یک لیمو ترش در آستانه بیست سالگی!

یک لیمو ترش در آستانه بیست سالگی! از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

#107
من یکی از بزرگ ترین عارزو هامو از دست دادم.
نمیتونم برم برای برادر کت و شلوار ب م:)
با زنش رفته:)) !
برچسب ها : #107
#107
#108

سلام:)

دیگ من اینجا اینقدر از مستر قبه نوشتم ک کمتر ی پیدا میشع ک نشناسدش!

چند روز پیش فهمیدم ک مستر قبه سینگله! یعنی بعد ۵۰ سال عمر تقریبا هنو ازدواج نکرده و هیچ ی وجود نداره ک بهش بگه بابا و وقتی از کانون برمیگرده خونه زنش منتظرش نی!

فکر کن!

بعد من مطمعن بودم ک زن و بچه داره... احساس می ک قبلا برامون راجع ب بچه هاش حرف زده ولی انگار ک نزده و توهمی بیش نبوده.

اصلا وفتی فهمیدم تا کلی وقت داشتم هی ب طرف میگفتم بگو شوخی میکنی!!! الکی میگی!!! اصلا نمیتونستم و نمیتونم باور کنممممم! و جنبه بد ماجرا اینه ک هی فکر می وقتی ک مُرد(ایشالا بعد از ۱۰۰۰ سال:| ) کی قراره براش مجلس ختم بگیره و کی قراره خیلی براش گریه کنه(#تفکرات_یک_ذهن_مریض!) و بعد باز هم کلی با خودم فکر و با توجه ب اینکه بهمون گفته بود ک ی مدت تو فرانسه تحصیل کرده با خودم گفتم حتما اونجا عاشق یکی شده ش ت خورده و فاز سینگل فور اِوِر برداشته و واقعا سینگل مونده... والانم ک دارم بهش فکر میکنم این میتونه احت زیاد باشه چون ی بار دیگ هم بهمون گفت ک از فرانسه براش دعوتنامه فرستادن ک توروخدا بیا اینجا زندگی کن و اینا و اون قبول نکرده! الان همه چه داره با عقل جور درمیاد:)) همون روز ک بهمون گفت قبول نکرده ک بره ما همه ●o● بودیم ک چرا واقعا قبول نکرده و با همون لحن this is it! معروفش گفت yes, you know... !

واااای. جلسه پیش سر کلاسش شا ار بود ورک بوک حل کردیم ک هم ورک بوک و هم رایتینگ پارت رو درس داد و بعدش سر کلمه ها حرف زدیم و بحث ب اینجا کشید ک ی سری کلمه ها ب صورت ۲ جنس وجود داره و مونث و مذکر داره. و من سوالو پرسیده بودم(یادم نمیاد چی بود:||) بعد ماجیکِش رو برداشت و رفت سر تخته وشروع کرد ب نوشتن مثال های فرانسوی! و بعد من دوباره پرسیدم چرا discrimination بین و مردا تو این کلمات وجود داره (ما کلا از وقتی کلمه ism ک ب معنای تبعیض تی رو یاد گرفتیم وقتایی هم ک نیازه ازش استفاده نمیکنیم! نسبت ب کلمه بیچاره گارد داریم:/) داشتم میگفتم بعد ی سری مثال دیگ فرانسوی زد ک کلمه پروفسور و و تو زبان فرانسوی فقط مذکرن! چون فکر می ی زن هیچ وقت نمیتونه ب همچین جایگاهی برسه! یعنی ism تا کجا؟ بعد گفت ک کلمه victim ب معنای ی ک مورد ظلم قرار گرفته یا قربانی فقط ب صورت مونث و کلمه ای ک ب معنای یه ک ظلم میکنه فقط ب صورت مذکر وجود داره. البته تو خود انگلیسی ک کلمه ها تفکیک نشدن ولی تو زبان هایی مثل فرانسوی و فکر کنم المانی اینجوریه و کل کلاس دوباره ●0● بودن و ما پرسیدیم ک چرا؟ و اونم با همون قیافه و اش گفت this is it!

