اقای همسر به شدت به موسیقی سنتی علاقه دارند!

از این بحث که ایشون ثانیه ای از وقتشون رو هدر نمیده و هر دم مشغول یه کاریه که بگذریم، بیشتر زمان فراغتش رو به نوازندگی و گوش فایل های موسیقی سنتی ایران و مطالعه و اینا میگذرونه..

من هم چون خیلی اهل موسیقی بودم و هستم به شدت از اینکه ایشون هم پایه موسیقی هستند علاقمند شدم و اوایل تشویقش می و اورین و اورین و اینا.. ولی کم کم که دیدم زیادی هی سرش تو موسیقیه دیگه غر غرام شروع شد که تو سازت رو بیشتر از من دوست داری و عشقت اونه و نه من و اون در رو ببند صداشو من نشنوم و اینا ://

و اینجوری شد که دیگه ایشون زمانی که من خونه نیستم از فرصت استفاده میکنه و تمرین میکنه چون میدونه من حوصله ندارم یکی سه ساعت بشینه هی یه نت تکراری رو تمرین کنه! :))

البته وقتهایی هم که حوصله دارم دیگه خیالش راحته که من چیزی نمیگم در اتاقش بازه و دلنگ دلونگ! منم صبوری میکنم!

امروز بعد مدتهااااااا به اهنگی که میزد گوش دادم.. اهنگ فوق العاده زیبایی بود و انصافا همسر هم زیبا اجرا میکرد.. یه ساعت و نیم داشت تمرین میکرد در اتافش هم باز بود و من مشغول اشپری بودم و به اهنگ گوش میدادم.. تمرینش که تموم شد و اومد مثلا استراحت کنه وظیفه خودم دونستم بهش بگم که خیلی قشنگ زد و واقعا لذت بردم!

این بود که از همون تو اشپزخونه که مشغول خورد سیب زمینی بودم گفتم افرین.. خیلی قشنگ بود!

حیف اون لحظه قیافه ش رو ندیدم که ببینم از تعریف من چه شکلی شد فقط متوجه شدم که همون نیم خیز رو مبل موند و گفت چی؟!

گفتم اهنگی که زدی خیلی قشنگ بود خیلی قشنگ زدی!

- واقعا؟ قشنگ بود؟

+ آره حال .

- منظورت اینه که برم سازمو بیارم بزنم دوباره!؟

+ (من تو دلم: عجب غلطی !!:))))))))))))) آره عزیزم برو بیار بزن!!!!

و در حین اینکه رفت سازش رو بیاره گفت البته این اهنگ خودش خیلی قشنگ و گوش نوازه و ارومه برای همین به دلت نشسته .. و منم تعارف تیکه می که نه و تو خیلی خوب زدی و نت رو درست اجرا کردی و اینا!!!

خلاصه که اقای همسر بسیار ذوق کرد که من بعد مدتهاااااااای طولانی به موسیقی تشویقش !! و من با خودم گفتم چقدر بد بودم من که انقدر فاصله انداختم از ا ین باری که تشویقش تا الان...

لذا از این به بعد تصمیم گرفتم بهش بگم بیا ور دل خودم بشین تمرین کن که من بشنوم.. !! خدایا صبر :)))))


ا شب یعنی همین الان که دارم اینو مینویسم به این فکر که چقدر یه جمله مثبت هر چند کوتاه، میتونه تو روحیه یه نفر و چه بسا تو زندگی و تصمیم یک نفر موثر وافع بشه!

و به این فکر که چقدر ادمها دوست دارند که تشویق بشن و تعریف بشنوند!

چیزی که من در جلسه اول کلاس یاد گرفتم که اگر میخوای حال ی رو خوب کنی کافیه بهش لبخند بزنی و یه جمله خیلی کوتاه مثبت بهش بگی، زندگی طرف عوض میشه! اصلا یه حالی میشه.. مخصوصا تو این دوره که کمتر پیش میاد ی حالش خوب باشه و تو خودش نباشه این جمله ها خیلی خیلی میتونه به خوب بودن حال ادمها کمک کنه.


جمله های کوتاهی که میتونیم بهم بگیم تا حال همو خوب کنیم:

چقدر موهات قشنگه! چقدر لباست بهت میاد! چقدر کیفت شیکه! چه مانتوی قشنگی! چقدر سر کلاس خوب صحبت کردی! چقدر به ارائه ت مسلط بودی! چه خونه تمیز و شیکی داری! عطر غذات تا سر کوچه اومد! عطرت خیلی خوشبوئه! من عاشق چای های خونه شمام! رانندگیت خیلی خوبه! خیلی خوش سلیقه ای! از لباس پوشیدنت معلومه!

و خیلی جمله های دیگه ..


تو اطراف خودتون میتونید به نسبت هر ادمی که اطرافتون هست میتونید حداقل یک جمله پیدا کنید و هر روز به یکی از ادمها بگید.. شک نکنید روی طرف مقابلتون تاثیر میگذاره.. حالش خوب میشه و این حال خوب رو به بقیه منتقل میکنه! :)