آ شب هرچقدرم که خسته باشی و منگ خواب و خستگی و سعی کنی یه شب آروم داشته باشی و این چرت و پرتا اون زمانی که تو اتاقت دراز کشیدی و منگ خو تا استراحت کنی و خستگیت در بره دقیقا همون موقع که فکر میکنی هیچی بد نیست صدای داد و گریه و دعوا از پزیرایی بلند میشه.....

چهار ستون بدنت میلرزه....

تو اتاق سرد و تاریکت چشات و گرد و باز میکنی خستگیو از یاد میبری و فکر میکنی خوشبختی حق هر ی نیست.... حق یه که نرمال باشه شاید اونقدر ادم نرمالی نیستم که بخوام خوشبخت بشم.

خوشبختی حق هر ی نیست