نـــــــــــازنــیـــــــــن مــــــــــــــن

نـــــــــــازنــیـــــــــن مــــــــــــــن از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

نفــس صبـــــح

نفس صبح

خوب بپرس حال دلم اینکه گناه نیست بپرس
غیر صبح نفست آب و هوا نیست بپرس

بسته ای پای دلت پای نگاهم کردی
شاهدم درد من است جور شما نیست بپرس

بر لب بلبل هر باغ سخن های تو بود
قصه ای عطر گل و سرو رسا نیست بپرس

نیست در مسجد و در کنج کلیسا ی
قلب تو جای خدا است ریا نیست بپرس

مست هر دیده و هر چشم سیاه کی گشتم
جز لب لعل تو ما را دوا نیست بپرس

خم گردیده اگر قامت من از پیری
جز تب عشق دگر شور و نوا نیست بپرس

آتشی میزند امروز به من آتش تو
خوب بسوزان مرا آب بقا نیست  بپرس

خسته از جور زمان جور زمینم امشب
دل ما را به خدا هیچ صدا نیست بپرس

غزلی باز به سنگ دل تو حک
تا بدانی که  بجز عشق مرا نیست  بپرس

برچسب ها : نفــس صبـــــح
نفــس صبـــــح
نفس عشق

نفس عشق
بیا مهمان چشمت کن شبی ما را به تنهایی
هوای خانه را پر کن به عطر شور شی
به برگ گل تو ترسیم کن و بنویس دوستم داری
نترس از مردمان شهر نترس از بیم رسوایی
بهایی تار یک مویت اگر عاشق شوی دنیاست
به ماه صورت عاشق شب تار است مهت
جهان بی عشق جهان جهل جهان سرد تنهاییست
نفس از عشق میبخشند در این شبهای نورانی
به پاس بودنت جانم هزاران سجده خواهم کرد
تو ای زیبای زیبایان چقدر طناز و زیبایی
به عمرم درد و غم دیدم نمی پرسم کجا بودی
مرا در ساحل امید تو فر تو دریایی

برچسب ها : نفس عشق
نفس عشق
آرزو .......

آرزو   ......

برای بوسه ها لب شیرین میخواهم
از این باغ پر از مهرش گلی  گلچین میخواهم

ببین چشمک زند تا صبح تمام اختران مست
فقط از ک شان دور مه و  پروین میخواهم

تو از صبح غزلهایم کدامین واژه میخواهی
من از چشم سیاه تو شب رنگین میخواهم

بهای عشق تن و جان است بگیر از تو بگیر بردار
شهید یک نگاه تو من مسکین میخواهم

بدست باد بسپارید پیام عشق ما امشب
که از خوبان این عالم دل زرین میخواهم

مبادا مرگ یک روزی سراغ شعر ما گیرد
من از حافظ دعای خیر ز تو آمین میخواهم

برچسب ها : آرزو .......
آرزو .......
هـــــــوای یــــــــــــــــار ......

هوای یار   ......

دیگر سخن از عشق ی چشم سیاه نیست
امروز ترا دارم و حرف دگرا نیست

افسانه ای من شهر به شهر کوه به کوه رفت
جز بوسه ای شیرین لبت هیچ دوا نیست

دیدم که گره خورده نگاهم به نگاهت
شادم که تو هستی و دگر گره گشا نیست

ماه دل من هر غزلم صبح  تو دارد
این جا به جز  عطر تنت آب و هوا نیست

من منتظرم باغ گلی عشق تو باشد
این غنچه ای دل را همه جا لطف و صفا نیست

دانسته کنم سجده   به  آن خاک کف پا
کفرم تو مگیر جز تو خ به خدا نیست

با من تو بمان هر نفسم یاد تو دارد
من عشق ترا دارم و جز عشق شما نیست

زاهد تو ندانی که  گناه چیست  وخطا چیست
در مذهب دل عشق  گناه نیست .... گناه نیست



برچسب ها : هـــــــوای یــــــــــــــــار ...... - گناه ,گناه نیست
هـــــــوای یــــــــــــــــار ...... گناه ,گناه نیست
آشنــــــــــــــــــــا ......

آشنــــــــــــــــــا .........

همین است رسم دل باختن وفا بلد هستم
تو میخواهی بخواه جانم فدا بلد هستم

به من گفتند خ است پناهم بر خدا
به زیر لب ترا خواستم دعا بلد هستم

چه زیبا است که تو امشب به آغوش دلم هستی
مرا مست دو چشمت کن گناه بلد هستم

مگو از عشق بیزاری مگو از عشق بیماری
دلت را هدیه کن با من شفا بلد هستم

خزان از من گریزان است تو فصل نو بهارانی
مرا عشق است دارویم دوا بلد هستم

اگر روزی بیازارند دل شیدا و زیبایت
برای دشمنانت گو جفا بلد هستم

برچسب ها : آشنــــــــــــــــــــا ......
آشنــــــــــــــــــــا ......
شهیــــــــــد ......

