پاسخ:

نظر و فتوای مراجع عظام در این مسأله بدین قرار است:[1]

(م9)، اراکی(م9):

تقلیدِ میّت ابتداءاً جایز نیست، ولی بقایِ بر تقلیدِ میّت اشکال ندارد. و باید بقای بر تقلید میّت به فتوای مجتهد زنده باشد و ی که در بعضی از مسائل به فتوای مجتهدی عمل کرده، بعد از مُردنِ آن مجتهد می­تواند در همه مسائل از او تقلید کند.

گلپایگانی(م9)، گرامی(م10):

اگر مجتهدى که انسان از او تقلید می­ کند از دنیا برود، باید از مجتهد زنده تقلید کند. ولى ی که در مساله اى به فتواى مجتهدى عمل کرده یا آن را یاد گرفته و ملتزم به عمل به آن شده باشد، اگر بعد از مردنِ آن مجتهد در آن مسأله به فتواى مجتهد زنده رفتار نکرده باشد، می­ تواند در آن مسأله به فتواى مجتهدى که از دنیا رفته باقى باشد، اگرچه احتیاط مستحب آن است که به فتواى مجتهد زنده رفتار نماید.

خوئی(م9):

اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می ­کند از دنیا برود، در صورتی که فتوای او در نظر مقلّد بوده و فراموش نکرده باشد، حکمِ بعد از فوت او، حکمِ زنده بودنش است و اگر فتوای او را یاد نگرفته یا فراموش کرده است، لازم است به مجتهد زنده رجوع کند.

سبحانی(م6):

اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می­کند از دنیا برود باید از مجتهد زنده تقلید کند، ولی در مسائلی که آنها را یاد گرفته است می­تواند بر تقلید قبلی باقی بماند.

تبریزی(م9):

اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می­کند از دنیا برود، در صورتی که فتوای او در نظر مقلّد بوده و فراموش نکرده باشد، حکم بعد از فوت او، حکم زنده بودنش است و اگر فتوای او را یاد نگرفته لازم است به مجتهد زنده رجوع کند و بعید نیست در صورتی که فراموش کرده است باز بتواند به فتوای او عمل کند.

جوادی آملی(م9):

تقلید مجتهد متوفّی در ابتدا جائز نیست، ولی بقای بر تقلید میّت، اشکال ندارد و بقای بر تقلید مجتهد میّت باید به فتوای مجتهد مطلق زنده باشد، خواه فرد به آن عمل کرده باشد یا نه. اگر مجتهد متوفّی اعلم باشد، بقای بر تقلید او احتیاطاً واجب است و اگر مجتهد زنده اعلم باشد، ع از مجتهد متوفّی به مرجع زنده، واجب است.

دوزدوزانی(م9):

هرگاه مجتهدی که انسان از او تقلید می­ کند، از دنیا برود، باقی مانده بر تقلید او جائز است، بلکه اگر اعلم باشد واجب است، چه مسائل در یادش باشد یا نه، و چه عمل کرده باشد یا نه. البته به شرطی که پیش از فوت، یکی از شرائط تقلید، از بین نرود. پس اگر مجتهدی پیش از فوت، دچار فراموشی یا ح إغماء شود، تقلید باطل شده و بقاء نیز صحیح نیست.

حسین بروجردی(م9):

اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می­ کند از دنیا برود باید از مجتهد زنده تقلید کرد، ولی ی که در مسأله­ای به فتوای مجتهدی عمل کرده، اگر بعد از مردن آن مجتهد در آن مسأله به فتوای مجتهد زنده رفتار نکرده باشد، می­تواند در آن مسأله به فتوای مجتهدی که از دنیا رفته باقی باشد، اگرچه احتیاط مستحب آن است که به فتوای مجتهد زنده رفتار نماید.

مظاهری(م10 و 11):

انسان باید از مجتهد زنده تقلید کند و اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می ­کند از دنیا برود، می­توان در همه مسائل بر تقلیدِ او باقی بود، گرچه به هیچ یک از فتواهای او عمل نکرده باشد.

اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می­ کند از دنیا برود، بقاء بر تقلید از او جائز است نه واجب. گرچه مجتهد میّت، اعلم از مجتهدینِ زنده باشد.

