آبان

آبان از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

گربه

نمیدونم کشتمش یا نه ، نمیدونستم باید چه کار کنم ، انقدر سریع اومد جلوی ماشین که قدرت انتخاب و تصمیم گیریم رو از دست دادم . یه گربه ی کوچولوئه سفید ، حتا توقف ن ببینم رد شد یا بهش خوردم ، همیشه از خودم میپرسیدم چرا راننده ای که به ی زده فرار میکنه ؟ اگه واسته و کمکش کنه چی میشه . من ترسیده بودم ، خیلی ترسیده بودم . حتا خج میکشم به ی بگم . به م گفتم ( همونکه صد ساله میخوام ازش جدا بشم) اون میگه نزدی ، میگه اگه زده بودی متوجه صداش میشدی . ولی گربه ی خیلی کوچولویی بود. میترسم برم اونجا .میترسم با کاری که مواجه بشم . کاش زنده باشه .

برچسب ها : گربه - گربه ,ترسیده بودم
گربه گربه ,ترسیده بودم
عنوان وبلاگ : آبان
منبع :
زندگی

راجع به شاگردم تا حالا حرف نزدم ، اولین شاگردم که اومده بود شنا یاد بگیره ، بشدت ترس از آب داشت ( البته به قول بعضی دوستان داشت ادا در میاورد ) و خیلی هم نا منظم میومد ، من مجبور بودم درسای جلسه قبلو هر بار تکرار کنم تا یادش بیاد ، بعد رفته بود پیش مدیر است گفته بود من بهش خوب آموزش نمیدم و اینکه اون میخواسته شنای کرال یاد بگیره ! و من بهش کرال پشت یاد دادم  بعضی آدما اینجورین ، همیشه غر میزنن و هیچ وقت بلند نمیشن ، همیشه باید یکی دیگه باشه که تقصیرا بیفته گردن اون ، دلم براش میسوزه ، چطور میتونه از زندگیش لذت ببره وقتی نمیتونه با تمام وجود زندگی کنه ؟

پ ن1 : است دوباره تعطیل شد  آب کل د ده المپیک (مجموعه ورزشی شهرمونه) به علت بدهی قطع شده!!!!! هر چند بهم گفته تا شنبه که میرم برای شستشوی گوشم توی است نرم

پ ن 2: دارم داروهامو مرتب میخورم ! به چه قشنگی

پ ن 3: احتمالن 25 ام برم تهران ، هیچی درس نخوندم  و م باید برم حتمن

برچسب ها : زندگی - است
زندگی است
عنوان وبلاگ : آبان
منبع :
تبر

دیروز کلی با دوستم صحبت که قانعش کنم با " مشترک مورد نظر " دوست نیستم ، فهرست کارای بدی که میکنم داره بلند میشه.... نکته جالبی که تو حرفاش بود این بود که یکی ما رو دیده و رفته بهش گفته که ما با همیم !!!!!! متوجه نمیشم چرا یکی باید انگیزه داشته باشه بره به دوستم بگه من با یم ! چرا؟ به چه منظور؟! با چه هدفی میتونسته باشه زحمت این کار رو به خودش بده ؟

میدونم اعتراف من اینجا چیزی رو از دروغی که به دوستم گفتم و اصرارم به این دروغ کم نمیکنه ولی نمیتونمم راستشو بهش بگم ، این رابطه به تنهایی کوله بار عذاب وجدانه ، نمیتونم نگاه ی بهم رو در این مورد تحمل کنم .

برچسب ها : تبر - دوستم
تبر دوستم
عنوان وبلاگ : آبان
منبع :
تنگنا

دیروز توی خیابون یه پسر شش هفت ساله رو دیدم که داشت از سرما سیگار می کشید . دو تا بچه ی دیگه هم کنار پیاده رو نشسته بودن ، پسره به اونا اشاره میکرد و براشون درخواست کمک میکرد . میگفت "کمک کنین گناه دارن " و با چنان صدای مردانه ای این حرف رو میزد که از خودم میپرسیدم این بچه از کجای زمان و مکان اومده اینجا که انقدر غریبه به نظر میرسه

برچسب ها : تنگنا
تنگنا
عنوان وبلاگ : آبان
منبع :
دندون عقل

  ب دندون عقلمو کشیدم ! اینجور که من از یه جستجوی ساده فهمیدم دلیل اینکه بهش میگن دندون عقل اینکه تو سن 18 سالگی در میاد و این سن به سن بلوغ عقلی معروفه ، وقتی دندون عقل من در اومده من تازه وارد شدم ! برای اولین بار عاشق شدم ! این سن سن عشقم هست انگار ! میتونست اسمش دندون عشق هم باشه . شاید ریشه علمی نداشته باشه این حرفم ولی از ب که کشیدمش انگار یه چیزی از من کم شده !

برچسب ها : دندون عقل - دندون
دندون عقل دندون
عنوان وبلاگ : آبان
منبع :
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.109 seconds
RSS