شهیــــــــــــــد   .........

از ما خبر نداری ما جان به تن نداریم
خاموش شهر دردیم حرف و سخن نداریم

دل بود گلاب باغی از این دیار بردند
برگ خزان زردیم دشت و چمن نداریم

هر سو پریده رفتند پروانه های شهرم
با بی وطن بگوئید ما هم وطن نداریم

هر غنچه گل که داشتیم پر پر به باد غم شد
ما لاله های دردیم ما یاسمن نداریم

ب به خواب دیدم آمد شهید شهرم
میگفت که یاد ما کن ما هم کفن نداریم

یارب تو لایزالی یکبار تو دل بسوزان
بی دست و پا و چشمیم کام و دهن نداریم

برچسب ها : شهیــــــــــد ......
شهیــــــــــد ......
آسمان عشــــــق .....

آسمان عشق

کاش نفرینم کنی در بند و زندانت شوم
یا بمیرم از برایت یا که از آنت شوم

راز عشق زیباست جانم من فقط دانسته ام
مهربانی کن برایم تا که قربانت شوم

آسمان  هر شب به دوش دارد غم عشاق را
بسته کن دل را به زلفت  جان جانانت شوم

از برای دیدنت صف بسته اند حور و پری
کاش میبود بخت ما را تا که دربانت شوم

زندگی را یافتم از چشم مست و شوخ تو
 کن به سوی من  نگاهی  غرق چشمانت شوم

از خدا خواهم که باشی آسمان عشق من
هر دمی باشم کنارت ماه تابانت شوم

برچسب ها : آسمان عشــــــق ..... - آسمان
آسمان عشــــــق ..... آسمان
امیــــــــــــــد .....

امــــــیـــــــد .......

تو هستی در کنار دل هنوز دنیای ما زیباست
هنوز باغ و چمن زیباست هنوز گلهای ما زیباست

هنوز موج است که میغلتد هنوز آب است هنوز ماهیست
هنوز هم ساحل دریاست هنوز دریای ما زیباست

هنوز در قلبی است هنوز از عشق داستانهاست
هنوز بوسد لبی را لب هنوز شبهای ما زیباست

هنوز در شهر یاری است هنوز هر جا وفایی است
هنوز خورشید عشق از ماست هنوز دلهای ما زیباست

اگر جهل است تمام گردد اگر ظلم است نمیماند
همین امید ما فرداست همین فردای ما زیباست

ببین دشت را ببین کوه را هنوز لاله چراغان است
گل سهراب * می نازد شقایق هــای ما زیباست

یکی روزی گلی ازغنچه های باغ می آید
هنوز دستی به دستی است هنوز دنیای ما زیباست

* مقصدم از گل سهراب همان شعر قشنگ و به یاد ماندنی شاعر زنده یاد
سهراب سپهری است که گفته بود ( تا شقایق است زندگی باید کرد ) میباشد

برچسب ها : امیــــــــــــــد ..... - زیباست ,سهراب ,زیباست هنوز ,هنوز دنیای
امیــــــــــــــد ..... زیباست ,سهراب ,زیباست هنوز ,هنوز دنیای
تمنــــــــــــــــــــا

تمنـــــــــــــــــا  .......

هوسی کرده لبم باز ترا بوسه کنم
از سر و موی و لب و چشم سیاه بوسه کنم

این گناه نیست که من روز و شبم فکر تو است
این گناه نیست ....... ترا پیش خدا بوسه کنم

خواب از چشم دلم   برده ای ای دلبر ناز
صبح هنگام وقت دعا بوسه کنم

خبر آمد که سفر کرده ای ما می آید
دست و پا بوسه کنم  صورت ماه بوسه کنم

غم دنیا ندارم که تو دنیای منی
باش امروز کنارم  ......   که ترا بوسه کنم

برچسب ها : تمنــــــــــــــــــــا - بوسه ,گناه نیست
تمنــــــــــــــــــــا بوسه ,گناه نیست
آرزوی تــــــــــــــــــو ......

آرزوی  تو  ..............