و بعد (اصل قضیه همینه:)) باقیش مقدمه بود!) یکی از بچه ها در اومد گفت تیچر میشه برامون فرانسوی حرف بزنی؟ و مستر قبه خندید ازون خنده ها ک یعنی هرچی شما بخاین و ما هم اسرار کردیم

و سر کلاس برامون حرف زد لعنتی فوق العاده بود

من همیشه فکر می وقتی ی جلوم فرانسوی حرف بزنه یا خودم فرانسوی حرف بزنم (just imagine it) کلی خنده ام میگیره ولی بیشتر مجذوب شده بودم و بعدش ی سری جمله و کلمه ایتالیایی و المانی و فرانسوی بهمون یاد داد. وااای اون موقع ک برامون حرف میزد همه کلی ذوق بودیم و ی سری کلمات خیلی جذ داشت و ی سری خنده دار! و بعدش ما همه مون براش دست زدیم!!!!!!

بزار اعتراف کنم انتظار داشتم ک وسط تشویق ما تعظیم کنه مثل این شعبده باز ها و یا مردای دوره ویکتوریایی انگلستان!!! ولی فقط رفت پشت میزش وایساد

بعد گفت اوه اوه کلی وقت کلاس رفت و مینی لیسنینگ گوش ندادیم و اینا ما هم گفتی بیخیال داداچ. ادامه بده! و اونم ادامه داد:))

و این شد ک تا ته کلاس درگیر زبانای دیگه بودیم! و بهترین جلسه ی کلاس زبانام شد. (البته اون جلسه ای ک برای اولین بار مداحیان پاشو گزاشت تو کلاس میتونه باهاش رقابت کنه!)

p.s : نمیدونم شنیدین یا نه ولی ی دختره ب نام grace عه ک خاننده اس. بعد استعدادش تو مسابقه america got talent (اگ اسمشو درست نوشته باشم) کشف شد و تو یکی از البوماش ی اهنگ داره ب نام just a crush. و من فهمیدم ک نسبت ب m&m دقیقا همین حسو دارم! تو اهنگه انگار کراشش میفهمه ک گرِیس دوسش داره و بهش پیشنهاد میده ولی گرِیس رد میکنه و بهش میگه babe your just a crush! اونم فقط کراش منه و هیچ گونه علاقه دیگ ای بهش ندارم (البته علاقه ای باقی نمیمونه:|) منظورم اینه ک نمیخام باهاش ازدواج کنم یا اینکه م باشه یا هرچی. میخام فقط ی رفیق نزدیک باشه ک من قایمکی دوسش دارم:))

برچسب ها : #108 - کلمه ,فرانسوی ,کلاس ,بهمون ,براش ,برامون ,وجود داره ,قبول نکرده ,می وقتی
#108 کلمه ,فرانسوی ,کلاس ,بهمون ,براش ,برامون ,وجود داره ,قبول نکرده ,می وقتی
#109

امروز اول سپتامبر عه.

let's go back to hogwarts.


برچسب ها : #109
#109
#105 کمپین کوله پشتی مهر


میدونم ک این موقعیت وحشتناک ترین چیز دنیاست.اینکه ببینی کلی عادم لوازم و سایل جدید و گوگولی یدن و تو هیچی خیلی زیاد سخته!

بیاین کمک کنیم بهشون. اونا خودشون انتخاب ن ک تو ی خونواده ای ک نمیتونه براشون همچین چیزایی رو فراهم کنه ب دنیا بیان و مامان بابا هاشونم اگ میتونستن براشون بهترینا رو فراهم می .

