واحد مشترک کمکی پژوهش و ی «هوش یار-تواندار» (ht-csure)

واحد مشترک کمکی پژوهش و ی «هوش یار-تواندار» (ht-csure) از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

دیدگاههای عماد افروغ درباره اکنون و آینده در گفت وگو با عصر ایران
در گفت وگو با عصر ایران
محدود نخبگان از سوی ساختار حکومتی به سبب تامین منافع جناحی. انی که بد از ی دفاع می کنند، قطعا حمله بدی هم خواهند داشت.

عصر ایران؛ حمیدرضا عسگری- عماد افروغ جامعه شناس و مدرس در حوزه علوم انسانی است. وی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم بود که به سبب برخی ملاحظات فکری در انتخابات مجلس هشتم ک دا نشد و وقت خود را صرف نظریه پردازی درحوزه مسائل اجتماعی و اخلاقی کرده است.

وی درحوزه ساختار و عملکرد نظام در زمان کنونی انتقادات بسیاری از جنس تناقض در ارزش ها، شعارها و کارکردها دارد. به نظر وی امروز مسئولان با عدم ایجاد تناسب میان عینیت جامعه و ذهنیت ساختار اجرایی زمینه اعتراض و اصلاح از بیرون را سبب شده اند که این مسئله می تواند خطرات بسیاری برای جامعه ی داشته باشد.

فریب و اغواگری، مصلحت شی، و امنیتی فضای جامعه، از جمله آسیب هایی است که عماد افروغ از آنها به عنوان پاشنه آشیل نظام یاد می کند و با اشاره به گفتار در مورد هشدار به مسئولان و خدای ناکرده رخ دادن انقل دیگر از سوی مردم، فضای امروز جامعه را مستعد فعال شدن های اجتماعی می داند.

عماد افروغ همچنین درمورد سلیقه ای عمل در تفسیرقانون اساسی و عدم اجازه حضور نخبگان در جریان شه ورزی و ساختار حکومتی معتقد است، جریان حاکم به گونه ای رفتار کرده است که روشنفکران از رده خارج شده اند و منفعت گرایی گروه ها اجازه عقلانیت را به جامعه نمی دهد.

در زیر مشروح گفتگو عصر ایران با عماد افروغ را ملاحظه می کنید:

*با توجه به مشاهده وضعیت اقتصادی و بروز ن یتی عمومی طی چند وقت اخیر، آیا بروز چنین وضعیتی برگرفته از ت یب های برعلیه ت است یا دلایل مختلف اقتصادی و اجتماعی دارد؟ فکر می کنید نقش جریان های در بهبود این وضعیت چیست؟

- اتفاقاتی که ما شاهدش هستیم هیچ ربطی به ت یب ت ندارد، و منظورم تنها این ت هم نیست. اتفاقاتی که امروز همراه با ن یتی های اجتماعی شاهدش هستیم، یک دمل چرکینی است که سرباز کرده. این زخم کهنه پس از جنگ شکل گرفت. سیاست های اقتصادی دوران پس از جنگ هیچ تناسبی با هویت فرهنگی، تاریخی و گفتمان انقلاب و اه و ارزش های مطلوب و حتی تجارب تاریخی ما نداشت.

لذا ابتدا باید تحلیل کنیم که این الگو چه بود و چگونه آغاز شد و دوم بررسی کنیم که چه شد این الگو توانست درکشور جولان دهد و نقدهای برخی منتقدین نیز به جایی نرسد. روز به روز اتفاقی افتاد که ما شاهد تراکم هرچه بیشتر اتفاقات ناشی از این الگو بودیم و هیچ تی هم بعد ازجنگ نتوانست این الگو را تعدیل کند و یا تغییر دهد. ساختار همان ظرف و همان الگو بود و صرفاً جابه جایی نیرو صورت می گرفت و عده ای می رفتند و عده ای می آمدند. ولی هیچکدام نتوانستند دست به پیکره اصلی و البته غلط اقتصادی پس ازجنگ بزنند.

نتیجه به کار گیری این الگو، یک لیبرالیسم یا شبه لیبرالیسم یا شبه نئولیبرالیسم نخ نمای سطحی و بی ضابطه بود که دل منطقی این الگوی سرمایه داری شبه لیبرالیستی نیز چیزی جز شکاف نا منضبط طبقاتی و درآمدی نیست. تا چه زمانی ما می توانیم از ارزشهای ی مایه بگذاریم و مدام توجیه کنیم و هایی از هژمونی و استیلای فکری و فرهنگی را ایجاد کنیم که مردم واقعیت ملموس زندگی خود را جور دیگری ببینند و خود را فریب دهند و به صورت کاذب در باغ بهشت را بر روی خود باز ببینند. ازیک طرف زندگی شان چیز دیگری به آنها نشان دهد و ازطرف دیگر از ذهنیت و ارزشهای ذهنی خود برای توجیه این واقعیت ها استفاده کنند!

این کار درست نیست، شاید برخی بگویند که به گفته مردم ما برای شکم قیام ن د. اما تفسیر اشتباه نباید داشت، اولاً این عبارت به معنای بی توجهی به معاش نیست، ثانیاً شاید در زمان تعارض ما مجبور شویم از شکممان بگذریم اما در شرایط عادی و استقرار، شکم بخشی از ضرورت های زندگی است و اگر به معاش مردم نپردازیم، معاد مردم رخت بر می بندد. مگر می توانیم دنیا و آ ت را در برابر هم قرار دهیم؟ این دوگانگی توجیه و اعتبار نخواهد داشت، حتی خود فیلسوف هم با شکم خالی، فکرش کار نمی کند!

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

این یک بحث عینی است که مردم ی ری نیازهای واقعی دارند که باید به آنها پرداخته شود. این نیاز گاهی فردی است و گاهی اجتماعی. ممکن است بگویید که حداقل، مردم یک نان بخور و نمیر داشته باشند، اما این یک بحث فردی است. این مسئله یک بعد اجتماعی هم دارد که افراد خود را با طبقات دیگر مقایسه می کنند. اینجاست که بحث هستی اجتماعی به میان کشیده می شود و شکاف طبقاتی و درآمدی مورد توجه افراد قرار می گیرد و توجیهی عقلی هم برای آن نمی یابند که یکی در اوج رفاه و دیگری در زیرخط فقر و در بدترین شرایط زندگی کند.

متاسفانه هیچ گوش شنوایی برای پر این شکاف نیست. بحث من برابری اقتصادی و محو هرگونه نابرابری نیست، بلکه تعدیل شکاف مورد نظر است. قرار نیست به طور مساوی به تمام افراد پرداختی صورت گیرد، اما باید نیاز، محور پرداختی افراد باشد و این نیاز فقط نیاز فردی نیست و نیاز اجتماعی را هم در بر می گیرد. یعنی اگر براثر مقایسه، محرومیت مطلق به محرومیت نسبی تبدیل شود، این سرآغاز های اجتماعی است.

ت(تمام ت های گذشته تا کنون) چه تغییر و تعدیل درآمدی ایجاد کرده است؟ از دوران پس از جنگ به این سمت ما با چه تحول و اتفاق تازه ای مواجه بوده ایم؟ قبل از این اتفاقات و حتی پیش از حوادث دی ماه 96 خود ت توسط وزارت کشور و وزارت ارشاد در زمستان 95 یک پیمایش انجام می دهند. از مردم سئوال می شود که مهمترین مشکل و دغدغه شما چیست؟ بیش از 78 درصد مردم ن یتی اقتصادی را مطرح می کنند. همین سئوال را بعد از تظاهرات دی ماه سال 96 از مردم می پرسند و مشاهده می کنند این آمار به 81 درصد می رسد. قبل از این ما می بینیم که عده ای متعرض حقوق های نجومی می شوند، اما هیچ اتفاقی نمی افتد.

ت ها در دوره های مختلف همواره یک سیاست های غلطی را دنبال می کنند و گوششان هم بد ارمنتقدین نیست، اما پرسش اساسی این است که چرا به راحتی می توانند گوششان را بد ار این نقدها نکنند؟ این مسئله به لحاظ فرهنگی بسیار مهم تر است  چرا ت ها به راحتی می توانند گوششان بد ار نباشد؟ این دیگر ربطی به ت ندارد، این مربوط به مسائل ذهنی و هژمونیک جامعه است. چرا و بر چه اساسی گوش ها می تواند در برابر منتقدان و اعتراضات، شنوا نباشد؟ این یک پاسخ قاطع و روشن برای جامعه ما دارد و آن "مصلحت شی" هژمونیک گره خورده با منافع و مصالح جناحی و البته به نام مصالح نظام و حکومت و حتی مردم است. در این شرایط است که نیازها و حقایق مطلوب و مورد ادعا در لفظ، عملاً پیش پای مصلحت و سوگمندانه برخی اوقات آگاهانه ذبح می شود.

نتیجه این بخش از سئوال اینکه، وضعیت فعلی ناشی از ت یب و نظرات منتقدان نیست. اما چه باید کرد؟ اول به نظر من همه گروه ها و اقشار اجتماعی، فرهنگی ، ، اقتصادی باید به اجماع برسند که ما در چه شرایطی به سر می بریم و یک تحلیل درستی از واقعیت به دست دهند. معلوم شود که سهم داخل چقدر است و سهم خارج چقدر است و باهم گفتگو کنند. اما این گفتگو نباید صرفاً محدود به گروه های باشد.

باید بستری برای نخبگان فراهم شود تا تحلیل های کارشناسانه خود را فارغ از جناح بندی و یا این ت و آن ت،  به دست دهند. اگر تا دیروز برخی وانمود می د که در شرایط خاص و بحرانی قرار داریم، امروز باید قبول کنیم که شرایطمان خاص است و عینیت و زندگی ملموس مردم به ذهنیت و خودآگاهی رسیده است.

باید بستری برای انی فراهم شود که دلشان برای مملکت و اصل نظام می سوزد و برای هویت ایران و گفتمان انقلاب ی دلمشغولی دارند، باید بتوانند یک گفتگوی منطقی و اصولی و خارج ازت یب داشته باشند. هنوز که هنوز است ما نمی دانیم که نقد خوب و سازنده چیست؟ نقد باید نقد محتوا و فکر باشد، ما آداب گفتگو را نمی دانیم. بسیاری از اتفاقات ناگواری که در کشور رخ می دهد ناشی از همین نافهمی و بدفهمی انی است که پرچم نقد و گفتگو را بلند می کنند، اما نه گفتگو را می شناسند و نه نقد و آداب نقد را می دانند. متوجه نیستند که نقد با ت یب شخص متفاوت است. گفته می شود حکومتمان علوی است، اما علی(ع) می گفت ببینید چه گفته می شود، نه اینکه چه ی می گوید!

این ها درد ماست که باب گفتگو بسته است و صاحبان فکر رغبت نمی کنند پا به عرصه نقد و گفتگو بگذارند، چرا که به شخصیت آنها توهین می شود. ترجیح می دهند که از فضا دور باشند و کاری به مسائل کشور نداشته باشند. لذا طرف های گفتگوی مورد نظر و مطلوب و ضروری ما نباید صرفاً گروه های باشند، چرا که آنها خوب رفتار نکرده اند و هیچ کدام  نیز معرف جامعه ما نیستند. در نظر سنجی بعد از اتفاقات دی ماه 96 معلوم شد که فقط 8/25 درصد مردم گرایش اصلاح طلبانه و اصول گرایانه دارند. مسلم است که این آمار ب ایه رفتارهای آنهاست و نه بر اساس ارزش ها و ادعاهای نظری آنها. اما آیا این 26 درصد معرف کل جامعه هستند؟!

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

باید از محدود گفتگو بین جناح های پرهیز کرد. جناح های طی دوره های های مختلف، منابع کشور را به نوبت از آن خود کرده اند. الگوی رفتاری واحد در ظرف واحد داشته اند. این رفته، آن آمده، این بُرده، آن بُرده. مدیریت واگنی برای هر دو جناح صدق می کند.

 متاسفانه ساختار کشور هم، رابطه قدرت – ثروت است. یعنی از طریق قدرت تی به ثروت های اقتصادی و سرمایه های کالایی فرهنگی و می رسند و خیلی راحت هم تغییر موضع می دهند تا مسلط بر کانون قدرت تی منتج به ثروت شوند.

الگوی رفتاری هردو گروه یکی است. می جنگند تا به قدرت برسند، برای اینکه رانت و سرمایه ، اقتصادی و فرهنگی بیشتری برای خود به دست آورند. اما امروز دیگر نمی توان مردم را با ذهنیت القایی فریب داد، چرا که مردم به خود آگاهی رسیده اند. اگر ی شعار عد داد و پیروز شد و قدرت را مثلا از انی که شعار می دادند، گرفت، باید رفت و زندگی اش را دید. باید دید کجای شهر زندگی می کند، چه امکاناتی دارد از چه مزایایی بهره می برد و به چه میزان پایبند به عد و شعارهایش بوده است.

ی که در گفتمان انقلاب ی پا به عرصه رقابت می گذارد، باید زامش عملاً و نظراً به گفتمان انقلاب اثبات و معلوم شود. باید به قانون اساسی پایبند باشد. قانون اساسی اصل رفاه و اصل رفع نیازمندی ها را طرح کرده است. روزی که آقای خاتمی رای آورد ، جهاد ی از انی که به وی رای دادند، نظر سنجی کرد که شما برچه اساس به آقای خاتمی رای دادید؟ شاید تصور کنید که جواب اکثریت بیان و بوده باشد، اما 51 درصد مردم رفع مشکلات اقتصادی را مطرح می کنند. مردم در آن زمان از تی که شعار می داد، توقع بهبود شرایط اقتصادی داشتند.

ما به جایی رسیدیم که مردم به حرف توجهی ندارند و به خود آگاهی رسیده اند. وقتی به خودآگاهی می رسند یعنی به یک عینیتی رسیده اند و شما باید به آنها مدرک و سند و دلیل و نسخه های عملی نشان دهید. سال هاست که عمل از این کشور رخت بربسته است. دیگر نمی شود مردم را با رسانه های مختلف ملی و غیره فریب داد، مردم می بینند و حس می کنند و منتظر پاسخ هستند.

آقای می آید و حرف های خوبی در این اوضاع و احوال می زند، مردم گوش نمی دهند و منتظر مشاهده عمل ایشان هستند. اینکه ایشان دستور انتشار لیست و اسامی می دهند، مسئله تازه ای نیست. ما درمجلس هفتم قانون آن را که از مجلس قبلی بلاتکلیف مانده بود تصویب کردیم و بنده کلمه "انتشار" را به ابتدای آن اضافه و شد قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات». این قانون مورد بی توجهی قرار گرفت و امروز ایشان در شرایط بحرانی به آن استناد می کنند و صنایع ایشان هم می گوید این خلاف مصلحت بخش خصوصی است!

به هرحال گام اول این است که باید بستر گفتگو فراهم شود و محدود به جناح های نباشد و به خصوص چهره های فرهنگی در آن نقش داشته باشند، چرا که چهره های فرهنگی منافع و اقتصادی ندارند. هرچند به دلیل سیاست ها و رفتارهای سیاست زده و اقتصاد زده و فضای کالایی حاکم، وجود این افراد نیز نادر است، یا عزلت نشین و بی تفاوت و یا متاسفانه آلوده به سیاست ناموجه و منافع اقتصادی شده اند.

گام دوم، ما باید توجه خاصی به عمل داشته باشیم. کشوری که مدت ها از هژمونی و استیلای فرهنگی استفاده کرده و عمل را در حد حرف دنبال کرده، بسیار سخت است که پا به عرصه عمل بگذارد و بار این بازگشت و رس سنگین بر دوش رسانه هاست تا توجه همگان را به عمل معطوف سازند.

اگر ت بخواهد کاری و عملی برای مردم انجام دهد، مهمترین آن تعدیل شکاف درآمدی است. آیا این کار غیرممکن است؟! حذف امتیازات و امکانات مدیرانی که علاوه بر حقوق های چند میلیونی از مزایای فراوان بهره می برند، کار سختی است؟! آیا کم حقوق آنهایی که بی ضابطه حقوق می گیرند کار سختی است؟! چه طور رئیس جمهور ما ی می تواند این کار را انجام دهد و ادعای انقل بودن هم ندارد. در ایران ادعای انقل بودن می کنند، ادعای علوی بودن می کنند، به و مقام ی استناد می کنند، اما دستاوردی عملی و عینی قابل قبول و مورد انتظار برای مردم رقم نمی خورد.

مردم حق دارند به صورتی مضاعف یقه مسئولان را بگیرند، هم به دلیل بی توجهی به ارزش ها در عمل، هم به دلیل استفاده ابزاری از این ارزش ها برای توجیه بی عملی خود. ممکن است بگویید این حرف ها شور و هیجان و بی سند و مدرک است، اما بنده مجلس بوده ام، می فهمم ساختاراً در مجلس چه می گذرد، رانت های مجلس و ت را می شناسم، امتیازات ها را می دانم، طی این سال ها خوب مهره ها را کنار هم چیده اند و خوب یاد گرفته اند که چگونه منابع و امکانات کشور را از آن خود کنند و به جای این که پاسخگو باشند، برخی منتقدان را به انحاء مختلف طرد و منکوب می کنند، یکی را متهم به ضد انقلاب و می کنند، یکی را متهم به تشویش اذهان عمومی می کنند، یکی را متهم به پرشور و احساسی بودن می کنند و ...  

متاسفانه این سبک رفتار در عرصه آکادمیک و ما هم وارد شده است. نهج البلاغه را بخوانید، می بینید علی همچون اسپند روی آتش است و برای تحقق حقوق مردم و ارزش های عد خواهانه و در برابر مسرفین و زیاده خواهان مدام در جوش و وش است. اما با ملاک های آکادمیک جاری توصیه ما به این گونه افراد این است که آرام باشند و چیزی نگویند. اما چرا علی(ع) این همه فریاد می زند و اشک می ریزد، چرا سر درچاه می کند، چون دوگانگی در نظر و احساس و عملش نیست. ما دچار دوگانگی در نظر و عمل هستیم.

باید این عبارت علی(ع) را برسردر نظام نوشت که درمورد طلحه و زبیر و اصحاب جمل این چنین می گوید:« چون رعد وشیدند و چون برق درخشیدند اما کاری از پیش نبردند و سرانجام سست گردیدند، ولی ما این گونه نیستیم، تا عمل نکنیم رعد و برقی نداریم و تا نباریم سیل جاری نمی سازیم.» این علی است. چرا اسم حکومت علوی را مطرح می کنیم درحالی که از آن دوریم.

ظرف ما با ارزش های ما سازگار نیست، ساختارها با شعارها سازگار نیست، برخی هم فرافکنی می کنند به سمت غرب و ومنافقین و غیره که اینها توطئه می کنند و غیرذلک. اما باید پرسید شما چه تمهیداتی برای این شرایط دارید؟ جز اینکه مشکلات را به بیرون پرتاب می کنید و بعد می گویید همه چیز درست است.

این برای ما درد آور است که منافقین با آن کارنامه سیاه تروریستی و سابقه خیانت به کشور در طول جنگ و همکاری های امپریالیستی – صهیونیستی اش و ترامپ جاهل از آن سر دنیا برای ایران شاخ و شانه بکشند. ترامپی که در بهترین ح شاخ دموکراسی سرمایه سالار ست. منِ نوعی باید یقه چه ی را بگیرم که این شرایط را به وجود آورده است؟ من باید یقه آن دسته از داخلی ها را بگیرم که فقط منافع شخصی و گروهی خود را به قیمت قربانی مردم دنبال د. نگذاشتند حقیقت عیان شود و آگاهانه یا ناآگاهانه بحث مصلحت را مطرح د و آنهایی را که حقیقت گرایانه و حقیقت طلبانه فریاد زدند را خاموش و منزوی د.

منزوی فقط این نیست که شخصی را بگیرید و یک گوشه ای نگهدارید، بلکه آن قدر عرصه را بر وی تنگ می کنند که خسته شوند. این افراد انسان های حساسی هستند، چرا وبر می گوید حکومت را به دست این افراد بدهید؟ چون حاضر به استعفا هستند و آلوده نمی شوند. اینها را طرد کردید، اما اینها آن قدر دلسوزند که حتی امروز که به اینجا رسیدیم به فکر انتقام نیستند.

بلکه معتقدند بستری آماده کنیم تا حرف هایمان را بزنیم، وقتی به اجماع رسیدیم عمل را سرلوحه کار قرار دهیم. اما فقط حرف نزنید فقط شعار ندهید  اگر می گویید انقل هستیم ، بیایید و انقل عمل کنید.

ببینید من این صحبت ها را بی جهت مطرح نمی کنم، خیلی فکر و تحقیق و اخیراً به این نتیجه رسیده ام که کشور ما قفل کرده است. بین عرصه ذهنی و عرصه عینی رابطه دیالکتیک برقرار نیست. ذهن می خواهد خود را تحمیل کند، اما از عین اثری نپذیرد. می گویند: ای مردم، ای عرصه مدنی، هرچه ما می گوییم درست است و شما هرآنچه ما می گوییم بشوید. عین می پذیرد و می گوید حرف های شما را گوش می دهم اما شما هم به حرف ما گوش دهید. اما ذهن نمی پذیرد و معتقد است که این ارتباط یکطرفه است. خود را نمایندگان بلامنازع مردم و هادیان آنها می دانند و دیگر هیچ. انبساطی وجود ندارد. می گویند ما بهتر از شما می فهمیم و بهتر از شما رفتار می کنیم و شما باید پیرو محض باشید!

 من می گویم قانون اساسی میثاق ملی ماست، در همان اصول اولیه اش اه قانون اساسی و اه را بیان می کند و سپس یکی از راه های تحقق آن را اجتهاد مستمر می داند. در اصل مربوط به ویژگی های هم که بحث شجاعت و مدیر و مدبر و... را مطرح می کند. سوال من این است، آیا اجتهاد مستمر بدون زمان و مکان و موضوع شناس امکان پذیر است؟ اجتهاد مستمر یعنی اینکه اجتهاد شما چشم و گوشش نسبت به تحولات زمان و مکان باز باشد. تغییرات زمانی و مکانی مربوط به عرصه انضمامی و عینی و انی است که درآن زندگی می کنند.

از سوی دیگر در آن بخش که ویژگی های ی بیان می شود، آیا همه این ویژگی ها فقهی است؟  تشخیص اینها ا اماً با فقها نیست. یک طرف اجتهاد مستمر مربوط به فقهاست، اما سوی دیگر آن مرتبط با موضوع شناسان است. جایگاهی برای موضوع شناسان در عرصه اجتهاد مستمر و دیگر ویژگی های کجاست؟ جواب می دهند که مجلس خبرگان است. اما مجلس خبرگان که صرفاً مختص فقهاست، پس چگونه عرصه عینی هم اجتهاد مستمر را معتبر و موجه کند و هم سویه عینی دیالکتیک عرصه ذهن و عین باشد؟

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

 

آن زمان که حضرت بحث تجدید نظر در قانون اساسی را مطرح د، شرط مرجعیت را تبدیل به اجتهاد د به سبب همین موضوع شناسی بود. اما شورای نگهبان تصمیم می گیرد که خبرگان فقط فقها باشند، باکدام توجیه منطقی؟ باکدام اصل قانون اساسی؟ هیچ اصلی از قانون اساسی حصر نکرده است که خبرگان فقط فقها باشند. وقتی موضوع شناسان و نخبگان حذف شوند و جریان فکری را صرفاً به فقها حصر کنیم و دیالکتیک درجریان نباشد، حرکت ما قفل می شود. حاصل این می شود که نظم رسمی و ذهنی با عرصه عینی و واقعیات بیگانه می شود.

یکی از اشکالاتی که بعد از جنگ به سراغ ما آمد این بود که ما همان الگوی نوسازی را دنبال کردیم. این الگوی نوسازی یک ظرف داشت به نام "رابطه مرکز- پیرامونی"  که با اقتصاد نفتی هم عجین شده بود. الگوی نوسازی یا الگوی شبه سرمایه داری یک ظرف متمرکز می خواهد، یعنی ظرف مرکز- پیرامون. ظرفی که در دوران پهلوی ایجاد شد و با سیاست هایی که ت آن زمان اتخاذ کرد متروپلی به نام تهران و چند شهراصلی مثل اصفهان، شیراز، تبریز، مشهد و... به وجود آمد و در نتیجه بتدریج شبکه شهری ک شانی قبل از پهلوی به شبکه شهری زنجیره ای تبدیل شد. یعنی همه حلقه ها وصل به تهران شدند.

تا پیش از این استان ها برای خود قدرت تصمیم گیری و برنامه ریزی داشتند. ما هم آمدیم پس از جنگ در ظرف پهلوی، مظروف انقلاب ی را ریختیم. درحالی که مظروف انقلاب ی، ظرف متمرکز نمی خواست، به ویژه که با اقتصاد نفتی هم عجین شده باشد. ما در دوران جنگ این ظرف را ش تیم، در دوران بحران در ظرف متمرکز جنگ را پیش نبردیم و دفاع نکردیم. ظرف ش ته شد و استان ها هرکدام اختیار داشتند و هرکدام برنامه ریزی می د. مردم پا پیش گذاشتند، مهارت ها به کار گرفته شد، مشارکت تنها در حرف نبود. ما الان فقط نان حرف مشارکت را می خوریم اما آن زمان مشارکت عیان شد و خود را در انقلاب و پس از آن در جنگ اثبات کرد. مشارکت یعنی استفاده از مهارت ها و قابلیت ها، استفاده از شرایط زیست محیطی و زیست بومی، یعنی چیزی که امروز شمندان دنیا به آن پرداخته اند و آن را دنبال می کنند.

در زمان جنگ، ظرف مشارکت تمرکز زدایانه بود، اما بعد از جنگ ظرف متمرکز را به کار گرفتیم و برگشتیم به همان دوران پهلوی. حال شما مدام از اقتصاد مقاومتی و اصلاح الگوی مصرف صحبت کنید اما فایده ندارد چون ظرف ما مناسب مظروف نیست.

اقتصاد مقاومتی به چه عواملی بستگی دارد؟ ابتدا نیاز به آگاهی دارد و باید به مردم آگاهی داد. نکته دوم انگیزه است. باید کاری کرد که انگیزه ها ارتقا یابد. نکته سوم مهارت است. این مهارت یا بالقوه است یا بالفعل. نکته چهارم عنصر فرصت است. اگر سه مولفه ابت وجود داشته باشد اما فرصتی درکار نباشد، هیچ دستاوردی نخواهیم داشت. این فرصت ها در دست ت است و ت ها باید فرصت سازی کنند. و در نهایت باید به ظرف اشاره کنیم. یعنی اگر تمام این موارد مطرح شود اما ظرف  مناسبی نداشته باشیم به هیچ تحولی نخواهیم رسید.

دراین کشور غفلت آشکاری از مفهوم ظرف شده است. بعضاً از آمایش سرزمین و تمرکز ز حرف زده می شود، اما اقدام عملی وجود ندارد. چرا که عمل براساس تمرکز ز نیاز به شجاعت بالایی دارد و من در هیچیک از ت ها این شجاعت را ندیده ام.


* باتوجه به عوامل مختلفی که درمورد عدم تطابق عین و ذهن، ویا عدم تناسب ظرف و مظروف و تضاد حرف و عمل و... فرمودید، امروز شاهد نوعی ناامیدی و سردی در جامعه هستیم که این مسئله برای هر نظامی می تواند پاشنه آشیل باشد. این دلسردی به مرحله بروز رسیده است و اعتراضات مردم نشانه این موضوع است. مردم به بهانه معیشت تظاهرات می کنند، اما حرف های دلشان و ناامیدی از مسئولان را فریاد می زنند، آیا این هدر رفت سرمایه اجتماعی موجب آسیب پایه های انقلاب نخواهد شد؟ چه باید کرد؟

-من این موضوع را توجیه نمی کنم، اما اگر الان در شرایط فعلی به این نا امیدی و یاس توجه شود، جلوی آسیب های بعدی گرفته خواهد شد. لکن اگر ذیل مصلحت شی های مختلف این اتفاقات را توجیه کنیم، یا فرافکنی و تفسیر بد داشته باشیم و آنها را ناشی از جه برخی از مردم بپنداریم، فردا با وضعی دیگر روبرو خواهیم بود... فردا هرچه شما بگویید این وضعیت را اصلاح می کنیم و رفتارها را تغییر می دهیم دیگر مردم نخواهند پذیرفت.

الان مردم کماکان چشم انتظارند که یک اتفاقی رخ دهد. علائمی دال بر ناامیدی آنها هست، اما علائمی هم از امیدشان وجود دارد و منتظر یک اقدام مناسب هستند. اما دیگر گذشت زمانی که بخواهیم مردم  را با حرف، دل خوش کنیم یا فریب دهیم. مردم عمل می خواهند، این عمل ناامیدی ها را تبدیل به امید می کند. وقتی احساس د بروز و ظهور مهارت ها فراهم است تحمل می کنند.

در زمان جنگ ما وضع اقتصادی به مراتب بدتر از اکنون داشتیم. اما محرومیت نسبی و احساس بی عد ی نبود. یعنی اگر محرومیت و عدم دسترسی و کوپن و صف و موشک و... بود، تقریباً برای همه شرایط ی انی وجود داشت. اما الان واقعا اینطور است؟! زمان حرف گذشت. الان ما تازه رسیده ایم به خاستگاه انقلاب ی، البته این موضوع یک فرصت است تا مسئولان ما به عمل بازگردند و با شکاف ها و نابرابری های ناشی از قدرت و رانت تی برخورد کنند.

اگر واقعا مسئولان ما راست می گویند، منازل خود را به مناطق ساده تر منتقل کنند. اگر راست می گویند زندگی خود را تعدیل کنند. مردم باور نمی کنند که مسئولان زندگی ساده و مثل همه آحاد جامعه یا حداقل طبقه متوسط دارند.

من احساس می کنم این سکه نا امیدی روی دیگری هم دارد و آن امیدواری به بازگشت به ارزش هاست. اما این با حرف محقق نمی شود. با این رویه جاری مردم به جایی می رسند که حرف شما را تفسیر بد می کنند. قصد مقایسه و ارجاع به را ندارم، اما هم شاه آمد گفت پیام شما مردم را شنیدم، اما مردم دیگر به آن توجه ن د، چون دیر شده بود. ما هنوز به این مرحله نرسیده ایم اما باید سریع کاری انجام دهیم تا دیر نشود.

اگر نظام رسمی نخواهد تغییری ایجاد کند و اصلاح از درون نظام صورت نگیرد و کارایی نداشته باشد، اصلاح از برون رخ می دهد. وقتی شما اعتمادی به ظرفیت های رسمی نداشته باشید، دیگر اصلاح از درون ساختار معنا نمی دهند و این بوی انقلاب و یا هرج و مرج و آنارشی می دهد که بنده ح دوم را محتمل تر می دانم. وقتی مردم بفهمند که اصلاحی ازدرون در کار نیست، نه قوه مقننه کاری می کند نه قوه قضاییه و نه قوه مجریه، خودشان دست به کار خواهند شد. وقتی مردم دست به کار شوند، خوشبینانه یک بار دیگر انقلاب خواهند کرد. این حرف من نیست، این حرف (ره) است:

«هوای این مردم زاغه نشین، این مردم کوچه و بازار را داشته باشید که شما را روی کار آورند، بترسید از روزی که این مردم بفهمند که در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل شود. بترسید که ممکن است یک ایام الله خدای ناخواسته پیدا شود و آن روز دیگر قضیه این نیست که به 22 بهمن بازگردیم. قضیه این است که باید فاتحه همه مارا بخوانند». ببینید چه قدر با شجاعت حرف می زند و مصلحت شی نمی کند و می گوید فاتحه همه مارا می خوانند. یعنی انقلاب و حرکت بعدی بوی ت و نخواهد داد. 

انقلاب را منفی نمی داند، می گوید خدای ناکرده یک ایام الله دیگر... چرا که معلوم نیست دیگر این حرکت انقل بویی از داشته باشد. ولی این یک واقعیت اجتماعی است.

*بحث انقل که به قول حضرت خدای ناکرده ممکن است رخ دهد و خط مشی ی نداشته باشد، چرا انقلاب 57 که ی بود، امروز مردم و به خصوص جوانان را دچار دین زدگی کرده و چرا در یک انقلاب ی شاهد فسادها و ی های کلان هستیم. این مسائل برای جوانان دهه های اخیر قابل هضم نیست، چرا انقلاب نتوانست خود را به روز کند؟

-به هرحال چه درست و چه غلط، چه بخواهیم چه نخواهیم، مردم را با انی که به نام حکمرانی می کنند، گره زده اند. البته این کار اصلاً امر منطقی نیست چون ربطی به اعمال و کردار ما ندارد. اما همیشه رفتارهای مردم تابع دلیل و منطق نیست. عملاً این اتفاق افتاده و یک واقعیت است و امروز برخی افراد به سبب اعتراض به رفتار انی که به نام تخلف می کنند، اقدام به رفتارهای ضد دینی می کنند.

از سوی دیگر براساس پیمایش های ملی انجام شده، دین داری مردم مانند همیشه بالاست. یعنی اعتقاد به خدا، معاد، اهل بیت و مؤاخذه در قیامت و ... بسیار بالاست و آماری بالای 86 درصد را نشان می دهد. این یعنی عنصر هویت بخش ملی ما دین داری است، اما مردم حساب خود را جدا می کنند و حتی ممکن است در فکری خود براساس همین الگوی دینی عمل کنند، اما هیچ چیز معلوم نیست که در آینده مردم براساس کدام الگو و براساس کدام ی اقدام به حرکت و کنند.