همین امشب که اینجایی رها کن یاد فردا را
بنوش پیمانه ای از عشق بگیر جام می ما را

لبان بوسه خواه من هنوز قند و شکر دارد
نمیدانم تو میخواهی دل شیدا و رسوا را

اگر حافظ خبر میداشت ز چشم مست شهلایت
به شوق و ذوق میبخشید تمام خاک دنیا را

نه چون حافظ که سعدی هم برایت میسرود میگفت
خوشم خیزم به روز ببینم روی زیبا را

نیم مجنون نیم فرهاد ولی عاشقترم  دانم
چه سازم بیتو روزم را چه سازم بیتو شبها را

به ساحل از چه میگفتی که دل در میلرزید
هنوز هم موج در چشم است ببین طوفان دریا را

برچسب ها : آرزوی تــــــــــــــــــو ...... - سازم بیتو
آرزوی تــــــــــــــــــو ...... سازم بیتو
دعــــــــــــــــای سحر

دعــــــــــــــــای سحــــــــــــــر   .......

بیا که عشق هنوز هم هوای خانه ای ماست
گل سپید سحر عطر آشیانه ای ماست

تو از دروغ و دغل از جفای من گفتی
صداقتی که به لب بود در جوانه ای ماست

مرا بهشت رخت درس مهربانی داد
کلام عشق خدا واژه ای ترانه ای ماست

به سوی کوی دگر کی روم تو میدانی
که خاک پای تو در بام و سقف خانه ای ماست

شهید عشق ترا نه مزار و نه سنگ است
دو سه شقایق  داغدار  همان نشانه ای ماست

سحر که دست دعا میکنم بلند هر روز
به لب همیشه تو هستی همین بهانه ای ماست

برچسب ها : دعــــــــــــــــای سحر
دعــــــــــــــــای سحر
سلام آخــــــــــــــــر ...............

سلام آخـــــــر  .......

روزگاریست که از یاد رخت بیخبرم
چاره ام کن چه کنم هیچ نروی از نظرم

وای ای وای که پائیز به پائیز چه کرد
نیست آن غنچه ای طناز کنارم به ببرم

ساقیا باده و پیمانه بده  مستم کن
آتش هجر چه سخت است که سوزد جگرم

همه دانند که زندان جفا تنهاییست
من در این خلوت شب بی و بی بال و پرم

غنچه ای باغ بهشت عطر ترا خواهد داشت
گر خدا لطف کند سوی تو افتد گذرم

ماه من  شهر دلم منتظر مقدم تست
تو بپرس حال مرا حال مرا در بدرم

برچسب ها : سلام آخــــــــــــــــر ...............
سلام آخــــــــــــــــر ...............
هجــــــــــــــــــــر

هجـــــــــر

درد هجران ترا چاره و درمانم نیست
تو کجایی که مرا صبح بهارانم نیست

دیر زمانیست که در کنج دلم جا کردی
جز تو ای ماه مرا همسفر راهم نیست

میشوم گرم من از هر نفس آغوشت
ترسم از آمدن فصل زمستانم نیست

من که از جور زلیخا به زندان بودم
راز هر عشق تویی قصه ای کنعانم نیست

یاد تو روز و شب این جا کنار دل ماست
جز همین حرف دگر دفتر و دیوانم نیست

راست گویم تو شدی دلبر فرزانه ای دل
روح من گیر عزیزم......... خبر از جانم نیست

برچسب ها : هجــــــــــــــــــــر
هجــــــــــــــــــــر
تــــــــــــــــــــرس .....

تـــــــــــرس  ......

ترس دارم که تو با یار دگر یار شوی
همدل و هم نفس و دلبر و دلدار شوی

ترس دارم که نباشی و بمیرم از درد
تو به اندوه غم و غصه دل افکار شوی

سخت از فتنه ای دوستان دروغین ترسم
بیم آن میکنم ای ماه گرفتار شوی

تا سحر بوسه زدم قصه ای شیرین گفتم
یادی از تیشه ن که تو بیدار شوی

دامن پاک تو امروز به دست دل ماست
وای مبادا که تو در بند خس و خار شوی

یار من همسفر هر و نا نشوی
ترسم آنست که تو بیمار تو بیمار   شوی

برچسب ها : تــــــــــــــــــــرس .....
تــــــــــــــــــــرس .....
نــــــــــامه .......

نــــــــامـــــــه  .......

