وبلاگ فرهنگی مذهبی وسرگرمی ابن تیهان

وبلاگ فرهنگی مذهبی وسرگرمی ابن تیهان از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

۶ حدیث درباره فضیلت «بسم الله الرحمن الرحیم»


۶ حدیث درباره فضیلت «بسم الله الرحمن الرحیم»


رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: دعایی که ابتدایش بسم الله الرحمن الرحیم باشد، رد نمی شود. (الدعوات ص. ۵۲) در ادامه این مطلب را به نقل از سایت تبیان می خوانیم.


المؤمنین علی (علیه السلام) میفرمایند:
هر بنده ای بخواهد چیزی بخواند یا کاری انجام دهد و «بسم الله الرحمن الرحیم» بگوید در کارش برکت داده می شود. (تفسیر عسکری علیه السلام ص. ۲۵)

گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
هر که در ابتدای وضویش «بسم الله الرحمن الرحیم» بگوید همه ی اعضایش از گناهان پاک میشود. (وسائل الشیعه ج. ۱ ص. ۳۹۸)

ادامه مطلب
برچسب ها : ۶ حدیث درباره فضیلت «بسم الله الرحمن الرحیم» - الله ,الرحمن ,علیه ,الرحیم» ,«بسم ,الله الرحمن ,الرحمن الرحیم» ,«بسم الله ,الرحیم» بگوید ,علیه السلام ,الله الرحمن الرحیم» ,الرحمن الرحیم» بگوی
۶ حدیث درباره فضیلت «بسم الله الرحمن الرحیم» الله ,الرحمن ,علیه ,الرحیم» ,«بسم ,الله الرحمن ,الرحمن الرحیم» ,«بسم الله ,الرحیم» بگوید ,علیه السلام ,الله الرحمن الرحیم» ,الرحمن الرحیم» بگوی
ولادت اکرم از زبان حضرت آمنه(س)


ولادت اکرم از زبان حضرت آمنه(س)


آمنه می گوید: وقتی زمان زایمانم نزدیک شد، دیدم بال پرنده ای سفید بر قلبم کشیده شد و همه ترس و نگرانی ها از من دور گردید،

نوشیدنی سفید رنگی برای من آوردند و من که تشنه بودم، از آن نوشیدم. نوری مرا در بر گرفت.

سپس بانوانی بلند قامت با من سخن گفتند ولی گفتار آنان همانند گفتار انسان ها نبود.

ناگهان دیدم پارچه ابریشمی سفیدی بین آسمان و زمین را پوشانده است و هاتفی می گوید: «از گرامی ترین مردم، او را بگیرید.»
مردانی را دیدم که در آسمان ایستاده بودند و در دستان آنان جام های آب بود. به شرق و غرب زمین نگاه و پرچمی از سندس (پارچه بافته شده از حریر) دیدم که بر ستونی از یاقوت بین آسمان و زمین در پشت کعبه بر افراشته بود.

پس از آن محمد صلی الله علیه و آله و سلم به دنیا آمد در حالی که انگشتان خود را به آسمان بلند کرده بود.
ابر سفیدی از آسمان پایین آمد و او را در بر گرفت.

ادامه مطلب
برچسب ها : ولادت اکرم از زبان حضرت آمنه(س) - آسمان ,زمین ,آمنه ,حضرت آمنه ,زبان حضرت , اکرم ,ولادت
ولادت اکرم از زبان حضرت آمنه(س) آسمان ,زمین ,آمنه ,حضرت آمنه ,زبان حضرت , اکرم ,ولادت
معجزاتی که در زمان ولادت اکرم (ص) اتفاق افتاد


معجزاتی که در زمان ولادت اکرم (ص) اتفاق افتاد


صادق علیه السلام معجزاتی را که هنگام ولادت اکرم آشکار شد، چنین بر می شمارد:

1- ابلیس از ورود به آسمان های هفتگانه محروم شد.
2- شیاطین دور شدند.
3- تمامی بت ها در بتکده به صورت بر زمین افتادند.
4- ایوان ری ش ت و چهارده کنگره ی آن سقوط کرد.
5- آب دریاچه ساوه خشک شد.
6- سرزمین خشک سماوه، آب پیدا کرد.
7- آتشکده فارس پس از هزار سال خاموش شد.
8- نوری از سرزمین حجاز بر آمد تا به مشرق رسید.
9- کاهنان عرب علوم خود را فراموش د.
10- سحر ساحران باطل شد.

استحیائیل ــ یکی از فرشتگان بزرگ خدا ــ در شب تولد حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بر کوه ابوقبیس ایستاد و با ص بلند گفت:« ای مردم مکه! به خدا و فرستاده او و نوری که با او فرو فرستاده ایم ایمان بیاورید.»

برچسب ها : معجزاتی که در زمان ولادت اکرم (ص) اتفاق افتاد - اکرم , ,ولادت ,معجزاتی , اکرم ,ولادت ,اتفاق افتاد ,زمان ولادت ,زمان ولادت
معجزاتی که در زمان ولادت اکرم (ص) اتفاق افتاد اکرم , ,ولادت ,معجزاتی , اکرم ,ولادت ,اتفاق افتاد ,زمان ولادت ,زمان ولادت
ولادت (صلّی الله علیه و آله و سلّم)


ولادت (صلّی الله علیه و آله و سلّم)


(صلی الله علیه و آله و سلم) در شهر مکه، واقع در منطقه حجاز، در شبه جزیره عربستان متولد شدند. زمان ولادت ایشان مقارن با دوران جاهلیت بود.

دوران جاهلیت

تقریباً از 200 سال قبل از بعثت، تا زمان بعثت (صلی الله علیه و آله و سلم) را دوران جاهلی می گویند؛ و منظور از جاهلیت انجام هر عمل خلاف و نادرست است که از روی جهل باشد. عرب صحرانشین به صورت جدی پایبند به دین خاصی نبوده و ظاهربین و مادی بوده است. اعراب شهرنشین هم معمولاً بت پرست بوده و بتهایی از سنگ و چوب و ما را می پرستیدند، که گاهی در هنگام فقر همین بتها را آرد کرده و می خوردند. رسم دخترکشی در میان آنها امری عادی بوده و جنگ و نزاع میان قبایل به صورت یک سنت معمول درآمده بود. اعتقاد به ارواح در میان آنها رواج داشته و توهم و افات در زندگی آنها تأثیر گذاشته بود. ولی (صلی الله علیه و آله و سلم)، بت پرستی را برانداخت و زندگی عرب را که ی ره غرور و تعصب بود، جاهلیت خواند و محکوم کرد. های بی حد آنها را با گسترش اخلاق و عفت محدود کرد و از آنها که همیشه با هم نزاع می د، مردمی متحد پدید آورد.

ادامه مطلب
برچسب ها : ولادت (صلّی الله علیه و آله و سلّم) - الله ,علیه , ,جاهلیت , ,میان ,الله علیه , ,دوران جاهلیت ,میان آنها ,صلّی الله ,ولادت
ولادت (صلّی الله علیه و آله و سلّم) الله ,علیه , ,جاهلیت , ,میان ,الله علیه , ,دوران جاهلیت ,میان آنها ,صلّی الله ,ولادت
گوشه هایی از زندگانی بابرکت (ص)


گوشه هایی از زندگانی بابرکت (ص)



دوران شیرخوارگی و کودکی (صلی الله علیه و آله و سلم):


گویند (صلی الله علیه و آله و سلم) فقط سه روز – یا به نقلی هفت روز- از مادر گرامیشان حضرت آمنه (سلام الله علیها) شیر خورده اند و پس از آن طبق رسم بزرگان عرب برای ایشان دایه انتخاب د. در تاریخ این دایه ها را دو تن گفته اند که به ترتیب زیر می باشند:

1- ثُوُیبِه َاسلَمیه؛ که مدتی به (صلی الله علیه و آله و سلم) شیر داد. به خاطر این امر او تا آ عمرش مورد احترام رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و همسر گرامیشان حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بود و رسول خدا از شنیدن خبر فوت او متاثر گشتند.

2- حُلیمه سُعدیه؛ دختر ابو ذُؤیب که سه فرزند داشته و یکی از فرزندان او هم از (صلی الله علیه و آله و سلم) پرستاری کرده است.

اعراب به چند منظور فرزندان خود را به دایه ها می سپردند:

اولا اینکه فرزندان آنها در محیط صحرا پرورش یابند و در هوای پاک آنجا بدنشان سالم و قوی شود.
ادامه مطلب
برچسب ها : گوشه هایی از زندگانی بابرکت (ص) - الله , ,علیه ,فرزندان ,الله علیه ,سلام الله ,الله علیها ,گرامیشان حضرت ,گوشه هایی ,زندگانی بابرکت
گوشه هایی از زندگانی بابرکت (ص) الله , ,علیه ,فرزندان ,الله علیه ,سلام الله ,الله علیها ,گرامیشان حضرت ,گوشه هایی ,زندگانی بابرکت
فلسفه وجودی


فلسفه وجودی


یکی از موجوداتی که از دیده‏ ها پنهان است، اما دارای وجود خارجی است؛ می‏باشد.


واژه ی « »، از ماده «شطن» یا «یشطن» به معنای خبیث و پست و دور شدن، آمده است و به هر موجودی سرکش و متمرد اطلاق می ‏شود. اعم از، انسان، جن و یا جنبندگان دیگر. پس اسم عام(اسم جنس) است اما "ابلیس[1] اسم خاص (علم) است که حضرت آدم را سجده نکرد واکنون نیز با لشکر و منسوبین خود انسان‏ها را وسوسه و گمراه می‏کند.[2] لذا در قرآن کلمه به انسان و جن اطلاق شده است «و کذالک جعلنا لکل نبی عَدُوّاً شیاطین الانس و الجنّ؛»[3] «بدین گونه مابرای هر ی دشمنی از ‏های انسانی و یا جنی قرار دادیم.»


واژه‏ ی « » به صورت مفرد «70» بار و به صورت جمع (شیاطین) «18» بار در قرآن آمده است. ماهیّت همانند جنیان ازآتش است به عبارت ساده می‏توان گفت: نیز از نسل جنیان می‏باشد. که خودش اعتراف دارد که زمانی که خداوند به او فرمان سجده به حضرت آدم‏ ـ علیه السّلام ـ داد[4] او از فرمان الهی س یچی نمود و گفت:«خلقتنی من نار و خلقته من طین؛» «مرا از آتش و او را از خاک آفریدی (و آتش به خاک افضلیت دارد)» و همانند جنیان دارای اختیار، تکلیف و شعور و عقل و اراده و زاد و ولد هستند.

ادامه مطلب
برچسب ها : فلسفه وجودی - ,جنیان ,همانند جنیان ,وجودی ,فلسفه وجودی ,فلسفه وجودی
فلسفه وجودی ,جنیان ,همانند جنیان ,وجودی ,فلسفه وجودی ,فلسفه وجودی
آیه های شفابخش قرآن کریم برای بیماران


آیه های شفابخش قرآن کریم برای بیماران


برای شفای بیماران آیه ها و دعاهایی به ترتیب در قرآن کریم و کتاب های دعا مورد سفارش قرار گرفته است.


