خسته تر از آنی بودم که بتوانم چیزی بخورم. دلم فقط خواب می خواست. لباس ها را همان طور که از تن می کَندم و به اطراف پرت می ... پ ... در تخت خواب گرم و نرمم. کمی با گوشی ام ور رفتم. تلگرام کوفتی را چک ... . ساعت و دقیقه آ ... ین باری که در دنیا مجازی کوفتی گشت زدی را فهمیدم و نمی دانم بعدش چه شد. من به خواب شیرینی فرو رفتم. فکر می ... حالا حالاها بیدار نشوم. نمی دانم خواب هم دیدم یا نه. فکر نمی کنم. آ ... من عادت ندارم در چرت های بعدازظهر خواب ببینم. اگر ببینم هم یادم نمی ماند. همان طور که در خواب شیرینم غوطه می خوردم ناگهان پ ... . قلبم می دوید. نفس هایم می دوید. روحم برای جداشدن از من می دوید. گوشی را با دستان لرزان گرفتم. چند دقیقه بیشتر از خواب شیرینم نگذشته بود. تلگرام کوفتی را باز ... . چراغ روشنت گواهی بود بر جان لرزانم. بر پ ... ناگهانی ام. تو مرا خو ... و من این چنین دیوانه وار به سویت شتافتم.

باورت می شود امواجت را تله پاتی دریافت می کنم؟!