درس اول:

1:ما را آن ده که آن به.

2:اعمال و کارهای انسان.

3:به ضربت خوردن حضرت علی(ع) و اسارت ضارب و تاکید مولا بر مدارا با وی.

4: نه خدا توانمش خواند، نه بشر توانمش گفت متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را.

5:اگر شعر را از حافظ بدانیم منظور ازپیام آشنا"الهام الهی و الطاف رحمانی"و مقصود از آشنا"خود حافظ"است و چنانچه شعر را گفته­ی شهریار بدانیم پیام آشنا"پیامی از حضرت علی(ع)" و منظور از آشنا"شهریار است.

6:آزاده و سرمستم،خود کرده به هامونم رانده است جنون عشق،از شهر به افسونم بیت اشاره به داستان لیلی و مجنون دارد.




درس دوم:

1: ش ت دادن،نابود

2: الف.که بنشین پیش گرانمایه جفت ب.مرا مادرم نام مرگ تو کرد

3: عناصر ملی، پهلوانی، داستانی

4:تو مرکز فرماندهی را مطابق آئین نظامی ی کن.

5:به شهر تو شیر و نهنگ و پلنگ سوار اندر آیند هر سه به جنگ؟

که جوابش این است که شیر و نهنگ و پلنگ سواره به جنگ نمی آیند.

ج6:به رستم بر آنگه ببارید تیر تهمتن به او گفت بر خیره خیر
همی رنجه داری تن خویش را دو بازوی و جان بد ش را

ج7:بر او راست خم کرد و چپ کرد راست وش از خم چرخ چاچی بخواست

بیامد که جوید زایران نبرد سر هم نبرد اندر آرد به گرد

ج8:به گرز گران دست برد اشکبوس زمین آهنین شد سپهر آبنوس

چو بوسید پیکان سر انگشت اوی گذر کرد بر مهره ی پشت اوی




درس سوم:

ج1:خشمگین شدن (نشان دادن خشم خود)

ج2:آهنین کوه (استعاره از عمرو) هژبر ژیان (استعاره از علی)

ج3:زیرا شاعر تحت تاثیر حماسه های ملی، این داستان تاریخی و دینی را با دخل و تصرف در اصل موضوع سروده است.

ج4:بخشی از خاوران نامه ی ابن حسام خوسفی یا شهنشامه ی صبا خوانده شود.

ج5:بیت سیزده(اله،اژدها)

ج6:زبان مثنوی معنوی ساده و سنجیده است حال آنکه زبان حمله­ی حیدری رسا وسنجیده نیست،شعر مولوی منطقی است در حالی که حمله ی حیدری از این نظر موفق نیست،شعر مولوی بیشتر جنبه­ی عرفانی (غنایی)دارد اما شعر باذل جنبه ی پهلوانی و حماسی و موضوع هر دو اثر تقریبا یک چیز است.





درس چهارم:

ج1:زیرا او می خواهد جایزه ی نفر سوم را-که یک کفش است-ببرد تا آن را به خواهرش بدهد.

ج2:در آن قسمت که خوانواده ها در کنار فرزندانشان هستند و با شیرینی و آب میوه از بچه هایشان پذیرایی میکنند و مادری با دوربین دستی از فرزندش می گیرد در حالی که علی با آن کتانی کهنه مبهوت فضا شده است.

ج3:به خاطر ایثار،صداقت و معنویت ک نه­ی خواهر و برادر

ج4:به منظور فهم و درک بیشتر نامه،خودتان به این سؤال و سؤال پنج جواب بدهید.




درس پنجم:

ج1: انسان ، عامل بسیاری از مشکلات خودش هست.( مسبب همه­ی گرفتاری ها خودمان هستیم)

ج2:مرحله ی دوم تعارف میزبان،وقتی که صاحب خانه اصرار می کند مهمان ها از کباب غاز بخورند.

