سازمان مجاهدین خلق ایران (خائنان پلید)

سازمان مجاهدین خلق ایران (خائنان پلید) از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

نقش فرقه تروریستی رجوی در سپر تحریم های جدید

تا چندروز دیگر بخش نهایی تحریم های ناعادلانه علیه ایران آغاز می شود. حتی موارد پزشکی و دارویی و حمل و نقلی از جمله قطعات یدکی هواپیماهای مسافری به جز موارد حوزه انرژی و بانکی نیز که همواره با منشاء و ملاحظات انسانی در چنین برخوردهای شدید متقابل مدنظر قرار می گیرند، در دو مرحله اردیبهشت امسال و مقطع ۴ نوامبر بتدریج در زمره تحریم ها آببندی شده اند.


تلاش دارد این بار با ممانعت از دسترسی ایران به تامین منابع اقدام خصمانه خود را به کرسی بنشاند. جلوگیری از افزایش سرمایه و منابع ارزی و به صفر کشاندن درآمدهای ارزی حاصل از فروش فراورده های نفتی و یا نفت خام، اه این زورگویی تلقی می شوند. ضمن اینکه کشورهای طرف حساب ایران قبلا منافع خود را درقبال صدمات احتمالی دریافتی از معامله نفتی با ایران ارزی و هراقدام متناسب اقتصادی و بازرگانی را برگزیده اند. به عبارتی هیچ اتفاق خاصی ل قابل تحقق نخواهد بود.
قطعا تجارب ۴۰ ساله ایران در قبال مقابله هوشمندانه با تحریم های مستمر و داشتن مرزهای طولانی زمینی ایران با چندین کشور پرجمعیت همسایه و نهایی شدن ساز و کارهای تقریبا مناسب مالی بانکی اروپا با ایران برای تشویق ایران جهت حضور کشورمان در و عزم سایر کشورهای حاضر در برای مساعدت های لازم به ایران ، زمینه های تاثیرگزاری های مطلوب ت را با چالش مواجه خواهد ساخت.
علی ایحال موضعگیری های سازمان تروریستی مجاهدین و علی الخصوص شخص مسعود و در ایجاد تبلیغات و دعوت کشور برای سختگیری های لازم در خصوص تحریم ها، حتی جایگاه این فرقه را بسی ذلیل تر می نمایاند. بی هویتی آنچنان بر افکار ی جنایتکار این جریان چنبره انداخته که به وضوح ودر رسانه های منتسب بخود تکرار تشدید تحریم ها را مایه مباهات و بالندگی! خود به حساب می آورند . شاید خود زمانیکه در سالهای تحریم های مردم عراق از سوی امریکادر زمان صدام حسین ، ظلم و تلف شدن بچه های بیمار عراقی را به عین دیدند را به فراموشی س ا ند . ولی آنچه مهم هست نقش گروه رجوی در قبال این اقدام ضدبشری ست . دعوت مقامات رسمی و غیر رسمی امریکایی در شوی و سالانه ویلپنت و پرداخت مبالغ کلان به آنها برای تمجید از جریان رجوی به عنوان مردم ایران ! و بال و پرزدن جهت هر همکاری اطلاعاتی و جاسوسی با امریکا بابت اعطای نقشی در ارتباط با تنگناهای احتمالی ایجد شونده علیه ایران و ادعای تشکیل دروغین و مس ه کانون های به اصطلاح شورشی برای سمت و سو دادن به هرگونه بلوا و اغت اجتماعی، گوشه ای از هم ص و همنوایی با ترامپ به شمار می آید . که به حول و قوه الهی با درایت و آینده پژوهی های لازم انجام یافته منافعی را برای مسعود رجوی به بار نخواهد آورد.

یادداشت از: مصطفی آزاد
برچسب ها : نقش فرقه تروریستی رجوی در سپر تحریم های جدید - ,تحریم ,رجوی , ,لازم , ,علیه ایران
نقش فرقه تروریستی رجوی در سپر تحریم های جدید ,تحریم ,رجوی , ,لازم , ,علیه ایران
برنامه رژیم سعودی برای ترور و ابکاری در ایران

یک رو مه مشهور یی فاش کرد رژیم سعودی برنامه ای چند میلیاردی برای ایجاد ابکاری در ایران طراحی کرده بود.

به گزارش ه لیان به نقل از تسنیم، رو مه نیویورک تایمز به نقل از سه مقام آگاه نوشته است مقام های اطلاعاتی نزدیک به محمد بن سلمان ولیعهد سعودی سال گذشته با جمعی از بازرگانان درباره ترور مقام های ایرانی توسط شرکت های خصوصی رایزنی کرده اند.

این رو مه می نویسد مقام های اطلاعاتی مرتبط با بن سلمان در صدد طرحی چند میلیاردی برای ابکاری در ایران بوده اند.

نیویورک تایمز افزود: مقام های اطلاعاتی سعودی نزدیک به محمد بن سلمان از گروه کوچکی از تجار و بازرگانان طی سال گذشته خواسته بودند تا از شرکت های خصوصی برای ترور مقام های ایرانی استفاده کنند.

مقام های سعودی در شرایطی اقدام به این کار کرده بودند که محمد بن سلمان در حال تلاش برای تثبیت قدرت خود بود و به مشاورانش دستور داده بود تا عملیات نظامی و اطلاعاتی را در خارج از مرزهای عربستان تشدید کنند. رایزنی های مقام های سعودی با تجار و بازرگانان برای استفاده از شرکت های خصوصی با هدف ترور مقام های ایرانی، یک سال قبل از قتل جمال خاشقجی رو مه نگار منتقد سعودی بوده و این مساله نشان می دهد که مقام های ارشد سعودی از آغاز دوره ولیعهدی محمد بن سلمان به دنبال قتل و ترور بوده اند.

نیویورک تایمز نوشت: گرچه مقام های سعودی مدعی شده اند که مرگ خاشقجی یک قتل خودسرانه بوده که توسط یک مقام دستور آن صادر شده که بعدا از کار برکنار شده است ولی همین مقام سعودی یعنی ژنرال احمد العسیری در نشست مارس 2017 در ریاض حضور داشته است، جایی که تجار و بازرگانان یک طرح دو میلیارد دلاری را برای استفاده از ان اطلاعاتی شرکت های خصوصی با هدف ضربه زدن به اقتصاد ایران آماده و طراحی کرده اند.

در جریان این مذاکرات، مشاوران ارشد ژنرال العسیری خواستار ترور قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس پاسداران شده بودند. تمایل به قتل و ترور، عملیات های مخفیانه و جنگ های نظامی یک تغییر عمده و بزرگ برای عربستان سعودی در دوره نفوذ محمد بن سلمان در ارکان قدرت به شمار می رود، چرا که ریاض پیش از این از دنبال سیاست های ماجراجویانه خارجی اجتناب می کرد، سیاستی که می توانست موجب تشدید بی ثباتی در منطقه شده و به ضرر جایگاه عربستان تمام شود.

برای بازرگانان و تجاری که سابقه اطلاعاتی نیز دارند، طرح ایران هم یک منبع جذاب ب درآمد بود و هم راهی برای ضربه زدن به اقتصاد ایران. جورج نادر تاجر یی لبنانی در این نشست شرکت کرده است. وی با محمد بن سلمان دیدار داشته و طرح ایران را به مقام های کاخ سفید ارائه کرده است. یکی دیگر از شرکت کنندگان در این نشست خوئل زامل یک تبعه ی است که روابط عمیقی با سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی رژیم صهیونیستی دارد.

هم نادر و هم زامل به عنوان شاهد در جریان تحقیقات رابرت مولر دادستان ویژه احضار شده اند و مقام های قضایی از آنها درباره مذاکرات مقام های یی و سعودی درباره طرح ایران سئوالاتی پرسیده اند.

ت سعودی و وکلای نادر و زامل حاضر به ارائه توضیح در این باره نشده اند. سه منبع آگاه اعلام د: در جریان نشست مارس 2017 میلادی درباره طرح ضربه زدن به اقتصاد ایران، مقام های سعودی از تجار و بازرگانان خواستند تا عملیات های ترور را با هدف قتل مقام های ارشد ایرانی اجرا کنند. ولی تجار و بازرگانان از پذیرفتن این درخواست خودداری کرده و گفته اند باید با وکلای خود م کنیم.

در نهایت تجار و بازرگانان پس از م با وکلای خود اعلام کرده اند که در هیچ گونه عملیات ترور علیه مقام های ایرانی شرکت نخواهند کرد.

برچسب ها : برنامه رژیم سعودی برای ترور و ابکاری در ایران - مقام ,سعودی ,ترور ,بازرگانان ,کرده ,سلمان ,نیویورک تایمز ,نشست مارس ,برای استفاده ,مارس 2017 ,اقتصاد ایران
برنامه رژیم سعودی برای ترور و ابکاری در ایران مقام ,سعودی ,ترور ,بازرگانان ,کرده ,سلمان ,نیویورک تایمز ,نشست مارس ,برای استفاده ,مارس 2017 ,اقتصاد ایران
معیشت معلمان، دستاویز منافقین

چندیست فراخوان هایی به نام معلمان برای تحصن در مدارس از سوی برخی جریان ها در حال انجام است، این فراخوان ها که عمدتا از سوی جریان های معاند نظام بویژه منافقین منحوس خط دهی می شود، تداعی کننده دو نکته است؛ اول اینکه دشمنی وقیح همچون منافقین که دستشان به خون صدها معلم آغشته است همچنان در شناخت مردم ایران و بویژه قشر معلم عاجزند و دوم اینکه ضعف مدیریتی مسئولان، زمینه سوء استفاده دشمن معلوم الحال را فراهم کرده است.

از جنبه ای دیگر، نام منافقین و ضدانقلاب گویا باری را از روی دوش برخی مسئولان برداشته است؛ چراکه هر زمان نامی از تحصن معلمان به گوش می رسد، توصیه مسئولان به معلمان شروع می شود که مبادا گول منافقین و ضدانقلاب را بخورند؛ اما از سویی دیگر توصیه های موکد معظم انقلاب درخصوص معیشت معلمان به فراموشی س می شود.

قدر مسلم اینست که متاسفانه برخی مسئولان نیز شناخت درستی از جامعه فرهنگیان ندارند و تصورشان بر این است که اغلب معلمان و فرهنگیان با فراخوانی که مورد حمایت گرو منحوس منافقین و شبکه های ضدانقلاب باشد همراهی می کنند و اگر هم عده ای همراهی نمایند، این همراهی را همراهی معلم منافق می دانند؛ در صورتی که معظم انقلاب نقشه راهبری را سالیان متمادی است درخصوص معلمان ترسیم نموده اند و دیدگاه خود را نسبت به این قشر فهیم و زحمتکش ابراز داشته اند: « ... البتّه معلّمین ما، هم بیدارند، هم نجیبند، هم مؤمنند؛ حقیقتاً این را من اعتقاد دارم؛ در طول این سالها این را آزمودیم، امروز هم در سطح کشور می بینیم؛ معلّمین ما از توطئه ی دشمن غافل نیستند...»

علاوه بر دیدگاه نادرست برخی مسئولان درخصوص اعتقادات راسخ جامعه فرهنگیان، دیدگاه اقتصادی آنان به مقوله کار و معیشت معلم نیز، نه تنها موجبات سوءاستفاده دشمن را از این مسئله فراهم آورده؛ بلکه پوششی نیز برای کم کاری و سوء مدیریتشان شده است.

چیزی که مبرهن است جامعه فرهنگیان علیرغم داشتن مطالبات برحق خود، همواره با شناخت درست از دشمن نقشه های شوم آنان را نقش بر آب کرده و در خط مقدم مبارزه با نفاق حرکت نموده اند و این همراهی را با خون خود در طول نظام مقدس اثبات کرده اند.

سخنان ی؛ 16 اردیبهشت 1394

«... معیشت معلمان جزو مسائل اصلی مسئولان تی باشد، دشمن سوءاستفاده میکند. خب، معلّم میخواهد چه کار د؟ من اینجا یادداشت ؛ تولید یک نسلی با این خصوصیّات: دانا باشد، باایمان باشد، دارای اعتمادبه نفس باشد، دارای امید باشد، دارای نشاط باشد، دارای سلامت جسمی و روحی باشد، روشن بین باشد، بااراده باشد، کم هزینه و پرفایده باشد؛ معلّم، نسلی این جوری را میخواهد تربیت کند؛ اینها چیز کمی نیست. اینکه گفته میشود معلّم کار انبیا را میکند، خب، این یک کلمه حرفی است که ما میزنیم؛ برویم در عمق این حرف؛ این حرف یعنی چه؟ یُزَکّیهِم وَ یُعَلِّمُهُمُ الکِتبَ وَ الحِکمَة؛(۵) کار انبیا این است؛ کار انبیا نجات بشریّت است، کار انبیا ایجاد یک جامعه ی انسانیِ برتر و والاتر است؛ این است کار انبیا؛ میگوییم «معلّم، شاغلِ شغل انبیا است»، «معلّمی شغل انبیا است»، عمق این حرف و مغز این حرف این است. این شد معلّم. خب، این ا اماتی دارد. یکی از ا امات، همان مسئله ی اقتصاد است که عرض ؛ اقتصاد آموزش و پرورش، معیشت معلّمین، یکی از ا امات است.

بایستی همّت در مسئولین تی این باشد که این بخش [معیشت معلمان] را مورد یک توجّه ویژه قرار بدهند. همان طور که عرض کردیم، این سرمایه گذاری است؛ این بازده دارد؛ این ارزش افزوده تولید میکند؛ این یک ج و هزینه ی صِرف نیست؛ این بایستی جزو مسائل درجه ی یک ما در مدیریّتهای تی و در تصمیم های تی باشد. ما نکنیم، دشمن سوءاستفاده میکند؛ می بینید دیگر. از همین نقطه، دشمن با رسانه ی خود، در رادیوی خود، با عوامل خود، با آدمهای بددل نسبت به نظام و نسبت به ، با این ابزارها و وسائل دشمن سوءاستفاده خواهد کرد. البتّه معلّمین ما، هم بیدارند، هم نجیبند، هم مؤمنند؛ حقیقتاً این را من اعتقاد دارم؛ در طول این سالها این را آزمودیم، امروز هم در سطح کشور می بینیم؛ معلّمین ما از توطئه ی دشمن غافل نیستند. اینهایی که با عنوان «معیشت» یک شعاری میدهند، چند شعار فتنه گرانه و و خطّی هم در پهلویش میگنجانند، این را همه میفهمند که انگیزه ی اینها انگیزه ی سالمی نیست، برای دلسوزی از معلّم نیست، هدفهای دیگری دارند.

البتّه همان طور که عرض کردیم معلّمین باید مراقب باشند و هستند؛ خوشبختانه معلّمین ما مراقبند. [اینکه ] بعضی ها جفای به نظام را، جفای به انقلاب را به هر شکلی بتوانند انجام میدهند - نیش خودشان را میزنند، زهر خودشان را میریزند، با نظام بدند - از روی بغض به نظام است، نه از روی محبّت به معلّم؛ هر شعار دیگری هم پیدا کنند، همین استفاده را میکنند. »

برچسب ها : معیشت معلمان، دستاویز منافقین - دشمن ,باشد، ,معلمان ,انبیا ,نظام ,معیشت ,باشد، دارای ,دشمن سوءاستفاده ,معیشت معلمان ,برخی مسئولان ,توطئه ی دشمن ,کشور می بینیم؛ معلّمین
معیشت معلمان، دستاویز منافقین دشمن ,باشد، ,معلمان ,انبیا ,نظام ,معیشت ,باشد، دارای ,دشمن سوءاستفاده ,معیشت معلمان ,برخی مسئولان ,توطئه ی دشمن ,کشور می بینیم؛ معلّمین
نوکری و خوش ی بهترین شیوه برای بقای فرقه رجوی

فرقه رجوی از روز اول برای بقای خود مجبور بود که حمایت مالی وهم حمایت نظامی داشته باشد. نوکری و خوش ی بهترین شیوه برای این فرقه بود و تنها شرط این خوش خدمتی و نوکری گرفتن سر سلاح به سمت ایران بود. زمان صدام حسین را که همگی به یاد دارید و نیازی به گفتن نیست و بعد از آن برای ، و حال عربستانی که علنا عالیترین ان مذهبیش مردم ایران را غیر مسلمان، کافر و واجب القتل می دانند و از آن طرف همین فرقه خودشان را ایرانی می دانند پس چطور این فرقه کافِر و واجب القتل نیستند.

بعد از پوچ درآمدن تمامی تحلیل های این فرقه در عراق و ش ت و به بن بست رسیدن تحلیل ها و معادلاتشان در عرصه نظامی، به نظر می رسد در سیاست ها و خط مشی خود در معادلات منطقه ای نیز دچار ورش تگی شده اند. در عرصه نیز با حمایت های خود از جنایت های ت عربستان و گروه های تروریستی دست ساز آل سعود، همچون در منطقه نه تنها درعرصه بین المللی بلکه در نزد افکار عمومی وهموطنان ایرانی چه در داخل و چه در خارج از ایران نیزبیش از بیش مورد تنفر و انزجار قرار گرفته اند.

برای این منظور فرقه باید همچنان منتظر مانده و ببینند که در آینده در کدام شکاف می توانند به حیاتشان ادامه دهند والبته دعا کنند که شکاف قابل مانوری برای ادامه زندگیشان نصیب شود. از آنجایی که مسئولین این فرقه سال ها تجربه سرگرم و وعده سر من دادن به این اسیران را دارند احتمالأ می توانند خیابان «۱۰۰» جدیدی در آلبانی نیز برای اسیران خود فراهم کنند یا به نشستها و توهم گویی های خود با طرح و برنامه ای دیگر ادامه دهند اما تا کی هم مسئولین و هم اسیران در بند می توانند این وضع را حفظ کرده و ادامه دهند؟ تا کی می توانند به مانند عراق ریل انطباق بروند و خود را فریب دهند ؟

سعید ناصری

برچسب ها : نوکری و خوش ی بهترین شیوه برای بقای فرقه رجوی - فرقه ,توانند ,اسیران ,حمایت ,واجب القتل ,ادامه دهند ,شیوه برای ,بهترین شیوه ,برای بقای
نوکری و خوش ی بهترین شیوه برای بقای فرقه رجوی فرقه ,توانند ,اسیران ,حمایت ,واجب القتل ,ادامه دهند ,شیوه برای ,بهترین شیوه ,برای بقای
مختصری از تاریخچه سازمان مجاهدین خلق
سایت “مجاهدین” متعلق به فرقه رجوی مطلبی با عنوان “مهمترین وقایع تاریخ ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق” نوشته است.

سازمان مجاهدین خلق در این واقعه نگاری، بنا بر مصلحت روز، عمدا خیلی از موارد را از قلم انداخته، یا کاملا وارونه جلوه داده، یا به شعر و شعارهای کلی بسنده کرده است.

از جمله موارد کتمان حقایق یا قلب آنها عبارتند از:

– در توضیح ضربه اول شهریور ۱۳۵۰، هیچ اشاره ای به استراتژی مبارزه مسلحانه با رژیم شاه و طراحی ترور در جریان جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی نشده است.

– در خصوص “احمد رضائی”، سازمان همیشه از او به عنوان اولین شهید عملیات انتحاری یاد میکرد که این توصیف از قلم انداخته شده و هیچ اشاره ای به نحوه کشته شدن او نگردیده است.

– در خصوص نشدن مسعود رجوی به تلاش های بین المللی برادرش کاظم اشاره شده، حال آنکه کاظم رجوی خود سفیر شاه و همکار ساواک بود و در ضمن اسناد ساواک دال بر همکاری مسعود رجوی در بازجوئی و زندان نیز موجود است.

– جالب است که به کشته شدن رضا رضائی و فاطمه امینی و سایرین اشاره میشود اما سخنی از تعلیم دیدن در اردوگاه های فلسطین و ترور و مبارزه مسلحانه و هواپیماربائی برفراز خلیج و بردن هواپیما به عراق و دیگر جریانات از این دست به میان نیامده است.

– ترور مستشاران و بازرگانان ئی و دشمن اصلی تلقی امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم و سرود های “نبرد با ” و “سر کوچه کمینه” هم گویا فراموش شده است.

– انقلاب ۵۷ حاصل تلاش و مجاهدت سازمان مجاهدین خلق و هوادارانش نشان داده شده که ی آن در شرایط عدم حضور مسعود رجوی در صحنه و زندانی بودن وی ربوده شد.