برای اطلاعات بیشتر مراجعه کنین ب اینجا

برچسب ها : #105 کمپین کوله پشتی مهر
#105 کمپین کوله پشتی مهر
#106

اعتراف میکنم دلم میخاد یکیشونو اتفاقی تو خیابون ببینم و کلی زوق شم که عههههه ببین کی اینجاست و اینا... اما همه شون فقط دارن درس میخونن

برچسب ها : #106
#106
#101

دوربین canon مدل دی 5 اون موقع ک من میخاستم ب م حدود 10 تمن بود.

بعد ی مدت شنیدم ک 18 تمنه.

والان. 43 میلیون تمن! 43 ملیون!

حرف دیگ ای ندارم

برچسب ها : #101
#101
#102

میدونی.. خودشم نمیدونه ولی تقریبا مث ی بمب انگیزه عمل میکنه . هرچند بعضی وقتا داغانتم میکنه:))

واقعا دلم میخاد خوب عمل کنم. عادم خوبی باشم و کاری ک باید رو انجام بدم. ولی خب... ولی خب:)) [چ قدر تو نوشتن مس ه ب نظر میاد!]

دلم تنگه برا عازادی های قدیمم. دلم میخاد مثل تابستون ۲ سال پیش کلا پاچیده باشم تو چهارباغ. کلی ببینم و دغدغه ام پول جمع برا ید چیزای هیجان انگیز باشه. ولی خب... همینم خیلی خوبه. خدا واقعا کمک کنه بهم... میدونم اگ بخام میتونم. و باید هم بخام و بتونم:)

امروز ت ترین بودم سر کلاس عاقای قبه. و اون لیسنینگی هم ک ج دادم اشتباه بود! این دومین لیسنینگی بود ک غلط جواب دادم. امیدوارم سر همین روحیه ام رو از دست ندم. میدونی جلسه پیش قایب بودم.این جلسه اولش گفت ک چ خبر بود ویکِندتون و اینا ومن اولش دست گرفتم و ب نگار گفت ک ج بده. و بعد ک حرفش تموم شد دوباره پرسید چ خبر و من دیگ دست نگرفتم. کلی حرف زد خودشو و بچه و بعد گفت اِنی ثینگ اِلس؟ و ب من نگا کرد و منم گفتم نو! برا این دارم میگمش ک عجیبه. من معمولا کلی حرف میزنم و حتی دیگرانم اینتِراپت میکنم^^

ب این نتیجه رسیدم ک باید بر اساس خودم برم جلو و با خودم مهربون نباشم!اصلا مهربون نباشم. چیزی ک من دارم براش تلاش میکنم خعلی بزرگ و عظیمه.

برچسب ها : #102 - مهربون نباشم
#102 مهربون نباشم
#۱۰۳

درگیری اساسی یی با خودم دارم. اینکه نمیدونم قراره چی بشه:))

و چنین مواقعی moody بودنم خعلی جدی تر و بدتر میشه ب طوری ک تو فاصله های زمانی حتی ۱۰ دقیقه یا کمتر احساس خوشحالیم ب ناراحتی تبدیل میشه و برع .

کلی در مورد ی سری کارایی ک نباید، استرس میگیرم و هی خودم باید ب خودم بگم ک ن تقصیر تو نیست یا اون طرف حتی ب کمترین اندازه هم اهمیت نمیده!

کتابخونه هم ک میرم کم کم هی دارم خوشبختانه بیشتر ب شرایط عادت میکنم و ساعت مطالعمم بد نیست و تهش چیز مفیدی ب نظرم وجود داره هر چند ک در زمینه مرور داغانم:))

کلاس زبان هم خوبه. و خوش میگذره:) جزو شیرینی های این دوره زمانی قطعا ب حساب میاد و نمیدونم توی مهر قراره بدون کلاس زبان چ بلایی سرم بیاد(اگ پاس بشمd: ) دیروز داشتیم حرف میزدیم و من ت بودم. یهو بحث المان پیش اومد و من گفتم ولی خیلی طول میکنه ک بتونی بری برای مصاحبه. و من کلمه مصاحبه رو یادم نمی اومد و فارسیشو گفتم. یهو بچه ها تصحیح "اینتِر ویو" و من :||||| شدم ک همچین کلمه ای یادم رفته بود. درحدی داغان بود ک همه شروع ب خندیدن... حتی تیچر! و ی موضوع دیگ ای ک وجود داره اینه ک الان نصف کتاب درس داده شده و مستر قبه هنو ازمون درس نپرسیده:|| و رو اعععصصصصااااببب منه! اولین باره ک اینقدر دیر داره ازم درس پرسیده میشع!

