م عان حرم (پروانه های شهر دمشق)

م عان حرم (پروانه های شهر دمشق) از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

مشتاقانِ شهادت باید پشتکار داشته باشند

چرا «محمودرضا» از «کوثر» بُرید؟

شهید محمودرضا بیضایی

سرباز رشید و م ع حرم «محمودرضا بیضایی» شب قدر را برای شهادت و رسیدن به حضرت دوست انتخاب کرد و سرانجام در روز میلاد اکرم(ص) به شهادت رسید.

به گزارش مشرق، شهید محمودرضا بیضایی پنج سال پیش در روز میلاد (ص) و صادق (ع) به شهادت رسید. او متولد سال 1360 در تبریز بود. بعد از اتمام سربازی به عضویت پاسداران درآمد و در بهمن ماه سال 82 برای گذراندن دوره افسری وارد دانشکده افسری علی (ع) شد. با آغاز جنگ از سال 1390 برای دفاع از حرم اهل بیت و یاری رزمندگان جبهه مقاومت ی به رفت. او پس از 2 سال حضور در جبهه 29 دی ماه سال 92 در اثر اصابت ترکش تله انفجاری به سر و به شهادت رسید.

علاقه ی عجیب «محمودرضا» به «کوثر»

مشتاقانِ شهادت باید پشتکار داشته باشند

او می گفت شهادت مزد انی است که در راه خدا پُرکارند، می گفت شهادت هر ی دست خودش است. هر ی خودش انتخاب می کند که شهید بشود. می گفت باید به خودمان بقبولانیم که در این زمان به دنیا آمده ایم و شیعه هم به دنیا آمده ایم که مؤثر در تحقق ظهور مولا باشیم و این همراه با تحمل مشکلات، مصائب، سختی ها، غربت ها و دوری هاست و جز با فدا شدن محقق نمی شود حقیقتاً.

این جمله آ را شب قدر گفته بود و گفته بود امشب باید انتخاب کنیم به صف عاشوراییان بپیوندیم یا از معرکه جهاد بگریزیم و در خون ولی خدا شریک باشیم. آ ین بار هم گفت از کوثر (دخترش) بُ .

آقا محمودرضا، وقتی خواست برای خودش اسم انتخاب کند گفت حسین نصرتی. تنش را در راه خدا فرسوده کرد، چشم هایش گواه بی خو همیشگی اش بود. در شب تاسوعا، در آزادسازی زینبیه عباس بی بی بودن را به رخ دنیا کشید. شب قدر انتخاب کرد که شهید بشود.

از کوثرش که بُرید، روز میلاد رحمت للعالمین، در فوران رحمت الهی غرق شد، به راه رضای محمود الهی رفت، به معراج رفت، شهید شد.

برچسب ها : مشتاقانِ شهادت باید پشتکار داشته باشند - شهادت ,شهید ,خودش ,می گفت ,رسید ,میلاد ,شهادت رسید ,می گفت شهادت ,داشته باشند ,شهید بشود ,دنیا آمده ایم ,پشتکار داشته باشند ,باید پشتکار داشته ,شه?
مشتاقانِ شهادت باید پشتکار داشته باشند شهادت ,شهید ,خودش ,می گفت ,رسید ,میلاد ,شهادت رسید ,می گفت شهادت ,داشته باشند ,شهید بشود ,دنیا آمده ایم ,پشتکار داشته باشند ,باید پشتکار داشته ,شه?
منبع :
خوشا پروازتان با هــم

خوشا پروازتان با هــم

بلند آوازتان با هــم

بہ یاد آرید ما را هــم

در آن پرواز ڪردن هـا . . .

شهید رضا ملایی

شهید مجتبی زکوی زاده

شهید میلاد بدری

شهادت اربعین۹۴

سـالروز شهـادت

@ravayate_fath

برچسب ها : خوشا پروازتان با هــم - شهید ,هــم ,خوشا پروازتان
خوشا پروازتان با هــم شهید ,هــم ,خوشا پروازتان
منبع :
شهیدی که با دو رکعت اضافی حاجت روا شد


شهیدی که با دو رکعت اضافی حاجت روا شد

حاتم إبراهیم حسین

ام علی گفت: وقتی با ابوعلی ازدواج ، دیدم او به شدت مراقب شب خود است و همیشه بعد از شب دو رکعت اضافی نیز می خواند. بارها از راز اضافی که می خواند پرسیدم، اما او هر بار می خندید.

