دونالد ترامپ با 290 در مقابل 232 رأی الکترال کلینتون پیروزی قدرتمندانه ای را در مقابل حریف نامدار خود رقم زد و از این حیث تحلیل علت پیروزی ترامپ در فضای کنونی جامعه و آینده اقدامات ترامپ بسیار مهم است.

دونالد ترامپ با 290 در مقابل 232 رای الکترال کلینتون نه تنها موفق به ب مقام ریاست جمهوری شد ، بلکه پیروزی قدرتمدانه ای را در مقابل حریف نامدار خود رقم زد و از این حیث تحلیل علت پیروزی ترامپ در فضای کنونی جامعه و آینده اقدامات ترامپ بسیار مهم است.

مخالفت تقریبا تام رسانه های یی با ترامپ تا جایی بود که برای نخستین بار در تاریخ رسانه های حامی جریان سوم تعداد بیشتری نسبت به نامزد یکی از دو حزب اصلی را دارا بودند و از این حیث نباید پیروزی ترامپ را به دلیل حمایت های غول های رسانه ای از وی دانست. اهمیت این مطلب آن جاست که بدانیم رسانه های یی سالهاست درست یا نادرست به تبلیغ نقش خود در انتخابات و هدایت افکار عمومی به سمت و سوی مد نظر خود مشغول بوده اند

از طرف دیگر تمامی افراد حتی خود ترامپ نیز به سخنرانی ها و مناظره های بهتر کلینتون صحه گذاشتند و سیاست ورزی و جملات ترامپ قطعا ناهمگن تر و بسیار خام تر از کلینتون بود؛ تا جایی که برخی غربگرایان داخلی آنقدر تحت تاثیر کمپین کلینتون ترامپ را شوخی گرفته بودند که رقابت ترامپ با کلینتون را در جهت پیروزی مقتدرانه کلینتون می دانستند!

پیروزی ترامپ را نمی توان با سنت دست به دست شدن قدرت در هم فهمید ، چرا که هم اوباما و هم جرج بوش با اختلافات میلیمتری با حریف خود به پیروزی دست پیدا د و نه آنکه در آرای الکترال ما شاهد برتری سی درصدی یک نامزد باشیم.

اما علت انتخاب ترامپ چیست؟

واقعیت آن است که ت – ملت ها قدرتی خاص و نامرئی دارند که همیشه می توانند قدرت خود را در موقع وم بروز دهند. جرج ف ن در این باره توضیحات نسبتا خوبی دارد :« همان گونه که دانشمندان اقتصاد از دست نامرئی در حیطه اقتصاد سخن می گویند می توان به مفهوم دست نامرئی در مورد عملکرد ملت ها و دیگر بازیگران بین المللی نیز رسید. بازیگران سیاست جهانی دورزند و از فعالیت های کوتاه مدت و مورد علاقه اشان آگاهی دارند؛ اما واقعیت های جهان گزینه های محدودی را در اختیار این بازیگران قرار می دهد... بازی شطرنج را در نظر آورید، ظاهر امر این است که هر بازیگر از بیست راه می تواند بازی را شروع کند ولی در واقع گزینه های کمتری در اختیار اوست؛ زیرا بعضی گزینه ها چندان بدند که به ش تی زودآمد می انجامد و هر چه ماهرتر شوید خواهید دید که گزینه های بسیار کمی دارید. ملت ها هم به همین شیوه عمل می کنند ، میلیون ها یا صدها میلیون انسان که ملتی را تشکیل می دهند اسیر فشارها و اجبارهای واقعیت اند... سیاست پیشگان و مردم در دنبال خواسته هایشان همان قدر در محدود و اجبارند که بزرگ شطرنج قرار دارد... ملت ها به دلیل پیوستگی های طبیعی میان انسان ها با یکدیگر و به دلیل محدودیت های جغرافیایی به صورتی ویژه عمل می کنند. برای خود است و به صورت ویژه خود عمل می کند و همین گونه ترکیه و مکزیک. وقتی درون کاوی کنیم و از عمق بیشتری به نیروهای شکل دهنده ملت ها چشم می اندازیم ، می بینیم که ملت ها میدان مانوور محدودی دارند»(1)