ج3:الف.استفاده از ضرب المثل های عامیانه و کنایات ب.جزیی نگاری در توصیف ج. اقتباس از آثار ادبی گذشته

ج4:جلو ی در آمدن: پذیرایی شایسته ( شایستگی های خود را نشان دادن).سماق مکیدن:انتظار بیهوده کشیدن برای غذا. شکم را صابون زدن:در انتظارخوردن چیزی بودن. چند مرده حلاج بودن:توانایی انجام کاری را داشتن (چقدر کارایی داشتن)

ج5(توصیف سیلی زدن) پنج انگشت دعا گو به معیت مچ وکف ومایتعلق به،برصورت گل انداخته­ی آقای ی نقش بست. توصیف قیافه­ی مصطفی (لات و لوت و آسمان جل و بی دست و پا و پخمه و و تا بخواهیبدریخت و بدقواره)

ج6: واترقیده اند، تک و پوز، کیفور شدن، آسمان جل و پخمه. لات و لوت، فنرش در رفته و . . .

ج7:پیام هر دو این است که مسبب همه­ی گرفتاری ها خودمان هستیم.





درس ششم:

ج1:پنج فرزند داشتن محم ی و عجز و ماس او.

ج2:اوضاع کشور بسیار نامناسب توصیف شده است و نشانگر این است که اربابان به مردم ظلم می د و ت خ مه ی پهلوی به بیدادگری و استبداد برخواسته بود.

ج3:خلاصی از ادامه­ی این مأموریت دشوار ، دریافت تشویقی و پاداش به خاطر این کار، پیشگیری از لورفتن قضیه

ج4: شاعر با تکرار این جمله به طور ضمنی به خواننده القا می کند که خاطره ی شوم قتل صغری همیشه در ذهن و خیال گیله مرد وجود دارد.

ج5:محم ی:نماد انسان های ظالم و وابسته به حکومت و مجری بی اختیار حاکمان
گیله مرد: نماد انسان های ظلم ستیز و مبارز و خواه
دوم: نماد انسان های ناآگاه و بی اعتنا به سرنوشت دیگران



درس هفتم:

ج1:نامنظم درو کنید تا خوشه های بیشتری باقی بماند و خوشه چین ها بتوانند بیشتر استفاده ببرند.

ج2: نویسنده مظلومیتی را که در داستان یوسف وجود دارد با داستان سیاوش مقایسه کرده است و می گوید که هر دو در برابر بیگانه ایستادند و بی گناه کشته شدند.

ج3:آفتاب تیغ کشید: کنایه از طلوع کرد خم به ابرو نیاوردن: کنایه از اظهار ناراحتی ن

پلک هایشان داغ شده: کنایه از نزدیک است گریه کند.

ج4:ماری که از ب بر روی قلبش چنبره زده بود.

ج5:تحقیق کنید و بنویسید.

ج6:ثوابت باشد ای دارای من /که گر رحمی کنی بر خوشه چینی/ ش درو کنید تا چیزی گیر خوشه چین ها بیاید.




درس هشتم:

ج1:مثلا در مزرعه سبد کارگران ضعیف و رنجور را پر می کرد و خود را به خطر می انداخت و روپوش کهنه­ی خود را به پیرزن می­داد.

ج2:خشونت و سنگدلی

ج3:آنجا که می گوید من همه­ی نیرو های بازوانم را در اختیار شما می گذارم اما روانم را به موجود فناپذیری

نمی سپارم و آن را برای خداوند محافظت می کنم.

ج4:در آنجا که می گوید وقتی که جسم من را کشتید دیگر کاری از دستتان برنمی آید و پس از آن ابدیت در کار است

ج5:به عهده ی دانش آموز

ج6: این نکته را که پشت سرگذاشتن سختی ها و مشکلات باعث ارتقای کشور می­شود.




درس نهم:

ج1: سر گردانی در بیابان، خانه و ویرانی.

ج2:الف.نرون مرد ولی رم نموده است/باچشمهایش می جنگد. ب:دانه های خشکیدهی خوشه ای/ دره ها را از خوشه ها لبریز خواهد کرد.