سرویس جهان مشرق - حاتم إبراهیم حسین از منطقه النفاخیة واقع در جنوب لبنان در روز 5 ماه می سال 1959 به دنیا آمد، او که توفیق داشت پسرش به نام علی حاتم حسین را نیز در راه خدا و در مسیر شهادت، تقدیم کند، خود نیز در تاریخ 19 می سال 2013 آسمانی شد.

حاتم ابراهیم حسین به عبادت و جهاد و صبر خود و شخصیت بی نظیر و پاکش معروف بود. وی از مدت ها پیش منتظر شهادت بود و سال های طولانی، آرزوی او را برای رسیدن به شهادت و نحوه خاصی که برای شهادت خود انتظار آن را می کشید، خسته نکرد. او به عزم و اصرار خود برای سیر این مسیر ادامه داد تا این که در سن 44 سالگی به شهادت رسید.


وقتی ابو علی به شهادت رسید، پیکر پاکش در دست گروه های تروریستی و تکفیری افتاد و قبل از اینکه نیروهای مقاومت بتوانند برادر شهید خود را از عرصه درگیری ها در شهر القصیر خارج کنند، این تروریست های تکفیری بودند که پیکر شهید حزب الله را ربودند.


شهید حاتم إبراهیم حسین

هیئت مقاومت به منزل شهید اعزام شدند تا خبر شهادت او را به خانواده اش بدهند و بگویند که پیکرش نیز به اسارت گروه های تکفیری درآمده است. آنها تسلیت سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان را به خانواده شهید اعلام کرده و تأکید د که ایشان اهتمام خاصی به بازگشت پیکر شهید دارد و ان شا الله این اتفاق به زودی رخ خواهد داد.

این هیئت اما با پاسخ همسر شهید غافل گیر شدند: ابو علی دیگر باز نخواهد گشت. حاضران از شنیدن سخن ام علی گیج شدند و گفتند که چرا این حرف را می زند؟

ام علی پاسخ داد: وقتی با ابو علی ازدواج ، دیدم او به شدت مراقب شب خود است و همیشه بعد از شب دو رکعت اضافی نیز می خواند. این موضوع توجه من را به خود جلب کرد و بارها از راز اضافی که می خواند پرسیدم، اما او هر بار می خندید و پاسخ من را نمی داد. در طول سال های گذشته این دو رکعت هرگز ترک نشد و من نیز هر بار که سؤال می ، می گفت که رازی است که نباید ی از آن مطلع شود.

همسر شهید ادامه داد: هنگامی که برای جهاد عزیمت می کرد، گفت: مدت ها است از من راز دو رکعت را می پرسی. پاسخ را به تو می گویم تا شاید اندکی آرام شوی. این دو رکعت برای پذیرفته شدن درخواست من است که اگر شهید شدم مانند سرور و مولایم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) قبرم ناشناخته باقی بماند.

به این ترتیب بود که قبر ابو علی ناشناخته ماند. البته حضرت فاطمه زهرا (س) به فردی که در راه دفاع از دخترش حضرت زینب (س) به شهادت رسیده بود، کرامت داد و بعد از اینکه ماه ها پیکر پاکش به نزد خانواده بازنگشت، در پاسخ به ناراحتی خانواده این شهید، پیکر پاک این شهید به آغوش لبنان و خانواده بازگشت. جالب این بود که شهید همزمان با روز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) به خاک س شد.


چند روز در بودند؟

حدود یک ماه می شد، اما تقریباً هر روز یک بار یا دو بار تلفنی با همه اعضای خانواده صحبت می کرد. همیشه طوری سخن می گفت که انگار جنگی نیست و همه چی آرام است. اصلاً نمی گفت: جایی که هستیم خطرناک است یا الان عملیات داریم، اما ع هایی که می فرستاد بیشتر کنار تانک، نفربر و مهمات جنگی بود. می گفتیم این ع ها چیه می فرستی، می گفت: یک روزی شاید لازم بشه.

