وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران " از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

تمدن کهن جی در نیمه جنوبی ایران

تمدن کهن جی در نیمه جنوبی ایران و خلیج فارس، قدیمی ترین تمدن شناخته شده جهان تمدن جی یا همان جیرفت در حوزه خلیج فارس است.  شامل ا و مناطق باستانی استان های جنوبی ایران و سواحل خلیج فارس بوده است.  اهل تاریخ از این تمدن بی خبر بودند،  تا آنکه در سال ۱۳۷۹ نشانه های یک تمدن بزرگ و کهن یافت شد.  تمدنی که کلیت نظریۀ پیدایش تمدن های جهانی را زیر و رو کرد.  در نتیجه معلوم گردید،  که اینجا زادگاه و گهواره تمدن است.

تمدن کهن جی در نیمه جنوبی ایران و خلیج فارس

پیش نویس

      قدیمی ترین تمدن شناخته شده جهان تمدن جی یا همان جیرفت در حوزه خلیج فارس است.  شامل ا و مناطق باستانی استان های جنوبی ایران و سواحل خلیج فارس بوده است.  اهل تاریخ از این تمدن بی خبر بودند،  تا آنکه در سال ۱۳۷۹ نشانه های یک تمدن بزرگ و کهن یافت شد.  تمدنی که کلیت نظریۀ پیدایش تمدن های جهانی را زیر و رو کرد.  در نتیجه معلوم گردید،  که اینجا زادگاه و گهواره تمدن است.

تصویر یک ظرف جیرفتی،  ع شماره 3310.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو ایران را بدرستی بشناسید،  ع شماره 1617.

برگه 114 پیوست تاریخ کهن ایران است.

. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .

ادامه پیش نویس

      امید است جوانان باهوش هر استان،  نسبت به کشف بخشی از این تمدن اقدام کنند.  نوشته اند در داستان های باستانی سومری از کشوری به نام اربَتّە (اربت) سخن رفته،  که نسبت به میان رودان در مشرق زمین واقع شده بود.  گفته شده ارَتّە (آرتا یا بنا به تعریف دیگر اربته) کشور پهناوری بود،  و نخستین پادشاهی جهان را داشت،  و سرزمینها و اقوام منطقه را زیر نفوذ فرهنگی خود اداره می کرد،  عد را در جهان بر قرار،  و مردم را با قانون آشنا کرده،  و به آنها یاد داده برادرانه در کنار  یکدیگر زندگی کنند،  و به دینها و عقاید یکدیگر احترام بگذارند،  و از تعدی بهم خودداری کنند.

  منبع:   های مستند، اینترنت و اطلاعات شخصی،  ادامه دارد و بازنویسی می شود.

ریشه ی اولیه واژه ها

   ــ  اربَتّە = ار+ رب + ته =  ایران پائین

      زیاد نباید دور خودمان بپیچیم و فکر کنیم،  که این واژه ها چیست.  آنزمان هم همه همین مردم ایران بودند.

   ــ  ار = ا = راست و بلند + ر = وابسته به آن.

      ار در طول تاریخ تغییر آوا داده و ایر گفته شده است.  سرزمین تمدن کهن جی با اول حروف یعنی ا گفته می شود،  و شهر های آن با حروف الفبا نام گذاری می شدند.  در ارگ ایران،  اولین تمدن دارای نویسایی ایرانی،  در حوزه نیمه جنوبی ایران را،  تمدن کهن جی گفته می شود.  تمدن کهن جی یک تمدن است،  و ار،  و  اربته  و...  یک سرزمین درون تمدن کهن جی بودند.

   ــ  ار،  در اردکان، اردستان، اربیل، اردبیل، اران + ان =  مکان ار یا ایرها.

   ــ  ارب = ار رب = ار + رب = سپس در هزاره ششم و هفتم خورشیدی ایرانی "عرب" نوشته شد.

تمدن کهن جی در نیمه جنوبی ایران و خلیج فارس

ع پرچم یا درفش د،  اولین پرچم جهان،  ع شماره 2764.

  پرچم د اولین پرچم جهان ــ  صفحه ف ی مربع شکل از جنس مس،  به ابعاد 23 در 23 سانتیمتر،  با میله ای که بالای آن عقاب بال گشوده قرار دارد.  نقش های روی درفش بسیار شگفت انگیزند،  گویی داستانی را تعریف می کنند،  داستانی از نعمت، آب، نخل، و سپاس.  در وسط درفش مردی خدای گونه بروی صندلی نشسته است،  شکل این صندلی بعد ها در آثار رومی دیده می شود.

      بوضوح مشخص است مرد نشسته بر صندلی شخص مهمی است،  بزرگتر از دیگران،  دستی به کمر و دستی بسوی زنی دراز کرده،  که آن زن نیز گویا مهم است.  دو زن فرو دست و یک زن دور تر،  همگی کوزه هایی برای پیشکش در دست دارند.  درفش با زیبایی تمام به تصویر خورشید و کوه و آب و برف و نخل و شیر آراسته شده است،  و یادگاری گویا از داستان ناشناخته نیاکان ماست،  که ابتدای تاریخ تمدن را خبر می دهد.

تمدن کهن جی در نیمه جنوبی ایران و خلیج فارس

زبان مردم تمدن جی

      تا آنجا که معلوم است و من می دانم،  مردم تمدن جیرفت به پارسی حرف می زدند،  از نام اسامی شهر ها و روستا های تاریخی منطقه پیداست.  برای وزنها از چارک و سیر و من استفاده می د،  به مرکبات اورنگ  و نارنگ بادرنگ و... می گفتند که بعدآ  به شوش رفت و با ترکیب آرامی و غیره،  بجای گ، ج گرفت،  و مثلاً اورنگ شد اورنج،  و به زبان های اروپایی رفت،  و سپس در زمان ورود پرتقالیها به جنوب ایران،  نام پرتقال گرفت،  در این باره قبلاً توضیح نوشته ام،  به خلیج فارس رجوع شود.

      از افعال مانند سی یعنی دیدن و می مال من،  و کلاً همین زبان پارسی حرف می زدند،  ریاضیات و عدد پی را شناخته بودند،  و عدد 12 را با اهمیت نجومی آن شناخته بودند،  و نشانه هایی از آنرا در ظروف بکار برده اند.  حدود4500 سال پیش،  بعد از سیل بزرگ و اب شدن شهر جیرفت،  مردم بسیاری به شمال خوزستان و شهر شوش مهاجرت د،  زیرا آنجا از نظر آب و هوایی و کار کشاورزی و تولیدی،  مانند جیرفت بود،  که متعاقباً رونق بیشتری به ایلام بردند،  و همچنین در ادامه مهاجرت،  تمدن خودشان را به اروپا بردند،  و بسیاری از آثار زبانی و عبادتی را از خود در اروپا بیادگار گذاشتند.

       البته تمدن جیرفت تنها در استان های کرمان و سیستان و بلوچستان کنونی ایران نبود،  بلکه در تمام ایران مرکزی و اطراف کویرها پراکنده بود،  اما کاوش نشده است،  زیرا اکثر این تمدن در زیر لایه های باستانی شهر ها قرار گرفته است،  امیدوارم جوانان باهوش علاقمند متخصص،  نسبت به یافتن و کاوش بیشتر این تمدن اقدام کنند.

تمدن کهن جی در نیمه جنوبی ایران و خلیج فارس

شهر جیرفت

      در سال 2001 پس از سیل عظیم در بستر هلیل رود،  هزاران قطعه ظروف سنگی تراشیده شده با نقوش پیچیده و با موضوعات مشخص،  شامل انواع مختلف گیاهان، درختان (بخصوص ما)، حیوانات مانند بز، نر، مار، پلنگ، عقرب، حیوانات ترکیبی و جنگل های خیالی، اشکال اسطوره ای و معماری،  که تا آن زمان زیر وارها خاک مدفون مانده بود،  نمایان شد.

       روز بعد تعداد زیادی از افراد در جست و جوی گنج و آثار چند هزار ساله،  به حاشیه هلیل رود هجوم آوردند.  آنها منطقه را به قطعات شش متر مربعی تقسیم د،  تا هر بتواند سهمی از این گنجینه ببرد.  کار این مردم روستایی تا مدتی به دلیل ناشناخته بودن منطقه تداوم یافت،  و آثار تاریخی مهمی از دست رفت.  اما در اوا همان سال بود که با پیگیری رسانه ها و علاقمندان به میراث فرهنگی کشور،  هیات هایی از سوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برای شناسایی بیشتر به منطقه فرستاده شدند،  که حاصل آن ثبت بیش از 80 محوطه باستانی و آغاز کاوش های باستان شناسی در این منطقه بود.

      گرچه کاوش های این گروه به کشف تندیسها و ظروف منحصر به فردی،  مانند آنچه توسط افراد محلی خارج شده بود پایان نیافت،  ولی این گروه توانست ساختاری قدیمی در این سایت پیدا کند،  که جزو زیگوراتها دسته بندی شد.  همچنین در این کاوش، شش گور، یک مرکز صنعتی و تعداد زیادی اشیای دیگر یافته شد،  که در میان آنها 25 مهر وجود داشت.  مهمتر از همه یک لوح گلی که نخستین سند خدشه ناپذیر از خط و نوشتار به حساب می آید یافته شد.

ع هایی از منطقه باستانی جیرفت،  ع شماره های 6 و 4145.

      شرایط مطلوب آب و هوایی در جیرفت و وجود انواع محصولات کشاورزی،  موجب شد تمدنی در این منطقه شکل بگیرد،  که در دوره باستان بهشت جهان محسوب می شده است.  به گفته باستان شناسان،  این منطقه باستانی به قدری غنی است،  که کار های پژوهشی در این منطقه تنها قطره ای از دریاست،  در واقع جیرفت سر فصل جدیدی را در تاریخ ایران و جهان باز خواهد کرد.

       محوطه باستانی جیرفت در استان کرمان،  و نزدیک به شهر جیرفت،  به طول 400 کیلومتر در حاشیه رودخانه هلیل رود،  از کوه های هزار و لاله زار  تا رودخانه جازموریان،  محوطه های تاریخی بسیاری شناسایی شده،  و به نظر می رسد در حدود 7 هزار سال پیش،  مرکز نخستین تمدن بزرگ و با شکوه جهان بوده است.

        تا مدتها چنین تصور می شد که کهن ترین تمدن جهان در سومر عراق پای گرفته است،  امّا کشف یک زیگورات (معبد) عظیم با قدمت بیش از پنج هزار سال،  آثار سنگی بسیار،  و همچنین کتیبه های آجری به خطی ناشناخته از منطقه جیرفت ایران،  باعث شد باستان شناسان با بررسی دوباره کتیبه هایی که از پیش در مناطق مهم باستانی کشف شده بودند،  اطلاعات بیشتری در باره این تمدن عظیم و ناشناخته به دست آورند،  در نهایت پس از تحقیقات فراوان به تعدادی کتیبه دست یافتند.

      از شهر جیرفت به نام های ارت، مکن، جارفت، گدر، جردس، جیربت، دسبوس، دقیانوس، دوزاری، رئوبارلس، قمادین، کارمانیا، کامادی، کمادی،  سبزواران،  و... یاد شده است.  مورخین و جهانگردان عقیده دارند،  که شهر جیرفت بر اثر سیل بنیان کن نابود گردیده،   ابه های شهر قدیمی جیرفت در یک کیلومتری جیرفت فعلی (سبزواران) قرار دارد.  گویند جیرفت از دو کلمه «جیر» به معنی (پست و پایین) و «افت» به معنی (افتاده) تشکیل شده است،  و به طور کلی جیرفت به معنی (جلگه پست آبرفتی) است.  ماجرای سیل عظیم جیرفت و هلیل رود،  یاد داستان طوفان نوح را زنده می کند.

      در یک کتیبه بدست آمده از ابه های شهر اوروک (یا اور در جنوب بین النهرین)،  داستان کشمکش میان پادشاه سومر با فرمانروای سرزمین ثروتمندی به نام ارت ثبت شده،  در این داستان حماسی که در اوایل هزاره دوم پیش از میلاد و به خط میخی سومری نگاشته شده،  چنین آمده است:   روزی انمرکار (پادشاه شهر اوروک) با فرستادن ای،  از حاکم ارت می خواهد تا ان هنرمند و سنگ های گرانبها را برای ساخت معبد به اوروک بفرستد.  حاکم ارت هم در ازای فرستادن سنگ ها،  از پادشاه اوروک تقاضای غلّه می کند،  انمرکار غلّه را می فرستد،  اما حاکم ارت از فرستادن سنگ ها سر باز میزند.

      ده سال بعد، انمرکار دوباره قاصدی به سرزمین ارت می فرستد،  و تقاضای خود را تکرار می کند،  عاقبت دو پادشاه به تفاهم می رسند،  و حاکم ارت هنرمندان و سنگ های زینتی را به سومر می فرستد.  در کتیبه دیگر،  پادشاه سومری سعی کرده بود با گذر از شهر شوش،  و 7 رشته کوه،  به سرزمین ارت یا ارتا حمله کند.

      بررسی دقیقِ این کتیبه ها و آثار کشف شده این نظریه را می رساند،  که شهر افسانه ای و گمشده ارت که در شرق ایران قرار داشته،  به احتمال زیاد همان جیرفت است.  متن این کتیبه ها بیانگر آن است،  که حدود پنج هزار سال پیش،  میان بازرگانان ارت و بین النهرین ارتباط پیوسته ای وجود داشته،  و هنرمندان چیره دست ارت در ساخت کاخ ها و معابد به سومری ها کمک کرده اند.  در واقع تمدن عظیم سومر وامدار هنرمندان و صنعتگران جیرفت است.

      در حاشیه غرب هلیل رود،  در پشته بهجرد تا هوکرد آثاری از تمدن کهن،  با هزاران قطعه سفال و آجر وجود دارد،  که به آن دقیانوس گویند،  و سالهاست که محل تاخت و تاز قاچاقچیان آثار عتیقه است.  در اساطیر و افسانه های محلی آمده است،  ساختمان های قدیمی جیرفت از بهجرد تا کنارصندل به گونه ی به هم متصل بوده،  که بزغاله می توانست بر پشت بام خانه ها،  تمام مسیر30 کیلومتری را طی کند،  این موضوع نشانی از عظمت و بزرگی شهر دقیانوس دارد.

        در طول 400 کیلومتر رودخانه هلیل تاکنون بیش از 100 منطقه غنی باستانی شناسایی شده است.   یکی از بقایای این تمدن عظیم تپه کنارصندل است،  که در 30 کیلومتری جیرفت قرار دارد،  سازه های خشتی آن که به عنوان مرکز مذهبی استفاده می شده است،  و در بالای آن معبدی قرار دارد،  یکی از عظیم ترین زیگورات های یافت شده در دنیا،  با بیش از چهار میلیون خشت است،  این تپه قسمتی از شهری بوده،  که یک طرف آن وسعت دو کیلومتر داشته است،  درباره این منطقه کار چندانی انجام نشده است.

      مسئولین منطقه می گویند،  5 سال کار در مقابل 100 سال کار در بین النهرین و خوزستان،  چیزی نیست،  در خوزستان فرانسوی ها با 2 هزار کارگر کار می د،  در حالی که اینجا کارگرها در نهایت 200 نفر بودند.

   جالب ــ  1 ــ  جیرفت = جی + رفت،  یعنی جی با آب رفته شده است،  جی = بلند و طولانی و محل بزرگ،  که بعدها در عربی جیش شده است،  جی نام قدیم اصفهان و شهر ری بوده است.  مردم جی در هزاره سوم خ.ا،   بعد از سیل و آبگرفتگی بدلیل گرمایش زمین،  و آغاز پایان آ ین دوران  یخبندان،  به آنجا کوچ کرده و نام جی را با خود برده اند،  جی با تغییر آوا ری شده است،  و معنی خورشید و روشنایی هم گرفت.

   2  ــ  اگر شهر کهن تمدن جیرفت جی بوده باشد،  پس می تواند رود خانه جیحون نوشته شده در کتاب های دینی قدیمی مانند تورات،  می تواند هلیل رود کنونی باشد،  که در آن زمان بدلیل گرمایش زمین و آب شدن یخچال های کوه های شمال استان کرمان،  بسیار پر آب و سیل خیز بوده است.  همچنین می تواند شهر سوخته سی نامیده می شده،  بمعنی دیدگان و روشنایی،  که بعدها سین و چین و سان و... شد.  سیحون رودی پر آب بوده،  که از این شهر می گذشته و اثر آن همچنان باقی است،  در این دو مورد تحقیقات بیشتری لازم است.

   رود جیحون = جیهون = جی = نام شهر + هون = باوقار و آرام = رود آرام و باوقار شهر جی،  جهت اطلاع بیشتر به حروف هیروگلیف جی مراجعه شود.

   نظر یک خواننده وبلاگ:   تپه های کنار صندل جیرفت کاری رو که با کتابهای تاریخ کرد.. فیزیک کوانتوم با فیزیک کلاسیک نکرد...

تمدن کهن جی در نیمه جنوبی ایران و خلیج فارس

قاچاق آثار تاریخی

      از سال 2001 (1380) غارت و حفاری های غیر مجاز در جیرفت شروع و تعداد زیادی از اشیا توسط قاچاقچیان برای فروش راهی بازار های کشور های اروپایی شد.  این امر در حالی بود که اشیای به دست آمده ثبت نشده و شناسنامه مشخصی نداشتند،  براحتی و مستقیم در بازار های سیاه با تهیه اسناد و مدارک جعلی به وسیله دلالان فروخته می شدند.  به عنوان مثال سال 1383ظرفی از جنس سنگ کلریت به ارتفاع 11 سانتی متر و طرحی زیبا از معماری با خطوط زیگزاگ حدود 22 هزار دلار (12200 پوند) در خانه حراج ساتبی لندن پیشنهاد شده بود،  که ت ایران از فروش آن در حراجی جلوگیری کرد.

      در موردی دیگر به نقل از رویترز، یک ظرف قاچاق شده از جیرفت به سال 2002 میلادی (1381ش) توسط دلالان به موزه لوور فروخته شده است.  موزه لوور به متخصصان ایرانی گفته است،  این اشیا از سال 1968 (1374ش) در مجموعه های خصوصی بوده،  اما این موضوع هیچ وقت مسوولان میراث فرهنگی و گردشگری ایران را راضی نکرد،  تا این موضوع همیشه در هاله ای از ابهام بماند.  سال 82 پلیس ایران برای جلوگیری از ادامه ت یب دست به کار شد،  و تعداد 2000 شیء به دست آمده از جیرفت که برای رفتن به کشور های بیگانه آماده شده بودند،  در تهران و بندرعباس توقیف شد.

تمدن کهن جی در نیمه جنوبی ایران و خلیج فارس

اهمیت آثار جیرفت

      اشیاء پیدا شده مانند جام ها، ظروف مختلف، گلدانها، ساخته شده از سنگ یا گل مخصوص کوزه گری، مزین با نقش و نگار های برجسته بسیار بدیع از حیوانات، دام، طبیعت، نخل و گیاهان،  که با نگین های رنگین گرانبها،  مانند فیروزه، مرمر، یشم و یا مروارید مزین بوده اند.  بروی بسیاری از ظروف طرح معماری ساختمان های 2 یا 3 طبقه به چشم می خورد.  اشکال انسان، پهلوانان و یا حیوانات مانند،  عقاب، قوچ، ، آهو، مار، شیر، عقرب.  کارشناسان از نقوش دام، طبیعت و انسان،  بروی ظروف و از باز مانده دانه های غلات پی برده اند،  که این مردم زندگی کاملأ شهرنشینی توام با کشاورزی، دامپروری، پیشه وری و صنعت داشته اند.

      در هیچکدام از نقوش اثری از شکار یا جنگ و یا ابزاری که گویای چنین صحنه ها و اعمالی باشد دیده نشده است.  بقایای معماری خشتی و دیوار های ساخته شده از خشت،  قابل توجه می باشند،  موارد مختلف فرهنگی به دست آمده از کاوش های علمی،  مانند وفور سنگ هایی از جنس کلریت (سنگ صابون)،  نشان از منطقه ای صنعتی دارد،  که ظروف سنگی آن به شهر های سومری و غرب رود فرات صادر می شده است.

      وسایل به دست آمده از این تمدن تا به امروز بیشتر ظروف سفالی و سنگی، قطعات سنگ صابون و گاه وسایل مفرغی را شامل می شود.  اهم صنعت منطقه همان کنده کاری روی سنگ صابونی است،  که دارای ظرافت خاص است و موارد کاربردی و زیبایی شناختی را در بر میگیرد.  در روی این قطعات تصاویری از قبیل انسان، بز، ، نخل، مار و عقرب وجود دارد،  که البته تصاویر مار و عقرب معمولتر است.  نکته دیگری که قطعات سنگ صابونی این منطقه را از سایر مناطق و تمدن های دیگر جدا می کند،  چشم درخشان و مرصع کاری روی قطعات است.  در برخی طرحها دیده می شود در دور تا دور ظرف چند حیوان در هم تنیده وجود دارند،  که برای کنار هم قرار دادن آنها نیاز به محاسبات پیچیده بوده است.

           بیش از 250 مهر کشف شده در شهر جیرفت، ارتباط تجاری این منطقه را در 5 تا 6 هزار سال پیش،  با کل قاره کهن را می رساند،  و نشان می دهد جیرفت چهار راه تجاری اقتصادی در هزاره سوم پیش از میلاد بوده است.   نقوش مختلف و حک امضا تجاری روی مهر های اطلاعات مهمی درباره نحوه زندگی افراد و ارتباط های تجاری و اقتصادی است.  همچنین نشان می دهد که تاجران با چه مناطقی تبادل کالا داشته اند.  مهر های هر فرهنگ و منطقه سبک خاصی دارد،  با توجه به وجود مهر های مختلف کشور های گوناگون در این مجموعه،  می توان گفت که جیرفت یک شاهر اه بزرگ تجاری در این دوره بوده است.

      یک متخصص مُهر های منطقه بین النهرین می گوید:  مُهر های یافت شده با نقوش مختلف در منطقه جیرفت، متعلق به تجاری بوده که از نقاط دیگر برای ید کالا به جیرفت می آمدند،  و از این مُهر ها برای مُهر و موم کالا ها استفاده می د.  تعداد زیاد مهرها و تنوع طرحها نشان میدهد،  که یداران زیادی از نقاط مختلف خارج از منطقه به این شهر رفت و آمد داشتند.

      چند سالی بود که کارشناسان به اشیائی با فرم مشابه هم (با نقوش مختلف و مزین به نگین های قیمتی) در کشور های مصر، تاجی تان، مغولستان، افغانستان و بین النهرین برخورد می د،  بدون آنکه بتوانند مبدأ آنان را پیدا کنند.  متخصصین این اشیاء را "کیف دستی" مینامند،  و تاکنون هیچ کاربرد خاصی برای این اشیاء معلوم نشده بود.

      اکنون پس از کاوش های جیرفت متخصصین پی به مبدأ ساخت این اشیاء گرانبها برده اند.  آنها معتقدند که این اجسام برای وزن دقیق سنگها و نگین های گرانبها استفاده می شده اند.  و کارشناسان معتقدند بدلیل تراکم مهر ها و سنگ وزن ها،  جیرفت مرکز تجارت و ید و فروش سنگ های قیمتی بوده است.

     زیگورات ــ  پیدا شده در کناره هلیل رود  کنار صندال،  در پایه 400 متر در 400 متر،  و مربوط به میانه هزاره چهارم پیش از میلاد می باشد.  تحقیقاتی که در زمستان 2005 با کمک دستگاه های الکتریکی (مقاومت کهربائی) در تپه باستانی کنار صندال انجام شده،  نتیجه مقاومت زمین نشان میدهد،  که در عمق 12 متری زیر تپه ها،  آثار و لایه هائی به مراتب قدیمیتر از لایه های فوقانی است،  وجود دارند.  قدیمی ترین زیگورات که تاکنون در بین النهرین یافت شده،  مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد،  در اوروک (اور) در پایه 120متر در 120 می باشد.  توجه نمایید حتی زیگورات جیرفت مانند بسیاری از دست آورد های جیرفت،  به اور میان رودان منتقل شده،  اما کوچکتر و کم اهمیت تر،  چرا و چگونه؟.

پرسش از عموم:  آیا دانش هرم های تاریخی ی جنوبی و مرکزی،  از تمدن جیرفت گرفته شده،  و در ادامه آن است؟  آیا ایرانیان متخصص با کم کاری دست آورد های تاریخی خود را واگذار کرده اند؟

      نمونه خط ــ  نمونه هائی از خط بروی گل رس در هلیل رود پیدا شده،  که به خطی هندسی روی آن مطالبی نوشته شده،  و هنوز رمز گشایی نشده است،  ولی در کل روایت گر آنست که این مردم مخترع خط و زبان بوده اند،  نه سومریان،  به گفته کارشناسان این خط قرنها قدیمیتر از خط میخی است.  این خط یک خط سمبلیک (symbolic) نیست،  بلکه خطی یا (linear) است،  شامل خطوط مختلف که کنار یکدیگر قرار می گیرند.  لازم به ذکر است که تاکنون خط میخی به عنوان اولین و قدیمیترین نوع خط نوشتاری بحساب می آمده و زادگاه آن بین النهرین بوده است.

   ع راست کتیبه سنگی یافت شده در جیرفت،  و ع چپ نمونه لوح های ورقه مسی یافته شده در کشور اکوادور ی جنوبی،  قبلاً در اینباره در اینجا توضیح نوشته ام،  ع شماره 4436.

تمدن کهن جی در نیمه جنوبی ایران و خلیج فارس

ارب ت arabta

      حدود 120 سال پیش که برای اولین بار تمدن بین النهرین کشف گردید،  دانشمندان تاریخی فرنگ،  شتابزده با خوشحالی اعلام د،  که تمدن جهان از اینجا آغاز شده است.  سپس موهنجدارو در 3000 کیلومتری آنجا کشف شد،  و کمی آنها را سرگردان و سردرگم کرد.  ولی از وقتی که تمدن جیرفت در مسیر هلیل رود پدیدار شد،  اهل فن متوجه شدند که این تمدن کهن ترین تمدن جهان است.

      تاکنون بسیار بسیار اندک از جیرفت باستانی یا ارب ت arabta کاوش شده است،  ولی در همین مقدار ناچیز آثار حیرت انگیز فراوانی بدست آمده است،  مانند نقش بزرگترین کاخ تاریخ باستان جهان با قدمت 4300 ساله،  با چندین طبقه و زیر بنایی زیرین 90 هزار متر مربع،  و بیش از 4 میلیون خشت،  و نقش های معماری با هنر های ستودنی فراوان.  مشروح تمدن جیرفت در اینجا.

   ع های ظروف و هنر های کشف شده در سایت باستانی جیرفت،  ع های شماره 4150 و 4151.

      کشف ظروف گلی و سنگی و سنگ صابون،  با نقش های مار و پلنگ و کژدم،  که مهارت کار هنری و فنی آنها شگفت انگیز است،  چه ابزاری داشتند که می توانستند چنین شا ار هایی را ایجاد کنند.  تمام نگارها چشم نشان دارند،  که نگینی براق برای چشم است،  چشم حیوانات گرد،  و چشم انسان بیضی و درشت کشیده شده.  رابطه بین کژدم و زن در ظروف جالب است!.  مردان روی ظروف قوی هیکل خوش قیافه هستند،  که خبر از سلامتی و تغذیه خوب است،  نیم تنه بالای آنها و پائین تنه با پارچه زیبای دامن مانند پوشیده شده،  و شالی پهن در کمر و مو هایی بلند دارند،  و بیشتر چنگ در گلوی دو پلنگ نهاده اند.

   ع دو جام کشف شده در جیرفت،  ع شماره 4153،   بسیاری از نقش های ظروف جیرفت را بعد ها در تمدن های دیگر می بینیم،  این دو جام ما را یاد تمدن مصر می انداز،  گویا اینها می گشایند راز مصر باستان را.

   ع ظروفی که روی آنها قلعه ها و کاخ های نقش بسته است،  و در نوع خود بی همتا هستند،  ع شماره 4148.

   ع تعدادی از کتیبه های کشف شده در منطقه باستانی جیرفت،  ع شماره 4147،  قبلاً نوشته ام که نمونه این خطوط در اشیای باستانی کشور های اکوادور و پرو کشف شده است.

      زمانی که تمدن جیرفت وجود داشت،  سومر نبود که بخواهد برای این تمدن نام تعیین کند،  بگفته مجیدزاده محقق با ارزش ایرانی،  تمدن جیرفت 7000 سال قدمت دارد،  و تمدن سومر حداکثر 4500 سال،  می گویند در نوشته ای داستانی کوتاه بجا مانده سومری،  از کشوری یا سرزمینی بنام آرتا نام برده شده است،  عمر این نوشته حداکثر 4000 سال است،  و در جای دیگری نوشته شده است،  که تمدن جیرفت حدود 4500 سال پیش پایان یافت،  و نیز در نوشته های تاریخ های مختلف مانند تاریخ اردبیل گفته شده،  که منظور از آرتا در آن نوشته سومری سرزمین اردبیل کنونی بوده است،  اردبیل کجا جیرفت کجا.

      من در مقاله جیرفت هرگز ننوشته ام که نام این تمدن آرتا، یا اربته یا هر چیز دیگری بوده،  از نظر من هنوز هیچ نشانی از نام این تمدن،  که در حوزه های استان های کرمان، سیستان و بلوچستان،  هرمزگان قرار دارد،  دیده نشده است،  توضیحات بیشتر در خود مقاله.  جوان

برچسب ها : تمدن کهن جی در نیمه جنوبی ایران - تمدن ,جیرفت ,سوخته ,منطقه , ,است، ,خلیج فارس ,جنوبی ایران ,نیمه جنوبی ,تمدن جیرفت ,کلیک کنید ,نیمه جنوبی ایران ,نوشتن درباره مطالب، ,ایران مراجعه
تمدن کهن جی در نیمه جنوبی ایران تمدن ,جیرفت ,سوخته ,منطقه , ,است، ,خلیج فارس ,جنوبی ایران ,نیمه جنوبی ,تمدن جیرفت ,کلیک کنید ,نیمه جنوبی ایران ,نوشتن درباره مطالب، ,ایران مراجعه
شهر تاریخی توز، تاز، توج، تاج، تاژ

شهر تاریخی توز، تاز، توج، تاج، تاژ.  بنا بر نامه های پهلوی،  تاز،  یکی از 15 فرزند فراواک پورِ سیامک است،  و برادر شاه هوشنگ پیشدادی بوده است.  تازی یا تاژی تیره ایرانی،  در موقعیت جغرافیای تاز هستند.  تاریخ نگاران ما بعلت عدم توانایی در درک تاریخ و جغرافیای تاریخی،  تازی را غیر ایرانی گفته اند.

شهر تاریخی توز، تاز، توج، تاج، تاژ

پیش نویس

      بنا بر نامه های پهلوی،  تاز،  یکی از 15 فرزند فراواک است،  و برادر شاه هوشنگ پیشدادی بوده است، ( فرارواک پورِ سیامک).  تازی یا تاژی تیره ایرانی،  در موقعیت جغرافیای تاز هستند.  تاریخ نگاران ما بعلت عدم توانایی در درک تاریخ و جغرافیای تاریخی،  تازی را غیر ایرانی گفته اند.

   ــ  تاژ، تاج، تاز :  تا = مضاعف چند باره + ز = زمین،  تاز = زمین بارور = جلگه حاصلخیز بابل تا دشتستان،  در گذشته ها نام ها را بر اساس عوامل طبیعی می گذاشتند.  تازی = اهل تاز، اهل دشتستان و بابل.  قبلاً نوشتم که مردم بابل،  مدی یا مادی بودند،  در اینجا.

تصویر انوش راوید هنگام جستجوی سطحی در یک اثر تاریخی،  ع شماره 3336.

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو با جدیت پیگیر تاریخ ایران باشید،  ع شماره 1611.

برگه پیوست تازی و تاجی و توزی است.

. . . ادامه دارد . . .

شهر تاریخی توز، تاز، توج، تاج، تاژ

تاریخ شهر توز، تاز، توج، تاج، تاژ

      شهر توّج یا توز در حدود العالم چنین معرفی شده است:  شهری است اندر میان دو رود نهاده و مردم بسیار و توانگر و همه جامهای توزی از اینجا برند. (ص 132).  و رود شادگان بر گوشه مغرب از توّج بگذرد و به دریای اعظم افتد.  (ص 44). و اصط ی می نویسد: «توّج شهری گرمسیر است». (ص 113). «... از توّج تا جنابه دوازده فرسنگ.  (ص 114). و «از شیراز تا توّج سی و دو فرسنگ و از شیراز تا جنّابه پنجاه و چهار فرسخ».  (ص 117).  و از ... توّج جامه های کتان خیزد.  (134).  ابن حوقل توّج را قصبه توج می داند.  (ص 37 صورة الارض).

      رود رس به توجّ می آید و از دروازه آن گذشته به دریا می ریزد. (ص 44).  «توّج،  شهری است با هوای سخت گرم که در مغاکی بنا شده و بناهایش از گل و دارای نخلستان ها و باغ ها و در اوضاع و احوال شبیه نوبندگان است». (ص 52).  در توّج جامه های توّجی به دست می آید و هیچیک از جامه های دنیا بدان شباهت ندارند.  اگر چه عالی تر و گرانتر از آنند. (ص 65).  «شهر توج مرکز مهم تجارتی بود.  در قرن چهارم از حیث بزرگی به اندازه ارجان بود.  و پارچه های کتانی و گلابتون دوزی آن معروف بود.

      عضد ال ه، طایفه ای از اعراب شام را در آنجا مقام داد.  توج در قرن ششم ویران گردید و تاکنون محل آن پیدا نشده،  ولی گویند آن شهر در ساحل رودخانه شاپور یا نزدیک آن در زمینی پست به فاصله دوازده فرسخی جنابه و چهار فرسخی معبری،  که از دریز آغاز می شود واقع بوده است.  توج از نقاط مشهور دوره فتوحات ی است،  و تاریخ بنای مسجد آن به همان اندازه می رسید.  ولی در زمان حمد اله مستوفی با خاک ی ان بوده است. (سرزمینهای خلافت شرقی، ص 280).

      فارسنامه ابن بلخی ــ  توّج:  به قدیم شهرکی بزرگ بوده است،  مقام عرب را شاید،  کی گرمسیر عظیم است،  و در بیابان افتاده است،  و اکنون خود اب است.  و از آن عرب کی،  قدیم بودند،   نماند.  پس عضد ال ه قومی را از عرب شام بیاورد،  و آنجا بنشاند و اکنون این قدر عرب کی مانده اند،  از نژاد ایشان اند و آب روان نباشد و جامع و منبر هست.

      نزدیک مرز ولایت ارجان،  رودخانه شاپور به دریا می ریخت،  و با اندک فاصله از دهانه آن رود شاید بالای ملتقای رود جره به رودخانه شاپور،  که بعدها درباره آن گفتگو خواهیم کرد.  شهر توّج یا توّز مرکز مهم تجارتی قرار داشت.  توج در قرن چهارم چنانکه اصط ی گوید،  از حیث بزرگی به اندازه ارّجان بود،  گرمایی سخت داشت،  و در دره ای واقع بود و نخیلات بسیار داشت.  توّج شهری تجارتی بود پارچه های کتانی آنجا که به رنگهای مختلف تهیه می گردید،  و گلابتون دوزی می شد،  معروف بود.

      رودخانه شاپور که از نزدیک شهر می گذشت،  غالبا رودخانه توّج نامیده می شد،  و عضد ال ه دیلمی طایفه ای از اعراب را از شام کوچانیده در آنجا مقام داده بود.  توّج در آغاز قرن ششم ویران گردید و تا کنون محل آن معین و پیدا نشده ولی گویند آن شهر در ساحل رودخانه شاپور یا نزدیک آن،  در زمینی پست به فاصله دوازده فرسخی جنابه،  و در ساحل دریا و چهار فرسخی معبری،  که از دریز آغاز می گردید،  واقع بوده است.  توّج از نقاط مشهور دوره فتوحات است،  و تاریخ بنای مسجد آن به همان دوره می رسیده،  ولی در زمان حمد اللّه مستوفی با خاک ی ان بوده است.

      جغرافی نویسان قدیم توج را در اکثر اوقات جزء کوره «شاپور ه» به حساب می آوردند.

اوال در ساحل عربی مهمترین جزیره مجمع الجزایر بحرین است،  که ذکر آن در فتوحات اولیه ی آمده است.  اولین ی که از بوشهر (بوشر) نام برده،  یاقوت است،  و روبروی آن به گفته بلاذری در قسمت داخل،  ریشهر یا راشهر توج بوده.

تپه باستانی کوشک در روستای زیراه از توابع سعدآباد


تصویر تپه باستانی کوشک در روستای زیراه از توابع سعدآباد،  احتمالاً بخشی از توز قدیم،  ع شماره 4120.

      توز دانشمندان بسیاری را در خود پرورش داده است،  که می توان تاج الدین فارسی،  و عبدالله بن هارون وزی،  و موسی بن هارون وزی،  را نام برد.

شهر تاریخی توز، تاز، توج، تاج، تاژ

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری.

http://arqir.com

 شهر تاریخی توز، تاز، توج، تاج، تاژ

کلیک کنید:  دروغ های خنده دار تاریخی

کلیک کنید:  تمدن های کهن ایران و جهان

کلیک کنید:  دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= د و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و ع ها و مطالب را بی د.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اه ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس و پرسش و نظرhttp://arqir.com/101-2

برچسب ها : شهر تاریخی توز، تاز، توج، تاج، تاژ - توّج ,تاریخ , ,وبسایت ,بوده ,است، ,تاز، توج، ,توز، تاز، ,توج، تاج، ,تاریخی توز، ,کلیک کنید ,ساحل رودخانه شاپور ,فاصله دوازده فرسخی ,چهار فرسخی معب
شهر تاریخی توز، تاز، توج، تاج، تاژ توّج ,تاریخ , ,وبسایت ,بوده ,است، ,تاز، توج، ,توز، تاز، ,توج، تاج، ,تاریخی توز، ,کلیک کنید ,ساحل رودخانه شاپور ,فاصله دوازده فرسخی ,چهار فرسخی معب
دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران

دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران
دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران
دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران
دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران
چلاسر زیبا را ببینید
      چلاسر در 11 کیلومتری جنوب غربی شهر تنکابن استان مازندران و در دهستان سلیمان آباد قرار گرفته است،  حدود 150 خانوار جمعیت دارد،  در گذشته نه چندان دور همین 30 سال پیش روستایی کشاورزی و خیلی با صفا بود.  امروزه این روستا مانند بسیاری از روستا های ایران تغییرات ناپیوسته زیادی کرده است.
    ــ  چلاسر = چل + سر = (چل = چال + سر = محل) = اقامتگاه.  
      باد های توفنده پائیزی چلاسر یا چلاسر های ایران،  اشخاص هنرمند را به پرواز می آورد و این پرواز تجسمی از عشق است،  احساسات و هنر در هم می آمیزند و گردشگری نوینی را رقم می زنند که هشتمین هنر می شود.
دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران
دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران
تصویر خوش آمد گویی به چلاسر،  ع شماره 1905 .
دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران
   ــ  آدرس چلاسر و جل ــ  استان مازندران،  شهر تنکابن،  میدان هفت تیر،  دهستان سلیمان آباد،  چلاسر و جل.
  هنر گردشگری در چلاسر،  روستایی  که عطر چای کارخانه چای خشکنی آن  تمام فضا را پر کرده، و تازه وارد ها را وادار به مکث میکند،  به به بهترین  چای دنیا.  روستایی که خوش طعم ترین برنج و شیرین ترین پرتقال و کیوی ایران را تولید میکند،  با زاده و قدمگاه های تاریخی،  که دلیل بر ایمان قجری مردم پاک است.  مردمی فعال و زحمت کش،  و با عزت و احترام،  که  تحصیل کرده هایشان بسیار است.  از کنار کارخانه شالی خشک کنی، که بوی فرح بخشش به مشام میخورد،  بسمت کوه می پیچیم و در یک مسیر بسیار نیکو به روستای جل می رویم.  نوشتن از چلاسر و جل تنها گفتن تعریفها و مشکلات نیست،  بلکه نوعی دفاع از حقانیت از دست رفته تاریخی روستا های ایرانی است،  که برای بازسازی آن هنر گردشگری باید به کمک بیاید.  پیام و شعار سازمان جهانی گردشگری سال 1983 میلادی،  سفر یک حق و یک مسئولیت شناخته شده است،  در گذشته ها سفر یک نوع سبک زندگی به شمار می رفت،  که در جهان رواج داشته و دارد،  بویژه در ایران،  که سرزمین ایل یا ای + ران بود،  تعریف مشروح در اینجا.  کوچ و ییلاق و قشلاق برای تمام مردم،  از حکام تا توده مردم در تمام سال جریان داشت.  ولی امروزه سفر را می توان به عنوان هنر،  بررسی و تحلیل کرد،  و باید آنرا بعنوان هنر به مردم شناساند،  تا بتوانند دیدگاه متفاوتی از گردش پیدا نمایند.  هنر به هنر های دستی، هنر های ترسیمی، هنر های نمایشی و... طبقه بندی می شود،  و چون امروز روابط عمومی به عنوان هنر هشتم قلمداد می گردد،  می توان آن را جزو هنر های رفتاری دانست،  و سفر را هم به عنوان هنر،  بهتر است از گروه همین هنر های رفتاری حساب کرد.
دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران
دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران
از جل زیبا دیدن کنید
      روستای کوچک و کم جمعیت ( جل )،  معروف به جل چلاسر در / ۱۲  کیلومتر جنوب غربی شهر تنکابن، و در دهستان سلیمان آباد قرار دارد.  با مناظر بسیار زیبای طبیعی کوهپایه ای،  و سبز و جنگلی همراه با  آواز دلنشین پرندگان  رنگارنگ.  جاده  قدیم ابریشم از این روستا می گذشته و آثار تاریخی حفاظت نشده ای، در کنار این روستا قرار دارد،  که  دیدنشان به انسان آرامش می دهد.  جاده آسف ه و برق و آب لوله کشی روستا،  که با  ج و دست توانای مردم انجام یافته است،  و نیز بخش خصوصی سرمایه گذاری های زیادی، در این روستا کرده است.  کشاورزی عمده روستا ی جل باغ های مرکبات، و چای و کیوی و گل و کشتزار های برنج است،  که شغل و درآمد اصلی مردمی می باشد،  که تمام سال در کار و تلاشند.  بسیاری از اهالی تهران، و شهر های دیگر برای اقامت دائم به این روستا آمده،  تا از آّب و هوای مناسب،  و چشم انداز کوه دریا استفاده کنند،  و به کار های کشاورزی و صنعتی به پردازند،  که البته باعث افزایش قیمت زمینها و باغات شده است.
      به سرزمین کوچک جل بیائید، و از دیدن این همه منظره طبیعی، که در هر فصل زیبایی خاصی دارد لذت ببرید، و در این نمونه یک روستای ایرانی به این فکر خواهید بود، که عظمت ایران بی همتاست.
   ــ  جل =  بلند، بالا.
      35 سال پیش چلاسر و جل و تقریباً تمامی روستاهای گیلان و مازندران خیلی با صفا تر از امروز بودند،  نه دیواری بود و نه دری،  آرامش خالص طبیعی حکم فرما بود،  مردم شاد و سر زنده مشغول کار کشاورزی و دامداری بودند.  بهای زمین و باغ بسیار کم بود،  از قرار متری 5 تا 50 ریال، اما امروزه ارزش آن بالای متری 300 هزار ریال و حتی تا چند میلیون تومان است،  که با حساب ارزی بیش از هزار تا ده ها هزار برابر می شود.  جمعیت نسبی حدود پنج برابر شده،  و تعداد اتوموبیل ها تا یکصد برابر افزایش یافته است،  صدای گوش اش موتور سیکلتها و کامیون ها بی نهایت برابر شده است.  خانه های چوبی و گلی و سفالی خوشگل جمع و جور با هوای طبیعی مطبوع (ع خونه گلی  جای خود را به خانه های مدرن امروزی داده است،  که برای گرم و سرد آنها غیر از اینکه انرژی زیادی مصرف می شود،  مجبورند کولر و وسایل دیگر را هم از کشور چین بیاورند،  و تجارت وارداتی و مصرفی رونق گرفته و تولیدات محلی و بومی خوب ایرانی برای همیشه رفته اند.  البته این مشکل اینجا نیست،  در تمام جهان این وضع گسترش یافته،  و زمین طبیعی و خوب ما،  دارد بر انسان می شورد،  و با گرم و سرد شدن های بیشتر از خود دفاع می کند،  و بشر را تهدید می نماید.
    توجه کنید:   نقاط بکر و نازی وجود دارد،  که هنوز ی به آنها توجه نکرده است،  در اینجا ببینید.
      دیگر چون هزاران سال تاریخی،  اقتصاد منطقه چندان بر پایه تولیدات کشاورزی و دامی نمی گذرد،  در گذشته تولیدات محلی اینجا به تمام ایران و خارج صادر می شد،  ولی امروز پایه اقتصاد بر اساس فروش زمین کشاورزی برای ساخت ویلا به غیر بومیها می گردد،  مرحله بعد از حقوق هایی است که توسط بخش تی گسترده و بزرگ ایران عزیز به کارمندان می دهند،  سومین در آمد اقتصادی از کشاورزی است،  تولیدات دامی بسیار کم شده است،  چهارمین درآمد منطقه از گردشگران نان و پنیری و آبگوشتی داخلی بدست می آید.  بیشتر جوانان تحصیلات خوبی دارند و علی ترین رفتار و نزاکت در جهان را دارند،  اما فاقد توانایی تولید فکر نو کار و کار یدی هستند.  اقتصاد ملی و تاریخی کاملاً به اقتصاد نفتی تبدیل شده است،  و جوانان چشم به این اقتصاد دوخته اند که هر آن ممکن است با بحران های جهانی دگرگون شود.
   جالب:  جوانان عزیز بیائید مطالب دیدنی و جالب،  پیشرفتها و کاستی های ا و روستا هایتان را به اینترنت بکشید تا همه جهان زیبایی ها و خوبی ها، عظمت و بزرگی ایران را دریابند.  غیر از دیدنی ها، از انبوه مراسم و جشن های محلی که در حال فراموش شدن هستند،  بنویسید و ع و بگیرید.  افات های بعضی از قدیمی ها را یاداشت کنید و ریشه ی نمایید،  مثلاً من دیدم،  که دامداران کوچک محلی،  شیر را غروب نمی فروشند،  تخم مرغ را شرایطی می دهند،  یا برای گلو درد به نزد خاش گیر می رفتند،  و خیلی چیز های دیگر که باید یاد داشت شوند،  و ریشه ی تاریخی و فرهنگی شوند.  یکی دیگر از مشکلات بیکار نشستن دورهم در کوچه و بازار و گفتن مسائل بی اهمیت و سطحی و یا از این و آن گفتن است،  پدیده دیدن سریال های بی محتوای تلویزیونی تا آ شب،  و موضوعات دیگر را بگویید و بنویسید،  البته بسیاری از اینها مشکلات جهانی است.
عزیزان چلاسر و جل، خبر، ع ، مقاله و آگهی، جهت این وبلاگ ارسال نمایند.
دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران
ع هایی از چلاسر و جل،  شماره 1925.
دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران
بهترین لبنیات ارگانیک
      یکی از مهمترین غذا های بشر،  از ابتدای تولد تا آ عمر لبنیات سالم است،  ولی امروزه در تمام جهان،  لبنیات هم مانند بسیاری چیز های دیگر بدست سرمایه داری لجام گسیخته افتاده،  صنعتی و ترکیبی شده است،  و انسانها را از لبنیات ارگانیک محروم کرده اند.
دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران
   تصویر شماره 4529 ،  های محلی آقا سهراب در ییلاق کوه های چلاسر و جل،  این های سالم در طبیعت بی نظیر کوهستان البرز بهترین تغذیه ارگانیک را دارند،  و بهترین و طبیعی ترین شیر را می دهند.  هفته ای یکی دوبار آقا سهراب 7 – 8 کیلو شیر را دم در منزل تحویل می دهد،  و از آن سرشیر خیلی عالی و خوش طعم بی نظیر می گیرم،  و ماست و پنیر درست می کنم.  اینجا تنها دیدن کوه ها و مناظر زیبایش نیست،  بلکه این لبنیات هم جزئی از کوه هاست،  با خیال راحت از این شیرها می خوریم،  نه از کشور چین با ملامین و دارو آمده،  نه کارخانه ای بخود دیده است.  اما دست روزگار و تغییرات ناپیوسته قرن نو،  دارد این طبیعت را بهم می ریزد،  جنگلها را به غارت می برند،  که متعاقب آن فرسایش خاک و تغییرات آب و هوایی را بدنبال دارد.  منجمله آب شدن یخچال های طبیعی،  و نیز  با آمدن ریزگرد های عراقی و عربستانی به ایران،  یکی دو سال است بارش های اینجا همراه آنهاست،  که خود مشکلات غیر قابل تصوری را خواهد داشت.  دیگر اینکه برای حفظ بردن درخت های چند هزار ساله یا حتی چند ده هزار ساله،  گالشها یا دامداران تاریخی ایران را از کوه و جنگل بیرون کرده اند،  و چند سالی است که چشایی مردم فقط بسمت لبنیات صنعتی چرخیده است.
دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران
آبشار بزرگ البرز
دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران
      تصویر شماره 4470 ،  آبشار بزرگ البرز،  پس از طی راه زیبای آسف ه تنکابن به سلیمان آباد،  و در انتهای این مسیر از لشتو بطرف کوه پیچیده،  و در یک جاده جنگلی بی نظیر که درختان تنومند فوق العاده دیدنی دارد می گذریم.  جنگلی که اکثر درخت های تنومند آن را بی رویه و با بزرگترین غلط تاریخ بشر قطع کرده اند،  و لاشه آنها منظره دل اش در میان جنگل م وب شده باقی گذاشته است.  بعد از طی حدود 20 کیلومتر در جاده خاکی سخت،  به بزرگترین آبشار کوهستان البرز مرکزی می رسیم،  که از ارتفاع 60 متری حجم عظیم آب به پائین می ریزد.  بدلیل دور بودن و جاده اب آنجا بسیار خلوت است،  و جای مناسبی برای اقامت یک روزه تفریحی می باشد.  جایی است که عطر گیاه های مختلف در فضا پیچیده،  آب گورا  دارد و مناظری که تا کنون دیده نشده خیلی دلپذیر است،  غیر از قطع درختان تنومند که برده اند،  بقیه بکر مانده اند.  اگر بجای قطع درختان،  کمی آنجا سرمایه گذاری می د،  درآمد خیلی بیشتری از بردن چوب درختان داشت.  درختانی که نبودن آنها آب و هوا را دگر گون و طبیعت را خشن می کنند،  درختانی که پول چوبش حرام می شود،  و دود نبودنش به چشم ملتی بزرگ می رود.
دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران
چلاسر نمونه رنسانس روستایی
      معمولاً نام رنسانس یا زنده اروپا بر یک مدت از تاریخ اطلاق میشود که از فتح قسطنطنیه در سال 1453 به وسیله ترکان عثمانی آغاز می گردد و به مرگ الیزابت ملکه معروف انگلیس در سال 1603 خاتمه پیدا می کند.  20 سال گذشته در ایران عزیز با حرکتی نو روبرو بودیم،  که آنرا می توان رنسانس روستایی یا زنده روستاهای ایران نامید.  در این مدت شاهد بودیم که جوانان روستایی بخاطر سلامت محیط و هوش خوب به درجه های بالای علمی رسیده اند و از بینش ثابت گذشته گذر کرده و تحولاتی فکری را در روستا بوجود آورده اند.  تحولاتی که از بدو پیدایش روستا تا ابتدای قرن 21  تقریباً ثابت بوده است،  و طی قرنهای گذشته هرگز تصور آن نمی رفت که واژگون شود.  این تغییرات بسیار قابل ملاحظه می باشند،  در این دوره که از نظر تاریخی بسیار کوتاه می باشد،  اصلاحات مدرن و اجتماعی بوقوع پیوسته است.  احیا یا زنده روستاها بدون اخطار قبلی و یا اقدامات مقدماتی شروع شد،  و این مسئله از نظر تولیدات سنتی روستاها تاثیر زیادی داشته و امروزه این نوع کارها در حال از بین رفتن است.  همچنین باعث شده تولیدات کشاورزی و دامی نیز تغییرات اساسی نماید.  امروزه جوانان روستایی دیگر نمی توانند چون کشاورزان گذشته در کارهای سنتی درگیر باشند،  آنها می خواهند از جدیدترین روشهای علمی و صنعتی برای کار و تولید استفاده کنند.  این مسئله تضاد و در هم آمیختگی در کار تولید محصولات روستایی بوجود آورده،  که خود مشکلی است و نیازمند تدبیری نو می باشد.  برای اتخاذ روشهای نو و هماهنگ سازی های مدرن دانایی قرن 21 لازم است،  که در مقاله قرن سنت گریزی توضیح داده ام.  بنابراین لازم سازمان جدید تی یا غیر تی تشکیل شود تا برنامه هایی علمی جهت این مهم و زنده شدن روستاها را بعده بگیرد.  توجه ن به رنسانس روستایی ایران خطراتی دارد،  منجمله پاشیده شدن شیرازه کار و تولید در روستاها.  لازم به یاد آوری است از گذشته ها ملت ایران دشمنانی داشته و آنها همیشه سعی می د ایرانی ها را ضعیف نشان دهند،  در اینباره در   برداشت دروغها از تاریخ ایران  توضیح داده ام،  که مطالعه آن را به عزیزان توصیه می کنم.
   پرسش از عموم:  آیا هر روستا بدون هماهنگی با دیگر ارگان های تی و غیر تی،  می تواند مسیر تحولات را در قرن 21 سپری کند؟
دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران
تصویر منزل انوش در چلاسر و جل در برف،  ع شماره 1910 .
دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران

آ ین مرز گیلان و مازندران
      از زبان قدیمی های چلاسر شنیده ام،  که این  روستا مرکز خان نشین شرق گیلان بوده،  و شهری در شرق گیلان و یا این قسمت از غرب مازندران وجود نداشته،  و تمام این منطقه  پوشیده از جنگل و چراگاه بوده،  و مقدار کمی برنج  تولید میشده.  برنج و محصولات دامی و جنگلی،  توسط  گاری به اسکله کوچک و چوبی واقع در کریم آباد،  تنکابن، حمل میگردید،  و در آنجا با  قایق های هشت یا ده متری در جهت باد،  به انزلی یا محمود آباد می بردند،  و در شبکه  توزیع و صادرات آنروز ایران قرار می گرفت.  البته این خان نشین شرق گیلان،  هایی هم با خان نشین،  در غرب مازندران داشته،  و بهمین  جهت در زمان تعیین استانها در دوره رضا شاه،  به مازندران پیوسته شد.  همانطور که همه چیز جنبه مادی آن مطرح است،  احتمالا دلایل مادی خوانین و نفوذ آنان،  در این تقسیم بندی منظور گردیده.  مصلحت منطقه و مردم،  که به جهت دوری از مسیر های فرهنگی و علمی در طول تاریخ و گذشته ها دست نخورده باقیمانده بودند،  به حساب نیامده.  حتی گفته شده است که میرزا کوچک خان،  خان نشین چلاسر را،  آ ین مرز شرقی گیلان بحساب می آورده،  و بدین منظور در ابتدای جاده دو هزار و سه هزار،  این روستا مبادرت به انبار اسلحه،  برای ایجاد پادگان مرزی نموده که امکان آن نشد،  و این انبار تا کنون کشف نگردیده.
      در کتاب های تاریخی آمده، در گذشته های دور،  زمان اشکانیان این منطقه مرکز زندگی آماردها بوده،  و آنها از گله های اسب و و خوک حکومتی،  در اینجا حفاظت می کرده اند،  که مخصوصا در زمان جنگ، این گله ها را همراه می د.  روزی آماردها نا فرمانی کرده،  و سرکوب شدند و به مرکز ایران،  خوار و ورامین کوچ داده شدند.  همانطور که در وبلاگ  برداشت دروغها از تاریخ ایران گفته ام،  این نوشته ها و گفته های تاریخی بیشتر جنبه داستانی دارد،  تا  تاریخ واقعی،  تاریخ را باید علمی بررسی کرد.  در هر صورت، همانگونه که از جغرافی منطقه پیداست،  در گذشته های دور منطقه جنگلی و چرا گاهی بود،  و زندگی مردم به جهت کوه به جنگل و جلگه و سپس به دریا،  و وجود مالاریا در تابستان،  و بارندگی زیاد در زمستان،  ییلاق و قشلاقی و دامداری بوده.  البته جاده ابریشم،  از جنوب روستای چلاسر و از روستای جل از دامنه کوه می گذشته،  اما این مسیر شمالی جاده ابریشم،  کم گذر تر از مسیر جنوب البرز آن بود.
    اگر اگر اگر،  این منطقه با امکانات طبیعی و عالی که دارد،  توریستی بین المللی شود،  در آمدی خیلی بیشتر از کشاورزی و کمک های نفتی ت پیدا میکند،  و حتی  میتواند،  به ت هم کمک مالی بدهد،  و بیکاری از بین برود، و مشاغل جدید و بسیاری برای جوانان بقیه جاها  باشد.  بزودی مشروح و آمار لازم جهت آگاهی توریستی می نویسم.
   پرسش از عموم:  آیا شما پیشنهادی برای توریستی شدن منطقه دارید؟
میانرود سرزمین عشاق
      روستای زیبای میانرود در دوازده کیلومتری تنکابن و میان دهستان سلیمان آباد قرار دارد،  این روستا یکی از بهترین انواع مرکبات ایران را تولید میکند،  محصولات دیگر این روستا برنج و گل و چای و کیوی است،  که به تمام ایران فرستاده میشود.  جوانان فعال تحصیل کرده زیادی از این روستا،  باعث افتخار ایران در تمام جهان هستند.  رودخانه ای زیبای کرشمه ای دارد،  که از کنار این روستا آرام میگذرد،  در دو طرف آن جنگل و باغ های سر سبز خود نمایی می کنند،  و مناظر دلپذیری و باور ن ی بوجود آورده است.  بسیاری از تهران و دیگر نقاط ایران،  برای دیدن و اقامت و حتا اقامت،  به این روستا می آیند.  چشمه ای با پله های بلند،  عطر آکنده پونه در هوا،  رنگ گل های بفشه و پامچال،  چشم بیننده را روشن میکند.  آبی گورا از دل زمین،  صفای روح را می آورد،  گویند هر از این آب بنوشد عاشق میشود،  و چه انی آمدند و جرعه ای به کام زدند و عاشق رفتند.
دو روستای زیبای محله و جل محله
      در راستای شمال جاده ابریشم،  و در دامنه کوه های زیبایی که چون گوهر سبز میدرخشند،  دو روستای تاریخی قرار گرفته است.  به گفته یکی از اهالی قدیمی،  در گذشته این دو روستا از مراکز عمده تولید لبنیات و گوشت بودند.  ولی امروزه با داشتن جوانان با هوش و تحصیل کرده بسیار،  و ب ایی شهرک صنعتی،  عمده ترین مرکز صنعتی غرب مازندران گردیده است.  که این مسئله باعث افزایش قیمت زمین گردیده است.  عمده ترین تولیدات کشاورزی این دو روستا برنج مرغوب ایرانی،  کیوی و گل و مرکبات،  لبنیات و گوشت می باشد.  تولیدات شهرک صنعتی رو به رشد آن،  به تمام نقاط ایران ارسال میشود.
      از میان باغات سبز و م و در دامنه کوه سیاهگل چال،  که با مناظر زیبای خود هر بیننده را به سپاس از طبیعت می گمارد،  با طی دو کیلومتر از روستای جل چلاسر،  به جل محله میرسیم.  در این مسیر با خود خواهیم گفت،  که این منطقه با کلی دیدنی طبیعی،  و گبرستان و آثار تاریخی،  می توانست نگینی در گردش گری جهانی باشد.  البته این وظیفه جوانان با هوش و با استعداد منطقه است،  که سرزمین خود را به بهترین وضعی در جهان بشناسانند.  ما در قرن سنت گریزی،  باید قدرت عمل خود را نشان دهیم،  و حداقل در اینترنت معرف ملی گرایی محلی خود باشیم.
   پرسش از عموم:  بنظر شما بهترین ایده برای شکوفایی بهتر منطقه چیست؟
حیات وحش در چلاسر و جل
      کوه و جنگل و جلگه در چلاسر و جل،  با چشم انداز خیره کننده و تازگی آب و هوا،  بهترین موقعیت گردشگری را فراهم آورده است.  شکوه طبیعت همراه با فرهنگ خوب مردم این دیار،  می تواند پیش درآمد یک کانون گردشگری شود،  که در تمام فصول سال توریست های داخلی و خارجی به این منطقه بیایند.  یکی از این موقعیت های گردشگری،  اکو توریسم و دیدن جانوران در طبیعت است،  که در ادامه جلگه های گیلان و مازندران و ارتفاع البرز مرکزی و غربی می باشد.
      در زمینه حیات وحش،  بخش وسیعی از جانوران این منطقه مهاجر هستند،  که به صورت فصلی به اینجا می آیند،  و بخشی از آنها نیز کوچ عمودی دارند،  و در واقع تمام فصول،  اطراق گاه دائمی برای آنها کمتر قابل تصور است.  برخی از آنها ویژه جنگل هستند،  و گروهی از آنها کمتر در جنگل دیده می شوند،  و برخی دیگر فقط در مناطق کوهستانی زندگی می کنند،  و یا در طول و عرض کل ارتفاعات در تردد هستند.  حیات وحش چلاسر و جل در،  جلگه ها و جنگل و ارتفاعات اطراف عبارتند از:
   پرندگان:  قرقاول، گنجشک ها، کبک، قمری، کبوتر جنگلی، فاخته، یاکریم، دارکوب، کلاغ سیاه، کلاغ، زاغ، سار، آبچیلک، بلدرچین، توکا، سار، جغد، باقرقره، دلیجه، سبزقبا، زنبور خوار، عقاب طلایی، حواصیل، خوتکا، سلیم چنگ خوار، چکاوک، شاهین، قوش، کوکو، وس وحشی، گیلان شاه، کاکایی، پرستو، سبزقبا، توکای باغی، چرخ ریسک، کورکوری، هدهد، دری، دراج، بلدرچین،  .
   خزندگان:  انواع مار، مار آتشی، مار درفشی، یله مار، افعی، مار کرمی، غوک، سمندر، مارمولک، چلیپا.
   ات:  دودم، مگس، تله گز، مگس، مگس، سگ مگس، پشه، شپش، جیرجیرک، کفش دوزک، رکنا، و...
   حیوانات وحشی:  پلنگ، یوزپلنگ، س، گرگ، شغال، روباه، کفتار، گراز، گربه وحشی، خوک، موش صحرایی، اشگلا، سنجاب، سمور، راسو، گوش، جوجه تیغی، مرال، شوکا، رودک، قوچ، میش، بز، پاژن، و...
  بسیاری از این حیوانات مانند،  کل، بز، مرال، شوکا، کبک، س، قرقاول در تیرس شکارچی ها بوده،  و چه بسا نسل بسیاری از آنها در حال نابودی می باشد.  حدود 30 سال پیش در این منطقه طبیعت همراه با حیات وحش براحتی و فراوانی در اطراف آدم وجود داشت،  ولی امروزه طبیعت کاملاً دست خورده است،  و کمترین حیات وحش وجود دارد.
   مهم:  چه بهتر است،  مردم منطقه به این طبیعت در حال از بین رفتن اهمیت بدهند،  و هر کار و برنامه ای که لازم است انجام دهند،  تا نسبت به احیای آن اقدام فوری صورت گیرد. 
4606
   ع آقای احمد خلعتبری در کنار تابلوی کارخانه ترنج بالا،  و ع کارخانه شرکت ترنج تنکابن پائین،  ع شماره 4606.
      با آقای احمد خلعتبری دوست خوب قدیمی ام،  معروف به آقا کامی،  که پر سابقه ترین پرسنل این  کارخانه می باشد،  و حدود 20 سال با شغل نگهبانی در آن مشغول کار است،  گفتگوی کوتاهی :
      احمد خلعتبری:  چند سال پیش این کارخانه بهترین کنسانتره را تولید می کرد،  حدود 700 تن در سال،  اما به مرور تولید کارخانه کم شد.  با اینکه بهترین وسایل و مدیریت خوب دارد،  اما امروزه کمترین تولید،  در حد هیچ د?
برچسب ها : دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران - است، ,چلاسر , ,روستا ,روستای ,تمام ,روستای دیدنی ,شمال ایران ,سلیمان آباد ,دیدنی چلاسر ,کلیک کنید ,روستای دیدنی چلاسر ,آثار تاریخی حفاظت ,شمال ای?
دو روستای دیدنی چلاسر و جل در شمال ایران است، ,چلاسر , ,روستا ,روستای ,تمام ,روستای دیدنی ,شمال ایران ,سلیمان آباد ,دیدنی چلاسر ,کلیک کنید ,روستای دیدنی چلاسر ,آثار تاریخی حفاظت ,شمال ای?
داستان بشقاب هخا و تعریف نقشهای هنری

داستان بشقاب هخا و تعریف نقشهای هنری،  پیوست موزه مجازی ارگ ایران است.  توضیح درباره این بشقاب هخا را در این صفحه نوشتمتفسیر این بشقاب،  نمونه برای همه آثار ایرانی است.

داستان بشقاب هخا و تعریف نقشهای هنری

تصویر بشقاب هخا ،  ع شماره 5270 .

      بشقاب هنری و آئینی هخا ،  که به اشتباه بشقاب ساسانی یا اشکانی معروف شده،  و به اشتباه می گویند نقش دیونیسوس ایزد افسانه ای یونان را دارد.

      جنس:  نقره زراندود،  قطر:  22.5 ساتیمتر،  وزن:  906.2 گرم،  محل نگهداری:  موزه بریتانیا.

      حتی نمی توانند بگویند ساسانی است،  یا اشکانی.  یعنی حداقل تشخیص دین و مذهب و آئین را در این بشقاب ندارند،  یا دارند ولی می خواهند به عمد دروغ بگویند.

      توضیح درباره این بشقاب هخا را در زیر نوشتم.  آنهایی که می خواهند بدانند،  متوجه می شوند ولی آنهایی که نمی خواهند بدانند،  هرگز متوجه نمی شوند،  و مرا با آنها کاری نیست.

      تفسیر این بشقاب،  نمونه برای همه آثار ایرانی است،  که از تاریخ ایران ربوده اند.  غربیها اگر نتوانستند بشقاب را از آن خود کنند،  برایش داستان دروغی گفته اند.  عده ای ساده مثلاً تحصیل کرده ایرانی هم راحت،  حرف و گفته آنها را پذیرفته اند.   این عده ایرانی حتی نتوانستند،  اندکی بشقاب را در گردونه یادگیری قرار دهند،  تا ببینند نتیجه چه می شود.  فقط عشق این را دارند،  که چشم و گوش بسته هر چه را غرب و تاریخ نویسی استعماری گفته،  با جان و دل بپذیرند.

این صفحه پیوست موزه مجازی ارگ ایران است.

. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .

داستان بشقاب هخا و تعریف نقشهای هنری

پرسش و پاسخ درباره بشقاب هخا

   نظر و پرسش و تقاضا:  با درود به شما راوید.

      زیبایی و هنر محصول تمدن است،  هرچه زمان می گذرد مجسمه ها زیباتر میشوند،  و نقاشی ها روح انسان را بیشتر تحت تاثیر می گذارند.  یک مجسمه یا نقش و نگار که مربوط به امروز است،  هزاران برابر زیباتر است،  از مجسمه یا هر هنری که مربوط به هزار سال پیش است.  از نظر علمی هر بار که ما صحنه زیبایی می بینیم.  در مغز هرمونی به نام آدرنالین ترشح می شود،  که مفهوم زیبایی و هیجان را در مغز به وجود می آورد.

      از دید علمی یک موسیقی قرن بیست و یک،  در مغز مقداری آدرنالین ترشح می کند،  که اندازه آن صدها برابر اندازه آدرنالین ناشی از گوش دادن به موسیقی قرن نوزدهم است.  در واقع این تکامل زیبایی شناسی است،  که هرچه زمان می گذرد،  با پیشرفت تمدن پیشرفته تر می شود.

      تاریخ نویسی استعماری،  همه زیبایی و هنر را که در طول هزاران سال از تمدن جیرفت تا تمدن هخا تکامل یافت را به نام یونان مصادره می کند،  و سهم ملت ما از آن همه زیبایی و هنر تصویرگری را فقط به چند نقش سرباز هخا ،  که ریش بلند دارند محدود می کند،  و هر جا نقشی  بدون ریش می بیند می گوید،  که این باید مربوط به ال اندر یونانی یا زیر دستان او باشد.

      این طوری استعمار شکوه و زیبایی جهان باستان را از چنگ ما در می آورد،  و به نام خود ثبت می کند.

      بیایید از دید علم هنر تاریخ را بررسی کنیم،  زیبایی شناسی هزاران ساله را در نظر بگیرید،  چه طور ممکن است،  این زیبایی که حاصل هزاران سال تکامل است،  از تمدن کهن ایران به دور باشد،  و فقط مخصوص یک قوم کوچک با سابقه بسیار محدودتر در جزایر دریای اژه باشد.  آنها این تکامل هزاران ساله هنر را از کجا آوردند.

      راوید باید بگم هر چه گشتم نقش و نگار یا تصویری از دوران هخا پیدا ن ،  که شبیه به بشقاب ساسانی در ایمیل قبلی باشد،  متاسفانه در اینترنت این نقش و نگار و تصاویر همه به نفع یونان ثبت شدند،  و به راحتی و بدون دانش کافی نمی توان آنها را تشخیص داد.

      از شما خواهشمندم برای تحلیل نقش و نگار بشقاب به اصطلاح ساسانی،  تا می توانید نقش و نگار های مشابه بیاورید،  تا خوانندگان هنر واقعی هخا و اشکانی را بشناسند،  و آن را متعلق به یونان یا روم ایتالیا ندانند،  و بدانند که هنر مجسمه سازی و نگار گری،  که به ایتالیا و از آنجا به همه اروپا رفته در اصل تکامل هزاران ساله هنر از ایلام و جیرفت تا هخا و اشکانی است.

   پاسخ انوش راوید:  با درود و سپاس از توجه شما.

      بله همانطور که گفتید،  هنر نیز مانند همه چیز نیاز به زمینه های تاریخی دارد،  این را غربیها خوب می دانند.  اما در کجای دنیا دیده اید بگوید،  این را از کجا یدم.  آنها برای تاریخ یشان تاریخ درست کرده اند،  و خودشان خوب می دانند،  که ی است.  فقط می ماند این شرقی های ساده مهمان نواز،  که اموالشان را به مهمانها دادند،  و با سادگی هم،  داستان دروغ های آنها پذیرفتند،  در اینجا.

      نمونه آن را در تکه از جاده ابریشم کذایی در زیر همین نوشته ببینید،  که چگونه یک فرد انگلیسی از سادگی یک شرقی استفاده کرده،  و اموال تاریخی غرب چین،  که در اصل متعلق به تاریخ ایران است به یغما برد.

      در زیر ظرف هخا را که با ی،  از تاریخ یونان و یا سبک یونانی گفته اند،  تشریح می کنم،  و چون تکرار ع های مورد نیاز،  برای تشریح تشابه در این برگه ممکن نیست،  لینک های آنها را گذاشتم.

      در میانه ظرف تصویر الهه میترایی معروف بیستون است،  که با دستکاری حرفه ای موزه ای بمنظور اه موزه ای و تاریخی،  صورت آنرا نابود کرده اند،  این الهه در آثار میترایی دیده می شود،  در اینجا.

      در بالای ظرف نیز الهه ای در پرواز است،  این الهه نیز در آثار میترایی بفراوانی دیده می شود.  تفاوت این الهه با الهه های دیگر آثار میترایی در این است،  که او بندی را آویزان کرده،  تا الهه کوچکتر در پائین پارچ یا تنگی را به آن ببندد،  و به بالا بفرستند.  این مربوط به نیایش آب برای سرزمین خشک و کم آب جهت باران است،  در اینجا.

      در سمت راست ظرف،  مردی گویا مشغول نوشیدن جام ریتون است،  بمنظور آب افشان آن از دهان برای برکت دادن.  من شخصاً این عمل را از دراویش دیدم.  درباره این موضوع در تاریخ کذایی یونان اروپایی تاریخ نویسی استعماری هیچ چیز گفته نشده است.

      در پائین تصویر اصلی وسط ظرف بانویی با اندازه کوچکتر با لباس پوشیده و دامن بلند نشسته.  او مانند ظرف ایلامی و مهر هخا و ایلامی است،  در اینجا.

      در سمت چپ ظرف دو الهه دیگر با دامن های افشان حریر و ابریشم هستند،  که دور سر یکی هاله ای از نور قرار دارد.  دامن آنها مانند دامن های ظروف جیرفتی است،  و هاله نور آن نیز میترایی است،  در اینجا.

      در زیر تصویر اصلی مرکزی،  مردی با نقش کوچکتر مشغول گرداندن چرخ زندگی است،  چرخی که در آثار ایرانی از دوران کهن بفراوانی دیده می شود.  درباره گرداندن چرخ زندگی در تاریخ کذایی یونان اروپایی تاریخ نویسی استعماری هیچ چیز گفته نشده است.

       در پائین ظرف،  شیری نیز در جستجوی چیزی در ظرفی می گردد،  ظرفی که سابقه تاریخی در تاریخ کهن ایران دارد،  در واقع شیر دارد بدنبال آب می گردد،  شیر سال ایرانی شیر در تخت جمشید است،  و آب نیاز سال است.  چیزی که اصلاً به یونان و یونانی مآبانه مربوط نمی شود.

      در حاشیه ظرف چند درخت زندگی است،  دو درخت زندگی با سه شکوفه و یک درخت زندگی با پنج شکوفه،  که همه آنها مربوط به ظروف جیرفت هستند،  و در آنها بفراوانی دیده می شود.  در نهایت به تثلیث و پنج تن ختم شدند،  در اینجا.

      هنر ارائه شده در این ظرف،  کامل میترایی و مربوط به شرق و میانه ایران است،  که نیایش باران اهمیت داشت.  در واقع مربوط به هخا ان شرق است،  که میترایی بودند،  و شاهزاده هخا اسکندر،  که موسس سلسله میترایی اشکانیان بود،  از میان آنها برخواست.

      در نهایت در قرون جدید،  عده ای ساده کم سواد و کم کار آکادمی ایرانی،  براحتی آنرا به اروپا و تاریخ نویسی استعماری واگذار د،  و شد ال اندر از اروپا.  امیدوارم ایرانیان باهوش و متخصص تاریخ را بدرستی یاد بگیرند،  و اهمیت آنرا متوجه شوند و تاریخ از دست رفته را پس بگیرند.

داستان بشقاب هخا و تعریف نقشهای هنری

دیونیسوس یا دیونیزوس

      دیونیسوس یا دیونیزوس نام ایزدی در اساطیر یونان،  که دارای دو ریشه مجزا است،  از طرفی او ایزد ، زراعت انگور، قداست می،  ناظر بر جشن های مقدس و حاصلخیزی طبیعت است،  و از طرفی دیگر دیونیسوس نشان دهندهٔ ویژگی های برجسته هنر ادیان مختلف همانند انی،  که در الوزیس به عبادت می پرداختند.

      او بزرگترین خدای جهان یونانی (هلنیستی) متأ است،  که در آن پرستشش با مراسمی پرزرق و برق همراه بود،  و آن نوعی وعده رهایی محسوب می شد.  دیونیسوس را اغلب با ساتیرهای مذکر و مؤنث و مائنادها (ایزد کشتزاران) نشان می دهند.  او همچنین ایزد است،  از این رو،  بسیاری از پرستشگاه ها به نام او بودند،  و جشن ها با نام او برگزار می شدند.

      رومیان این خدا را بیشتر با نام باکخوس یا با bakchos  می خواندند.

      در حدود دو دهه پس از رواج گستردهٔ ماگنا ماتر در روم،  مجلس سنا بر ضد کیش راز آمیز دیگر،  این بار از یونان،  دست به مخالفت برداشت.  با (برابر دیونیسوس یونانی) ایزد منجی و خداوندگار می بود.  شعایر مربوط به او باکانالیا خوانده می شد،  به می گساری و هرزگی بود،  و احتمالاً به تجربه خلسه وار آیینی کمک می کرد.

      در ۱۸۶ پیش از میلاد مجلس سنا این کیش را ممنوع کرد،  زیرا معتقد بودند که نه تنها باعث هرزگی و فساد بیش از حد می شد،  بلکه طبقات پایین جامعه را به توطئه بر ضد مقامات تی وامی داشت.  همهٔ شعایر سری با ی در سراسر ایتالیا ممنوع گردید،  و رومی ها نیز از کاهن شدن منع شدند و عقوبتش مرگ بود.

   تصویر مجسمه تازه ساز از دیونیسوس،  که هیچ شباحت به تصویر بشقاب ندارد،  ع شماره 8733.

      توجه نمایید هیچ اثر تاریخی از این ایزد تقلبی وجود ندارد،  فقط حرف و داستان تازه ساز است.  این داستانها هم از تاریخ ایران ربوده شده.  زیرا یونان غرب تاریخ تمدن ندارند، هر چه هست کمتر از 2500 سال است.

      اغفال داستانهای تاریخ نویسی استعماری نشوید،  و بروید واقعیت را پیدا کنید.  اگر آنها ملتها را ساده بپندارند،  داستان های مهمتری برای سرنوشت و آینده ملتهای ساده می ریزند.  اغفال نشوید.

  ــ     dionysu=  یا اوسا یا تأمین کننده،  یا دایه.

  ــ   bakchos =  باک = بغ = موبد + اوس یا همان = موبد بزرگ.

      این ریشه ی ها ممکن است،  کمی کار داشته باشند.  ولی در هر صورت بدلایل مختلف تاریخی،  ریشه آنها به زبان باستانی ایرانی بر می گردد.  در اینجا.

داستان بشقاب هخا و تعریف نقشهای هنری

. . . .

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

   شماره 1247 ارگ ایران،  تکه ای از مستند بنام کذایی جاده ابریشم از .  دروغ جاده ابریشم در اینجا.  در آن انگلیسها براحتی و وضوح،  به غارت آثار تاریخی شرق اعتراف می کنند.  البته این غارتها را می توان پیگیری قانونی کرد.  زیرا از شخصی مفت یده شده،   که خود او امانت دار بوده،  نه مالک آنها،  یعنی دو بزه جزایی انجام شد.

  داستان بشقاب هخا و تعریف نقشهای هنری

کلیک کنید:  تاریخ و جغرافیای تاریخی یونان

کلیک کنید:  داستان های تاریخی و اساطیر جهان

کلیک کنید:  دو قرن سکوت کذایی، عبدالحسین زرین کوب

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= د و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و ع ها و مطالب را بی د.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اه ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس و پرسش و نظرhttp://arqir.com/101-2

برچسب ها : داستان بشقاب هخا و تعریف نقشهای هنری - ,تاریخ ,بشقاب ,هخا ,است، ,داستان ,بشقاب هخا ,داستان بشقاب ,تعریف نقشهای ,تاریخ نویسی ,اینجا ,داستان بشقاب هخا ,تاریخ نویسی استعماری ,اروپایی تار?
داستان بشقاب هخا و تعریف نقشهای هنری ,تاریخ ,بشقاب ,هخا ,است، ,داستان ,بشقاب هخا ,داستان بشقاب ,تعریف نقشهای ,تاریخ نویسی ,اینجا ,داستان بشقاب هخا ,تاریخ نویسی استعماری ,اروپایی تار?
کتاب دو قرن سکوت عبدالحسین زرین کوب

در سن نوجوانی آشنایی کاملی به تاریخ نویسی استعماری داشتم،  وقتی کتاب دو قرن سکوت عبدالحسین زرین کوب را خواندم،  دیدم قبل از اینکه تاریخی باشد،  ادبیات رجزخوانی است.  ادبیاتی که به هیچ روی فن نویسندگی ندارد،  و فقط سعی شده با بازی ناهماهنگ با کلمات نشان دهد،  که عربهای صدر به ایران حمله د و کشتند و اسیر گرفتند و د.  در خانواده ما در اینجا، همیشه صحبت از ترفند های استعماری بود،   و می دانستم که آنها بمنظور اداره جهان دست به تاریخ سازی می زنند،  و با انواع ترفندها ملتها را باهم دشمن می کنند،  تا منابع و منافع ببرند،  یعنی کار خودشان را بخوبی پیش بردند.

کتاب دو قرن سکوت عبدالحسین زرین کوب

پیش نویس

       در سن نوجوانی آشنایی کاملی به تاریخ نویسی استعماری داشتم،  وقتی کتاب دو قرن سکوت عبدالحسین زرین کوب را خواندم،  دیدم قبل از اینکه تاریخی باشد،  ادبیات رجزخوانی است.  ادبیاتی که به هیچ روی فن نویسندگی ندارد،  و فقط سعی شده با بازی ناهماهنگ با کلمات نشان دهد،  که عربهای صدر به ایران حمله د و کشتند و اسیر گرفتند و د.  در خانواده ما در اینجا،  همیشه صحبت از ترفند های استعماری بود،  و می دانستم که آنها بمنظور اداره جهان دست به تاریخ سازی می زنند،  و با انواع ترفندها ملتها را باهم دشمن می کنند،  تا منابع و منافع ببرند،  یعنی کار خودشان را بخوبی پیش بردند.

تصویر جلد کتاب دو قرن سکوت، عبدالحسین زرین کوب،  ع شماره 3530.

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو مراقب باشید در دام تاریخ نویسی استعماری نیافتید،  ع شماره 1606.

برگه پیوست دروغ نامه های بنام کتاب تاریخ است.

ادامه پیش نویس

      بعد از جنگ دوم جهانی وضع استعماری جهان بشدت بهم خورده بود،  استعمارگران در طول جنگ مجبور شده بودند،  به ملتها تحت ستم امتیازاتی بدهند،  و برای جمع این امتیازها خیلی دیر شده بود.  زیرا قدرت های جدید مانند کشور اتحاد جماهیر شوروی بوجود آمده بود.  برای همین نیاز داشتند بجای اینکه خودشان مستقیم به سرکوب ملتها بروند،  ترفند هایی بکار برند.  یکی از مهمترین این ترفندها درست جو و فضای دشمنی در کشور های مختلف،  علیه همدیگر و ملتها دیگر بود.

      در ایران نیز کارهای زیادی برای این منظور د،  از ب ا جنگ های خیابانی حیدری نعمتی،  تا تاریخ نگاری و ایجاد دشمنی.  همیشه بدین منظور عوامل ریز و درشتی هم داشتند،  که پولی یا رایگان،  در اینکار به استعمار کمک و یاری برسانند.  از نظر من عبدالحسین زرین کوب، نویسنده کتاب دو قرن سکوت یکی از این عوامل بود،  که با دروغ نویسی در تاریخ،  و استفاده از ادبیات احساس بر انگیز،  با تمام قدرت به استعمار کمک کرد،  کمکی که حتی امروزه آثار آن در دشمنی بین دو ملت ایران و عرب دیده می شود.

      به این ترتیب استعمار چند کار مهم کرد،  ابتدا مشغول ذهنها در دروغهای تاریخ،  سپس دادن آدرس اشتباه به مردم برای دشمنی و مبارزه،  سوم ایجاد درگیری های مختلف بین ملتها، و غیره.  در این موارد تحقیق کنید و پرسش نمایید.  در این قرن با اینهمه امکانات ارتباطی و اطلاعاتی،  نباید ساده بود و چشم و گوش بسته اغفال شد.  عدم دقت در این موارد،  باعث می شود در دام ها و ترفند های دیگر استعمار و امپریالیسم افتاد،  و مطمئنا اینبار با روند نابودی کامل همراه خواهد بود.

      تحلیل گران اجتماعی و ،  بجای اغفال شدن از دروغهای تاریخ و ایجاد دشمنی بین ملتها،  راه درست شه و درست دانستن از تاریخ و واقعیتها را پیشه کنند.  تا در نهایت بتوانند طرحها و برنامه های درست و حساب شده را تدوین کنند.  همچنین بتوانند آگاهی های لازم را بر اساس تاریخ واقعی به مردم برسانند.  ما ملت قاره کهن،  همه از یک ریشه و تاریخ هستیم،  و جدا و قطعه قطعه و دشمن ملتها،  جز ش ت و نابودی هیچی ندارد،  و فقط به نفع استعمار و امپریالیسم است. 

. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .

دو قرن سکوت

   نظر انوش راوید:  در اینجا ضمن دانستن ارزش شه و قلم،  برای خودم و همه،  منجمله دشمنان ایران،  به بررسی دو قرن سکوت کذایی  عبدالحسین زرین کوب می پردازم.  کت که لازم بود نوشته شود،  تا تازه تأسیس جان بگیرد.  این نوع کتابها که از کارها و ترفند های استعمار است،  فقط برای کمک به شرایط مورد نظر آنها نوشته شده است.  در زیر نوشته ها نظر خودم را با خط قرمز نوشته ام.  این دو قرن سکوت و نظرها را بمرور و در فرصت های مناسب ادامه می دهم.

کلیک کنید:  سازمان های تاریخ سازی استعماری

فرمانرویان صحرا

   روزهای آرام

      در آن روزگاران کوه هیبت و شکوه ت ساسانی،  ان و امپراتوران روم را در پشت دروازه های قسطنطنیه به بیم و هراس میافکند،  عربان نیز مانند سایر مردم روی نیاز به درگاه خسروان ایران میآوردند،  و در بارگاه ری چون نیازمندان انیران و درماندگان می آمدند و گشادکار خویش را از آنان می طبیدند.  پیش از این،  نیز به درگاه شهریاران ایران جز از در فرمانبرداری در نیامده بودند و پیش از اسکندر در بیابان عرب،  زمره سرزمین هایی بود کوه به داریوش شاهنشاه ایران تعلق داشت.  از آن پس سران و پیران قوم،  به درگاه پادشاهان ایران در شمار پرستاران و فرمانبرداران بودند.  در دوره ای که شاپور ذوالاکتاف هنوز از مادر نزاده بود،  برخی از آن ها به بحرین و کناره های دریای فارس به غارت آمده بودند.

       اما چنانکه در تاریخ ها آورده اند وقتی شاپور بزاد آمد ،  آن ها را ادب کرد و به جای خویش نشاند.  در درگاه یزدگرد اول بزرگان حیره چون دست نشاندگان و گماشتگان ایران بشمار میآمدند.  و در روزگار نوشیروان،  تازیان سرزمین هاماوران نیز مثل تازیان حیره اج گزار و دست نشانده ایران بودند.  بادیه های ریگزار بی آب نجد و تهامه را دیگر آن قدر و محل نبود که حکومت و ایران را به خویشتن کشاند.  زیرا درین بیایان های بی آب هولناک خیال انگیز،  از کشت و ورز و بازار و کالا هیچ نشان نبود.  و جز مشتی عرب گرسنه و ،  که چون غولان و دیوان همه جا بر سر اندکی آب و مشتی سبزه،  با یکدیگر در جنگ و ستیز بودند،  از آدمی نیز در آنجا اثر نمیدید.  جز آن بیابان های هولناکِ هراس انگیز بی آب و گیاه که به رنج گرفتن و نگه داشتن نمی ارزید دیگر هر جا از سرزمین تازیان ارجی و بهایی داشت اگر از آن روم نبود در زیر نگین ایران بود.  و عربان،  که درین حدود س ت داشتند بارگاه  خسروان را در مدائن کعبه نیاز و قبله مراد خویش می شمردند.

      در قصه ها هست که از شاعران عرب نیز،  انی چون اعشی،  به درگاه خسرو می آمدند و از ستایش شاهنشاه مال و نعمت و ف و شرف به دست می آوردند.  در آن روزها،  خود این شه هم که روزی تخت و تاج و ملک و گاه خسروان دست فرسود عربان بی نام و نشان گردد و انی که به بندگی و فرمانبرداری ایرانیان به خود می بالیدند،  روزی تخت و دیهیم شاهان و ملک و گاه خسروان را چون بازیچه ای بی ارج و بها به کام و هوس زیر و زبر کنند هرگز به خاطر نمی رسید.

       اما درست در همین روزگاران،  که ضعف معنوی و ،  نیروی ظاهری و جسمانی ت ساسانی را از درون میخورد و می کاست، نیرویی معنو ی،  بزرگ و بالنده،  از درون ریگزار های قفر و هولناک بیابان عرب پدید آمد و اندک اندک بالید و فزونی یافت تا سرانجام شکوه و قدرت انی که پنجه به پنجه روم می زدند و به زور بازو پنجه آنان را می تافتن ،  دستخوش تازیان گشت.

   نظر انوش راوید:  در این چند سطر با بازی با کلمات و ادبیات ناشیانه،  سعی کرده ایران باستان را دارای هیبت و عظمت ترسناک نشان دهد،  و اعراب را بسیار ضعیف و بی چیز شمرده.  مهمتر از همه اعراب را با تازیان اشتباه گرفته،  یک تاریخ دان نباید چنین اشتباهی را د.  منابع او همان کتاب هایی است،  که در اینجا درباره آنها نوشتم،  این کتابها به تنهایی و بدون داشتن اسناد،  فقط یک مشت نوشته بی سند و شواهد می باشند.

