- مدیریت در مراسم عزاداری

مسائل عزاداری هم مدیریت می خواهد. یک مرتبه همه می خواهند یک ساعت خاصی بیرون بروند. مگر حسین ساعت هشت است؟ چه فرقی می کند هشت در خیابان بروی، یا نه؟ نه بروی یا ده؟ نه پدران ما ساعت یازده بیرون می رفتند. آقا پدران شما اشتباه می د. بی وقت در خیابان طبل می زدند مردم اذیت می شدند.
صادق به یک نفر گفت: چرا خانه ات اینطور است؟ خانه ات خیلی تنگ است. تو که وضع مالی ات خوب است، یک خانه ی بزرگ تهیه کن. گفت: مرحوم پدرم و جدم در این خانه بوده اند. گفت: اگر پدر و جد تو کار خلاف کرد، تو هم باید کار خلاف ی؟ پدر و جدت نداشتند. تو که وضعت خوب است چرا؟
بنابراین در اینکه کی بازار برویم، کی در خیابان برویم. چه طبلی؟ مثلاً گاهی نگاه می کنی جمعیت خیلی نیست اما اینقدر طبل است که شهر را تکان می دهد. من نمی گویم طبل نباشد، می گویم باید تناسبی باشد. ساعت طبل زدن، تعداد طبل ها با مقدار جمعیت، همینطور چند تا طبل برمی دارند می زنند و نه شعری، نه مرثیه ای، نه سخنرانی ای، نه گریه ای، نه آدمی، همینطور فقط هی طبل می زنند. اینها کارهایی است که حسین دوست ندارد. مردم آزاری است. من از بیان شنیدم فرمود: قرآن خواندن هم اگر مردم آزاری باشد، گناه است. قرآن خواندن تا چه برسد به طبل! نذرهای شما اگر نذرهای خاصی نیست، تقسیم کنید. حالا دهه ی دوم شما، روز بعد از عاشورا غذا بدهید. اینقدر غذا نفله می شود، چون همه نذر د روز عاشورا بدهند. شما مگر نمی خواهی به حسین هدیه کنی، بگو: حسین جان من سه روز بعد از شهادت پلو می دهم. آبگوشت می دهم. ثوابش برای تو. حسین هروقت به ایشان هدیه کنی می پذیرد. چه عاشورا، چه غیر عاشورا.
البته باید عاشورا حماسه اش سر جایش باشد. روز عاشورا فرق می کند. اما نه به مقداری که غذاها نفله شود. ما داشتیم بعضی از مراجع، آیت الله العظمی مکارم می فرمود: حاجی هایی که روز عید قربان مکه می کشند، اگر گوشتش حرام می شود، به ایران تلفن کنند، ی برایشان بکشد. البته حالا امسال گفتند، ها را پا تان فرستادند. به هر حال اسراف حرام قطعی است. اگر ی روز خاصی را نذر نکرده تقسیم کند. این یک مورد.
مجالس هم همینطور است. یکی دهه ی اول، یکی دهه ی دوم، یکی دهه ی سوم، به هر حال یک طوری نباشد یک شب همینطور قدم به قدم تکیه، بعد از یک هفته هیچی، مثل سیل یکبار می آید و می ایستد. این باران نم نم اثرش بیشتر است.

2- زنده نگهداشتن فرهنگ اهل بیت(علیهم السلام)