– ماجرای “محمدرضا سعادتی” کاملا فراموش شده است. آیا جاسوسی برای شوروی سابق درست بعد از پیروزی انقلاب جزو تاریخچه سازمان نیست؟

– حمایت از گروگان گیری دیپلمات های ئی در تهران و خواستار محاکمه آنان شدن و همچنین هدیه دادن سلاح به یاسر عرفات و تأکید بر مقاومت مسلحانه مقابل و مطالبی از این دست هم گویا فراموش شده یا از قلم افتاده است. بیاد داریم که همیشه از جانب سازمان متهم به مماشات با امپریالیسم و صهیونیسم بود.

– تهاجم رژیم بعث عراق در شهریور ۱۳۵۹ و واکنش ها و موضعگیری های سازمان مجاهدین خلق در برابر دشمن م به خاک میهن، از جمله در پیام نوروزی سال ۶۰ مسعود رجوی که ایران را آغازگر جنگ دانسته و عملا از شرکت در دفاع علیه خارجی به بهانه “سنگرهای مستقل” طفره رفته بود، عمدا از صفحه تاریخ سازمان پاک شده است.

– در خصوص شورای ملی مقاومت، نام ابوالحسن بنی صدر و حزب دموکرات کردستان و سایر جداشدگان پاک شده و جالب است که از این ارگان، که جمعا چیزی به غیر از سازمان مجاهدین خلق و هوادارانش از آن نمانده، به عنوان “پایدارترین ائتلاف ایران” یاد شده است. کدام شخصیت یا جریان دارای کمترین زاویه با مجاهدین خلق در شورای ملی مقاومت باقی مانده است؟

– به ۱۹ بهمن ۶۰ و ۱۲ اردیبهشت ۶۱ و غیره پرداخته شده اما کوچکترین اشاره ای به ۷ تیر و ۸ شهریور و ترورهای آن سالیان که همیشه جزو افتخارات سازمان بود و به آنها می بالید نگردیده است.

– در خصوص انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین خلق چرا صرفا به شعر و شعار بسنده شده و کوچکترین اشاره ای به اصل ماجرا که جدا شدن مریم قجر عضدانلو از مهدی ابریشم چی و ازدواج او با مسعود رجوی که بعدها به الگوئی برای تمامی ن شورای ی سازمان تبدیل گردید نشده است.

– به عزیمت به جوار خاک میهن، که نام مستعار کشور عراق است، و تأسیس بخش ملی اشاره گردیده اما هیچ نامی از صدام حسین برده نشده و یادی از خدمات او که رجوی همیشه مصرانه خواستار ملاقات و ع گرفتن با وی بود نگردیده است.

– جای ع های ملاقات های رجوی و صدام در این واقعه نگاری خالی است. به ۱۲۰ ساعت نوارهای ملاقات های مسعود رجوی و مسئولین سازمان مجاهدین خلق با مسئولین سرویس های امنیتی عراق در دوران صدام حسین و پول هائی که گرفته شد هم اشاره ای نشده است.

– به عملیات مروارید پرداخته شده که سازمان همیشه آنرا به دروغ جنگ علیه پاسداران ایران معرفی مینمود. بعدها مشخص شد که این عملیات با همدستی نیروهای صدام حسین علیه قیام کردها در شمال عراق بوده است. جا داشت به قتل عام مردم بی دفاع کردستان در شمال و شیعیان در جنوب عراق در مشارکت با نیروهای صدام حسین که اسناد و مدارک و شاهدان عینی آن همگی موجود و حاضر هستند هم اشاره ای میشد.

– از سال ۱۳۷۰ تا سال ۱۳۸۰، یعنی به مدت یک دهه تنها رژه رفتن و انتخاب رئیس جمهور و مسئول های اول در کارنامه مجاهدین خلق آورده شده است. از خشونت آمیز سفارت های ایران در کشورهای مختلف به صورت هماهنگ و همزمان که به اقدامات خود جوش هواداران نسبت داده شد و مأموریت سه ساله ناموفق در پاریس و همچنین طرح هائی مانند راهگشائی و خم زنی در داخل ایران که منجر به کشته شدن جمعی از شهروندان و همچنین نیروهای مجاهدین خلق و دستگیری و اسارت آنها شد هم کوچکترین اشاره ای نشده است.

– جا دارد در این برهه از موج دستگیری و شکنجه اعضای مظنون به همکاری با ایران هم سخنی به میان می آمد که شاهدان عینی آن هم اکنون در ایران و اروپا فراوانند. انی که به امید پیوستن به یک نیروی انقل به سازمان پیوستند اما سر از سلول های انفرادی و شکنجه گاه های همان نیرو در آوردند.

– همچنین جا داشت یادی از مرضیه که سازمان نهایت سوء استفاده را از او در این سالها کرد میشد و اینکه زمانی که از کرده خود پشیمان بود و لب به اعتراض گشود وی را محبوس نگاه داشتند تا در غربت و بی ی مرد.

– آوردن عنوان “اولین افشاگری مجاهدین خلق در باره پروژه مخفیانه هسته ای رژیم” در سال ۱۳۸۱ هم بعد از همه این قضایای اخیر و بسته شدن پرونده “بحران ساختگی” و جنگ طلبان علیه ایران جای بحث دارد. حذف نشدن این خیانت آشکار ملی از واقعه نگاری سازمان نشان میدهد که این گزارش بیشتر برای مخاطبان خاص تهیه شده است.

– عنوان “کودتای ننگین ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳” که به دستگیری و حدود ۱۲۰ نفر دیگر در مقر وی در پاریس به اتهام پول شوئی و طراحی ترور مخالفان اطلاق شده است واقعا جای تعمق دارد. کودتای ت فرانسه در خاک خودش علیه یک گروه تروریستی ناقض قانون هم از آن حرف هاست.

– اشاره ای هم به خودسوزی های بعد از این واقعه شده است که نمایش تروریستی یک فرقه م ب کنترل ذهن است. عنوان شده که ۱۶ نفر در کشورهای مختلف اروپائی (مصطفی محمدی در کانادا عمدا از قلم افتاده است) به صورت کاملا همزمان اما خودجوش و بدون اطلاع سازمان دست به خودسوزی زدند. درست مانند ادعای علی صفوی در مصاحبه با است که همه اعضای سازمان ناگهان همزمان و بدون هیچگونه هماهنگی تصمیم به طلاق از همسران خود گرفتند.

– یکی از مواردی که جا دارد در تاریخچه مجاهدین خلق به آن پرداخته شود تحصن چند ساله خانواده های دردمند و رنج کشیده مجاهدین خلق در کنار حصارهای پادگان اشرف است که صرفا خواهان دیدار کوتاهی با فرزندان خود بودند که در این واقعه نگاری با عنوان “جنگ روانی ی” از آن گذشته است.

– مواردی مانند عوض شدن نوری مالکی نخست عراق یا پایان خدمت کوبلر دبیر کل ملل متحد در این کشور معلوم نیست به چنین دلیل “پیروزی بزرگ مقاومت ایران” تلقی شده اند. به دنبال سریال ش ت ها و در بن بست کامل بودن، البته هم باید به چنین مواردی به عنوان پیروزی متوسل شد.

– افرادی هم که در اشرف و لیبرتی کشته یا فوت کرده اند هم همه بر تقصیرات رجوی اضافه میکند و هیچ جای افتخار ندارد که سازمان به آنها مباحات میکند. رجوی باید پاسخ تک تک خون های ریخته شده را که به سادگی قابل اجتناب بود بدهد. راستی آنهمه اصرار برای حفظ پادگان اشرف و اینهمه اصرار برای ماندن در عراق و به کشتن دادن هر چه بیشتر افراد به چه منظوری است و چه استراتژی تعقیب میشود؟

– در تاریخچه سازمان از سال ۱۳۸۰ به بعد هم عمدتا از بیانیه های مختلف با امضاهای جعلی و باز هم انتخابهای مسئول اول و کشمکش های حقوقی و مشغول شدن با لیست های تروریستی و درگیری ها در عراق و باز هم به کشتن دادن افراد بیشتر بخاطر لجبازی های رجوی و غیره سخن به میان می آید.

– چرا انتخاب مسئول اول در سازمان مجاهدین خلق که هیچ جائی ندارد و در یک مراسم فرمایشی با تنها یک ک دا و با رأی صد در صدی انجام میشود اینقدر در واقعه نگاری سازمان مهم و برجسته است اما بسیاری از نقاط عطف و استراتژیک و خصوصا وضعیت اسفبار کنونی سازمان از قلم افتاده اند؟

– آ ین مطلب این واقعه نگاری مربوط به گردهمائی ۲۳ داد امسال با شرکت تعدادی از بازنشستگان جنگ طلب امپریالیستی و صهیونیستی است که دگردیسی کامل فرقه رجوی را از یک سازمان انقل ضد سرمایه داری به یک فرقه عمله امپریالیسم نشان میدهد. رجوی از ماجرای محمد رضا سعادتی تا امروز همچنان به دنبال “حمایت یک ابر قدرت” برای به حاکمیت رسیدن در ایران است.

موارد بسیار زیاد دیگری هم هست که آشکارا دروغ گفته شده، یا حقایق تحریف گردیده، یا مسکوت مانده اند که اغلب از آن اطلاع دارند و اگر بخواهم وارد جزئیات شوم این مقاله به یک کتاب قطور تبدیل خواهد شد. یاد آن حکایت معروف الجزایری افتادم که روزی پسری که از بدنامی و بی آبرو بودن پدرش رنج می برد از وی خواست تا در میان مردم دعوی شرافت کند. پدر پاسخ داد که باید اول صبر کند تا انی که وی را میشناسند سر بر زمین بگذارند و بعد دست به چنین کاری بزند. البته مسعود رجوی آنقدر عجول و در عین حال وقیح است که فرصت نمیدهد انی که تمامی تاریخچه سازمان را خود از نزدیک شاهد بوده و تجربه کرده اند از میان بروند و بعد دست به چنین تحریفاتی بزند.

در زیر مروری بسیار مختصر و کوتاه بر تاریخچه ۵۰ ساله سازمان، که من ۲۳ سال از این سالیان را عضو تمام وقت این سازمان بودم، می نمایم.

از تأسیس سازمان در سال ۴۴ تا انقلاب ۵۷

سازمان مجاهدین خلق در ۱۵ شهریور ۱۳۴۴ توسط محمد حنیف نژاد بنیانگذاری شد. قیام مردم ایران در ۱۵ داد ۱۳۴۲ علیه دیکتاتوری محمدرضا پهلوی، محمد حنیف نژاد از اعضای نهضت را بر آن داشت تا دست به تشکیل یک سازمان انقل برای مبارزه به قول خودش علمی با شاه بزند. او معتقد بود که شرایط انقلاب به لحاظ عینی فراهم شده اما شرایط ذهنی هنوز آماده نگردیده است. “محمد آقا” به گفته خودش سازمان مجاهدین خلق را با کادرهای حرفه ای برای بدست گرفتن ی انقلاب جهت سرنگون شاه تأسیس نمود.

در آن زمان سه گرایش عمده علیه شاه وجود داشت که عبارت از مذهبیون، ملیون، و مار یست ها بودند که هر کدام توسط شخصیت ها و احزاب مختلف آن زمان نمایندگی میشدند. حنیف نژاد با ترکیب و قاط تفکرات این سه گرایش، یعنی ، ملی گرائی، و سوسیالیسم، ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق را برای جذب حداکثر افراد ممکن در زیر یک چتر تدوین کرد و البته توانست نظر مساعد بسیاری از هر سه جریان را به خود جلب نماید.

تشکیل سازمان مجاهدین خلق همزمان با تشکیل سازمان چریک های فدائی خلق با ایدئولوژی مار یستی بود که درست مانند مجاهدین خلق معتقد به مبارزه مسلحانه چریک شهری به سبک سازمان های چپ ی لاتین بوده و سازمان خود را بر اساس موازین حزبی ولادیمیر لنین انقلاب روسیه و اصول تشکیلاتی مائو تسه تونگ انقلاب چین تشکیل داده بودند.

سازمان مجاهدین خلق ظاهرا با نگرش ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی و همچنین با نفی استثمار و سرمایه داری پا به عرصه مبارزه با شاه گذاشت و اعلام نمود که تضاد اصلی به لحاظ محتوائی و اجتماعی بین کار و سرمایه، و به لحاظ و بین المللی بین امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم و خلق های محروم می باشد. این سازمان آن زمان افراد خود را برای گرفتن تعلیمات نظامی و چریکی به اردوگاه های مقاومت فلسطین فرستاد.

ابتدا چریک های فدائی خلق وارد مبارزه مسلحانه با شاه شده و در ۱۹ بهمن ۱۳۴۹ به پاسگاه ژاندارمری سیا ل در حوالی لاهیجان حمله مسلحانه نمودند. سازمان مجاهدین خلق همانطور که در تاریخچه خود آورده است برای اینکه در این امر عقب نماند به صورت زودرس و قبل از ب آمادگی های لازم وارد مبارزه مسلحانه شد که در ۱ شهریور سال ۵۰ ضربه خورد و تقریبا تمامی کادرهای سازمان، از جمله مسعود رجوی، قبل از اینکه بتوانند وارد هرگونه عمل مسلحانه شوند دستگیر شدند. سازمان برنامه ریزی کرده بود تا در جریان جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی که قرار بود در مهرماه ۱۳۵۰ با تعداد کثیری از مهمانان خارجی به اجرا درآید ترور، ابکاری و آدم ربائی نماید.

در ۱۱ بهمن ۱۳۵۰ احمد رضائی که اولین شهید مجاهدین خلق لقب گرفت در یک عملیات انتحاری خود و تعدادی از مأموران پلیس شاه را کشت. در ۳۱ فروردین ۱۳۵۱ اولین دسته از مرکزیت سازمان توسط شاه گردید. در ۴ داد همان سال بنیانگذاران سازمان شدند. بسیاری دیگر از دستگیر شدگان نیز به و حبس های طویل المدت محکوم گردیدند. مسعود رجوی که به محکوم شده بود، به یمن تلاش برادرش کاظم رجوی که سفیر شاه بود و با ساواک نیز همکاری داشت و همچنین تعاملات خود مسعود در زندان با ساواک، تنها عضو مرکزیت بود که نشد و حکم او به حبس ابد تقلیل یافت.

در این سالها یک سلسله اقدامات ابکارانه و سوء قصد نسبت به مستشاران و بازرگانان ئی و همچنین اشخاص و اماکن تی و نظامی در ایران توسط تیم های عملیاتی مجاهدین خلق صورت گرفت که متعاقبا به کشته شدن یا دستگیری و اعضای مجاهدین خلق نیز منجر گردید.

در سال ۱۳۵۴ مرکزیت آنزمان سازمان مجاهدین خلق، بعد از زمینه چینی های لازم، اعلام تغییر ایدئولوژی نمود و مار یسم را به جای برگزید. انی که با این امر مخالفت کرده و در برابر آن ایستادند کنار گذاشته شدند یا حتی به قتل رسیده یا به ساواک معرفی گردیدند. مجید شریف واقفی از جمله قربانیان این جریان بود.

ارزی انی که دست به تغییر ایدئولوژی زدند این بود که دیگر دینامیزم لازم برای ادامه مبارزه را ندارد و ایدئولوژی علمی و عملی عصر حاضر مار یسم است. این ارزی در نگاهی سطحی و فرصت طلبانه منطقی به نظر میرسید. به قول رئیس جمهور وقت بیش از نیمی از جهان کمونیست بودند و تمامی انقلابات و های مطرح جهان هم با گرایشات مار یستی شکل گرفته بود.

تفاوت جدی سازمان مجاهدین خلق با سایر جریانات مذهبی و ی در این بود که این سازمان بر خلاف آنان، مبارزه را بعد از پذیرش و به عنوان یک تکلیف شرعی نپذیرفته بود. بلکه ابتدا مبارزه مسلحانه برای سرنگونی شاه و تشکیل یک سازمان نظامی ی کننده انقلاب را انتخاب کرده و آنگاه به تمسک جسته بود.

ارزی مرکزیت آن زمان سازمان کاملا غلط از آب در آمد و سازمان مجاهدین خلق بسیاری از حمایت ها و امکانات خود را با تغییر ایدئولوژی از دست داد. این موضوع موجب شد تا مسعود رجوی که ابتدا سکوت کرده بود در زندان یک بیانیه ۱۲ ماده ای صادر نماید و تصمیم مرکزیت بیرون از زندان را نفی کرده و آنرا کودتای اپورتونیسم چپ نما بنامد. او اعلام نمود که مبارزه سازمان مجاهدین خلق با شاه همچنان مبتنی بر ایدئولوژی است.

از انقلاب ۵۷ تا شروع قیام مسلحانه در سال ۶۰

انقلاب ی مردم ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ موجب آزاد شدن تمامی کادرهای سازمان از زندان شد. رجوی آنطور که بعدها میگفت به قول خودش از انقلاب زودرس خوشنود نبود چرا که بر اساس استراتژی سازمان مجاهدین خلق، انقلاب ضد سلطنتی می بایست به ی این سازمان صورت می گرفت که چنین چیزی آن زمان در تصور هم نمی گنجید.

مسعود رجوی بعدها در تحلیل های خود مکررا عنوان نمود که “ ی انقلاب ضد سلطنتی ربوده شد”. یعنی او به وضوح خود را مستحق ی این انقلاب میدید. هم بارها در نشست های مختلف تکرار کرد که وظیفه مبرم او و اعضای سازمان اینست که ی انقلاب را به صاحب اصلی اش یعنی مسعود باز گردانند.

اولین اقدام مجاهدین خلق پس از پیروزی انقلاب ارتباط با سفارت شوروی سابق در تهران بود. قصد رجوی از همان ابتدا ب حاکمیت ایران به هر قیمت بود و همانطور که سالها بعد در نشست های موسوم به “حوض” در عراق عنوان نمود برای این امر نیاز به حمایت یک ابرقدرت داشت.

در ۶ اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸، یعنی کمتر از سه ماه بعد از انقلاب ی ایران، محمدرضا سعادتی از اعضای ارشد سازمان مجاهدین خلق هنگام اجرای قرار ملاقات با مأمور شوروی سابق در تهران دستگیر شد. جالب توجه است که دقیقا در همان روز سران سازمان از جمله مسعود رجوی و موسی خیابانی با آیت الله دیدار داشتند.

مسعود رجوی موسی خیابانی آیت الله

(مسعود رجوی و موسی خیابانی در دیدار با آیت الله )

سازمان مجاهدین خلق با استفاده از فضای باز بوجود آمده اقدام به تبلیغات و جذب نیرو نمود و در آذرماه ۵۸ به بهانه مقابله نظامی مردمی با تعرض که مدام خطر آنرا گوشزد میکرد، میلیشیای مجاهد خلق را با سازمان کار نظامی تشکیل داد.

رجوی از همان ابتدای آزاد شدن از زندان به گفته خودش در تدارک مبارزه مسلحانه علیه نوپا بود. او حتی بعدها میگفت زمانی که سایر گروه ها به فکر تأسیس حزب و تشکیل کنگره بودند او در صدد جمع آوری سلاح و سازماندهی نظامی و تشکیل میلیشیا برای روز موعود جنگ مسلحانه بود. در همین راستا سازمان اقدام به گماردن نفوذی هائی در حساس ترین نهادهای کشور از جمله دفتر حزب ، دفتر ریاست جمهوری، دادستانی کل کشور و غیره نمود.

قبل از عراق به خاک ایران در شهریور ۱۳۵۹، مسعود رجوی به صورت مخفیانه سفری به فرانسه داشت و در آنجا با واسطه گری فرانسه برای اولین بار با رژیم بعث عراق ارتباط برقرار نمود. گفته ها حاکی است که قرار بر این شد که صدام حسین جنگ را شروع نماید و مجاهدین خلق هم از داخل عمل کرده و نظام را ساقط نمایند. موضعگیری ها و اقدامات بعدی مجاهدین خلق مؤید این گفته هاست.

نخستین جدائی عمده و اساسی از سازمان مجاهدین خلق بعد از انقلاب ی، در سال ۱۳۵۹ اتفاق افتاد که سه تن از اعضای قدیمی سازمان به نام های رضا رئیسی (رئیس طوسی)، حمید نوحی، و حسین رفیعی طی اطلاعیه ای به تاریخ ۱۱ تیرماه رسما و علنا از این فرقه جدا شده و سپس بعد از واکنش های غیراصولی سازمان، دلایل خود را در کت با عنوان “روند جدائی” اعلام نمودند.

برخورد سازمان مجاهدین خلق با جداشدن این سه عضو قدیمی تشکیلات همان بود که بعدها در قبال هرجداشده ای پیش گرفته شد. سازمان اولا به دروغ عضویت آنها در سازمان مجاهدین خلق را منکر شد و آنرا تکذیب نمود و ثانیا آنان را آماج انواع اتهامات و توهین ها و تحقیرها قرار داد و تلاش کرد تا آنها را به شیوه های روانی سرکوب و ت نماید.

در ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ رژیم بعث عراق تهاجم گسترده هوائی و زمینی خود علیه ایران را آغاز کرد و جنگ ۸ ساله ای را به ایران تحمیل نمود. متعاقب درگیر شدن تمامی نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی کشور در جنگ، تقابلات مجاهدین خلق با نظام نوپای هم شدت گرفت و ابوالحسن بنی صدر در مقام رئیس جمهور که فرماندهی کل قوا را هم بر عهده داشت به جای صرف همه انرژی خود در دفاع از میهن با آنها همراه شد. قوای بعثی که از حمایت بی دریغ غرب نیز برخوردار بود ائی از میهن را در خود در آورده بود.

مسعود رجوی در پیام نوروز سال ۶۰ خود اولا ایران را آغازگر جنگ معرفی نمود و ثانیا اعلام کرد از آنجا با نیروهای نظامی ایران مرزبندی دارد در صفوف و سنگر های مستقل به دفاع از میهن خواهد پرداخت که عملا عدم شرکت خود در جنگ را اعلام نمود. همین بیانیه به خودی خود در هر کشوری میتواند به عنوان یک سند خیانت تلقی شده و مورد پیگرد قرار گیرد.

قیام مسلحانه سال ۶۰ تا عزیمت به عراق در سال ۱۳۶۵

عصر روز شنبه ۳۰ داد ۱۳۶۰ هواداران و وابستگان سازمان مجاهدین خلق حرکتی خشونت آمیز را در تهران انجام دادند. هواداران سازمان با تمام قدرت خود به خیابان ها ریختند. سازمان مجاهدین خلق این روز را آغاز مبارزه مسلحانه علیه و به اصطلاح پایان فاز و ورود به فاز نظامی نامید. این واقعه منجر به کشته شدن و دستگیری و جمع زیادی از شرکت کنندگان در این تظاهرات در سایه جنگ خارجی شد.

انفجاری بسیار قوی در دفتر حزب توسط نفوذی سازمان محمدرضا کلاهی، در تاریخ ۷ تیر ۶۰ رخ داد که به کشته شدن آیت الله بهشتی رئیس قوه قضائیه و جمعی از تمردان و همچنین افراد عادی منجر گردید.

در ۳۰ تیر همان سال تأسیس شورای ملی مقاومت توسط بنی صدر به عنوان رئیس جمهور شورا و مسعود رجوی به عنوان مسئول شورا اعلام گردید که تعدادی از سازمان ها و شخصیت های به عضویت آن در آمدند که در حال حاضر تقریبا ی از آن عده اولیه باقی نمانده است.

مسعود رجوی در ۷ مرداد سال ۶۰ همراه با رئیس جمهور ابوالحسن بنی صدر با یک فروند جنگنده نیروی هوائی ایران تحت هدایت بهزاد معزی خلبان سابق شاه به پاریس گریخت و درخواست پناهندگی نمود که بلافاصله مورد قبول قرار گرفت.

مسعود رجوی ابوالحسن بنی صدر پاریس

(رجوی، بنی صدر و معزی بلافاصله بعد از فرار به پاریس)

در دفتر ریاست جمهوری نیز در ۸ شهریور همان سال بمبی توسط نفوذی مجاهدین خلق مسعود کشمیری منفجر شد که به کشته شدن رئیس جمهور رجائی و نخست باهنر انجامید. متعاقبا ترور های سریالی در تهران و دیگر ا از جمله عملیات انتحاری متعدد در ای مختلف ایران صورت گرفت که در این رابطه جمع بسیاری کشته شدند. متقابلا اعضا و هواداران مجاهدین خلق نیز در سایه دفاع در برابر خارجی ادامه داشت.

خط “زدن سرانگشتان رژیم” به شکل ایجاد تیم های ترور به عنوان استراتژی جدید در دستور کار قرار گرفت که مردم عادی کوچه و خیابان را به بهانه داشتن ریش یا نصب ع آیت الله در محل کار خود مورد سوء قصد قرار دادند. طبق آمار جمع آوری شده از انتشارات سازمان مجاهدین خلق، حدود ۱۲ هزار نفر به تأیید خود سازمان طی این سالها توسط تیم های ترور کشته شدند.

یکی از اعضای تیم های ترور آنزمان که در سالهای اخیر با وی دیدار داشتم میگفت: “ما خودمان در لحظه هم پلیس، هم بازجو، هم بازپرس، هم دادستان، هم م ع، هم قاضی، و هم مسئول اجرای حکم بودیم. قرار بود ظرف چند دقیقه همه این کارها را به سرعت انجام دهیم”.

استراتژی سازمان ابتدا “زدن رأس نظام و ساقط حکومت و جایگزینی آن با شورای ملی مقاومت” بود. وقتی این استراتژی به نتیجه نرسید، استراتژی “زدن سرانگشتان رژیم” که مستقیما از پاریس هدایت میشد در دستور کار قرار گرفت.

در ۴ فروردین ۶۲ ابوالحسن بنی صدر از شورای ملی مقاومت جدا شد. ظاهرا بنی صدر از همکاری سازمان مجاهدین خلق با رژیم بعث عراق و خصوصا دیدار مسعود رجوی با طاق عزیز در پاریس در ۱۹ دی ۶۱ سند نبود و آنرا خیانت به عالی ترین مصالح ملت میدانست. بنی صدر بعدا اذعان نمود که در ایران فریب مسعود رجوی را خورد. متعاقبا مسعود رجوی که به دلایل با فیروزه بنی صدر ازدواج کرده بود او را طلاق داد.

در اوا اسفند ۱۳۶۳ به عنوان همردیف مسئول اول سازمان معرفی شد. همان موقع اعلام گردید که مریم از شوهر خود مهدی ابریشم چی جدا شده و قرار است به عقد مسعود رجوی در آید. این موضوع به عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین خلق مطرح شد و ی عقیدتی سازمان با اختیارات مطلق معرفی گردید.

در ۳۰ داد ۶۴ مسعود با مریم ازدواج کرد و این ازدواج را فداکاری بزرگی برای پیشبرد انقلاب مردم ایران دانست. سازمان همچنان مدعی است که از برکات این انقلاب سود می برد که البته در دستگاه فرقه ای حرف نادرستی نیست و رجوی به برکات متدهای کنترل ذهن فرقه ایست که تاکنون افرادی را در تشکیلات خود حفظ کرده است.

مسعود رجوی (ابریشمچی) ازدواج ایدئولوژیک

(مراسم ازدواج مسعود و مریم در پاریس)

واقعیت اینست که این یک ترفند فرقه ای برای مانیپولاسیون ذهن و کنترل افکار در درون فرقه بود. انی که به اصطلاح وارد انقلاب نشدند حذف گردیدند. انی که این واقعه را پذیرفتند در یک مدار بالاتر از سرسپردگی و تبعیت محض از ی سازمان قرار گرفتند که روز به روز بر شدت آن افزوده شد بطوری که حتی فکر در درون فرقه رجوی ممنوع گردید و افراد به تدریج به ربات های فرمانپذیر تبدیل شدند.

استفاده از متدهای کنترل ذهن به تدریج در سازمان جای خود را چنان باز کرد که حتی رفتن به عراق و همکاری با دشمن م به خاک میهن نیز به راحتی پذیرفته شد. نشست های تفتیش عقاید عملیات جاری و غسل به پراتیک تعطیل ناپذیر روزمره همه اعضا بدل گشت و مانند همه فرقه ها فکر و سؤال پرسیدن و انتقاد به ی و خصوصا جدا شدن ممنوع شد.

عزیمت به عراق در سال ۱۳۶۵ تا سقوط صدام حسین در سال ۱۳۸۲

بعد از به بن بست رسیدن خطوط استراتژیکی مختلف براندازی نظام، رجوی به فکر تشکیل بخش ملی در عراق افتاد و لذا در داد ۱۳۶۵ بعد از زمینه چینی های لازم از پاریس به عراق رفت و بلافاصله با مقامات عراقی و متعاقبا با صدام حسین دیدار کرد. او در سال ۶۶ تأسیس بخش ملی را به عنوان بخشی از صدام حسین اعلام نمود. در این راستا قرارگاه های مرزی به راه افتاد و مجاهدین خلق تمامی نیروهای خود را در عراق متمرکز کرده و رسما و علنا وارد جنگ ایران و عراق، البته به سود م و علیه مرزبانان و م عان میهن، شدند.

(دیدار مسعود رجوی با صدام حسین در بغداد)

این واقعه باقی مانده مشروعیت فرقه رجوی را هم از میان برد و آنرا به منفورترین سازمان شناخته شده در تاریخ ایران بدل کرد. بیاد دارم که وقتی برای اولین بار با مرحوم پدرم در ایران دیدار او گفت: “به هیچ کار سازمان مجاهدین خلق و درست یا غلط بودن آن و اینکه چه ی با زن چه ی ازدواج کرده و غیره کاری ندارم، اما همکاری با دشمن م به خاک میهن در هر منطقی در هر کجای دنیا خیانت آشکار به ملت محسوب میشود. شما چگونه و با چه منطقی اینرا قبول کردید؟” من تنها پاسخی که داشتم این بود که این از کارکردهای مغزشوئی است که تازه به آن به عنوان خدمت به و ایران افتخار هم میشد.

در این ایام بخش ملی با کمک نیروهای عراقی چندین عملیات مرزی از جمله عملیات آفتاب و عملیات چلچراغ را به انجام رساندند و عده بسیاری از نیروهای ایرانی که برای دفاع از میهن خود به مرزها آمده بودند را کشته یا اسیر د. لازم به ذکر است کمه همکاری با دشمن در حال جنگ در هر کجای دنیا بالاترین حد خیانت محسوب شده و حتی در کشورهائی که مجازات ندارند در این یک مورد استثناء قائل شده اند.

در سال ۱۳۶۷ قطعنامه شورای امنیت ملل متحد و طرح آتش بس بین ایران و عراق از جانب ایران مورد پذیرش قرار گرفت. سازمان همه نیروهای خود را بسیج کرد و به عنوان استفاده از آ ین فرصت باقی مانده، در ۳ مرداد آن سال عملیات فروغ جاویدان را با پشتیبانی نیروهای عراقی آغاز نمود. نیروهای عراقی که آن زمان تا س ل ذهاب را در اختیار داشتند خط را ش تند و با پشتیبانی هوائی و آتش باری توپخانه ای، نیروهای سازمان که عمدتا از آمادگی پائینی برخوردار بودند را به سمت آباد هدایت د. بخش ملی تا میانه دشت حسن آباد و تنگه چهار زبر در ۱۵۰ کیلومتری کرمانشاه پیش رفت و سپس بعد از تحمل تلفات سنگین مجبور به عقب نشینی به داخل خاک عراق شد.

متعاقبا ها در ایران علیه مجاهدین خلق و دیگر نیروهائی که به اقدامات مسلحانه و همکاری با دشمنان خارجی برای براندازی نظام معتقد بودند براه افتاد. های سال ۱۳۶۷ همچون سال ۱۳۶۰ در شرایطی صورت گرفت که کشور تحت هجوم دشمن خارجی م قرار داشت و تمامی توان نظامی و انتظامی و امنیتی کشور درگیر دفاع از میهن بود.

در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ قرارداد آتش بس بین ایران و عراق منعقد شد و به ۸ سال جنگ پایان داده و شکاف جنگ برای فرقه رجوی بسته شد. شرایط سازمان مجاهدین خلق بعد از اعلام آتش بس را میتوان با شرایط این سازمان بعد از سقوط صدام حسین تنها حامی تی رجوی، یا بعد از توافق هسته ای ایران با غرب مقایسه نمود که شکافها بسته شد و سازمان در شرایط فوق العاده خطیر و عملا در بن بست قرار گرفت.

ش ت در عملیات فروغ جاویدان موجب سرخوردگی و ریزش شدید نیروها که به امید فتح تهران وارد عملیات شده بودند گردید. رجوی حتی با برگزاری نشست های ایدئولوژیک نظیر “تنگه و توحید” و “ زمان” هم نتوانست این فضا را تغییر دهد و اذهان را از بن بستی که سازمان در آن گرفتار شده بود منحرف نماید و لذا انقلاب طلاق در سال ۱۳۶۸ را براه انداخت که تا سال ۱۳۷۲ تکمیل گردید.

رجوی به جای پاسخگوئی در برابر ش ت در عملیات بی منطق فروغ جاویدان مدعی شد که چون اذهان نیروها درگیر همسر و فرزندان و خانواده بوده است نتوانسته اند در مأموریت خود موفق شوند و لذا مرحله بعدی انقلاب ایدئولوژیک درونی را براه انداخت. بر اساس تئوری انقلاب ایدئولوژیک که البته در فرقه های دیگر هم در چندین مورد سابقه داشته است همه ن می بایست در حریم و عقد عقیدتی یعنی مسعود رجوی تلقی گردند و لذا بر شوهران خود حرام میشوند.

تهاجم غافلگیرانه صدام حسین به کویت در سال ۱۳۶۹ سازمان مجاهدین خلق را در شرایط خطیری قرار داد. مسعود رجوی به اردن منتقل شد و تمامی نیروهای سازمان به منطقه کردی پناه بردند. بر اساس توافقی که گویا از طریق واسطه ها بین مجاهدین خلق و نیروهای ئی صورت گرفت قرار گاه اشرف هدف بمباران های شدید و پی در پی نیروهای ائتلاف واقع نگردید.

پایان جنگ خلیج فارس آغاز ناآرامی ها در عراق و خیزش های مردمی علیه صدام حسین بود. رجوی رسما و علنا در این موضوع دخ کرده و در طرف نیروهای رژیم بعث به سرکوب کردها در شمال و شیعیان در جنوب پرداخت که اسناد و مدارک آن و اظهارات شهود ماجراها موجود است. سازمان البته تلاش داشت این موضوع را به دخ ایران ربط داده و جنگ خود را با پاسداران جلوه دهد.

در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۷۰ سازمان ملل متحد طی بیانیه ای عراق را مسئول و آغازگر جنگ ۸ ساله ایران و عراق و م به خاک ایران معرفی نمود. البته مسعود رجوی همیشه در جهت برآورده امیال صدام حسین از همان ابتدا مدعی بود که ایران آغازگر جنگ بود. همچنین در حالیکه ایران هرگز به تأیید ارگان های بین المللی در طول جنگ از سلاح شیمیائی استفاده ننمود رجوی ادعا کرد که در حلبچه ایران از سلاح شیمیائی استفاده کرده است که حتی خود صدام حسین هم چنین ادعائی نداشت.

در فروردین سال ۱۳۷۱ سازمان مجاهدین خلق در کشورهای غربی تهاجم خشونت آمیز یکپارچه ای را علیه سفارت خانه های در کشورهای مختلف براه انداخت که در استرالیا و مقر ملل متحد و سوئد شامل آتش زدن و ضرب و جرح هم شد. این اقدام به عنوان یک حرکت هماهنگ تروریستی تلقی گردید و توجه مقامات امنیتی غرب را به خود جلب نمود. سازمان تلاش کرد تا آنرا اقدام خودجوش هواداران و خارج از کادر سازمان معرفی نماید.

در مرداد سال ۱۳۷۲ شورای ی سازمان همگی متشکل از ن و در شهریور همان سال ریاست جمهوری اعلام گردید و وی در مهر ماه عازم فرانسه شد. سازمان مجاهدین خلق تلاش داشته و دارد تا خود را یگانه م ع حقوق و های ن جلوه دهد و از تبعیض مثبت به نفع ن صحبت میکند. افشاگری های تعداد زیادی از ن جدا شده در سالهای اخیر نشان داد که اتفاقا ن در داخل سازمان تحت استثمار مضاعف قرار دارند.

در خلال اقامت خود در اروپا سفرهائی به نروژ و انگلستان نیز داشت. سفر سه ساله به اروپا که حاصل آن تنها جذب مرضیه و چند خواننده دیگر بود جای بحث بسیاری دارد. رجوی که بعد از اعلام آتش بس در بن بست و تنگنا قرار گرفته بود تلاش داشت تا راه خود را در غرب باز کند که ناکام ماند و مریم دست خالی به عراق برگشت و اینبار به جای عملیات مرزی، خم زنی در ای ایران در دستور کار قرار گرفت.

در سال ۱۳۷۳ گزارش وزارت خارجه علیه مجاهدین خلق منتشر شد و در سال ۱۳۷۶ این سازمان در لیست سازمان های تروریستی قرار گرفت که خط بطلانی بر تلاش ها و مأموریت در غرب بود. مریم به عراق بازگشت و خط راهگشائی و سپس خط خم زنی در ا براه افتاد که تا سال ۱۳۸۰ بطول انجامید. در سال ۱۳۷۹ سازمان مجاهدین خلق وارد لیست تروریستی انگلستان و در سال ۱۳۸۱ وارد لیست تروریستی اتحادیه اروپا گردید.

مسعود رجوی وارد شدن نام مجاهدین خلق در لیست های سازمان های تروریستی مختلف را و تبلیغی خواند و آنرا حاصل تبانی غرب با معرفی نمود. اگر این حرف درست باشد بنابر این خارج شدن نام سازمان از این لیست ها هم قطعا به دلایلی و تبلیغی و حاصل تضاد غرب با تلقی میگردد.

در ۳۰ اردیبهشت سال ۱۳۸۰ موج دستگیری مجاهدین خلق در آلمان به جرم کلاهبرداری از ت و پول شوئی و سوء استفاده از ک ن صورت گرفت و در مرداد ۱۳۸۱ سازمان مجاهدین خلق به عنوان عمله بحران ساختگی هسته ای علیه ایران را به عنوان یک اقدام ضد ملی، در حالیکه گزینه اول یعنی سلطنت طلبان از انجام آن سرباز زدند، آغاز کرد.

سقوط صدام حسین در سال ۱۳۸۲ تا کنون

عملیات عراق در ۲۹ اسفند سال ۱۳۸۱ آغاز شد. رجوی گفته بود که هرگز به عراق حمله نخواهد کرد و اگر حمله کند فورا به سمت مرزهای ایران حرکت کرده و عملیات سرنگونی فروغ جاویدان ۲ را به انجام خواهد رساند. نیروهای ائتلاف، عراق را کرده و قرارگاه اشرف را محاصره نمودند و مجاهدین خلق را خلع سلاح د. مسعود رجوی ناپدید گردید که هنوز هم در مخفی گاه بسر می برد. موج شدید ریزش نیروها که بیش از یک سوم کل اعضا را شامل میشد بعد از این جریانات صورت پذیرفت. بسیاری که تا آنزمان تحت اجبار و فشار و محاصره نیروهای بعثی مجبور به ماندن در سازمان بودند امکان فرار و رهائی پیدا د.

سازمان مجاهدین خلق اسامی بیش از ۵۰ نفر از اعضای خود را اعلام نمود که ظاهرا بخاطر بمباران قرارگاهها توسط نیروهای ئی و انگلیسی کشته شدند. بعدها از طریق انی که امکان فرار از پادگان اشرف را بدست آوردند کاشف به عمل آمد که تنها حدود ۵ نفر از آنان در خلال بمباران ها کشته شده اند. حتی مشخص شد که برخی از آنان ناراضیانی بودند که توسط خود سازمان به قتل رسیدند.

در ۲۷ داد سال ۱۳۸۲ و حدود ۱۲۰ نفر دیگر از اعضای مجاهدین خلق در قرارگاه مریم در اوورسورواز در حومه پاریس دستگیر شدند. متعاقبا تعدادی از اعضا در ای مختلف اروپائی اقدام به خودسوزی د و این در حالی بود که خود در مدت بازداشت حتی دست به اعتراض به شکل مثلا اعتصاب غذا هم نزد و به خاطر خوشامد قوه قضائیه فرانسه و قوانین سکولار و ممنوعیت تبلیغات مذهبی، بدون روسری در دادگاه حاضر شد.

یک مقام پلیس فرانسه در این رابطه گفته بود که انی که با یک فرمان خود را به آتش میکشند این پتانسیل را دارند که هر دیگری را هم به آتش بکشند. مسئولین امنیتی اروپائی این اقدام را یک حرکت تروریستی سازمانیافته ارزی کرده و نسبت به تهدیدات امنیتی حضور این سازمان در اروپا هشدار دادند. بعد از سفارت ها در سال ۱۳۷۱، این دومین حرکت تروریستی هماهنگ در اروپا به شمار میرفت که خسارات بسیاری برای سازمان به دنبال داشت.

در تاریخ ۴ دی ۱۳۸۲، شورای عالی امنیت ملی ایران مصوبه ای به تصویب رساند که بر اساس آن انی که شاکی خصوصی نداشته باشند و از سازمان جدا شده و جنگ مسلحانه با نظام را رد کنند می توانند بدون پیگرد قانونی به ایران بازگردند. صدها تن از جداشدگان به این ترتیب و تحت تمهیدات صلیب سرخ جهانی از عراق به سلامت به نزد خانواده های خود در ایران بازگشتند و هم اکنون مشغول زندگی عادی خود می باشند.

به دنبال سرگونی حکومت صدام حسین، مدارک سازمان اطلاعاتی وی بیرون داده شد که شامل ۱۲۰ ساعت نوارهای دیدارهای مقامات امنیتی عراقی با مسعود رجوی و سران مجاهدین خلق می باشد. سرویس امنیتی رژیم بعث از این دیدارها که به یک دوره بیش از ۲۰ ساله، یعنی قبل از آغاز جنگ ایران و عراق تا قبل از سقوط صدام حسین، مربوط میشود به صورت مخفیانه برداری کرده بود. این نوارها از بسیاری از روابط پنهانی مجاهدین خلق با سرویس امنیتی صدام حسین برداشت. تبادل اطلاعات در قبال دریافت پول و گرفتن سفارش ترور و ماس مسعود رجوی برای دیدار با صدام حسین و برادر خونی خواندن او در این نوارها کاملا مشهود است. سازمان مجاهدین خلق هیچ موضعی در قبال افشای این نوارها نگرفت.

در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۴ دیدبان در گزارشی با عنوان “ وج ممنوع” به تشریح وضعیت اسفبار و حقوق اساسی اعضای فرقه رجوی پرداخت که با واکنش شدید این فرقه روبرو شد. نقض اولیه ترین حقوق انسانی در داخل مناسبات تشکیلاتی سازمان، خصوصا ستمی که بر ن رفته است، در سالهای اخیر و به واسطه افشاگری های جداشدگان، توجه بسیاری از ناظران را به خود معطوف نموده است.

در ۹ دی ۱۳۸۸ صدام حسین که مسبب تهاجم به ایران و تحمیل ۸ سال جنگ و کشتار و ویرانی بود عاقبت در خاک عراق و توسط دستگاه قضائی این کشور گردید. سکوت سازمان مجاهدین خلق در این رابطه جای تعمق دارد چرا که او تنها حامی تی مجاهدین خلق در کل تاریخچه این سازمان به حساب می آید و رجوی گفته بود که پیوند او با صدام خونی و عقیدتی است.

در ۲ اردیبهشت ۱۳۹۰، علیرغم تمامی تلاش هائی که فرقه رجوی برای نزدیک شدن به به عمل آورد، گزارش وزارت خارجه باز بر تروریست بودن این سازمان تأکید کرد و این بار آنرا یک فرقه کیش شخصیتی معرفی نمود. البته بعدا بر اساس توافقی که به منظور وج از پادگان اشرف در زمان هیلاری کلینتون خارجه وقت صورت گرفت، نام سازمان مجاهدین خلق از لیست گروه های تروریستی وزارت خارجه خارج گردید.

سازمان مجاهدین خلق پس از انتقال به اردوگاه لیبرتی در عراق و از دست دادن پادگان اشرف که هم ظرف ایدئولوژی و هم ظرف استراتژی اش بود اکنون در حال انتقال به کشور آلبانی است و دیگر آینده ای در عراق ندارد. هم اکنون هیچ چشم انداز روشنی برای این سازمان متصور نیست و عملا سازمان مجاهدین خلق به ی مسعود رجوی که بیش از ۱۲ سال است در غیبت به سر میبرد در بن بست کامل و سراشیبی سقوط قرار دارد.

۵۰ سال تاریخچه سازمان به خوبی عاقبت کار یک غیر اصولی و فرصت طلب را نشان میدهد. یک مقام بازنشسته آژانس اطلاعات مرکزی به گفته بود که در تمامی دوران خدمت خود سازمانی به ملونی مجاهدین خلق ندیده است. مستند فرقه بوقلمون صفت که از شبکه جهانی الجزیره در باره مجاهدین خلق پخش شد گویای ماهیت واقعی یک فرقه م ب کنترل ذهن است که اعضای آن مقدم ترین قربانیانش می باشند. فرقه ها از نظر حتی غربی ها غیر قابل اعتماد، غیر قابل پیش بینی و لذا غیر قابل استفاده تلقی میشوند و به همین دلیل تلاش های مکرر فرقه رجوی برای به غرب سودی ندارد. سرویس های اطلاعاتی غربی همچنین از میزان منفور بودن فرقه رجوی در میان مردم ایران آگاه بوده و آنرا به کرات اعلام نموده اند.

نوشتن این سطور برای من که ۲۳ سال از بهترین سالهای زندگی ام را به صورت شبانه روزی و با اعتماد مطلق و فدا همه چیز وقف این سازمان از هر کار دیگری دردآورتر است، اما مایلم به عنوان تجربه و عبرت آیندگان این موارد را ثبت نمایم تا انی مانند من و خصوصا جوانان کم اطلاع و کم تجربه امروز به سادگی فریب وعده ها و حرفهای زیبای شیادان را نخورند و با دقت و تحقیق و تعمق کافی پا به هر عرصه ای بگذارند.

برچسب ها : مختصری از تاریخچه سازمان مجاهدین خلق - سازمان ,مجاهدین ,رجوی ,عراق ,مسعود ,انقلاب ,سازمان مجاهدین ,مسعود رجوی ,صدام حسین , ,فرقه رجوی ,انقلاب ایدئولوژیک درونی ,وزارت خارجه ,“زدن سرانگ
مختصری از تاریخچه سازمان مجاهدین خلق سازمان ,مجاهدین ,رجوی ,عراق ,مسعود ,انقلاب ,سازمان مجاهدین ,مسعود رجوی ,صدام حسین , ,فرقه رجوی ,انقلاب ایدئولوژیک درونی ,وزارت خارجه ,“زدن سرانگ
مزاحمین خلق با سابقه ترور 1192 کارگر و دفاع از حقوق و کارگران نی شکر هفت تپه !؟!


راستی مزاحمین خلق با سابقه ترور 1192 کارگر آیا جریان مناسبی برای دفاع از حقوق و کارگران نی شکر هفت تپه میتونه باشه؟
علی اصغر نیکدل متاهل خیاط دهه شصت به دست مجاهدین و حالا امروز مجاهدین مدعی دفاع از کارگران دست گیر شده نی شکر هفت تپه شه اند

برچسب ها : مزاحمین خلق با سابقه ترور 1192 کارگر و دفاع از حقوق و کارگران نی شکر هفت تپه !؟! - کارگران ,دفاع , کارگران ,1192 کارگر ,ترور 1192 ,سابقه ترور
مزاحمین خلق با سابقه ترور 1192 کارگر و دفاع از حقوق و کارگران نی شکر هفت تپه !؟! کارگران ,دفاع , کارگران ,1192 کارگر ,ترور 1192 ,سابقه ترور
جان بولتون و دریافت حقوق از منافقین
رو مه گاردین: بر اساس اسناد مالی موجود، جانبولتون برای شرکت در جلسه ی منافقین در سال ۲۰۱۷ در پاریس ۴۰ هزار دلار و برای شرکت در چند جلسه ی آنها تاکنون بیش از ۱۸۰ هزار دلار از منافقین پول دریافت کرده است.
هرساله در نشست منافقین ده ها سیاستمدار یی و انگلیسی شرکت میکنند.دیوید آمس،جان بولتون و رودی جولیانی از جمله این افراد هستند که با حضور در این نشست ها برای ی در ایران نقشه کشیده اند.
چرا رجوی از نظر دشمنان ایران بهترین گزینه برای براندازی است؟
برچسب ها : جان بولتون و دریافت حقوق از منافقین - منافقین ,شرکت ,هزار دلار ,برای شرکت
جان بولتون و دریافت حقوق از منافقین منافقین ,شرکت ,هزار دلار ,برای شرکت
برنامه گرو منافقین و عناصر آشوبگر ضد انقلاب برای ایجاد اغت به مناسبت بزرگداشت یکی از پادشاهان ایران باستان

برنامه گرو منافقین و عناصر آشوبگر ضد انقلاب برای ایجاد اغت به مناسبت بزرگداشت یکی از پادشاهان ایران باستان
به راه انداختن اعتراضی علیه مفاسد و مشکلات اقتصادی در کشور و سپس به انحراف کشاندن آن با طرح شعارهایی علیه نظام و مقدسات ی یکی از برنامه های اصلی این گروه هاست. دیگر اه این گروه ها: تشویق هواداران برای حضور در این بزرگداشت، درگیری با نیروهای انتظامی و گرفتن و ع جهت انتشار در رسانه های منافقین و همچنین کُشته سازی از این درگیری ها، از دیگر محورهای برنامه ریزی شده گروه های ضد انقلاب در این روز خواهد بود.

برچسب ها : برنامه گرو منافقین و عناصر آشوبگر ضد انقلاب برای ایجاد اغت به مناسبت بزرگداشت یکی از پادشاهان ایران باستان - برنامه ,گروه ,منافقین ,انقلاب ,مناسبت بزرگداشت ,پادشاهان ایران ,ایران باستان ,ایجاد اغت ,برای ایجاد ,پادشاهان ایران باستان ,برای ایجاد اغت ,برن
برنامه گرو منافقین و عناصر آشوبگر ضد انقلاب برای ایجاد اغت به مناسبت بزرگداشت یکی از پادشاهان ایران باستان برنامه ,گروه ,منافقین ,انقلاب ,مناسبت بزرگداشت ,پادشاهان ایران ,ایران باستان ,ایجاد اغت ,برای ایجاد ,پادشاهان ایران باستان ,برای ایجاد اغت ,برن
شهید هادی امت رضا

شغل: سرباز

تاریخ تولد: سال 1338

محل تولد: مشهد

تاریخ شهادت: 11مهر1358

محل شهادت: اهواز

شهید هادی امت رضا در اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۸ در خانواده ای مذهبی در مشهد به دنیا آمد و پس از طی تحصیلات ابت در دادماه ۱۳۵۷ موفق به اخذ مدرک دیپلم شد .

پایان دوران متوسطه تحصیل او، مصادف شده بود با آغاز نهضت ی ایران و او فعالانه در تظاهرات ضدرژیم پهلوی شرکت می کرد و تا پیروزی انقلاب ی ایران به فعالیت های مذهبی ادامه داد .

پس از پیروزی انقلاب برای دیدار با (ره) با گروهی از هم فکران خود به تهران رفت. او همیشه از این دیدار و خاطرات آن به وجد می آمد .

هادی امت رضا در سال ۱۳۵۸ برای انجام خدمت مقدس سربازی عازم لشگر ۹۲ زرهی اهواز شد. زمان سربازی او با درگیری های داخلی با منافقین و اب کاری های بعثی ها مصادف شده بود. سرانجام وی در 11مهر1358، هنگام جابجایی سربازان لشگر ۹۲ زرهی اهواز به مشهر بر اثر انفجار بمبی که در یکی از واگن های قطار جاسازی شده بود، همراه شش نفر دیگر از سربازان به شهادت رسید.

این انفجارهای زنجیره ای که هم زمان در لوله های نفت نیز انجام شد، توسط گرو تروریستی منافقین صورت گرفت.

پیکر شهید توسط لشگر ۹۲ زرهی اهواز به مشهد منتقل شد و در قطعه ی انقلاب ی بهشت رضا به خاک س شد.

برچسب ها : شهید هادی امت رضا - اهواز ,انقلاب ,لشگر , ی ,زرهی ,هادی ,زرهی اهواز ,هادی امت رضا ,انقلاب ی , ی ایران ,شهید هادی
شهید هادی امت رضا اهواز ,انقلاب ,لشگر , ی ,زرهی ,هادی ,زرهی اهواز ,هادی امت رضا ,انقلاب ی , ی ایران ,شهید هادی
ت آلبانی نقض در خاک خود را نادیده می گیرد

گزارشی که به تازگی توسط گاردین منتشر شده، از نقض سیستماتیک در کمپ منافقین در آلبانی برداشته است. همانطور که رسانه های آلبانیایی در طول چند سال گذشته گزارش داده اند، با تشدید علاقه ت ایالات متحده برای سرنگونی نظام ایران، چندین مقام عالیرتبه یی به آلبانی سفر کرده اند تا با ان مجاهدین در آلبانی دیدار کنند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ه لیان(خانواده ی ترور کشور) گزارش گاردین افشا می کند که شمار زیادی از اعضاء مجاهدین در تیرانا در حال جداشدن از گروه هستند و تعداد زیادی از آن ها که به پایان راه خود در سازمان رسیده اند، به دنبال اقامت در کشورهای اروپایی و هستند. این جداشده ها در مصاحبه هایی موارد مکرر نقض در داخل کمپ مجاهدین در آلبانی را گزارش کرده اند:

انتقال از عراق به کشور نسبتاً ایمن آلبانی باعث شدت گرفتن موج ج اعضا شده است. آن ها که می توانسته اند، کشور را به مقصد اروپا و ترک کرده اند، اما حدود 120 نفر از اعضایی که به تازگی از سازمان فرار کرده اند، در تیرانا مانده اند؛ در حالی که نه مجوز کار به آن ها می دهند، نه اجازه مهاجرت. با حدود ده دوازده نفر از جداشدگان که صحبت ، به اتفاق از بدرفتاری سیستماتیک فرماندهان با اعضا برای ت صدای مخالف و جلوگیری از ج اعضا، سخن گفته اند. این بدرفتاری ها شامل شکنجه، حبس انفرادی، مصادره دارایی ها و جداسازی اعضای خانواده از هم برای کنترل بیشتر آن ها می شود.

شهادت خیل اخیر از جداشدگان در ادامه گزارشاتی است که پیش تر گروه هایی مانند دیدبان از نقض اعضا در داخل کمپ مجاهدین در عراق منتشر کرده بودند و در آن اعضای سابق به «ضرب و شتم، بدرفتاری کلامی و روانی، اعتراف گیری اجباری، تهدید به و شکنجه که در دو مورد منجر به مرگ شد» خود توسط فرماندهان گواهی داده بودند.

به نظر می رسد کمپ سازمان مجاهدین خلق «خارج از حوزه قضایی پلیس آلبانی» قرار گرفته است:

یلی زیلا، که از سال 2008 تا 2012 در مقام مسئول اطلاعات نظامی آلبانی فعالیت کرده است، سازمان مجاهدین خلق را به نقض قوانین آلبانی متهم کرده است. او به من گفت: «اعضای این سازمان در آلبانی مانند گروگان زندگی می کنند.» به گفته وی، کمپ آن ها خارج از حوزه قدرت پلیس آلبانی است و در داخل آن «خشونت روانی کم نظیر و تهدید به قتل» اتفاق می افتد.

با این حال، ت آلبانی چشم خود را بر نقض درداخل حاکمیت خود بسته است؛ به این امید که میزبانی از سازمان مجاهدین خلق باعث شود آن ها از ت ایالات متحده امتیاز بگیرند:

اولسی یازجی، تاریخ دورس آلبانی که منتقد تصمیم ت این کشور در پذیرش تروریست های مجاهدین خلق است، می گوید که سیاست مداران آلبانی امیدوارند این توافقنامه منجر به این شود که ت ایالات متحده چشم خود را بر فساد خود آن ها ببندد. او در این باره می گوید: «سازمان مجاهدین خلق برگ برنده ای است که به آن ها دربرابر ایالات متحده امتیاز می دهد... آن ها فکر می کنند که با پذیرش مجاهدین خلق، یی ها آن ها را به حال خودشان می گذارند.»

رعایت کامل یکی از پنج شرط کلیدی برای مذاکرات الحاق به اتحادیه اروپا می باشد. به نظر می رسد ت آلبانی، بار دیگر، در انجام تعهداتش در این امر قصور ورزیده است.

برچسب ها : ت آلبانی نقض در خاک خود را نادیده می گیرد - آلبانی ,مجاهدین ,حقوق , ت ,سازمان ,آن ها ,ایالات متحده , ت ایالات ,سازمان مجاهدین ,متحده امتیاز , ت آلبانی , ت ایالات متحده ,ایالات متحده امتیاز
ت آلبانی نقض در خاک خود را نادیده می گیرد آلبانی ,مجاهدین ,حقوق , ت ,سازمان ,آن ها ,ایالات متحده , ت ایالات ,سازمان مجاهدین ,متحده امتیاز , ت آلبانی , ت ایالات متحده ,ایالات متحده امتیاز
«22بهمن1397»؛ تشدید روند فروپاشی گرو ضدمردمی

22 بهمن امسال، انقلاب ی پایان چهل سالگی خود را جشن خواهد گرفت. نزدیک به همین تعداد سال است که مسعود رجوی سرکرده سازمان مجاهدین خلق (منافقین) نیز از نزدیک شدن سرنگونی جمهوری ی ایران سخن می گوید، وعده می دهد، اب می شود و در آستانه یک جشن دیگر پیروزی انقلاب، بار دیگر وعده خود را تکرار می کند و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند، بدون آنکه کوچک ترین رخدادی روی دهد.

امسال اما وضعیت متفاوت است، نه برای ایران، بلکه برای منافقین. این گروه که هنوز معلوم نیست چرا هیچ تصویر و خبری از او منتشر نمی شود و حتی بیانیه ها و اطلاعیه هایش، نباید با صدایش منتشر شود و افراد دیگری آن را می خوانند اخیرا وعده داده است که نظام تا پیش از 22 بهمن سال جاری سرنگون خواهد شد و اگر چنین اتفاقی نیفتاد هر که می خواهد می تواند از این گروه جدا شود!

این اظهار نظر بی مایه سرکرده منافقین پس از آن بیان شد که جان بولتون مشاور امنیت ملی فعلی ، سال گذشته که هنوز پست رسمی نداشت برای خوش داشت منافقین و از بابت هزینه ای که در مقابل سخنرانی خود در ویلپنت پاریس از رجوی دریافت کرده بود گفته بود که جمهوری ی نباید به چهل سالگی اش برسد.

رجوی نیز پس از آن با ذوق تمام و شتاب زده، 22 بهمن امسال را سال سرنگونی دانست و در وعده ای چالشی گفت که هر می خواهد از گروه جدا شود صبر کند تا اگر این وعده محقق نشود آن هنگام از گروه خارج شود. به نظر می رسد این وعده اکنون تبدیل به چالشی برای مسعود و شده است ؛ به خصوص آنکه حجم ریزش نیروها در این گروه از زمانی که وارد آلبانی شدند به شدت در حال افزایش است و طبق آمارهای کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، حدود 120 نفر از اعضای این گروه در حال حاضر در کمپ های پناهندگی این کمیساریا در این کشور هستند. بسیاری دیگر نیز پیش از این موفق به فرار به سایر کشورهای اروپایی شده بودند.

از همین رو و برای کم شدن از فشارها و همچنین س وش گذاشتن بر وعده احساسی و شتاب زده و بدون منطق رجوی، اکنون عبارت «زمان سرنگونی» را به «ورود به دوران سرنگونی» تغییر داده اند تا به گمان خود مانع از بی آبرویی مجدد سرکردگان فرقه شوند.

در هر صورت، برای اعضای مترصد فرصت این گروه در حال کوچک تر شدن، بازی سرکردگان با کلمات بی تأثیر است و ورود انقلاب ی به چهل و یکمین سالگرد پیروزی و محقق نشدن وعده رجوی برای سرنگونی، به معنای آغاز موج جدید انتقادات و ن یتی درون گروهی و وج بی رویه و بی سابقه از این گروه خواهد بود. تردیدی نیست که از نیمه های زمستان امسال می توان شاهد تحولات جدی در بدنه گرو منافقین باشیم؛ تحولاتی که می شود آن را به مثابه تسریع در روند فروپاشی سریع گرو تروریستی منافقین و همچنین پرریزش ترین دوران در حیات این گروه بدانیم.

برچسب ها : «22بهمن1397»؛ تشدید روند فروپاشی گرو ضدمردمی - گروه ,وعده ,منافقین ,رجوی , ی ,گرو ,روند فروپاشی , ,انقلاب ی
«22بهمن1397»؛ تشدید روند فروپاشی گرو ضدمردمی گروه ,وعده ,منافقین ,رجوی , ی ,گرو ,روند فروپاشی , ,انقلاب ی
نگهداری دشمنان ایران در آلبانی چه مقدار هزینه بر می دارد؟

صفحه ای آلبانی زبان وبسایت فارس امروز درباره ی اسکان مجاهدین خلق در تیرانای آلبانی گزارشی توسط گاهنامه ی آلبانیایی پارنا منتشر کرد. تیتر گزارش مذکور این است: حاصل آمدن مجاهدین، آلبانی در آستانه ی جنگ.



پارنا از ت آلبانی به خاطر پذیرش سازمان مجاهدین در سرزمین آلبانی همانند استقرار صهیونیستها در قرن اخیر در سرزمین فلسطین انتقاد کرد. بر اساس گفته ی پارنا سه هزار نفر از اعضای گرو تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی اسکان داده شده اند.
متن زیر از همان گزارش است اج شده و توسط فارس امروز به زبان فارسی ترجمه شده است:
به طور قطع مساله ی اصلی، سازمان مجاهدین به عنوان گروهی از مردم با نژاد، دین یا اصول اخلاقی متفاوت نیست. بلکه مساله این است که سازمان مجاهدین خلق، دشمن حکومت است. آنها فقط دشمنان ایدیولوژیک ایران نیستند بلکه مبارزانی هستند که رسما از سوی حکومت ایران به عنوان دشمن معرفی می شوند.
پذیرش سازمان مجاهدین در آلبانی موقعیت جنگ بین ایران و اروپا را ایجاد کرده است. گرو مجاهدین با محافظت ت آلبانی به زودی تبلیغات و فعالیتهای خود را در داخل آلبانی آغاز خواهد کرد.
آیا آلبانی به چنین مخاطره ای احتیاج دارد؟
قطعا هرچیزی هزینه ی خودش را دارد. برای انجام این قرارداد، امور خارجه ی ، جان کری به آلبانی آمد. اما باید پرسید که آلبانی چه مقدار برای اسکان دشمنان ایران در قلب این کشور هزینه خواهد کرد؟
چنین قراردادی فقط باید از جهت اینکه برای علایق ملی آلبانیاییها انجام می شود یا نه، مورد سنجش و ارزی قرار گیرد. مانند مساله ی وحدت کوزوو ـ آلبانی.
به هر صورت، در طی ماه گذشته، هیچ تغییراتی در ای آلبانی دیده نشده است، جز اینکه فروشگاه های تلفن همراه توسط شمار زیادی از اعضای مجاهدین که به دنبال جدیدترین گوشی های تلفن همراه و تبلت هستند، قرق شده است.
افکار عمومی آلبانی، قادر به درک این مطلب نیست که آوردن جنگ به خانه چه معنایی دارد؟ این رؤیای هر مسئول آلبانی است که «فقط روابط خوب با ایالات متحده، هیچ چیز دیگری مهم نیست.»
در زمانی که برای تحریک روابط با ایران تلاش می کند و اتحادیه اروپا اقدامات جدی برای بهبود روابط با ایران انجام می دهد، ما که قرارگاه و محل اسکان سازمان مجاهدین هستیم چه کرده ایم و چه به دست خواهیم آورد؟
سازمان مجاهدین به جنگ خود که دهه ها پیش آغاز شده، ادامه خواهد داد. در سرزمین موعود، در فلسطینی که حالا در قلب بالکان پیدا شده است.
حال، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ رسانه ها چه خواهند کرد؟ آیا رسانه ها به خاطر کمبود اطلاعات در این زمینه زحمت زیادی متحمل خواهند شد؟ خیر، این مساله غیر ممکن است. با یک جستجوی ساده در گوگل می توان همه چیز را درباره ی سازمان مجاهدین خلق و اعمال ننگینش پیدا کرد. هر چند که به نظر می رسد رسانه ها خودشان را به قیمت بسیار کمی فروخته باشند.

منبع: لینک

برچسب ها : نگهداری دشمنان ایران در آلبانی چه مقدار هزینه بر می دارد؟ - آلبانی ,مجاهدین ,سازمان ,مساله ,اسکان ,انجام ,سازمان مجاهدین ,دشمنان ایران ,تلفن همراه ,پذیرش سازمان , ت آلبانی ,پذیرش سازمان مجاهدین
نگهداری دشمنان ایران در آلبانی چه مقدار هزینه بر می دارد؟ آلبانی ,مجاهدین ,سازمان ,مساله ,اسکان ,انجام ,سازمان مجاهدین ,دشمنان ایران ,تلفن همراه ,پذیرش سازمان , ت آلبانی ,پذیرش سازمان مجاهدین
فرقه رجوی امروز بیش از گذشته از تاثیر گذاری خانواده ها می ترسد

خانواده جایگاه رفیعی در نگاه شمندان جهان داشته است که آن را از جنبه های گوناگون مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند. تمامی تاریخ نگاران و سیره نویسان بر این باورند که خانواده، کهن ترین گروهی است که به اقتضای نیاز طبیعی، عاطفی و اجتماعی بشر شکل گرفته و سابقه ای به درازای سابقه زیست بشر بر روی زمین دارد .

جامعه شناسان از دیرباز به تجزیه و تحلیل خانواده پرداخته و آن را به عنوان یک نهاد اجتماعی همواره مطمح نظر داشته اند. خانواده از منظر جامعه شناسی، اساسی ترین نهاد اجتماعی است که در شکل گیری ساختار کلان جامعه و افزایش بهره وری آن نقش به سزا دارد.
با توجه به مقدمه مختصر فوق، جا دارد به بیان تعریفی از خانواده در مناسبات فرقه و از زبان خود سران فرقه بپردازیم و آن جمله معروف که دائما به خورد اعضاء خود می داد که «خانواده کانون فساد است» و اعضاء خود را مجبور می کرد در مقابل خانواده ها در اشرف شعار دهند که:
«ننگ ما، ننگ ما خانواده الدنگ ما» فرقه از چند خانواده که جز دیدار فرزندانشان چیزی نمی خواستند، آنچنان می ترسید که وقتی خانواده ها مقابل اشرف و لیبرتی برای دیدار با عزیزانشان می د، نمی توانست اعضای سازمانش را که بیش از۳۰ سال در درون فرقه آموزش ایدئولوژیک دیده اند، چند ساعت یا حتی چند دقیقه به دیدار آنها بفرستد.

فرقه، امروز و بیش از گذشته از تاثیرگذاری خانواده ها بر روی اعضای آموزش دیده اش می ترسد چون به خوبی از کارکرد نقش خانواده ها مطلع و آگاه است و به همین منظور طلاق اجباری را راه انداخت و آن را انقلاب ایدئولوژیک نام نهاد. اما واقعا نمی دانست و به این موضوع پی نبرده بود که همین خانواده با دست خالی بنیان سازمانش را بر باد خواهد داد.
ریزش و جدا شدن اعضا در آلبانی که همچنان نیز ادامه دارد از تاثیرات حضور خانواده ها در عراق بود و بایستی این موضوع را مد نظر داشت که گرچه از نظر موقعیت جغرافیایی، اسیران فرسنگ ها از خانواده ها دور شده اند اما از طرفی این را هم بایستی در نظر داشت که همین خانواده ها موجبات فروپاشی سازمان را از درون فراهم آورده اند.

برچسب ها : فرقه رجوی امروز بیش از گذشته از تاثیر گذاری خانواده ها می ترسد - خانواده ,فرقه ,همین ,جامعه ,اجتماعی ,نهاد ,همین خانواده ,نهاد اجتماعی
فرقه رجوی امروز بیش از گذشته از تاثیر گذاری خانواده ها می ترسد خانواده ,فرقه ,همین ,جامعه ,اجتماعی ,نهاد ,همین خانواده ,نهاد اجتماعی
خیانت پیشگان- گزارشی درباره یک کتاب
«خیانت پیشگان» عنوان کت است که به مرور عملکرد گرو تروریستی منافقین در هشت سال دفاع مقدس می پردازد. «خیانت پیشگان» در 3 مهر1397 در نشستی در خبرگزاری «تسنیم» با حضور محمدرضا سرابندی نویسنده کتاب و سیدمحمدجواد هاشمی نژاد دبیرکل بنیاد ه لیان رونمایی شد.
مطالب و محتوای اصلی این کتاب، مشروح مذاکرات عناصر ی منافقین با استخبارات عراق است که پس از سقوط رژیم بعث صدام منتشر شد. این اسناد دلیل محکمی بر حضور خائنانه این گرو در عراق علیه نیروهای ایرانی در هشت سال دفاع مقدس است. این اسناد در کنار دیگر مدارک به جامانده از این گرو تروریستی، شرح مفصلی از یک مدل منحصربه فرد خیانت و جنایت در حق بشریت است. این کتاب به دنبال تحلیل چرایی حضور منافقین در عراق و برشمردن منافعی است که رژیم صدام حسین از این نوکران خودفروخته داشته است. هر چند منافقین نیز به پاس خدمات ارزنده خود به عراق در طول جنگ، پاداش های گزافی دریافت د اما نگاه تاریخ به آنان همیشه این است که خود را به بیگانگان ارزان فروختند.
یکی از مواردی که هیچ گاه از حافظه مردم ایران پاک نخواهد شد، همراهی منافقین با رژیم بعثی عراق در طول هشت سال جنگ تحمیلی است که طی آن منافقین دوشادوش دشمنان کشورمان با هم وطنان خود جنگیدند و روی فرزندان ایران زمین آتش گشودند. به لطف و عنایت حق، کتاب «خیانت پیشگان» حاصل تلاش فرزندان این آب و خاک است. این مجموع مستند، سرنوشت نکبت بار خیانت به آب و خاک و ایمان و عقیده را به تصویر کشیده است.
سوژه این کتاب حکایت افرادی است ایرانی که از اوایل جنگ تحمیلی با رفتن به عراق همراه ماشین جنگی صدام حسین در مقابل ایران جنگیدند. سازمان اطلاعات و امنیت عراق بیش از 20 سال با اه مشخص اقدام به تصویربرداری و ضبط کاملا مخفیانه از جلسات و روابط خود با سازمان مجاهدین خلق کرده است. قدیمی ترین اسناد و ها به سال 1359 و جدیدترین آنها به سال 1381، چهار ماه قبل از سقوط صدام برمی گردد. این مجموعه مستند با استفاده از صدها ساعت به دست آمده از روابط پنهان سازمان مجاهدین خلق ایران و رژیم سرنگون شده بعث عراق تهیه شده است. در برگردان این گفت وگوها و مذاکرات در قالب کتاب، به لحاظ ویژگی منابع نوشتاری تغییراتی در شکل و البته نه در محتوای این مذاکرات داده شده است. همچنین به منظور ارائه بهتر مطالب و آشنایی بیشتر خوانندگان با موضوع، از دیگر منابع نیز کمک گرفته شده است.
این مجموعه به مبحث خیانت و جاسوسی سازمان منافقین به نفع رژیم بعث عراق و شخص صدام حسین در سال های پرتلاطم دفاع مقدس می پردازد. درست در شرایطی که رزمندگان با دست خالی، جان خویش را در راه دفاع از این مرز و بوم و آرمان های والای نظام ی فدا می د، تعدادی مزدور و بازی خورده استکبار به بهانه نرسیدن به مطامع دنیوی خود، در مقابل نظام ایران ایستادند و به همراهی با دشمن بعثی پرداختند.
کتاب «خیانت پیشگان» در 20 سرفصل ضمن پرداختن مختصر به تاریخچه گرو منافقین، به تقابل آنان با انقلاب ی پرداخته و زمینه های ارتباط منافقین با رژیم بعث عراق را در پیش از آغاز جنگ تحمیلی بیان می کند. این کتاب در فصول بعدی با بیان روند حیات سازمان در فرانسه و عراق به نقاط عطف این گرو در طول هشت سال دفاع مقدس در عراق اشاره کرده و به تفصیل در ارتباط با نحوه انجام فعالیت های جاسوسی منافقین و اشکال مختلف آن بحث می کند. شکل حیات و اقتصادی منافقین در عراق و پایگاه های آنان و همچنین روابط درون سازمانی این گرو از بخش های جالب این اثر است که مطالعه آن به همه خوانندگان و محققان تاریخ معاصر پیشنهاد می شود. نحوه تقابل منافقین با اسرای جنگی ایرانی در عراق و همچنین چگونگی وقوع عملیات مرصاد از دیگر مطالب مطرح شده در این کتاب است.
در این اثر سعی شده تمامی موارد مستند به اسناد و مدارک معتبر بوده و بیشتر به مطالب و خاطرات منتشرشده از سوی عناصر جداشده از این گرو اشاره شود. روش کتابخانه ای در جمع آوری اطلاعات و همچنین استفاده از آرشیوهای اسناد مختلف که امکان استفاده و بهره برداری از آن وجود داشت، در کنار مصاحبه و مراجعه به تاریخ شفاهی، اثری درخور توجه در این حوزه را باعث شده است. هرچند بنا به ماهیت تروریستی این گرو و رعایت مسائل امنیتی کار تحقیق و پژوهش درخصوص اقدامات این سازمان مخوف به سختی امکان پذیر بود، اما با استعانت از حرمت خون پاک ی ترور و تلاش وافر در این زمینه، این مهم به انجام رسید و مطالبی درخور شأن پژوهشگران و خوانندگان علاقه مند پدید آمد. بنابر همین دلایل شاید بتوان گفت تمامی آثاری که تاکنون در این حوزه به رشته تحریر درآمده اند خالی از نقص و اشتباه نباشند، و همین مهم نیز بنیاد ه لیان و نگارنده را بر این داشت تا با تحقیق و بررسی بیشتر، ضمن برطرف نقایص گذشته، کت جامع در این حوزه پدید آورند. اما با توجه به گستردگی این موضوع و همچنین رعایت برخی مسائل خاص در ارتباط با این اثر، نگارنده اذعان می دارد که شاید این کتاب نیز کامل و عاری از نقص نباشد؛ اما با عنایت به تجربه های پیشین و دغدغه بنیاد ه لیان مبنی بر ارائه یک اثر مستند و علمی، این مجموعه به رشته تحریر درآمد.
بنیاد ه لیان (خانواده ی ترور کشور) امیدوار است با انتشار این اثر ضمن ادای دین به تمامی ی ترور کشور به ویژه آنان که توسط گرو منافقین یا به واسطه خیانت های آنان در جنگ تحمیلی به شهادت رسیدند، گامی دیگر در راستای افشای ماهیت پلید و جنایتکار این گرو تروریستی برداشته باشد. در پایان، وجدان بیدار جامعه بشری و آزادگان جهان خاصه هموطنان عزیز را جهت داوری به خواندن این کتاب دعوت می کنیم.

ه لیان
برچسب ها : خیانت پیشگان- گزارشی درباره یک کتاب - عراق ,منافقین ,کتاب ,گرو ,سازمان ,رژیم ,بنیاد ه لیان ,دفاع مقدس , ی ترور ,صدام حسین ,رشته تحریر
خیانت پیشگان- گزارشی درباره یک کتاب عراق ,منافقین ,کتاب ,گرو ,سازمان ,رژیم ,بنیاد ه لیان ,دفاع مقدس , ی ترور ,صدام حسین ,رشته تحریر
پشت پردۀ پیام صوتی رجوی و ماجرای بهمن 97

سازمان تروریستی فرقه نمای رجوی هر چند سال یکبار جهت حفظ و کنترل اسیران خود در تشکیلات خزعبلاتی را با مضمون سرفصل عنوان میکند و با وعده های پوشالی اقدام به اخذ تعهد به ماندن نیروها در تشکیلات و وج ممنوع می نماید. آ ین پیام صوتی ملعون رجوی که در قبر مجازی به سر میبرد سال قبل با عنوان سرنگونی ایران تا بهمن 97 بود که از تک تک اسیران تعهد کتبی گرفته و به نیروها اعلام نمود که بهمن 1397 همگی به تهران میرویم. البته طبق اسناد و فایل های موجود از قرارگاه سقوط شده اشرف در عراق37 سال است که رجوی هر چند سال یکبار این یاوه را تکرار میکرده و به پشتیبانی صدام برای حمله نظامی به تهران این تعهدات انجام می گردید.
حال این بار که در عراق نمی باشد و هیچ سلاحی ندارد و تسلیحات نظامی آنها توسط رئیس جمهور اسبق ت جلوی دوربین ها و چشمان نیروها امحاء گردید چگونه چنین ادعایی نموده که پس از واکاوی ها و های وجود داشته مشخص شد که پیام ها از کجا هدایت و به سازمان تروریستی فرقه نمای رجوی دیکته میشود؟! از اینرو که هرگز هیچ فرقه ای تسلیحات ، ادوات جنگی زرهی، اقدامات تروریستی و حمله نظامی و به کشوری نداشته و فقط با یک خ مه افراد را برای منافع فردی اش تحت اسارت و شستشوی مغزی نگه میداشته … اما رجوی ترکیبی و در پوش فرقه متفاوت عمل نموده ، آری افشای پیام های صوتی رجوی، با دقت نظر به سخنرانی های مقامات ارشد ت کنونی کار بسیار آسانی می باشد.
آقای بولتون مشاورارشد امنیت ملی ت ترامپ و آقای رودی جولیانی شهردار اسبق نیویورک و حقوقی آقای ترامپ در کاخ سفید که همواره در همایش های سازمان رجوی شرکت داشته اند و از سخنرانان بوده و در جلوی دوربین های بین المللی حاضر در همایش ها با صراحت اعلام نموده که بهمن ماه سال 1397 ایران سقوط کرده و با حمایت این کار انجام میگردد و به عبارتی کشور ایران را با کنونی و سازمان فرقه نمای رجوی را با گروه جایگزین کرده اند .
حال دستگاه مخوف رجوی که سالیان سال ارتباط خود را با پنهان می کرده و را امپریالیسم جهانخوار خطاب میکرد دیگر حرفی برای گفتن نداشته و مسرور از این سخنرانی ها و حمایت ها بودند البته جای تعجب ندارد زیرا به یاد دارم که رجوی بارها در نشست های ایدئولوژیکی خود در عراق به صراحت و پررویی می گفت: “من برای سرنگونی ایران اگر بشود دامن هم پا می کنم “. امروزه نیز اگر سایت های سازمان را نگاه کنید به وضوح می بینید تمامی اخبار و موضع گیری های ضد امپریالیسم جای خود را به سخنگویی ها از طرف داده .اما تمامی سیاستمداران سابق و کنونی همچون هنری ینجر و تمردان اروپایی آسیایی به خوبی می دانند که سازمان رجوی با سابقۀ ترور شهروندان و تمردان محبوب مردم ایران از سال 1358 تا کنون و مستشاران یی در سال 1360 هیچ پایگاه اجتماعی نداشته و تمردانی همچون بولتون و جولیانی از سازمان رجوی به عنوان یک ابزار و درآمد مال استفاده می نمایند، درآمد مالی از اینرو که براساس شواهد و تحقیقات موسسات خود کشور همچون موسسۀ “رند” و رسانه هایی مانند فارسی این مسئله که جان بولتون و جولیانی و سناتور مک کین که به تازگی فوت شد از سازمان پولهای هنگفت گرفته شده علنی گردیده ، قابل ذکر می باشد که سناتور مک کین یی نیز در آ ین سخنرانی خود درهمایش فرقۀ رجوی گفته بود که در میدان تهران با حاضر می شود ” قابل توجه بولتون و جولیانی” .

برچسب ها : پشت پردۀ پیام صوتی رجوی و ماجرای بهمن 97 - رجوی , ,سازمان ,فرقه ,بهمن ,بولتون ,سازمان رجوی ,نمای رجوی ,فرقه نمای ,کنونی , همچون
پشت پردۀ پیام صوتی رجوی و ماجرای بهمن 97 رجوی , ,سازمان ,فرقه ,بهمن ,بولتون ,سازمان رجوی ,نمای رجوی ,فرقه نمای ,کنونی , همچون
نبرد تمام عیار دادستان با منافقین

لاجوردی در طول سال های زندان در رژیم شاه، ارتباط و همزیستی زیادی با اعضای سازمان مجاهدین خلق داشت و همین او را متوجه رگه های قاط و انحراف این سازمان کرد تا اینکه در سال 54 و با علنی شدن انحراف سازمان و تغییر مشی آنها به مار یسم، این جبهه بندی علنی تر شد.

شورای عالی قضایی، لاجوردی را احضار کرده و ضمن یک برخورد تند از او خواستند که استعفا بدهد ولی لاجوردی نپذیرفت گفت: «من استعفا نمی دهم، من را برکنار کنید.»

شهید اسدالله لاجوردی پس از انقلاب در دو مسئولیت اصلی خدمت کرد که عبارت بود از «دادستانی انقلاب تهران» (حدفاصل سال های 58 تا 63) و نیز ریاست سازمان زندان ها (حدفاصل سال های 68 تا 76).

او در این دو مقطع، خصوصا در سمت دادستانی مرکز، دست بر روی پرونده هایی گذاشت که برخی از آنها جنجالی شد و روش آقای دادستان در برخورد با متهمین نیز به گونه ای بود که دشمنی های زیادی را علیه او برانگیخت.

در این گزارش، نگاهی کوتاه و گذرا خواهیم داشت به کارنامه شهید سید اسدالله لاجوردی در سال های پس از انقلاب تا شهادت وی.

بخش اول این گزارش درخصوص عملکرد مبارزاتی شهید لاجوردی در سال های پیش از انقلاب را می توانید از اینجا بخوانید.

