عشق فقط یک کلام.....حُسَین علیه السلام

عشق فقط یک کلام.....حُسَین علیه السلام از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
ای وای ازین بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام


ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام
آ شده ماه حسین من میزبان گم کرده ام

در میکده بودم ولی بیرون شدم چون غافلین
ای وای ازین بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام

پایان رسد شام سیه آید حبیب من ز ره
اما خدا حالم ببین من مهربان گم کرده ام

ای وای ازین غوغای دل از دلبرم هستم خجل
وقت سفر ماندم به گل من کاروان گم کرده ام

نعمت فراوان دادی ام منت به سر بنهادی ام
اما ببین نامردی ام صاحب زمان گم کرده ام

من عبد کوی عشقم و من شاه را گم کرده ام
آقا تو را گم کرده ام مولا تو را گم کرده ام

بنوشتم این نامه چنین با خون دل ای مه جبین
اما ببین بخت مرا نامه رسان گم کرده ام

بیتوته

برچسب ها : ای وای ازین بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام - کرده ,ببین ,ازین
ای وای ازین بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام کرده ,ببین ,ازین
زیبا ترین وضوی محرم که گریه است

سلام دوستان

انشاءالله زیارت کربلا روزی همه مون شود

ماس دعای فرج

آماده میشویم دو رکعت عزا کنیم

حی علی العزا، که قیامی به پا کنیم

قد قامت العزا که شنیدیم میرویم

تا حق روضه های عزا را ادا کنیم

بوی محرمش همه جا را گرفته است

وقتش رسیده تا دو سه ماهی صفا کنیم

زیبا ترین وضوی محرم که گریه است

باید که اشک را به نظر کیمیا کنیم

سجاده سنگ صحن و عبا پیرهن سیاه

نیت برای غربت خون خدا کنیم

آنقدر با لباس عزا میزنیم

تا تار و پود پارچه را نخ نما کنیم

در این عشق چه مستانه میشود

پشت سر زمان اقتدا کنیم

اینجا رکوع ما دم درب ورودی است

عرض ادب به ساحت کرببلا کنیم

الحق که کعبه سنگ نشانی برای ماست

باید به نحو دیگری یاد خدا کنیم

با این که سمت قبله هنوزم درست هست

تیری به نیت دو نشانه رها کنیم

اول به سمت کرببلا روضه الحسین

دوم به سمت کوفه ی را صدا کنیم

از خاک هم مضایقه د کوفیان

اصلا چگونه یادی از این ماجرا کنیم

سر های قدسیان همه بر زانوی غم است

چون پیکری به خون شده هفتاد چاک و نیم

هفتاد زخم پیکر او از گناه ماست

نیمی برای کرببلا...، پس حیا کنیم

اینجا قنوت ما به قناتی رسیده است

باید که سید ال را صدا کنیم

تا گفتم السلام علیکم سلام داد

باید به جان حضرت فطرس دعا کنیم

حالا که حکم کرببلا را گرفته ایم

باید دعا به جان رضا کنیم

شرمنده، لفظ واژه ی "باید" زیاد شد

باید به عهدِ گفتن باید وفا کنیم


یا علی مددی

بیتوته

برچسب ها : زیبا ترین وضوی محرم که گریه است - کنیم ,کرببلا ,وضوی محرم ,ترین وضوی ,زیبا ترین
زیبا ترین وضوی محرم که گریه است کنیم ,کرببلا ,وضوی محرم ,ترین وضوی ,زیبا ترین
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
مباهله


گیرم که آفتاب جهان ذره پرور است

این بس مرا که سایه ی مهر تو بر سر است

ای دل چرا به غیر خدا تکیه می کنی؟

امید ما و لطف خدا از که کمتر است؟

بهر دو نان، خج دونان چه می کشی؟

ای دل صبور باش که روزی مقدّر است

خاطر ز گفتگوی مکرّر شود ملول

الاّ حدیث دوست که قند مکرّر است

فرخنده نامه ای که موشّح به نام اوست

زیبنده آن صحیفه که او زیب دفتر است

نامی که با خدا و پیمبر ز فرط قدس

زیب اذان و زینت محراب و منبر است

پشت فلک خمیده که با ماه و آفتاب

در حال سجده روی به درگاه حیدر است

شمس ضحی، هدی، نور هل أتی

چشم خدا و نفس نفیس پیمبر است

در آیه ی مباهله این مهر و ماه را

جانها یکی و جلوه ی جان از دو پیکر است

وجهی چنان جمیل که از شدّت جمال

وجه خدا و جلوه ی الله اکبر است

نازم به دست او که یکی ناز شست او

از جای کندنِ درِ سنگینِ خیبر است

با اشک چشم، ابر کَرَم بر سر یتیم

با برق تیغ، صاعقه ای بر ستمگر است

جز راه او به سوی خداوند راه نیست

یعنی که شهر علم نبی را، علی، در است

بر تارک زمان و مکان، تاج افتخار

در آسمان فضل، درخشنده اختر است

کمتر ز ذرّه ایم و فزونتر ز آفتاب

ما را که خاک پای علی بر سر افسر است

وصف علی ز عقل و قیاس و خیال و وهم

وز هرچه گفته اند و شنیدیم، برتر است

شد عرض ما تمام و حدیث تو ناتمام

حاجت به مجلس دگر و وقت دیگر است

طبع لطیف و شعر «ریاضی» به لطف و شهد

شاخ نبات خواجه شیراز و شکّر است

محمدعلی ریاضی یزدی

خبرگزاری مهر

برچسب ها : مباهله - آفتاب
مباهله آفتاب
خجسته میلاد هفتمین پیشوای خیر و خوبی

سلام دوستان ، عیدتون مبارک

خجسته میلاد هفتمین پیشوای خیر و خوبی
هفتمین قافله سالار کاروان صبر و شکیبایی
موسی کاظم علیه السلام مبارک باد . . .