دیگ چی؟ یکمِ خیلی زیادی هم نگران کارای محمدم. از طرف خاهرا موج منفی خیلی زیادی برای مراسمشون وجود داره. من هی تلاش میکنم خودمو خارج از بازی های کثیفشون(!) نگه دارم ولی خب! بالا ه عادم قاطی میشع دیگ!

برای اولین بار خودم رفتم یک عدد عاهنگ drake . همون in my feelings ک چلنجش هم راه افتاده ملت تو ماشینشون عاهنگو پخش میکنن بعد وسطش پیاده میشن از ماشین و در ماشینو باز میزارن و ماشین اروم حرکت میکنه و اونام با این تیکه kiki, do u love me? r u riding? say u never ever leave beside me, و ... می ن.(یادم رفت اصلا اولش در مورد چی میخاستم بگم:|) خ فقط اولش عاهنگ جذ ه:)) بعد هم هی ب عادمای مختلف مثل کی کی و کِی بی و کیتی و راشا(؟) هی همینو میگه:| چند تا عاخه ب صورت همزمان؟ :))

رو مورد البوم جدید پَنیک! اَت دِ دیسکو هم هستم:)) عاهنگ های high hopes و roaring و hey look ma, i made this خعلی خوبن. این گروه ازوناییه ک وقتی البوم جدیدندارن هیچ فیلینگی راجع بهشون نداری و وقتی عالبوم میدن عاشقشونی و دوباره ب همین ترتیب و خاننده شون هم خعلی خوبه دوسش میدارم:))

چ قدر وقت بود ازین پستای قاتی پاتی و اینا نزاشته بودم:))

برچسب ها : #۱۰۳ - یادم ,عاهنگ ,خیلی ,وجود ,مورد ,خعلی ,وجود داره ,خیلی زیادی ,کلاس زبان
#۱۰۳ یادم ,عاهنگ ,خیلی ,وجود ,مورد ,خعلی ,وجود داره ,خیلی زیادی ,کلاس زبان
#104

i am so ing happy and nervous and sad and all that stuff together!

برچسب ها : #104
#104
#98

there's too much pressure on me that i have the right of dying!

i mean it.

it feels like i need a shulder 2 cry on!

برچسب ها : #98
#98
#99

just think about the time that he really becomes my social friend and we meet in a cafe near the california beach and i call him by his first name, just his first name!

برچسب ها : #99 - first name
#99 first name
#100

از ساید ایفِکت های کنکوری بودن میتونم ب اعصاب نداشتنم اشاره کنم.

بیرون حالم خعلی خوبه. توی خونه داغونم. ی چیزی بهم بگن میپرم ب همه و بی دلیل از دست همه عصبانیم. خشم زیادی رو حس میکنم. اونقدری ک فکر میکنم مثل ماتیلدا(داستان رولد دال) ی روزی از تو چشمام میزنه بیرون و کارای خارق العاده میتونم م باهاش!(البته یادم نمیاد مال ماتیلدا هم خشم بود یا ن!)


مهشید مطلب شماره 505 عه. یادت میاد :)

برچسب ها : #100
#100
#100

دوربین canon مدل دی 5 اون موقع ک من میخاستم ب م حدود 10 تمن بود.

بعد ی مدت شنیدم ک 18 تمنه.

والان. 43 میلیون تمن! 43 ملیون!

