سازمان مجاهدین خلق ایران (خائنان پلید)

سازمان مجاهدین خلق ایران (خائنان پلید) از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

نگهداری دشمنان ایران در آلبانی چه مقدار هزینه بر می دارد؟

صفحه ای آلبانی زبان وبسایت فارس امروز درباره ی اسکان مجاهدین خلق در تیرانای آلبانی گزارشی توسط گاهنامه ی آلبانیایی پارنا منتشر کرد. تیتر گزارش مذکور این است: حاصل آمدن مجاهدین، آلبانی در آستانه ی جنگ.



پارنا از ت آلبانی به خاطر پذیرش سازمان مجاهدین در سرزمین آلبانی همانند استقرار صهیونیستها در قرن اخیر در سرزمین فلسطین انتقاد کرد. بر اساس گفته ی پارنا سه هزار نفر از اعضای گرو تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی اسکان داده شده اند.
متن زیر از همان گزارش است اج شده و توسط فارس امروز به زبان فارسی ترجمه شده است:
به طور قطع مساله ی اصلی، سازمان مجاهدین به عنوان گروهی از مردم با نژاد، دین یا اصول اخلاقی متفاوت نیست. بلکه مساله این است که سازمان مجاهدین خلق، دشمن حکومت است. آنها فقط دشمنان ایدیولوژیک ایران نیستند بلکه مبارزانی هستند که رسما از سوی حکومت ایران به عنوان دشمن معرفی می شوند.
پذیرش سازمان مجاهدین در آلبانی موقعیت جنگ بین ایران و اروپا را ایجاد کرده است. گرو مجاهدین با محافظت ت آلبانی به زودی تبلیغات و فعالیتهای خود را در داخل آلبانی آغاز خواهد کرد.
آیا آلبانی به چنین مخاطره ای احتیاج دارد؟
قطعا هرچیزی هزینه ی خودش را دارد. برای انجام این قرارداد، امور خارجه ی ، جان کری به آلبانی آمد. اما باید پرسید که آلبانی چه مقدار برای اسکان دشمنان ایران در قلب این کشور هزینه خواهد کرد؟
چنین قراردادی فقط باید از جهت اینکه برای علایق ملی آلبانیاییها انجام می شود یا نه، مورد سنجش و ارزی قرار گیرد. مانند مساله ی وحدت کوزوو ـ آلبانی.
به هر صورت، در طی ماه گذشته، هیچ تغییراتی در ای آلبانی دیده نشده است، جز اینکه فروشگاه های تلفن همراه توسط شمار زیادی از اعضای مجاهدین که به دنبال جدیدترین گوشی های تلفن همراه و تبلت هستند، قرق شده است.
افکار عمومی آلبانی، قادر به درک این مطلب نیست که آوردن جنگ به خانه چه معنایی دارد؟ این رؤیای هر مسئول آلبانی است که «فقط روابط خوب با ایالات متحده، هیچ چیز دیگری مهم نیست.»
در زمانی که برای تحریک روابط با ایران تلاش می کند و اتحادیه اروپا اقدامات جدی برای بهبود روابط با ایران انجام می دهد، ما که قرارگاه و محل اسکان سازمان مجاهدین هستیم چه کرده ایم و چه به دست خواهیم آورد؟
سازمان مجاهدین به جنگ خود که دهه ها پیش آغاز شده، ادامه خواهد داد. در سرزمین موعود، در فلسطینی که حالا در قلب بالکان پیدا شده است.
حال، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ رسانه ها چه خواهند کرد؟ آیا رسانه ها به خاطر کمبود اطلاعات در این زمینه زحمت زیادی متحمل خواهند شد؟ خیر، این مساله غیر ممکن است. با یک جستجوی ساده در گوگل می توان همه چیز را درباره ی سازمان مجاهدین خلق و اعمال ننگینش پیدا کرد. هر چند که به نظر می رسد رسانه ها خودشان را به قیمت بسیار کمی فروخته باشند.

منبع: لینک

برچسب ها : نگهداری دشمنان ایران در آلبانی چه مقدار هزینه بر می دارد؟ - آلبانی ,مجاهدین ,سازمان ,مساله ,اسکان ,انجام ,سازمان مجاهدین ,دشمنان ایران ,تلفن همراه ,پذیرش سازمان , ت آلبانی ,پذیرش سازمان مجاهدین
نگهداری دشمنان ایران در آلبانی چه مقدار هزینه بر می دارد؟ آلبانی ,مجاهدین ,سازمان ,مساله ,اسکان ,انجام ,سازمان مجاهدین ,دشمنان ایران ,تلفن همراه ,پذیرش سازمان , ت آلبانی ,پذیرش سازمان مجاهدین
ریزش نیرو در فرقه رجوی و دلایل آن
موضوع ریزش نیرو یا همان جدا شدن افراد از فرقه رجوی یک پدیده جدید و منحصر به عراق و آلبانی و یا سایر کشورهای اروپایی نیست. در همان سال های اولیه تاسیس سازمان یکی از بنیانگذاران آن یعنی مرحوم عبدالرضا نیک بین از این سازمان جدا شد. در درون زندان در دهه پنجاه هم تعدادی از مسئولین و کادرهای آن روز سازمان جدا شده و به جریانهای چپ و راست متمایل شدند که شاخص ترین آنها آقای لطف الله میثمی می باشد. در سال ۱۳۵۴ هم که سازمان شقه شد و اکثریت کادرها و مسئولین آنروز سازمان مجاهدین را که وجهه ای ی داشت رها کرده و مار یست شدند و عملا در خارج از زندان سازمان مجاهدین به کلی از بین رفت.

در دهۀ ۶۰ با اعلام استراتژی جنگ مسلحانه تعداد قابل توجهی از بدنۀ سازمان جدا شدند و یا به سازمانهای دیگر پیوستند و یا پی زندگی و تحصیلاتشان رفتند و تعداد زیادی هم به صرف خواندن یک اعلامیه یا نشریه روانه زندان شده و اکثریت آنها شدند.

از سال ۱۳۶۱ تا کنون هم که سازمان مجاهدین ماهیتش توسط آقای رجوی تغییر کرد و به یک فرقه تبدیل شد، ریزش نیرویی بطور مستمر ادامه داشته و خواهد داشت.

قبلا در نشست های درونی – شخص رجوی معمولا سالانه یک بیلان از وضعیت نیرویی سازمان می داد و در آن دوران معتقد بود که جذب و دفع نیرو یک امر کاملا طبیعی است. زیرا سازمان ما یک ارگانیزم زنده است بنابراین جذب و دفع موجود زنده یک امر طبیعی و عادی است و در این راستا شخصا جداشدگان از سازمان مجاهدین (یا درست تر از فرقۀ او) را در یک سخنرانی سخیف به مدفوع تشبیه کرد.

ولی بعدها با یک چرخش ۱۸۰ درجه ای اعلام کرد که «ما نه می توانیم و نه باید ریزش نیرو داشته باشیم». و عملا اعلام کرد که دیگر پروندۀ جداشدن از سازمان و ج و مخارج اعزام آنها به خارج سوزانده شده است و چنانچه ی هم اعلام ج کرد یا او را لب مرز می گذاریم که به ایران برود و یا اینکه تحویل عراق می دهیم و عراق هم چون استاتوی سازمانی را به رسمیت می شناسد هر فردی که از سازمان به عراق تحویل داده شود به جرم ورود غیر مجاز زندانی خواهد شد.

رجوی با انواع و اقسام تهدید و ارعاب و ایجاد دهها زندان تلاش داشت که جداشدن از فرقه را به صفر برساند اما موفق نشد. حتی به سازمان امنیت مخوف صدام حسین هم متوسل شد و تعداد زیادی از جداشدگان را روانه شکنجه گاه زندان بدنام ابوغریب کرد اما باز هم فایده نکرد و ریزش نیرو بجای سیر نزولی سیر صعودی به خود گرفت.


دلایل ریزش نیرویی در فرقه:

۱٫ ساختار فرقه ای تشکیلات رجوی

۲٫ اصرار بر خشونت و جنگ مسلحانه


ساختار فرقه ای تشکیلات رجوی

با محکم شدن پایه های قدرت رجوی در سازمان مجاهدین این سازمان شکل و محتوایش دچار یک دگردیسی گسترده ای شد و عملا در جای خدا نشانده شد و نیروها بعنوان مریدان بی چون و چرا خوانده شدند و آشکارا در تشکیلات اعلام شد که: چشم و دهان بسته و فقط گوش باز!! (آن هم فقط به حرفهای ی و دستگاه تبلیغاتی فرقه اش).

شه فرقه گرایانه تمام تار و پود سازمان را در بر گرفت و فکر و شه و روح و جسم نیرو ها در انحصار قرار گرفت و هر گونه اختیاری از افراد سلب شد حتی فکر افراد هم با مغزشویی مستمر و روزانه تحت سیطره و کنترل تشکیلات فرقه قرار گرفت. و فکر جز به فرقه ممنوع شد و انتقاد و اشکال گرفتن از ی به عنوان یک گناه کبیره در تشکیلات میخش کوبیده شد.

هر نیرو بطور ۲۴ ساعت حداقل توسط سه نفر از خودش بالاتر تحت کنترل مستمر قرار گرفت و نیروهای هم سطح هم باید مستمرا دیدبان فرقه برای یکدیگر می شدند و از دوستان و رفقایشان مستمرا گزارش کتبی و یا شفاهی می دادند. دوستی و رفاقت به معنی عام آن در فرقه از بین رفت و ساختار تشکیلاتی شرایط را طوری تغییر داد که هیچکدام از افراد به هم اعتماد نداشتند و به نوعی از هم ترس داشتند. در مواردی هم که افراد خارج از چشم مسئولین با هم گرم می گرفتند و یا خصوصی با هم صحبت می د بشدت تحت برخورد قرار گرفتند و با اعلام محفل خارج تشکیلات به همه انگ و مهر دایر شعبه ای از رژیم در داخل تشکیلات می زدند و افراد را در جلسات جمعی و یا تکی آنقدر تحت فشار قرار می دادند که هر دوی آنها تمام مسایل خصوصی که با هم درد دل کرده بودند را در جمع مطرح کرده و به صورت مکتوب گزارش می د.


بخش عمده به اصطلاح افشاگری های فرقه بر علیه جداشدگان گزارشهایی است که به زور و اجبار از افراد گرفته اند و در مواردی هم افراد آنقدر تحت فشار قرار داده می شدند که به دروغ ی ری چیز ها را علیه خودشان مطرح می کنند تا تشکیلات دست از سر آنها بر دارد.

سیستم فرقه در کنار مغزشویی افراد ارتباطات نیروها را بطور مطلق با دنیای بیرون قطع کرد و همه را به یک مسیر کانالیزه نمود که آنهم ی فرقه بوده است.

در کنار مغزشویی مستمر و قطع ارتباطات بیگاری و کارهای پوشالی بود که بصورت سیستماتیک برنامه ریزی می شد بطوریکه افراد در ۲۴ ساعت روز حتی یک ساعت وقت خالی و فراغت نداشته باشند تا مجالی برای فکر پیدا نکنند.


با این سیستم هولناک که باورش برای افراد خارج از فرقه خیلی سخت است تمام افکار و شه های نهفته در درون افراد تبدیل به یک کمپل و عقده و فشار میشد که با کوچکترین جرقه یا تلنگری که به افراد از طریق دسترسی به اطلاعات یا خانواده هایشان وارد میشد افراد مانند فنر فشرده شده باز می شدند و یک انرژی و پتانسیل زیادی آزاد میشد که افراد در تشکیلات عصیان می د و در این نقطه بود که فرقه و یا مسئولین تشکیلاتی – توان برگرداندن فرد را به ح نرمال نداشتند. البته در عراق با تهدید ، فشار روانی و روحی تا حدودی غلیان نیروهای ناراضی را موقتا خاموش می د اما در آلبانی در این زمینه ناکام شده اند و با متوسل شدن به حربه های کثیفی مانند قطع کمک مالی و ایزولاسیون نیرویی و یا با تهدید و تطمیع با نیروهای عصیانگر که می خواهند جدا شوند برخورد می کنند.

لذا فرقه برای مقابه با پدیده ریزش نیرویی از روش چماق و حلوا استفاده می کند. چماقش این است که افراد را در خارج از مناسبات و تشکیلات ایزوله می کند و تلاش می کند که به لحاظ او را ترور کند و با انواع و اقسام برچسب ها و پرونده سازی و سازی این چماق را بر سر نیروهای باقیمانده نگه دارند.

سیاست حلوا هم این است که با وعده و وعید و دادن مبلغی بخور و نمیر افراد را کماکان در چنبره تشکیلات قرار می دهد و سایه شوم اش را مرئی و نامرئی بر سر جدا شدگان نگه می دارد.

به جرات می توان گفت که مخوف ترین تشکیلات در حال حاضر تشکیلات فرقه رجوی است هیچ تشکیلات و جریانی پیچیده تر و خطرناک تر از این فرقه در جهان وجود ندارد.


اصرار و بر خشونت و جنگ مسلحانه:

فرقه رجوی که استراتژی اش مبتنی بر جنگ مسلحانه است ل خمیر مایه تمام اصول و تاکتیک هایش خشونت و نابودی است. در دهه هشتاد میلادی اکثر گروههای چپ ایرانی که در نوار مرزی ایران و عراق در کردستان بودند نیروهایشان همواره دستخوش کشت و کشتار های درون گروهی و تصفیه فیزیکی بودند و ان و مسئولانشان خیلی راحت با یک برچسب نفوذی فردی را صحرایی می د.

رجوی بارها مطرح می کرد که علیرغم حق قانونی مان من اجازه ندادم ی در سازمان شود. که البته این یک بلوف بود و برای اینکه خودش را در اذهان نیروها از همۀ ان سایر گروهها بالاتر جلوه دهد این بلوف ها را می زد. به باور همه نیروهایی که از این فرقه جدا شده اند از زندگی با اعمال شاقه در درون فرقه خیلی راحت تر بود.

– بر خلاف ادعای رجوی که در فرقه اش نیست کشته شدن آن تعداد از افراد که در زندان سال ۷۳ در قرارگاه اشرف در عراق زیر شکنجه جان دادند اسمش چیست؟


– دهها نفری که برای زهر جشم گرفتن از سایرین در مرز و پشت میدان مین ها رها کردید و کادو برای ها فرستادید که متاسفانه اکثریت آنها شب تاریک بدون کمترین اطلاعات و تجهیراتی روی مین رفتن و کشته و یا نقص عضو شدند اسمش چیست؟

– وقتی دادگاه چند هزار نفره برگزار می کردید و باید صدها نفر روی یک نفر تف کنند و سیلی بربناگوش آن بینوایی که درخواست جدا شدن کرده است بزنند اسمش چیست؟

– دهها مورد خودکشی در درون فرقه اعم از زن و مرد و پیر و جوان که جانشان به لبشان رسیده بود اسمش چیست؟

– دستور کشتن جداشدگان و ترور آنها و تعقیب و مراقبت مستمر جدا شده ها و ضرب و شتم های وحشتناک توسط گزمه های فرقه حتی در همین اروپا اسمش چیست؟

– حتی شما به یک پدر و مادر پیر یعنی آقای مصطفی محمدی و همسرش هم که برای ملاقات دخترشان در آلبانی هستند رحم نکردید و اول اقدام به ترور وی کردید و وقتی زورتان نرسید دهها قلاده از ربات هایتان را به خیابانهای تیرانا گسیل کردید تا این پدر و مادر را ترور فیزیکی و یا در اذهان بدنام جلوه دهند اما از ترس پلیس و قانون نشستید و فهمیدید که اینجا قلعه اشرف و عراق صدام حسین نیست. بفرمایید این کارها اسمش چیست؟


نتیجه گیری:

فشارهای سیستماتیک و فوق طاقت انسان در تشکیلات برای برده سازی فکری در فرقه نیروها را به مرز جنون می رساند که یک دفعه مانند چله از کمان خارج می شوند و با قبول همه نوع خطرات از فرقه جدا می شوند.

اعمال خشونت طلبانۀ فرقه باعث یک تنش و اصطکاک مستمر بین نیروها شده است. در تشکیلات هیج به نفر کنار دستی اش که سالیان یک جا می خورند می خوابند اعتماد ندارد. این درگیریهای مستمر و ناامنی افراد را به سمت درگیری فیزیکی با هم و با فرماندهانشان سوق می دهد. کمتر روزی است که در تشکیلات درگیری و بزن بزن وجود نداشته باشد. افراد در سطح ومدار بالای تشکیلاتی که جدا شده اند خوب می دانند من چه می گویم. در بولتن تشکیلات نیرویی درگیری های فیزیکی قید می شد.

بنابر این؛ فرقۀ رجوی با دو چالش تشکیلات و مناسبات فرقه گرایانه و خشونت و جنگ مسلحانه تا آ ین روز حیاتش دستخوش ج نیروها می باشد و فرقه هر ترفندی هم که بکار بگیرد نمی تواند جلوی وج افراد و ریزش نیرویی را آن هم با این حجم که اکنون دیگر به سطح فرماندهان و حتی ن عضو شورای مرکزی سازمان رسیده است، بگیرد.



عیسی آزاده (از مسئولان و فرماندهان سابق سازمان مجاهدین خلق ـ ن فرانسه)
پاریس، هشتم اکتبر ۲۰۱۸
برچسب ها : ریزش نیرو در فرقه رجوی و دلایل آن - فرقه ,افراد ,سازمان ,تشکیلات ,رجوی ,ریزش ,اسمش چیست؟ ,سازمان مجاهدین ,ریزش نیرو ,فرقه رجوی ,ریزش نیرویی
ریزش نیرو در فرقه رجوی و دلایل آن فرقه ,افراد ,سازمان ,تشکیلات ,رجوی ,ریزش ,اسمش چیست؟ ,سازمان مجاهدین ,ریزش نیرو ,فرقه رجوی ,ریزش نیرویی
فرقه رجوی امروز بیش از گذشته از تاثیر گذاری خانواده ها می ترسد

خانواده جایگاه رفیعی در نگاه شمندان جهان داشته است که آن را از جنبه های گوناگون مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند. تمامی تاریخ نگاران و سیره نویسان بر این باورند که خانواده، کهن ترین گروهی است که به اقتضای نیاز طبیعی، عاطفی و اجتماعی بشر شکل گرفته و سابقه ای به درازای سابقه زیست بشر بر روی زمین دارد .

جامعه شناسان از دیرباز به تجزیه و تحلیل خانواده پرداخته و آن را به عنوان یک نهاد اجتماعی همواره مطمح نظر داشته اند. خانواده از منظر جامعه شناسی، اساسی ترین نهاد اجتماعی است که در شکل گیری ساختار کلان جامعه و افزایش بهره وری آن نقش به سزا دارد.
با توجه به مقدمه مختصر فوق، جا دارد به بیان تعریفی از خانواده در مناسبات فرقه و از زبان خود سران فرقه بپردازیم و آن جمله معروف که دائما به خورد اعضاء خود می داد که «خانواده کانون فساد است» و اعضاء خود را مجبور می کرد در مقابل خانواده ها در اشرف شعار دهند که:
«ننگ ما، ننگ ما خانواده الدنگ ما» فرقه از چند خانواده که جز دیدار فرزندانشان چیزی نمی خواستند، آنچنان می ترسید که وقتی خانواده ها مقابل اشرف و لیبرتی برای دیدار با عزیزانشان می د، نمی توانست اعضای سازمانش را که بیش از۳۰ سال در درون فرقه آموزش ایدئولوژیک دیده اند، چند ساعت یا حتی چند دقیقه به دیدار آنها بفرستد.

فرقه، امروز و بیش از گذشته از تاثیرگذاری خانواده ها بر روی اعضای آموزش دیده اش می ترسد چون به خوبی از کارکرد نقش خانواده ها مطلع و آگاه است و به همین منظور طلاق اجباری را راه انداخت و آن را انقلاب ایدئولوژیک نام نهاد. اما واقعا نمی دانست و به این موضوع پی نبرده بود که همین خانواده با دست خالی بنیان سازمانش را بر باد خواهد داد.
ریزش و جدا شدن اعضا در آلبانی که همچنان نیز ادامه دارد از تاثیرات حضور خانواده ها در عراق بود و بایستی این موضوع را مد نظر داشت که گرچه از نظر موقعیت جغرافیایی، اسیران فرسنگ ها از خانواده ها دور شده اند اما از طرفی این را هم بایستی در نظر داشت که همین خانواده ها موجبات فروپاشی سازمان را از درون فراهم آورده اند.