مسلم است سازماندهی این حرکت محتمل همانند سازماندهی انقلاب نخواهد بود، اگر به حوادث دی ماه 96 توجه کنید متوجه می شوید که مردم به چه انی ناسزا گفتند و به چه انی معترض بودند... دقت هم داشته باشید که بنده فرض هرج و مرج و آشوب های لگام گسیخته و دیکتاتوری متعاقب آن را محتمل تر می دانم.

این نشان می دهد آن گروهی که زمانی مرجع و مأمن مردم بودند، الان دیگر نیستند و جایگاه و منزلت اول انقلاب را ندارند. لذا این به ما می گوید که سازماندهی مردم چیزی ورای این افراد خواهد بود، حال چه گفتمانی جایگزین خواهد شد، مشخص نیست. اما مسلماً این و انقلاب بوی اقتصاد خواهد داد. حالا این انقلاب اقتصادی چه نوع انقل است مشخص نیست، اما می توان گفت اه ی همچون تعدیل شکاف طبقاتی، رفع بی عد ی و نابرابری را دنبال کند.

امیدواریم این اتفاق هیچگاه رخ ندهد و اصلاح از درون رخ دهد. چرا که هیچ تضمینی وجود ندارد که این انقلاب هم ی باشد. مردم درون مایه دینی دارند اما مشخص نیست حرکتشان ی باشد. ما در ابتدای انقلاب وعده بانکداری بدون ربا دادیم، وعده دادیم نابرابری نباشد، شعارعد خواهی دادیم، محقق نشد. اما الان ما باید برگردیم به گفتمان اصیل عد خواهی انقلاب، باید برابری نسبی را در میان طبقات اجتماعی ایجاد کنیم، مسئولان به همان زی طلبگی بازگردند، تا خدای ناکرده شاهد یک حرکت کور و انقلاب دیگری نباشیم.


*شکاف میان مسئولان و جامعه موجب ن یتی مردم گردیده است. این اشرافی گری مسئولان برای جامعه قابل پذیرش نیست و مردم مشکلات را تحمل نمی کنند، درحالی که مسئولان از امتیازات فراوان بهره مند هستند. در این مورد چه باید کرد؟

- شکاف میان مردم و مسئولان در جهات مختلف ارزش ها، فرهنگ، اقتصاد و ... می باشد. شکاف عرصه رسمی و عرصه مدنی درحال افزایش است. این فقط مربوط به قدرت تی نیست. در و حوزه و ... هم همین طور است. روز اول که انقلاب می شود، قرار است مردم مخدوم باشند و به آنها خدمت شود. اماهرچه جلوتر می آییم مردم خادم ما می شوند و منتی هم سر آنها می گذاریم که ما مخدوم آنها هستیم.

مردم بالا ه متوجه می شوند قضیه برع شده است. مردم ابتدا به اینها اعتبار بخشیدند اما بعد از مدتی باید آنها را تکریم کنند، این مسئله برای مردم قابل پذیرش نیست که جای خادم و مخدوم عوض شود.

چطور این رابطه عوض می شود؟ آیا این مسئله صرفا به خاطر جه مردم و اغوا و فریب آنهاست؟ خیر این طور نیست، شاید بخشی از آن باشد، اما تمام آن نیست. بخش مهمی از این تغییر جهت، مبارزه با روشنفکران حقیقت ت. روشنفکر باید فریبکاری ها را برملا کند. اما کاری می کنند که روشنفکران به بهانه های مختلف طرد و حذف شوند و حلقه واسط مردم و حلقه رسمی از بین برود.

بخش دیگری از این مسئله مربوط به جریان کلی کشور داری است. جریان کلی کشور داری وقتی با مصلحت شی گره می خورد، ت در فضای سیاست زده عمل خواهد کرد. وقتی سیاست زده شود، امنیت زده هم خواهد شد. وقتی فضا امنیتی شد ترس و دلهره در دل مردم خواهد آمد. از یک سو مردم را فریب می دهیم، از یک سو روشنفکری را حذف می کنیم و از سوی دیگر فضای کشور را امنیتی می کنیم، حال توقع داریم مردم چه واکنشی داشته باشند؟

در این صورت، شرایط برای دل اقتصادی آن سیاست زدگی امنیتی شده مساعدتر خواهد شد. چرا که بازتاب اقتصادی خواهد داشت. نیروهای امنیتی و شبه امنیتی، رسمی و غیر رسمی و بازنشسته، اگر از این شرایط استفاده کنند و رابطه قدرت - ثروت را فهم کنند، تبدیل به سایه ای بالای سر همه خواهند شد. و اگر ی بخواهد کار اقتصادی انجام دهد باید هوای آن سایه را به نحوی از انحاء داشته باشد. اینها باید سربازان گمنام زمان باشند و گمنام باقی بمانند و ساده زیست باشند، شکایت قاضی را باید پیش چه ی برد؟! وای به روزی که تکیه گاه های مردم نیز آلوده باشند، دیگر ملت باید چه کند؟ یک جریان مخلی می شود که به جای اینکه زمینه را برای انگیزه و حرکت سالم به سمت اقتصاد مقاومتی مساعد کنند، آنچنان شرایط روحی و روانی تردیدآمیزی ایجاد می کنند که سرمایه گذار از خیر آن می گذرد. اینها همه باعث افزایش شکاف میان نظام و مردم خواهد شد.

وقتی که بین ارزش های اصلی و بنیادی نظام، و خواسته های دیگران شکاف وجود داشته باشد، تظاهر به وجود می آید. اگر طرف به ارزش ها باور داشته باشد، تا پای جان به آن وفادار خواهد ماند. اما وقتی باور ندارد، به آن تظاهر می کند که باور دارد. این تظاهر برای وی منافع دارد و عده ای برای این منافع، تظاهر به پایبندی می کنند و نظام هم مکانیزمی برای مقابله با تظاهر ندارد.

اگر تظاهر نبود و باور بود و اگر مراقبت هایی بود که ی با تظاهر منافعش را پیش نبرد اتفاقی رخ نمی داد. وقتی عمل ملاک نباشد، حرف جولان می دهد. تظاهر در زمان حرفگرایی نمایان می شود، نه در زمان عملگرایی. ما زمانی می توانیم تظاهر به انقل بودن کنیم که فقط حرف بزنیم. اما وقتی زمان عمل باشد مشخص خواهد شد که حرف و عمل تا چقدر باهم تناسب دارند. می توان گذشته افراد را ملاک قرار داد، وقتی طرف با پراید به مجلس می آید و بعد در خیابان با بنز تردد می کند نشان دهنده این است که بستر تظاهر فراهم است.

اساساً وقتی حکومت ایدئولوژیک شود خواه ناخواه عده ای این فرصت را پیدا می کنند که به سمت رفتارهای متظاهرانه بروند. اما چه ی باید جلوی این تظاهر را بگیرد. انی که مدعی حفاظت از ارزش ها هستند باید مراقبت و نظارت کنند. باید مکانیسم های عملی و عینی به کار گرفته شود تا زام افراد به ارزش ها اثبات شود و فقط شاهد حرف و شعار نباشیم.

* باتوجه به شناخت و شه ورزی که در انقلاب داشتید، بزرگترین خطری که نظام راتهدید می کند، چیست و راه حل آن را چه می دانید؟

- همین شکاف بین عرصه مدنی و عرصه رسمی، فقدان انبساط و به روز شدگی در نظام. نظام خودش را به روز نکرده است. وقتی این رابطه به روز نشود و قفل شود عده ای از این فضا سوء استفاده می کنند. در شرایط کنونی، حلقه ها به خوبی به هم چفت و بست شده و رابطه اغوایی کاملا منسجم است. فضا را نیز امنیتی و سیاست زده کرده اند و اگر افراد به دنبال فکر و آگاهی باشند با اهرم های مختلف با عذاب وجدان روبرو می کنند.

وقتی انقل شکل می گیرد، باید ساختارها تغییر کند. یعنی وجه اجتماعی و اخلاق اجتماعی باید اشاعه پیدا کند. وجدان جمعی باید به سمت خطاهای اجتماعی هدایت شود. اما تیپولوژی یا گونه شناسی خطاهای انجام شده توسط رسانه های ما را نگاه کنید. وقتی می خواهند خطایی را مطرح کنند بر وجه خطاهای فردی تمرکز می کنند. درحالی که خطای فردی مربوط به حق الله است، اما حق الناس ها چه می شود؟ ا، و ی چه می شود؟! ببینید با دین چه می کنند! دینی که این همه تاکید بر حق الناس دارد را به سمتی می برند که برخطاهای فردی متمرکز شود. با همین تربیت های دینی وجدان ها را به سمت خطاهای فردی می برند تا خطاهای اجتماعی را بی اهمیت جلوه دهند.

میزان توجه به خطاهای اجتماعی را مقایسه کنید با خطاهای فردی. کدام را بیشتر وزن می دهند؟ تیپولوژی گناه را به سمت خطای فردی می برند و حقوق اجتماعی را محو می کنند. به نظر من خوب قدرت را چفت و بست کرده و تجمیعی از زر و زور و تزویر به دست داده اند. یک قدرت رسمی با شاکله خاص و البته مغایر با روح قانون اساسی و انقلاب ی درست کرده اند و ساختار به گونه ای پیش رفته است که یک عده ای بیایند و از این حلقه ها استفاده کنند و ما هم دلخوش ظاهری باشیم که هر ازچندگاهی فرد و جناحی می رود و جناحی دیگر می آید. اما داستان همان است...

چرا ما از دین برای مصلحت شی استفاده می کنیم و اسارت بخشی می کنیم. دینی که اص اً آگاهی بخش است. چرا مار مذهب به منزله افیون توده ها را با هر تفسیری، چه "افیون توده ها" و چه "افیون برای توده ها" را طرح کرد؟ او با کدام مذهب آشنا بود که این حرف را زد؟ او مذهبی را دید که بی توجه به درد و نیازهای مردم بود.

من در سوئیس سمیناری داشتم و این مسئله را طرح که نهاد کلیسا به عنوان یک نهاد مذهبی چه دستاوردی برای مردم داشته است؟ نهاد مذهبی باید احقاق حق و آگاهی بخشی می کرد. اما اگر دین را ابزاری برای توجیه وضع موجود و رسیدن به منافع خود به

برچسب ها : دیدگاههای عماد افروغ درباره اکنون و آینده در گفت وگو با عصر ایران - مردم ,انقلاب ,اقتصادی ,اجتماعی , ت ,کنند، ,قانون اساسی ,عماد افروغ ,مصلحت شی ,اجتهاد مستمر ,انقلاب ی ,گفتمان انقلاب ی
دیدگاههای عماد افروغ درباره اکنون و آینده در گفت وگو با عصر ایران مردم ,انقلاب ,اقتصادی ,اجتماعی , ت ,کنند، ,قانون اساسی ,عماد افروغ ,مصلحت شی ,اجتهاد مستمر ,انقلاب ی ,گفتمان انقلاب ی
معجزه های یک کاغذ کوچک و چسبدار!***
سواد زندگی (16) / مدیریت
برای اولویت های خود یک تعریف ایجاد کنید مثلا کارهای ساده از رنگ زرد شروع شده تا به اموری با اولویت بالا در رنگ صورتی برسیم.

عصر ایران؛ سواد زندگی - قطعا بارها کاغذهای کوچک زرد رنگ با بسته بندی هایی جذاب و دوست داشتنی را در کتابفروشی ها مشاهده کرده اید! بله منظورمان همان پست ایت نوت ها یا استیکی نوت ها و یا در فارسی کاغذ یادداشت چسبدار است که بیشتر به رنگ زرد و البته در سایر رنگ هانیز تولید می شوند.

 همانطور که می دانید این کاغذ های کوچک در قسمت پشتی خود یک نوار باریک چسبناک دارند که عامل اتصال آنها به یکدیگیر بوده و در عین حال بسیار راحت جدا می شوند تا بتوانید پس از یادداشت در مکان های مورد نظر خود بچسبانید.

شاید در نگاه اول این کاغذها بسیار ساده به نظر آیند اما داستان اختراع! بله "اختراع" و همچنین کاربرد آنها حقیقتا شگفت انگیز است. در سال 1968 یک شیمیدان به نام اسپنسر سیلور در حالی که تلاش می کرد تا یک چسب فوق العاده قوی را برای شرکت 3 ام تولید کند بر اثر خطاهای موجود در کار و البته بصورت ناگهانی موفق به کشف چسبی شد که به هیچ عنوان قوی نبود و براحتی به هر جایی می چسبید و براحتی با فشار بسیار بسیار مختصر جدا می شد. این چسب حساس به فشار در سال 1974 به پیشنهاد  آرتور فرای مخترع برجسته یی به قسمتی از کاغد یادداشت های کلاسیک افزوده و در نهایت اولین استیکی نوت ها تولید شدند.
معجزه های یک کاغذ کوچک و چسبدار!

این اختراع برخلاف ظاهر ساده آن اهمیت بسیار بالایی در مبحث برنامه ریزی دروس مدیریت دارد. آیا تا کنون بخشی از فعالیت های حافظه خود را به این کاغذهای شگفت انگیز واگذار کرده اید؟

شاید در های سینمایی روی یخچال، کناره های نمایشگر رایانه و یا دیوار اتاق یک مدیر این کاغذها را دیده باشید.

 استفاده از استیکی نوت برای سال ها در کشورهای صاحب سبک در علم مدیریت مورد آزمایش قرار گرفته  و نتایج همگی بر اهمیت استفاده از آن به عنوان ابزاری در مسیر بهبود فرایند برنامه ریزی و کاهش خطا تاکید داشته اند.

محبوبیت استفاده از این کاغذهای کوچک به اندازه ای بوده که حتی کمپانی های بزرگی چون مایکروسافت و اپل-با پرداخت هزینه استفاده از اختراع- در سیستم های عامل خود نمونه های مجازی استیکی نوت ها را در اختیار کاربران قرار می دهند تا همان تجربه نوت برداری را در فضای مجازی نیز داشته باشند. علاوه بر این با پیشرفت فناوری و همه گیر شدن تب تلفن همراه هوشمند و تبلت شاهد حضور انواع برنامه ها با محوریت استیکی نوت در آندروید، آی او اس و ویندوز موبایل هستیم.

البته اختلاف نظرهای فراوانی همواره در رابطه با مقایسه استیکی نوت ها در دنیای واقعی و فضای مجازی وجود داشته است. بدین ترتیب که برخی نوع سنتی را موثرتر دانسته و ترجیح می دهند، اما برخی دیگر معتقدند نوت گذاری مجازی کاربردی تر، منظم تر و همراه تر خواهد بود. در این رابطه بررسی های مختلفی نیز انجام شده مثلا در یکی از سمینارهای ted گروهی از شرکت کنندگان با رایانه و تلفن همراه و عده دیگر با قلم و کاغذ نوت برداری می کنند. در پایان نوت های هر دو گروه بررسی شده و جالب است که مطالب طرفداران تکنولوژی کاملتر و بسیار نزدیک تر به سخنان برگزار کننده سمینار بود  اما آنهایی که با کاغذ و خ ر مشغول بودند برداشت هایی عمیق تر داشته و مطالب آنها تا حدود بیشتری بر اساس اطلاعات ارائه شده توسط سخنران، شخصی سازی شده بود و طبیعتا ذهن این افراد در رابطه با موضوع سخنرانی فعالانه تر عمل کرده است.

معجزه های یک کاغذ کوچک و چسبدار!

به هرترتیب این آزمایش و صدها آزمایش دیگر نیز نمی تواند برتری را به گروه خاصی بدهد زیرا هم استیکی نوت ها در نرم افزارها و هم در دنیای واقعی کارایی های مکمل یکدیگر دارند.

این کاغذهای کوچک به عنوان یک وسیله کاربردی بویژه برای برنامه ریزان و مدیران مجموعه های تجاری مورد توجه قرار دارد البته روی صحبت ما به گروه خاصی محدود نیست و استفاده از این ابزار در زندگی روزمره را نیز بسیار مفید می دانیم.

در ادامه توصیه هایی برای بهره برداری مفید از استیکی نوتها مطرح می کنیم:

·         همواره در محل کار و منزل اقدام به تهیه استیکی نوت کنید

·     اولویت با استیکی نوت واقعی و خ ر خواهد بود پس در جایی که فضایی برای چسباندن آنها دارید و هم رایانه در اختیار دارید ما نوع کاغذی را ترجیح می دهیم و نیازی به پین استیکی نوت ها در رایانه نمی بینیم.

·     همزمان برنامک های موجود را روی تلفن همراه و یا تبلت خود نصب کنید تا در مواقع لازم به عنوان مکمل نوع واقعی از آن استفاده کنید.

·     برای مدیران و برنامه ریزان شرکت ها توصیه می کنیم تا همواره یادداشت هایی از برنامه ها، طرح ها، ایده ها و موارد دیگر از این دست را روی استیکی ها بنویسند و آن را در جایی که محدوده میدان دیدشان باشد، نصب کنند

·     از استیکی نوت ها در رنگ های متنوع استفاده کنید اگر دقت کرده باشید این کاغذها غیر از رنگ سنتی آن(زرد کم رنگ) در انواع رنگ های جیغ و تند تولید می شوند تا همواره خط دید مخاطب را شکار کنند. شما هم چندین رنگ آن را تهیه کنید.

·     برای اولویت های خود یک تعریف ایجاد کنید مثلا کارهای ساده از رنگ زرد شروع شده تا به اموری با اولویت بالا در رنگ صورتی برسیم. با این روش مغز شما به رنگ های مختلف حساسیت های متفاوتی خواهد داشت.

·     به قول فرای خوشبینی بیش از حد به حافظه بزرگترین دشمن پست ایت نوت محسوب می شود. یعنی اگر گمان کنیم ما باهوش ترین فرد زمین هستیم و هیچ موردی را فراموش نخواهیم کرد قطعا سمت استیکی نوت نمی رویم اما بارها شده که مسائلی بسیار مهم را فراموش کرده ایم و این مساله بازهم روی خواهد داد. از طرفی استیکی نوت دشمن حافظه شما و عاملی برای تنبلی آن نخواهد بود زیرا به اعتقاد کارشناسان، نوشتن یکی از عواملی است که موجب می شود موضوعات در ذهن انسان عمیق تر ثبت شوند. پس تعامل با استیکی نوت ها به حافظه شما خدمت هم می کند!

·     همانطور که در موارد بالا هم گفتیم استفاده از برنامه های یادداشت گذاری در تلفن همراه هوشمند به عنوان یک مکمل مدنظر قرار دارد اگر شما یک مدیر پرمشغله هستید می توانید آن دسته از نوت هایی را که روی کاغذ نوشته اید و البته لازم می دانید که خارج از فضای دفتر همراهتان باشد در تلفن همراه نیز وارد کنید.

اگر تا کنون از استیکی نوت استفاده نکرده اید به شما توصیه می کنیم با هزینه ای جرئی یک بسته از آنرا یداری کرده و با شروع یادداشت گذاری علاوه بر زیبایی این کاغذهای دوست داشتنی از آثار جادویی آن در سازماندهی برنامه های زندگی و شغل خود شگفت زده شوید!

برچسب ها : معجزه های یک کاغذ کوچک و چسبدار!*** - استیکی ,استفاده ,برنامه ,· ,کاغذ ,کرده ,تلفن همراه ,کنید · ,کاغذهای کوچک ,دنیای واقعی ,همراه هوشمند ,تلفن همراه هوشمند
معجزه های یک کاغذ کوچک و چسبدار!*** استیکی ,استفاده ,برنامه ,· ,کاغذ ,کرده ,تلفن همراه ,کنید · ,کاغذهای کوچک ,دنیای واقعی ,همراه هوشمند ,تلفن همراه هوشمند
دیدگاههای عماد افروغ در گفت وگو با عصر ایران
در گفت وگو با عصر ایران
محدود نخبگان از سوی ساختار حکومتی به سبب تامین منافع جناحی. انی که بد از ی دفاع می کنند، قطعا حمله بدی هم خواهند داشت.

عصر ایران؛ حمیدرضا عسگری- عماد افروغ جامعه شناس و مدرس در حوزه علوم انسانی است. وی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم بود که به سبب برخی ملاحظات فکری در انتخابات مجلس هشتم ک دا نشد و وقت خود را صرف نظریه پردازی درحوزه مسائل اجتماعی و اخلاقی کرده است.

وی درحوزه ساختار و عملکرد نظام در زمان کنونی انتقادات بسیاری از جنس تناقض در ارزش ها، شعارها و کارکردها دارد. به نظر وی امروز مسئولان با عدم ایجاد تناسب میان عینیت جامعه و ذهنیت ساختار اجرایی زمینه اعتراض و اصلاح از بیرون را سبب شده اند که این مسئله می تواند خطرات بسیاری برای جامعه ی داشته باشد.

فریب و اغواگری، مصلحت شی، و امنیتی فضای جامعه، از جمله آسیب هایی است که عماد افروغ از آنها به عنوان پاشنه آشیل نظام یاد می کند و با اشاره به گفتار در مورد هشدار به مسئولان و خدای ناکرده رخ دادن انقل دیگر از سوی مردم، فضای امروز جامعه را مستعد فعال شدن های اجتماعی می داند.

عماد افروغ همچنین درمورد سلیقه ای عمل در تفسیرقانون اساسی و عدم اجازه حضور نخبگان در جریان شه ورزی و ساختار حکومتی معتقد است، جریان حاکم به گونه ای رفتار کرده است که روشنفکران از رده خارج شده اند و منفعت گرایی گروه ها اجازه عقلانیت را به جامعه نمی دهد.

در زیر مشروح گفتگو عصر ایران با عماد افروغ را ملاحظه می کنید:

*با توجه به مشاهده وضعیت اقتصادی و بروز ن یتی عمومی طی چند وقت اخیر، آیا بروز چنین وضعیتی برگرفته از ت یب های برعلیه ت است یا دلایل مختلف اقتصادی و اجتماعی دارد؟ فکر می کنید نقش جریان های در بهبود این وضعیت چیست؟

- اتفاقاتی که ما شاهدش هستیم هیچ ربطی به ت یب ت ندارد، و منظورم تنها این ت هم نیست. اتفاقاتی که امروز همراه با ن یتی های اجتماعی شاهدش هستیم، یک دمل چرکینی است که سرباز کرده. این زخم کهنه پس از جنگ شکل گرفت. سیاست های اقتصادی دوران پس از جنگ هیچ تناسبی با هویت فرهنگی، تاریخی و گفتمان انقلاب و اه و ارزش های مطلوب و حتی تجارب تاریخی ما نداشت.

لذا ابتدا باید تحلیل کنیم که این الگو چه بود و چگونه آغاز شد و دوم بررسی کنیم که چه شد این الگو توانست درکشور جولان دهد و نقدهای برخی منتقدین نیز به جایی نرسد. روز به روز اتفاقی افتاد که ما شاهد تراکم هرچه بیشتر اتفاقات ناشی از این الگو بودیم و هیچ تی هم بعد ازجنگ نتوانست این الگو را تعدیل کند و یا تغییر دهد. ساختار همان ظرف و همان الگو بود و صرفاً جابه جایی نیرو صورت می گرفت و عده ای می رفتند و عده ای می آمدند. ولی هیچکدام نتوانستند دست به پیکره اصلی و البته غلط اقتصادی پس ازجنگ بزنند.

نتیجه به کار گیری این الگو، یک لیبرالیسم یا شبه لیبرالیسم یا شبه نئولیبرالیسم نخ نمای سطحی و بی ضابطه بود که دل منطقی این الگوی سرمایه داری شبه لیبرالیستی نیز چیزی جز شکاف نا منضبط طبقاتی و درآمدی نیست. تا چه زمانی ما می توانیم از ارزشهای ی مایه بگذاریم و مدام توجیه کنیم و هایی از هژمونی و استیلای فکری و فرهنگی را ایجاد کنیم که مردم واقعیت ملموس زندگی خود را جور دیگری ببینند و خود را فریب دهند و به صورت کاذب در باغ بهشت را بر روی خود باز ببینند. ازیک طرف زندگی شان چیز دیگری به آنها نشان دهد و ازطرف دیگر از ذهنیت و ارزشهای ذهنی خود برای توجیه این واقعیت ها استفاده کنند!

این کار درست نیست، شاید برخی بگویند که به گفته مردم ما برای شکم قیام ن د. اما تفسیر اشتباه نباید داشت، اولاً این عبارت به معنای بی توجهی به معاش نیست، ثانیاً شاید در زمان تعارض ما مجبور شویم از شکممان بگذریم اما در شرایط عادی و استقرار، شکم بخشی از ضرورت های زندگی است و اگر به معاش مردم نپردازیم، معاد مردم رخت بر می بندد. مگر می توانیم دنیا و آ ت را در برابر هم قرار دهیم؟ این دوگانگی توجیه و اعتبار نخواهد داشت، حتی خود فیلسوف هم با شکم خالی، فکرش کار نمی کند!

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

این یک بحث عینی است که مردم ی ری نیازهای واقعی دارند که باید به آنها پرداخته شود. این نیاز گاهی فردی است و گاهی اجتماعی. ممکن است بگویید که حداقل، مردم یک نان بخور و نمیر داشته باشند، اما این یک بحث فردی است. این مسئله یک بعد اجتماعی هم دارد که افراد خود را با طبقات دیگر مقایسه می کنند. اینجاست که بحث هستی اجتماعی به میان کشیده می شود و شکاف طبقاتی و درآمدی مورد توجه افراد قرار می گیرد و توجیهی عقلی هم برای آن نمی یابند که یکی در اوج رفاه و دیگری در زیرخط فقر و در بدترین شرایط زندگی کند.

متاسفانه هیچ گوش شنوایی برای پر این شکاف نیست. بحث من برابری اقتصادی و محو هرگونه نابرابری نیست، بلکه تعدیل شکاف مورد نظر است. قرار نیست به طور مساوی به تمام افراد پرداختی صورت گیرد، اما باید نیاز، محور پرداختی افراد باشد و این نیاز فقط نیاز فردی نیست و نیاز اجتماعی را هم در بر می گیرد. یعنی اگر براثر مقایسه، محرومیت مطلق به محرومیت نسبی تبدیل شود، این سرآغاز های اجتماعی است.

ت(تمام ت های گذشته تا کنون) چه تغییر و تعدیل درآمدی ایجاد کرده است؟ از دوران پس از جنگ به این سمت ما با چه تحول و اتفاق تازه ای مواجه بوده ایم؟ قبل از این اتفاقات و حتی پیش از حوادث دی ماه 96 خود ت توسط وزارت کشور و وزارت ارشاد در زمستان 95 یک پیمایش انجام می دهند. از مردم سئوال می شود که مهمترین مشکل و دغدغه شما چیست؟ بیش از 78 درصد مردم ن یتی اقتصادی را مطرح می کنند. همین سئوال را بعد از تظاهرات دی ماه سال 96 از مردم می پرسند و مشاهده می کنند این آمار به 81 درصد می رسد. قبل از این ما می بینیم که عده ای متعرض حقوق های نجومی می شوند، اما هیچ اتفاقی نمی افتد.

ت ها در دوره های مختلف همواره یک سیاست های غلطی را دنبال می کنند و گوششان هم بد ارمنتقدین نیست، اما پرسش اساسی این است که چرا به راحتی می توانند گوششان را بد ار این نقدها نکنند؟ این مسئله به لحاظ فرهنگی بسیار مهم تر است  چرا ت ها به راحتی می توانند گوششان بد ار نباشد؟ این دیگر ربطی به ت ندارد، این مربوط به مسائل ذهنی و هژمونیک جامعه است. چرا و بر چه اساسی گوش ها می تواند در برابر منتقدان و اعتراضات، شنوا نباشد؟ این یک پاسخ قاطع و روشن برای جامعه ما دارد و آن "مصلحت شی" هژمونیک گره خورده با منافع و مصالح جناحی و البته به نام مصالح نظام و حکومت و حتی مردم است. در این شرایط است که نیازها و حقایق مطلوب و مورد ادعا در لفظ، عملاً پیش پای مصلحت و سوگمندانه برخی اوقات آگاهانه ذبح می شود.

نتیجه این بخش از سئوال اینکه، وضعیت فعلی ناشی از ت یب و نظرات منتقدان نیست. اما چه باید کرد؟ اول به نظر من همه گروه ها و اقشار اجتماعی، فرهنگی ، ، اقتصادی باید به اجماع برسند که ما در چه شرایطی به سر می بریم و یک تحلیل درستی از واقعیت به دست دهند. معلوم شود که سهم داخل چقدر است و سهم خارج چقدر است و باهم گفتگو کنند. اما این گفتگو نباید صرفاً محدود به گروه های باشد.

باید بستری برای نخبگان فراهم شود تا تحلیل های کارشناسانه خود را فارغ از جناح بندی و یا این ت و آن ت،  به دست دهند. اگر تا دیروز برخی وانمود می د که در شرایط خاص و بحرانی قرار داریم، امروز باید قبول کنیم که شرایطمان خاص است و عینیت و زندگی ملموس مردم به ذهنیت و خودآگاهی رسیده است.

باید بستری برای انی فراهم شود که دلشان برای مملکت و اصل نظام می سوزد و برای هویت ایران و گفتمان انقلاب ی دلمشغولی دارند، باید بتوانند یک گفتگوی منطقی و اصولی و خارج ازت یب داشته باشند. هنوز که هنوز است ما نمی دانیم که نقد خوب و سازنده چیست؟ نقد باید نقد محتوا و فکر باشد، ما آداب گفتگو را نمی دانیم. بسیاری از اتفاقات ناگواری که در کشور رخ می دهد ناشی از همین نافهمی و بدفهمی انی است که پرچم نقد و گفتگو را بلند می کنند، اما نه گفتگو را می شناسند و نه نقد و آداب نقد را می دانند. متوجه نیستند که نقد با ت یب شخص متفاوت است. گفته می شود حکومتمان علوی است، اما علی(ع) می گفت ببینید چه گفته می شود، نه اینکه چه ی می گوید!

این ها درد ماست که باب گفتگو بسته است و صاحبان فکر رغبت نمی کنند پا به عرصه نقد و گفتگو بگذارند، چرا که به شخصیت آنها توهین می شود. ترجیح می دهند که از فضا دور باشند و کاری به مسائل کشور نداشته باشند. لذا طرف های گفتگوی مورد نظر و مطلوب و ضروری ما نباید صرفاً گروه های باشند، چرا که آنها خوب رفتار نکرده اند و هیچ کدام  نیز معرف جامعه ما نیستند. در نظر سنجی بعد از اتفاقات دی ماه 96 معلوم شد که فقط 8/25 درصد مردم گرایش اصلاح طلبانه و اصول گرایانه دارند. مسلم است که این آمار ب ایه رفتارهای آنهاست و نه بر اساس ارزش ها و ادعاهای نظری آنها. اما آیا این 26 درصد معرف کل جامعه هستند؟!

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

باید از محدود گفتگو بین جناح های پرهیز کرد. جناح های طی دوره های های مختلف، منابع کشور را به نوبت از آن خود کرده اند. الگوی رفتاری واحد در ظرف واحد داشته اند. این رفته، آن آمده، این بُرده، آن بُرده. مدیریت واگنی برای هر دو جناح صدق می کند.

 متاسفانه ساختار کشور هم، رابطه قدرت – ثروت است. یعنی از طریق قدرت تی به ثروت های اقتصادی و سرمایه های کالایی فرهنگی و می رسند و خیلی راحت هم تغییر موضع می دهند تا مسلط بر کانون قدرت تی منتج به ثروت شوند.

الگوی رفتاری هردو گروه یکی است. می جنگند تا به قدرت برسند، برای اینکه رانت و سرمایه ، اقتصادی و فرهنگی بیشتری برای خود به دست آورند. اما امروز دیگر نمی توان مردم را با ذهنیت القایی فریب داد، چرا که مردم به خود آگاهی رسیده اند. اگر ی شعار عد داد و پیروز شد و قدرت را مثلا از انی که شعار می دادند، گرفت، باید رفت و زندگی اش را دید. باید دید کجای شهر زندگی می کند، چه امکاناتی دارد از چه مزایایی بهره می برد و به چه میزان پایبند به عد و شعارهایش بوده است.

ی که در گفتمان انقلاب ی پا به عرصه رقابت می گذارد، باید زامش عملاً و نظراً به گفتمان انقلاب اثبات و معلوم شود. باید به قانون اساسی پایبند باشد. قانون اساسی اصل رفاه و اصل رفع نیازمندی ها را طرح کرده است. روزی که آقای خاتمی رای آورد ، جهاد ی از انی که به وی رای دادند، نظر سنجی کرد که شما برچه اساس به آقای خاتمی رای دادید؟ شاید تصور کنید که جواب اکثریت بیان و بوده باشد، اما 51 درصد مردم رفع مشکلات اقتصادی را مطرح می کنند. مردم در آن زمان از تی که شعار می داد، توقع بهبود شرایط اقتصادی داشتند.

ما به جایی رسیدیم که مردم به حرف توجهی ندارند و به خود آگاهی رسیده اند. وقتی به خودآگاهی می رسند یعنی به یک عینیتی رسیده اند و شما باید به آنها مدرک و سند و دلیل و نسخه های عملی نشان دهید. سال هاست که عمل از این کشور رخت بربسته است. دیگر نمی شود مردم را با رسانه های مختلف ملی و غیره فریب داد، مردم می بینند و حس می کنند و منتظر پاسخ هستند.