ماس دعای فرج



بزم مارا باز آمد عالم آرایى دگر

کز قدومش بزم ما گردیده سینایى دگر

قرنها بگذشته از موسى و شرح رود نیل

آمده اینک به فتح نیل موسایى دگر

صادق آل نبى را داده حّى بى نیاز

از براى تشنگان علم، دریایى دگر

گرچه زهرا را به عالم نیست همتایى، ولى

شد حمیده با چنین فرزند،زهرایى دگر

اى صبا بر گو به زهرا دیده روشن چون خدا

داده بر فرزند تو شمس دلارایى دگر

گر که مریم مام یک عیسى بود، حق از کرم

داده بعد از پنج عیسى بر تو عیسایى دگر

از پى ترویج دین و حفظ قرآن مجید

هادى ما در طریقت گشته مولایى دگر

تاجهان مرده را ز انفاس گرمش جان دهد

زد قدم دراین جهان اینک ایى دگر

یوسفى آمد که یوسف هم بود زندانیش

زانکه زندان رفتن او راست معنایى دگر

تا کنداز ریشه بنیاد بنى العباس را

زد قدم امروز انسان ساز فردایى دگر

تا که در عالم به آقایى رساند شیعه را

حق به آقایى خود آورده آقایى دگر

غیر آل للَّه ما را نیست در م شفیع

از در دربار آنان پس مرو جایى دگر

در جزا برگ عبور ما به امضاءبسته است

معتبر جز مهر آنان نیست امضایى دگر

گر به تیغى بند بند شیعه را سازى جدا

در سرش جز عشق آنان نیست سودایى دگر

شعر من ران ملخ هست ومن (ژولیده) مور

غیر اینم بر سلیمان نیست کالایى دگر

ژولیده نشابورى


راسخون

عصر ایران

برچسب ها : خجسته میلاد هفتمین پیشوای خیر و خوبی - آنان ,آقایى ,داده ,عالم ,هفتمین ,آنان نیست ,هفتمین پیشوای ,میلاد هفتمین ,خجسته میلاد ,میلاد هفتمین پیشوای ,خجسته میلاد هفتمین
خجسته میلاد هفتمین پیشوای خیر و خوبی آنان ,آقایى ,داده ,عالم ,هفتمین ,آنان نیست ,هفتمین پیشوای ,میلاد هفتمین ,خجسته میلاد ,میلاد هفتمین پیشوای ,خجسته میلاد هفتمین
ولادت هادی علیه السلام


سلام به شما بزرگواران

ولادت هادی علیه السلام رو تبریک میگویم.

ماس دعای فرج

نوای قلب عاشق که اسیرِ دلدار است
صلِّ عَلیٰ محمّد وَ آلهِ الاطهار است
ز شعف بخوانم،به سُرور و شادی
قدَمَت مبارک،یا ِ هادی



ای گوهر بحر آفرینش

وی چشم و چراغ اهل بینش

همنام علی مرتضایی

سرتا به قدم خدانمائی

امروز که دل قرین شادیست

میلاد تو ای هادی است

میلاد تو برهمه مبارک

بر مهدیِ فاطمه مبارک


بیتوته

باشگاه خبرنگاران جوان

برچسب ها : ولادت هادی علیه السلام - هادی , , هادی ,علیه السلام ,هادی علیه ,ولادت
ولادت هادی علیه السلام هادی , , هادی ,علیه السلام ,هادی علیه ,ولادت
آغاز، علی بود و علی حُسن ختام

سلام خدمت شما

عید غدیرخم را به همه شما تبریک میکنم

ماس دعای فرج

یا علی مددی

از کعبه ظهور کرد تا بر همه
معلوم شود که صاحب خانه کیست...


عمری است که دم به دم علی می گویم
در حال نشاط و غم، علی می گویم
یک عمر علی گفتم و ان شاالله
تا آ عمر هم، علی می گویم


امروز به هرکوچه اذان باید گفت
در وصف علی ز آسمان باید گفت
چون عید مومنین است
تبریک به صاحب ا مان باید گفت


غدیر، یک تاریخ است؛ تاریخى که ابتدایش مدینه است، میانش کربلا و انتهایش ظهور


آغاز، علی بود و علی حُسن ختام
او اول و آ است به دین
در عید غدیر خم فرستد صلوات
هر که او را علی ولی گشت و


بیتوته

برچسب ها : آغاز، علی بود و علی حُسن ختام
آغاز، علی بود و علی حُسن ختام
منزل دوم

قدم به قدم با قافله حسین(ع) از مکه تا کربلا

منزل دوم

نام منزل: ابطح
وجه تسمیه: به سیلگاه وسیعی که در آن سنگ ریزه و ریگ است و نیز به دره پهن، مجرای فراخ، هموار و صاف و مسطح می گویند.
زمان ورود: به نظر می رسد ورود به این محل همان روز هشتم ذی الحجه (یوم رویه) باشد. (۱۸ شهریور ۵۹ شمسی)
مدت توقف: به مقدار ساعتی در این منزل درنگ داشته است.
ویژگی و امکانات: ۱. زمین صاف و هموار که برای اتراق مناسب بود. ۲. چند درخت و چاه آب در این منطقه بوده است.
رویدادها: ۱. به اطلاع دادند که یزیدبن ثبیط بصری به دیدنش آمده است برخاست تا زودتر به دیدار یزید و فرزندانش عبدالله و عبیدالله برود، یزید نیز با اشتیاق به دیدار رفته بود. وقتی یزید برگشت، را در محل خویش نشسته دید و گفت: بفضل الله و برحمة فلیفرحوا. (یونس، آیه ۵۸) یزید شادمان شد و با 2 فرزندش هم سفر شد. در حق او دعا کرد. یزید ده فرزند داشت که فقط همین دو فرزند همراه او در کربلا شرکت د. ۲. پیوستن شخص دیگر را که همراه یزیدبن ثبیط بوده نیز در این محل ذکر کرده اند. نام او را عامر گفته اند.

* قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ (سوره یونس آیه58) بگو: «به فضل و رحمت خدا باید خوشحال شوند که این ، از تمام آنچه گردآوری کرده اند ، بهتر است!»



من مریض توام و از تو دوا می خواهم

ای دل من از تو شفا می خواهم

از ازل مٌحرم کوی تو شدم یا مولا

در طواف حرمت سعی و صفا می خواهم

حج من دور سرت چرخم و حاجی گردم

تا فدای تو شوم اذن خدا می خواهم

در سرازیری قبرم که مرا خاک کنند

من به جای کفنم شال عزا می خواهم

روز م که ی جور ی را نکشد

از خداوند شفاعت تو را می خواهم

تا که ناکام نمیرم به جهان تا هستم

از تو یک تذکره کرب و بلا می خواهم

یا علی مدد

تدبر

خبر آنلاین

گنجینه اشعار باختر

برچسب ها : منزل دوم - ,خواهم ,یزید ,منزل ,یزیدبن ثبیط
منزل دوم ,خواهم ,یزید ,منزل ,یزیدبن ثبیط
ولادت هادی علیه السلام


سلام به شما بزرگواران

ولادت هادی علیه السلام رو تبریک میگویم.

ماس دعای فرج

نوای قلب عاشق که اسیرِ دلدار است
صلِّ عَلیٰ محمّد وَ آلهِ الاطهار است
ز شعف بخوانم،به سُرور و شادی
قدَمَت مبارک،یا ِ هادی



ای گوهر بحر آفرینش

وی چشم و چراغ اهل بینش

همنام علی مرتضایی

سرتا به قدم خدانمائی

امروز که دل قرین شادیست

میلاد تو ای هادی است

میلاد تو برهمه مبارک

بر مهدیِ فاطمه مبارک


بیتوته

باشگاه خبرنگاران جوان

برچسب ها : ولادت هادی علیه السلام - هادی , , هادی ,علیه السلام ,هادی علیه ,ولادت
ولادت هادی علیه السلام هادی , , هادی ,علیه السلام ,هادی علیه ,ولادت
قدم به قدم با قافله حسین علیه السلام از مکه تا کربلا

گزارشی از وضعیت حرکت کاروان از مکه تا کربلا


مقصد: مقصد کاروان کوفه بود و هسته اصلی کاروان کاملا آشنا به اه ، برنامه ها و شه های اباعبدالله است. تصویری روشن از راه و حتی فرجام آن را بیان کرده بود.

شیوه حرکت: سریع و پرشتاب، پرهیز از درگیری، حرکت از مسیر اصلی، سنجیده و دقیق و با مطالعه مستمر (پرسش از مسافران و بررسی دقیق راه ها و منزلگاه ها).

روش های اطلاعاتی علیه السلام: آگاهی بخشی به هم سفران در هر منزل، به ویژه در زمان پیوستن همراهان جدید. سجاد علیه السلام می فرماید: پدرم در همه منازل با اشاره به ماجرای حضرت یحیی، از شهادت خویش می گفت. در طول راه از مسافران کوفه و نان منازل اطلاعات لازم را دریافت می کرد.

وضعیت راه: راه چه از پیش و چه از پس ناامن است. در پشت سر تهدید عمروبن سعید بن عاص حاکم مکه است و در پیش رو نگهبانان و عناصر اموی. شیخ مفید می گوید: «بلافاصله پس از شنیدن خبر حرکت حسین علیه السلاماز قادسیه تا خفان و میان قادسیه تا قطقطانه تحت مراقبت شدید حصین بن نمیر، سالار نگهبانان کوفه قرار دارد.»

عملکرد دشمن: مراقبت از راه های اصلی و فرعی وجی و ورودی کوفه، محاصره کامل کوفه با حدود چهار هزار نفر برای جلوگیری از ورود کاروان ، دستگیری و قتل مسافران مشکوک توسط گشتی های اطلاعاتی و حفاظتی عبیدالله زیاد.

نخستین برخورد نظامی: عمروبن سعید-حاکم مکه- برادرش یحیی بن سعید را برای بازگرداندن و همراهانش کرد. این گروه راه را بر بستند و گفتند: ای حسین، آیا از خدا پروا نمی کنی! از جماعت بیرون می روی و در امت تفرقه می افکنی؟ به راه ادامه داد و درگیری با تازیانه اتفاق افتاد که یاران یحیی، ش ت خوردند. در پاسخ یحیی که قیام را محکوم کرد این آیه شریفه را قرائت کرد: عمل من از آن من است و عمل شما از آن شما. شما از عملی که می کنم بیزارید و من از عمل شما.

اقدام یزید: یزید به محض اطلاع از حرکت علیه السلام به عبیدالله زیاد نوشت: شنیده ام از مکه قصد سرزمین تو کرده است.

1.در راه نگهبانان قرار بده.

2.جاسوسان بگمار تا مسائل را اطلاع دهند.

3.همه روزه اخبار را برای من بنویس.

4.هر با تو جنگ کند با او بجنگ.

بزرگانی که همراه نشدند:

1.محمد حنیفه. برادر اباعبدلله الحسین علیه السلام که دلیل نپیوستن او را برخی عدم توفیق یا هم افق نبودن با ی کربلا دانسته اند نیز نوشته اند هنگام وج بیمار بود و برخی گفته اند انگشتانش بر اثر پیچیدن زره، نقص برداشت و توانایی حمل شمشیر نداشت.