در دین و در کتاب های دعا مانند "مفاتیح الجنان" دعاهایی برای گشایش در امور مختلف زندگی مورد سفارش قرار گرفته است که مسلمانان می توانند با خواندن آن ها ضمن ب آرامش، شاهد گشایش در کارهایشان نیز باشند.

از جمله دعاهایی که در کتب دعا مورد سفارش قرار گرفته است، خواندن دعاهایی برای شفای بیماران است که بسیاری از ان و بزرگان دینی هم بر خواندن آن ها سفارش کرده اند.

در زبده الدعوات روایت کرده است که رسول خدا (ص) به خانه حضرت فاطمه (س) آمد. حسن را بیمار یافت و این منظره بر آن حضرت خیلی گران آمد. جبرئیل نازل شد و گفت: یا محمد تعلیم کنم تو را دعایی که با آن فرزندت از ناخوشی خلاص گردد، پس خواند:

" اللهم لا اله الا انت العلی العظیم ذو السلطان القدیم و المن العظیم و الوجه الکریم "

” لا اله الا انت العلی العظیم ولی الکلمات امات و الدعوات المستجابات خل ما اصبح. "


پس حضرت این دعا را خواند و دست خود را بر پیشانی حسن(ع) گذاشت و شفا یافت.

ادامه مطلب
برچسب ها : آیه های شفابخش قرآن کریم برای بیماران - سفارش ,دعاهایی ,بیماران ,العظیم ,حضرت ,خواندن ,سفارش قرار ,قرار گرفته ,قرآن کریم ,مورد سفارش ,العلی العظیم
آیه های شفابخش قرآن کریم برای بیماران سفارش ,دعاهایی ,بیماران ,العظیم ,حضرت ,خواندن ,سفارش قرار ,قرار گرفته ,قرآن کریم ,مورد سفارش ,العلی العظیم
منظور از ظالمین در قرآن کریم چه انی هستند؟


منظور از ظالمین در قرآن کریم چه انی هستند؟


در قرآن مجید، آیات زیادی در مذمت ظلم و نیز در معرفی این گروه بیان شده است که به برخی از آن ها اشاره می شود ...


یکی از گناهانی که به حکم عقل و شرع بسیار مذمت شده است؛ ظلم است. این رفتارهای ظالمانه به نوع های مختلفی در زندگی افراد نمود دارد و می توان برایش مصادیق فراوانی را در یک نوع تقسیم بندی به دو حیطه ی ظلم های فردی و اجتماعی و در یک تقسیم بندی دیگر در بیان علمای اخلاق؛ ظلم به خدا، ظلم به خود و ظلم به دیگران تقسیم کرد.

نکته ای که همه ی ما انسان ها باید مد نظر داشته باشیم این است که در همه ی این مصادیق و اقسام ظلم، در حقیقت انسان ظالم بیش از این که به دیگران ظلم کند؛ به خود ظلم کرده است. چرا که اگر انسان کار خوبی انجام دهد؛ در اصل به خودش خوبی کرده است. ی که مثلا دست فقیری را می گیرد، به خویشتن لطف کرده است؛ بله فرد کمک کننده به فقیر کمکی رسانده است؛ ولی در واقع، دنیا و آ ت خود را آباد کرده است. در دنیا دوست پیدا می کند؛ خدا چند برابر در دنیا به او می دهد و در آ ت هم بهره ای صد چندان دارد.

ی هم که در حق دیگران بدی می کند؛ در اصل به خودش ستم کرده است. زیرا در دنیا و آ ت ضرر می کند. اولین ضرر دنیوی او این است که دوست شفیقی را از دست داده و یا دشمنی برای خودش ساخته است و دومین آن، تقاص است در همین دنیا؛ زیرا یکی از گناهانی که نتیجه اش در همین دنیا دیده می شود، ستم به دیگران است و نتیجه شوم دیگرش در آ ت است.

ادامه مطلب
برچسب ها : منظور از ظالمین در قرآن کریم چه انی هستند؟ - کرده ,آ ت ,دیگران ,خودش ,کند؛ ,انسان ,تقسیم بندی , انی هستند؟ ,قرآن کریم
منظور از ظالمین در قرآن کریم چه انی هستند؟ کرده ,آ ت ,دیگران ,خودش ,کند؛ ,انسان ,تقسیم بندی , انی هستند؟ ,قرآن کریم
آیا خدا من را فراموش کرده است؟


آیا خدا من را فراموش کرده است؟


در کشاکش زندگی گاه مواقعی پیش می آید که ممکن است احساس کنیم، خدا به ما کاری ندارد یا گویا ما را فراموش کرده است. این پندار گرچه ظاهری کفرآمیز دارد اما ممکن است در ذهن بسیاری از ما به وجود آمده باشد و مناسب است که درباره آن شه کنیم.

کلیدی که در دستان خود ماست
در حقیقت توجه خدا به ما ریشه ای در درون خودمان دارد یعنی اگر کاری نکنیم که توجه خدا را به خود جلب کنیم، او به سراغ ما نمی آید، با همه مهربانی و کرامتش. در کتاب خودش فرموده: "بگو پروردگارم به شما توجهی نمی کند اگر دعایتان نباشد"(1)


کلید توجه خدا در حقیقت در دستان خود ماست. گویا خدا متوجه ماست ولی تا ما خود را متوجه خدا نکنیم او توجه خود را به ما نشان نمی دهد. در قرآن کریم فرمود که "فَاذْکُرُونی أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لی وَ لا تَکْفُرُونِ"(2)


بنابراین اگر دوست داریم خدا ما را یاد کند باید خدا را یاد کنیم. به عبارت دیگر مانعی از جنس "خود ما" است که یاد خدا را در ما تأخیر می اندازد و برطرف این مانع هم به همت و شوق و اراده خود ما مربوط است.

ادامه مطلب
برچسب ها : آیا خدا من را فراموش کرده است؟ - توجه ,کرده ,فراموش کرده
آیا خدا من را فراموش کرده است؟ توجه ,کرده ,فراموش کرده
۱۵توصیه حاج آقا برای سبک زندگی


۱۵توصیه حاج آقا برای سبک زندگی

اخلاق میرزا اسماعیل پیش از وفات برای زندگی مومنانه ۱۵ دستورالعمل را ذکر می کند که به ترتیب در ذیل آورده شده است.
به گزارش آنا، بزرگ اخلاق آقای میرزا اسماعیل پیش از وفات برای زندگی مومنانه 15 دستورالعمل را ذکر می کند که به ترتیب در ذیل آورده شده است:

1. هر وقت در زندگی ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.

2.زیارتت، ت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را ی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و و ذکر و عبادت خواهی بود.

ادامه مطلب
برچسب ها : ۱۵توصیه حاج آقا برای سبک زندگی - زندگی , ,برای زندگی ,زندگی مومنانه ,وفات برای ,اسماعیل ,میرزا اسماعیل ,برای زندگی مومنانه ,میرزا اسماعیل
۱۵توصیه حاج آقا برای سبک زندگی زندگی , ,برای زندگی ,زندگی مومنانه ,وفات برای ,اسماعیل ,میرزا اسماعیل ,برای زندگی مومنانه ,میرزا اسماعیل
چرا بهشت یک در بیشتر از جهنم دارد؟


چرا بهشت یک در بیشتر از جهنم دارد؟


آیت الله مکارم در تفسیر نمونه ذیل آیات 43 و 44 سوره مبارکه «حجر» به تعداد درب های جهنم و دلایل تعدد آن اشاره کرده است که متن آن در ادامه می آید؛

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

«وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ * لَها سَبْعَةُ أَبْواب لِکُلِّ باب مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ؛ و دوزخ، میعادگاه همه آنها (گمراهان) است. هفت در دارد و براى هر درى، گروه معینى از آنها تقسیم شده اند». (حجر/ 43 و 44)

خداوند در قرآن، صریح ترین تهدیدهاى خود را متوجه پیروان کرده مى گوید: «جهنم میعادگاه همه آنها است» (وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ).

گمان نکنند که آنها از چنگال مجازات مى توانند فرار کنند، و یا به حساب آنها رسیدگى نمى شود، حساب همه آنها یک جا و در یک محل رسیدگى خواهد شد.

«همان دوزخى که هفت در دارد، و براى هر درى گروهى از پیروان تقسیم شده اند» (لَها سَبْعَةُ أَبْواب لِکُلِّ باب مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ).

ادامه مطلب
برچسب ها : چرا بهشت یک در بیشتر از جهنم دارد؟ - جهنم ,مِنْهُمْ جُزْءٌ ,تقسیم شده اند» ,پیروان ,أَبْواب لِکُلِّ ,سَبْعَةُ أَبْواب ,سَبْعَةُ أَبْواب لِکُلِّ ,لَها سَبْعَةُ أَبْواب ,جَهَنَّمَ
چرا بهشت یک در بیشتر از جهنم دارد؟ جهنم ,مِنْهُمْ جُزْءٌ ,تقسیم شده اند» ,پیروان ,أَبْواب لِکُلِّ ,سَبْعَةُ أَبْواب ,سَبْعَةُ أَبْواب لِکُلِّ ,لَها سَبْعَةُ أَبْواب ,جَهَنَّمَ
چگونه بفهیم عاقبت به خیر می شویم یا نه؟


چگونه بفهیم عاقبت به خیر می شویم یا نه؟


دوست دارید بدانید که آیا در قیامت از پل صراط مستقیم رد می شوید یا نه؟ اگر اندکی حوصله به ج دهید و این سیاهه را تا آ همراهی کنید، شاقول و شاخصی به دستتان خواهد داد که می توانید از همین اکنون و قبل از ب ایی قیامت، دری د که آیا آ الامر، اهل نجات خواهید بود یا خیر؟!

طبق کریمه 71 سوره مریم، بدون ذره ای تردید، همه بندگان حتی اهل تقوا که مصداق کامل وفرد اتمّ شان، ان الهی هستند، در قیامت وارد جهنم می شوند! ولی در نهایت خداوند، متقین را نجات می دهد؛ وَإِن مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَىٰ رَبِّکَ حَتْمًا مَّقْضِیًّا*ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَوا...
ذیل این آیه، بین اهل تفسیر، غوغایی است که منظور از "ورود" در جهنم چیست؟


به طور کلی دو مبنا وجود دارد: برخی معتقدند ورود به معنای مُشرِف شدن است. شاهد مثالشان هم آیه ای است که می گوید موسی(ع) به آب مدین، مشرف شد(نه اینکه داخل شود)؛ « وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ یَسْقُون»[1] برخی دیگر ورود را به معنای گرفته اند، درست مثل کریمه 95 انبیاء که می فرماید:«إِنَّکُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِن دوُنِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمْ لَهَا وَارِدُونَ»( شما و آنچه غیر خدا می پرستید، هیزم جهنّم خواهید بود؛ و همگی در آن وارد می شوید.)

