چند دهه قبل از ما دهه هفتادی ها نسلی بود که لات سر کوچه اش هم به اشارت آزادمری آموخت و پای در ره عشق و شهادت نهاد و حر زمان خود شد.
آری حر ... !
حر معنای توبه ای عارفانه و حقیقتی جاودانه است که هنوز قدم در راه نگذاشته ش او را در آغوش می کشد و وعداه ی دیدار ذات حق می دهد .
حر چه کرد که حر شد؟

مگر جز آن بود که پنجره ی قلب و روحش را برای پذیرش حق باز گذاشت ؟

مگر جز آن بود که عطر و خنکای نسیم زمانش را به جان و دل حس کرد ؟
دنیا و جان و مال و همه را رها کرد تا ش را دریابد .
بهشت هدفش نبود ، شهرت هدفش نبود ،تنها رسیدن به سرمنزل یار خواسته اش بود.
حال حر جاودانه ای در تاریخ و نمادی برای و آزادمردی است .
کاش هر کداممان حر زمان خود باشیم یا لا اقل حر زندگی خود .
زمان با تمام اشتباهاتم مرا بپذیر تا شهادت را در راه تو تجربه کنم .
سید علی ... م،پدرم،فرمانده و نائب م تا آ ین نفس تا آ ین قطره خون پای راهت هستم می خواهم که باشم. آقا دعا بفرما برای ما .


فاطمه سلیمی متخلص به آوا