2.عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب. وی را تایید کرد. در هنگام حرکت اباعبدالله چشمانش دچار کم بینی یا ن نایی شده بود. در هیچ روایتی او را دعوت به همراهی نکرد و هیچ معصومی وی را به سبب شرکت ن در کربلا سرزنش نکرده است. قرائن تاریخی ن نا بودن وی و داشتن راهنما در هنگام حرکت را تصریح کرده است.

3.عبدالله بن جعفر همسر حضرت زینب سلام الله علیها. وی نیز همچون محمد حنیفه و ابن عباس، موید و طرفدار اباعبدالله بود و فرستادن دو فرزندش برای شرکت در کربلا گواه این فهم و معرفت و تایید است. علت شرکت ن او را ن نایی یا کم بینایی نوشته اند.

4.فرزدق شاعر. در بستان بنی عامر نزدیک مکه با علیه السلام ملاقت کرد. وی همراه مادرش قصد شرکت در مراسم حج داشت. پس از دیدار با و توضیح درباره کوفه و بی وفایی مردم و طرح چند پرسش درباره مناسک حج، از جدا شد.

5.ابوسعید خدری. وی یار بود و در دوازده غزوه شرکت داشت و در سال 64 یا 74 درگذشت شخصیت برجسته وی را همه ستوده اند. او از ولایت مومنان دفاع کرد. عدم حضور وی در کربلا به درستی معلوم نیست. ائمه او را تایید کرده اند و معلوم می شود عذری مانند پیری و ش تگی، چشم کم سو و ... سبب عدم شرکت اوست.

تعداد منازل راه: تعداد منازل راه را از مکه تا کربلا گوناگون نوشته اند. در برخی منازل علیه السلام درنگ کوتاهی داشته و در برخی منازل اتراق کرده است. برخی منازل متعلق به یک وادی با هم ذکر شده است. در بسیاری از کتب تاریخی، درنگ در برخی از این منازل گزارش داده شده است. مثلا منازل 6،7،8،9،10،11،12،14،15،27 (ده منزل) گذرگاه و توقفگاه نبوده اند. منزلگاه ها، نقطه های آباد و آبگاه های مناسب در دل بیابان بوده اند.

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند

عزت و بین تا کجا دارد حسین

شمر گوید گوش تا چه خواهد از خدا

جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار

کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین


خبرگزاری فارس

خبرآنلاین

برچسب ها : قدم به قدم با قافله حسین علیه السلام از مکه تا کربلا - ,منازل ,السلام ,کربلا ,شرکت ,حسین , علیه السلام ,دارد حسین ,برخی منازل ,علیه السلام ,شرکت ن
قدم به قدم با قافله حسین علیه السلام از مکه تا کربلا ,منازل ,السلام ,کربلا ,شرکت ,حسین , علیه السلام ,دارد حسین ,برخی منازل ,علیه السلام ,شرکت ن
نخستین منزل

قدم به قدم با قافله حسین(ع) از مکه تا کربلا

نخستین منزل

نام منزل: بستان ابن معمّر (ابن عامر) به بطن نخله نیز مشهور است.
وجه تسمیه: این محل متعلق به عمربن عبدالله بن معمر بوده است.
زمان ورود: هشتم ذی الحجه سال ۶۰ هجری معادل ۱۸ شهریور ماه ۵۹ شمسی.
مدت توقف: درنگ کوتاهی در این محل داشته است.
ویژگی ها و امکانات: این منطقه میان دو دره بوده است که به نخل یمنی و نخل شاهی مشهور بوده اند.
رویدادها: در این منزل فرزدق شاعر، همراه با مادرش را ملاقات کرد. و یارانش شمشیر و نیزه در دست داشتند. ابا عبدالله از فرزدق پرسید: پشت سر (کوفه) چه خبر؟
جواب داد: دل ها با توست و شمشیر ها با بنی امیه و تقدیر به دست خداست.
فرزدق پرسش هایی درباره ی مناسک حج از پرسید و پس از دریافت پاسخ با شتاب دور شد تا خود را به حج برساند. (برخی این ملاقات را در منازل دیگر نوشته اند که ملاقات در این منزل دقیق تر است.)

حسین میا به کوفه، کوفه وفا ندارد


کوفی بی مروّت شرم و حیا ندارد


تا که سه شعبه دیدم غمین و مضطرتو


وَ إن یکاد می خوندم برای اصغر تو


خبرآنلاین

ninisite

برچسب ها : نخستین منزل - ,منزل ,فرزدق ,بوده ,نخستین منزل
نخستین منزل ,منزل ,فرزدق ,بوده ,نخستین منزل
حج واجبشان در زمین کرب و بلاست

سلام خدمت شما همه دوستان عزیز

عیدتان مبارک باد

ماس دعای فرج

یکی روانه به دنبال یوسف زهراست سلام الله علیها

یکی بهشت خدا را به چشم خود دیده

یکی به یاد جهنم ز تابش گرماست

یکی به خیمه ندای الهی العفوش

یکی دو دیده اش از اشک شوق چون دریاست

یکی به امر خداوند سر تراشیده

یکی دو دست دعایش به سوی حق بالاست

سلام باد بر آن مُحرم خداجویی

که روح بندگی از اشک دیده اش پیداست

سلام باد بر آن کاروان صحراگرد

که لحظه لحظه به دنبال سیدال ست

سلام باد به عباس و اکبر و قاسم

که حج واجبشان در زمین کرب و بلاست

سلام باد به اخلاص و صدق ابراهیم

که بهر ذبح پسر همچو کوه، پابرجاست

سلام باد به ایثار و عشق اسماعیل

که سر به دست پدر داد و خویش را آراست

وجود او همه تسلیم محض پا تا سر

که دست شست ز جان و سر و خدا را خواست

کشید تیغ ولی آن گلو بریده نشد

فتاده بود به حیرت که عیب کار کجاست

به تیغ گفت ببر! تیغ گفت ابراهیم!