در مجالس چند تا اصل مراعات شود:
1- حدیث داریم مجالس عزاداری «أَحْیَا أَمْرَنَا» (بحارالانوار/ج1/ص200) یعنی امور ما اهل بیت باید زنده باشد. این آقا که بالای منبر رفت، این شعار را که خواند چه چیزی زنده شد؟ آیه ای تفسیر شد؟ تاریخ کربلا مطرح شد؟ موعظه ای شد؟ چه مطرح شد؟ این شاعر این شعری که خواند مردم چقدر رشد د؟ بعضی شعرها در شأن اهل بیت نیست. دورت بگردم. خوب مادر هم به بچه اش می گوید: دورت بگردم. چشمات کمونه، ابروت کمونه، قدت قشنگه، خوب مثلاً ابالفضل این است؟! شعری که خوانده می شود باید در آن رشد باشد. منبری باید حرف هایش رشد داشته باشد. «أَحْیَا أَمْرَنَا» یک وقت ی نگوید قرائتی چه می گوید؟ بگذارید بنویسم. تذکراتی به عزاداری؛ موضوع ما عزاداری.
1- زنده شدن امور اهل بیت. باید کاری کنیم که اهل بیت زنده شوند. حرفشان، فکرشان، فرهنگشان.
2- معرفت و بصیرت. آدم در جلسه که می آید اگر با سیزده آمد، وقتی از حسینیه برمی گردد باید نمره اش 14 باشد، پانزده باشد. یک قدم... بگوید: یک چیزی فهمیدیم که تا حالا نشنیده بودیم. نه عزاداری، مسجد. حدیث داریم هر مسجد می رود باید هشت تا چیز گیرش بیاید. یکی از این هشت تا این است. «وَ عِلْماً مُسْتَطْرَفا» (بحارالانوار/ج75/ص108) «مستطرف» یعنی تازه، هر مسجد می رود باید حرف تازه یاد بگیرد، یعنی چه؟ یعنی باید پیش هرروز مطالعه کند. شما اگر پای تلویزیون دیدی از من استفاده نمی کنی خاموش می کنی، یک کانال دیگر می روی. «وَ عِلْماً مُسْتَطْرَفا» علم تازه، معرفت تازه. باید معرفت و بصیرت باشد.
3- باید عشق آفرین باشد. عشق آفرین، یعنی باید مطالبی که گفته می شود، عشق مردم را به حسین بیشتر کند.
4- تعلیم احکام؛ اینها باید یک تابلو شود در همه هیئت ها بزنند. یعنی باید هر منبری یک فقه هم بگوید. چون خیلی وقت ها کارهای ما اشکال دارد. بگذار من یک چیزی بگویم.

3- رعایت مسایل شرعی در عزاداری

حسین وقتی کربلا آمد، زمین کربلا را ید. چرا؟ به خاطر مسأله ی فقهی. فرمود: زمین مردم است. من در زمین مردم می خواهم شهید نشوم. خون من در زمین غصبی ریخته نشود. زوارها که زیارت من می آیند، پا در زمین مردم نگذارند. ببین حسین زمین کربلا را ید که مسائل فقهی مراعات شود.
در کوفه و شام به زینب کبری صدقه دادند. فرمود: صدقه به سید حرام است. یعنی چه؟ یعنی در اوج کارها باید مواظب مسائل شرعی بود. صدقه حرام است. می شود به دیوار مسجد میخ کوبید؟ باسمه تعالی نه! حرام است. می خواهیم سیاه پوش کنیم، نکن. سیاه پوش مستحب است. اب دیوار مسجد حرام است.
خدا بهشتی را رحمت کند. من خدمت این شهید مظلوم بودم. از چند تا کشور آمده بودند با ایشان صحبت می د. همینطور این از او کشور، این از او کشور، از کشورهای مختلف صحبت می د، یک مرتبه گفت: آقایان الآن وقت است. با اجازه! الله اکبر! اول وقت.
با کفش در مسجد می آییم. می خواهیم بزنیم. این کار را نکنید. من می خواهم بکشم، شتر بکشم در خیابان. آقا شتر بکش. خدا اجرت بدهد. اما چرا وسط خیابان؟ این شتر رم می کند. و گوساله رم می کند. خونش می ریزد. اگر بارندگی شود، این آب با خون قاطی می شود. کفش مردم نجس می شود. در مسجد می روند، در حسینیه می روند، در خانه هایشان می روند، آقا کشتن شتر کار خوبی است. اما وسط خیابان کار خوبی نیست. هرچیزی در جایی. شما اگر چای را در آفتابه ی، هیچ نمی خورد. هم شربت خوب است، هم لیوان خوب است. یعنی باید کارهای ما در ظرف خودش باشد. شتر کشتن، کشتن کار خوبی است. وسط راه کشتن کار خوبی نیست. یک جای دیگر بکشید وسط راه نباشد. تعلیم احکام.
5- پاسخ به شبهات، یک سری شبهه پیش می آید. شبهه می کنند و این شبهه ها را باید جواب داد. این شبهه را هم باید جواب داد.