نحوه شهادتش چطور بود؟

قرار بود در منطقه فلوجه پلی احداث کنند، چون ایشان در معماری و عمران سررشته ای داشت گفت: مسئولیت آن با من، می خواهم اثری از خودم به یادگار بگذارم. یک شب تا صبح کار د بعد برای صبح و استراحت به محل استقرار خود برگشتند. بعد از چند ساعت دوباره به محل احداث پل رفتند. ساعت ۷ یا ۸ صبح به وقت ایران بود که دلم شور افتاد. به دخترم فاطمه گفتم: با بابا تماس بگیر ببین چه کار میکنه؟ تماس گرفت گفت: خوبم الان هم می خواهیم ادامه کار احداث پل را شروع کنیم. شما تلفن را قطع کن من ۱۰ دقیقه دیگر تماس می گیرم. الان ۳ سال از آن ۱۰ دقیقه گذشته است. ظاهراً آن یکی، دو ساعتی که این ها برای و استراحت رفته بودند، ی ها زیر ماشین آلات آن ها مواد منفجره کار گذاشته بودند. این ها هم بی خبر تا ماشین را روشن می کنند منفجر می شود. یعنی دو سه دقیقه قبل از شهادت من دلم شور افتاد، تماس گرفتیم و او داشت به سمت ماشین می رفت تا روشنش کند. دقیقاً ششم دادماه بود.

منبع: رو مه جوان

برچسب ها : شهیدی که با دو رکعت اضافی حاجت روا شد - ,شهید ,شهادت ,رکعت ,اضافی ,خانواده ,رکعت , اضافی ,حضرت فاطمه ,فاطمه زهرا ,إبراهیم حسین
شهیدی که با دو رکعت اضافی حاجت روا شد ,شهید ,شهادت ,رکعت ,اضافی ,خانواده ,رکعت , اضافی ,حضرت فاطمه ,فاطمه زهرا ,إبراهیم حسین
منبع :
حلقه آتش


گاهی از دست بعضی آدمها ناراحت میشدم و درد و دل می و گله مندی داشتم.

میگفت که خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کند. آتش دارد دورمان حلقه میزند و به این شکل به من می فهماند که غیبت نکنم.

نقل شده از مادر شهید(دهقان ی)

ابووصال

@shahid_dehghan

برچسب ها : حلقه آتش
حلقه آتش
منبع :
ﺭﻭﺯ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺑﯿﺘﺎﺑﻢ، ﺷﺐ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ ﺧﻮﺍﺑﻢ

بسم الله الرحمن الرحیم

قربة الی الله


ﺭﻭﺯ ﺑ ﺗﻮ ﺑﺘﺎﺑﻢ، ﺷﺐ ﻧﻤ ﺑﺮﺩ ﺧﻮﺍﺑﻢ

ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﻧﻤ ﺩﺍﻧﻢ، ﺍﻦ ﻪ ﺯﻧﺪﺎﻧﻬﺎﺳﺖ...

.

..

ﺑﻪ ﺧﺎﻝ ﺳﺮ ﺯﻟﻔﺖ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻧﺪﺍﺭﻡ

ﻪ ﺩﺭﺍﺯﺳﺖ ﺷﺒﻢ، ﻭﻩ ﻪ ﺳﻪ ﺭﻭ ﻨﻦ ﺷﺐ...

.


رفیق

محمود

نمیبرد خوابم

شهیدمحمودرض ضایی

سوم آذر یکهزاروسیصد و نود هفت

ساعت سه و هجده دقیقه

و من ندارمت....

