افتاد حالا بهم بگین آدرس خانه ام کجاست و کلی بازی میخوردی و بازی میدادی و آ ش هم تو کلاس بودیم توی کلاس مثلا در مورد اسکیزوفرنی بحث میکرد و فورا مهران میگفت مگر افراد اسکیزوفرنی دانه هایی در کنار پاشون نمیزنه؟!! میگفت کجا؟؟ شلوارش رو میکشید پایین و دانه های کنار ش رو نشون میداد در صورتیکه دقت ی همش بازی بود و الکی و اینجا ما نیومده بودیم 20 بگریم بلکه کار روی قدرت شخصیت و قوی شدن بود همون چیزی که بچه های تنبل سر کلاس دنبالشن یعنی مس ه بازی ولی زیر نظر نه اینکه هرکاری صورت بگیره و هر حرف زشتی و تسلطی معلوم نبود کی عاشق کیه و شخصیت صاف چیه و چه طور میشه پاس کرد باید به نحوی قانع میشد که درس زندگی و عقل رو فهمیدی و اون چیزی که میخواد و یا وسوسه کرده و یا روی شخصیتت کار کرده رو متوجه و پیشرفت کردی نمیگم شخصیتت خورد شدحتما خوردی نه بلکه باید خیلی موقعیت ها کوتاه بیاییم در زندگی و سختی رو تحمل کنیم و پا روی خواهش نفس بزاریم نه اینکه قدرت طلب صرف باشیم معلوم نیست دوست مطلق کیه معلوم نیست خوبی یعنی چه معلوم نیست طرف چه نقشی داره تو باید شخصیت خود و دیگران رو بسازی با بازی خوبت نه اینکه نامه ای در کار باشه باید طبق عقلت بازی بدی و بازی بخوری ممکنه اصلا تا مدتی حبس بشی در خانه ای نه که قاروقور کنی بلکه باید شرایط مختلف و عضو گروهی بشی در خانه و بجنگی و طبق خیالات جلو بیای گفتم که بازی با روان هست باید اینا رو بلد باشی شرایط بازیگری و تعامل رو در چنین کلاس ها و اوضاعی!!! اصلا معلوم نیست کی خیرخواهته کی دشمنت یعنی عقلت نمیرسه باید خدا یاوریت بده شما عضو هیچ گروهی نیستی و باید فقط بازی کنی اینجاست که درس زندگی بعد ازدواج رو میفهمی! بیشتر دیوانه بودن در پیشرفت عقل مطرح بود!

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - بازی , ,کلاس ,شخصیت ,میگفت ,معلوم ,معلوم نیست ,بلکه باید ,میگفت نخور
بسم الله الرحمن الرحیم بازی , ,کلاس ,شخصیت ,میگفت ,معلوم ,معلوم نیست ,بلکه باید ,میگفت نخور
بسم الله الرحمن الرحیم

امروز چند تا چیز متذکر شدم نه که یاد گرفته باشم حتما شاید بیدار شدم اینکه اول توی خواب هم شده استغفار بگم دوم آدم مهمی نباشم سوم خیلی کارها رو نکنم بهتره

اینکه استغفار بگیم خیلی جای عوض شدن ح بد داره چون میدونید نباید الکی استغفار کرد که باید جاش باشه که بگی استغفرالله ربی و اتوب الیه لذا اگه بر زبان نیاریم و مثلا موقع خواب حتما نیروی زیادی پشتش هست که مارو عوض کنه چون جای مخصوص باید گفت و مثلا الکی نباید گفت طبق روایات دوم بیدارمون میکنه ذکر استغغار و یه چیزایی رو به دل می اندازه که در ح طبیعی و غرور نمیفهمیم لذا گفتم که برای عوض شدن ح مثلا اگر تکبری چیزی گرفته مارو این ذکر خیلی خوبه

دوم اینکه آدم مهمی نباشیم واقعیتش چون اگر آدم مهم و مسولیت پذیری باشیم یه سری شیاطین ما میشن که مارو از خودمون و خدامون بگیرند یعنی یه اتفاق بسیار ساده برای ما شا ار میشه و شیاطین مدام یادمون میاندازن که عجب کاری ا و چقدر بزرگم من چون ای همرامونند لذا مدام بزرگی مارو بهمون القا میکنن در صورتیکه اگر آدمی بزرگ و برجسته و با مسولیت نباشیم کمتر میتونن خاطره های کوچک مارو بت کنند و انقدر خودمون رو برای یه مساله ی ریز قهرمان و بزرگ نمیکنیم در صورتیکه شیاطین کارشون همینه که مارو بزرگ کنن و ما پیش خودمون همینطوری بزرگتر بشیم تا بترکیم! لذا اگر میخای از دست فرار کنی اول باید شخص مهمی نباشی اگر مسولیت داری باید برات ارزش نداشته باشه این پست و مقام وگرنه مگه آدم رو ول میکنه لحظه به لحظه شو از جونت میکشه پایین لذا برای فرار از یه راه اینه که مهم نباشی کلآ و توی چشم وگرنه خاطرات مهم بودن و همرات بودن رو می اندازه به ذهنت و همینطور با روح و روانت بازی میکنه که تو اصلا پیغمبری!

