*


چهارم اسفند


هفتاد و دوٌمین سالروز


تولٌد مدیر این وبلاگ


مادر یک ؛ و هزاران ، دشمن چو ابرِ باران

داری چو زاده گشتی در عمق روزگاران

گر یافتی تو عشقی در بین عشوه کاران

مادر تو یافتی دو ؛ وز زندگی هزاران

دنیا چو نعمت حق دارد بتان ، نگاران ...

بگشای دیده ات را ؛ بگزین صنم تباران

جز این ، جهنٌم اینجاست میدانِ « تیرباران »

« تنازع بقاع » است ، وآن ریسک بیشماران

احساس بایدت دل ! وآن عشق همتباران ...

جنٌت همین سرود است . دوزخ : زمین خاران

صدها سپاس حق را که ام داد عشق یاران

هفتاد و دو گذشتم ...ممنونتان ، نگاران !

فردا اگر بمانم ، پنهان ز تک سواران

هفتاد و سه شروع است ؛ نو زایش و بهاران