خبر مشهوری است درباره ی اینکه حسین علیه السلام در راه عزیمت به عراق از فردی درباره ی مردم کوفه می پرسند. نام این فرد در مصادر و منابع مختلف است و برخی نوشته اند او فرزدق بود و برخی بشر بن غالب و یا نام های دیگر را گفته اند. اما آنکه اکثر مصادر مورد اعتماد آورده اند، فرزدق، شاعر معروف است. البته سخن این فرد مهم است نه نامش. و حتی مهم تر از سخنش، تصدیق سخن او توسط حسین علیه السلام است. شیعه و سنی، از نزهه الناظر و مثیر الاحزان و لهوف تا تاریخ طبری و تاریخ دمشق و مشیخه ابوطاهر این خبر را نقل کرده اند. فرزدق در جواب عبدالله علیه السلام که از احوال مردم کوفه پرسیده بودند، می گوید: أَمَّا الْقُلُوبُ‏ فَمَعَکَ، وَ أَمَّا السُّیُوفُ‏ فَمَعَ بَنِی أُمَیَّةَ عَلَیْک وَ النَّصْرُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَقَالَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: مَا أَرَاکَ إِلَّا صَدَقْت‏‏... قلبهای مردم کوفه با توست و تو را دوست دارند لکن شمشیرهایشان با بنی امیه است و علیه تو. حسین علیه السلام نیز کلام او را تصدیق می کنند....

به نظرم این کلام اصل روضه است. ولی نه روضه عبدالله علیه السلام. بلکه این روضه ی ماست. زبان حالِ ما. دردناک است و جانکاه. چرا؟ چون می توانی در حُبِّ حسین علیه السلام را داشته باشی اما در یک روزی روی حسین علیه السلام بنشینی.... می توانی حسینِ زمان، ولیِ زمان، ِ زمان علیه السلام را دوست داشته باشی لکن با او همراه نباشی. حتی به جنگش بروی... خیلی عجیب است. اما چگونه اینطور می شود؟ عین صاد رحمه الله علیه می گفت: فکر نکنید عمر سعد حسین را دوست نداشت. چرا. اتفاقا او حسین را دوست داشت ولی گندم ری را بیشتر از حسین دوست داشت. برای یاریِ ولی، حب می خواهد آنهم حب اَشَد(نقل به مضمون)...حالا حب اشد یعنی چه؟ یعنی محبوب را از همه چیز و همه بیشتر دوست داشته باشی. از گندم ری و سکه ی زر و از دنیا و مافیها بیشتر دوست داشته باشی. آنهم نه به حرف. عمل می خواهد. لذا قرآن می گوید: وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه‏ (بقره،165). این به نظرم یکی از بهترین و موثر ترین روشهای ترک گناه است. برای آنکه یک گناه را ترک کنیم باید خدا را بیشتر از انجام آن گناه دوست داشته باشیم. باید ولیِ خدا را بیشتر از آن گناه دوست داشته باشیم. و این بشود ذکر ما. و حتما خدا کمک می کند. و چون ذکر شد شاید بتوان گفت می توانیم یار او باشیم؛ اگر ثابت قدم بمانیم....