سوم هم اینکه برای رسیدن به بهشت و لقای خداوندگار اول باید خیلی کارهارو نکنیم بعدا اینکه خیلی کارهای خوب رو پس ترک محرمات و انجام واجبات ولی منظور اینکه اینطور نیست که ما 4 تا کار خوب کردیم مستحق بهشتیم بنگریم که چه کارهایی رو هم انجام نباید بدیم که حتی ممکنه گناه نباشه و یه وقت تلف و بازی و غفلت و کار مباح باشه که توجه هم نداریم ولی همین کار که توش گناهی ممکنه ننویسن و یا حتی گناهان رو یا بعضی کارها گناه نیست بعدا باعث گناه دیگران میشه مثل همین و ع ای ما اینارو باید کنترل کرد ما که حیوان نیستیم که آزاد بگردیم و کیف کنیم همش بلکه باید توجه داشت که باید اول خیلی کارها رو من نکنم خیلی گناهان خیلی غفلت ها خیلی حرف ها و دل ش تن ها تا خدا بهم توجه داشته باشه در دنیا و آ ت گفتم که خیلی کارها گناه هم نیست غفلته و مارو دور میکنه از اصل ماجرا خیلی از اینکارهارو نکنم اول راه رو ببندم راه ورود غفلت و رو بعدا کار خیر یعنی اگر جلوی زشتی و بدخلقی و بدرفتاری رو نگیریم هرچی میخایم کار خوب کنیم فایده نداره برای پیشرفت در دنیا ولی اگر کار خیر برای اون دنیا باشه خیلی ارزش داره که کار بدمون رو پوشش بده ولی برای این دنیا که باید پیشرفت کرد حتما باید جلوی بدی ها رو اول گرفت و نمیشه گفت من هرکاری خواستم میکنم بعد با دو تا حل و تمام!!

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - خیلی ,مارو , ,اینکه ,باشه ,میکنه ,خیلی کارها ,کارها گناه
بسم الله الرحمن الرحیم خیلی ,مارو , ,اینکه ,باشه ,میکنه ,خیلی کارها ,کارها گناه
بسم الله الرحمن الرحیم

اولین اشتباهم این بود که سقف رو دنیا گرفتم دوم اینکه دل به دنیا و دلبستگیهاش دادم

...

بله اگر برای دنیا کار میکنی چه بسا کافر بشی و خدا هم دنیارو بهت بده ولی قرار نیست در این دنیا به اوج کمال و نتیجه ی اعمال برسی چه بسا بد باشی و لیاقت عذاب مثلا هیتلر هم مشهوره در دنیا ولی بکجا رسید؟! معلوم نیست در چه جهنمیه ولی خیلی از بزرگان دین در دنیا مشهور نشدن و قرار هم این نیست ما قرار نیست برای دنیا به جایی برسیم وقتی زنده ایم یعنی هم هدف نباید باشه هم نمیدن مثلا بری خ بشی و عبادت خدا ی که لذت بیشتر ببری این هدف اشتباهی است چون خدا براش این دنیا مد نظر نیست حتی اگر به هدفتم برسی و لذت ببری از امور دنیا آ ش تموم شدنیه و حتی میل زیاد انسان اونرو ممکنه به گناه هم بکشه که ای خدا من که خوبم چرا خوش نیستم در دنیا و بیمارم هستم و رنج میبینم همش چون قرار نیست اینطوری باشه در دنیا قرار نیست در دنیا به اوج کمال و لذت و خوشی برسی و هرچی تکنیک روانشناسی بگن خوبه برای کفار نه ما پس این دنیا برای خدا هیچ ارزشی نداره و ما نمیفهمیم تا زمانیکه بمیریم و عذاب و جهنم خدا رو ببینیم که یه عده ی کثیری دارن عذاب میشن و اصلا کمالات هم همینطور ما در دنیا قرار نیست که فهممون و درجاتمون بزنه بالا و شاید مصلحت اینه که بعد از مرگ خیلی چیزهارو بفهمیم مهم عبادت و بندگی خداست اول بعدش پیشرفت علمی وگرنه قدرت درک علمی غربی کفار در صنعت مثلا خیلی بیشتر از ماست و این خج نداره برا ما حتی غربی ها فلاسفه ای دارن که تدریس میشه در ایران ولی قراره خوب بندگی کنیم نه که به اوج برسیم قراره اون دنیا پولدار باشیم مشهور باشیم خوش باشیم و این منافات داره با امور دنیوی ما و اه دنیوی حتی ممکنه ظاهر و وجهه خوب هم داشته باشن و گناه هم نباشه ولی لذت این دنیا هیچه در مقابل با اون دنیا اول باید هدف و نیت رو ا وی کرد و به یاد اونور بودش!!!

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - باشیم ,خیلی ,مثلا ,عذاب ,برسی ,قرار نیست ,دنیا قرار ,برای دنیا
بسم الله الرحمن الرحیم باشیم ,خیلی ,مثلا ,عذاب ,برسی ,قرار نیست ,دنیا قرار ,برای دنیا
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.338 seconds
RSS