خدات گفته نبر! گر بُرم خطاست خطاست

خلیل! یا مرنی و الجلیل ینهانی

هوالعزیز، همانا که حکم، حکم خداست

چه امتحان عظیمی چه صدق و اخلاصی

تو از خدا و خداوند از تو نیز رضاست

به جای ذبح پسر سر ز ببر!

که این پسر، پدر بهترین پیمبر ماست

مباد تیغ کشی بر گلوی اسماعیل

به هوش باش که در صلب این پسرِ زهراست سلام الله علیها

درست اگر نگری در وجود این فرزند

جمال نفس رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و علی علیه السلام پیداست

گذار خنجر و دست ذبیح خود بگشا

که ذبح اعظم ما ظهر روز عاشوراست

ذبیح ماست حسینی علیه السلام که پیکر پاکش

هزار ز شمشیر و تیغ و تیر جفاست

بدان خلیل که تنها ذبیح ماست حسین علیه السلام

که پیکرش به زمین، سر به نیزۀ اعداست

ذبیح ماست حسینی علیه السلام که جلوه گاه رخش

تنور و نیزه و دیر و درخت و تشت طلاست

ذبیح ماست شهیدی که تا صف م

تمام وسعت ملک خداش بزم عزاست

سلام خالق و خلقت به خون پاک حسین علیه السلام

که زخم نیزه و خنجر به پیکرش زیباست

هزار مرتبه شد کشته روز عاشورا

ز بس که زخم به زخمش رسید از چپ و راست

گلوی تشنه، سرش را ز تن جدا د

که بهر داغ لبش چشم عالمی دریاست

به جز ز اشک غمش دل کجا شود آرام

به غیر تربت پاکش کدام خاک، شفاست؟

به یاد دست علمدارش آه ماست علم

برای آن لب خشکیده چشم ما سقاست

به غیر وجه خدا کل من علیها فان

یقین کنید همانا حسین علیه السلام ، وجه خداست

به یاد خون گلوی حسین علیه السلام تا صف

سرشک «میثم» اگر خون شود همیشه رواست



*« الخلیلُ یأمُرنی و الجلیلُ یَنهانی ، ابراهیم خلیل می گوید ببر و خداوند جلیل می گوید نبر و من توان سر پیچی از حرف جلیل -خداوند عالمیان جل شانه را ندارم».

* « کلُّ مَنْ عَلیها فَان وَ یبقَی وَجْهُ رَبَّک ذوالجلالِ والاکرامِ ، هرکه روی زمین است دستخوش مرگ و فناست و خدای باجلال و عظمت باقی می ماند.


فاطمیه و خیریه آذربایجانیهای مقیم مشهد

کتاب یزد

پایگاه اطلاع رسانی حوزه

برچسب ها : حج واجبشان در زمین کرب و بلاست - سلام ,علیه ,السلام ,ماست ,ذبیح ,خداوند ,علیه السلام ,ذبیح ماست ,حسین علیه ,ماست حسینی ,حسینی علیه
حج واجبشان در زمین کرب و بلاست سلام ,علیه ,السلام ,ماست ,ذبیح ,خداوند ,علیه السلام ,ذبیح ماست ,حسین علیه ,ماست حسینی ,حسینی علیه
کاش این عرفات آ هجران باشد

ای حلقه اتصال این ارض و سما

ای به کنج سرداب دعا

با مهر شما رزق دل امضا بشود

در این عرفه،همرهتان،کرب و بلا

محمدمهدی عبدالهی




چندی به انتظار تو حسرت کشیده ایم

دور از نگار حوصله ای سر رسیده ایم

هفته به هفته می گذرد بی حضور تو

از های بی تو که خیری ندیده ایم

پیدا نمی کنی ز دل ما فقیر تر

از ما عیادتی که دل از کف رهیده ایم

صدشکر در طلاتم اماج معصیت

در ساحل قنوت تو سکنی گزیده ایم

قسمت نشد که حاجی بیت خدا شویم

شکر خدا به مجلس آقا رسیده ایم

بسیار روضه از غم ارباب خوانده اند

اما هنوز کرببلا را ندیده ایم

احسان محسنی فر




وقت تکبیر و دعا و صلوات است امروز

مهدی صاحب زمان در عرفات است امروز

کاش این عرفات آ هجران باشد

صبح فردا فرج مهدی زهرا باشد


نگاه منتظر

برچسب ها : کاش این عرفات آ هجران باشد - عرفات , ,هجران باشد
کاش این عرفات آ هجران باشد عرفات , ,هجران باشد
حاجیّ عشق راهی کرب و بلا شده

حج از حجاز عازم دشت بلا شده
حاجیّ عشق راهی کرب و بلا شده

این حاجیان سلاله ی زهرای اطهرند
یک کاروان نور، سفیر خدا شده

اینها فدائیان تولّای حیدرند
ذبح عظیم، راهی دشت منا شده

پنهان کنید از عرفه خیمه گاه را
این خیمه گاه بازدِهش نینوا شده

نور خدا به ظلمت شب بار بسته است
یعنی که وقت هدیه ی خون خدا شده

ای محرمان رکاب بگیرید عمّـه را
زینب پیمبـر سفـر کربـلا شـده

رؤیت شده ستاره ی دنباله دار عشق
از آسمان به سوی زمین راه وا شده

اطفالِ دسالِ زبان بسته را ببین
حالا زبانشان به عمو آب وا شده

محمود ژولیده

آموزش مداحی و اشعار مذهبی

برچسب ها : حاجیّ عشق راهی کرب و بلا شده - , ,راهی ,
حاجیّ عشق راهی کرب و بلا شده , ,راهی ,
حسین علیه السلام و حج ناتمام و حرکت از مکه به سوی قتلگاه

