نـــــــــــازنــیـــــــــن مــــــــــــــن

نـــــــــــازنــیـــــــــن مــــــــــــــن از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

قــــــــانــــــع .....

قــــــــانـــع   ...........

بوسیدن از لبان تو جانا مرا بس است
شهد و شکر چشیدن  آنجا مرا بس است
زمزم کجا و باده و ساغر بگو کجا  ؟
حاجی آن لب زیبا مرا بس است
داشتم دلی برای تو دادم بگیر  ببر
عشق تو ای امید دل ما مرا بس است
گلبرگ خاطره به دلم چنگ میزند
چشم سیاه آن گل رعنا مرا بس است
پائیز عمر قصه ای بیداد زندگیست
از این جهان دعای شما ها مرا بس است
از باغ دل گلی به تو ای دوست میدهم
عهد و وفا و مهر تو حاشا مرا بس است

برچسب ها : قــــــــانــــــع .....
قــــــــانــــــع .....
حقیقت ......

حقیقت

میتوانم که ترا در دل و جان جا بدهم   شوخی نیست
میتوانم که ترا مسکن و ماوا بدهم شوخی نیست
میتوانم که به عمرم فقط از جام تو بنوشم
 از لبم  ساغر و مینا بدهم شوخی نیست
خوب تکرار نشده قصه ای مجنون دیریست
نام زیبای ترا شهرت لیلا بدهم شوخی نیست
عشق پیوند نگاهیست که راهش به دل است
جان به جانانه ای زیبا بدهم  شوخی نیست
خبری نیست دگر هر جه که هستی توئی
دین و دل امشب و فردا بدهم  شوخی نیست
قدر چشم سیه ات من به خدا میدانم
هر چه خواستی  تو  بگو تا بدهم شوخی نیست
مرگ پروانه ای سیه  یادم است
درد هجر تو کجا ها بدهم شوخی نیست
من همانم که هنوز هم به عشق سجده کنم
جان بخواه جان که    جانا  بدهم شوخی نیست

برچسب ها : حقیقت ...... - شوخی ,بدهم ,بدهم شوخی ,بدهم شوخی ,شوخی نیستمیتوانم
حقیقت ...... شوخی ,بدهم ,بدهم شوخی ,بدهم شوخی ,شوخی نیستمیتوانم
میلاد شعـــــــر ......

میلاد شعـــــــر
چه تکرار است نام تو به کنج دفترم امشب
چه میخواهی به هر واژه به اشعار ترم امشب
تو میدانی که دارم دوست به تو هر بار هم گفتم
ترا خواهم کنار دل  کنار بسترم امشب
به خاموشی سخن گفتم ترا   جستم ترا خواستم
بهانه میکند این دل که نیستی در برم امشب
ی احوال زار ما به این غربت نمیگیرد
سرا پا انتظارم من دو دیده بر درم امشب
به مژگان کشته ای جانم به ساغر زنده کن مارا
شفاهم ده شفاهم کن   بده بال و پرم  امشب
چه زیبا بود خیال تو هنوز هم عطر تو این جاست
شب میلاد شعرم شد تو هستی گوهرم امشب

برچسب ها : میلاد شعـــــــر ...... - میلاد
میلاد شعـــــــر ...... میلاد
غـــــــو غـــــــــا ..........


غــــو غــــــا    .......
کاش بدانی به دلم عشق تو غوغا دارد
آتشی است که تا عمق تنم جا دارد
من به مهمانی چشم سیه ات آمده ام
صبح باغ نفسم قصه ای لیلا دارد
درد دنیا چه کنم درد و غمم درد تو است
عاشقی از ازلش ای رسوا دارد
خواب بود خواب خوشی دوش ترا میدیدم
لب من بود و لبت بوسه تمنا دارد
عطر آغوش تو بود در چمن تنهایی
یک بهشت ناز و ادا ناز و اداها دارد
وای ای زندگی ای عشق به تو میبالم
قلب آشفته ای من عاشق شیدا دارد
نکنم ترک ترا تا نفسم باقی است
خوش به حال دل من یار دلارا دارد
چیست این زندگی از دوست بنالیم برویم
دوست من هدیه ای عشق ارزش دنیا دارد

برچسب ها : غـــــــو غـــــــــا ..........
غـــــــو غـــــــــا ..........
نفــس صبـــــح