آقای می آید و حرف های خوبی در این اوضاع و احوال می زند، مردم گوش نمی دهند و منتظر مشاهده عمل ایشان هستند. اینکه ایشان دستور انتشار لیست و اسامی می دهند، مسئله تازه ای نیست. ما درمجلس هفتم قانون آن را که از مجلس قبلی بلاتکلیف مانده بود تصویب کردیم و بنده کلمه "انتشار" را به ابتدای آن اضافه و شد قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات». این قانون مورد بی توجهی قرار گرفت و امروز ایشان در شرایط بحرانی به آن استناد می کنند و صنایع ایشان هم می گوید این خلاف مصلحت بخش خصوصی است!

به هرحال گام اول این است که باید بستر گفتگو فراهم شود و محدود به جناح های نباشد و به خصوص چهره های فرهنگی در آن نقش داشته باشند، چرا که چهره های فرهنگی منافع و اقتصادی ندارند. هرچند به دلیل سیاست ها و رفتارهای سیاست زده و اقتصاد زده و فضای کالایی حاکم، وجود این افراد نیز نادر است، یا عزلت نشین و بی تفاوت و یا متاسفانه آلوده به سیاست ناموجه و منافع اقتصادی شده اند.

گام دوم، ما باید توجه خاصی به عمل داشته باشیم. کشوری که مدت ها از هژمونی و استیلای فرهنگی استفاده کرده و عمل را در حد حرف دنبال کرده، بسیار سخت است که پا به عرصه عمل بگذارد و بار این بازگشت و رس سنگین بر دوش رسانه هاست تا توجه همگان را به عمل معطوف سازند.

اگر ت بخواهد کاری و عملی برای مردم انجام دهد، مهمترین آن تعدیل شکاف درآمدی است. آیا این کار غیرممکن است؟! حذف امتیازات و امکانات مدیرانی که علاوه بر حقوق های چند میلیونی از مزایای فراوان بهره می برند، کار سختی است؟! آیا کم حقوق آنهایی که بی ضابطه حقوق می گیرند کار سختی است؟! چه طور رئیس جمهور ما ی می تواند این کار را انجام دهد و ادعای انقل بودن هم ندارد. در ایران ادعای انقل بودن می کنند، ادعای علوی بودن می کنند، به و مقام ی استناد می کنند، اما دستاوردی عملی و عینی قابل قبول و مورد انتظار برای مردم رقم نمی خورد.

مردم حق دارند به صورتی مضاعف یقه مسئولان را بگیرند، هم به دلیل بی توجهی به ارزش ها در عمل، هم به دلیل استفاده ابزاری از این ارزش ها برای توجیه بی عملی خود. ممکن است بگویید این حرف ها شور و هیجان و بی سند و مدرک است، اما بنده مجلس بوده ام، می فهمم ساختاراً در مجلس چه می گذرد، رانت های مجلس و ت را می شناسم، امتیازات ها را می دانم، طی این سال ها خوب مهره ها را کنار هم چیده اند و خوب یاد گرفته اند که چگونه منابع و امکانات کشور را از آن خود کنند و به جای این که پاسخگو باشند، برخی منتقدان را به انحاء مختلف طرد و منکوب می کنند، یکی را متهم به ضد انقلاب و می کنند، یکی را متهم به تشویش اذهان عمومی می کنند، یکی را متهم به پرشور و احساسی بودن می کنند و ...  

متاسفانه این سبک رفتار در عرصه آکادمیک و ما هم وارد شده است. نهج البلاغه را بخوانید، می بینید علی همچون اسپند روی آتش است و برای تحقق حقوق مردم و ارزش های عد خواهانه و در برابر مسرفین و زیاده خواهان مدام در جوش و وش است. اما با ملاک های آکادمیک جاری توصیه ما به این گونه افراد این است که آرام باشند و چیزی نگویند. اما چرا علی(ع) این همه فریاد می زند و اشک می ریزد، چرا سر درچاه می کند، چون دوگانگی در نظر و احساس و عملش نیست. ما دچار دوگانگی در نظر و عمل هستیم.

باید این عبارت علی(ع) را برسردر نظام نوشت که درمورد طلحه و زبیر و اصحاب جمل این چنین می گوید:« چون رعد وشیدند و چون برق درخشیدند اما کاری از پیش نبردند و سرانجام سست گردیدند، ولی ما این گونه نیستیم، تا عمل نکنیم رعد و برقی نداریم و تا نباریم سیل جاری نمی سازیم.» این علی است. چرا اسم حکومت علوی را مطرح می کنیم درحالی که از آن دوریم.

ظرف ما با ارزش های ما سازگار نیست، ساختارها با شعارها سازگار نیست، برخی هم فرافکنی می کنند به سمت غرب و ومنافقین و غیره که اینها توطئه می کنند و غیرذلک. اما باید پرسید شما چه تمهیداتی برای این شرایط دارید؟ جز اینکه مشکلات را به بیرون پرتاب می کنید و بعد می گویید همه چیز درست است.

این برای ما درد آور است که منافقین با آن کارنامه سیاه تروریستی و سابقه خیانت به کشور در طول جنگ و همکاری های امپریالیستی – صهیونیستی اش و ترامپ جاهل از آن سر دنیا برای ایران شاخ و شانه بکشند. ترامپی که در بهترین ح شاخ دموکراسی سرمایه سالار ست. منِ نوعی باید یقه چه ی را بگیرم که این شرایط را به وجود آورده است؟ من باید یقه آن دسته از داخلی ها را بگیرم که فقط منافع شخصی و گروهی خود را به قیمت قربانی مردم دنبال د. نگذاشتند حقیقت عیان شود و آگاهانه یا ناآگاهانه بحث مصلحت را مطرح د و آنهایی را که حقیقت گرایانه و حقیقت طلبانه فریاد زدند را خاموش و منزوی د.

منزوی فقط این نیست که شخصی را بگیرید و یک گوشه ای نگهدارید، بلکه آن قدر عرصه را بر وی تنگ می کنند که خسته شوند. این افراد انسان های حساسی هستند، چرا وبر می گوید حکومت را به دست این افراد بدهید؟ چون حاضر به استعفا هستند و آلوده نمی شوند. اینها را طرد کردید، اما اینها آن قدر دلسوزند که حتی امروز که به اینجا رسیدیم به فکر انتقام نیستند.

بلکه معتقدند بستری آماده کنیم تا حرف هایمان را بزنیم، وقتی به اجماع رسیدیم عمل را سرلوحه کار قرار دهیم. اما فقط حرف نزنید فقط شعار ندهید  اگر می گویید انقل هستیم ، بیایید و انقل عمل کنید.

ببینید من این صحبت ها را بی جهت مطرح نمی کنم، خیلی فکر و تحقیق و اخیراً به این نتیجه رسیده ام که کشور ما قفل کرده است. بین عرصه ذهنی و عرصه عینی رابطه دیالکتیک برقرار نیست. ذهن می خواهد خود را تحمیل کند، اما از عین اثری نپذیرد. می گویند: ای مردم، ای عرصه مدنی، هرچه ما می گوییم درست است و شما هرآنچه ما می گوییم بشوید. عین می پذیرد و می گوید حرف های شما را گوش می دهم اما شما هم به حرف ما گوش دهید. اما ذهن نمی پذیرد و معتقد است که این ارتباط یکطرفه است. خود را نمایندگان بلامنازع مردم و هادیان آنها می دانند و دیگر هیچ. انبساطی وجود ندارد. می گویند ما بهتر از شما می فهمیم و بهتر از شما رفتار می کنیم و شما باید پیرو محض باشید!

 من می گویم قانون اساسی میثاق ملی ماست، در همان اصول اولیه اش اه قانون اساسی و اه را بیان می کند و سپس یکی از راه های تحقق آن را اجتهاد مستمر می داند. در اصل مربوط به ویژگی های هم که بحث شجاعت و مدیر و مدبر و... را مطرح می کند. سوال من این است، آیا اجتهاد مستمر بدون زمان و مکان و موضوع شناس امکان پذیر است؟ اجتهاد مستمر یعنی اینکه اجتهاد شما چشم و گوشش نسبت به تحولات زمان و مکان باز باشد. تغییرات زمانی و مکانی مربوط به عرصه انضمامی و عینی و انی است که درآن زندگی می کنند.

از سوی دیگر در آن بخش که ویژگی های ی بیان می شود، آیا همه این ویژگی ها فقهی است؟  تشخیص اینها ا اماً با فقها نیست. یک طرف اجتهاد مستمر مربوط به فقهاست، اما سوی دیگر آن مرتبط با موضوع شناسان است. جایگاهی برای موضوع شناسان در عرصه اجتهاد مستمر و دیگر ویژگی های کجاست؟ جواب می دهند که مجلس خبرگان است. اما مجلس خبرگان که صرفاً مختص فقهاست، پس چگونه عرصه عینی هم اجتهاد مستمر را معتبر و موجه کند و هم سویه عینی دیالکتیک عرصه ذهن و عین باشد؟

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

 

آن زمان که حضرت بحث تجدید نظر در قانون اساسی را مطرح د، شرط مرجعیت را تبدیل به اجتهاد د به سبب همین موضوع شناسی بود. اما شورای نگهبان تصمیم می گیرد که خبرگان فقط فقها باشند، باکدام توجیه منطقی؟ باکدام اصل قانون اساسی؟ هیچ اصلی از قانون اساسی حصر نکرده است که خبرگان فقط فقها باشند. وقتی موضوع شناسان و نخبگان حذف شوند و جریان فکری را صرفاً به فقها حصر کنیم و دیالکتیک درجریان نباشد، حرکت ما قفل می شود. حاصل این می شود که نظم رسمی و ذهنی با عرصه عینی و واقعیات بیگانه می شود.

یکی از اشکالاتی که بعد از جنگ به سراغ ما آمد این بود که ما همان الگوی نوسازی را دنبال کردیم. این الگوی نوسازی یک ظرف داشت به نام "رابطه مرکز- پیرامونی"  که با اقتصاد نفتی هم عجین شده بود. الگوی نوسازی یا الگوی شبه سرمایه داری یک ظرف متمرکز می خواهد، یعنی ظرف مرکز- پیرامون. ظرفی که در دوران پهلوی ایجاد شد و با سیاست هایی که ت آن زمان اتخاذ کرد متروپلی به نام تهران و چند شهراصلی مثل اصفهان، شیراز، تبریز، مشهد و... به وجود آمد و در نتیجه بتدریج شبکه شهری ک شانی قبل از پهلوی به شبکه شهری زنجیره ای تبدیل شد. یعنی همه حلقه ها وصل به تهران شدند.

تا پیش از این استان ها برای خود قدرت تصمیم گیری و برنامه ریزی داشتند. ما هم آمدیم پس از جنگ در ظرف پهلوی، مظروف انقلاب ی را ریختیم. درحالی که مظروف انقلاب ی، ظرف متمرکز نمی خواست، به ویژه که با اقتصاد نفتی هم عجین شده باشد. ما در دوران جنگ این ظرف را ش تیم، در دوران بحران در ظرف متمرکز جنگ را پیش نبردیم و دفاع نکردیم. ظرف ش ته شد و استان ها هرکدام اختیار داشتند و هرکدام برنامه ریزی می د. مردم پا پیش گذاشتند، مهارت ها به کار گرفته شد، مشارکت تنها در حرف نبود. ما الان فقط نان حرف مشارکت را می خوریم اما آن زمان مشارکت عیان شد و خود را در انقلاب و پس از آن در جنگ اثبات کرد. مشارکت یعنی استفاده از مهارت ها و قابلیت ها، استفاده از شرایط زیست محیطی و زیست بومی، یعنی چیزی که امروز شمندان دنیا به آن پرداخته اند و آن را دنبال می کنند.

در زمان جنگ، ظرف مشارکت تمرکز زدایانه بود، اما بعد از جنگ ظرف متمرکز را به کار گرفتیم و برگشتیم به همان دوران پهلوی. حال شما مدام از اقتصاد مقاومتی و اصلاح الگوی مصرف صحبت کنید اما فایده ندارد چون ظرف ما مناسب مظروف نیست.

اقتصاد مقاومتی به چه عواملی بستگی دارد؟ ابتدا نیاز به آگاهی دارد و باید به مردم آگاهی داد. نکته دوم انگیزه است. باید کاری کرد که انگیزه ها ارتقا یابد. نکته سوم مهارت است. این مهارت یا بالقوه است یا بالفعل. نکته چهارم عنصر فرصت است. اگر سه مولفه ابت وجود داشته باشد اما فرصتی درکار نباشد، هیچ دستاوردی نخواهیم داشت. این فرصت ها در دست ت است و ت ها باید فرصت سازی کنند. و در نهایت باید به ظرف اشاره کنیم. یعنی اگر تمام این موارد مطرح شود اما ظرف  مناسبی نداشته باشیم به هیچ تحولی نخواهیم رسید.

دراین کشور غفلت آشکاری از مفهوم ظرف شده است. بعضاً از آمایش سرزمین و تمرکز ز حرف زده می شود، اما اقدام عملی وجود ندارد. چرا که عمل براساس تمرکز ز نیاز به شجاعت بالایی دارد و من در هیچیک از ت ها این شجاعت را ندیده ام.

* باتوجه به عوامل مختلفی که درمورد عدم تطابق عین و ذهن، ویا عدم تناسب ظرف و مظروف و تضاد حرف و عمل و... فرمودید، امروز شاهد نوعی نا امیدی و سردی در جامعه هستیم که این مسئله برای هر نظامی می تواند پاشنه آشیل باشد. این دلسردی به مرحله بروز رسیده است و اعتراضات مردم نشانه این موضوع است. مردم به بهانه معیشت تظاهرات می کنند، اما حرف های دلشان و ناامیدی از مسئولان را فریاد می زنند، آیا این هدر رفت سرمایه اجتماعی موجب آسیب پایه های انقلاب نخواهد شد؟ چه باید کرد؟

-من این موضوع را توجیه نمی کنم، اما اگر الان در شرایط فعلی به این نا امیدی و یاس توجه شود، جلوی آسیب های بعدی گرفته خواهد شد. لکن اگر ذیل مصلحت شی های مختلف این اتفاقات را توجیه کنیم، یا فرافکنی و تفسیر بد داشته باشیم و آنها را ناشی از جه برخی از مردم بپنداریم، فردا با وضعی دیگر روبرو خواهیم بود... فردا هرچه شما بگویید این وضعیت را اصلاح می کنیم و رفتارها را تغییر می دهیم دیگر مردم نخواهند پذیریفت.

الان مردم کماکان چشم انتظارند که یک اتفاقی رخ دهد. علائمی دال بر ناامیدی آنها هست، اما علائمی هم از امیدشان وجود دارد و منتظر یک اقدام مناسب هستند. اما دیگر گذشت زمانی که بخواهیم مردم  را با حرف، دل خوش کنیم یا فریب دهیم. مردم عمل می خواهند، این عمل ناامیدی ها را تبدیل به امید می کند. وقتی احساس د بروز و ظهور مهارت ها فراهم است تحمل می کنند.

در زمان جنگ ما وضع اقتصادی به مراتب بدتر از اکنون داشتیم. اما محرومیت نسبی و احساس بی عد ی نبود. یعنی اگر محرومیت و عدم دسترسی و کوپن و صف و موشک و... بود، تقریباً برای همه شرایط ی انی وجود داشت. اما الان واقعا اینطور است؟! زمان حرف گذشت. الان ما تازه رسیده ایم به خاستگاه انقلاب ی، البته این موضوع یک فرصت است تا مسئولان ما به عمل بازگردند و با شکاف ها و نابرابری های ناشی از قدرت و رانت تی برخورد کنند.

اگر واقعا مسئولان ما راست می گویند، منازل خود را به مناطق ساده تر منتقل کنند. اگر راست می گویند زندگی خود را تعدیل کنند. مردم باور نمی کنند که مسئولان زندگی ساده و مثل همه آحاد جامعه یا حداقل طبقه متوسط دارند.

من احساس می کنم این سکه نا امیدی روی دیگری هم دارد و آن امیدواری به بازگشت به ارزش هاست. اما این با حرف محقق نمی شود. با این رویه جاری مردم به جایی می رسند که حرف شما را تفسیر بد می کنند. قصد مقایسه و ارجاع به را ندارم، اما هم شاه آمد گفت پیام شما مردم را شنیدم، اما مردم دیگر به آن توجه ن د، چون دیر شده بود. ما هنوز به این مرحله نرسیده ایم اما باید سریع کاری انجام دهیم تا دیر نشود.

اگر نظام رسمی نخواهد تغییری ایجاد کند و اصلاح از درون نظام صورت نگیرد و کارایی نداشته باشد، اصلاح از برون رخ می دهد. وقتی شما اعتمادی به ظرفیت های رسمی نداشته باشید، دیگر اصلاح از درون ساختار معنا نمی دهند و این بوی انقلاب و یا هرج و مرج و آنارشی می دهد که بنده ح دوم را محتمل تر می دانم. وقتی مردم بفهمند که اصلاحی ازدرون در کار نیست، نه قوه مقننه کاری می کند نه قوه قضاییه و نه قوه مجریه، خودشان دست به کار خواهند شد. وقتی مردم دست به کار شوند، خوشبینانه یک بار دیگر انقلاب خواهند کرد. این حرف من نیست، این حرف (ره) است:

«هوای این مردم زاغه نشین، این مردم کوچه و بازار را داشته باشید که شما را روی کار آورند، بترسید از روزی که این مردم بفهمند که در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل شود. بترسید که ممکن است یک ایام الله خدای ناخواسته پیدا شود و آن روز دیگر قضیه این نیست که به 22 بهمن بازگردیم. قضیه این است که باید فاتحه همه مارا بخوانند». ببینید چه قدر با شجاعت حرف می زند و مصلحت شی نمی کند و می گوید فاتحه همه مارا می خوانند. یعنی انقلاب و حرکت بعدی بوی ت و نخواهد داد. 

انقلاب را منفی نمی داند، می گوید خدای ناکرده یک ایام الله دیگر... چرا که معلوم نیست دیگر این حرکت انقل بویی از داشته باشد. ولی این یک واقعیت اجتماعی است.

*بحث انقل که به قول حضرت خدای ناکرده ممکن است رخ دهد و خط مشی ی نداشته باشد، چرا انقلاب 57 که ی بود، امروز مردم و به خصوص جوانان را دچار دین زدگی کرده و چرا در یک انقلاب ی شاهد فسادها و ی های کلان هستیم. این مسائل برای جوانان دهه های اخیر قابل هضم نیست، چرا انقلاب نتوانست خود را به روز کند؟

-به هرحال چه درست و چه غلط، چه بخواهیم چه نخواهیم، مردم را با انی که به نام حکمرانی می کنند، گره زده اند. البته این کار اصلاً امر منطقی نیست چون ربطی به اعمال و کردار ما ندارد. اما همیشه رفتارهای مردم تابع دلیل و منطق نیست. عملاً این اتفاق افتاده و یک واقعیت است و امروز برخی افراد به سبب اعتراض به رفتار انی که به نام تخلف می کنند، اقدام به رفتارهای ضد دینی می کنند.

از سوی دیگر براساس پیمایش های ملی انجام شده، دین داری مردم مانند همیشه بالاست. یعنی اعتقاد به خدا، معاد، اهل بیت و مؤاخذه در قیامت و ... بسیار بالاست و آماری بالای 86 درصد را نشان می دهد. این یعنی عنصر هویت بخش ملی ما دین داری است، اما مردم حساب خود را جدا می کنند و حتی ممکن است در فکری خود براساس همین الگوی دینی عمل کنند، اما هیچ چیز معلوم نیست که در اینده مردم براساس کدام الگو و براساس کدام ی اقدام به حرکت و کنند.

مسلم است سازماندهی این حرکت محتمل همانند سازماندهی انقلاب نخواهد بود، اگر به حوادث دی ماه 96 توجه کنید متوجه می شوید که مردم به چه انی ناسزا گفتند و به چه انی معترض بودند... دقت هم داشته باشید که بنده فرض هرج و مرج و آشوب های لگام گسیخته و دیکتاتوری متعاقب آن را محتمل تر می دانم.

این نشان می دهد آن گروهی که زمانی مرجع و مأمن مردم بودند، الان دیگر نیستند و جایگاه و منزلت اول انقلاب را ندارند. لذا این به ما می گوید که سازماندهی مردم چیزی ورای این افراد خواهد بود، حال چه گفتمانی جایگزین خواهد شد، مشخص نیست. اما مسلماً این و انقلاب بوی اقتصاد خواهد داد. حالا این انقلاب اقتصادی چه نوع انقل است مشخص نیست، اما می توان گفت اه ی همچون تعدیل شکاف طبقاتی، رفع بی عد ی و نابرابری را دنبال کند.

امیدواریم این اتفاق هیچگاه رخ ندهد و اصلاح از درون رخ دهد. چرا که هیچ تضمینی وجود ندارد که این انقلاب هم ی باشد. مردم درون مایه دینی دارند اما مشخص نیست حرکتشان ی باشد. ما در ابتدای انقلاب وعده بانکداری بدون ربا دادیم، وعده دادیم نابرابری نباشد، شعارعد خواهی دادیم، محقق نشد. اما الان ما باید برگردیم به گفتمان اصیل عد خواهی انقلاب، باید برابری نسبی را در میان طبقات اجتماعی ایجاد کنیم، مسئولان به همان زی طلبگی بازگردند، تا خدای ناکرده شاهد یک حرکت کور و انقلاب دیگری نباشیم.

*شکاف میان مسئولان و جامعه موجب ن یتی مردم گردیده است. این اشرافی گری مسئولان برای جامعه قابل پذیرش نیست و مردم مشکلات را تحمل نمی کنند، درحالی که مسئولان از امتیازات فراوان بهره مند هستند. در این مورد چه باید کرد؟

- شکاف میان مردم و مسئولان در جهات مختلف ارزش ها، فرهنگ، اقتصاد و ... می باشد. شکاف عرصه رسمی و عرصه مدنی درحال افزایش است. این فقط مربوط به قدرت تی نیست. در و حوزه و ... هم همین طور است. روز اول که انقلاب می شود، قرار است مردم مخدوم باشند و به آنها خدمت شود. اماهرچه جلوتر می آییم مردم خادم ما می شوند و منتی هم سر آنها می گذاریم که ما مخدوم آنها هستیم.

مردم بالا ه متوجه می شوند قضیه برع شده است. مردم ابتدا به اینها اعتبار بخشیدند اما بعد از مدتی باید آنها را تکریم کنند، این مسئله برای مردم قابل پذیرش نیست که جای خادم و مخدوم عوض شود.

چطور این رابطه عوض می شود؟ آیا این مسئله صرفا به خاطر جه مردم و اغوا و فریب آنهاست؟ خیر این طور نیست، شاید بخشی از آن باشد، اما تمام آن نیست. بخش مهمی از این تغییر جهت، مبارزه با روشنفکران حقیقت ت. روشنفکر باید فریبکاری ها را برملا کند. اما کاری می کنند که روشنفکران به بهانه های مختلف طرد و حذف شوند و حلقه واسط مردم و حلقه رسمی از بین برود.

بخش دیگری از این مسئله مربوط به جریان کلی کشور داری است. جریان کلی کشور داری وقتی با مصلحت شی گره می خورد، ت در فضای سیاست زده عمل خواهد کرد. وقتی سیاست زده شود، امنیت زده هم خواهد شد. وقتی فضا امنیتی شد ترس و دلهره در دل مردم خواهد آمد. از یک سو مردم را فریب می دهیم، از یک سو روشنفکری را حذف می کنیم و از سوی دیگر فضای کشور را امنیتی می کنیم، حال توقع داریم مردم چه واکنشی داشته باشند؟

در این صورت، شرایط برای دل اقتصادی آن سیاست زدگی امنیتی شده مساعدتر خواهد شد. چرا که بازتاب اقتصادی خواهد داشت. نیروهای امنیتی و شبه امنیتی، رسمی و غیر رسمی و بازنشسته، اگر از این شرایط استفاده کنند و رابطه قدرت - ثروت را فهم کنند، تبدیل به سایه ای بالای سر همه خواهند شد. و اگر ی بخواهد کار اقتصادی انجام دهد باید هوای آن سایه را به نحوی از انحاء داشته باشد. اینها باید سربازان گمنام زمان باشند و گمنام باقی بمانند و ساده زیست باشند، شکایت قاضی را باید پیش چه ی برد؟! وای به روزی که تکیه گاه های مردم نیز آلوده باشند، دیگر ملت باید چه کند؟ یک جریان مخلی می شود که به جای اینکه زمینه را برای انگیزه و حرکت سالم به سمت اقتصاد مقاومتی مساعد کنند، آنچنان شرایط روحی و روانی تردیدآمیزی ایجاد می کنند که سرمایه گذار از خیر آن می گذرد. اینها همه باعث افزایش شکاف میان نظام و مردم خواهد شد.

وقتی که بین ارزش های اصلی و بنیادی نظام، و خواسته های دیگران شکاف وجود داشته باشد، تظاهر به وجود می آید. اگر طرف به ارزش ها باور داشته باشد، تا پای جان به آن وفادار خواهد ماند. اما وقتی باور ندارد، به آن تظاهر می کند که باور دارد. این تظاهر برای وی منافع دارد و عده ای برای این منافع، تظاهر به پایبندی می کنند و نظام هم مکانیزمی برای مقابله با تظاهر ندارد.

اگر تظاهر نبود و باور بود و اگر مراقبت هایی بود که ی با تظاهر منافعش را پیش نبرد اتفاقی رخ نمی داد. وقتی عمل ملاک نباشد، حرف جولان می دهد. تظاهر در زمان حرفگرایی نمایان می شود، نه در زمان عملگرایی. ما زمانی می توانیم تظاهر به انقل بودن کنیم که فقط حرف بزنیم. اما وقتی زمان عمل باشد مشخص خواهد شد که حرف و عمل تا چقدر باهم تناسب دارند. می توان گذشته افراد را ملاک قرار داد، وقتی طرف با پراید به مجلس می آید و بعد در خیابان با بنز تردد می کند نشان دهنده این است که بستر تظاهر فراهم است.

اساساً وقتی حکومت ایدئولوژیک شود خواه ناخواه عده ای این فرصت را پیدا می کنند که به سمت رفتارهای متظاهرانه بروند. اما چه ی باید جلوی این تظاهر را بگیرد. انی که مدعی حفاظت از ارزش ها هستند باید مراقبت و نظارت کنند. باید مکانیسم های عملی و عینی به کار گرفته شود تا زام افراد به ارزش ها اثبات شود و فقط شاهد حرف و شعار نباشیم.

* باتوجه به شناخت و شه ورزی که در انقلاب داشتید، بزرگترین خطری که نظام راتهدید می کند، چیست و راه حل آن را چه می دانید؟

- همین شکاف بین عرصه مدنی و عرصه رسمی، فقدان انبساط و به روز شدگی در نظام. نظام خودش را به روز نکرده است. وقتی این رابطه به روز نشود و قفل شود عده ای از این فضا سوء استفاده می کنند. در شرایط کنونی، حلقه ها به خوبی به هم چفت و بست شده و رابطه اغوایی کاملا منسجم است. فضا را نیز امنیتی و سیاست زده کرده اند و اگر افراد به دنبال فکر و آگاهی باشند با اهرم های مختلف با عذاب وجدان روبرو می کنند.

وقتی انقل شکل می گیرد، باید ساختارها تغییر کند. یعنی وجه اجتماعی و اخلاق اجتماعی باید اشاعه پیدا کند. وجدان جمعی باید به سمت خطاهای اجتماعی هدایت شود. اما تیپولوژی یا گونه شناسی خطاهای انجام شده توسط رسانه های ما را نگاه کنید. وقتی می خواهند خطایی را مطرح کنند بر وجه خطاهای فردی تمرکز می کنند. درحالی که خطای فردی مربوط به حق الله است، اما حق الناس ها چه می شود؟ ا، و ی چه می شود؟! ببینید با دین چه می کنند! دینی که این همه تاکید بر حق الناس دارد را به سمتی می برند که برخطاهای فردی متمرکز شود. با همین تربیت های دینی وجدان ها را به سمت خطاهای فردی می برند تا خطاهای اجتماعی را بی اهمیت جلوه دهند.

میزان توجه به خطاهای اجتماعی را مقایسه کنید با خطاهای فردی. کدام را بیشتر وزن می دهند؟ تیپولوژی گناه را به سمت خطای فردی می برند و حقوق اجتماعی را محو می کنند. به نظر من خوب قدرت را چفت و بست کرده و تجمیعی از زر و زور و تزویر به دست داده اند. یک قدرت رسمی با شاکله خاص و البته مغایر با روح قانون اساسی و انقلاب ی درست کرده اند و ساختار به گونه ای پیش رفته است که یک عده ای بیایند و از این حلقه ها استفاده کنند و ما هم دلخوش ظاهری باشیم که هر ازچندگاهی فرد و جناحی می رود و جناحی دیگر می آید. اما داستان همان است...

چرا ما از دین برای مصلحت شی استفاده می کنیم و اسارت بخشی می کنیم. دینی که اص اً آگاهی بخش است. چرا مار مذهب به منزله افیون توده ها را با هر تفسیری، چه "افیون توده ها" و چه "افیون برای توده ها" را طرح کرد؟ او با کدام مذهب آشنا بود که این حرف را زد؟ او مذهبی را دید که بی توجه به درد و نیازهای مردم بود.

من در سوئیس سمیناری داشتم و این مسئله را طرح که نهاد کلیسا به عنوان یک نهاد مذهبی چه دستاوردی برای مردم داشته است؟ نهاد مذهبی باید احقاق حق و آگاهی بخشی می کرد. اما اگر دین را ابزاری برای توجیه وضع موجود و رسیدن به منافع خود به کار بگیریم، هیچ ضمانتی وجود ندارد که دین ز در کشور رایج نشود، به رغم اینکه لایه زیرین مردم دینی است و به آن باور دارند

برچسب ها : دیدگاههای عماد افروغ در گفت وگو با عصر ایران - مردم ,انقلاب ,اجتماعی ,اقتصادی , ت ,کنیم ,قانون اساسی ,عماد افروغ ,مصلحت شی ,اجتهاد مستمر ,انقلاب ی ,گفتمان انقلاب ی
دیدگاههای عماد افروغ در گفت وگو با عصر ایران مردم ,انقلاب ,اجتماعی ,اقتصادی , ت ,کنیم ,قانون اساسی ,عماد افروغ ,مصلحت شی ,اجتهاد مستمر ,انقلاب ی ,گفتمان انقلاب ی
عماد افروغ در گفت وگو با عصر ایران
در گفت وگو با عصر ایران
محدود نخبگان از سوی ساختار حکومتی به سبب تامین منافع جناحی. انی که بد از ی دفاع می کنند، قطعا حمله بدی هم خواهند داشت.

عصر ایران؛ حمیدرضا عسگری- عماد افروغ جامعه شناس و مدرس در حوزه علوم انسانی است. وی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم بود که به سبب برخی ملاحظات فکری در انتخابات مجلس هشتم ک دا نشد و وقت خود را صرف نظریه پردازی درحوزه مسائل اجتماعی و اخلاقی کرده است.

وی درحوزه ساختار و عملکرد نظام در زمان کنونی انتقادات بسیاری از جنس تناقض در ارزش ها، شعارها و کارکردها دارد. به نظر وی امروز مسئولان با عدم ایجاد تناسب میان عینیت جامعه و ذهنیت ساختار اجرایی زمینه اعتراض و اصلاح از بیرون را سبب شده اند که این مسئله می تواند خطرات بسیاری برای جامعه ی داشته باشد.

فریب و اغواگری، مصلحت شی، و امنیتی فضای جامعه، از جمله آسیب هایی است که عماد افروغ از آنها به عنوان پاشنه آشیل نظام یاد می کند و با اشاره به گفتار در مورد هشدار به مسئولان و خدای ناکرده رخ دادن انقل دیگر از سوی مردم، فضای امروز جامعه را مستعد فعال شدن های اجتماعی می داند.

عماد افروغ همچنین درمورد سلیقه ای عمل در تفسیرقانون اساسی و عدم اجازه حضور نخبگان در جریان شه ورزی و ساختار حکومتی معتقد است، جریان حاکم به گونه ای رفتار کرده است که روشنفکران از رده خارج شده اند و منفعت گرایی گروه ها اجازه عقلانیت را به جامعه نمی دهد.

در زیر مشروح گفتگو عصر ایران با عماد افروغ را ملاحظه می کنید:

*با توجه به مشاهده وضعیت اقتصادی و بروز ن یتی عمومی طی چند وقت اخیر، آیا بروز چنین وضعیتی برگرفته از ت یب های برعلیه ت است یا دلایل مختلف اقتصادی و اجتماعی دارد؟ فکر می کنید نقش جریان های در بهبود این وضعیت چیست؟

- اتفاقاتی که ما شاهدش هستیم هیچ ربطی به ت یب ت ندارد، و منظورم تنها این ت هم نیست. اتفاقاتی که امروز همراه با ن یتی های اجتماعی شاهدش هستیم، یک دمل چرکینی است که سرباز کرده. این زخم کهنه پس از جنگ شکل گرفت. سیاست های اقتصادی دوران پس از جنگ هیچ تناسبی با هویت فرهنگی، تاریخی و گفتمان انقلاب و اه و ارزش های مطلوب و حتی تجارب تاریخی ما نداشت.

لذا ابتدا باید تحلیل کنیم که این الگو چه بود و چگونه آغاز شد و دوم بررسی کنیم که چه شد این الگو توانست درکشور جولان دهد و نقدهای برخی منتقدین نیز به جایی نرسد. روز به روز اتفاقی افتاد که ما شاهد تراکم هرچه بیشتر اتفاقات ناشی از این الگو بودیم و هیچ تی هم بعد ازجنگ نتوانست این الگو را تعدیل کند و یا تغییر دهد. ساختار همان ظرف و همان الگو بود و صرفاً جابه جایی نیرو صورت می گرفت و عده ای می رفتند و عده ای می آمدند. ولی هیچکدام نتوانستند دست به پیکره اصلی و البته غلط اقتصادی پس ازجنگ بزنند.