@bi_to_be_sar_nemishavadd

برچسب ها : ﺭﻭﺯ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺑﯿﺘﺎﺑﻢ، ﺷﺐ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ ﺧﻮﺍﺑﻢ
ﺭﻭﺯ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺑﯿﺘﺎﺑﻢ، ﺷﺐ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ ﺧﻮﺍﺑﻢ
منبع :
دیدار پدر شهید اهل سنت م ع حرم ، " عمر ملازهی " با انقلاب

:

«ما امروز در کنار خود، از برادران اهل سنّت انی را داریم که با ما و همراه ما دارند در دفاع از حرم اهل بیت میجنگند و کشته میدهند، شهید میدهند. خانواده هایی از ی م ع حرم پیش من آمدند که در بینشان چند خانواده ی سنّی بودند. خب، این برادر اهل سنّت که برای دفاع از حرم حضرت زینب یا حرم المؤمنین یا حرم سیّدالشّهدا جوان خودش را گسیل میکند به جبهه، بعد هم که پیش ما می آید، به جای اظهار تأسّف، به جای اظهار غم و اندوه یا گِله و شکایت، ابراز افتخار میکند که پسر من در این راه شهید شده است.94/12/20»

@zakhmiyan_eshgh

برچسب ها : دیدار پدر شهید اهل سنت م ع حرم ، " عمر ملازهی " با انقلاب - شهید
دیدار پدر شهید اهل سنت م ع حرم ، " عمر ملازهی " با انقلاب شهید
منبع :
خنده ای که همیشه بر لب داشت...

یادش بخیر ...

اعزام شدیم برای مسابقات تیراندازی های جهان، اولین ی بود که در هند و در مسجدی واقع در حیدر آباد هندوستان میخواستیم بخونیم و متولی مسجد گفت حتما این کلاه هارو باید بر سر بگذارید . شروع به خوندن که آقا مهدی با دیدن چهره من خندشون گرفت و من هم م ش ت و کلی به همدیگر خندیدیم .

خنده ای که همیشه بر لب داشت...

شهید راه نابودی

شهید محمد مهدی لطفی نیاسر

@sh_mahdilotfi


برچسب ها : خنده ای که همیشه بر لب داشت...
خنده ای که همیشه بر لب داشت...
منبع :
" سرباز و م ع "

دست نوشته شهیـد :

اگر خدا منِ ناقابل را قبول ڪرد

و توفیق شهـــــادت داد

مزارم را هرجا خواستید انتخاب کنید

و روی قبــرم بنویســید :

" سرباز و م ع "

پاســدار م ـع حـرم

شهید عبدالرضا مجیری

سالـروز شهـادت

@ravayate_fath

برچسب ها : " سرباز و م ع " - ,م ع ولایت ,سرباز
" سرباز و م ع " ,م ع ولایت ,سرباز
منبع :
شهید محمدامین زارع سالروز شهادت

خواب دریا و شب مهـتاب

تعبیـرش تـویی . . .

جانباز م ـع حــرم

شهید محمدامین زارع

سالروز شهادت

@ravayate_fath

برچسب ها : شهید محمدامین زارع سالروز شهادت - زارع سالروز ,محمدامین زارع ,شهید محمدامین
شهید محمدامین زارع سالروز شهادت زارع سالروز ,محمدامین زارع ,شهید محمدامین
منبع :
سالروز شهادت پاسـدار م ع حـرم شهید حمید سیاهڪالی مرادی

ڪلام شهــید :

شرمندہ ام از این ڪه

یڪ جان بیشتـر ندارم

تا در راہ ولی عصــر (عج)

و نایب برحقش

فـــدا ڪنم . . .

پاسـدار م ع حـرم

شهید حمید سیاهڪالی مرادی

سالروز شهادت

@modafeonharem

برچسب ها : سالروز شهادت پاسـدار م ع حـرم شهید حمید سیاهڪالی مرادی - سیاهڪالی مرادی ,سالروز شهادت ,حمید سیاهڪالی ,شهید حمید ,م ع حـرم ,حمید سیاهڪالی مرادی
سالروز شهادت پاسـدار م ع حـرم شهید حمید سیاهڪالی مرادی سیاهڪالی مرادی ,سالروز شهادت ,حمید سیاهڪالی ,شهید حمید ,م ع حـرم ,حمید سیاهڪالی مرادی
منبع :
خاطره ای از شهید م ع حرم عبدالرشید رشوند.....