نفس صبح

خوب بپرس حال دلم اینکه گناه نیست بپرس
غیر صبح نفست آب و هوا نیست بپرس

بسته ای پای دلت پای نگاهم کردی
شاهدم درد من است جور شما نیست بپرس

بر لب بلبل هر باغ سخن های تو بود
قصه ای عطر گل و سرو رسا نیست بپرس

نیست در مسجد و در کنج کلیسا ی
قلب تو جای خدا است ریا نیست بپرس

مست هر دیده و هر چشم سیاه کی گشتم
جز لب لعل تو ما را دوا نیست بپرس

خم گردیده اگر قامت من از پیری
جز تب عشق دگر شور و نوا نیست بپرس

آتشی میزند امروز به من آتش تو
خوب بسوزان مرا آب بقا نیست  بپرس

خسته از جور زمان جور زمینم امشب
دل ما را به خدا هیچ صدا نیست بپرس

غزلی باز به سنگ دل تو حک
تا بدانی که  بجز عشق مرا نیست  بپرس

برچسب ها : نفــس صبـــــح
نفــس صبـــــح
آرزو .......

آرزو   ......

برای بوسه ها لب شیرین میخواهم
از این باغ پر از مهرش گلی  گلچین میخواهم

ببین چشمک زند تا صبح تمام اختران مست
فقط از ک شان دور مه و  پروین میخواهم

تو از صبح غزلهایم کدامین واژه میخواهی
من از چشم سیاه تو شب رنگین میخواهم

بهای عشق تن و جان است بگیر از تو بگیر بردار
شهید یک نگاه تو من مسکین میخواهم

بدست باد بسپارید پیام عشق ما امشب
که از خوبان این عالم دل زرین میخواهم

مبادا مرگ یک روزی سراغ شعر ما گیرد
من از حافظ دعای خیر ز تو آمین میخواهم

برچسب ها : آرزو .......
آرزو .......
آشنــــــــــــــــــــا ......

آشنــــــــــــــــــا .........

همین است رسم دل باختن وفا بلد هستم
تو میخواهی بخواه جانم فدا بلد هستم

به من گفتند خ است پناهم بر خدا
به زیر لب ترا خواستم دعا بلد هستم

چه زیبا است که تو امشب به آغوش دلم هستی
مرا مست دو چشمت کن گناه بلد هستم

مگو از عشق بیزاری مگو از عشق بیماری
دلت را هدیه کن با من شفا بلد هستم

خزان از من گریزان است تو فصل نو بهارانی
مرا عشق است دارویم دوا بلد هستم

اگر روزی بیازارند دل شیدا و زیبایت
برای دشمنانت گو جفا بلد هستم

برچسب ها : آشنــــــــــــــــــــا ......
آشنــــــــــــــــــــا ......
آسمان عشــــــق .....

آسمان عشق

کاش نفرینم کنی در بند و زندانت شوم
یا بمیرم از برایت یا که از آنت شوم

راز عشق زیباست جانم من فقط دانسته ام
مهربانی کن برایم تا که قربانت شوم

آسمان  هر شب به دوش دارد غم عشاق را
بسته کن دل را به زلفت  جان جانانت شوم

از برای دیدنت صف بسته اند حور و پری
کاش میبود بخت ما را تا که دربانت شوم

زندگی را یافتم از چشم مست و شوخ تو
 کن به سوی من  نگاهی  غرق چشمانت شوم

از خدا خواهم که باشی آسمان عشق من
هر دمی باشم کنارت ماه تابانت شوم

برچسب ها : آسمان عشــــــق ..... - آسمان
آسمان عشــــــق ..... آسمان
تمنــــــــــــــــــــا

تمنـــــــــــــــــا  .......

هوسی کرده لبم باز ترا بوسه کنم
از سر و موی و لب و چشم سیاه بوسه کنم

این گناه نیست که من روز و شبم فکر تو است
این گناه نیست ....... ترا پیش خدا بوسه کنم

خواب از چشم دلم   برده ای ای دلبر ناز
صبح هنگام وقت دعا بوسه کنم

خبر آمد که سفر کرده ای ما می آید
دست و پا بوسه کنم  صورت ماه بوسه کنم

غم دنیا ندارم که تو دنیای منی
باش امروز کنارم  ......   که ترا بوسه کنم

برچسب ها : تمنــــــــــــــــــــا - بوسه ,گناه نیست
تمنــــــــــــــــــــا بوسه ,گناه نیست
دعــــــــــــــــای سحر

دعــــــــــــــــای سحــــــــــــــر   .......