نتیجه به کار گیری این الگو، یک لیبرالیسم یا شبه لیبرالیسم یا شبه نئولیبرالیسم نخ نمای سطحی و بی ضابطه بود که دل منطقی این الگوی سرمایه داری شبه لیبرالیستی نیز چیزی جز شکاف نا منضبط طبقاتی و درآمدی نیست. تا چه زمانی ما می توانیم از ارزشهای ی مایه بگذاریم و مدام توجیه کنیم و هایی از هژمونی و استیلای فکری و فرهنگی را ایجاد کنیم که مردم واقعیت ملموس زندگی خود را جور دیگری ببینند و خود را فریب دهند و به صورت کاذب در باغ بهشت را بر روی خود باز ببینند. ازیک طرف زندگی شان چیز دیگری به آنها نشان دهد و ازطرف دیگر از ذهنیت و ارزشهای ذهنی خود برای توجیه این واقعیت ها استفاده کنند!

این کار درست نیست، شاید برخی بگویند که به گفته مردم ما برای شکم قیام ن د. اما تفسیر اشتباه نباید داشت، اولاً این عبارت به معنای بی توجهی به معاش نیست، ثانیاً شاید در زمان تعارض ما مجبور شویم از شکممان بگذریم اما در شرایط عادی و استقرار، شکم بخشی از ضرورت های زندگی است و اگر به معاش مردم نپردازیم، معاد مردم رخت بر می بندد. مگر می توانیم دنیا و آ ت را در برابر هم قرار دهیم؟ این دوگانگی توجیه و اعتبار نخواهد داشت، حتی خود فیلسوف هم با شکم خالی، فکرش کار نمی کند!

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

این یک بحث عینی است که مردم ی ری نیازهای واقعی دارند که باید به آنها پرداخته شود. این نیاز گاهی فردی است و گاهی اجتماعی. ممکن است بگویید که حداقل، مردم یک نان بخور و نمیر داشته باشند، اما این یک بحث فردی است. این مسئله یک بعد اجتماعی هم دارد که افراد خود را با طبقات دیگر مقایسه می کنند. اینجاست که بحث هستی اجتماعی به میان کشیده می شود و شکاف طبقاتی و درآمدی مورد توجه افراد قرار می گیرد و توجیهی عقلی هم برای آن نمی یابند که یکی در اوج رفاه و دیگری در زیرخط فقر و در بدترین شرایط زندگی کند.

متاسفانه هیچ گوش شنوایی برای پر این شکاف نیست. بحث من برابری اقتصادی و محو هرگونه نابرابری نیست، بلکه تعدیل شکاف مورد نظر است. قرار نیست به طور مساوی به تمام افراد پرداختی صورت گیرد، اما باید نیاز، محور پرداختی افراد باشد و این نیاز فقط نیاز فردی نیست و نیاز اجتماعی را هم در بر می گیرد. یعنی اگر براثر مقایسه، محرومیت مطلق به محرومیت نسبی تبدیل شود، این سرآغاز های اجتماعی است.

ت(تمام ت های گذشته تا کنون) چه تغییر و تعدیل درآمدی ایجاد کرده است؟ از دوران پس از جنگ به این سمت ما با چه تحول و اتفاق تازه ای مواجه بوده ایم؟ قبل از این اتفاقات و حتی پیش از حوادث دی ماه 96 خود ت توسط وزارت کشور و وزارت ارشاد در زمستان 95 یک پیمایش انجام می دهند. از مردم سئوال می شود که مهمترین مشکل و دغدغه شما چیست؟ بیش از 78 درصد مردم ن یتی اقتصادی را مطرح می کنند. همین سئوال را بعد از تظاهرات دی ماه سال 96 از مردم می پرسند و مشاهده می کنند این آمار به 81 درصد می رسد. قبل از این ما می بینیم که عده ای متعرض حقوق های نجومی می شوند، اما هیچ اتفاقی نمی افتد.

ت ها در دوره های مختلف همواره یک سیاست های غلطی را دنبال می کنند و گوششان هم بد ارمنتقدین نیست، اما پرسش اساسی این است که چرا به راحتی می توانند گوششان را بد ار این نقدها نکنند؟ این مسئله به لحاظ فرهنگی بسیار مهم تر است  چرا ت ها به راحتی می توانند گوششان بد ار نباشد؟ این دیگر ربطی به ت ندارد، این مربوط به مسائل ذهنی و هژمونیک جامعه است. چرا و بر چه اساسی گوش ها می تواند در برابر منتقدان و اعتراضات، شنوا نباشد؟ این یک پاسخ قاطع و روشن برای جامعه ما دارد و آن "مصلحت شی" هژمونیک گره خورده با منافع و مصالح جناحی و البته به نام مصالح نظام و حکومت و حتی مردم است. در این شرایط است که نیازها و حقایق مطلوب و مورد ادعا در لفظ، عملاً پیش پای مصلحت و سوگمندانه برخی اوقات آگاهانه ذبح می شود.

نتیجه این بخش از سئوال اینکه، وضعیت فعلی ناشی از ت یب و نظرات منتقدان نیست. اما چه باید کرد؟ اول به نظر من همه گروه ها و اقشار اجتماعی، فرهنگی ، ، اقتصادی باید به اجماع برسند که ما در چه شرایطی به سر می بریم و یک تحلیل درستی از واقعیت به دست دهند. معلوم شود که سهم داخل چقدر است و سهم خارج چقدر است و باهم گفتگو کنند. اما این گفتگو نباید صرفاً محدود به گروه های باشد.

باید بستری برای نخبگان فراهم شود تا تحلیل های کارشناسانه خود را فارغ از جناح بندی و یا این ت و آن ت،  به دست دهند. اگر تا دیروز برخی وانمود می د که در شرایط خاص و بحرانی قرار داریم، امروز باید قبول کنیم که شرایطمان خاص است و عینیت و زندگی ملموس مردم به ذهنیت و خودآگاهی رسیده است.

باید بستری برای انی فراهم شود که دلشان برای مملکت و اصل نظام می سوزد و برای هویت ایران و گفتمان انقلاب ی دلمشغولی دارند، باید بتوانند یک گفتگوی منطقی و اصولی و خارج ازت یب داشته باشند. هنوز که هنوز است ما نمی دانیم که نقد خوب و سازنده چیست؟ نقد باید نقد محتوا و فکر باشد، ما آداب گفتگو را نمی دانیم. بسیاری از اتفاقات ناگواری که در کشور رخ می دهد ناشی از همین نافهمی و بدفهمی انی است که پرچم نقد و گفتگو را بلند می کنند، اما نه گفتگو را می شناسند و نه نقد و آداب نقد را می دانند. متوجه نیستند که نقد با ت یب شخص متفاوت است. گفته می شود حکومتمان علوی است، اما علی(ع) می گفت ببینید چه گفته می شود، نه اینکه چه ی می گوید!

این ها درد ماست که باب گفتگو بسته است و صاحبان فکر رغبت نمی کنند پا به عرصه نقد و گفتگو بگذارند، چرا که به شخصیت آنها توهین می شود. ترجیح می دهند که از فضا دور باشند و کاری به مسائل کشور نداشته باشند. لذا طرف های گفتگوی مورد نظر و مطلوب و ضروری ما نباید صرفاً گروه های باشند، چرا که آنها خوب رفتار نکرده اند و هیچ کدام  نیز معرف جامعه ما نیستند. در نظر سنجی بعد از اتفاقات دی ماه 96 معلوم شد که فقط 8/25 درصد مردم گرایش اصلاح طلبانه و اصول گرایانه دارند. مسلم است که این آمار ب ایه رفتارهای آنهاست و نه بر اساس ارزش ها و ادعاهای نظری آنها. اما آیا این 26 درصد معرف کل جامعه هستند؟!

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

باید از محدود گفتگو بین جناح های پرهیز کرد. جناح های طی دوره های های مختلف، منابع کشور را به نوبت از آن خود کرده اند. الگوی رفتاری واحد در ظرف واحد داشته اند. این رفته، آن آمده، این بُرده، آن بُرده. مدیریت واگنی برای هر دو جناح صدق می کند.

 متاسفانه ساختار کشور هم، رابطه قدرت – ثروت است. یعنی از طریق قدرت تی به ثروت های اقتصادی و سرمایه های کالایی فرهنگی و می رسند و خیلی راحت هم تغییر موضع می دهند تا مسلط بر کانون قدرت تی منتج به ثروت شوند.

الگوی رفتاری هردو گروه یکی است. می جنگند تا به قدرت برسند، برای اینکه رانت و سرمایه ، اقتصادی و فرهنگی بیشتری برای خود به دست آورند. اما امروز دیگر نمی توان مردم را با ذهنیت القایی فریب داد، چرا که مردم به خود آگاهی رسیده اند. اگر ی شعار عد داد و پیروز شد و قدرت را مثلا از انی که شعار می دادند، گرفت، باید رفت و زندگی اش را دید. باید دید کجای شهر زندگی می کند، چه امکاناتی دارد از چه مزایایی بهره می برد و به چه میزان پایبند به عد و شعارهایش بوده است.

ی که در گفتمان انقلاب ی پا به عرصه رقابت می گذارد، باید زامش عملاً و نظراً به گفتمان انقلاب اثبات و معلوم شود. باید به قانون اساسی پایبند باشد. قانون اساسی اصل رفاه و اصل رفع نیازمندی ها را طرح کرده است. روزی که آقای خاتمی رای آورد ، جهاد ی از انی که به وی رای دادند، نظر سنجی کرد که شما برچه اساس به آقای خاتمی رای دادید؟ شاید تصور کنید که جواب اکثریت بیان و بوده باشد، اما 51 درصد مردم رفع مشکلات اقتصادی را مطرح می کنند. مردم در آن زمان از تی که شعار می داد، توقع بهبود شرایط اقتصادی داشتند.

ما به جایی رسیدیم که مردم به حرف توجهی ندارند و به خود آگاهی رسیده اند. وقتی به خودآگاهی می رسند یعنی به یک عینیتی رسیده اند و شما باید به آنها مدرک و سند و دلیل و نسخه های عملی نشان دهید. سال هاست که عمل از این کشور رخت بربسته است. دیگر نمی شود مردم را با رسانه های مختلف ملی و غیره فریب داد، مردم می بینند و حس می کنند و منتظر پاسخ هستند.

آقای می آید و حرف های خوبی در این اوضاع و احوال می زند، مردم گوش نمی دهند و منتظر مشاهده عمل ایشان هستند. اینکه ایشان دستور انتشار لیست و اسامی می دهند، مسئله تازه ای نیست. ما درمجلس هفتم قانون آن را که از مجلس قبلی بلاتکلیف مانده بود تصویب کردیم و بنده کلمه "انتشار" را به ابتدای آن اضافه و شد قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات». این قانون مورد بی توجهی قرار گرفت و امروز ایشان در شرایط بحرانی به آن استناد می کنند و صنایع ایشان هم می گوید این خلاف مصلحت بخش خصوصی است!

به هرحال گام اول این است که باید بستر گفتگو فراهم شود و محدود به جناح های نباشد و به خصوص چهره های فرهنگی در آن نقش داشته باشند، چرا که چهره های فرهنگی منافع و اقتصادی ندارند. هرچند به دلیل سیاست ها و رفتارهای سیاست زده و اقتصاد زده و فضای کالایی حاکم، وجود این افراد نیز نادر است، یا عزلت نشین و بی تفاوت و یا متاسفانه آلوده به سیاست ناموجه و منافع اقتصادی شده اند.

گام دوم، ما باید توجه خاصی به عمل داشته باشیم. کشوری که مدت ها از هژمونی و استیلای فرهنگی استفاده کرده و عمل را در حد حرف دنبال کرده، بسیار سخت است که پا به عرصه عمل بگذارد و بار این بازگشت و رس سنگین بر دوش رسانه هاست تا توجه همگان را به عمل معطوف سازند.

اگر ت بخواهد کاری و عملی برای مردم انجام دهد، مهمترین آن تعدیل شکاف درآمدی است. آیا این کار غیرممکن است؟! حذف امتیازات و امکانات مدیرانی که علاوه بر حقوق های چند میلیونی از مزایای فراوان بهره می برند، کار سختی است؟! آیا کم حقوق آنهایی که بی ضابطه حقوق می گیرند کار سختی است؟! چه طور رئیس جمهور ما ی می تواند این کار را انجام دهد و ادعای انقل بودن هم ندارد. در ایران ادعای انقل بودن می کنند، ادعای علوی بودن می کنند، به و مقام ی استناد می کنند، اما دستاوردی عملی و عینی قابل قبول و مورد انتظار برای مردم رقم نمی خورد.

مردم حق دارند به صورتی مضاعف یقه مسئولان را بگیرند، هم به دلیل بی توجهی به ارزش ها در عمل، هم به دلیل استفاده ابزاری از این ارزش ها برای توجیه بی عملی خود. ممکن است بگویید این حرف ها شور و هیجان و بی سند و مدرک است، اما بنده مجلس بوده ام، می فهمم ساختاراً در مجلس چه می گذرد، رانت های مجلس و ت را می شناسم، امتیازات ها را می دانم، طی این سال ها خوب مهره ها را کنار هم چیده اند و خوب یاد گرفته اند که چگونه منابع و امکانات کشور را از آن خود کنند و به جای این که پاسخگو باشند، برخی منتقدان را به انحاء مختلف طرد و منکوب می کنند، یکی را متهم به ضد انقلاب و می کنند، یکی را متهم به تشویش اذهان عمومی می کنند، یکی را متهم به پرشور و احساسی بودن می کنند و ...  

متاسفانه این سبک رفتار در عرصه آکادمیک و ما هم وارد شده است. نهج البلاغه را بخوانید، می بینید علی همچون اسپند روی آتش است و برای تحقق حقوق مردم و ارزش های عد خواهانه و در برابر مسرفین و زیاده خواهان مدام در جوش و وش است. اما با ملاک های آکادمیک جاری توصیه ما به این گونه افراد این است که آرام باشند و چیزی نگویند. اما چرا علی(ع) این همه فریاد می زند و اشک می ریزد، چرا سر درچاه می کند، چون دوگانگی در نظر و احساس و عملش نیست. ما دچار دوگانگی در نظر و عمل هستیم.

باید این عبارت علی(ع) را برسردر نظام نوشت که درمورد طلحه و زبیر و اصحاب جمل این چنین می گوید:« چون رعد وشیدند و چون برق درخشیدند اما کاری از پیش نبردند و سرانجام سست گردیدند، ولی ما این گونه نیستیم، تا عمل نکنیم رعد و برقی نداریم و تا نباریم سیل جاری نمی سازیم.» این علی است. چرا اسم حکومت علوی را مطرح می کنیم درحالی که از آن دوریم.

ظرف ما با ارزش های ما سازگار نیست، ساختارها با شعارها سازگار نیست، برخی هم فراکنی می کنند به سمت غرب و ومنافقین و غیره که اینها توطئه می کنند و غیرذلک. اما باید پرسید شما چه تمهیداتی برای این شرایط دارید؟ جز اینکه مشکلات را به بیرون پرتاب می کنید و بعد می گویید همه چیز درست است.

این برای ما درد آور است که منافقین با آن کارنامه سیاه تروریستی و سابقه خیانت به کشور در طول جنگ و همکاری های امپریالیستی – صهیونیستی اش و ترامپ جاهل از آن سر دنیا برای ایران شاخ و شانه بکشند. ترامپی که در بهترین ح شاخ دموکراسی سرمایه سالار ست. منِ نوعی باید یقه چه ی را بگیرم که این شرایط را به وجود آورده است؟ من باید یقه آن دسته از داخلی ها را بگیرم که فقط منافع شخصی و گروهی خود را به قیمت قربانی مردم دنبال د. نگذاشتند حقیقت عیان شود و آگاهانه یا ناآگاهانه بحث مصلحت را مطرح د و آنهایی را که حقیقت گرایانه و حقیقت طلبانه فریاد زدند را خاموش و منزوی د.

منزوی فقط این نیست که شخصی را بگیرید و یک گوشه ای نگهدارید، بلکه آن قدر عرصه را بر وی تنگ می کنند که خسته شوند. این افراد انسان های حساسی هستند، چرا وبر می گوید حکومت را به دست این افراد بدهید؟ چون حاضر به استعفا هستند و آلوده نمی شوند. اینها را طرد کردید، اما اینها آن قدر دلسوزند که حتی امروز که به اینجا رسیدیم به فکر انتقام نیستند.

بلکه معتقدند بستری آماده کنیم تا حرف هایمان را بزنیم، وقتی به اجماع رسیدیم عمل را سرلوحه کار قرار دهیم. اما فقط حرف نزنید فقط شعار ندهید  اگر می گویید انقل هستیم ، بیایید و انقل عمل کنید.

ببینید من این صحبت ها را بی جهت مطرح نمی کنم، خیلی فکر و تحقیق و اخیراً به این نتیجه رسیده ام که کشور ما قفل کرده است. بین عرضه ذهنی و عرصه عینی رابطه دیالکتیک برقرار نیست. ذهن می خواهد خود را تحمیل کند، اما از عین اثری نپذیرد. می گویند: ای مردم، ای عرصه مدنی، هرچه ما می گوییم درست است و شما هرآنچه ما می گوییم بشوید. عین می پذیرد و می گوید حرف های شما را گوش می دهم اما شما هم به حرف ما گوش دهید. اما ذهن نمی پذیرد و معتقد است که این ارتباط یکطرفه است. خود را نمایندگان بلامنازع مردم و هادیان آنها می دانند و دیگر هیچ. انبساطی وجود ندارد. می گویند ما بهتر از شما می فهمیم و بهتر از شما رفتار می کنیم و شما باید پیرو محض باشید!

 من می گویم قانون اساسی میثاق ملی ماست، در همان اصول اولیه اش اه قانون اساسی و اه را بیان می کند و سپس یکی از راه های تحقق آن را اجتهاد مستمر می داند. در اصل مربوط به ویژگی های هم که بحث شجاعت و مدیر و مدبر و... را مطرح می کند. سوال من این است، آیا اجتهاد مستمر بدون زمان و مکان و موضوع شناس امکان پذیر است؟ اجتهاد مستمر یعنی اینکه اجتهاد شما چشم و گوشش نسبت به تحولات زمان و مکان باز باشد. تغییرات زمانی و مکانی مربوط به عرصه انضمامی و عینی و انی است که درآن زندگی می کنند.

از سوی دیگر در آن بخش که ویژگی های ی بیان می شود، آیا همه این ویژگی ها فقهی است؟  تشخیص اینها ا اماً با فقها نیست. یک طرف اجتهاد مستمر مربوط به فقهاست، اما سوی دیگر آن مرتبط با موضوع شناسان است. جایگاهی برای موضوع شناسان در عرصه اجتهاد مستمر و دیگر ویژگی های کجاست؟ جواب می دهند که مجلس خبرگان است. اما مجلس خبرگان که صرفاً مختص فقهاست، پس چگونه عرصه عینی هم اجتهاد مستمر را معتبر و موجه کند و هم سویه عینی دیالکتیک عرصه ذهن و عین باشد؟

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

 

آن زمان که حضرت بحث تجدید نظر در قانون اساسی را مطرح د، شرط مرجعیت را تبدیل به اجتهاد د به سبب همین موضوع شناسی بود. اما شورای نگهبان تصمیم می گیرد که خبرگان فقط فقها باشند، باکدام توجیه منطقی؟ باکدام اصل قانون اساسی؟ هیچ اصلی از قانون اساسی حصر نکرده است که خبرگان فقط فقها باشند. وقتی موضوع شناسان و نخبگان حذف شوند و جریان فکری را صرفاً به فقها حصر کنیم و دیالکتیک درجریان نباشد، حرکت ما قفل می شود. حاصل این می شود که نظم رسمی و ذهنی با عرصه عینی و واقعیات بیگانه می شود.

یکی از اشکالاتی که بعد از جنگ به سراغ ما آمد این بود که ما همان الگوی نوسازی را دنبال کردیم. این الگوی نوسازی یک ظرف داشت به نام "رابطه مرکز- پیرامونی"  که با اقتصاد نفتی هم عجین شده بود. الگوی نوسازی یا الگوی شبه سرمایه داری یک ظرف متمرکز می خواهد، یعنی ظرف مرکز- پیرامون. ظرفی که در دوران پهلوی ایجاد شد و با سیاست هایی که ت آن زمان اتخاذ کرد متروپلی به نام تهران و چند شهراصلی مثل اصفهان، شیراز، تبریز، مشهد و... به وجود آمد و در نتیجه بتدریج شبکه شهری ک شانی قبل از پهلوی به شبکه شهری زنجیره ای تبدیل شد. یعنی همه حلقه ها وصل به تهران شدند.

تا پیش از این استان ها برای خود قدرت تصمیم گیری و برنامه ریزی داشتند. ما هم آمدیم پس از جنگ در ظرف پهلوی، مظروف انقلاب ی را ریختیم. درحالی که مظروف انقلاب ی، ظرف متمرکز نمی خواست، به ویژه که با اقتصاد نفتی هم عجین شده باشد. ما در دوران جنگ این ظرف را ش تیم، در دوران بحران در ظرف متمرکز جنگ را پیش نبردیم و دفاع نکردیم. ظرف ش ته شد و استان ها هرکدام اختیار داشتند و هرکدام برنامه ریزی می د. مردم پا پیش گذاشتند، مهارت ها به کار گرفته شد، مشارکت تنها در حرف نبود. ما الان فقط نان حرف مشارکت را می خوریم اما آن زمان مشارکت عیان شد و خود را در انقلاب و پس از آن در جنگ اثبات کرد. مشارکت یعنی استفاده از مهارت ها و قابلیت ها، استفاده از شرایط زیست محیطی و زیست بومی، یعنی چیزی که امروز شمندان دنیا به آن پرداخته اند و آن را دنبال می کنند.

در زمان جنگ، ظرف مشارکت تمرکز زدایانه بود، اما بعد از جنگ ظرف متمرکز را به کار گرفتیم و برگشتیم به همان دوران پهلوی. حال شما مدام از اقتصاد مقاومتی و اصلاح الگوی مصرف صحبت کنید اما فایده ندارد چون ظرف ما مناسب مظروف نیست.

اقتصاد مقاومتی به چه عواملی بستگی دارد؟ ابتدا نیاز به آگاهی دارد و باید به مردم آگاهی داد. نکته دوم انگیزه است. باید کاری کرد که انگیزه ها ارتقا یابد. نکته سوم مهارت است. این مهارت یا بالقوه است یا بالفعل. نکته چهارم عنصر فرصت است. اگر سه مولفه ابت وجود داشته باشد اما فرصتی درکار نباشد، هیچ دستاوردی نخواهیم داشت. این فرصت ها در دست ت است و ت ها باید فرصت سازی کنند. و در نهایت باید به ظرف اشاره کنیم. یعنی اگر تمام این موارد مطرح شود اما ظرف  مناسبی نداشته باشیم به هیچ تحولی نخواهیم رسید.

دراین کشور غفلت آشکاری از مفهوم ظرف شده است. بعضاً از آمایش سرزمین و تمرکز ز حرف زده می شود، اما اقدام عملی وجود ندارد. چرا که عمل براساس تمرکز ز نیاز به شجاعت بالایی دارد و من در هیچیک از ت ها این شجاعت را ندیده ام.

* باتوجه به عوامل مختلفی که درمورد عدم تطابق عین و ذهن، ویا عدم تناسب ظرف و مظروف و تضاد حرف و عمل و... فرمودید، امروز شاهد نوعی نا امیدی و سردی در جامعه هستیم که این مسئله برای هر نظامی می تواند پاشنه آشیل باشد. این دلسردی به مرحله بروز رسیده است و اعتراضات مردم نشانه این موضوع است. مردم به بهانه معیشت تظاهرات می کنند، اما حرف های دلشان و ناامیدی از مسئولان را فریاد می زنند، آیا این هدر رفت سرمایه اجتماعی موجب آسیب پایه های انقلاب نخواهد شد؟ چه باید کرد؟

-من این موضوع را توجیه نمی کنم، اما اگر الان در شرایط فعلی به این نا امیدی و یاس توجه شود، جلوی آسیب های بعدی گرفته خواهد شد. لکن اگر ذیل مصلحت شی های مختلف این اتفاقات را توجیه کنیم، یا فرافکنی و تفسیر بد داشته باشیم و آنها را ناشی از جه برخی از مردم بپنداریم، فردا با وضعی دیگر روبرو خواهیم بود... فردا هرچه شما بگویید این وضعیت را اصلاح می کنیم و رفتارها را تغییر می دهیم دیگر مردم نخواهند پذیریفت.

الان مردم کماکان چشم انتظارند که یک اتفاقی رخ دهد. علائمی دال بر ناامیدی آنها هست، اما علائمی هم از امیدشان وجود دارد و منتظر یک اقدام مناسب هستند. اما دیگر گذشت زمانی که بخواهیم مردم  را با حرف، دل خوش کنیم یا فریب دهیم. مردم عمل می خواهند، این عمل ناامیدی ها را تبدیل به امید می کند. وقتی احساس د بروز و ظهور مهارت ها فراهم است تحمل می کنند.

در زمان جنگ ما وضع اقتصادی به مراتب بدتر از اکنون داشتیم. اما محرومیت نسبی و احساس بی عد ی نبود. یعنی اگر محرومیت و عدم دسترسی و کوپن و صف و موشک و... بود، تقریباً برای همه شرایط ی انی وجود داشت. اما الان واقعا اینطور است؟! زمان حرف گذشت. الان ما تازه رسیده ایم به خاستگاه انقلاب ی، البته این موضوع یک فرصت است تا مسئولان ما به عمل بازگردند و با شکاف ها و نابرابری های ناشی از قدرت و رانت تی برخورد کنند.

اگر واقعا مسئولان ما راست می گویند، منازل خود را به مناطق ساده تر منتقل کنند. اگر راست می گویند زندگی خود را تعدیل کنند. مردم باور نمی کنند که مسئولان زندگی ساده و مثل همه آحاد جامعه یا حداقل طبقه متوسط دارند.

من احساس می کنم این سکه نا امیدی روی دیگری هم دارد و آن امیدواری به بازگشت به ارزش هاست. اما این با حرف محقق نمی شود. با این رویه جاری مردم به جایی می رسند که حرف شما را تفسیر بد می کنند. قصد مقایسه و ارجاع به را ندارم، اما هم شاه آمد گفت پیام شما مردم را شنیدم، اما مردم دیگر به آن توجه ن د، چون دیر شده بود. ما هنوز به این مرحله نرسیده ایم اما باید سریع کاری انجام دهیم تا دیر نشود.

اگر نظام رسمی نخواهد تغییری ایجاد کند و اصلاح از درون نظام صورت نگیرد و کارایی نداشته باشد، اصلاح از برون رخ می دهد. وقتی شما اعتمادی به ظرفیت های رسمی نداشته باشید، دیگر اصلاح از درون ساختار معنا نمی دهند و این بوی انقلاب و یا هرج و مرج و آنارشی می دهد که بنده ح دوم را محتمل تر می دانم. وقتی مردم بفهمند که اصلاحی ازدرون در کار نیست، نه قوه مقننه کاری می کند نه قوه قضاییه و نه قوه مجریه، خودشان دست به کار خواهند شد. وقتی مردم دست به کار شوند، خوشبینانه یک بار دیگر انقلاب خواهند کرد. این حرف من نیست، این حرف (ره) است:

«هوای این مردم زاغه نشین، این مردم کوچه و بازار را داشته باشید که شما را روی کار آورند، بترسید از روزی که این مردم بفهمند که در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل شود. بترسید که ممکن است یک ایام الله خدای ناخواسته پیدا شود و آن روز دیگر قضیه این نیست که به 22 بهمن بازگردیم. قضیه این است که باید فاتحه همه مارا بخوانند». ببینید چه قدر با شجاعت حرف می زند و مصلحت شی نمی کند و می گوید فاتحه همه مارا می خوانند. یعنی انقلاب و حرکت بعدی بوی ت و نخواهد داد. 

انقلاب را منفی نمی داند، می گوید خدای ناکرده یک ایام الله دیگر... چرا که معلوم نیست دیگر این حرکت انقل بویی از داشته باشد. ولی این یک واقعیت اجتماعی است.

*بحث انقل که به قول حضرت خدای ناکرده ممکن است رخ دهد و خط مشی ی نداشته باشد، چرا انقلاب 57 که ی بود، امروز مردم و به خصوص جوانان را دچار دین زدگی کرده و چرا در یک انقلاب ی شاهد فسادها و ی های کلان هستیم. این مسائل برای جوانان دهه های اخیر قابل هضم نیست، چرا انقلاب نتوانست خود را به روز کند؟

-به هرحال چه درست و چه غلط، چه بخواهیم چه نخواهیم، مردم را با انی که به نام حکمرانی می کنند، گره زده اند. البته این کار اصلاً امر منطقی نیست چون ربطی به اعمال و کردار ما ندارد. اما همیشه رفتارهای مردم تابع دلیل و منطق نیست. عملاً این اتفاق افتاده و یک واقعیت است و امروز برخی افراد به سبب اعتراض به رفتار انی که به نام تخلف می کنند، اقدام به رفتارهای ضد دینی می کنند.

از سوی دیگر براساس پیمایش های ملی انجام شده، دین داری مردم مانند همیشه بالاست. یعنی اعتقاد به خدا، معاد، اهل بیت و مؤاخذه در قیامت و ... بسیار بالاست و آماری بالای 86 درصد را نشان می دهد. این یعنی عنصر هویت بخش ملی ما دین داری است، اما مردم حساب خود را جدا می کنند و حتی ممکن است در فکری خود براساس همین الگوی دینی عمل کنند، اما هیچ چیز معلوم نیست که در اینده مردم براساس کدام الگو و براساس کدام ی اقدام به حرکت و کنند.

مسلم است سازماندهی این حرکت محتمل همانند سازماندهی انقلاب نخواهد بود، اگر به حوادث دی ماه 96 توجه کنید متوجه می شوید که مردم به چه انی ناسزا گفتند و به چه انی معترض بودند... دقت هم داشته باشید که بنده فرض هرج و مرج و آشوب های لگام گسیخته و دیکتاتوری متعاقب آن را محتمل تر می دانم.

این نشان می دهد آن گروهی که زمانی مرجع و مأمن مردم بودند، الان دیگر نیستند و جایگاه و منزلت اول انقلاب را ندارند. لذا این به ما می گوید که سازماندهی مردم چیزی ورای این افراد خواهد بود، حال چه گفتمانی جایگزین خواهد شد، مشخص نیست. اما مسلماً این و انقلاب بوی اقتصاد خواهد داد. حالا این انقلاب اقتصادی چه نوع انقل است مشخص نیست، اما می توان گفت اه ی همچون تعدیل شکاف طبقاتی، رفع بی عد ی و نابرابری را دنبال کند.

امیدواریم این اتفاق هیچگاه رخ ندهد و اصلاح از درون رخ دهد. چرا که هیچ تضمینی وجود ندارد که این انقلاب هم ی باشد. مردم درون مایه دینی دارند اما مشخص نیست حرکتشان ی باشد. ما در ابتدای انقلاب وعده بانکداری بدون ربا دادیم، وعده دادیم نابرابری نباشد، شعارعد خواهی دادیم، محقق نشد. اما الان ما باید برگردیم به گفتمان اصیل عد خواهی انقلاب، باید برابری نسبی را در میان طبقات اجتماعی ایجاد کنیم، مسئولان به همان زی طلبگی بازگردند، تا خدای ناکرده شاهد یک حرکت کور و انقلاب دیگری نباشیم.

*شکاف میان مسئولان و جامعه موجب ن یتی مردم گردیده است. این اشرافی گری مسئولان برای جامعه قابل پذیرش نیست و مردم مشکلات را تحمل نمی کنند، درحالی که مسئولان از امتیازات فراوان بهره مند هستند. در این مورد چه باید کرد؟

- شکاف میان مردم و مسئولان در جهات مختلف ارزش ها، فرهنگ، اقتصاد و ... می باشد. شکاف عرصه رسمی و عرصه مدنی درحال افزایش است. این فقط مربوط به قدرت تی نیست. در و حوزه و ... هم همین طور است. روز اول که انقلاب می شود، قرار است مردم مخدوم باشند و به آنها خدمت شود. اماهرچه جلوتر می آییم مردم خادم ما می شوند و منتی هم سر آنها می گذاریم که ما مخدوم آنها هستیم.

مردم بالا ه متوجه می شوند قضیه برع شده است. مردم ابتدا به اینها اعتبار بخشیدند اما بعد از مدتی باید آنها را تکریم کنند، این مسئله برای مردم قابل پذیرش نیست که جای خادم و مخدوم عوض شود.

چطور این رابطه عوض می شود؟ آیا این مسئله صرفا به خاطر جه مردم و اغوا و فریب آنهاست؟ خیر این طور نیست، شاید بخشی از آن باشد، اما تمام آن نیست. بخش مهمی از این تغییر جهت، مبارزه با روشنفکران حقیقت ت. روشنفکر باید فریبکاری ها را برملا کند. اما کاری می کنند که روشنفکران به بهانه های مختلف طرد و حذف شوند و حلقه واسط مردم و حلقه رسمی از بین برود.