نوری همدانی(م9):

اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می­ کند از دنیا برود باید از مجتهد زنده تقلید کند، ولی ی که در بعضی از مسائل به فتوای مجتهدی عمل کرده، بعد از مُردنِ آن مجتهد می­تواند در همه مسائل از او تقلید کند، مگر اینکه مجتهد زنده، اعلم از میّت باشد که در این صورت رجوع به آن مجتهد زنده واجب است.

سیستانی(م9):

اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می ­کند از دنیا برود، حکمِ بعد از فوت او، حکمِ زنده بودنش است. بنابراین اگر او اعلم از مجتهد زنده باشد باید – با علم به اختلاف در مسائل محلّ ابتلا و لو اجمالاً – بر تقلید او باقی بماند، و چنانچه مجتهد زنده اعلم از او باشد، باید به مجتهد زنده رجوع کند، و مراد از تقلید در صدر این مسأله، صرف زام به متابعت از فتوای مجتهد معین است نه عمل به دستور او.

سیدعلی محمد دستغیب(م9):

تقلیدِ میّت ابتداءاً جایز نیست، ولی بقایِ بر تقلیدِ میّت اشکال ندارد. و باید بقای بر تقلید میّت به فتوای مجتهد زنده باشد و ی که در بعضی از مسائل به فتوای مجتهدی عمل کرده، بعد از مُردنِ آن مجتهد می­تواند در همان مسائل از او تقلید کند.

سیدمحمدجوادعلوی طباطبائی بروجردی(م9):

اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می ­کند از دنیا برود، چنانچه ثابت شود که او اعلم از مجتهد زنده است، واجب است در تقلید از او باقی بماند، و اگر ثابت شود که مجتهد زنده اعلم از متوفّی است، واجب است از تقلید مجتهد متوفّی ع کند و بر طبق فتوای مجتهد زنده عمل نماید. ولی اگر اعلمیت هیچ یک بر دیگری ثابت نشد، می­تواند به فتوای مجتهد متوفّی عمل کند، یعنی باقی بر تقلید او باشد و هم می­تواند به مجتهد زنده ع نماید. در بقای بر تقلید مجتهد متوفّی، عمل به فتاوای او شرط نیست، بلکه همین مقدار که از نظر زمانی، او را در ح بلوغ درک کرده باشد، کافی است.

سیدمحمدصادق حسینی (م9):

اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می­کند، از دنیا برود باید از مجتهد زنده تقلید کرد و تقلید از میّت حتّی در مسائلی که به فتوای او عمل کرده جائز نیست، به عبارت دیگر بقاء بر تقلید میّت، مانند تقلید ابتدائی از او است که مطلقاً جائز نیست.

سیدمحمدباقر (م14):

بقاء بر تقلید میّت در صورتی که اعلم از مجتهد زنده باشد اشکالی ندارد و در غیر این صورت باید بقاء بر تقلید میّت به فتوای مجتهد زنده باشد و ی که در بعضی از مسائل به فتوای مجتهد عمل کرده، بعد از مُردنِ آن مجتهد هم می ­تواند در صورت بقاء اعلمیّت، در همه مسائل از او تقلید کند. در تقلید ابتدائی، در صورتی که اعلمیّت و افضلیّتِ مرجعِ میّت نسبت به مجتهد اعلمِ حیّ معلوم نباشد، بدون اشکال می­توان از مرجع اعلمِ حیّ تقلید نمود.

سیدمحمودهاشمی شاهرودی(م9):

تقلید میّت ابتداءً جائز نیست، ولی اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می­کند از دنیا برود، اعلم و یا مساوی یا محتمل الأعلمیّة نسبت به دیگران باشد، بقای بر تقلید او واجب است و در این مسأله مقلّد لازم است به مجتهد زنده رجوع کند.

سیدمحمدحسینی شاهرودی(م9):

اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می­کند، از دنیا برود می­ تواند در مسائلی که از او یاد گرفته باقی بماند.

سیدمحمد (م9):

تقلید ابتدائی از مجتهدی که از دنیا رفته است بنابر احتیاط، جائز نیست، اما اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می­کند از دنیا برود، جائز است در تمام مسائل بر تقلید او باقی بماند، حتی در مسائلی که در حال حیات آن مجتهد، به آن عمل نکرده است.

