آبان

آبان از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

یه روز خوب میاد

چند روز بود که خیلی حالم بد بود ، همش چیزای کوچیک باعث میشد خیلی بهم بریزم ، خیلیم درد داشتم ، جدیدن استخونای شونه ام درد میگیره ، انگار که داره فشرده میشه ، ولی الان خوبم حتا کلاسای آمادگی نجات غریقم رو هم میرم ، دیروز اولین جلسه بعد یه ماه رفتم ، متاسفانه آب رفت تو گوشم ، اگه تا امشب خوب نشه میرم ، تجربه ی بدی داشتم از عفونت گوش

همه ی اینا .... همه ی این ..... داره عمیق تر توی گوشتم حک میکنه که هیچی نمیمونه .... همه چی تغییر میکنه

پ ن : یادم رفت بگم دارم میرم کلاس یوگا

برچسب ها : یه روز خوب میاد - میرم
یه روز خوب میاد میرم
عنوان وبلاگ : آبان
منبع :
گربه

نمیدونم کشتمش یا نه ، نمیدونستم باید چه کار کنم ، انقدر سریع اومد جلوی ماشین که قدرت انتخاب و تصمیم گیریم رو از دست دادم . یه گربه ی کوچولوئه سفید ، حتا توقف ن ببینم رد شد یا بهش خوردم ، همیشه از خودم میپرسیدم چرا راننده ای که به ی زده فرار میکنه ؟ اگه واسته و کمکش کنه چی میشه . من ترسیده بودم ، خیلی ترسیده بودم . حتا خج میکشم به ی بگم . به م گفتم ( همونکه صد ساله میخوام ازش جدا بشم) اون میگه نزدی ، میگه اگه زده بودی متوجه صداش میشدی . ولی گربه ی خیلی کوچولویی بود. میترسم برم اونجا .میترسم با کاری که مواجه بشم . کاش زنده باشه .

برچسب ها : گربه - گربه ,ترسیده بودم
گربه گربه ,ترسیده بودم
عنوان وبلاگ : آبان
منبع :
اتفاق

امروز برای اولین وبلاگم اولین نظر رو گرفتم ، حس جالبیه ، خیلی دوست داشتم یه نویسنده باشم ، قبلن می نوشتم ، ولی خودم از بین میبردمشون ، ازاینکه ی بخوندشون میترسیدم ، البته نویسنده بودن با نوشتن توی وبلاگ فرق میکنه ولی تا جرات نکنم صادقانه بنویسم ، تا نتونم همینی که هستم رو باتمام کاستی ها و بی ترس از قضاوت شدن بیان کنم چطور میتونم یک نویسنده باشم ، ولی حتا اگه هیچ کت م نداشته باشم دوست دارم صادق ترین آدم دنیا باشم ، بدون ترس و رها.

پ ن : با تشکر از مجتبی

برچسب ها : اتفاق - نویسنده ,نویسنده باشم
اتفاق نویسنده ,نویسنده باشم
عنوان وبلاگ : آبان
منبع :
زندگی

راجع به شاگردم تا حالا حرف نزدم ، اولین شاگردم که اومده بود شنا یاد بگیره ، بشدت ترس از آب داشت ( البته به قول بعضی دوستان داشت ادا در میاورد ) و خیلی هم نا منظم میومد ، من مجبور بودم درسای جلسه قبلو هر بار تکرار کنم تا یادش بیاد ، بعد رفته بود پیش مدیر است گفته بود من بهش خوب آموزش نمیدم و اینکه اون میخواسته شنای کرال یاد بگیره ! و من بهش کرال پشت یاد دادم  بعضی آدما اینجورین ، همیشه غر میزنن و هیچ وقت بلند نمیشن ، همیشه باید یکی دیگه باشه که تقصیرا بیفته گردن اون ، دلم براش میسوزه ، چطور میتونه از زندگیش لذت ببره وقتی نمیتونه با تمام وجود زندگی کنه ؟

پ ن1 : است دوباره تعطیل شد  آب کل د ده المپیک (مجموعه ورزشی شهرمونه) به علت بدهی قطع شده!!!!! هر چند بهم گفته تا شنبه که میرم برای شستشوی گوشم توی است نرم

پ ن 2: دارم داروهامو مرتب میخورم ! به چه قشنگی

پ ن 3: احتمالن 25 ام برم تهران ، هیچی درس نخوندم  و م باید برم حتمن

برچسب ها : زندگی - است
زندگی است
عنوان وبلاگ : آبان
منبع :
پاییز اومده

دو سه روزه دارم به این قضیه فکر میکنم که نکنه حالا که میدونم ی داره این نوشته ها رو میخونه محافظه کارانه بنویسم ، نکنه بترسم از گفتن حقیقت . ب دوستم ازم ناراحت شد چون من بهش نگفتم که با اون " مشترک مورد نظر" دوستم و بهش نگفتم ، البته هنوزم بهش نگفتم ، ولی اون حدس زده  نمیدونم باید چیکار کنم ، البته اوایل از رابطمون میدونست ولی بعد بهش گفتم بهم زدم و رابطه ای ندارم ، آخه رفته بود به یکی گفته بود ! من بهش اعتماد ! میخواست باهام بیاد تهران ولی منصرف شد ، میگه باهات احساس صمیمیت نمیکنم . دلم گرفته .