بخش دیگری از این مسئله مربوط به جریان کلی کشور داری است. جریان کلی کشور داری وقتی با مصلحت شی گره می خورد، ت در فضای سیاست زده عمل خواهد کرد. وقتی سیاست زده شود، امنیت زده هم خواهد شد. وقتی فضا امنیتی شد ترس و دلهره در دل مردم خواهد آمد. از یک سو مردم را فریب می دهیم، از یک سو روشنفکری را حذف می کنیم و از سوی دیگر فضای کشور را امنیتی می کنیم، حال توقع داریم مردم چه واکنشی داشته باشند؟

در این صورت، شرایط برای دل اقتصادی آن سیاست زدگی امنیتی شده مساعدتر خواهد شد. چرا که بازتاب اقتصادی خواهد داشت. نیروهای امنیتی و شبه امنیتی، رسمی و غیر رسمی و بازنشسته، اگر از این شرایط استفاده کنند و رابطه قدرت - ثروت را فهم کنند، تبدیل به سایه ای بالای سر همه خواهند شد. و اگر ی بخواهد کار اقتصادی انجام دهد باید هوای آن سایه را به نحوی از انحاء داشته باشد. اینها باید سربازان گمنام زمان باشند و گمنام باقی بمانند و ساده زیست باشند، شکایت قاضی را باید پیش چه ی برد؟! وای به روزی که تکیه گاه های مردم نیز آلوده باشند، دیگر ملت باید چه کند؟ یک جریان مخلی می شود که به جای اینکه زمینه را برای انگیزه و حرکت سالم به سمت اقتصاد مقاومتی مساعد کنند، آنچنان شرایط روحی و روانی تردیدآمیزی ایجاد می کنند که سرمایه گذار از خیر آن می گذرد. اینها همه باعث افزایش شکاف میان نظام و مردم خواهد شد.

وقتی که بین ارزش های اصلی و بنیادی نظام، و خواسته های دیگران شکاف وجود داشته باشد، تظاهر به وجود می آید. اگر طرف به ارزش ها باور داشته باشد، تا پای جان به آن وفادار خواهد ماند. اما وقتی باور ندارد، به آن تظاهر می کند که باور دارد. این تظاهر برای وی منافع دارد و عده ای برای این منافع، تظاهر به پایبندی می کنند و نظام هم مکانیزمی برای مقابله با تظاهر ندارد.

اگر تظاهر نبود و باور بود و اگر مراقبت هایی بود که ی با تظاهر منافعش را پیش نبرد اتفاقی رخ نمی داد. وقتی عمل ملاک نباشد، حرف جولان می دهد. تظاهر در زمان حرفگرایی نمایان می شود، نه در زمان عملگرایی. ما زمانی می توانیم تظاهر به انقل بودن کنیم که فقط حرف بزنیم. اما وقتی زمان عمل باشد مشخص خواهد شد که حرف و عمل تا چقدر باهم تناسب دارند. می توان گذشته افراد را ملاک قرار داد، وقتی طرف با پراید به مجلس می آید و بعد در خیابان با بنز تردد می کند نشان دهنده این است که بستر تظاهر فراهم است.

اساساً وقتی حکومت ایدئولوژیک شود خواه ناخواه عده ای این فرصت را پیدا می کنند که به سمت رفتارهای متظاهرانه بروند. اما چه ی باید جلوی این تظاهر را بگیرد. انی که مدعی حفاظت از ارزش ها هستند باید مراقبت و نظارت کنند. باید مکانیسم های عملی و عینی به کار گرفته شود تا زام افراد به ارزش ها اثبات شود و فقط شاهد حرف و شعار نباشیم.

* باتوجه به شناخت و شه ورزی که در انقلاب داشتید، بزرگترین خطری که نظام راتهدید می کند، چیست و راه حل آن را چه می دانید؟

- همین شکاف بین عرصه مدنی و عرصه رسمی، فقدان انبساط و به روز شدگی در نظام. نظام خودش را به روز نکرده است. وقتی این رابطه به روز نشود و قفل شود عده ای از این فضا سوء استفاده می کنند. در شرایط کنونی، حلقه ها به خوبی به هم چفت و بست شده و رابطه اغوایی کاملا منسجم است. فضا را نیز امنیتی و سیاست زده کرده اند و اگر افراد به دنبال فکر و آگاهی باشند با اهرم های مختلف با عذاب وجدان روبرو می کنند.

وقتی انقل شکل می گیرد، باید ساختارها تغییر کند. یعنی وجه اجتماعی و اخلاق اجتماعی باید اشاعه پیدا کند. وجدان جمعی باید به سمت خطاهای اجتماعی هدایت شود. اما تیپولوژی یا گونه شناسی خطاهای انجام شده توسط رسانه های ما را نگاه کنید. وقتی می خواهند خطایی را مطرح کنند بر وجه خطاهای فردی تمرکز می کنند. درحالی که خطای فردی مربوط به حق الله است، اما حق الناس ها چه می شود؟ ا، و ی چه می شود؟! ببینید با دین چه می کنند! دینی که این همه تاکید بر حق الناس دارد را به سمتی می برند که برخطاهای فردی متمرکز شود. با همین تربیت های دینی وجدان ها را به سمت خطاهای فردی می برند تا خطاهای اجتماعی را بی اهمیت جلوه دهند.

میزان توجه به خطاهای اجتماعی را مقایسه کنید با خطاهای فردی. کدام را بیشتر وزن می دهند؟ تیپولوژی گناه را به سمت خطای فردی می برند و حقوق اجتماعی را محو می کنند. به نظر من خوب قدرت را چفت و بست کرده و تجمیعی از زر و زور و تزویر به دست داده اند. یک قدرت رسمی با شاکله خاص و البته مغایر با روح قانون اساسی و انقلاب ی درست کرده اند و ساختار به گونه ای پیش رفته است که یک عده ای بیایند و از این حلقه ها استفاده کنند و ما هم دلخوش ظاهری باشیم که هر ازچندگاهی فرد و جناحی می رود و جناحی دیگر می آید. اما داستان همان است...

چرا ما از دین برای مصلحت شی استفاده می کنیم و اسارت بخشی می کنیم. دینی که اص اً آگاهی بخش است. چرا مار مذهب به منزله افیون توده ها را با هر تفسیری، چه "افیون توده ها" و چه "افیون برای توده ها" را طرح کرد؟ او با کدام مذهب آشنا بود که این حرف را زد؟ او مذهبی را دید که بی توجه به درد و نیازهای مردم بود.

من در سوئیس سمیناری داشتم و این مسئله را طرح که نهاد کلیسا به عنوان یک نهاد مذهبی چه دستاوردی برای مردم داشته است؟ نهاد مذهبی باید احقاق حق و آگاهی بخشی می کرد. اما اگر دین را ابزاری برای توجیه وضع موجود و رسیدن به منافع خود به کار بگیریم، هیچ ضمانتی وجود ندارد که دین ز در کشور رایج نشود، به رغم اینکه لایه زیرین مردم دینی است و به آن باور دارند.<

برچسب ها : عماد افروغ در گفت وگو با عصر ایران - مردم ,انقلاب ,اجتماعی ,اقتصادی , ت ,کنیم ,قانون اساسی ,مصلحت شی ,اجتهاد مستمر ,عماد افروغ ,انقلاب ی ,گفتمان انقلاب ی
عماد افروغ در گفت وگو با عصر ایران مردم ,انقلاب ,اجتماعی ,اقتصادی , ت ,کنیم ,قانون اساسی ,مصلحت شی ,اجتهاد مستمر ,عماد افروغ ,انقلاب ی ,گفتمان انقلاب ی
دیدگاههای عماد افروغ در گفت وگو با عصر ایران
در گفت وگو با عصر ایران
محدود نخبگان از سوی ساختار حکومتی به سبب تامین منافع جناحی. انی که بد از ی دفاع می کنند، قطعا حمله بدی هم خواهند داشت.

عصر ایران؛ حمیدرضا عسگری- عماد افروغ جامعه شناس و مدرس در حوزه علوم انسانی است. وی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم بود که به سبب برخی ملاحظات فکری در انتخابات مجلس هشتم ک دا نشد و وقت خود را صرف نظریه پردازی درحوزه مسائل اجتماعی و اخلاقی کرده است.

وی درحوزه ساختار و عملکرد نظام در زمان کنونی انتقادات بسیاری از جنس تناقض در ارزش ها، شعارها و کارکردها دارد. به نظر وی امروز مسئولان با عدم ایجاد تناسب میان عینیت جامعه و ذهنیت ساختار اجرایی زمینه اعتراض و اصلاح از بیرون را سبب شده اند که این مسئله می تواند خطرات بسیاری برای جامعه ی داشته باشد.

فریب و اغواگری، مصلحت شی، و امنیتی فضای جامعه، از جمله آسیب هایی است که عماد افروغ از آنها به عنوان پاشنه آشیل نظام یاد می کند و با اشاره به گفتار در مورد هشدار به مسئولان و خدای ناکرده رخ دادن انقل دیگر از سوی مردم، فضای امروز جامعه را مستعد فعال شدن های اجتماعی می داند.

عماد افروغ همچنین درمورد سلیقه ای عمل در تفسیرقانون اساسی و عدم اجازه حضور نخبگان در جریان شه ورزی و ساختار حکومتی معتقد است، جریان حاکم به گونه ای رفتار کرده است که روشنفکران از رده خارج شده اند و منفعت گرایی گروه ها اجازه عقلانیت را به جامعه نمی دهد.

در زیر مشروح گفتگو عصر ایران با عماد افروغ را ملاحظه می کنید:

*با توجه به مشاهده وضعیت اقتصادی و بروز ن یتی عمومی طی چند وقت اخیر، آیا بروز چنین وضعیتی برگرفته از ت یب های برعلیه ت است یا دلایل مختلف اقتصادی و اجتماعی دارد؟ فکر می کنید نقش جریان های در بهبود این وضعیت چیست؟

- اتفاقاتی که ما شاهدش هستیم هیچ ربطی به ت یب ت ندارد، و منظورم تنها این ت هم نیست. اتفاقاتی که امروز همراه با ن یتی های اجتماعی شاهدش هستیم، یک دمل چرکینی است که سرباز کرده. این زخم کهنه پس از جنگ شکل گرفت. سیاست های اقتصادی دوران پس از جنگ هیچ تناسبی با هویت فرهنگی، تاریخی و گفتمان انقلاب و اه و ارزش های مطلوب و حتی تجارب تاریخی ما نداشت.

لذا ابتدا باید تحلیل کنیم که این الگو چه بود و چگونه آغاز شد و دوم بررسی کنیم که چه شد این الگو توانست درکشور جولان دهد و نقدهای برخی منتقدین نیز به جایی نرسد. روز به روز اتفاقی افتاد که ما شاهد تراکم هرچه بیشتر اتفاقات ناشی از این الگو بودیم و هیچ تی هم بعد ازجنگ نتوانست این الگو را تعدیل کند و یا تغییر دهد. ساختار همان ظرف و همان الگو بود و صرفاً جابه جایی نیرو صورت می گرفت و عده ای می رفتند و عده ای می آمدند. ولی هیچکدام نتوانستند دست به پیکره اصلی و البته غلط اقتصادی پس ازجنگ بزنند.

نتیجه به کار گیری این الگو، یک لیبرالیسم یا شبه لیبرالیسم یا شبه نئولیبرالیسم نخ نمای سطحی و بی ضابطه بود که دل منطقی این الگوی سرمایه داری شبه لیبرالیستی نیز چیزی جز شکاف نا منضبط طبقاتی و درآمدی نیست. تا چه زمانی ما می توانیم از ارزشهای ی مایه بگذاریم و مدام توجیه کنیم و هایی از هژمونی و استیلای فکری و فرهنگی را ایجاد کنیم که مردم واقعیت ملموس زندگی خود را جور دیگری ببینند و خود را فریب دهند و به صورت کاذب در باغ بهشت را بر روی خود باز ببینند. ازیک طرف زندگی شان چیز دیگری به آنها نشان دهد و ازطرف دیگر از ذهنیت و ارزشهای ذهنی خود برای توجیه این واقعیت ها استفاده کنند!

این کار درست نیست، شاید برخی بگویند که به گفته مردم ما برای شکم قیام ن د. اما تفسیر اشتباه نباید داشت، اولاً این عبارت به معنای بی توجهی به معاش نیست، ثانیاً شاید در زمان تعارض ما مجبور شویم از شکممان بگذریم اما در شرایط عادی و استقرار، شکم بخشی از ضرورت های زندگی است و اگر به معاش مردم نپردازیم، معاد مردم رخت بر می بندد. مگر می توانیم دنیا و آ ت را در برابر هم قرار دهیم؟ این دوگانگی توجیه و اعتبار نخواهد داشت، حتی خود فیلسوف هم با شکم خالی، فکرش کار نمی کند!

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

این یک بحث عینی است که مردم ی ری نیازهای واقعی دارند که باید به آنها پرداخته شود. این نیاز گاهی فردی است و گاهی اجتماعی. ممکن است بگویید که حداقل، مردم یک نان بخور و نمیر داشته باشند، اما این یک بحث فردی است. این مسئله یک بعد اجتماعی هم دارد که افراد خود را با طبقات دیگر مقایسه می کنند. اینجاست که بحث هستی اجتماعی به میان کشیده می شود و شکاف طبقاتی و درآمدی مورد توجه افراد قرار می گیرد و توجیهی عقلی هم برای آن نمی یابند که یکی در اوج رفاه و دیگری در زیرخط فقر و در بدترین شرایط زندگی کند.

متاسفانه هیچ گوش شنوایی برای پر این شکاف نیست. بحث من برابری اقتصادی و محو هرگونه نابرابری نیست، بلکه تعدیل شکاف مورد نظر است. قرار نیست به طور مساوی به تمام افراد پرداختی صورت گیرد، اما باید نیاز، محور پرداختی افراد باشد و این نیاز فقط نیاز فردی نیست و نیاز اجتماعی را هم در بر می گیرد. یعنی اگر براثر مقایسه، محرومیت مطلق به محرومیت نسبی تبدیل شود، این سرآغاز های اجتماعی است.

ت(تمام ت های گذشته تا کنون) چه تغییر و تعدیل درآمدی ایجاد کرده است؟ از دوران پس از جنگ به این سمت ما با چه تحول و اتفاق تازه ای مواجه بوده ایم؟ قبل از این اتفاقات و حتی پیش از حوادث دی ماه 96 خود ت توسط وزارت کشور و وزارت ارشاد در زمستان 95 یک پیمایش انجام می دهند. از مردم سئوال می شود که مهمترین مشکل و دغدغه شما چیست؟ بیش از 78 درصد مردم ن یتی اقتصادی را مطرح می کنند. همین سئوال را بعد از تظاهرات دی ماه سال 96 از مردم می پرسند و مشاهده می کنند این آمار به 81 درصد می رسد. قبل از این ما می بینیم که عده ای متعرض حقوق های نجومی می شوند، اما هیچ اتفاقی نمی افتد.

ت ها در دوره های مختلف همواره یک سیاست های غلطی را دنبال می کنند و گوششان هم بد ارمنتقدین نیست، اما پرسش اساسی این است که چرا به راحتی می توانند گوششان را بد ار این نقدها نکنند؟ این مسئله به لحاظ فرهنگی بسیار مهم تر است  چرا ت ها به راحتی می توانند گوششان بد ار نباشد؟ این دیگر ربطی به ت ندارد، این مربوط به مسائل ذهنی و هژمونیک جامعه است. چرا و بر چه اساسی گوش ها می تواند در برابر منتقدان و اعتراضات، شنوا نباشد؟ این یک پاسخ قاطع و روشن برای جامعه ما دارد و آن "مصلحت شی" هژمونیک گره خورده با منافع و مصالح جناحی و البته به نام مصالح نظام و حکومت و حتی مردم است. در این شرایط است که نیازها و حقایق مطلوب و مورد ادعا در لفظ، عملاً پیش پای مصلحت و سوگمندانه برخی اوقات آگاهانه ذبح می شود.

نتیجه این بخش از سئوال اینکه، وضعیت فعلی ناشی از ت یب و نظرات منتقدان نیست. اما چه باید کرد؟ اول به نظر من همه گروه ها و اقشار اجتماعی، فرهنگی ، ، اقتصادی باید به اجماع برسند که ما در چه شرایطی به سر می بریم و یک تحلیل درستی از واقعیت به دست دهند. معلوم شود که سهم داخل چقدر است و سهم خارج چقدر است و باهم گفتگو کنند. اما این گفتگو نباید صرفاً محدود به گروه های باشد.

باید بستری برای نخبگان فراهم شود تا تحلیل های کارشناسانه خود را فارغ از جناح بندی و یا این ت و آن ت،  به دست دهند. اگر تا دیروز برخی وانمود می د که در شرایط خاص و بحرانی قرار داریم، امروز باید قبول کنیم که شرایطمان خاص است و عینیت و زندگی ملموس مردم به ذهنیت و خودآگاهی رسیده است.

باید بستری برای انی فراهم شود که دلشان برای مملکت و اصل نظام می سوزد و برای هویت ایران و گفتمان انقلاب ی دلمشغولی دارند، باید بتوانند یک گفتگوی منطقی و اصولی و خارج ازت یب داشته باشند. هنوز که هنوز است ما نمی دانیم که نقد خوب و سازنده چیست؟ نقد باید نقد محتوا و فکر باشد، ما آداب گفتگو را نمی دانیم. بسیاری از اتفاقات ناگواری که در کشور رخ می دهد ناشی از همین نافهمی و بدفهمی انی است که پرچم نقد و گفتگو را بلند می کنند، اما نه گفتگو را می شناسند و نه نقد و آداب نقد را می دانند. متوجه نیستند که نقد با ت یب شخص متفاوت است. گفته می شود حکومتمان علوی است، اما علی(ع) می گفت ببینید چه گفته می شود، نه اینکه چه ی می گوید!

این ها درد ماست که باب گفتگو بسته است و صاحبان فکر رغبت نمی کنند پا به عرصه نقد و گفتگو بگذارند، چرا که به شخصیت آنها توهین می شود. ترجیح می دهند که از فضا دور باشند و کاری به مسائل کشور نداشته باشند. لذا طرف های گفتگوی مورد نظر و مطلوب و ضروری ما نباید صرفاً گروه های باشند، چرا که آنها خوب رفتار نکرده اند و هیچ کدام  نیز معرف جامعه ما نیستند. در نظر سنجی بعد از اتفاقات دی ماه 96 معلوم شد که فقط 8/25 درصد مردم گرایش اصلاح طلبانه و اصول گرایانه دارند. مسلم است که این آمار ب ایه رفتارهای آنهاست و نه بر اساس ارزش ها و ادعاهای نظری آنها. اما آیا این 26 درصد معرف کل جامعه هستند؟!

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

باید از محدود گفتگو بین جناح های پرهیز کرد. جناح های طی دوره های های مختلف، منابع کشور را به نوبت از آن خود کرده اند. الگوی رفتاری واحد در ظرف واحد داشته اند. این رفته، آن آمده، این بُرده، آن بُرده. مدیریت واگنی برای هر دو جناح صدق می کند.

 متاسفانه ساختار کشور هم، رابطه قدرت – ثروت است. یعنی از طریق قدرت تی به ثروت های اقتصادی و سرمایه های کالایی فرهنگی و می رسند و خیلی راحت هم تغییر موضع می دهند تا مسلط بر کانون قدرت تی منتج به ثروت شوند.

الگوی رفتاری هردو گروه یکی است. می جنگند تا به قدرت برسند، برای اینکه رانت و سرمایه ، اقتصادی و فرهنگی بیشتری برای خود به دست آورند. اما امروز دیگر نمی توان مردم را با ذهنیت القایی فریب داد، چرا که مردم به خود آگاهی رسیده اند. اگر ی شعار عد داد و پیروز شد و قدرت را مثلا از انی که شعار می دادند، گرفت، باید رفت و زندگی اش را دید. باید دید کجای شهر زندگی می کند، چه امکاناتی دارد از چه مزایایی بهره می برد و به چه میزان پایبند به عد و شعارهایش بوده است.

ی که در گفتمان انقلاب ی پا به عرصه رقابت می گذارد، باید زامش عملاً و نظراً به گفتمان انقلاب اثبات و معلوم شود. باید به قانون اساسی پایبند باشد. قانون اساسی اصل رفاه و اصل رفع نیازمندی ها را طرح کرده است. روزی که آقای خاتمی رای آورد ، جهاد ی از انی که به وی رای دادند، نظر سنجی کرد که شما برچه اساس به آقای خاتمی رای دادید؟ شاید تصور کنید که جواب اکثریت بیان و بوده باشد، اما 51 درصد مردم رفع مشکلات اقتصادی را مطرح می کنند. مردم در آن زمان از تی که شعار می داد، توقع بهبود شرایط اقتصادی داشتند.

ما به جایی رسیدیم که مردم به حرف توجهی ندارند و به خود آگاهی رسیده اند. وقتی به خودآگاهی می رسند یعنی به یک عینیتی رسیده اند و شما باید به آنها مدرک و سند و دلیل و نسخه های عملی نشان دهید. سال هاست که عمل از این کشور رخت بربسته است. دیگر نمی شود مردم را با رسانه های مختلف ملی و غیره فریب داد، مردم می بینند و حس می کنند و منتظر پاسخ هستند.

آقای می آید و حرف های خوبی در این اوضاع و احوال می زند، مردم گوش نمی دهند و منتظر مشاهده عمل ایشان هستند. اینکه ایشان دستور انتشار لیست و اسامی می دهند، مسئله تازه ای نیست. ما درمجلس هفتم قانون آن را که از مجلس قبلی بلاتکلیف مانده بود تصویب کردیم و بنده کلمه "انتشار" را به ابتدای آن اضافه و شد قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات». این قانون مورد بی توجهی قرار گرفت و امروز ایشان در شرایط بحرانی به آن استناد می کنند و صنایع ایشان هم می گوید این خلاف مصلحت بخش خصوصی است!

به هرحال گام اول این است که باید بستر گفتگو فراهم شود و محدود به جناح های نباشد و به خصوص چهره های فرهنگی در آن نقش داشته باشند، چرا که چهره های فرهنگی منافع و اقتصادی ندارند. هرچند به دلیل سیاست ها و رفتارهای سیاست زده و اقتصاد زده و فضای کالایی حاکم، وجود این افراد نیز نادر است، یا عزلت نشین و بی تفاوت و یا متاسفانه آلوده به سیاست ناموجه و منافع اقتصادی شده اند.

گام دوم، ما باید توجه خاصی به عمل داشته باشیم. کشوری که مدت ها از هژمونی و استیلای فرهنگی استفاده کرده و عمل را در حد حرف دنبال کرده، بسیار سخت است که پا به عرصه عمل بگذارد و بار این بازگشت و رس سنگین بر دوش رسانه هاست تا توجه همگان را به عمل معطوف سازند.

اگر ت بخواهد کاری و عملی برای مردم انجام دهد، مهمترین آن تعدیل شکاف درآمدی است. آیا این کار غیرممکن است؟! حذف امتیازات و امکانات مدیرانی که علاوه بر حقوق های چند میلیونی از مزایای فراوان بهره می برند، کار سختی است؟! آیا کم حقوق آنهایی که بی ضابطه حقوق می گیرند کار سختی است؟! چه طور رئیس جمهور ما ی می تواند این کار را انجام دهد و ادعای انقل بودن هم ندارد. در ایران ادعای انقل بودن می کنند، ادعای علوی بودن می کنند، به و مقام ی استناد می کنند، اما دستاوردی عملی و عینی قابل قبول و مورد انتظار برای مردم رقم نمی خورد.

مردم حق دارند به صورتی مضاعف یقه مسئولان را بگیرند، هم به دلیل بی توجهی به ارزش ها در عمل، هم به دلیل استفاده ابزاری از این ارزش ها برای توجیه بی عملی خود. ممکن است بگویید این حرف ها شور و هیجان و بی سند و مدرک است، اما بنده مجلس بوده ام، می فهمم ساختاراً در مجلس چه می گذرد، رانت های مجلس و ت را می شناسم، امتیازات ها را می دانم، طی این سال ها خوب مهره ها را کنار هم چیده اند و خوب یاد گرفته اند که چگونه منابع و امکانات کشور را از آن خود کنند و به جای این که پاسخگو باشند، برخی منتقدان را به انحاء مختلف طرد و منکوب می کنند، یکی را متهم به ضد انقلاب و می کنند، یکی را متهم به تشویش اذهان عمومی می کنند، یکی را متهم به پرشور و احساسی بودن می کنند و ...  

متاسفانه این سبک رفتار در عرصه آکادمیک و ما هم وارد شده است. نهج البلاغه را بخوانید، می بینید علی همچون اسپند روی آتش است و برای تحقق حقوق مردم و ارزش های عد خواهانه و در برابر مسرفین و زیاده خواهان مدام در جوش و وش است. اما با ملاک های آکادمیک جاری توصیه ما به این گونه افراد این است که آرام باشند و چیزی نگویند. اما چرا علی(ع) این همه فریاد می زند و اشک می ریزد، چرا سر درچاه می کند، چون دوگانگی در نظر و احساس و عملش نیست. ما دچار دوگانگی در نظر و عمل هستیم.

باید این عبارت علی(ع) را برسردر نظام نوشت که درمورد طلحه و زبیر و اصحاب جمل این چنین می گوید:« چون رعد وشیدند و چون برق درخشیدند اما کاری از پیش نبردند و سرانجام سست گردیدند، ولی ما این گونه نیستیم، تا عمل نکنیم رعد و برقی نداریم و تا نباریم سیل جاری نمی سازیم.» این علی است. چرا اسم حکومت علوی را مطرح می کنیم درحالی که از آن دوریم.

ظرف ما با ارزش های ما سازگار نیست، ساختارها با شعارها سازگار نیست، برخی هم فراکنی می کنند به سمت غرب و ومنافقین و غیره که اینها توطئه می کنند و غیرذلک. اما باید پرسید شما چه تمهیداتی برای این شرایط دارید؟ جز اینکه مشکلات را به بیرون پرتاب می کنید و بعد می گویید همه چیز درست است.

این برای ما درد آور است که منافقین با آن کارنامه سیاه تروریستی و سابقه خیانت به کشور در طول جنگ و همکاری های امپریالیستی – صهیونیستی اش و ترامپ جاهل از آن سر دنیا برای ایران شاخ و شانه بکشند. ترامپی که در بهترین ح شاخ دموکراسی سرمایه سالار ست. منِ نوعی باید یقه چه ی را بگیرم که این شرایط را به وجود آورده است؟ من باید یقه آن دسته از داخلی ها را بگیرم که فقط منافع شخصی و گروهی خود را به قیمت قربانی مردم دنبال د. نگذاشتند حقیقت عیان شود و آگاهانه یا ناآگاهانه بحث مصلحت را مطرح د و آنهایی را که حقیقت گرایانه و حقیقت طلبانه فریاد زدند را خاموش و منزوی د.

منزوی فقط این نیست که شخصی را بگیرید و یک گوشه ای نگهدارید، بلکه آن قدر عرصه را بر وی تنگ می کنند که خسته شوند. این افراد انسان های حساسی هستند، چرا وبر می گوید حکومت را به دست این افراد بدهید؟ چون حاضر به استعفا هستند و آلوده نمی شوند. اینها را طرد کردید، اما اینها آن قدر دلسوزند که حتی امروز که به اینجا رسیدیم به فکر انتقام نیستند.

بلکه معتقدند بستری آماده کنیم تا حرف هایمان را بزنیم، وقتی به اجماع رسیدیم عمل را سرلوحه کار قرار دهیم. اما فقط حرف نزنید فقط شعار ندهید  اگر می گویید انقل هستیم ، بیایید و انقل عمل کنید.

ببینید من این صحبت ها را بی جهت مطرح نمی کنم، خیلی فکر و تحقیق و اخیراً به این نتیجه رسیده ام که کشور ما قفل کرده است. بین عرضه ذهنی و عرصه عینی رابطه دیالکتیک برقرار نیست. ذهن می خواهد خود را تحمیل کند، اما از عین اثری نپذیرد. می گویند: ای مردم، ای عرصه مدنی، هرچه ما می گوییم درست است و شما هرآنچه ما می گوییم بشوید. عین می پذیرد و می گوید حرف های شما را گوش می دهم اما شما هم به حرف ما گوش دهید. اما ذهن نمی پذیرد و معتقد است که این ارتباط یکطرفه است. خود را نمایندگان بلامنازع مردم و هادیان آنها می دانند و دیگر هیچ. انبساطی وجود ندارد. می گویند ما بهتر از شما می فهمیم و بهتر از شما رفتار می کنیم و شما باید پیرو محض باشید!

 من می گویم قانون اساسی میثاق ملی ماست، در همان اصول اولیه اش اه قانون اساسی و اه را بیان می کند و سپس یکی از راه های تحقق آن را اجتهاد مستمر می داند. در اصل مربوط به ویژگی های هم که بحث شجاعت و مدیر و مدبر و... را مطرح می کند. سوال من این است، آیا اجتهاد مستمر بدون زمان و مکان و موضوع شناس امکان پذیر است؟ اجتهاد مستمر یعنی اینکه اجتهاد شما چشم و گوشش نسبت به تحولات زمان و مکان باز باشد. تغییرات زمانی و مکانی مربوط به عرصه انضمامی و عینی و انی است که درآن زندگی می کنند.

از سوی دیگر در آن بخش که ویژگی های ی بیان می شود، آیا همه این ویژگی ها فقهی است؟  تشخیص اینها ا اماً با فقها نیست. یک طرف اجتهاد مستمر مربوط به فقهاست، اما سوی دیگر آن مرتبط با موضوع شناسان است. جایگاهی برای موضوع شناسان در عرصه اجتهاد مستمر و دیگر ویژگی های کجاست؟ جواب می دهند که مجلس خبرگان است. اما مجلس خبرگان که صرفاً مختص فقهاست، پس چگونه عرصه عینی هم اجتهاد مستمر را معتبر و موجه کند و هم سویه عینی دیالکتیک عرصه ذهن و عین باشد؟

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

 

آن زمان که حضرت بحث تجدید نظر در قانون اساسی را مطرح د، شرط مرجعیت را تبدیل به اجتهاد د به سبب همین موضوع شناسی بود. اما شورای نگهبان تصمیم می گیرد که خبرگان فقط فقها باشند، باکدام توجیه منطقی؟ باکدام اصل قانون اساسی؟ هیچ اصلی از قانون اساسی حصر نکرده است که خبرگان فقط فقها باشند. وقتی موضوع شناسان و نخبگان حذف شوند و جریان فکری را صرفاً به فقها حصر کنیم و دیالکتیک درجریان نباشد، حرکت ما قفل می شود. حاصل این می شود که نظم رسمی و ذهنی با عرصه عینی و واقعیات بیگانه می شود.

یکی از اشکالاتی که بعد از جنگ به سراغ ما آمد این بود که ما همان الگوی نوسازی را دنبال کردیم. این الگوی نوسازی یک ظرف داشت به نام "رابطه مرکز- پیرامونی"  که با اقتصاد نفتی هم عجین شده بود. الگوی نوسازی یا الگوی شبه سرمایه داری یک ظرف متمرکز می خواهد، یعنی ظرف مرکز- پیرامون. ظرفی که در دوران پهلوی ایجاد شد و با سیاست هایی که ت آن زمان اتخاذ کرد متروپلی به نام تهران و چند شهراصلی مثل اصفهان، شیراز، تبریز، مشهد و... به وجود آمد و در نتیجه بتدریج شبکه شهری ک شانی قبل از پهلوی به شبکه شهری زنجیره ای تبدیل شد. یعنی همه حلقه ها وصل به تهران شدند.

تا پیش از این استان ها برای خود قدرت تصمیم گیری و برنامه ریزی داشتند. ما هم آمدیم پس از جنگ در ظرف پهلوی، مظروف انقلاب ی را ریختیم. درحالی که مظروف انقلاب ی، ظرف متمرکز نمی خواست، به ویژه که با اقتصاد نفتی هم عجین شده باشد. ما در دوران جنگ این ظرف را ش تیم، در دوران بحران در ظرف متمرکز جنگ را پیش نبردیم و دفاع نکردیم. ظرف ش ته شد و استان ها هرکدام اختیار داشتند و هرکدام برنامه ریزی می د. مردم پا پیش گذاشتند، مهارت ها به کار گرفته شد، مشارکت تنها در حرف نبود. ما الان فقط نان حرف مشارکت را می خوریم اما آن زمان مشارکت عیان شد و خود را در انقلاب و پس از آن در جنگ اثبات کرد. مشارکت یعنی استفاده از مهارت ها و قابلیت ها، استفاده از شرایط زیست محیطی و زیست بومی، یعنی چیزی که امروز شمندان دنیا به آن پرداخته اند و آن را دنبال می کنند.

در زمان جنگ، ظرف مشارکت تمرکز زدایانه بود، اما بعد از جنگ ظرف متمرکز را به کار گرفتیم و برگشتیم به همان دوران پهلوی. حال شما مدام از اقتصاد مقاومتی و اصلاح الگوی مصرف صحبت کنید اما فایده ندارد چون ظرف ما مناسب مظروف نیست.

اقتصاد مقاومتی به چه عواملی بستگی دارد؟ ابتدا نیاز به آگاهی دارد و باید به مردم آگاهی داد. نکته دوم انگیزه است. باید کاری کرد که انگیزه ها ارتقا یابد. نکته سوم مهارت است. این مهارت یا بالقوه است یا بالفعل. نکته چهارم عنصر فرصت است. اگر سه مولفه ابت وجود داشته باشد اما فرصتی درکار نباشد، هیچ دستاوردی نخواهیم داشت. این فرصت ها در دست ت است و ت ها باید فرصت سازی کنند. و در نهایت باید به ظرف اشاره کنیم. یعنی اگر تمام این موارد مطرح شود اما ظرف  مناسبی نداشته باشیم به هیچ تحولی نخواهیم رسید.