ادامه مطلب
برچسب ها : چگونه بفهیم عاقبت به خیر می شویم یا نه؟ - بفهیم عاقبت ,چگونه بفهیم ,چگونه بفهیم عاقبت
چگونه بفهیم عاقبت به خیر می شویم یا نه؟ بفهیم عاقبت ,چگونه بفهیم ,چگونه بفهیم عاقبت
احادیث عیادت بیمار



احادیث عیادت بیمار


پس از آنکه عیادت از مریض را از حقوق واجب مسلمانان نسبت به یکدیگر شمرده و آن را وظیفه الهی - انسانی دانسته، جهت ایجاد انگیزه و تشویق مؤمنین به این کار، با بیان پاداشهای ا وی، عیادت کنندگان را به این فریضه مهم فرا می خواند

در روایتی از اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که حضرت فرمودند:«من حق المسلم علی المسلم اذا لقیه ان یسلم علیه واذا مرض ان یعوده واذا مات ان یشیع جنازته; (1) از حقوق هر مسلمان بر مسلمان دیگر این است که هرگاه با او دیدار کند، بر او سلام کند و هرگاه مریض شود از او عیادت نماید و هرگاه از دنیا رفت، در تشییع جنازه اش شرکت کند .»

یکی از اصحاب صادق علیه السلام به نام «معلی بن خنیس » می گوید: از حضرت سؤال که حق مسلمان بر گردن مسلمان چیست؟ فرمود: هر مسلمان بر گردن برادر مسلمان خود هفت حق واجب دارد که همه آنها بر او واجب است و اگر چیزی از آن حقوق را تضییع نماید، از ولایت و بندگی خدا خارج می شود و خداوند از بندگی او بهره ای ندارد (بندگی خدا را نکرده است) . گفتم: فدایت شوم! آن هفت حق کدامند؟ فرمود: ای معلی! من نگران توام; می ترسم که اگر بگویم، آنها را مراعات نکنی و آنها را تباه سازی و نگه نداری و آنها را بدانی و به آنها عمل نکنی . گفتم: لاقوة الا بالله . فرمود: «... والحق السابع ان تبر قسمه وتجیب دعوته وتعود مریضه وتشهد جنازته واذا علمت ان له حاجة تبادره الی قضائها ... ; (2) ... و حق هفتم آن است که سوگندش را قبول کنی و دعوتش را بپذیری، از بیمارش عیادت کنی و در تشییع جنازه اش شرکت کنی و اگر می دانی که حاجتی دارد، برای برآوردن آن تلاش کنی ...»

ادامه مطلب
برچسب ها : احادیث عیادت بیمار - مسلمان ,عیادت ,هرگاه ,فرمود ,بندگی ,واذا ,تشییع جنازه ,عیادت بیمار ,احادیث عیادت ,احادیث عیادت بیمار
احادیث عیادت بیمار مسلمان ,عیادت ,هرگاه ,فرمود ,بندگی ,واذا ,تشییع جنازه ,عیادت بیمار ,احادیث عیادت ,احادیث عیادت بیمار
میثم تمار را بیشتر بشناسیم


میثم تمار را بیشتر بشناسیم


کیست میثم؟ او که در عصر سکوت


یا علی گفت و سرش بردار رفت

در مکتب انسان ساز و تربیت کننده علی (علیه السّلام) شخصیت های بسیار ارزنده و بزرگواری وجود دارند که هر یک از آن ها در طول تاریخ الگوی ارزنده برای جامعه بشری بوده اند. یکی از این شخصیت های بزرگوار که علاقه خاصی به علی (علیه السّلام) داشت و حضرت علی (علیه السّلام)نیز متقابلاً وی را بسیار دوست می داشت، «میثم تمار» است. حیات پربار و شهادت افتخارآمیز او برای همه انسان های آزاده و مسلمان درس و سرمشق و الهام است.

از سال های آغازین زندگی او اطلاعات چندانی در دست نیست محققان نوشته اند:

وی فرزند یحیی و از سرزمین «نهروان» که منطقه ای میان عراق و ایران است. بعضی او را ایرانی و از مردمان فارس دانسته اند».1

لقب تمار را از این جهت به میثم داده اند که وی در کوفه ما فروش بود.2


ابن حجر عسقلانی می نویسد:

«میثم برده زنی از بنی اسد بود . علی (علیه السّلام) او را یداری کرد و آزاد نمود ولی او به گونه ای دیگر اسیر شد ، اسیر ولای علی و محبت و عشق او .

ادامه مطلب
برچسب ها : میثم تمار را بیشتر بشناسیم - علیه السّلام ,تمار ,میثم ,میثم تمار
میثم تمار را بیشتر بشناسیم علیه السّلام ,تمار ,میثم ,میثم تمار
چگونه حسن عسکری(ع)در خفقان حکومت بنی عباس دین را حفظ کرد


چگونه حسن عسکری(ع)در خفقان حکومت بنی عباس دین را حفظ کرد


چنان که می دانیم، خلفای عباسی از هرگونه اعمال فشار و محدودیت نسبت به ان دریغ نمی د و این فشارها در عصر جواد و هادی و عسکری در سامراء به اوج خود رسید.

شدت این فشارها به قدری بود که سه پیشوای بزرگ شیعه که در مرکز حکومت آنها (سامراء) می زیستند، با عمر کوتاهی جام شهادت نوشیدند: جواد در 25 سالگی، هادی در 41 سالگی و عسکری در 28 سالگی که جمعا 92 سال می شود. و این حاکی از شدت فشارها و صدمات رسیده بر آنهاست، ولی در این میان، فشارها و محدودیت های زمان حسن عسکری، به دو علت، از دو پیشوای دیگر بیشتر بود:

1-در زمان عسکری-علیه السلام-شیعه به صورت یک قدرت عظیم در عراق در آمده بود و همه مردم می دانستند که این گروه به خلفای وقت معترض بوده و حکومت هیچ یک از عباسیان را مشروع و قانونی نمی داند، بلکه معتقد است ت الهی در فرزندان علی-علیه السلام-باقی است و در آن زمان شخصیت ممتاز این خانواده حسن عسکری-علیه السلام-بود. گواه قدرت شیعیان، اعتراف «عبید الله »، «معتمد» عباسی، به این موضوع است. توضیح اینکه پس از شهادت حضرت عسکری، برادرش جعفر «کذاب » نزد عبید الله رفت و گفت: منصب برادرم را به من واگذار، من در برابر آن سالیانه بیست هزار دینار به تو می دهم.

ادامه مطلب
برچسب ها : چگونه حسن عسکری(ع)در خفقان حکومت بنی عباس دین را حفظ کرد - ,عسکری ,فشارها ,حکومت ,السلام ,زمان ,علیه السلام , عسکری , جواد ,عسکری علیه ,زمان
چگونه حسن عسکری(ع)در خفقان حکومت بنی عباس دین را حفظ کرد ,عسکری ,فشارها ,حکومت ,السلام ,زمان ,علیه السلام , عسکری , جواد ,عسکری علیه ,زمان
ازدواج رسول خدا(ص) در 25 سالگی با حضرت خدیجه کبری(س) 15سال قبل ار بعثت


ازدواج رسول خدا(ص) در 25 سالگی با حضرت خدیجه کبری(س) 15سال قبل ار بعثت


دهم ربیع الاول سال روز ازدواج اکرم صلى الله علیه و آله با حضرت خدیجه علیهاالسلام

اولین جرقه عشق




خدیجه با یکى از دانشمندان یهود، در سراى باشکوه خویش، سرگرم گفت وگوست. چشم دانشمند به جوان عربى مى افتد که از کوچه در حال عبور است. رو به بانو مى گوید: «این جوان، خاتم ان خواهد بود. خوشا به سعادت بانویى که این جوان همسرش باشد؛ زیرا به شرافت و عزت هر دو عالم خواهد رسید!»

سخنان دانشمند، در جان خدیجه شعله اى ب ا مى کند؛ شعله اى فراتر از هر آتش!


اشتیاق خدیجه علیهاالسلام


بانو با سیاست متفکرانه خود، براى محمد امین صلى الله علیه و آله پیغام مى فرستد: «کاروان تجارى من عازم شام است. از شما مى خواهم همراهى با کاروانم را بپذیرید.» میسره، غلام خدیجه، حوادث سفر را براى بانویش تعریف مى کند. خدیجه بیش از پیش شیفته مقام محمد صلى الله علیه و آله مى شود. اینک روى در روى او، با جسارتى عاشقانه مى گوید: «به خاطر خویشاوندى، شخصیت، امانت دارى و راستگویى شما در میان قوم، من مشتاق شما شده ام!»


فداکار عاشق


امشب، مراسم عقد در خانه خدیجه برگزار مى شود. ابوطالب خطبه مى خواند: «محمد صلى الله علیه و آله برادر زاده من است که اگر مقامش با هر فردى از قریش سنجیده شود، از او برتر آید. او مشتاق ازدواج با خدیجه است و بانو نیز رضایت دارد. گواهى دهید که خدیجه ازدواج با محمد صلى الله علیه و آله را پذیرفت و مهریه آن را بر عهده گرفت!»
ادامه مطلب
برچسب ها : ازدواج رسول خدا(ص) در 25 سالگی با حضرت خدیجه کبری(س) 15سال قبل ار بعثت - خدیجه ,علیه ,الله ,ازدواج ,محمد ,حضرت ,الله علیه ,حضرت خدیجه ,ازدواج رسول ,خدیجه کبری
ازدواج رسول خدا(ص) در 25 سالگی با حضرت خدیجه کبری(س) 15سال قبل ار بعثت خدیجه ,علیه ,الله ,ازدواج ,محمد ,حضرت ,الله علیه ,حضرت خدیجه ,ازدواج رسول ,خدیجه کبری
چرا شیعیان پس از سلام سه بار«الله اکبر» می گویند؟


چرا شیعیان پس از سلام سه بار«الله اکبر» می گویند؟


دلیل این عمل شیعیان سیره عملی و اهل بیت او (علیهم السّلام) و همچنین توصیه آن بزرگواران بر انجام این عمل می باشد.