من عاشقانه شعر خدا را نوشته ام
از مستی نگاه تو هر جا نوشته ام

هر بار سر به دامن پاکت گذاشت دل
بی آشنا بی و تنها نوشته ام

امشب غروب سرد خزان است تو نیستی
در برگ برگ خسته ای گلها نوشته ام

با من چه کرده ای که مرا مست کرده ای ؟
هر بار از برای تو شبها نوشته ام

بیمار چشم شوخ تو گشتم دگر مپرس
با هر سرود اشک به دریا نوشته ام

دلبسته نیستم به زر و زیور و طلا
شعری برای عاشق شیدا نوشته ام

امروز رسیده است که بخوانی نامه ام
دارم ترا دوست  .......چه زیبا نوشته ام

برچسب ها : نــــــــــامه ....... - نوشته
نــــــــــامه ....... نوشته
صدای دل ......

صدای دل    ...........

ندارم شب اگر آن ماه تو هستی
نمیخواهم بهشت این جا تو هستی

اگر من سجده پای هر بت
گمان بردم که آن زیبا تو هستی

نفس من میکشم در ساحل عشق
که موج و بستر دریا تو هستی

مرا منزل شده در گوشه ای باغ
عزیزم غنچه ای گلها تو هستی

چه زیبا است شقایق های آن دشت
گل من لاله ای صحرا تو هستی

اگر روزی به دور کعبه گشتم
همیشه گفته اند آنجا تو هستی

صدای دل شنیدم صبح صادق
که جانانم فقط این جا تو هستی

برچسب ها : صدای دل ......
صدای دل ......
امیـــــــــــــد .......

امیـــــــــد   ........

مانند ماه به دامن شب میبرم پناه
وقتی که داغ لاله ای دل میشود سیاه

من مرده ام اگر چه نفس میکشم هنوز
من زنده ام اگر چه شدم از غمش تباه

دیگر ز درد هجر سراپا ماتمم
هر لحظه نوش کنم به خدا باده ای گناه

هر خنجری که خورده ام از دست روزگار
با چشم مست دلبر خود........ گشته ام شفا

باغ بهشت بیتو نمیخواهم از ی
لطفی عزیز دل من  ..... بیا  بیا

افسانه ای فریب جهنم مکن تو شیخ
این قصه ای دروغ تو گفتی تو سالها

یک حرف از محبت و از عشق به ما بگو
ما عاشقیم خدای محبت خدای ما

دوران بی ی به خدا میرسد به سر
روزی رسد که یار گرامی رسد ز راه

برچسب ها : امیـــــــــــــد .......
امیـــــــــــــد .......
عشق آسمانی ......
عشق آسمـــــــــــانی   .......

دلم غمگین و تنها است برایم مهربانی کن
ترا از جان و دل خواهم کنارم زندگانی کن

فلک غمگین و دل غمگین هوای شعر من غمگین
برای لحظه ای امشب برایم شادمانی کن

ش تند درب میخانه نمی آید صدای تار
کنار بسترم بنشین برایم نغمه خوانی کن

مرا در بند خود کردی به آن چشمان شهلایت
بیا عشق و وفایت را برایم جاودانی کن

من از عشق زمینی بارها گفتم که میترسم
تو گفتی عاشقم هستی همین را آسمانی کن

برچسب ها : عشق آسمانی ...... - برایم ,غمگین
عشق آسمانی ...... برایم ,غمگین
هـــــــدیه ..........
هــــــدیه  ..........
دل برای عاشقیست جانانه کن با خود ببر
دست و پایش را ببند زولانه کن با خود ببر

سوخت عمری بی و تنهای تنها در قفس
همدمش باش بوسه کن مستانه کن با خود ببر

از مقام عشق میدانم من آنجا بوده ام
آتشی در دل بزن پروانه کن با خود ببر

در جوانی جز کلام نام و ننگ نشنیده ایم
هر طرف فریاد زن آوازه کن افسانه کن با خود ببر

سالهای بیتو بودن طاقت ِ بر من نماند
خانه ای صبر مرا از بن ویرانه کن با خود ببر

درد هجرانت  تو میدانی مرا مجنون کرد
لیلی زیبای من دستم بگیر دیوانه کن با خود ببر

برچسب ها : هـــــــدیه ..........
هـــــــدیه ..........
جواب
جـــــــواب   .....

تو میدانی که دلدارت کدام است
تو میفهمی که غمخوارت کدام است

به تو گفتم ز سوز ای خویش
نپرس دیگر که بیمارت کدام است

دوای    دل دوای عشق تو هستی
نگو مجنون به دیدارت کدام است

ترا چون  غنچه ای در دل نشاندم
خدا یا نازنین خارت کدام است

بهای چشم مست تو غزلهاست
نپرس از من که گفتارت کدام است

تو ماه من شدی از خلق چه پنهان
نگو آ شب تارت کدام است

برچسب ها : جواب - کدام ,کدام استتو
جواب کدام ,کدام استتو
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.186 seconds
RSS