علی کوچولو از خواب پا میشه میبینه مامانش نشسته رو شیکم باباش و داره تند تند بالا پایین میپره یهو میگه: مامان داری چیکار میکنی؟ مامانش هول میشه میگه: هیچی عزیزم. شکم بابات گنده شده بود دارم بادش رو خالی می کنم. علی میگه: مامان جون این کارا فایده نداره چون فردا که بری سر کار دوباره پایینی میاد خونمون با دهنش تو شکم بابا فوت میکنه

یارو رفت مهمونی . به بچه گفت: بابات کجاست؟ بچه گفت: . مامانت کجاست؟ گفت: یارو: چیکار میکنند؟ بچه: بستنی میخورن یارو: ازکجا فهمیدی؟ بچه: آخه بابام به مامانم گفت تا شل نشده بزار دهنت

خانوم معلم پدر شاگرد رو میخواد و میگه : بچه تون تو دفترش نوشته : من ک و ن را دوست دارم

پدر میگه : بچه س دیگه... *س ندیده