ج3:سرود های صلح و شادی: وحی الهی /چوپانان: ان

ج4:صلح ، فلسطین

ج5:جمله­ی اول: حاکمان ظالم مرده اند و می میرند اما فلسطین همچنان پایدار می ماند.

جمله ی دوم: با آگاهی و بصیرت و شناخت کامل می جنگد.




درس دهم:

ج1:دسته ی سطل را تکان می داد، چند بار از یک تا ده را می شمارد.

ج2:الف.چند دسته از بوته های خار،در نقاط بی درخت سوت می کشید.

ب.درخت های خاردار مانند بازوهای طویلی که مسلح به چنگال و مهیای گرفتن شکار باشند،به هم می پیچیدند

ج3:از ستاره ی درخشان و نورانی مشتری که آن را نمی شناخت و آن را همچون یک زخم نورافشان می دید،

می ترسید.

ج4:زنی نفرت انگیز با دهانی هم چون دهان کفتار و چشمانی برافروخته از غضب.




درس یازدهم:

ج1:الف.- تشبیه: گیسوان دلا چون آبشار طلایی می­درخشید .

ب:- استعاره: دلا کلاهش را برداشت و از زیر آن،آبشار طلایی رنگ سرازیر شد.آبشار طلایی استعاره از گیسوان دلا .

ج2:زیرا ارزش واقعی گیسوان دلا خیلی بیشتر از آن مبلغ بود.

ج3:زیرا بدین وسیله متوجه شدند که چقدر نسبت به هم محبت دارند که به خاطر همدیگر از بهترین چیزهای خود گذشته­اند.

ج4:وجود یک حادثه با یک شخصیت اصلی، محدودیت مکان، پرداختن به یکی از ابعاد زندگی.

ج5:ایثار ،عشق

ج6:هر مخلوقی نشانی از خداست و هیچ مخلوقی او را هویدا نمی سازد.

ج7:سرانجام این طور می گوییم که او در همه جا هست،هر جا و نایافتنی است.

ج8: هر دو معتقدند که باید با دیدی نو و تکامل یافته به امور و پدیده ها نگریست.




درس دوازدهم:

ج1:عیش و مستی

ج2:درویش نوازی: ای صاحب کرامت شکرانه ی سلامت روزی تفقدی کن درویش بینوا را

حسن خلق: آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مرورّت با دشمنان مدارا

اغتمام فرصت: ده روز مهر گردون افسانه است و افسون نیکی به جای یاران،فرصت شمار یار را

ج3: حافظ در بیت-آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا-معتقد است که آسایش و راحتی دو جهان در این است که با دشمنان و مخالفان به نرمی برخورد کرد و این ،مضمون همان آیه است که خدا به موسی(ع)می فرماید:با فرعون ستمگر و طاغی با بیانی نرم صحبت کن؛البته هدف از این ملایمت،اصلاح یا تاثیر گذاشتن بر مخالف است؛ولی در غیر این صورت جایز نیست.

ج4:«اینه ی اسکندر نامه» آیینه ای بوده که اسکندر با همکاری ارسطو بر فراز مناره ی شهر اسکندریه(مصر)ساخته است؛کارش این بوده که از دور کشتی ها را می دیده است،این آیینه،از عجایب هفتگانه ی عالم بوده است.یکی از ویژگی این آیینه این بوده که از آینده خبر می داده است.«دارا»همان داریوش سوم است که در زمان او اسکندر به ایران حمله کرد و او را ش ت داد و«دارا»به شمال شرقی ایران گریخت و به دست والی بلخ کشته شد.با مرگ او سلسله ی هخا منقرض شد.

ج5: بهشت

ج6:الهی گلهای بهشت در پای عارفان خار است،جوینده ی تو را با بهشت چه کار است؟

حدیث روضه نگوییم گل بهشت نبوییم جمال حور نجوییم دوان به سوی تو باشم




درس سیزدهم:

ج1:«الف»کثرت می باشد،مثل«الف»در موارد زیر:

بسا ا که به روز تو آرزومند است.(جه بسیار انی که...)

زهی سودا که خواهی یافت فردا از چنین سودا(چه سرمایه های زیادی که...)