بیا که عشق هنوز هم هوای خانه ای ماست
گل سپید سحر عطر آشیانه ای ماست

تو از دروغ و دغل از جفای من گفتی
صداقتی که به لب بود در جوانه ای ماست

مرا بهشت رخت درس مهربانی داد
کلام عشق خدا واژه ای ترانه ای ماست

به سوی کوی دگر کی روم تو میدانی
که خاک پای تو در بام و سقف خانه ای ماست

شهید عشق ترا نه مزار و نه سنگ است
دو سه شقایق  داغدار  همان نشانه ای ماست

سحر که دست دعا میکنم بلند هر روز
به لب همیشه تو هستی همین بهانه ای ماست

برچسب ها : دعــــــــــــــــای سحر
دعــــــــــــــــای سحر
تــــــــــــــــــــرس .....

تـــــــــــرس  ......

ترس دارم که تو با یار دگر یار شوی
همدل و هم نفس و دلبر و دلدار شوی

ترس دارم که نباشی و بمیرم از درد
تو به اندوه غم و غصه دل افکار شوی

سخت از فتنه ای دوستان دروغین ترسم
بیم آن میکنم ای ماه گرفتار شوی

تا سحر بوسه زدم قصه ای شیرین گفتم
یادی از تیشه ن که تو بیدار شوی

دامن پاک تو امروز به دست دل ماست
وای مبادا که تو در بند خس و خار شوی

یار من همسفر هر و نا نشوی
ترسم آنست که تو بیمار تو بیمار   شوی

برچسب ها : تــــــــــــــــــــرس .....
تــــــــــــــــــــرس .....
امیـــــــــــــد .......

امیـــــــــد   ........

مانند ماه به دامن شب میبرم پناه
وقتی که داغ لاله ای دل میشود سیاه

من مرده ام اگر چه نفس میکشم هنوز
من زنده ام اگر چه شدم از غمش تباه

دیگر ز درد هجر سراپا ماتمم
هر لحظه نوش کنم به خدا باده ای گناه

هر خنجری که خورده ام از دست روزگار
با چشم مست دلبر خود........ گشته ام شفا

باغ بهشت بیتو نمیخواهم از ی
لطفی عزیز دل من  ..... بیا  بیا

افسانه ای فریب جهنم مکن تو شیخ
این قصه ای دروغ تو گفتی تو سالها

یک حرف از محبت و از عشق به ما بگو
ما عاشقیم خدای محبت خدای ما

دوران بی ی به خدا میرسد به سر
روزی رسد که یار گرامی رسد ز راه

برچسب ها : امیـــــــــــــد .......
امیـــــــــــــد .......
عشق آسمانی ......
عشق آسمـــــــــــانی   .......

دلم غمگین و تنها است برایم مهربانی کن
ترا از جان و دل خواهم کنارم زندگانی کن

فلک غمگین و دل غمگین هوای شعر من غمگین
برای لحظه ای امشب برایم شادمانی کن

ش تند درب میخانه نمی آید صدای تار
کنار بسترم بنشین برایم نغمه خوانی کن

مرا در بند خود کردی به آن چشمان شهلایت
بیا عشق و وفایت را برایم جاودانی کن

من از عشق زمینی بارها گفتم که میترسم
تو گفتی عاشقم هستی همین را آسمانی کن

برچسب ها : عشق آسمانی ...... - برایم ,غمگین
عشق آسمانی ...... برایم ,غمگین
جواب
جـــــــواب   .....

تو میدانی که دلدارت کدام است
تو میفهمی که غمخوارت کدام است

به تو گفتم ز سوز ای خویش
نپرس دیگر که بیمارت کدام است

دوای    دل دوای عشق تو هستی
نگو مجنون به دیدارت کدام است

ترا چون  غنچه ای در دل نشاندم
خدا یا نازنین خارت کدام است

بهای چشم مست تو غزلهاست
نپرس از من که گفتارت کدام است

تو ماه من شدی از خلق چه پنهان
نگو آ شب تارت کدام است

برچسب ها : جواب - کدام ,کدام استتو
جواب کدام ,کدام استتو
بهار دل .....
بهـــــــار دل  .....

عمری نداشت باغ دلم نو بهار دل
ای کاش عاشقانه بمانی کنار دل

پرسیدی عاشقم ز تو پنهان نمیکنم
آ نبود  دست خودم..... است کار دل

شعری بخوان عزیز دلم مست کن مرا
پاکیزه کن ز شیشه ای غمها غبار دل

زیباست سجده تو صد هزار سال
زیباتر است  که میکشی از خار دل

با فصل غنچه ها دل ما شاد میشود
یک شاخه دل تو لطف از دیار دل

ترسی نداشته باش اگر دور مانده ایم
هستی همیشه در دل من در جوار دل

برچسب ها : بهار دل .....
بهار دل .....
زنـــــــــدانی ......
زندانی  ........