در خصوص سیره خدا صلّی الله علیه و آله از صادق علیه السّلام نقل شده است که وقتی صلّی الله علیه و آله و سلّم، مکّه را فتح نمود، جماعت ظهر را با اصحابش در کنار حجرالاسود اقامه کرد و آن گاه که سلام را داد دست ها را بلند کرد و سه مرتبه تکبیر گفته و دعایی را نیز قرائت نمودند سپس به اصحاب خود توصیه نمودند این عمل را انجام داده و ترک ننمایند.[1]

در خصوص سیره ائمّه اطهار علیه السّلام نیز در حدیثی از صفوان بن مهران نقل شده صادق علیه السّلام بعد از شان دستان خود را بالا می آوردند.[2]

گذشته از این که در روایات متعددی که از معصومین علیهم السلام نقل گردیده آن بزرگواران توصیه به این عمل می نمودند به عنوان نمونه باقر علیه السّلام در حدیثی چنین توصیه نموده اند: عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ إِذَا سَلَّمْتَ فَارْفَعْ یَدَیْکَ بِ َّکْبِیرِ ثَلَاثاً»[3]؛« هرگاه سلام ت را دادی دستان خود را سه بار به همراه گفتن تکبیر بالا بیاور»

پی نوشت :
[1] - وسائل الشیعة، ج 6، ص 452
[2] - وسائل الشیعة، ج 6، ص 452
[3] - مستدرک الوسائل، ج 5، ص 52
کتاب پرسش ها و پاسخ های ، سید حسن (مرکز تخصصی )

برچسب ها : چرا شیعیان پس از سلام سه بار«الله اکبر» می گویند؟ - علیه ,السّلام , ,توصیه ,سلام ,نمودند ,علیه السّلام ,سلام ,صادق علیه , صادق ,وسائل الشیعة،
چرا شیعیان پس از سلام سه بار«الله اکبر» می گویند؟ علیه ,السّلام , ,توصیه ,سلام ,نمودند ,علیه السّلام ,سلام ,صادق علیه , صادق ,وسائل الشیعة،
آغاز ت زمان(عج)


آغاز ت زمان(عج)


ظهور حضرت مهدى(عج)، شکوفاترین فصل تاریخ انسانیت است؛ دورانى که وعده هاى خداوند درباره خلافت مؤمنان و ت مستضعفان و وارثت صالحان تحقق مى یابد و جهان با قدرت الهى آ ین پرچمدار عد و توحید، صحنه شکوه مندترین جلوه هاى عبادت پروردگار مى شود.

شه مهدویت در مذهب تشیع، به دلیل مسأله ت و جایگاه اعتقادى آن، که در فرهنگ شیعه، تداوم رس است، جایگاه رفیعى دارد. شیعه یه معتقد است ت، مقامى است که از جانب خدا و به واسطه ، براى امت پس از او جعل شده و ى است که سرنوشت امور دینى و دنیایى مردم در دست اوست.

ازاین رو، شیعیان منتظرند در ت کریمه آن حضرت، جامعه اخلاقى را در جهان تجربه کنند و بى عد ى وجود نداشته نباشد و همه چیز بر پایه عد و اخلاق، سامان یابد. انتظار ظهور یک مصلح بزرگ آسمانى و امید به آینده و استقرار صلح و عدل جاویدان، امرى فطرى و طبیعى است که با ذات و وجود آدمى سر و کار دارد و با آفرینش هر انسانى همراه است و زمان و مکان نمى شناسد و به هیچ قوم و ملتى نیز اختصاص ندارد.

ادامه مطلب
برچسب ها : آغاز ت زمان(عج) - ت ,زمان , , زمان , ت ,آغاز ت
آغاز ت زمان(عج) ت ,زمان , , زمان , ت ,آغاز ت
چگونه حسن عسکری(ع)در خفقان حکومت بنی عباس دین را حفظ کرد


چگونه حسن عسکری(ع)در خفقان حکومت بنی عباس دین را حفظ کرد


چنان که می دانیم، خلفای عباسی از هرگونه اعمال فشار و محدودیت نسبت به ان دریغ نمی د و این فشارها در عصر جواد و هادی و عسکری در سامراء به اوج خود رسید.

شدت این فشارها به قدری بود که سه پیشوای بزرگ شیعه که در مرکز حکومت آنها (سامراء) می زیستند، با عمر کوتاهی جام شهادت نوشیدند: جواد در 25 سالگی، هادی در 41 سالگی و عسکری در 28 سالگی که جمعا 92 سال می شود. و این حاکی از شدت فشارها و صدمات رسیده بر آنهاست، ولی در این میان، فشارها و محدودیت های زمان حسن عسکری، به دو علت، از دو پیشوای دیگر بیشتر بود:

1-در زمان عسکری-علیه السلام-شیعه به صورت یک قدرت عظیم در عراق در آمده بود و همه مردم می دانستند که این گروه به خلفای وقت معترض بوده و حکومت هیچ یک از عباسیان را مشروع و قانونی نمی داند، بلکه معتقد است ت الهی در فرزندان علی-علیه السلام-باقی است و در آن زمان شخصیت ممتاز این خانواده حسن عسکری-علیه السلام-بود. گواه قدرت شیعیان، اعتراف «عبید الله »، «معتمد» عباسی، به این موضوع است. توضیح اینکه پس از شهادت حضرت عسکری، برادرش جعفر «کذاب » نزد عبید الله رفت و گفت: منصب برادرم را به من واگذار، من در برابر آن سالیانه بیست هزار دینار به تو می دهم.

به او پرخاش کرد و گفت: احمق! خلیفه آن قدر به روی انی که پدر و برادر تو را می دانند، شمشیر کشید تا بلکه بتواند آنان را از این عقیده برگرداند، ولی نتوانست، و با تمام کوششهایی که کرد توفیقی به دست نیاورد، اینک اگر تو در نظر شیعیان باشی نیازی به خلیفه و غیر خلیفه نداری و اگر در نظر آنان چنین مقامی نداشته باشی، کوشش ما، در این راه کوچکترین فایده ای نخواهد داشت. (1)

-خاندان عباسی و پیروان آنان، طبق روایات و اخبار متواتر، می دانستند مهدی موعود که تار و مار کننده کلیه حکومتهای خود کامه است، از نسل حضرت عسکری-علیه السلام-خواهد بود، به همین جهت پیوسته مراقب وضع زندگی او بودند تا بلکه بتواند فرزند او را به چنگ آورده و نابود کنند (همچون تلاش بیهوده فرعونیان برای نابودی موسی!) چنانکه در جریان شهادت توضیح خواهیم داد.

به دلائل یادشده در بالا، فشار و اختناق در مورد پیشوای یازدهم فوق العاده شدید بود و از هر طرف او را تحت کنترل و نظارت داشتند. حکومت عباسی به قدری از نفوذ و موقعیت مهم اجتماعی نگران بود که را ناگزیر کرده بود هر هفته روزهای دوشنبه و پنجشنبه در دربار حاضر شود. (2) (3) دربار عباسی به قدری وحشت داشت که به این مقدار کفایت نکرد، بلکه «معتز» را بازداشت و زندانی کرد (4) و حتی به «سعید حاجب » دستور داد را به سمت کوفه حرکت داده و در راه او را به قتل برساند، ولی پس از سه روز، ترکان، خود او را به هلاکت رساندند. (5)

پس از او «مهتدی» نیز را بازداشت و زندانی کرد و تصمیم به قتل حضرت داشت که خداوند مهلت نداد و ترکان بر ضد او شو د و وی را به قتل رساندند. (6)



تد ر امنیتی عسکری ـ علیه السلام

علاوه بر آنچه گفتیم، اسناد و شواهد دیگری در دست است که از یک سو عمق شیطنت و وسعت نقشه های خائنانه دربار عباسی در مورد و یارانش را نشان می دهد، و از سوی دیگر هشیاری و تد ر امنیتی را بخوبی جلوه گر می سازد که از آن جمله چند مورد یاد شده در زیر را می توان نام برد:

1- «ابو هاشم داود بن قاسم جعفری » (7) می گوید: ما چند نفر در زندان بودیم که « عسکری » و برادرش «جعفر» را وارد زندان د. برای عرض ادب و خدمت، به سوی حضرت شتافتیم و گرد ایشان جمع شدیم. در زندان، مردی «جمحی » (خ ل: عجمی) بود و ادعا می کرد که از علویان است. متوجه حضور وی شد و گفت: اگر در جمع شما فردی که از شما نیست نمی بود، می گفتم کی آزاد می شوید. آنگاه به مرد «جمحی » اشاره کرد که بیرون رود، و او بیرون رفت. سپس فرمود: این مرد از شما نیست، از او برحذر باشید، او گزارشی از آنچه گفته اید برای خلیفه تهیه کرده که هم اکنون در میان لباسهای اوست. یکی از حاضران او را تفتیش کرد و گزارش را که در لای لباس پنهان کرده بود، کشف کرد، مطالب مهم و خطرناکی درباره ما نوشته بود.(8)

این حادثه نشان می دهد که حتی در زندان هم برای کنترل و شیعیان، مخفی گماشته بودند.

2-یکی از یاران بنام «احمد بن اسحاق » می گوید: به حضور رسیدم و از او درخواست که چیزی بنویسد و من خط او را ببینم تا اگر نامه ای از او رسید، خطش را بشناسم (و دشمن نتواند بنام نامه جعل کند) فرمود: خط من، گاهی با قلم باریک و گاهی با قلم پهن است، اگر چنین تفاوتی مشاهده کردی نگران نباش... (9)

3-یکی از یاران می گوید: ما گروهی بودیم که وارد سامراء شدیم و مترصد روزی بودیم که از منزل خارج شود تا بتوانیم او را در کوچه و خیابان ببینیم. در این هنگام نامه ای به این مضمون از طرف به ما رسید: هیچ کدام بر من سلام نکنید، هیچ از شما به سوی من اشاره نکند، زیرا برای شما خطر جانی دارد! (10)

4- «عبدالعزیز بلخی » می گوید: روزی در خیابان منتهی به بازار فروشها نشسته بودم. ناگهان حسن عسکری را دیدم که به سوی دروازه شهر حرکت می کرد. در دلم گفتم: خوب است فریاد کنم که: مردم! این حجت خدا است، او را بشناسید. ولی با خود گفتم در این صورت مرا می کشند! وقتی به کنار من رسید و من به او نگریستم، انگشت سبابه را بر دهان گذاشت و اشاره کرد که سکوت! من بسرعت پیش رفتم و بوسه بر پاهای او زدم. فرمود: مواظب باش، اگر فاش کنی، هلاک می شوی! شب آن روز به حضور رسیدم. فرمود: باید رازداری کنید و گرنه کشته می شوید، خود را به خطر نیندازید. (11)

5-در زمان عسکری-علیه السلام-شخصی از علویان به عزم ب و کار از سامراء بیرون آمده و به سوی بلاد جبل (قسمتهای کوهستانی غرب ایران تا همدان و قزوین) رفت. شخصی از دوستداران از مردم «حلوان » (پل ذهاب) به او برخورد کرد و پرسید:

-از کجا آمده ای؟

-از سامراء.

-آیا فلان محله و فلان کوچه را می شناسی؟

-آری.

-از حسن بن علی خبری داری؟

-نه.

-برای چه به جبل آمده ای؟

-برای ب و کار.

-من پنجاه دینار دارم، آن را بگیر و با هم به سامراء برویم و مرا به خانه حسن بن علی (عسکری) برسان. علوی پذیرفت و او را به خانه برد... (12)

این ماجرا به خوبی نشان می دهد که به واسطه کنترل بسیار شدید حکومت، دسترسی به تا چه حد دشوار بوده است.