دراین کشور غفلت آشکاری از مفهوم ظرف شده است. بعضاً از آمایش سرزمین و تمرکز ز حرف زده می شود، اما اقدام عملی وجود ندارد. چرا که عمل براساس تمرکز ز نیاز به شجاعت بالایی دارد و من در هیچیک از ت ها این شجاعت را ندیده ام.

* باتوجه به عوامل مختلفی که درمورد عدم تطابق عین و ذهن، ویا عدم تناسب ظرف و مظروف و تضاد حرف و عمل و... فرمودید، امروز شاهد نوعی نا امیدی و سردی در جامعه هستیم که این مسئله برای هر نظامی می تواند پاشنه آشیل باشد. این دلسردی به مرحله بروز رسیده است و اعتراضات مردم نشانه این موضوع است. مردم به بهانه معیشت تظاهرات می کنند، اما حرف های دلشان و ناامیدی از مسئولان را فریاد می زنند، آیا این هدر رفت سرمایه اجتماعی موجب آسیب پایه های انقلاب نخواهد شد؟ چه باید کرد؟

-من این موضوع را توجیه نمی کنم، اما اگر الان در شرایط فعلی به این نا امیدی و یاس توجه شود، جلوی آسیب های بعدی گرفته خواهد شد. لکن اگر ذیل مصلحت شی های مختلف این اتفاقات را توجیه کنیم، یا فرافکنی و تفسیر بد داشته باشیم و آنها را ناشی از جه برخی از مردم بپنداریم، فردا با وضعی دیگر روبرو خواهیم بود... فردا هرچه شما بگویید این وضعیت را اصلاح می کنیم و رفتارها را تغییر می دهیم دیگر مردم نخواهند پذیریفت.

الان مردم کماکان چشم انتظارند که یک اتفاقی رخ دهد. علائمی دال بر ناامیدی آنها هست، اما علائمی هم از امیدشان وجود دارد و منتظر یک اقدام مناسب هستند. اما دیگر گذشت زمانی که بخواهیم مردم  را با حرف، دل خوش کنیم یا فریب دهیم. مردم عمل می خواهند، این عمل ناامیدی ها را تبدیل به امید می کند. وقتی احساس د بروز و ظهور مهارت ها فراهم است تحمل می کنند.

در زمان جنگ ما وضع اقتصادی به مراتب بدتر از اکنون داشتیم. اما محرومیت نسبی و احساس بی عد ی نبود. یعنی اگر محرومیت و عدم دسترسی و کوپن و صف و موشک و... بود، تقریباً برای همه شرایط ی انی وجود داشت. اما الان واقعا اینطور است؟! زمان حرف گذشت. الان ما تازه رسیده ایم به خاستگاه انقلاب ی، البته این موضوع یک فرصت است تا مسئولان ما به عمل بازگردند و با شکاف ها و نابرابری های ناشی از قدرت و رانت تی برخورد کنند.

اگر واقعا مسئولان ما راست می گویند، منازل خود را به مناطق ساده تر منتقل کنند. اگر راست می گویند زندگی خود را تعدیل کنند. مردم باور نمی کنند که مسئولان زندگی ساده و مثل همه آحاد جامعه یا حداقل طبقه متوسط دارند.

من احساس می کنم این سکه نا امیدی روی دیگری هم دارد و آن امیدواری به بازگشت به ارزش هاست. اما این با حرف محقق نمی شود. با این رویه جاری مردم به جایی می رسند که حرف شما را تفسیر بد می کنند. قصد مقایسه و ارجاع به را ندارم، اما هم شاه آمد گفت پیام شما مردم را شنیدم، اما مردم دیگر به آن توجه ن د، چون دیر شده بود. ما هنوز به این مرحله نرسیده ایم اما باید سریع کاری انجام دهیم تا دیر نشود.

اگر نظام رسمی نخواهد تغییری ایجاد کند و اصلاح از درون نظام صورت نگیرد و کارایی نداشته باشد، اصلاح از برون رخ می دهد. وقتی شما اعتمادی به ظرفیت های رسمی نداشته باشید، دیگر اصلاح از درون ساختار معنا نمی دهند و این بوی انقلاب و یا هرج و مرج و آنارشی می دهد که بنده ح دوم را محتمل تر می دانم. وقتی مردم بفهمند که اصلاحی ازدرون در کار نیست، نه قوه مقننه کاری می کند نه قوه قضاییه و نه قوه مجریه، خودشان دست به کار خواهند شد. وقتی مردم دست به کار شوند، خوشبینانه یک بار دیگر انقلاب خواهند کرد. این حرف من نیست، این حرف (ره) است:

«هوای این مردم زاغه نشین، این مردم کوچه و بازار را داشته باشید که شما را روی کار آورند، بترسید از روزی که این مردم بفهمند که در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل شود. بترسید که ممکن است یک ایام الله خدای ناخواسته پیدا شود و آن روز دیگر قضیه این نیست که به 22 بهمن بازگردیم. قضیه این است که باید فاتحه همه مارا بخوانند». ببینید چه قدر با شجاعت حرف می زند و مصلحت شی نمی کند و می گوید فاتحه همه مارا می خوانند. یعنی انقلاب و حرکت بعدی بوی ت و نخواهد داد. 

انقلاب را منفی نمی داند، می گوید خدای ناکرده یک ایام الله دیگر... چرا که معلوم نیست دیگر این حرکت انقل بویی از داشته باشد. ولی این یک واقعیت اجتماعی است.

*بحث انقل که به قول حضرت خدای ناکرده ممکن است رخ دهد و خط مشی ی نداشته باشد، چرا انقلاب 57 که ی بود، امروز مردم و به خصوص جوانان را دچار دین زدگی کرده و چرا در یک انقلاب ی شاهد فسادها و ی های کلان هستیم. این مسائل برای جوانان دهه های اخیر قابل هضم نیست، چرا انقلاب نتوانست خود را به روز کند؟

-به هرحال چه درست و چه غلط، چه بخواهیم چه نخواهیم، مردم را با انی که به نام حکمرانی می کنند، گره زده اند. البته این کار اصلاً امر منطقی نیست چون ربطی به اعمال و کردار ما ندارد. اما همیشه رفتارهای مردم تابع دلیل و منطق نیست. عملاً این اتفاق افتاده و یک واقعیت است و امروز برخی افراد به سبب اعتراض به رفتار انی که به نام تخلف می کنند، اقدام به رفتارهای ضد دینی می کنند.

از سوی دیگر براساس پیمایش های ملی انجام شده، دین داری مردم مانند همیشه بالاست. یعنی اعتقاد به خدا، معاد، اهل بیت و مؤاخذه در قیامت و ... بسیار بالاست و آماری بالای 86 درصد را نشان می دهد. این یعنی عنصر هویت بخش ملی ما دین داری است، اما مردم حساب خود را جدا می کنند و حتی ممکن است در فکری خود براساس همین الگوی دینی عمل کنند، اما هیچ چیز معلوم نیست که در اینده مردم براساس کدام الگو و براساس کدام ی اقدام به حرکت و کنند.

مسلم است سازماندهی این حرکت محتمل همانند سازماندهی انقلاب نخواهد بود، اگر به حوادث دی ماه 96 توجه کنید متوجه می شوید که مردم به چه انی ناسزا گفتند و به چه انی معترض بودند... دقت هم داشته باشید که بنده فرض هرج و مرج و آشوب های لگام گسیخته و دیکتاتوری متعاقب آن را محتمل تر می دانم.

این نشان می دهد آن گروهی که زمانی مرجع و مأمن مردم بودند، الان دیگر نیستند و جایگاه و منزلت اول انقلاب را ندارند. لذا این به ما می گوید که سازماندهی مردم چیزی ورای این افراد خواهد بود، حال چه گفتمانی جایگزین خواهد شد، مشخص نیست. اما مسلماً این و انقلاب بوی اقتصاد خواهد داد. حالا این انقلاب اقتصادی چه نوع انقل است مشخص نیست، اما می توان گفت اه ی همچون تعدیل شکاف طبقاتی، رفع بی عد ی و نابرابری را دنبال کند.

امیدواریم این اتفاق هیچگاه رخ ندهد و اصلاح از درون رخ دهد. چرا که هیچ تضمینی وجود ندارد که این انقلاب هم ی باشد. مردم درون مایه دینی دارند اما مشخص نیست حرکتشان ی باشد. ما در ابتدای انقلاب وعده بانکداری بدون ربا دادیم، وعده دادیم نابرابری نباشد، شعارعد خواهی دادیم، محقق نشد. اما الان ما باید برگردیم به گفتمان اصیل عد خواهی انقلاب، باید برابری نسبی را در میان طبقات اجتماعی ایجاد کنیم، مسئولان به همان زی طلبگی بازگردند، تا خدای ناکرده شاهد یک حرکت کور و انقلاب دیگری نباشیم.

*شکاف میان مسئولان و جامعه موجب ن یتی مردم گردیده است. این اشرافی گری مسئولان برای جامعه قابل پذیرش نیست و مردم مشکلات را تحمل نمی کنند، درحالی که مسئولان از امتیازات فراوان بهره مند هستند. در این مورد چه باید کرد؟

- شکاف میان مردم و مسئولان در جهات مختلف ارزش ها، فرهنگ، اقتصاد و ... می باشد. شکاف عرصه رسمی و عرصه مدنی درحال افزایش است. این فقط مربوط به قدرت تی نیست. در و حوزه و ... هم همین طور است. روز اول که انقلاب می شود، قرار است مردم مخدوم باشند و به آنها خدمت شود. اماهرچه جلوتر می آییم مردم خادم ما می شوند و منتی هم سر آنها می گذاریم که ما مخدوم آنها هستیم.

مردم بالا ه متوجه می شوند قضیه برع شده است. مردم ابتدا به اینها اعتبار بخشیدند اما بعد از مدتی باید آنها را تکریم کنند، این مسئله برای مردم قابل پذیرش نیست که جای خادم و مخدوم عوض شود.

چطور این رابطه عوض می شود؟ آیا این مسئله صرفا به خاطر جه مردم و اغوا و فریب آنهاست؟ خیر این طور نیست، شاید بخشی از آن باشد، اما تمام آن نیست. بخش مهمی از این تغییر جهت، مبارزه با روشنفکران حقیقت ت. روشنفکر باید فریبکاری ها را برملا کند. اما کاری می کنند که روشنفکران به بهانه های مختلف طرد و حذف شوند و حلقه واسط مردم و حلقه رسمی از بین برود.

بخش دیگری از این مسئله مربوط به جریان کلی کشور داری است. جریان کلی کشور داری وقتی با مصلحت شی گره می خورد، ت در فضای سیاست زده عمل خواهد کرد. وقتی سیاست زده شود، امنیت زده هم خواهد شد. وقتی فضا امنیتی شد ترس و دلهره در دل مردم خواهد آمد. از یک سو مردم را فریب می دهیم، از یک سو روشنفکری را حذف می کنیم و از سوی دیگر فضای کشور را امنیتی می کنیم، حال توقع داریم مردم چه واکنشی داشته باشند؟

در این صورت، شرایط برای دل اقتصادی آن سیاست زدگی امنیتی شده مساعدتر خواهد شد. چرا که بازتاب اقتصادی خواهد داشت. نیروهای امنیتی و شبه امنیتی، رسمی و غیر رسمی و بازنشسته، اگر از این شرایط استفاده کنند و رابطه قدرت - ثروت را فهم کنند، تبدیل به سایه ای بالای سر همه خواهند شد. و اگر ی بخواهد کار اقتصادی انجام دهد باید هوای آن سایه را به نحوی از انحاء داشته باشد. اینها باید سربازان گمنام زمان باشند و گمنام باقی بمانند و ساده زیست باشند، شکایت قاضی را باید پیش چه ی برد؟! وای به روزی که تکیه گاه های مردم نیز آلوده باشند، دیگر ملت باید چه کند؟ یک جریان مخلی می شود که به جای اینکه زمینه را برای انگیزه و حرکت سالم به سمت اقتصاد مقاومتی مساعد کنند، آنچنان شرایط روحی و روانی تردیدآمیزی ایجاد می کنند که سرمایه گذار از خیر آن می گذرد. اینها همه باعث افزایش شکاف میان نظام و مردم خواهد شد.

وقتی که بین ارزش های اصلی و بنیادی نظام، و خواسته های دیگران شکاف وجود داشته باشد، تظاهر به وجود می آید. اگر طرف به ارزش ها باور داشته باشد، تا پای جان به آن وفادار خواهد ماند. اما وقتی باور ندارد، به آن تظاهر می کند که باور دارد. این تظاهر برای وی منافع دارد و عده ای برای این منافع، تظاهر به پایبندی می کنند و نظام هم مکانیزمی برای مقابله با تظاهر ندارد.

اگر تظاهر نبود و باور بود و اگر مراقبت هایی بود که ی با تظاهر منافعش را پیش نبرد اتفاقی رخ نمی داد. وقتی عمل ملاک نباشد، حرف جولان می دهد. تظاهر در زمان حرفگرایی نمایان می شود، نه در زمان عملگرایی. ما زمانی می توانیم تظاهر به انقل بودن کنیم که فقط حرف بزنیم. اما وقتی زمان عمل باشد مشخص خواهد شد که حرف و عمل تا چقدر باهم تناسب دارند. می توان گذشته افراد را ملاک قرار داد، وقتی طرف با پراید به مجلس می آید و بعد در خیابان با بنز تردد می کند نشان دهنده این است که بستر تظاهر فراهم است.

اساساً وقتی حکومت ایدئولوژیک شود خواه ناخواه عده ای این فرصت را پیدا می کنند که به سمت رفتارهای متظاهرانه بروند. اما چه ی باید جلوی این تظاهر را بگیرد. انی که مدعی حفاظت از ارزش ها هستند باید مراقبت و نظارت کنند. باید مکانیسم های عملی و عینی به کار گرفته شود تا زام افراد به ارزش ها اثبات شود و فقط شاهد حرف و شعار نباشیم.

* باتوجه به شناخت و شه ورزی که در انقلاب داشتید، بزرگترین خطری که نظام راتهدید می کند، چیست و راه حل آن را چه می دانید؟

- همین شکاف بین عرصه مدنی و عرصه رسمی، فقدان انبساط و به روز شدگی در نظام. نظام خودش را به روز نکرده است. وقتی این رابطه به روز نشود و قفل شود عده ای از این فضا سوء استفاده می کنند. در شرایط کنونی، حلقه ها به خوبی به هم چفت و بست شده و رابطه اغوایی کاملا منسجم است. فضا را نیز امنیتی و سیاست زده کرده اند و اگر افراد به دنبال فکر و آگاهی باشند با اهرم های مختلف با عذاب وجدان روبرو می کنند.

وقتی انقل شکل می گیرد، باید ساختارها تغییر کند. یعنی وجه اجتماعی و اخلاق اجتماعی باید اشاعه پیدا کند. وجدان جمعی باید به سمت خطاهای اجتماعی هدایت شود. اما تیپولوژی یا گونه شناسی خطاهای انجام شده توسط رسانه های ما را نگاه کنید. وقتی می خواهند خطایی را مطرح کنند بر وجه خطاهای فردی تمرکز می کنند. درحالی که خطای فردی مربوط به حق الله است، اما حق الناس ها چه می شود؟ ا، و ی چه می شود؟! ببینید با دین چه می کنند! دینی که این همه تاکید بر حق الناس دارد را به سمتی می برند که برخطاهای فردی متمرکز شود. با همین تربیت های دینی وجدان ها را به سمت خطاهای فردی می برند تا خطاهای اجتماعی را بی اهمیت جلوه دهند.

میزان توجه به خطاهای اجتماعی را مقایسه کنید با خطاهای فردی. کدام را بیشتر وزن می دهند؟ تیپولوژی گناه را به سمت خطای فردی می برند و حقوق اجتماعی را محو می کنند. به نظر من خوب قدرت را چفت و بست کرده و تجمیعی از زر و زور و تزویر به دست داده اند. یک قدرت رسمی با شاکله خاص و البته مغایر با روح قانون اساسی و انقلاب ی درست کرده اند و ساختار به گونه ای پیش رفته است که یک عده ای بیایند و از این حلقه ها استفاده کنند و ما هم دلخوش ظاهری باشیم که هر ازچندگاهی فرد و جناحی می رود و جناحی دیگر می آید. اما داستان همان است...

چرا ما از دین برای مصلحت شی استفاده می کنیم و اسارت بخشی می کنیم. دینی که اص اً آگاهی بخش است. چرا مار مذهب به منزله افیون توده ها را با هر تفسیری، چه "افیون توده ها" و چه "افیون برای توده ها" را طرح کرد؟ او با کدام مذهب آشنا بود که این حرف را زد؟ او مذهبی را دید که بی توجه به درد و نیازهای مردم بود.

من در سوئیس سمیناری داشتم و این مسئله را طرح که نهاد کلیسا به عنوان یک نهاد مذهبی چه دستاوردی برای مردم داشته است؟ نهاد مذهبی باید احقاق حق و آگاهی بخشی می کرد. اما اگر دین را ابزاری برای توجیه وضع موجود و رسیدن به منافع خود به کار بگیریم، هیچ ضمانتی وجود ندارد که دین ز در کشور رایج نشود، به رغم اینکه لایه زیرین مردم دینی است و به آن باور دارند.<

برچسب ها : دیدگاههای عماد افروغ در گفت وگو با عصر ایران - مردم ,انقلاب ,اجتماعی ,اقتصادی , ت ,کنیم ,قانون اساسی ,عماد افروغ ,مصلحت شی ,اجتهاد مستمر ,انقلاب ی ,گفتمان انقلاب ی
دیدگاههای عماد افروغ در گفت وگو با عصر ایران مردم ,انقلاب ,اجتماعی ,اقتصادی , ت ,کنیم ,قانون اساسی ,عماد افروغ ,مصلحت شی ,اجتهاد مستمر ,انقلاب ی ,گفتمان انقلاب ی
سریع القلم: حکمرانی و عوامل خارجی
حکمرانی مانند پزشکی، ی و معماری یک تخصص است؛ متونی در حد چند هزار کتاب دارد. محتاج تجربه و یادگیری است. به چارچوبی فکری به نام قرارداد اجتماعی میان مجریان نیاز دارد و از همه مهم تر تابع یک سیستم با ثبات است.

حکمرانی و عوامل خارجی




* محمود سریع القلم

چرا ما در ریشه ی مشکلات داخلی به دنبال عوامل خارجی هستیم؟ چرا مسئولیت خود را در قبال مشکلات داخلی نمی پذیریم؟
به این فراز از خاطرات اسدالله عَلَم، دربار محمدرضاشاه در تاریخ هجدهم آذرماه ۱۳۵۲ توجه فرمایید:

[محمدرضاشاه] از شلوغ بودن ها بسیار ناراحت بودند. فرمودند، قطعاً دستور مسکو رسیده که همه ها ناراحت شده اند به استثناء پهلوی شیراز…. عرض ، مسلماً یک تحریک خارجی است ولی این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که اگر زمینه آماده نباشد، خارجی کاری نمی تواند د.

منبع: یادداشت های اسداله عَلَم. جلد سوم، سال ۱۳۵۲

آیا اماراتی ها، گرجستانی ها و مردم ترکیه، پول و سرمایه خود را به بانک های ایرانی منتقل می کنند؟ یا برع . چرا گرجستان ویزا برای ایرانی ها را لغو می کند و زمینه برای سرمایه گذاری میلیاردی آنها را در گرجستان فراهم می کند؟ و شاید پرسشی اصولی تر: چرا شهروندان به این فکر می افتند که دارایی های خود را به ارز تبدیل کرده و در خارج مستغلات ب ند؟

این سوال و ده ها سوال مرتبط، به اصول ثابت حکمرانی بر می گردد. اگر شخصی روزی چهار پاکت سیگار مصرف کند و نیم کیلو چربی وارد بدن خود کند و با هر چای دوازده حبه قند بخورد، نمی تواند وقتی در ccu بستری شد، روزگار و اطرافیان خود را سرزنش کند. حکمرانی مانند سلامتی جسم انسان، اصول دارد و اگر آن اصول جهان شمول رعایت نشوند، کارآمدی دچار اختلال می شود. اولین شرط حکمرانی، ایجاد امنیت فکری، شغلی، مدنی و اقتصادی است.

بعد از این که سطح قابل توجهی از این امنیت فردی تحقق پیدا کرد، حفظ هویت و تعلق خاطر اهمیت پیدا می کند. اگر بخواهیم این اصل حکمرانی (ایجاد امنیت فردی) را به مرحله سیاست گذاری برسانیم، باید مجموعه افکار و عملکردها از ثبات برخوردار باشند. اگر شهروندان یک کشور صبح از خواب بیدار شوند و متوجه شوند چهل درصد ارزش دارایی های آنها از بین رفته است به طور طبیعی در پی چاره شی خواهند بود.

در چنین شرایطی، هویت، تعلق به خاک و اعتماد به آینده رنگ می بازد. محمدرضاشاه صدها هزار نفر را با سواد کرد، آموزش ی داد و دانشجو به خارج فرستاد، بعد گفت: حرف نزنید؛ من می فهمم. او بهترین اقتصاددانان (علینقی عالیخانی) و مجریان (عبدالمجید مجیدی) را به کار گمارد و بعد به آنها دستور داد تا فرامین او را عمل کنند. او با گرفتن حس مشارکت از آنها، امنیت فردی و اعتبار و مسئولیت را از افراد گرفت. مجریان و شهروندان بی تفاوت شدند. محمدرضاشاه اعلام کرد جای مار یست ها در زندان است و هیچ حقوقی ندارند (سخنرانی در کاخ نیاوران، ۱۱ فروردین ۱۳۵۴). مار یست ها هم ت ننشستند و با ایجاد ارتباطات و تشکیلات گسترده در میان احزاب چپ و رسانه های اروپایی، تبلیغات عظیمی علیه حکومت شاه ایجاد د.

اکثریت مطلق مردم اتحادیه اروپا که ۵۰۸ میلیون نفر جمعیت دارد زندگی بسیار معمولی دارند: یک آپارتمان بسیار کوچک، یک دوچرخه، یک کارت مترو و قطار و یک شغل معمولی. اما بسیار راضی و خوشحال هستند، چون امنیت روانی دارند و در جوامعی با ثبات زندگی می کنند. نرخ تورم حدود ۲ درصد است و به همان میزان درآمد آنها در سال افزایش پیدا می کند و بنابراین احساس ثبات می کنند.

وقتی عوارض وج از کشور یک دفعه ۳۰۰ درصد (بار اول) و ۴۲۰ درصد (برای بار دوم) افزایش می یابد، خودبخود تنظیم روانی مسافرین را به هم می ریزد. اگر در سال، عوارض وج از کشور ۵ درصد و حتی ۱۰ درصد افزایش یابد با روان و انتظارات انسان ها تطابق می کند ولی افزایش ناگهانی ۴۲۰ درصدی، حاکی از فقدان آشنایی با روانشناسی انسان در حوزه ثبات، امنیت و انتظارات معقول است.

محمدرضاشاه آموزش عمومی را گسترش داد، مردم را شهرنشین کرد و درآمد آنها را افزایش داد و بعد حکم کرد: حرف نزنید و انتقاد ممنوع. هر شهروندی که نقد میکرد عامل خارجی قلمداد میشد. این مسدود حق طبیعی و امنیت فردی انسانها است.
حکمرانی مانند پزشکی، ی و معماری یک تخصص است؛ متونی در حد چند هزار کتاب دارد. محتاج تجربه و یادگیری است. به چارچوبی فکری به نام قرارداد اجتماعی میان مجریان نیاز دارد و از همه مهم تر تابع یک سیستم با ثبات است. آیا میتواند در امور نروژ دخ کند؟ آیا ، روسیه، انگلستان، آلمان و چین میتوانند نروژ هراسی به راه اندازند؟ نمی توانند چون نروژ ثبات دارد. با پنج میلیون و دویست هزار نفر جمعیت، ۳۷۱ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد. با ۱٫۲ درصد نرخ تورم، مردم این کشور ۷٫۳ درصد از درآمد خود را پسانداز میکنند، این در شرایطی است که دستمزدها در سال ۴٫۶ درصد افزایش پیدا میکنند.

درآمد حاصل از نفت فقط به «صندوق نفت» رفته و در صدها شرکت سرمایه گذاری میشود و تنها ۴درصد از سود سرمایه گذاری در بودجه جاری به کار گرفته میشود. صندوق نفت نروژ حدود یک تریلیون دلار است. اصل و سود آن برای نسل های آتی است. درآمد سرانه در این کشور ۶۲۵۱۰ دلار است. با این آرامش، ثبات، امنیت، توزیع امکانات و آینده نگری، کدام کشور خارجی می تواند در نروژ ن یتی ایجاد کند؟ حکمرانی یک تخصص است. با تغییر وزرای اقتصادی اتفاق خاصی نمی افتد؛ باید شه های حکمرانی را اصلاح کرد.

طبع بشر به گونه ای ساخته شده که دوست دارد دیده شود: دیده شدن یک نیاز است و هر فردی که در خود استعدادی می بیند، حس و علاقه مندی او به دیده شدن بیشتر است. وقتی انسان ها دیده نشوند، همکاری نمی کنند. ریشه ی عموم ن یتی ها در نادیده شدن و بنابراین در ناکارآمدی است. کارآمدی در حکمرانی نیازمند اجرای سیاست هایی است که به ثبات و امنیت روانی انسانها بیانجامد.

برچسب ها : سریع القلم: حکمرانی و عوامل خارجی - حکمرانی ,درصد ,امنیت ,خارجی ,ثبات ,کشور ,امنیت فردی ,سرمایه گذاری ,عوامل خارجی ,حکمرانی مانند ,نیاز دارد ,دارد محتاج تجربه ,مانند پزشکی، ی ,حکمرا
سریع القلم: حکمرانی و عوامل خارجی حکمرانی ,درصد ,امنیت ,خارجی ,ثبات ,کشور ,امنیت فردی ,سرمایه گذاری ,عوامل خارجی ,حکمرانی مانند ,نیاز دارد ,دارد محتاج تجربه ,مانند پزشکی، ی ,حکمرا
سریع ترین اسلحه جهان و شلیک یک میلیون گلوله در دقیقه!
نسل جدیدی از مسلسل های قدرتمند توانسته است m134 را تبدیل به یک اسباب بازی کند. این سلاح در یک دقیقه 1 میلیون گلوله را با موفقیت و بدون هیچ گونه اختلالی شلیک خواهد کرد.

عصرایران؛ مجله تصویری سلاح- بنابر اطلاعات رکوردهای جهانی گینس، مینی گان m134 با نواخت آتش 6،000 گلوله در دقیقه جایگاه سریع ترین سلاح دنیا را به خود اختصاص داده است. مینی گان m134 برای اه نظامی و استفاده توسط نیروهای مستقر در بالگردهای جنگی توسعه یافت. سرعت شلیک این سلاح در مقایسه با مسلسل های معمولی، 10 برابر بیشتر بود.

اما متال استورم گان؛ نسل جدیدی از مسلسل های قدرتمند توانسته است m134 را تبدیل به یک اسباب بازی کند. این سلاح در یک دقیقه 1 میلیون گلوله را با موفقیت و بدون هیچ گونه اختلالی شلیک خواهد کرد. متال استورم گان توسط یک شرکت استرالیایی به همین نام ساخته شده است. در سال 2007، کمپانی متال استورم ارسال این دسته از مسلسل ها را به نیروی دریایی آغاز کرد.

سریع ترین اسلحه جهان و شلیک میلیون گلوله در دقیقه!( )

شاید برایتان عجیب باشد که چگونه ممکن است تعداد لوله های کمتر، منتج به نواخت آتش قدرتمند تری شود؟ جالب است بدانید که کمپانی متال استورم برای توسعه سلاح مورد نظر خود از تکنولوژی موشک منطبق سازی شده superposed)) بهره برداری و حتی این تکنولوژی را نیز به نام خود ثبت اختراع کرده است. پرتابه های متعدد در لوله سلاح بارگذاری می شوند و پروپلانتی (ماده ای شیمیایی و پر انرژی) که بین هرکدام از آنها قرار گرفته است، به عنوان نیروی محرکه اولیه مجموعه عمل خواهد کرد. پروپلانت به طور مداوم می سوزد و شتاب مناسب برای حرکت پرتابه ها را تامین می کند. بدین ترتیب سلاح متال استورم می تواند گلوله ها را به صورت سری شلیک کند. در واقع اگر بخواهیم از این تکنولوژی خارق العاده صحبت کنیم، باید گفت که هیچ رقیبی برای آن وجود نخواهد داشت.

مطالب مجله تصویری سلاح را در این لینک دنبال کنید.

برچسب ها : سریع ترین اسلحه جهان و شلیک یک میلیون گلوله در دقیقه! - سلاح ,گلوله ,شلیک ,متال ,دقیقه ,استورم ,متال استورم ,میلیون گلوله ,سریع ترین ,مجله تصویری ,تصویری سلاح
سریع ترین اسلحه جهان و شلیک یک میلیون گلوله در دقیقه! سلاح ,گلوله ,شلیک ,متال ,دقیقه ,استورم ,متال استورم ,میلیون گلوله ,سریع ترین ,مجله تصویری ,تصویری سلاح
از اثرات کاهش ارزش پول ملی؛ جمع آوری و ذوب سکه های پول
پس از کاهش ارزش پول ملی، ارزش ف نیکل به کار رفته در سکه برای برخی بیشتر شده بود و بر این اساس عده ای با جمع آوری و ذوب سکه ها اقدام به وج آن از کشور می د.

یک مجلس و عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی خبرهای تازه ای درباره سودجویی برخی از باندها می دهد.

به گزارش ایسنا، عزت الله یوسفیان در گفت وگو با «ایران» می گوید: طی ماه های گذشته خبرهایی از ذوب سکه های رایج کشور بخصوص ۲۰۰ و ۵۰۰ تومانی دریافت کردیم.

وی می افزاید: پس از کاهش ارزش پول ملی، ارزش ف نیکل به کار رفته در سکه برای برخی بیشتر شده بود و بر این اساس عده ای با جمع آوری و ذوب سکه ها اقدام به وج آن از کشور می د.

برچسب ها : از اثرات کاهش ارزش پول ملی؛ جمع آوری و ذوب سکه های پول - ارزش ,جمع آوری ,کشور ,کاهش , وج ,سکه ها ,کاهش ارزش ,اساس عده ای ,سکه ها اقدام ,کشور می د ,برخی بیشتر
از اثرات کاهش ارزش پول ملی؛ جمع آوری و ذوب سکه های پول ارزش ,جمع آوری ,کشور ,کاهش , وج ,سکه ها ,کاهش ارزش ,اساس عده ای ,سکه ها اقدام ,کشور می د ,برخی بیشتر
آهن 40 درصد گران شد

رئیس اتحادیه آهن فروشان از افزایش ۴۰ تا ۴۵ درصدی قیمت آهن و میلگرد خبر داد و گفت: این میزان افزایش هشت درصد از گرانی های اخیر مسکن را شامل می شود.

در حالی که بازار آهن داد ماه پارسال افزایش ۵۲ درصدی قیمت را تجربه کرد و هر کیلوگرم شمش آهن یکباره از ۱۳۵۰ تومان به ۲۰۵۰ تومان رسید، امسال هم این بخش مجددا با افزایش قیمت مواجه شده است که محمد آزاد - رئیس اتحادیه آهن فروشان - در این باره به ایسنا، گفت: قیمت میلگرد و آهن طی مدت اخیر ۴۰ درصد افزایش یافته که باتوجه به اینکه حدود ۲۰ درصد از هزینه ساخت ساز صرف آهن می شود، هشت درصد از گرانی های اخیر بخش مسکن، مربوط به افزایش قیمت در این بخش است.

به اعتقاد وی، تا زمانی که ارزش ریال تثبیت نشده و از آن کاسته می شود، گرانی ها ادامه دارد.

آزاد ضمن تاکید بر اینکه تلاش می شود کالا با ارزان ترین قیمت به دست مصرف کننده برسد، گفت: در این خصوص لازم است همکاری هایی با وزارت صنعت، معدن و تجارت و همچنین وزرات امور اقتصادی و دارایی و بورس کالا صورت گیرد تا از افزایش قیمت ها جلوگیری شود.

رئیس اتحادیه آهن فروشان با اشاره به اینکه ۹۵ درصد از کالاها تولید داخل هستند، افزود: در کشور مواد اولیه مرغوب همچون سنگ آهن، زغال سنگ، گاز و همچنین کارگر ارزان قیمت داریم؛ بنابراین نباید با افزایش نرخ ارز، گرانی داشته باشیم.

به گفته وی، تقریبا نیمی از محصولات تولیدی، صادر می شود؛ لذا در قبال این صادرات ارز دریافت می کنیم و بورس کالا برای قیمت گذاری در تابلو بورس، قیمت های جهانی را مورد توجه قرار می دهد که این به ضرر مصرف کننده داخلی خواهد بود.

آزاد گفت: در زمینه کنترل قیمت ها و بیان حساسیت خود در نفع مصرف کننده با رئیس مجلس و صنعت، معدن و تجارت مذاکراتی انجام شده است.

رئیس اتحادیه آهن فروشان با بیان اینکه در بازار کمبود کالا نداریم، اظهار کرد: هر میزان که تقاضا باشد عرضه نیز خواهیم داشت. در حال حاضر تقاضایی وجود ندارد که برابرش کالا و عرضه وجود نداشته باشد. همانطور که اشاره شد ۵۰ درصد تولیدات داخل صادر می شود تا کارخانه ها به حیات خود ادامه دهند.