شبیری زنجانی(م10):

اگر انسان در هنگامی که ممیّز بوده و خوب و بد را می­ فهمید، مجتهدی را درک کرده که آن زمان می ­توانسته از او تقلید کند، می­تواند پس از مرگ آن مجتهد از او تقلید کند، خواه در زمان زنده بودن مجتهد از او تقلید کرده باشد یا تقلید نکرده باشد، در غیر این صورت، بنابر احتیاط عمل به فتوای مجتهدی که از دنیا رفته جائز نیست.

و چنانچه مجتهدی که انسان از او تقلید می کند از دنیا برود پس از وفات، حکم زنده بودن را دارد، بنابراین اگر مجتهدی که از دنیا رفته اعلم باشد یا در صورت تساوی، به فتوای او – هر چند در برخی از مسائل- عمل کرده باشد، لازم است در تمام مسائل بر فتوای او باقی بماند و اگر مجتهد زنده اعلم باشد، باید از او تقلید کند و اگر به فتوای مجتهد متوفّی که با مجتهد زنده مساویست اصلاً عمل نکرده باشد، از هر یک از آنها که بخواهد می­تواند تقلید کند.

و اگر مجتهد، پیش از عمل ِ مقلّد به فتوای او از دنیا برود و انسان به فتوای مجتهد مساویِ دیگر عمل کند، دیگر نمی­تواند به فتوای مجتهدی که از دنیا رفته عمل نماید.

صافی(م9):

اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می­کند از دنیا برود باید از مجتهد زنده تقلید کند، ولی ی که در مسأله­ای به فتوای مجتهدی عمل کرده یا آن را یاد گرفته و ملتزم به عمل به آن شده باشد، اگر بعد از مردن آن مجتهد در آن مسأله به فتوای مجتهد زنده رفتار نکرده باشد، می ­تواند در آن مسأله به فتوای مجتهدی که از دنیا رفته باقی باشد، بلکه جواز بقاء بر تقلید او در سائر مسائل نیز بعید نیست.

ولی اگر مجتهد میّتی که از او تقلید می­کرده اعلم از حیّ باشد، بقاء بر تقلید او بنابر احتیاط، واجب است، چنانکه اگر مجتهد حیّ از میّت، اعلم باشد ع به حیّ، واجب است.

عباس محفوظی و بهجت (م11و 12و 13و 14 و 15و 16):

فقهاء حیات را شرط می­دانند، یعنی می ­گویند برای ابتدای تقلید، باید از مجتهد زنده تقلید کرد، اما اگر مرجع تقلید انسان از دنیا رفت، در این که آیا می­تواند بر تقلید او باقی بماند یا باید به مجتهد زنده مراجعه نماید، اختلاف است. پس اگر ی در این مسأله مجتهد بود، طبق نظر خودش عمل می­کند وگرنه طبق نظر مجتهد زنده أعلم عمل می­ نماید.

باقی ماندن بر تقلید میّت در مسائلی که در آنها تقلید و عمل کرده است، در صورتی که مجتهدِ از دنیا رفته با مجتهد زنده از نظر علمی مساوی باشند، بنابر اقوی جائز است. هرچند با اجازه مجتهدی دیگر بر تقلید باقی بوده و عمل کرده باشد و اگر مجتهدی که از دنیا رفته اعلم باشد واجب است بر تقلید او باقی بماند و اگر مجتهد زنده بعداً اعلم شد، واجب است در تمامی مسائل به او ع نماید.

اگر مسائلی را از مجتهد میّت یاد گرفته و بنا داشته عمل کند، چنانچه عمل نکرده و یا شک در عمل دارد در صورت بقاء بر تقلید میّت نمی­تواند در آن مسائل بر تقلید باقی بماند هرچند مجتهد میّت، اعلم باشد.

شخصی که مقلّد مرجعی بوده و بعد از وفات او بر طبق نظر مرجعی دیگر بر تقلید باقی مانده، ولی در بعضی از فتاوا از قبیل بلاد کبیره و شب مهتاب یا هر مسأله دیگر به مرجع دوم ع کرده، بعد از وفات مرجع دوم، در صورت بقاء، نمی­ تواند در این مسائل، به مرجع اول برگردد، ولی می تواند به تقلید مرجع دوّم باقی باشد.

