دیدمش با عشوه از توچال بالا میرود

مثل امار طلا -خوشحال -بالا میرود

تا بسوزاند دماغ مردم بیچاره را

خنده رو با جار و با جنجال بالا میرود

چون نمیخواهد بیفتد خط و خش بر پیکرش

یحتمل با پا که نه با بال بالا میرود

اینکه دیدی زیر پایش قله ی توچال نیست

دارد او از کوه بیت المال بالا میرود

تا که عمار و ابوذر گرم جنگند و جهاد

یک نفر آسوده از انفال بالا میرود

دستِ قانونمندِ او کوتاه و ما بر نخیل

زین سبب از گُرده ی جُهّال بالا می رود

عاقل میخورد اموال بیت المال را

از نرده و «دیفال» بالا میرود

هسته ای هرچند از بنیاد پر شد با بتن

شکر لله موشک ز ال بالا میرود

گرچه تیم ملی از جای خودش بالا نرفت

این دلار از جای خود هر سال بالا میرود

تا نیفتد داخل گودال خودش

با تله ک ن ازین گودال بالا میرود

در فریزر های مردم غیر از آه سرد نیست

عنکبوت از داخل یخچال بالا میرود

در ترازوی امید و اعتدالش ،پولدار _

میرود پایین و بد اقبال بالا میرود

وقتی از توچال گردی کاملا اقناع شد

دور بعد از قله ی ماسال بالا میرود

مهدی پیرهادی

وطنز پایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz_ir