ج2:خدا

ج3:ز یزدان دان نه از ارکان که کوته دیدگی باشد / که خطی کز د خیزد تو آن را از بنان بینی

ج4:اقبال و ادوار،اوج و قعر،سود و زیان،عرش و فرش

ج5:تنزل مقام یافتن، از مقام عالی پایین آمدن

ج6:بیت آ

ج7:مصراع دوم شعر بیت هشتم: به سوی عیب چون پویی گر او را غیب دان بینی

ج8:هشتن و هلیدن

ج9:تنه ی اصلی



درس چهاردهم:

ج1: قیام کاوه ی آهنگر علیه ضحاک ماردوش

ج2: احترام به خود و دیگران،عد خواهی و تنفر از زور،مسئولیت اجتماعی،وظیفه شناسی و همکاری با دیگران.

ج3: زیرا با سقوط ساسانیان روی کار آمد و تجمل پرستی و اختلاف عظیم طبقاتی از بین رفت و و مساوات و برابری برقرار شد.

ج4:ص دوم درس از خط11تا18

ج5:زیرا پیام های آن نیازهای روحی انسان ها را برطرف میکند و با ذهن انسان قرن بیستم سازگارتر است.

ج6:اتحاد،مشارکت اجتماعی،یکدلی و ایثار و فداکاری




درس پانزدهم:

ج1:اصفهان

ج2:زیرا کاشی ها و رنگ ها بهار را تداعی می کند.بهاری که همیشگی و غیر قابل تغییر است.

ج3:اشاره به این اعتقاد دارد که در روزگار زرتشت روح و روان یکی از عوامل بنیادی بوده که بر کردار و رفتار انسان حکم فرما بوده است و همچنین در ایجاد شه و هنر و تفکر او موثر بوده و این روح بعد از مرگ در همین دنیای خاکی در اجسامی همچون شیشه محبوس می شده است.بد نیست بدانیم گذشتگان معتقد بودند که روح دیو را در شیشه حبس می د و به دریا می انداختند. (تشبیه جالبی نیست زیرا منظور نویسنده این است که کاشی ها بیانگر روح ایران است در حالی که در تشبیه اسارت روح به نظر می رسد.)

ج4:راستی،همیشه سبز بودن، ،تهیدستی،وارستگی.

ج5:قاب بندی های محر شکل،طره های کنار سردرها،طاووس های سردر مسجد شاه.

ج6: قاعده ی ممال بودن:تبدیل و تمایل یافتن الف به ی) مزاح: مزیح، جهاز:جهیز، رکاب:رکیب، هلام:هلیم.




درس شانزدهم:

ج1:کمیتش لنگ بود:کم مایه و ضعیف و ناتوان بود.، مثل شاخ شمشاد: در کمال شاد و خوش قامتی ،سپر انداختن:تسلیم شدن باب دندان:مناسب و مطابق طبع.

ج2:دوستان ناباب- بی س رستی- مانع شدن مادربزرگ در انجام کار مورد علاقه اش.

ج3:فقر،بیکاری،بی ارادگی،محیط.

ج4:حروف اضافه: 1.حروف اضافه ی دستوری 2.حروف بیهوده و زاید
سخن رانی موجی:1.سخنرانی فردی که باعث اختلال سیستم عصبی انسان می شود 2.سخن رانی از طریق موج رادیو

ج5:اشتر به شعر عرب در ح است و طرب / گر ذوق نیست تو را کژ طبع جانوری.




درس هفدهم:

ج1:نشانه­ی آمادگی جامعه برای فروپاشی و ویرانی و یأس و ناامیدی مردم.

ج2:و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکین می ترکد/چون دل یاران که در هجران یاران (ترکیدن نی به ش تن دل در هجران یار تشبیه شده است.)

ج3:ابر را با پوستین سرد نمناک توصیف کرده و«باغ بی برگی»را با توصیفاتی چون:تنهایی،سکوت پاک غمناک، پوشیدن شولای ی و باغ نومیدان.