از طرف دیگر، مبلغی که مرد حلوانی-در برابر راهنمایی او به خانه حضرت-به شخص علوی پرداخت، نشانه اهمیت دیدار با در آن روزگار است، زیرا پنجاه دینار در آن زمان مبلغ قابل توجهی بوده است، چه، ارزش یک دینار در آن زمان را برخی از دانشمندان، معادل یک شتر دانسته اند (13) ، بنا بر این پنجاه دینار از نظر قدرت ید در آن زمان، مثل این بوده است که ی در زمان ما، قیمت پنجاه شتر را بپردازد!
ابعاد هفتگانه فعالیت عسکری علیه السلام

عسکری، با وجود همه این فشارها و کنترلها و مراقبت های بی وقفه حکومت عباسی، یک سلسله فعالیتهای و اجتماعی و علمی در جهت حفظ و مبارزه با افکار ضد ی انجام می داد که می توان آنها را بدین گونه خلاصه کرد:

1-کوششهای علمی در دفاع از آیین و رد اشکال ها و شبهات مخالفان، و نیز تبیین شه صحیح ی؛

2-ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان مناطق مختلف از طریق تعیین نمایندگان و اعزام پیکها و ارسال پیامها;

3-فعالیتهای سری بر رغم تمامی کنترلها و مراقبتهای حکومت عباسی;

4-حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان، بویژه یاران خاص خود;

5-تقویت و توجیه رجال و عناصر مهم شیعه در برابر مشکلات;

6-استفاده گسترده از آگاهی غیبی برای جلب منکران ت و دلگرمی شیعیان;

7-آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت فرزند خود دوازدهم.

اینک پیرامون هر کدام از این فعالیتها، جداگانه توضیح می دهیم:


1- کوشش های علمی

گرچه عسکری به حکم شرایط نامساعد و محدودیت بسیار شدیدی که حکومت عباسی برقرار کرده بود، موفق به گسترش دانش دامنه دار خود در سطح کل جامعه نشد، اما در عین حال، با همان فشار و خفقان شاگردانی تربیت کرد که هر کدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف و رفع شبهات دشمنان نقش مؤثری داشتند.

«شیخ طوسی » -ره-تعداد شاگردان حضرت را م از صد نفر ثبت کرده است (14) که در میان آنان چهره های روشن، شخصیتهای برجسته و مردان وارسته ای مانند: احمد بن اسحاق اشعری قمی، ابو هاشم داود بن قاسم جعفری، عبد الله بن جعفر حمیری، ابو عمرو عثمان بن سعید عمری، علی بن جعفر و محمد بن حسن صفار به چشم می خورند که شرح خدمات و کوششهای آنان در این کتاب نمی گنجد و زندگینامه پر افتخار و آموزنده آنان را می توان در کتب رجال خواند.

علاوه بر تربیت این شاگردان، گاهی چنان مشکلات و تنگناهایی برای مسلمانان پیش می آمد که جز حضرت عسکری ی از عهده حل آنها بر نمی آمد. در این گونه مواقع، در پرتو علم ت، با یک تدبیر فوق العاده، بن بست را می ش ت و مشکل را حل می کرد. برای این مطلب می توان دو نمونه ذکر کرد:


الف- اشتباه فیلسوف!

«ابن شهراشوب» می نویسد: «اسحاق کندی » که از فلاسفه و عرب به شمار می رفت و در عراق اقامت داشت (15) ، کت تالیف نمود به نام «تناقضهای قرآن » ! او مدتهای زیادی در منزل نشسته و گوشه نشینی اختیار کرده و خود را به نگارش آن کتاب مشغول ساخته بود. روزی یکی از شاگردان او به محضر عسکری-علیه السلام-شرفیاب شد. هنگامی که چشم حضرت به او افتاد، فرمود:

آیا در میان شما مردی رشید وجود ندارد که گفته های تان «کندی » را پاسخ گوید؟ شاگرد عرض کرد: ما همگی از شاگردان او هستیم و نمی توانیم به اشتباه اعتراض کنیم. فرمود: اگر مطالبی به شما تلقین و تفهیم شود می توانید آن را برای خود نقل کنید؟

شاگرد گفت: آری.

فرمود: از اینجا که برگشتی به حضور برو و با او به گرمی و محبت رفتار نماو سعی کن با او انس و الفت پیدا کنی. هنگامی که کاملا انس و آشنایی به عمل آمد، به او بگو: مسئله ای برای من پیش آمده است که غیر از شما ی شایستگی پاسخ آن را ندارد و آن مسئله این است که: آیا ممکن است گوینده قرآن از گفتار خود معانی ای غیر از آنچه شما حدس می زنید اراده کرده باشد؟

او در پاسخ خواهد گفت: بلی، ممکن است چنین منظوری داشته باشد. در این هنگام بگو: شما چه می دانید، شاید گوینده قرآن معانی دیگری غیر از آنچه شما حدس می زنید، اراده کرده باشد و شما الفاظ او را در غیر معنای خود به کار برده اید؟ در اینجا اضافه کرد: او آدم با هوشی است، طرح این نکته کافی است که او را متوجه اشتباه خود کند.

شاگرد به حضور رسید و طبق دستور رفتار نمود تا آنکه زمینه برای طرح مطلب مساعد گردید. سپس سؤال را به این نحو مطرح ساخت:

آیا ممکن است گوینده ای سخنی بگوید و از آن مطلبی اراده کند که به ذهن خواننده نیاید؟ و به دیگر سخن: مقصود گوینده چیزی باشد مغایر با آنچه در ذهن مخاطب است؟ فیلسوف عراقی با کمال دقت به سؤال شاگرد گوش داد و گفت: سؤال خود را تکرار کن. شاگرد سؤال را تکرار نمود. تاملی کرد و گفت: آری، هیچ بعید نیست، امکان دارد که چیزی در ذهن گوینده سخن باشد که به ذهن مخاطب نیاید و شنونده از ظاهر کلام گوینده چیزی بفهمد که وی خلاف آن را اراده کرده باشد.

که می دانست شاگرد او چنین سؤالی را از پیش خود نمی تواند مطرح نماید و در حد شه او نیست، رو به شاگرد کرد و گفت: تو را قسم می دهم که حقیقت را به من بگویی، چنین سؤالی از کجا به فکر تو خطور کرد؟

شاگرد: چه ایرادی دارد که چنین سؤالی به ذهن خود من آمده باشد؟ : نه، تو هنوز زود است که به چنین مسائلی رسیده باشی، به من بگو این سؤال را از کجا یاد گرفته ای؟

شاگرد: حقیقت این است که، «ابو محمد» ( حسن عسکری-علیه السلام-) مرا با این سؤال آشنا نمود.

: اکنون واقع امر را گفتی. سپس افزود: چنین سؤالهایی تنها زیبنده این خاندان است (آنان هستند که می توانند حقیقت را آشکار سازند). (16)

آنگاه با درک واقعیت و توجه به اشتباه خود، دستور داد آتشی روشن د و آنچه را که به عقیده خود درباره «تناقضهای قرآن » نوشته بود تماما سوزاند! (17)


ب- مشت راهب باز می شود!

یک سال در سامراء قحطی سختی پیش آمد. «معتمد» ، خلیفه وقت، فرمان داد مردم به استسقاء (طلب باران) بروند. مردم سه روز پی در پی برای به مصلا رفتند و ست به دعا برداشتند، ولی باران نیامد. روز چهارم «جاثلیق » ، بزرگ اسقفان ی، همراه یان و راهبان به صحرا رفت. یکی از راهبان هر وقت دست خود را به سوی آسمان بلند می کرد بارانی درشت فرو می بارید. روز بعد نیز جاثلیق همان کار را کرد و آنقدر باران آمد که دیگر مردم تقاضای باران نداشتند، و همین امر موجب شگفت مردم و نیز شک و تردید و تمایل به یت در میان بسیاری از مسلمانان شد. این وضع بر خلیفه ناگوار آمد و ناگزیر را که زندانی بود، به دربار خواست و گفت: امت جدت را دریاب که گمراه شدند!

فرمود: از جاثلیق و راهبان بخواه که فردا به صحرا بروند.

خلیفه گفت: مردم دیگر باران نمی خواهند، چون به قدر کافی باران آمده است، بنا بر این به صحرا رفتن چه فایده ای دارد؟

فرمود: برای آنکه ان شاء الله تعالی شک و شبهه را برطرف سازم.

خلیفه فرمان داد پیشوای یان همراه راهبان به صحرا رفتند. عسکری-علیه السلام-نیز در میان جمعیت عظیمی از مردم به صحرا آمد. آنگاه یان و راهبان برای طلب باران دست به سوی آسمان برداشتند. آسمان ابری شد و باران آمد. فرمان داد دست راهب معینی را بگیرند و آنچه در میان انگشتان اوست بیرون آورند. در میان انگشتان او استخوان سیاه فامی از استخوانهای آدمی یافتند. استخوان را گرفت، در پارچه ای پیچید و به راهب فرمود: اینک طلب باران کن! راهب این بار نیز دست به آسمان برداشت، اما بع ابر کنار رفت و خورشید نمایان شد! مردم شگفت زده شدند. خلیفه از پرسید:

این استخوان چیست؟

فرمود: این استخوان ی از ان الهی است که از قبور برخی ان برداشته اند و استخوان هیچ ی ظاهر نمی گردد جز آنکه باران نازل می شود. خلیفه را تحسین کرد. استخوان را آزمودند، دیدند همان طور است که می فرماید.

این حادثه باعث شد که از زندان آزاد شود و احترام او در افکار عمومی بالا رود. در این هنگام از فرصت استفاده کرده و یاران خود را که با آن حضرت در زندان بودند، از خلیفه خواست و او نیز خواسته حضرت را به جا آورد. (18)


2- ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان

در زمان عسکری-علیه السلام-تشیع در مناطق مختلف و ای متعددی گسترش و شیعیان در نقاط فراوانی تمرکز یافته بودند. ا و مناطقی مانند: کوفه، بغداد، نیشابور، قم، آبه (آوه) ، مدائن، اسان، یمن، ری، آذربایجان، سامراء، جرجان و بصره از پایگاههای شیعیان به شمار می رفتند. در میان این مناطق، به دلائلی، سامراء، کوفه، بغداد، قم و نیشابور از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. (19)

گستردگی و پراکندگی مراکز شیعیان، وجود سازمان ارتباطی منظمی را ایجاب می کرد تا پیوند شیعیان را با حوزه ت از یک سو، و ارتباط آنان را با همدیگر از سوی دوم برقرار سازد، و از این رهگذر، آنان را از نظر دینی و ی و سازماندهی کند.

این نیاز، از زمان نهم احساس می شد و چنانکه در سیره آن حضرت و دهم توضیح دادیم، شبکه ارتباطی وک و نصب نمایندگان در مناطق گوناگون، به منظور برقراری چنین سیستمی، از آن زمان به مورد اجراگذاشته می شد.

این برنامه در زمان عسکری-علیه السلام-نیز تعقیب گردید: به گواهی اسناد و شواهد تاریخی، عسکری-علیه السلام-نمایندگانی از میان چهره های درخشان و شخصیت های برجسته شیعیان، برگزیده، در مناطق متعدد منصوب کرده و با آنان در ارتباط بود و از این طریق پیروان تشیع را در همه مناطق زیر نظر داشت. از میان این نمایندگان، می توان از «ابراهیم بن عبده » ، در «نیشابور» ، یاد کرد.