خاندان علی و ننگ مذلت هیهات
دامن فاطمی و لکه بیعت هیهات

علم حادثه بردار سفر باید کرد
پای در معرکه بگذار خطر باید کرد

بار بربند دگر ترک وطن باید کرد
تیغ برگیر که با تیغ سخن باید گفت

جاده در جاده به دیدار خدا باید رفت
خسته ، پای آبله تا کرببلا باید رفت

طاقت هجر نداری ره هجرت بازاست
پای اگر هست تورا جاده جنت باز است

فصل وصل است گر از فاصله ها درگذرید
ای مجانین حق از سلسله ها درگذرید

سر به شمشیر سپارید که تقدیر این است
شکوه زنهار که تاوان جنون سنگین است

عشق گوید که ازاین مرحله چون باید رفت
بی سر و بی کفن ،آغشته به خون باید رفت

هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله
هرکه دارد سر همراهی ما بسم الله

خیمه را نیز دمی چند به ظلمت بسپار
راه رجعت به سلامت طلبان بسپار

هرکه را ذوق جراحت نبود برگردد
هر که را ذوق شهادت نبود برگردد

هان که فردا سر و شمشیر به هم خواهد خورد
سرنوشت همه با تیغ رقم خواهد خورد

عشق طوفان جنون دگر انگیخته بود
عطش و حنجر و خنجر به هم آمیخته بود

آسمان در قدح تشنه هفتاد و دو صبح
یک افق باده ز دریای شفق ریخته بود

ماند هفتاد و دو شوریده از آو مدعیان
همه را عشق به غربال بلا بیخته بود

در شگفتم که ی جز زنده نماند
عشق از آن م کبری که بر انگیخته بود

م ی بود تماشایی و عاشورایی
که به تصویر نیاید ز قلم فرسایی

شهسواران پی معراج کمر می بستند
زره حادثه مردانه به بر می بستند

مرگ از هیبت آنها متواری می شد
تا فرا سوی صف خصم فراری می شد

همه را شوق که از کاش ز نو زنده شویم
زخمها خورده و در خون خود افکنده شویم

کاش صدبار بمیریم و ز نو جان گیریم
پیر رخصت دهد و جانب میدان گیریم

تانفس می دمد از حنجره تکبیر زنیم
در رکاب پسر فاطمه شمشیر زنیم


آموزش مداحی و اشعار مذهبی

برچسب ها : حسین علیه السلام و حج ناتمام و حرکت از مکه به سوی قتلگاه - هرکه ,شمشیر ,جاده ,خواهد خورد ,نبود برگردد ,هرکه دارد
حسین علیه السلام و حج ناتمام و حرکت از مکه به سوی قتلگاه هرکه ,شمشیر ,جاده ,خواهد خورد ,نبود برگردد ,هرکه دارد
ولادت رضا علیه السلام آفتاب تابان کشور ایران

سلام خدمت شما همراهان بزرگ وار

پیشاپیش ولادت رضا علیه السلام را تبریک می گویم

ماس دعای فرج

#مخاطب _خاص

از سر پیچ جاده راه افتاد...
با صفا، صاف و ساده راه افتاد...
پا ، پیاده راه افتاد...
پدر خانواده راه افتاد!

از اهالی ده، به رسم وفا...
با خودش داشت ماس دعا!

راه، دور و پر از مشقت بود...
کوله بارش، پراز ارادت بود...
گرچه هر گام او عبادت بود...
آرزویش، فقط زیارت بود!

چقدر قطره رو به دریایند
همگی پا می آیند !

راه، بسیار رفته... کم مانده!
گریه ی شوق، جای غم مانده...
روی دوشش، فقط علم مانده...
دو قدم تا دم حرم مانده!

فلکه آب، روبروی حرم...
بر مشامش رسید: بوی حرم!

ناگهان ایستاد، می گردد...
چشم او مثل باد، می گردد...
با همه اعتقاد می گردد...
پی باب الجواد، می گردد!

عشق، شان نزول آن در بود!
اشک، اذن آن در بود!

دَم در گفت: یا رضا!
من مریضم... شفا، رضا!
سرطان مرا... رضا...
نه؛ فقط کربلا... رضا!

دَم در بود که مسافر شد...
خود وا نکرده، زائر شد!

چند شب، بعدِ پنجره فولاد...
کربلا، خسته از مسیر زیاد...
کفش خود را به کفشداری داد!
پای شش گوشه تا رسید...

گرد و خاک حرم که پاکش کرد...
خادمی کنج صحن، خاکش کرد!

#محسن_عرب_خالقی
...

[email protected]


...


به پای بوس قدومت زمین مهیا شد
ز نور مضجع تو آسمان مصفا شد

هزار جن و ملک ره به آسمان نبرند
زمین به یمن تو برتر ز عرش اعلا شد

غریب نام تو گویند و سخت در عجبم
که این غریب چه منزل گزین دلها شد

رضای دوست گزیدی و مرتضی گشتی
مگر نه نام تو محبوب جمله اسما شد

شود که ذره ای از علم خود به من سپری
که آنکه علم تو آموخت عالم آرا شد

زدل برفت غم آنگه که گنبدت دیدم
چه گنبدی است که نورش به شمس همتا شد

نگفته ام به این راز جز به گوش ضریح
دل کبوتریم رامِ بامِ مولا شد

غزل ز وصف تو عاجز زهیر لب بسته
مگر توان که ثتاگوی وصف دریا شد

شاعر : زهیر دهقانی آرانی

بزرگترین منبع اشعار مذهبی


*پی نوشت: صبح مسافرت میروم. دوست داشتم ولادت رضا علیه السلام رو بهتون تبریک بگم
انشاءالله زیارت حرم رضا روزیمان شود

یاعلی

برچسب ها : ولادت رضا علیه السلام آفتاب تابان کشور ایران - می گردد ,مانده , ,افتاد , رضا ,السلام ,علیه السلام ,ولادت
ولادت رضا علیه السلام آفتاب تابان کشور ایران می گردد ,مانده , ,افتاد , رضا ,السلام ,علیه السلام ,ولادت
تفسیر سوره بقره آیه 7

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم کدام سوره های قران از همه برتر است فرمودند: سوره بقره و سوال د کدام آیه برتر است؟ فرمودند: آیت الکرسی[1]



اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

«7»خَتَمَ اللّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ عَلی سَمْعِهِمْ وَ عَلی أَبْصارِهِمْ غِشاوَهٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ

خداوند بر دلها و بر گوش آنان مهر زده و بر چشمانشان ای است و برای آنان عذ بزرگ است.