4- جایگاه عزاداری در قرآن کریم

الآن این وه ها راجع به عزاداری می گویند: عزاداری کجای قرآن نوشته است؟ این وه ها باید قرآن را بلد باشند. مسلمان که هستند. قرآن در سوره ی «إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ» (تکویر/1) آنگاه که خورشید نورش گرفته شد. «وَ إِذَا النُّجُومُ انکَدَرَتْ» (تکویر/2) نور ستاره ها گرفته شد. خورشید در هم پیچیده شد. چه شد، چه شد، چه شد، چه شد، چه شد، چه شد. در آن روز می پرسند این دختر زنده را چرا در گور کردی؟ مسلمان ها که دختر در گور نمی د. مشرکین دختر زنده را در گور می د. دختر را ننگ می دانستند. قرآن برای دختر مشرک هم روضه خوانده است. گفته: «بِأَىّ‏ِ ذَنبٍ قُتِلَتْ» (تکویر/9) به چه گناهی این را کشتید؟ ببینید دختر مسلمان نیست. پدرش مشرک است. دختر هم مشرک است. اما چون مظلوم است، خدا برای مظلوم آیه آورده است. «إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ، وَ إِذَا النُّجُومُ انکَدَرَتْ، وَ إِذَا الجْبَالُ سُیرِّتْ، وَ إِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ، وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ، وَ إِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ، وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ» (تکویر/1تا7) با این ریتم خاص در همه ی سوره ها هم این ریتم هست. می گوید: این دختر چه گناهی کرده بود؟ چرا زنده کشتید؟
ما اگر ی مظلوم بود باید کمکش کنیم. گول خورده هایی که گفتند: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران! اینها با قرآن آشنا نبودند. غزه و لبنان که مسلمان هستند. ما می گوییم: حتی اگر آن طرف کره ی زمین به یک دختر کافری ظلم شد، ما باید از این طرف دنیا به نفع او شعار بدهیم. به چه دلیل؟ به دلیل «إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ» خداوند برای دخترانی که در جاهلیت زنده در گور می رفتند روضه خوانده است.
«قُتِلَ أَصحْابُ الْأُخْدُودِ» (بروج/4) «اخدود» خَد یعنی گودی. یک گودی درست د، مؤمنین را در گودی ریختند و سوزاندند. و نشستند لب گودی و تماشا د. مؤمنین سوختند و اینها تماشا د. قرآن می گوید: مرگ بر شما که مؤمنین را زنده زنده سوز د.

5- سوگواری و عزاداری، نشانه عاطفه انسانی

در سوره ی بروج خداوند برای مؤمنینی که به ناحق از بین رفتند خدا روضه خوانده است. این وه ها به ما می گویند: چرا عزاداری می کنید؟ خودشان پدرشان که می میرد می برند زیر خاک می کنند. من نمی دانم مثلاً فرض کنید که شما چطور یک مرغ مرده را زیر خاک می کنید و هیچ گریه نمی کنید. این مادرش و پدرش مرده زیر خاک می کند، هیچی همینطور نگاه می کند. اصلاً گریه علامت این است که من عاطفه دارم. ببین ما دو تا چیز داریم، دو تا چراغ دارد. عقل و عاطفه! چراغ عقل بیان است.
تا مرد سخن نگفته باشد *** عیب و هنرش نهفته باشد
یعنی آدم حرف که می زند می فهمد که طرف چقدر عاقل است. بیان چراغ عقل است. اشک چراغ عاطفه است. ما نمی دانیم فلانی عاطفه دارد یا ندارد. اگر دیدیم گریه می کند، پیداست عاطفه دارد. اگر دیدیم همینطور نگاه می کند، مشکل عاطفه دارد. عاطفه اش مشکل دارد. گریه فطری است. گریه عقلی است. چقدر در قرآن آیه برای گریه داریم. چقدر روایات برای گریه داریم.
می گویند: چرا شما از دهه ی محرم عزاداری می کنید؟ فقط روز عاشورا! الله اکبر... بله آدم یک غریبه که مرد یک دقیقه به احترامش صبر می کند، اما اگر مادرش مرد، مغازه را می بندد. دو روز، سه روز مرخصی می گیرد. اگر خانمش، بچه هایش، همسرش اگر همه با هم از دنیا رفتند، ممکن است ده روز، بیست روز دیگر سر کار نیاید. حسین و اهل بیتش بود. باید پاسخ به سؤالات گفته شود. یعنی باید عزاداری ما، در هر عزاداری یک شبهه ای جواب داده شود.
6- انتقال فرهنگ کربلا به نسل نو؛ عزاداران ما پست را به بچه هایشان بدهند. مداح به بچه اش بگوید: تو بیا بخوان. رئیس هیئت به بچه اش بگوید: تو بیا رئیس هیئت شو. به چه دلیل این حرف را می زنیم؟ به دلیل حدیث. حدیث داریم وقتی می خواهی به فقیر پول بدهی، خودت نده. به بچه ات بده بگو: تو به فقیر بده. یعنی چه؟ یعنی کمک به فقرا را به نسل بعد هم منتقل کن. می خواهی افطاری بدهی. بگو: آقاجان من امسال می خواهم به بیست نفر افطاری بدهم. تو دانشجو هستی. تو دبیرستانی هستی. تو راهنمایی هستی. من این چیزها را می م تو به همشاگردی هایت بگو بیایند. که این دختر شما، پسر شما سفره بیاندازد، افطاری دادن را یاد بگیرد. ما داشتیم بعضی از تجاری را که سهم که به آیت الله العظمی، مرجعش می داد بچه هایش را می آورد، می گفت: بچه ها ببینید، این آیت الله العظمی مرجع تقلید من است. من سهم م را دو دستی تقدیم می کنم. بعد از مرگ من شما باید سهم تان را به مرجعتان بدهید. یعنی این سهم دادن، خمس دادن، انفاق، افطاری، عزاداری، این فرهنگ را به یک نسل نو هم منتقل کنیم.

