اگر بخواهم تفسیر درستی از رفتار خودم در برابر مهمان هایمان داشته باشم باید بگویم روزی که مهمان دارم از صبح س ... ا هستم و بنابراین خیلی زود کارهایم ردیف میشود و خودم تقریبا در انتهای شب خسته و کوفته فقط ولو میشوم و همسرجان سروسامانی به ظرف های میوه میدهد و گاهی انقدر خسته میشوم که حتی مانع کار ... همسر نیز میشوم و فکر میکنم او هم مثل من خسته است و نیاز به استراحت دارد ولی ح ... های استثنایی هم وجود دارد و ان هم وقتیست که دوستی هم سن و سال مهمان منزلمان باشد و هرچقدر درجه صمیمیت بیشتر باشد راحتر برخورد میکنم ....امروز یکی از اون روزهای خوبی بود که مهمان عزیزی داشتم دوستی مهربان و ارام و دوست داشتنی...دوستی به قدمت هشت سال....

وقتی مهمان خانه ... ی هستم چیزی که برایم بیشتر از همه اهمیت دارد معذب نبودن است ،اینکه با من احساس غریب ... نکنند و وقتی ... ی مهمان خانه ماست نهایت سعیم را میکنم که اوقات خوشی برایشان رقم بخورد و امیدوارم که این چنین باشد...

هم من و هم همسر از مهمان استقبال میکنیم البته در اکثر اوقات گاهی واااقعا به هر دلیلی و یا گاهی بی هیچ دلیلی حس و حال مهمان وجود ندارد که ندارد اما مهمان حبیب خداست و برکت زند ...

باید سعی کنم که یاد ب ... رم به خودم سخت ن ... رم و در همه حال مهمترین خودم باشم....