برچسب ها : فرقه رجوی امروز بیش از گذشته از تاثیر گذاری خانواده ها می ترسد - خانواده ,فرقه ,همین ,جامعه ,اجتماعی ,نهاد ,همین خانواده ,نهاد اجتماعی
فرقه رجوی امروز بیش از گذشته از تاثیر گذاری خانواده ها می ترسد خانواده ,فرقه ,همین ,جامعه ,اجتماعی ,نهاد ,همین خانواده ,نهاد اجتماعی
ج رسمی آقای غلامعلی میرزایی عضو سی ساله مجاهدین از فرقه رجوی

اینجانب غلامعلی میرزایی که از دادماه سال 1367 به مدت نزدیک به سی سال در تشکیلات فرقه رجوی بودم بدین وسیله ج خودم را از تشکیلات فرقه محاهدین خلق رسما اعلام می کنم.
من غلامعلی میرزایی درجه دار بودم که در همان اوایل سال 1359 در 11 مهر ماه در مرزهای جنوب کشور توسط عراق اسیر شدم. در اولین سالهای جنگ سختترین شرایط را به لحاظ جسمی و روحی را در زندانهای صدام حسین گذراندم. نزدیک به نه سال در اردوگاهای مختلف عراق با سخت ترین شرایط سپری شد و در همین سالها بودکه بایک سری تبلیغات فرقه رجوی که در اردوگاه های و زندان های صدام حسین جهت جذب و کشاندن اسرای جنگی به سمت خودشان بود آشنا شدم .


من که همسر و فرزند داشتم بعد از اتمام جنگ در سال 68 به تشکیلات فرقه رجوی پیوستم. اما در طی سالیان هر آنچه را که شنیده بودم تماما خلاف گفته هایی بود که در اردوگاه شنیده بودم. از دروغ ، ریا، چاپلوسی، پشت سر دیگران حرف زدن و…. . و تمام اینها در زیر پوشش به اصطلاح مبارزه و به ارمغان بردن ؟!؟! و دموکراسی؟!؟!؟ برای مردم ایران بود.
همه این گفته ها هر تصمیم جدی را از انسان می گرفت و طوری وانمود می د که هر تصمیمی غیر از این خیانت و بریدگی و بی مرزی با دشمن خدا و خلق می باشد. هدف از همه این گفته ها چیزی نبود جز اینکه انسان را از آگاهی واختیار خودش بی محتوا کنند وآن محیط کذایی را مدینه فاضله قلمداد نمایند تا اینکه بتوانند با علم انقلاب ایدیولوژیک خودشان سد راه روابط خانوادگی بشوند. چون از نظر شرع رجوی ارتباط با خانواده حرام بود در خلال این شعبده بازیها هرروز یک بازی جدیدی به نام بندهای انقلاب درونی القا می شد که بایستی به آن گردن می نهادیم سالیان با شعر وشعارهای فریبنده ووعده های پوچ وفریبنده در نشستهای به اصطلاح انقلاب ایدوئولوژیک برای جا انداختن ی عقیدتی که چیزی جز رمال بازی وفریبکاری نبود سپری شد تا اینکه عراق توسط امریکا انجام شد.
همانطور که در بالا گفتم من متاهل و دارای همسر وفرزند بودم و در آن دوران که خانواده ها جهت دیدار عزیزانشان به عراق می آمدند که همسرو فرزند و برادر و همسر برادرم جزو همین نفرات بودند به جلو اشرف آمدند. سران فرقه در منتهای ناجوانمردی و بی مروتی هیچی به من نمی گفتند. حتی در تبلیغات خودشان می گفتند که اینها مزدوران رژیم هستند. به عنوان نمونه در یک در خواستی که اقوام من برای دیدن من داشته اند با میل گرد زدند و دست او را ش تند و او هم عینک ضارب را از چشمش بر داشت تا در آینده بتواند در هر دادگاهی آن را اثبات کند این موضوعات را من زمانی متوجه شدم که به آلبانی آمدیم وتوانستم مخفیانه یک گوشی تهیه کرده وبا خانواده ام تماس بگیرم.
و اما به آلبانی که آمدیم:
تقریبا دست حضرات وسران فرقه مجاهدین رو شد وماهیت فرقه ای آنها روز به روز برای ما روشن تر شد. اجحافات تشکیلاتی تحت پوشش ضوابط بیشتر شد ومجددا ارتباط با خانواده ها مرز سرخ و موبایل خطر ناکترین دشمن برای این فرقه شد و اگر ی اسم تماس یا گوشی را بر زبان می آورد نام آن را سر پیچی از تشکیلات قلمداد می د واز بر چسپ بریده وط بورژوازی گرفته و تا نفوذی ومزدوری وخود فروخته قلمداد می د ومی گفتند ضرورت دوران است شما حتی اگر هم نمیفهمید مهم نیست با خودسپاری تشکیلاتی و تعهد خون ونفس به ی عقیدتی سعی کنید که این موضوعات را ازخودتان عبور بدهید و بپذیرید در آینده دور یا نزدیک حتما آن را فهم خواهید کرد و همیشه همینطور بوده چون ی عقیدتی به دلیل بینش عمیق و ژرف شی که دارند نقاط دورتری را میبینند که ما با این بینش و ذهن ساده قادر به دیدن و فهم آن در این نقطه نیستیم؟!؟!؟
اینگونه کارهایشان را بزک می د که بتواننداعمال نفوذ بیشتری بر نفرات داشته باشند. در این شرایط بود که علی رغم شرایط ومشکلات جسمی که داشتم تصمیم گرفتم از مناسبات فرقه جدا شوم و در یک تردد به بیرون دیگر به آن محیط برنگشتم.
اکنون رسما ج خودم را از تشکیلات فرقه رجوی اعلام میکنم ودر راستای روشنگری افکار عمومی ونسل جوان کشور برای شناخت هرچه بیشتر ماهیت این فرقه منزوی وبه اشتراک گذاشتن خاطراتم از آنچه در این دوران بر من گذشت دریغ نخواهم کرد.
با تشکر
غلامعلی میرزایی

برچسب ها : ج رسمی آقای غلامعلی میرزایی عضو سی ساله مجاهدین از فرقه رجوی - فرقه ,رجوی ,تشکیلات ,شرایط ,غلامعلی ,عراق ,فرقه رجوی ,غلامعلی میرزایی ,تشکیلات فرقه , ی عقیدتی ,شنیده بودم
ج رسمی آقای غلامعلی میرزایی عضو سی ساله مجاهدین از فرقه رجوی فرقه ,رجوی ,تشکیلات ,شرایط ,غلامعلی ,عراق ,فرقه رجوی ,غلامعلی میرزایی ,تشکیلات فرقه , ی عقیدتی ,شنیده بودم
خیانت پیشگان- گزارشی درباره یک کتاب
«خیانت پیشگان» عنوان کت است که به مرور عملکرد گرو تروریستی منافقین در هشت سال دفاع مقدس می پردازد. «خیانت پیشگان» در 3 مهر1397 در نشستی در خبرگزاری «تسنیم» با حضور محمدرضا سرابندی نویسنده کتاب و سیدمحمدجواد هاشمی نژاد دبیرکل بنیاد ه لیان رونمایی شد.
مطالب و محتوای اصلی این کتاب، مشروح مذاکرات عناصر ی منافقین با استخبارات عراق است که پس از سقوط رژیم بعث صدام منتشر شد. این اسناد دلیل محکمی بر حضور خائنانه این گرو در عراق علیه نیروهای ایرانی در هشت سال دفاع مقدس است. این اسناد در کنار دیگر مدارک به جامانده از این گرو تروریستی، شرح مفصلی از یک مدل منحصربه فرد خیانت و جنایت در حق بشریت است. این کتاب به دنبال تحلیل چرایی حضور منافقین در عراق و برشمردن منافعی است که رژیم صدام حسین از این نوکران خودفروخته داشته است. هر چند منافقین نیز به پاس خدمات ارزنده خود به عراق در طول جنگ، پاداش های گزافی دریافت د اما نگاه تاریخ به آنان همیشه این است که خود را به بیگانگان ارزان فروختند.
یکی از مواردی که هیچ گاه از حافظه مردم ایران پاک نخواهد شد، همراهی منافقین با رژیم بعثی عراق در طول هشت سال جنگ تحمیلی است که طی آن منافقین دوشادوش دشمنان کشورمان با هم وطنان خود جنگیدند و روی فرزندان ایران زمین آتش گشودند. به لطف و عنایت حق، کتاب «خیانت پیشگان» حاصل تلاش فرزندان این آب و خاک است. این مجموع مستند، سرنوشت نکبت بار خیانت به آب و خاک و ایمان و عقیده را به تصویر کشیده است.
سوژه این کتاب حکایت افرادی است ایرانی که از اوایل جنگ تحمیلی با رفتن به عراق همراه ماشین جنگی صدام حسین در مقابل ایران جنگیدند. سازمان اطلاعات و امنیت عراق بیش از 20 سال با اه مشخص اقدام به تصویربرداری و ضبط کاملا مخفیانه از جلسات و روابط خود با سازمان مجاهدین خلق کرده است. قدیمی ترین اسناد و ها به سال 1359 و جدیدترین آنها به سال 1381، چهار ماه قبل از سقوط صدام برمی گردد. این مجموعه مستند با استفاده از صدها ساعت به دست آمده از روابط پنهان سازمان مجاهدین خلق ایران و رژیم سرنگون شده بعث عراق تهیه شده است. در برگردان این گفت وگوها و مذاکرات در قالب کتاب، به لحاظ ویژگی منابع نوشتاری تغییراتی در شکل و البته نه در محتوای این مذاکرات داده شده است. همچنین به منظور ارائه بهتر مطالب و آشنایی بیشتر خوانندگان با موضوع، از دیگر منابع نیز کمک گرفته شده است.
این مجموعه به مبحث خیانت و جاسوسی سازمان منافقین به نفع رژیم بعث عراق و شخص صدام حسین در سال های پرتلاطم دفاع مقدس می پردازد. درست در شرایطی که رزمندگان با دست خالی، جان خویش را در راه دفاع از این مرز و بوم و آرمان های والای نظام ی فدا می د، تعدادی مزدور و بازی خورده استکبار به بهانه نرسیدن به مطامع دنیوی خود، در مقابل نظام ایران ایستادند و به همراهی با دشمن بعثی پرداختند.
کتاب «خیانت پیشگان» در 20 سرفصل ضمن پرداختن مختصر به تاریخچه گرو منافقین، به تقابل آنان با انقلاب ی پرداخته و زمینه های ارتباط منافقین با رژیم بعث عراق را در پیش از آغاز جنگ تحمیلی بیان می کند. این کتاب در فصول بعدی با بیان روند حیات سازمان در فرانسه و عراق به نقاط عطف این گرو در طول هشت سال دفاع مقدس در عراق اشاره کرده و به تفصیل در ارتباط با نحوه انجام فعالیت های جاسوسی منافقین و اشکال مختلف آن بحث می کند. شکل حیات و اقتصادی منافقین در عراق و پایگاه های آنان و همچنین روابط درون سازمانی این گرو از بخش های جالب این اثر است که مطالعه آن به همه خوانندگان و محققان تاریخ معاصر پیشنهاد می شود. نحوه تقابل منافقین با اسرای جنگی ایرانی در عراق و همچنین چگونگی وقوع عملیات مرصاد از دیگر مطالب مطرح شده در این کتاب است.
در این اثر سعی شده تمامی موارد مستند به اسناد و مدارک معتبر بوده و بیشتر به مطالب و خاطرات منتشرشده از سوی عناصر جداشده از این گرو اشاره شود. روش کتابخانه ای در جمع آوری اطلاعات و همچنین استفاده از آرشیوهای اسناد مختلف که امکان استفاده و بهره برداری از آن وجود داشت، در کنار مصاحبه و مراجعه به تاریخ شفاهی، اثری درخور توجه در این حوزه را باعث شده است. هرچند بنا به ماهیت تروریستی این گرو و رعایت مسائل امنیتی کار تحقیق و پژوهش درخصوص اقدامات این سازمان مخوف به سختی امکان پذیر بود، اما با استعانت از حرمت خون پاک ی ترور و تلاش وافر در این زمینه، این مهم به انجام رسید و مطالبی درخور شأن پژوهشگران و خوانندگان علاقه مند پدید آمد. بنابر همین دلایل شاید بتوان گفت تمامی آثاری که تاکنون در این حوزه به رشته تحریر درآمده اند خالی از نقص و اشتباه نباشند، و همین مهم نیز بنیاد ه لیان و نگارنده را بر این داشت تا با تحقیق و بررسی بیشتر، ضمن برطرف نقایص گذشته، کت جامع در این حوزه پدید آورند. اما با توجه به گستردگی این موضوع و همچنین رعایت برخی مسائل خاص در ارتباط با این اثر، نگارنده اذعان می دارد که شاید این کتاب نیز کامل و عاری از نقص نباشد؛ اما با عنایت به تجربه های پیشین و دغدغه بنیاد ه لیان مبنی بر ارائه یک اثر مستند و علمی، این مجموعه به رشته تحریر درآمد.
بنیاد ه لیان (خانواده ی ترور کشور) امیدوار است با انتشار این اثر ضمن ادای دین به تمامی ی ترور کشور به ویژه آنان که توسط گرو منافقین یا به واسطه خیانت های آنان در جنگ تحمیلی به شهادت رسیدند، گامی دیگر در راستای افشای ماهیت پلید و جنایتکار این گرو تروریستی برداشته باشد. در پایان، وجدان بیدار جامعه بشری و آزادگان جهان خاصه هموطنان عزیز را جهت داوری به خواندن این کتاب دعوت می کنیم.

ه لیان
برچسب ها : خیانت پیشگان- گزارشی درباره یک کتاب - عراق ,منافقین ,کتاب ,گرو ,سازمان ,رژیم ,بنیاد ه لیان ,دفاع مقدس , ی ترور ,صدام حسین ,رشته تحریر
خیانت پیشگان- گزارشی درباره یک کتاب عراق ,منافقین ,کتاب ,گرو ,سازمان ,رژیم ,بنیاد ه لیان ,دفاع مقدس , ی ترور ,صدام حسین ,رشته تحریر
ماجرای خیانت منافقین

جنگ تحمیلی با تهاجم سنگین و سراسری بعثی عراق به ایران در 31 شهریور1359 آغاز شد. آنچه در کنار جریانات مربوط به این جنگ برای هر انسان آزاده ای جالب توجه می نماید، حضور گرو منافقین به عنوان ستون پنجم عراق در خاک این کشور است. تاریخ هیچ گاه همراهی گرو منافقین با دشمنان این مرز و بوم را در زمانی که دشمن به مرزهای ما هجوم آورده بود، فراموش نخواهد کرد.

عناصر این گرو تروریستی با حضور در خاک عراق و به عنوان یکی از ارکان این کشور فعالیت های ت یبی متعددی علیه نظام ایران به انجام رساندند. عمده این اقدامات از جاسوسی در خط مقدم جبهه ها و تخلیه تلفنی گرفته تا ایجاد رعب و وحشت در داخل کشور با انجام عملیات تروریستی و حضور نظامی و رویارویی مستقیم با رزمندگان ایرانی توأم بود. این گرو تروریستی در قالب ارائه خدمات خود به رژیم بعث عراق حتی آمار بمباران های ای ایران و میزان تلفات و ت یب های انجام شده را منع می کرد و با ایجاد فضای روانی و شایعه پردازی سعی در تضعیف و ت یب پشت جبهه نیروهای ایرانی داشت. خدمات اعضای این سازمان برای رژیم بعث عراق آنقدر ارزش داشت که شخص صدام حسین رئیس جمهور عراق شخصا با مسعود رجوی در این خصوص دیدار و گفت وگو و مقامات بلندپایه عراق را به همه گونه همکاری با این گرو م م می کرد.

به این ترتیب خدمات منافقین خیانت پیشه به صدام را می توان به دو دسته پنهان و آشکار تقسیم بندی کرد. جاسوسی از مواضع نظامی نیروهای مسلح ایران در جبهه ها، شنود و تخلیه تلفنی، بازجویی از اسرای جنگی و ایجاد فضای روانی علیه شرایط جنگی کشور و مواردی از این دست را می توان به عنوان اقدامات پنهان گرو تروریستی منافقین در راستای همراهی با رژیم بعث صدام قلمداد کرد.

اما این گرو تروریستی به خاطر عمق خباثت خود نسبت به ت و ملت ایران هم زمان با اقدامات پنهان، به تدریج و از نیمه های جنگ تحمیلی به صورت آشکار و عیان در چندین حوزه، علیه نیروهای رزمنده ایرانی اقداماتی انجام داد. مهم ترین این موارد که می توان در این گفتار کوتاه به آن اشاره کرد، عبارتند از:

1- انجام عملیات های کلاسیک با نام و عنوان سازمان مجاهدین خلق (هرچند پشتیبانی و حمایت رژیم بعثی عراق در این عملیات ها انکارناپذیر است). از جمله این عملیات ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف: عملیات آفتاب: درساعات اولیه بامداد 8 فروردین 1367 در منطقه مرزی فکّه، از سوی عراق و نیروهای سازمان، عملیاتی صورت گرفت که به گفته منافقین با شرکت 15 تیپ رزمی و در منطقه وسیعی شروع شد. هدف منافقین از این عملیات، انهدام لشکر 77 اسان بود و چند تیپ مکانیزه عراق نقش اصلی را ایفا می د. نیروهای منافقین پس از پیشروی بعثی در خط پ ندی ایران، تمام سنگرها و استحکامات موجود را به آتش کشیدند و اعلامیه های خود را توزیع د؛ اما این پیشروی چندان طول نکشید و حوالی ساعت 13، منافقین از خاک ایران تا پشت خط پ ندی رژیم بعثی عقب نشینی د. مسعود رجوی در پایان عملیات آفتاب پیامی صادر کرد و این عملیات را هدیه نوروزی برای ملت ایران خواند! هدیه ای مشترک با صدام؛ چراکه توپخانه عراق به خصوص هنگام آتش تهیه و خم باران شدید مواضع نیروهای ایرانی نقش بزرگی را ایفا کرده بود. به عبارت دیگر، کشته شدن فرزندان و سربازان این مرز و بوم هدیه نوروزی خائن ملت برای مردم بود!

ب: عملیات چلچراغ (مهران): منافقین و سران رژیم بعث عراق که سرمست پیروزی در عملیات آفتاب بودند، پس از حدود سه ماه در 28 داد 1367 یکی از بزرگ ترین عملیات های مشترک خود را به منظور تصرف شهر مهران به انجام رساندند. پس از پیروزی چند ساعته منافقین در 8 فروردین 1367، صدام کمک های نظامی فراوانی را به پادگان اشرف سرازیر کرده بود و این گرو تروریستی در عملیات چلچراغ بسیار مجهزتر از عملیات آفتاب ظاهر شد.

عملیات چلچراغ به سان عملیات آفتاب از ابتدای شب و با آتش سنگین توپخانه عراق آغاز شد؛ به طوری که شهر خالی از سکنه مهران رابه طور کامل ویران ساخت. منافقین خائن و مزدور، شهری را به تصرف خود درآورده بودند که از مدت ها قبل خالی از سکنه بوده و این گونه وانمود د که فتح عظیمی نصیب آنها شده است. منافقین پس از ورود به شهر با دعوت از خبرگزاری های خارجی دست به راه اندازی یک برنامه بزرگ تبلیغاتی زدند و سرکرده این گرو تروریستی پس از عملیات، مدعی شد که وقتی در یک عملیات، شهری تصرف می شود، بنابراین دسترسی به تهران مشکل نخواهد بود. از این رو شعار «امروز مهران، فردا تهران» را سر دادند؛ حال آنکه بیچارگان نمی دانستند کمتر از دو ماه دیگر بساط نفاق توسط ملت و فرزندان آن در هم پیچیده خواهد شد.

ج: عملیات فروغ جاویدان: عملیات فروغ جاویدان پس از مقدمات آماده شده توسط عراق با حمله گسترده به مرزهای غربی کشور در 31 تیر1367 و بمباران پایگاه های نیروی هوایی غرب کشور، بمباران هوایی و توپخانه ای نواحی مرزی ایران توسط عراق و درنهایت تهاجم گسترده به مرزهای جنوبی برای منحرف اذهان از تهاجم منافقین به غرب آغاز شد. گرو تروریستی منافقین نیز بر اساس تحلیل و برداشت خود و با مغتنم دانستن فرصت پیش آمده، در 3 مرداد 1367 عملیات خود موسوم به فروغ جاویدان را آغاز کرد و تا حوالی کرمانشاه پیش رفت.