6- بهره گیری از فرصت ها و دوری از فرصت سوزی

7- از زمان بهتر استفاده کنیم. لفتش ندهیم. به نظر من بهترین عزاداری، عزاداری ی است. جماعت، یک ربع تا بیست دقیقه. مداح یک ربع. سخنران نیم ساعت. دو مرتبه عزاداری و زدن یک ربع، بیست دقیقه. بعد هم بیست دقیقه هم شام می دهند. یعنی همه ی اینها یک ساعت و نیم که آدم آنجا آمد هم جماعت می خواند. هم زده است. هم مداحی گوش داده است. هم این واعظ یک چیزی گفته یاد گرفته است، هم شام خورده است. ما از غروب چراغ را روشن می کنیم تا یک بعد از نصف شب. محتوایش چیست؟ یک نوار کاست، یک روضه ی پلاستیکی. روضه ی پلاستیکی که ثواب ندارد. اگر شهرداری همه ی کامپیوترها را طوری طراحی کند، که یک مرتبه ظهر که می شود همه آجرهای تهران اذان بگویند، ثواب ندارد. آنکه از حلقومت اذان می گویی ثواب دارد. اذان پلاستیکی ثواب ندارد. وگرنه ما سی، چهل هزار تا تا ی داریم، ظهر همه رادیوشان را روشن کنند، شیشه تا ی را هم پایین بکشند. بله تهران روی هوا می رود. موج خوبی هست. کار خوبی هم هست. اما ثواب برای این است که خود انسان الله اکبر بگوید. از زمان بهتر استفاده کنیم.
8- سهم قرآن در کنار اهل بیت فراموش نشود. از همه ی منبری ها بخواهید که آقا شما در این بیست دقیقه که منبر هستید، 5 دقیقه اش را یک آیه ی قرآن برای ما تفسیر کن. 5 دقیقه اش را یک حدیث بگو. 5 دقیقه اش را تاریخ کربلا بگو. 5 دقیقه اش را هم روضه بخوان. شما اگر دکان سبزی فروشی رفتی، همه ی پولت را ریحان گرفتی. همه ی پولت را تره گرفتی. همه ی پولت را ترب گرفتی. تنوع، ما همه چیزی نیاز داریم. آدم هرچه پول دارد لحاف کرسی ب د. هرچه پول دارد مس ب د. هرچه پول دارد طلا ب د. خوب این مدیریت نیست. باید یک طوری باشد برنامه ها جامع باشد، که انسان با کلام خدا آشنا شود. با کلام پیغمبر و اهل بیت آشنا شود. با تاریخ کربلا آشنا شود. اینها باید برنامه ریزی شود. البته بعضی جاها هست، الحمدلله! خیلی جاها هستند که دقت می کنند. سهم قرآن فراموش نشود.
9- از متن، از متن مقتل خوانده شود. این دیگر برای ون است. ی در ایام عاشورا یک روز آمدند. مقتل را باز د از روی مقتل می خواندند و توضیح می دادند چه اشکالی دارد؟ حدیث هم از رویش بخوانید. خدا آیت الله العظمی گلپایگانی را رحمت کند. ایشان وقتی منبر می رفت، سالی چند منبر برای مردم می رفت. کتابش را می برد باز می کرد، از رویش می خواند و تفسیر می کرد. آدم شعر را از رویش بخواند، چه اشکالی دارد؟ شعر و حدیث را از رو خواندن عیبی ندارد. حالا مثلاً من در تلویزیون کاغذ دستم است، به نظر شما من آدم معیوبی هستم؟ چه عیبی دارد از رویش بخواند؟ مقتل را از رویش بخوانیم که معتبر باشد، سند داشته باشد.