پ ن 1: از صبح این قطعه از شعر علی آذر افتاده توی دهنم :بی تو من با بدن ِ خیابان چه کنم...با غم انگیزترین ح ِ تهران چه کنم

پ ن 2: به این فکر میکنم که این رابطه ارزش این از دست دادن ها رو داره !!!!؟

پ ن 3: آدم از همین چیزا میفهمه پاییز اومده

پ ن 4: موقع نشستن پشت پای راستم درد میگیره ( نمیدونم چرا ) فکر نمی غیر از مفاصل جای دیگه ای درگیر باشه

پ ن 5 : منظورم از " مشترک مورد نظر" مه

برچسب ها : پاییز اومده - نگفتم ,پاییز اومده ,مشترک مورد
پاییز اومده نگفتم ,پاییز اومده ,مشترک مورد
عنوان وبلاگ : آبان
منبع :
تبر

دیروز کلی با دوستم صحبت که قانعش کنم با " مشترک مورد نظر " دوست نیستم ، فهرست کارای بدی که میکنم داره بلند میشه.... نکته جالبی که تو حرفاش بود این بود که یکی ما رو دیده و رفته بهش گفته که ما با همیم !!!!!! متوجه نمیشم چرا یکی باید انگیزه داشته باشه بره به دوستم بگه من با یم ! چرا؟ به چه منظور؟! با چه هدفی میتونسته باشه زحمت این کار رو به خودش بده ؟

میدونم اعتراف من اینجا چیزی رو از دروغی که به دوستم گفتم و اصرارم به این دروغ کم نمیکنه ولی نمیتونمم راستشو بهش بگم ، این رابطه به تنهایی کوله بار عذاب وجدانه ، نمیتونم نگاه ی بهم رو در این مورد تحمل کنم .

برچسب ها : تبر - دوستم
تبر دوستم
عنوان وبلاگ : آبان
منبع :
آبان

آبان تموم شد ، من تا روز آ ش تهران بودم ، سرد و بارونی تموم شد. رفتم ، یه داروری جدید بهم داد ، avara یا همچین چیزی ! 440000 تومن شد . تازه تا دیروزم درد داشتم ولی امروز بهترم، فقط یکم فکم درد میکنه  . پریروز انقدر درد داشتم که فقط به مردن فکر می . وقتی درد دارم یهو تمام امیدم رو از دست میدم انگار که وسط یه بیابون و م و هیچ آبی ندارم و راهم بلد نیستم . البته دیروز شدم شاید مال اون بوده . بهرحال امروز حالم خوبه . وقتی درد ندارم انگار که یه پرنده ی آتیشی تو سینم باشه ، آروم و قرار ندارم . تو این سفرم ایرانی "خشم و هیاهو" رو دیدم ، اونم با ی که اولین عشقم بوده ، برخورد عجیبی بود که به طرز مس ه ای سعی داشتیم طبیعی جلوه اش بدیم . دلم میگیره اینجور وقتا ، مخصوصن الان که همه جا پر شده از مطالب مربوط به سالگرد قتل های زنجیره ای ، چه تخم کینه ای کاشتن تو دل این آدما ! گشت ارشادم منو گرفت !!!! برای بار اول ! حالا از هر چی خانوم محجبه و لباس پلیس بدم میاد . دلم میخواد برم ازینجا . دنیای مس ه.

برچسب ها : آبان - ندارم
آبان ندارم
عنوان وبلاگ : آبان
منبع :
تنگنا

دیروز توی خیابون یه پسر شش هفت ساله رو دیدم که داشت از سرما سیگار می کشید . دو تا بچه ی دیگه هم کنار پیاده رو نشسته بودن ، پسره به اونا اشاره میکرد و براشون درخواست کمک میکرد . میگفت "کمک کنین گناه دارن " و با چنان صدای مردانه ای این حرف رو میزد که از خودم میپرسیدم این بچه از کجای زمان و مکان اومده اینجا که انقدر غریبه به نظر میرسه

برچسب ها : تنگنا
تنگنا
عنوان وبلاگ : آبان
منبع :
چرا آرتریت روماتوئید اتفاق می افتد؟

آرتریت روماتوئید یک بیماری خود ایمن است. هنگامی که سیستم ایمنی بدن به مفصلی حمله می کند، در اثر هاب ناشی از واکنش های ایمنی، درد و تورم مفصلی ایجاد می شود. در آرتریت روماتوئید علاوه بر درد و تورم مقاصل، ممکن است تب ، بی اشتهائی و کاهش وزن نیز بوجود آید. همچنین ممکن است بافت های دیگر بدن نیز مبتلا بشوند. علت دقیق ایجاد این بیماری معلوم نیست ولی ممکن است در یک زمینه ژنتیک مناسب و تحت تاثیر عوامل محیطی مثل عفونت های ویروسی یا باکتریائی، عوامل شیمیائی، سیگار و استرس های روانی یا فیزیکی این بیماری بوجود آید.

منبع :http://drakbarian.com/articles.aspx?articleid=8218a6b4-94af-483c-a484-e304fec79ec0&lng=fa

برچسب ها : چرا آرتریت روماتوئید اتفاق می افتد؟ - ممکن ,بیماری ,روماتوئید ,آرتریت ,آرتریت روماتوئید
چرا آرتریت روماتوئید اتفاق می افتد؟ ممکن ,بیماری ,روماتوئید ,آرتریت ,آرتریت روماتوئید
عنوان وبلاگ : آبان
منبع :
دندون عقل

  ب دندون عقلمو کشیدم ! اینجور که من از یه جستجوی ساده فهمیدم دلیل اینکه بهش میگن دندون عقل اینکه تو سن 18 سالگی در میاد و این سن به سن بلوغ عقلی معروفه ، وقتی دندون عقل من در اومده من تازه وارد شدم ! برای اولین بار عاشق شدم ! این سن سن عشقم هست انگار ! میتونست اسمش دندون عشق هم باشه . شاید ریشه علمی نداشته باشه این حرفم ولی از ب که کشیدمش انگار یه چیزی از من کم شده !

برچسب ها : دندون عقل - دندون
دندون عقل دندون
عنوان وبلاگ : آبان
منبع :
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.34 seconds
RSS