مرحله سرنوشت ساز عملیات فروغ جاویدان در صبح روز چهارشنبه 5 مرداد 1367 توسط نیروهای با عملیات مرصاد و با رمز «یا علی بن طالب(ع)» آغاز شد. در این عملیات سه گردان از تیپ نبی اکرم(ص)، تیپ مسلم و یک گردان از ایلام به سمت آباد غرب حمله و نیروهای لشکر 27 محمد رسول الله(ص) نیز از سه راهی غرب آباد تلفات زیادی بر آنها وارد د. بنابراین رجوی پس از تحمل تلفات فراوان، ناامیدانه و دست از پا درازتر از پشت بیسیم ها و رادیو، فرمان «حفظ خود» و عقب نشینی نیروها به خاک عراق را اعلام کرد. ش ت مفتضحانه عملیات فروغ جاویدان، پایان بخش عملیات نظامی « بخش» منافقین بود.

2- عملیات های گردانی: انجام عملیات های ایذایی تحت عنوان عملیات های گردانی که طی آن تعدادی از نیروهای مسلح منافقین با حمایت تسلیحاتی و لجستیکی عراق به مواضع نیروهای ایرانی هجوم آورده و بلافاصله اقدام به ترک محل و درگیری می د. به دنبال عزیمت مسعود رجوی از پاریس به بغداد، شیوه جنگ ها که پیش از این پارتیزانی در کردستان و جنگ چریک شهری در ای ایران بود، به شکل جنگ های گردانی در مناطق مرزی با و پاسداران ایران سازماندهی شد. با آغاز عملیات گردانی که تکامل جنگ های چریکی و پارتیزانی نام گذاری شد، استراتژی جنگ بخش در آذر 1365 پا گرفت. در این راستا چون این استراتژی درنهایت به سود طرف عراقی تمام می شد، سیل آموزش های نظامی، کمک های مادی، تسلیحاتی، پشتیبانی، لجستیکی، اطلاعاتی و سلاح های عراقی به سمت گرو منافقین سرازیر شد.

بخش کار خود را با تهاجم به واحدهای کوچک و دسته های و و ژاندارمری شروع کرد. با افزایش نفرات و امکانات سازمان که توسط ت عراق تامین می شد، در عرض چند ماه سوژه های بزرگی مورد تهاجم بخش قرار گرفت. مثلا گردان گیلان تا اوایل سال ۶۷ سه رشته عملیات گردانی در مرز مریوان روی لشکر ۲۸ سنندج و دو رشته عملیات مشترک با گردان های مازندران و آذربایجان روی لشکر ۳۰ گرگان و لشکر۶۴ ارومیه در مرز پیرانشهر انجام داد. دیگر گردان ها نیز عملیات مشابهی در همین مدت انجام دادند.

3- عملیات تپه زنی: طبق استراتژی جدید کار در جبهه، گروهان های رزمی تازه تشکیل شده منافقین باید کار نظامی خود را (به قول رجوی) از اولین تپه و ارتفاعی که در جبهه ها پیش رو دارند، شروع کنند تا با زدن این تپه ها آداپتسیون بیشتری برای عملیات های بزرگ تر ب کنند. رجوی در این دوره دو هدف را دنبال می کرد: اول آمادگی ذهن نفرات برای کار در جبهه های عراق و همکاری با آنها، دوم اینکه مسئولان سازمان که خوب می دانستند نیروهای کلت به دست جنگ چریک شهری، نمی توانند یک دفعه در جنگی کلاسیک شرکت کنند و به این امر نیز واقف بودند که چنین ذهنیتی باعث افت روحیه نیروهای این گرو می شود، با طرح عملیات های کوچک در خط مقدم (تپه زنی) درصدد روحیه دادن و امکان پذیر این عملیات در اذهان رزمندگان برآمدند.

عملیات هایی که مجاهدین در آن شرکت داشتند، بعد از ساعت 12 شب انجام می شد. شناسایی از حدود سه ماه قبل، از منطقه مدنظر به عمل می آمد و از حدود 20 روز قبل از عملیات، عراقی ها شروع به تقویت نیرو در نقطه مدنظر می د و تانک ها و توپ ها و انواع سلاح های سنگین در آنجا مستقر می شد. در شب موعود و دو ساعت قبل از زمان حمله، نیروهای منافقین در منطقه عملیاتی حاضر می شدند. آنها به طور معمول مجهز به سلاح های سبک از قبیل تفنگ کلاشینکف و موشک انداز آ ی جی و کلت کمری و نارنجک بودند. آتش بازی سنگین توسط عراقی ها روی مواضع ایرانی ها شروع می شد. گاهی در این آتش بازی تا بیش از 500 قبضه توپ به علاوه چند قبضه کاتیوشا و... به کار گرفته می شد. آنگاه منافقین به سرعت به سنگرهای نیروهای ایرانی ریخته و درحالی که رزمندگان ایرانی انتظار مواجهه با هم وطنان خود را نداشتند یا هدف گلوله قرار گرفته یا دستگیر می شدند. بیشترین هدف منافقین از چنین عملیاتی، گرفتن هرچه بیشتر اسیر جهت خوراک تبلیغاتی بود.

4- منافقین و اسرای جنگی ایران: از دیگر نتایج همکاری منافقین با رژیم عراق، اجازه عملیات نفوذی و آوردن اسیر و نگهداری و بازجویی آنان بود. هدف اصلی منافقین از این اقدام، تخلیه اطلاعاتی اسرا درخصوص یگان های نظامی ایران بود. این اسرا دو دسته بودند؛ دسته ای توسط رژیم عراق به اسارت درآمده بودند که در وضعیت بسیار مشقت باری زندگی می د و دسته دوم اسرایی بودند که خود منافقین در جبهه اسیر می گرفتند. به اسرایی که از اردوگاه عراق به کمپ اشرف آمده بودند، rd یعنی اسرای داوطلب می گفتند و به اسرایی که سازمان در جبهه اسیر کرده بود rp یعنی اسرای پیوسته می گفتند. برای افرادی که توسط عملیات منافقین در نواحی مرزی ایران و عراق به اسارت در آمده بودند، سازمان مجاهدین از ت عراق اجازه گرفته بود که این اسیران را رأسا نگهداری کند. برای این کار ت عراق زندان های بزرگی را در اطراف شهر کرکوک در اختیار سازمان قرار داده بود. یکی از زندان ها، زندان دبس (debec) نام داشت که در آن حدود 1200 اسیر زندانی بودند. آنها اسرا را با وعده های دروغین فریب می دادند و اگر قبول نمی د تحت فشار روحی قرار می دادند تا در عملیات شرکت کنند. در چنین شرایطی تعدادی از اسرای ایرانی که کمترین شناختی از سازمان مجاهدین خلق نداشتند، برای گریختن از فشارهای طاقت فرسای عراقی ها فریب وعده های منافقین را خوردند.

محمدرضا سرابندی، بنیاد ه لیان

برچسب ها : ماجرای خیانت منافقین - منافقین ,عملیات ,عراق , ,نیروهای ,گرو , عراق ,گرو تروریستی ,عملیات آفتاب ,فروغ جاویدان ,عملیات فروغ ,مواضع نیروهای ایرانی ,گرو تروریستی منافقین
ماجرای خیانت منافقین منافقین ,عملیات ,عراق , ,نیروهای ,گرو , عراق ,گرو تروریستی ,عملیات آفتاب ,فروغ جاویدان ,عملیات فروغ ,مواضع نیروهای ایرانی ,گرو تروریستی منافقین
پشت پردۀ پیام صوتی رجوی و ماجرای بهمن 97

سازمان تروریستی فرقه نمای رجوی هر چند سال یکبار جهت حفظ و کنترل اسیران خود در تشکیلات خزعبلاتی را با مضمون سرفصل عنوان میکند و با وعده های پوشالی اقدام به اخذ تعهد به ماندن نیروها در تشکیلات و وج ممنوع می نماید. آ ین پیام صوتی ملعون رجوی که در قبر مجازی به سر میبرد سال قبل با عنوان سرنگونی ایران تا بهمن 97 بود که از تک تک اسیران تعهد کتبی گرفته و به نیروها اعلام نمود که بهمن 1397 همگی به تهران میرویم. البته طبق اسناد و فایل های موجود از قرارگاه سقوط شده اشرف در عراق37 سال است که رجوی هر چند سال یکبار این یاوه را تکرار میکرده و به پشتیبانی صدام برای حمله نظامی به تهران این تعهدات انجام می گردید.
حال این بار که در عراق نمی باشد و هیچ سلاحی ندارد و تسلیحات نظامی آنها توسط رئیس جمهور اسبق ت جلوی دوربین ها و چشمان نیروها امحاء گردید چگونه چنین ادعایی نموده که پس از واکاوی ها و های وجود داشته مشخص شد که پیام ها از کجا هدایت و به سازمان تروریستی فرقه نمای رجوی دیکته میشود؟! از اینرو که هرگز هیچ فرقه ای تسلیحات ، ادوات جنگی زرهی، اقدامات تروریستی و حمله نظامی و به کشوری نداشته و فقط با یک خ مه افراد را برای منافع فردی اش تحت اسارت و شستشوی مغزی نگه میداشته … اما رجوی ترکیبی و در پوش فرقه متفاوت عمل نموده ، آری افشای پیام های صوتی رجوی، با دقت نظر به سخنرانی های مقامات ارشد ت کنونی کار بسیار آسانی می باشد.
آقای بولتون مشاورارشد امنیت ملی ت ترامپ و آقای رودی جولیانی شهردار اسبق نیویورک و حقوقی آقای ترامپ در کاخ سفید که همواره در همایش های سازمان رجوی شرکت داشته اند و از سخنرانان بوده و در جلوی دوربین های بین المللی حاضر در همایش ها با صراحت اعلام نموده که بهمن ماه سال 1397 ایران سقوط کرده و با حمایت این کار انجام میگردد و به عبارتی کشور ایران را با کنونی و سازمان فرقه نمای رجوی را با گروه جایگزین کرده اند .
حال دستگاه مخوف رجوی که سالیان سال ارتباط خود را با پنهان می کرده و را امپریالیسم جهانخوار خطاب میکرد دیگر حرفی برای گفتن نداشته و مسرور از این سخنرانی ها و حمایت ها بودند البته جای تعجب ندارد زیرا به یاد دارم که رجوی بارها در نشست های ایدئولوژیکی خود در عراق به صراحت و پررویی می گفت: “من برای سرنگونی ایران اگر بشود دامن هم پا می کنم “. امروزه نیز اگر سایت های سازمان را نگاه کنید به وضوح می بینید تمامی اخبار و موضع گیری های ضد امپریالیسم جای خود را به سخنگویی ها از طرف داده .اما تمامی سیاستمداران سابق و کنونی همچون هنری ینجر و تمردان اروپایی آسیایی به خوبی می دانند که سازمان رجوی با سابقۀ ترور شهروندان و تمردان محبوب مردم ایران از سال 1358 تا کنون و مستشاران یی در سال 1360 هیچ پایگاه اجتماعی نداشته و تمردانی همچون بولتون و جولیانی از سازمان رجوی به عنوان یک ابزار و درآمد مال استفاده می نمایند، درآمد مالی از اینرو که براساس شواهد و تحقیقات موسسات خود کشور همچون موسسۀ “رند” و رسانه هایی مانند فارسی این مسئله که جان بولتون و جولیانی و سناتور مک کین که به تازگی فوت شد از سازمان پولهای هنگفت گرفته شده علنی گردیده ، قابل ذکر می باشد که سناتور مک کین یی نیز در آ ین سخنرانی خود درهمایش فرقۀ رجوی گفته بود که در میدان تهران با حاضر می شود ” قابل توجه بولتون و جولیانی” .

برچسب ها : پشت پردۀ پیام صوتی رجوی و ماجرای بهمن 97 - رجوی , ,سازمان ,فرقه ,بهمن ,بولتون ,سازمان رجوی ,نمای رجوی ,فرقه نمای ,کنونی , همچون
پشت پردۀ پیام صوتی رجوی و ماجرای بهمن 97 رجوی , ,سازمان ,فرقه ,بهمن ,بولتون ,سازمان رجوی ,نمای رجوی ,فرقه نمای ,کنونی , همچون
کنکاشی در گذشته خیانت بار فرقه رجوی

همانطور که شاید مطلع باشید « شورای ملی مقاومت » و « بخش ملی» نام های پوششی برای سازمان مجاهدین خلق می باشد و خود سازمان مجاهدین نیز به همراه دو نام ذکر شده سه نام پوششی برای مسعود رجوی و ی توتالیتر آن است.
اما ضرورت کنکاش در «شورای ملی مقاومت» چیست؟

چه ضرورتی دارد به آن بپردازیم؟ سابقه شکل گیری شورای ملی مقاومت چیست؟ چه انی آن را تاسیس د؟ در این مسیر چه انی از این شورای ملی مقاومت جدا شدند. اساسنامه آن چیست؟ مدعی است که درب های شورای ملی مقاومت بر روی همه باز است. آیا واقعا چنین است؟ آیا شورای ملی مقاومت چیزی جز فرقه است؟
اما و سازمان مجاهدین برای زمینه سازی طرح این ادعا که درب های «شورای ملی مقاومت» بر روی همه باز است، نیاز دارند که گذشته تاریک و خیانت بار سازمان مجاهدین را از دید همگان پنهان کنند .
اگر دقت شود مشاهده می کنیم که ی فرقه و نام های پوششی دیگر از جمله شورای ملی مقاومت و … روش حذف و سانسور وقایع تاریخی و رویدادها و فعالیت های تاریخ ۴۰ ساله گذشته این سازمان را فعالانه و سیستماتیک در کلیه رسانه های دیداری و نوشتاری در حال اعمال است .
چرا ی فرقه نمی خواهد گذشته خود را شفاف نشان بدهد ؟ چرا که اگر چنین شود باید به بسیاری از پرسش ها پاسخ بدهد. گذشته ای که همراه با خیانت های بزرگ همراه بوده است و به همین دلیل به طور سیتماتیک و طی یک دستور تشکیلاتی سرفصل هایی که سازمان مجاهدین در ۴۰ سال گذشته داشته و پرسش برانگیز بوده را از تاریخچه رویدادها و فعالیت های ۴۰ ساله گذشته خود حذف ، تحریف یا سانسور کرده است تا بتواند در میدان جدیدی به فریب و جذب نیروی احتمالی مشغول شود، زیرا گذشته خیانت بار رجوی مانعی اساسی برای وضعیت فعلی سازمان مجاهدین می باشد.
این پرسش مطرح هست که چرا باید نسلی که روند رویدادهای تاریخی سازمان مجاهدین را با چشم خود ندیده است در معرض سانسور قرار گیرد؟
این نسل که حداقل از ۴۰ سال به پایین را شامل شود. چرا باید یک فرد ۳۵ تا ۴۰ ساله یا پایین تر رویدادهای تاریخی سازمان مجاهدین را که نقش اساسی در وضعیت کنونی جامعه ایران داشته و آن را با چشمان خود ندیده است، مورد این سانسور سیستماتیک قرار گیرد.
من مایل هستم به صورت محوری در سیر زمانی به این رویدادهای حذف شده در تاریخ رویدادهای سازمان مجاهدین از سال ۱۳۵۷ اشاره ای داشته باشم.
اما سازمان مجاهدین چه رویدادهایی را در تاریخچه خود برای فراهم شدن شرایط و قالب دوباره خود تحت عنوان « شورای ملی مقاومت »حذف کرده است؟
یکی از سرفصل های مهم که فرقه در تاریخچه خود حذف کرده است به رای دادن مسعود رجوی و موسی خیابانی و سازمان مجاهدین به در ۱۲ فروردین ۱۳۵۷ می باشد. هیچ تصویر و نوشته ای در این ارتباط وجود ندارد. همه چیز حذف شده است.
روزگاری مسعود رجوی می گفت هم دمکراتیک است و هم ضد امپریالیست و این چنین حمایت خود را نشان می داد و زیر ع آیت الله مصاحبه می کرد و او را پدر مجاهد و حضرت آیت الله العظمی نام می داد. چرا این بخش از تاریخ سازمان در سال ۱۳۵۷ در شرایط کنونی در کلیه رسانه های سازمان حذف شده است؟
مسعود رجوی می گفت که « تجربه خلق ها نشان می دهد که امپریالیسم بدون مبارزه مسلحانه با آن کشوری را ترک نکرده است و امیدواریم که امپریالیسم بدون اینکه مجبور باشیم به مبارزه مسلحانه متوسل شویم ایران را ترک کند».
در این تردیدی نیست که گروگان گیری سفارت در سال ۱۳۵۸ که مسعود رجوی و مجاهدین خلق آن را ادامه انقلاب رهایی بخش ی و ضدامپریالیستی می نامیدند و خواستار استمرار آن بودند، سر فصل مهم و بسیار تاثیر گذاری در وضعیت فعلی جامعه ایران می باشد.
چرا این سر فصل مهم در تاریخچه فعلی سازمان که در رسانه های سازمان مجاهدین آمده حذف شده است ؟ آیا به این دلیل است که این موضوع در تناقض جدی با مزدوری فعلی آنها برای و بخش جنگ طلب و تندرو هیئت حاکمه امریکا و عربستان سعودی هست؟ پس وظیفه ماست که اگر رجوی سانسور می کند ، ما آن را دوباره یادآوری کنیم و اجازه ندهیم به فراموشخانه فرستاده شود.
مسئله جاسوسی سازمان مجاهدین برای شوروی و انتقال پرونده سرلشگر مقربی نفوذی کا گ ب در زمان شاه هم از این دست است و به همین دلیل هنگام تحویل و انجام قرار محمد رضا سعادتی عضو مرکزیت سازمان مجاهدین با عضو کا گ ب در سفارت شوروی به دستگیری وی منجر می شود که این موضوع هم کاملا از تاریخچه فعلی سازمان مجاهدین حذف شده است. چرا؟
همچنین اطلاعیه ، نظامی سازمان مجاهدین در تاریخ ۲۸ داد ماه ۱۳۶۰ که آغاز مبارزه مسلحانه را در پوشش دفاع مسلحانه از اعضای خود اعلام می کند به طور کامل حذف شده است . در واقع این اطلاعیه زمینه لازم را برای تظاهرات ۳۰ داد و سرآغاز ترور و خشونت فراهم می کند که کامل از تاریخچه فعلی حذف شده است و …
به ترورهای کور بعد از سی داد ۱۳۶۰ از رفتگر و بقال گرفته تا های مختلف که با عملیات انتحاری ترور د تا انفجار ۷ تیر در دفتر حزب تا انفجار هشت شهریور در دفتر نخست ی. به این ترورها هیچکدام اشاره ای نمی شود و …
از فاکتور جهاد که در این مورد موضوعیت ندارد و صدق نمی کند ، می گذریم ، اما باید نسل جوان جامعه ایران بداند که نخستین زن ذوب شده در ی فرقه مجاهدین گوهر ادب آواز بوده است که ۴۰ سال قبل اولین عملیات انتحاری را در منطقه خاورمیانه و شهر شیراز علیه آن شهر انجام داده است. البته تصاویر نشان می دهد که حتی گوهر ادب آواز زیر سن قانونی بوده است حتی باید او را نه یک زن بالغ بلکه کودک سرباز نامید. در هر صورت این ترورها نشان می دهد که مسعود رجوی خود هم قاضی بوده است ، هم دادستان و هم مجری . پرسش این است که چرا این عملیات های انتحاری که سازمان مجاهدین آن را «شهید مقدس عملیات انتحاری» می نامیده است در تاریخچه سازمان مجاهدین حذف شده است؟
همچنین تشکیل شورای ملی مقاومت و نام موسس محوری آن به همراه سازمان مجاهدین یعنی بنی صدر کاملا از تاریخچه فعلی سازمان حذف شده است و اساسا طوری وانمود شده است که فردی به نام بنی صدر در شکل گیری این شورا نقشی نداشته است. به همین ترتیب به علل و روند ج بنی صدر ، قاسملو و حزب دمکرات کردستان ایران و سایر اعضای محوری آن اشاره ای نشده است و …

محمد حسین سبحانی

برچسب ها : کنکاشی در گذشته خیانت بار فرقه رجوی - سازمان ,مجاهدین ,رجوی ,شورای ,گذشته ,تاریخچه ,سازمان مجاهدین ,مسعود رجوی ,تاریخچه فعلی ,فعلی سازمان ,مبارزه مسلحانه ,تاریخی سازمان مجاهدین ,روی
کنکاشی در گذشته خیانت بار فرقه رجوی سازمان ,مجاهدین ,رجوی ,شورای ,گذشته ,تاریخچه ,سازمان مجاهدین ,مسعود رجوی ,تاریخچه فعلی ,فعلی سازمان ,مبارزه مسلحانه ,تاریخی سازمان مجاهدین ,روی
نبرد تمام عیار دادستان با منافقین

لاجوردی در طول سال های زندان در رژیم شاه، ارتباط و همزیستی زیادی با اعضای سازمان مجاهدین خلق داشت و همین او را متوجه رگه های قاط و انحراف این سازمان کرد تا اینکه در سال 54 و با علنی شدن انحراف سازمان و تغییر مشی آنها به مار یسم، این جبهه بندی علنی تر شد.