7- توجه به اول وقت در مراسم عزاداری

از حسین(ع) به نفع استفاده کنیم. این هم یک مسأله ی مهمی است. و چند تا چیز برای شما بگویم. شاید نشنیده باشید. حسین(ع) از مکه که می خواست حرکت کند کوفه بیاید، به یک نفر گفت: تو رسماً مؤذن هستی! یعنی همان کاروان خودش و خواهرش را، یعنی کاروان حسین از مکه مؤذن داشتند. این یک مورد. 2- ابو ثمامه که ظهر عاشورا به حسین گفت: آقا ظهر شده! حسین دعایش کرد. 3- عصر تاسوعا که به خیمه ها حمله د، حسین فرمود: جنگ را فردا بیاندازید. امشب شب عاشورا است. من را دوست دارم. «أنی أحب الصلاة» (لهوف/ص89) من را دوست دارم. ظهر عاشورا می گویند: علی اکبر اذان گفت. حسین ش ش ته بود. چون دوم محرم رسید، دهم شهید شد. دوم تا دهم هشت روز است، مسافر هشت روزه ش ش ته است. ش ته دو تا حمد دارد. دو هفت تا چهارده تا. دو تا هم قل هو الله بگوییم، دو تا پنج تا ده تا، با چهارده تا بیست و چهار تا. دو تا رکوع بیست و شش تا، چهار تا سجده سی تا. تشهد و سلام. سی و پنج تا، چهل تا کلمه است. در این سی و پنج، شش تا کلمه سی تا تیر به حسین رها د. یعنی هر یک کلمه «مالِکِ یَوْمِ الدِّین‏» یک تیر. «إِیَّاکَ نَعْبُد» یک تیر. این یعنی چه؟ آنوقت می شود عزادار حسین نسبت به ، عاشق نباشد؟ مسأله فراموش نشود. هم ظهر عاشورا، هم شب عاشورا، در عزاداری ها. اول ، اول ، اول ، اول ، اول !
برای مبارزه با طاغوت و ظلم و استکبار استفاده شود. به مردم بگوییم، اصلاً این که شما می گویید زیر بار نمی رویم، مذاکره نمی کنیم، با آنها... این یعنی مبارزه با طاغوت پرچم دارش حسین است. یعنی زیر سم اسب می روم، اما زیر بار زور نمی روم. بدن من تکه تکه شود، قبول است. اما اجازه نمی دهم. مادر من فاطمه است. ی که از فاطمه شیر خورده و در دامن فاطمه رشد کرده بله قربان به یزید بگوید؟ قرآن می گوید: می دانید شما چه ی هستید؟ شما فرزند حضرت ابراهیم هستید. «مِلَّةَ أَبیکُمْ إِبْراهیمَ» (حج/78) آیه ی قرآن است. «أَنَا وَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّة» (بحارالانوار/ج36/ص8) پیغمبر فرمود: من پدر شما هستم. دخترهای ما باید بدانند مادرشان فاطمه ی زهرا است. پسرهای ما باید بدانند پدرشان علی بن طالب است. اینکه می گویم قرآن خواندم. اینکه خواندم آیه ی قرآن است. «مِلَّةَ أَبیکُمْ إِبْراهیمَ» می گوید: پدر شما ابراهیم است. «أَنَا وَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّة» یعنی من و علی بن طالب پدر شما هستیم. ما یک پدر معنوی داریم. بنابراین باید احساس غرور کنیم و هرگز زیر بار نرویم.
یک چیزی بگویم. اگر شما می خواهی وضو بگیری. یک ی آب به شما می دهد. یک شیشه آب به شما می دهد می گوید: بیا وضو بگیر. اگر می دانی منت در آن است، می گوید: تیمم کن بخوان. آبی که در آن ناز است، با آن وضو نگیر. یعنی چه؟ یعنی تو باید عزیز باشی. ی حق ندارد سرکوفت بزند. من جهازیه تو را دادم! من پولت دادم درس خو . مَن مَن مَن مَن مَن! اگر ی منت بگذارد... حتی قرآن داریم: «لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏» (بقره/264) اگر کمک به ی کردید، به زبان نیاور. به زبان بیاوری ثوابش پرید. حتی زن به شوهر بگوید: من لباس هایت را شستم. من برایت غذا درست . هیچی اجرش از بین رفت. مرد بگوید که: من برایت طلا یدم. من تو را مشهد، عمره، کربلا بردم. چرا من می گویی؟ رزقش بوده است. بنابراین سعی کنید من نگویید. من ج می دهم. این هیئت رئیسش من هستم! من که آمد خدا پاک می شود. من که آمد خدا پاک می شود. خدا شریک قبول نمی کند. شریک قبول نمی کند. محله ی ما همینطور هستند. تعصبی می شوند روی محله ما! هیئت ما، محله ی ما، علامات ما، نمی دانم چه چیز ما، اینها را نگویید.
از حسین برای وحدت استفاده کنید. الله اکبر چه قدرتی است! چه قدرتی است! هیچ قدرتی در کشور ما مثل حسین همه ی گروه ها را یکجا جمع نمی کند. در حزب ها تکه تکه می شوند. در انتخابات رئیس جمهوری، مجلس، شورای شهر تکه تکه می شوند. در سلیقه ها تکه تکه می شوند. در شغل ها تکه تکه می شوند. در سلیقه ها... همه جا مردم... تنها جایی که... حتی در مردم تکه تکه می شوند. یک عده این مسجد می روند، یک عده این مسجد می روند. تنها جایی که همه پیراهن سیاه می پوشند و همه یک کلام می گویند: یا حسین! حسین توانست یک وحدتی به وجود بیاورد، از این وحدت استفاده کنیم.