حرف دیگ ای ندارم

برچسب ها : #100
#100
#98

there's too much pressure on me that i have the of dying!

i mean jt.

it feels like i need a shkulder 2 cry on!

برچسب ها : #98
#98
#99

ب خابشو دیدم. اون تو خابم بود و اون خانومه ک نقش (زن؟) من رو بازی کرده. البته خاب رو ساعت ۸ صبح دیدم و مز فه ولی خب... هر چ قدر سعی میکنم نمیتونم از زندگیم حذفش کنم. پس ب درک.

ولی بزار ی چیزی رو بهت بگم. مهم نیس کیه. مهم نیس چرا... ولی من حاضرم باهات شرط ببندم ک ک اون ترنس عه. کاری ب خوبی و ب ندارم و اصلا برام مهم هم نیست. ولی بازم میگم مطمعنم ک ترنس عه.

الان ک یکم راجع ب lbgt میدونم میتونم رفتارایی رو ک داشت انالیز کنم و مطمعنم ک ترنسه. و مطمعنم ک خوش هم میدونه.

p.s: هیچ وقت فکر نمی ک جرعت پست اینو داشته باشم. ولی پستش میکنم. مهم نیست ک چی!

برچسب ها : #99 - مطمعنم
#99 مطمعنم
#97

مطلب 500 عه:)

توی گوگل اسمشو سرچ . همون صفحه ای ک میترا پشخصاب اون طرفو توش دیده بود پیدا اما چیز مفیدی درموردش نبود دیگ ادامه دادم و بعد ی صفحه اینستاگرام با همون اسم پیدا شد. رفتم و فالوش . ریکوعستمو قبول کرد و فالو بک داد. و من بودم! ب میترا گفتم. اونم فالوش کرد. ریکوعست اونم قبول کرد و ب اونم فالو بک داد. حالا هردتامون بودیم! توی بیوش دقیقا همون مشخصاتی ک باید رو نوشته بود. ع پروفایلش همون کاور(؟) عاهنگ heavy از linking(جی ندارع؟) park بود و تنها پستی ک داشت ی نفر بود ک داشت در مورد مرگ چستر خاننده لینکین پارک حرف میزد. رفتم فالویینگ ها و فالوئر هاشو چک . همه شون همکن رشته رو خونده بودن و توی اصفهان و اینا کار می ... و کم کم داشتم مطمعن میشدم ک خودشه! ب میترا گفتم ب نظرت بهش دایرکت بدم؟ و اونم منو تشویق کرد ک همچین کار اشتباهی رو انجام بدم. پی ام دادم: سلام. ببخشید میتونم ی سوال بپرسم؟ و اون ج داد: شما؟ و من داشتم سکته می . پی ام اش رو خعلی خشک و عبی خونده بودم و احساس مثل تو گل موندم. از اون طرف زیر پست مهران بیابانی ی کامنت گزاشتم و کامنتم رو استوری کرد و من رررزووووقققق بودم. و احساسات داشت فوران میکرد! دیک جواب دادم ک لیمو ام و دنبال فلانی میگردم و اینا... یکم مشخصات گرفت و بعد فهمیددد ک من کی امممم!!!! منو بعد از 2 سال یادش می اومد و من زوق تر بودم! شروع کرد ب خودمونی حرب زدن باهام:) بهم گفت چ خبرا؟ چی کارا میکنی؟ و من... احساسمو نمیتونم بگم براتون از اون طرف میترا هی ب من بیشتر هیجان وارد میکرد من برای ی موضوع خاصی بهش پی ام داده بودم ولی راجع ب هرچی صحبت کردیم ب جز اون مورد خاص