شورای عالی قضایی، لاجوردی را احضار کرده و ضمن یک برخورد تند از او خواستند که استعفا بدهد ولی لاجوردی نپذیرفت گفت: «من استعفا نمی دهم، من را برکنار کنید.»

شهید اسدالله لاجوردی پس از انقلاب در دو مسئولیت اصلی خدمت کرد که عبارت بود از «دادستانی انقلاب تهران» (حدفاصل سال های 58 تا 63) و نیز ریاست سازمان زندان ها (حدفاصل سال های 68 تا 76).

او در این دو مقطع، خصوصا در سمت دادستانی مرکز، دست بر روی پرونده هایی گذاشت که برخی از آنها جنجالی شد و روش آقای دادستان در برخورد با متهمین نیز به گونه ای بود که دشمنی های زیادی را علیه او برانگیخت.

در این گزارش، نگاهی کوتاه و گذرا خواهیم داشت به کارنامه شهید سید اسدالله لاجوردی در سال های پس از انقلاب تا شهادت وی.

بخش اول این گزارش درخصوص عملکرد مبارزاتی شهید لاجوردی در سال های پیش از انقلاب را می توانید از اینجا بخوانید.

کمیته استقبال از ؛ اولین رویارویی با منافقین

در 12 بهمن سال 57، سید اسدالله لاجوردی به همراه دیگر اعضای موتلفه، ازجمله نقش آفرینان کمیته استقبال از (ره) بود و شاید بتوان گفت اولین جرقه های درگیری با سازمان مجاهدین خلق (پس از انقلاب) از همین مقطع کلید خورد.

لاجوردی در طول سال های زندان در رژیم شاه، ارتباط و همزیستی زیادی با اعضای سازمان مجاهدین خلق داشت و همین او را متوجه رگه های قاط و انحراف این سازمان کرد تا اینکه در سال 54 و با علنی شدن انحراف سازمان و تغییر مشی آنها به مار یسم، این جبهه بندی علنی تر شد.

اسدالله لاجوردی در میان زندانیان مسلمان، در درگیری با سازمان مجاهدین خلق در درون زندان، جزو شاخص ها بود و در این مسیر علی رغم نظر برخی از مبارزین و حتی علما، قائل به تساهل و تسامح با آنها نبود به گونه ای که این درگیری و موضع گیری های سفت و سخت، موجب دشمنی اعضای سازمان با لاجوردی و بایکوت کامل او شد.

سازمان مجاهدین خلق بعد از پیروزی انقلاب، تمام تلاش خود را برای در دست گرفتن مناصب عمده حکومت به کار گرفت اما این تلاش ها جز در موارد بسیار محدود، از همان کمیته استقبال از در 12 بهمن با ش ت روبرو شد و یکی از مهمترین عوامل این ناکامی لاجوردی و دوستانش بودند.

حضور در مدرسه رفاه

با ورود به کشور، اولین محل برای اسقرار ایشان در خیابان ایران و مدرسه رفاه، در نظر گرفته شد.

این مدرسه در واقع مرکز انقل ون بود و با استقرار (ره) در آنجا، به کانون اصلی هدایت انقلاب و حضور مبارزین تبدیل شد.

مدرسه رفاه چند کلاس و یک طبقه زیر زمین داشت و وقتی دستگیری سران طاغوت آغاز شد، برخی از آنها را در همین مدرسه نگهداری کرده و پس از محاکمه، در پشت بام همانجا د که از جمله آنها می توان به «رحیمی» فرماندار نظامی تهران، «ناجی» فرماندار نظامی اصفهان، «خسرو داد» فرمانده هوانیروز و «نصیری» رییس سابق ساواک اشاره کرد.

لاجوردی در جریان فعالیت مدرسه رفاه، در آنجا حضور داشت و در مقطعی حراست از سران دستگیر شده را به همراه دیگر دوستانش برعهده گرفت.



در کنار شهید محمد منتظری

دعوت به دادستانی برای پرونده فرقان

سید اسدالله لاجوردی مغازه پارچه فروشی داشت و در بازار تهران مشغول به کار بود تا اینکه ماجرای تشکیل گروه تروریستی فرقان پیش آمد.

فرقان اولین گروه تروریستی بعد از انقلاب بود که دست به اسلحه برد. اعضای آن را تعدادی از جوانان به ظاهر مذهبی تشکیل داده بودند که درکی انحرافی از آموزه های دینی و قرآنی داشتند و تحت تاثیر این انحرافات شخصیت های موثری نظیر مطهری، قرنی، مفتح، عراقی و چند نفر دیگر را ترور د.

با ترور این شخصیت ها، برخورد با این گروه تروریستی در دستور کار نظام قرار گرفت و لاجوردی به عنوان دادستان پرونده در نظر گرفته شد.

«ما برای انتخاب دادستان، با آقای ناطق م کردیم و به این نتیجه رسیدیم که باید فردی زندان کشیده و آشنا با تفکر گرو های گوناگون باشد. وقتی به این نتیجه رسیدیم که شهید لاجوردی فرد مناسبی است، موضوع را با شهید قدوسی در میان گذاشتیم و ایشان هم تأیید د، سپس در معیت آقای ناطق به مغازه آقای لاجوردی در بازار رفتیم. ایشان روسری فروشی داشت و از دیدن ما خیلی تعجب کرد. وقتی پیشنهاد ما را شنید، مهلت خواست تا فکر کند و پس از استخاره، جواب ما را بدهد. فردا صبح به من تلفن زد که می آیم.» (گفتگو با حمیدرضا نقاشیان از اعضای اصلی گروه مقابله با فرقان)

پرونده فرقان در کمترین زمان بسته و سران اصلی و عاملین تروریست آن شدند و این یکی از اولین نقاط درخشان کارنامه لاجوردی در سیستم قضایی انقلاب بود.

اعضای فرقان عموماً جوانان کم سن و سالی بودند که بسیاری از آنها از طریق صحبت با بازجوها و جلسات با افرادی نظیر لاجوردی، ضمن ابراز پشیمانی از گذشته خود، به آغوش نظام برگشته و بسیاری از آنها در مراکز مختلف مشغول به کار شدند و برخی نیز در جبهه های دفاع مقدس به شهادت رسیدند.

دادستانی مرکز با پیشنهاد شهید بهشتی

با انتصاب آیت الله قدوسی به دادستانی انقلاب کل کشور و با پیشنهاد شهید آیت الله بهشتی رئیس دستگاه قضایی، سید اسدالله لاجوردی که مدت کوتاهی را به عنوان مسئول حفاظت دادستانی مشغول به کار بود، در تاریخ 20 آبان 58 به دادستانی انقلاب مرکز (تهران) منصوب شد.

حکم انتصاب به دادستانی انقلاب تهران

نبرد تمام عیار با منافقین

او با سازماندهی دادستانی تهران و ایجاد شعبات مختلف، بلافاصله برخورد با گرو های معاند را که حالا بسیاری از آنها دست به اسلحه برده بودند، آغاز کرد که مهمترین آنها «سازمان مجاهدین خلق» بود.

با ورود این سازمان به فاز درگیری مسلحانه در 30 داد سال 60، برخوردها با منافقین شدت گرفت و این روند در تابستان همان سال و پس از انفجار ساختمان حزب جمهوری (شهادت شهید بهشتی و 72 تن از یاران ) و انفجار دفتر نخست ی (شهادت شهیدان رجایی و باهنر) به اوج خود رسید.

«هر پس از 30 داد دستگیر بشود و هنوز با سازمان همکاری کند، معنایش این است که با یک سازمان تروریستی برانداز همکاری داشته است... هر به این جریان کمک مالی د، اعلامیه هایشان را پخش کند، خانه تیمی برایشان تهیه د، ماشین در اختیارشان بگذارد، اسلحه تهیه کند، به هر نحوی به این سازمان کمک کند، از نظر ما و از نظر هر انسان عاقلی مجرم است و باید دستگیر شود.» (مصاحبه شهید لاجوردی با گروه خانواده رادیو در تاریخ 11/9/1360)

دشمنی ها آغاز می شود

زندان اوین مملو از افراد بازداشتی بود و دادستانی تهران نیز در اوین قرار داشت.

کار به صورت شبانه روزی انجام می شد و بسیاری از متهمین تحت بازجویی قرار گرفتند و این آغاز دشمنی ها با لاجوردی بود.

او که به ساده زیستی و سخت گیری و دقت در کار شهرت داشت، در شرایطی که فرزندان و آشنایان بسیاری از مقامات به عضویت در سازمان مجاهدین درآمده بودند، سفارش هیچ را نمی پذیرفت و اعتقاد داشت باید با این سازمان به صورت محکم برخورد شود.

برخورد دادستان تهران علی رغم سخت گیری اش بر مسلحین معاند، با اعضای رده های پایین و افرادی که جرم کمتری داشتند، متفاوت بود.

لاجوردی خود درباره نحوه مقابله با این گرو ها و اعضای آن ها می گوید:

«ما در انی را که علیه مردم حرکت کنند به دو دسته تقسیم می کنیم. یک دسته انی هستند که با سلاح به منافع مردم حمله می کنند. یک دسته آنهایی هستند که مبارزه شان علیه مردم همراه با اسلحه نیست. اینها احکامشان در فرق می کند. آن که اسلحه به دست می گیرد و علیه منافع مردم حرکت می کند، صرفا باید پاسخش را گفت تا زمانی که اسلحه اش را زمین بگذارد و دست از حرکت های آدم کشانه بردارد. وقتی چنین شد، از نظر ما دیگر فرقی نمی کند که آن که اسلحه برداشته مسلمان است یا غیر مسلمان.» (مصاحبه با خبرنگار آلمانی در تاریخ 6/2/1361)

بیت منتظری علیه دادستان

با نفوذ منافقین در بیت افرادی نظیر آیت الله منتظری و جوسازی های آنها مبنی بر وجود شکنجه در زندان ها، آیت الله منتظری که از طرف اختیار عفو زندانی ها را نیز برعهده داشت، به یکی از مخالفین آقای دادستان تبدیل شد و حتی گواهی فرزندش [شهید محمد منتظری] نیز برای آیت الله مسموع واقع نشد.

مرحوم احمد قدیریان معاون لاجوردی در دادستانی در این باره گفته است:

«ما با اعضای دادستانی به دیدار آقای منتظری که آن موقع قائم مقام ی بودند رفتیم. به منزل ایشان وارد شدیم. هادی هاشمی، برادر مهدی هاشمی معدوم آنجا نشسته بود... ایشان بدون مقدمه شروع کرد به حمله به همه بچه ها و حمله اش هم به نحوی بود که ح هجمه و بعضا اهانت داشت.

این بزرگوار (شهید لاجوردی) هیچ چیز نگفت...

بعضی از دوستان اشاره می د که یک بحثی بشود، اما ایشان اجازه نداد.» (ویژه نامه حمایت، گفتگو با حاج احمد قدیریان)

علت اصلی درگیری بیت آیت الله منتظری با لاجوردی به قضیه برخورد او با سید مهدی هاشمی برادر داماد آیت الله منتظری برمی گشت و یکی از مصادیق مهم دیگر، واکنش لاجوردی به ماجرای یکی از اعضای رده بالای «پیکار» یعنی «نوشین نفیسی» بود.

نوشین نفیسی فرزند ابوتراب نفیسی، پزشک مخصوص آیت الله منتظری و از کادرهای ارشد سازمان پیکار بود که اگرچه چند نفر از اعضای زیردست او شده بودند، ولی خودش با فشار بیت منتظری آزاد شد.

لاجوردی که در آن زمان دادستان مرکز بود، پشت برگه نوشین نفیسی چنین نوشت: «خدایا تو شاهدی با دیدن این نامه و تبعیض غیرقابل تصور، مرگ خود را از تو خواستم.»

لاجوردی در طول مدت 5 سال دادستانی خود، پرونده های دیگری را هم باز کرد که هرکدام از آنها بر حجم دشمنی ها با او می افزود ازجمله آنها، پرونده مرحوم آیت الله لاهوتی و پسرش وحید (از اعضای سازمان منافقین) و پرونده محمدرضا سعادتی از کادرهای ارشد منافقین بود.

بازرسان در اوین

با گسترده شدن دشمنی ها با لاجوردی و نیز فضاسازی های سنگین مبنی بر وجود شکنجه های سخت در زندان ها -خصوصا در اوین- چند گروه برای بازرسی از زندان ها تشکیل شد که مهمترین آنها کمیته سه نفره متشکل از «سید هادی »، «سید محمود دعایی» و «محمدعلی هادی نجف آبادی» بود.

این افراد گزارش های متعددی از وضعیت زندان ها تهیه کرده و به اطلاع آیت الله منتظری و رساندند.

سال ها بعد دو تن از این افراد یعنی هادی و محمود دعایی، به طور مختصر به بیان خاطره ای در این باره پرداخته و هر دو، «اجبار زندانی ها به خواندن سرود» و «ممنوع بودن کشیدن سیگار» را از جمله بدرفتاری های با زندانیان در آن مقطع ذکر کرده و مورد دیگری بیان ن د.

(لازم به ذکر است در تهیه این پرونده هیچکدام از این سه نفر حاضر به انجام گفتگو در این باره نشدند)

محمد مهرآیین شعبه 7 در مقطع دادستانی لاجوردی، درباره برخورد با متهمان می گوید:

«شهید لاجوردی، رحمت الله علیه، در رابطه با سپمات ها یا افراد رده پایین، یک کلاسی در خود زندان تشکیل داده بود. برای آنها در حسینیه ی شهید کچویی کلاس می گذاشت و با برگزاری جلسات مصاحبه و مذاکره ، سعی در تنویر افکار این فریب خوردگان داشت. ا و سعی داشت که افراد فریب خورده در زندان دوباره تحت آموزش افراد ورزیده منافقین قرار نگیرند.

سه چهار روز ابتدای سال را مرحوم لاجوردی اجازه می داد زندانیان در محوطه زندان با خانواده های خود از نزدیک ملاقات کنند. فکر نمی کنم چنین شیوه ای در هیچ جای دنیا اعمال شود. بعضی از متهمان با ضمانت خود ما به مرخصی می رفتند.» (آرشیو مرکز اسناد انقلاب ی، مصاحبه با محمد مهرآیین)

مرحوم احمد قدیریان نیز عملکرد لاجوردی در برخورد با اعضای گروه فرقان را اینگونه روایت می کند:

«لاجوردی در برخورد با جوانانی که دست شان به خون آلوده نشده بود، انعطاف زیادی از خود نشان می داد. شب ها داخل زندان با آنها جلسه می گذاشت، قرآن تفسیر می کرد و در نهایت با زحمات او بود که این افراد توبه می د و انقل می شدند.» (آرشیو مجمع فرهنگی شهید بهشتی، مصاحبه با احمد قدیریان)

سیف الله رفیعی، محافظ شهید لاجوردی نیز در این خصوص گفته است:

«لاجوردی در مقام یک دادستان با انی که به اتهام دشمنی با نظام دستگیر شده بودند، برخوردی پدرانه داشت. احترام خاصی برای آنان قائل بود و با آنکه از سران منافقین تنفر بی حد و حصری داشت، به جوانان هفده هجده ساله به چشم فریب خورده نگاه می کرد.

ساعت ها در میان این بچه ها می نشست و با آنها بحث می کرد. برای زندانی ها شغل هایی مثل نجاری، باغبانی ایجاد می کرد و خودش هم پابه پای آنها به کار مشغول می شد... در ظرف زندانی ها، از همان غذایی که به آنها می دادند، غذا می خورد... رفتار او زندانی ها را تحت تاثیر قرار می داد. بچه ها تواب می شدند و به عنوان جهادی در محوطه کار می د و مثل پروانه دور شهید می چرخیدند.» (آرشیو مجمع فرهنگی شهید بهشتی، مصاحبه با سیف الله رفیعی)

شورای عالی قضایی، روش و برنامه های لاجوردی در بازسازی زندانیان را قبول نداشت و او را که معتقد بود «تا زمان تثبیت نظام باید منافقین و اعضای آن را در زندان نگهداشت» برای آزاد زندانیان گرو ی تحت فشار قرار داد؛ فشاری که البته منشا آن از بیت قائم مقام ی بود.

این فشارها مهمترین مانع در مسیر برخورد دادستانی با مع ن نظام محسوب می شد به طوری که در یکی از جلسات دیدار با ، لاجوردی با گلایه می گوید:

«حرکت رو به رشد منافقین و سکوت در برابر آنها، مثل این می ماند که گوشت های بدنم را با انبر تکه تکه می کنند. هرچه شما بگویید انجام می دهم. بگویید سکوت کنم، سکوت می کنم و بگویید بروم، می روم.» و هم فرموده بودند: «اجداد پاک شما در صیانت از ، متحمل خیلی فشارها شدند و سکوت د.» (ویژه نامه حمایت، گفتگو با حاج محمدعلی امانی)

پرونده جنجالی

اما جنجالی ترین پرونده ای که لاجوردی در دوران دادستانی خود، انگشت روی آن گذاشت و به این واسطه دشمنی های زیادی را نیز به جان ید، موضوع انفجار دفتر نخست ی در 8 شهریور سال 60 بود.

در جریان این حادثه، شهیدان رجایی (رئیس جمهور)، باهنر (نخست ) و وحیددستجردی (رئیس شهربانی) به شهادت رسیدند. طراحی این انفجار با سازمان مجاهدین خلق و عاملیت «مسعود کشمیری» بود.

کشمیری که توانسته بود با نفوذ در میان نیروهای انقل به یکی از نزدیک ترین یاران شهید رجایی تبدیل شود، در آن زمان دبیری شورایعالی امنیت ملی را برعهده داشت و از طریق افرادی نظیر بهزاد نبوی و حسن کامران وارد نخست ی شده بود.

لاجوردی انگشت اصلی اتهام را به سمت این طیف گرفت و تعدادی از آنها ازجمله بهزاد نبوی، خسرو تهرانی و حسن کامران را بازداشت کرد.

او همانطور که در وصیت نامه خود نوشت، این افراد (طیفی از سازمان مجاهدین انقلاب ی ازجمله سعید حجاریان) را «منافقین جدید» نام نهاد و معتقد بود اینها انی هستند که «هم رجایی و باهنر را می کشند و هم به سوگشان می نشینند، هم با منافقین خلق، پیوند تشکیلاتی و سپس...! برقرار می کنند، هم آنان را دستگیر می کنند و هم برای شان و اعطای مقام و مسئولیت بد آنان تلاش می کنند...» (متن وصیت نامه)

این پرونده نهایتا به نتیجه روشنی نرسید و آ الامر با دستور حضرت مختومه شد.

استفعا نمی دهم، برکنارم کنید

فشارها بر دادستان مرکز روز بروز بیشتر می شد و او که از چند ترور منافقین (ازجمله واقعه 8 تیر در اوین که منجر به شهادت محمد کچویی رئیس وقت زندان شد) جان سالم به در برده بود، حالا زیر سخت ترین فشارها از طرف طیفی از مقامات و مسئولان نظام قرار داشت و اگرچه به گواه روایاتی -مثل آنچه در صحیفه و یا خاطرات هاشمی رفسنجانی آمده- حضرت از او حمایت می کرد، ولی نهایتاً با فشار شورای عالی قضایی و با این استدلال که «کارهای ایشان به مصلحت نظام نیست»، لاجوردی –که حاضر نبود با توصیه افراد، بنا بر اقتضای شرایط عمل کرده و از قاطعیتش نسبت به محکومین بکاهد- در زمستان سال 63 از سمت دادستانی برکنار و حجت ال علی رازینی جایگزین او شد.

نحوه برخورد با او در روند برکناری، خود گویای نوع نگاه شورا به عملکرد دادستان مرکز بود. به طوری که برخلاف رسم رایج، که می بایست نامه ای خطاب به شخص نوشته شده و در آن ضمن تشکر از زحمات و فعالیت های انجام گرفته، حکم جایگزینی را به اطلاع او برسانند، هیچ یک از اینها درباره لاجوردی اجرا نشد.

به گفته مرحوم احمد قدیریان، شورای عالی قضایی، لاجوردی را احضار کرده و ضمن یک برخورد بسیار تند از او خواستند که استعفا بدهد ولی لاجوردی نپذیرفت گفت: «من استعفا نمی دهم، من را برکنار کنید.»