وی درباره اعتراض هفته گذشته آهن فروشان گفت: از آنجاکه بازار در بی ثباتی به سر می برد، فروشنده نگران است کالایی که صبح فروخته را بعدازظهر نتوانتد با همان قیمت، ب د و جایگزین کند؛ بنابراین برای ساعاتی توقف کاری داشتند تا تکلیف ثبات بازار مشخص شود.

برچسب ها : آهن 40 درصد گران شد - درصد ,افزایش ,قیمت ,کالا ,رئیس ,بازار ,رئیس اتحادیه ,اتحادیه آهن فروشان ,صنعت، معدن ,بورس کالا ,افزایش قیمت ,رئیس اتحادیه آهن فروشان
آهن 40 درصد گران شد درصد ,افزایش ,قیمت ,کالا ,رئیس ,بازار ,رئیس اتحادیه ,اتحادیه آهن فروشان ,صنعت، معدن ,بورس کالا ,افزایش قیمت ,رئیس اتحادیه آهن فروشان
تویوتا کشتی ساخت (+ع )
تویوتا از جمله معدود خودروسازانی است که تجربه صنایع هیدرو ژنی را دارد و در کنار این کشتی از منابع تجدیدپذیر در خودروهایی مانند میرای، پیک آپ، اتوبوس و لیفتراک هایش بهره می برد.

خودروسازان در سال های اخیر نگاهی دقیق به قدرت های هیدروژنی انداخته و از این سیستم سوختی فقط برای خودروهای مسافری بهره نبرده اند. مرسدس برای نمونه اولیه ون "اسپرینتر" خود از سوخت سلولی بهره برده و تویوتا اینک قدمی بزرگتر برداشته و قصد دارد یک وسیله بزرگ و غول پیکر را به ج تناوبی وصل کند.

به گزارش گروه خودروی عصر ایران، وسیله هیدروژنی تویوتا یک کشتی بزرگ و سنگین است که 30 متر طول و 12 متر عرض دارد و وزن آن به 280 هزار کیلوگرم می رسد.

کشتی غول پیکر هیدروژنی تویوتا

این کشتی در حال حاضر " انرژی آبزرور" یا "ناظر انرژی" نامیده می شود و پروژه آن در سال گذشته برای استفاده از منابع تجدید پذیر و غیر آلاینده آغاز شدi و قصد دارد در طی یک تست 6 ساله با حمایت تویوتا موتور اروپا و با استفاده از سوخت هیدروژنی به دور دنیا سفر کند. این کشتی در حال حاضر در مدیترانه سیر می کند و قرار است در سال 2020 همزمان با بازی های المپیک به توکیو برود.

کشتی غول پیکر هیدروژنی تویوتا

این پروژه می تواند سرآغازی برای کاربرد هیدروژن در بسیاری از مصارف زندگی و صنعت باشد و صنعت حمل و نقل را به سمت پاک بودن پیش ببرد.

تویوتا از جمله معدود خودروسازانی است که تجربه صنایع هیدرو ژنی را دارد و در کنار این کشتی از منابع تجدیدپذیر در خودروهایی مانند میرای، پیک آپ، اتوبوس و لیفتراک هایش بهره می برد.


برچسب ها : تویوتا کشتی ساخت (+ع ) - تویوتا ,کشتی ,بهره ,هیدروژنی ,منابع ,میرای، پیک آپ، ,مانند میرای، ,پیک آپ، اتوبوس ,لیفتراک هایش بهره ,بهره می برد ,میرای، پیک آپ، اتوبوس ,مانند م
تویوتا کشتی ساخت (+ع ) تویوتا ,کشتی ,بهره ,هیدروژنی ,منابع ,میرای، پیک آپ، ,مانند میرای، ,پیک آپ، اتوبوس ,لیفتراک هایش بهره ,بهره می برد ,میرای، پیک آپ، اتوبوس ,مانند م
آنچه اوضاع ارز را به اینجا رساند

آنچه اوضاع ارز را به اینجا رساند

تاریخ: ۱۶/تیر/۹۷
منبع: ایسنا

معاون اسبق ارزی بانک مرکزی با تشریح عوامل موثر در ایجاد شرایط موجود برای حوزه ارزی گفت: عملکرد جزیره ای و ناپیوسته دستگاه های تاثیرگذار در اقتصاد کشور به افزایش تقاضای ارز دامن زده و منابع ارزی را هدر داده است. مجموعه ای از عوامل، نظامی را ساخته که ما در آن نه بر منابع ارزی و نه بر منابع ریالی کشور مدیریت مؤثر نداریم و در این ح ارز و ریال در غیاب یک فرماندهی واحد و سنجیده، هر کدام مسیر خود را می روند و بحران ساز می شوند.

آنچه اوضاع ارز را به اینجا رساند

اصغر ف یه کاشان  با بیان اینکه شرایط موجود ارزی را باید در عوامل مختلفی از جمله عدم هماهنگی دستگاه ها با یکدیگر جستجو کرد گفت: این تمایل وجود دارد که سیاستگذار ارزی(بانک مرکزی) مقصر بحران ارزی معرفی و نقش سایر بخش های اقتصادی و نهادهای حاکمیتی در این خصوص نادیده گرفته شود، این در حالی است که ت خود را متعهد می داند و مردم نیز از او چنین انتظاری دارند که به همه تقاضاهای موجود در بازار برای دریافت ارز با نرخ رسمی پاسخ بدهد؛ در حالی که در هیچ جای دنیا، حتی در آزادترین اقتصادها نیز ت وما متعهد نیست که همه تقاضاهای ارزی را برآورده کند.

سیاست های ارزی و بازرگانی هماهنگ نیست

وی با بیان اینکه من اگر چه طرفدار اقتصاد متمرکز و کنترل شده نیستم اما بر این باورم که اجزای اقتصاد باید هماهنگ با یکدیگر عمل کنند. افزود: بنابراین، نمی توانیم بخشی از اقتصادمان را به صورت متمرکز اداره کنیم و بخشی دیگری را که بر بازار ارز تأثیر می گذارد، کاملا آزاد بگذاریم و تقاضا برای دریافت ارز را تحریک کنیم. در ایران، سیاست های بازرگانی با سیاست های ارزی هماهنگ نیست، در حالی که محدودیت هایی برای تامین ارز وجود دارد، اجازه داده می شود که انواع کالاهای لو و مصرفی مانند خودروهای گران قیمت، لوازم آرایشی یا گوشی موبایل بدون هیچ محدودیتی وارد کشور شود.

معاون ارزی اسبق بانک مرکزی با اشاره به کت که «ریچارد نفیو»، طراح تحریم های ایران با عنوان «هنر تحریم ها» نوشته است، گفت: او در این کتاب می گوید که" ما مخصوصا مبادله کالاهای لو با ایران را ممنوع نکردیم" و مقصودشان این بوده است که ذخایر ارزی کشور به جای این که صرف تولید بشود، برای ید انگور شیلی یا انواع پوشاک خارجی و خودروهای لو دو میلیون دلاری به مصرف برسد.

ناکارآمدی نظام کنترل قاچاق و برخی امتیازها

ف یه کاشان، ناکارآمدی نظامات کنترل قاچاق و برخی امتیازات اعطا شده در مناطق ارزی را از دیگر عوامل مؤثر بر بازار ارز دانست و افزود: وقتی ما با پدیده هایی مانند کولبرها و کالاهای ته لنجی کنار می آییم، در واقع به قاچاق کالا رسمیت می بخشیم و بخشی از ارز کشور را به این مجاری هدایت می کنیم. همچنین هنگامی که به مرزنشینان اجازه مبادله کالا را اعطا می کنیم یا به خدمه هواپیماها اجازه می دهیم که کالاهای خارجی وارد کشور کنند، تقاضایی را بیش از میزان درآمدهای ارزی کشور – که عمدتا وابسته به فروش نفت است – ایجاد می کنیم.

پروژه هایی که ارزبر هستند، اما ارز آور نیستند

معاون اسبق ارزی بانک مرکزی، با اشاره به نقشی که سازمان برنامه و بودجه می تواند در آرامش یا هاب بازار ارز داشته باشد، گفت: نرخ ارز تابعی از نظام بودجه ریالی کشور است و مدیریت توزیع منابع مالی که برعهده سازمان برنامه و بودجه قرار دارد، از این رو باید توجه داشته باشد که چه میزان از بودجه سالانه به تقاضا برای دریافت ارز تبدیل می شود و این میزان چه نسبتی با منابع ارزی دارد؟ بسیاری از پروژه هایی که توسط این سازمان تعریف می شود، نیازمند ارز بوده و تقاضای آن را بالا می برند. در این صورت، اگر حجم ارز درخواستی برای پروژه های تی، متناسب با مقدورات ارزی کشور نباشد، موازنه بین عرضه و تقاضا برهم می خورد و موجب افزایش نرخ ارز خواهد شد. از سوی دیگر، بسیاری از پروژه هایی که توسط سازمان برنامه و بودجه به صورت ارزی تعریف می شود، فاقد درآمدزایی ارزی هستند و در یک بازه چند ساله، بدون آن که ارزی را برای کشور فراهم بیاورند، تعهدات ارزی قابل توجهی را به صورت سالانه ایجاد می کنند. بنابراین بخشی از تقاضاهای ارزی در زمان حاضر، ناشی از تعهداتی است که در سال های گذشته برای برخی پروژه های تی ایجاد و اکنون سررسید شده است.

معاون اسبق بانک مرکزی در ادامه گفت: تعداد پروژه هایی که توسط سازمان برنامه و بودجه تعریف می شود، بیش از ظرفیت منابع داخلی است و به نوبه خود باعث می شود که به جای تخصیص بودجه کافی به چند پروژه مشخص و اجرای آن ها در زمان کوتاه، بودجه ها را به شکل ناکافی میان چندین پروژه تقسیم کنند و آن ها را در زمان طولانی تری به پایان ببرند. در نتیجه، پروژه ها گران تمام می شوند و این گرانی در اقتصاد کشور و از جمله بازار ارز تأثیرگذار است. از سوی دیگر، گاهی می شود که ت برای یک پروژه، یدهای ارزی انجام می دهد یا وام های خارجی دریافت می کند، اما پس از بهره برداری از پروژه، درآمدهای حاصله در اختیار بنگاه مربوطه قرار می گیرد و ت ناگزیر می شود بدون آن که از بابت آن پروژه درآمدی داشته باشد، اقساط آن را به صورت ارزی پرداخت کند.

قوانین محرک تقاضای ارز

ف یه کاشان با اشاره به نقش تصمیمات اداری در افزایش تقاضای ارز گفت: گاهی اوقات قانون گذاری هایی در مجلس انجام می شود که حاصل تصمیمات اداری یک یا دو دستگاه یا نظر چند نفر از نمایندگان مجلس شورای ی است اما نتایج آن کل اقتصاد کشور و از جمله بازار ارز را تحت تأثیر قرار می دهد. برای نمونه، در برخی سال ها در قانون بودجه تصویب می د که ت چه میزان وام خارجی بگیرد و هر ساله چه میزان از اقساط آن را پرداخت کند؛ حال آن که معلوم نبود با توجه به میزان و قیمت فروش نفت، درآمدهای ارزی ت چقدر خواهد بود و آیا امکان پرداخت اقساط وام را دارد یا خیر؟ این نوع تصمیمات نیز تکالیفی را در حوزه ارزی برای ت ایجاد می کند و بانک مرکزی را تحت فشار قرار می دهد.

مشاور راه و ترابری، بازار ارز را علاوه بر سیاست های مالی و تجاری کشور، تابعی از اوضاع دانست و اظهار کرد: وقتی روند اتفاقات و اخبار به گونه ای است که مردم احساس نگرانی و خطر می کنند و ارزش پول شان هر روز کمتر می شود، و در عین حال، وضعیت تولید به گونه ای نیست که سودآوری را تضمین کند، پول ها به سمتی می رود که اولا از خطر کاهش ارزش مصون باشد و ثانیا از قابلیت تبدیل سریع تر برخوردار باشد. در نتیجه، مردم پول های خود را سریعا به سمت مسکن، خودرو، طلا و ارز می برند و این چنین است که پیش فروش خودرو که در همه جای دنیا ممکن است چند ماه طول بکشد، در ایران طی سه دقیقه به انجام می رسد.

وی در پایان یادآور شد:  قیمت ارز تابعی است از عوامل مختلف و متعددی مانند میزان نقدینگی، نرخ تورم، سیاست های تجاری، سیاست های مالی و مالیاتی، تصمیمات اداری، سیاست داخلی و خارجی کشور و... که اگر هماهنگ با یکدیگر عمل نکنند، نوسانات و هاباتی که طی چهل سال گذشته شاهد آن بوده ایم، تکرار خواهد شد و حتی شکل حادتری به خود خواهد گرفت. در این میان، همه عوامل در کنترل سیاستگذار ارزی یعنی بانک مرکزی نیست.

به گزارش ایسنا، از نیمه دوم سال قبل شرایط بازار ارز به گونه ای متفاوت پیش رفت و با شدت گرفتن نوسان در بازار قیمت دلار تا ۵۰۰۰ تومان در پایان سال رسید. این جریان برای سال جدید ادامه پیدا کرد و در شرایطی که نرخ دلار در بازار ارز ۶۰۰۰ تومان رد شد ت از تصمیم جدید ارزی خود خبر داد که در آن دلار را تک نرخی و ۴۲۰۰ تومان برای کلیه واردات و صادرات اعلام و هر گونه معامله ای در بازار ارز ممنوع و قاچاق اعلام شد. با این حال با توجه به عدم پاسخگویی سیستم جدید ارزی به تمامی نیاز متقاضیان، مخاملات در بازار آزاد هر چند غیر شفاف پیش رفت و قیمت ها در روزهای اخیر از ۸۰۰۰ تومان عبور و به ۹۰۰۰ تومان هم در مقاطعی رسید.  

برچسب ها : آنچه اوضاع ارز را به اینجا رساند - ارزی ,کشور ,بازار ,بودجه , ت ,بانک ,بانک مرکزی ,سازمان برنامه ,معاون اسبق ,اقتصاد کشور ,منابع ارزی ,توسط سازمان برنامه
آنچه اوضاع ارز را به اینجا رساند ارزی ,کشور ,بازار ,بودجه , ت ,بانک ,بانک مرکزی ,سازمان برنامه ,معاون اسبق ,اقتصاد کشور ,منابع ارزی ,توسط سازمان برنامه
سریع القلم: چرا این قدر ناپایدار هستیم؟

چرا تاریخ ما تکه تکه است؟ چرا در هر دوره، سیاست ها و شه هایی در تناقض کامل با دوره قبل دیده می شود؟ چرا امتداد نداریم؟ چرا منحنی رفتاری ما در این حدّ، فراز و نشیب دارد؟

به گزارش ایسنا، محمود سریع القلم در سایت شخصی اش نوشت: «پاراگراف زیر، دریایی از مطلب دارد:

«نصرت الله معینیان، رییس دفتر مخصوص شاهنشاهی… مردی رازدار و متواضع بود. هیچ حتی دشمنان دربار و مخالفان شاه در ذکاوت، دقت و به خصوص صحت عمل وی تردیدی ابراز نمی داشتند… در پایان رژیم، قطعاً با اجازه یا تأیید شاه، تمام بایگانی دفتر مخصوص شاهنشاهی را که مشتمل بر همه اسناد پنجاه ساله دوران پهلوی بود با دو هواپیمای نظامی به خارج از ایران منتقل کرد که اکنون قاعدتاً باید در صندوق های بانک یا بانک­ هایی باشد و مسلماً منبع بی نظیر و بدیلی برای مطالعه تاریخ این دوران خواهد بود.» (منبع: هوشنگ نهاوندی و ایو بوماتی، محمدرضا پهلوی: آ ین شاهنشاه ایران. پاریس: نشر perrin، ۲۰۱۳٫ ترجمه فارسی ۲۰۱۴، صص ۴۵۹-۴۵۸).

طی تحقیقات برای تدوین کتابِ در حال اتمام خود، «اقتدارگرایی ایرانی در عهد پهلوی،» به امثال این نقل قول و نقل قول هایی مشابه بسیار برخورد کرده ام.

از منظر یک دانشجوی علوم انسانی، این سؤال به کرّات مطرح می شود: چرا تاریخ ما تکه تکه است؟ چرا در هر دوره، سیاست ها و شه هایی در تناقض کامل با دوره قبل دیده می شود؟ چرا امتداد نداریم؟ چرا منحنی رفتاری ما در این حدّ، فراز و نشیب دارد؟

در یک ونیم قرن گذشته، به جز دوره های کوتاه چند ساله آرامش، عموماً کشور از یک بحران به بحران دیگر مبتلا شده است: بحران های اجتماعی، اقتصادی، و سیاست خارجی. آیا این فراز و نشیب ها لازمه استقرار نهایی است؟ مانند آن چه در تاریخ کشورهایی مانند نروژ، سوئد، هلند و ژاپن مشاهده می کنیم. اگر این طور است باید چه کار کنیم که به استقرار برسیم؟ چرا باید مهم ترین اسناد نیم قرن کشور به مکان نامعلومی در خارج برود؟ چرا نمی توانیم سیستمی بسازیم که حداقل به یک قرن برسد؟ آنهایی که ساخته اند چه کار متفاوتی نسبت به ما انجام داده اند؟

آیا مشکل در جغرافیا، یا فرهنگ یا نظام اقتصادی یا عوامل خارجی است؟ این نوع پاسخ ها خیلی کلّی هستند و گرهی را باز نمی کنند. باید ریز شویم. دقیق شویم. سراغ تجربیات بشری برویم. از دیگران بیاموزیم. م کنیم. از همه مهم تر قدری سؤال کنیم. این خصلت تعیین کننده ای که کانون بهتر شدن و رشد است.

شاید لازم است به کلیدی ترین موضوع برسیم و آن تعریف انسان است. رفتار انسان ها بر اساس نیاز است، طیفی از نیازها. تا نیازهای او تأمین نشود آرام نمی­ گیرد. تا به نیازهای او توجه نشود، استقرار نمی یابد. نیازها طبقه بندی دارند. نیازی مقدم بر نیازی دیگر است. تا یک نیازی تأمین نشود، سراغ نیاز بعدی نمی رود. در کشور چاد، و دموکراسی خیلی مشتری ندارد. اولین نیاز، زنده نگاه داشتن بچه هایی است که به دنیا می آیند.

در سال ۱۳۵۵ حدود صد هزار نفر ایرانی در اروپا، ی شمالی و هند دانشجو بودند. محمدرضا شاه نیاز به غذا، تا حدّی مسکن، آموزش ن، تربیت متخصص در ها، دیده شدن محترمانه ایران در جهان را فراهم کرد. حتی در سال ۱۳۵۲ ایران ایر به یکی از بهترین شرکت های هواپیمایی جهان تبدیل شد اما بعد گفت: م و مشارکت و نظرخواهی و تبادل آراء ممنوع. به نوعی به مردم گفته شد که مقدّرات کشور فقط در ملاحظات، محاسبات و منافع یک فرد تعیین می شود. او مانع از تأمین یک نیاز مدنی شد. نمی شود در یک جامعه صدها هزار متخصص تربیت کرد، بعد مستقیم و غیر مستقیم به آنها گفت شماها در جهت گیری کشور کاره ای نیستید.

این کار درستی بود که ایران در دهه چهل شمسی سراغ صنعت، اقتصاد، تولید، شهرنشینی، نوسازی عمرانی، آموزش عمومی و ارتباطات گسترده بین المللی رفت اما وقتی شهروندان وارد مرحله بعدیِ نیازها شدند، نظام مانع شد. استبداد فردی با شدت بالاتری از ۱۳۴۸ آغاز شد. نظام تصمیم گیری به نیازهای طیف وسیعی از شهرنشینان و تحصیل کرده ها بی تفاوت بود. بنابراین، بحران ها روی هم انباشته شدند.

تداوم (consistency) ناشی از انجام دادن هر کاری در زمان و مکان خاص خودش است. در خانواده، در بنگاه، در جامعه و در حکمرانی، اولین نشانه های مشکل زمانی است که نیازهای طرفین نادیده گرفته شوند.

چرچیل سه بار در زندگی کاملاً ش ت خورد ولی باز ظهور کرد. او تا آنجا پیش رفت که رفتار ناجوانمردانه سیاستمداران را علائم نیاز بعضی از آنان دانست. او انتظار رفتار اخلاقی از جانب عموم سیاستمداران را نداشت. چرچیل در اوا عمر زمانی که یک خبرنگار از او پرسید: چه مسئله ای شما را در زندگی بیش از همه آزار داد و شما را رنجاند، گفت: بی خو .

او معتقد بود افراد قوی، طیفی از نیاز دارند و افراد ضعیف، طیف دیگر.

به رسمیت شناختن نیازهای دیگران، اولین شرط اعتمادسازی است. چرا بعد از سونامی ژاپن، مردم ۱۸۰ میلیون دلار پول نقد را جمع آوری کرده به ت دادند؟ چون نیازی به آن پول نداشتند. چرا وقتی یک ایرانی سعی کرد ممیز مالیاتِ آلمانی را فریب دهد، نتوانست؟ چون ممیز مالیاتی دسته چکی را به او نشان داد که با اجازه ت آلمان هر چه می خواست می توانست تهیه کند و نیازی به رشوه نداشت.

آیا تجربه کرده اید که بعضی ها از ۱۰ جمله­ ای که می گویند، یازده جمله آن دروغ است؟ آنها برای بقا، رشد، دسترسی به امکانات، رفع محرومیت های گذشته، نیاز به دروغ گفتن دارند. به عبارتی کوتاه تر، نیازهای گذشته و حال آنان برطرف نشده است. در ایجاد یک نظام اجتماعی سالم باید کاری کرد تا افراد نیازهایشان برطرف شود تا دروغ نگویند و رفتارهای نامعقول نداشته باشند.

پایداری در ارتباط، در مدیریت، در دوستی، در تولید، در بازرگانی، در همسایگی، در حکمرانی و در سیاست خارجی محتاج تشخیص نیازهای طرف مقابل است.

آبراهام ماسلو (abraham maslow)، نظریه پرداز هرم نیازها تا آنجا پیش می رود که نیاز به احترام را مطرح می کند ولی آن را در رتبه چهارم بعد از نیازهای فیزیولوژیک، ایمنی و عاطفی قرار می دهد.

در هفته جاری، نویسنده ای (michael wolff) آن قدر احساس و امنیت کرد که در کت به نام (fire and fury) رئیس جمهور را شخصی با بی ثباتی روانی توصیف کرد. رئیس جمهور نیز در پاسخ، خود را شخصی موفق در کار اقتصادی و خطاب و صفت نابغه را به خود منتسب کرد. هر دو، نیاز به بیان را تجربه د، ضمن این که نیاز به غذا، مسکن، دیده شدن، فرصت رشد، فرصت رقابت و فرصت طرح آزادانه دیدگاه های خود را قبلاً تجربه کرده اند.

این در سیستمی اتفاق افتاد که علیرغم صدها فراز و نشیب، بحران، جنگ داخلی و جنگ های خارجی تا به امروز ۲۴۲ سال تداوم داشته است. تصور کنید شدن یک خانم تحصیل کرده مهاجر افغانی و یک سیک هندی در کانادا، چه روحیه و رفع نیازی در میان میلیون ها مهاجر کانا ایجاد می کند. همه شهروندان یک جامعه نیاز به رفع نیازها، توجه و احترام دارند.

پایداری سیستم ها منوط به رفع نیازهای انی است که در آن زندگی می کنند.»

برچسب ها : سریع القلم: چرا این قدر ناپایدار هستیم؟ - نیازهای ,نیازی ,کشور ,است؟ ,دارند ,نظام ,حدّ، فراز ,نشیب دارد؟ ,دفتر مخصوص ,سیاست خارجی ,منحنی رفتاری
سریع القلم: چرا این قدر ناپایدار هستیم؟ نیازهای ,نیازی ,کشور ,است؟ ,دارند ,نظام ,حدّ، فراز ,نشیب دارد؟ ,دفتر مخصوص ,سیاست خارجی ,منحنی رفتاری
شهادت تسلیت

**************************************************************

شهادت

               و اسوه صبر و تدبیر، صداقت و معرفت و مجاهدت



جعفر صادق علیه السلام

      

بر همه دوستداران ایشان تسلیت باد


**************************************************************

برچسب ها : شهادت تسلیت
شهادت تسلیت
رونمائی از طرح ناسا برای مبارزه رباتیک با تهدیدهای فضایی
سیارک ها اجسام نامنتظمی از جنس ص ه و ف هستند که به دور خورشید گردش می کنند.

سازمان هوانوردی و فضایی ملی ایالات متحده (ناسا) از برنامه جدید خود برای مقابله با تهدید و از میان بردن سیارک های بالقوه خطرناک واقع در زمین، رونمائی کرد.

رونمائی از طرح ناسا برای مبارزه رباتیک با تهدیدهای فضایی

به گزارش یورونیوز، دفتر سیاستگذاری علم و فناوری کاخ سفید، سند جدیدی را با عنوان «استراتژی و طرح اقدام ملی آمادگی در زمین» منتشر کرد. این سند ۱۸ صفحه حاوی اقداماتی است که ناسا و آژانس فدرال مدیریت شرایط اضطراری طی ۱۰ سال آینده برای جلوگیری از آسیب برخورد سیارک ها با زمین و آماده سازی شرایط کشور برای مقابله با عواقب احتمالی چنین رخدادهایی باید صورت دهند.

سیارک ها اجسام نامنتظمی از جنس ص ه و ف هستند که به دور خورشید گردش می کنند.

لویکتی لوئیس، رئیس آژانس فدرال مدیریت شرایط اضطراری که در جریان کنفرانس مطبوعاتی رونمایی از سند مذکور سخن می گفت، تاکید کرد که هر چند احتمال برخورد این سیارک ها با زمین بسیار پایین است ولی همین برخورد بعید می تواند پیامدهای جبران ناپذیری برای زمین به همراه داشته باشد.

در همین خصوص، لیندی جانسون، افسر دفاع فضایی ناسا نیز گفت که این سند افزون بر ارائه را ارهایی برای انحراف و نابود این سیارک ها، به ت ایالات متحده نیز کمک خواهد کرد تا پروتکل های لازم را برای اتخاذ تصمیم درست در مواقع رویارویی با خطر برخورد این سیارک ها با زمین، تهیه کند.

به گفته آقای جانسون حفاظت از زمین در برابر سیارک ها برعهده فضانوردان نخواهد بود و اساسا چنین ایده ای ناشی از رویکرد سینمایی به موضوع است بلکه مطابق برنامه ناسا، فضاپیماهای کاملا رباتیک مبارزه با سیارک ها را انجام خواهند داد.

در واقع این سند پنج هدف عمده را دنبال می کند: افزایش توانایی برای تشخیص، ردی و تعیین سیارک های نزدیک زمین، کاهش ریسک فعلی در مقابله با آنها و کمک به مدلسازی برای تصمیم گیری دقیق تر و موثرتر در خصوص آنها.

اخترشناسان معتقدند در حال حاضر بیش از ۸ هزار شئ معلق در اطراف زمین وجود دارد که کوچک ترین آنها حداقل ۱۴۰ متر طول دارد و در صورت برخورد با زمین می تواند مساحتی به وسعت یک ای را ت یب کند. البته نتایج تحقیقات اخیر نشان می دهد که این تعداد شئ معلق برآورد شده تنها معادل یک سوم سیارک هایی است که اطراف زمین وجود دارند.

هر چند برخورد سیارک های کوچکتر می تواند اثرات کمتری داشته باشد ولی در همین سطح هم برخورد یک ص ه ۱۹ متری به روسیه که در سال ۲۰۱۳ رخ داد، موجب زخمی شدن یکهزار و ۲۰۰ نفر و وارد آمدن خسارت به هزاران ساختمان در فاصله ۹۳ کیلومتری شد.

به همین دلیل ناسا اخیرا تلاش خود را برای شناسائی سیارک های کوچکتری متمرکز کرده که تا کنون ناشناخته باقی مانده بودند ولی احتمال می رفت که در صورت برخورد با زمین پیامدهای جبران ناپذیری داشته باشند.

بر همین اساس، ناسا در جریان رونمایی از سند دفاعی خود مدعی شد که ۹۵ درصد از سیارک های خطرناک را که می توانند طی قرن حاضر موجب رخداد فجایع انسانی و بلایای طبیعی خطرناک در زمین بشوند، شناسائی کرده و آمادگی برای برخورد و مقابله با این فجایع و خطرات به شدت افزایش یافته است.

برچسب ها : رونمائی از طرح ناسا برای مبارزه رباتیک با تهدیدهای فضایی - برخورد ,زمین ,ناسا ,سیارک ها ,همین , , برای ,پیامدهای جبران ,شرایط اضطراری ,مدیریت شرایط ,جبران ناپذیری ,مدیریت شرایط اضطراری ,پیامدهای جبران نا?
رونمائی از طرح ناسا برای مبارزه رباتیک با تهدیدهای فضایی برخورد ,زمین ,ناسا ,سیارک ها ,همین , , برای ,پیامدهای جبران ,شرایط اضطراری ,مدیریت شرایط ,جبران ناپذیری ,مدیریت شرایط اضطراری ,پیامدهای جبران نا?
رونمائی از طرح ناسا برای مبارزه رباتیک با تهدیدهای فضایی
سیارک ها اجسام نامنتظمی از جنس ص ه و ف هستند که به دور خورشید گردش می کنند.

سازمان هوانوردی و فضایی ملی ایالات متحده (ناسا) از برنامه جدید خود برای مقابله با تهدید و از میان بردن سیارک های بالقوه خطرناک واقع در زمین، رونمائی کرد.

رونمائی از طرح ناسا برای مبارزه رباتیک با تهدیدهای فضایی

به گزارش یورونیوز، دفتر سیاستگذاری علم و فناوری کاخ سفید، سند جدیدی را با عنوان «استراتژی و طرح اقدام ملی آمادگی در زمین» منتشر کرد. این سند ۱۸ صفحه حاوی اقداماتی است که ناسا و آژانس فدرال مدیریت شرایط اضطراری طی ۱۰ سال آینده برای جلوگیری از آسیب برخورد سیارک ها با زمین و آماده سازی شرایط کشور برای مقابله با عواقب احتمالی چنین رخدادهایی باید صورت دهند.

سیارک ها اجسام نامنتظمی از جنس ص ه و ف هستند که به دور خورشید گردش می کنند.

لویکتی لوئیس، رئیس آژانس فدرال مدیریت شرایط اضطراری که در جریان کنفرانس مطبوعاتی رونمایی از سند مذکور سخن می گفت، تاکید کرد که هر چند احتمال برخورد این سیارک ها با زمین بسیار پایین است ولی همین برخورد بعید می تواند تبعات جبران ناپذیری برای زمین به همراه داشته باشد.

در همین خصوص، لیندی جانسون، افسر دفاع فضایی ناسا نیز گفت که این سند افزون بر ارائه را ارهایی برای انحراف و نابود این سیارک ها، به ت ایالات متحده نیز کمک خواهد کرد تا پروتکل های لازم را برای اتخاذ تصمیم درست در مواقع رویارویی با خطر برخورد این سیارک ها با زمین، تهیه کند.

به گفته آقای جانسون حفاظت از زمین در برابر سیارک ها برعهده فضانوردان نخواهد بود و اساسا چنین ایده ای ناشی از رویکرد سینمایی به موضوع است بلکه مطابق برنامه ناسا، فضاپیماهای کاملا رباتیک مبارزه با سیارک ها را انجام خواهند داد.

در واقع این سند پنج هدف عمده را دنبال می کند: افزایش توانایی برای تشخیص، ردی و تعیین سیارک های نزدیک زمین، کاهش ریسک فعلی در مقابله با آنها و کمک به مدلسازی برای تصمیم گیری دقیق تر و موثرتر در خصوص آنها.

اخترشناسان معتقدند در حال حاضر بیش از ۸ هزار شئ معلق در اطراف زمین وجود دارد که کوچک ترین آنها حداقل ۱۴۰ متر طول دارد و در صورت برخورد با زمین می تواند مساحتی به وسعت یک ای را ت یب کند. البته نتایج تحقیقات اخیر نشان می دهد که این تعداد شئ معلق برآورد شده تنها معادل یک سوم سیارک هایی است که اطراف زمین وجود دارند.

هر چند برخورد سیارک های کوچکتر می تواند اثرات کمتری داشته باشد ولی در همین سطح هم برخورد یک ص ه ۱۹ متری به روسیه که در سال ۲۰۱۳ رخ داد، موجب زخمی شدن یکهزار و ۲۰۰ نفر و وارد آمدن خسارت به هزاران ساختمان در فاصله ۹۳ کیلومتری شد.

به همین دلیل ناسا اخیرا تلاش خود را برای شناسائی سیارک های کوچکتری متمرکز کرده که تا کنون ناشناخته باقی مانده بودند ولی احتمال می رفت که در صورت برخورد با زمین تبعات جبران ناپذیری داشته باشند.

بر همین اساس، ناسا در جریان رونمایی از سند دفاعی خود مدعی شد که ۹۵ درصد از سیارک های خطرناک را که می توانند طی قرن حاضر موجب رخداد فجایع انسانی و بلایای طبیعی خطرناک در زمین بشوند، شناسائی کرده و آمادگی برای برخورد و مقابله با این فجایع و خطرات به شدت افزایش یافته است.