✍غروب که از کار بر میگشتیم خسته بود یک ساعت استراحت می کرد و می خوند بعد ساعت ۲۰ پا میشدیم.

غذا ووسیله ای بود جمع میکرد خانواده را شناسایی کرده بود آدرس ها شون رو درآورده بودوخانواده انی که پدرشان را از دست داده بودن بی س رست بودن می بردبه آنها می دادواین بچه های رو نوازش می کرد خیلی با ابو رشید انس گرفته بودن وقتی که تو راه برگشت به سمت مقر بودیم ابو رشید گریه میکرد آنجا فهمیدم که دیگر ابو رشید اسمانی هستش .

یک خانواده جانباز قطع نخاع رفتیم که خدابهشون تازه بچه داده بودو اوضاع خانواده خوب نبود چون پدر خانواده قطع نخاع بود.ابورشید قنداقه بچه را گرفت در گوش بچه اذان گفت و پنجاه لیر در قنداق بچه گذاشت گفت ما رسم داریم در ایران که یک هدیه بدهیم دادیم و برگشتیم ودرراه برگشت ابو رشیدآنقدر گریه کرد.

در این مدت که ابو رشید در منطقه بود مردم و اهالی آنجا به ابو رشید وابسته شده بودن. ابورشیدآدم خسته گی ناپذیری بود.

یادی کنیم ازتمام ی م ع حرم

وشیربچه های حیدری که دارند در منطقه ب خو وکارجهادی درجبهه ها میجنگند مجاهدهایی که از جانشان می گذرندکه ما درآسایش باشیم یی که از زن بچه هایشان می گذرند که ما در اینجا در آرامش زندگی کنیم.

شهید م ع حرم عبدالرشید رشوند

تاریخ شهادت:۱۳۹۴/۰۹/۶

محل شهادت: حلب

سالروز شهادت

@modafeonharem

برچسب ها : خاطره ای از شهید م ع حرم عبدالرشید رشوند..... - رشید ,خانواده ,م ع ,عبدالرشید رشوند ,شهید م ع
خاطره ای از شهید م ع حرم عبدالرشید رشوند..... رشید ,خانواده ,م ع ,عبدالرشید رشوند ,شهید م ع
منبع :
هیچ وقت فکر نمی که دعا کنم و به شهادت برسد ...


همیشه می گفت :

برایم دعا کن تا شهید شوم !

برایم خیلی سخت بود ولی

به قدری زیاد می گفت که بعد از ها دعا می .

ولی هیچ وقت فکر نمی

که دعا کنم و به شهادت برسد ....

شهید احمد اعطایی

به روایت همسر بزرگوار

شهادت ۱۳۹۴ حلب

آرمیده در قطعه ۲۶ بهشت زهرا

@modafeonharem

برچسب ها : هیچ وقت فکر نمی که دعا کنم و به شهادت برسد ... - شهادت ,شهادت برسد
هیچ وقت فکر نمی که دعا کنم و به شهادت برسد ... شهادت ,شهادت برسد
منبع :
گاه گاهی به دل خسته ما هم نظری ...

دل مـا ...

تنگِ همین یڪ لبخنـد

و تو در خنده مستانه خود می گذری

نوش جـانـت ، امّــا ...

گاه گاهی به دل خسته ما هم نظری ...

شهید حاج حبیب بدوی

یادگار دفاع مقدس

شهید م ع حـرم

اولین سالروز شهادت

@zakhmiyan_eshgh

برچسب ها : گاه گاهی به دل خسته ما هم نظری ...
گاه گاهی به دل خسته ما هم نظری ...
منبع :
به راستی که زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند


دوست شهید روح الله قربانی :

آ ین باری که هم دیگرو دیدیم نشد خوب از هم خداحافظی کنیم. وقتی خبر شهادتش را شنیدم حسرت خداحافظی درست به دلم موند.

خیلی ناراحت این موضوع بودم تا اینکه خوابش رو دیدم...