لاجوردی البته سمت های پیشنهادی را هم که بیشتر جنبه صوری داشت قبول نکرد و به بازار برگشت.

اسدالله بادامچیان در این باره می گوید:

«از او پرسیدم مگر چه پستی به تو پیشنهاد داده اند؟

گفت: طولانی ترین عنوان و پست بعد از پیروزی انقلاب. اینها به من می گویند بیا و بشو معاون دادستان کل انقلاب ی ایران در امر نظارت بر حسن اجرای احکام صادره از دادگاه های ...

من گفتم که از این پست های تشریفاتی قبول نمی کنم. در ثانی من که خودم دادستان بودم، شما احکام مرا قبول ندارید و اختلاف نظر داریم، حالا می گویید بروم و بر احکام صادره از دادگاه نظارت کنم؟!» (ویژه نامه حمایت)

بازگشت به سیستم قضایی

لاجوردی که در این مدت کاملا از قضایا کناره گیری کرده بود، در تاریخ 15 شهریور سال 68 با حکم آیت الله محمد یزدی رئیس جدید دستگاه قضایی، به ریاست سازمان زندان ها منصوب شد.

حکم انتصاب به ریاست سازمان زندان ها

مراسم معارفه او در همان ماه و در ساختمان عاریه ای سازمان زندان ها، در ابتدای چهارراه قصر برگزار شد.

در آغاز جلسه، آیت الله یزدی رئیس قوه قضائیه و حجت ال اسماعیل شوشتری رئیس پیشین سازمان، هریک چند کلامی سخنرانی د و پس از آن نوبت لاجوردی بود. او در میان نگاه های کنجکاو حاضران با پیراهن شیری رنگ ساخت کارگاه خیاطی اوین، شلوار طوسی و گیوه سفید رنگ تابستانی اش، از پله های سکوی آمفی تئاتر بالا رفت و در چند جمله کوتاه اظهار کرد: «من آمادگی همکاری با تمامی انی که اعتقادی کار می کنند، دارم.» (زندگی و مبارزات شهید اسدالله لاجوردی، غلامعلی پاشازاده)

لاجوردی در مسئولیت جدید دست به اقدامات اصلاحی زیادی زد و سازمان عریض و طویل زندان ها را به سازمانی کوچک ولی فعال تبدیل کرد.

نخستین سال خدمت لاجوردی در سازمان زندان ها صرف فضاسازی برای انتشار افکار مدیریتی خاص او شد. اقدامات او در وهله نخست به دلیل غیرمرسوم بودن، بازتاب های مثبت و منفی زیادی به همراه داشت. برای نمونه لاجوردی مخالف دستگاه عریض و طویل «دربازکن اتاق مدیریت» بود و از نخستین اقداماتش در عرصه نظام اداری، تصمیم او جهت حذف موانع متعدد دسترسی به ریاست بود.

لاجوردی در اولین جلسه اختصاصی با مدیران ارشد سازمان، شیوه عمل خود را بیان و اعلام کرد: «برای من خطوط و جناحی اهمیتی ندارد. من در کار تنها به عملکرد افراد می شم.» (لاجوردی از نگاهی دیگر، مظفر الوندی)

این صراحت لهجه تا حدودی خط مشی آتی او را مشخص کرد.

لاجوردی در عمل، تغییرات مهمی در سازمان زندان ها ایجاد کرد از جمله اینکه از آن پس همایش های مدیران در محیطی ساده برگزار می شد. شعارگویی و تبلیغات جای خود را به کار و عمل دادند. دفاتر عریض و طویل اداری مشمول دستور تعدیل نیرو شد و نخستین آنها دفتر روابط عمومی و تبلیغات بود زیرا لاجوردی عقیده داشت اقدام و عمل صحیح خود بهترین تبلیغ است. جشن ها و مهمانی های گروهی به طورکلی در سطح ادارات حذف شد، مبلمان ها به صندلی های ساده و ماشین های لو مدیران به پیکان تبدیل شدند.

تحولات جدید تنش هایی را هم به همراه داشت به خصوص طرح تعدیل نیرو که بازتاب آن به سرعت دامن ادارات کل استان ها را گرفت.

از همان روزهای آغازین برخی ادارات کل و استان ها، وسایل نقلیه و اتاق های مجلل مدیران خود را تغییر دادند و سعی د خود را با شرایط جدید تطبیق دهند اما برخی از مدیران هم وقتی اوضاع را مطابق خواست خود نیافتند پیش از آنکه دچار معضل شوند خود از کار کناره گرفتند. (زندگی و مبارزات شهید اسدالله لاجوردی، غلامعلی پاشازاده)

او می گفت اگر زندانی ببیند مقام مسئولی که مدام برای آنها از عد ، جامعه سالم و تهذیب نفس سخن می گوید، حتی خوراکش متمایز از آنهاست، چگونه می تواند حرف های او را قبول داشته باشد؟

«وقتی شما چلوکباب بخورید و زندانی آش، اگر پیغمبر هم باشید، نمی توانید روی او تاثیر بگذارید.» (آرشیو مجمع فرهنگی شهید بهشتی، سخنرانی در اداره زندان های اصفهان)

به همین دلیل، لاجوردی مقرر کرد غذای همه کارکنان سازمان، حتی ستاد مرکزی مستقر در اوین باید با غذای زندانی ی ان باشد و خودش نیز به رغم ناراحتی های گوارشی، از همان غذا استفاده می کرد. حتی برای میهمانانش هم تبعیض قائل نمی شد و اگر ی برای دیدار یا مصاحبه می آمد، از او با همان غذای معمولی زندانیان پذیرایی می شد. از جمله زمانی که خبرنگاری از اتریش برای مصاحبه با او به ایران آمده بود، از جانب لاجوردی دعوت شد تا ناهار را با هم صرف کنند و خاطرنشان کرد که با همان غذای زندان از او پذیرایی خواهد شد. (آرشیو مجمع فرهنگی شهید بهشتی، مصاحبه با خبرنگار اتریشی)

لاجوردی 8 سال در این مسئولیت ماند و کارهای ماندگاری از خود بر جای گذاشت : درآمدزایی برای زندانیان، سوادآموزی به آنها، آموزش فنی و حرفه ای به زندانیان و تدوین منشور زندانبانی. اما بار دیگر با تلاش برخی مخالفینش در زمستان سال 76 از این سمت استعفا داد و به حجره اش در بازار برگشت.

شهادت به دست دشمن دیرینه

سید اسدالله لاجوردی نهایتا در اولین روز شهریور سال 77 وقتی که به همراه برخی از دوستانش در حجره روسری فروشی و پارچه فروشی خود در بازار جعفری تهران مشغول صحبت بود، به دست دو تن از اعضای منافقین به نام های «علی اصغر غضنفرنژاد جلودار» و «علی اکبر اکبری ده بالایی» ترور شد و به شهادت رسید.

پیکر شهید لاجوردی دقایقی بعد از ترور برروی دست مردم در مسجد

آقای فاضل از دوستان شهید لاجوردی که خودش در این صحنه حاضر بود، ما وقع را اینگونه روایت می کند:

«سرم به عقب پرتاب شد. احساس برای لحظه ای سر در بدن ندارم. ولی سوزش بینی و خونی که روی لباسم می ریخت، مرا متوجه حاج آقا کرد. به طرفشان رفتم. گلوله درست در کنار چشم راست و گیجگاه اصابت کرده بود و خون چون چشمه ای فوران داشت. بی درنگ فریاد زدم: «بگیریدش» و دریچه پیشخوان را کنار زده، بیرون دویدم و دنبال منافق که همچنان در حال فرار، اطراف را به رگبار می بست تا راهی برای خود بگشاید و من به دنبال آنها فریاد می زدم: «مردم بگیریدش». فاصله من و آنها زیاد بود. به داخل مغازه برگشتم. جمعیت از هر طرف به سمت مغازه می آمدند... همه کمک د تا از روی پیشخوان حاج آقا را به خارج از مغازه انتقال دادند... متوجه شهید اسماعیلی شدم. فکر نمی آسیب چندانی دیده باشد. خواستم به او بگویم که کمک کند. دستم را زیر چانه اش گرفتم و صورتش را بلند . آرام و بی دغدغه، گویی به خواب عمیقی فرورفته است. سرم را به اش چسباندم. سکوت بود و سکوت برای همیشه... آرام با کمک یکی از همکاران مغازه، به زحمت توانستیم شهید رئیس اسماعیلی را کف مغازه بخوابانیم. دیگر همه چیز تمام شده بود. اینها همه در یک زمان کوتاه اتفاق افتاد. هنوز صدای رگبار از انتهای بازار می آمد.» (زندگی و مبارزات شهید اسدالله لاجوردی، غلامعلی پاشازاده)

لاجوردی در هنگام شهادت 63 سال داشت.

در ماجرای ترور شهید لاجوردی، یکی از دوستان وی به نام رئیس اسماعیلی و یکی از مردم عادی نیز به شهادت رسید.

مطالبی که در این دو گزارش خو د، مروری گذرا بود بر آنچه پیش و پس از انقلاب بر «سید اسدالله لاجوردی» گذشت.

لاجوردی از معدود شخصیت های انقلاب بود که تا آ عمر در همان سبک و سیاق انقل اش ماند و هیچگاه در برابر طوفان ناملایمتی ها سر خم نکرد.

مرد پولادین انقلاب، تا جایی که توانست -آنطور که اعتقاد داشت- خدمت کرد و هرگز تسلیم اقتضائات روز خود نشد. هرگاه که او را کنار گذاشتند به حجره اش در بازار برگشت. نه گلایه ای کرد و نه جنجالی به راه انداخت. تا وقتی بر مسند قدرت بود، به سفارش هیچ (حتی مقام بالاتر از خود) درباره هیچ متهمی وقعی ننهاد و سخت گیری اش بر دشمنان نظام ی به حدی بود که هنوز بعد از گذشت 19 سال از شهادتش، از تیغ تیز دشمنی ها در امان نیست.

برچسب ها : نبرد تمام عیار دادستان با منافقین - لاجوردی ,سازمان ,شهید ,انقلاب ,دادستانی ,اعضای ,سازمان مجاهدین ,اسدالله لاجوردی ,شهید لاجوردی ,آیت الله منتظری ,سازمان زندان ها ,شهید اسدالله ل
نبرد تمام عیار دادستان با منافقین لاجوردی ,سازمان ,شهید ,انقلاب ,دادستانی ,اعضای ,سازمان مجاهدین ,اسدالله لاجوردی ,شهید لاجوردی ,آیت الله منتظری ,سازمان زندان ها ,شهید اسدالله ل
سازمان مجاهدین خلق چه انی هستند؟ چگونه یک گروه ایرانی خود را از تروریست به مبارز تبدیل می کند؟
کمی بیرون از مرکز تیرانای آلبانی پایگاهی نظامی است که با دیوارهای بلند و امنیتی بالا احاطه شده است. چیزی که درباره این دیوارها خاص و متفاوت است این است که این دیوارها بیشتر، افراد داخل آن را در داخل نگه میدارند تا این که از افرادی که خارج از آن دیوار ها هستند برای ورود جلوگیری کنند. داخل این پایگاه، هزاران عضو مجاهدین خلق قرار دارند. یک سازمان ایرانی که بیشتر دنیا آن را به عنوان گروهی تروریستی می شناسند و خیلی آرام به سازمانی دموکراتیک و صلح جو تغییر عنوان داده است.
این گروه حالا یکی از شرکای اساسی و استراتژیک رئیس جمهور ، دونالد ترامپ و تیم سیاست خارجی اوست که امیدوارند روزی سازمان مجاهدین تهران را به هم ریخته و با سرنگونی رژیم آیت الله ها قدرت را به دست گیرد.
مشاور امنیت ملی ترامپ، جان بولتون در کنفرانسی که مملو از اعضای مجاهدین خلق بود و در سالانه ی آنها برگزار می شد با افتخار اعلام کرد که یک اپوزسیون زنده برای حاکمیت آیت الله ها وجود دارد و آن اپوزیسیون، امروز در این سالن جمع شده اند.
اما سازمان مجاهدین خلق چه انی هستند؟ به نظر می رسد هیچ نمی داند.
پاسخ به این سوال تقریبا غیر ممکن است. نه فقط برای اینکه سازمان مجاهدین بارها هویت خود را تغییر داده است به نحوی که حتی اعضای نخستین آن نمی توانند این گروه را به مثابه ی گروهی واحد و منسجم لحاظ کنند. با کنترل سفت و سخت این گروه توسط ش ، بسیاری از محققان ی که در زمینه این گرو تحقیق می کنند، آن را یک فرقه می دانند. ایرانی ها اعضای سازمان را منافقین می نامند زیرا این نهاد نظامی جانبدار صدام بوده و هزاران ایرانی را در دهه ی هشتاد میلادی به کام مرگ کشانده است. کاخ سفید در دوره ی ترامپ آنها را آ ین امید زنده برای ایران آزاد می نامد.
برای شناخت سازمان مجاهدین، البوابه با مسعود خدابنده گفتگو کرده است. ی که برای چند دهه از نخستین ان این گروه بوده و سپس فرار کرده و اتفاقاتی که در گروه می افتاده را افشا نموده است.
maryam and m oud rajavi of the mek (afp/file)
maryam and m oud rajavi of the mek (afp/file)
سازمان مجاهدین در 1965 میلادی توسط گروهی از دانشجویان تهران شکل گرفت تا در مقابل حکومت شاه بایستد. حکومتی که مقامات آن توسط انگلیس و نصب می شدند تا مطمئن باشد که نفت ایران به غرب سرازیر خواهد شد.
اعضای چپ گرای سازمان مجاهدین ابتدا فهمی مار یستی از تاریخ را با در آمیختند اما توسط نیروهای امنیتی شاه (ساواک) مورد هدف قرار گرفتند.
درنتیجه بسیاری از اعضای گروه زندانی و شدند و گروه دچار شکافهای داخلی متعددی شد. تا اینکه مسعود رجوی برای ی آنها به پا خاست و سازمان مجاهدین خودش را به انقل ، آیت الله نزدیک کرد.
در ژوئن 1981 میلادی، سازمان مجاهدین 70 نفر از اعضای بلندمرتبه ی حزب را قتل عام کرد. بر اساس گزارشها این بمب گذاری آیت الله که فعلی ایران است را نیز زخمی کرده و او را از ناحیه بازوی دست راست مصدوم کرد.
دو ماه بعد از آن، افراد سازمان مجاهدین محل کار محمدجواد باهنر، نخست وقت و محمدعلی رجایی، رئیس جمهور را بمب گذاری د که در نهایت منجر به کشته شدن هر دوی آنها شد.
پس از آن آیت الله همه ی عزمش را جزم کرد تا اعضای سازمان مجاهدین خلق را از ایران بیرون کند. در نهایت بیشتر اعضای این سازمان به عراق رفتند و گروه به پاریس نقل مکان کرد. در عراق، صدام حسین بلافاصله منفعتی را در سازمان مجاهدین یافت و آنها را زیر پر و بال خود گرفت. او در سال 1968 میلادی به آنها اجازه داد تا پایگاه جدیدی برای خودشان بسازند که در شمال بغداد و به نام کمپ اشرف می باشد. صدام همچنین به حمایت مالی از این گروه پرداخت. او که در حال نبردی وحشیانه با ایران بود، سازمان مجاهدین را به عنوان نهادی نظامی بر علیه و پاسداران انقلاب ی ایران به کار گرفت.
به سرکردگی صدام و مسعود رجوی، سازمان مجاهدین خلق هزاران ایرانی را کشتند و سپس برای سرکوب خشونت آمیز کردهای عراق مورد استفاده واقع شدند. چیزی که خدابنده آن را کاملا مغایر با اصول اولیه گروه می داند. اصولی که او گمان می کرد رهایی بخش هستند.
خدابنده در گفتگو با البوابه بیان کرد:
“من با اه ی ایدئال و اصولی انقل زمانی که نوجوان بودم به سازمان مجاهدین خلق پیوستم.”
“پس از سالها، مخصوصا بعد از مشاهده ی وضعیت عراق و نقش سازمان مجاهدین در صدام معلوم بود که نه تنها آن اه از بین رفته بلکه نیروی مجاهدین حالا نیروی سرکوب شده بودند.”
خدابنده به عنوان یکی از نخستین اعضایی که برای ایجاد شعبه های بین المللی در اروپا و تامین امنیت گروه، کمکهای زیادی کرد، در این گمان بود که می تواند بقیه ی جریان را متقاعد کند تا به اصول اولیه گروه پایبند باشند.
“من سالها تلاش تا به گونه ای در هدایت این گروه تاثیرگذار باشم اما به هیچ موفقیتی دست نیافتم.”
در اوا دهه ی هشتاد میلادی اعضای این گروه برای نقش آفرینی در جنگ ایران و عراق از همه ی دنیا به ایران آمدند و مشخصا جزئی از شبکه ی نظامی تحت کنترل صدام بودند.
اما هدف این گروه برای انقلاب در تهران با گرفتن حمایت مالی و نظامی برای کشتن ایرانی ها و کردها بسیار فاصله داشت.
[تا اینکه] به خاطر وفاداری به صدام و ترور شش شهروند یی شامل سه نفر نیروی نظامی، ایالات متحده در سال 1997 میلادی سازمان مجاهدین خلق را در شمار سازمان های تروریستی خارجی (fto) قرار داد و اغلب کشورهای دنیا بلافاصله از این طرح پیروی نمودند.
سازمان مجاهدین خلق چگونه از لیست سازمانهای تروریستی خارج شد؟
(afp/file)
(afp/file)
در نظر گرفته شدن به عنوان یک گروه تروریستی برای اغلب سازمانها مشکلاتی بین المللی در جهت شبکه سازی و انجام وظایف سازمان ایجاد می کند. [علاوه بر اینکه] با این گروه با دیدی نفرت آمیز یا گروهی که باید فعالیتهایش را محدود کند، برخورد می شود.
سازمان مجاهدین خلق نمونه ی یکی از گروه هایی است که با موفقیت خود را از لیست مذکور خارج کرد. آنها این کار را با پرداخت میلیونها دلار به سه قسمت انجام دادند. هدیه دادن به مقامات ایالات متحده، تغذیه مجلات طرفدار سازمان مجاهدین و متقاعد ساختن نیروی نظامی و نظام برای اینکه خارج شدن سازمان مجاهدین از لیست ترور ارزش بیشتری نسبت به تهدید امنیتی آن دارد.
حذف این گروه از لیست ترور از سال 2003 آغاز شد. زمانی که با ا اج صدام حسین و نبرد علیه نیروی نظامی اش به عراق حمله کرد و آن را نمود.
سازمان مجاهدین نیز به مثابه یکی از سازمان های نظامی پیش از صدام شناخته می شد و به همین جهت از سوی ایالات متحده مورد هدف قرار می گرفت.
اما پس از آن اتفاق عجیبی رخ داد!
بعد از دوره کوتاهی از منازعه، سازمان مجاهدین برای آتش بس فراخوانده شد و مذاکراتش با مقامات یی بر سر جایگاه این گروه آغاز شد.
بر اساس یک گزارش rand، مذاکره کنندگان سازمان مجاهدین، همتایان یی خود را متقاعد د که آن ها در واقع برای کمک مبارزاتی، پیش از هجوم ، آسیب دیده اند و این که اعضای گروهشان، تحصیل کنندگان در بودند.
اما هر دو (ادعا) غلط بود. آن ها همچنین به مقامات یی گفتند که هیچ نیرویی از ایالات متحده را نکشته اند و سازمان مجاهدین حدقل یک نفر از نیروهای ویژه عراق را هم کشته است. با این شناخت محدود از گرو مجاهدین، مقامات یی قانع شده و شرایط آتش بس با سازمان مجاهدین را پذیرفتند که شامل نگهداری سلاح های آن ها بود.
سازمان مجاهدین بلافاصله اقدام به اعتبارسازی با نمود و در نتیجه کمتر به مثابه سازمانی تروریستی و بیشتر همچون اقلیتی تحت سلطه با آن برخورد می شد.
سازمان مجاهدین نیز دوستی اش با صدام را قطع کرده و او را با جایگزین کرد. (در آن موقع) در حال نبرد و مبارزه بود تا ت جدیدی را در عراق تاسیس کند.
با وجود اینکه سازمان مجاهدین هنوز در لیست ترور قرار داشت، امور خارجه وقت ، دونالد رامسفلد بر اساس قرارداد جهارم ژنو در ژوئن 2004 جایگاه شخصیت های محافظت شده را به سازمان مجاهدین خلق اعطا کرد تا در حفاظت ایالات متحده قرار گیرند. اتحادیه اروپا، سازمان بین المللی صلیب سرخ و وزارتخانه ای که خود رامسفلد در آنجا بود با این تصمیم مخالف بودند. اما این تصمیم نهایی شده بود. [بدین ترتیب] به جای اینکه مجاهدین تحت پیگرد قانونی قرار گیرند، امتیازات ویژه ای دریافت د.
rudy giuliani with mek leader maryam rajavi (afp/file)
rudy giuliani with mek leader maryam rajavi (afp/file)
همچنین برای سازمان مجاهدین، فضای کاری جدیدی را در پایگاه عملیاتی در کمپ اشرف فراهم کرد. کاری که عمق همراهی با سازمان مجاهدین را نشان داد. آنها به صورت آشکار از نیروهای یی خواستند که منکران سازمان را متوقف کنند.
حتی زمانی که سازمان مجاهدین در لیست ترور قرار داشت، آزادانه در واشنگتن عملیات انجام می داد. محل کار این سازمان در ساختمان national press club بود. میزبانی های نوروزی سازمان مجاهدین در منطقه کپیتول هیل (capitol hill) از قانون گذاران و کارمندان هیل صورت گرفت و شماری از مردان و ن کنگره از هردو حزب به جانبداری از سازمان مجاهدین صحبت د.

سازمان مجاهدین خلق در حوزه های اجتماعی و در واشنگتن به امری ثابت و همیشگی تبدیل شد. طبق گزارش تیریتا پارسی، بنیانگذار و مسئول فعلی شورای ملی ایران ، سازمان مجاهدین خلق مورد توجه و لطف بسیاری از قانونگذاران قرار گرفته است.
به گزارش پارسی، در ابتدای دهه نخست قرن بیست و یکم، در حرکتی که با هیچ منطقی سازگار نیست، فا نیوز یکی از نخستین ل گران سازمان مجاهدین را به عنوان تحلیلگر مستقیم مساله ی تروریسم استخدام کرد.
زمانی که ادبیات ضد ترور به سطوح بالاتری رسید و ایالات متحده در حال عبور از قوانین بحث برانگیزی بود که را در آن امنیت قرار داده بود (یعنی ح قفل، با سیستم های استراق سمع، جستجوهای سیستماتیک، برنامه های نظارتی و شکنجه گاههای مخفی که در حال معمولی شدن بود.) سازمان مجاهدین خلق در مناسبات خوبی با بود.
با وجود اینکه عده ای در وزارت امور خارجه از مجاهدین خواستند که به ایران برگردند و فهمیدند که بسیاری از اعضای مجاهدین مسئول جنایات جنگی بوده اند، اما مقامات وزارت دفاع از آنها محافظت کرده و استفاده از سازمان مجاهدین به عنوان ابزاری علیه ایران را آغاز نمودند.
سازمان مجاهدین خلق همچنین می خواست که افکار و احساسات روزمره ی مردم را به دست آورد. یی هایی که از این گروه کوچک و نوپا چیزی نشنیده بودند اما توجه ویژه ای به صلح و دموکراسی داشتند. همان چیزی که سازمان مجاهدین حالا ادعا می کرد که اصول هدایتگر این سازمان بوده است.
این گروه از سال 2005 تا 2012 صدها هزار دلار را صرف تبلیغات در رو مه های بزرگ از جمله نیویورک تایمز و واشنگتن پست کرد. تبلیغات آنها به گونه ای طراحی شده بود که بیشتر همانند عریضه یا داستان های خبری باشند و به همین سبب تبدیل به مطالعه ی روزانه شدند.
“35000 ایرانی در برو ل کرده اند” یکی از عناوین متونهای تبلیغاتی است که به دنبال نشان دادن این است که این گرو از حمایت مشهوری برخوردار بوده است. “در عنوانی دیگر”250 مجلس، 50 قاضی… دسیسه های علیه مجاهدین ایرانی را در عراق محکوم د و خواهان خارج مجاهدین خلق ازعنوان ترور بودن”.
بعد از اینکه به اجبار به کمپ لیبرتی که امنیت بیشتری داشت منتقل شده بودند. یک صفحه ی کامل در رو مه ی نیویورک تایمز این گروه را به بازگشت به کمپ اشرف فرا میخواند.
(mek’s ad in the new york times)
(mek’s ad in the new york times)
این گرو در نیمه های دهه اول قرن بیست و یکم در چند حمله علیه کمپ اشرف و کمپ مورد هجوم نیروهای نظامی عراق قرار گرفت که در پی آن ده ها نفر از مجاهدین کشته شده و صدها نفر دیگر زخمی شدند.
حمایت گسترده ای از مجاهدین خلق توسط آمیکا شده است. در میان متحدان عمومی این گروه –حتی در زمانی که گروهی تروریستی بود- افرادی چون: جیمز وولسی و پورتزگوس که هر دو روسای پیشین cia بوده اند، مسئول امنیتی شهر مادری رئیس جمهور جورج بوش، تام ریج، اولین مشاور امنیت ملی اوباما، جیمز جونز و شهردار پیشین نیویورک را ف جیولیانی، دموکرات مشهور، هوارد دین حضور داشتند. متحدان دیگرش نیز عبارت بودند از: عضو دموکرات کنگره، جان لویس، مسئول پیشین fbi لوئیس فریح، پیشین پاتریک کندی و بازنشستگان کلیسای عمومی وسلی.
بدین ترتیب، تاثیر کمپینهای تبلیغاتی و ل گریهای خستگی ناپذیر به ثمر نشست.
در سپتامبر 2012 امور خارجه وقت، هیلاری کلینتون اعلام کرد که این گروه از لیست ترور خارج شده است. عضو جمهوری خواه کنگره، دانا روهراباچر این تصمیم را ستود و گفت: با این تصمیم زندگی صدها نفر بی جا و مکان از سازمان مجاهدین خلق به خوبی حفظ می شود. او همچنین تاکید داشت که گرو مجاهدین به دنبال یک حکومت سکولار، صلح جو و دموکرات در ایران است.
سازمان مجاهدین افراد ذی نفوذ بسیاری را قانع کرد که مجاهدین نیروی مخالف واقعا قدرتمندی هستند که می توانند قدرت رژیم آیت الله ها را در ایران به زیر بکشند.
از سوی دیگر، خارج شدن از لیست ترور راه آنها را برای گسترش ل گری در ایالات متحده باز می کند. رودی جیولیانی به طور منظم در های سالانه ی مجاهدین شرکت می کند و ده ها هزار دلار بابت این کار دریافت می کند. همچنان که مشاور فعلی امنیت ملی جان بولتون نیز بر اساس گزارش ها حداقل صدوهشتاد هزار دلار از این گروه در سال 2017 میلادی دریافت کرده است. بقیه ی ونی که در شمار این هدیه بگیرها هستند عبارتند از: باراک اوباما و جان مک کین.
با کمک ایالات متحده، سازمان مجاهدین از عراق خارج شد و اعضای آن به پایگاه جدیدی در تیرانای آلبانی رفتند و هم اکنون مقیم آنجا هستند.
اکنون که میانگین سنی اعضای مجاهدین خلق حدود 50 یا 60 سال است، بعید است که مجاهدین از آلبانی بروند. خدابنده می گوید: “بهتر است بگوییم که همین جا خواهند ماند و خواهیم دید که این سازمان به تدریج نابود خواهد شد”.
“تنها گزینه ی جایگزین برای مجاهدین خودکشی است. مخصوصا آنهایی که برای پیروی از اصلی واحد به این گروه پیوسته اند. “
برچسب ها : سازمان مجاهدین خلق چه انی هستند؟ چگونه یک گروه ایرانی خود را از تروریست به مبارز تبدیل می کند؟ - مجاهدین ,سازمان ,گروه , ,اعضای ,صدام ,سازمان مجاهدین ,لیست ترور ,ایالات متحده ,سازمان مجاهدین، ,مقامات یی ,نمودند سازمان مجاهدین ,اینکه سازمان م
سازمان مجاهدین خلق چه انی هستند؟ چگونه یک گروه ایرانی خود را از تروریست به مبارز تبدیل می کند؟ مجاهدین ,سازمان ,گروه , ,اعضای ,صدام ,سازمان مجاهدین ,لیست ترور ,ایالات متحده ,سازمان مجاهدین، ,مقامات یی ,نمودند سازمان مجاهدین ,اینکه سازمان م
معلمان و دانشجویان به هوش باشند
مریم قجر سرکرده گرو نفاق به هر مناسبتی در روز کارگر؛ معلم، پرستار، دانشجو، دانش آموز و... با صدور پیام با خواهش و ماس از اقشار و اصناف مختلف کشور می خواهد که به خیابان ها بریزند و برضد نظام تظاهرات کنند.

در همین راستا گرو در سایت و شبکه تلویزیونی وابسته به خود با انتشار روزانه ده ها خبر و گزارش دروغ و جعلی سعی می کند که اصناف مختلف کشور را و به خصوص گروه های هدف کارگران، معلمان و دانشجویان را تحریک کند تا فضای آرام جامعه را به هم ریخته و نیات ی خود را عملی کند.

گرو تروریستی منافقین همواره نیز با هوشیاری ملت بزرگ ایران از هر قشری اعم از کارگر، معلم،دانشجو و پرستار رو به رو شده و سرش به سنگ خورده است اما هیچگاه نیز عبرت نگرفته است. این بار نیز با اغاز سال نوی تحصیلی مریم قجر در راستای برنامه همیشگی خود پیام مضحکی را خطاب به داشن آموزان،معلمان و داشنجویان صادر کرد و ابراز امیدواری کرد که «سال جدید تحصیلی سالی پر از اعتراضات بر ضد نظام باشد » وی همچنین با کلی آسمان و ریسمان بافی و دروغ پراکنی و ارائه آمارهای عجیب و غریب سعی کرده است فرهنگیان را در راستای منافع پلید گرو تحریک کند.

مریم قجر از این پیام ها، فراخوان ها تاکنون زیاد صادر کرده است او خود نیز به خوبی می داند که اگر هر روز نیز از این پیام ها و فراخوان های تکراری صادر کند باز فایده ای نداشته و نخواهد داشت و این آرزو را به گور خواهد برد. چرا که در نزد ملت ایران گرو تروریستی منافقین و سران تروریست آن از کمترین وجاهت و مشروعیت اجتماعی برخوردار نیستند . مریم قجر به خوبی می داند نه دانش آموزان و نه کارگران ، معلمان و پرستاران هیچ کدام به حرف ها و دروغ پردازی های او و گرو تحت امرش کمترین توجهی نکرده و نخواهند کرد. چرا که به خوبی می دانند مطالبات به حق مشروع و قانونی آنها تنها و تنها در چارچوب نظام قابل رسیدگی و دستی هستند و اگر خدای نکرده اجازه دهند امثال منافقین صحنه گردانی این مطالبات را به دست بگیرند این خود آنها خواهند بود که متضرر خواهند شد چرا که منافقین ثابت کرده اند که برای هیچ و هیچ قشری اعم از دانش آموز،دانشجو، معلم، پرستار و کارگر ارزش و احترام و اعتباری قائل نیستند و تنها منافع ی خود را می شناسند.

برچسب ها : معلمان و دانشجویان به هوش باشند - گرو ,مریم ,منافقین ,پیام ,صادر ,خوبی ,نظام جمهوری , ,تروریستی منافقین ,گرو تروریستی ,مختلف کشور ,نظام ,گرو تروریستی منافقین
معلمان و دانشجویان به هوش باشند گرو ,مریم ,منافقین ,پیام ,صادر ,خوبی ,نظام جمهوری , ,تروریستی منافقین ,گرو تروریستی ,مختلف کشور ,نظام ,گرو تروریستی منافقین
منافقین از عربستان چند تُن طلا گرفتند/ نقش در تأمین مالی تروریسم

گزارش یک سایت اردنی نشان می دهد رژیم عربستان سعودی چندین تُن طلا و چند چمدان ساعت رول در اختیار اعضای گرو تروریستی منافقین قرار داده است.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، یک عضو سابق بلندپایه منافقین در گفت وگو با یک رسانه اردنی اعتراف کرد این گرو تروریستی چندین تُن طلا و ساعت رول از عربستان سعودی دریافت کرده است.

«مسعود خدابنده»، از اعضای بلندپایه سابق منافقین در گفت وگو با وبگاه «البوابه» تصریح کرد او قبلاً مسئولیت نظارت بر انتقال صدها میلیون دلار کالاهای گران بها به این گرو تروریستی را بر عهده داشته است.

خدابنده گفته 3 تن طلای جامد، دست کم چهار چمدان محتوی ساعت های رول و پارچه هایی که از آنها برای پوشاندن کعبه استفاده می شود جزو کالاهایی بوده که با کشتی از عربستان به عوامل گرو منافقین در بغداد منتقل شده است. این کالاها، سپس به امان، پایتخت اردن منتقل شده و در آنجا به بازرگان های مرتبط با رژیم سعودی فروخته می شدند.

انتقال این محموله ها، ظاهراً در دوران ریاست «ترکی بن فیصل آل سعود» به عنوان رئیس دستگاه اطلاعات رژیم سعودی و تحت نظارت وی صورت گرفته است.

در گزارش البوابه همچنین تصریح شده هم با تأمین 20 میلیون دلار برای «آژانس پناهندگان سازمان ملل» جهت انتقال هزاران نفر از اعضای منافقین از عراق به آلبانی در تأمین مالی این گروه نقش داشته است. سپس وجوهی را در اختیار آلبانی قرار داد تا یک تأسیسات نظامی مانند برای این گرو ایجاد کند.

حمایت های از منافقین در حالی صورت گرفته که این گروه تا سال 2011 در فهرست سازمان های تروریستی وزارت خارجه قرار داشت، اما در این سال، بدون آنکه تغییری در مشی این گروه صورت گرفته باشد، از این فهرست خارج شد.

مجموع پژوهش های علمی گسترده، از جمله تحقیقاتی که خود وزارت خارجه متولی انجام آن بوده نشان می دهند گرو تروریستی منافقین از هیچ حمایتی در ایران برخوردار نیست.

برچسب ها : منافقین از عربستان چند تُن طلا گرفتند/ نقش در تأمین مالی تروریسم - منافقین , ,گرو ,تروریستی ,سعودی ,گروه ,گرو تروریستی ,صورت گرفته ,تأمین مالی ,وزارت خارجه ,خارجه ,وزارت خارجه ,گرو تروریستی منافقین
منافقین از عربستان چند تُن طلا گرفتند/ نقش در تأمین مالی تروریسم منافقین , ,گرو ,تروریستی ,سعودی ,گروه ,گرو تروریستی ,صورت گرفته ,تأمین مالی ,وزارت خارجه ,خارجه ,وزارت خارجه ,گرو تروریستی منافقین
حنیف ناظم زمردیان، دلقک سیرک رجوی را بشناسید

حنیف ناظم زمردیان، یکی از دلقک های سیرک رجوی است که در برنامه های به اصطلاح «پیک شادی» تلویزیون رجوی فعالیت می کند.

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، وی با نام مستعار «محسن واقف» در فرقه شناخته می شود و درنقش های مختلف در برنامه های این شبکه ظاهر می شود.



وی اص ا اهل استان گرگان می باشد که همراه خانواده خود وارد فرقه تروریستی رجوی شده است. برادر، خواهر و مادر وی هم اکنون در فرقه هستند.

پدر وی نیز از هواداران فرقه تروریستی رجوی بود که در دهه شصت درگذشته است.

سه تن از خواهرزاده های او نیز چندی پیش از فرقه جدا شدند که یکی از آنها به و دوتای دیگر به آلمان رفتند.

یکی از جدا شده های فرقه رجوی درباره وی گفت: او با بهنام، که فرزند محمد محدثین یکی از سران فرقه رجوی است در خیابان های فرانسه به کارهای غیر اخلاقی می پردازند.

ز٫ش در گفت و گو با فراق اظهار داشت: حنیف به دلیل دلقک بازی هایش روی دور افتاد و چون در محافل زبان چربی داشت سر زبان ها افتاد.

وی افزود: سران فرقه فکر د که با جنگولک بازی های وی می توانند بیننده سیمای خود را پیدا کنند.

هم اکنون کلیپ های وی به صورت گسترده در شبکه های مجازی وجود دارد که لازم است مخاطبان به خصوص قشر جوان از پیشینه این فرد مزدور که از آخور منافقین کوردل تغذیه می کند آگاه باشند.

برچسب ها : حنیف ناظم زمردیان، دلقک سیرک رجوی را بشناسید - فرقه ,رجوی ,دلقک ,حنیف ,فرقه رجوی ,سران فرقه ,تروریستی رجوی ,فرقه تروریستی ,ناظم زمردیان،
حنیف ناظم زمردیان، دلقک سیرک رجوی را بشناسید فرقه ,رجوی ,دلقک ,حنیف ,فرقه رجوی ,سران فرقه ,تروریستی رجوی ,فرقه تروریستی ,ناظم زمردیان،
حادثه هشتم شهریور؛ بازخوانی نقش منافقین در ارتکاب تروریسم

هشتم شهریور ماه هر سال یادآور یک حادثه تروریستی عظیم در تاریخ ایران است که به موجب آن دفتر نخست وقت کشور قربانگاه تنی چند از عالی رتبه ترین مقامات کشور گردید و منجر به شهادت رییس جمهور وقت (شهید رجایی) و نخست ایشان (شهید باهنر) و دو تن دیگر از مقامات حکومتی گردید. زمان وقوع انفجار مصادف با برگزاری جلسه شورای امنیت کشور بود که برخی از مقامات لشگری و کشوری طبق روال مرسوم در آن حضور داشته و علاوه بر شهادت شهیدان رجایی، باهنر، دفتریان و وحید دستجردی، مجروحیت بسیاری از مقامات حاضر را نیز به همراه داشت.

انفجار هشتم شهریور یکی از بزرگترین عملیاتهای تروریستی بعد از انقلاب بود که از جهات مختلف حائز بررسی و توجه است. اول از همه دو تن از عالی رتبه ترین مقامات کشور طبق قانون اساسی که پس از ی از بالاترین جایگاه حقوقی در اداره کشور بهره مند بودند، در یک عملیات واحد به شهادت رسیدند.

نکته حائز اهمیت دیگر نفوذ یک عامل تروریستی در عالی ترین درجات نظام و تصدی یک سمت بسیار کلیدی امنیتی است. چنانکه ظرف روزهای پس از حادثه مشخص شد که عامل تروریستی فردی به نام مسعود کشمیری است که در سمت دبیر شورای امنیت کشور مشغول به فعالیت بود. فارغ از اتفاقات جالب و بعضا عجیب در اعلام اولیه نام وی بعنوان یکی از ی انفجار و حتی برگزاری مراسم تشییع و تدفین باشکوه همراه با ی دیگر، در نبود جنازه ای که منتسب به وی گردد، آنچه شایان توجه است اینست که کشمیری با زیرکی هرچه تمام تر توانسته بود اعتماد بسیاری از مقامات عالیه نظام را جلب نموده و چنان پست مهم و حساس امنیتی ای را در اختیار بگیرد. از این منظر حادثه تروریستی هشت شهریور بسیار ویژه و منحصر بفرد جلوه می نماید. گو اینکه کشمیری در سال های پر هاب و در دوران ترورهای متعدد، معاف از بازرسی های سخت گیرانه رایج در دفتر نخست ی حاضر می گردید.

مساله دیگری که در ارتباط با حادثه انفجار دفتر نخست ی وجود دارد اینست که این پرونده را همچنان می توان بعنوان یکی از مرموزترین پرونده های حوادث بعد از انقلاب شناخت. صرفنظر از بحثهایی که در خصوص اعلام شهادت کشمیری و مراسم تدفین وی وجود داشت، عدم اطلاع از وضعیت کشمیری و فعالیتهای بعدی او و در نهایت سرنوشت وی بعنوان مرتکب یکی از بزرگترین حوادث تروریستی بعد از انقلاب، همچنان انفجار هشتم شهریور به عنوان یک کیس تحقیقاتی پر ابهام برای محققان و مورخان جلوه می نماید. همین ابهامات در وضعیت وی در روزها و سال های پس از ارتکاب این جنایت سبب بروز مشکلات در پیگیری ها برای استرداد و محاکمه بعدی او در قبال چنان جنایت فجیعی گردید. گرچه ادعاهایی در مورد اقامت وی و کلاهی (عامل انفجار دفتر حزب ) در اروپا و نیز مرگ وی مطرح گردیده، اما هیچگاه اطلاعاتی به طور مستند و دقیق در مورد سرنوشت مسعود کشمیری ارائه نشد.

در این چارچوب یکی دیگر از مواردی که در چارچوب حادثه انفجار دفتر نخست ی شایسته بررسی است، نقش سازمان مجاهدین خلق (منافقین) به عنوان یک گروه معاند در این حادثه و ارتباط کشمیری با این سازمان است. نکته حائز اهمیت در این رابطه این است که سازمان مجاهدین خلق هیچ گاه بصورت رسمی مسئولیت حادثه هشتم شهریور را بر عهده نگرفت و برخلاف رویه متداول خود در اعلام و پذیرش مسئولیت حوادث متعدد، در این مورد خاص جانب سکوت را برگزید. اما با توجه به شواهد قرائن موجود، مسئولیت سازمان مجاهدین خلق در این حادثه و ارتباط سازمانی کشمیری با آن، کمتر محل بحث و به چالش افکندن باشد.

قبل از هر چیز زمان وقوع حادثه در تاریخ هشت شهریور، حدود 3 ماه پس از اعلان جنگ صریح مجاهدین خلق با نظام حاکم است (سی ام داد 1360) که پس از این تاریخ مبارزات علنی مجاهدین خلق در اشکال مختلف و به ویژه های ترورهای هدفمند یا کور علیه مقامات عالیه و شهروندان عادی کشور آغاز می گردد. علاوه بر این، مناسبات خانوادگی کشمیری و عضویت همسر (مینو دلنواز) و برادر همسر وی در تشکیلات مجاهدین خلق می تواند مبین ارتباط وی با این سازمان باشد.

مهمتر از اینها، مدتی پس از ترور هشتم شهریور، نشریه مجاهد به عنوان ارگان رسمی مجاهدین خلق مطلبی را بدون ذکر نام نویسنده آن و صرفا با عنوان «یکی از قهرمانان عملیات ویژه» منتشر می کند که فحوای مطلب و اشارات موجود در آن در مورد محل کار خود و نحوه نفوذ در دفتر نخست ی و فعالیتهای انجام شده در آن دوران منجمله «طرح انفجار در نخست ی»، مخاطب را اقناع می سازد که نویسنده آن مطلب ی جز مسعود کشمیری نیست و در واقع این موضوع را می توان به عنوان پذیرش تلویحی دخ مجاهدین خلق در آن حادثه دانست.

علاوه بر این به دنبال بغداد از سوی در سال 2003 بسیاری از اسناد بخصوص های ملاقات رجوی با سران ت عراق که البته بطور محرمانه و بدون اطلاع رجوی ضبط گردیده بودند در دسترس مردم قرار گرفتند. در یکی از ملاقات های رجوی با ژنرال عراقی (ژنرال حبوش) وی صراحتا بر انفجار دفتر نخست ی (8 شهریور) و نیز انفجار دفتر حزب (7 تیر) توسط تشکیلات متبوع خود تاکید می کند. با وجود چنین اسناد و مدارکی دیگر جای تردیدی در مورد دخ منافقین در حوادث فوق باقی نمی ماند.

در مجموع انفجار دفتر نخست ی و سرنوشت عامل یا عاملان مستقیم یا باواسطه آن همچنان یک موضوع زنده تحقیقی است که روشن شدن ابعاد دقیق آن می تواند ای ابهامات در مورد سرنوشت عاملان آن و تلاشهای صورت گرفته برای ردی و پیگرد آنان را روشن سازد.

برچسب ها : حادثه هشتم شهریور؛ بازخوانی نقش منافقین در ارتکاب تروریسم - حادثه ,انفجار ,کشمیری ,دفتر ,نخست ,مجاهدین ,دفتر نخست ,نخست ی ,انفجار دفتر ,هشتم شهریور ,مسعود کشمیری ,ترین مقامات
حادثه هشتم شهریور؛ بازخوانی نقش منافقین در ارتکاب تروریسم حادثه ,انفجار ,کشمیری ,دفتر ,نخست ,مجاهدین ,دفتر نخست ,نخست ی ,انفجار دفتر ,هشتم شهریور ,مسعود کشمیری ,ترین مقامات
خشونت و جنایات گرو منافقین

سازمان مجاهدین خلق را می توان از جمله گروه هایی دانست که خشونت و ترور عنصر ج ناپذیر ایدئولوژی قاطی آن را شکل می داد. این سازمان که از ابتدا مشی مسلحانه را پیشه خود ساخته بود، بعد از حمله چریک های ف خلق به پاسگاه ژاندارمری در سیا ل، برای عقب نماندن از قافله حرکت های مسلحانه سعی کرد تا جان دوباره ای به حرکت های مسلحانه خود بدهد. آنها سعی داشتند از طریق دوره های آموزشی نظامی توسط سازمان هایی مثل بخش فلسطین در ، لبنان و اردن علیه رژیم پهلوی اقدام کنند. از جمله اقدامات آنها می توان به ترور چند افسر نظامی یی و نیز چند کارمند شرکت راکول اینترنشنال(rockwell international) اشاره کرد.

اعضای سازمان مجاهدین به شرکت های پپسی کولا، جنرال موتورز، شرکت نفتی شل پان امریکن نیز حمله د. از دیگر اقدامات این سازمان انجام یک عملیات هواپیماربایی در مسیر دوبی به تهران و انتقال هواپیما به عراق بود که می توان آن را اولین اقدام نظامی سازمان و شاید مشهورترین آن دانست. دیگر اقدام جدی سازمان تلاش برای برهم زدن جشن های ۲۵۰۰ ساله بود که به خاطر ناپختگی اعضا، یکی از آنان برای تهیه اسلحه با یکی از عناصر مخفی ساواک تماس گرفته بود و همین هم باعث دستگیری گسترده نیروهای سازمان در سال ۱۳۵۰ شد و ساواک بزرگ ترین ضربه را از این طریق به سازمان وارد کرد.

مشی مسلحانه در کنار گرایش های قاطی سازمان باعث شد تا حرکت و ایدئولوژی سازمان مورد توجه و پذیرش حضرت قرار نگیرد. حضرت در برابر توصیه بسیاری از یاران خویش درباره حمایت از سازمان حاضر به پذیرش و حمایت از این سازمان نشد. ایشان در برابر حرکت های مسلحانه سازمان در پی ملاقات برخی از اعضا در نجف در سال ۴۹ گفته بودند، «شما نمی توانید قیام مسلحانه ید. بی خود خودتان را به باد ندهید.» در ارتباط با ایدئولوژی سازمان هم ایشان ضمن اشاره به یکی از آثار سازمان می گویند، «این کتاب به غیر از آن کلمه «به نام خدا»، بقیه اش همه مبانی «مائو» است. شما نمی فهمید، این افکار قاطی است. اینها کار ما را عقب انداختند، نهضت را عقب انداختند. اینها معلومات ندارند و را وارونه معرفی می کنند.»

دامنه خشونت های سازمان گستره وسیعی را شامل می شد. می توان گفت موج نخست خشونت در سازمان با تصفیه اعضای مذهبی و بنیانگذاران نخستین سازمان شروع شد. مقاومت اعضایی چون مجید شریف واقفی و مرتضی صمدیه لباف در برابر تقی شهرام و بهرام آرام دو تن از اعضای مار یست سازمان باعث شد تا کار تصفیه آنها از سازمان شروع شود. به تدریج در سازمان نوعی دگردیسی در حال شکل گیری بود به این معنا که مار یسم علم مبارزه واقعی است.

سازمان منافقین پس از پیروزی انقلاب ی

با پیروزی انقلاب ی، سازمان مجاهدین خلق همچنان رویه مسلحانه خود را ادامه داد. بنیانگذاران سازمان متأثر از عقاید نهضت بر این باور بودند که می توان میان و علوم جدید تلفیق و پیوند ایجاد کرد. به نظر آنها این امکان می توانست میان و مار یسم اتفاق بیفتد. ترکیب عجیب و غریبی که آنها از این تلفیق به دنبالش بودند از همان ابتدا مشخص بود که ره به جایی نخواهد برد. ایدئولوژی سازمان لع از را به هسته مار یستی پوشانده بود. بررسی عمیق لایه های درونی و مرکزی عقاید آنها نشان می داد که سازمان بر پایه مفاهیم مار یستی در حال ارائه تفسیر از است.

با طرح حکومت ی یا سازمان چندان روی خوشی به این نظم نشان نداد. بعد از انقلاب آنها در مقابل از بدیل دیگری به نام جمهوری سوسیالیستی ی سخن گفتند. سازمان مجاهدین خلق هنگام برگزاری همه پرسی نظام ایران در فروردین ۱۳۵۸ به طور ضمنی با پرسش « ، آری یا نه» مخالفت کرد. پس از آن نیز در انتخابات خبرگان قانون اساسی شرکت نکرد. بعدها در انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری مسعود رجوی خود را ک دای ریاست جمهوری کرد، اما حضرت اعلام د انی که به همه پرسی رأی نداده اند، حق ندارند رئیس جمهور شوند.

رأی بالای مردمی و حمایت بیش از ۹۹ درصدی از دست سازمان را خالی گذاشت و به همین دلیل به دنبال سهم خواهی از انقلاب برآمد، زیرا خود را انقل اصیل می دانست. کمتر از دو هفته پس از انقلاب، مسعود رجوی در سخنرانی خود با اشاره به پیشتاز بودن سازمانش، ناراحتیش را از اینکه اشخاص دیگری در منصب ی قرار گرفته اند، اعلام کرد. وی در این سخنرانی به این مسئله اشاره کرد که «منظورم از انقل ون، انقل ون پیشتاز است. به قول قرآن السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ. ولیکن الان آنها أُوْلَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ نیستند. بلکه مُبْعَدُون هستند. یعنی به ی نزدیک نیستند، بلکه دورند.»

این اظهارنظر رجوی نشان می داد که سازمان، ی انقلاب را حق خود می دانست. سازمان به علت بدنه تشکیلاتی منسجم که آن را از احزاب مار یست به ارث برده بود، فکر می کرد بعد از انقلاب به پشتوانه همین تشکیلات و انسجام سازمانی خواهد توانست مدیریت کشور را برعهده بگیرد. موج خشونت سازمان بعد از انقلاب هم تداوم پیدا کرد.

به نظر می رسد اه سازمان را می توان جدا از مخالفت بنیادی با از چند جنبه دیگر نیز مورد توجه قرار داد. یکی از مهم ترین عوامل روی آوردن سازمان به خشونت بعد از پیروزی انقلاب را می توان ناشی از این ایده در سازمان دانست که معتقد بود از این طریق می توان کشور را ناامن کرد و حکومت را در برقراری امنیت ناتوان نشان داد. در واقع سازمان تصور می کرد که ترویج و گسترش ترور و وحشت می تواند به اعتبار نظام نوپا خدشه وارد کند و منجر به از دست رفتن پایگاه اجتماعی و حمایت مردمی از آن شود. برای بسیاری از اعضای سازمان که دچار غرور کاذب و عشق به ی و قدرت بودند، پذیرش این مسئله که به علت عدم حمایت توده ای و نداشتن پایگاه اجتماعی نمی توانند به آمال و آرزوهای خود دست پیدا کنند، بسیار سخت بود.

عامل دیگر در خشونت سازمان ترسیم دوگانه ای بود که یکی به زعم آنها دو تفکر ارتجاع و خط سازش با امپریالیسم و دیگری انقلاب و پیشرفت بود. از نظر سازمان سمبل ارتجاع و سازش، نیروهای مذهبی به ی و انقلاب و پیشرفت، سازمان بود. به نظر سازمان تضاد و برخورد و تصادم بین این دو ناگزیر بود و سازمان از این طریق به اقدامات خود مشروعیت می داد. موسی خیابانی به عنوان یکی از اعضای اصلی سازمان که نقش زیادی در تشکیل خانه های تیمی و آموزش اعضای جوان با فعالیت مسلحانه داشت، در این مورد می گوید:

«در یک طرف این تضاد، عمدتاً ارتجاع قرار گرفته بود که در موضع حاکمیت قرار داشت و طرف دیگر آن نیز به طور عمده سازمان ما بود. این تضاد بین دو ماهیت متقابل بود. بین ارتجاع به نمایندگی و انقلاب و پیشرفت به نمایندگی سازمان. تضادی بین گذشته و آینده و بین کهنه و نو. این تضاد البته ماهیتاً متعارض و آشتی ناپذیر هم بود؛ یعنی بالا ه به تعارض و برخورد کشیده می شد.»

بدین ترتیب سازمان هدف خود را مبارزه مسلحانه تا نابودی این تضاد اعلام کرد.

فهرست اقدامات خشونت بار سازمان بسیار عریض و طویل است. اوج حرکت های تروریستی سازمان مربوط به سال های ۱۳۶۰ و ۶۱ است که بیش از ۹۰ درصد آنها در شهر تهران صورت گرفت. دامنه بسیاری از ترورهای سازمان از نوع کور بود. در این نوع از ترورها هر ی که ع ی از و یا دیگر ان یا ظاهری شبیه پاسدارها داشت و یا لباس هایش شبیه تیپ های مذهبی و به اصطلاح هیئتی بود، آماج ترورهای سازمان قرار می گرفت. لیست ۱۷۰۰۰ نفری قربانیان ترور در سایت ه لیان نشان می دهد که سازمان مجاهدین یکی از هولناک ترین سازمان های تروریستی حتی در میان گروه های چپ است. سازمانی که در بین آمار ترورهای آن خیل زیادی از ک ن و ن دیده می شوند.

ترور بسیاری از شخصیت ها و رجال انقل از دیگر اقدامات سازمان بود. حذف انقل ون وفادار به نظام ی و چهره های اصلی دستور کار سازمان در حذف نیروهای انقل قرار گرفت. به زعم سازمان می توان از این طریق مسیر انقلاب را به دلخواه خود تغییر داد و سکان آن را در اختیار گرفت.

در روز ۷ تیر ۱۳۶۰ آیت الله بهشتی، رئیس وقت دیوان عالی کشور و بیش از ۷۰ نفر از مقامات و چهره های برجسته از جمله چهار ، چند معاون ، ۲۷ مجلس و جمعی از اعضای حزب در جریان انفجار مقر اصلی این حزب به شهادت رسیدند. این حادثه شش روز پس از عزل بنی صدر از ریاست جمهوری صورت گرفت. عامل انفجار دفتر مرکزی حزب ، محمدرضا کلاهی از اعضای رده پائین سازمان بود.

همچنین در روز ۸ شهریور ۱۳۶۰ محمدعلی رجایی رئیس جمهور و محمدجواد باهنر نخست وقت به همراه گروهی از اعضای هیئت ت در انفجار دفتر نخست ی به شهادت رسیدند. این واقعه درست دو ماه پس از ترور آیت الله سیدمحمد بهشتی و اعضای حزب در انفجار دفتر حزب روی داد. عامل بمب گذاری دفتر نخست ی یعنی مسعود کشمیری براساس شواهد به دنبال ترور حضرت نیز بود. مرحوم سید احمد نقل کرده «آن شخص که با منافقین کار می کرد، یعنی کشمیری، بنا بود یک چمدان مواد منفجره را بیاورد و در کنار حضرت بگذارد. در زمانی که رئیس جمهور، رئیس مجلس و نخست و وزرا خدمت حضرت آمدند [از محل] سه راه بیت حضرت آمدند و گفتند آقای کشمیری با یک هست که در آن وسایل و چیزهایی که بناست یادداشت کنند. گفتم نه ما اجازه نمی دهیم. کشمیری از ترس اینکه نکند مسئله روشن شود، به عنوان اعتراض همراه کیفش برگشت. همان کیف در نخست ی جلوی مرحوم رجایی و باهنر گذاشته شد و آنجا را منفجر کرد و این دو شهید بزرگوار را از دست ما گرفت.»

محمد کچویی، آیت الله مدنی، سید عبدالکریم هاشمی نژاد، آیت الله سیدعبدالحسین دستغیب، آیت الله علی قدوسی، سیدحسن آیت، آیت اللّه عطاءاللّه اشرفی اصفهانی، آیت الله محمد صدوقی، اسدالله لاجوردی علی صیاد از دیگر انی هستند که توسط سازمان منافقین به شهادت رسیدند.

اسناد جدید همچنین نشان دهنده نقش سازمان در ترور دانشمندان هسته ای است. بعد از اینکه در بیست و ¬سوم مردادماه ۱۳۸۱ (برابر با ۱۴/۸/۲۰۰۲) یکی از اعضای گرو منافقین در مصاحبه مطبوعاتی خود در هتل «ویلارد» واشنگتن مدعی شد که ایران در تأسیسات نطنز و اراک فعالیت¬های پنهانی هسته¬ای دارد، سازمان از همه توان خود در جهت ممانعت از فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران استفاده کرد. دانشمندان هسته ای چون شهید مسعود علی محمدی در دی ماه ۱۳۸۸، مجید شهریاری در آذرماه ۸۹، شهید رضایی نژاد در مرداد ۱۳۹۰ و مصطفی احمدی روشن در ۲۱ دی ۱۳۹۰ هدف ترور دشمنان نظام قرار گرفتند. اسناد مختلف نشان می دهند که سازمان در این ترورها نقش داشته است.

سازمان در دوره جنگ

در سال ۱۳۶۵ سازمان دست به اقدام جنون آمیز دیگری زد که البته ریشه در موضع گیری های نخستین سازمان نسبت به جنگ تحمیلی داشت. در شرایطی که کشور با یک جنگ تحمیلی مواجه شده بود، چند ماه پس از جنگ، مسعود رجوی در پیام نوروزی خود، تحمیل جنگ به کشور را نتیجه بی‏کفایتی مسئولان و دخ در امور دیگران دانست. سازمان قصد داشت نشان دهد که علت شروع جنگ بی درایتی و بی توجهی به قوانین حاکم بر سیاست و روابط بین الملل است. رجوی در پیام خود اشاره کرد که ان «در سر، خیال جهان گشایی را می پروراندند و با تبلیغات خام و ناشیانه خود جرقه آتش جنگ خانمان سوز را شعله ور کرده اند.» رجوی با این کار سعی میکرد نقش عراق و کشورهای غربی از جمله امریکا را در شروع جنگ کمرنگ جلوه دهد. گویی خودخواهی های صدام و چراغ سبز امریکا به این کشور برای حمله به ایران هیچ نقشی در شروع و تداوم جنگ نداشت.

پس از فرار بنی صدر و رجوی به پاریس، شورای ملی مقاومت با شرکت شماری از گروه های مخالف در فرانسه تشکیل شد. طبق میثاقی که به امضای اعضای شورا رسید، بنی صدر رئیس جمهور و رجوی نخست نظام جمهوری دموکراتیک ی معرفی شدند. با توجه به تعداد اندک اعضا و ضعف تشکیلاتی، شورای ملی مقاومت تا حدود زیادی تحت سیطره سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت.

مسعود رجوی در ۱۷ داد ۱۳۶۵ به این بهانه که ت فرانسه وی را تحت فشار قرار داده است، با امضای معاهده ای در پاریس با طارق عزیز به بغداد رفت. پس از ورود او، نیروهای سازمان در قرارگاه های تشکیلاتی در عراق، سازماندهی شدند و با حمایت این کشور سلسله عملیات هایی را در جبهه های شمالی اجرا د. هنگام ورود رجوی به خاک عراق، شورای ملی مقاومت در بیانیه نشست ۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۵ خود اعلام کرد:

«برای خنثی توطئه های دشمن از یک سو و پاسخ گویی به ا ام های مرحله جدید و تدارک قیام از سوی دیگر، محل اقامت آقای مسئول شورا از اروپا به کشور عراق منتقل می شود. شورای ملی مقاومت این انتقال را برای گسترش و سازماندهی نیروهای مسلح انقلاب از نزدیک، امری لازم و آ ین گام برای ورود به خاک میهن می داند.»

نیروهای نظامی سازمان پس از ورود رجوی به عراق، عملیات های مختلفی را در طول نوار مرزی ایران با حمایت و پشتیبانی عراق در مناطقی مانند سردشت، دهلران، مریوان، س ل ذهاب، جنوب بانه و ارتفاعات کرمانشاه اجرا د. در این عملیات ها تلفات جانی و تسلیحاتی فراوانی به برخی یگان ها و پایگاه های پراکنده نیروهای نظامی ایران وارد شد.

از جمله دیگر اقدامات سازمان می توان به اجرای عملیات های ابکاری و ترور در داخل ایران، به ویژه ترور رزمندگان و فرماندهان نظامی ایران، جاسوسی از فعالیت های نظامی ایران، به راه انداختن تبلیغات و شایعات ضد ایرانی از طریق رادیوی این سازمان در عراق به منظور تضعیف اراده و کاهش حمایت عمومی از جبهه های نبرد، شنود مکالمات بی سیمی و تلفنی نیروهای ایرانی، ارائه اطلاعات ارزشمندی درباره تأسیسات نظامی و اقتصادی ایران به سازمان های اطلاعاتی عراق و در مواردی درگیری مستقیم و حمله به نیروهای ایرانی در جبهه های جنگ اشاره کرد. سازمان در پایان سال۱۳۶۶ خوش خدمتی خویش به رژیم بعث را در قالب آمار به این شکل ارائه کرد: ۹۹ عملیات همراه با وارد تلفات به ۹۳۰۰ تن از نیروهای ایرانی و به اسارت گرفتن ۸۶۰ نفر. گرچه شواهد و مستندات نظامی ایران تردیدهای جدی در صحت این آمار ها نشان می دهد.