ج4:باغ

ج5:در واقع زیبایی باغ ناشی از گذشته ی پر افتخار آن می باشد که اکنون از دست رفته است. (زیبایی ایران نیز به خاطر تمدن درخشان گذشته و انسان های بزرگ و توانایی است که اکنون در خاک ه اند)

ج6:تعداد یاران (ص)و زمان(عج)در هر دو جنگ313 تن و در هر دو پیروزی از آن مسلمانان است؛مبدا هر دو جنگ یک مکان است و نام هر دو جنگ هم یکی است: محمد

ج7:داروگ: نیمایی / باغ من: نیمایی / انتظار: سپید

ج8:بی د و در کلاس بخوانید.

ج9:اگر آن سبز قامت رو نماید /در باغ خدا را می گشاید

دلم را فرش تا بتازد _ سرم را نذر تا بیاید _ مصطفی علی پور.





درس هجدهم:

ج1:گون:نماد انسان های پای در بند و اسیر - نسیم:نماد انسان های آزاد و رها

ج2:شعر«سفر به خیر»در قالب نیمایی سروده شده است،حال آنکه«ناله ی مرغ اسیر»در قالب غزل است.در شعر«سفر به خیر»همچنان که از عنوانش بدست می آید،فرد،دیگر طاقت ماندن در وطن را ندارد،حال آنکه در شعر «ناله ی مرغ اسیر»فرد مبارز،معتقد به ماندن و ادامه ی مبارزه است.

ج3:به داستان پیرزنی اشاره دارد که از علی(ع) کمک خواست و مولا به کمک او شتافت.او نان می پخت و علی از بچه های او نگهداری می کرد و پیرزن در حین کار مدام علی(ع)را نفرین می کرد.آن زن حضرت علی(ع)را نمی شناخت و مولا چهره اش را به آتش نزدیک کرد و گفت:این سزای ی است که در حکومت او افراد فقیر فراموش شده باشند.

ج4: خدا در قدیم بیشتر به معنی شاه ، سرور معنی می دهد اما اکنون مترادف الله عربی به کار می رود. (خدا از «خواتای»پهلوی گرفته شده است و این لفظ در سانسکریت «از خود زنده»و «از خود آغاز کرده»معنی می دهد لفظ خدا وقتی با کلمه ای ترکیب شود بر غیر خدا اطلاق می شود.مثلا: کدخدا، ده­خدا، که در این صورت«صاحب و رئیس»معنی می دهد و بعضی گفته اند این واژه از ترکیب«خود»و «آ»(بن مضارع آمدن)ساخته شده است یعنی خدا در وجود خود به ی محتاج نبوده است.)

ج5:پیش از تو هیچ اقیانوسی را نمی شناختم که عمود بر زمین بایستد/شب از چشمان تو آرامش را به وام می گیرد.

ج6:چشمانی که از دیدن تو محروم مانده اند

ج7:صولت حیدری دست مایه­ی شادی ک نه­شان کردی /و بر آن شانه که پای ننهاد/ ک ن را نش

ج8:به بی وزن بودن شعر سپید .

ج9:از آن جایی که حضرت علی حافظ کل قرآن بوده، قرآن ناطق لقب گرفته است و شعر اشاره به این موضوع دارد .

ج10: داستان کمک حضرت علی(ع) به پیرزن،در قسمتی دیگر به زخمی شدن آن حضرت در جنگ احد و همچنین مصرع(بر آن شانه ها که ...)به زمانی اشاره دارد که آن مولا درخانه ی کعبه بر شانه ی ایستاد و بت ها را به زیر آورد.





درس نوزدهم:

ج1:با یاد رنگ و بوی تو ای نوبهار عشق / همچون بنفشه سر به گریبان کشیده ام

ج2 :ایهام (هوا هم به معنی آسمان و هم در معنی آرزوی رسیدن به تو،عشق تو) تشخیص: سر به گریبان کشیدن بنفشه

ج3: شعر«حدیث نوجوانی»در قالب غزل است،در حالی که قالب«متاع جوانی»قطعه می باشد.نوع ادبی حدیث جوانی«غنایی»می باشد،در حالی که نوع ادبی متاع جوانی«تعلیمی»است و هر دو شعر بیانگر ناراحتی به علت طی شدن دوره ی جوانی است.