صدای خموش است ترانه در بند است
گل بهار دل ما  جوانه در بند است

هوای باغ پر از درد و بلبلان خاموش
به ظلم زاغ و زغن آشیانه در بند است

کتاب عشق اگر چه به زیر پا افتاد
به صد غزل عاشقانه در بند است

به شهر ما چه شد  .....خون و بارش خون است
نه آنکه کوچه و شهر خانه خانه در بند است

اگر تو دست به هم میدهی نگو که من منم
فقط به وحدت حق این زمانه در بند است

ی نگفت پرستوی شاد و خندان رفت
به فکر لقمه ای نان است و دانه در بند است

چه میکنی تو به حال بشر بگو یارب
چرا دعای سحر گاه شبانه در بند است  ؟

برچسب ها : زنـــــــــدانی ......
زنـــــــــدانی ......
به نگــــــــــــــو .......
به نگو

من مست و بیقرار تو هستم به نگو
هم یار و هم نگار تو هستم به نگو

شب آرزوی چشم تو دارم برای خویش
دیوانه و خمار تو هستم به نگو

در زندگی دو حرف مرا مانده است به سر
مهتاب شام تار تو هستم به نگو

هر گز شبی نبود که نبودی کنار دل
من روز و روزگار تو هستم به نگو

حالم بپرس که بیتو نفس میکشم چرا  ؟
هر ثانیه انتظار تو هستم به نگو

در دشت زندگی تو که هستی بی غمم
من صبح نو بهار تو هستم به نگو

برچسب ها : به نگــــــــــــــو .......
به نگــــــــــــــو .......
نــــــــــــور خــــــدا .....

نور خـــــــــدا ......

در خانه ای دل خانه نمودی همه جانی
در باغ بهشت عطر گلی روح و روانی

پروانه شدی شمع شدم بهر تو سوختم
تو در دل شب نور خدا نور خ ...

اینجا همه در خاک سر سجده گذارند
من سجده کنم خاک درت یار تو آنی

بیگانه خبر نیست که هر جا تو هستی
در فکر تویی دیده تویی ... نهانی

قربان سر و جان و تن و موی تو گردم
امشب که تو هستی مه ای من ماه جهانی

برچسب ها : نــــــــــــور خــــــدا .....
نــــــــــــور خــــــدا .....
نـــــــوای دل .....

نــــــوای دل

چنان با عشق تو مستم که از فردا نمیترسم
عزیز من نه از فردا که از دنیا نمیترسم

تو ماه آسمان من تو خورشید جهان من
ندارم بیمی از ظلمت من از شبها نمیترسم

کنار ساحل چشمم دگر سیلاب و طوفان نیست
تو گشتی ناخدای دل که از دریا نمیترسم

اگر غم لشکران ... زد به قول حافظ شیراز
تو هستی ساقی کوثر که از غمها نمیترسم

برای لیلیم گویید که مجنونت نوشت در خاک
چنان خو کرده ام اینجا که از صحرا نمیترسم

فلک داند زمین داند تو هم ای یار میدانی
چنان با عشق تو مستم که از فردا نمیترسم

برچسب ها : نـــــــوای دل ..... - نمیترسم ,چنان ,فردا نمیترسم
نـــــــوای دل ..... نمیترسم ,چنان ,فردا نمیترسم
همیــــشه هستــــــــی ......

هنوز عطر نفسهایت کنار بسترم باقیست
هنوز گلبرگ لبهایت به لبهای ترم باقیست
هنوز در کوچه های شب صدای تک تک پایت
هنوز تندیس اندامت به دیوار و درم باقیست
به من آهسته میگفتی که پرواز کن که پرواز کن
مرا تاب و توانی  نیست فقط بال و پرم باقیست
چقدر از جور این مردم دل افسرده ای دارم
ز بس نالیده ام از غم همین چشم ترم باقیست
هنوز ترسی که دیگر بر نگردی در سرای من
به هر سطر غزلهایم به شعر و دفترم باقیست
تو خود میدانی جان من که من از عشق لبریزم
هوای عشق و مستی است که عمری در سرم باقیست

برچسب ها : همیــــشه هستــــــــی ...... - باقیستهنوز
همیــــشه هستــــــــی ...... باقیستهنوز
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.208 seconds
RSS