بنابراین انتخاب ترامپ از آن جا که نه خواست رسانه ها بود و نه خواست سیاستمداران ، نوعی شورش روح یکپارچه مردم بود که در تنگنای قرار گرفته در سال 2016 راهی به جز یک میلیاردر یاغی نیویورکی پیش روی خود نمی دیدند.فردی که برای اولین بار در تاریخ حزب جمهوری خواه ، حزب خودش نیز از او حمایت ن د و این یعنی ترامپ هم ک دای حزب جمهوری خواه بود و هم نبود. به بیان دیگر تمامی حرکات و سکنات ترامپ نمادی واضح از روح امروزه ی ملت است؛ حتی فایل صوتی ترامپ نیز که در سطح سیاستمداران مورد توبیخ قرار گرفت ، موجب محبوبیت بیشتر وی در سطح عموم ملت گشت؛ هر چند آن روزها نظر سنجی های ساختگی از افت شدید محبوبیت وی حکایت می کرد. علت آن کاملا واضح است ؛ وقتی درون یک ملتی روح گری تثبیت شده و خشونت در اوج خود قرار دارد ، م بودن یک ک دا نه تنها سبب ت یب وی نمی شود بلکه موجب همزاد پنداری میان آن شخص و روح آن ملت می شود. ایزدی در تحلیل این مساله معتقدند:« بسیاری از منتقدین غربی قائل به ظهور نوعی فرهنگ در جوامع غربی هستند. اولفمن در کتابش با عنوان زدگی کودکی می گوید: "وقتی می گوییم ما در یک فرهنگ زندگی می کنیم یعنی ما در فرهنگی زندگی می کنیم که در آن از طریق نگرش اجتماعی درباره ت، ارتباطات و تمایلات ، فراگیر، شایع و عرفی شده است. تحقیقات فراوانی برای تأیید این مدعا وجود دارد. برای مثال، محققان پیشبینی می کنند که در ایالات متحده، از هر چهار زن یک نفر در طول عمرش مورد قرار می گیرد ... یک راه دیگر برای نگاه به این موضوع این است که جدای از این که هر زن در زندگی مورد قرار می گیرد یا نه، 100 درصد ن تجربه خطر را در یک فرهنگ حس می کنند. این یعنی زندگی همه ن به مخاطره می افتد."(2)

ملت به شدت دچار فرد گرایی یا individualism است و از این رو نه تنها طرد یک نفر از حزب از نظر آنها اشکالی ایجاد نمی کند ، بلکه به صورت روشن همزاد پنداری خواهند کرد.

تمامی سخنان کمپین کلینتون که از زبان رسانه های یی بیان شده است را فراموش کنید ؛ ترامپ فرد باهوش ، قوی و جامعه شناسی است که توانست با زیرکی کامل خود را در معرض روح ملت قرار دهد تا آنها او را به عنوان منجی برگزینند.

اما مگر در چه اوضاعی است که یاغی نیویورکی رییس جمهور همه می شود؟

اگر قدرت هژمون در خلال سالهای 1990 تا 2010 تنها مانع ایران را در مقابل خود داشت و یی ها مجبور بودند برای ایجاد جهان تک قطبی مانع ایران را پیش روی خود بردارند، ولی پرداختن به موضوع ایران و لشکر کشی به غرب آسیا نتیجه ی ع اه ی در بر داشت و در همین بین با گیر افتادن در باتلاق غرب آسیا ، روسیه و چین خود را به طراز قدرت جهانی رساندند. به همین دلیل است برژینسکی استراتژیست برجسته یی در مصاحبه خود می گوید: «حقیقت آن است که باز توزیع قدرت جهانی وضعیتی را ایجاد کرده که در آن دیگر تنها هژمون نیست. باید این را به رسمیت بشناسد که اکنون جهان جهانی بسیار پیچیده تر است.(3)

پرفسور جوزف نای مغز قدرت نرم ، هاروارد و استراتژیست دموکرات ها درباره حدود و ثغور قدرت در دوران امروز معتقدند :« با این شرایط، رشد دیگران و همچنین بروز چالش های جدید فراملی، همکاری با دیگران را ضروری ساخته است. دیگر امپریالیسم یا هژمونی یی وجود نخواهد داشت، اما همچنان نیاز خواهد بود تا ایالات متحده به عنوان بزرگترین کشور، ِ سازمان دهی کالای عمومی جهانی را به عهده بگیرد. (4)

حال و روز امروز شبیه یک قهرمان بو است که بر اثر غرور و نادانی دست هایش را قطع کرده اند. امروز ت – ملت یک « هژمون بدون قدرت» است؛ یک « پارادو تمام عیار» و به همین جهت درون خود دچار یک تضاد شخصیتی شده است.