      وظیفه تاریخ نویس یافتن شواهد و اسناد برای آنهاست،  نه اینکه آنها را صرفاً تاریخ واقعی بداند،  و با اضافه انبوهی شاخ و برگ ادبیاتی احساس بر انگیز،  بخواهد آنها را تاریخ بداند و بگوید.  در نهایت کتاب را با کمک عواملی تولید و پخش منتشر کنند،  و انواع فرستند های رادیویی و تلویزیونی استعماری هم مرتب از آن بگویند.  روشنفکر های ملی ایران،  این ماجراها را پیگیری کنید،  درصورت عدم دقت،  ملت در چاله و چوله های وحشتناک استعماری خواهد افتاد.

کلیک کنید:   تازی و تاجی و توزی

صحرانشینان

      جزیره خشک و بی آب و گیاه عرب،  با آن هوای گرم و سوزانی که همه جا جز در جاهای کوهستانی آن هست البته برای زیست مردم جایی مناسب نبود.  از این رو بود که از دیرباز تمدن و فرهنگ در آنجا جلوه ای نکرده بود و گذشته از ای نقاط که،  از آب و گیاه بهره داشت یا جا هایی که بر سر راه تجارت واقع بود در سراسر این بیابان فراخ زندگی شهرنشینی هیچ جا رونق نیافته بود.

      گذشته از نواحی کوهستانی جنوب،  که از یمن تا عمان امتداد داشت،  در کناره های بادیه،  مجاور شام و بین النهرین نیز از قدیم شهر هایی کوچک می بود،  که اعراب در آن س ت می داشتند.  شهر هایی مانند مکه و یثرب و طائف و دومه الجندل نیز جنبه بازرگانی داشت و بر سر راه تجارت بود.  باقی این سرزمین پهناور جز ریگ های تفته و بیابان های فراخ چیزی نداشت.  و اگر گاه چشمه ای کوچک از خاک می جوشید و سبزه ای پدید می آمد عرب بیابان نشین با شترها و چادرهای خویش همانجا فرود می آمد.  زندگی این خانه به دوشان بیابان گرد البته به غارت و تطاول بسته بود و در سراسر صحرا،  قانون جز زور و شمشیر نبود.  عربان که از دیرباز در چنین سرزمینی می زیستند ناچار مردمی وحشی گونه و حریص و مادی می بودند.

      جز آزمندی و سود پرستی هیچ چیز در خاطر آنها نمی گنجید،  هرگز از آنچه مادی و محسوس است فراتر نمی رفتند و جز به آنچه شهوات پست انسان را راضی می کند نمی شیدند،  از افکار اخلاقی،  آنچه بدان می نازیدند مروت بود و از آن نیز جز خودبینی و کینه جویی نبود.  شجاعت و که در داستان ها به آب ها نسبت داده اند همان در غارتگری و انتقام جویی بکار میرفت،  تنها زن و و جنگ بود که در زندگی بدان دل می بستند.

      از این ها که می گذشت دیگر هیچ توجه و عنایتی به عالم معنی نمی داشتند.  آداب و رسوم زندگی شهری را،  به هیچ وجه نمی توانستند بپذیرند.  در غار ت ها و چپاول هایی که احیاناً بر شهر های مجاور می د همه جا با خود ویرانی و فساد میبردند.  از وحشی خویی و درنده طبعی بسا که به قول ابن خلدون سنگی را از من عمارت بر می کندند تا زیر دیگ بگذارند یا آنکه تیر سقف را بیرون می کشیدند تا زیر خیمه نصب کنند.

      این فرمانروایان صحرا که از تمدن و فرهنگ بی بهره بوده اند،  در دوره ای که تمدن های بزرگ دنیای قدیم شکوه و عظمت تمام داشته است،  اگر جز قتل و غارت و رهزنی کاری داشته اند حفظ راه های بازرگانی و بدرقه کاروان های تجارتی بوده است. بنابراین هر چند استیلا برین صحرا های فراخ بی آب و گیاه آن قدر نداشته است که ت های بزرگ قدیم چون مصر و بابل و ایران و روم بدان چشم طمع بدوزند اما برای حفظ جان قافله های تجارتی،  هم از دیرباز کشور گشایان قدیم این فرمانروایان صحرا را به خدمت خویش می گرفته اند و در تاریخها هست که وقتی کمبوجیه پادشاه هخا لشکر به مصر برد اعراب را واداشت که در بادیه برای او آب تهیه کنند  و در برخی از جنگ هایی که ایرانیان با یونان ها کرده اند نیز اعراب جزو ایران بشمار می آمده اند.

      بدین گونه در روزگاران کهن،  عرب را شأنی و قدری نبود.  شهری و تمدنی نداشت و محیط زندگی او نیز پیدایش هیچ نظام و تهذیبی را اقتضا نمی کرد.  معهذا اگر در کاره های این بیابان فراخ شهری و واحه ای بود،  از برکت تربیت و تمدن روم در کار بود و ت روم آن را در برابر ایران علم کرده بود.  حکومت ایران نیز ت حیره را در کنار بادیه عراق به وجود آورده بود تا هم در آن حدود از اصطکاک مستقیم دو ت جلوگیری کند و هم در جنگ با روم مددکار ایران باشد.

      اما نفوذ ایران بر عرب منحصر به امارت حیره نبود.  از همه قبایل و طوایف،  گردنکشان و بزرگان عرب به درگاه پادشاهان ساسانی روی نیاز می آوردند.  گذشته از این ها یمن نیز از روزگار نوشیروان دست نشانده ایران بود.  مطالعه در تاریخ حیره و یمن نشان میدهد،  که ایرانیان در آن روزگاران عرب را به هیچ نمی گرفتند،  و هرگز از جانب آن ها هیچ شه ای نداشته اند.

   نظر انوش راوید:  این قسمت نیز مانند بالا ادبیات بی محتوا بود،  وقتی این سطرها را می خوانم درست بنظرم چندین سال پیش آمد،  که یک بنیادگرای یهودی صهیونیسم در ،  دارد درباره اعراب می گوید،  امروز ی ها با اعراب خیلی خوب شده اند،  و از این حرفها نمی زنند.

      می نویسد:  "ایرانیان در آن روزگاران عرب را به هیچ نمی گرفتند"  در واقع می خواهد از این حرف الکی به این نتیجه برسد،  که چون هیچی نمی گرفتند از آنها ش ت خوردند.  هرگز از مراحل رشد و تکامل و شرایطی،  که باعث برتری می شود نمی گوید،  چون سواد آن را ندارد.

کلیک کنید:  نبرد نو پدید و جنگ نرم

  حیره

چنانکه از آثار و اخبار بر می آید در اوایل قرن سوم بعد از میلاد ای از طوایف عر ب،  از فترتی که در پایان روزگار اشکانی پیش آمده بود،  استفاده د و به سرزمین های مجاور فرات فرود آمدند،  و بر قسمتی از عراق دست یافتند،  و ازین تازیان،  برخی همچنان زندگی بدوی را دنبال د،  اما عده ای دیگر به کار کشاورزی دست زدند،  و پس از آن،  رفته رفته روستا ها و قلعه ها بنا د،  و شهر ها برآوردند.  مهمترینِ این ا،  حیره بود،  که در جایی نزدیک محل کنونی کوفه بر کرانه بیابان قرار داشت،  این

شهر ،  چنانکه از نام آن پیداست ۱ قلعه ای و اردویی بوده است،  که اعراب در آن س ت داشته اند،  اما اندک اندک به شهر تبدیل شده است.  تاریخ بنای این شهر را در افسانه ها به بختنصر نسبت داده اند،  و پیداست کوه در صحت این قول جای شک هست.  این قدر هست کوه هوای آزاد بیابان و آب جویبا ر های فرات برای آبادی امن سرزمین مساعد افتاده است.  کثرت  زرع و نخیل و وفور آب و کشت درین ناحیه می توانسته است فرمانروایان صحرا را به تمدن دعوت  نماید.  عر ب هایی که درین حدود،  س ت می داشتند به سبب مجاورت با ایران از برکت فرهنگ و تمدن بهره ای یافته بودند.  نزدیک حیره کاخ های همچون «کاخ ابن بخیله» و «کاخ سفید» و «کاخ خورنق» ب ا گشته بود.  کوه جلوه و رونقی خاص بدان شهر می بخشید.  عربان این ناحیه برخی در بین آنها انی بودند،  که با خط و کتابت آشنایی داشتند،  و شاید خط و کتابت از آنجا به دیگر جا های عربستان رفته باشد.

تاریخ امرا حیره ،  درست روشن نیست، ۲ این قدر هست که این امرا از اعراب بنی لخم بوده اند و به حکم مجاورت  نسبت به شاهنشاهان ساسانی فرمانبرداری می کرده اند.  سبب عنایتی که فرمانروایان ساسانی به حمایت و تقویت امرا حیره می داشتند این بود که می خواستند به وسیله آن ها اعر را که در ثغور ایران س ت داشتند متحد نمایند،  و به یاری آن ها از و تعدی بدویان غارتگر به حدود مرز ایران جلوگیری نمایند.  از این روی پادشاهان ساسانی در حمایت و تقویت این امرا عنایت بسیار می ورزیدند و آن ها را با فرمان خویش بدین مقام منصوب می نمودند.  نام این امرا در تاریخ های قدیم ایران ضبط بوده است و حمزه اصفهانی فهرستی از نام و مدت عمر آن ها با ذکور پادشاهانی از

--------------------------------------------------

1 ــ  حیره از لغت سریانی héria است به معنی دیر و حرم که بعد بر لشگرگاه اعراب مجاور ایران اطلاق گردیده و سپس به معنی شهری شده است کوه در مجاورت  سرحد باشد.

  2 ــ  در باب ملوک حیره و یمن و همچنین درباره تاریخ عربستان قبل از رجوع شود به خطابه های آقای سید حسن تقی زاده در دانشکده معقول و منقول،  که تحت عنوان "تاریخ عربستان و قوم عرب در اوان ظهور و قبل از آن" در سه جزء،  ضمن "انتشارات  دانشکده معقول و منقول" به طببع رسیده است و حاوی جامع ترین تحقیقات  درباره تاریخ عرب قبل از است.  همچنین رجوع شود به:

تاریخ العرب قبل الاسلم.  تألیف الدکوتور جواد علی،  بغداد – و نیز: تاریخ ،  آقای علمی اکبر

فیاض،  از انتشارات  تهران،  که با عبارات  کوتاه محتوی معلومات زیاد است.

---------------------------------------------

ساسانیان که با آن ها معاصر بوده اند نقل نموده است. ۱ این فهرست هرچند کامل و خالی از خطا نیست اما به هر حال جالب و مهم است.  ترتیب و شماره امرا این سلسله غالب نادرست و مبهم است.  شباهت و وحدت  نامهای آن ها از اسب است که مورخان را در باب تاریخ امرا این خاندان به خطا و اشتباه افکنده است.  هرچه هست،  امرا بزرگ این دیا ر،  در دوره ساسانی بیشتر از خاندان لخم بوده اند و هه از شاهنشاه ایران فرمان می برده اند.

ذکور تاریخ حیره و امرا خاندان لخم درین جا حاجت نیست خاصه که درین باب،  تاریخها نیز اطلاعات دقیق و درستی ندارند.  با این همه اشاره ای کوتاه به امارت این خاندان تا اندازه ای وضع تمدن و حکومت اعراب مجاور این ناحیه را به دست میدهد.  این قدر برای این کتاب کفایت است و بررسی تتبعاتی که محققان در تاریخ این سلسله کرده اند در حوصله کار ما نیست.

   نظر انوش راوید:  به این چند سطر دقت کنید بارها تکرار کرد:  "تاریخها نیز اطلاعات دقیق و درستی ندارند"  آنوقت می گوید: "این قدری که هست برای این کتاب کفایت کند"  یعنی هر چه می خواهم برداشت می کنم،  و باب نظر ارباب استعماری می نویسم.  مانند همین شهر حیره،  که الکی بدون ریشه ی معنی می کنند.

   ــ  حیره = ایر ره = راه ایران،  یک شهر باستانی میان راه است،  و اصلاً به این داستان کذایی مربوط نیست،  در اینجا.

کلیک کنید:  ذهنیت و زحمت عمق مطالعاتی

. . . ادامه دارد . . .

کلمات کلیدی و بر چسب:  دو قرن سکوت، عبدالحسین زرین کوب، دو قرن، سکوت، عبدالحسین، زرین کوب، حیره.

. . . .

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

کلیک کنید:  ناسیونالیسم واقعی ایرانی

کلیک کنید:  تاریخ برداری فکری در ایران

کلیک کنید:  سازمان های تاریخ سازی استعماری

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= د و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و ع ها و مطالب را بی د.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اه ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس و پرسش و نظرhttp://arqir.com/101-2

برچسب ها : کتاب دو قرن سکوت عبدالحسین زرین کوب - تاریخ ,حیره ,کتاب ,استعماری ,اعراب ,بیابان ,کلیک کنید ,تاریخ سازی ,سکوت عبدالحسین ,http arqir ,انوش راوید ,سکوت عبدالحسین زرین کوب ,تاریخ نویسی استعم
کتاب دو قرن سکوت عبدالحسین زرین کوب تاریخ ,حیره ,کتاب ,استعماری ,اعراب ,بیابان ,کلیک کنید ,تاریخ سازی ,سکوت عبدالحسین ,http arqir ,انوش راوید ,سکوت عبدالحسین زرین کوب ,تاریخ نویسی استعم
دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ

دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ

پیش نویس

      این صفحه نمونه انبوهی از کتاب و نوشته هایی است،  که بنام تاریخ به خورد ملت داده اند،  بسیاری از جوانان و حتی اساتید بدون اینکه،  تحلیل و تعلیل،  بررسی و نقد،  در باره آنها داشته باشند،  در کتابها و وب هایشان از آنها بعنوان تاریخ واقعی می نویسند.  نقد و رسیدگی به تمام آنها کار یک نفر نیست،  قرنها و بویژه در دوران استعمار با کمک عوامل صهیونیسم،  از این دست زیاد نوشته شده،  بسیاری در ادامه تاریخ معرکه گیری و رجز خوانی های تاریخ لشکر و جنگ بوده اند.  بعضی از عزیزان شاید بگویند،  که چرا کم و فقط تعدادی از آنها را نوشته ای،  همانگونه که گفتم اینها نمونه هستند،  برای اینکه جوانان با هوش ایرانی بدانند،  که هر کتاب را بعنوان تاریخ و سند نپذیرند،  و دنبال واقعیت های تاریخی برابر با قوانین و فرمول های تاریخ اجتماعی باشند.

تصویر تعدادی کتاب زیر ذره بین،  ع شماره 3402.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

تصویر لوگو تاریخ را علمی بدانید نه داستان روی داستان،  ع شماره 1618.

این صفحه پیوست تاریخ ایران است.

ادامه پیش نویس

      البته بررسی این قبیل کتابها کار ساده ایست،  کافی است آنها را باز کنید،  و از ابتدا ببینید:

      اسناد باستان شناسی آن کتاب چه هست؟  نویسنده آن که بوده؟  تاریخ واقعی آن نوشته چیست؟  کتاب اصلی کجاست؟  اسناد و مدارک، پیوست و منابع آن چگونه است؟  چه ی آنرا دوباره تجدید چاپ کرده و به چه منظوری؟  و صدها و هزاران پرسش دیگر در این باره وجود دارد،  که باید با دقت از کتاب بپرسید،  و بدنبال پاسخ آن باشید.  تقریباً  تمام این قبیل کتابها،  هیچ نوشته ای که با علوم و منطق برابر باشند ارائه نمی دهند،  و فقط مقداری پرت و پلا هستند،  که اکثراً می خواهند ایرانی را،  با بزرگنمایی داستانی،  به واقعیت کوچک نشان دهند.  کافی است چند صفحه از آنها را بخوانید،  تا متوجه شوید که همه آنها پرت و پلای بدون مدرک می باشند.  هوشیار باشید و اغفال ترفندها نشوید.

کتاب های تاریخ دروغی،  ادبیات دشمن است،  نه تاریخ.

ادامه دارد و بازنویسی می شود.

   ع تاریخی یک کتابدار پارسی،  حدود 1300 خورشیدی،  مشروح در تاریخ کتاب و کتابداری در ایران،  ع شماره 1255.

    توجه:  بارها و بارها و نیز در بالای وبسایت و  در میان مطالب و پرسش و پاسخ ها و غیره نوشته ام،  که این وبلاگ نظرات شخصی من است،  نه خود علم.  بارها نوشته ام،  که تاریخ علمی را باید فرهنگستان تاریخ بنویسد و تأیید موقت کند.  دیده ام عزیزانی می گویند چرا و چرا این و آن را نوشته ای؟  عزیزان،  جوانان باهوش ایران!،  همانگونه که می دانید،  علم از برخورد شه ها و نظرات علمی و تحلیلی حاصل می شود،  نه با همسویی در دانش منحصری خود.  سیستم آموزشی سنتی قرن گذشته،  که هم اکنون هم ادامه دارد،  یاد داده که علم همان است،  که آنها می گویند،  و یاد داده در یک دانش دگم باشیم،  من در این وبسایت بارها نوشته ام،  که این سیستم فسیل شده آموزشی را نمی پذیرم،  و کاملاً رد می کنم،  مشروح در اینجا.

    توجه دیگر:  بارها نوشته ام،  کلیه کتابها،  حتی آنهایی که مملو از دروغ و دونگ است،  بازهم نکاتی قابل بررسی در تاریخ و تاریخ اجتماعی و جغرافیای تاریخی دارند.  بارها نوشته ام،  که کلیه نوشته ها و کتاب های قبل از قرن 21 یا حتی قبل از دیدگاه جدید علمی ما،  خام هستند،  و باید آنها را به تحقیق و تحلیل گرفت،  و صرفاً نمی توان برای کلیه بررسی های قدیم و جدید در تمام علوم،  به یک منبع و یک دید و دانش متکی بود.

  

فهرست کتاب های مشکوک 

تعداد پست

1

کلیک کنید:  فهرست تاریخ طبری

19  پست

2

کلیک کنید:  فهرست جهانگشای جوینی

10  پست

3

کلیک کنید:  فهرست جامع واریخ

15  پست

4

کلیک کنید:  سلسلة واریخ اخبار الصین و الهند

2  پست

5

کلیک کنید:  تاریخ حبیب السیر فی اخبار افراد بشر

14  پست

6

کلیک کنید:  فهرست کتاب اخبارالطوال

5  پست

7

کلیک کنید:  فهرست تاریخ مبارک غازانی

4  پست

8

کلیک کنید:  ایرانیان و یونانیان/  پلوتارخ

3  پست

9

کلیک کنید:  فهرست تاریخ هرودوت

8  پست

10

کلیک کنید:  کتاب تاریخ سری مغولان

2  پست

11

کلیک کنید:  کتاب فارسنامه ابن بلخی

6  پست

12

کلیک کنید:  مجمل واریخ و القصص

5  پست

 

کلیک کنید: 

 

 

 

 

کتاب هایی بزبان عربی

      تعداد زیادی کتاب تاریخ سنتی بزبان عربی وجود دارد،  مانند،  کتاب البدء و اریخ و تاریخ یعقوبی و معجم البلدان و تعدادی دیگر،  تقریباً همه اینها نویسندگان ناشناس و یا مشکوک دارند،  که تقریباً در بخش تاریخ همه از روی یکدیگر کپی شده اند،  و هیچکدام سند و شواهد ارائه نمی دهند.

کتاب تاریخ جهانگشای جوینی

      تالیف عطا ملک جوینی؟  که هیچ تعریفی از او در دست نیست،  ولی مطالب آن در مورد ده سال آ عمر چنگیز و جانشینان او تا سال 1256 می باشد،  که می گویند،  توسط یکی از کارمندان عالی رتبه ایرانی دستگاه ایلخانان نوشته شده است.  جهانگشای جوینی را بویل   j.a.boylle در منچستر به سال 1958 در دو جلد ترجمه و منتشر کرده است.  اصل آن کتاب معلوم نیست،  و ی نمی داند بروی چه کاغذی و با چه مرکبی و چگونه نوشته شده است،  فقط عده ای مطالب آنرا از روی نمونه هایی که شباحتی در نگارش و متن ندارند تکرار کرده اند.  جالب است که ی از آن جماعت طوطی!  درباره آن کتاب تحلیل نکرده و نپرسیده چگونه و چرا،  و آیا واقعیت است،  اسنادش چه هست؟؟؟.  تاریخ جهانگشا هیچ اشاره دقیق از اینهمه اتفاقات و رویداد و جنگ های مهم نمی کند،  و فقط سرسری و بی محتوا می گوید و می نویسد.  ولی ما باید بگوییم و بپرسیم چگونه و چرا؟  تحلیل علمی،  و تحلیل و تحلیل و تحلیل،  داشته باشیم.

   پرسش از عموم:  آیا ایلخانیان خانات مغول ایرانی بودند،  یا برابر پرت و پلا های تاریخ،  مغول کشور مغولستان بودند؟  چرا باید بویل انگلیسی برای اولین بار این دروغ نامه را ترجمه و منتشر کند؟

   مهم:  تحقیق کنید،  الکی با چند کتاب که با ترفند معروف کرده اند گول نخورید.

   تصویر کتاب های جهانگشای جوینی،  این کتابها که در انواع رنگ و جلد بخورد ملت داده اند،  همگی بدون هیچ تحلیل و فقط داستان گونه نوشته شده اند ،  ع شماره 8368. 

    نمونه مطالب این کتاب:

      دروغ نامه تاریخ جهانگشا:  خوارزمشاه این صوابدید را نپذیرفته،  آهنگ مازندران کرد.  اما وقتی مغول ها در ری شنیدند که وی به جانب همدان رفته و چه قصدی دارد،  پس از کشتار و غارت آنجا،  شتابان روی به عراق آوردند،  و هر جا رسیدند ویران د و د و بزرگ را از دم تیغ گذراندند.  سبتای بهادر به سوی قزوین و جبه نویان به سوی همدان آمدند.

   نظرانوش راوید:  تمام مطالب این کتاب مانند مثال بالا پوچ و فاقد اعتبار علمی و تاریخی است،  و فقط استعمار گران دشمن ملت ایران،  چون بویل boylle می گویند:  که این پرت و پلاها تاریخ است.  امروزه بسیاری از آن جیره خواران استعمار خود به این همه مطالب بی اساس اعتراف دارند،  در قسمت های دیگر وبسایت ارگ در این باره گفته و توضیح داده ام،  و در ادامه باز هم خواهم گفت.  علاقمندان به تاریخ و سرگذشت ایران،  جهت مطالعه و باز نویسی تاریخ و یافتن آهنگ رشد و حرکت تمدن ایران،  برای آینده نگری،  لطفاً مطالب وبلاگ انوش راوید را با دقت بخوانند و پیگیری نمایند.

کتاب تاریخ طبری

      تاریخ طبری منبعی سرشار از کذب و دروغ است،  ظاهرآ کت در تاریخی عمومی است، (از آغاز آفرینش تا 302)،  به زبان عربی و تألیف ابوجعفر محمدبن جریر طبری است.  نام اصلی کتاب تاریخ الامم و الرسل و الملوک است،  اما به تاریخ طبری مشهور شده است.  این کتاب به سبب تفصیل،  قدمت و روش خاص مؤلف،  اثری منحصر به فرد است.  تاریخ دقیق آغاز تألیف آن معلوم نیست،  ولی مسلّم است که طبری پس از نوشتن جامع البیان فی تفسیر القرآن،  به تألیف آن پرداخته است.  وی تفسیر خود را از 283 تا 290 بر شاگردانش املا می کرده،  و سپس اجازه روایت تاریخ خود را تا حوادث 294،  یعنی تا پیش از روی کار آمدن مقتدر (295ـ320)،  به شاگردانش داده است،  به نوشتة یاقوت حموی متوفی در قرن هفتم،  تألیف تاریخ طبری در 303 به پایان رسیده است.  

      تاریخ طبری مانند بسیاری از منابع تاریخی،  دروغها و کار های نشدنی بسیاری دارد،  و بعنوان کتاب تاریخ و منبع تاریخی نمی توان از آن استفاده کرد.  تحقیقات انجام گرفته روی تاریخ طبری نشان می دهد،  که تنها به شرح روایات نقل قول شده پرداخته،  و بدین ترتیب فقط امانت داری نویسنده تایید می شود.  روایات تاریخ طبری تفاوت مهمی با بسیاری از آثار هم نوع خودش دارد،  و این نشان میدهد که طبری امانت داری در نقل روایت ها را نگاه داشته است،  و اساسا به این نمی پردازد روایاتی که صد ها سال با او فاصله دارند،  تا چه حد به واقعیت نزدیکند و این امانت داری طبری در نقل روایات و احادیث بمعنای صحت مطالب تاریخی نمی باشد.
      تاریخ طبری از دو بخش تاریخ جهان و تاریخ تشکیل می شود،  قسمت اعظم این اثر،  یعنی بخش تاریخ آن،  به ترتیبِ سالشمار هجری و منحصر به رویداد های و شرح جنگ هاست.  بخش تاریخ جهان ترتیب سالشمار ندارد،  و ترتیب آن موضوعی است.   طبری گفته،  که هدفش در این کتاب ذکر تاریخ شاهان،  و تاریخ ان است،  وقوع  و زمان را به شب و روز تعیین کنند،  و درست به همین سبب،  کتابش را با بحث در بارة زمان و ماهیت و مقدار آن از ابتدای خلق آدم آغاز نموده،  و در این خصوص بعد از نقل گزارش های مفصّل از راویان اخبار،  به عقاید ادیان و امت های گوناگون و آرای زردشتیان استناد کرده است.  طبری مسلماً اولین ی نبوده که وقایع نگاری را بر اساس سالشمار تنظیم کرده،  اما می توان گفت که این روش را به کمال رسانده است.

      طبری نوشته هائی بجای گذارده،  که مملو از داده های غیر عقلانی است،  و نمی توان بسادگی آنها را باور کرد.  بعنوان مثال صحبت از قلعه ای یا شهری می کند،  که همیشه صد هزار سرباز بر دیوار های آن در حال نگهبانی بوده،  اما این قلعه بوسیله چند هزار ی عرب فتح میشود.  او با سادگی خودش فکر می کرد و می پنداشت،  و هرگز هیچ تحلیل بکار نمی برد،  و شاید هم مزدور ی بود،  و یا اصلاً شخص طبری واقعیت ندارد.  در هر صورت انسان قرن  21  تحلیل دارد،  شعور و فهم  و اینترنت دارد،  و هرگز مهملات را باور نمی کند،  و انوش راوید هم مچ دروغگو ها را می گیرد و آنها را افشا می کند.  

   به روایت زیر دقت کنید:

   دروغ نامه:  معاویه قیساریه را چندان در محاصره داشت . . . ..  معاویه آن را به قهر بگشود،  و در آن هفتصد هزار ی مزدور،  سی هزار سامری و دویست هزار یهودی بیافت.   سیصد بازار در آنجا بدید،  که همه ب ای بودند و هر شب یکصد هزار تن بر باروی شهر نگهبانی می د.

   انوش راوید:  نادرست بودن چنین روایت  تاریخی آشکارتر از آن است،  که نیاز به توضیح باشد،  اما فرض کنیم که برای اینکه صد هزار نگهبان بر دیوار های شهری مثلا با فاصله ای 5 متری از یکدیگر بخواهند نگهبانی بدهند،  بنا بر این آن شهر پانصد کیلومتر دیوار دارد!،  چقدر این تاریخ نگاری احمقانه است،  و اگر  قبول کنیم که هفتصد هزار ی مزدور را در خود جای داده بود،  این تعداد ی بعلاوه افراد خانواده و دویست هزار یهودی و سی هزار سامری باید شهری چند میلیون نفری بوده باشد،  که تنها هفده هزار ی عرب آنرا تسخیر میکنند!؟  برای چنین تعدادی از نان شهر چه مقدار زمین زراعتی و یا گله های و لازم است؟  روی این زمین ها چه تعداد زارع و چوپان باید مدام کار می د؟  این مجموع نگهبانان، زارعین و چوپانان با زنها و بچه ها روی هم به چه تعدادی میرسیده اند؟

      واضح است که چنین قلعه ای با امکانات امروزی نیز خودش بتنهائی یک کشور میشود،  از این نمونه ها بسیار است و نشان میدهد،  که ارقام ارائه شده در این مثلاً منابع تاریخی به هیچوجه قابل اعتماد نیستند.  عجیب تر اینکه این قلعه با هفتصد هزار ی و صد هزار نگهبان دائمی بمدت هفت ماه در محاصره یک هفده هزار نفری از پای در می آید!؟  وقتی انوش راوید می گوید،  دروغگو ها در تاریخ ما جولان می دهند بی دلیل نیست،  انسان قرن  21 هر چه را می خواند تحلیل می کند،  و می داند ی که دروغ می گوید دروغگوست.
      قسمت اعظم تاریخ طبری مجموعه ای از روایات گوناگون از راویان مختلف است،  که به شکلِ معمولِ روایتِ خبر،  نقل شده است،  بدین صورت که ابتدا سلسلة راویان و سپس خبر گزارش می شود.  بنابر این تاریخ طبری صرفاً نقلی است،  و مؤلف دخل و تصرفی در منابع خود نکرده و مطالب را بدون در نظر گرفتن صحت و سقم آنها ضبط نموده است.  وی روایات متعدد و متنوع راجع به هر واقعه را آورده،  و مطالب غیر واقعی و افسانه های حماسی و دینی با اشتباه های مهم در کتابش بسیار دیده می شود.  ازینرو باید محتوای هر روایت بررسی و با روایات دیگر مقایسه شود،  و مختصات و مسائل آن معلوم گردد.  

      آنچه بنام تاریخ بجای مانده ملغمه ای از روایت هائی است،  که مملو از رجز خوانی و توجیهی جز تقدیر الهی در ذهن مؤلف نمی توانسته داشته باشد.  در واقعی بودن این روایتها باید تردید کرد،  و با بررسی های علمی و انتقادی،  تاریخ واقعی را از درونش است اج کر

برچسب ها : دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ - تاریخ ,کتاب ,طبری ,کلیک ,هزار ,نوشته ,کلیک کنید ,تاریخ طبری ,انوش راوید ,کتاب تاریخ ,هزار ی ,ایران مراجعه نمایند ,1300 خورشیدی، مشروح ,نوشتن درباره
دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ تاریخ ,کتاب ,طبری ,کلیک ,هزار ,نوشته ,کلیک کنید ,تاریخ طبری ,انوش راوید ,کتاب تاریخ ,هزار ی ,ایران مراجعه نمایند ,1300 خورشیدی، مشروح ,نوشتن درباره
کتاب فارسنامه ابن بلخی

کتاب فارسنامه ابن بلخی

پیش نویس

      وقتی بعضی از کتاب های تاریخی را می خوانم،  درست مانند این است،  که یکی از ان کشور عربستان سعودی یا ،  دارند درباره تاریخ ایران حرف می زنند.  بارها شنیدم،  که بعضی از مقامات این کشورها از فارس و مردم فارس تعریف می کند،  بدون اینکه نامی از ایران ببرند،  و تعریف هایشان نیز کاملاً آبگی و در پی مقاصد خاص خودشان است.  با خواندن کتاب فارسنامه ابن بلخی نیز همین حس بمن دست می داد،  گویی می خواهد با گفتن تعریف آبکی و تکرار از شاهان ایران،  نتیجه خاصی بگیرد.  در هرصورت همیشه یادمان باشد،  که از ابتدای تاریخ سازمان های مخفی یهود و عربی،  برای ما ملت ساده زود باور،  تاریخ نوشتند و خواهند نوشت.  همین چند روز پیش یکی از مقامات کشور گفت،  اشکال ما با ایران این است،  که آنها تاریخ طولانی تری از ما دارند.   

تصویر تعدادی کتاب زیر ذره بین،  ع شماره 3402.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو را درک کنیم و بشناسیم، و شه و قلم اینترنتی را پاس داریم،  ع شماره 1624.

برگه تابستان 1395 پیوست دروغ نامه های بنام کتاب تاریخ است.

. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .

فارسنامه ابن بلخی

      فارس نامه ظاهراً پیرامون تاریخ و جغرافیای پارس است،  که با واژه فارس بکار رفته،  و اهمیت آن در نگارش به زبان فارسی است.  در دهه نخست سده ششم هجری قمری نوشته شده است.  نام نویسنده کتاب مشخّص نیست،  ولی نویسنده خود در دیباچه کتاب نسب نیایش را از بلخ و خویشتن را زاده و پرورده در پارس ذکر می کند،  بهمین جهت او را با نام ابن بلخی می گویند.  ادوارد بروان،  احتمال می دهد،  که این فارسنامه را ابوزید احمد بن سهل بلخی،  مؤلف صورالاقالیم تألیف کرده باشد.  هر جا نام ادوارد براون می آید،  من انوش راوید،  بشدت نسبت به آن موضوع و اهمیتش برای استعمار انگلیس حساس می شوم،  علت دراینجا.

      بخش جغرافیای فارس نامه درباره عمق زندگی و بود و نبود جغرافیای طبیعی و انسانی نمی گوید،  بلکه مقداری مطالب سطحی در آن است.  در بخش تاریخ نیز مطالب گذشته را تکرار کرده،  و کمی مطالب جدید دارد،  و این بخش نیز بسیار داستان گونه می باشد،  و بدون ارائه سند و شواهد است.  نویسنده فارس نامه در مقدمهٔ کتاب،  هدف از نگارش آن را توصیف وضعیت تاریخی و جغرافیایی فارس در جهت آگاه سلطان سلجوقی از موقعیت این ای عنوان می کند.  نثر کتاب ساده،  و با الفاظ و عبارت های فارسی آن زمان است.

      در کتاب فارسنامه نوشته است،  که این نویسنده با خانواده خود،  در اوایل ت سلجوقی به پارس آمدند،  و سلطان ابوشجاع محمدبن ملکشاه سلجوقی (۴۷۴ تا ۵۱۱ هـ. ق) در نامه ای،  از او خواست که اوضاع و احوال پارس را در کت برای او بنگارد.   با توجه به این که سلطان محمد بن ملکشاه در سال ۵۱۱ در گذشته است،  و مؤلف به همزمانی خود با اتابک چاولی متوفی به سال ۵۱۰ هـ.ق. اشاره دارد،  حدس زد می زنند،  که سال تألیف فارسنامه باید قبل از ۵۱۰ هجری باشد.  اما باید با دید تاریخ نگاری به این کتاب و موضوعات آن نگاه کرد،  و ساده از کنار آن نگذشت.

      منابع مؤلف همان چند کتاب قدیمی است،  که در دروغ نامه هایی بنام کتاب نوشتم،  مانند تاریخ طبری.   ای از اطلاعات موجود در فارس نامه ابن بلخی،  کاملاً دست اول و خاص و منحصر به این کتاب می باشد،  و در هیچ اثر دیگری مشاهده نمی شود،  همانند آنچه درباره مالیات فارس و قبایل کرد و شبانکاره،  یا خلق و خوی مردم این دیار آورده است.  در این موارد نیز اشارات سطحی و بدون ارائه اسناد و شواهد است،  و فقط داستان گونه بیان شده است.

      ابن بلخی کتاب خود را به یک مقدمه و سه بخش تقسیم کرده است:  در مقدمه کتاب،  پس از حمد خداوند و ستایش او،  به چگونگی تألیف کتاب می پردازد،  و شیفتگی خود را به پارس و مردم آن نشان می دهد،  و عزت و اهمیت معنوی و مذهبی و تاریخی فارس،  و مردم آن را به استناد روایات از قول و خاندانش می ستاید،  و پارسیان را از برگزیدگان خداوند می داند.

      بخش تاریخی که بیان مختصر و دقیقی است،  از تاریخ پادشاهان ایران از عهد باستان تا روزگار ساسانیان،  و سپس درب و داغون ایرانیان بدست اعراب صدر ،  بدون ارائه یک سند و شواهد و داستان گونه،  مانند تاریخ طبری و بقیه هم مانندی هایش می نویسد.

      بخش جغرافیایی که به ذکر فارس و کوره های پنجگانه آن و ای هر کوره اختصاص دارد،  و شرح نهرها، دریاها، مرغزارها، قلعه ها و مسافات فارس را در برمی گیرد.   در این بخش از نظر جغرافیا تاریخی کلی اشکال دارد،  که نشان از عدم کار تحقیق و عینی است،  تعدادی را در کتاب زیر نویس .

      بخش و اجتماعی و اقتصادی کتاب،  که در حقیقت مو ه فارسنامه به شمار می آید،  شامل احوال شبانکاره و کرد و اخلاق و روحیات مردم و قانون مال پارس است.  در این بخش نیز داستان گونه نویسی،  بر یک کار تحقیقی و علمی پیشه گرفته،  که نشان از خواسته کلی زمان و حال دوران نویسنده است.

      ابن بلخی علاوه بر فارسنامه، از ۲ اثر دیگر خود، خبر می دهد،  که نخستین آن،  کت دربارهٔ دریاها است،  دومین کت که ابن بلخی تألیف کرد،  و یا در دست تحریر داشت،  کتاب تاریخ دوران ی بود،  که حوادث عهد تا زمان مؤلف را در برمی گرفت،   اما معلوم نیست که آیا او این کتاب را به انجام رسانیده است یا خیر.

توجه:  نقد و نظر انوش راوید در زیر نویس لینک های کتاب.

 

فارسنامه ناصری

      فارسنامهٔ ناصری کت در حوزهٔ تاریخ و جغرافیای فارس،  که در فاصلهٔ سال های ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۱ هـ. ق توسط حسن فسائی و به دستور ناصرالدین شاه به رشتهٔ تحریر درآمده است.  این اثر در دو گفتار تنظیم شده و هر گفتار در یک جلد گنجانده شده است.  گفتار اول درمورد تاریخ فارس (احوال پادشاهان و ثروتمندان و بزرگان فارس) از صدر تا سال ۱۳۱۱ است.  حوزهٔ آن بخش هایی از سواحل و بنادر خلیج فارس،  خوزستان و حتی کرمان امروزی در دوره بعد از تا اوایل قرن چهاردهم هجری را شامل می شود.

      گفتار دوم درباره وضعیت جغرافیایی و باغ ها و آبادی ها و مسجدها و چشمه ها و رودهای فارس است،  که در چاپ حاضر،  و از منابع معتبر در این باره به شمار می رود.  تقسیم فارس در دوره پیش از ،  خصایص شیراز و محلات شیراز،  علما، شعرا، وزرا، بِقاع، مساجد، مدارس، و بساتین شیراز،  بلوکات فارس و آب و هوا،  محصولات و سرانجام معرفی مشاهیر و آثار آنها.  در پایان این گفتار،  ایلات مملکت فارس، جزایر خلیج فارس، چشمه ها و دریاها و دریاچه های فارس، رودخانه ها، صحراها و طوایف متفرقه، قلعه های کوهی، کوه ها و معدن های فارس معرفی شده،  و در پی آن، فهرست بلوکات فارس آمده است.

کلیک کنید:  فارس نامه ناصری

 

. . . .

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

کلیک کنید:  اتحاد مهم تاریخی فرهنگی

کلیک کنید:  جلسه ساختارهای تاریخی اجتماع

کلیک کنید:  داستان طوفان بزرگ یا طوفان نوح

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= د و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و ع ها و مطالب را بی د.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اه ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس و پرسش و نظرhttp://arqir.com/101-2

برچسب ها : کتاب فارسنامه ابن بلخی - کتاب ,فارس ,فارسنامه ,تاریخ , ,کلیک ,کلیک کنید ,کتاب فارسنامه ,فارسنامه ابن بلخی ,http arqir ,باعث خوشحالی ,کتاب فارسنامه ابن بلخی ,ایران مراجعه نمای?
کتاب فارسنامه ابن بلخی کتاب ,فارس ,فارسنامه ,تاریخ , ,کلیک ,کلیک کنید ,کتاب فارسنامه ,فارسنامه ابن بلخی ,http arqir ,باعث خوشحالی ,کتاب فارسنامه ابن بلخی ,ایران مراجعه نمای?
کتاب فارسنامه ابن بلخی 4

کتاب فارسنامه ابن بلخی 4

بخش چهار

بر اساس متن مصحح لسترنج و نیکلسن

مقدمه و دیدگاه و تفسیر و بررسی انوش راوید و فهرست لینک های کتاب در اینجا.

و حاشیه نویسی در زیر مطالب همین صفحه است.

. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .

 

پیوست ها

اشاره

 [از آنجا که لسترنج، مصحّح این کتاب، تحقیقات دقیق و ارزنده خود را درباره فارس که در حقیقت مکمّل کتاب حاضر تواند بود، در بخشی از اثر ممتاز خود، «سرزمین های خلافت شرقی» ارائه داده است، به جهت استفاده اهل تحقیق، ما آن قسمت را که به ترجمه محمود عرفان، در سلسله انتشارات علمی و فرهنگی، صفحات 267 تا 320 به چاپ رسیده است، بر فارسنامه ابن بلخی، افزودیم.]

فارس (1)

تقسیم ای فارس به پنج کوره یا ولایت- ولایت اردشیر ه- شیراز- دریاچه ماهلویه رود سکان- جویم- دریاچه دشت ارژن- کوار- خبر و سمکان- کارزین و ولایت قباد ه جهرم- جویم ابو احمد- ماندستان- ایراهستان- جور یا فیروز آباد- ولایات ساحلی فارس جزیره قیس- سیراف- نجیرم- توج- غندیجان- خارک و دیگر جزائر خلیج فارس ای فارس، موطن پادشاهان هخا و مرکز ت آنهاست. یونانیان این ای را به نام پرسیس [1] می شناختند و این کلمه را که فقط اسم آن ای بود، اشتباها بر تمام ایران اطلاق می د و این اشتباه یونانیان، تا کنون در تمام اروپا باقی و شایع است و ما اروپائیان تمام مملکت ایران را به نام persia که مشتق از همان persis است، می خوانیم، در صورتی که خود ایرانیان مملکت خود را ایران می نامند و فارس که همان پرسیس قدیم باشد، فقط یکی از ای های جنوبی ایران است.

اعراب، تقسیم ای فارس را به پنج ولایت بزرگ، که هر کدام یک کوره نامیده می شد، از پادشاهان ساسانی به ارث بردند و این تقسیم که مناسب است در بیان اوضاع آن ای مأخذ بحث ما نیز واقع شود، تا زمان هجوم مغول باقی و

______________________________

[1].persis

فارسنامه ابن بلخی، متن، ص: 405

برقرار بود. پنج کوره ای که گفتیم از این قرار است: اول کوره اردشیر ه که شیراز کرسی آن کوره و هم مرکز ای بود، دوم کوره شاپور ه که کرسی آن شهر شاپور بود، سوم ارّجان که شهری به همین نام کرسی آن بود، چهارم اصط که شهر قدیمی پرس پلیس [1] پایتخت فارس در عهد ساسانیان، کرسی آن بود و بالا ه کوره دارابجرد که شهری به همین نام کرسی آن بود.

این نکته را نیز باید در نظر داشت که در دوره خلفاء، شهر یزد و ولایت آن و همچنین ولایت روذان، (بین «انار» جدید و بهرام آباد) قسمتی از کوره اصط و جزء ای فارس محسوب می شد، ولی بعد از هجوم مغول، یزد، جزء استان جبال گردید و امروز جزء ای کرمان است، و همچنین است وضع ولایت سابق روذان.

در زبان فارسی قدیم، کلمه « ه» به معنی «روشنی» است، و بنا بر این، ایالات اردشیر ه و شاپور ه به یاد بود و به افتخار اردشیر، مؤسس سلسله ساسانی و پسرش شاپور، که یونانیان او را ساپور می نامیدند، نامگذاری شده بود. جغرافی نویسان عرب، فارس را به دو منطقه قسمت می د: منطقه گرم که آن را «جروم» و منطقه سرد که آن را «صرود» می خواندند و این دو منطقه را خطی فرضی که از خاور به باختر امتداد داشت، از یکدیگر جدا می ساخت و امروز هم مشاهده می شود که هنوز این تقسیم میان زمین های پست نزدیک به سواحل و ارتفاعات آن سوی معابر، یعنی کتل ها، برقرار است و مناطق مزبور را به ترتیب گرمسیر و سردسیر می نامند. حمد اللّه مستوفی هم این دو اصطلاح را بکار برده است.

شهر شیراز، کرسی فارس را اعراب بنیان گذاردند. مسلمانان در زمان خلافت عمر بن خطّاب، هنگام محاصره اصط ، محل شیراز را اردوگاه خویش قرار داده بودند. ظاهرا شیراز از این جهت حائز اهمیت گردید، که به قول مقدسی، در وسط بلاد جای داشت و گفته می شد که فاصله آن تا مرزهای ای در امتداد هر یک از جهات چهارگانه اصلی، شصت فرسخ و در امتداد هر یک از زوایای چهارگانه هشتاد

   نظر انوش راوید:  ه نیست،  خوره است،  ابتدای خورشید،  و ابتدای خوررم یا م،  است،  و در اصل معنی روشنی نیست.  اردشیر خوره = زمین م تقسیم شده،  شاپور ه =  عبادتگاه بزرگ م،  جهت اطلاع به لینک زیر مراجعه نمایید.