طی نامه مفصلی خطاب به «اسحاق بن اسماعیل » و شیعیان نیشابور، پس از توضیح نقش ت در هدایت امت ی، تشریح ضرورت و اهمیت پیروی از ان و هشدار از س یچی از فرمان نوشت:

«... ای اسحاق! تو فرستاده من نزد ابراهیم بن عبده هستی تا وی به آنچه من در نامه ای که توسط محمد موسی نیشابوری فرستاده ام عمل کند. تو و همه انی که در شهر تو هستند موظفید بر اساس نامه مزبور عمل کنید.

ابراهیم بن عبده این نامه مرا برای همه بخواند تا جای سؤال و ابهامی باقی نماند... درود و رحمت فراوان خدا بر ابراهیم بن عبده و بر تو و همه پیروان ما باد! همه انی که از پیروان من و از مردم شهر تواند و این نامه را بخوانند و انی که در آن ناحیه از حق منحرف نشده اند، باید حقوق مالی ما را به ابراهیم بن عبده بپردازند و او نیز باید آن را به «رازی » (20) یا به ی که وی معرفی می کند، تحویل بدهد، و این دستور من است... » . (21) از این نامه، علاوه بر موضوع جمع آوری وجوه مالی شیعیان که اهمیت بسزایی در تقویت و تحکیم وضع اقتصادی جبهه تشیع داشت، استفاده می شود که نمایندگان دارای سلسله مراتبی بودند و حوزه فعالیت هر کدام از آنان مشخص بود و وجوه جمع آوری شده می بایست در نهایت به دست اصلی برسد و او به برساند.

، گویا برای تقویت و تثبیت موقعیت ابراهیم بن عبده و نیز برای روشن ساختن شعاع حوزه فعالیت او، طی نامه ای به «عبد الله بن حمدویه بیهقی » چنین نوشت:

«من ابراهیم بن عبده را برای دریافت حقوق مالی آن سامان و ناحیه شما منصوب و او را امین و مورد اعتماد خویش نزد پیروان خود قرار دادم. تقوا در پیش گیرید و مراقب باشید و وجوه مالی واجب را بپردازید که هیچ در ترک یا تاخیر پرداخت آن معذور نیست... » (22)

گویا برخی از شیعیان در مورد اص خط و نامه درباره ابراهیم ایجاد شبهه و تردید کرده احتمال داده بودند که مجعول باشد، ازینرو طی نامه جداگانه ای نوشت:

«نامه ای که درباره وک ابراهیم از ناحیه من-جهت دریافت حقوق مالی مربوط به من از شیعیان آن منطقه-رسیده، به خط خود من است... » (23)

یکی دیگر از نمایندگان «احمد بن اسحاق بن عبد الله قمی اشعری » ، از یاران خاص و از شخصیتهای بزرگ شیعی در قم، بود.

بعضی از دانشمندان علم رجال، از او به عنوان رابط بین قمیها و و ازجمله اصحاب خاص آن حضرت یاد کرده اند. (24) اما دانشمندان دیگر، او را و دانسته اند (25). از روایتی در «بحار الانوار» استفاده می شود که او در موقوفات قم بوده است. (26)

«محمد بن جریر طبری » می نویسد: احمد بن اسحاق قمی اشعری، شیخ صدوق، ابو محمد عسکری بود. وقتی که آن حضرت در گذشت، وک حضرت صاحب ا مان را به عهده گرفت. از طرف حضرت نامه هایی خطاب به او صادر می شد، و او وجوه و حقوق مالی قم و اطراف آن را گرد آوری نموده و به می رساند. (27) احمد بن اسحاق صد و شصت کیسه طلا و نقره را که از شیعیان قم گرفته بود، به تسلیم کرد (28) و این، حجم چشمگیر وجوه جمع آوری شده را نشان می دهد.

«ابراهیم بن مهزیار» اهوازی، یکی دیگر از وکلای بود. اموالی از بیت المال نزد او جمع آوری شده بود و موفق نشده بود به حضرت عسکری تحویل دهد. پس از شهادت ، هنگامی که ابراهیم بیمار شد، به فرزندش محمد وصیت کرد که آن اموال را به محضر حضرت صاحب ا مان برساند. او نیز این یت را انجام داد و به جای پدرش به نمایندگی دوازدهم منصوب گردید (29). در راس سلسله مراتب وکلای ، «محمد بن عثمان عمری » قرار داشت که وکلای دیگر، به وسیله او با در ارتباط بودند. آنان نوعا اموال و وجوه جمع آوری شده را به وی تحویل می دادند و او به محضر می رساند (30).


پیک ها و نامه ها

علاوه بر شبکه ارتباطی وک ، از طریق اعزام پیکها نیز با شیعیان و پیروان خود ارتباط برقرار می ساخت و از این رهگذر مشکلات آنان را برطرف می کرد. در این زمینه، به عنوان نمونه، می توان از فعالیتهای «ابو الادیان » ، یکی از نزدیکترین یاران یاد کرد (31). او نامه ها و پیامهای را به پیروان آن حضرت می رساند، و متقابلا نامه ها، سؤالها، مشکلات، خمس و دیگر وجوه ارسالی شیعیان را دریافت نموده و در سامراء به محضر عسکری می رساند. آ ین یت او را که در روزهای آ حیات عسکری رخ داد، در بخش جریان شهادت آن حضرت توضیح داد.

گذشته از پیکها، از طریق مکاتبه نیز با شیعیان ارتباط برقرار می ساخت و از این رهگذر آنان را زیر چتر هدایت خویش قرار می داد. نامه ای که به «ابن بابویه » نوشته-و در بخش تقویت و توجیه عناصر مهم شیعه از آن یادخواهیم کرد-نمونه ای از این نامه ها است (32). از این گذشته، دو نامه به شیعیان قم و آبه (آوه) نوشته است که متن آنها در کتابهای ما مضبوط است (33). نامه های دیگری نیز به مناسبتهای دیگر از در دست است (34). بر اساس روایتی، عسکری بامداد روز هشتم ربیع الاول سال 260 ه، اندکی پیش از رحلت، نامه های فراوانی به مردم مدینه نوشت (35).


3- فعالیت های سری

عسکری-علیه السلام-بر رغم تمامی محدودیتها و کنترلهایی که از طرف دستگاه خلافت به عمل می آمد، یک سلسله فعالیتهای سری را ی می کرد که با گزینش شیوه های بسیار ظریف پنهانکاری، از چشم بیدار و مراقب جاسوسان دربار، بدور می ماند. در این زمینه نمونه های فراوانی به چشم می خورد که ذیلا دو مورد آن را از نظر خوانندگان محترم می گذرانیم:

1- «عثمان بن سعید عمری » که از نزدیکترین و صمیمی ترین یاران بود (36) ، زیر پوشش روغن فروشی فعالیت می کرد. شیعیان و پیروان حضرت عسکری-علیه السلام-اموال و وجوهی را که می خواستند به تحویل دهند، به او می رساندند و اوآنها را در ظرفها و مشکهای روغن قرار داده و به حضور می رساند (37).

2- «داود بن اسود»، خدمتگزار که هیزم کشی و گرم خانه حضرت عسکری بود، می گوید: روزی مرا خواست و چوب مدور و بلند و کلفتی مانند پایه در به من داد و فرمود: این چوب را بگیر و نزد «عثمان بن سعید» ببر و به او بده. من چوب را گرفته روانه شدم. در راه به یک نفر سقا برخوردم. قاطر او راه مرا بست. سقا از من خواست حیوان را کنار بزنم. من چوب را بلند و به قاطر زدم. چوب ش ت و من وقتی محل ش تگی آن را نگاه ، چشمم به نامه هایی افتاد که در داخل چوب بوده است! بسرعت چوب را زیر بغل گرفته و برگشتم و سقا مرا به باد و ناسزا گرفت...

وقتی به در خانه رسیدم، «عیسی » خدمتگزار کنار در به استقبالم آمد و گفت: آقا و سرورت می گوید: چرا قاطر را زدی و چوب را ش تی؟ . گفتم: نمی دانستم داخل چوب چیست؟ . فرمود: چرا کاری می کنی که مجبور به عذر خواهی شوی؟ مبادا بعد از این چنین کاری کنی، اگر شنیدی ی به ما ناسزا (هم) می گوید، راه خود را بگیر و برو و با او مشاجره نکن. ما، در شهر بد و دیار بدی به سر می بریم، تو فقط کار خود را و بدان گزارش کارهایت به ما می رسد (38).

این قضیه نشان می دهد که ، اسناد، نامه ها و نوشته هایی را که سری بوده، در میان چوب، جاسازی کرده و برای «عثمان بن سعید» که شخص بسیار مورد اعتماد و راز داری بوده، فرستاده بوده و این کار را به عهده که کارش هیزم آوردن و چوب ش تن و امثال اینها بوده-و طبعا سوء ظن ی را جلب نمی کرده واگذار کرده بوده است، ولی بر اثر بی احتیاطی او، نزدیک بوده این راز فاش شود!


4- حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان

یکی دیگر از موضعگیریهای عسکری-علیه السلام-حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان، بویژه از یاران خاص و نزدیک آن حضرت، بود. با یک مطالعه در زندگانی آن حضرت، این مطلب بخوبی آشکار می شود که گاهی برخی از یاران ، از تنگنای مالی، در محضر شکوه می د و حضرت، گرفتاری مالی آنان را برطرف می ساخت و گاه حتی پیش از آنکه اظهار کنند، مشکل آنان را بر طرف می کرد. این اقدام مانع از آن می شد که آنان زیر فشار مالی، جذب دستگاه حکومت ستمگر عباسی شوند. در این زمینه می توان برای نمونه چند مورد زیر را یاد کرد:

1- «ابو هاشم جعفری » (39) می گوید: از نظر مالی در مضیقه بودم. خواستم وضع خود را طی نامه ای به عسکری-علیه السلام-بنویسم، ولی خج کشیدم و صرفنظر . وقتی که وارد منزل شدم، صد دینار برای من فرستاد و طی نامه ای نوشت: هر وقت احتیاج داشتی، خج نکش، و پروا مکن، و از ما بخواه که بخواست خدا به مقصود خود می رسی (40).

