این روزا حالو حوصله هیچکیو ندارم از تنهایام نمیدونم به کی بگم خیلی سخته ... یم نداشته باشی باهاش دردودل کنی مامان بابامو ک بیخیال نامزدمم فقط این روزا تو دادگاه میبینمش وقتی حرفشو میزنم انگار واسم صدساله ی غریبه بوده نمیدونم چرا ی خاطره خوبم ازش یادم نمیاد تهش چی شد بعد چهارسال جن ... دن واسه رسیدن حالا داریم جدا میشیم میدونم خودم اشتباه ... اهه ولش نمیخوام باز خودمو سرزنش کنم...هر چی میشه بشه از فک ... خسته شدم از خدام...خیلی بده ولی انگار دارم ایمانمم از دست میدم بهرحال چه خوشم بیاد چه نیاد سرنوشتم همینه میترسم هنوز باور ن ... واقعا اگه ی روزی نباشه اگه جدا بشیم یازده روز مونده تا دادگاه شیش ماه منتظرم اره هنوزم منتظر گوشیم زنگ بخوره یا ی پیامی بده بخاطرش هنوز سیمکارتمو دارم ولی هرروز ک میگذره ناامیدتر میشم دیگه فک نکنم رابطمون درست بشه دیگه نمیشه میدونم ...