خودکشی یک دانش آموز در انتظار سمپاد

با وجود حذف آزمون مدارس سمپاد و مدارس خاص، اما هنوز حرف و حدیث ها برای این تصمیم آموزش و پرورش زیاد است. رضوان حکیم زاده،معاون آموزش ابت وزارت آموزش وپرورش درباره وضعیتی که آزمون مدارس خاص برای دانش آموزان ابت بوجود می آورد، گفت:

اتفاقی که می افتد این است که شما به اکثریت عظیم دانش آموزانی که وارد دوره ابت می شوند و قرار است اینها را طبق سند تحول بنیادین تربیت کنیم و تغییراتی را در رفتارها و نگرشهایشان به وجود بیاوریم و ی ری مهارتها در آنها ایجاد کنیم،تحت الشعاع قرار گرفته بود؛ هم معلم تحت تاثیر قرار می گرفت که ببیند بچه را چقدر برای تیزهوشان آماده کرده و هم خانواده ها این انتظار را داشتند.

خانواده های ما بسیار علاقمند بودند که فرزندانشان در این آزمونها پذیرفته شوند؛ دلیلش هم اولاً یک بحث روانشناختی است،به عنوان پدر و مادر اگر به شما بگویند دوست دارید بچه شما با چه صفتی شناخته شود از بین چندین صفتی که ممکن است ی برای بچه ها به کار ببرد، مثل مهربان بودن، مسوولیت پذیر بودن، بخشنده بودن یا تیزهوش بودن، این صفت تیزهوش خیلی به ما حس و حال خوبی می دهد و بیشتر خوشمان می آید. از بین همه صفتهای خوبی که ممکن است وجود داشته باشد این صفت بیشتر ما را راضی می کند؛ بنابراین حاضریم از همه چیز چشم پوشی کنیم تا این برچسب را به بچه مان بزنیم.

البته از این غفلت می کنیم که آیا واقعاً اگر بخواهیم دانش آموز تیزهوش را از نظر علمی تعریف کنیم،تعریفش این می شود که اگر شما به موسسه ای رفتی و پول ج کردی تا فرزندت مهارت تست به دست بیاورد،ل تیزهوش است؟ این یک چالش اساسی است که ما داریم و تعریف تیزهوش از نظر علمی این نیست و در حقیقت ما با یک تعریف غلط و با ابزاری که ابزار درست نیست تیزهوش شناسایی می کنیم.

در هر حال اتفاقی که می افتاد این بود که این برچسب به این دانش آموز می خورد.خانواده احساس خیلی خوبی داشت، سالنهایی اجاره می شد برای اینکه بچه مان قبول شده، پلاکاردهایی که می زدند و تبریکهایی که می گفتند، بعد تمام دانش آموزانی که در همسایه و فامیل اطراف این دانش آموز بودند به نوعی پیام تحقیر دریافت می د که فلانی تیزهوشان درس می خواند.

من برای اینکه نمونه ای به شما بگویم از اتفاقاتی که افتاده، یکی از معاونین استانهای ما تعریف می کرد که بعد از خبر حذف آزمونها، یک خانم که پزشک متخصص بودند، به ما مراجعه د و گفتند ما، زن و شوهر، پزشک متخصص هستیم و یک بچه داریم. بچه ما در این آزمونها شرکت کرده بود، هزینه هم کرده بودیم ولی قبول نشده بود و بعد یک نامه نوشته بود و اقدام به خودکشی کرده بود که ببخشید پدر و مادر که من نتوانستم انتظارات شما را برآورده کنم و می گفت الان آن بچه تحت نظر روانپزشک است. آن بچه هایی که قبول نمی شدند در حالی که همه بچه هایی بودند که عالی بودند، ما در حقشان جنایت خاموش می کردیم.

ما نمونه پیامهای بسیار زیادی داریم که به ما رسیده و اشخاصی از تجربه هایشان صحبت د. خانمی که گفته بود وقتی من این خبر را شنیدم از خوشحالی جیغ زدم و گریه برای اینکه علیرغم اینکه شاگرد اول بودم در آزمون این مدارس قبول نشده بودم و همیشه این حس را داشتم که بغل دستی من که با من وضعیت تحصیلی ی انی داشت قبول شد و من قبول نشدم و علیرغم این که در زندگیم توانسته بودم موفقیتهایی را ب کنم اما هیچوقت احساس حقارتی که داشتم در من کم نشد. این آزمون ها این آسیب اجتماعی را ایجاد می کرد و از سوی دیگر شما یک پیام به اکثریت می دادید؛ اکثریت معلمان و دانش آموزان مدارس تی، که اینها در یک شرایط خیلی سخت کار می کنند و کارهای خیلی خوبی هم انجام می دهند. شما فرض کنید معلم مدرسه تی من آقای گن هی که وقتی برای نجات بچه ها از زیر آوار جان خودش را از دست داده، جز این معلمها لیبل نمی خورد که معلم عالی است، چون در مدرسه تیزهوشان درس نمی داد.

این رقابت حتی به معلمها هم رسیده برای اینکه معلمها هم تقسیم شده بودند به معلمانی که در این مدارس درس می دهند و معلمانی که در مدارس عادی درس می دهند. در حالی که من با قاطعیت میخواهم بگویم و براساس تجربه ی اله ای که دارم که تقریباً به تمام نقاط کشور سفر به جز دو سه استان که باقی مانده؛ در مناطق محرومی که من رفتم، واقعاً بیشترین تلاش و کوشش را معلمان مدارس تی ما در کلاس های چندپایه در کان های عشایری انجام می دهند بدون اینکه دیده شوند.

هوش یک توزیع نرمال در جهان دارد.در تمام جمعیت های بشر، یک درصد کمی تیزهوش می بینید، یک درصد کمی مشکلات یادگیری دارند، بقیه متوسط هستند. چرا هر چه مناطق مرفه تر می شوند تعداد تیزهوشان ما بیشتر می شود؟ پس این تیزهوشی نمی تواندباشد.

farhangiannews1