نکته ها:

* مُهر بدبختی که خداوند بر دل کفّار می زند،کیفر لجاجت های آنان است.چنانکه می خوانیم: «یَطْبَعُ اللّهُ عَلی کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبّارٍ» [39]خدا بر دل افراد متکبّر و ستم پیشه،مهر می زند.و در آیه 23 سوره ی جاثیه نیز می خوانیم:خداوند بر دل انی که با علم و آگاهی به سراغ هواپرستی می روند مهر می زند.بنابراین مهر الهی نتیجه ی انتخاب بدِ خود انسان است،نه آنکه یک عمل قهری و جبری از طرف خدا باشد.

* مراد از قلب در قرآن،روح و مرکز ادراکات است.سه نوع قلب را قرآن معرّفی می کند: 1.قلب سلیم،2.قلب منیب،3.قلب مریض.

ویژگی های قلب سلیم

الف:قلبی که جز خدا در آن نیست.«لیس فیه احد سواه»[40]

ب:قلبی که پیرو راهنمای حقّ،توبه کننده از گناه و تسلیم حقّ باشد. [41]

ج:قلبی که از حبّ دنیا،سالم باشد. [42]

د:قلبی که با یاد خدا،آرام گیرد.[43]

ه:قلبی که در برابر خداوند،خاشع است. [44]

البتّه قلب مؤمن،هم با یاد خداوند آرام می گیرد و هم از قهر او می ترسد. «إِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ» [45]همانند کودکی که هم به والدین آرام می گیرد و هم از آنان حساب می برد.

ویژگی های قلب مریض

الف:قلبی که از خدا غافل است ولایق ی نیست. «لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ» [46]

ب:دلی که دنبال فتنه و دستاویز می گردد. «فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَهِ» [47]

ج:دلی که قساوت دارد. «جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِیَهً»[48]

د:دلی که زنگار گرفته است. «بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ» [49]

ه:دلی که مُهر خورده است. «طَبَعَ اللّهُ عَلَیْها بِکُفْرِهِمْ» [50]

ویژگی قلب منیب

قلب منیب،آن است که بعد از توجّه به انحراف وخلاف،توبه وانابه کرده و به سوی خدا باز گردد.ویژگی بارز آن تغییر حالات در رفتار وگفتار انسان است.

خداوند در آیات قرآنی،نه ویژگی برای قلب کفّار بیان کرده است:

الف:انکار حقایق. «قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَهٌ» [51]

ب:تعصّب. «فِی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّهَ» [52]

ج:انحراف و گمراهی. «صَرَفَ اللّهُ قُلُوبَهُمْ»[53]

د:قساوت و سنگدلی. «فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَهِ قُلُوبُهُمْ» [54]

ه:موت. «لا تُسْمِعُ الْمَوْتی» [55]و:آلودگی و زنگار. «بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ» [56]

ز:مرض. «فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» [57]

ح:ضیق. «یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً» [58]

ط:طبع. «طَبَعَ اللّهُ عَلَیْها بِکُفْرِهِمْ» [59]

* قلب انسان،متغیّر و تأثی ذیر است.لذا مؤمنان اینچنین دعا می کنند: «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا» [60]خدایا! دلهای ما را بعد از آنکه هدایت نمودی،منحرف مساز.

صادق علیه السلام فرمودند:این جمله(آیه)را زیاد بگویید و خود را از انحراف ایمن و در امان ندانید. [61]

پیام ها:

1-درک ن حقیقت،شاید بالاترین کیفرهای الهی است. «خَتَمَ اللّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ»

2-کفر و الحاد،سبب مهر خوردن دلها و گوش هاست. «الَّذِینَ کَفَرُوا... خَتَمَ اللّهُ»

3-در اثر پافشاری بر کفر،امتیازات اساسی انسان(درک حقایق و واقعیّات) سلب می شود. «الَّذِینَ کَفَرُوا... خَتَمَ اللّهُ»

4-کیفر الهی،متناسب با عمل ماست. «الَّذِینَ کَفَرُوا... خَتَمَ اللّهُ»

آری،جزای ی که حقّ را فهمید و بر آن س وش گذاشت،آن است که خدا هم بر چشم ، گوش ، روح و فکرش س وش گذارد. در واقع انسان ، خود عامل بدبختی خویش را فراهم می کند . چنانکه رضا علیه السلام فرمود : مُهر خوردن ، عقوبت کفر آنهاست . [62]



[1] - تفاسیر نور الثقلین و مجمع البیان

[39] - غافر،35.

[40] - نورالثقلین،ج4،ص57

[41] - نهج البلاغه،خطبه 214.

[42] - تفسیر صافی

[43] - فتح،4

[44] - حدید،16.

[45] - انفال،2

[46] - کهف،28

[47] - آل عمران،7

[48] - مائده،13

[49] - مطففین،14

[50] - نساء،155

[51] - نحل،22

[52] - فتح،26

[53] - توبه،127

[54] - زمر،22

[55] - روم 52

[56] - مطففین،14

[57] - بقره،10.