خواب دیدم روح الله اومده ، بهش گفتم روح الله تو مُرده بودی ما تشییع پیکرت شرکت کردیم. گفت: نه ، من زنده ام ، ببین.

همدیگرو بغل کردیم.

محکم بغلش کرده بودم و از اینکه برگشته بود خوشحال بودم تا اینکه گفت: خب دیگه من باید برم!

گفتم : روح الله من تازه پیدات کجا میخوای بری؟

گفت: کلی مهمون دارم ، همه منتظر من هستن باید برم.

از خواب که بیدار شدم حالم خیلی خوب بود از اینکه خوابش رو دیدم اما همه ش فکرم مشغول بود که کجا می خواست بره...؟

گوشیم رو که نگاه دیدم برام پیام اومده هیئت یادبودی برای شهید قربانی با سخنرانی حاج آقا پناهیان و مداحی برادر هلالی برگزار میشود

شوکه شدم...

حالا منظورش از مهمانانی که منتظر او بودند را فهمیدم.

به راستی که زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند .

@agamahmoodreza

برچسب ها : به راستی که زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند - الله ,اینکه ,زنده ,پروردگارشان روزی , زنده ,اینکه خوابش
به راستی که زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند الله ,اینکه ,زنده ,پروردگارشان روزی , زنده ,اینکه خوابش
منبع :
آقا رسول فوق العاده با حیا بود


بسم رب ال والصدیقین


آقا رسول فوق العاده با حیا بود

هم با حیا و سر به زیر، هم با غیرت...

موقع هایی که خانواده هامون با هم یک جا بودیم ، وقتی میخواست از قسمت مردونه مادرش رو صدا بزنه می گفت: "حاج خانم"

اینی رو که دارم براتون تعریف میکنم برای 7 یا 8 سالگی آقا رسول هست!!

به نقل از آشنایان شهید رسول خلیلی

@ra_sooll

برچسب ها : آقا رسول فوق العاده با حیا بود - رسول
آقا رسول فوق العاده با حیا بود رسول
منبع :
خاطرات شهید حسین معز غلامی


شهید حسین معز غلامی _ پارسال تو مراسم اﻋﺘﻜﺎﻑ ﻣﺴﺠﺪ ﻗﻤﺮ بنی ﻫﺎﺷﻢ(علیه السلام) ﺑﺎ ﺷﻬﻴﺪ ﺑﺰﺭﻮاﺭ ﺑﻮﺩﻡ. ﺑﻪ ﻫﺎی ﻧﻮﺟﻮاﻥ اﻃﺮاﻓﺶ ﺣﻠﻘﻪ ﻣﻴﺰﺩﻥ، ﺷﻮخی می ﻭ ﺳﺮ ﻭﺻﺪای زیادی بلند می شد. حسین آقارو ﺻﺪا ﻛﺮﺩﻡ و ﻔﺘﻢ : ﺑﺎﺑﺎ ﻳﻜمی ﻣﺮاﻋﺎﺕ ﻛﻨﻴﺪ، مثلا اﻋﺘﻜﺎفه، ﺳﻦ خیلی اﺯ ﻣﻌﺘﻜﻔﻴﻦ ﺑﺎﻻﺳﺖ اعصابشون نمی کشه..

ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻫﻤﻴﺸگی ﻔﺖ: ﺣﺎجی اﻳﻦ ﻧﺴﻞ ﺭﻭ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ اﻳﻦ ﻴﺰﻫﺎ آﻭﺭﺩ ﻣﺴﺠﺪ، می بینی ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﺴﺠﺪ ﺎﺭکه و ﻪ ﻭضعی ﺩاﺭﻩ. دیگه ﻣﺠﺒﻮﺭﻡ ﺑﺎ ﺷﻮخی ﻛﺮﺩﻥ و برای اینکه ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺷﻮﻥ ﺳﺮ ﻧﺮﻩ و ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ اﻭﻣﺪﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﻛﻨﻦ ی جوری جاذبه ایجاد کرد. ﺩﻳﺪﻡ ﺭاﺳﺖ ﻣﻴﻪ ﺗﻮی اﻳﻦ ﺯﻣﻮﻧﻪ ﻭاﻧﻔﺴﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﻫﺮ شکلی ﻛﻪ ﺷﺪﻩ اﻭﻝ ﺑﻪ ﻫﺎﺭﻭ ﺑﺎﻣﺴﺠﺪ آﺷﻨﺎ ﻛﺮﺩ.

