کاربرد اصلی ى زبان آنست که انسان را آماده و توانا میکند تا در جریان ارتباط داشتن با واقعییت ها و رویداد های زندگی ، تصاویر و نشانه های أخذ شده از محسوسات را از راه شیدن با کلام ترکیب کرده ومفاهیمی را که از این طریق در پیشینه ى ذهنش پردازش میشود آشکار ومشخص سازد ، به گونه اى که بتواند آنها را از راه قیاسات واستقراء ذهن ، در باورش وجدان کرده ونهایتآ بمرحله ى عملی برساند. بدیهی است در این فرآیند رعایت دستور زبانی ودانستن گرامر و اصول جمله بندی وعبارت پردازی یک ارزش با اهمییت محسوب میشود و فرد هرچه بیشتر در این زمینه مهارت وتجربه داشته باشد در توجیه وتبیین وآراسته مشروحات بیانی موفق تر خواهد بود ، اما آنچه که در پروسه ى بمعنا رساندن " امر واقع " در بستر زبان دارای اهمییت است تفحص و جستجو در بطن واقعه وتجربه اندوزی هر چه بیشتر در این زمینه میباشد ، برا ی مثال ، چنانچه دو نفر در سر چهار راهی یک حادثه ى رانندگی را مشاهده کنند که طی آن عابر پیاده ای مصدوم و به بیمارستان منتقل میشود و این حادثه را بطور جداگانه برای ی روایت کنند ، ممکن است علی الظاهر در گفتار آنها تناقضها و یا نا رسایی های کلامی آشکاری مشاهده گردد ، اما چنانچه آنها به نوعی خود را مقید بدانند که حادثه را با دقت بیشتر وبه درستی وصحت گزارش نما یند حتما میتوانند فهم ملموس تری را به مخاطب ارائه دهند .