8- ساخت حسینیه در کنار مسجد

حسینیه نسازید مگر کنار مسجد. حسین بنده ی خدا بود. عبد خدا بود. پیغمبر «و اشهد ان محمداً عبده و رسوله» (صلوات حضار) حسین بنده ی خدا بود. به خاطر اطاعت از خدا رفت شهید شد.
ب یک مهمان داشتیم، می گفت: در فلان روستا حسینیه ساخته بالای دو میلیارد تومان. حضرت عباسی حسین راضی است؟ ما حسینیه هایمان در سال چند شب باز است؟ کدام عاقل برای یک گونی آرد یک نانوایی درست می کند؟ کدام عاقل برای ده کیلو آرد یک نانوایی باز می کند؟ چرا ما به اسم دین برای سه شب عزاداری یک حسینیه می سازیم؟ کنار مسجد یک جا بسازید که اگر جمعیت زیاد شد در حسینیه بروند. البته بخش حسینیه جدا باشد. چون گاهی وقت ها در مسجد نمی توانند بیایند، در حسینیه بروند. در حسینیه عزاداری کنند، بزنند. شام بدهند. مراسمشان در حسینیه باشد. ولی این حسینیه درش به مسجد باز باشد. چند منظوره... یک حسینیه می سازید مستقل دور از مسجد، تازه از شب اول محرم هم خیلی جاها روضه نیست. خیلی حسینیه ها از شب پنجم، ششم شروع می شود. من حسینیه های تهران را بعضی هایش را می شناسم. نمی گویم همه. بسیاری از حسنیه های تهران در طول سال آن استفاده هایی که باید شود، نمی شود. آنوقت شما می دانید سی هزار روستا داریم مسجد ندارد؟ سی هزار روستای بی مسجد! خود حسین باشد چه می کند؟ حسینیه باید وصل به مسجد باشد. و همچنین عباسیه، زینبیه، مهدیه، یعنی هی تکه تکه اش نکنیم. همه ی زورمان را باید روی خانه ی خدا بگذاریم، همه هم بنده ی خدا هستند. حضرت مهدی بنده ی خداست. پیغمبر بنده ی خداست. گفتند: «عبده»، «عبده و رسوله» عبد است. محور مسجد باشد. براساس مسجد، کنار مسجد یک سالن بسازند، حسینیه. که اینها به هم کمک کنند.
توجه کنیم در عزاداری وهن شیعه نباشیم. وهن شیعه نباشد. بعضی از عزاداری ها وهن شیعه است. البته خوب حالا ممکن است، گوش ندهند من قیامتی دارم و آن آقایی هم که گوش نمی دهد قیامتی دارد. حداقل من می توانم در قیامت یقه اش را بگیرم.
یک مشت قمه زن لجوج داریم. که اینها از بعضی مراجع هم فتوا گرفتند که قمه جایز است. اولاً اینکه بعضی از علما می گویند: جایز نیست. مثل ی. او هم که می گوید: جایز است، قمه زدن نه واجب است نه مستحب است. فوقش در فتوا می گوید: جایز است. ما می گوییم: این آقایی که اینقدر شاخ و شانه می کشد برای قمه زدن که بعضی از آقایان می گویند: جایز است، خوب احترام فتوای مراجع سر جایش. جایز است. ولی ما یک سؤال می کنیم. نگفته که مستحب است. نگفته که واجب است. از این آقای قمه زن سؤال می کنیم. سهم شما (یعنی قمه زن) در چیست؟ در سال چند بار می روید؟ در جماعت چیست؟ سهم شما در فقرا چیست؟ سهم شما در زکات چیست؟ سهم شما برای دخترها و پسرهایی که همسر ندارند چیست؟ ازدواج جوان های فقیر چیست؟ سهم شما در رشد علمی چیست؟ همه را خط می کشد روز عاشورا می خواهد قمه بزند. کجای این دین است؟ مستحب، جماعت مستحب، کمک به فقرا واجب، زکات واجب، ازدواج جوان ها واجب، یعنی واجبات را اعتنا نمی کنیم، و اصرار داریم که حتماً...
