گاهی یک عشق زمینی، آدمی را تا اوج آسمان پرواز می دهد و گاه زمین را به بستر جمع آوری هیزم جهنّم تبدیل می سازد.

«دعبل و زلفا» ماجرای عشقی اثرگذار است و سرگذشت «دعبل خزاعی» شاعر معروف صریح و تیززبان اهل بیت علیهم السلام است که در سفری به بغداد با بانویی عفیف و زیبارو که گرفتار برده فروشان دستگاه هارون الرشید است، مواجه می شود و دل در گرو مهرش می نهد؛ دعبل که روحیه ای لطیف و خیالی خلاق دارد؛ آن بانوی نجیب را در خیالش «سلما» می نامد و برایش شاعری می کند و با وجودی که سلما، کنیزی گرفتار است که به زودی برای فروش به دربار هارون منتقل خواهد شد؛ احساس می کند باز هم او را می بیند و به راستی اینگونه می شود و به خواست خداوند، دعبل با سلمای خیالش که همان زلفای حقیقی است، ماجراهایی دارند که سرنوشت دعبل را زیر و رو می سازد و او را به عاقبتی خوش رهنمون می شود.

این رمان تاریخی داستانی سه شخصیت اصلی دارد؛ دعبل که گاه تا مرز سقوط در مستی و می خوارگی و شاعری در وصف طاغوتیان به هوای وصال معشوق زمینی اش پیش می رود و گاه ضمیر روشن و یاران هدایتگرش او را تا اوج یک دوستدار راستین و شجاع اهل بیت عصمت سلام الله علیهم پیش می برد؛ شخصیت بعدی، زلفا، سراسر پاکی و نور است. زلفا شخصیتی مثبت دارد و شیعه ای واقعی است و نقش بسیار مهمی در هدایت دو شخصیت دیگر دارد. سومین شخصیت ابن سیار طبیب است که بسیار مادی ت و سرانجام تسلیم کرامت ائمه و ایمان زلفا می شود.