ج4:نه سایه دارم و نه بر،بیفکنندم و سزاست/اگر نه بر درخت تر، ی تبر نمی زند

ج5:انتظار بیهوده کشیدن برای آمدن ی، امید واهی داشتن

ج6:غنایی.




بیستم:

ج1:پس از موعظه ی مردم سوالات خود را در رقعه ای می نوشتند و واعظ به همه ی آن ها پاسخ می گفت.

ج2:الف.این با همه ی بزرگی که داشت،به دست خود غذا تعارف می کرد و قطعات گوشت را به ذست خود از هم جدا می کرد و به ما می داد.

ب.من نه نظم آن مدرسه را در جایی دیده ام و نه لذیذتر از غذای آن جا غذایی خورده ام.

ج3:ایران

ج4:خورشید به تدریج پایین می رود و سایه ستون ها و هیکل پاسبان،روی خاک این زمین و ایوان سلطنتی درازتر می شود.

ج5:مفهوم هر دو مورد بی وفایی دنیا و عبرت گرفتن از پادشاهانی است که در اوج قدرت از بین رفته اند؛البته سخن خاقانی شعر است و زیبایی و آهنگ خاصی دارد و بسیار مختصر و کامل این موضوع را بیان کرده است حال آنکه در جملات علی پسر سلطان خالد نه آن سحرانگیزی آهنگ دیده می شود و نه اختصار و تاثیر گذاری شعر خاقانی.




درس بیست و یکم:

ج1:قسمت اول(اگر ممکن بود)

ج2:چاپلوسی،رشوه خواری،بی ادبی،یعایت و سخن چینی، رواج افه پرستی،اقتصاد ضعیف،بی خبری، خوش گذرانی.

ج3:گریه ی مادر،نصیحت پدر و تمس افراد خانواده.

ج4:ابوالعلای معری؛چون هر دو ن نا بودند و حس مشترکی داشتند.و همچنین دارای استعداد سرشاری بودند.

ج5:کنجکاوی و تیزهوشی این فرد ن نا که فقط با حضور در کنار دیگران و شنیدن سخنان آنان مطالب را فرا گرفته




درس بیست و دوم:

ج1:این بیت بیانگر سرنوشت بد شاعر است. (مطابق اعتقاد قدما که آسمان و هرچه در اوست در سرنوشت انسان ها مؤثر هستند)

ج2: مراعات نظیر(طالع،اختر،منحوس) / واج آرایی(خ) / تشخیص

ج3: بی گناهی و نادانی

ج4:من و طالع نگون سارم (یعنی بخت بد یار و همراه من است.)

ج5:من نگویم که من را از قفس آزاد کنید / قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید.

ج6:فاطمه فاطمه است-آری این چنین بود برادر-هبوط-پدر و مادر،ما متهمیم-حج.

ج7:خداوند به علمای ما مسولیت،به عوام ما علم و به روشنفکران ما ایمان ببخش.خدایا در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند،مرا،با نداشتن و نخواستن روئین تن گردان. خدایا چگونه زیستن را تو به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت.





درس بیست و سوم:

ج1:خدا

ج2:_مراعات نظیر(طواف،کعبه) / ایهام در کلمه­ی مخفی (تخلص شاعر، پنهان) / تشبیه(دل مانند کعبه است)

ج3: در سخن مخفی شدم مانند بو در برگ گل هر که خواهد دیدنم گو در سخن ببیند مرا.





خودآزمایی درس بیست و چهارم:

ج1:گوشه­ی سنگر

ج2:خیس شدن از اشک، اشکباران شدن

ج3:دستمالی که مهر و تسبیح و انگشتر شهید در آن قرار دارد.

ج4:پیوند ناگسستنی و عمیق با فرهنگ ایران.

ج5:افتخار به گذشتگان و پیوند عاطفی با ایران.