کمیته استقبال از ؛ اولین رویارویی با منافقین

در 12 بهمن سال 57، سید اسدالله لاجوردی به همراه دیگر اعضای موتلفه، ازجمله نقش آفرینان کمیته استقبال از (ره) بود و شاید بتوان گفت اولین جرقه های درگیری با سازمان مجاهدین خلق (پس از انقلاب) از همین مقطع کلید خورد.

لاجوردی در طول سال های زندان در رژیم شاه، ارتباط و همزیستی زیادی با اعضای سازمان مجاهدین خلق داشت و همین او را متوجه رگه های قاط و انحراف این سازمان کرد تا اینکه در سال 54 و با علنی شدن انحراف سازمان و تغییر مشی آنها به مار یسم، این جبهه بندی علنی تر شد.

اسدالله لاجوردی در میان زندانیان مسلمان، در درگیری با سازمان مجاهدین خلق در درون زندان، جزو شاخص ها بود و در این مسیر علی رغم نظر برخی از مبارزین و حتی علما، قائل به تساهل و تسامح با آنها نبود به گونه ای که این درگیری و موضع گیری های سفت و سخت، موجب دشمنی اعضای سازمان با لاجوردی و بایکوت کامل او شد.

سازمان مجاهدین خلق بعد از پیروزی انقلاب، تمام تلاش خود را برای در دست گرفتن مناصب عمده حکومت به کار گرفت اما این تلاش ها جز در موارد بسیار محدود، از همان کمیته استقبال از در 12 بهمن با ش ت روبرو شد و یکی از مهمترین عوامل این ناکامی لاجوردی و دوستانش بودند.

حضور در مدرسه رفاه

با ورود به کشور، اولین محل برای اسقرار ایشان در خیابان ایران و مدرسه رفاه، در نظر گرفته شد.

این مدرسه در واقع مرکز انقل ون بود و با استقرار (ره) در آنجا، به کانون اصلی هدایت انقلاب و حضور مبارزین تبدیل شد.

مدرسه رفاه چند کلاس و یک طبقه زیر زمین داشت و وقتی دستگیری سران طاغوت آغاز شد، برخی از آنها را در همین مدرسه نگهداری کرده و پس از محاکمه، در پشت بام همانجا د که از جمله آنها می توان به «رحیمی» فرماندار نظامی تهران، «ناجی» فرماندار نظامی اصفهان، «خسرو داد» فرمانده هوانیروز و «نصیری» رییس سابق ساواک اشاره کرد.

لاجوردی در جریان فعالیت مدرسه رفاه، در آنجا حضور داشت و در مقطعی حراست از سران دستگیر شده را به همراه دیگر دوستانش برعهده گرفت.



در کنار شهید محمد منتظری

دعوت به دادستانی برای پرونده فرقان

سید اسدالله لاجوردی مغازه پارچه فروشی داشت و در بازار تهران مشغول به کار بود تا اینکه ماجرای تشکیل گروه تروریستی فرقان پیش آمد.

فرقان اولین گروه تروریستی بعد از انقلاب بود که دست به اسلحه برد. اعضای آن را تعدادی از جوانان به ظاهر مذهبی تشکیل داده بودند که درکی انحرافی از آموزه های دینی و قرآنی داشتند و تحت تاثیر این انحرافات شخصیت های موثری نظیر مطهری، قرنی، مفتح، عراقی و چند نفر دیگر را ترور د.

با ترور این شخصیت ها، برخورد با این گروه تروریستی در دستور کار نظام قرار گرفت و لاجوردی به عنوان دادستان پرونده در نظر گرفته شد.

«ما برای انتخاب دادستان، با آقای ناطق م کردیم و به این نتیجه رسیدیم که باید فردی زندان کشیده و آشنا با تفکر گرو های گوناگون باشد. وقتی به این نتیجه رسیدیم که شهید لاجوردی فرد مناسبی است، موضوع را با شهید قدوسی در میان گذاشتیم و ایشان هم تأیید د، سپس در معیت آقای ناطق به مغازه آقای لاجوردی در بازار رفتیم. ایشان روسری فروشی داشت و از دیدن ما خیلی تعجب کرد. وقتی پیشنهاد ما را شنید، مهلت خواست تا فکر کند و پس از استخاره، جواب ما را بدهد. فردا صبح به من تلفن زد که می آیم.» (گفتگو با حمیدرضا نقاشیان از اعضای اصلی گروه مقابله با فرقان)

پرونده فرقان در کمترین زمان بسته و سران اصلی و عاملین تروریست آن شدند و این یکی از اولین نقاط درخشان کارنامه لاجوردی در سیستم قضایی انقلاب بود.

اعضای فرقان عموماً جوانان کم سن و سالی بودند که بسیاری از آنها از طریق صحبت با بازجوها و جلسات با افرادی نظیر لاجوردی، ضمن ابراز پشیمانی از گذشته خود، به آغوش نظام برگشته و بسیاری از آنها در مراکز مختلف مشغول به کار شدند و برخی نیز در جبهه های دفاع مقدس به شهادت رسیدند.

دادستانی مرکز با پیشنهاد شهید بهشتی

با انتصاب آیت الله قدوسی به دادستانی انقلاب کل کشور و با پیشنهاد شهید آیت الله بهشتی رئیس دستگاه قضایی، سید اسدالله لاجوردی که مدت کوتاهی را به عنوان مسئول حفاظت دادستانی مشغول به کار بود، در تاریخ 20 آبان 58 به دادستانی انقلاب مرکز (تهران) منصوب شد.

حکم انتصاب به دادستانی انقلاب تهران

نبرد تمام عیار با منافقین

او با سازماندهی دادستانی تهران و ایجاد شعبات مختلف، بلافاصله برخورد با گرو های معاند را که حالا بسیاری از آنها دست به اسلحه برده بودند، آغاز کرد که مهمترین آنها «سازمان مجاهدین خلق» بود.

با ورود این سازمان به فاز درگیری مسلحانه در 30 داد سال 60، برخوردها با منافقین شدت گرفت و این روند در تابستان همان سال و پس از انفجار ساختمان حزب جمهوری (شهادت شهید بهشتی و 72 تن از یاران ) و انفجار دفتر نخست ی (شهادت شهیدان رجایی و باهنر) به اوج خود رسید.

«هر پس از 30 داد دستگیر بشود و هنوز با سازمان همکاری کند، معنایش این است که با یک سازمان تروریستی برانداز همکاری داشته است... هر به این جریان کمک مالی د، اعلامیه هایشان را پخش کند، خانه تیمی برایشان تهیه د، ماشین در اختیارشان بگذارد، اسلحه تهیه کند، به هر نحوی به این سازمان کمک کند، از نظر ما و از نظر هر انسان عاقلی مجرم است و باید دستگیر شود.» (مصاحبه شهید لاجوردی با گروه خانواده رادیو در تاریخ 11/9/1360)

دشمنی ها آغاز می شود

زندان اوین مملو از افراد بازداشتی بود و دادستانی تهران نیز در اوین قرار داشت.

کار به صورت شبانه روزی انجام می شد و بسیاری از متهمین تحت بازجویی قرار گرفتند و این آغاز دشمنی ها با لاجوردی بود.

او که به ساده زیستی و سخت گیری و دقت در کار شهرت داشت، در شرایطی که فرزندان و آشنایان بسیاری از مقامات به عضویت در سازمان مجاهدین درآمده بودند، سفارش هیچ را نمی پذیرفت و اعتقاد داشت باید با این سازمان به صورت محکم برخورد شود.

برخورد دادستان تهران علی رغم سخت گیری اش بر مسلحین معاند، با اعضای رده های پایین و افرادی که جرم کمتری داشتند، متفاوت بود.

لاجوردی خود درباره نحوه مقابله با این گرو ها و اعضای آن ها می گوید:

«ما در انی را که علیه مردم حرکت کنند به دو دسته تقسیم می کنیم. یک دسته انی هستند که با سلاح به منافع مردم حمله می کنند. یک دسته آنهایی هستند که مبارزه شان علیه مردم همراه با اسلحه نیست. اینها احکامشان در فرق می کند. آن که اسلحه به دست می گیرد و علیه منافع مردم حرکت می کند، صرفا باید پاسخش را گفت تا زمانی که اسلحه اش را زمین بگذارد و دست از حرکت های آدم کشانه بردارد. وقتی چنین شد، از نظر ما دیگر فرقی نمی کند که آن که اسلحه برداشته مسلمان است یا غیر مسلمان.» (مصاحبه با خبرنگار آلمانی در تاریخ 6/2/1361)

بیت منتظری علیه دادستان

با نفوذ منافقین در بیت افرادی نظیر آیت الله منتظری و جوسازی های آنها مبنی بر وجود شکنجه در زندان ها، آیت الله منتظری که از طرف اختیار عفو زندانی ها را نیز برعهده داشت، به یکی از مخالفین آقای دادستان تبدیل شد و حتی گواهی فرزندش [شهید محمد منتظری] نیز برای آیت الله مسموع واقع نشد.

مرحوم احمد قدیریان معاون لاجوردی در دادستانی در این باره گفته است:

«ما با اعضای دادستانی به دیدار آقای منتظری که آن موقع قائم مقام ی بودند رفتیم. به منزل ایشان وارد شدیم. هادی هاشمی، برادر مهدی هاشمی معدوم آنجا نشسته بود... ایشان بدون مقدمه شروع کرد به حمله به همه بچه ها و حمله اش هم به نحوی بود که ح هجمه و بعضا اهانت داشت.

این بزرگوار (شهید لاجوردی) هیچ چیز نگفت...

بعضی از دوستان اشاره می د که یک بحثی بشود، اما ایشان اجازه نداد.» (ویژه نامه حمایت، گفتگو با حاج احمد قدیریان)

علت اصلی درگیری بیت آیت الله منتظری با لاجوردی به قضیه برخورد او با سید مهدی هاشمی برادر داماد آیت الله منتظری برمی گشت و یکی از مصادیق مهم دیگر، واکنش لاجوردی به ماجرای یکی از اعضای رده بالای «پیکار» یعنی «نوشین نفیسی» بود.

نوشین نفیسی فرزند ابوتراب نفیسی، پزشک مخصوص آیت الله منتظری و از کادرهای ارشد سازمان پیکار بود که اگرچه چند نفر از اعضای زیردست او شده بودند، ولی خودش با فشار بیت منتظری آزاد شد.

لاجوردی که در آن زمان دادستان مرکز بود، پشت برگه نوشین نفیسی چنین نوشت: «خدایا تو شاهدی با دیدن این نامه و تبعیض غیرقابل تصور، مرگ خود را از تو خواستم.»

لاجوردی در طول مدت 5 سال دادستانی خود، پرونده های دیگری را هم باز کرد که هرکدام از آنها بر حجم دشمنی ها با او می افزود ازجمله آنها، پرونده مرحوم آیت الله لاهوتی و پسرش وحید (از اعضای سازمان منافقین) و پرونده محمدرضا سعادتی از کادرهای ارشد منافقین بود.

بازرسان در اوین

با گسترده شدن دشمنی ها با لاجوردی و نیز فضاسازی های سنگین مبنی بر وجود شکنجه های سخت در زندان ها -خصوصا در اوین- چند گروه برای بازرسی از زندان ها تشکیل شد که مهمترین آنها کمیته سه نفره متشکل از «سید هادی »، «سید محمود دعایی» و «محمدعلی هادی نجف آبادی» بود.

این افراد گزارش های متعددی از وضعیت زندان ها تهیه کرده و به اطلاع آیت الله منتظری و رساندند.

سال ها بعد دو تن از این افراد یعنی هادی و محمود دعایی، به طور مختصر به بیان خاطره ای در این باره پرداخته و هر دو، «اجبار زندانی ها به خواندن سرود» و «ممنوع بودن کشیدن سیگار» را از جمله بدرفتاری های با زندانیان در آن مقطع ذکر کرده و مورد دیگری بیان ن د.

(لازم به ذکر است در تهیه این پرونده هیچکدام از این سه نفر حاضر به انجام گفتگو در این باره نشدند)

محمد مهرآیین شعبه 7 در مقطع دادستانی لاجوردی، درباره برخورد با متهمان می گوید:

«شهید لاجوردی، رحمت الله علیه، در رابطه با سپمات ها یا افراد رده پایین، یک کلاسی در خود زندان تشکیل داده بود. برای آنها در حسینیه ی شهید کچویی کلاس می گذاشت و با برگزاری جلسات مصاحبه و مذاکره ، سعی در تنویر افکار این فریب خوردگان داشت. ا و سعی داشت که افراد فریب خورده در زندان دوباره تحت آموزش افراد ورزیده منافقین قرار نگیرند.

سه چهار روز ابتدای سال را مرحوم لاجوردی اجازه می داد زندانیان در محوطه زندان با خانواده های خود از نزدیک ملاقات کنند. فکر نمی کنم چنین شیوه ای در هیچ جای دنیا اعمال شود. بعضی از متهمان با ضمانت خود ما به مرخصی می رفتند.» (آرشیو مرکز اسناد انقلاب ی، مصاحبه با محمد مهرآیین)

مرحوم احمد قدیریان نیز عملکرد لاجوردی در برخورد با اعضای گروه فرقان را اینگونه روایت می کند:

«لاجوردی در برخورد با جوانانی که دست شان به خون آلوده نشده بود، انعطاف زیادی از خود نشان می داد. شب ها داخل زندان با آنها جلسه می گذاشت، قرآن تفسیر می کرد و در نهایت با زحمات او بود که این افراد توبه می د و انقل می شدند.» (آرشیو مجمع فرهنگی شهید بهشتی، مصاحبه با احمد قدیریان)

سیف الله رفیعی، محافظ شهید لاجوردی نیز در این خصوص گفته است:

«لاجوردی در مقام یک دادستان با انی که به اتهام دشمنی با نظام دستگیر شده بودند، برخوردی پدرانه داشت. احترام خاصی برای آنان قائل بود و با آنکه از سران منافقین تنفر بی حد و حصری داشت، به جوانان هفده هجده ساله به چشم فریب خورده نگاه می کرد.

ساعت ها در میان این بچه ها می نشست و با آنها بحث می کرد. برای زندانی ها شغل هایی مثل نجاری، باغبانی ایجاد می کرد و خودش هم پابه پای آنها به کار مشغول می شد... در ظرف زندانی ها، از همان غذایی که به آنها می دادند، غذا می خورد... رفتار او زندانی ها را تحت تاثیر قرار می داد. بچه ها تواب می شدند و به عنوان جهادی در محوطه کار می د و مثل پروانه دور شهید می چرخیدند.» (آرشیو مجمع فرهنگی شهید بهشتی، مصاحبه با سیف الله رفیعی)

شورای عالی قضایی، روش و برنامه های لاجوردی در بازسازی زندانیان را قبول نداشت و او را که معتقد بود «تا زمان تثبیت نظام باید منافقین و اعضای آن را در زندان نگهداشت» برای آزاد زندانیان گرو ی تحت فشار قرار داد؛ فشاری که البته منشا آن از بیت قائم مقام ی بود.

این فشارها مهمترین مانع در مسیر برخورد دادستانی با مع ن نظام محسوب می شد به طوری که در یکی از جلسات دیدار با ، لاجوردی با گلایه می گوید:

«حرکت رو به رشد منافقین و سکوت در برابر آنها، مثل این می ماند که گوشت های بدنم را با انبر تکه تکه می کنند. هرچه شما بگویید انجام می دهم. بگویید سکوت کنم، سکوت می کنم و بگویید بروم، می روم.» و هم فرموده بودند: «اجداد پاک شما در صیانت از ، متحمل خیلی فشارها شدند و سکوت د.» (ویژه نامه حمایت، گفتگو با حاج محمدعلی امانی)

پرونده جنجالی

اما جنجالی ترین پرونده ای که لاجوردی در دوران دادستانی خود، انگشت روی آن گذاشت و به این واسطه دشمنی های زیادی را نیز به جان ید، موضوع انفجار دفتر نخست ی در 8 شهریور سال 60 بود.

در جریان این حادثه، شهیدان رجایی (رئیس جمهور)، باهنر (نخست ) و وحیددستجردی (رئیس شهربانی) به شهادت رسیدند. طراحی این انفجار با سازمان مجاهدین خلق و عاملیت «مسعود کشمیری» بود.

کشمیری که توانسته بود با نفوذ در میان نیروهای انقل به یکی از نزدیک ترین یاران شهید رجایی تبدیل شود، در آن زمان دبیری شورایعالی امنیت ملی را برعهده داشت و از طریق افرادی نظیر بهزاد نبوی و حسن کامران وارد نخست ی شده بود.

لاجوردی انگشت اصلی اتهام را به سمت این طیف گرفت و تعدادی از آنها ازجمله بهزاد نبوی، خسرو تهرانی و حسن کامران را بازداشت کرد.

او همانطور که در وصیت نامه خود نوشت، این افراد (طیفی از سازمان مجاهدین انقلاب ی ازجمله سعید حجاریان) را «منافقین جدید» نام نهاد و معتقد بود اینها انی هستند که «هم رجایی و باهنر را می کشند و هم به سوگشان می نشینند، هم با منافقین خلق، پیوند تشکیلاتی و سپس...! برقرار می کنند، هم آنان را دستگیر می کنند و هم برای شان و اعطای مقام و مسئولیت بد آنان تلاش می کنند...» (متن وصیت نامه)

این پرونده نهایتا به نتیجه روشنی نرسید و آ الامر با دستور حضرت مختومه شد.

استفعا نمی دهم، برکنارم کنید

فشارها بر دادستان مرکز روز بروز بیشتر می شد و او که از چند ترور منافقین (ازجمله واقعه 8 تیر در اوین که منجر به شهادت محمد کچویی رئیس وقت زندان شد) جان سالم به در برده بود، حالا زیر سخت ترین فشارها از طرف طیفی از مقامات و مسئولان نظام قرار داشت و اگرچه به گواه روایاتی -مثل آنچه در صحیفه و یا خاطرات هاشمی رفسنجانی آمده- حضرت از او حمایت می کرد، ولی نهایتاً با فشار شورای عالی قضایی و با این استدلال که «کارهای ایشان به مصلحت نظام نیست»، لاجوردی –که حاضر نبود با توصیه افراد، بنا بر اقتضای شرایط عمل کرده و از قاطعیتش نسبت به محکومین بکاهد- در زمستان سال 63 از سمت دادستانی برکنار و حجت ال علی رازینی جایگزین او شد.

نحوه برخورد با او در روند برکناری، خود گویای نوع نگاه شورا به عملکرد دادستان مرکز بود. به طوری که برخلاف رسم رایج، که می بایست نامه ای خطاب به شخص نوشته شده و در آن ضمن تشکر از زحمات و فعالیت های انجام گرفته، حکم جایگزینی را به اطلاع او برسانند، هیچ یک از اینها درباره لاجوردی اجرا نشد.

به گفته مرحوم احمد قدیریان، شورای عالی قضایی، لاجوردی را احضار کرده و ضمن یک برخورد بسیار تند از او خواستند که استعفا بدهد ولی لاجوردی نپذیرفت گفت: «من استعفا نمی دهم، من را برکنار کنید.»

لاجوردی البته سمت های پیشنهادی را هم که بیشتر جنبه صوری داشت قبول نکرد و به بازار برگشت.

اسدالله بادامچیان در این باره می گوید:

«از او پرسیدم مگر چه پستی به تو پیشنهاد داده اند؟

گفت: طولانی ترین عنوان و پست بعد از پیروزی انقلاب. اینها به من می گویند بیا و بشو معاون دادستان کل انقلاب ی ایران در امر نظارت بر حسن اجرای احکام صادره از دادگاه های ...

من گفتم که از این پست های تشریفاتی قبول نمی کنم. در ثانی من که خودم دادستان بودم، شما احکام مرا قبول ندارید و اختلاف نظر داریم، حالا می گویید بروم و بر احکام صادره از دادگاه نظارت کنم؟!» (ویژه نامه حمایت)

بازگشت به سیستم قضایی

لاجوردی که در این مدت کاملا از قضایا کناره گیری کرده بود، در تاریخ 15 شهریور سال 68 با حکم آیت الله محمد یزدی رئیس جدید دستگاه قضایی، به ریاست سازمان زندان ها منصوب شد.

حکم انتصاب به ریاست سازمان زندان ها

مراسم معارفه او در همان ماه و در ساختمان عاریه ای سازمان زندان ها، در ابتدای چهارراه قصر برگزار شد.

در آغاز جلسه، آیت الله یزدی رئیس قوه قضائیه و حجت ال اسماعیل شوشتری رئیس پیشین سازمان، هریک چند کلامی سخنرانی د و پس از آن نوبت لاجوردی بود. او در میان نگاه های کنجکاو حاضران با پیراهن شیری رنگ ساخت کارگاه خیاطی اوین، شلوار طوسی و گیوه سفید رنگ تابستانی اش، از پله های سکوی آمفی تئاتر بالا رفت و در چند جمله کوتاه اظهار کرد: «من آمادگی همکاری با تمامی انی که اعتقادی کار می کنند، دارم.» (زندگی و مبارزات شهید اسدالله لاجوردی، غلامعلی پاشازاده)

لاجوردی در مسئولیت جدید دست به اقدامات اصلاحی زیادی زد و سازمان عریض و طویل زندان ها را به سازمانی کوچک ولی فعال تبدیل کرد.