برچسب ها : #97 - میترا ,اونم ,دادم ,میترا گفتم
#97 میترا ,اونم ,دادم ,میترا گفتم
#96
خیلی خوشحالم...
تولد شادی فوق العاده بود
خعلی سختی کشیدیما
از استرسایی ک سر نرسیدن کیمیا بهمون وارد شد و اون عا زودتر از من رسید...
از اون استرسی ک وقتی دیدم ماشین شادی اینا جلوی ماست
از ی جوری بودنای مهشید توی اس هاش ک گفتم تو کافه ببینه منو محل نمیزاره
تا همه چی بگیر
خعلی خعلی خوب بود.
امروز روزی بود ک با بهترین دوستای مدرسه ام گذروندم و وحشتناک خوشحالم خعلی زیاد زیاد زیاد:)
و نهایتش وقتی بود ک شادی پی ام داد مرسی... بهترین شب عمرم بود
برچسب ها : #96 - زیاد ,شادی ,زیاد زیاد
#96 زیاد ,شادی ,زیاد زیاد
#95

سلااااام! گفتم یکم بیام تقسیم خوشحالی کنم باهاتون

این ترم ان شالله ان شالله ترم عا زبانمه(این 3 تا ایموجی رو می کنین حس منه) و اگ گفتین این ترم با کیییییی کلاس داریم؟ تا مستر قبهههههه لعنتی این بشر یکی از بهترین تیچرای کانون زبانهههههاین جلسه ک اصلا ازمون درس نپرسبد و کلا خعلی خوشحال بودیم سر کلاسش اول کلاس پرسید تابستونتونو چ جوری میگزرونین؟ منم بهش گفتم واچینگ میووی! و من ترم های قبل هم از دیدنم براش حرف زده بودم و بهم گفت خب پس تو تو دیدن ی حرفه ای حسی! و من اییینننقدههه بودم ک نمیدونیننننننن! تازه کلی میحاستم براش تعریف کنم ه رو ولی نپرسید ه چی بود:|| بعد از ساید ایفکت هایی ک این عاقاهه داره اینه ک تو هی با خودت تمرین میکنی ک اگ فلان چیزو ازم پرسید چ جو بدم و اینا... همین... خدارو شکر شر حسینی از سرمون کم شد


کفش پاشنه بلند قرمز یدم اینقده خوشحالم براش ک حاضرم شب بزارم بالا سرم بخوابم اولین کفش پاشنه بلند درست حس عمرمه و اینکه اسن دفعه اولین دفعه ایه ک خودم ترکیب بندی لباسامو برای ی مراسم درست و ترکیبش عالی دراومده(هرچند چیز خارق العاده ای نی...ولی بهم اعتماد ب نفس میده) همینا!

شما چ خبرا؟

برچسب ها : #95 - براش ,پاشنه بلند
#95 براش ,پاشنه بلند
#93

خیلی حس جالبی بود...

خانوم عمرانی ازم پرسید ک خب... حالا زبانت چطوره؟! و من هنوز فرصت ن شروع کنم ب حرف زدن عاقای عمرانی جوابشو داد که زبانش که خیییییللللییییی خوبه!

و بابا هم رو مبل یکم صاف تر نشست و گفت بله...

این یعنی بابا در این مورد خعلی ازم راضیه... اینقدر زیاد ک برای دوستش از من تعریف کرده و موقع صحبت درموردش بهم افتخار میکنه... :)

خعلی حس خوبی بود:)

برچسب ها : #93
#93
#94

میدونی...

حاضرم برم ب خاطر تو زبان آلمانی رو شروع کنم و یاد بگیرم. تو فاصله های زمانی مختلف مهاجرت کنیم و ی روزی بهم پی ام بدی و فلان کافه بدون حضور هیچ دیگه ای قرار بزاریم تا همو ببینیم و تو بهم بگی "چه خبر؟"

اینکه هنوزم اسممو بدون پیشوند و پسوند صدا میزنی خیلی برام ارزشمنده :)

ps: i don't wanna marry you, and i don't want you as my boyfriend. i just want you to be s.o who that i can trust...somebody i can talk to, somebody i can .... . i want sth just like this :)

برچسب ها : #94 - want
#94 want
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.179 seconds
RSS