2- «علی بن زید علوی » می گوید: عسکری-علیه السلام-مبلغی پول به من داد و فرمود: با این پول کنیزی ب ، زیرا کنیز تو مرده است. وقتی که به منزل برگشتم، دیدم کنیز مرده است! (41)

3- «ابو هاشم جعفری » می گوید: نیاز مالی خود را به اطلاع رساندم، کیسه ای حاوی حدود پانصد دینار به من داد و فرمود: ابو هاشم! این را بگیر و اگر کم است عذر ما را بپذیر! (42)

4- «ابو طاهر بن بلال » یک سال به حج مشرف شد و در مراسم حج مشاهده کرد که «علی بن جعفر» (43) مبالغ هنگفتی انفاق کرد. وقتی که از حج بازگشت، جریان را به گزارش کرد. در پاسخ نوشت: «قبلا دستور داده بودیم صد هزار دینار به وی بدهند، سپس مجددا بالغ بر همین مبلغ برای او حواله کردیم ولی او برای رعایت حال ما نپذیرفت » . بعد از این جریان «علی بن جعفر» به حضور شرفیاب شد، به دستور حضرت سی هزار دینار به وی پرداخت گردید. (44)

این روایت نشان می دهد که «علی بن جعفر» مبالغ درشتی در حجاز توزیع می کرده است، و اگر چه مورد مصرف آنها در روایت معین نشده ولی حجم بزرگ پولها نشان می دهد که این، یک برنامه وسیع و طراحی شده بوده و طبعا شیعیان نیازمندو شخصیتهای بزرگ و برجسته و مبارز شیعه از آن برخوردار می شده اند و این برنامه با آگاهی و هدایت و حمایت مالی اجرا می شده است.

البته پرداخت چنین مبلغهایی با توجه به محدودیت ، نباید موجب تردید یا انکار گردد زیرا بر رغم آنکه فعالیتهای اجتماعی و بشدت تحت کنترل حکومت عباسی بود، رقمهای قابل توجهی از شیعیان مناطق مختلف، توسط نمایندگان به آن حضرت می رسید. مثلا تاریخ می گوید: شخصی از «جرجان » به محضر رسید و اموالی را که شیعیان آن منطقه فرستاده بودند به پیشکار به نام «مبارک » تسلیم کرد (45) ، یا شخصی که از منطقه جبل (قسمتهای کوهستانی ایران تا قزوین و همدان) با راهنمایی یک نفر علوی به حضور رسیده بود، چهار هزار دینار به تقدیم کرد (46)، یا چنانکه قبلا گفتیم، در قم (احمد بن اسحق) صد و شصت کیسه طلا و نقره که از شیعیان آن شهر تحویل گرفته بود، به تسلیم کرد (47). غیر از اینها اموال و وجوه قابل توجهی نیز توسط نمایندگان عسکری-علیه السلام-جمع آوری شده بود که تحویل آنها تا زمان شهادت حضرت به تاخیر افتاد و طبعا به پیشگاه حضرت ولی عصر تقدیم شد که می توان به عنوان نمونه از اموال فراوانی یاد کرد که در اختیار «ابراهیم بن مهزیار» بوده و پس از مرگ او پسرش «محمد» به عصر تحویل داد (48).

همچنین می توان از هفتصد دیناری که نزد یکی از اهالی جبل بوده (49) ، و نیز از پانصد دیناری که در اختیار یکی دیگر از شیعیان بنام «عمران همدانی » بوده (50) ، نام برد.


5- تقویت و توجیه رجال و عناصر مهم شیعه

از جالبترین فعالیتهای عسکری-علیه السلام-تقویت و توجیه رجال مهم شیعه در برابر فشارها و سختیهای مبارزات ، در جهت حمایت از آرمانهای بلند تشیع بود. از آنجا که شخصیتهای بزرگ شیعه در فشار بیشتری بودند، به تناسب مورد، هر یک از آنان را به نحوی دلگرم و راهنمایی می کرد و روحیه آنان را بالا می برد تا میزان تحمل و صبر و آگاهی آنان در برابر فشارها، تنگناها و فقر و تنگدستیها فزونی یابد و بتوانند مسئولیت بزرگ اجتماعی و و وظایف دینی خود را بخوبی انجام دهند.

«محمد بن حسن بن میمون » می گوید: نامه ای به عسکری-علیه السلام-نوشتم و از فقر و تنگدستی شکوه ، ولی بعدا پیش خود گفتم: مگر صادق-علیه السلام-نفرموده که: فقر با ما بهتر از توانگری با دیگران است، و کشته شدن با ما بهتر از زنده ماندن با دشمنان ما است.

در پاسخ نوشت: هرگاه گناهان دوستان ما زیاد شود، خداوند آنها را به فقر گرفتار می کند و گاهی از بسیاری از گناهان آنان در می گذرد. همچنان که پیش خود گفته ای، فقر با ما بهتر از توانگری با دیگران است. ما برای انی که به ما پناهنده شوند، پناهگاهیم، و برای انی که از ما هدایت بجویند، نوریم. ما نگهدار انی هستیم که (برای نجات از گمراهی) به ما متوسل می شوند. هر ما را دوست بدارد، در رتبه بلند (تقرب به خدا) با ماست، و ی که پیرو راه ما نباشد، به سوی آتش خواهد رفت. (51) نمونه دیگر در این زمینه نامه ای است که عسکری-علیه السلام-به «علی بن حسین بن بابویه قمی » ، یکی از فقهای بزرگ شیعه، نوشته است. در این نامه پس از ذکر یک سلسله توصیه ها و رهنمودهای لازم، چنین یادآوری می کند: صبر کن و منتظر فرج باش که فرموده است: برترین اعمال امت من انتظار فرج است.

شیعیان ما پیوسته در غم و اندوه خواهند بود تا فرزندم ( دوازدهم) ظاهر شود;همان ی که بشارت داده که زمین را از قسط و عدل پر خواهد ساخت، همچنانکه از ظلم و جور پر شده باشد.

ای بزرگمرد و مورد اعتماد و فقیه من! صبر کن و شیعیان مرا به صبر فرمان بده! زمین از آن خداست و هر ی از بندگانش را که بخواهد، وارث (حاکم) آن قرار می دهد. فرجام نیکو، تنها از آن پرهیزگاران است. سلام و رحمت خدا و برکات او بر تو و بر همه شیعیان باد! (52)


6- استفاده گسترده از آگاهی غیبی

می دانیم که ان، در پرتو ارتباط با پروردگار جهان، از آگاهی غیبی برخوردار بودند و در مواردی که اساس حقانیت یا مصالح عالی امت ی (همچون مشروعیت ت آنان) در معرض خطر قرار می گرفت، از این آگاهی به صورت «ابزار» هدایت استفاده می د. پیشگوییها و گزارشهای غیبی ان، بخش مهمی از زندگینامه آنان را تشکیل می دهد، اما با یک مطالعه در زندگانی عسکری چنین به نظر می رسد که: آن حضرت بیش از ان دیگر آگاهی غیبی خود را آشکار می ساخته است.

بر اساس تحقیق یکی از دانشمندان معاصر، از کرامات و گزارشهای غیبی و اقدامات خارق العاده عسکری-علیه السلام-، «قطب راوندی » در کتاب « ائج » جمعا چهل مورد، «سید بحرانی » در «مدینة المعاجز» صد و سی و چهار مورد، «شیخ حر عاملی » در «اثبات الهداة » صد و سی و شش مورد، و «علامه مجلسی » در «بحار-الانوار» هشتاد و یک مورد را ثبت کرده اند (53) و این، بخوبی روشنگر فزونی بروز کرامات و گزارشهای غیبی از ناحیه آن حضرت می باشد.

به نظر می رسد علت این امر شرائط نامساعد و جو پراختناقی بود که یازدهم و پدرش هادی در آن زندگی می د;زیرا از وقتی که هادی از سر اجبار به سامراء منتقل گردید-به شرحی که در سیره آن حضرت گفتیم-بشدت تحت مراقبت و کنترل بود، ازینرو امکان معرفی فرزندش «حسن » به عموم شیعیان به عنوان بعدی وجود نداشت و اصولا این کار، حیات او را از ناحیه حکومت وقت در معرض خطر جدی قرار می داد. به همین جهت کار معرفی عسکری-علیه السلام-به شیعیان و گواه گرفتن آنان در این باب، در ماههای پایانی عمر هادی-علیه السلام-صورت گرفت، (54) به طوری که هنگام رحلت آن حضرت هنوز بسیاری از شیعیان از ت حضرت «حسن عسکری » آگاهی نداشتند. (55)

گویا عامل دیگری نیز در این زمینه بی تاثیر نبوده و آن اعتقاد گروهی از شیعیان به ت «محمد بن علی » ، برادر حضرت عسکری، در زمان حیات هادی بوده است. این گروه بر اساس همین پندار او را در محضر هادی احترام می د، ولی حضرت با این پندار مبارزه می کرد و آنان را به ت فرزندش حسن راهنمایی می نمود.

پس از شهادت حضرت هادی گروهی از خیانتکاران و نادانان، همچون «ابن ماهویه » ، این پندار را دستاویز قرار داده و به اغوای مردم و منحرف ساختن افکار از ت حضرت عسکری پرداختند.

این عوامل دست به دست هم داده و موجب شک و تردید گروهی از شیعیان در ت آن حضرت در آغاز کار گردیده بود، چنانکه برخی از آنان در صدد آزمایش بر می آمدند (56) و برخی دیگر در این زمینه با مکاتبه می د (57). این تز لها و تردیدها به حدی بود که در پاسخ گروهی از شیعیان در این زمینه با آزردگی و رنجش فراوانی نوشت:

«هیچ یک از پدرانم، مانند من، گرفتار شک و تز ل شیعیان در امر ت نشده اند... » (58)

عسکری برای زدودن زنگار این شکها و تردیدها، و نیز گاه برای حفظ یاران خود از خطر، و یا دلگرمی آنان، و یا هدایت گمراهان، ناگزیر می شد های حجاب را کنار زده، از آن سوی جهان ظاهر، خبر دهد، و این، از مؤثرترین شیوه-های جلب مخالفان و تقویت ایمان شیعیان بود.

«ابو هاشم جعفری » که قبلا گفتیم یکی از نزدیکترین یاران بود، می گوید: هر وقت به حضور عسکری-علیه السلام-می رسیدم، برهان و نشانه تازه ای بر ت او مشاهده می (59).

اینک که انگیزه های در این زمینه روشن گردید، چند نمونه از پیشگوییهای غیبی عسکری-علیه السلام-را از نظر خوانندگان گرامی می گذرانیم:

1- «محمد بن علی سمری » که یکی از نزدیکترین و صمیمی ترین یاران بود، می گوید: حضرت عسکری-علیه السلام-طی نامه ای به من نوشت: «فتنه ای برای شما پیش خواهد آمد، آماده باشید» .