نخستین سال خدمت لاجوردی در سازمان زندان ها صرف فضاسازی برای انتشار افکار مدیریتی خاص او شد. اقدامات او در وهله نخست به دلیل غیرمرسوم بودن، بازتاب های مثبت و منفی زیادی به همراه داشت. برای نمونه لاجوردی مخالف دستگاه عریض و طویل «دربازکن اتاق مدیریت» بود و از نخستین اقداماتش در عرصه نظام اداری، تصمیم او جهت حذف موانع متعدد دسترسی به ریاست بود.

لاجوردی در اولین جلسه اختصاصی با مدیران ارشد سازمان، شیوه عمل خود را بیان و اعلام کرد: «برای من خطوط و جناحی اهمیتی ندارد. من در کار تنها به عملکرد افراد می شم.» (لاجوردی از نگاهی دیگر، مظفر الوندی)

این صراحت لهجه تا حدودی خط مشی آتی او را مشخص کرد.

لاجوردی در عمل، تغییرات مهمی در سازمان زندان ها ایجاد کرد از جمله اینکه از آن پس همایش های مدیران در محیطی ساده برگزار می شد. شعارگویی و تبلیغات جای خود را به کار و عمل دادند. دفاتر عریض و طویل اداری مشمول دستور تعدیل نیرو شد و نخستین آنها دفتر روابط عمومی و تبلیغات بود زیرا لاجوردی عقیده داشت اقدام و عمل صحیح خود بهترین تبلیغ است. جشن ها و مهمانی های گروهی به طورکلی در سطح ادارات حذف شد، مبلمان ها به صندلی های ساده و ماشین های لو مدیران به پیکان تبدیل شدند.

تحولات جدید تنش هایی را هم به همراه داشت به خصوص طرح تعدیل نیرو که بازتاب آن به سرعت دامن ادارات کل استان ها را گرفت.

از همان روزهای آغازین برخی ادارات کل و استان ها، وسایل نقلیه و اتاق های مجلل مدیران خود را تغییر دادند و سعی د خود را با شرایط جدید تطبیق دهند اما برخی از مدیران هم وقتی اوضاع را مطابق خواست خود نیافتند پیش از آنکه دچار معضل شوند خود از کار کناره گرفتند. (زندگی و مبارزات شهید اسدالله لاجوردی، غلامعلی پاشازاده)

او می گفت اگر زندانی ببیند مقام مسئولی که مدام برای آنها از عد ، جامعه سالم و تهذیب نفس سخن می گوید، حتی خوراکش متمایز از آنهاست، چگونه می تواند حرف های او را قبول داشته باشد؟

«وقتی شما چلوکباب بخورید و زندانی آش، اگر پیغمبر هم باشید، نمی توانید روی او تاثیر بگذارید.» (آرشیو مجمع فرهنگی شهید بهشتی، سخنرانی در اداره زندان های اصفهان)

به همین دلیل، لاجوردی مقرر کرد غذای همه کارکنان سازمان، حتی ستاد مرکزی مستقر در اوین باید با غذای زندانی ی ان باشد و خودش نیز به رغم ناراحتی های گوارشی، از همان غذا استفاده می کرد. حتی برای میهمانانش هم تبعیض قائل نمی شد و اگر ی برای دیدار یا مصاحبه می آمد، از او با همان غذای معمولی زندانیان پذیرایی می شد. از جمله زمانی که خبرنگاری از اتریش برای مصاحبه با او به ایران آمده بود، از جانب لاجوردی دعوت شد تا ناهار را با هم صرف کنند و خاطرنشان کرد که با همان غذای زندان از او پذیرایی خواهد شد. (آرشیو مجمع فرهنگی شهید بهشتی، مصاحبه با خبرنگار اتریشی)

لاجوردی 8 سال در این مسئولیت ماند و کارهای ماندگاری از خود بر جای گذاشت : درآمدزایی برای زندانیان، سوادآموزی به آنها، آموزش فنی و حرفه ای به زندانیان و تدوین منشور زندانبانی. اما بار دیگر با تلاش برخی مخالفینش در زمستان سال 76 از این سمت استعفا داد و به حجره اش در بازار برگشت.

شهادت به دست دشمن دیرینه

سید اسدالله لاجوردی نهایتا در اولین روز شهریور سال 77 وقتی که به همراه برخی از دوستانش در حجره روسری فروشی و پارچه فروشی خود در بازار جعفری تهران مشغول صحبت بود، به دست دو تن از اعضای منافقین به نام های «علی اصغر غضنفرنژاد جلودار» و «علی اکبر اکبری ده بالایی» ترور شد و به شهادت رسید.

پیکر شهید لاجوردی دقایقی بعد از ترور برروی دست مردم در مسجد

آقای فاضل از دوستان شهید لاجوردی که خودش در این صحنه حاضر بود، ما وقع را اینگونه روایت می کند:

«سرم به عقب پرتاب شد. احساس برای لحظه ای سر در بدن ندارم. ولی سوزش بینی و خونی که روی لباسم می ریخت، مرا متوجه حاج آقا کرد. به طرفشان رفتم. گلوله درست در کنار چشم راست و گیجگاه اصابت کرده بود و خون چون چشمه ای فوران داشت. بی درنگ فریاد زدم: «بگیریدش» و دریچه پیشخوان را کنار زده، بیرون دویدم و دنبال منافق که همچنان در حال فرار، اطراف را به رگبار می بست تا راهی برای خود بگشاید و من به دنبال آنها فریاد می زدم: «مردم بگیریدش». فاصله من و آنها زیاد بود. به داخل مغازه برگشتم. جمعیت از هر طرف به سمت مغازه می آمدند... همه کمک د تا از روی پیشخوان حاج آقا را به خارج از مغازه انتقال دادند... متوجه شهید اسماعیلی شدم. فکر نمی آسیب چندانی دیده باشد. خواستم به او بگویم که کمک کند. دستم را زیر چانه اش گرفتم و صورتش را بلند . آرام و بی دغدغه، گویی به خواب عمیقی فرورفته است. سرم را به اش چسباندم. سکوت بود و سکوت برای همیشه... آرام با کمک یکی از همکاران مغازه، به زحمت توانستیم شهید رئیس اسماعیلی را کف مغازه بخوابانیم. دیگر همه چیز تمام شده بود. اینها همه در یک زمان کوتاه اتفاق افتاد. هنوز صدای رگبار از انتهای بازار می آمد.» (زندگی و مبارزات شهید اسدالله لاجوردی، غلامعلی پاشازاده)

لاجوردی در هنگام شهادت 63 سال داشت.

در ماجرای ترور شهید لاجوردی، یکی از دوستان وی به نام رئیس اسماعیلی و یکی از مردم عادی نیز به شهادت رسید.

مطالبی که در این دو گزارش خو د، مروری گذرا بود بر آنچه پیش و پس از انقلاب بر «سید اسدالله لاجوردی» گذشت.

لاجوردی از معدود شخصیت های انقلاب بود که تا آ عمر در همان سبک و سیاق انقل اش ماند و هیچگاه در برابر طوفان ناملایمتی ها سر خم نکرد.

مرد پولادین انقلاب، تا جایی که توانست -آنطور که اعتقاد داشت- خدمت کرد و هرگز تسلیم اقتضائات روز خود نشد. هرگاه که او را کنار گذاشتند به حجره اش در بازار برگشت. نه گلایه ای کرد و نه جنجالی به راه انداخت. تا وقتی بر مسند قدرت بود، به سفارش هیچ (حتی مقام بالاتر از خود) درباره هیچ متهمی وقعی ننهاد و سخت گیری اش بر دشمنان نظام ی به حدی بود که هنوز بعد از گذشت 19 سال از شهادتش، از تیغ تیز دشمنی ها در امان نیست.

برچسب ها : نبرد تمام عیار دادستان با منافقین - لاجوردی ,سازمان ,شهید ,انقلاب ,دادستانی ,اعضای ,سازمان مجاهدین ,اسدالله لاجوردی ,شهید لاجوردی ,آیت الله منتظری ,سازمان زندان ها ,شهید اسدالله ل
نبرد تمام عیار دادستان با منافقین لاجوردی ,سازمان ,شهید ,انقلاب ,دادستانی ,اعضای ,سازمان مجاهدین ,اسدالله لاجوردی ,شهید لاجوردی ,آیت الله منتظری ,سازمان زندان ها ,شهید اسدالله ل
سازمان مجاهدین خلق چه انی هستند؟ چگونه یک گروه ایرانی خود را از تروریست به مبارز تبدیل می کند؟
کمی بیرون از مرکز تیرانای آلبانی پایگاهی نظامی است که با دیوارهای بلند و امنیتی بالا احاطه شده است. چیزی که درباره این دیوارها خاص و متفاوت است این است که این دیوارها بیشتر، افراد داخل آن را در داخل نگه میدارند تا این که از افرادی که خارج از آن دیوار ها هستند برای ورود جلوگیری کنند. داخل این پایگاه، هزاران عضو مجاهدین خلق قرار دارند. یک سازمان ایرانی که بیشتر دنیا آن را به عنوان گروهی تروریستی می شناسند و خیلی آرام به سازمانی دموکراتیک و صلح جو تغییر عنوان داده است.
این گروه حالا یکی از شرکای اساسی و استراتژیک رئیس جمهور ، دونالد ترامپ و تیم سیاست خارجی اوست که امیدوارند روزی سازمان مجاهدین تهران را به هم ریخته و با سرنگونی رژیم آیت الله ها قدرت را به دست گیرد.
مشاور امنیت ملی ترامپ، جان بولتون در کنفرانسی که مملو از اعضای مجاهدین خلق بود و در سالانه ی آنها برگزار می شد با افتخار اعلام کرد که یک اپوزسیون زنده برای حاکمیت آیت الله ها وجود دارد و آن اپوزیسیون، امروز در این سالن جمع شده اند.
اما سازمان مجاهدین خلق چه انی هستند؟ به نظر می رسد هیچ نمی داند.
پاسخ به این سوال تقریبا غیر ممکن است. نه فقط برای اینکه سازمان مجاهدین بارها هویت خود را تغییر داده است به نحوی که حتی اعضای نخستین آن نمی توانند این گروه را به مثابه ی گروهی واحد و منسجم لحاظ کنند. با کنترل سفت و سخت این گروه توسط ش ، بسیاری از محققان ی که در زمینه این گرو تحقیق می کنند، آن را یک فرقه می دانند. ایرانی ها اعضای سازمان را منافقین می نامند زیرا این نهاد نظامی جانبدار صدام بوده و هزاران ایرانی را در دهه ی هشتاد میلادی به کام مرگ کشانده است. کاخ سفید در دوره ی ترامپ آنها را آ ین امید زنده برای ایران آزاد می نامد.
برای شناخت سازمان مجاهدین، البوابه با مسعود خدابنده گفتگو کرده است. ی که برای چند دهه از نخستین ان این گروه بوده و سپس فرار کرده و اتفاقاتی که در گروه می افتاده را افشا نموده است.
maryam and m oud rajavi of the mek (afp/file)
maryam and m oud rajavi of the mek (afp/file)
سازمان مجاهدین در 1965 میلادی توسط گروهی از دانشجویان تهران شکل گرفت تا در مقابل حکومت شاه بایستد. حکومتی که مقامات آن توسط انگلیس و نصب می شدند تا مطمئن باشد که نفت ایران به غرب سرازیر خواهد شد.
اعضای چپ گرای سازمان مجاهدین ابتدا فهمی مار یستی از تاریخ را با در آمیختند اما توسط نیروهای امنیتی شاه (ساواک) مورد هدف قرار گرفتند.
درنتیجه بسیاری از اعضای گروه زندانی و شدند و گروه دچار شکافهای داخلی متعددی شد. تا اینکه مسعود رجوی برای ی آنها به پا خاست و سازمان مجاهدین خودش را به انقل ، آیت الله نزدیک کرد.
در ژوئن 1981 میلادی، سازمان مجاهدین 70 نفر از اعضای بلندمرتبه ی حزب را قتل عام کرد. بر اساس گزارشها این بمب گذاری آیت الله که فعلی ایران است را نیز زخمی کرده و او را از ناحیه بازوی دست راست مصدوم کرد.
دو ماه بعد از آن، افراد سازمان مجاهدین محل کار محمدجواد باهنر، نخست وقت و محمدعلی رجایی، رئیس جمهور را بمب گذاری د که در نهایت منجر به کشته شدن هر دوی آنها شد.
پس از آن آیت الله همه ی عزمش را جزم کرد تا اعضای سازمان مجاهدین خلق را از ایران بیرون کند. در نهایت بیشتر اعضای این سازمان به عراق رفتند و گروه به پاریس نقل مکان کرد. در عراق، صدام حسین بلافاصله منفعتی را در سازمان مجاهدین یافت و آنها را زیر پر و بال خود گرفت. او در سال 1968 میلادی به آنها اجازه داد تا پایگاه جدیدی برای خودشان بسازند که در شمال بغداد و به نام کمپ اشرف می باشد. صدام همچنین به حمایت مالی از این گروه پرداخت. او که در حال نبردی وحشیانه با ایران بود، سازمان مجاهدین را به عنوان نهادی نظامی بر علیه و پاسداران انقلاب ی ایران به کار گرفت.
به سرکردگی صدام و مسعود رجوی، سازمان مجاهدین خلق هزاران ایرانی را کشتند و سپس برای سرکوب خشونت آمیز کردهای عراق مورد استفاده واقع شدند. چیزی که خدابنده آن را کاملا مغایر با اصول اولیه گروه می داند. اصولی که او گمان می کرد رهایی بخش هستند.
خدابنده در گفتگو با البوابه بیان کرد:
“من با اه ی ایدئال و اصولی انقل زمانی که نوجوان بودم به سازمان مجاهدین خلق پیوستم.”
“پس از سالها، مخصوصا بعد از مشاهده ی وضعیت عراق و نقش سازمان مجاهدین در صدام معلوم بود که نه تنها آن اه از بین رفته بلکه نیروی مجاهدین حالا نیروی سرکوب شده بودند.”
خدابنده به عنوان یکی از نخستین اعضایی که برای ایجاد شعبه های بین المللی در اروپا و تامین امنیت گروه، کمکهای زیادی کرد، در این گمان بود که می تواند بقیه ی جریان را متقاعد کند تا به اصول اولیه گروه پایبند باشند.
“من سالها تلاش تا به گونه ای در هدایت این گروه تاثیرگذار باشم اما به هیچ موفقیتی دست نیافتم.”
در اوا دهه ی هشتاد میلادی اعضای این گروه برای نقش آفرینی در جنگ ایران و عراق از همه ی دنیا به ایران آمدند و مشخصا جزئی از شبکه ی نظامی تحت کنترل صدام بودند.
اما هدف این گروه برای انقلاب در تهران با گرفتن حمایت مالی و نظامی برای کشتن ایرانی ها و کردها بسیار فاصله داشت.
[تا اینکه] به خاطر وفاداری به صدام و ترور شش شهروند یی شامل سه نفر نیروی نظامی، ایالات متحده در سال 1997 میلادی سازمان مجاهدین خلق را در شمار سازمان های تروریستی خارجی (fto) قرار داد و اغلب کشورهای دنیا بلافاصله از این طرح پیروی نمودند.
سازمان مجاهدین خلق چگونه از لیست سازمانهای تروریستی خارج شد؟
(afp/file)
(afp/file)
در نظر گرفته شدن به عنوان یک گروه تروریستی برای اغلب سازمانها مشکلاتی بین المللی در جهت شبکه سازی و انجام وظایف سازمان ایجاد می کند. [علاوه بر اینکه] با این گروه با دیدی نفرت آمیز یا گروهی که باید فعالیتهایش را محدود کند، برخورد می شود.
سازمان مجاهدین خلق نمونه ی یکی از گروه هایی است که با موفقیت خود را از لیست مذکور خارج کرد. آنها این کار را با پرداخت میلیونها دلار به سه قسمت انجام دادند. هدیه دادن به مقامات ایالات متحده، تغذیه مجلات طرفدار سازمان مجاهدین و متقاعد ساختن نیروی نظامی و نظام برای اینکه خارج شدن سازمان مجاهدین از لیست ترور ارزش بیشتری نسبت به تهدید امنیتی آن دارد.
حذف این گروه از لیست ترور از سال 2003 آغاز شد. زمانی که با ا اج صدام حسین و نبرد علیه نیروی نظامی اش به عراق حمله کرد و آن را نمود.
سازمان مجاهدین نیز به مثابه یکی از سازمان های نظامی پیش از صدام شناخته می شد و به همین جهت از سوی ایالات متحده مورد هدف قرار می گرفت.
اما پس از آن اتفاق عجیبی رخ داد!
بعد از دوره کوتاهی از منازعه، سازمان مجاهدین برای آتش بس فراخوانده شد و مذاکراتش با مقامات یی بر سر جایگاه این گروه آغاز شد.
بر اساس یک گزارش rand، مذاکره کنندگان سازمان مجاهدین، همتایان یی خود را متقاعد د که آن ها در واقع برای کمک مبارزاتی، پیش از هجوم ، آسیب دیده اند و این که اعضای گروهشان، تحصیل کنندگان در بودند.
اما هر دو (ادعا) غلط بود. آن ها همچنین به مقامات یی گفتند که هیچ نیرویی از ایالات متحده را نکشته اند و سازمان مجاهدین حدقل یک نفر از نیروهای ویژه عراق را هم کشته است. با این شناخت محدود از گرو مجاهدین، مقامات یی قانع شده و شرایط آتش بس با سازمان مجاهدین را پذیرفتند که شامل نگهداری سلاح های آن ها بود.
سازمان مجاهدین بلافاصله اقدام به اعتبارسازی با نمود و در نتیجه کمتر به مثابه سازمانی تروریستی و بیشتر همچون اقلیتی تحت سلطه با آن برخورد می شد.
سازمان مجاهدین نیز دوستی اش با صدام را قطع کرده و او را با جایگزین کرد. (در آن موقع) در حال نبرد و مبارزه بود تا ت جدیدی را در عراق تاسیس کند.
با وجود اینکه سازمان مجاهدین هنوز در لیست ترور قرار داشت، امور خارجه وقت ، دونالد رامسفلد بر اساس قرارداد جهارم ژنو در ژوئن 2004 جایگاه شخصیت های محافظت شده را به سازمان مجاهدین خلق اعطا کرد تا در حفاظت ایالات متحده قرار گیرند. اتحادیه اروپا، سازمان بین المللی صلیب سرخ و وزارتخانه ای که خود رامسفلد در آنجا بود با این تصمیم مخالف بودند. اما این تصمیم نهایی شده بود. [بدین ترتیب] به جای اینکه مجاهدین تحت پیگرد قانونی قرار گیرند، امتیازات ویژه ای دریافت د.
rudy giuliani with mek leader maryam rajavi (afp/file)
rudy giuliani with mek leader maryam rajavi (afp/file)
همچنین برای سازمان مجاهدین، فضای کاری جدیدی را در پایگاه عملیاتی در کمپ اشرف فراهم کرد. کاری که عمق همراهی با سازمان مجاهدین را نشان داد. آنها به صورت آشکار از نیروهای یی خواستند که منکران سازمان را متوقف کنند.
حتی زمانی که سازمان مجاهدین در لیست ترور قرار داشت، آزادانه در واشنگتن عملیات انجام می داد. محل کار این سازمان در ساختمان national press club بود. میزبانی های نوروزی سازمان مجاهدین در منطقه کپیتول هیل (capitol hill) از قانون گذاران و کارمندان هیل صورت گرفت و شماری از مردان و ن کنگره از هردو حزب به جانبداری از سازمان مجاهدین صحبت د.