کلیک کنید:  حروف هیروکلیف جی

   توجه:  در کتاب های سنتی تاریخ نویسی ایرانی و عربی،  هیچ نشان از توده مردم و دانایی مردم نیست،  فقط یک مشت حرفها درباره پادشاهان را نوشته،  و همه از روی یکدیگر با کلی استباه و تفاوت کپی کرده اند،  این ا تاریخی همه ساخته تمدن مردم است،  نه فرمان شاه ها.

______________________________

[1].persepolis

فارسنامه ابن بلخی، متن، ص: 406

فرسخ بود. [1]

تاریخ نویسان نقل کرده اند که شیراز را محمد، برادر یا پسر عمّ حجّاج والی معروف عراق، در زمان خلفای اموی، در سال 64 هجری بنیان نهاد و به تدریج بر وسعت آن افزوده شد، تا در نیمه دوم قرن سوم که صفاریان آن را مرکز ت نیم مستقل خود قرار دادند، به صورت شهر بزرگی درآمد. در قرن چهارم شیراز قریب یک فرسخ وسعت داشت و دارای بازارهایی تنگ ولی پرجمعیت بود و هشت دروازه داشت به این شرح: دروازه اصط ، دروازه شوشتر، دروازه بند آستانه، دروازه غسّان، دروازه سلم، دروازه کوار، دروازه مندر و دروازه مهندر. قناتی که از جوین، د ده ای در پنج فرسنگی شمال باختری شیراز، جاری می شد شهر را مشروب می ساخت.

عضد ال ه دیلمی، در آن شهر قصری بنا کرده بود و به قول فارسنامه ابن بلخی در زمان وی «بیمارستان عضدی هست اما به خلل شده است و دار الکتب نیکو هست و آنقدر کی آبادان مانده است».

در نیم فرسخی جنوب شیراز، عضد ال ه دیلمی، ملقب به «فنا خسرو» قصر دیگری برای خویش ساخت و به گرد آن، شهری بنا کرد که به نام او به «کرد فنا خسرو» موسوم گردید و در گرد قصر خویش باغستانی، که اموال بسیار برای آن صرف شد و وسعت آن به یک فرسخ می رسید، غرس کرد. در خانه های «کرد فنا خسرو»، پشم بافان و خزدوزان و دیگر پیشه ورانی که سلاطین آل بویه آنها را از اکناف بلاد، به فارس آورده بودند، مسکن داشتند. هر سال در آن شهر جشنی بر پا می شد. و این، شهر یعنی کرد فنا خسرو، چندی هم مرکز ضرابخانه بود، اما عزت و سربلندی آن ت مستعجل بود و پس از مرگ عضد ال ه، بانی آن، قبل از پایان قرن چهارم روی به گذارد و حومه آن به سوق ال (بازار ) معروف

______________________________

[1]. تنها مقدسی (ص 421) است که فارس را به جای پنج کوره به شش کوره تقسیم کرده، به این ترتیب که ناحیه اطراف شیراز را یک کوره جداگانه و مستقل شمرده است. اصط ی 97، 135- بلاذری 386- مقدسی 447.

فارسنامه ابن بلخی، متن، ص: 407

شد. اجاره بهای دکان های «کرد فنا خسرو» سالی به بیست هزار دینار (ده هزار پوند) می رسید.

نخستین ی که باروی شیراز را ساخت و آن را مستحکم کرد، صمصام ال ه پسر عضد ال ه یا سلطان ال ه پسر زاده عضد ال ه بود. طول این بارو، دوازده هزار ذراع بود و یازده دروازه یا بیشتر داشت. در نیمه قرن هشتم که آن بارو اب شد محمود شاه انجو، رقیب سلاطین آل مظفر آن را مرمت کرد و برج های آجری بر آن افزود. شیراز، زمانی که حمد اللّه مستوفی آن را دیده است، هفده محله و نه دروازه داشت. و این دروازه ها عبارت بودند از دروازه دارک (یا دراک موسی) منسوب به کوهی در دو فرسخی شیراز که در آنجا برف را در چاه ها انبار کرده، در فصل تابستان به شیراز می آوردند، دروازه بیضاء، دروازه کازرون، دروازه سلم، دروازه قبا (که در بعضی از نسخه ها به صورت «فنا» و «قنا» نوشته شده) دروازه نو، دروازه ت و بالا ه دروازه سعادت. حمد اللّه مستوفی پس از شمردن این دروازه ها گوید: «شهر در غایت خوش است اما کوچه هایش جهت آنکه اکنون در مبرز ساختن مقصرند پرچرکین می باشد و مردم متمیز را در آن کوچه ها تردد متعذّر است و هوایش معتدل است و پیوسته، همه کاری در او توان کرد و اکثر اوقات روی بازارش از ریاحین خالی نبود، آبش از قنوات است و بهترین آن کاریز رکناباد است که رکن ال ه حسن بن بویه دیلمی، ا اج کرده و بزرگتر قنات، قنات بندر که به کت سعدی مشهور است و هرگز به عمارت محتاج نمی شود و در بهار سیلاب از کوه دراک می آید و بر ظاهر شهر می گذرد و به بحیره ماهلویه می رود».

شیراز سه مسجد داشت: اول جامع عتیق که آن را عمرو بن لیث صفار در نیمه دوم قرن سوم ساخته بود و حمد اللّه مستوفی درباره آن گوید «آن مقام هرگز از ولی خالی نبوده و بین المحراب و المنبر دعا را اجابت بود.»، دوم مسجد نو که آن را اتابک سعد بن زنگی سلغری در نیمه دوم قرن ششم بنا کرد، سوم مسجد سنقر که به

فارسنامه ابن بلخی، متن، ص: 408

قول حمد اللّه مستوفی واقع بود «در گاه سر تراشان و به اتابک سنقر بن مودود سلغری منسوب است.» که اولین اتابک سلغریان باشد. در زمان این مورخ بیمارستان عضد هنوز دایر بود و مزار زاده احمد و مزار زاده سید میر محمد دو پسر حضرت موسی کاظم (ع)، سرآمد مزارات متبرکه بوده اند. ابن بطوطه، همزمان حمد اللّه مستوفی، درباره جامع عتیق آن گوید: در شمال آن دروازه ای است موسوم به دروازه حسن. وی از مزار زاده احمد که در آنجا مدرسه ای بوده است نیز سخن رانده و از پنج نهری که در شهر می گذرد تمجید کرده، که یکی از آنها نهر رکناباد است که از چشمه ای در پای کوهی موسوم به قلعه کوچک، برمی خاسته و حوالی آن، بوستانی دلکش بوده است و قبر سعدی متوفی، به سال 691 یعنی نیم قرن پیش از ورود ابن بطوطه به شیراز، در آغوش آن بوستان جای داشته است. سعدی در دربار ابو بکر بن اتابک سعد، بانی مسجد نو، مقامی بزرگ داشته است. در بوستانی که قبر سعدی در آن جای داشت و مردم بسیار به زیارت آن می شتافتند، حوض های مرمری زیبایی برای رختشویی واقع بود که آنها را سعدی در کنار جوی رکن آباد، ساخته بود.

در پایان قرن هشتم شیراز، خوشبختانه از محاصره تیمور که در جنگ پاتیله در جلگه بیرون شهر آل مظفر را ش ت داد، نجات یافت و به گفته شرف الدین علی یزدی، به آن شهر صدمه مهمی وارد نشد، زیرا تیمور در باغ تخت قراچه بیرون دروازه سلم و دروازه سعادت که به طرف یزد باز می شدند، اردو زد. همان مورخ نقل می کند که در آن زمان هشت دروازه دیگر شیراز بسته بود، وی همچنین از کوه قلعه سرخ که محل آن معلوم نیست، نام می برد. از جمله قلعه های مشهور نزدیک شیراز، حمد اللّه مستوفی قلعه تیز را نام برده که «بر سه فرسنگی شیراز است، به طرف جنوب، مایل به مشرق، بر کوهی است که با هیچ کوه پیوسته نیست و بر آنجا چشمه مختصری است و در پای آن قلعه چشمه دیگر هست و در حوالی آن قلعه، یک روزه راه آبادانی و علف چها ای نیست و بدین سبب آن را محصور

فارسنامه ابن بلخی، متن، ص: 409

نمی توان کرد». [1]

شیراز، در کنار رود بزرگی قرار ندارد و چنانکه گفته شد، نهرهای آن به سمت خاور جریان یافته و به دریاچه ای که در چند فرسخی شیراز است، فرو می روند. اصط ی این دریاچه را «جنکان» نامیده و ابو الفداء و ابن بطوطه آن را «جمکان» نوشته اند. در فارسنامه ابن بلخی و جغرافیای حمد اللّه مستوفی، ماهلویه نوشته شده و اکنون آن را دریاچه «ماهلو» گویند. و آب آن شور است و از کنارهایش نمک برمی دارند و به شیراز می برند. ماهی در آن دریاچه، بسیار صید می شود و طول آن دوازده فرسخ است. در سواحل جنوبی آن دهات کهرجان و در جنوب شرقی آن شهر «خورستان» که آن را سروستان هم می نامند واقع است.

سروستان هم نخیلات دارد هم گندم، جایی است حاصلخیز که محصول بلاد گرمسیر و سردسیر هر دو را داراست. کوبنجان، چنان که در فارسنامه ابن بلخی و کتاب حمد اللّه مستوفی ذکر گردیده است، شهرچه ای بوده نزدیک سروستان. [2]

طویل ترین رودخانه های فارس، نهر سکان است که از سی میلی شمال غربی شیراز، برمی خیزد و در جهت منحرفی به سمت جنوب شرقی بیش از صد و پنجاه میل می پیماید سپس پیچ بزرگی خورده به سمت مغرب جاری می شود و با پیچ و خم زیادی، یکصد و پنجاه میل دیگر نیز طی طریق می کند و بالا ه پس از آن که آب های روخانه فیروز آباد از شمال به آن ملحق می گردد، به مسافت کمی در جنوب نجیرم

______________________________

[1]. قرائت اسم «تیز» درست معلوم نیست و در نسخ خطی مختلف (نزهة القلوب) حمد اللّه مستوفی به صورت های گوناگون:

تیر، تبر، ببر، بیر، تسیر، تشیر نوشته شده است. اصط ی 124- مقدسی 429، 430، 456- فارسنامه ابن بلخی 71a ،b - یاقوت: جلد چهارم 255- مستوفی 170، 171، 179، 203- ابن بطوطه: جلد دوم 53، 77، 87- شرف الدین علی یزدی:

جلد اول 437، 594، 609، 613. باغ تخت قراچه منسوب به اتابک قراچه که پس از مردن اتابک چاولی در سال 510 (1116 میلادی). حاکم فارس گردید و این باغ همان است که امروز به تخت قجر معروف است.

[2]. ابن داد به 52- اصط ی 122، 131- مقدسی 422، 455- فارسنامه 73a ، 80b - مستوفی 172، 226 ابو الفداء 43- ابن بطوطه: جلد دوم 61- یاقوت: جلد دوم 193. در معجم البلدان یاقوت به جای «جنکان» بر اثر اشتباه نساخ «جیکان» نوشته شده است.

   نظر انوش راوید:  در این نوشته های کلی اشتباه از درک تاریخ و جغرافیای تاریخی است،  مانند،  سکان، این سک همام اقوام سک هستند،  و نام تاریخی این رود و روستا نشان می دهد،  این قوم در استان فارس بودند،  و از آنجا به اکراین رفتند،  و تمدن هخا را با خود بردند. 

فارسنامه ابن بلخی، متن، ص: 410

نجیرم به دریا می ریزد. [1]

اصط ی گوید اسم سکان از قریه سک مأخوذ شده که در مغرب پیچ بزرگ رود سکان و نزدیک آن واقع است، ولی مؤلفان دیگر، آن را به صورت های «ستجان» و «تکان» و «سیکان» نوشته اند و حمد اللّه مستوفی، آن را «زکان» یا «ژکان» ضبط کرده است. مؤلف فارسنامه، بعد از او گفته است که سرچشمه آن رود در ولایت ماصرم است و اصط ی گوید از رستاق رویحان، یعنی صحرای جنوب جویم و خلار، برمی خیزد. جویم [2] و خلار، دو قریه مهم اند که اولی در پنج فرسخی و دومی در نه فرسخی شیراز سر راه نوبنجان در شمال دشت ارژن واقع است. از حوالی جویم- چنان که هم اکنون گفتیم- یکی از رودخانه های شیراز سرچشمه می گرفت. به گفته حمد اللّه مستوفی درباره خلار «سنگ آسیا از اکثر ولایات فارس از آنجا برند و ایشان را غیر از آن حاصلی نیست، عجب آن که ایشان از کم آبی آسیا ندارند و به جهت آرد به دیگر مواضع روند». عسل خلار نیز به مقدار فراوان صادر می گردید. دشت ارژن (به معنی دشت بادام تلخ) از جهت مرغزارهای خوب، شهرت داشت و دریاچه دشت ارژن که در موسم بهار ده فرسنگ وسعت می یافت، آبش شیرین بود و گاهی در تابستان خشک می شد. به گفته اصط ی از این دریاچه ماهی فراوان به دست می آمد و حمد اللّه مستوفی گوید: «و در آن حدود بیشه ای است و در او شیران شرزه باشند»

رود سکان، در ده فرسخی جنوب شیراز از شهر گوار یا کوار که در ساحل چپ آن واقع است، می گذرد و به گفته مستوفی «بهمن بن اسفندیار بر آن آب رود بندی بسته، تا آب بالا آمد و دیه های آن مزروع گشت و در او (یعنی کوار) غله و میوه بسیار

______________________________

[1]. قسمت بالای این رود موسوم است به «قره آغاج» که در ترکی به معنی سیاه درخت است و قسمت پایین آن را رود «مند» می گویند. شاید رود سکان همان رودsitakus باشد که نیرnearehus آن را ذکر نموده. رجوع کنید به مقاله کلنل ross درj .r .g .s . سال 1883 صفحه 712.

[2]. جویم را به صورت جوین هم نوشته اند که همان قریه گوین کنونی است. اصط ی 120، 122- ابن داد به 44- فارسنامه 77b ، 79b ، 80b ، 80a ، 81a - یاقوت: جلد دوم 457- مستوفی 177، 179، 214، 326.

فارسنامه ابن بلخی، متن، ص: 411

باشد و اکثر حوائج نیز از آنجا آورند و از میوه هایش انار و بادام نیکو بود و در آن حدود، نخجیر فراوان بود». آن سوی کوار، باز در ساحل چپ رود سکان، شهر «خبر» واقع است که قبر سعید، برادر حسن بصری فقیه مشهور در آن شهر قرار دارد. حمد اللّه مستوفی گوید «خبر شهری وسط است بزرگتر از کوار ... قلعه ای محکم دارد و آن را تیر خدای خوانند». و جای دیگر گوید: «قلعه تیر خدای به خبر است بر کوهی در غایت بلندی و بدین سبب آن را بدین نام خوانند». زیر «خبر» رود سکان به سمت جنوب می پیچد و با مجرای پ یچ و خمی از ناحیه سیمکان می گذرد. شهر سیمکان نزدیک ساحل رود سکان در ملتقای شعبه بزرگی که از دارابجرد در مشرق فرود می آید، واقع است. [1] به گفته حمد الله مستوفی «سیمکان شهری خوش بوده است و از عجایب دنیا زیرا که در میان او رودی می گذرد و بر آن رود پلی ساخته اند، طرف بالای پل سردسیر است و درختان جوز (بادام) و چنار و امثال آن، طرف زیر پل گرمسیر است و درختان نارنج و ترنج و مانند آن و انگوری آنجا چنان است که تا دو سه چندان آب بر آن ننهند، نتوان خورد و مردم آنجا مسکین و زارع باشند».

به اندک مسافتی از سیمکان، د ده بزرگ هیرک از توابع آن واقع است.

نزدیک ساحل راست رود سکان و در جنوب ولایت سیمکان، سه شهر کارزین و قیر و «ابرز» که ولایت آنها قباد ه به یادگار قباد پادشاه ساسانی خوانده می شد واقع بود.

اصط ی کارزین را به اندازه یک سوم اصط شمرده گوید قلعه بلندی دارد که از رود سکان آب به آن قلعه می برند و بلندی آن چنان است که قلعه های چند دیگر را که از آن مسافت بسیار دارند می توان دید [2].

______________________________

[1]. اصط ی 105، 120- فارسنامه 71b ، 72a ، 81a ، 83a ، 86a - یاقوت: جلد دوم 399، مستوفی 172، 173، 179- این ناحیه را امروز سیماگون می نامند و در بیشتر نقشه ها اشتباها به صورت «ا » نوشته اند. رجوع کنید به کتاب «شش ماه در ایران» ازا. استاک e .stack جلد دوم صفحه 232.

[2]. اصط ی 125، مقدسی 422- فارسنامه 72a -73 ،a 82 b -83 a - مستوفی 127. 179- از فارسنامه (ورقه 78a ) نزهة القلوب (صفحه 117). چنین برمی آید که کوره دیگری جز این کوره موجود بوده، به نام کوره قباد ه که در کنار رودخانه طاب بالای ارجان قرار داشته است.

فارسنامه ابن بلخی، متن، ص: 412

شهر جهرم یا جهرم، (به فتح یا ضم «ر») که گاهی جزء ولایت دارابجرد شمرده می شود در جنوب سیمکان و مشرق کارزین واقع است و زمین حول و حوش آن، م و حاصلخیز و قلعه عظیم آن که تا شهر پنج فرسخ فاصله دارد و آن را قلعه خورشه گویند معروف می باشد. این قلعه را خواجه نظام الملک مشهور سلجوقیان تجدید و تعمیر کرد و بانی اصلی آن خورشه عامل جهرم در زمان خلفای اموی بود. [1] در جنوب خاوری جهرم شهر جویم ابو احمد است. (و از این جهت نام ابو احمد را به آن اضافه می کنند تا با آن جویم که در قسمت علیای رود سکان است اشتباه نشود).

مقدسی گوید این شهر در کنار رودخانه کوچکی است، اطراف آن نخلستان است و میان مسجد و بازار، کوچه ای دراز واقع است. ولایتی که در جنوب باختری آن قرار دارد ایراهستان نامیده می شود و نزدیک شهر، قلعه بلندی است موسوم به قلعه سمیران یا شمیران که حمد اللّه مستوفی درباره آن گوید «اهل آنجا سلاح ورز باشند، پیاده رو و و راهزن». حول و حوش آنجا مرغزارها و چراگاه های معروفی وجود داشته و بهترین آنها در اراضی بین جویم و کناره رود سکان واقع بوده است، در این ناحیه است های آب راکد بسیار بوده و در بیشه های آن شیر زندگی می کرده. شهر کاریان، با قلعه مستحکمی مشرف بر آن، در یک منزلی باختری جویم واقع بود و آتشکده ای داشت که آتش مقدس از دیر زمان در آن جا نگاه داشته می شد، و آن را ون زردشتی به آتشکده های دیگر جهان می بردند. قلعه آن بر فراز کوهی جای داشت و قابل تسخیر نبود. در باختر کاریان نزدیک خمیدگی رود سکان، به طرف مغرب شهر لاغر قرار داشت که حمد اللّه مستوفی در قرن هشتم آن را شهری بالنسبه مهم دانسته و منزلگاهی در راه کاروانی شیراز به جزیره قیس بوده است.

نام لاغر ضمن بحث از کمرجان (یا مکرجان) نیز آمده ولی اکنون در نقشه ها اسمی از این موضع اخیر نیست. بین لاغر و ساحل دریا و در امتداد ساحل راست و شمال رود

______________________________

[1]. اصط ی 107- فارسنامه 69a ، 82b - مستوفی 175، 179. نام این قلعه در نسخ مختلف به شکل های وشه، خورشه، شه، شد ر شر آمده ولی جغرافی نویسان قدیم عرب از آن اسم نبرده اند.

فارسنامه ابن بلخی، متن، ص: 413

سکان صحرای ماندستان، نیمه راه نجیرم و بوشکانات واقع است و به گفته حمد اللّه مستوفی «ماندستان بیابانی است سی فرسنگ بر ساحل دریا و در آنجا دیرهاست و هیچ آب روان و کاریز ندارد و حاصلش جز غله و پنبه دیمی نبود اما اگر آذر ماه و دیماه که آ یف و اول شتا بود، باران باشد یک من تخم کما بیش هزار من ریع دهد و اگر این دو ماه بارندگی نبود چندین ریع نتواند داد بلکه به زیان رود». [1]

کلمه ماندستان که در قرون وسطی نام این صحرا بوده است، بدون تردید در کلمه «مند» که اسم قسمت سفلای رود سکان است، بجا مانده. در نیمه راه میان لاغر و دریا نهر بزرگی موسوم به رودخانه فیروز آباد از سمت شمال به این رودخانه ملحق می گردد. شهر فیروز آباد را در زمان قدیم جور می نامیدند و در زمان ساسانیان (به جای شیراز کنونی)، شهر عمده کوره اردشیر ه بوده است. اصط ی گوید در جای این شهر آبی راکد بود مانند دریاچه، اردشیر بابکان فرمان داد آب آن را با حفر نهرهایی خشکاندند و در آن مکان شهر جور را ساختند. در وسط شهر تا قرن چهارم و بعد از آن، عمارتی وجود داشت موسوم به طربال که در زبان فارسی به معنی ایوان است و این ایوان بر فراز تلی ساخته شده بود. شهر گور در آن زمان به اندازه شهر اصط وسعت داشته و گرد آن خندق و بارویی بوده با چهار دروازه که دروازه شمالی را دروازه هرمز و جنوبی را دروازه اردشیر و شرقی را دروازه مهر و غربی را دروازه بهرام می نامیدند و چون عضد و ال ه می خواست به آن شهر رود، کراهت داشت که گفته شود عضد ال ه به گور می رود، از این جهت نام آن را تغییر داد و فیروز آباد نامید که هنوز هم با این نام خوانده می شود. مقدسی که این حکایت را آورده از میدان بزرگ شهر و از باغ های گل سرخ فیروزآباد، یاد نموده گوید: شهری بسیار نی ت و انسان از هر دروازه شهر که بیرون رود تا یک فرسخ در باغ و عمارت راه می پیماید، آب شهر از کوهی نزدیک می آید و از ظرفی مسین

______________________________

[1]. اصط ی 117- مقدسی 427، 428- فارسنامه 69b ، 73b ، 82b ، 86b - مستوفی 172، 173، 175، 179، 180 175، 179، 180، جهان نما 268- قزوینی: جلد دوم 162.

فارسنامه ابن بلخی، متن، ص: 414

که سوراخ تنگ دارد، آبی بسیار تند خارج می شود. در چهار فرسخی شهر به قول جغرافی نویسان ایرانی، قلعه مستحکمی وجود داشته موسوم به قلعه سهاده یا شهاره.

اصط ی رودخانه فیروز آباد را نهر تیرزه نامیده ولی فارسنامه ابن بلخی و حمد اللّه مستوفی آن را رودخانه برازه (یا براره) نامیده اند که از ولایت خنیفقان بر می خیزد و گویند زمانی که اسکندر مقدونی شهر گور را محاصره کرد، مجرای آن رودخانه را تغییر داد و هر چه آبادی در اطراف شهر بود، غرق شد و دریاچه ای تشکیل یافت که بعدها در زمان اردشیر بابکان به تدبیر برازه حکیم آب آن را خشکانیدند و چون حکیم مزبور به وسیله نهری آب رودخانه را به شهر آورد از این جهت آن نهر به نام وی موسوم گردید. قزوینی گوید در فیروزآباد آتشکده ای معروف وجود دارد، وی همچنین از چاه عجیبی که جلو دروازه شهر واقع بوده و آب بسیار تندی خود به خود از آن بیرون می آمده، یاد کرده و از گل سرخ گوری هم که بهترین گل سرخ ها بوده و در همه جا شهرت داشته، نام برده است. در شمال فیروزآباد چنانکه گفتیم ولایت خنیفقان که ایرانیان آن را خنفگان می گفتند، واقع بود در میان کوهها قریه بزرگی به همین اسم قرار داشت که راهی سنگلاخ و دشوار از آنجا به فیروز آباد می رفت. [1]

قسمت های کوره اردشیره ه را سیف، یعنی کناره، می گفتند و ای مزبور در ساحل خلیج فارس سه سیف داشت که همه آنها در منطقه گرمسیر واقع بود:

یکی سیف عماره در خاور جزیره قیس و دیگر سیف زهیر در ساحل جنوبی ایراهستان و حوالی سیراف و بالا ه سیف مظفر در شمال نجیرم. عماره و زهیر و مظفر سه عشیره عرب بودند که از آن طرف خلیج فارس به سواحل شمالی آن کوچ کرده و در این قسمت فارس مسکن گزیده بودند. سیف عماره در قرن چهارم قلعه ای

______________________________

[1]. اصط ی 105، 121، 123- مقدسی 432- فارسنامه 70a ، و 72b ، 79b ، 82a - مستوفی 172، 179، 219- قزوینی: جلد دوم 121

فارسنامه ابن بلخی، متن، ص: 415

داشت مشرف بر دریا که هیچ نمی توانست بر آن بالا رود و آن را قلعه دیگدان یا دیگپایه می گفتند و به حصن ابن عماره نیز معروف بود و در کنار آن بیست کشتی می توانست پهلو بگیرد.

ورود به این قلعه فقط به وسیله چنگک هایی که به دیوار آن نصب می د امکان داشت. به مسافت اندکی در مغرب آن، جزیره قیس که به فارسی کیش گفته می شود واقع است. این بندر در قرن ششم پس از اب شدن سیراف، که عنقریب به ذکر آن خواهیم پرداخت، بندر تجارتی خلیج فارس گردید. در جزیره کیش شهری ساخته شده بود که بارویی مستحکم داشت و آب آن از برکه های متعدد حاصل می شد و در ساحل، محلی برای صید مروارید بود. این جزیره لنگرگاه کشتی های بلاد هند و عرب بود و نخلستانی بزرگ داشت. قزوینی درباره گرمای آنجا گوید در تابستان مانند ی است بسیار گرم و مرطوب، ولی با این وصف قیس شهری پر جمعیت و آباد بود. فاصله جزیره از ساحل چهار فرسخ است و در ساحل مقابل لنگر گاه «هزو» واقع بود و در قرن هفتم جاده کاروانی شیراز به لاغر تا آنجا امتداد داشت.

هزو، در زمانی که یاقوت آن را دیده اب بوده است ولی در قرن چهارم قلعه مستحکمی بود متعلق به آل بویه که زندانیان را به آنجا می فرستادند.

نزدیک شهر د ده ساویه واقع بوده است (که آن را در نسخه های مختلف به صورت های «تابه» «تانه» هم نوشته اند و تلفظ صحیح آن معلوم نیست) [1].

______________________________

[1]. اصط ی 116، 140- ابن حوقل 188- یاقوت: جلد دوم 711: جلد چهارم 333، 974- فارسنامه 74b - مستوفی 171، 173، 180- قزوینی: جلد دوم 161 مستوفی منزلگاه ها?

برچسب ها : کتاب فارسنامه ابن بلخی 4 - فارسنامه ,مستوفی ,گوید ,آنجا ,مقدسی ,رودخانه ,اللّه مستوفی ,بلخی، متن، ,جغرافی نویسان ,مقدسی گوید ,مستوفی گوید ,اللّه مستوفی درباره ,ساحل جنوبی
کتاب فارسنامه ابن بلخی 4 فارسنامه ,مستوفی ,گوید ,آنجا ,مقدسی ,رودخانه ,اللّه مستوفی ,بلخی، متن، ,جغرافی نویسان ,مقدسی گوید ,مستوفی گوید ,اللّه مستوفی درباره ,ساحل جنوبی
پژوهشکده وبسایت ارگ ایران

پژوهشکده وبسایت ارگ ایران

پیش نویس

      این صفحه بمنظور گرد آوری جمعی اشخاص متخصص و وارد،  برای تحقیق های بنیادی و استراتژیک مورد نیاز ایران است.  از جمله کار ها،  یافتن موارد مورد نیاز برای ادامه حیات ایران،  طرح نویسی و جمع بندی های مختلف و اقتصادی و اجتماعی و ی،  و انتشار گسترده آن مورد،  همراه با معرفی به مقامات مربوطه.  یکی از موضوع های مهم در این پژوهشکده،  حذف نام ها در این کار است،  زیرا کل برنامه در ردیف های مهم آینده بینی ایران قرار دارد،  و نباید پوشش شخصی بخود بگیرند.


لوگو پژوهشکده وبسایت ارگ ایران،  ع شماره 3332.

"نباید و نباید همیشه چرخ را از ابتدا اختراع کرد

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو در دانش و بینش انقل باشید،  ع شماره 1610.

برگه شماره 202 بهار1390 پیوست فنی و ی و اداری در ایران است.

. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .

 جهت دسترسی به مطالب،  در ردیف های فهرست زیر کلیک کنید

 

پژوهشکده اینترنتی طرح های استراتژیک

تصویر چرخ گاری موزه مراغه،  ع شماره 3475.

این صفحه بزودی کامل پست می شود

 . . . .

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

کلیک کنید:  نبرد نو پدید

کلیک کنید:  استراتژی ملی مردمی ایران

کلیک کنید:  تاریخ کنشگری و کنشگران در ایران

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= د و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و ع ها و مطالب را بی د.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اه ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس و پرسش و نظرhttp://arqir.com/101-2

برچسب ها : پژوهشکده وبسایت ارگ ایران - وبسایت ,کلیک ,توجه ,arqir ,پژوهشکده ,http ,کلیک کنید ,http arqir ,پژوهشکده وبسایت ,باعث خوشحالی ,ایران مراجعه ,ایران مراجعه نمایند ,نوشتن درباره مطالب، ,ت
پژوهشکده وبسایت ارگ ایران وبسایت ,کلیک ,توجه ,arqir ,پژوهشکده ,http ,کلیک کنید ,http arqir ,پژوهشکده وبسایت ,باعث خوشحالی ,ایران مراجعه ,ایران مراجعه نمایند ,نوشتن درباره مطالب، ,ت
تاریخ زبان ترکی در ایران

تاریخ زبان ترکی در ایران

پیش گفتار

      زبان های ایرانی در قاره کهن،  وسیع و قابل تحقیق عمیق امروزی هستند،  تحقیقات موجود درباره آنها کم و آغشته به دروغ های تاریخی است،  باید توسط جوانان باهوش متخصص در این باره تحقیق و تحلیل های جدید انجام پذیرد.  مثلاً یکی از مهمترین این درهم بر همی،  نام بردن از آذری است،  درصورتیکه آذری،  صفت یک مذهب از یک دین باستانی است،  و یک تیره و کیان تاریخی نیست.  البته در گذشته برای دینها زبان شفاهی خاصی می ساختند،  و فقط افراد موبد و کاهن آن دین با آن زبان دعا می خواندند،  که با زبان عموم نباشد و غیر عادی شنیده شود،  تا بتواند چون افسون و جادو در نزد عامه و توده ها عمل کند،  مانند اجی مجی لاترجی ....

تصویر کتیبه اورخون،  ع شماره 3527.

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو در جهت علم باشید نه عقیده،  ع شماره 1615.

برگه پیوست تاریخ تر تان و ترکان است.

. . . ادامه دارد و باز نویسی می شود . . .

تاریخ آذری

      زبانی که به آذری باستانی معروف شده،  یکی از زبانهایی است،  که ریشه در سرزمین پهلان دارد،  یعنی سرزمین پهن بدون کوهستان،  و نهایت در ولایت بامیان تاریخی ایران،  که بعد ها به آذربایجان معروف شد،  و بدلیل آذرگشسب مهمترین مرکز مذهب آذری بود،  گسترش یافت و عمومی شد.  زبان ترکی یعنی زبان مردم ترک،  و ترک،  کیان و تیره انسانی نیست،  بلکه نام سرزمین است،  همانگونه که ایران یعنی سرزمین ایرها،  و کیان تیره خاصی را شامل نمی شود.

      یکی دیگر از مهمترین دروغها که تاریخ زبان های ایرانی را،  چون کرنولوژی تاریخ ایران آلوده کرده،  دروغ حمله های مختلف به ایران است،  که می گوید زبان ترکی از حمله مغول و تیمور و غیره به ایران آمده است.  جای تعجب است،  چرا هیچ وقت هیچ ایرانی محقق،  نخواسته تحقیق کنند و بگوید،  که زبان هایی که در شمال و غرب  کشور چین و کشور مغولستان و س تان اصل یا سیبری کذایی وجود دارد،  توسط مهاجران ایرانی در طول تاریخ از ایران به آنجا رفته است.  البته از قوم آز که گویا بعدها آذری شده است مطالبی خوانده ام،  آنچه از تاریخ برداشت کرده ام،  آنها بدلیل آذری بودن،  آزی نامیده شده اند،  و کلاً تاریخ آنها جدا از تاریخ زبان آذری است.  کوتاه بگویم،  آز، قاز، قز، کاس، کاسپین،  نام های دوره های مختلف تاریخی برای یک ملت است،  که آذری بودند،  و خود آنها اقوام و طوایف مختلفی را شامل می شدند،  در مطلب گز و قزوین و کاسپین درباره آنها نوشته ام.

   در شاهنامه فردوسی آمده است:   پس از هوشنگ،  پسرش تهمورث،  که او را دیوبند خوانند بتخت نشست،  او گفت:  جهان را از بدی بزدایم و از آسیب دیوان دور بدارم،  هر آنچه در زندگی سودمند هست پدید آورم.  اوست که پشم میش و موی چا ایان، رشتن آموخت و پوشش و گستردنی بافت.  چا ایان را از سبزه و کاه و جو خورش فراهم کرد،  ددان رمنده را چون سیه گوش و یوز از کوه و دشت گرد آورده،  رام ساخت.  مرغان سبک پرواز چون باز و شاهین را بپرورید،  ماکیان و وس را بامدادان به بانگ زدن گماشت.  آنچه از برای مردم سودمند بود،  همه پدید آورده اوست.  به مردم گفت:  نیک کردار باشید،  خدای را سپاس آورید که ما را به همه ددان چیر ساخت.

      او را ی بود پاک نهاد و خوب کردار بنام شهرسپ،  او مردی بود که روز را با پرهیز کاری و شب را در ستایش سر آوردی.  او چنان شاه را از آلایش بپرداخت که از فره بر خوردار گردید،  آنچنان که توانست اهریمن را به بند اندر آورد و از او سواری گیرد،  برو زین نهد و بگرد گیتی گردد.  دیوها ناخشنود از او،  سر از فرمانش بر تافتند.  تهمورث چون این بدید،  به رام آنها کمر بست،  همه را به زنجیر اندر کشید.  دیوها زینهار خواستند و گفتند اگر آنها را نکشد،  هنری او را بیاموزند.  آنگاه که آزاد شدند،  چندین گونه هنر نوشتن به تهمورث بیاموختند،  سی گونه خط چون رومی و تازی و پارسی و سغدی و چینی و پهلوی از آنهاست.  تهمورث را زندگی سر آمد،  کار هایش بیادگار ماند.

      در اینجا دیو منظور دیواندران یا باسوادن می باشد،   سی گونه خط چون چینی،  که خط مسین ها یا سین ها بوده،  و در زمانی چین گفته می شده،  به جغرافیای تاریخی ایران مراجعه شود.  همچنین خط پهلوی که نشانی از خط آذری است.

   در جای دیگر شاهنامه آمده:  فریدون کشورهای خود را در میان سه پسر خود تقسیم کرد.  روم و خاور را به سلم،  توران را به تور،  ایران و یمن و سرزمین های تازیان را به ایرج داد،  و آنان را بخاک های پادشاهی خویش فرستاد.  بوضوح در اینجا مشخص است،  در دورانی به استان یا ولایت کشور می گفتند،  روم به مرکزیت استان زنجان، توران به مرکزیت استان همدان،  ایران به مرکزیت استان کرمانشاه،  بوده است،  جهت اطلاع بیشتر به کشور و ملت و هویت مراجعه شود.

ترکی و آذری ایرانی

      زبان ترکی ایرانی معرف به زبان آذری،  از خانواده زبان های ایران غربی است،  که با آوا های مختلف در آذربایجان و شمال غرب ایران رایج است.  بیشتر دانشمندان ایران شناس عقیده دارند،  زبان باستانی آذری،  بازمانده و دگرگون شده زبان ماد است،  و ریشه آریایی دارد.  تاریخ دانان و جغرافی نویسان ی،  آن را زبان ایرانی،  فهلوی و آذری خوانده اند.  بزرگترین مشکل در تاریخ نویسی طول تاریخ ایران،  عدم طبقه بندی های علمی،  و عدم دسترسی کامل به کتابها برای دانشمندان بوده است.  آنها در بسیاری موارد نتوانسته اند تفاوت بین آذری و ترکی را تحلیل و تفسیر کنند، و هر دو را مترادف یا درهم و با هم نوشته اند،  درصورتیکه امروزه ما با درک از علوم مختلف،  و دسترسی به انواع داده های علمی جدید،  متوجه شده ایم،  که آذری ریشه قومی و کیانی و ژنی نیست،  بلکه پسوند و پیشوند دینی است.

      منابع زیادی در تاریخ ایران از زبان های آذری و ترکی نوشته اند،  قدیمی ترین منبع درباره زبان آذری باستان،  ابن مقفع ۱۴۲ق/۷۵۹م است،  که در الفهرست ابن ندیم نقل شده است.  به گفتهٔ ابن مقفع زبان مردم آذربایجان پهلوی (الفهلویه) است،  منسوب به پهله (فهله) یعنی سرزمینی که شامل ری و اصفهان نه اصفهان کنونی و همدان و ماه نهاوند و آذربایجان بوده است.  همین گفته ابن مقفع را حمزهٔ اصفهانی به نقل یاقوت و خوارزمی نیز نقل کرده اند.  مورخ دیگری که به این زبان بدون ذکر نام آن اشاره کرده بلاذری است.  مؤلفی که بعد از ابن مقفع از کلمهٔ آذری یاد کرده یعقوبی است،  که کتاب خود را در ۲۷۸ق/۸۹۱م تألیف کرده است.  این مؤلف آذری (آذریّه) را به عنوان صفت در مورد مردم آذربایجان به کار برده است.  مؤلف دیگری که از زبان آذری باستان نام برده مسعودی  ۳۴۶ق/۹۵۷م است،  که در ۳۱۴ق/۹۲۶ از تبریز دیدار کرده است.  این مؤلف از میان زبانها ایرانی پهلوی،  دری و آذری را ذکر کرده است،  که ظاهراً در نظر او مهم ترین زبانها و گویش های ایرانی بوده اند.

      پس از مسعودی، حمزه اصفهانی بعد از ۳۵۰ق/۹۶۱م است،  که به نقل از یک ایرانی نو مسلمان به نام زرتشتبن آذرخور،  معروف به ابوجعفر محمدبن مؤبد متوکلی،  در میان زبان های پنجگانهٔ ایرانی،  از زبان پهلوی یاد میکند،  و آن را منسوب به پهله میداند،  که شامل ۵ شهر اصفهان، ری، همدان، ماه نهاوند و آذربایجان است.  مؤلف دیگری که بعد از حمزهٔ اصفهانی از زبان آذربایجان و ایرانی بودن آن سخن گفته است،  ابواسحاق ابراهیم اصط ی است،  که کتاب خود المسالک والممالک را در پایان نیمهٔ اول قرن ۴ق/۱۰م نوشته است.  اصط ی صریحاً زبان مردم آذربایجان و ارمنستان (بجز اردبیل و پیرامون آن) و ارّان را ایرانی (الفارسیه) ذکر میکند،  و زبان مردم بردعه را ارّانی میداند.  جهت یاد آوری بگویم،  در قفقاز صدها زبان و گویش وجود دارد.

آثار زبان ترکی و آذری

       قدیمی ترین اثر مکتوب که به زبان ترکی آذربایجانی هم نوشته شده،  کتاب دده قورقود است،  4 نسخه باقی مانده از این کتاب،  بین اوایل قرن 2 هجری تا اواسط قرن 4 هجری نگاشته شده است.  البته این اثر مربوط به زمانی است،  که زبان ترکان آذربایجان و آناتولی به طور کامل به دو شاخه مجزای یک زبان تبدیل نشده بودند،  و تفاوت شان در حد آوا های مختلف بوده است.  با این حال این اثر که دارای نوشته بین نی (بین آذربایجانی و استانبولی) است،  به آنچه که ما آنرا زبان آذربایجانی مینامیم نزدیکتر است.  پس از آن آثار مکتوب ادبی ترکی آذربایجان متعلق به قرن سیزده میلادی و اشعار حسن اوغلو و نصیر باکویی است.  اثر منظوم ترکی این زمان نیز صحاح العجم اثر هندوشاه نخجوانی است.  در قرن چهاردهم میلادی شاعران بزرگی چون نسیمی، قاضی برهان الدین و ضریر آثار خود را به این زبان نوشته اند.  عمادالین نسیمی عارف و فیلسوف بانی فرقه حروفیه را می توان موسس معماری شعر آذربایجان شمرد.  شاه اسماعیل ختایی و فضولی دو شاعر توانای قرن پانزدهم میلادی هستند.  فضولی شاعری با شهرت جهانی است،  که اشعار او به زبان های مختلف ترجمه شده است.  واقف و آقا شیروانی نمونه ای از شعرای قرن 18 هستند.

      در قرن 19 نیز شاهد شعرای بنامی چون نباتی و هیدجی، تیلیم خان ساوه ای، ماذون قشقائی و شکوهی مراغه ای هستیم.  ده ها شاعر دیگر چون حقیقی و شیخ قاسم انوار و حبیبی و صراف و... و ادیبان معاصری چون معجز شبستری، ساهر، سهند، حداد، کریمی مراغه ای و شهریار را که در دوران معاصر به ترکی شعر گفته اند را می توان نام برد.  زبان های عربی و فارسی،  به بخشی از ادبیات آذربایجانی که آنرا ادبیات دیوانی می نامند،  تأثیر گذارده است.  در ادبیات دیوانی لغات ترکی اصیل همراه با تشبیهات بسیاری،  که از شعر و ادب فارسی نشأت گرفته است،  به روشنی  دیده می شود.

   مهم:  هنوز پیر مردان و پیر ن زحمت کش عزیز مدرسه نرفته،  در روستا های دور دست،  از رودبار تا انتهای آذربایجان،  با آوای زبان آذری باستان سخن می گویند،  باید جوانان باهوش متخصص در حفظ و نگهداری گویش آنها کار کنند.  درباره واژه هایی که آنها بکار می برند،  قبلاً در میان مطالب وبلاگ نوشته ام که ریشه کاملاً ایرانی،  در زبان های ایرانی دارد،  و به هیچ عنوان غیر ایرانی نیستند،  بزودی پست جداگانه ای درباره واژه های زبان ترکی ایرانی،  معروف شده به زبان آذری می نویسم.

    ع تاریخی از دو نوشته بزبان ترکی ایرانی،  در فایل های خودم  و نیز تمام اینترنت گشتم،  تا نوشته ای بخطوط قدیمی از زبان ترکی یا آذری ایرانی بیابم یافت نشد،  فقط این دو مورد را یافتم،  ع شماره 5851.

   دَدَه قورقود ــ  نام مجموعه ای از چندین قصه به زبان ترک های قزاقستان است،  که در حدود قرن شانزده میلادی به صورت مکتوب درآمده است.  این مجموعه از ۱۲ داستان به نثر و نظم تشکیل شده و مجموعه ای است که زندگی،  ارزشهای اجتماعی و باورهای ایل های ترک اوغوز را نشان می دهد.  قدمت داستانها مربوط به قرن های چهاردهم و پانزدهم میلادی می باشد،  کهنترین نسخه دده قورقود کمتر از ۲۰۰ سال عمر داد.

   کتیبه اورخون ــ  قدیمی ترین نمونه های موجود از زبان ترکی باستان است. این کتیبه ها با آنچه امروزه الفبای اورخون نامیده می شود،  در دو بنای تاریخی واقع در دشت اورخون در مغولستان امروزی میان سال های ۷۳۲ تا ۷۳۵ میلادی به احترام دو شاهزاده گوک ترک یعنی کول تیگین و برادرش بیلگه خاقان یک سیاستمدار و یک فرمانده نظامی نگاشته شده اند.  سه یادبود کوچکتر نیز در اطراف این سنگ نبشته ها نیز کشف شده است.

      از میان سنگ نوشته های دشت اورخون مهمترین آن کتیبه کول تگین است.  این کتیبه ها توسط نیکولای یادرینتسف در سال ۱۸۸۹ میلادی کشف شد و توسط واژه شناس دانمارکی ویلهلم توماسن در سال ۱۸۹۳ رمز گشایی شد.  این سنگ نبشته ها بسیار به بناهای تاریخی که از دوران گوک ترکان در طی دوره دودمان تانگ در چین بجای مانده است شباهت دارد.

پرسشها و پاسخها

   نظر و پرسش مهدی:  آقای فیروز منصوری در کتاب مطالعاتی درباره فرهنگ و زبان و تاریخ آذربایجان ثابت د که رواج بیش تر زبان ترکی در آذربایجان، در دوره ی قاجار و تحت تاثیر اقدامات استعماری بوده است.

   پاسخ انوش راوید:  این کتاب را مطالعه ن ،  چون تاریخ این زبان در اولویت برنامه ای من نیست،  در فرصتی آنرا می خوانم،  و بخش هایی از کتاب و نظرم را در پستی می نویسم.  در کل از دید من نمی شود،  با کدام مدرسه و کتاب و دفتر و امکانات،  استعمار و امپریالیسم چنین کاری را کرد،  در آن زمان نمی شود.  یکی از مهمترین موضوعات،  ز له های شهر های تبریز و مراغه و غیره بوده،  که باعث کشته شدن جمعیت شهری فارسی زبان و مهاجرت جایگزین ای دیگر و روستاها و عشایر به ای ز له زده بود.

      قبلاً نوشته ام که در زمان سلسله هخا ان،  با ساخت و پرداخت زبان دری و آموزش حکومتی های و افرادی،  از همه مردم،  منجمله پارسی و مادی و تازی و غیره با این زبان،  و فرستادن آنها به تمام نقاط ایران،  شهر هایی برای کنترل کشور وسیع از بابل تا کاشغر ساختند،  و جمعیت دری زبان طی چند قرن در آنها مستقر شدند.  تا قرن گذشته در این جغرافیا،  شهر های دری زبان را در محاصره روستا ها با زبان های محلی داشتیم.  البته بعد از از هزار سال پیش،  با آمدن ز له ها جنگهای داخلی و نیاز جمعیتی و غیره،  روستا ئیان و عشایر به ا کوچ د،  و بعضی شهر ها تغییر نسبی زبانی دادند.  همچنین زبان دری بدلیل ساختاری،  توانایی نفوذ و گسترش داشت،  بزودی در این باره مشروح با سند و سکه و ظرف و غیره می نویسم.

   توضیح:  بعد از ز له شهر بم،  مدت ی ال درآن شهر بودم،  متأسفانه بیش از نیمی از جمعیت بم،  بویژه فارسی زبان شهر بم کشته شدند،  و جای آنها را بنا به نیاز،  روستائیان و عشایر عزیز ایرانی گرفتند،  خودم شاهد بودم.  همانگونه که در تاریخ شهر های آذربایجان،  شمندان و دانشمندان و شاعران فارسی زبان داشته است،  و هیچ آثار تاریخی مکتوب به آواها یا زبان های تاریخ ایل و عشایر ایران باقی نمانده است.

   پرسش کیانوش:  ورود کلمات ترکی به زبان فارسی و گسترش آن به پهنای ایران بزرگ نه فقط آذربایجان چگونه است؟ جناب عالی به همان صراحتی که درباره ی دروغ حمله ی مغول وعرب و اسکندر صحبت کرده اید درباره ی حمله ی ترکان بحث نکرده اید. هرچند می دانم آن را قبول ندارید،  کتاب ها و متون و اشعار، همه به فارسی بوده اند،  اما چرا باید واژگان پیش پا افتاده ای  چون بشقاب و قاشق از ترکی به فارسی راه پیدا کنند البته می دانم این ها در فارسی معادل دارند.

   پاسخ انوش راوید:  در واقع بشقاب و قاشق و دیس و کارد و چنگال از زبان های ایرانی است،  مشروح در اینجا،  و حدود نیمی از مردم جهان می گویند.  در ضمن جنگ و بگیر و ببند و کشتار و مهاجرت،  در این سرزمین وجود داشته،  و من منکر این جنگ های درون قاره کهن و ایران بزرگ نیستم.  همانگونه که گفتم در زمان هخا ان از جمع زبان های موجود ایران،  زبانی بنام دری ساختند،  که از مجموع همه زبان های ایران بود.  واژه هایی که می پنداریم پارسی نیستند،  دری  شده اند،  دری یعنی این زبان فارسی کنونی ما،  و سپس و تبادل حکومتی و تجاری و فرهنگی باعث جابجایی چند لغت و لفظ شده است،  که همچنان ادامه دارد.

      از نیمه دوم قرن 20 با وجود شوروی سابق و جنگ سرد،  می خواستند بگویند که اینها از زبان ترکی و مغولی است،  مانند گلنگدن تفنگ،  که در واقع کاملاً پارسی است،  گل یعنی پهلو در زبان های گیلکی و گالشی و خوارزمی و غیره هم یعنی پهلو،  و گدن هم یعنی کشیدن،  و از زبان پارسی به ترکی رفته اند.  در تاریخ ما به دروغ یا اشتباه دری را فارسی یا تاجیکی گفته و نوشته اند،  و زبان پارسی را پارسی باستان.  خیلی موارد و موضوعات در تاریخ است،  که هنوز آمادگی ذهنی برای خوانندگان وجود ندارد،  تا مطرح کنم،  اول باید ده سال با همین اسکندر و چنگیز سرو کله بزنم سپس جلوتر بروم.

      برای چگونگی پیدایش زبان،  باید سری به گینه نو اندازیم،  در آنجا هر قبیله 20 تا 100 نفری که در میان جنگل زندگی می کنند،  زبان و گویش متفاوت از یکدیگر دارند.  در 20 هزار سال پیش انسان هایی که در فلات ایران کاملاً پراکنده زندگی می د،  زبانها و گویش های متفاوت داشتند،  که ریشه در زبان های اتیوپیایی داشت.  اولین تمدن شناخته شده گسترش یافته تمدن کهن جی بود،   سپس با پیدایش ت شهر های متمدن زبانها شکل کامل و نوشتی گرفت.  در ادامه،  ترکیب زبانی و آمد و شد واژه ها هم آغاز شد،  تا اینکه از زمان داریوش هخا ،  بمدت 200 تا 300 سال زبان دری برای هماهنگی ایجاد شد.

   در نتیجه:  زبان ما ایرانیان در ایران و تاجی تان و افغانستان و نیمی از ازب تان و سرحدادت پا تان و... دری است،  با این زبان بیش از 300 ملیون نفر مستقیم یا کم و بیش آموزش دیده و گپ می زنند،  و ششمین زبان دنیا برای استفاده جمعیتی است.  از نظر من اشتباه بزرگ است،  که بخواهیم زبان دری خودمان را با لغات پارسی خالص نماییم.  ولی مردم و بویژه جوانان باهوش،  باید نسبت به حفظ و نگهداری زبان های اتنیکی و قومی،  بومی و محلی خودشان بکوشند.

   پرسش:  آیا قطران تبریزی و تعدادی دیگر از شعرا و آثار،  ترک یا آذری بوده اند؟

   پاسخ انوش راوید:  فرقی ندارد،  همه ایرانی بوده اند،  و همه در جهت آگاهی و روشنگری در دوره هایی از تاریخ و ساختار های تاریخی اجتماع کار و تلاش د.  چه ترک و کرد و گیلک و غیره باشند،  همه برای من دوست داشتنی هستند،  من می خواهم فراتر از دیدگاه های استعمار و استثمار قرن های گذشته باشم.

   پرسش محمود:  مگر ترکها نژاد متفاوت از فارسها نیستند؟

   پاسخ انوش راوید:  همه مردم یک نژاد هستند،  و با ریشه مشترک زبانی،  و در زمان و مکان کیان های و زبان های مختلف گرفتند،  و باز در طول تاریخ بوسایل مختلف،  از مهاجرت و جنگ و حوادث طبیعی و غیر طبیعی،  آمیختگی هایی حاصل شد،  و در پی این آمیختگیها،  باز تفاوت در زبان و بود و باش حاصل شد.    

   جالب:  رشد و تکامل رقابت این قرن،  در همه کشورها و سرزمین های مشترک است،  در اقتصاد و علم است،  نه چند واژه و پس و پیش یک زبان.  ولی از تحقیق و تحلیل های علمی در کوچکترین موارد هم نباید غافل بود،  زیرا به نوبه خود،  تکمیل کننده دانش است،  علم باید توسط جوانان باهوش ایران،  نقش خودش را در آینده بخوبی نشان دهد.

ع تاریخی از استان آذربایجان،  حدود 1325 خورشیدی،  ع شماره 1128 .

. . . .

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

کلیک کنید:  تاریخ زبان پارسی

کلیک کنید:  تاریخ دین و مذهب در ایران

کلیک کنید:  تاریخ پاکوب های دینی در ایران

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= د و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و ع ها و مطالب را بی د.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اه ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس و پرسش و نظرhttp://arqir.com/101-2

برچسب ها : تاریخ زبان ترکی در ایران - زبان ,تاریخ ,آذری ,ترکی ,است، ,ایرانی ,زبان ترکی ,زبان آذری ,تاریخ زبان ,پاسخ انوش ,انوش راوید ,نوشتن درباره مطالب، ,ایران مراجعه نمایند ,توجه دا?
تاریخ زبان ترکی در ایران زبان ,تاریخ ,آذری ,ترکی ,است، ,ایرانی ,زبان ترکی ,زبان آذری ,تاریخ زبان ,پاسخ انوش ,انوش راوید ,نوشتن درباره مطالب، ,ایران مراجعه نمایند ,توجه دا?
اتوماسیون اداری در ایران

اتوماسیون اداری در ایران

پیش نویس

       حتماً سرو کار شما در این زمان یعنی در نیمه دوم،  دهه دوم،  قرن بیست و یک،  به یکی یا چند اداره در کشور ایران افتاده،  و می بینید،  که از سرو کول اداره ها کاغذ و پرونده های کاغذی بالا رفته،  و همه میزها و کمد ها پر از کاغذ است.  برای هر کاری کلی فتوکپی می خواهند،  و کلی معطلی،  و گاه مردم آزاری شده است.  در مواردی کارمندها نیز مانند مراجعه کنندگان،  کم و بیش گیج و ویج و سردرگم هستند،  و تنها کاری هم که بلد هستند،  به تعویق انداختن کار است،  کارهایی که براحتی می توان با اتوماسیون تحت وب انجام داد.  وقتی با کارمندان درباره اتوماسیون صحبت می کنیم،  می گویند ببین کامپیوتر بما دادند،  آنها کامپیوتری را که روی میزاشان است،  اتوماسیون اداری می پندارند،  و می گویند،  برای همین کامپیوتر فقط یکی دو ساعت آموزش دیده اند.

اتوماسیون اداری در ایران

تصویر برای اتوماسیون اداری در ایران،  ع شماره 3526.

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو در جهت علم باشید نه عقیده،  ع شماره 1615.

برگه پیوست پژوهشکده وبسایت ارگ ایران است.

. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .

کارت بی هوش

      من به کارت هوشمند ملی می گویم کارت بی هوش،  این کارتها ارزش هیچ کار هوشمندانه ای ندارند،  در اداره ها فقط کپی آنها را می خواهند،  تا در کنار کپی شناسنامه لای پرونده قرار دهند.  یعنی فقط اینها را الکی به مردم دادند،  و عده ای می گویند بخاطر پولش بود،  درصورتیکه وظیفه این کارت کار هوشمندانه است.  کار هوشمندانه وقتی می تواند انجام شود،  که اتوماسیون تحت وب اداری در کشور بطور کامل شکل گیرد.  در غیر اینصورت و عدم آگاهی رساندن درباره مهم اتوماسیون تحت وب،  باعث می شود مخارج سنگین تعداد زیاد کارمند،  و رفت آمد و معطلی و غیره،  و  کلاً صدمه و ضرر بکشور و ملت بخورد،  و کارت هوشمند هم بیهوش شود.

تعریف اتوماسیون اداری

      امروزه،  اکثر سازمانها از اتوماسیون اداری بعنوان یک ابزار مفید در جهت کاهش هزینه ها و افزایش نظم و بهره وری سازمان خود استفاده می کنند.  اتوماسیون اداری عبارت است از متصل اطلاعات کامپیوترها در ابعاد جهانی و کشوری به کمک شبکه اینترنت است،  تا انتقال اطلاعات، آمارها، نامه ها و مکاتبات و نیز دستورالعمل ها به صورت کاملا یکپارچه و آسان انجام پذیرد.  با اتوماسیون اداری افراد در هر کجا که باشند،  مانند این است که داخل سازمان هستند،  و به همین علت است،  که کارها با سرعت بیشتری انجام می گردد،  و بالطبع هزینه های دوباره کاری به شدت کاهش می یابد.  جلوگیری از اتلاف منابع کشور،  و نیز مهمتر جلوگیری از پارتی بازی و زیر میزی است،  و جلوگیری از بی نظمی ها اداری است.

      بهبود کارایی پرسنل سازمان در اتوماسیون اداری کنترل بهتر فرآیندها نسبت به ح سنتی و دستی،  بهبود خدمات به مشتریان و تکریم ارباب رجوع،  با استفاده از گردش کار در اتوماسیون اداری به وضوح رویت می شود.  انعطاف پذیری سیستم،  شفاف سازی و بهبود فرایندهای سازمان گردش کار،  کاهش دادن هزینه ها و تأمین مواد و منابع،  گسترده نمودن تنوع در ارتباطات سازمانی در ری از زمان،  افزایش بهبود کیفیت اطلاعات و ارتباطات درون و برون سازمانی،  ایجاد زمان مطمئن برای تحویل نامه ها و کارها،  فراهم یک دیدگاه منحصر به فرد برای کارها،  بهبود کارایی اداری و خ رسازی.

      در نتیجه خ ر سازی فرآیند های سازمانی،  بسیاری از مراحل زائد در انجام کارها شناسایی و حذف خواهند شد.  با حذف این مراحل اضافی،  مدت زمان بیشتری برای بررسی و انجام کارهای مهم تر وجود دارد،  و اولویت گذاری برای کارها با دقت بیشتری صورت می گیرد،  در نتیجه کارایی کلی سیستم بهبود می یابد.

سیستم اتوماسیون اداری تحت وب

      این خ ر سازی،  وظیفه ایجاد ارتباطات و آرشیو اسناد را به عهده دارد،  هزینه های دوباره کاریها را کاهش می دهد،  یکی از چالش های اساسی سازمان ها و شرکت ها،  نظم نظام اداری و گردش کار آنهاست،  که به صورت سنتی انجام می پذیرد.  نامه نگاری های کاغذی در سازمان،  خود باعث خیلی از مشکلات و کندیها می شود،  و در مجموع هزینه های بالایی را بر هر سازمانی تحمیل می نماید.  چرخش یک نامه از حافظه پرسنل مربوطه خارج شده،  و به یک سیستم قوی و کارآمد و خ ر س می شود.

      مدیریت و برنامه ریزی کارها،  نامه ها و امکان یادآوری رویدادها از امکانات قدرتمند دیگر سیستم اتوماسیون اداری است.  امکان نظارت مدیران بر تمام مراحل و کار های پرسنل خود از امکانات قدرتمند مدیریتی آن است.  سیستم اتوماسیون اداری تحت وب نظم و هماهنگی را برای ادارات دارد.  گردش مکاتبات اداری درون سازمانی و برون سازمانی به آسانی امکان پذیر می گردد.  حتی سازمان هایی که دارای چندین شعبه و پراکندگی جغرافیایی بالایی هستند،  میتوانند با اتوماسیون تحت وب بسیاری از چالش هایی،  که در سیستم های سنتی وجود دارد را بر طرف نمایند.

      در اتوماسیون اداری تحت وب،  هر کاربر دارای یک کارتابل شخصی است،  که در آن می تواند نامه های وارده خود را رویت کند،  و پاسخ نامه اداری را برای سایر کاربران ارسال نماید،  و سوابق نامه ها و مکاتبات قبلی خود را آرشیو الکترونیک کند.  در هر نامه امکان قرار دادن یادآوری نامه،  ستاره دار نامه،  گردش کار یک نامه وجود دارد. هر نامه قابلیت امضا الکترونیکی دارد،  و به آسانی میتواند یک نامه را برای دیگران ارجاع داد،  هر شخص می تواند نامه های خود را بر اساس سلیقه سازمان یا مطابق نیاز خودش دسته بندی نماید،  و فرایند کارها را خ ر مدیریت می کند،  بدین صورت نظم کار های شخصی و آرشیو نامه ها در سازمان بهبود قابل توجه خواهد یافت.

ویژگیهای اتوماسیون اداری تحت وب

      کارتابل شخصی و امکان پاسخگویی به نامه ها،  امکان تعریف اشخاص و سازمان های طرف مکاتبه با مشخصات کامل فردی و کاری،  تعریف مسئولیت ها و سمت ها در نمودار سازمانی و تعریف ارتباط بین سمت ها،  امکان تعریف سطوح دسترسی به نامه های عادی، محرمانه، سری،  و تعریف اولویت نامه ها،  امکان تعریف و طبقه بندی گیرنده ها جهت پرسنل بصورت اتوماتیک یا انفرادی،  تعریف پوشه های عمومی و شخصی برای نامه،  امکان تعریف الگوی نامه از هر نوع به صورت عمومی و شخصی،  امکان تنظیم گزارش کار روزانه جهت کلیه پرسنل و مدیریت آنها،  امکان تنظیم و مشاهده قرارها،  بایگانی اطلاعات به صورت شخصی و عمومی،  تعریف نامه های داخلی،  نامه جدید به خارج از سازمان و نامه رسیده از خارج از سازمان،  امکان تعریف امضای مدیران به صورت ع و انتقال آن به نامه ها در صورت داشتن مجوز،  امکان صدور نامه های داخلی،  امکان قرار دادن یادداشت روی نامه ها و همچنین تنظیم جواب نامه،  امکان قرار دادن زمان روی پیگیری نامه ها،  ارجاع نامه به چندین شخص و یا تعریف گروه های مخاطب،  امکان طبقه بندی نامه ها بر اساس موضوع و پیرو،عطف و غیره،  ایجاد نامه مرتبط با نامه رسیده،  امکان ورود تصویر و اسکن نامه ها و ضمائم آنها،  ارائه گزارش های از قبل طراحی شده،  و امکان طراحی گزارش های مورد نیاز،  امکان گزارش گردش نامه ها به صورت درختی و نمودار،  دارا بودن گزارش ساز با امکان گزارشات لیست، آماری، ماتریسی، نموداری،  ارسال گزارشات با انواع فرمت،  یادآوری خ ر نامه ها و کارها،  دارای دفتر تلفن حرفه ای با انواع جستجو و غیره،  و مهمتر از همه عدم وابستگی به موقعیت مکانی کاربر،  یعنی کاربر در هر زمان و هر مکان،  می تواند از طریق اینترنت به اطلاعات سازمان دسترسی پیدا کند.

   مهم:  برای اینکه ادارات کشور ایران،  وارد تمدن جدید قرن 21 ،  منجمله اتوماسیون تحت وب شوند، همه جا بگویید و بنویسید،  در هر اداره و مسجد و مجلس،  در این باره بگویید.

   جالب:  کارمندان پیرو مکتب و دانش قدیمی کارمندی،  در سطح های بالا تا پائین،  خود آگاه یا ناخود آگاه،  در مقابل اتوماسیون اداری مقاومت می کنند،  وظیفه جوانان باهوش است،  که برای آینده نوین آنها را آگاه نمایند.

. . . .

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

کلیک کنید:  اداری و ثبتی و دیوانی

کلیک کنید:  پژوهشکده وبسایت ارگ ایران

کلیک کنید:  دمکراسی، فدرالیسم، حزب، سازمان

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= د و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و ع ها و مطالب را بی د.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اه ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس و پرسش و نظرhttp://arqir.com/101-2

برچسب ها : اتوماسیون اداری در ایران - اداری ,نامه ,اتوماسیون , امکان ,سازمان ,وبسایت ,اتوماسیون اداری ,http arqir ,کلیک کنید ,باعث خوشحالی , امکان تعریف ,ایران مراجعه نمایند ,سیستم اتوماس
اتوماسیون اداری در ایران اداری ,نامه ,اتوماسیون , امکان ,سازمان ,وبسایت ,اتوماسیون اداری ,http arqir ,کلیک کنید ,باعث خوشحالی , امکان تعریف ,ایران مراجعه نمایند ,سیستم اتوماس
آزار مسلمانان در میانمار
آزار مسلمانان در میانمار
پیش نویس
       این روزها در فضای مجازی و رادیو تلویزیونها پر شده،  اخبار و اطلاعات از آزار و اذیت و قتل عام مسلمانان روهینگیا،  توسط بو ان تندرو در کشور میانمار یا برمه سابق.  مسلمانان میانمار،  که از طرف ت این کشور از حقوق شهروندی محروم شده اند،  سازمان ملل متحد  آنها را به عنوان «اقلیت دینی که در معرض بیشترین ظلم های انسانی در جهان قرار دارند» معرفی کرده است.  در حال حاضر ت این کشور تابعیت مسلمانان را انکار می کند،  و آنها را مهاجران غیرقانونی از بنگلادش می خواند.  بمنظور آگاهی درست و واقعی،  درباره موضوع آزار مسلمانان در میانمار،  پیشنهاد می کنم این مقاله را بخوانید.
   مهم:  منطقه کامبوجیا یا کمبوجیه در اینجا،  که جنوب شرق آسیا هم می گویند،  از زمان هخا ان برای ایران دارای اهمیت استراتژیک بود،  و باید آنجا را با دقت تاریخی علمی در جغرافیای دید.  همچنین مراقب بود در دام و ترفند استعمار در مسئله میانمار نیافتاد،  و هوشیارانه به این موضوع نگاه کرد.  بهتر است برای بررسی موضوعات و مسائل،  احساسات را کنار گذاشت،  و دقت و پژوهش، دانش و تخصص را درک کرد و بکار برد.
تصویر آزار مسلمانان در میانمار،  ع شماره 3525.
   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
لوگو عقلانیت و انسانیت پیشه کنید،  ع شماره 1622.
تابستان 1396 پیوست مدنی و اجتماعی جهان است.
. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .
خشونت بر روهینگیا
      موج تازه خشونت ها در این کشور در سال۲۰۱۷ پس از آن آغاز شد،  که شورشیان روهینگیایی روز ۲۵ اوت به چند پست بازرسی پلیس و پایگاه های این کشور حمله د.  درگیری های میان طرفین از آن زمان تاکنون (سپتامبر۲۰۱۷) چند صد کشته برجای گذاشته است.  مشروح در پایین همین صفحه.
تصویر پلیس های کشته شده میانمار در حمله شورشیان،  ع شماره 8707.
      مقام های میانماری شورشیان روهینگیایی را به آتش زدن خانه ها و کشته شدن افراد غیرنظامی متهم کرده اند،  ولی ناظران و آوارگان روهینگیایی،  که به بنگلادش گریخته اند می گویند،  این کشور با آتش زدن خانه ها و کشتن،  در تلاش است تا روهینگیایی ها را مجبور به فرار کند.
      رفتار مقام های کشور با اکثریت جمعیت بو میانمار با بیش از یک میلیون مسلمان روهینگیایی بزرگترین چالش برای آنگ سان سوچی،  این کشور محسوب می شود،  که از سوی منتقدان غربی متهم است،  که کاری برای این جمعیت اقلیت نکرده است.
      یانگی لی، گزارشگر سازمان ملل متحد در امور در میانمار،  از آنگ سانگ سوچی،  که در عمل ی این کشور را برعهده دارد،  انتقاد کرده و گفته است،  که خانم سوچی از اقلیت مسلمانان روهینگیا حمایت نکرده است.
تاریخ در میانمار
      در دوران باستان دریانوردان ایرانی،  در تمام شبه قاره هند و جنوب شرقی آسیا تا سرزمین هایی که بعد کشور چین نام گرفت رفت و آمد و تجارت داشتند.  در ادامه دوران های تاریخی،  دریانوردان ایران ی در همین مسیرها رفت و آمد داشتند،  و ضمن آن مهاجران از ایران و خلیج فارس در آن سرزمینها ماندگار شدند.  متعاقب آن از قرن اولیه ی،  دین در میانمار گسترش یافت.  همچنین بازرگانان مسلمان از مسیر های زمینی،  که از منطقه غربی میانمار و ای آراکان در این کشور می گذشت،  به مناطق غربی چین سفر می د.  بسیاری از این افراد در منطقه ساحلی آراکان،  اقامت گزیدند و نخستین مناطق مسلمانان را ایجاد د.  سیاحان چینی در نوشته های خود از مناطق ایرانی نشین در مرز های بین میانمار و یونن،  ای ی در جنوب غربی چین،  در قرن سوم میلادی یاد کرده اند.
      تقریباً تا سال ۱۷۷۴ میلادی مسلمانان در آنجا مشکل نداشتند،  در آن مقطع یک بو به نام بوداپایا در آن منطقه به قدرت می رسد،  و با مسلمانان بنای ناسازگاری می گذارد،  و اجرای قوانین ی را ملغی می کند.  از آن زمان به بعد اختلافات مسلمانان میانمار با ت شروع می شود،  حقوق مسلمانان نادیده گرفته می شود،  تبعیض ها تشدید می شود،  و مسئله مسلمانان به تدریج به عنوان یک معضل مطرح،  و کشورهای منطقه متوجه این موضوع می شوند،  و حتی به سطح بین المللی نیز می رود،  و تا امروز نیز از موضوعات ی در سطح بین الملل است.  در این مدت تعدادی از مسلمانان گروه های چریکی تشکیل دادند،  و مبارزاتی هم داشتند و برخی برای اینکه از این وضعیت رها بشوند،  به کشورهای هند و بنگلادش مهاجرت د و در آنجا زندگی می کنند.
   تسلط انگلیس ــ  بعد از تسلط انگلیس بر سراسر میانمار در ۱۸۸۶ میلادی،  پای هندی ها و نیز مسلمانان بنگالی به این کشور گشوده شد،  و در ۱۹۲۱ تقریباً بیش از نیم میلیون نفر مسلمان هندی در میانمار ن شده بودند.  مهاجرت مسلمانان هند به برمه،  و به دست گرفتن مشاغل عمده تجاری،  باعث ن یتی مردم این کشور شد.  
   سال های ۱۹۳۰– ۱۹۳۸ ــ  در این سالها اغت ات گسترده ای علیه مهاجران هندی صورت گرفت،  و در جنگ جهانی دوم در خلال وج نیرو های انگلیسی و ورود سربازان ژاپنی به میانمار،  افراد قوم ماگ (بو مذهب)،  به محله های مسلمان نشین در آراکان حمله ور شدند،  و هزاران نفر از مسلمانان را کشتند.
   سال ۱۹۳۸ ــ  در این سال به دنبال افزایش خشونت علیه مسلمان ۲۰۴ نفر کشته حدود ۱۰۰۰ نفر زخمی و ۱۱۳ مسجد ت یب شد.
   سال ۱۹۴۸ ــ  با حضور ژاپنی ها در آراکان،  مسلمانان آن منطقه علیه ژاپنی ها وارد عمل گردیدند،  و با انگلیسی ها همکاری د.  پس از تسلط مجدد نیروهای انگلیس بر آراکان در ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۸ که میانمار به استقلال رسید،  اداره امور منطقه عمدتاً به مسلمانان س شده بود،  مسلمانان آراکان از محمدعلی جناح مسلمانان هند خواسته بودند،  که آراکان را نیز به عنوان قسمتی از پا تان بپذیرد.  این پیشینه سبب شد،  که ت مستقل میانمار،  پس از آنکه در ۱۹۴۸ به قدرت رسید به آزار و اذیت مسلمانان به ویژه مسلمانان ناحیه آراکان بپردازد.
   سال ۱۹۶۲ ــ  ت در این سال حج را ممنوع کرد.  به دنبال فشار حکومت،  بیش از نیم میلیون از مسلمانان برمه ای به کشور های بنگلادش، هند، پا تان، ما ی، تایلند، سنگاپور، امارات، عربستان و ممالک دیگر مهاجرت نموده اند.
      ت برمه کنترل شدیدی بر فعالیت های مساجد اعمال می کند،  آمار ازدواج و تمایل مردم جهت انجام قربانی در مراسم عید قربان و نیز آمار افرادی،  که در مساجد به آموختن قرآن کریم مشغول می شوند،  به ت گزارش داده می شود.
      در گزارش نشریه انگلیسی س تایمز آمده است،  که نظامیان قصد دارند،  بو ها را به ای آراکان، در غرب میانمار که در گذشته مسلمان نشین بوده است،  گسیل دارند.  از ۱۴۳۰ تا ۱۷۸۴ در این منطقه قوانین ی اجرا می شده است.
   سال ۲۰۰۱ ــ  در ۱۵ می این سال حملات جدیدی علیه مسلمانان شکل گرفت،  ۲۰۰ مسلمان کشته شدند ۱۱ مسجد ت یب شد،  و حدود ۴۰۰ خانه آتش گرفت.  در همین روز ۲۰ مسلمان که در مسجدی در حال اقامه بودند،  کشته شدند.
   سال ۲۰۱۲ ــ  در این سال بعد از کشته شدن ۱۱ مسلمان توسط میانمار و حمله یک گروه بودائیان به اتوبوس حامل مسلمانان و کشته شدن یک بودائی در پاسخ به این حمله خشونت ها علیه مسلمانان آغاز شد.  در چنین شرایطی بو ها با حمله به مناطق مسلمان نشین بیش از ۲۰۰۰ منزل مس ی متعلق به مسلمانان را به آتش کشیدند،  و بیش از یک صد هزار نفر را آواره و بی خانمان د.
   سال ۲۰۱۶ ــ   در این سال چندین مسجد در ای مختلف ت یب شد.  همچنین در اوا این سال بو ان افراطی به همراه این کشور حملاتی را علیه مسلمانان آغاز د.
   سال ۲۰۱۷ ــ  در ۲۸ اوت،  خبرگزاری آناتولی اعلام کرد،  در حملات صورت گرفته از ۲۵ اوت توسط میانمار در ای آراکان ۲ الی ۳ هزار مسلمان کشته شده اند.  آنیتا شاگ سخنگوی شورای روهینگیای اروپا (erc)،  در این خصوص گفت:  این قتل عام مسلمانان میانمار نسبت به سال ۲۰۱۲ و اکتبر گذشته صد برابر شده،  و اوضاع هیچ گاه به این اندازه وخیم نبوده است.
     خبرگزاری رویتر ۳۱ اوت گزارش کرد،  که منابع سازمان ملل گفتند،  در حدود ۲۷۴۰۰ نفر از مسلمانان روهینگیا در طی هفته گذشته به دلیل خشونت های میانمار به بنگلادش فرار د،  و ۲۰ هزار نفر نیز در منطقه ای،  که بین دو کشور که خارج از حاکمیت دو کشور است، کرده اند.
تصاویر تکان دهنده
     این روزها تصاویر تکان دهنده از نسل کشی مسلمانان میانمار در همه جا بفراوانی دیده می شود،  و شاهد افزایش حملات بودائی های تندرو هستیم،  که در سایه سکوت رسانه های غربی و اصلی ی،  به کشتار و ویران و نابود و به مسلمانان این کشور می پردازند.
      بسیاری از ع ها و های منتشر شده در فضای مجازی،  درباره این آزار و اذیت و کشتار،  از اتفاقها و جنایات همه جهان در چند دهه گذشته است،  که بمنظور ایجاد احساست و لایک بیشتر توسط عده ای مغرض منتشر می شود،  نمونه های آنها را در تلگرام ارگ ایران منتشر .
   توجه:  بخشی از تصاویر واقعی و تکان دهنده در نماهنگ انتهای صفحه است.
   دو نمونه از ع های دیگر،  که برای جنایت علیه مسلمانان روهینگیا می گویند،  ع شماره 8710.  تصویر کشته شده های ز له17 آوریل 2010 در تبت که کاهنهای بو ،  مشغول مراسم دینی برای اجساد هستند،  در این ز له بیش از ده هزار نفر کشته شدند.  تصویر سوخته کشته شده های مسابقه فوتبال در شرق جمهوری دموکراتیک کنگو،  بخاطر انفجار تانکر سوخت در این مسابقه در 3 ژوئیه 2010.  در این حادثه بیش از 230 نفر کشته شدند،  بسیاری عقیده دارند عوامل بوکوحرام یک نارنجک آتشزا به این تانکر پرتاب د.
      بسیاری از ع ها و های منتشر شده در فضای مجازی،  از ماجراهای همه جهان غیر از خشونت ها و آوارگی های روهینگیای راخین هستند،  و بمنظور گمراه سازی افکار انجام می شود.  ارگ ایران در ادامه روند ضد دروغ های تاریخی،  این دروغها را نیز افشا می کند.
اخبار و پاسخ
   اخبار:  ت میانمار تاکید دارد،  که مسلمانان شهروند این کشور نیستند!
   پاسخ انوش راوید:  شهروند نبودن دلیل بر نسل کشی و ا اج نمی شود،  باید اقدامات قانونی انجام شود،  و بعنوان پناهنده در سازمان ملل ثبت شوند.
   اخبار:  نیروهای امنیتی میانمار واکنشی به کشتار مسلمانان ندارند!
   پاسخ انوش راوید:  وظیفه تها بویژه تهای ی و کنفرانس ی و غیر متعهدها است،  که ت میانمار را وادار به حفظ امنیت کنند.
میانمار یا برمه سابق
  ــ  میان مار = درون سلامتی،  سرزمین قوم سلامتی.
  ــ  میان = درون، بین + مار = سلامتی،  مشروح در اینجا.
      اتحادیه جمهوری میانمار،  نام کشور برمه به زبان برمه ای،  کشوری در آسیای جنوب شرقی است. پایتخت نایپیداو،  بزرگترین شهر یانگون  با نام پیشین رانگون،  زبان رسمی زبان برمه ای.
تصویر پرچم کشور میانمار،  ع شماره 8701.
      مساحت ۶۷۶٬۵۷۸ کیلومتر مربع چهلمین کشور جهان،  جمعیت حدود 80 میلیون نفر بیست و چهارمین کشور جهان.  65 درصد روستایی و 35 درصد شهر نشین هستند.
تصویر نمودار جمعیت اقوام در کشور میانمار،  ع شماره 8702.
      ۶۸ درصد از مردم میانمار از تبار برمه ای،  ۹ درصد کارن،  ۷ درصد شان،  و بقیه از دیگر اقوام هستند.
تصویر نمودار جمعیت دینی در کشور میانمار،  ع شماره 8703.
      ۸۹ درصد از مردم میانمار بو ،  ۴ درصد ی،  ۴ درصد مسلمان،  و ۱ درصد نیز پیرو آیین هندو هستند.
      میانمار از مستعمره های بریتانیا بود،  که در سال ۱۹۴۸ به استقلال رسید.  از زمان استقلال،  این کشور شاهد درگیری های درازمدت میان اقوام پرشمار خود بوده،  و یکی از طولانی ترین جنگ های داخلی را به خود دیده است.
      از ۱۹۶۲ تا ۲۰۱۱ تحت یک رژیم نظامی اداره می شد،  اما از پس از برگزاری انتخابات در سال ۲۰۱۲،  این رژیم نظامی در سال ۲۰۱۱ رسماً پایان یافت،  و حکومتی نیمه نظامی جایگزین آن شد،  که این حکومت دست به یک رشته اصلاحات دموکراتیک زده است.
تصویر نمودار سن و سال جمعیت کشور میانمار،  ع شماره 8704.
      میانمار کشوری است با منابع زیاد،  اما اقتصاد آن یکی از کم توسعه یافته ترین اقتصادها در جهان است.  جنوب برمه در سال ۲۰۰۸ در پی توفانی سهمگین به شدت ویران شد.  در این سال نیمی از جمعیت میانمار از توفان نرگس زیان دیدند،  و در این کشور دست کم ۷۸ هزار نفر در نتیجه توفان نرگس جان باخته،  و ۵۶ هزار نفر نیز ناپدید شدند.
   جالب:  در هنگام ساخت پالایشگاه آبادان مسجدی در آبادان توسط کارکنان خارجی پالایشگاه که اکثراً از مسلمانان اهالی رانگون (پایتخت میانمار) و هند و پا تان بودند،  ساخته شده است،  که این مسجد که به مسجد رنگونی ها معروف است،  هم اکنون یکی از جاذبه های گردشگری شهر آبادان است.
تاریخ گفته شده
      نخستین قومی که آثاری از تمدن خود را در برمه به جای گذاشتند،  مردم پیو و مون بوده اند،  که در شمال برمه س ت داشتند.  پس از آنها اقوام شان، کارون و کاچین از سرزمین های جنوب به مناطق امروزی برمه نفوذ کرده بودند.
   نظر انوش راوید:  شان می تواند همان انشان در جنوب ایران باشد،  کارون نیز می تواند همان نام رود کارون باشد،  و کاچین نیز همان چین استان در اینجا.  با درک و دانش از پیدایش تمدن و دریانودری ایرانیان،  و افسانه های سیامی و کامبوجی و غیره،  تا حدودی می توان نتیجه گرفت،  اولین مردم و تمدن از ایران و راه دریا به برمه رفتند،  در این باره پژوهش های میدانی لازم است.   
      در اوا سده هشتم میلادی در اثر تسلط اقوام شان و کارن در جنوب و مرکز برمه،  مردم پیو به قسمت های شمالی رانده شدند.  علت عقب رانده شدن این قوم گسترش سلطه تای بود،  که در شمال و شمال شرقی برمه قدرت را در دست داشتند.  قوم شان تا سده ۱۳ میلادی؛  در بخش هایی از برمه قدرت و حکومت را در دست داشتند،  ولی در همین قرن این قوم عمدتاً به تایلند مهاجرت د.
       در ۱۴۰۴ میلادی یک فرمانده نظامی برمه به نام آناوِرِاهتا به پادشاهی رسید،  و دودمان موسوم به پاگان را بنیانگذاری کرد.  این دودمان حدود دویست سال در برمه حکومت کرد.
      در طی جنگ جهانی دوم،   استقلال طلب برمه به وجود آمد،  و مزبور طی ۱۹۴۱ همراه با ژاپن وارد مناطق جنوبی برمه گردید.  پس از یک درگیری سخت در ماه مه ۱۹۴۵ رانگون پایتخت برمه کاملاً به تصرف نیروهای محلی برمه درآمد،  ژاپنی ها بیرون رانده شدند،  و چیرگی انگلستان دوباره بر کشور برمه برقرار شد،  و در سال ۱۹۴۸ استقلال خود را بدست آورد.
      به طور کلی می توان گفت که به علّت کشور توسط نیروهای نظامی،  تسلّط کامل نظامیان بر کشور و اجرای تد ر شدید امنیتی و حفاظتی،  سیاست فرهنگی مشخص و قابل توجهی از سوی تمردان کشور اتخاذ نگردیده،  و فرهنگ و هنر کشور همچنان در ح س و انزواء باقی مانده است.
      کشور به لحاظ فرهنگی شدیداً تحت تأثیر کشور های همسایهٔ خود بر پایهٔ بودیسم است،  که با مؤلفه های محلی نیز آمیخته شده است.  تنوع قومی در برمه نقش مهمی در سیاست و تاریخ این کشور داشته،  و کشور همچنان برای غلبه بر تنش های اجتماعی تلاش می کند.
      نظامیان پس از کودتای سال ۱۹۶۲ توسط ژنرال نی وین،  که منجر به سرنگونی ت غیرنظامی نخست او نو شد،  حاکمیت را در این کشور به دست گرفتند.  از آن زمان ی برمه تحت کنترل نظامی شورای صلح و توسعه درآمد.  این شرایط تا سال ۲۰۱۱ ادامه داشت،  زمانی که شورا به دنبال انتخابات سال ۲۰۱۰ منحل شد،  و مراسم تحلیف ریاست جمهوری ت غیرنظامی برگزار شد.
استقلال بیرمانی
      انگلستان هندوستان و بیرمانی را در یک زمان اعلام نمود، در 1937 سازمان کشوری بر گروه سازمان انگلیسی اعطا نموده بود.  سازمان مرکب بود از یک حکمران کل انگلیسی،  باتفاق وزرای بیرمانی همراه یک مجلس و یک سنا،  که از طرف اقلیت محدود صاحبان مکنت و قدرت انتخاب می شدند.  عملاً انگلستان تسلط خود را حفظ کرده بود،  زیرا وزارت دفاع ملی و امور خارجه و دارایی در دست حکمران کل بود.  علاوه بر این مناطق مرزی،  که نیمی از کل مساحت کشور بود،  از حوزه قدرت و کنترل وزرا و وکلا خارج بود.
      بین  44  ــ  1942 در نتیجه ،  ژاپنیها سازمان انگلیسی را برانداختند،  و استقلال کامل بکشور بیرمانی اعطا،  و بیرمانی علیه انگلیس اعلام جنگ داد.  پس از پایان جنگ انگلیسها درصدد برآمدند سازمان انگلیسی 1937 را دوباره برقرار سازند.  لذا بکمک بعضی از نواب محلی،  ک نه ای مرکب از بومیان تشکیل دادند،  و رئیس نهضت ملیون و رو مه نویسانی،  که علیه انگلستان فعالیت داشتند مورد تعقیب قرار گرفتند.  ولی مخالفت دامنه داری بدست یاری لیگ ضد فاشیست برای نجات مردم تشکیل شد،  که مرکب از عناصر ناسیونالسیت و کمونیست ها و سوسیالیست ها و سندیکالیست های کارگران و کشاورزان تشکیل شد.  این لیگ اعتصاب عمومی را اعلان،  و عملاً کلیه امور کشور را فلج ساخت.
      وقتی کارگران زمام حکومت را در انگلستان بدست گرفتند،  وضع عوض شد،  حکمران جدیدی به رانگون اعزام گردید،  حکمران جدید فرستاده از لندن،  شورای اجرایی مرکب از یازده عضو از اهالی بیرمانی تشکیل داد،  که شش نفر اعضا لیگ ضد فاشیست بودند.  لیگ ضد فاشیست برای همکاری با حکمران شرایطی پیشنهاد نمود،  از جمله انتخابات عمومی برای تشکیل مجلس موسسان،  و صدور اعلامیه از طرف ت انگلستان،  مبنی بر اینکه استقلال بیرمانی را برسمیت خواهد شناخت.  این شرایط مورد قبول قرار گرفت،  و کمی بعد در ژانویه 1947 هیئت نمایندگی بیرمانی به لندن رهسپار شد،  تا نسبت بج بیرمانی از حوزه مشترک المنافع،  بحث و گفتگو کنند.
      در نتیجه بیرمانی خود را از حوزه امپراطوری انگلستان،  و مشترک منافع بکلی جدا ساخت،  و بصورت یک ت مستقل آسیایی در آمد،.  دیگر هیچ قید و ارتباطی استعماری نه با انگلستان و نه با اروپا دارا نباشد.  استقلال کشور چیزیست که بسهولت می توان وعده داد،  اما مشکلات و با مسائل زیاد دارد،  و بسختی می توان آنرا عملی ساخت.  بیرمانی پس از اینکه خود را آزاد ساخت،  دچار ی سلسله کشمکش های داخلی،  و جنگ های خونین بدعاقبت شد،  که هنوز هم گرفتار است.
   نظر انوش راوید:  استعمار انگلیس را نباید دست کم گرفت،  پر از ترفند و کلک و تاریخ سازی و غیره است.      
شورش های ای راخین همان آراکان
      گویند!،  آغاز بحران دور جدید به در درگیری بین یک فرد مسلمان با یکی از بو ان،  بر می گردد،  که طی آن فرد بو کشته شد،  و این واقعه خشم مردم محلی و مأموران تی را برمی انگیزد،  این ماجرا بهانه ای برای افراط طلبان بو جهت حمله به روستاهای مسلمان نشین و آتش زدن منازل آنها شد.  این خشونت ها درحالی ادامه دارد،  که رئیس جمهور میانمار هفته گذشته اعلام کرد،  "مسلمانان شهروند میانمار نیستند".
   نظر انوش راوید:  همانطور که در بالا نوشتم آغاز دور جدید دارای سابقه طولانی است،  ولی تفاوت دور جدید از نفوذ و برنامه های استعمار و امپریالیسم است،  باید دانست چه ترفند و سیاستی در کار آنهاست.
      در سال ۱۹۸۲ قانون حقوق شهروندی به تصویب رسید،  که به واسطه این قانون از میان ۱۴۴ قومیت موجود در میانمار ۱۳۵ قومیت حق شهروندی دریافت د،  و ۹ دسته از اقوام اقلیت از حق شهروندی محروم شدند،  که بزرگترین این قومیت های،  قوم روهینگیا است.
      ت میانمار برای رفع اختلافات و مشکلات میان مسلمانان و بو ان،  سیاست کوچ اجباری کل ۶ میلیون مسلمان روهینگیایی را از منطقه آرکان اتخاذ کرده است.  اما طبق آمار غیررسمی جمعیت این قوم که صد در صد آنها مسلمان هستند،  به ۸ میلیون نفر می رسد.  به واسطه این سیاست اتخاذ شده از جانب ت قریب به ۱۵۰ هزار نفر از مسلمانان آرکان به بنگلادش، ۵۰ هزار نفر به تایلند،  و ۴۰ هزار نفر به ما ی،  و تعداد قابل توجهی به دیگر کشورهای آسیایی مهاجرت د.
      در آ ین اظهار نظر رئیس جمهوری میانمار بیان شده است،   که ۸۰۰ هزار نفر از این قوم را باید از میانمار ا اج کرد تا تنش ها پایان یابد.
کشور و سیاست
      در حالی که برمه یکی از مستمرات بریتانیا بود،  امضای موافقتنامه ای توسط ژنرال آنگ سان باعث شد،  این کشور نهایتاً به استقلال برسد.  در سال ۱۹۷۴ طیّ یک همه پرسی ملی،  جمهوری سوسیالیستی برمه،  رسماً تحت طرح ریزی قانون اساسی جدید،  حیات دوباره یافت.
      آنگ سان سوچی،  دختر ژنرال سان،  از ان استقلال طلبانه برمه،  از سال ۱۹۸۸ فعالیت خود را در آن کشور آغاز کرد.  در آن سال،  برمه دستخوش آشوب بود،  که در سال ۱۹۸۹ به روی کار آمدن و بازداشت وی منجر شد.  در انتخابات پارلمانی سال ۱۹۹۰،  در حالیکه خانم آنگ سان سوچی همچنان در بازداشت بود،   طرفدار دمکراسی به پیروزی چشمگیری در برمه دست یافت.  وی به عنوان لیگ ملی برای دموکراسی برمه،  در سال ۱۹۹۰ در انتخابات عمومی برمه پیروز شد،  ولی ان نظامی برمه این انتخابات را باطل اعلام د.
      راهبان بو یکی از عوامل اصلی در تظاهرات سال ۲۰۰۷ علیه ان نظامی برمه بودند.  پس از وقوع ناآرامی های پراکنده در اعتراض به افزایش قیمت سوخت بود،  که راهبان بو بزرگ ترین تظاهرات ضد تی پس از سال ۱۹۸۸ میلادی را ترتیب دادند،  و برای چند روز اوضاع را در پایتخت و سایر مراکز جمعیتی ملتهب کرد.
      ت عاقبت برای سرکوب ناآرامی ها وارد عمل شد،  سازمان ملل از کشته شدن ۳۱ نفر در روند سرکوب ناآرامی ها خبر داد،  در حالی که به ادعای راهبان بو تعداد واقعی کشته شدگان در این عملیات به مراتب بیشتر بوده است.
      در پی انتخابات سال ۲۰۱۰،   تی به ظاهر غیرنظامی اداره امور برمه را در دست گرفته،  و برخی اصلاحات را به اجرا گذاشته،  که به عنوان مقدمه حرکت به سوی دموکراسی،  با استقبال مخالفان داخلی و همچنین کشورهای غربی مواجه شده است.
      در پی انتخابات ۲?
برچسب ها : آزار مسلمانان در میانمار - میانمار ,کشور , ,مسلمانان ,برمه , ت ,ای راخین , ت میانمار ,کشور میانمار، ,زندگی می کنند ,انوش راوید ,اقلیت مسلمان روهینگیا ,تصویر نمودار جمعیت ,شو?
آزار مسلمانان در میانمار میانمار ,کشور , ,مسلمانان ,برمه , ت ,ای راخین , ت میانمار ,کشور میانمار، ,زندگی می کنند ,انوش راوید ,اقلیت مسلمان روهینگیا ,تصویر نمودار جمعیت ,شو?
سرزمین کامبوجیا یا کمبوجیه

سرزمین کامبوجیا یا کمبوجیه

پیش نویس

     ایرانیان پژوهشگر و حرفه ای در تاریخ و جغرافیای تاریخی،  لازم است درباره سرزمین هایی،  که در طول تاریخ برای ایران،  دارای اهمیت استراتژیک بوده،  بدرستی و بخوبی بدانند.  بدین منظور این صفحه را می نویسم و بمرور ادامه می دهم.

تصویر جنوب شرقی آسیای از گوگل زمین، ع شماره 3285.

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو ذهن کپی پیس باقی مانده از سیستم آموزشی را کنار بگذارید،  ع شماره 1613.

برگه 239 زمستان 1389 پیوست جغرافیای تاریخی جهان است.

. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .

تاریخ کامبوجیا

      نام باستانی کشور کامبوج، "کمبوجیا یا کمبوجیه" بوده است،  که وابسته به لفظ افسانه ای کمبو است؛  این لفظ باستانی در کتیبه ها و متون کهن کامبوج وجود دارد.  در داستان های فلکوریک کامبوجی،  بویژه در افسانه کمبو آمده است،  که پادشاهی از هند به این سرزمین آمد،  و نام خود را به این کشور گذاشت.  این پادشاه هیچ شخصی غیر از کمبوجیه هخا نمی تواند باشد،  و هند نیز هند استان ایران  بوده است.   


 

  تصویر ویرانه های معبد باستانی آنکور کامبوج،  که در شهر سیمبری قرار دارد،  ع های آسمانی آبسراتا،  که زینت بخش دیوارهای بلند هستند،  و مار هفت سر ناگا،  که کنترل کننده باران است.  ع شماره 6422.

   تصویر بالا دوشیزگان کامبوجی با کلاه دینی باستانی خودشان مشغول مراسم دینی سنتی،  پائین تصویری از کوروش بزرگ با همان کلاه در مجموعه پاسارگاد،  ع شماره 6423.

      این دو ع بوضوح نشان می دهد،  که کلاه دینی کامبوجی از ایران رفته است،  اما عده ای بجای اینکه بیایند تاریخ ما را دریابند،  فقط در فکر این می روند،  که ع این سه دوشیزه را در این وبلاگ فیل + تر کنند.  حتی لباس های این دوشیزگان امروزی کشور کامبوج،  درست مانند البسه باستانی ایران است،  و از احتمال فیل + تر پست ن .  از این دست ع ها و مدارک در آسیای جنوب شرقی زیاد است،  فقط چشم تاریخ بین می خواهد.

      در افسانه های سیامی نیز همچون همتای کامبوجی آنها نوشته شده است،  که ی از راه دریا به این سرزمین آمد،  و نام خود را که سیام اک یا سیامک بود،  بر این سرزمین نهاد،  این ی نمی تواند باشد،  جز یک ایرانی بنام سیامک.  بمنظور یافتن افسانه های سیامی،  و آثار تاریخی مشابه آثار باستانی ایران،  به لینک های ویکی پدیای انگلیسی درباره تاریخ تایلند بروید.  بزودی من با بدست آوردن وقت،  ع ها و بخش های مفید آنها را ترجمه می کنم،  و در وبلاگ می نویسم.  اسناد محکم و غیر قابل انکاری وجود دارد،  که دین بو یا بوداسپ،  از ایران آغاز شد،  و به تمام شرق رفت.  ویکی پدیا درباه تاریخ دین بودا نوشته است،  که از ایران آغاز شد،  و توسط ایرانیان به کشور های هندوستان و تایلند رفت،  بزودی مدارک بیشتری را منتشر می کنم.

 

 

. . . .

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

کلیک کنید:  تاریخ کشتی و دریا نوردی

کلیک کنید:  علامت بعلاوه و نیزه سه سر

کلیک کنید:  نام های ایرانی در قاره های جدید

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= د و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و ع ها و مطالب را بی د.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اه ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس و پرسش و نظرhttp://arqir.com/101-2

برچسب ها : سرزمین کامبوجیا یا کمبوجیه - وبسایت ,تاریخ ,است، ,توجه ,سرزمین ,کلیک ,کلیک کنید ,http arqir ,باعث خوشحالی ,آزار مسلمانان ,اینجا http ,ایران مراجعه نمایند ,نوشتن درباره مطالب، ,توجه
سرزمین کامبوجیا یا کمبوجیه وبسایت ,تاریخ ,است، ,توجه ,سرزمین ,کلیک ,کلیک کنید ,http arqir ,باعث خوشحالی ,آزار مسلمانان ,اینجا http ,ایران مراجعه نمایند ,نوشتن درباره مطالب، ,توجه
آزار مسلمانان در میانمار

آزار مسلمانان در میانمار

پیش نویس

       این روزها در فضای مجازی و رادیو تلویزیونها پر شده،  اخبار و اطلاعات از آزار و اذیت و قتل عام مسلمانان روهینگیا،  توسط بو ان تندرو در کشور میانمار یا برمه سابق.  مسلمانان میانمار،  که از طرف ت این کشور از حقوق شهروندی محروم شده اند،  سازمان ملل متحد  آنها را به عنوان «اقلیت دینی که در معرض بیشترین ظلم های انسانی در جهان قرار دارند» معرفی کرده است.  در حال حاضر ت این کشور تابعیت مسلمانان را انکار می کند،  و آنها را مهاجران غیرقانونی از بنگلادش می خواند.  بمنظور آگاهی درست و واقعی،  درباره موضوع آزار مسلمانان در میانمار،  پیشنهاد می کنم این مقاله را بخوانید.

   مهم:  منطقه کامبوجیا یا کمبوجیه در اینجا،  که جنوب شرق آسیا هم می گویند،  از زمان هخا ان برای ایران دارای اهمیت استراتژیک بود،  و باید آنجا را با دقت تاریخی علمی در جغرافیای دید.  همچنین مراقب بود در دام و ترفند استعمار در مسئله میانمار نیافتاد،  و هوشیارانه به این موضوع نگاه کرد.  بهتر است برای بررسی موضوعات و مسائل،  احساسات را کنار گذاشت،  و دقت و پژوهش، دانش و تخصص را درک کرد و بکار برد.

تصویر آزار مسلمانان در میانمار،  ع شماره 3525.

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو عقلانیت و انسانیت پیشه کنید،  ع شماره 1622.

تابستان 1396 پیوست مدنی و اجتماعی جهان است.

 کلیک کنید:  سرزمین کامبوجیا یا کمبوجیه

. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .

خشونت بر روهینگیا

      موج تازه خشونت ها در این کشور در سال۲۰۱۷ پس از آن آغاز شد،  که شورشیان روهینگیایی روز ۲۵ اوت به چند پست بازرسی پلیس و پایگاه های این کشور حمله د.  درگیری های میان طرفین از آن زمان تاکنون (سپتامبر۲۰۱۷) چند صد کشته برجای گذاشته است.  مشروح در پایین همین صفحه.

تصویر پلیس های کشته شده میانمار در حمله شورشیان،  ع شماره 8707.

      مقام های میانماری شورشیان روهینگیایی را به آتش زدن خانه ها و کشته شدن افراد غیرنظامی متهم کرده اند،  ولی ناظران و آوارگان روهینگیایی،  که به بنگلادش گریخته اند می گویند،  این کشور با آتش زدن خانه ها و کشتن،  در تلاش است تا روهینگیایی ها را مجبور به فرار کند.

      رفتار مقام های کشور با اکثریت جمعیت بو میانمار با بیش از یک میلیون مسلمان روهینگیایی بزرگترین چالش برای آنگ سان سوچی،  این کشور محسوب می شود،  که از سوی منتقدان غربی متهم است،  که کاری برای این جمعیت اقلیت نکرده است.

      یانگی لی، گزارشگر سازمان ملل متحد در امور در میانمار،  از آنگ سانگ سوچی،  که در عمل ی این کشور را برعهده دارد،  انتقاد کرده و گفته است،  که خانم سوچی از اقلیت مسلمانان روهینگیا حمایت نکرده است.

تاریخ در میانمار

      در دوران باستان دریانوردان ایرانی،  در تمام شبه قاره هند و جنوب شرقی آسیا تا سرزمین هایی که بعد کشور چین نام گرفت رفت و آمد و تجارت داشتند.  در ادامه دوران های تاریخی،  دریانوردان ایران ی در همین مسیرها رفت و آمد داشتند،  و ضمن آن مهاجران از ایران و خلیج فارس در آن سرزمینها ماندگار شدند.  متعاقب آن از قرن اولیه ی،  دین در میانمار گسترش یافت.  همچنین بازرگانان مسلمان از مسیر های زمینی،  که از منطقه غربی میانمار و ای آراکان در این کشور می گذشت،  به مناطق غربی چین سفر می د.  بسیاری از این افراد در منطقه ساحلی آراکان،  اقامت گزیدند و نخستین مناطق مسلمانان را ایجاد د.  سیاحان چینی در نوشته های خود از مناطق ایرانی نشین در مرز های بین میانمار و یونن،  ای ی در جنوب غربی چین،  در قرن سوم میلادی یاد کرده اند.

      تقریباً تا سال ۱۷۷۴ میلادی مسلمانان در آنجا مشکل نداشتند،  در آن مقطع یک بو به نام بوداپایا در آن منطقه به قدرت می رسد،  و با مسلمانان بنای ناسازگاری می گذارد،  و اجرای قوانین ی را ملغی می کند.  از آن زمان به بعد اختلافات مسلمانان میانمار با ت شروع می شود،  حقوق مسلمانان نادیده گرفته می شود،  تبعیض ها تشدید می شود،  و مسئله مسلمانان به تدریج به عنوان یک معضل مطرح،  و کشورهای منطقه متوجه این موضوع می شوند،  و حتی به سطح بین المللی نیز می رود،  و تا امروز نیز از موضوعات ی در سطح بین الملل است.  در این مدت تعدادی از مسلمانان گروه های چریکی تشکیل دادند،  و مبارزاتی هم داشتند و برخی برای اینکه از این وضعیت رها بشوند،  به کشورهای هند و بنگلادش مهاجرت د و در آنجا زندگی می کنند.

   تسلط انگلیس ــ  بعد از تسلط انگلیس بر سراسر میانمار در ۱۸۸۶ میلادی،  پای هندی ها و نیز مسلمانان بنگالی به این کشور گشوده شد،  و در ۱۹۲۱ تقریباً بیش از نیم میلیون نفر مسلمان هندی در میانمار ن شده بودند.  مهاجرت مسلمانان هند به برمه،  و به دست گرفتن مشاغل عمده تجاری،  باعث ن یتی مردم این کشور شد.  

   سال های ۱۹۳۰– ۱۹۳۸ ــ  در این سالها اغت ات گسترده ای علیه مهاجران هندی صورت گرفت،  و در جنگ جهانی دوم در خلال وج نیرو های انگلیسی و ورود سربازان ژاپنی به میانمار،  افراد قوم ماگ (بو مذهب)،  به محله های مسلمان نشین در آراکان حمله ور شدند،  و هزاران نفر از مسلمانان را کشتند.

   سال ۱۹۳۸ ــ  در این سال به دنبال افزایش خشونت علیه مسلمان ۲۰۴ نفر کشته حدود ۱۰۰۰ نفر زخمی و ۱۱۳ مسجد ت یب شد.

   سال ۱۹۴۸ ــ  با حضور ژاپنی ها در آراکان،  مسلمانان آن منطقه علیه ژاپنی ها وارد عمل گردیدند،  و با انگلیسی ها همکاری د.  پس از تسلط مجدد نیروهای انگلیس بر آراکان در ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۸ که میانمار به استقلال رسید،  اداره امور منطقه عمدتاً به مسلمانان س شده بود،  مسلمانان آراکان از محمدعلی جناح مسلمانان هند خواسته بودند،  که آراکان را نیز به عنوان قسمتی از پا تان بپذیرد.  این پیشینه سبب شد،  که ت مستقل میانمار،  پس از آنکه در ۱۹۴۸ به قدرت رسید به آزار و اذیت مسلمانان به ویژه مسلمانان ناحیه آراکان بپردازد.

   سال ۱۹۶۲ ــ  ت در این سال حج را ممنوع کرد.  به دنبال فشار حکومت،  بیش از نیم میلیون از مسلمانان برمه ای به کشور های بنگلادش، هند، پا تان، ما ی، تایلند، سنگاپور، امارات، عربستان و ممالک دیگر مهاجرت نموده اند.

      ت برمه کنترل شدیدی بر فعالیت های مساجد اعمال می کند،  آمار ازدواج و تمایل مردم جهت انجام قربانی در مراسم عید قربان و نیز آمار افرادی،  که در مساجد به آموختن قرآن کریم مشغول می شوند،  به ت گزارش داده می شود.

      در گزارش نشریه انگلیسی س تایمز آمده است،  که نظامیان قصد دارند،  بو ها را به ای آراکان، در غرب میانمار که در گذشته مسلمان نشین بوده است،  گسیل دارند.  از ۱۴۳۰ تا ۱۷۸۴ در این منطقه قوانین ی اجرا می شده است.

   سال ۲۰۰۱ ــ  در ۱۵ می این سال حملات جدیدی علیه مسلمانان شکل گرفت،  ۲۰۰ مسلمان کشته شدند ۱۱ مسجد ت یب شد،  و حدود ۴۰۰ خانه آتش گرفت.  در همین روز ۲۰ مسلمان که در مسجدی در حال اقامه بودند،  کشته شدند.

   سال ۲۰۱۲ ــ  در این سال بعد از کشته شدن ۱۱ مسلمان توسط میانمار و حمله یک گروه بودائیان به اتوبوس حامل مسلمانان و کشته شدن یک بودائی در پاسخ به این حمله خشونت ها علیه مسلمانان آغاز شد.  در چنین شرایطی بو ها با حمله به مناطق مسلمان نشین بیش از ۲۰۰۰ منزل مس ی متعلق به مسلمانان را به آتش کشیدند،  و بیش از یک صد هزار نفر را آواره و بی خانمان د.

   سال ۲۰۱۶ ــ   در این سال چندین مسجد در ای مختلف ت یب شد.  همچنین در اوا این سال بو ان افراطی به همراه این کشور حملاتی را علیه مسلمانان آغاز د.

   سال ۲۰۱۷ ــ  در ۲۸ اوت،  خبرگزاری آناتولی اعلام کرد،  در حملات صورت گرفته از ۲۵ اوت توسط میانمار در ای آراکان ۲ الی ۳ هزار مسلمان کشته شده اند.  آنیتا شاگ سخنگوی شورای روهینگیای اروپا (erc)،  در این خصوص گفت:  این قتل عام مسلمانان میانمار نسبت به سال ۲۰۱۲ و اکتبر گذشته صد برابر شده،  و اوضاع هیچ گاه به این اندازه وخیم نبوده است.

     خبرگزاری رویتر ۳۱ اوت گزارش کرد،  که منابع سازمان ملل گفتند،  در حدود ۲۷۴۰۰ نفر از مسلمانان روهینگیا در طی هفته گذشته به دلیل خشونت های میانمار به بنگلادش فرار د،  و ۲۰ هزار نفر نیز در منطقه ای،  که بین دو کشور که خارج از حاکمیت دو کشور است، کرده اند.

تصاویر تکان دهنده

     این روزها تصاویر تکان دهنده از نسل کشی مسلمانان میانمار در همه جا بفراوانی دیده می شود،  و شاهد افزایش حملات بودائی های تندرو هستیم،  که در سایه سکوت رسانه های غربی و اصلی ی،  به کشتار و ویران و نابود و به مسلمانان این کشور می پردازند.

      بسیاری از ع ها و های منتشر شده در فضای مجازی،  درباره این آزار و اذیت و کشتار،  از اتفاقها و جنایات همه جهان در چند دهه گذشته است،  که بمنظور ایجاد احساست و لایک بیشتر توسط عده ای مغرض منتشر می شود،  نمونه های آنها را در تلگرام ارگ ایران منتشر .

   توجه:  بخشی از تصاویر واقعی و تکان دهنده در نماهنگ انتهای صفحه است.

   دو نمونه از ع های دیگر،  که برای جنایت علیه مسلمانان روهینگیا می گویند،  ع شماره 8710.  تصویر کشته شده های ز له17 آوریل 2010 در تبت که کاهنهای بو ،  مشغول مراسم دینی برای اجساد هستند،  در این ز له بیش از ده هزار نفر کشته شدند.  تصویر سوخته کشته شده های مسابقه فوتبال در شرق جمهوری دموکراتیک کنگو،  بخاطر انفجار تانکر سوخت در این مسابقه در 3 ژوئیه 2010.  در این حادثه بیش از 230 نفر کشته شدند،  بسیاری عقیده دارند عوامل بوکوحرام یک نارنجک آتشزا به این تانکر پرتاب د.

      بسیاری از ع ها و های منتشر شده در فضای مجازی،  از ماجراهای همه جهان غیر از خشونت ها و آوارگی های روهینگیای راخین هستند،  و بمنظور گمراه سازی افکار انجام می شود.  ارگ ایران در ادامه روند ضد دروغ های تاریخی،  این دروغها را نیز افشا می کند.

اخبار و پاسخ

   اخبار:  ت میانمار تاکید دارد،  که مسلمانان شهروند این کشور نیستند!

   پاسخ انوش راوید:  شهروند نبودن دلیل بر نسل کشی و ا اج نمی شود،  باید اقدامات قانونی انجام شود،  و بعنوان پناهنده در سازمان ملل ثبت شوند.

   اخبار:  نیروهای امنیتی میانمار واکنشی به کشتار مسلمانان ندارند!

   پاسخ انوش راوید:  وظیفه تها بویژه تهای ی و کنفرانس ی و غیر متعهدها است،  که ت میانمار را وادار به حفظ امنیت کنند.

میانمار یا برمه سابق

  ــ  میان مار = درون سلامتی،  سرزمین قوم سلامتی.

  ــ  میان = درون، بین + مار = سلامتی،  مشروح در اینجا.

      اتحادیه جمهوری میانمار،  نام کشور برمه به زبان برمه ای،  کشوری در آسیای جنوب شرقی است. پایتخت نایپیداو،  بزرگترین شهر یانگون  با نام پیشین رانگون،  زبان رسمی زبان برمه ای.

تصویر پرچم کشور میانمار،  ع شماره 8701.

      مساحت ۶۷۶٬۵۷۸ کیلومتر مربع چهلمین کشور جهان،  جمعیت حدود 80 میلیون نفر بیست و چهارمین کشور جهان.  65 درصد روستایی و 35 درصد شهر نشین هستند.

تصویر نمودار جمعیت اقوام در کشور میانمار،  ع شماره 8702.

      ۶۸ درصد از مردم میانمار از تبار برمه ای،  ۹ درصد کارن،  ۷ درصد شان،  و بقیه از دیگر اقوام هستند.

تصویر نمودار جمعیت دینی در کشور میانمار،  ع شماره 8703.

      ۸۹ درصد از مردم میانمار بو ،  ۴ درصد ی،  ۴ درصد مسلمان،  و ۱ درصد نیز پیرو آیین هندو هستند.

      میانمار از مستعمره های بریتانیا بود،  که در سال ۱۹۴۸ به استقلال رسید.  از زمان استقلال،  این کشور شاهد درگیری های درازمدت میان اقوام پرشمار خود بوده،  و یکی از طولانی ترین جنگ های داخلی را به خود دیده است.

      از ۱۹۶۲ تا ۲۰۱۱ تحت یک رژیم نظامی اداره می شد،  اما از پس از برگزاری انتخابات در سال ۲۰۱۲،  این رژیم نظامی در سال ۲۰۱۱ رسماً پایان یافت،  و حکومتی نیمه نظامی جایگزین آن شد،  که این حکومت دست به یک رشته اصلاحات دموکراتیک زده است.

تصویر نمودار سن و سال جمعیت کشور میانمار،  ع شماره 8704.

      میانمار کشوری است با منابع زیاد،  اما اقتصاد آن یکی از کم توسعه یافته ترین اقتصادها در جهان است.  جنوب برمه در سال ۲۰۰۸ در پی توفانی سهمگین به شدت ویران شد.  در این سال نیمی از جمعیت میانمار از توفان نرگس زیان دیدند،  و در این کشور دست کم ۷۸ هزار نفر در نتیجه توفان نرگس جان باخته،  و ۵۶ هزار نفر نیز ناپدید شدند.

   جالب:  در هنگام ساخت پالایشگاه آبادان مسجدی در آبادان توسط کارکنان خارجی پالایشگاه که اکثراً از مسلمانان اهالی رانگون (پایتخت میانمار) و هند و پا تان بودند،  ساخته شده است،  که این مسجد که به مسجد رنگونی ها معروف است،  هم اکنون یکی از جاذبه های گردشگری شهر آبادان است.

تاریخ گفته شده

      نخستین قومی که آثاری از تمدن خود را در برمه به جای گذاشتند،  مردم پیو و مون بوده اند،  که در شمال برمه س ت داشتند.  پس از آنها اقوام شان، کارون و کاچین از سرزمین های جنوب به مناطق امروزی برمه نفوذ کرده بودند.

   نظر انوش راوید:  شان می تواند همان انشان در جنوب ایران باشد،  کارون نیز می تواند همان نام رود کارون باشد،  و کاچین نیز همان چین استان در اینجا.  با درک و دانش از پیدایش تمدن و دریانودری ایرانیان،  و افسانه های سیامی و کامبوجی و غیره،  تا حدودی می توان نتیجه گرفت،  اولین مردم و تمدن از ایران و راه دریا به برمه رفتند،  در این باره پژوهش های میدانی لازم است.   

      در اوا سده هشتم میلادی در اثر تسلط اقوام شان و کارن در جنوب و مرکز برمه،  مردم پیو به قسمت های شمالی رانده شدند.  علت عقب رانده شدن این قوم گسترش سلطه تای بود،  که در شمال و شمال شرقی برمه قدرت را در دست داشتند.  قوم شان تا سده ۱۳ میلادی؛  در بخش هایی از برمه قدرت و حکومت را در دست داشتند،  ولی در همین قرن این قوم عمدتاً به تایلند مهاجرت د.

       در ۱۴۰۴ میلادی یک فرمانده نظامی برمه به نام آناوِرِاهتا به پادشاهی رسید،  و دودمان موسوم به پاگان را بنیانگذاری کرد.  این دودمان حدود دویست سال در برمه حکومت کرد.

      در طی جنگ جهانی دوم،   استقلال طلب برمه به وجود آمد،  و مزبور طی ۱۹۴۱ همراه با ژاپن وارد مناطق جنوبی برمه گردید.  پس از یک درگیری سخت در ماه مه ۱۹۴۵ رانگون پایتخت برمه کاملاً به تصرف نیروهای محلی برمه درآمد،  ژاپنی ها بیرون رانده شدند،  و چیرگی انگلستان دوباره بر کشور برمه برقرار شد،  و در سال ۱۹۴۸ استقلال خود را بدست آورد.

      به طور کلی می توان گفت که به علّت کشور توسط نیروهای نظامی،  تسلّط کامل نظامیان بر کشور و اجرای تد ر شدید امنیتی و حفاظتی،  سیاست فرهنگی مشخص و قابل توجهی از سوی تمردان کشور اتخاذ نگردیده،  و فرهنگ و هنر کشور همچنان در ح س و انزواء باقی مانده است.

      کشور به لحاظ فرهنگی شدیداً تحت تأثیر کشور های همسایهٔ خود بر پایهٔ بودیسم است،  که با مؤلفه های محلی نیز آمیخته شده است.  تنوع قومی در برمه نقش مهمی در سیاست و تاریخ این کشور داشته،  و کشور همچنان برای غلبه بر تنش های اجتماعی تلاش می کند.

      نظامیان پس از کودتای سال ۱۹۶۲ توسط ژنرال نی وین،  که منجر به سرنگونی ت غیرنظامی نخست او نو شد،  حاکمیت را در این کشور به دست گرفتند.  از آن زمان ی برمه تحت کنترل نظامی شورای صلح و توسعه درآمد.  این شرایط تا سال ۲۰۱۱ ادامه داشت،  زمانی که شورا به دنبال انتخابات سال ۲۰۱۰ منحل شد،  و مراسم تحلیف ریاست جمهوری ت غیرنظامی برگزار شد.

استقلال بیرمانی

      انگلستان هندوستان و بیرمانی را در یک زمان اعلام نمود، در 1937 سازمان کشوری بر گروه سازمان انگلیسی اعطا نموده بود.  سازمان مرکب بود از یک حکمران کل انگلیسی،  باتفاق وزرای بیرمانی همراه یک مجلس و یک سنا،  که از طرف اقلیت محدود صاحبان مکنت و قدرت انتخاب می شدند.  عملاً انگلستان تسلط خود را حفظ کرده بود،  زیرا وزارت دفاع ملی و امور خارجه و دارایی در دست حکمران کل بود.  علاوه بر این مناطق مرزی،  که نیمی از کل مساحت کشور بود،  از حوزه قدرت و کنترل وزرا و وکلا خارج بود.

      بین  44  ــ  1942 در نتیجه ،  ژاپنیها سازمان انگلیسی را برانداختند،  و استقلال کامل بکشور بیرمانی اعطا،  و بیرمانی علیه انگلیس اعلام جنگ داد.  پس از پایان جنگ انگلیسها درصدد برآمدند سازمان انگلیسی 1937 را دوباره برقرار سازند.  لذا بکمک بعضی از نواب محلی،  ک نه ای مرکب از بومیان تشکیل دادند،  و رئیس نهضت ملیون و رو مه نویسانی،  که علیه انگلستان فعالیت داشتند مورد تعقیب قرار گرفتند.  ولی مخالفت دامنه داری بدست یاری لیگ ضد فاشیست برای نجات مردم تشکیل شد،  که مرکب از عناصر ناسیونالسیت و کمونیست ها و سوسیالیست ها و سندیکالیست های کارگران و کشاورزان تشکیل شد.  این لیگ اعتصاب عمومی را اعلان،  و عملاً کلیه امور کشور را فلج ساخت.

      وقتی کارگران زمام حکومت را در انگلستان بدست گرفتند،  وضع عوض شد،  حکمران جدیدی به رانگون اعزام گردید،  حکمران جدید فرستاده از لندن،  شورای اجرایی مرکب از یازده عضو از اهالی بیرمانی تشکیل داد،  که شش نفر اعضا لیگ ضد فاشیست بودند.  لیگ ضد فاشیست برای همکاری با حکمران شرایطی پیشنهاد نمود،  از جمله انتخابات عمومی برای تشکیل مجلس موسسان،  و صدور اعلامیه از طرف ت انگلستان،  مبنی بر اینکه استقلال بیرمانی را برسمیت خواهد شناخت.  این شرایط مورد قبول قرار گرفت،  و کمی بعد در ژانویه 1947 هیئت نمایندگی بیرمانی به لندن رهسپار شد،  تا نسبت بج بیرمانی از حوزه مشترک المنافع،  بحث و گفتگو کنند.

      در نتیجه بیرمانی خود را از حوزه امپراطوری انگلستان،  و مشترک منافع بکلی جدا ساخت،  و بصورت یک ت مستقل آسیایی در آمد،.  دیگر هیچ قید و ارتباطی استعماری نه با انگلستان و نه با اروپا دارا نباشد.  استقلال کشور چیزیست که بسهولت می توان وعده داد،  اما مشکلات و با مسائل زیاد دارد،  و بسختی می توان آنرا عملی ساخت.  بیرمانی پس از اینکه خود را آزاد ساخت،  دچار ی سلسله کشمکش های داخلی،  و جنگ های خونین بدعاقبت شد،  که هنوز هم گرفتار است.

   نظر انوش راوید:  استعمار انگلیس را نباید دست کم گرفت،  پر از ترفند و کلک و تاریخ سازی و غیره است.      

شورش های ای راخین همان آراکان

      گویند!،  آغاز بحران دور جدید به در درگیری بین یک فرد مسلمان با یکی از بو ان،  بر می گردد،  که طی آن فرد بو کشته شد،  و این واقعه خشم مردم محلی و مأموران تی را برمی انگیزد،  این ماجرا بهانه ای برای افراط طلبان بو جهت حمله به روستاهای مسلمان نشین و آتش زدن منازل آنها شد.  این خشونت ها درحالی ادامه دارد،  که رئیس جمهور میانمار هفته گذشته اعلام کرد،  "مسلمانان شهروند میانمار نیستند".

   نظر انوش راوید:  همانطور که در بالا نوشتم آغاز دور جدید دارای سابقه طولانی است،  ولی تفاوت دور جدید از نفوذ و برنامه های استعمار و امپریالیسم است،  باید دانست چه ترفند و سیاستی در کار آنهاست.

      در سال ۱۹۸۲ قانون حقوق شهروندی به تصویب رسید،  که به واسطه این قانون از میان ۱۴۴ قومیت موجود در میانمار ۱۳۵ قومیت حق شهروندی دریافت د،  و ۹ دسته از اقوام اقلیت از حق شهروندی محروم شدند،  که بزرگترین این قومیت های،  قوم روهینگیا است.

      ت میانمار برای رفع اختلافات و مشکلات میان مسلمانان و بو ان،  سیاست کوچ اجباری کل ۶ میلیون مسلمان روهینگیایی را از منطقه آرکان اتخاذ کرده است.  اما طبق آمار غیررسمی جمعیت این قوم که صد در صد آنها مسلمان هستند،  به ۸ میلیون نفر می رسد.  به واسطه این سیاست اتخاذ شده از جانب ت قریب به ۱۵۰ هزار نفر از مسلمانان آرکان به بنگلادش، ۵۰ هزار نفر به تایلند،  و ۴۰ هزار نفر به ما ی،  و تعداد قابل توجهی به دیگر کشورهای آسیایی مهاجرت د.

      در آ ین اظهار نظر رئیس جمهوری میانمار بیان شده است،   که ۸۰۰ هزار نفر از این قوم را باید از میانمار ا اج کرد تا تنش ها پایان یابد.

کشور و سیاست

      در حالی که برمه یکی از مستمرات بریتانیا بود،  امضای موافقتنامه ای توسط ژنرال آنگ سان باعث شد،  این کشور نهایتاً به استقلال برسد.  در سال ۱۹۷۴ طیّ یک همه پرسی ملی،  جمهوری سوسیالیستی برمه،  رسماً تحت طرح ریزی قانون اساسی جدید،  حیات دوباره یافت.

      آنگ سان سوچی،  دختر ژنرال سان،  از ان استقلال طلبانه برمه،  از سال ۱۹۸۸ فعالیت خود را در آن کشور آغاز کرد.  در آن سال،  برمه دستخوش آشوب بود،  که در سال ۱۹۸۹ به روی کار آمدن و بازداشت وی منجر شد.  در انتخابات پارلمانی سال ۱۹۹۰،  در حالیکه خانم آنگ سان سوچی همچنان در بازداشت بود،   طرفدار دمکراسی به پیروزی چشمگیری در برمه دست یافت.  وی به عنوان لیگ ملی برای دموکراسی برمه،  در سال ۱۹۹۰ در انتخابات عمومی برمه پیروز شد،  ولی ان نظامی برمه این انتخابات را باطل اعلام د.

      راهبان بو یکی از عوامل اصلی در تظاهرات سال ۲۰۰۷ علیه ان نظامی برمه بودند.  پس از وقوع ناآرامی های پراکنده در اعتراض به افزایش قیمت سوخت بود،  که راهبان بو بزرگ ترین تظاهرات ضد تی پس از سال ۱۹۸۸ میلادی را ترتیب دادند،  و برای چند روز اوضاع را در پایتخت و سایر مراکز جمعیتی ملتهب کرد.

      ت عاقبت برای سرکوب ناآرامی ها وارد عمل شد،  سازمان ملل از کشته شدن ۳۱ نفر در روند سرکوب ناآرامی ها خبر داد،  در حالی که به ادعای راهبان بو تعداد واقعی کشته شدگان در این عملیات به مراتب بیشتر بوده است.

      در پی انتخابات سال ۲۰۱۰،   تی به ظاهر غیرنظامی اداره امور برمه را در دست گرفته،  و برخی اصلاحات را به اجرا گذاشته،  که به عنوان مقدمه حرکت به سوی دموکراسی،  با استقبال مخالفان داخلی و همچنین کشورهای غربی مواجه شده است.

      در پی انتخابات ۲۰۱۵ و پیروزی حزب لیگ ملی برای دموکراسی،  به ی خانم سو چی،  این حزب اکثریت را در مجلس در مقابل حزب همبستگی و توسعه،  که مورد حمایت نظامیان است بدست آورد.  به دلیل مخالفت قانون اساسی برمه با ریاست جمهوری خانم سو چی به دلیل داشتن فرزندانی،  که تابعیت انگلستان را دارند،  هتین چیاو همراه قدیمی او بعنوان رئیس جمهور برمه انتخاب شد.

برچسب ها : آزار مسلمانان در میانمار - میانمار ,کشور , ,مسلمانان ,برمه , ت ,ای راخین , ت میانمار ,انوش راوید ,کشور میانمار، , ت ,تصویر نمودار جمعیت ,اقلیت مسلمان روهینگیا ,شورش های ای را?
آزار مسلمانان در میانمار میانمار ,کشور , ,مسلمانان ,برمه , ت ,ای راخین , ت میانمار ,انوش راوید ,کشور میانمار، , ت ,تصویر نمودار جمعیت ,اقلیت مسلمان روهینگیا ,شورش های ای را?
تاریخ و آدرس موزه های ایران

تاریخ و آدرس موزه های ایران

پیش گفتار

      موزه در ایران تاریخ چندانی ندارد،  و مربوط به یک قرن اخیر می باشد،  فعلاً درباره موزه های موجود و دایر در ایران می نویسم،  تا بزودی تاریخ موزه در ایران را به این صفحه اضافه نمایم.  معمولاً موزه های ایران روز های دوشنبه تعطیل هستند،  بمنظور اطلاع از باز بودن یا نبودن آنها،  به موزه مورد نظر تلفن بزنید،  شماره تلفن آنها را ننوشته ام،  زیرا شماره تغییر می کند،  از اطلاعات تلفن شهر و یا شهرستان بپرسید.

تصویر انوش راوید کنار ویترین موزه،  ع شماره 3359.

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

   ع انوش راوید در محوطه موزه ایران باستان،  همراه با بدل لوح کوروش بزرگ، در 1390،  ع شماره 4519.

سالن های موزه مجازی وبسایت ارگ

      در بحث های تاریخی و تاریخ نویسی،  اشیای موزه ها حرف اول را می زنند،  و سند های زنده از دل تاریخ هستند،  و چون دسرسی به موزه های پراکنده در ایران و جهان،  کار ساده ای نیست،  بنابر این بهترین روش ایجاد موزه های مجازی اینترنتی است،  که کاملاً رایگان و بی ج و دردسر در سترس قرار می گیرد،  امید است وبلاگ های تاریخی،  هر کدام بخشی را به موزه مجازی اختصاص دهند.

   منبع مطالب:  سایت های مختلف اینترنت و بازدید از موزه ها،  عزیزان علاقمند ع ها و بازدید های خودشان را بفرستند،  تا با نامشان پست نمایم،  و اگر کاری از آنها در این موزه می باشد،  بگویند تا نام یا وبشان را بنویسم.

ع سالن اصلی موزه ملی ایران،  ع شماره 2650.

   توجه ــ  بسیاری از گران ترین و با ارزش ترین آثار تاریخی و آنتیک ایران،  در خارج از کشور ایران نگهداری می شوند،  امید است روزی برسد،  که با همت و توانایی جوانان باهوش ایران دوست،  این اشیا شناسایی و در اینترنت معرفی،  و از دست چپاولگران و یا موزه ها غریبه خارج،  و به خاک پاک ایران بازگردانده شوند.

آدرس سالن های موزه مجازی وبسایت ارگ

ورود رایگان

1

کلیک کنید:  سالن مجازی ماقبل از تاریخ ایران

2

کلیک کنید:  سالن مجازی هزاره های اول و دوم ایرانی

3

کلیک کنید:  سالن مجازی هزاره های سوم و چهارم ایرانی

4

کلیک کنید:  سالن مجازی هزاره های پنجم و ششم ایرانی

5

کلیک کنید:  سالن مجازی جام های معروف ایران

6

کلیک کنید:  سالن مجازی سکه های باستانی ایران

7

کلیک کنید:  سالن مجازی تمدن کهن جی و جنوب

8

کلیک کنید:  سالن مجازی دوران تمدن های ایلام و ماد

9

کلیک کنید:  سالن مجازی دوران سلسله هخا ان

10

کلیک کنید:  سالن مجازی دوران حکومت اشکانیان

11

کلیک کنید:  سالن مجازی دوران شاهنشاهی ساسانیان

12

کلیک کنید:  سالن مجازی دوران اول ی ایران

13

کلیک کنید:  سالن مجازی دوران دوم ی ایران

14

کلیک کنید:  سالن مجازی دوران صفویه تا قاجاریه

15

کلیک کنید:  سالن مجازی دوران معاصر و نو ایران

16

کلیک کنید:  سالن مجازی متفرق و خارجی

17

کلیک کنید:  سالن مجازی وسایل ید و فروش و سکه

18

کلیک کنید:  سالن مجازی وسایل مسافرت و گردشگری

19

کلیک کنید:  سالن مجازی بوفه و غذای ساده تاریخی

تصویر لوگوی جهت آینده ای بهتر در گفتگو های تاریخی شرکت کنید،  ع شماره 1604.

آدرس موزه های ایران

   موزه قوچان ــ  آدرس : قوچان، فلکه قوچان       موضوع: مردم شناسی

   موزه گناباد ــ  آدرس : گناباد، کوی شرقی (قصبه شهر)،  مجموعه میراث فرهنگی موضوع: باستان شناسی نسخ خطی قرآنی ، سکه، ظروف ف ی و سفالی ، کتیبه و محراب .

   موزه مردم شناسی بیرجند ــ  آدرس : بیرجند خیابان معلم، باغ اکبریه

   موزه باستان شناسی بیرجند ــ  آدرس : بیرجندخیابان معلم، باغ اکبریه

   موزه مرکزی آستان قدس رضوی ــ  آدرس : مشهدآستان قدس رضوی،  موضوع: اولین سنگ مرقد مط هر علی بن موسی الرضا (ع) مربوط به سال 516 هـ.ق، سکه هایی از دوره های قبل و بعد از

   موزه تمبر آستان قدس رضوی ــ  آدرس : مشهد آستان قدس رضوی،  موضوع: اولین تمبر دستی ایران متعلق به سال 1247 هـ. خ،  تمبر مشهور به ویکتور کاستین در سال 1280 .

   موزه فرش آستان قدسی رضوی ــ  آدرس : مشهد آستان قدس رضوی ،  موضوع: فرش هایی از قرن 11 هـ.ق، تا عصر حاضر .

   موزه قرآن آستان قدس رضوی ــ  آدرس : مشهد آستان قدس رضوی،   موضوع: قرآن های نفیس و آثار خطی.

   موزه هدایای ی ــ  آدرس : مشهد آستان قدس رضوی،  موضوع: تابلو های نقاشی ، فرش، هنر های سنتی، ظروف کریستال، کتب خطی .

   موزه علوم طبیعی اسان ــ  آدرس : مشهد میدان ،  مرکز تربیت معلم شهید بهشتی.

   موزه استان خوزستان ــ  آدرس : شوش خیابان میدان یا زهرا .

   موزه هفت تپه ــ  آدرس : هفت تپه جنب کوی ایلام .

   موزه آبادان ــ  آدرس : آبادان بین 15 احمد آباد.

   موزه جنگ ــ  آدرس : مشهر خیابان نقدی روبروی مخابرات جنب پل شهید جهان آرا .

   موزه رختشوی خانه ــ  آدرس : زنجان خیابان وسط کوچه رختشویخانه ،  موضوع: مردم شناسی و باستانی شناسی

   موزه شاه عبدالعظیم ــ  آدرس : شهرری شاه عبدالعظیم، مصلحی ،  موضوع: آثار خط ی ، برنزی، قلم زدنی ، منبت کاری ، شمایل حضرت علی، حضرت رسول، نقاشی قهوه خانه ای.

   موزه ری شناسی منطقه ای ــ  آدرس : شهر ری مجموعه تفریحی، فرهنگی ولی عصر،  موضوع: باستانشناسی

   موزه شورای ملی ــ  آدرس : تهران خیابان ، روبروی دانشکده افسری.

   موزه صنایع دستی معاصر ایران ــ  آدرس : تهران ولنجک خیابان هشتم انتهای بوستان یکم،  موضوع: اشیا مربوط به رشته های مختلف صنایع دستی رایج کشور .

   موزه یادمان یاران (آسایشگاه معلولین و سالمندان کهریزک( ــ  آدرس : جاده قم بعد از بهشت زهرا، انتهای کهریزک،  موضوع: آثار نفیس و اه ، ترمه ، زری دوزی ، خوشنویسی، نسخ قرآن کریم و لباس های محلی

   موزه فرهنگ و مردم ــ  آدرس : تهران چهار راه قصر، اول خیابان شهید بهشتی، شماره 15 .

   نمایشگاه نیروی هوائی ــ  آدرس : تهران خیابان پیروزی انتهای خیابان پنجم نیروی هوائی،  موضوع: انواع هواپیما و م هواپیما تجهیزات پرواز .

   کاخ شمش مروارید ــ  آدرس : کرج مهرشهر ،  موضوع: آثار و اشیا متعلق به کاخ.

   نمایشگاه موزه حیات وحش ــ  آدرس : شهر کرد دروازه سامان، مجتمع ادارات،  موضوع: حیوانات تا یدرمی شده .

   موزه توس ــ  آدرس : مشهد شهر توس،  موضوع: باستانشناسی و مردم شناسی .

   مجموعه فرهنگی نادری ــ  آدرس : مشهد چهار راه ،  موضوع: ابزار و ادوات رزمی دوران افشار و قاجار

   موزه نیشابور ــ  آدرس : نیشابور جنب میدان،  موضوع: باستانشناسی

   موزه سینما ــ  آدرس : تهران خیابان لاله زار، کوچه پیرنیا ،  موضوع: ع ها، اسناد، وسایل و تجهیزات قدیمی سینما، ع هایی از شخصیت های سینمایی نظ یر دو بلورها، سازان .

   موزه ــ  آدرس : تهران خیابان طالقانی ، نبش خیابان فرصت.