ی که مقلّد مرجعی بوده و بعد از وفات او به فتوای مرجعی دیگر به تقلیدِ اول باقی بوده، پس از وفات مرجع دوم، در صورت جواز بقاء، تنها در مسائلی که طبق فتوای مجتهد اول عمل کرده می­تواند باقی بماند و اگر چند مرجع داشته و بعد از وفات هر کدام طبق موازین از دیگری تقلید کرده و با اجازه بعدی بر تقلید باقی مانده و در نتیجه از هر مجتهد چند مسأله عمل کرده است، در آن مسائل می ­تواند بر تقلید مجتهدین قبلی باقی بماند ولی در هر صورت در مسائلی که عمل نکرده باید به فتوای مجتهد زنده عمل کند.

شخصی که مقلّد مرجعی بوده، بعد از فوت آن مرجع اگر احراز یا احتمال اعلمیّتِ میّت در بین نباشد، رجوع به مجتهد زنده جائز است، و در صورتی که مجتهد زنده، اعلم باشد یا احتمال اعلمیّت او در بین باشد، رجوع به او واجب است.

اردبیلی(م15):

تقلید از میّت ابتداءً جائز نیست ولی باقی ماندن بر تقلید میّت چنانچه مجتهدِ میّت، اعلم از مجتهد زنده باشد، واجب است. و در صورت تساوی مجتهد زنده و میّت در علم، بین بقاء بر تقلید میّت و رجوع به زنده مخیّر است؛ اگرچه رجوع به مجتهد زنده بهتر و مطابق با احتیاط است. و چنانچه مجتهد زنده اعلم از مجتهد میّت باشد، رجوع به مجتهد زنده واجب است و بقاء بر تقلید میّت جائز نیست. و باید بقاء بر تقلید میّت به فتوای مجتهد زنده باشد، و اگر ی در هنگام عمل، زام و تصمیم به عمل به فتوای مجتهد داشته است، برای بقاء در آن مسأله کافی است.

فاضل لنکرانی(م10):

باقی ماندن بر تقلید میّت جائز است، در صورتی که مجتهد میّت و مجتهد حیّ مساوی در علم باشند، و چنانچه یکی از آن دو اعلم باشد، تقلید از اعلم لازم است و در باقی ماندن بر تقلید میّت، فرقی بین مسائلی که عمل نموده و مسائلی که عمل ننموده وجود ندارد.

محمد ابراهیم جنّاتی(م15):

اگر مجتهدی را که از او تقلید می­کرد از دنیا برود، می­ تواند بر تقلید او باقی باشد، چه در مسائلی که بر طبق آنها عمل کرده باشد و چه مسائلی که بر طبق آنها عمل نکرده باشد.

مرتضوی لنگرودی(م9):

اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می ­کند از دنیا برود، حکم بعد از مرگ او، حکم زنده بودنش را دارد. در موردی که احتیاط واجب تقلید از اعلم است، اگر او از مجتهد زنده اعلم باشد باید در مسائلی که به آنها عمل کرده باقی بماند و چنانچه مجتهد زنده اعلم باشد بنابر احتیاط به مجتهد زنده رجوع کند و اگر مساوی باشند مخیّر است بین اینکه باقی باشد بر تقلید مجتهدی که مرده است در مسائلی که به آنها عمل کرده یا اینکه ع کند به مجتهدی که زنده است، ولی أولی و احوط ع به مجتهد زنده است.

محمد رحمتی(م9):

اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می ­کند از دنیا برود، در صورتی که به فتوای او عمل کرده، یا فتوای او مطابق با احتیاط یا نظر مجتهد جامع الشرائطِ اعلمِ زنده باشد، عمل به فتوای او جائز است، ولی اگر فتوای عمل شده را فراموش کرده، باید به مجتهد زنده رجوع نماید.

محمد سعید حکیم(م3 و 4):

اگر مجتهدی که از او تقلید کرده، از دنیا برود، باید در تمام مسائلی که به فتوای او دسترسی دارد، بر تقلید او باقی بماند، تا هنگامی که اعلمیّت مجتهد دیگری نسبت به او، به صورت چشمگیری معلوم شود. در مواردی که به فتوای مجتهد فوت شده دسترسی ندارد باید به مجتهد زنده مراجعه کند.