ش ت های پی در پی ت – ملت در عرصه های اخلاقی ، اقتصادی ، و نظامی موجب سرخوردگی و ایجاد « گسل های ماهیتی» درون آنها شده است. یک قدرتی که هزینه نظامی آن 600 میلیارد دلار است ، مجبور است در خلیج فارس رو به روی تمامی دوربین ها کشتی خود را تحویل بدهد و نظامیانش را گریان و دست بر سر ببیند و این یعنی « گسل ماهیتی»

به بیان واضح تر یی ها از خود می پرسند « وقتی تمام مولفه های قدرت را از دست می دهیم ، هژمون بودن چه نفعی برای ما دارد؟» و این تردید مثل آن است که روزی ملت ایران از خود بپرسد :« مسلمان بودن چه نفعی برای ما دارد؟»

آنگلو ون ها عادت دارند خود را قدرت هژمون ببینند و وقتی اولین ضربه ها را دریافت می کنند سریع دست و پای خود را جمع می کنند و در قالب های دیگر سعی بر ادامه زندگی خود دارند.انگلیسی ها می خواستند قدرت هژمون و تمام کننده اروپا باشند و وقتی نمی توانستند از سد آلمان و فرانسه عبور کنند از آن خارج شدند و در قالب ملی گرایی راه دیگری برگزیدند . یی ها نیز وقتی توانی برای هژمون شدن در عرصه جهانی نداشتند به ملی گرایی روی آورده اند و در عین حال چون 1% یی ها هنوز به دنبال گری و هژمون بودن هستند باید « گسل ماهیتی» شدید پیش آمده را جدی گرفت.

باید فهم عالی هیلاری کلینتون از جامعه را ستود، آن هنگام که در تحلیل انتخاب ترامپ نوشت :« کشور ما بیشتر از آنچه فکرش را می کردیم دچار دودستگی و تفرقه است. »(5)کلینتون عامل ش ت خود و پیروزی ترامپ را « شکاف های ماهیتی» درون ملت می داند؛ آن چه ترامپ از آن بهره برد. قطعا منظور وی از تفرقه شکاف های اجتماعی نیست، چرا که اتفاقا این کلینتون بود که سعی داشت تمامی اقلیت های از جمله سیاه پوستان ، مسلمانان و حتی ن را به کار بگیرد و با فعال گسل های اجتماعی خود را به کاخ سفید برساند و روشن است که ز له گسل های ماهیتی بسیار مهیت تر و غافلگیر کننده تر از گسل های اجتماعی است.

این جاست که ترامپ می تواند به عنوان یک شخصیت پارادو یکال قول می دهد دست های بو ور را برگرداند ؛ دست هایی که بعدها قرار نیست در مسابقات بو دوباره قطع شود.

برخی سخنان بعد از پیروزی ترامپ را مبنی بر عدم خصومت با دیگر ملت ها را دال بر عقب نشینی وی از مواضع انتخاباتی اش دانسته اند ؛ در حالی که ترامپ از عدم دخ و عدم هزینه در دیگر نقاط جهان برای حفظ امنیت آنها خبر داد و این را می تواند بدون ایجاد یک خصومت جدی ایجاد کند و این مست م تغییری بزرگ در ساختار تی ست.

اشتباه نشود باراک اوباما هیچ گاه تغییر به معنای بنیادین را وعده نداد و با وم دخ در دیگر کشورها و به زانو در آوردن آنها در مقابل قدرت هژمون تاکید داشت و آنچه وعده تغییر آن را داد ، استفاده از حربه مذاکره و روکش دست چدنی با حریر مخملی بود؛ حربه ای که حداقل برای غرب زده های ایرانی درون موثر شد.

اما آینده سیاست های وعده داده شده ترامپ چگونه خواهد بود:

به هر حال از دو ح خارج نیست :

ترامپ با عملی وعده های خود یامی بر جراحت های ماهیتی درون جامعه بیابد و دست و پای کریه را از سرتاسر جهان جمع کند و این به معنای پایان ت - ملت ی م است.

ترامپ به ا امات نهاد ریاست جمهوری پایبند باشد و راه اسلاف خود را در پیش گیرد و تمامی وعده های خود را فراموش کند؛ همچنان که اوباما با شعار مبارزه با نژادپرستی روی کار آمد و هیچ اقدامی علیه ساختارهای نژادپرستانه یی نکرد. همچنان که مردم در ناامیدی از سیاست مداران یی در رفع فاصله طبقاتی، « فتح وال استریت» را بنیان نهادند و در ناامیدی از امثال اوباما « جان سیاه پوستان نیز مهم است» را راه اندازی د با ترامپ نیز همین گونه رفتار خواهند کرد. با ش ت ترامپ « گسل های ماهیتی» فعال شده که ترامپ تنها آنها را مورد بهره برداری قرار داد ، بسیار فعال تر خواهد شد و این بار « فتح کاخ سفید» راه اندازی خواهد شد و این یعنی پایان « ت - ملت ی م »

منابع:

جرج ف ن جهان در 100 سال آینده ص 13-16

فواد ایزدی ؛ بررسی انتخابات ریاست جمهوری ؛ نگاهی از درون؛ خبرگزاری فارس 15 آبان 95

کیهان 5 بهمن 93

گفت وگوی اختصاصی ایشان با مجله عصر شه

تسنیم 19 آبان 95

منبع:فارس