   موزه طبیعت و حیات وحش ایران ــ  آدرس : تهران خیابان دارآباد، بعد از آجودانیه ،  موضوع: انواع حیوانات (زنده و تا یدرمی شده)، گیاهان.

   موزه ی بهشت زهرا ــ  آدرس : تهران گ ار ی بهشت زهرا ،  موضوع: مجموعه ای از وسایل و آثار مرتبط با فرهنگ ایثار و شهادت .

   موزه شهید محمد علی رجایی ــ  آدرس : تهران میدان بهارستان، خیابان مجاهدین ، جنب بیمارستان شفا یحیائیان،  موضوع: مجموعه ای از آثار وسایل مربوط به شهید رجایی .

   موزه شهید چیدز ــ  آدرس : تهران شمیران، گ ار شهیدای چیدز ،  موضوع: مجموعه از وسائل

   موزه علوم تهران ــ  آدرس : تهران خیابان انقلاب ی ، تهران ،  موضوع: حیوانات تا یدرمی شده، گیاهان خشک شده .

   بنیاد فرهنگی و هنری رسام عرب زاده ــ  آدرس : تهران خیابان پاسداران، بوستان یکم، شماره 7 ،  موضوع: فرش، طرح فرش.

   موزه ملی ملک ــ  آدرس : تهران خیابان ، باغ ملی، جنب وزارت امور خارجه،  موضوع: آثار کمال الملک، تابلو های مینیاتور، سکه، خط ، مجموعه تمبر، پرچم کشور های مختلف، فرش های نفیس قدیمی و...

   موزه نیروی هوایی ــ  آدرس : تهران میدان بزرگراه کرج .

   موزه پست و مخابرات ــ  آدرس : تهران خیابان ، سرور باغ ملی، جنب وزارت امور خارجه،  موضوع: آثار پستی، تجهیزات و ادوات مخابراتی قدیمی.

   موزه و کارگاه هنر های سنتی ــ  آدرس : تهران خیابان ، نبش زنجان، سازمان میراث فرهنگی کشور ،  موضوع: آثار قلمزنی ، خاتم ، منبد معرق، زری بافی ، قالیبافی ، میناتور، تذهیب، سازسازی ، میناکاری و سفالکاری و...

   موزه مرکز تهران شناسی ــ  آدرس : تهران برزگراه نواب صفوی، تقاطع کمیل ،  موضوع: تحولات اجتماعی ، تهران و سیر انقلاب ی ایران همراه با ماکت ، نقشه و ع .

   نمایشگاه دائمی (گنجینه) نقشه ــ  آدرس : تهران اقدسیه، بعد از آجوادنیه، تقاطع بدیهی، شماره 4 مرکز اطلاعات جغرافیایی شهر تهران،  موضوع: مجموعه ای از نقشه های قدیمی تهران، ایران و جهان ادوات قدیم نقشه کشی و ابزار نقشه برداری .

   موزه تاریخ طبیعی ــ  آدرس : تهران میدان هفت تیر، ابتدای خیابان قائم مقام شماره 9 ،  موضوع: حیوانات تا یدرمی شده .

   تماشاگه تاریخ ــ  آدرس : تهران خیابان ولی عصر، بالاتر از میرداماد، نبش قبادیان،  موضوع: آثار مربوط به تاریخ معاصر ایران (200 سال اخیر)، ظروف وسایل شخصی ناصرالدین شاه، تابلو های کمال الملک .

   تماشاگه پول ــ  آدرس : تهران خیابان ولی عصر، ابتدای خیابان میرداماد نبش دامن افشار، شماره 1 ،  موضوع: سکه ها و اسکناس دوران مختلف .

   تماشاگه زمان ــ  آدرس : تهران خیابان ولی عصر، خیابان شهید فلاحی (زعفرانیه) ابتدای خیابان پرزین بغدادی ، شماره 4 ،  موضوع: سیر تحول ابزار زمان سنجی .

   موزه جانور شناسی ــ  آدرس : کرج دانشکده کشاورزی ،  موضوع: حیوانات تا یدرمی شده .

   خزانه جواهرات ملی ــ  آدرس : تهران خیابان فردوسی ، روبروی سفارت آلمان،  موضوع: جواهرات ملی شامل دریای نور، تاج و...

   موزه پروفسور حس ــ  آدرس : تهران پل تجریش ، خیابان مقصود بیک (شهید دربندی خیابان حس شماره 8 ،  موضوع: مدال، لوازم شخصی، کتب و مدارک تحصیلی محمود حس .

   موزه حیات وحش هفت چنار ــ  آدرس : تهران خیابان قزوین ، میدان بریا نیک، خیابان هفت چنار،  موضوع: انواع حیوانات (زنده و تا یدرمی شده(.

   خان

برچسب ها : تاریخ و آدرس موزه های ایران - آدرس ,موضوع ,موزه ,خیابان ,شهید ,تهران ,آدرس تهران ,کلیک کنید ,تهران خیابان ,سالن مجازی ,آدرس تهران ,آدرس تهران خیابان ,آدرس تهران خیابان ,موضوع ?
تاریخ و آدرس موزه های ایران آدرس ,موضوع ,موزه ,خیابان ,شهید ,تهران ,آدرس تهران ,کلیک کنید ,تهران خیابان ,سالن مجازی ,آدرس تهران ,آدرس تهران خیابان ,آدرس تهران خیابان ,موضوع ?
تاریخ شاعران ایران

تاریخ شاعران ایران

پیش نویس

مشهورترین به ترتیب حروف الفبا

تصویر انوش راوید در آرامگاه سعدی شیراز،  در اینجا،  ع شماره 3287.

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو را بشناسیم و درک کنیم،  و شه و قلم اینترنتی را پاس داریم،  ع شماره 1624.

برگه 221 پائیز 1385 پیوست تاریخ ادبیات در ایران است.

. . . ادامه دارد و باز نویس می شود . . .

فهرست اصلی

آرتیمانی

ابن حسام خوسفی

ابوسعید ابوالخیر

اسدی توسی

ف الدین اسعد گرگانی

ازرقی هروی

اقبال لاهوری

خسرو دهلوی

معزی

انوری

اوحدی

باباافضل کاشانی

باباطاهر

ملک الشعرای بهار

بیدل دهلوی

پروین اعتصامی

جامی

عبدالواسع جبلی

حافظ

خاقانی

خلیل الله خلیلی

خواجوی کرمانی

خیام

رشحه

رودکی

رهی معیری

سعدی

سلمان

سنایی

سیف فرغانی

شاه نعمت الله ولی

شیخ محمود شبستری

شهریار

شیخ بهایی

صائب تبریزی

شاطر عباس صبوحی

عبید زاکانی

عراقی

عرفی

عطار

عمان سامانی

عنصری

فرخی سیستانی

فردوسی

فروغی

فیض کاشانی

قاآنی

ایی

محتشم کاشانی

مسعود سعد سلمان

منوچهری

مولوی

گنجوی

میبدی

ناصرخسرو

نصرالله

نظامی

وحشی

وطواط

هاتف اصفهانی

هجویری

هلالی جغتایی

شرح کوتاه

 *  آذر بیگدلی ــ حاجی لطفی بیگ متوفی 1195 از شاعران بنام و بزرگ دوره افشاریه و زندیه بود،  که شیوه قدیم سبک اسانی را در سرودن و نوشتن برگزید،  سبک هندی را که مغلق و پیچیده بود رها کرد.

 * ابن یمین فریومدی ــ  محمود بن یمین الدین طغرائی ترمذی،  در اوا قرن هفتم در فریومد اسان چشم بجهان گشود،  این شاعر مناعت طبع و بزرگ و مخصوص داشت.  اشعارش بیشتر در مضامین و مطالب اخلاقی است،  که در عین حال روان و شور انگیز است.

 * ابو حفص سغدی ــ  حکیم و صاحب کتاب المعجم ابوحفص،  بموسیقی آشنایی و بقول عده ای در لغت و نحو مهارت داشت.

 * ابوسعید ابوالخیر نیشابوری ــ  شیخ ابو سعید فضل الله ابوالخیر 357 ـ 440 ، در مهنه اسان چشم بجهان گشود، از بزرگترین صوفیان بود،  که طریقه اش در تصوف معتدل و مخالف با گوشه گیری است.  اشعار و کلمات کوتاهش معروفیت فراوان دارد،  ابن سینا با این صوفی بزرگ ملاقات کرده،  و نیز با هم مکاتبه داشتند.

 * ابو سیلک گرگانی ــ  در قرن سوم زمان عمرولیث صفاری میزیست،  اشعار چندانی از وی بجا نمانده است،  اما آنچه بدو منسوب است،  لطف و شیوایی خاص دارد،  مناعت طبع و علو همت در آن اشعار هویداست.

 * ابو شکور بلخی ــ  از حکما و شاعران بلند پایه قرن سوم و اوائل قرن چهارم بود،  که در آوردن و سرودن مضامین دلپذیر ی فراوان داشت،  مثنوی آفرین نامه را در سال 333 شروع کرد،  و در سال 336 به پایان رسانید.

 * ابوالفرج رونی ــ  تولدش در رونه لاهور اتفاق افتاد،  این شاعر شاهان غزنوی را مدح می کرد،  در سرودن اشعار روان و نغز و قصائد غرا مشهور بود،  ویرا در قصیده و مدیحه سرائی همپایه انوری و مسعود سعد می دانند،  و آنها ابوالفرج را ستایش و تمجید کرده اند.

 * ادیب صابر شهاب الدین صابرین اسماعیل ترمذی ــ  از شاعران بزرگ پارسی است،  که در زبان تازی نیز ماهر بود،  انوری مقام والای ویرا می ستود.  ادیب صابر در غزل سرایی و در سرودن قطعه و قصیده و رباعی طبعی روان داشت،  اتسز خوارزم شاهی این شاعر را بجرم واهی جاسوسی در سال 546 برودخانه افکند.

 * ازرقی هروی ــ  زین الدین ابوبکر از مردم هرات و از شاعران بزرگ قرن پنجم بود،  که قصاید فراوانی در مدح شمس ال ه طغان شاه بن آلب ارسلان از او بجا مانده است.  اشعار ازرقی بزیور تشبیه های عقلی آراسته و ممتاز می باشد.

 * اسدی طوسی ــ  ابونصر علی بن احمد،  از شاعران بزرگ و از فرهنگ نویسان برجسته قرن پنجم بود،  که در طوس متولد گشت.  اسدی در سرودن شعر مهارت فراوان داشت،  فرهنگ فرس اسدی که از مراجع مهم لغت فارسی است،  بسیاری از اشعار گویندگان را از دست برد زمانه حفظ کرد.  مثنوی گرشاسب نامه او معروف است،  و آنرا بنام ابودلف بنظم در آورد،  در گذشت این شاعر را سال 465 نوشته اند.

 * خسرو دهلوی ــ  در اصل از مردم سمرقند است،  که پدرش به هندوستان مهاجرت کرد،   خسرو در دهلی چشم بجهان گشود.  در انواع شعر شد،  و از تعلیم و تربیت شیخ نظام الدین اولیاء برخوردار گردید.  آثارش را به سه دوره مشخص کرده است:  وسط الحیاة، غره الکمال، نهایت الکمال،  خمسه او شامل:  مطالع الانوار، شیرین و خسرو، مجنون و لیلی، آئینه اسکندری، هشت بهشت،  می باشد،  اشعار فراوانی نیز بدو منسوب است،  وفاتش را سال 725 نوشته اند.

 * ی فراهانی ــ  ادیب الممالک محمد صادق 1277 ـ 1336،  فرزند حاجی حسین از شاعران بزرگ و خواه ایران،  و دارای لقب الشعرائی بود.  دیوان عظیم و پر ارزشی از خود بجا و یادگار گذاشت،  به فارسی و عربی تسلط داشت،  در سال 1316 رو مه ادب را در تبریز و در سال 1320 آنرا در مشهد دایر کرد،  همچنین مدتی سمت سردبیری رو مه مجلس را در تهران عهده دار بود.

 * ایرج میرزا ــ  جلال الممالک پسر غلامحسین میرزا 1291 ق ـ 1304 خ،  در تبریز بدنیا آمد،  این شاعر بزبان ترکی و روسی و فرانسه آشنایی داشت،  ایرج میرزا از طرف ناصرالدین شاه قاجار بلقب صدرالشعرا گفته می شد.

 * انصاری هروی ــ  خواجه عبدالله انصاری 396 ـ 481 ، نسبش به ابو ایوب انصاری از صحابه میرسد،  و مولد و موطن او را هرات نوشته اند.  در اشعارش تخلص پیر انصار و انصاری دیده می شود.  وی از عارفان و صوفیان بزرگ قرن پنجم بشمار می رفت.  خواجه عبدالله در فراهم ساختن نثر مسجع اولین نفر است،  زیرا ازو درین زمینه چند رساله بجا مانده،  از جمله مناجات نامه معروف است.

 * انوری وردی محمد اوحدالدین علی بن اسحق ــ  از شاعرانی است که در فن قصیده سرائی در طراز و مقام و مرتبه اول قرار دارد،  زیرا در قصیده سرائی کمتر نظیرش دیده شده است،  و حتی بسیاری از شاعران از وی تقلید کرده اند،  این شاعر همزمان سلطان سنجر و از دانشمندان بزرگ فلسفه و ریاضی و نجوم بود،  اشعارش از مضامین علمی آکنده است.  دیوان عظیم و پر ارزشی از انوری بجا مانده است،  که در لطف و زیبایی معروف می باشد،  در گذشت این شاعر را سال 583 گفته اند.

 * اهلی ــ  در سرودن انواع شعر و غزل و قصیده و ماهر بود،  غالباً در مدح ائمه اتی می سرود،  معاصر شاه اسماعیل و شاه طهماسب در حکومت صفویه بود،  وفاتش را سال 942 نوشته اند.

 * اوحدی مراغه ای ــ  670 ـ 738 ،  رکن الدین از شاعران بزرگ ایرانست،  که مشرب تصوف داشت،  در مسائل اخلاقی و دینی صاحب نظر بود.  دیوان اوحدی شامل قصائد و غزلیات و رباعیات و مرثیه ای شیوا می باشد،  کتاب مثنوی منطق العشاق را نیز تضنیف کرد،  همچنین مثنوی جام جم را که 5000 بیت می باشد سرود.

* بابا طاهر ــ  از شاعران بزرگ ایران در قرن 5 بود،  مشربی صوفیانه داشت،  از تولد و زندگی و درگذتش اطلاع درستی در دست نیست،  فقط می دانیم که در قرن پنجم می زیست،  رباعیات بابا طاهر در رقت و لطف ممتاز می باشد.

 * بابا فغانی ــ  از شاعران معروف زمان خود بود،  که سفری به تبریز کرد و در آنجا اقامت گزید،  و بدربار سلطان یعقوب آق قوینلو منسوب بود،  اشعاری در مدح حضرت علی سرود،  وفاتش در 925 بود.

 * بهار اسانی ــ  ملک الشعرای بهار محمد تقی 1264 ـ 1330 ،  پسر میرزا کاظم صبوری کاشانی در مشهد چشم بجهان گشود،  در سرودن شعر و در نوشتن آثار تحقیقی مهارت داشت.  از ان ممتاز بود،  که مدتی در عرصه سیاست بکار های وک مجلس و وزارت فرهنگ سرگرم بود،  این شاعر نویسنده رو مه نو بهار را دایر کرد،  از جمله آثارش می توان دیوان اشعارش در دو جلد سبک شناسی در سه جلد تاریخ احزاب را نام برد.

 * پروین اعتصامی ــ  رخشنده فرزند یوسف اعتصام الملک 1285 ـ 1320 خ،  برای تحصیل در مدرسه یی از تبریز بتهران آمد،  در ادبیات از پدرش ب فیض کرد،  اشعار این شاعره با ارزش مفید و بسبک اسانی و در جنبه ها و زمینه های نو و اجتماعی می باشد.

 * جامی ــ  نورالدین عبدالرحمن جامی 817 ـ 898 در قرن نهم یگانه و در انواع علوم و فرزانه و در اقسام نظم و نثر متبحر بود.  مجموعه آثار جذاب و متنوع جامی از مفا ادب پارسی بشمار می رود،  زندگی این شاعر نویسنده در نهایت قناعت و مناعت طبع می گذشت،  و بلیش از 50 اثر ازین نویسنده شاعر نام برده اند.  برخی از آثار جامی مانند:  خمسه، بنام هفت اورنگ، شامل،  سبحة الابرار، یوسف و زلیخا، لیلی و مجنون، د نامه اسکندری، تحفة الاحرار و سل ابسال و سلسلة الذهب.  بقیه آثارش نگارستان، نفحات الانس،  دیوان او شامل سه قسمت:  فاتحة الشباب، واسطه عقد، خاتمه الحیوة می باشد.

 * عبدالواسع جبلی غرجستانی ــ  گویا در کودکی چوپانی می کرد،  تا اینکه دمندی او را بدید،  و از استعداد سرشاری که عبدالواسع داشت در شگفت شد،  بدین جهت ویرا به شعر و شاعری راهنمایی کرد.  این شاعر از مردم غرجستان و در سرودن مدح و قصائد و غزلیات بود،  ظغرل لتکین و سلطان سنجر و بهرام شاه غزنوی را مدح کرد،  وفاتش را سال 555 نوشته اند.

 * جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی ــ  از شاعران بزرگ ایران است،  که بواسطه ابداع معانی خلاق المعانی لقب دادند،  اشعارش روان و در مسائل اخلاقی و وصف طبیعت و مدح می باشد،  دیوان وی از انواع شعر های زیبا از غزل، قصیده، ترجیع بند آگنده است.  سلاطین سلجوقی و آل خجند را مدح می کرد،  و در اصفهان می زیست وفاتش را سال 588 نوشته اند.

 * حافظ ــ  رجوع شود به بخش اول شاعران و شمندان ایران در اینجا.

 * حنظه باد غیسی ــ  بنظر عده ای حنظه بادغیسی نخستین شاعر پارسی گو می باشد،  که تاریخ نامش را ثبت کرده است،  از زندگی وی اطلاع چندانی در دست نیست.  نظامی عروضی در چهار مقاله اش آورده است که حنظه دیوانی داشته،  و احمد بن عبدالله خجستانی از خواندن دو شعر از دیوان حنظه بندگی را رها کرد،  و خود را ب ی رسانید،  وفات این شاعر را سال 220 نوشته اند.

 * خاقانی شروانی ــ  افضل الدین بدیل خاقانی،  از شاعران و دانشمندان قرن ششم هجری بود،  که بفارسی و عربی شعر های جذاب می سرود.  این شاعر نزد عمویش کافی الدین عمر بن عثمان ادب آموخت و در آغاز از دسترنج مادرش که رختشویی می کرد می زیست.  خاقانی در علو طبع و مناعت بسر می برد.  با سخن چینی دشمنانش بزندان افتاد،  گاهی در دربار شروان شاه خاقان اکبر و پسر شروانشاه زندگی می کرد.  قصائد خاقانی در لطف و داشتن مضامین و معانی دقیق و تشببهات و ترکیبات ممتاز است.  دیوان بزرگ و جالبی از او بجا مانده است،  وفاتش بسال 595 بود.

 * خواجوی کرمانی ــ  کمال ابوالعطاء محمود بن علی کرمانی متخلص بخواجو 679 ـ 753 ،  پس از به پایان رسانیدن تحصیلات خود شور مسافرت در سرش پدید آمد از این رو بسیر و سیاحت پرداخت.  مدتی در خدمت علاء ال ه سمنانی ب فیض کرد.  خواجو در سرودن اشعار دل انگیز مهارت داشت این شاعر خمسه ای دارد بدینقرار:  1 ـ  هما و همایون،  2 ـ  گل و نوروز،  3 ـ  کمال نامه،  4 ـ  روضة الانوار،  5 ـ  گوهر نامه.

 * خیام نیشابوری ــ   رجوع شود به بخش اول شاعران و شمندان ایران در اینجا.

 * دقیقی ــ  ابو منصور محمد بن احمد دقیقی پسر آسیابانی بود،  که طبعی روان و ذوق و استعداد سرشار داشت،  با ان چغانی ارتباط ایجاد کرده بود.  دقیقی در جوانی بدست غلامش بسال 367 کشته شد.  این شاعر دارای دین زردشتی و احساسات پر شور وطنی بود.  دقیقی می خواست شاهنامه فردوسی را بسراید ولی بواسطه مرگ نابهنگام باین امر توفیق کامل نیافت،  آنچه سروده بود فقط هزار بیت است،  که فردوسی در مقدمه شاهنامه خود آنها را نقل کرده بود.

* رابعه قزداری ــ  دختر کعب از شاعره های بزرگ ایران بود،  که در قرن چهارم و پنجم می زیست،  این شاعره با اینکه فرزند یکی از ان عرب بود اما در سرودن اشعار نغز فارسی دست داشت.

 * رشید الدین وطواط ــ  رشید الدین محمد بن عبدالجلیل،  چون چثه ضعیف داشت او را وطواط می گفتند،  زیرا در عربی وطواط پرنده کوچکی است.  وی در دربار اتسز و جانشینان این شاه خوارزمشاهیان مقام و رتبه والائی داشت،  وطواط در بکار بردن هنر های لفظی و معنوی مهارت و قدرت فراوانی داشت.  علاوه بر داشتن دیوان کتاب مهم و مفید حدائق السحر فی دقائق الشعر را هم تصنیف کرد،  وفاتش را بسال 573 نوشته اند.

 * رودکی سمرقندی ــ  رجوع شود به بخش اول شاعران و شمندان ایران در اینجا.

 * سروش اصفهانی ــ  میرزا علی محمد خان سروش که لقب شمس الشعراء داشت از مردم سده اصفهان و در شاعری دارای طبعی فروزنده و ذوق فراوان بود.  وی شیوه فرخی را در سرودن انتخاب کرد،  در انواع شعر از قصیده و غزل و مثنوی توانا بود،  وفات سروش در 1285 اتفاق افتاد.

 * سعدی ــ  رجوع شود به بخش اول شاعران و شمندان ایران در اینجا.

 * سلمان ساوجی ــ  خواجه جمال الدین محمدبن علاء الدین،  معروف به سلمان ساوجی در اوایل قرن هشتم در ساوه متولد شد،  از شاعران بزرگ قصیده سراست،  که در سرودن غزل، تغزل، مثنوی، نیز بود.  دو مثنوی بنام جمشید و خورشید و فراقنامه سرود.  این شاعر با اینکه بمدح توجه فراوان می کرد،  اما گاهی در ضمن مدایح بذکر مطالب اخلاقی سودمند اقدام می ورزید،  همچنین دیوانی از سلمان بجا مانده است.  وفاتش را سال 778 گفته اند،  در عظمت این شاعر همین بس که حافظ از او تمجید و از سبکش پیروی کرده است.

 * سنایی غزنوی ــ  ابوالمجد مجدود بن آدم سنائی،  در آغاز بمدح شاهان و ان می پرداخت،  ولی پس از چندی که علل مختلف برایش نوشته اند از ستایشگری دست کشید و بتصوف و وارستگی نفس گرائید،  و بیشتر تربیت اخلاقی و صوفیانه اش را از ابو یوسف همدانی ب کرد.  قصاید و غزلیات و مثنویات سنائی از لحاظ اخلاقی و تصوف و ترکیب لفظ بسیار جالب است.  از مثنویات او کتاب حدیقه الحقیقه و سیرالعباد الی المعاد را می توان نام برد، سال در گذشت سنائی را 545 نوشته اند.

 * سید حسن غزنوی ــ  سید اشرف الدین حسن بن ناصر علوی غزنوی،  از واعظان معروف قرن ششم بود،  که در سرودن اشعار جالب و زیبا دستی داشت،  بهرامشاه بن مسعود غزنوی را مدح کرد.  بقول مجمع الفصحا وی دیوانی در حدود 5000 بیت داشته،  وفاتش را سال 565 نوشته اند.

 * سوزنی سمرقندی ــ  محمد بن علی سوزنی،  در شهر نسف متولد گردید،  در بخارا تحصیل کرد،  اشعارش ساده و روان است.  وی ملوک خانیه را مدح و ان این خاندان را ستایش کرد،  وفاتش در سال 569 اتفاق افتاد.

 * سیمین بهبانی ــ  در 1306 متولد شد،  از شاعران با ذوق و دختر عباس خلیلی مدیر رو مه اقدام می باشد،  مجموعه اشعارش بنام مرمر منتشر گردیده است.

 * شهریار تبریزی ــ  سید محمد حسین پسر حاج میرزا آقا متولد 1285 خ،  پس از تحصیلات مقدماتی و متوسطه به تحصیل طب پرداخت،  اما از این کار دست کشید و بشعر و شاعری اهتمام ورزید.  اشعارش از قصیده و غزل و مثنوی جالب و دلپذیر می باشد.

* شهید بلخی ــ  ابوالحسن شهید بن حسین متوفی سال 325 ،  از مردم بلخ بود،  در حکمت و کلام تسلطی فراوان داشت،  و به فارسی و عربی شعر می سرود،  ابوشکور بلخی در رثای وی رباعی خوبی سروده که بزرگی مقام شهید را می رساند.

 * صائب تبریزی ــ  میرزا محمد علی معروف بصائب،  از مردم اصفهان ولی مشهور به تبریزی بود،  این شاعر ب هندوستان سفر کرد،  در ?

برچسب ها : تاریخ شاعران ایران - بود، ,شاعر ,شاعران ,کرد، ,سرودن ,داشت، ,شاعران بزرگ , شمندان ایران ,بدنیا آمد، ,اتفاق افتاد ,متولد شد، ,ایران مراجعه نمایند , ی فراوان داشت، ,همدا
تاریخ شاعران ایران بود، ,شاعر ,شاعران ,کرد، ,سرودن ,داشت، ,شاعران بزرگ , شمندان ایران ,بدنیا آمد، ,اتفاق افتاد ,متولد شد، ,ایران مراجعه نمایند , ی فراوان داشت، ,همدا
پاسخ به شبهات دروغ حمله اعراب به ایران

پاسخ به شبهات دروغ حمله اعراب به ایران

پیش نویس

        تاریخ یک علم،  مانند تمام علوم و از زیر مجموع ها و گرایشات علم جغرافی ـ تاریخ می باشد، این علم یکی از اساسی ترین پایه های دانش بشری است.  بنا بر این می بایست هم چون تمام علوم به تاریخ و تاریخ اجتماعی نگاه و بررسی کرد،  در صورت عدم شناخت تاریخ به عنوان علم پایه،  این علم تبدیل به داستان و افسانه و ادبیات می شود.  هر زمان که به ادبیات تبدیل شود،  موضوعات احساسی را شامل شده و نقطه نفوذ دشمنان را پیش می آورد.  مطالعه و تحقیق در تاریخ نباید شامل سانسور و قیچی شود،  باید فرهنگستان تاریخ برابر سازمان های نوین قرن 21 توسط اشخاص فرهیخته این علم تشکیل شود،  و بخش های مختلف تاریخ توسط آنها نگارش و تأیید موقت شود.

تصویر انوش راوید در آثار اسپی مزگت،  مشروح در اینجا،  ع شماره 3288.

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو در علم جستجوگر و کنشگر باشید،  واکنشگرا نباشید،  ع شماره 1621.

برگه  177 پیوست دروغ حمله اعراب به ایران است.

. . . ادامه دارد و باز نویسی می شود. . .

پرسشها و پاسخها

   پرسش خواننده وبلاگ 4311:  سپاس از تلاش و کوشایی شما بازسازی درست تاریخ.خواهشمندم  تار و پود ها را بیشتر شکافته و ادامه دهید. در مورد نژاد ایران پس از یورش تازیان (به گفته های تاریخ های دژم و دروگ) دست خوش دگرگونی و تازی شدن گردید و اینکه اگر جنگ ها نبودند چطور برای افراد توضیح دهیم که پس چگونه شکوه ساسانی و آن روند ایرانیت از بین رفت.
   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس،  بارها به این پرسش پاسخ گفته ام،  به پاسخ به شبهات دروغ حمله اعراب به ایران،  و پرسش و پاسخ های همین وبلاگ مراجعه شود،  در هر صورت یکبار دیگر به نوعی دیگر پاسخ می دهم.  اگر از تاریخ شاهنشاهی ساسانیان بدانید متوجه می شود،  که این شاهنشاهی بر بخشی از ایران،  که ساختار سازمان قبیله ای داشت،  شاه خ دینی،  یعنی یک دوره قبل تاریخ تمدن ایران را پیاده نمود.  این موضوع دقیقاً بر خلاف رشد و تکامل بود،  و در همین دوره سازمان قبیله ای در بخش های مختلف ایران رشد و تکامل پیدا،  و بسوی سازمان قبیله ای دینی می رفت،  و خود بخود و مطابق قوانین ساختارهای تاریخی اجتماع،  شاهنشاهی ساسانیان یک دوره از تاریخ تمدن از توده مردم عقب افتاد،  و مردم با یک هیجان و شورش،  بخش باقی مانده ایران در شاه خ را از سر راه رشد و تکامل تاریخ اجتماعی برداشتند.  اگر تخصص شما تاریخ و تاریخ اجتماعی باشد،  متوجه این چند سطر خواهید شد،  در غیر اینصورت بی خیال این وبلاگ شوید.
      بسیاری می گویند شکوه عظمت ساسانیان،  بدست عده ای اعراب بیابانی سرنگون و نابود شد،  ولی آنها ندانسته برخلاف فرمول های تاریخ تمدن می گویند،  زیرا امکان ندارد کشوری که چند دوره تمدنی پیشرفته تر باشد،  از مردم کم جمعیت تری ش ت بخورد.  آنها که پایان یک دوره تاریخ ایران را،  با تفسیر های بدون تحقیق و تحلیل و سند،  با سادگی بیان می کنند،  در قرن 21 با وجود تکنولوژی های نوین،  باید تخصصی و تخصصی تر با تاریخ و تاریخ اجتماعی برخورد کنند،  ایران ما به جوانان متخصص آینده نگر خیلی نیاز دارد.
   پرسش مهیار 4312:  چرا در دروغ حمله اعراب نامی از عمر و عثمان و دیگران سران عرب برده نشده است،  اگر دروغ است پس اینها چه هستند؟
   پاسخ انوش راوید:  در تاریخ دروغ های بسیاری نهفته است،  که بررسی همه آنها مجال و تحقیق می خواهد.   چون این موضوع مسئله ای ی و دارای حساسیت ویژه است،  ظرافت خاصی لازم دارد.  اگر تخصص کار بردی شما یکی از گرایشات علم جغرافی ـ تاریخ است،  خود مستقلاً و بنا به دلایل محکم واقعی تحقیق نمایید و برای پویایی در اینترنت منتشر نمایید،  و اگر جهت اطلاع عمومی و یا بازگشت معنوی می خواهید از این تاریخ بدانید،  باید حوصله نمایید.  چند هزار سال تاریخ را در مدت چند صد سال دروغ به خورد ملتها داده اند،  بر طرف نمودن و زدودن دروغ ها و رفتن به روشنایی و واقعیت زمان لازم دارد.  مشروح را در وبلاگ برداشت دروغ ها از تاریخ ایران می نویسم.
   پرسش کوشا 4313:   شما "جنگ قادسیه" را منکر شدید،  و دلیل تان این است که آمار و ارقامی که در مستندات تاریخی ارائه گردیده هیچ تناسبی باهم ندارد.  صد و بیست هزار نفر جنگجوی ایرانی در مقابل چند هزار مبارز عرب با شمشیر های زنگ زده که در نهایت پیروزی با اعراب بود!!!  اما اگر به جای انکار قادسیه اعداد و ارقام فله ای را تصحیح می کردید خیلی بهتر بود.
   پاسخ انوش راوید:  اعداد اغراق آمیز دروغی در تمام کتاب های تاریخ فوق العاده متفاوت هستند،  قبلاً بسیاری آمده اند آنها را تعلیل کنند،  بنا بر این کار بی فایده ای است،  اصل مطلب دروغی هدف مهم می باشد.  این گفته ها،  داستان های رجز خوانی قبیله ای است،  که البته قبایل دائم به یک دیگر می گفتند که شمشیر بین ما حاکم است،  اما آیا آنها غیر از قبایل بدوی چیز دیگری بودند،  خود شما نوشته اید قبایل بیابان گرد، قبایل بیابانگرد فقط بیابانگرد هستند هیچ استراتژی و تاکتیک ندارند،  و هیچ ترفندی نمی دانند و در سادگی مطلق بسر می برند،  و به راحتی و برای ساده ترین موضوع با یکدیگر درگیر می شوند،  و زندگی را کاملاً دایره ای می دانند.  آیا تعریفی از بیابان گرد دارید؟
  پرسش خواننده 4314:  اگر جنگ قادسیه دروغ است پس تیسفون چگونه فتح شد،  و چرا و چگونه سلسله ساسانی منقرض شد. اگر جنگ قادسیه دروغ است پس چگونه ایرانی های زرتشتی مسلمان شدند.  شاید نظر شما این است که را در طبقی از زرین گذاشتند و با ناز و نوازش به ایرانیان تقدیم د.  
   پاسخ انوش راوید:  بعضی از بخش های تاریخ و تاریخ اجتماعی به ادیان مربوط می باشد،  در این باره کار ها و تحقیقات زیادی مانده،  می بایست با احتیاط مطالعات متفاوت و ضمن ظرافت خاص پیگیری شود.  در انقراض حکومت ساسانیان در صفحه پادشاهی ساسانیان بررسی می شود،  فقط خاطر نشان کنم تاریخ را بدون تاریخ اجتماعی نخوانید و در ضمن جغرافیا به تمام معنی آنرا در نظر داشته باشد.  تغییرات دینی و فرهنگی مردم شرایط زمانی مربوط را می طلبد،  و به این معنا نیست که ی بیاید و با قدرت مردم را از دین شان باز گرداند،  به بخش دین ها و آیین های تاریخ ایران مراجعه نمایید.
  پرسش زهره 4315:  اگر جنگ قادسیه دروغ است پس داستان کتاب سوزی معروف صعد بن وقاص و کتابخانه اسکندریه هم که به فرمان عمر بود دروغ است.
   پاسخ انوش راوید:  برای تمام این کتاب سوزی ها و داستانها در تاریخ زیاد از روی یک منبع دروغ گفته شده است،  هیچ سند واقعی تاریخی در دست نمی باشد،  در این باره در چند جای وبلاگ ها توضیح داده ام.  افرادی هستند که به این دروغ پا فشاری می کنند،  آنها ندانسته می گویند که ایرانی ها از هر کتاب یک یا چند نسخه انگشت شمار داشتند،  این عده قلیل ندانسته می گویند که ایرانی ها بقدری ضعیف بودند،  که از دشمنی با تمدن و فرهنگ پایین تر به چنین روزی افتادند.  این موضوع در فرمول های تاریخ اجتماعی غیر ممکن است،  که تمدن پایین دست قبیله ای بدوی به سازمان قبیله ای و یا دوره نمونه سازی شده شاه خ ساسانیان پیروز شود.
   پرسش پرستو 4316:  فکرنکنم شما دیگر این منطق بیابان گردان عرب را انکار ید،  که بر هر سرزمینی راه می یافتند یک منطق بیشتر نداشتند:  یا مسلمان شوید یا جزیه دهید،  و یا اینکه بین ما و شما شمشیر حکم خواهد کرد.  شما اگر تاریخ خوارزم را بخوانید می بینید ابوریحان بیرونی چقدراز حاکمان عربی محلی گله و شکایت می کند،  که تاریخ نیاکان ما را از بین میبرند.   
   پاسخ انوش راوید:  فکر و ن ،  بدون تحقیق و تحلیل توهم است.  اعراب بیابانگرد در دوران قبایل بدوی بسر می بردند،  و آن نوع تمدن،  فرهنگ خاص خودش را داشت.  در این باره چندین بار در وبلاگ توضیح داده ام،  می توانید به ساختار های تاریخی اجتماع و کار گزاران و چهره های استعمار مراجعه نمایید.
      هم اینک شما بله خود شما در این قرن و دوره انفجار اطلاعات و تکنولوژی نمی دانید ،  واقعاً نمی دانید در گوشه های قاره کهن،  خاک طبیعی و تاریخی وطن اصلی ما چه می گذرد،  در یمن چه خبر است،  در ازب تان چه می گذرد، در چچن و اینگوش چطور،  و غیره و غیره.  حتی از اتفاقات در داخل خاک کشور ایران که مقیم آن هم هستید به درستی چیزی نمی دانید،  حال چه رسد به ابوریحان بیرونی پر ارزش و فردوسی عزیز،  که صدها و هزاران کیلومتر دور تر و صدها سال فاصله زمانی با وقایع داشتند،  و در دورانی بسر می بردند که تمدن قاره کهن در شکل سازمان قبیله ای بود.  آنها بعضی اطلاعات شان را از حکیم باشی های معروف روم و یونان می گرفتند،  دوره گردانی که از آینه و تیله و سحر و جادو آورده و می فروختند،  و در تقلب و جعل بودند.  در کتاب های آن عزیزان بیشمار ایرانی و نیز در کتاب های تاریخ طبابت و تجارت روم و یونان به این موضوع اشاره شده است، به تاریخ ری مراجعه شود، در ضمن در شاهنامه از اینها به نام کاتوزیان گفته شده است.  این حکیم باشی های رومی و یونانی از دروغ های تاریخی می گفتند،  البته از روی دشمنی ابراز نمی د،  بلکه از آنچه که می دانستند و شنیده بودند می گفتند.  دروغ هایی که در فلسطین و ساخته شده،  و در روم پرداخته و شاخ و برگ زده و انتشار داده بودند،  حکومت روم دشمنی تاریخی هزار ساله با ایرانی و مردم قاره کهن داشت.  بنا بر این در تولید و ایجاد اختلاف قومی و ملی در قاره کهن دروغ ها و اراجیف را بزرگ و مهم می کرد،  و هر رجز خوانی میدانی را واقعی جلوه می داد،  در دروغ اسکندر مقدونی و دروغ چنگیز مغول نوشته ام و از تکرار خود داری می کنم.  گاهی هم عزیزان دانشمند قدیم قاره کهن نوشته های تاریخی خودشان را از کتاب هایی می گرفتند که خود و منابع آنها مشکوک بوده،  در دروغ نامه هایی به نام کتاب تاریخ نوشته ام.
      از پایان حکومت های شاه خ و در دوره سازمان قبیله ای،  و تنوع و شه متبلور شد،  و با ورود و ساخت کاغذ به فراوانی از قرن 8 میلادی،  ایران بدلیل مرکزیت قاره کهن و وجود دو جاده معروف فرهنگی،  یعنی جاده ابریشم و جاده ادویه بهترین جایگاه و جولان گاه ایده و فلسفه و علم و منطق شد،  که تا پیدایش بورژوازی استعمار ادامه داشت.   در این زمان اروپا در دوره سیاه فئودالی و با خواسته های فئودالی بسر می برد.   چون سازمان قبیله ای نیازی به طبقه بندی و کلاسه اسناد و علم نداشت،  بنا بر این شکلی از آکادمی در ایران پدید نیامد،  و هر دانش با دانشمندی شروع و با شاگردانش خاتمه می یافت.  ولی اروپا که تمدنی جلوتر بود،  به مجرد وارد شدن به بورژوازی سرمایه داری،  طبقه بندی، باز سازی، انبار و جمع بندی، ید و فروش علم باعث شد،  بسیاری از همان علوم قاره کهن در آکادمی های اروپایی به نام آنها رقم بخورد.  به ساختار های تاریخی اجتماع مراجعه شود.
   پرسش بیداری 4317:  نخست از هر چیز یک شاخه از نوشتار شما که بسیار بسیار جای شه دارد همان است که یورش تازیان را به ایرانزمین دروغ خوانده اید.  و در آ نوشتارتان گفته اید که خودتان هم نمیدانید که چگونه فرهنگ اعراب بر ایران غالب شد و گفته اید این یک راز است که باید کشف کرد.  در صورتی که نوشتار فردوسی بزرگ را هم نادیده گرفته اید،  هنگامی که یورش اعراب را در شاهنامه آورده است.
   پاسخ انوش راوید:  راز یعنی علم کشف نشده،  مشغول تحقیقات هستم بزودی نتیجه را منتشر می کنم.
   پرسش خواننده 4318:  میشود به من بگویید که 227 سال مبارزه فرهنگی و مبارزه مسلحانه ایران هنگام ورود اعراب بدین سرزمین برای چه بوده است؟
   پاسخ انوش راوید:  همین اینک ما در جهان شاهد حداقل روزی یک مبارزه مهم و بزرگ هستیم،  برای بیش از دو قرن کمتر از یکصد داستان مبارزه موجود است،  دربار آنها با دیدی واضح، واقعی، اصولی بنگرید،  این وظیفه همه جوانان ایران است که بتوانند در عمق کاوش کنند و تنها سطحی نباشند.
   پرسش داریوش 4319:  شما چه اصرار دارید بگویید حمله اعراب دروغه؟
   پاسخ انوش راوید:  در وبلاگ تاریخ را تحلیل و بررسی می کنم،  سپس با داده های واقعی در تاریخ و تاریخ اجتماعی،  دروغ ها را شناسایی،  و با تحقیقات جدید که در کارگاه فکر سازی توضیح داده ام،  به نگارش تاریخ نوین می پردازم.
   پرسش صدیار 4320:  چرا پس از ورود به ایران (البته اگر به زور نباشد) به یکباره اسامی عربی در ایران به شدت رایج شد؟
   پاسخ انوش راوید:  رایج شدن اسامی عربی و آرامی و نبطی و غیره در ایران طی مدت هزار سال از نیمه حکومت اشکانیان تا ابتدای سلجوقی زمان برد،  یعنی دقیقا در تمام مدت هزاره اول میلادی.  عجله نکنید و تحمل داشته باشید به زودی مقاله تاریخ نام در ایران را می نویسم.
   پرسش بینام 4321:  چرا به یکباره زبان ایرانیان که زبان پهلوی بود به زبان فارسی کنونی تغییر یافت؟
   پاسخ انوش راوید:  این هم طی هزار سال فوق اتفاق افتاد،  به تاریخ زبان در ایران مراجعه و پیگیری نمایید.
   پرسش خواننده 4322:  مگر ایرانیانی که در آن زمان زندگی می د دیوانه بودند،  که یکدفعه فرهنگ و هویت غنی خود را کنار بگذارند و فرهنگ! عربهای قبایل بیابانگرد .... (جمله ای غیر قابل نوشتن) را قبول کنند؟!
   پاسخ انوش راوید:  ایرانی ها فرهنگ خود را کنار نگذاشتند بلکه آنرا به تمام مردم قاره کهن دادند،  زیرا این سرزمین در میان قاره و مرکز ارتباطات و تمدن آن قرار داشت و توانسته بود طی تاریخ از این راه به برتری تمدنی دست یابد،  زمانی که مردم ایران در تمدن سازمان قبیله ای زندگی می د بقیه قاره در تمدن قبایل اولیه بودند.  برای درک این موضوع لازم است وبلاگ را کامل مطالعه و پیگیری نمایید.  به هیچ عنوان تمدن و فرهنگ غنی از تمدن پائین دست تاریخ اجتماعی ش ت نمی خورد،  به ساختارهای تاریخی اجتماع مراجعه نمایید.
   پرسش کیان 4323:  مگه دو بیتی معروف فردوسی رو درباره اعراب نخوندین؟
   پاسخ انوش راوید:  همیشه در تاریخ جنگ و ستیز میان دو تمدن وجود داشته،  قبایل اولیه با سازمان قبیله ای می جنگید،  نو فئودالی با سازمان قبیله ای،  تشکیلات فئودالی با نو بورژوازی و غیره.  بیشتر این جنگها به تمام یک سرزمین و مردم مربوط نمی شد که دلایل در تاریخ اجتماعی دارد،  ایران نیز در مسیر رشد و تکامل تمدنی قرار داشت بنابر این اختلافات وجود داشت و دائم زد و خورد اتفاق می افتاد.  همانگونه که بارها نوشته ام کتاب هایی دینی و داستانی صرفاً منابع تاریخی حساب نمی شوند بلکه نیاز به تحلیل دارند،  با مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید کلید و رمز بررسی های تاریخی را بدست آورید.  در ضمن به تعریف شاهنامه مراجعه نمایید.
   پرسش آسوده 4324:  مدتی پیش در چند سایت خوندم که در شهر سلیمانیه عراق پوست ای از جنس آهو مربوط به سیزده قرن پیش پیدا شده،  در آن از حمله اعراب به شهر زور اشعاری سروده و برخی از بیتهای آن چنین است،  نیایشگاه ها ویران شد،  اتش ها خاموش شد،  عرب های ستمکار اب د،  روستاها را تا شهر زور ن و دختران را به اسارت گرفتند.   نکنه این هم دروغه؟  اصلا تحقیق کنید که این حقیقت داره یا نه؟
   پاسخ انوش راوید:  امروزه ساختن و پرداختن این چیزهای تاریخی نما برای پول خیلی رونق گرفته است،  به هیچ عنوان قابل قبول نمی باشد و از طرف منابع علمی چنین پوستی تأیید نشده است.
   پرسش 4325:  در مورد موضوع حمله اعراب به ایران دومین دروغ بزرگ تاریخ،  بر اساس چه مدارکی به صراحت بیان کرده اید،  در آن زمان هر قبیله ای در جغرافیا و شرایط طبیعی خودش خودکفا بود،  و برای ی فقر و غنی بشکل فکر امروز معنی نداشت،  و ثروت معنی دوران بورژوازی و موج دومی را نمی داد.
   پاسخ انوش راوید:  با نگاهی به قبایل امروزی و قبایلی از قرون جدید که درباره آنها تألیفات علمی باقی است،  به راحتی هر جامعه شناس تاریخی متوجه می شود.  برای مثال به یکی از قبایل آفریقا و آمازون و اقیانوس آرام بروید،  متوجه می شوید که آنها به اندازه نیاز شان خود کفا هستند،  و چیزی از معنی ثروت در جوامع مدرن نمی دانند.  در این باره های مستند زیادی موجود است،  البته این پرسش نمی تواند از جانب شکاکان باشد،  بلکه از عدم آگاهی تاریخی زمین ما و ت یب و انقراض ناشی می شود.
   ما درباره زمانی می گوییم که جمعیت نسبی ایران کنونی کمتر از 2 در کیلو متر مربع بود،  جاده ها، کشاورزی، ارتباطات و غیر در اندازه آن زمان و بسیار محدود بود.  بنا به کل اطلاعات تاریخی و تاریخ اجتماعی و باستان شناسی که اکنون ما می توانیم از آنها بهره بریم می گوید،  در آن زمان هر روستا و شهر در اطراف خودش تا حدود دو سه منزل خود کفا بوده است.  اگر هر قبیله ای به جای سرزمین بومی تاریخی خودش جای دیگری می رفت،  می بایست زندگی در محیط جدید را یاد بگیرد،  تا زنده بماند.  شاید درک این موضوعات برای عده ای مشکل باشد،  درصورت تمایل با مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید نتیجه خوبی خواهند گرفت.
   پرسش 4326:  آیا دلیلی برای اثبات این مطلب دارید؟  هرگز هیچ فاتح در اولین نبردها با دشمن چنین نمی کند،  که باعث شود حریف سخت کوش شود تا اسیر نگردد.
   پاسخ انوش راوید:  در تمام کتاب های تاریخ جنگها نوشته شده است،  که با اسرا خوش رفتاری می د،  تا نتیجه بهتری از ادامه نبرد هایشان بگیرند.  البته توجه داشته باشید،  در تمام جنگها دو گونه نیروی نظامی وجود دارد،  حرفه ای ها و ذخیره ها،  که هر کدام از آنها تحت تأثیر دو مکتب بودند،  دین خودشان و پول پرستی،  به تاریخ لشکر و جنگ مراجعه نمایید و پیگیری نمایید.
   پرسش 4327:  شما مخالف این نظر هستید،  که اعراب بیابان گرد از بیابان ها خسته شده بودند،  از آب و هوای ایران خوششان آمد،  و برای همین به ایران آمدند،  و کشتند و غارت د و ماندند.  آیا تا بحال به عربستان یا امارات رفته اید،  آیا ترجیح میدهید بجای ایران در آن کشورها زندگی کنید؟  البته در 1500 سال پیش.
   پاسخ انوش راوید:  در این باره در وبلاگ توضیح داده ام،  دید افراد در هر ساختار تاریخی اجتماع متفاوت بوده است،  و نمی توان د یک فرد را که در قبیله بدوی زندگی می کرد،  با یک فرد که در دو مرحله جلوتر تاریخ اجتماعی در سازمان قبیله ای بسر می برد،  یکی دانست.  آیا شما می توانید فردی از قبیله ای در گینه نو را که حتی در نزد قبیله خودش دانا به حساب می آید،  با فردی از قبایل امروزی سودان یا سومالی یکی بدانید،  یا هر مثال دیگری.  برای درک این موضوع مطالعات تاریخ اجتماعی خود را گسترش دهید،  و به مسافرت های تحقیقاتی بروید.  دوبی امروزه در بورژوازی پیشرفته بسر می برد،  و ایران هم همین گونه است،  و ما مردمان امروزی دارای دیدگاه های بورژوازی هستیم،  واقعاً که درک آن ساده است.
   توجه:  یک پرسش می پرسم،  آیا برای آینده،  شکل تاریخی اجتماع یا ساختار اجتماعی که در آن بسر می بریم برای ایجاد تغییر و تحول نقشی خواهد داشت؟  و چگونه؟
      در گذشته قبایل وابسته به سرزمین خود بودند،  و خستگی از زمین برای آنها معنی نداشت،  آنگونه که شما می گویید،  گویا آنها گول تبلیغات جام های جهان نما را خورده بودند.  هر قبیله وقتی سرزمین خود را ترک می کرد،  برای اینکه بتواند در سرزمین جدید زنده بماند و زندگی کند،  نیازمند این بود که چیز های جدیدی یاد بگیرد.  این موضوع چند نسل زمان می برد،  و آنها نمی توانستند در زمین دیگری به خوبی و فوری جان بگیرند،  چه رسد به اینکه خوب بازی کنند،  به تاریخ یادگیری مراجعه شود.
      دروغ خوش آمدن از آب و هوای ایران توسط عرب های بدوی،  مانند دروغی است که نوشته اند اعراب از آب و هوای تیسفون خوششان نیامد و به بغداد رفتند.  دروغ گو ها چون بی سواد بودند و نمی دانستند و نمی خواستند بفهمند،  که از نظر آب و هوایی تیسفون و بغداد یکی است،  کاملاً یکی است،  به اطلاعات جغرافیایی رجوع نمایید.
   پرسش 4328:  اگر حمله اعراب نبود چگونه ایرانیان به هند پناه آوردند؟
   پاسخ انوش راوید:  ایرانیان از گذشته های دور به هندوستان رفت و آمد داشتند،  این موضوع ربطی به اعراب ندارد.
   پرسش 4329:  چگونه ایرانیان یکنواخت دین زرتشت را کنار نهاده و به روی آوردند؟
   پاسخ انوش راوید:  ایران وسیع بود،  و جملگی در ساختار اجتماعی سازمان قبیله ای بازمانده از مجلس مهستان بودند،  و دین های مختلفی در ایران وجود داشت،  به تاریخ ادیان و آئین های ایرانی و همچنین تاریخ ورود نام های عربی به ایران بروید.
   پرسش مرتضی 4330:  می گویید، حمله اعراب به ایران دروغ است،  آیا بعدش هم که مردم میخواستند آنها را بیرون کنند دروغ است.  آیا بابک مدین دروغ است،  بروید سری به قلعه بابک بزنید،  مطمعناً توسط انگلیسیها در قرن 19 ساخته نشده است.
   پاسخ انوش راوید:  حکومت هایی که در دروغ های تاریخ به نام خلفای عرب نوشته اند،  در واقع حکومت های ایرانی با ترکیبی از فارس و ترک و کرد و عرب بوده اند.  این تکامل ادامه حرکت تاریخ اجتماعی ایران و گذر از شاهنشاهی ساسانیان به حکومت های دارای انرژی سازمان قبیله ای دینی می باشد،  که بر گرفته از تمام ملت های ایران بوده است،  به موضوعات مربوطه در وبلاگ مراجعه شود.  مشغول بررسی سکه شناسی و آثار تاریخی بجای مانده هستم تا دقیق تر آنها را شناسایی و ترتیب بندی نمایم،  به دروغ نبرد قادسیه و تاریخ ورود نام های عربی به ایران مراجعه شود.  یک نمونه بگویم در تاریخ بسیار نوشته اند که خلفا توسط غلامان ترک و غیره عزل و نصب می شدند،  ولی یکی از این همه تاریخ دان الکی نپرسیده،  اینها چگونه خلفایی بودند که توسط غلامان برکنار می شدند،  نپرسیده و تحقیق نکرده که پس اصلاً خود خلفا ترک یا کرد بودند.
      در تاریخ هر کشوری جنگ داخلی و قهرمان از هر طرف وجود داشته است،  حتی در تاریخ معاصر ایران همین گونه است،  عده ای می خواهند حکومتی را بر دارند،  و عده ای می خواهند حکومت کنند،  اما باید توجه داشت جهش های تاریخ اجتماعی و عبور از ساختار تاریخی اجتماع است،  که کل ماجرا را تغییر می دهد.&n
برچسب ها : پاسخ به شبهات دروغ حمله اعراب به ایران - تاریخ ,است، ,دروغ ,پرسش ,تاریخی ,اعراب ,انوش راوید ,پاسخ انوش ,حمله اعراب ,سازمان قبیله ,تاریخ اجتماعی ,نقشه جغرافیای ,تاریخی ایران مراجعه ,ایرا?
پاسخ به شبهات دروغ حمله اعراب به ایران تاریخ ,است، ,دروغ ,پرسش ,تاریخی ,اعراب ,انوش راوید ,پاسخ انوش ,حمله اعراب ,سازمان قبیله ,تاریخ اجتماعی ,نقشه جغرافیای ,تاریخی ایران مراجعه ,ایرا?
داستان های تاریخی اغفال کننده