محمد علوی گرگانی(م9):

اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می­کند از دنیا برود، چنانچه مقلّد احراز کند که مجتهد زنده، اعلم از مجتهد مرده است، احوط آن است که از مجتهد زنده تقلید کند، اما اگر مجتهد مرده اعلم باشد جائز است باقی مانده بر تقلید او در مسائلی که به آن عمل کرده و اگر مساوی باشند مخیّر است بین بقاء و ع ، و ع أولی و أحوط است.

مکارم (م10 و 11):

هرگاه مجتهدی که انسان از او تقلید می­کند از دنیا برود، باقی ماندن بر تقلید او جائز است، بلکه اگر اعلم باشد واجب است، به شرط این که عمل به فتوای او کرده باشد.

عمل به فتوای مجتهد مرده ابتداءً جائز نیست هرچند اعلم باشد بنابر احتیاط واجب.

موحدی (م 11 و 12):

اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می­ کند از دنیا برود باید از مجتهد زنده دیگر تقلید نماید، پس اگر مجتهد زنده باقی ماندن بر تقلید مجتهد میّت را به هر مقدار اجازه دهد، می­توان به تقلید از میّت ادامه داد.

باقی ماندن بر تقلید مجتهدی که از دنیا رفته سه صورت دارد:

1) مجتهدی که از دنیا رفته اگر اعلم از مجتهدین زنده بوده، بنابر احتیاط واجب بر تقلید او باقی بماند مطلقاً، چه در آن مسائل که مقلّد در زمان حیات او به آن عمل کرده باشد یا عمل نکرده باشد. غیر از وک و مسائل مستحدثه.

2) اگر مجتهد زنده نسبت به مجتهدی که از دنیا رفته اعلم باشد، بنابر احتیاط واجب به فتوای مجتهد زنده عمل نماید.

3) اگر مجتهد زنده و مجتهدی که از دنیا رفته از نظر علمی به طور یقین یا احتمال، مساوی باشند، مخیّر است به فتوای هر کدام عمل نماید و در مسائلی همانند وک و مسائل مستحدثه به فتوای مجتهد زنده عمل کند.

وحید اسانی(م9):

اگر مجتهدی که وظیفه انسان تقلید او او بوده از دنیا برود، در صورتی که اعلم بودن مجتهد زنده از میّت برایش ثابت شود، در مسائل مورد ابتلائی که علم اگرچه اجمالاً به اختلاف بین میّت و حیّ دارد، واجب است به حیّ رجوع کند. و در صورتی که اعلمیّت مجتهد میّت برایش ثابت بوده، مادامی که اعلم بودن مجتهد زنده برایش ثابت نشود باید به فتوای مجتهد میّت عمل کند، چه در زمان حیات او زام به عمل به فتوای او داشته یا نداشته باشد، و چه فتوای او را یاد گرفته یا نگرفته باشد.

نتیجه و جمع بندی:

به طوری کلی با جمع ­بندی و بررسیِ فتاوا، می ­توان گفت که نظر مشهور و موافق احتیاط این است که تقلید ابتدائی از مجتهد میّت جائز نیست و در مسأله بقای بر تقلیدِ میّت، اگر مجتهد میّت از مجتهدین زنده اعلم باشد باید بر تقلید از او باقی ماند مگر در مسائل مستحدثه و اگر مجتهد زنده­ ای نسبت به مجتهد میّت، اعلم باشد، باید از مجتهد زنده اعلم تقلید نمود. و اگر مجتهد میّت و زنده در علم مساوی باشند می­توان در مسائلی که به فتوای مجتهد میّت عمل کرده­ ایم در تقلید از آنها باقی بمانیم ولی در مسائلی که فراموش کرده ­ایم و یا عمل نکرده ­ایم و یا مسائل مستحدثه باید به مجتهد زنده اعلم رجوع کنیم و یا در صورت تساوی می­ توانیم به مجتهد زنده اعلم رجوع کنیم که البته رجوع به مجتهد زنده اعلم، أولی و احوط است.

البته باز هم باید در این مسأله، دقیقاً به فتوای مجتهدِ مربوطه رجوع شود.


[1] - رجوع شود به توضیح المسائل مراجع عظام.