برچسب ها : رونمائی از طرح ناسا برای مبارزه رباتیک با تهدیدهای فضایی - برخورد ,زمین ,ناسا ,سیارک ها ,همین , , برای ,تبعات جبران ,شرایط اضطراری ,مدیریت شرایط ,جبران ناپذیری ,مدیریت شرایط اضطراری ,تبعات جبران ناپذیری ,?
رونمائی از طرح ناسا برای مبارزه رباتیک با تهدیدهای فضایی برخورد ,زمین ,ناسا ,سیارک ها ,همین , , برای ,تبعات جبران ,شرایط اضطراری ,مدیریت شرایط ,جبران ناپذیری ,مدیریت شرایط اضطراری ,تبعات جبران ناپذیری ,?
تحولات مسکن پایتخت در داد/کاهش۲۲درصدی معاملات آپارتمان

تعداد معاملات آپارتمان های مس ی شهر تهران در دادماه ۹۷ به ۱۴.۹ هزار واحد مس ی رسید که نسبت به ماه قبل ۲۲.۱ درصد و نسبت به مدت مشابه سال گذشته نیز ۳.۱ درصد کاهش داشته است.

به گزارش  مهر، بانک مرکزی گزارشی از «تحولات مسکن شهر تهران در داد ماه سال ۱۳۹۷» را منتشر کرد که بر اساس آن، متوسط قیمت ید و فروش یک متر مربع زیربنای واحد مس ی معامله شده از طریق بنگاه های معاملات ملکی شهر تهران ۶۵.۱ میلیون ریال بود که نسبت به ماه قبل ۹.۸ درصد و نسبت به ماه داد ۹۶ معادل ۸.۴۵ درصد افزایش را نشان می دهد.

این گزارش می افزاید: در سه ماهه نخست سال ۱۳۹۷، تعداد معاملات آپارتمان های مس ی شهر تهران به ۳۹ هزار واحد مس ی بالغ شد که در مقایسه با مدت مشابه سال پیش از آن، ۵.۲ درصد افزایش نشان می دهد.

گزارش تحولات بازار مسکن شهر تهران در داد ماه سال ۱۳۹۷ که برگرفته از آمار های خام سامانه ثبت معاملات املاک و مستغلات کشور است، توسط اداره بررسی ها و سیاست های اقتصادی بانک مرکزی تهیه و منتشر شده است.

برچسب ها : تحولات مسکن پایتخت در داد/کاهش۲۲درصدی معاملات آپارتمان - معاملات ,تهران ,درصد ,مس ی , داد ,مسکن ,واحد مس ی ,هزار واحد ,بانک مرکزی ,درصد افزایش ,نشان می دهد ,معاملات آپارتمان های مس ی ,تعداد معاملات آپارتم
تحولات مسکن پایتخت در داد/کاهش۲۲درصدی معاملات آپارتمان معاملات ,تهران ,درصد ,مس ی , داد ,مسکن ,واحد مس ی ,هزار واحد ,بانک مرکزی ,درصد افزایش ,نشان می دهد ,معاملات آپارتمان های مس ی ,تعداد معاملات آپارتم
درباره جنگ آب شنیده بودیم اما حالا کم کم داریم آن را می بینیم
عبدالحمید خدیری مردم بوشهر
«ما قبلاً درباره جنگ آب چیزهایی شنیده بودیم اما حالا کم کم داریم آن را با چشم خودمان می بینیم. مردم هر منطقه برای مقدار کمی آب به مردم منطقه ای دیگر توهین می کنند و کینه به دل می گیرند چون آب چیزی نیست که مردم بتوانند از آن بگذرند. هر به فکر شهر، روستا و خانواده خودش است.»

عبدالحمید خدیری مردم بوشهر در مجلس در مورد وضعیت کم آبی در این استان می گوید: «واقعاً جای تأسف دارد که کشورهای عربی با اقلیمی به مراتب خشک تر از استان های ما سال ها است که موضوع آب را مدیریت کرده اند و از آب شیرین کن ها استفاده می کنند در حالی که ما در کنار خلیج فارس با مشکل آب دست و پنجه نرم می کنیم و جامعه مان در معرض فروپاشی قرار گرفته است.»

به گزارش اعتمادآنلاین، هر روز تصاویر مردم ا و روستاهای مختلف کشور که برای گرفتن آب شیرین صف بسته اند، در شبکه های مجازی دست به دست می شود. عبدالحمید خدیری مردم بوشهر در مجلس در مورد وضعیت کم آبی در ا روستاهای این استان، به اعتمادآنلاین می گوید: «استان بوشهر وارد ماه های کم آبی و بحران آب شده است. وضع در ا و روستاهای جنوبی به مراتب بدتر است. مناطقی مانند دشستان به معنای واقعی کلمه آب ندارند. چطور باید بگوییم که مردم آب ندارند؟»

او ادامه می دهد: «ما قبلاً درباره جنگ آب چیزهایی شنیده بودیم اما حالا کم کم داریم آن را با چشم خودمان می بینیم. مردم هر منطقه برای مقدار کمی آب به مردم منطقه ای دیگر توهین می کنند و کینه به دل می گیرند چون آب چیزی نیست که مردم بتوانند از آن بگذرند. هر به فکر شهر، روستا و خانواده خودش است.»

خدیری در جواب اینکه چرا از آب شیرین کن ها برای تأمین آب مورد نیاز مردم استفاده نمی شود، می گوید: «آب شیرین کن ها تازه در دست احداث هستند و در بهترین ح برای سال آینده آماده می شوند. ما قبلاً هم به مسئولان هشدار داده بودیم که وضعیت آب در مناطق مختلف بوشهر رو به وخامت می رود و باید هرچه سریع تر در مورد استفاده از آب شیرین کن ها اقدام کنند اما این اتفاق نیفتاد.»

او ادامه می دهد: «واقعاً جای تأسف دارد که کشورهای عربی با اقلیمی به مراتب خشک تر از استان های ما سال ها است که موضوع آب را مدیریت کرده اند و از آب شیرین کن ها استفاده می کنند در حالی که ما در کنار خلیج فارس با مشکل آب دست وپنجه نرم می کنیم و جامعه مان در معرض فروپاشی قرار گرفته است.»

خدیری به مشکلات زیرساختی هم اشاره می کند و می گوید: «بارها در سطح استان جلسه برگزار کرده ایم و به مسئولان مختلف گفته ایم که باید یک فکر اساسی برای اصلاح زیرساخت ها انجام داد. در حال حاضر ما نزدیک به 40 تا 45 درصد هدر رفت آب داریم. در منطقه ای که هر قطره آب ارزشمند است چرا باید این همه هدر رفت وجود داشته باشد؟ نمی شود که مسئولان نه به فکر اصلاح مشکلات باشند و نه به راه تازه ای فکر کنند اما انتظار داشته باشند مشکلات حل شود. همه چیز را نمی توان گردن خشک سالی انداخت.»

برچسب ها : درباره جنگ آب شنیده بودیم اما حالا کم کم داریم آن را می بینیم - مردم ,بوشهر ,بودیم ,داریم ,خدیری ,مورد ,شنیده بودیم ,عبدالحمید خدیری ,مردم بوشهر ,خدیری , مردم ,عبدالحمید خدیری ,مورد وضعیت کم آبی ,آب شیرین کن ها
درباره جنگ آب شنیده بودیم اما حالا کم کم داریم آن را می بینیم مردم ,بوشهر ,بودیم ,داریم ,خدیری ,مورد ,شنیده بودیم ,عبدالحمید خدیری ,مردم بوشهر ,خدیری , مردم ,عبدالحمید خدیری ,مورد وضعیت کم آبی ,آب شیرین کن ها
یک ژن پیری شناسایی شد

محققان بوفالو ژنی را شناسایی د که مانع تقسیم سلولی شده و یکی از عوامل بروز عوارض پیری محسوب می شود.

به گزارش ایرنا از پایگاه خبری ساینس دیلی، قابلیت سلول های طبیعی در تقسیم شدن دارای محدودیت است و پس از مدتی به سلول های پیری تبدیل می شوند که توانایی تقسیم شدن را از دست داده اند. مشکل اینجاست که به مرور زمان این سلول های پیر درون بدن می کنند و در نهایت موجب بروز بخشی از عوارض پیری از جمله افزایش خطر دیابت، بیماری های قلبی، هاب مفاصل و آب مروارید می شوند.

در این تحقیقات، محققان به طبقه بندی ژن هایی پرداختند که در فرآیند پیری سلول ها موثر هستند. در جریان آزمایش های مختلف ژنی موسوم به cd36 شناسایی شد که به نظر می رسید در پیری سلول ها نقش برجسته ای دارد. به همین علت محققان به بررسی رابطه این ژن با پدیده پیری پرداختند.

در واقع محققان با تشدید فعالیت این ژن در سلول های جوان توانستند تقسیم سلول ها را بسیار زودتر از ح عادی متوقف کنند. آنچه موجب افزایش نگرانی محققان شد این بود که حتی پس از پا ازی ظرف از سلول های پیر و جایگزینی آن ها با سلول های جدید، اثر پیری ادامه داشت و به سلول های جدید نیز سرایت کرد.

نتایج این تحقیقات ژن cd36 را به عنوان یک هدف مهم برای تحقیقات بعدی در رابطه با جلوگیری از پیری معرفی می کند.

گزارش کامل این تحقیقات در نشریه molecular omics منتشر شده است.

برچسب ها : یک ژن پیری شناسایی شد - سلول ,پیری ,محققان ,تقسیم ,شناسایی ,تحقیقات ,پیری سلول ,عوارض پیری ,پیری شناسایی
یک ژن پیری شناسایی شد سلول ,پیری ,محققان ,تقسیم ,شناسایی ,تحقیقات ,پیری سلول ,عوارض پیری ,پیری شناسایی
دیدگاههای برخی تحلیلگران و فعالان اقتصادی درباره اکنونِ اقتصاد ایران

آقای سیف گفت نمی دانم در شرایط فعلی ارزی چه کار کنم

تاریخ: ۳/تیر/۹۷
رئیس icc امروز در جلسه هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران که با حضور امور خارجه در اتاق ایران برگزار شد، گفت: رشد و توسعه در شرایط فعلی 4 محور انگیزه بخش خصوصی، انباشت سرمایه، روابط بین المللی متناسب و مدیریت اقتصادی دارد.

آقای سیف گفت نمی دانم در شرایط فعلی ارزی چه کار کنم

محمدمهدی ب یش رئیس icc امروز در جلسه هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران که با حضور امور خارجه کشورمان در اتاق ایران برگزار شد، گفت: جناب آقای من به صراحت خدمت شما عرض می کنم که ما به طرف محاصره اقتصادی پیش می رویم و از 4 نوامبر به نوعی محاصره اقتصادی خواهیم داشت.

وی اظهار داشت: به احتمال زیاد باید دوباره کوپن ها را در بیاوریم، همین طور که الان ارز کوپنی شده و می دانید که روز به روز هم حتی آنهایی که ثبت سفارش کرده اند، دست شان به جایی نخواهد رسید.

وی با اشاره به تحریم های پیش رو بیان داشت: بنابراین ضمن اینکه 50 درصد درآمد نفت کم می شود، انتقال پول هم به بدترین شکل انجام می شود، زیرا این مورد را یی ها در اوا دوره قبلی تحریم ها یاد گرفتند که بهترین جایی که می توانند به اقتصاد لطمه بزنند آن است که جلوی انتقال پول را بگیرند.

ب یش تصریح کرد: هنوز چند ماه به تحریم ها مانده اما تکانه های آن به شدت حس می شود.

وی اظهار داشت: دو در ک نه ترامپ تغییر کرد و بازار ارز ما به هم ریخت و هنوز هم از پس آن بر نیامده ایم به طوری که امروز قیمت ارز به 7800 تومان رسیده است.

معاون اقتصادی اتاق بازرگانی ایران بیان داشت: دیروز خدمت آقای سیف رئیس کل بانک مرکزی بودم که به من گفت، نمی دانم چه کار کنم.

وی اظهار داشت: علت اینکه ما شفافیت اقتصادی را قبول نمی کنیم چیست؟ شما که در در دوره قبلی موفق بودید، به طوری که یی ها مدام بر سر خود می زنند و می گویند ایرانی ها بر سر ما کلاه می گذارند.

وی در ادامه بیان داشت: رشد و توسعه در شرایط فعلی 4 محور انگیزه بخش خصوصی، انباشت سرمایه، روابط بین المللی متناسب و مدیریت اقتصادی دارد.

وی اظهار داشت: اکنون با مدیریت اقتصادی، اقتصاد را نمی شود تنظیم کرد و آقایان سیف و نهاوندیان با سیاست اقتصادی تا زمانی که روابط بین الملل سامان نگیرد، نمی توانند برای اقتصاد کاری کنند.

وی خطاب به امور خارجه کشورمان گفت: آقای ظریف بار بر دوش شماست، شما هستید که دنیا را می شناسید و راه مذاکره را می دانید و شما هستید که در موفق بودید، اگر جسارت تان بیشتر شود و بزرگان نظام را قانع کنید، می توانید مملکت را نجات دهید.







مردم با داغ دلار و سکه تیشه به ریشه آینده خود نزنند/ اقتصاد امروز ایران را باید دوران ابهام نام گذاشت

تاریخ: ۴/تیر/۹۷ 
منبع: فارس

یک اقتصاددان، هاب و نابسامانی امروز اقتصادی را ناشی از سیاست های نادرست و غیرسالم و ناکارآمد ت دانست و گفت: آثار چنین سیاست هایی در دورانی که همه چیز عادی است، نمی تواند آثار م ب خود را جلوه دهد.


مردم با داغ دلار و سکه تیشه به ریشه آینده خود نزنند/ اقتصاد امروز ایران را باید دوران ابهام نام گذاشت

احمد روستا اقتصاد   بورس ، پیرامون دلایل بروز هاب و نابسامانی اقتصادی در ایران گفت: شرایط امروز حاصل یک نظام اقتصادی نادرست، ناسالم و غیرکارآمد است که آثار ناشی از آنها در زمانی که همه چیز عادی است، نمی تواند به خوبی جلوه کند.

وی افزود: وقتی اقتصاد کشور گرفتار محدودیت ها می شود در آن زمان می تواند متوجه آثار م ب نظام اقتصادی غیرکارآمد باشد، آنچه امروز باعث بروز نابسامانی و هاب در اقتصاد شکننده ایران شده ناشی از مدیریت ضعیف و بی توجهی به نظام اقتصادی علمی و منطقی است که ریشه های آن به چند سال و ماه منتهی نمی شود، بلکه حاصل دوره های طولانی بوده که به دلیل نادیده گرفته شدن و همچنین سوء مدیریت ها به همراه نظام اقتصادی ضعیف باعث بروز آن شده است.

به گفته وی، در عین حال همزمان با این متغیرها، حرکت های منفی از جمله ، رانت خواری و یا فعالیت ها غیراخلاقی و ضد ارزشی در جامعه شکل گرفته که به طور حتم همه این نارسایی ها در یک جا خود را نشان می دهد.

روستا با بیان اینکه تصمیمات احساسی و هیجانی در کنار متغیرهای درونزا و برونزا در حوزه سیاست داخلی و خارجی کشور همچنین سهل انگاری ها باعث بروز پدیده امروز در اقتصاد ایران شده است.

این اقتصاددان با بیان اینکه شرایط کنونی اقتصاد ایران را باید به دوره ابهام نامگذاری کرد، گفت: در این دوره هیچ شخص حقیقی و حقوقی  با اطمینان و خیال آسوده و با شفافیت بالا نمی تواند دورنمای اقتصاد را پیش بینی کند، چرا که امواج م بی که هم اکنون از اقتصاد ایران صادر می شود، به حدی م ب است که امکان درگیر همه بخش های اقتصاد کشور را دارد.

وی افزود: مردم علم [داشته باشند] به اینکه آنچه در حال رخ دادن است، در راستای فروپاشی نظام اقتصادی است که ریشه در گذشته داشته و تصمیمات امروز در کنار وعده های تو خالی و همچنین نسخه های غیرعلمی از سوی اشخاصی که متخصص امور نیستند، در امور اقتصادی، حاصل شده است.

به گفته روستا وقتی الفبای اقتصاد را قبول نداریم و با فرافکنی همواره وعده های توخالی به مردم داده می شود که با اوضاع و احوال کنونی کشور هیچ گاه شدنی نیست، در کنار دامن زدن سایر متغیرهای داخلی و خارجی به این شرایط، طبیعی است که شرایطی نااطمینان و توام با هاب را در اقتصاد شاهد باشیم.

این اقتصاددان پذیرش و قبول حضور در بدترین شرایط اقتصادی از سوی تمردان را به عنوان اصل نخست در آسیب شناسی شرایط فعلی و راه یافتن را ارهای پیرامونی آن عنوان کرد و افزود: رها افسار گرانی و رکود باعث شده، هیچ شخصی بر مبنای علمی و اصولی نتواند تئوری جدیدی یا دست کم را اری را برای برون رفت از شرایط فعلی ارائه دهد.

به گفته روستا، شکاف میان کارشناسان و مدیران باعث شده، ضمن عدم ارائه را اری روشن برای بهبود شرایط اقتصادی، همواره باعث فراری دادن کارشناسان و متخصصان به دلیل نگرانی از برچسب های و یا حتی احتمال دستکاری نسخه های اقتصادی در مرحله اجرا وجود داشته باشد. این شرایط باعث شده اغلب کارشناسان و اقتصاددانان ترجیح دهند، در انزوا و گوشه نشینی خود مایل به ارائه فکر جدید و یا را ار به مدیران ارشد کشور نباشند.

این در برابر پرسش خبرنگار فارس مبنی بر اینکه تا چه حد رفتار عموم برای تبدیل نقدینگی به ارز و سکه و یا احتکار کالاهای ارز محور صحیح و منطقی است، گفت: این رفتارها هیچ گاه درست نبوده و از مردم استدعا دارم، با چنین اقداماتی به دست خود تیشه به ریشه آینده کشور و فرزندانشان نزنند.

وی افزود: امروز هر شخصی که از هاب بازارها منفعتی بادآورده را ب کند، در آینده به طور حتم بازنده خواهد بود.

روستا یادآور شد: متاسفانه هیجان جام جهانی فوتبال باعث شده تا منطق اقتصاد و تمرکز بر بخش های ملتهب آن در حاشیه قرار گیرد، در حالی که هیچ ی به فکر این نیست که باید چگونه با وضعیت کنونی روبرو شد و به جای یافتن مقصر به دنبال عوامل پدید آمدن چنین فضایی باشند.

وی در برابر این پرسش که چرا برخی کشورها از جمله ترکیه علیرغم مواجهه با شرایط نامساعد اقتصادی در دوره های مختلف وقتی از مردم کمک می خواهند با استقبال آنها از طریق سپردن طلای خود و همین طور ارز برای حمایت از ت روبروست، اما در ایران چنین رفتارهایی وجود ندارد، گفت: وقتی نوعی ناباوری میان مردم و تمردان شکل بگیرد و وقتی اعتماد در جامعه از دست رفته، به طور طبیعی مردم از انی تاثیر می پذیرند که هیچ گاه تفکر عمیقی نداشته و فقط در راستای منافع شخصی خود فکر می کنند. رفتاری که ظاهری فریبنده داشته، اما از باطن م ب برخوردار است، بنابراین طبیعی است که در فضای ترس و نااطمینانی و بی اعتمادی برای مردم وعده های جدید باور پذیر نباشد.






هابات بازار ارز به نفع هیچ ی نیست

تاریخ: ۳/تیر/۹۷
منبع: ایسنا

با شدت گرفتن نوسان در بازار غیررسمی ارز، تقاضا برای ید افزایش یافته که این امر بر هابات آن افزوده است. تحلیلگران بازار در کنار انتقادات نسبت به سیاست های اخیر ارزی، از مردم می خواهند که اینگونه بازار ارز را جارو نکنند؛ زیرا این اوضاع را برای آنها بدتر می کند.


 هابات بازار ارز به نفع هیچ ی نیست

قیمت دلار امروز (یک شنبه) در بازار غیررسمی به ۸۷۰۰ تومان رسیده است. این ارز در هفته گذشته تا حدود ۷۴۰۰ تومان قیمت خورده بود، اما در فاصله دو روز بیش از ۱۰۰۰ تومان گران شده که جای تامل دارد. نرخ یورو هم به ۹۵۰۰ تومان رسیده است. شدت گرفتن نوسان در بازار ارز موجب ایجاد و تکرار روال قبلی یعنی هجوم متقاضیان برای ید ارز شده؛ به طوری که بررسی های میدانی از این حکایت دارد که خانوارها برای یدهای د وارد بازار شده و به دنبال دریافت دلار هستند. البته در کنار آن تقاضای سرمایه ای و تجاری نیز وجود دارد. صرافان می گویند در این بین حتی افرادی می آیند که با دریافت حقوق حدود دو میلیون تومانی خود می خواهند آن را به دلار تبدیل کنند.

صرافان و دلالان بازار ارز از روند رو به رشد قیمت ها در دو روز گذشته متعجب مانده و می گویند بازار ثبات ندارد و هر لحظه ممکن است قیمت ها تا بیش از این افزایش پیدا کرده یا ممکن است سقوط کند. صرافان معتقدند در مدت اخیر عرضه ارز بسیار کاهش یافته و ارز بازار تامین نشده  و این خود با توجه به تقاضایی که وجود دارد بر هابات آن افزوده است.

اما در شرایط پیش آمده برای بازار ارز، گفت وگو با تحلیلگران ارز از این حکایت دارد که متاسفانه در شرایطی که عرضه کم و تقاضای خانگی، تجاری و سرمایه ای در بازار بالا می رود، نمی توان انتظاری غیر از این داشت و افزایش قیمت ها طبیعی است. به گفته آنان به هرحال وقتی که بانک مرکزی نتوانسته در سیاست های جدید ارزی تمامی تقاضاهای موجود را تعریف و پاسخ دهد، مشخص است که این تقاضا به سمت بازار ارز حرکت خواهد کرد.

در  این باره افسری - تحلیلگر بازار ارز - بر این تاکید دارد که از همان ابتدای اجرای سیاست ارزی بارها تحلیلگران و کارشناسان هشدار دادند که این روند و سیاست نمی تواند پاسخگوی بازار ارز باشد و باید ت بازار غیررسمی را به رسمیت بشناسد ولی متاسفانه بی توجهی مسوولان به هشدار کارشناسان اکنون چنین نتایجی را رقم زده است. به هرحال تصمیمات اتخاذ شده نمی تواند همیشه درست باشد و باید به نظر کارشناسان اهمیت داده شود.

وی می گوید: اگر در فروردین ماه که نوسان بازار  موجب عبور قیمت دلار از ۵۰۰۰ تومان شد به گونه ای بازار ارز کنترل و مدیریت می شد و چنین تصمیم های هیجانی گرفته نمی شد، به طور حتم اکنون وضعیت دلار اینگونه نبود.

این تحلیلگر بازار ارز با اشاره به رفتار هیجانی مردم در بازار ارز یادآور شد: نمی توان از مردم گله کرد؛ چرا که آنان حس می کنند متاسفانه ارزش پول شان در حال کاهش است و وقتی اقتصاد ما نمی تواند این تضمین را به آن ها بدهد که ثبات برقرار است در نهایت ممکن است دست به هر اقدامی بزنند. با این حال مردم باید بدانند که در این شرایط نباید به سمت هاب بازار و  هیجان آن کشیده شده و اینگونه بازار را جارو کنند. به هر حال گرچه رفتار مردم در بازار ارز ناشی از شرایط موجود است و آنها عامل اصلی آن نیستند، اما اصرار بر ایجاد تقاضای کاذب موجب بدتر شدن اوضاع موجود می شود که به نفع خود مردم نیست.

 از ۲۱ فروردین ماه سال جاری با شدت گرفتن نوسان بازار ارز و عبور قیمت ها از ۶۰۰۰ تومان، ت به یکباره تصمیم به اجرای سیاست جدید ارزی در بازار گرفت و با اعلام دلار ۴۲۰۰ تومانی و تعیین نرخ برای سایر ارزها امیدوار بود تا جریان گردش ارزی را کنترل کرده و ساماندهی کند. به همین منظور اعلام کرد که دیگر بازار ارز را به رسمیت نشناخته و معاملات ارزی صرافان ممنوع می شود. اما این سیاست اعمالی بر بازار ارز دوام نیاورد و از همان ابتدا بازاری که دیگر از نگاه مسئولان رسمیت نداشت، به فعالیت خود در فضایی غیرشفاف ادامه داد.

کارشناسان هشدار داده بودند که شرایط موجود به نفع حوزه ارزی پیش نخواهد رفت و نمی توان بازار ارز را اینگونه دستوری و با حذف بازیگران آن به ویژه صرافان اداره کرد. این در حالی است که هایی در مورد تغییرات در سیاست فعلی و نرخ موجود ارز مطرح است که ممکن است به زودی در مورد آن تصمیم گیری شود.







رییس سازمان برنامه و بودجه کشور مشکل کنونی را «افزایش اشتیاق و گرایش برای تبدیل موجودی ریال به ارز» دانست و گفت: منابع ارزی بیش از مصارف کشور است.


به گزارش ایرنا از خانه ملت، «محمدباقر نوبخت» افزود: درآمد ها و دریافت های ارزی کشور ۹۴ میلیارد دلار و مصارف کشور که بخش عمده آن واردات است از ۴۸ میلیارد دلار تا ۵۰ میلیارد دلار فراتر نمی رود.
توضیح داد: منابع ما از طریق فروش نفت حدود ۵۲ میلیارد دلار است. همچنین حدود ۴۵ میلیارد دلار از صادرات غیرنفتی حاصل می شود.

نوبخت ادامه داد: بخش عمده صادرات غیرنفتی پتروشیمی و فولاد و بخش دیگری از ده صادرات است و به ۸۰ درصد و ۲۰ درصد تقسیم می شود.
وی افزود: در صورتی که ۲۰ میلیارد دلار واردات خدمات به مصارف کشور اضافه شود حداکثر مصرف کشور از ۷۵ میلیارد دلار بیشتر نمی شود.

** گرایش برای تبدیل موجودی ریال به ارز
نوبخت تاکید کرد «مشکلی که در این زمینه وجود دارد و در چند ماه گذشته شدت گرفته، اشتیاق و گرایش برای تبدیل موجودی ریال به ارز است».
وی بیان کرد: ما می توانیم به کالا ها و خدمات ارز دهیم، اما نمی توانیم (هزینه) ویلا، خانه و سرمایه خارج کشور را تامین کنیم، اما به هر دلیلی مانند وجود نقدینگی، بسیاری تلاش می کنند ریال را به دلار تبدیل کنند که برای این تعداد درخواست، دلار نداریم.

رییس سازمان برنامه و بودجه یادآوری کرد امسال بیش از هفت میلیون قطعه سکه فروخته شد، اما کشور تا حدی می تواند این نیاز را تامین کند و اگر قرار باشد ریال به سکه تبدیل شود امکانپذیر نیست.
«تا امروز منابع کشور برای تامین نیاز های اساسی و ضروری پاسخگو بوده است، اما اگر همه به دنبال ید سکه، طلا و ... باشند هیچ کشوری قادر به تامین این مقدار نخواهد بود».

** سه نوع بودجه اضطراری برای شرایط بدبینانه
نوبخت افزود: برای شرایط بدبینانه سه نوع بودجه اضطراری بجز بودجه ای که قانون بودجه در اختیار گذاشته تهیه شده است که متناسب با اتفاقات از بودجه ها استفاده می شود.

وی اعلام کرد: ت تا بیست و پنجم دادماه ۹ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار ارز پرداخت.
رییس سازمان برنامه و بودجه همچنین اعلام کرد معوقات امسال پاداش بازنشستگی فرهنگیان حدود ۳ هزار و ۴۰۰ میلیارد تومان است که تا پایان شهریورماه پرداخت می شود.

** محاسبه قیمت کالا ها با نرخ ارز در بازار غیررسمی بی انصافی است
سخنگوی ت پرسید: آیا انصاف است عده ای کالا ها را با ارز ۴۲۰۰ تومانی وارد کنند، اما مبنای محاسبه قیمت کالا ها را ارز بازار غیررسمی یعنی مبلغی بیش از ۴۲۰۰ قرار دهند؟
«اگرچه تعداد این افراد محدود است، اما از دستگاه های نظارتی انتظار داریم قاطعانه از مردم حمایت کنند و در کنار مردم باشند».

وی از مردم خواست کنار ت باشند و به آنان هشدار داد با توجه به افزایش قیمت ارز، در بازار های غیررسمی و غیرقانونی گرفتار نشوند.
به گزارش ایرنا، ت از بیست و یکم فروردین ماه ی ان سازی نرخ ارز را با اعلام قیمت هر دلار ۴۲۰۰ تومان کلید زد و با تهیه و تصویب دستورالعمل هایی، شیوه های تخصیص ارز را اعلام کرد.




برچسب ها : دیدگاههای برخی تحلیلگران و فعالان اقتصادی درباره اکنونِ اقتصاد ایران - بازار ,دلار ,اقتصادی ,مردم ,اقتصاد ,شرایط ,میلیارد دلار ,نظام اقتصادی ,بازار غیررسمی ,شرایط فعلی ,برای تبدیل ,اتاق بازرگانی ایران ,رییس سازمان ب
دیدگاههای برخی تحلیلگران و فعالان اقتصادی درباره اکنونِ اقتصاد ایران بازار ,دلار ,اقتصادی ,مردم ,اقتصاد ,شرایط ,میلیارد دلار ,نظام اقتصادی ,بازار غیررسمی ,شرایط فعلی ,برای تبدیل ,اتاق بازرگانی ایران ,رییس سازمان ب
اجاره بها بازهم افزایش می یابد
کاهش 40 درصدی تولید مسکن در 5 سال گذشته
نایب رییس اتحادیه مشاوران املاک تهران با اشاره به کاهش 40 درصدی تولید مسکن در 5 سال گذشته می گوید: با وجود رکود حاکم بر بازار ید و فروش، با کمبود خانه مواجه هستیم و همین مساله قیمت خانه را گران تر کرده است. طبیعی است که وقتی بهای مسکن افزایش می یابد اجاره بها هم بیشتر شود.
پول نیوزبا پایان یافتن فصل امتحانات و آغاز فصل جابه جایی قیمت اجاره بها روند صعودی به خود گرفته است . نگاهی به آمارها نشان می دهد که اجاره بها در 3 ماه ابت سال رشد حدود 20 درصدی را نسبت به سال های گذشته تجربه می کند.

این رشد در شرایطی است که برخی از تمردان از عادی بودن روابط افزایش قیمت ها در بازار خبر می دهند. با این وجود فعالان بازار بر این باورند که گرانی اجاره بها به همین جا ختم نمی شود . 

حسام عقبایی نایب رییس اتحادیه مشاوران املاک با اشاره به کاهش 40 درصدی تولید مسکن در 5 سال گذشته، به پول نیوز می گوید: با وجود رکود حاکم بر بازار ید و فروش، با کمبود خانه مواجه هستیم و همین مساله قیمت خانه را گران تر کرده است. طبیعی است که وقتی بهای مسکن افزایش می یابد اجاره بها هم بیشتر شود.

به گفته او ، در حالی سالی حدود یک میلیون ازدواج به ثبت می رسد که تولید مسکن سالانه 300 هزار واحد است. این آمار به خوبی نشان می دهد که میزان عرضه با تقاضای بازار هم خوانی ندارد.

 

بازار را نمی توان با تعزیراتی کنترل کرد

اما در حالی برخی از نمایندگان مجلس بر این باورند که با تعزیراتی بازار می تواند کنترل قیمت مسکن را در دست گرفت که عقبایی می گوید: اقتصاد دارای مولفه هایی است که از جمله مهمترین آنها انضباط و ثبات است. منظور از ثبات این نیست که همه چیز در یک شرایط معین بماند، بلکه ثبات به این معنی است که پدیده های اقتصادی در جامعه، یک روند مشخص داشته باشد تا بتوان با تکیه بر آنها پیش بینی درستی از شرایط آینده داشت.

او بر این باور است که بازار را نمی توان با تعزیراتی کنترل کرد. تنها زمانی بازار اجاره بها رنگ آرامش به خود می گیرد که بین نظام عرضه و تقاضا تعادل برقرار باشد .

نایب رییس اتحادیه مشاوران املاک در ادامه توضیح داد : با توجه به اینکه اجاره بهای مسکن، محل درآمد برای موجرین محسوب می شود لذا بالطبع باید متناسب با رشد تورم افزایش یابد، به عبارتی مالکان برای حفظ قدرت ید خود نرخ اجاره بها را حداقل به میزان تورم انتظاری در طول یک سال آینده تعیین می کنند.

اما در سال جاری، طبق آمارهای رسمی و غیررسمی، رشد اجاره بها بیش از 20 درصد بوده این در حالی است که نرخ تورم اعلامی بانک مرکزی در اردیبهشت ماه سال جاری، 1 /8 درصد بوده است
برچسب ها : اجاره بها بازهم افزایش می یابد - بازار ,اجاره ,مسکن ,افزایش ,قیمت ,خانه ,تولید مسکن ,تعزیراتی ,درصدی تولید ,اتحادیه مشاوران ,مشاوران املاک ,رییس اتحادیه مشاوران ,اتحادیه مشاورا
اجاره بها بازهم افزایش می یابد بازار ,اجاره ,مسکن ,افزایش ,قیمت ,خانه ,تولید مسکن ,تعزیراتی ,درصدی تولید ,اتحادیه مشاوران ,مشاوران املاک ,رییس اتحادیه مشاوران ,اتحادیه مشاورا
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 1.86 seconds
RSS