داستان های تاریخی اغفال کننده

پیش نویس

      از ابتدای دبستان به ما تاریخ یاد دادند،  اما فقط داستانها و ماجراهای تاریخ را گفتند،  که چه شد و چه نشد،  و هرگز یاد ندادند،  که چگونه درباره تاریخ و سرنوشت شه کنیم.  یاد دادند که تاریخ چیست،  و برای چه می خوانیم،  اما یاد ندادند تاریخمند و شه ورز باشیم.  بهمین سادگی و به واقع یاد دادند،  که چشم و گوش بسته هر پرت و پلایی را تاریخ بدانیم،  چون گفتند تاریخ مهم است.  باز در واقع نتیجه آن می شود،  هر چه سیستم آموزشی برتر غرب القاء می کند،  آنرا باید بدون چون و چرا پذیرفت،  که باز در واقع می شود،  زیر بنای استعمار و داغون شدن بدست استعمار و امپریالیسم و عوامل آنها،  زیرا براحتی گذشته و آینده و در کل سرنوشت را در ذهن ناخودآگاه خود به آنها س ایم.  در این برگه داستان های اغفال کننده جهانی،  مانند فریب کریستف کلمب را بررسی می کنم،  و به مرور ادامه می دهم.

تصویر نقاشی چند کشتی قدیمی،  ع شماره 3517.

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو عقلانیت و انسانیت پیشه کنید،  ع شماره 1622.

برگه 621 تابستان 1395 پیوست تاریخ عمومی جهان است.

. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .

فریب کریستف کلمب

      داستان کریستف کلمب،  یکی از مهمترین تاریخ فریب و داستان های اغفال کننده جهانی است،  این داستان را بجای یک ماجرای تاریخی،   بقدری زیبا در جهان جا انداخته اند،  که همه باور دارند،  این اتفاقها افتاده است.  اما با کمی دقت در آن و داشتن درک از تاریخ نویسی استعماری و اطلاعات کلی از واقعیت های تاریخی ایران و جهان،  براحتی متوجه خواهید شد،  که یک داستان جالب برای سبک کار استعمار و امپریالیسم است.

      داستان کریستف کلمب را من اصلاً باور ندارم،  از نظر من کل آن،  داستان و فریب است،  قبل از داستان کریستف کلمب،  قاره شناسایی شده بود،  و استعمارگران با انبوه لشکر و توپ و تفنگ و آمادگی رفتند،  و قبل از آن نیز با جنگ نرم،  نیمی از اهالی را خام کرده بودند،  انقدر ساده نباید بود،  و اغفال تاریخ نویسی استعماری و هالیود نشد.  جهت اطلاع بیشتر به لینک زیر مراجعه نمایید:

کلیک کنید:  واقعیت تاریخ و کشف

   توجه:  مطالب مربوط به کریستف کلمب از اینترنت است،  و در زیر هر بخش نظر خود را نوشته ام:

       کریستُف کُلُمب تولد 1451 وفات ۲۰ مه ۱۵۰۶ سوداگر و دریانورد اهل جنُوا در ایتالیا بود،  که بر حسب اتفاق قاره را کشف کرد.  او که از طرف پادشاهی کاستیل (بخشی از اسپانیا) مأموریت داشت تا راهی از سمت غرب به سوی هندوستان بیابد،  در سال ۱۴۹۲ با سه کشتی از عرض اقیانوس اطلس گذشت اما به جای آسیا به رسید.  کلمب هرگز ندانست که قاره ای ناشناخته را کشف کرده است.

      کریستف کلمب از چهره های بحث برانگیز تاریخ است. برخی – از جمله اکثر سرخ پوستان – او را مسئول مستقیم یا غیرمستقیم کشتار ده ها میلیون نفر از مردم بومی و عامل استثمار از سوی اروپا می دانند؛ در حالیکه دیگران وی را به خاطر نقش مؤثری که در گسترش فرهنگ و تمدن غرب ایفا کرد می ستایند.

       در مورد زادگاه واقعی کلمب روایت های مختلفی مطرح شده و دربارهٔ سال های نخست زندگانی او اطلاعات اندکی موجود است.  اکثر تاریخ نگاران وی را اهل جنوا در ایتالیا می دانند،  اما برخی نیز او را اسپانیایی دانسته اند.  پدرش دومنیکو کلمبو تاجر پشم و مادرش سوزانا فونتاناروسا دختر یک بازرگان پشم بود.  کلمب سه برادر کوچک تر به نام های بارتولومئو، جیووانی په لگرینو و جیاکامو و خواهری به نام بیانچینتا داشت.  در ۱۴۷۰ خانواده اش برای کار به ساوانو کوچ د،  جایی که کریستف و برادرش بارتولومئو توانستند،  در کنار پیشه خانوادگی،  نقشه نگاری نیز بیاموزند.  کلمب تحصیلات رسمی نداشت و تا حدود بیست و چهار سالگی خواندن و نوشتن نمی دانست،  اما چون آرزو داشت که ناخدای کشتی شود در این دوره و بعد از آن کوشید تا با مطالعهٔ فراوان نزد خود این کمبود علمی را جبران کند.

      در سال ۱۴۷۴ کلمب در شمار کارکنان کشتی گروه «سرمایه داران اسپنولا» که از مشتریان جنوایی پدرش بودند درآمد.  پس از آن یک سالی را روی یک کشتی در حوالی آب های جزیرهٔ خیوس،  واقع در دریای اژه، خدمت کرد. کلمب پس از دیداری کوتاه از خانه، دوباره رهسپار خیوس شد و یک سال دیگر را آنجا گذراند.

      در ۱۴۷۶ همراهی با یک هیئت بازرگانی این فرصت را نصیب کلمب کرد،  تا برای نخستین بار به اقیانوس اطلس سفر کند،  ولی در حوالی خلیج سنت وینسنت ان دریایی فرانسوی به ناوگان حمله ور شدند،  و آن را به آتش کشیدند،  و کلمب که جان بدر برده بود،  به ناچار شش مایل شنا کرد،  تا خود را به ساحل برساند.

      در ۱۴۷۷ کلمب مقیم پرتغال شد،  که در آن زمان قطب بازرگانی دریایی اروپا بود و کشتی های زیادی از آنجا به مقصد انگلستان، ایرلند، ایسلند،  جزیرهٔ مادئیرا،  مجمع الجزایر آزور و آفریقا رهسپار می شدند. کریستف و بارتولومئو کار خود را در لیسبون، پایتخت پرتغال،  با نقشه کشی آغاز د.  پس از مدتی کلمب به عنوان بازرگانِ ملوان به یک ناوگان پرتغالی پیوست و طی دو سال برای ید شکر به مادئیرا و از طریق ایرلند به ایسلند سفر کرد.  او پس از سفری به سواحل غرب آفریقا به مقام نمایندگی تجاری پرتغال در کرانهٔ گینه گمارده شد.  (۱۴۸۵ - ۱۴۸۲).

   انوش راوید:  همین چند خط بالا که بطور خلاصه گفته شده است،  را با دقت و با دید واقع گرایانه بخوانید،  متوجه خواهید شد داستان است،  مانند در اینجا،  و نمی تواند حقیقت و واقعیت باشد.

    ــ  ملیت و مذهب کلمب

      والری فلینت (valerie i.j. flint) در مقاله کریستف کلمب در دانشنامه بریتانیکا نقل می کند،  که امروزه اکثریت قریب به اتفاق پژوهشگران با رجوع به وصیت نامه او (به سال ۱۴۹۸) و اسناد بایگانی شده در جِنُوا و ساوونا،  معتقدند که او در جنوا در یک خانواده ی به دنیا آمد.  با این حال برخی هم مدعی هستند که او از گروندگان به یهودیت بوده و در اسپانیا،  پرتغال یا مکان های دیگری غیر از جنوا زاده شده است.

      اگر چه معمولاً تاریخ نویسان فرض را بر جنوایی بودن کلمب می گذارند،  ولی ملیت واقعی او به طور دقیق روشن نیست،  و دانسته های ما از زندگانی کلمب تا میانهٔ دههٔ ۱۴۷۰ میلادی بسیار ناچیز است.  به گمان بعضی کلمب که بیشتر مایل بوده او را اسپانیایی بدانند،  خود عمداً این اطلاعات را پنهان می کرده،  تا آنجا که حتی برای نامه نگاری با ایتالیایی ها زبان کاستیلی را به کار می برده است.

     با رشد ملی گرایی در غرب قضیهٔ ملیت کلمب صورت جدی تری به خود گرفت.  این مسئله برای جامعهٔ ایتالیایی ایالات متحده از چنان اهمیتی برخوردار بود،  که در سال ۱۸۹۲ در خلال جشن های آغاز سدهٔ پنجم کشف مسئولان شهرداری نیویورک مجبور شدند،  دو مجسمهٔ یادبود کلمب در دو محل،  یکی با زیرنویس اسپانیایی و دیگری به ایتالیایی نصب کنند.

      شماری از تاریخ نگاران باسک او را یک باسکی می دانند،  بعضی دیگر حدس می زنند که وی یک وِرسو (یهودی اسپانیایی ی شده) بوده،  و برای رسیدن به اه خود تبارش را مخفی می کرده است.  برخی مدعی اند که او اهل جزیرهٔ کُرس (در آن زمان تحت سلطهٔ امپراتوری جنوا) بوده،  و بعلت شهرت بد اهالی این جزیره صلاح خود را در کتمان پیشینه اش می دیده،  و بالا ه انی هم بر این باور هستند که وی اصلاً کاتالونیایی، یونانی یا پرتغالی بوده است.

      همچنین در میان اقلیتی که وی را یهودی می دانند،  از جمله «دیوید م آیکهورن» (david max eichhorn)، نویسنده یهودی در اینباره می گوید:  نام حقیقی او کلمبوس نیست و همچنین یک ایتالیایی زاده جنوا نبوده است،  بلکه نام حقیقی او جونکولون (joncolon) بوده،  که در های شهر پانته ودرا (pantevedra) در اسپانیا به دنیا آمده بود.  آیکهورن معتقد است که او در واقع یک یهودی اسپانیایی بوده است.

      بخش هایی از مقاله ای که تحت عنوان «آیا کریستف کلمب حقیقتاً یک یهودی بود؟» به قلم دالیا سیاح (dalia sayah) که در رو مه «شالوم»، ارگان یهودیان ترکیه،  بیان شده قابل ملاحظه است:

      «نکته مهم اینست که در گوشه سمت چپ بالای کلیه نامه هایی که کلمب برای خانواده خود ارسال می داشت،  حروف اختصاری به چشم می خورد،  که مفهوم آن توسط موریس دیوید (maurice david) کشف شد.  این حروف نگاره از دو حرف تشکیل شده است،  که هر یهودی آن را در بالای تمام نوشته های خود می نوشت. این دو حرف عبارت بودند از ב (ب) و ה (هـ) که امروزه معلوم شده که بر عبارت «בעזרת השם» (بعِزرَت هاشم به معنی «به یاری خدا») دل دارد.  نکته دیگری که ثابت می کند،  که او یک یهودی پنهانکار بوده،  نحوه نگهداشتن دست چپ خود (به صورت پنجه باز بر روی قفسه سمت راست) در تصاویر و تابلوهای اوست.  این عمل، اقدام رمزآلودی بود که «مارانو» ها جهت شناسایی یکدیگر به کار می بردند.»

      لی ام ف ن (lee m.friedman)،  تاریخ نگار یهودی،  موید این ادعاست که علایم و نمادهای یهودی موجود در امضای کلمب نشانی بر یهودی بودن وی است.  به نظر او شکل یک مثلث کامل که برای یهودیان مقدس است،  و در گورستانها و معابد یهودیان از آن استفاده می شود، در تمام امضاهای کلمب دیده می شود.

       «کنسولو وارلا» (consuelo varela)، کلمب شناس معروف اسپانیایی معتقد است که کلمب، عهد عتیق «تورات» را از حفظ بوده،  و چنین چیزی برای یک فرد منسوب به جامعه کاتولیک نمی تواند موضوعیت داشته باشد.

   انوش راوید:  دم وس دروغ و دونگ بالاتر از همین چند خط بالا بیرون زد،  این چند خط شاهدی است،  که مطالب بالاتر درباره کلمب در راستای تاریخ نویسی استعماری یهودی است.

   ــ  اه سفر

      عواملی چون تبلیغ دینی و گسترش یت،  شور ضد در آن روزگار، قدرت کاستیل و آراگون، بیم از خطر کشور پرتغال، اشتیاق به یافتن طلا، ماجراجویی و امید به فتح سرزمین های جدید،  نیاز اروپا به تهیه ادویه و گیاهان معطر و دارویی، انگیزه نخستین سفر کلمب به هند شد.

      در عصر کلمب، اروپایی ها برای سفر به هند (منظور از هند آسیای جنوبی و شرقی بود) راهی نداشتند جز حرکت به سمت جنوب، دور زدن قارهٔ آفریقا از کنار دماغهٔ امید نیک و رفتن به طرف شرق در طول اقیانوس هند.  در دههٔ ۱۴۸۰ میلادی، کلمب نیز خیال سفر به هند را در سر داشت ولی نه از طریق معمول.  او می خواست با حرکت مستقیم از اروپا به سوی غرب و عبور از دریای محیط (اقیانوس اطلس) به آسیا برسد.  از نظر دیگران نقشهٔ جسورانهٔ کلمب نپذیرفتنی و بی فایده بود و او ناچار شد،  برای یافتن پشتیبان در میان قدرتمندان و افراد صاحب نفوذ کوشش زیادی به کار برد.  برخی معتقدند که علت این استقبال سرد، اعتقاد اروپایی ها به تخت بودن کرهٔ زمین بود.

      برخی مورخان یهودی که کلمب را یهودی فرض کرده اند،  اه دیگری برای سفر او ذکر نموده اند چنان که دیوید ام. آیکهورن در این رابطه می نویسد: «کلمب برای کشف دنیای جدید می رفت. در حقیقت او از وجود چنین دنیایی با اتکا به مطالعات و کشف های وایکینگ ها خبر داشت. انگیزه اصلی او در این راه، جستجوی جایی برای هم کیشان یهودی خود بود.».

      بر اساس نوشتهٔ نشریهٔ یی «جمهوری جدید» سیمون ویزنتال (به انگلیسی: simon wiesenthal) مورخ یهودی، معتقد است که کلمب برای یافتن جایی جدید برای یهودیان رانده شده از اسپانیا به این سفر تن داد.  در اصل هدف کلمب ایجاد یک جبهه علیه امپراطوری عثمانی و به عبارت بهتر علیه از سویی و تأمین منابع مالی برای بازسازی بنای معبد سلیمان در قدس بود.

      در دائرةالمعارف یهود، در جایی که از کلمب سخن به میان آمده، نوشته شده است: «علی رغم اینکه کلمب همه مقدمات سفر خود را فراهم کرده بود، آن را یک روز بدون هیچ دلیلی به عقب انداخت.  این روز بنابر تقویم یهودیان، روز نهم ماه آو (به انگلیسی: av) یهودی، یعنی روز ت یب معبد سلیمان است.  این روز را یهودیان به عنوان «روز عزا» روزه می گیرند.».

   انوش راوید:  تمام چند سطر بالا در جهت مغزشویی و توجیه دروغ اصل کلمب است،  تا سادگان را اغفال دروغ کلمب و کشف کنند.

   ــ  سفر نخست

      کلمب در آغاز در سال ۱۴۸۵ طرح خود را به دربار پرتغال ارائه داد و پیشنهاد کرد،  که زیر پرچم این کشور در جزایر هند به اکتشاف بپردازد،  اما کارشناسان پادشاه پس از بررسی به این نتیجه رسیدند،  که خط سیر سفر بسیار طولانی تر از آن چیزی است،  که کلمب ادعا می کند،  (امروز می دانیم که مسافت واقعی حتی از برآورد پرتغالی ها نیز درازتر بود) و درخواست او پذیرفته نشد.

      او که از مقامات لیسبون ناامید شده بود،  به اسپانیا رقیب پرتغال پناه برد تا از حاکمان آن دیار کمک بخواهد.  در ۱۴۸۵ بخش اعظم اسپانیای امروزی زیر سلطهٔ فردیناند شاه آراگون و ایزابلا ملکهٔ کاستیل بود،  که پس از ازدواج با یکدیگر بطور مشترک بر قلمروی بزرگ حکومت می د.  کلمب در مجموع توانست نقشه اش را به کارشناسان دربار اسپانیا بقبولاند،  اما هفت سال (تا ۱۴۹۲) طول کشید تا با شاه و ملکه به توافق نهایی برسد.

      در نهایت قرار بر این شد،  که نیمی از بودجهٔ سفر را سرمایه داران ایتالیایی بگذارند،  و نیم دیگر از سوی ت اسپانیا فراهم شود.  نبردهای سخت با مسلمانان و تصرف گرانادا خزانه سلطنتی را تهی کرده بود،  و پرداخت همین سهم پنجاه درصدی هم برای ت آسان نبود.  پیش از آغاز سفر شاه و ملکه کلمب را به مقام دریاسالاری گماردند،  و سخاوتمندانه حق موروثی حکومت بر تمام سرزمین های کشف شده در آن سوی اقیانوس را به وی بخشیدند.

      پس از تحویل گرفتن سه کشتی با م ومات کامل از ت،  نوبت به کار دشوار گردآوردن خدمه رسید.  بیشتر ملوانان از رفتن به چنین مأموریت «جنون آمیزی» وحشت داشتند.  اگر نفوذ ملکه و وعده های رنگارنگ کلمب نبود،  شاید هیچ حاضر به همراهی با وی در این سفر نمی شد.

      سرانجام در غروب سوم اوت ۱۴۹۲ سه کشتی سانتاماریا، نینیا و پینتا همراه با نود نفر خدمه به فرماندهی کلمب از بندر پالوس به راه افتادند،  و پس از توقفی کوتاه در جزایر قناری (آفریقا) رهسپار دل اقیانوس شدند.

      در آغاز اوضاع خوب بود،  و ملوانان کاملاً از کلمب فرمان می بردند،  ولی پس از چند روز که ساحل در زیر خط افق ناپدید شد،  بتدریج دچار ترس و وحشت شدند. تا آن زمان تمام کشتی هایی که در اقیانوس اطلس سفر می د،  یکی از دو مسیر شمالی یا جنوبی را در پیش می گرفتند و همواره کرانه های اروپا یا آفریقا در آنها بود.  اما اکنون آنها درحال رفتن به بخش های ناشناخته مرکزی بودند؛  جایی که به عقیدهٔ عوام پر از هیولاهای هولناک بود،  و طوفان های شدید راه کشتی ها را می بست.  کلمب از ن یتی زیردستانش آگاه بود.  گفته اند وی یک دفتر رخدادنگاری روزانه جعلی ترتیب داده بود،  که فواصل را کوتاهتر از مقدار واقعیشان در آن ثبت می کرد،  تا افراد نفهمند که چه مقدار پیش رفته اند،  و از هراسشان کاسته شود.  این داستان به احتمال زیاد واقعیت ندارد.  با حضور ناخداهای دیگر و افسران و سکان داران با تجربه در ناوگان،  کلمب هرگز نمی توانست با چنین ترفندی آنها را بفریبد.

      مسافرت پنج هفته به طول انجامید.  در این مدت ملوانان وحشتزده بارها بر فرمانده خود شو د،  و حتی خواستند او را سربه نیست کنند،  و کشتی ها را به اسپانیا بازگردانند.  اما هر بار کلمب با وعده یا تهدید آرامش را برقرار می ساخت.

   انوش راوید:  داستان های الکی پشت سرهم چیدند،  ولی اصل قضیه را هم افشا د،  و می گویند "سرمایه داران ایتالیایی"  که در آن زمان همه یهودی بودند،  و این یهودیان تاریخ جالبی دارند،  و اینها شیوه های سرمایه داری استعماری را پایه گذاشتند.  این یهودیان در ارتباط تنگاتنگ با بین النهرین و ایران بودند،  و اطلاعات کاملی از تاریخ و جغرافیا داشتند.

   ــ  کلمب و نامگذاری دنیای جدید

      در بیستم سپتامبر با مشاهدهٔ دسته ای پرنده که از شرق می آمدند این امید در ایشان قوت گرفت که خشکی در آن حوالی است.  بالا ه در یازده اکتبر دیده بانان وجود یک خشکی را در روبرو اعلام د؛  فردای آن روز،  ۱۲ اکتبر ۱۴۹۲ و بر اساس تقویم یهودی مصادف با ۲۱ تشرین ۵۲۵۳ یعنی آ ین روز جشن سایه بان ها،  روز «خواهشمندی بزرگ» (هوشانا ربا) بود،  کلمب و یارانش پس از ۳۵ روز سفر سخت،  پا بر جزیره ای زیبا و سرسبز از مجمع الجزایر باهاما ( ی مرکزی) گذاشتند.

      کریستف کلمب پس از کشف قاره جدید ( ) در تاریخ ۱۴۹۳،  نامه ای هشت صفحه ای را برای ایزابل و فرناندو ملکه و پادشاه اسپانیا نوشت،  و در آن برداشت خود از مردمان،  گیاهان و جانوران سرزمین جدید را توضیح داد.

      رفتار بومیان یی با تازه واردان دوستانه و آشتی جویانه بود.  کلمب در نامه ای به فردیناند و ایزابلا دربارهٔ نان جزیره می نویسد:

      «اگر اعلیحضرتین دستور فرمایند،  می توانم تمام آنها را به کاستیل گسیل دارم یا در همین جزیره به اسارت گیرم.  پنجاه مرد کافیست تا کل این مردم را تحت انقیاد درآورید،  و به انجام دادن هر کاری وادار سازید.».  او ادامه می دهد:

      «این مردم دین ندارند،  و حتی بت نمی پرستند.  بسیار نجیبند و نمی دانند بدی چیست.  هیچ نوع سلاحی ندارند؛  نه یکدیگر را می کشند،  و نه از هم سرقت می کنند.»

      پس از ارتباطات دوستانهٔ آغازین میان بومیان و غربی ها،  کلمب به این باور رسیده بود،  که گسترش دین در میان این جماعت نه با توسل به زور که با محبت ممکن خواهد بود.

      کلمب در این سفر اول کرانه های شمال شرقی کوبا و هیسپانیولا (جزیرهٔ هائیتی امروزی) را نیز کاوش کرد.  اما در شب میلاد به هنگام گشت زنی،  سانتاماریا،  کشتی اصلی فرماندهی در کرانه هیسپانیولا به گل نشست،  و ناگزیر به حال خود رها شد.  به این ترتیب ناوگان کلمب به یک کشتی محدود گردید.  (کشتی پینتا کمی بعد از کشف کوبا شورش کرده و گریخته بود)،  کلمب که از مدتی قبل در حال برنامه ریزی برای بازگشت به اروپا بود،  دیگر برای بردن تمام افرادش جای کافی نداشت.  از این رو پس از ب اجازه از گواکاناگاری رئیس بزرگ بومیان،  قرارگاهی در هیسپانیولا ب ا کرد،  و سی و پنج نفر از ملوانان داوطلب را آنجا گذاشت،  که تا زمان بازگشت دوبارهٔ کلمب به کشاورزی بپردازند.

      در ۴ ژانویه ۱۴۹۳ مسافران کشتی نینیا راه میهن خود را در پیش گرفتند،  و پس از تحمل مشقات بسیار و دست و پنجه نرم با بادهای ناشناخته و توفان های سخت اقیانوس به اروپا رسیدند.  اما کلمب برخلاف میلش نتوانست مستقیماً در کاستیل پیاده شود،  و چند ماهی را نزد پرتغالی ها (دشمن دیرین اسپانیا) در بازداشت به سر برد.  در این مدت کوتاه اخبار اکتشافات او در سراسر اروپا پیچید بطوری که وقتی در ۱۵ مارس بالا ه کلمب در میان استقبال پرشور مردم به اسپانیا وارد شد،  سفرنامه اش به چاپ سوم رسیده بود.

      او بلافاصله با طلاهای غنیمتی و چند بومی اسیر به دربار رفت و فردیناند و ایزابلا به گرمی پذیرای او شدند.  در این مجلس علاوه بر طلا، کلمب چهار تحفهٔ تا آن زمان ناشناختهٔ دیگر از «دنیای نو» را تقدیم شاه و ملکه کرد؛  گیاه تنباکو، میوهٔ آناناس، بوقلمون و وسیلهٔ محبوب ملوانان یعنی ننو.

   انوش راوید:  این سفر اول نبوده،  و تمام اینها که نوشتند داستان است،  از این دست سفرها زیاد داشتند،  و اطلاعات کافی از وجود داشت.  در این داستان با گفتن قرار دادن 35 ملوان در آن جزیره،  دارند خود را از سرکوب و کشتار مردمی،  که تاکنون با اروپا تجارت داشتند،  بهانه و توجیه جور می کنند،  از این دست ترفندها تاکنون بارها اجرا شده و می شود.

   ــ  سفر دوم

      (۱۴۹۳ - ۱۴۹۶) در ۲۴ سپتامبر ۱۴۹۳، کلمب با ناوگانی از هفده کشتی مجهز با همراهی یک گروه ۱۲۰۰ نفری جهت استعمار و سرکوب بومیان،  عازم شد.  او این بار نسبت به سفر اول مسیر جنوبی تری را برگزید،  و پس از ۲۶ روز به جزیرهٔ بزرگ دومینیکا ( ی مرکزی) رسید سپس راه شمال را در پیش گرفت،  و به ترتیب جزایر آنتیل کوچک،  شامل گوادلوپ، مونتسرات، آنتیگوا و نویس (navis) و جزایر ویرجین و پورتوریکو را کشف و همه را جزئی از قلمرو اسپانیا اعلام کرد؛  سپس به هیسپانیولا رفت و به جستجوی یاران پیشین برآمد اما مهاجرنشین را خالی از سکنه یافت؛  اروپایی های ن جزیره،  همه در جنگ با بومیان کشته شده بودند.  وی در مدت اقامت کوتاهش یک قلعهٔ کوچک در داخل و یک شهرک در کرانه های شمالی جزیره بنا نهاد.

       کلمب در ادامهٔ مأموریت اکتشافی،  بیشتر کرانه های جنوبی کوبا را از شرق تا غرب پیمود اما پیش از رسیدن به انتهای آن به این پندار که به جای جزیره با شبه جزیره ای روبروست،  تغییر مسیر داد و جامائیکا را کشف کرد.

      کلمب پس از سپردن امور به دست برادرانش در ۱۰ مارس ۱۴۹۶ هیسپانیولا را به مقصد اروپا ترک کرد.  سفر دوم او هم به پایان رسید.

   انوش راوید:  اصل ماجرا از همین جا آغاز شده،  استعمارگران با درک و دانش و اطلاعات از ،  با نفرات زبده و تجهیزات و توپ و تفنگ کافی،  نبرد خود را آغاز د.  این حمله و شبیخون در راستای یک کار دقیق نظامی بود،  و هر چه گفتند،  که تقصیر بومیان بود،  و این و آن بود دروغ است.  حتی یادشان رفته بود،  که قبلش نوشتند بومیان صلح جو و بدون سلاح و جنگ بودند،  و یکدفعه می گویند 35 ملوان در جنگ با بومیان کشته شدند.

   مهم:  اغفال ترفند های تاریخ نویسی استعماری نشوید،  اگر اغفال شوید مطمئن باشید از این دست ترفندها برای شما هم خواهند داشت،  و خواهند نوشت.

. . . .

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

کلیک کنید:  اتحاد مهم تاریخی فرهنگی

کلیک کنید:  تحقیق ها و تحلیل های متفاوت جدید

کلیک کنید:  خط قرمز های تاریخ نویسی استعماری

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= د و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و ع ها و مطالب را بی د.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اه ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.

برچسب ها : داستان های تاریخی اغفال کننده - کلمب , ,تاریخ ,یهودی ,بود، ,داستان ,کریستف کلمب ,انوش راوید ,نویسی استعماری ,کلیک کنید ,تاریخ نویسی ,تاریخ نویسی استعماری , داستان کریستف ,داستان
داستان های تاریخی اغفال کننده کلمب , ,تاریخ ,یهودی ,بود، ,داستان ,کریستف کلمب ,انوش راوید ,نویسی استعماری ,کلیک کنید ,تاریخ نویسی ,تاریخ نویسی استعماری , داستان کریستف ,داستان
تاریخ توانایی های مردم در ایران

تاریخ توانایی های مردم در ایران

پیش گفتار

      همیشه ما در تاریخ خوانده ایم،  که این پادشاه آمد و آن یکی رفت،  اما هرگز دلایل آنرا پیگیر نشدیم،  یا نخواستند بشویم،  فقط با دروغ و دونگ گفته اند،  مثلاً هخا ان را اسکندر مقدونی از یونان آمد و برداشت،  و هرگز نخواستند فکر کنیم پس مردم کجای این قضایای تاریخی بودند،  درصورتیکه اصل مردم هستند.  آنها با در واقع سیستم تاریخ نویسی غرب استعماری تمام تلاش خودش را کرده،  که در تاریخ نویسی مردم فراموش شوند،  و مردم نتوانند خود و قدرت خود را در طول تاریخ بشناسند و بدانند.  در این صفحه سعی می کنم،  در فرصت هایی به این موارد بپردازم.

   توجه و مهم:  این وبلاگ برای افرادی است،  که در علم جستجوگر و کنشگر هستند،  برای افراد واکنشگرا نیست. 

تصویر سنگ نگاره ای از تخت جمشید،  ع شماره 3516.

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو داشته های تاریخی ما آرزوی دیگران است،  ع شماره 1616.

برگه 492 بهار 1396 پیوست تاریخ مدنی و اجتماعی ایران است.

. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .

.....

اشتباهی که همه خواهند سوخت

      متن زیر نامه ای از جانب ایران دوستان است،  که به رئیس صدا و سیمای ایران،  برای توهین و تحقیر نمادهای ملی و شاهنامه در شبکه نسیم نوشته شده است.  البته این نامه لحن ملایم دارد.  بارها توسط من و یا دیگر هموطنان،  متن در نشریات یا نامه به صدا و سیما برای اهانت های متعدد قبلی نوشته شده،  که تاکنون کارساز نبوده،  امیدوارم این یکی کار ساز باشد.

   مهم:  در زمانی که جهان در رقابت شدید،  برای نفت و گاز و آب و سرمایه است،  دشمنان تاریخی ایران می خواهند،  با از بین بردن هویت و تاریخ ایران،  بلکه بتوانند ایرانی را ش ت دهند،  و کشور و منابع را از زیر پای ملت بیرون بکشند.  بهتر است مقامات ایران به این مهم توجه کنند،  هویت دینی و شیعه ایران،  در هویت ملی ایرانی نهفته است،  جدا این دو خطرناک است.  عدم دقت در این مورد،  و عدم دقت از نفوذ ستون پنجم نرم کشورهای دشمن منطقه و جهان در ایران،  ممکن است باعث صدمه های غیر قابل جبران شود،  اشتباهی که همه در آن خواهند سوخت.

   ــ  عزیزان ایران دوست،  و نگران ایران و آینده ایران،  نامه زیر را امضا می کنم،  و امیدوارم شما نیز چنین کنید.

  متن نامه جمعی از ایران دوستان

  نامه سرگشاده جمعی از ایراندوستان

به رییس شبکه نسیم و رییس صداوسیما

جریان تأمل برانگیز توهین و تحقیر نمادهای ملی در شبکه نسیم سیما، تعمد یا ناآگاهی؟

چندی است تحرکات مشکوک ضد هویت ایرانی،  به طور پی در پی مشاهده می شود که چرایی آن جای پرسش بسیاری را برای افکار عمومی ملت ایران به همراه داشته است.

در برنامه دوشنبه شب (١٩ تیر ١٣٩٦) خندوانه، خنداننده شو، با دستاویز خنداندن مخاطب، فردی به نام سیده زینب با واژگانی بسیار رکیک و زشت، آزادانه به تمس علنی هویت ایرانی، شاهنامه فردوسی، تحقیر ایرانیان، ریشخند به داستان رستم و سهراب و... پرداخت که سبب خشم و ناراحتی اقشار مختلف ملت ایران شد.

به راستی خنداندن بینندگان تلویزیونی به چه قیمتی؟

به قیمت پایمال و "خودتحقیری" یادمان های چند هزارساله نیاکانمان؟

به راستی از شورای سیاستگذاری صدا و سیما به طور عام و مسئولان شبکه نسیم باید پرسید، تکرار چندین باره توهین و تحقیر فرهنگ ایرانی و شاهنامه فردوسی در برنامه های پربیننده اجتماعی، خدمت به واقعیت هویتی تاریخی به نام "ایران" است یا خدمت به همسایگان آزمندی که در چند روز گذشته حتی بر "سیمرغ، اسطوره ایرانی منطق الطیر عطار نیشابوری" نیز چنگ انداخته اند و پیش تر "تار ایرانی"، "چوگان ایرانی" و حتی "ورزش زورخانه ایرانی" را هم از آن خود اعلام کرده اند؟

به راستی خطای برنامه ای که مجری آن همواره از کاربرد واژه "ملت" ایران، خودداری می کند و در عوض برای مهمانان کرد و آذری، بر واژه های مشکوک "ملت ک..."، "ملت ت..." تاکید می کند، سهوی است؟

در حالی که در ایران، شوربختانه هیچ نهاد رسمی ویژه اختصاصی به عنوان متولی حراست از وحدت ملی و هویت جمعی ایرانی، وجود ندارد؛ هر روز ابعاد مختلفی از توهین های آشکار و پنهان ضد هویت ملی و تمامیت ارضی ایرانی را در عرصه های مختلف ، ی، فرهنگی، هنری و حتی ورزشی شاهد هستیم:

  ١-   فحاشی و تمس علنی به کوروش (ذوالقرنین سوره کهف قرآن مجید).

  ٢  فحاشی به فرهنگ و تاریخ ایران باستان.

  ٣  بسترسازی تجزیه زبانی- قومی ملت یگانه ایران و ملت خطاب هر یک از اقوام ایران برای هدف نهایی تجزیه کشور.

  ٤  توهین و تحقیر زبان ملی فارسی.

  ٥  توهین و تمس اثر جهانی شاهنامه و فردوسی بزرگ.

  ٦  انتقاد از پایبندی به تمامیت ارضی و حفظ خاک میهن.

  ٧  -  توهین و انگ نژادپرستی و تحقیر میهن پرستی (صرفا برای ایرانیان و نه مردم دیگر کشورهای جهان).

  ٨  نامگذاری یک سگ به نام "ک..ش" توسط مهدی ژوله و مهران مدیری در سریال عطسه.

  ٩  -  پیشنهاد بیشرمانه جایزه گذاری برای ی که بر روی تخت جمشید یادگاری بنویسد در برنامه پربیننده "دورهمی".

  ١٠  راه اندازی کارخانه خیارشور در حریم درجه ١ پاسارگاد و آرامگاه کوروش بزرگ.

  ١١  -  احداث کارخانه رب گوجه فرنگی در حریم درجه ١ آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد و....

حال پرسش این است که چرا هر ی هر مشکل و انتقادی به جامعه ایرانی دارد،  و می خواهد قیافه روشنفکری یا جهان وطنی به خود بگیرد،  فقط از ایران،  کوروش بزرگ،  شاهنامه یا به طور کلی از تمدن پیش از ایران مایه می گذارد؟

مگر جز این است که ویژگی مهم شاهنامه فردوسی و داستان هایش،  پایبندی به تاریخ و فرهنگ و آداب و رسوم و مذهب و زبان ملی ایرانی است و این هاست که دو نیمه هویتی مذهبی و ملی ایرانیان را در طول هزاره ها از نابودی و اضمحلال دور ساخته است؟

تردیدی نیست که دشمنان آشکار و پنهان ایران هم به خوبی می دانند،  که ایران را فقط در صورتی می توانند از پای بیندازند که ملات پیونددهنده ملت یعنی "هویت مذهبی و هویت ملی" را تضعیف کنند.

به راستی آیا با حذف تاریخ پیش از یا پس از ،  جامعه ایرانی تغییری در واقعیت های ضبط و ثبت شده در تاریخ به وجود خواه