عملیات مرصاد را می توان پایانی بر همکاری سازمان با رژیم بعث در مورد ایران دانست. خوش خیالی و خامی و برآوردهای نادرست و بی خبری از دنیای اطراف که یکی از مهم ترین خصلت های سازمان های بسته ای چون سازمان مجاهدین خلق است، باعث شد تا سازمان به رغم خشونت اولیه و پیشروی های اولیه با مقاومت مردم و نیروهای نظامی مواجه شود و رؤیای رسیدن به تهران را برای همیشه به تاریخ بسپارد. در این عملیات سازمان متحمل تلفات و خسارات فراوانی شد و بیش از ۴۳۸ تانک و نفربر و ۱۲۰۰ قبضه تجهیزات نظامی از قبیل خم ‏انداز، توپ ضدهوایی و سلاح انفرادی را از دست داد. علاوه بر این ده‏ها تانک، نفربر، خودرو و نیز صدها سلاح سبک به غنیمت نیروهای ایران درآمد. شمار کشته های سازمان مجاهدین در این عملیات بین ۱۵۰۰ تا ۲۵۰۶ نفر ذکر شده است.

از این پس سازمان برای توجیه حضور خود در عراق چاره ای جز حمایت بی چون و چرا از صدام نداشت. دیگر جنگ ایران و عراق به پایان رسیده بود و صدام سودای جبران ناکامی خود در جنگ با ایران و اقناع افکارعمومی از طریق لشکرکشی به کویت را داشت. پس سازمان از رژیمی که فاقد پایگاه مردمی و مشروعیت اجتماعی بود، هیچ چاره ای جز حمایت نداشت و حفظ صدام مساوی با حفظ موجودیت سازمان در عراق تلقی می شد.

چنین به نظر می رسید که قیام شیعیان و کردهای عراق بعد از ش ت صدام در جنگ دوم خلیج فارس ـ حمله به کویت و این کشور و حمله نیروهای ائتلاف به ی امریکا برای خارج عراق از کویت ـ در فرصت مناسبی صورت گرفته است. از ۱۸ استان عراق ۱۴ استان از کنترل رژیم بعث عراق خارج شده بود و این بار سازمان نقش خود را در قیام مردم عراق در مقابل رژیم نامشروع بعثی با کنترل و سرکوب قیام شیعیان و کردها ایفا کرد. همکاری سازمان با رژیم بعث برای اعاده قدرت به صدام در این مورد نیز مملو از جنایات علیه بشریت و نسل کشی است.

جنایات برای بسیاری از ایرانیان یادآور و تداعی کننده خشونت و ترور سازمان مجاهدین خلق است. سازمان ها و جریان هایی که خشونت و ترویج آن را مهم ترین ابزار در رسیدن به اه خویش می دانند. این خشونت امروز هم در درون سازمان وجود دارد. ترورهای انتحاری در سازمان، آتش سوزی اعضای سازمان در کشورهای اروپایی، حمله به مردم بی گناه، کشتار ک ن وغیرنظامیان، استفاده از قرص سیانور برای خودکشی، خودکشی جمعی در موقعی که امکان دستگیری وجود دارد، همه چهره ای خشن از سازمان را ترسیم می کند. شستوی مغزی در میان اعضای سازمان و قطع علقه های خانوادگی به بهانه حفظ پیوند ها و خواسته های سازمانی به قدری در سازمان رواج دارد که چهره ای به شدت غیر عاطفی و بی احساس از اعضای سازمان ایجاد کرده است. قبل از تعطیلی پادگان اشرف اعضای سازمان با پرتاب سنگ و نثار های رکیک از طریق بلندگو از خانواده های خود که از ایران یا سایر نقاط جهان برای دیدار فرزندانشان به عراق می رفتند، استقبال می د.

امروزه سازمان تلاش می کند با خوش خدمتی به ایالات متحده امریکا و ارتجاع عرب به ی عربستان سعودی خود را به عنوان تنها اپوزیسیون ایران نشان دهد. حال این سئوال به شکلی جدی مطرح است که سازمانی با این حجم از جنایت چطور می تواند خود را مردم معرفی کند؟ چطور سازمانی که جنایات او به جنایت پهلو می زند خود را دوستدار واقعی مردم ایران معرفی کند؟ سازمانی که مشروعیت خود را از حضور اشخاص و مقاماتی از عربستان و ایالات متحده در جلسات آنها می گیرد چگونه می تواند خود را گروهی مستقل از کشورهای دیگر معرفی کند؟ سازمانی که حفظ موجودیت خود را از طریق جاسوسی و ارائه اطلاعات نظامی و امنیتی به دشمنان این مرز بوم تعریف کرده است، چگونه می تواند خود را تنها حامی منافع ملت ایران بداند؟

سازمان مجاهدین از زمانی که دچار چرخش ایدئولوژیک شد و بعد از انقلاب سلاح خود را بر زمین نگذاشت، جایگاهش را در بین مردم ایران برای همیشه از دست داد.

منبع:

ماهنامه پاسدار ، شماره 437 - 438 تیر و مرداد 1397

برچسب ها : خشونت و جنایات گرو منافقین - سازمان , ی ,جمهوری ,اعضای ,عراق ,انقلاب , ,سازمان مجاهدین ,حضرت ,اعضای سازمان ,مسعود رجوی , ایران ,دیگر اقدامات سازمان
خشونت و جنایات گرو منافقین سازمان , ی ,جمهوری ,اعضای ,عراق ,انقلاب , ,سازمان مجاهدین ,حضرت ,اعضای سازمان ,مسعود رجوی , ایران ,دیگر اقدامات سازمان
چه عاملی منافقین را به کشتار مردم ترغیب می کرد؟

در آستانه پیروزی انقلاب ی و اوج مبارزات مردمی علیه رژیم پهلوی، به خصوص در روزهای پایانی عمر رژیم، سازمان مجاهدین خلق نیز مشغول جمع آوری سلاح و ادوات جنگی از پادگان ها و مراکز نظامی بودند.

از روزهای اول پیروزی انقلاب ی، سازمان مجاهدین خلق نیز بنای مقابله با نظام تازه تأسیس را گذاشت. اصلی ترین عاملی که اعضای سازمان را به ورطه مقابله با کشاند، جدای از تفکر قاطی سازمان، خوی قدرت طلبی ان سازمان بود. به عبارتی دیگر نقش نداشتن سازمان در ارکان نظام جدید و سپهر کشور، اعضای سازمان را به عقده گشایی و مقابله با انقلاب ی وا داشت.

30 داد سال 60 سازمان به طور رسمی علیه انقلاب ی اعلان جنگ کرده و از همان روز نیز دست به کشتار مردم زدند.

تحلیل ان سازمان این بود که با حذف شخصیت ها و چهره های مهم و تأثیر گذار ، انقلاب ی به نابودی کشیده شده و در انتها نیز سازمان قدرت را به دست می گیرد. حادثه هفتم تیر سال 60 نیز اولین قدم جدی سازمان در راستای همین تحلیل بود.

تقریباً دو ماه پس از به شهادت رساندن شهید بهشتی و سایر اعضای حزب که از مسئولین نظام هم بودند، سازمان منافقین با بمب گذاری در دفتر نخست ی، شهید رجایی و باهنر که پست ریاست جمهوری و نخست ی را در اختیار داشتند، و دیگر اعضای تشکیل دهنده شورای امنیت ملی، دومین قدم جدی علیه انقلاب ی را نیز برداشت.

از طرفی حادثه هشت شهریور سال 60، جمهوری ی را در مقابله با سازمان منافقین مصمم تر کرد. شاید تا قبل از حادثه هشت شهریور، نیروهای انقل ، سازمان منافقین را به طور جدی رصد نمی د، اما پس از به شهادت رسیدن شهید رجایی و شهید باهنر و جریحه دار شدن احساسات مردم، این عزم جدی در نیروهای انقل شکل گرفت که در مبارزه با جریان قاط و ترور کم ترین مماشات را هم نداشته باشند. که ثمره این جدیت در مبارزه، به 19 بهمن سال 61 ختم شد که نیروهای انقلاب ی توانستند با به هلاکت رساندن موسی خیابانی و رده های بالایی سازمان، ضربه جبران ناپذیری به منافقین بزنند.

عده ای مدعی این هستند که سازمان منافقین در ابتدا قصد رویارویی با را نداشته است و این بوده است که سازمان را مجبور به تقابل مسلحانه کرده است. درحالی که اگر سیر عملکرد سازمان از روز های ابت انقلاب ی بررسی شود، خواهیم دید که سازمان از همان روزهای آغازین در صدد تقابل بوده است. از جمع آوری و انبار سلاح گرفته، تا غائله هایی مثل 14 اسفند 59 و در نهایت شورش های 30 داد.

برچسب ها : چه عاملی منافقین را به کشتار مردم ترغیب می کرد؟ - سازمان , ی ,انقلاب ,جمهوری ,منافقین ,اعضای ,انقلاب ی , ,سازمان منافقین ,کشتار مردم ,شهید رجایی ,علیه انقلاب ی
چه عاملی منافقین را به کشتار مردم ترغیب می کرد؟ سازمان , ی ,انقلاب ,جمهوری ,منافقین ,اعضای ,انقلاب ی , ,سازمان منافقین ,کشتار مردم ,شهید رجایی ,علیه انقلاب ی
بازخوانی خیانت: عملیاتی که یک منافق موجب شهید شدن ۶۲ ایرانی شد

عملیات رجایی و باهنر ساعت یک بامداد ۱۱ شهریور ۶۰ آغاز شد، اما پیش از آغاز به وسیله «وحید حاجیلو» یک عنصر فرقه تروریستی رجوی لو رفت.

عملیات رجایی و باهنر ۱۱ شهریور ۱۳۶۰ در محور سر پل ذهاب – قراویز با مشارکت و و گروه جنگ های نامنظم برگزار شده و ضربات کوبنده ای به دشمن وارد شد، اما به دلیل لو رفتن عملیات، تعداد بسیاری از رزمندگان به شهادت رسیدند.

به گزارش فراق، رزمندگان استان همدان در این عملیات نقش مهمی ایفا د به طوری که ۱۰ نفر از آنها به ویژه شهید «حاج حسین همدانی» از فرماندهان اصلی عملیات قراویز بودند. عملیات ساعت یک بامداد ۱۱ شهریور ۶۰ آغاز شد، اما پیش از آغاز به وسیله «وحید حاجیلو» یک عنصر سازمان موسوم به مجاهدین خلق لو رفت و لشکر انصارالحسین(ع) همدان، نیروهای بسیاری را از دست داد.

برچسب ها : بازخوانی خیانت: عملیاتی که یک منافق موجب شهید شدن ۶۲ ایرانی شد - عملیات ,آغاز ,شهریور ,«وحید حاجیلو» ,وسیله «وحید ,وسیله «وحید حاجیلو»
بازخوانی خیانت: عملیاتی که یک منافق موجب شهید شدن ۶۲ ایرانی شد عملیات ,آغاز ,شهریور ,«وحید حاجیلو» ,وسیله «وحید ,وسیله «وحید حاجیلو»
افشاگری: وقتی مسعود رجوی علیه «مریم» گاف داد

همه ساله سران فرقه رجوی ، در سالگرد تاسیس فرقه (۱۵ شهریور سال ۱۳۴۴) ، ویژه برنامه هائی به همین مناسبت در سیمای کذائی خود، جعل و ارائه می کنند.

امسال هم در برنامه ای تحت عنوان «۵۳ سال مبارزه برای » به جعل و تحریف در این مورد پرداختند . خیانت و ننگی که مسعود رجوی به بار آورد ، هرگز در مخیله بنیانگذاران سازمان نمی گنجید .
دهها سال در کنار مسعود رجوی و در تشکیلات فرقه بودم. همه را به تجرد اجباری ، واداشته بود اما خود در نشست جمعی روی سن ، با مریم شوخی های زن و شوهری می کرد . یک بار در نشستی که حضور داشتم ، مسعود ایستاده از سرنگونی و انقلاب ایدئولوژیک صحبت می کرد ، در میان صحبت بود و مریم نشسته گوش می داد. گفت این خواهرمریم تان را می بینید ، او را اجبارات سرنگونی به ما تحمیل کرد ، و گرنه …
اینجا بود که مریم تکانی به خود داد و با نگاهی حاکی از خشم و ناراحتی به مسعود نگریست .

از آنجا که مسعود رجوی شم تیزی در تجربه با ن داشت. معنی نگاههای مریم را به خوبی و به سرعت گرفت . بلافاصله بدون اینکه بفهمد که چند هزار نفر نظاره گر این صحنه هستند ، سعی در جمع و جور «گاف » ( حرف ناجور و بی ربط زدن ) خود کرد و ادامه داد : البته نه ، خواهر مریم سرچشمه همه برکات ) ن دیگر ) است و منظور من هم این است که ما در پروسه مبارزه انقل به جائی رسیدیم که ادامه راه فقط با انقلاب خواهر مریم میسر بود. خواهر مریم ، سمبل وفاداری و از خود گذشتگی است، خواهرمریم نمونه صدق و وفاست و …
خلاصه افتضاح و نازکشی های مسعود از مریم در جمع چند هزارنفره ما مجردان، به جائی رسید که خیلی از ما، دچار تناقضات استراتژیک شدیم .

سوابق همکاری مسعود با ساواک که مستندات آن به راحتی از اینترنت در دسترس است، شروع خیانتی بود که بعدها به آغوش صدام حسین دشمن مردم ایران و امپریالیسم در عراق فرو غلطید .
پخش این نوع برنامه های کذائی و مضحک ، شاید چند نفر آدم چشم و گوش بسته در درون تشکیلات را بفربید. اما اطمینان دارم که هرگز محلی از اعراب، در میان روشنفکران میهن دوست نخواهد داشت.

یادداشت از فرید

برچسب ها : افشاگری: وقتی مسعود رجوی علیه «مریم» گاف داد - مریم ,مسعود ,رجوی ,خواهر ,برنامه ,فرقه ,مسعود رجوی ,خواهر مریم
افشاگری: وقتی مسعود رجوی علیه «مریم» گاف داد مریم ,مسعود ,رجوی ,خواهر ,برنامه ,فرقه ,مسعود رجوی ,خواهر مریم
موج خبری منافقین برای تطهیر جنایت های خود در ایران: پروژه صهیونیستی برای احیای منافقین

رسانه های بیگانه به بهانه سی امین سالروز مجازات برخی منافقین در سال ۱۳۶۷ موجی خبری علیه ایران به راه انداخته اند تا سناریویی را به اجرا گذارند که انقلاب پیش از این از آن به عنوان تغییر جای شهید و جلاد یاد کرده بودند.

در این موج خبری، تلاش شده تا مجازات منافقینی که دست شان به خون بسیاری از جوانان ایرانی آلوده است، محکوم شده و منافقین، مظلومینی معرفی شوند که بیگناه با آنها برخورد شده است.

در این موج خبری نه اشاره ای به سابقه منافقین در قتل عام ۱۷هزار شهید ترور در کشورمان می شود و نه حتی این سند تاریخی مورد بررسی قرار می گیرد که همین منافقین پس از پایان جنگ تحمیلی به ایران لشکرکشی کرده و می خواستتند به عنوان یار صدام، ایران را کنند.

این موج مظلوم نمایی همزمان با اظهارات تهاجمی بنیامین نتانیاهو شده که به وضوح ایران را تهدید به «محو شدن» کرده است. اظهاراتی که به خوبی نشان می دهد نتانیاهو دلخوش به شعارهای تهی منافقین، منتظر است تا نوعی فروپاشی در ایران را نظاره کند.

اتحاد منافقین، نتانیاهو و رسانه های معاند برای اثرگذاری همزمان بر افکارعمومی ایران، نشان می دهد که در پروژه تازه، سعی می شود تا بر روی تطهیر چهره منافقین سرمایه گذاری شده و همزمان این نیروهای منافق که بارها سابقه وطن فروشی داشته اند، به عنوان پیمانکاران تروریست، نظم و ثبات ایران را هدف قرار دهند.

این البته اولین بار نیست که این پروژه به اجرا گذاشته می شود. از ابتدای انقلاب تاکنون تقریبا در بازه های شبیه به هم ده ساله، همین راهبرد به اجرا گذاشته شده و ادامه یافته است.

از سال ۱۳۶۰ که منافقین دست به اسلحه بردند و رسما تجزیه ایران را پی گرفتند تا کنون در سال های ۶۷، ۷۸، ۸۸ و ۹۶ هر بار به عنوان عامل اصلی شورش و درگیری در کشور وارد عمل شده و سوار بر موج ن یتی های داخلی سعی کرده اند وضعیت ایران را تغییر دهند.

این تلاشها اما همیشه با وحدت مردمی در ایران ش ت خورده است. جالب است که این تلاش های ش ت خورده همیشه همزمان شده با موج فشارهای خارجی که می کوشند بر اقتدار ایران اثر بگذارند.

این بار نیز بی تردید تلاشهای منافقین برای تطهیر چهره خود ش ت خواهد خورد و آنها خواهند فهمید که با وجود همه سرمایه گذاری های خارجی، هیچ شانسی برای اصرگذاری بر داخل کشور ندارند.

در این میان، بی تردید حفظ وحدت داخلی در میان توده ها و نخبگان یک اصل مهم تلقی می شود. اگر مردم احساس کنند که در سطح نخبگانی این همبستگی وجود ندارد، طبیعی است که به آشفتگی ذهنی دچار شده و در این میانه، منافقین موریانه وار فرصت نفوذ پیدا خواهند کرد. بنابراین چنانکه در سالهای قبل هم اتحاد ملی منتهی به ش ت پروژه منافقین – صهیونیست ها شد، این بار هم همه تلاش های رسانه ای و برای احیای منافقین و طرح تهدیدهای نظامی به جایی نرسیده و ایران قدرتمندتر از گذشته به حرکت رو به رشد خود ادامه خواهد داد.

یادداشت از: مصطفی انتظاری هروی

برچسب ها : موج خبری منافقین برای تطهیر جنایت های خود در ایران: پروژه صهیونیستی برای احیای منافقین - منافقین ,همزمان ,کرده ,ش ت ,پروژه ,تطهیر ,برای تطهیر ,برای احیای ,احیای منافقین ,منافقین برای ,ش ت خورده ,برای احیای منافقین
موج خبری منافقین برای تطهیر جنایت های خود در ایران: پروژه صهیونیستی برای احیای منافقین منافقین ,همزمان ,کرده ,ش ت ,پروژه ,تطهیر ,برای تطهیر ,برای احیای ,احیای منافقین ,منافقین برای ,ش ت خورده ,برای احیای منافقین
انتشار تصویر یک هوادار زن از فرقه رجوی، مورد تمس کاربران شبکه های اجتماعی قرار گرفت

انتشار این اسکرین شات از سیمای منافقین در فضای مجازی با واکنش طنز آمیز و تمس کاربران فضای مجازی مواجه شده است.

به گزارش گروه رسانه های اجتماعی فراق، البته این مساله قابل ذکر است که غالب این تصاویر و ها در بیرون از ایران ع برداری می شوند،و حتی بر فرض تهیه شدن تصاویر در داخل ایران در یک ایران هشتاد میلیونی پیدا یک زن و دادن مبلغی پول به ازای پوشیدن یک لباس و گرفتن تصویر توسط تواب ها یا سمپات های فرقه کار دشواری نیست،فرقه رجوی ید طولایی در استثمار ن دارد و اکثر نی که در اشرف به گروگان گرفته شده بودند توسط شخص مسعود رجوی مورد سو استفاده قرار گرفتند و از ک ن و همسرانشان جدا شدند و حتی تحت شرایطی قرار گرفتند که در صورتی که در آینده از فرقه جدا شوند نمی توانند بچه دار شوند.

برچسب ها : انتشار تصویر یک هوادار زن از فرقه رجوی، مورد تمس کاربران شبکه های اجتماعی قرار گرفت - فرقه ,قرار گرفتند ,تمس کاربران ,فضای مجازی
انتشار تصویر یک هوادار زن از فرقه رجوی، مورد تمس کاربران شبکه های اجتماعی قرار گرفت فرقه ,قرار گرفتند ,تمس کاربران ,فضای مجازی
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.801 seconds
RSS