بعد از سه روز در میان افراد بنی هاشم اختلافی روی داد. به نوشتم: آیا این همان فتنه است؟ حضرت پاسخ داد: «این، آن نیست! مواظب باشید! » . چند روز بعد «معتز» کشته شد! (60)

2- حدود بیست روز پیش از قتل «معتز» به «اسحاق بن جعفر زبیری » نوشت: در خانه خود بمان، حادثه مهمی اتفاق خواهد افتاد! وی می گوید: پس از آنکه «بریحه » کشته شد، به محضر نوشتم: حادثه ای که گفته بودید، رخ داد، اینک چه کار کنم؟ پاسخ داد: حادثه ای که گفتم، حادثه دیگری است! طولی نکشید «معتز» کشته شد! (61) - «محمد بن حمزه سروی » می گوید: توسط «ابو هاشم جعفری » که از نزدیکترین یاران حضرت عسکری-علیه السلام-بود، نامه ای به آن حضرت نوشتم و در خواست دعائی در حق من د تا توانگر شوم. به خط خود جواب داد: مژده باد بر تو! خداوند به این زودی تو را بی نیاز گردانید. پسر عموی تو «یحیی بن حمزه » درگذشت و وارثی ندارد، دارایی او که صد هزار درهم است بزودی به دست تو خواهد رسید. (62)

4- «ابو هاشم جعفری » می گوید: زندانی بودم. از فشار زندان و سنگینی غل و زنجیر به حضرت شکایت . در پاسخ نوشت: امروز ظهر را در منزل خود خواهی خواند. طولی نکشید از زندان خلاص شدم و را در منزل خواندم! (63)

5- «احمد بن محمد» می گوید: موقعی که «مهتدی » ، خلیفه عباسی، شروع به کشتار «موالی » کرد، طی نامه ای به حضرت عسکری-علیه السلام-نوشتم: شکر خدا که خلیفه گرفتاری پیدا کرده و فرصت مزاحمت به شما را ندارد، شنیده ام شما را تهدید می کرده و می گفته: «باید اینها را از روی زمین بردارم » .

در پاسخ با خط خود نوشت: عمر او کوتاهتر از آن خواهد بود که این تهدیدها را عملی کند. از امروز بشمار، در روز ششم با خواری و کشته خواهد شد. شش روز بعد، همان گونه که پیشگویی کرده بود، مهتدی به قتل رسید. (64) - «جعفر بن محمد قلانسی » می گوید: برادرم محمد که همسرش آبستن بود، نامه ای به حضرت عسکری-علیه السلام-نوشت و خواهش کرد که حضرت دعا کند زایمان همسرش بی خطر، و نوزاد او پسر باشد. در پاسخ نوشت: خداوند فرزند پسر به تو عنایت می کند، و «محمد» و «عبد الرحمن » دو اسم خوبی هستند. آن زن پسر آنهم دو قلو زایید، یکی را محمد و دیگری را عبد الرحمن نام نهادند. (65)

7- «محمد بن عیاش » می گوید: چند نفر بودیم که در مورد کرامات عسکری-علیه السلام-با هم گفتگو می کردیم. فردی ناصبی (دشمن اهل بیت) گفت: من نوشته ای بدون مرکب برای او می نویسم، اگر آن را پاسخ داد، می پذیرم که او بر حق است.

ما مسائل خود را نوشتیم. ناصبی نیز بدون مرکب روی برگه ای که مطلب خود را نوشت و آن را با نامه ها به خدمت فرستادیم. حضرت پاسخ سؤالهای ما را مرقوم فرمود و روی برگه مربوط به ناصبی، اسم او و اسم پدرش را نوشت! . ناصبی چون آن را دید از هوش رفت، و چون به هوش آمد، حقانیت حضرت را تصدیق کرد و در زمره شیعیان قرار گرفت. (66)

8- «اسماعیل بن محمد» می گوید: بر در خانه عسکری-علیه السلام-نشستم. وقتی بیرون آمد، جلو رفتم و از فقر و نیازمندی خویش شکوه و سوگند خوردم که حتی یک درهم ندارم!

فرمود: سوگند یاد می کنی، در صورتی که دویست دینار در خاک پنهان کرده ای؟ ! آنگاه افزود: این را برای آن نگفتم که به تو عطائی نکنم، و آنگاه رو به غلام خود کرد و فرمود: آنچه همراه داری به او بده. غلام صد دینار به من داد. خدای متعال را سپاس گفتم و بازگشتم.

حضرت فرمود: می ترسم آن دویست دینار را، در وقتی که بسیار نیازمند آن هستی، از دست بدهی. من سراغ دینارها رفتم و آنها را در جای خود یافتم. جایشان را عوض و طوری پنهان ساختم که هیچ مطلع نشود. از این قضیه مدتی گذشت. به دینارها نیازمند شدم. سراغ آنها رفتم چیزی نیافتم و این امر بر من بسیار گران آمد. بعدا فهمیدم پسرم جای آنها را یافته و دینارها را برداشته و برده است! در نتیجه چیزی از آنها به دست من نرسید و همان طور شد که فرموده بود! (67)

9-شخصی بنام «حلبی » می گوید: در سامراء گرد آمده بودیم و منتظر وج ابو محمد ( عسکری-علیه السلام-) از خانه بودیم تا او را از نزدیک ببینیم. در این هنگام نامه ای از حضرت دریافت کردیم که در آن نوشته بود: «هشدار که هیچ بر من سلام نکند و ی با دست، به سوی من اشاره نکند، در غیر این صورت جانتان به خطر خواهد افتاد!»

در کنار من جوانی ایستاده بود، به او گفتم: از کجایی؟ گفت: از مدینه. گفتم: اینجا چه می کنی؟ گفت: درباره ت «ابو محمد» -علیه السلام-اختلافی پیش آمده است، آمده ام تا او را ببینم و سخنی از او بشنوم یا نشانه ای ببینم تا دلم آرام گیرد، من از نوادگان «ابوذر » (68) هستم. در این هنگام حسن-علیه السلام-همراه خادمش بیرون آمد.

وقتی که روبروی ما رسید، به جوانی که در کنار من بود، نگریست و فرمود: آیا تو هستی؟جوان پاسخ داد: آری. فرمود: مادرت «حمدویه » چه می کند؟
جوان پاسخ داد: خوب است.
پس از این سخنان کوتاه از کنار ما گذشت. رو به جوان و گفتم: آیا او را قبلا دیده بودی؟
پاسخ داد: خیر.
گفتم: آیا همین تو را کافی است؟
گفت: کمتر از این نیز کافی بود! (69)

10-جعفر بن محمد می گوید: عسکری-علیه السلام-در راه حرکت می کرد و ما در رکاب او بودیم. من آرزو داشتم که دارای فرزندی شوم، در دلم گفتم: ای ابا محمد (عسکری) آیا من صاحب فرزندی خواهم شد؟ در این هنگام نگاهی به من کرد و با سر اشاره کرد که: آری. در دلم گفتم: پسر خواهد شد؟ حضرت با سر اشاره کرد که: نه! چندی بعد خدا فرزند دختری به ما داد! (70)

11-علی بن محمد بن زیاد می گوید: نامه ای از طرف حضرت به من رسید که: خطری تو را تهدید می کند، از خانه خارج نشو. در آن روزها یک گرفتاری برای من پیش آمد که از آن وحشت ، نامه ای به نوشتم و پرسیدم که: این همان خطر است؟ در پاسخ نوشت: خطری که گفتیم از این بدتر خواهد بود. طولی نکشید بخاطر «جعفر بن محمود» قرار گرفتم، و از طرف حکومت برای دستگیرکننده من صد هزار درهم جایزه اعلام گردید! (71)


7- آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت

از آنجا که غائب شدن و هر جمعیتی، یک حادثه غیر طبیعی و نامانوس است و باور آن و نیز تحمل مشکلات ناشی از آن برای نوع مردم دشوار می باشد، و ان پیشین بتدریج مردم را با این موضوع آشنا ساخته و افکار را برای پذیرش آن آماده می د.

این تلاش در عصر هادی-علیه السلام-و عسکری-علیه السلام-که زمان غیبت نزدیک می شد، به صورت محسوستری به چشم می خورد. چنانکه در زندگانی هادی دیدیم، آن حضرت اقدامات خود را نوعا توسط نمایندگان انجام می داد و کمتر شخصا با افراد تماس می گرفت.

این معنا در زمان عسکری-علیه السلام-جلوه بیشتری یافت;زیرا از یک طرف، با وجود تاکید بر تولد حضرت مهدی-علیه السلام-او را تنها به شیعیان خاص و بسیار نزدیک نشان می داد و از طرف دیگر تماس مستقیم شیعیان با خود آن حضرت روز بروز محدودتر و کمتر می شد، به طوری که حتی در خود شهر سامراء به مراجعات و مسائل شیعیان از طریق نامه یا توسط نمایندگان خویش پاسخ می داد و بدین ترتیب آنان را برای تحمل اوضاع و شرائط و تکالیف عصر غیبت و ارتباط غیر مستقیم با آماده می ساخت، و چنانکه خواهیم دید این همان روشی است که بعدا دوازدهم در زمان غیبت صغری در پیش گرفت و شیعیان را بتدریج برای دوران غیبت کبری آماده ساخت.

اشاره کردیم که گاهی برخی از شیعیان خاص، موفق به دیدار حضرت مهدی-علیه السلام-می شدند، اینک در اینجا به عنوان نمونه یک مورد ا?

برچسب ها : چگونه حسن عسکری(ع)در خفقان حکومت بنی عباس دین را حفظ کرد - ,عسکری ,حضرت ,السلام ,علیه ,شیعیان ,علیه السلام , عسکری ,عسکری علیه ,همان کتاب، ,کتابفروشی مصطفوی، ,الغمة، تبریز، مکتبة ,طبرسی، اعلام الوری، ,حی?
چگونه حسن عسکری(ع)در خفقان حکومت بنی عباس دین را حفظ کرد ,عسکری ,حضرت ,السلام ,علیه ,شیعیان ,علیه السلام , عسکری ,عسکری علیه ,همان کتاب، ,کتابفروشی مصطفوی، ,الغمة، تبریز، مکتبة ,طبرسی، اعلام الوری، ,حی?
دانستنیهایی از جن


آیا اجنّه هم مانند انسان، مسلمان و غیر مسلمان دارند؟


جن - چنان که از مفهوم لغوی این کلمه به دست می آید -موجودی است ناپیدا که وجود آن را قرآن کریم تصدیق کرده و مشخصاتی را نیز برای آن معرفی نموده است از جمله این که:


الف) از شعله آتش آفریده شده اند [1].


ب) مانند انسان دارای تکلیف و مسوولیت هستند؛ یعنى مکلف است و هدف او بندگى خداست. خداوند متعال در آیه 56 سوره ذاریات می فرماید:«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» [2]؛« جن و انس را جز براى پرستش خود نیافریده ام.»


ج) حساب و کتاب و جزاء دارند [3].


د) گروهی از آن ها مومن و گروهی کافر و دارای افراد خوب و بدند لذا بدان آن ها به جهنم می روند[4].


ه) طائفه جن همانند تمام انسان ها در مسیر مراحل تکاملى و ب سعادت دنیا و آ ت محتاج است لذا از ان الهى نمى توانند بى بهره باشند. از همین رو خداوند متعال برای هدایت آن ها انی ارسال نموده است [5].


و) برخى از جنیان به خدمت اکرم رسیده اند و قرآن را گوش داده اند و به آن ایمان آورده اند [6]. و پس از خدا (صل الله علیه و آله ) تحت ولایت و ت ائمه (ع) قرار دارند [7].

ادامه مطلب
برچسب ها : دانستنیهایی از جن - ,خداوند متعال
دانستنیهایی از جن ,خداوند متعال
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.395 seconds
RSS