سازمان مجاهدین خلق در حوزه های اجتماعی و در واشنگتن به امری ثابت و همیشگی تبدیل شد. طبق گزارش تیریتا پارسی، بنیانگذار و مسئول فعلی شورای ملی ایران ، سازمان مجاهدین خلق مورد توجه و لطف بسیاری از قانونگذاران قرار گرفته است.
به گزارش پارسی، در ابتدای دهه نخست قرن بیست و یکم، در حرکتی که با هیچ منطقی سازگار نیست، فا نیوز یکی از نخستین ل گران سازمان مجاهدین را به عنوان تحلیلگر مستقیم مساله ی تروریسم استخدام کرد.
زمانی که ادبیات ضد ترور به سطوح بالاتری رسید و ایالات متحده در حال عبور از قوانین بحث برانگیزی بود که را در آن امنیت قرار داده بود (یعنی ح قفل، با سیستم های استراق سمع، جستجوهای سیستماتیک، برنامه های نظارتی و شکنجه گاههای مخفی که در حال معمولی شدن بود.) سازمان مجاهدین خلق در مناسبات خوبی با بود.
با وجود اینکه عده ای در وزارت امور خارجه از مجاهدین خواستند که به ایران برگردند و فهمیدند که بسیاری از اعضای مجاهدین مسئول جنایات جنگی بوده اند، اما مقامات وزارت دفاع از آنها محافظت کرده و استفاده از سازمان مجاهدین به عنوان ابزاری علیه ایران را آغاز نمودند.
سازمان مجاهدین خلق همچنین می خواست که افکار و احساسات روزمره ی مردم را به دست آورد. یی هایی که از این گروه کوچک و نوپا چیزی نشنیده بودند اما توجه ویژه ای به صلح و دموکراسی داشتند. همان چیزی که سازمان مجاهدین حالا ادعا می کرد که اصول هدایتگر این سازمان بوده است.
این گروه از سال 2005 تا 2012 صدها هزار دلار را صرف تبلیغات در رو مه های بزرگ از جمله نیویورک تایمز و واشنگتن پست کرد. تبلیغات آنها به گونه ای طراحی شده بود که بیشتر همانند عریضه یا داستان های خبری باشند و به همین سبب تبدیل به مطالعه ی روزانه شدند.
“35000 ایرانی در برو ل کرده اند” یکی از عناوین متونهای تبلیغاتی است که به دنبال نشان دادن این است که این گرو از حمایت مشهوری برخوردار بوده است. “در عنوانی دیگر”250 مجلس، 50 قاضی… دسیسه های علیه مجاهدین ایرانی را در عراق محکوم د و خواهان خارج مجاهدین خلق ازعنوان ترور بودن”.
بعد از اینکه به اجبار به کمپ لیبرتی که امنیت بیشتری داشت منتقل شده بودند. یک صفحه ی کامل در رو مه ی نیویورک تایمز این گروه را به بازگشت به کمپ اشرف فرا میخواند.
(mek’s ad in the new york times)
(mek’s ad in the new york times)
این گرو در نیمه های دهه اول قرن بیست و یکم در چند حمله علیه کمپ اشرف و کمپ مورد هجوم نیروهای نظامی عراق قرار گرفت که در پی آن ده ها نفر از مجاهدین کشته شده و صدها نفر دیگر زخمی شدند.
حمایت گسترده ای از مجاهدین خلق توسط آمیکا شده است. در میان متحدان عمومی این گروه –حتی در زمانی که گروهی تروریستی بود- افرادی چون: جیمز وولسی و پورتزگوس که هر دو روسای پیشین cia بوده اند، مسئول امنیتی شهر مادری رئیس جمهور جورج بوش، تام ریج، اولین مشاور امنیت ملی اوباما، جیمز جونز و شهردار پیشین نیویورک را ف جیولیانی، دموکرات مشهور، هوارد دین حضور داشتند. متحدان دیگرش نیز عبارت بودند از: عضو دموکرات کنگره، جان لویس، مسئول پیشین fbi لوئیس فریح، پیشین پاتریک کندی و بازنشستگان کلیسای عمومی وسلی.
بدین ترتیب، تاثیر کمپینهای تبلیغاتی و ل گریهای خستگی ناپذیر به ثمر نشست.
در سپتامبر 2012 امور خارجه وقت، هیلاری کلینتون اعلام کرد که این گروه از لیست ترور خارج شده است. عضو جمهوری خواه کنگره، دانا روهراباچر این تصمیم را ستود و گفت: با این تصمیم زندگی صدها نفر بی جا و مکان از سازمان مجاهدین خلق به خوبی حفظ می شود. او همچنین تاکید داشت که گرو مجاهدین به دنبال یک حکومت سکولار، صلح جو و دموکرات در ایران است.
سازمان مجاهدین افراد ذی نفوذ بسیاری را قانع کرد که مجاهدین نیروی مخالف واقعا قدرتمندی هستند که می توانند قدرت رژیم آیت الله ها را در ایران به زیر بکشند.
از سوی دیگر، خارج شدن از لیست ترور راه آنها را برای گسترش ل گری در ایالات متحده باز می کند. رودی جیولیانی به طور منظم در های سالانه ی مجاهدین شرکت می کند و ده ها هزار دلار بابت این کار دریافت می کند. همچنان که مشاور فعلی امنیت ملی جان بولتون نیز بر اساس گزارش ها حداقل صدوهشتاد هزار دلار از این گروه در سال 2017 میلادی دریافت کرده است. بقیه ی ونی که در شمار این هدیه بگیرها هستند عبارتند از: باراک اوباما و جان مک کین.
با کمک ایالات متحده، سازمان مجاهدین از عراق خارج شد و اعضای آن به پایگاه جدیدی در تیرانای آلبانی رفتند و هم اکنون مقیم آنجا هستند.
اکنون که میانگین سنی اعضای مجاهدین خلق حدود 50 یا 60 سال است، بعید است که مجاهدین از آلبانی بروند. خدابنده می گوید: “بهتر است بگوییم که همین جا خواهند ماند و خواهیم دید که این سازمان به تدریج نابود خواهد شد”.
“تنها گزینه ی جایگزین برای مجاهدین خودکشی است. مخصوصا آنهایی که برای پیروی از اصلی واحد به این گروه پیوسته اند. “
برچسب ها : سازمان مجاهدین خلق چه انی هستند؟ چگونه یک گروه ایرانی خود را از تروریست به مبارز تبدیل می کند؟ - مجاهدین ,سازمان ,گروه , ,اعضای ,صدام ,سازمان مجاهدین ,لیست ترور ,ایالات متحده ,سازمان مجاهدین، ,مقامات یی ,نمودند سازمان مجاهدین ,اینکه سازمان م
سازمان مجاهدین خلق چه انی هستند؟ چگونه یک گروه ایرانی خود را از تروریست به مبارز تبدیل می کند؟ مجاهدین ,سازمان ,گروه , ,اعضای ,صدام ,سازمان مجاهدین ,لیست ترور ,ایالات متحده ,سازمان مجاهدین، ,مقامات یی ,نمودند سازمان مجاهدین ,اینکه سازمان م
حادثه هشتم شهریور؛ بازخوانی نقش منافقین در ارتکاب تروریسم

هشتم شهریور ماه هر سال یادآور یک حادثه تروریستی عظیم در تاریخ ایران است که به موجب آن دفتر نخست وقت کشور قربانگاه تنی چند از عالی رتبه ترین مقامات کشور گردید و منجر به شهادت رییس جمهور وقت (شهید رجایی) و نخست ایشان (شهید باهنر) و دو تن دیگر از مقامات حکومتی گردید. زمان وقوع انفجار مصادف با برگزاری جلسه شورای امنیت کشور بود که برخی از مقامات لشگری و کشوری طبق روال مرسوم در آن حضور داشته و علاوه بر شهادت شهیدان رجایی، باهنر، دفتریان و وحید دستجردی، مجروحیت بسیاری از مقامات حاضر را نیز به همراه داشت.

انفجار هشتم شهریور یکی از بزرگترین عملیاتهای تروریستی بعد از انقلاب بود که از جهات مختلف حائز بررسی و توجه است. اول از همه دو تن از عالی رتبه ترین مقامات کشور طبق قانون اساسی که پس از ی از بالاترین جایگاه حقوقی در اداره کشور بهره مند بودند، در یک عملیات واحد به شهادت رسیدند.

نکته حائز اهمیت دیگر نفوذ یک عامل تروریستی در عالی ترین درجات نظام و تصدی یک سمت بسیار کلیدی امنیتی است. چنانکه ظرف روزهای پس از حادثه مشخص شد که عامل تروریستی فردی به نام مسعود کشمیری است که در سمت دبیر شورای امنیت کشور مشغول به فعالیت بود. فارغ از اتفاقات جالب و بعضا عجیب در اعلام اولیه نام وی بعنوان یکی از ی انفجار و حتی برگزاری مراسم تشییع و تدفین باشکوه همراه با ی دیگر، در نبود جنازه ای که منتسب به وی گردد، آنچه شایان توجه است اینست که کشمیری با زیرکی هرچه تمام تر توانسته بود اعتماد بسیاری از مقامات عالیه نظام را جلب نموده و چنان پست مهم و حساس امنیتی ای را در اختیار بگیرد. از این منظر حادثه تروریستی هشت شهریور بسیار ویژه و منحصر بفرد جلوه می نماید. گو اینکه کشمیری در سال های پر هاب و در دوران ترورهای متعدد، معاف از بازرسی های سخت گیرانه رایج در دفتر نخست ی حاضر می گردید.

مساله دیگری که در ارتباط با حادثه انفجار دفتر نخست ی وجود دارد اینست که این پرونده را همچنان می توان بعنوان یکی از مرموزترین پرونده های حوادث بعد از انقلاب شناخت. صرفنظر از بحثهایی که در خصوص اعلام شهادت کشمیری و مراسم تدفین وی وجود داشت، عدم اطلاع از وضعیت کشمیری و فعالیتهای بعدی او و در نهایت سرنوشت وی بعنوان مرتکب یکی از بزرگترین حوادث تروریستی بعد از انقلاب، همچنان انفجار هشتم شهریور به عنوان یک کیس تحقیقاتی پر ابهام برای محققان و مورخان جلوه می نماید. همین ابهامات در وضعیت وی در روزها و سال های پس از ارتکاب این جنایت سبب بروز مشکلات در پیگیری ها برای استرداد و محاکمه بعدی او در قبال چنان جنایت فجیعی گردید. گرچه ادعاهایی در مورد اقامت وی و کلاهی (عامل انفجار دفتر حزب ) در اروپا و نیز مرگ وی مطرح گردیده، اما هیچگاه اطلاعاتی به طور مستند و دقیق در مورد سرنوشت مسعود کشمیری ارائه نشد.

در این چارچوب یکی دیگر از مواردی که در چارچوب حادثه انفجار دفتر نخست ی شایسته بررسی است، نقش سازمان مجاهدین خلق (منافقین) به عنوان یک گروه معاند در این حادثه و ارتباط کشمیری با این سازمان است. نکته حائز اهمیت در این رابطه این است که سازمان مجاهدین خلق هیچ گاه بصورت رسمی مسئولیت حادثه هشتم شهریور را بر عهده نگرفت و برخلاف رویه متداول خود در اعلام و پذیرش مسئولیت حوادث متعدد، در این مورد خاص جانب سکوت را برگزید. اما با توجه به شواهد قرائن موجود، مسئولیت سازمان مجاهدین خلق در این حادثه و ارتباط سازمانی کشمیری با آن، کمتر محل بحث و به چالش افکندن باشد.

قبل از هر چیز زمان وقوع حادثه در تاریخ هشت شهریور، حدود 3 ماه پس از اعلان جنگ صریح مجاهدین خلق با نظام حاکم است (سی ام داد 1360) که پس از این تاریخ مبارزات علنی مجاهدین خلق در اشکال مختلف و به ویژه های ترورهای هدفمند یا کور علیه مقامات عالیه و شهروندان عادی کشور آغاز می گردد. علاوه بر این، مناسبات خانوادگی کشمیری و عضویت همسر (مینو دلنواز) و برادر همسر وی در تشکیلات مجاهدین خلق می تواند مبین ارتباط وی با این سازمان باشد.

مهمتر از اینها، مدتی پس از ترور هشتم شهریور، نشریه مجاهد به عنوان ارگان رسمی مجاهدین خلق مطلبی را بدون ذکر نام نویسنده آن و صرفا با عنوان «یکی از قهرمانان عملیات ویژه» منتشر می کند که فحوای مطلب و اشارات موجود در آن در مورد محل کار خود و نحوه نفوذ در دفتر نخست ی و فعالیتهای انجام شده در آن دوران منجمله «طرح انفجار در نخست ی»، مخاطب را اقناع می سازد که نویسنده آن مطلب ی جز مسعود کشمیری نیست و در واقع این موضوع را می توان به عنوان پذیرش تلویحی دخ مجاهدین خلق در آن حادثه دانست.

علاوه بر این به دنبال بغداد از سوی در سال 2003 بسیاری از اسناد بخصوص های ملاقات رجوی با سران ت عراق که البته بطور محرمانه و بدون اطلاع رجوی ضبط گردیده بودند در دسترس مردم قرار گرفتند. در یکی از ملاقات های رجوی با ژنرال عراقی (ژنرال حبوش) وی صراحتا بر انفجار دفتر نخست ی (8 شهریور) و نیز انفجار دفتر حزب (7 تیر) توسط تشکیلات متبوع خود تاکید می کند. با وجود چنین اسناد و مدارکی دیگر جای تردیدی در مورد دخ منافقین در حوادث فوق باقی نمی ماند.

در مجموع انفجار دفتر نخست ی و سرنوشت عامل یا عاملان مستقیم یا باواسطه آن همچنان یک موضوع زنده تحقیقی است که روشن شدن ابعاد دقیق آن می تواند ای ابهامات در مورد سرنوشت عاملان آن و تلاشهای صورت گرفته برای ردی و پیگرد آنان را روشن سازد.

برچسب ها : حادثه هشتم شهریور؛ بازخوانی نقش منافقین در ارتکاب تروریسم - حادثه ,انفجار ,کشمیری ,دفتر ,نخست ,مجاهدین ,دفتر نخست ,نخست ی ,انفجار دفتر ,هشتم شهریور ,مسعود کشمیری ,ترین مقامات
حادثه هشتم شهریور؛ بازخوانی نقش منافقین در ارتکاب تروریسم حادثه ,انفجار ,کشمیری ,دفتر ,نخست ,مجاهدین ,دفتر نخست ,نخست ی ,انفجار دفتر ,هشتم شهریور ,مسعود کشمیری ,ترین مقامات
چه عاملی منافقین را به کشتار مردم ترغیب می کرد؟

در آستانه پیروزی انقلاب ی و اوج مبارزات مردمی علیه رژیم پهلوی، به خصوص در روزهای پایانی عمر رژیم، سازمان مجاهدین خلق نیز مشغول جمع آوری سلاح و ادوات جنگی از پادگان ها و مراکز نظامی بودند.

از روزهای اول پیروزی انقلاب ی، سازمان مجاهدین خلق نیز بنای مقابله با نظام تازه تأسیس را گذاشت. اصلی ترین عاملی که اعضای سازمان را به ورطه مقابله با کشاند، جدای از تفکر قاطی سازمان، خوی قدرت طلبی ان سازمان بود. به عبارتی دیگر نقش نداشتن سازمان در ارکان نظام جدید و سپهر کشور، اعضای سازمان را به عقده گشایی و مقابله با انقلاب ی وا داشت.

30 داد سال 60 سازمان به طور رسمی علیه انقلاب ی اعلان جنگ کرده و از همان روز نیز دست به کشتار مردم زدند.

تحلیل ان سازمان این بود که با حذف شخصیت ها و چهره های مهم و تأثیر گذار ، انقلاب ی به نابودی کشیده شده و در انتها نیز سازمان قدرت را به دست می گیرد. حادثه هفتم تیر سال 60 نیز اولین قدم جدی سازمان در راستای همین تحلیل بود.

تقریباً دو ماه پس از به شهادت رساندن شهید بهشتی و سایر اعضای حزب که از مسئولین نظام هم بودند، سازمان منافقین با بمب گذاری در دفتر نخست ی، شهید رجایی و باهنر که پست ریاست جمهوری و نخست ی را در اختیار داشتند، و دیگر اعضای تشکیل دهنده شورای امنیت ملی، دومین قدم جدی علیه انقلاب ی را نیز برداشت.

از طرفی حادثه هشت شهریور سال 60، جمهوری ی را در مقابله با سازمان منافقین مصمم تر کرد. شاید تا قبل از حادثه هشت شهریور، نیروهای انقل ، سازمان منافقین را به طور جدی رصد نمی د، اما پس از به شهادت رسیدن شهید رجایی و شهید باهنر و جریحه دار شدن احساسات مردم، این عزم جدی در نیروهای انقل شکل گرفت که در مبارزه با جریان قاط و ترور کم ترین مماشات را هم نداشته باشند. که ثمره این جدیت در مبارزه، به 19 بهمن سال 61 ختم شد که نیروهای انقلاب ی توانستند با به هلاکت رساندن موسی خیابانی و رده های بالایی سازمان، ضربه جبران ناپذیری به منافقین بزنند.

عده ای مدعی این هستند که سازمان منافقین در ابتدا قصد رویارویی با را نداشته است و این بوده است که سازمان را مجبور به تقابل مسلحانه کرده است. درحالی که اگر سیر عملکرد سازمان از روز های ابت انقلاب ی بررسی شود، خواهیم دید که سازمان از همان روزهای آغازین در صدد تقابل بوده است. از جمع آوری و انبار سلاح گرفته، تا غائله هایی مثل 14 اسفند 59 و در نهایت شورش های 30 داد.

برچسب ها : چه عاملی منافقین را به کشتار مردم ترغیب می کرد؟ - سازمان , ی ,انقلاب ,جمهوری ,منافقین ,اعضای ,انقلاب ی , ,سازمان منافقین ,کشتار مردم ,شهید رجایی ,علیه انقلاب ی
چه عاملی منافقین را به کشتار مردم ترغیب می کرد؟ سازمان , ی ,انقلاب ,جمهوری ,منافقین ,اعضای ,انقلاب ی , ,سازمان منافقین ,کشتار مردم ,شهید رجایی ,علیه انقلاب ی
افشاگری: وقتی مسعود رجوی علیه «مریم» گاف داد

همه ساله سران فرقه رجوی ، در سالگرد تاسیس فرقه (۱۵ شهریور سال ۱۳۴۴) ، ویژه برنامه هائی به همین مناسبت در سیمای کذائی خود، جعل و ارائه می کنند.

امسال هم در برنامه ای تحت عنوان «۵۳ سال مبارزه برای » به جعل و تحریف در این مورد پرداختند . خیانت و ننگی که مسعود رجوی به بار آورد ، هرگز در مخیله بنیانگذاران سازمان نمی گنجید .
دهها سال در کنار مسعود رجوی و در تشکیلات فرقه بودم. همه را به تجرد اجباری ، واداشته بود اما خود در نشست جمعی روی سن ، با مریم شوخی های زن و شوهری می کرد . یک بار در نشستی که حضور داشتم ، مسعود ایستاده از سرنگونی و انقلاب ایدئولوژیک صحبت می کرد ، در میان صحبت بود و مریم نشسته گوش می داد. گفت این خواهرمریم تان را می بینید ، او را اجبارات سرنگونی به ما تحمیل کرد ، و گرنه …
اینجا بود که مریم تکانی به خود داد و با نگاهی حاکی از خشم و ناراحتی به مسعود نگریست .

از آنجا که مسعود رجوی شم تیزی در تجربه با ن داشت. معنی نگاههای مریم را به خوبی و به سرعت گرفت . بلافاصله بدون اینکه بفهمد که چند هزار نفر نظاره گر این صحنه هستند ، سعی در جمع و جور «گاف » ( حرف ناجور و بی ربط زدن ) خود کرد و ادامه داد : البته نه ، خواهر مریم سرچشمه همه برکات ) ن دیگر ) است و منظور من هم این است که ما در پروسه مبارزه انقل به جائی رسیدیم که ادامه راه فقط با انقلاب خواهر مریم میسر بود. خواهر مریم ، سمبل وفاداری و از خود گذشتگی است، خواهرمریم نمونه صدق و وفاست و …
خلاصه افتضاح و نازکشی های مسعود از مریم در جمع چند هزارنفره ما مجردان، به جائی رسید که خیلی از ما، دچار تناقضات استراتژیک شدیم .

سوابق همکاری مسعود با ساواک که مستندات آن به راحتی از اینترنت در دسترس است، شروع خیانتی بود که بعدها به آغوش صدام حسین دشمن مردم ایران و امپریالیسم در عراق فرو غلطید .
پخش این نوع برنامه های کذائی و مضحک ، شاید چند نفر آدم چشم و گوش بسته در درون تشکیلات را بفربید. اما اطمینان دارم که هرگز محلی از اعراب، در میان روشنفکران میهن دوست نخواهد داشت.

یادداشت از فرید

برچسب ها : افشاگری: وقتی مسعود رجوی علیه «مریم» گاف داد - مریم ,مسعود ,رجوی ,خواهر ,برنامه ,فرقه ,مسعود رجوی ,خواهر مریم
افشاگری: وقتی مسعود رجوی علیه «مریم» گاف داد مریم ,مسعود ,رجوی ,خواهر ,برنامه ,فرقه ,مسعود رجوی ,خواهر مریم
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.806 seconds
RSS