@shahid_vahid_farhangi_vala

برچسب ها : خاطرات شهید حسین معز غلامی - ﻣﺴﺠﺪ ,شهید حسین
خاطرات شهید حسین معز غلامی ﻣﺴﺠﺪ ,شهید حسین
منبع :
انگار گم گشته ای داشت که میخواست سریع به او برسد

هادےدلها

هادی کم کم به حضوردرنجف وزندگی کنار المومنین علی(ع)بسیاروابسته شد وقتی به ایران برمیگشت نمیتوانست تهران را تحمل کند انگار گم گشته ای داشت که میخواست سریع به او برسد.

شهیدمحمدهادےذوالفقاری

بین الحـرمین۱۳۹۰

@yazahra_315

برچسب ها : انگار گم گشته ای داشت که میخواست سریع به او برسد - میخواست سریع
انگار گم گشته ای داشت که میخواست سریع به او برسد میخواست سریع
منبع :
امروز کربلا رفتن ما، مدیونِ همان ؛ حسیـن حسیـن " گفتن هاست ...

گفتنـد :

▪️"حسین حسین می گیم میریم ڪربلا "

و امروز کربلا رفتن ما، مدیونِ همان ؛

" حسیـن حسیـن " گفتن هاست ...

لبیـڪ یاحسـین

@modafeonharem


برچسب ها : امروز کربلا رفتن ما، مدیونِ همان ؛ حسیـن حسیـن " گفتن هاست ... - حسیـن ,حسیـن گفتن هاست ,حسیـن حسیـن ,مدیونِ همان ,کربلا رفتن ,امروز کربلا ,حسیـن حسیـن گفتن هاست
امروز کربلا رفتن ما، مدیونِ همان ؛ حسیـن حسیـن " گفتن هاست ... حسیـن ,حسیـن گفتن هاست ,حسیـن حسیـن ,مدیونِ همان ,کربلا رفتن ,امروز کربلا ,حسیـن حسیـن گفتن هاست
منبع :
شهید حزب الله حمزه علی یاسین

شهید م ع حرم حمزه علی یاسین لبنانی الاصل از بچه شیعه های کانادا بود که بعد از اینکه میبینه حمله تکفیریا رو به زینبیه ،از شهر مونترآل کانادا به لبنان عزیمت می کنه و بعد از طی دوره های مختلف ( همون دوره های خاص حزب الله لبنان ) به زینبیه می ره و بعد از مجاهدت ها و رشادت های زیاد بشهادت می رسه.

تاریخ تولد :هفتم بهمن ۱۳۷۲

تاریخ شهادت : سوم مرداد ۱۳۹۳

ناگفته نماند که شهید حمزه علی یاسین پسر برادر همسر "سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله” بوده است.

@ahmadmashlab1995

برچسب ها : شهید حزب الله حمزه علی یاسین - یاسین ,حمزه ,شهید
شهید حزب الله حمزه علی یاسین یاسین ,حمزه ,شهید
منبع :
مزار خودشم همونجاست

هر وقت تبریز می اومد حتما گ ار ی "وادی رحمت" می رفت.

الان مزار خودشم همونجاست.

بالای قبور ی دفاع مقدس می نشست و انگار حرف میزد باهاشون.

خیلی طول می داد.

از این مزار به اون مزار. مگه دست بردار بود؟

به شوخی بهش می گفتم به سپردم حرفتو گوش ندن!

@agamahmoodreza

برچسب ها : مزار خودشم همونجاست - مزار ,خودشم همونجاست ,مزار خودشم ,مزار خودشم همونجاست
مزار خودشم همونجاست مزار ,خودشم همونجاست ,مزار خودشم ,مزار خودشم همونجاست
منبع :
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.348 seconds
RSS