[58] - انعام،125

[59] - .نساء،155

[60] - آل عمران،8

[61] - تفسیر نورالثقلین

[62] - تفاسیر نورالثقلین و کنزالدقائق

پایگاه جامع قرآن کریم

<
سر جز به خاک حضرت سلطان نمی نهیم

وقتی که صبح می وزد از کوچه ها نسیم
بی تاب می شود دل ما مثل یا کریم
سجاده پهن می کنم و رو به آفتاب
تسبیح کربلا و من وعادت قدیم
از بوی سیب تربت تو مست می شوم
پرواز می کند دلم از عطر این شمیم
گم می شوم دوباره میان حریم تو
از بس فرشته بال زند دور این حریم
آقا قسم به حرمت این لحظه های پاک
حالا که در خیال به پابوست آمدیم
بگذار تا دمی بنوازد مشام را
عطر تن شریف شما همرَه نسیم
***
پلکی زدم، دوباره اذان بود و اشک و من
سجاده باز بود پر از ذکر یا رحیم
تا اهدنا الصراط م تمام شد
آمد ندا که راه حسین است مستقیم
رفتم به سجده و به خدا گفتم: هزار شکر
دستم جدا مباد ز دامان این کریم
پیشانی ام به تربت و گفتم: هزار شکر
سر جز به خاک حضرت سلطان نمی نهیم
***
قبض روح خدا، دور ما نگرد
ما کربلا نرفته به تو جان نمی دهیم

شاعر : محمد ناصری


بزرگترین منبع اشعار مذهبی

برچسب ها : سر جز به خاک حضرت سلطان نمی نهیم - حضرت سلطان ,گفتم هزار
سر جز به خاک حضرت سلطان نمی نهیم حضرت سلطان ,گفتم هزار
مریم آل پیمبر
سلام دوستان
ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها و روز دختر را تبریک میگویم
ماس دعای فرج

از صادق(ع) نقل شده است: دختران، حسنه‏ اند و پسران نعمت و (روز قیامت) براى حسنه پاداش داده می شود و از نعمت سؤال خواهد شد[1].
[1]. کلینی ، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، ، علی اکبر، ی، محمد، ج ‏6، ص 6، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق.

چشم دلم به سمت حرم باز می شود
با یک سلام صبح من آغاز می شود
پر می کشد دلم به هوای طواف تو
وقتی که لحظه لحظه ی پرواز می شود
قفل دلم ش ته کنار در حرم
از مرقدت دری به جنان باز می شود
فهمیده ام ز حکمت ایوان آینه
اینجا دل ش ته سبب ساز می شود
کو چشم روشنی که ببیند در این حرم
هر روز چند مرتبه اعجاز می شود
اعجاز توست اینکه دلم یا کریم توست
قلب تپنده ی حرم قم، حریم توست
اینجا بهشت دختر موسی بن جعفر است
از نفحه ی شهود و تجلی معطر است
ب ا شده است مکتب قرآن و اهل بیت
دارالعلومِ مریم آل پیمبر است
اینجا کلید علم و فقاهت ارادت است
خاک در حریم تو علامه پرور است
چشم امید عالِم و عاشق به سوی توست
اینجا چقدر چشمه ی جوشان کوثر است
تنها پناهگاه دلم صحن آینه ست
وقتی دلم از آه زمانه مکدر است
هر شب کنار مرقد تو یک مدینه دل
دنبال قبر مخفی زهرای اطهر است
صحن تو غرق بوی گل یاس می شود
اینجا حضور فاطمه احساس می شود
با آنکه هست هر دو جهان مال فاطمه
اینجا دمیده کوکب اقبال فاطمه
بی اختیار پای ضریحت رسیده است
هر زائری که آمده دنبال فاطمه
دارد تمام مرقد تو بوی آسمان
اینجاست سایه سار پر و بال فاطمه
فرمود آشیانه ی امن الهی است
صحن و سرای تو، حرم آل فاطمه
خورشید آل فاطمه از راه می رسد
هر سال ما اگر که شود سال فاطمه
ای ی زمان! کاش در حرم
یک صبح لایق دیدار می شدم
خاتون ملک ارض و سما إشفعی لنا
محبوبه ی حبیب خدا إشفعی لنا
آرامش و قرار دل ثامن الحجج
ای زینب رضا إشفعی لنا
عصمت دخیل بسته به پرهای چادرت
ای آفتاب حُجب و حیا إشفعی لنا
در هر سحر به سوی ضریح اجابتت

می آورم دو دست دعا إشفعی لنا
روی سیاه و بار گناهان ما کجا
لطف و کرامت تو کجا إشفعی لنا
مهر و ولایتت شده حبل المتین ما
در صبحگاه روز جزا إشفعی لنا
یوم الحساب تو همه امید شیعه ای
تنها نه شیعه اهل جهان را شفیعه ای
با حبّ تو ی که دلش را محک زده
طعنه به پارسایی حور و ملک زده
سرشار از زلالی نور یقین شود
در مرقد منور تو قلب شک زده
از چشمه های فیض تو سیراب می شود
هر دلش ز قحطی ایمان ترک زده
تنها نه چشم آدمیان بر عطای توست
بر گنبد تو دست توسل فلک زده
طوف حرم می کنم ولی
گویا ی به زخم دل من نمک زده
دارد ضریح اطهر تو بوی کربلا
قلبم برای دیدن ششگوشه لک زده
امشب گره گشاست دم یا رضا رضا
در دست توست تذکره ی کربلای ما

شاعر : یوسف رحیمی


کوئست.نت

بزرگترین منبع اشعار مذهبی


برچسب ها : مریم آل پیمبر - فاطمه ,إشفعی ,توست , ,سلام ,مرقد ,توست اینجا
مریم آل پیمبر فاطمه ,إشفعی ,توست , ,سلام ,مرقد ,توست اینجا
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.493 seconds
RSS