حالا هر می خواهد بزند، بزند. من خیلی چیز نیستم که... ولی وهن شیعه نباشد. تلویزیون ، اروپا هی ع و قمه زن ها را نشان بدهد، بگوید: شیعه ها، این اصول گراها، این ی ها، شیعه، الآن می دانی شیعه را به چه می شناسند؟ بگویم؟ در کره ی زمین، در کره ی زمین شیعه یعنی مقاومت. و این به خاطر هشت سال، های ما، ی های ما، امت ما هشت سال مقاومت کردیم، بعد از این هم سید حسن نصر الله و بچه های لبنان مقاومت د. بعد هم غزه! به خاطر مقاومت شیعه مطرح شد. ما باور نمی کردیم اندونزی اینقدر شیعه داشته باشد. گروه گروه دارند شیعه می شوند به عنوان اینکه شیعه مظهر مقاومت است. شیعه را به مقاومت می شناسند.
حالا شما یک استکان خون روی صورتت بریزد یا نریزد. این علامت... شما چند وقت جبهه بودی؟ در کدام خطر مقاومت کردی؟ ارزش ما به تقوا است. ارزش ما به مقاومت است. ارزش ما به علم است. ارزش ما به این اختراعاتی است که جوان های علمی ما می کنند. ایران یعنی مبتکر، ایران یعنی در همه مسابقات می رود مدال طلا می آورد. ایران یعنی روز به روز در هر کجا حرف می زنیم مطرح می شویم. هیچ کجا، الآن سی سال از انقلاب می رود. یک قمه زن به من بگوید: آقا به خاطر قمه ی من پیش رفت. یک نمونه بگوید، اگر پیش رفته است، به خاطر بوده است. به خاطر هشت سال مقاومت ایران بوده است. به خاطر سید حسن نصر الله و لبنان و فلسطین و غزه و اینها بوده است. هرکجا پیش رفته است به خاطر یا علم بوده، یا ابتکار بوده، یا مقاومت بوده است. با قمه تا حالا هیچ پیش نرفته است.
حالا در عین حال ی می خواهد لجبازی کند، لجبازی کند. قرآن به پیغمبر می گوید: پیغمبر تو بگو، «وَ إِنْ تَوَلَّوْا» (بقره/137) در قرآن «تَوَلَّوا» زیاد است. یعنی بگو، یک عده هم گوش نمی دهند. کلمه ی «وَ إِنْ تَوَلَّوْا» در قرآن زیاد آمده است. یعنی پیغمبر غصه نخور. تو بگو یک عده هم گوش نمی دهند. خوب گوش ندهند. گوش ندهند. ولی من غصه می خورم، انی که راجع به انواع واجبات و انواع مستحبات هیچ کت نمی نویسند، یک مرتبه از مرجع تقلیدش نپرسیده که آقا مثلاً در این کار ما چه کنیم؟ ولی راجع به قمه کتاب چاپ می کند، مجله چاپ می کند، بروشور، چاپ می کند. تبلیغ می کند. شمشیرهایشان را تیز می کنند. در عین حال... بروید بالا... به قمه زن ها می گویم. بروید بالا خودتان را بکشید. بروید در سر کوه، بروید در چاه، پایین و بالا هرکاری ید، هیچ نگفته قمه واجب است. هیچ هم نگفته مستحب است. فوقش بعضی می گویند چه؟ جایز است. ما می گوییم: تازه جایز است چند دقیقه؟ یک روز عاشورا. قمه زدن می دانید چقدر طول می کشد؟ یک دفعه چنین می کنند تمام می شود می رود. یعنی برای یک دقیقه در یک روز، تمام سال دارند فعالیت می کنند که قمه زدن را رشد بدهند. آنوقت برای واجباتی که در طول سال، در طول ماه، در طول هفته، همیشه واجب است. همیشه... برای واجبات و مستحبات همیشه تلاش نیست. برای جایز بودن یک دقیقه... این کار را نکنید. وهن شیعه نباشد که تلویزیون اروپا قمه زدن ما را نشان بدهد. به ریش ما بخندند. ممکن است هم بخوانیم به ریش ما بخندند. ما می خوانیم. ولی را قرآن می گوید. گفته: «إِذا نُودِیَ لِلصَّلاة» ( /9) وقتی «وَ إِذا نادَیْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً» (مائده/58) ممکن است به اذان ما هم بخندند، منتها اذان را آیه داریم. آیه داریم. در واجبات ما فکر خنده ی دیگران نیستیم. اما در چیزی که نه واجب است، نه مستحب، چرا یک کاری می کنید به ما بخندند؟ خیلی خوب...
حرمت علم و عالم حفظ شود. اینطور نباشد پای مداح بنشینیم عالم که می رود سخنرانی کند، از پای منبرش بلند شویم. وقت خوب را به مداح بدهیم، وقت بد را به عالم بدهیم! حرمت علم باید حفظ شود.
تلاوت قرآن در لابلای عزاداری توسط قاریان خوش صدا. در همه ی محله ها قاری خوش صدا هست. بیایند آیات شهادت را در عزاداری بخوانند. «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ» (بقره/155) «قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّه‏» (آل عمران/169) آیات جبهه و جنگ را در عزاداری خوش صدا بخواند، و همینطور پخش شود، مردم راه بروند و گریه کنند. چه اشکال دارد؟ به جای مداح، نه اینکه مداح را حذف کنیم. یعنی هم مداحی باشد، این آیات قرآن را در خیابان بکشیم. بسیار خوب... اشاره می کنند وقت تمام شد. حرف های من تمام نشد.
خدایا به آبروی حسین عزاداری های ما را آنگونه قرار بده که حضرت مهدی لذت ببرد. آنگونه عزاداری های ما را قرار بده که خود حضرت مهدی آنگونه عزاداری می کند. انگونه توفیق بده عزاداری کنیم که مراجع گذشته و حال ما آنگونه عزاداری می کنند. عزاداری های ما را از ول جی، کارهای خلاف بهداشت، مثل شتر کشتن در خیابان، کارهای خلاف بهداشت، کارهای ایذایی، طبل بزرگ وقتی که مردم خواب هستند، صدای بلند گو، عزاداری های ما را از مردم آزاری دور بدار.
«والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته»