صادق آل محمد صلی الله علیه و آله

صادق آل محمد صلی الله علیه و آله از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

خدایا مرا به چه ی وا می گذاری ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏

مناجاتی زیبا از رسول مهربانی ها:


دعاى رسول خدا ص به هنگام بازگشت از طائف:
«خداوندا، داد ناتوانى و بى‏ ى و بى‏ ارج و قرب شدنم در میان مردم را از تو مى‏ خواهم. اى بخشاینده‏ ترین بخشایندگان، پروردگار ناتوانان تویى. و تویى پروردگار من. مرا به که مى‏ سپارى، به بیگانه‏ اى که روى ترش کرده به استقبالم آید، یا به دشمنى که خود، او را بر کار من قدرت و توان داده‏ اى؟
اگر تو را بر من خشمى نباشد، چه باک، بلکه عافیت تو براى من [از همه چیز] فراگیرتر است.
از آنکه خشم تو بر من فرود یا ناخشنودى‏ ات بر من لازم آید به نور روى تو که تاریکیها بدان روشن گردند و کار دنیا و آ ت به آن راست آید، پناه مى‏ برم. عذرخواهى از تو تا آنگاه که خشنود گردى، ضرورى است. و جز از سوى تو طاقت و توانى نیست.


«اللّهمّ إلیک أشکو ضعف قوّتى و قلّة حیلتى و هوانى على النّاس، یا أرحم الراحمین أنت ربّ المستضعفین و أنت ربّى، إلى من تکلنى إلى بعید یتجهّمنى أم إلى عدوّ ملّکته أمرى.
إن لم یکن بک علىّ غضب فلا أبالى و لیکن عافیتک هى أوسع لى، أعوذ بنور وج الّذى أشرقت له الظّلمات و صلح له أمر الدّنیا و الآ ة من أن تنزّل بى غضبک أو یحلّ علىّ سخطک، لک العتبى حتّى ترضى و لا حول و لا قوّة إلّا بک»

برچسب ها : خدایا مرا به چه ی وا می گذاری ...
خدایا مرا به چه ی وا می گذاری ...
چهل حدیث از حسن عسکری (علیه السلام)

همزمان با شهادت حسن عسکری (ع)، چهل حدیث نورانی از این حضرت را در اینجا بخوانید.

چهل حدیث از حسن عسکری (ع)به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ روز هشتم ربیع الاول سال 260 هجری قمری، از جمله ایامی بود که خبر شهادت حسن عسکری (ع) در دوران جوانی، همه مردم آن زمان را شوکه کرد و باعث شد تمام آن افرادی که در مدت ت حضرت (ع) محبت خود را به این خاندان پنهان کرده بودند، گریان به سوی منزل یازدهمین خورشید ت بروند.
به همین مناسبت در این گزارش چهل حدیث نورانی از حسن عسکری(ع) را می خوانید:

۱- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: إنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی بَیَّنَ حُجَّتَهُ مِنْ سائِرِ خَلْقِهِ بِکُلِّ شَیء، وَ یُعْطِیهِ اللُّغاتِ، وَمَعْرِفَهَ الاْنْسابِ وَالاْجالِ وَالْحَوادِثِ، وَلَوْلا ذلِکَ لَمْ یَکُنْ بَیْنَ الْحُجَّهِ وَالْمَحْجُوحِ فَرْقٌ.

«الکافی، ج. ۱، ص. ۵۱۹، ح. ۱۱»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: همانا خداوند متعال، حجّت و خلیفه خود را برای بندگانش الگو و دلیلی روشن قرار داد، همچنین خداوند حجّت خود را ممتاز گرداند و به تمام لغت ها و اصطلاحات قبائل و اقوام آشنا ساخت و أنساب همه را می شناسد و از نهایت عمر انسان ها و موجودات و نیز جریات و حادثه ها آگاهی کامل دارد و چنانچه این امتیاز وجود نمی داشت، بین حجّت خدا و بین دیگران فرقی نبود.

*****************
۲- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: عَلامَهُ الاْیمانِ خَمْسٌ: َّخَتُّمُ بِالْیَمینِ، وَ صَلاهُ الإحْدی وَ خَمْسینَ، وَالْجَهْرُ بِبِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم، وَ تَعْفیرُ الْجَبین، وَ زِیارَهُ الاْرْبَعینَ.

«حدیقه الشّیعه، ج. ۲، ص. ۱۹۴»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: علامت و نشانه ایمان پنج چیز است: انگشتر به دست راست داشتن، خواندن پنجاه و یک رکعت (واجب و مستحبّ)، خواندن «بسم الله الرّحمن الرّحیم» را (در ظهر و عصر) با صدای بلند، پیشانی را در حال سجده روی خاک نهادن، زیارت اربعین حسین – علیه السلام – انجام دادن.

*****************
۳- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: لَیْسَتِ الْعِبادَهُ کَثْرَهُ الصّیامِ وَالصَّلاهِ، وَ إنَّمَا الْعِبادَهُ کَثْرَهُ َّفَکُّرِ فی أمْرِ اللهِ.

«مستدرک الوسائل، ج. ۱۱، ص. ۱۸۳، ح. ۱۲۶۹۰»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: عبادت در زیاد انجام دادن و روزه نیست، بلکه عبادت با تفکّر و شه در قدرت بی منتهای خداوند در امور مختلف می باشد.

*****************
۴- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: خَصْلَتانِ لَیْسَ فَوْقَهُما شَیءٌ: الاْیمانُ بِاللهِ، وَنَفْعُ الاْخْوانِ.

«تحف العقول، ص. ۴۸۹»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: دو خصلت و ح ی که والاتر از آن دو چیز نمی باشد عبارتند از: ایمان و اعتقاد به خداوند، نفع رساندن به دوستان و آشنایان.

*****************
۵- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: قُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً، مُؤْمِنُهُمْ وَ مُخالِفُهُمْ، أمَّا الْمُؤْمِنُونَ فَیَبْسِطُ لَهُمْ وَجْهَهُ، وَ أمَّا الْمُخالِفُونَ فَیُکَلِّمُهُمْ بِالْمُداراهِ لاِجْتِذابِهِمْ إلَی الاْیِمانِ.

«مستدرک الوسائل، ج. ۱۲، ص. ۲۶۱، ح. ۱۴۰۶۱»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: با دوست و دشمن خوش گفتار و خوش برخورد باشید، امّا با دوستان مؤمن به عنوان یک وظیفه که باید همیشه نسبت به یکدیگر با چهره ای شاداب برخورد نمایند، امّا نسبت به مخالفین به جهت مدارا و جذب به و احکام آن.

*****************
۶- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: اللِّحاقُ بِمَنْ تَرْجُو خَیْرٌ مِنَ المُقامِ مَعَ مَنْ لا تَأْمَّنُ شَرَّهُ.

«مستدرک الوسائل، ج. ۸، ص. ۳۵۱، ح. ۵»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: تداوم دوستی و معا با ی که احتمال دارد سودی برایت داشته باشد، بهتر است از ی که محتمل است شرّ جانی، مالی، دینی و … برایت داشته باشد.

*****************
۷- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: إیّاکَ وَ الاْذاعَهَ وَ طَلَبَ الرِّئاسَهِ، فَإنَّهُما یَدْعُوانِ إلَی الْهَلَکَهِ.

«بحارالأنوار، ج. ۵۰، ص. ۲۹۶»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: مواظب باش از این که بخواهی شایعه و سخن پراکنی نمائی و یا این که بخواهی دنبال مقام و ریاست باشی و تشنه آن گردی، چون هر دوی آن ها انسان را هلاک خواهد نمود.

*****************
۸- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: إنَّ مُداراهَ أَعْداءِاللهِ مِنْ أفْضَلِ صَدَقَهِ الْمَرْءِ عَلی نَفْسِهِ و إخْوانِهِ.

«مستدرک الوسائل، ج. ۱۲، ص. ۲۶۱»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: مدارا و سازش با دشمنان خدا ـ. و دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) در حال تقیّه بهتر است از هر نوع صدقه ای که انسان برای خود بپردازد.

*****************
۹- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: حُسْنُ الصُّورَهِ جَمالٌ ظاهِرٌ، وَ حُسْنُ الْعَقْلِ جَمالٌ باطِنٌ.

«بحارالأنوار، ج. ۱، ص. ۹۵، ح. ۲۷»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: نیکوئی شکل و قیافه، یک نوع زیبائی و جمال در ظاهر انسان پدیدار است و نیکو بودن عقل و درایت، یک نوع زیبائی و جمال درونی انسان می باشد.

*****************
۱۰- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: مَنْ وَعَظَ أخاهُ سِرّاً فَقَدْ زانَهُ، وَمَنْ وَعَظَهُ عَلانِیَهً فَقَدْ شانَهُ.

«تحف العقول، ص. ۴۸۹»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: هر دوست و برادر خود را محرمانه موعظه کند، او را زینت بخشیده؛ و چنانچه علنی باشد سبب ننگ و تضعیف او گشته است.

*****************
۱۱- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: مَنْ لَمْ یَتَّقِ وُجُوهَ النّاسِ لَمْ یَتَّقِ اللهَ.

«بحارالأنوار، ج. ۶۸، ص. ۳۳۶»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: ی که در مقابل مردم بی باک باشد و رعایت مسائل اخلاقی و حقوق مردم را نکند، تقوای الهی را نیز رعایت نمی کند.

*****************
۱۲- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: ما أقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أنْ تَکُونَ لَهُ رَغْبَهٌ تُذِلُّهُ.

«تحف العقول، ص. ۴۹۸»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: قبیح ترین و زشت ترین ح و خصلت برای مؤمن آن ح ی است که دارای آرزوئی باشد که سبب ذلّت و خواری او گردد.

*****************
۱۳- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: خَیْرُ إخْوانِکَ مَنْ نَسَبَ ذَنْبَکَ إلَیْهِ.

«بحارالانوار، ج. ۷۱، ص. ۱۸۸، ح. ۱۵»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: بهترین دوست و برادر، آن فردی است که خطا های تو را به عهده گیرد و خود را مقصّر بداند.

*****************
۱۴- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: ما تَرَکَ الْحَقَّ عَزیزٌ إلاّ ذَلَّ، وَلا أخَذَ بِهِ ذَلیلٌ إلاّ عَزَّ.

«تحف العقول، ص. ۴۸۹»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: حقّ و حقیقت را هیچ صاحب مقام و عزیزی ترک و رها نکرد مگر آن که ذلیل و خوار گردید، همچنین هیچ شخصی حقّ را به اجراء در نیاورد مگر آن که عزیز و سربلند شده است.

*****************
۱۵- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: مِنَ الْفَواقِرِ الّتی تَقْصِمُ الظَّهْرَ جارٌ إنْ رأی حَسَنَهً أطْفَأها وَ إنْ رَأی سَیِّئَهً أفْشاها.

«بحارالأنوار، ج. ۷۵، ص. ۳۷۲، ح. ۱۱»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: یکی از مصائب و ناراحتی های کمرشکن، همسایه ای است که اگر به او احسان و خدمتی شود آن را پنهان و مخفی دارد و اگر ناراحتی و اذیّتی متوجّه اش گردد آن را علنی و آشکار سازد.

*****************
۱۶- قالَ – علیه السلام – لِشیعَتِهِ: أوُصیکُمْ بِتَقْوَی اللهِ وَالْوَرَعِ فی دینِکُمْ وَالاْجْتِهادِ لِلّهِ، وَ صِدْقِ الْحَدیثِ، وَأداءِ الاْمانَهِ إلی مَنِ ائْتَمَنَکِمْ مِنْ بِرٍّ أوْ فاجِر، وِطُولِ السُّجُودِ، وَحُسْنِ الْجَوارِ.

«أعیان الشّیعه، ج. ۲، ص. ۴۱»

حسن عسکری – علیه السلام – به شیعیان و دوستان خود فرمود: تقوای الهی را پیشه کنید و در امور دین ورع داشته باشید، در تقرّب به خداوند کوشا باشید و در صحبت ها صداقت نشان دهید، هر امانتی را نزد شما نهاد آن را سالم تحویلش دهید، سجده های خود را در مقابل خداوند طولانی کنید و به همسایگان خوش رفتاری و نیکی نمائید.

*****************
۱۷- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: مَنْ تَواضَعَ فِی الدُّنْیا لاِخْوانِهِ فَهُوَ عِنْدَ اللهِ مِنْ الصِدّیقینَ، وَمِنْ شیعَهِ علی بْنِ أبی طالِب – علیه السلام – حَقّاً.

«بحارالأنوار، ج. ۴۱، ص. ۵۵، ح. ۵»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: هر در دنیا در مقابل دوستان و هم نوعان خود متواضع و فروتنی نماید، در پیشگاه خداوند در زُمره صِدّیقین و از شیعیان علی – علیه السلام – خواهد بود.

*****************
۱۸- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: إنَّهُ یُکْتَبُ لِحُمَّی الرُّبْعِ عَلی وَرَقَه، وَ یُعَلِّقُها عَلَی الْمَحْمُومِ: «یا نارُکُونی بَرْداً»، فَإنَّهُ یَبْرَءُ بِإذْنِ اللهِ.

«طب الائمّه سیّد شبّر، ص. ۳۳۱»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: ی که ناراحتی تب و لرز دارد، این آیه شریفه قرآن در «سوره أنبیاء، آیه ۶۹» را روی کاغذی بنویسید و بر گردن او آویزان نمائید تا با إذن خداوند متعال بهبود یابد.

*****************
۱۹- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: أکْثِرُوا ذِکْرَ اللهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ، وَ تَلاوَهَ الْقُرْآنِ، وَالصَّلاهَ عَلی النَّبی (صلی الله علیه وآله وسلم)، فَإنَّ الصَّلاهَ عَلی رَسُولِ اللهِ عَشْرُ حَسَنات.

«بحارالأنوار، ج. ۷۵، ص. ۳۷۲»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: ذکر و یاد خداوند متعال، مرگ و حالات آن، تلاوت و تدبّر قرآن؛ و نیز صلوات و درود فرستاد بر حضرت رسول و اهل بیتش (علیهم السلام) ـ. را زیاد و به طور مکرّر انجام دهید، همانا پاداش صلوات بر آن ها، ده حسنه و ثواب می باشد.

*****************
۲۰- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: إنَّکُمْ فی آجالِ مَنْقُوصَه وَأیّام مَعْدُودَه، وَالْمَوْتُ یَأتی بَغْتَهً، مَنْ یَزْرَعُ شَرّاً یَحْصَدُ نِدامَهً.

«أعیان الشّیعه، ج. ۲، ص. ۴۲»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: همانا شما انسان ها در یک مدّت و مهلت کوتاهی به سر می برید که مدّت زمان آن حساب شده و معیّن می باشد و مرگ، ناگهان و بدون اطلاع قبلی وارد می شود و شخص را می رباید، پس متوجّه باشید که هر هر مقدار در عبادت و بندگی و انجام کار های نیک تلاش کند ـ. فردای قیامت ـ. غبطه می خورد که چرا بیشتر انجام نداده است و ی که کار خلاف و گناه انجام دهد پشیمان و سرافکنده خواهد بود.

*****************
۲۱- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: إنّ الْوُصُولَ إلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لا یُدْرَکُ إلاّ بِامْتِطاءِ اللَّیْلِ.

«أعیان الشّیعه، ج. ۲، ص. ۴۲»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: همانا رسیدن به خداوند متعال و مقامات عالیه یک نوع سفری است که حاصل نمی شود مگر با شب زنده داری و تلاش در عبادت و جلب رضایت او در امور مختلف.

*****************
۲۲- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: الْمَقادیرُ الْغالِبَهِ لا تُدْفَعُ بِالْمُغالَبَهِ، وَ الاْرْزاقُ الْمَکْتُوبَهِ لا تُنالُ بِالشَّرَهِ، وَ لا تُدْفَعُ بِالاْمْ ِ عَنْها.

«أعلام الدّین، ص. ۳۱۳»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: مقدّراتی که در انتظار ظهور می باشد با زرنگی و تلاش از بین نمی رود و آنچه مقدّر باشد خواهد رسید، همچنین رزق و روزی هر ، ثبت و تعیین شده است و با زیاده روی در مصرف به جائی نخواهد رسید؛ و نیز با نگهداری هم نمی توان آن را دفع کرد.

*****************
۲۳- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: قَلْبُ الاْحْمَقِ فی فَمِهِ، وَفَمُ الْحَکیمِ فی قَلْبِهِ.

«تحف العقول، ص. ۴۸۹»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: شه أحمق در دهان اوست، ولیکن دهان و سخن عاقل در درون او می باشد. (یعنی؛ افراد أحمق اوّل حرف می زنند و سپس در جهت سود و زیان آن فکر می کنند، بر خلاف عاقل که بدون فکر سخن نمی گوید).

*****************
۲۴- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: الْمُؤْمِنُ بَرَکَهٌ عَلَی الْمؤْمِنِ وَ حُجَّهٌ عَلَی الْکافِرِ.

«تحف العقول، ص. ۴۸۹»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: وجود شخص مؤمن برای دیگر مؤمنین برکت و سبب رحمت می باشد و نسبت به کفّار و مخالفین حجّت و دلیل است.

*****************
۲۵- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: لا یَشْغَلُکَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَل مَفْرُوض.

«تحف العقول، ص. ۴۸۹»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: مواظب باش که طلب روزی ـ. که از طرف خداوند متعال تضمین شده ـ. تو را از کار و اعمالِ واجب باز ندارد (یعنی؛ مواظب باش که به جهت تلاش و کار بیش از حدّ نسبت به واجبات سُست و سهل انگار نباشی).

*****************
۲۶- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: جُرْأهُ الْوَلَدِ عَلی والِدِهِ فی صِغَرِهِ تَدْعُو إلَی الْعُقُوقِ فی کِبَرِهِ.

«تحف العقول، ص. ۴۸۹»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: رو پیدا و جرئ شدن فرزند هنگام طفولیّت در مقابل پدر، سبب می شود که در بزرگی مورد نفرین و غضب پدر قرار گیرد.

*****************
۲۷- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: أجْمِعْ بَیْنَ الصَّلاتَیْنِ الظُّهْرِ وَالْعَصْرِ، تَری ما تُحِبُّ.

«الکافی، ج. ۳، ص. ۲۸۷، ح. ۶»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: ظهر و عصر را دنباله هم ـ. در اوّل وقت ـ. انجام بده، که در نتیجه آن فقر و تنگ دستی از بین می رود و به مقصود خود خواهی رسید.

*****************
۲۸- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: أوْرَعُ النّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْههِ، أعْبَدُ النّاسِ مَنْ أقامَ الْفَرائِضَ، أزْهَدُ النّاس مَنْ تَرَکَ الْحَرامَ، أشَدُّ النّاسِ اجْتِهاداً مَنْ تَرَکَ الذُّنُوبَ.

«أعیان الشّیعه، ج. ۲، ص. ۴۲»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: پارساترین مردم آن ی است که از موارد گوناگون شبهه و مشکوک اجتناب و دوری نماید؛ عابدترین مردم آن شخصی است که قبل از هر چیز، واجبات الهی را انجام دهد؛ زاهدترین انسان ها آن فردی است که موارد حرام و خلاف را مرتکب نشود؛ قوی ترین اشخاص آن شخصی است که هر گناه و خطائی را در هر ح ی که باشد، ترک نماید.

*****************
۲۹- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: لا یَعْرِفُ النِّعْمَهَ إلاَّ الشّاکِرُ، وَلا یَشْکُرُ النِّعْمَهَ إلاَّ الْعارِفُ.

«بحارالأنوار، ج. ۷۵، ص. ۳۷۸»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: ی قدر نعمتی را نمی داند مگر آن که شکرگزار باشد و ی نمی تواند شکر نعمتی را انجام دهد مگر آن که اهل معرفت باشد.

*****************
۳۰- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: مِنَ الذُّنُوبِ الَّتی لا یُغْفَرُ قَوْلُ الرَّجُلِ: لَیْتَنی لا أُؤاخِذُ إلاّ بِهذا.

«بحارالأنوار، ج. ۵۰، ص. ۲۵۰، ح. ۴»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: بعضی از گناهانی که آمرزیده نمی شود: خلافی است که شخصی انجام دهد و بگوید: ای کاش فقط به همین خلاف عِقاب می شدم، یعنی؛ گناه در نظرش ناچیز و ضعیف باشد.

*****************
۳۱- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ یَکُونُ ذا وَجْهَیْنِ وَ ذالِسانَیْنِ، یَطْری أخاهُ شاهِداً وَ یَأکُلُهُ غائِباً، إنْ أُعْطِی حَسَدَهُ، وَ إنْ ابْتُلِی خَذَلَهُ.

«بحارالأنوار، ج. ۷۵، ص. ۳۷۳، ح. ۱۴»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: بد آدمی است آن که دارای دو چهره و دو زبان می باشد؛ دوست و برادرش را در حضور، تعریف و تمجید می کند، ولی در غیاب و پشت سر، بدگوئی و مذمّت می نماید که همانند خوردن گوشت های بدن او محسوب می شود، چنین شخص دو چهره اگر دوستش در آسایش و رفاه باشد حسادت میورزد و اگر در ناراحتی و سختی باشد زخم زبان می زند.

*****************
۳۲- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: مِنَ َّواضُعِ السَّلامُ عَلی کُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ، وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الْمَجْلِسِ.

«بحارالأنوار، ج. ۷۵، ص. ۳۷۲، ح. ۹»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: یکی از نشانه های تواضع و فروتنی آن است که به هر برخورد نمائی سلام کنی و در هنگام ورود به مجلس هر کجا، جا بود بنشینی نه آن که به زور و زحمت برای دیگران جائی را برای خود باز کنی.

*****************
۳۳- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: مَنْ رَضِی بِدُونِ الشَّرَفِ مِنَ الْمَجْلِسِ لَمْ یَزَلِ اللهُ وَ مَلائِکَتُهُ یُصَلُّونَ عَلَیْهِ حَتّی یَقُومَ، مِنَ َّواضُعِ السَّلامُ عَلی کُلِّ مَنْ تَمُّرُ بِهِ.

«بحارالأنوار، ج. ۷۸، ص. ۴۶۶، ح. ۱۲»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: ی که متکبّر نباشد و موقع ورود به مجلس هر کجا جائی بود بنشیند تا زمانی که حرکت نکرده باشد خدا و ملائکه هایش بر او درود و رحمت می فرستند؛ از علائم و نشانه های تواضع و فروتنی آن است که به هر شخصی برخورد نمودی سلام کنی.

*****************
۳۴- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: لا تُمارِ فَیَذْهَبُ بَهاؤُکَ، وَ لا تُمازِحْ فَیُجْتَرَأُ عَلَیْکَ.

«أعیان الشّیعه، ج. ۲، ص. ۴۱»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: با ی جدال و نزاع نکن که بهاء و ارزش خود را از دست می دهی، با ی شوخی و مزاح ناشایسته و بی مورد نکن وگرنه افراد بر تو جریء و چیره خواهند شد.

*****************
۳۵- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: مَنْ آثَرَ طاعَهَ أبَوَی دینِهِ مُحَمَّد وَ عَلی عَلَیْهِمَاالسَّلام عَلی طاعَهِ أبَوَی نَسَبِهِ، قالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِهُ: لاَُؤَ ثِرَنَّکَ کَما آثَرْتَنی، وَلاَُشَرِّفَنَّکَ بِحَضْرَهِ أبَوَی دینِکَ کَما شَرَّفْتَ نَفسَکَ بِإیثارِ حُبِّهِما عَلی حُبِّ أبَوَیْ نَسَبِکَ.

«تفسیر الإمام العسکری – علیه السلام -، ص. ۳۳۳، ح. ۲۱۰»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: ی که مقدّم دارد طاعت و پیروی پیغمبر حضرت محمّد و المؤمنین علی صلوات الله علیهما را بر پیروی از پدر و مادر جسمانی خود، خداوند متعال به او خطاب می نماید: همان طوری که دستورات مرا بر هر چیزی مقدّم داشتی، تو را در خیرات و برکات مقدّم می دارم و تو را ه ن پدر و مادر دینی یعنی حضرت رسول و علی علیهماالسّلام می گردانم، همان طوری که علاقه و محبّت عملی و اعتقادی خود را نسبت به آن ها بر هر چیزی مقدّم داشتی.

*****************
۳۶- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: لَیْسَ مِنَ الاْدَبِ إظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الْمَحْزُونِ.

«بحارالأنوار، ج. ۷۵، ص. ۳۷۴، ح. ۲۸»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: از ادب و اخلاق انسانی و ی نیست که در حضور شخص مصیبت دیده و غمگین، اظهار شادی و سرور کند.

*****************
۳۷- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: مَنْ کانَ الْوَرَعُ سَجّیَتَهُ، وَالْکَرَمُ طَبیعَتَهُ، وَالْحِلْمُ خُلَّتَهُ، کَثُرَ صدیقُهُ وَالثَّناءُ عَلَیْهِ.

«أعلام الدّین، ص. ۳۱۴»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: هر ورع و احتیاط در روش زندگیش، بزرگواری و سخاوت عادت برنامه اش و صبر و بردباری برنامه اش باشد؛ دوستانش زیاد و تعریف کنندگانش بسیار خواهند بود.

*****************
۳۸- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: أعْرَفُ النّاسِ بِحُقُوقِ إخْوانِهِ، وَأشَدُّهُمْ قَضاءً لَها، أعْظَمُهُمْ عِنْدَاللهِ شَأناً.

«احتجاج طبرسی، ج. ۲، ص. ۵۱۷، ح. ۳۴۰»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: هر حقوق هم نوعان خود را بشناسد و رعایت کند و مشکلات و نیازمندی های آن ها را برطرف نماید، در پیشگاه خداوند دارای عظمت و موقعیّتی خاصّی خواهد بود.

*****************
۳۹- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: اِتَّقُوا اللهُ وَ کُونُوا زَیْناً وَ لا تَکُونُوا شَیْناً، جُرُّوا إلَیْنا کُلَّ مَوَّدَه، وَ اَدْفَعُوا عَنّا کُلُّ قَبیح، فَإنَّهُ ما قیلَ فینا مِنْ حُسْن فَنَحْنُ أهْلُهُ، وَ ما قیلَ فینا مِنْ سُوء فَما نَحْنُ کَذلِکَ.

«بحارالأنوار، ج. ۷۵، ص. ۳۷۲»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: تقوای الهی را در همه امور رعایت کنید، و زینت بخش ما باشید و مایه ننگ ما قرار نگیرید، سعی کنید افراد را به محبّت و علاقه ما جذب کنید و زشتی ها را از ما دور نمائید؛ درباره ما آنچه از خوبی ها بگویند صحیح است و ما از هر گونه عیب و نقصی مبّرا خواهیم بود.

*****************
۴۰- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: یَأتی عُلَماءُ شیعَتِنَاالْقَوّامُونَ لِضُعَفاءِ مُحِبّینا وَ أهْلِ وِلایَتِنا یَوْمَ الْقِیامَهِ، وَالاْنْوارُ تَسْطَعُ مِنْ تیجانِهِمْ عَلی رَأسِ کُلِّ واحِد مِنْهُمْ تاجُ بَهاء، قَدِ انْبَثَّتْ تِلْکَ الاْنْوارُ فی عَرَصاتِ الْقِیامَهِ وَ دُورِها مَسیرَهَ ثَلاثِمِائَهِ ألْفِ سَنَه.

«تفسیر الإمام العسکری – علیه السلام -، ص. ۳۴۵، ح. ۲۲۶»

حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: آن دسته از علماء و دانشمندان شیعیان ما که در هدایت و رفع مشکلات دوستان و علاقه مندان ما، تلاش کرده اند، روز قیامت در ح ی وارد صحرای م می شوند که تاج کرامت بر سر نهاده و نور وی، همه جا را روشنائی می بخشد و تمام أهل م از آن نور بهره مند خواهند شد.
برچسب ها : چهل حدیث از حسن عسکری (علیه السلام) - السلام ,علیه ,عسکری ,قالَ ,فرمود ,الْعَسْکَری ,علیه السلام ,الْحَسَنِ الْعَسْکَری ,الإمامُ الْحَسَنِ ,قالَ الإمامُ ,«تحف العقول، ,قالَ الإمام?
چهل حدیث از حسن عسکری (علیه السلام) السلام ,علیه ,عسکری ,قالَ ,فرمود ,الْعَسْکَری ,علیه السلام ,الْحَسَنِ الْعَسْکَری ,الإمامُ الْحَسَنِ ,قالَ الإمامُ ,«تحف العقول، ,قالَ الإمام?
جریان اربعین حسین علیه السلام‏


سید بن طاوس مینویسد: هنگامى که ن و فرزندان حسین از شام برگشتند و بعراق رسیدند براهنما گفتند: ما را از طریق کربلا ببر. وقتى بموضع قتلگاه رسیدند جابر بن عبد اللَّه انصارى را با گروهى از بنى هاشم و مردى از آل رسول اللَّه یافتند که براى زیارت حسین علیه السلام وارد شده بودند. همه در یک وقت وارد شدند و با یک دیگر شروع بگریه و حزن د و لطمه بصورت زدند. ماتمى بپا د که فوق العاده دل اش و جگر سوز بود. ن آن دیار نیز به ایشان پیوستند و عموما چند روزى عزادارى د.

ابو حباب کلبى میگوید: گچکارها گفتند: ما پس از قتل حسین علیه السلام‏ شبانه بر سر قبر حسین (که در آن موقع بیابان بود) میرفتیم، میشنیدیم که جن براى آن حضرت نوحه‏سرائى می د و می گفتند:
مسح الرسول جبینه فله بریق فی الخدود ابواه من علیا قریش و جده خیر الجدود

یعنى پیغمبر خدا دست مهربانى به پیشانى حسین میکشید و گونه‏هاى صورت حسین درخشنده بود. پدر و مادر حسین از بزرگواران قبیله قریش بودند و جد بزرگوارش بهترین جد بود.



مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، زندگانى حضرت حسین علیه السلام ( ترجمه جلد 45 بحار الأنوار) ص: 195- تهران، چاپ: سوم، 1364 ش.


برچسب ها : جریان اربعین حسین علیه السلام‏ - حسین , ,علیه ,گفتند , حسین ,حسین علیه ,علیه السلام‏ ,علیه السلام
جریان اربعین حسین علیه السلام‏ حسین , ,علیه ,گفتند , حسین ,حسین علیه ,علیه السلام‏ ,علیه السلام
دختری که دیگر نمی خندد...




دختر 7 ساله یمنی که به نماد بحران انسانی یمن معروف شده بود سرانجام در سایه محاصره ظالمانه سعودی از دنیا رفت.

خبرنگار نیویورک تایمز که آ ین تصاویر را از لحظات آ زندگی این کودک گرفته بود به نقل از مادر او می گفت، او همیشه می خندید!

در حال که دنیا سرگرم مرگ خاشقجی و ادعاهای عوام فریبانه برای پایان جنگ یمن است روز پنجشنبه «امل حسین» دختر 7 ساله یمنی که تبدیل به نماد بحران انسانی در یمن شده بود از دنیا رفت. این فرشته کوچولو که به دلیل گرسنگی شدید جسم لاغر و نحیفش معروف شده بود در حالی این دنیا را ترک کرد که جهان یک بی آبرویی دیگر را در کارنامه خود ثبت کرد. مادر «امل حسین» پس از مرگ کودکش گفت: «قلب من ش ته است، دخترم همواره لبخند به لب داشت و من حالا نگران سرنوشت بچه های دیگرم هستم.» جهان دیگر لبخند دردناک امل حسین را نخواهد دید. اما دنیای ظلم همچنان وجود دارد. چند روز پیش ع وی توسط عکاس نیویورک تایمز منتشر شد.

حملات هوایی سعودی 3 سال پیش خانواده «امل» را وادار کرد خانه خود در کوه را هم رها کنند. آنها اهل صعده بودند. امل در زبان عربی به معنای «امید» است و خوانندگان امیدوارند ع او توجه جهان به جنگ یمن و قحطی ناشی از آن را که ده ها هزار غیرنظامی را به کشتن داده است، جلب کند. امل هنوز بیمار بود، اما به منظور باز شدن جا برای ک ن دیگر از بیمارستان مرخص شد! حال او در اردوگاه بدتر شد و سه روز پس از ترک بیمارستان جانش را از دست داد.

و این است داستان ی که کشور های اروپایی از آن دم می زنند.



رو مه کیهان، شماره 22041 به تاریخ 12/8/97، صفحه 1 (صفحه اول)



http://keledebehesht.blog.ir/

برچسب ها : دختری که دیگر نمی خندد... - جهان ,«امل حسین» ,نیویورک تایمز ,بحران انسانی ,نماد بحران ,ساله یمنی ,نماد بحران انسانی
دختری که دیگر نمی خندد... جهان ,«امل حسین» ,نیویورک تایمز ,بحران انسانی ,نماد بحران ,ساله یمنی ,نماد بحران انسانی
چهل حدیث اخلاقی از رضا علیه السلام

چهل حدیث اخلاقی از رضا(علیه السلام) را اینجا بخوانید.

چهل حدیث اخلاقی از رضا علیه السلامبه گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ رضا (ع) هشتمین شیعیان از سلاله پاک رسول خدا (ص) و هشتمین جانشین مکرم (ص) است. بنابر نظر مشهور مورّخان وی در یازدهم ذی قعده سال ۱۴۸ هـ. ق، در مدینه منوّره متولد شد.
نام مبارکش، علی، کنیه آن حضرت، ابوالحسن و دارای القاب متعددی از جمله؛ رضا، صادق، ‏صابر، فاضل، قرة ‏اعین المؤمنین و... هستند، اما مشهورترین لقب ایشان، «رضا» به معنای «خشنودی» است.
همزمان با شهادت رضا (ع) چهل حدیث اخلاقی از رضا علیه السلام را اینجا بخوانید.

سه ویژگى برجسته مؤمن

لا یَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّى تَکُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال:1ـ سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ. 2ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ. 3ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَکِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.

مؤمن، مؤمن واقعى نیست، مگر آن که سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از ش و سنّتى از ش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت ش، صبر در زمان تنگدستى و پریشان حالى است.

پاداش نیکى پنهانى و سزاى افشا کننده بدى

« أَلْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ یَعْدِلُ سَبْعینَ حَسَنَةً، وَ الْمُذیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَالْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ ».

پنهان کننده کار نیک [پاداشش] برابر هفتاد حسنه است، و آشکارکننده کار بد سرافکنده است، و پنهان کننده کار بد آمرزیده است.

نظافت

« مِنْ أَخْلاقِ الأَنْبِیاءِ َّنَظُّفُ ».

از اخلاق ان، نظافت و پاکیزگى است.

امین و امیننما

« لَمْ یَخُنْکَ الاَْمینُ وَ لکِنِ ائْتَمَنْتَ الْخائِنَ ».

امین به تو خیانت نکرده [و نمىکند] و لیکن [تو] خائن را امین تصوّر نموده اى.

چهل حدیث اخلاقی از رضا علیه السلام

مقام برادر بزرگتر

« أَلاَْخُ الاَْکْبَرُ بِمَنْزِلَةِ الاَْبِ ».

برادر بزرگتر به منزله پدر است.

دوست و دشمن هر

« صَدیقُ کُلِّ امْرِء عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ ».

دوست هر عقل او، و دشمنش جهل اوست.

نام بردن با احترام

« إِذا ذَکَرْتَ الرَّجُلَ وَهُوَ حاضِرٌ فَکَنِّهِ، وَ إِذا کَانَ غائِباً فَسَمِّه ».

چون شخص حاضرى را نام برى [براى احترام] کنیه او را بگو و اگر غائب باشد نامش را بگو.

بدى قیل و قال

« إِنَّ اللّهَ یُبْغِضُ الْقیلَ وَ الْقالَ وَ إضاعَةَ الْمالِ وَ کَثْرَةَ السُّؤالِ ».

به درستى که خداوند، داد و فریاد و تلف مال و پُرخواهشى را دشمن مىدارد.

چهل حدیث اخلاقی از رضا علیه السلام

ویژگیهاى دهگانه عاقل

« لا یَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَکُونَ فیهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَیْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. یَسْتَکْثِرُ قَلیلَ الْخَیْرِ مِنْ غَیْرِهِ، وَ یَسْتَقِلُّ کَثیرَ الْخَیْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا یَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَیْهِ، وَ لا یَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَیْهِ مِنَ الشُّهْرَةِ. ثُمَّ قالَ(علیه السلام): أَلْعاشِرَةُ وَ مَا الْعاشِرَةُ؟ قیلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ(علیه السلام): لا یَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَیْرٌ مِنّى وَ أَتْقى ».

عقل شخص مسلمان تمام نیست، مگر این که ده خصلت را دارا باشد:1ـ از او امید خیر باشد. 2ـ از بدى او در امان باشند. 3ـ خیر اندک دیگرى را بسیار شمارد. 4ـ خیر بسیار خود را اندک شمارد. 5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود. 6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود. 7ـ فقر در راه خدایش از توانگرى محبوبتر باشد. 8ـ خوارى در راه خدایش از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد. 9ـ گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد. 10ـ سپس فرمود: دهمى چیست و چیست دهمى؟ به او گفته شد: چیست؟ فرمود: احدى را ننگرد جز این که بگوید او از من بهتر و پرهیزکارتر است.

نشانه سِفله

« سُئِلَ الرِّضا(علیه السلام) عَنِ السِّفْلَةِ فَقالَ(علیه السلام):مَنْ کانَ لَهُ شَىْءٌ یُلْهیهِ عَنِ اللّهِ ».

از رضا(علیه السلام) سؤال شد: سفله کیست؟فرمود: آن که چیزى دارد که از [یاد] خدا بازش دارد.

ایمان، تقوا و یقین

« إِنَّ الاِْیمانَ أَفْضَلُ مِنَ الاٌِسْلامِ بِدَرَجَه، وَ َّقْوى أَفْضَلُ مِنَ الاِْیمانِ بِدَرَجَة وَ لَمْ یُعطَ بَنُو آدَمَ أَفْضَلَ مِنَ الْیَقینِ ».

ایمان یک درجه بالاتر از است، و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است و به فرزند آدم چیزى بالاتر از یقین داده نشده است.

میهمانى ازدواج

« مِنَ السُّنَّةِ إِطْعامُ الطَّعامِ عِنْدَ َّزْویجِ ».

اطعام و میهمانى براى ازدواج از سنّت است.

صله رحم با کمترین چیز

« صِلْ رَحِمَکَ وَ لَوْ بِشَرْبَة مِنْ ماء، وَ أَفْضَلُ ما تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ کَفُّ الأَذى عَنْه ».

پیوند خویشاوندى را برقرار کنید گرچه با جرعه آبى باشد، و بهترین پیوند خویشاوندى، خوددارى از آزار خویشاوندان است.

چهل حدیث اخلاقی از رضا علیه السلام

سلاح ان

« عَنِ الرِّضا(علیه السلام) أَنَّهُ کانَ یَقُولُ لاَِصْحابِهِ: عَلَیْکُمْ بِسِلاحِ الاَْنْبِیاءِ، فَقیلَ: وَ ما سِلاحُ الاَْنْبِیاءِ؟ قالَ: أَلدُّعاءُ ».

حضرت رضا(علیه السلام) همیشه به اصحاب خود مىفرمود: بر شما باد به اسلحه ان، گفته شد: اسلحه ان چیست؟ فرمود: دعا.

نشانه هاى فهم

« إِنَّ مِنْ عَلاماتِ الْفِقْهِ: أَلْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ، وَ الصَّمْتُ بابٌ مِنْ أَبْوابِ الْحِکْمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ یَکْسِبُ الَْمحَبَّةَ، إِنَّهُ دَلیلٌ عَلى کُلِّ خَیْر ».

از نشانه هاى دین فهمى، حلم و علم است، و خاموشى درى از درهاى حکمت است. خاموشى و سکوت، دوستىآور و راهنماى هر کار خیرى است.

گوشه گیرى و سکوت

« یَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ تَکُونُ الْعافِیَةُ فیهِ عَشَرَةَ أَجْزاء: تِسْعَةٌ مِنْها فى إِعْتِزالِ النّاسِ وَ واحِدٌ فِى الصَّمْتِ ».

زمانى بر مردم خواهد آمد که در آن عافیت ده جزء است که نُه جزء آن در کناره گیرى از مردم و یک جزء آن در خاموشى است.

حقیقت توکّل

« سُئِلَ الرِّضا(علیه السلام): عَنْ حَدِّ َّوَکُّلِّ؟ فَقالَ(علیه السلام): أَنْ لا تَخافَ أحَدًا إِلاَّاللّهَ ».

از رضا(علیه السلام) از حقیقت توکّل سؤال شد.

فرمود: این که جز خدا از ى نترسى.

بدترین مردم

« إِنَّ شَرَّ النّاسِ مَنْ مَنَعَ رِفْدَهُ وَ أَکَلَ وَحْدَهُ وَ جَلَدَ عَبْدَهُ ».

به راستى که بدترین مردم ى است که یارىاش را [از مردم] باز دارد و تنها بخورد و زیردستش را بزند.

زمامداران را وفایى نیست

« لَیْسَ لِبَخیل راحَةٌ، وَ لا لِحَسُود لَذَّةٌ، وَ لا لِمُـلـُوک وَفاءٌ وَ لا لِکَذُوب مُرُوَّةٌ ».

بخیل را آسایشى نیست و حسود را خوشى و لذّتى نیست و زمامدار را وفایى نیست و دروغگو را مروّت و مردانگى نیست.

دست بوسى نه!

« لا یُقَبِّلُ الرَّجُلُ یَدَ الرَّجُلِ، فَإِنَّ قُبْلَةَ یَدِهِ کَالصَّلاةِ لَهُ ».

ى دست ى را نمىبوسد، زیرا بوسیدن دست او مانند خواندن براى اوست.

حُسن ظنّ به خدا

« أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللّهِ، فَإِنَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّهِ کانَ عِنْدَ ظَنِّهِ وَ مَنْ رَضِىَ بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ قُبِلَ مِنْهُ الْیَسیرُ مِنَ الْعَمَلِ. وَ مَنْ رَضِىَ بِالْیَسیرِ مِنَ الْحَلالِ خَفَّتْ مَؤُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللّهُ دارَ الدُّنْیا وَ دَواءَها وَ أَخْرَجَهُ مِنْها سالِمًا إِلى دارِالسَّلامِ ».

به خداوند خوشبین باش، زیرا هر که به خدا خوشبین باشد، خدا با گمانِ خوشِ او همراه است، و هر که به رزق و روزى اندک خشنودباشد، خداوند به کردار اندک او خشنود باشد، و هر که به اندک از روزى حلال خشنود باشد، بارش سبک و خانواده اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنیا و دوایش بینا سازد و او را از دنیا به سلامت به دارالسّلامِ بهشت رساند.

ارکان ایمان

« أَلاْیمانُ أَرْبَعَةُ أَرْکان: أَلتَّوَکُّلُ عَلَى اللّهِ، وَ الرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ وَ َّسْلیمُ لاَِمْرِاللّهِ، وَ َّفْویضُ إِلَى اللّهِ ».

ایمان چهار رکن دارد: 1ـ توکّل بر خدا 2ـ رضا به قضاى خدا 3ـ تسلیم به امر خدا4ـ واگذاشتن کار به خدا.

بهترین بندگان خدا

« سُئِلَ عَلَیْهِ السَّلامُ عَنْ خِیارِ الْعبادِ؟ فَقالَ(علیه السلام):أَلَّذینَ إِذا أَحْسَنُوا إِسْتَبْشَرُوا، وَ إِذا أَساؤُوا إِسْتَغْفَرُوا وَ إِذا أُعْطُوا شَکَرُوا، وَ إِذا أُبْتِلُوا صَبَرُوا، وَ إِذا غَضِبُوا عَفَوْ ».

از رضا(علیه السلام) درباره بهترین بندگان سؤال شد.

فرمود: آنان که هر گاه نیکى کنند خوشحال شوند، و هرگاه بدى کنند آمرزش خواهند، و هر گاه عطا شوند شکر گزارند و هر گاه بلا بینند صبر کنند، و هر گاه خشم کنند درگذرند.

تحقیر فقیر

« مَنْ لَقِىَ فَقیرًا مُسْلِمًا فَسَلَّمَ عَلَیْهِ خِلافَ سَلامِهِ عَلَى الاَْغْنِیاءِ لَقَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ الْقِیمَةِ وَ هُوَ عَلَیْهِ غَضْبانُ ».

ى که فقیر مسلمانى را ملاقات نماید و بر خلاف سلام ش بر اغنیا بر او سلام کند، در روز قیامت در حالى خدا را ملاقات نماید که بر او خشمگین باشد.

عیش دنیا

« سُئِلَ الاِْمامُ الرِّضا(علیه السلام): عَنْ عَیْشِ الدُّنْیا؟ فَقالَ: سِعَةُ الْمَنْزِلِ وَ کَثْرَةُ الُْمحِبّینَ ».

از حضرت رضا(علیه السلام) درباره خوشى دنیا سؤال شد. فرمود: وسعت منزل و زیادى دوستان.

آثار زیانبار حاکمان ظالم

« إِذا کَذَبَ الْوُلاةُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إِذا جارَ السُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَةُ، وَ إِذا حُبِسَتِ ا َّکوةُ ماتَتِ الْمَواشى ».

زمانى که حاکمان دروغ بگویند باران نبارد، و چون زمامدار ستم ورزد، ت، خوار گردد. و اگر زکات اموال داده نشود چها ایان از بین روند.

رفع اندوه از مؤمن

« مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِن فَرَّجَ اللّهُ عَنْ قَلْبِهِ یَوْمَ القِیمَةِ ».

هر اندوه و مشکلى را از مؤمنى برطرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف سازد.

بهترین اعمال بعد از واجبات

« لَیْسَ شَىْءٌ مِنَ الاَْعْمالِ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بَعْدَ الْفَرائِضِ أَفْضَلَ مِنْ إِدْخالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ ».

بعد از انجام واجبات، کارى بهتر از ایجاد خوشحالى براى مؤمن، نزد خداوند بزرگ نیست.

سه چیز وابسته به سه چیز

« ثَلاثَةٌ مُوَکِّلٌ بِها ثَلاثَةٌ: تَحامُلُ الاَْیّامِ عَلى ذَوِى الاَْدَواتِ الْکامِلَةِ وَإِسْتیلاءُ الْحِرْمانِ عَلَى الْمُتَقَدَّمِ فى صَنْعَتِهِ، وَ مُعاداةُ الْعَوامِ عَلى أَهْلِ الْمَعْرِفَةِ ».

سه چیز وابسته به سه چیز است: 1ـ سختى روزگار بر ى که ابزار کافى دارد، 2ـ محرومیت زیاد براى ى که در صنعت عقب مانده باشد، 3ـ و دشمنىِ مردم عوام با اهل معرفت.

میانه روى و احسان

« عَلَیْکُمْ بِالْقَصْدِ فِى الْغِنى وَ الْفَقْرِ، وَ الْبِرِّ مِنَ الْقَلیلِ وَ الْکَثیرِ فَإِنَّ اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالى یَعْظُمُ شِقَّةَ الـتَّمْرَةِ حَتّى یَأْتِىَ یَوْمَ الْقِیمَةِ کَجَبَلِ أُحُد ».

بر شما باد به میانهروى در فقر و ثروت، و نیکى چه کم و چه زیاد، زیرا خداوند متعال در روز قیامت یک نصفه ما را چنان بزرگ نماید که مانند کوه اُحد باشد.

دیدار و اظهار دوستى با هم

« تَزاوَرُوا تَحابُّوا وَ تَصافَحُوا وَ لا تَحاشَمُو ».

به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.

چهل حدیث اخلاقی از رضا علیه السلام

راز پوشى در کارها

« عَلَیْکُمْ فى أُمُورِکُمْ بِالْکِتْمانِ فى أُمُورِ الدّینِ وَ الدُّنیا فَإِنَّهُ رُوِىَ « أَنَّ الاِْذاعَةَ کُفْرٌ» وَ رُوِىَ « الْمُذیعُ وَ الْقاتِلُ شَریکانِ» وَ رُوِىَ « ما تَکْتُمُهُ مِنْ عَدُوِّکَ فَلا یَقِفُ عَلَیْهِ وَلیُّکَ»

بر شما باد به رازپوشى در کارهاتان در امور دین و دنیا. روایت شده که « افشاگرى کفر است» و روایت شده « ى که افشاى اَسرار مىکند با قاتل شریک است» و روایت شده که « هر چه از دشمن پنهان مىدارى، دوست توهم بر آن آگاهى نیابد».

پیمان شکنى و حیله گرى

« لا یَعْدُمُ المَرْءُ دائِرَةَ السَّوْءِ مَعَ نَکْثِ الصَّفَقَةِ، وَ لا یَعْدُمُ تَعْجیلُ الْعُقُوبَةِ مَعَ إِدِّراءِ الْبَغْىِ ».

آدمى نمىتواند از گردابهاى گرفتارى با پیمان شکنى رهایى یابد، و از چنگال عقوبت رهایى ندارد ى که با حیله به ستمگرى مى پردازد.

برخورد مناسب با چهار گروه

« إِصْحَبِ السُّلْطانَ بِالْحَذَرِ، وَ الصَّدیقَ بِ َّواضُعِ، وَ الْعَدُوَّ بِ َّحَرُّزِ وَ الْعامَّةَ بِالْبُشْرِ ».

با سلطان و زمامدار با ترس و احتیاط همراهى کن، و با دوست با تواضع و با دشمن با احتیاط، و با مردم با روى خوش.

رضایت به رزق اندک

« مَنْ رَضِىَ عَنِ اللّهِ تَعالى بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ رَضِىَ اللّهُ مِنْهُ بِالْقَلیلِ مِنَ الْعَمَلِ ».

هر به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل کم او راضى باشد.

عقل و ادب

« أَلْعَقْلُ حِباءٌ مِنَ اللّهِ، وَ الاَْدَبُ کُلْفَةٌ فَمَنْ تَکَلَّفَ الأَدَبَ قَدَرَ عَلَیْهِ، وَ مَنْ تَکَلَّفَ الْعَقْلَ لَمْ یَزْدِدْ بِذلِکَ إِلاّ جَهْل ».

عقل، عطیّه و بخششى است از جانب خدا، و ادب داشتن، تحمّل یک مشقّت است، و هر با زحمت ادب را نگهدارد، قادر بر آن مىشود، امّا هر که به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بر جهل او افزوده نمىشود.

پاداشِ تلاشگر

« إِنَّ الَّذى یَطْلُبُ مِنْ فَضْل یَکُفُّ بِهِ عِیالَهُ أَعْظَمُ أَجْرًا مِنَ الُْمجاهِدِ فى سَبیلِ اللّهِ ».

به راستى ى که در پى افزایش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره کند، پاداشش از مجاهد در راه خدا بیشتر است.

به پنج امید نداشته باش

« خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَکُنْ فیهِ فَلا تَرْجُوهُ لِشَىْء مِنَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ:مَنْ لَمْ تَعْرِفَ الْوَثاقَةَ فى أُرُومَتِهِ، وَ الکَرَمَ فى طِباعِهِ، وَ الرَّصانَةَ فى خَلْقِهِ، وَ النُّبْلَ فى نَفْسِهِ، وَ الَْمخافَةَ لِرَبِّهِ ».

پنج چیز است که در هر نباشد امید چیزى از دنیا و آ ت به او نداشته باش:1ـ ى که در نهادش اعتماد نبینى،2ـ و ى که در سرشتش کَرم نیابى،3ـ و ى که در آفرینشش استوارى نبینى،4ـ و ى که در نفسش نجابت نیابى،5ـ و ى که از خدایش ترسناک نباشد.

پیروزىِ عفو و گذشت

« مَا َقَتْ فِئَتانِ قَطُّ إِلاّ نُصِرَ أَعْظَمُهُما عَفْوً ».

هرگز دو گروه با هم روبه رو نمىشوند، مگر این که نصرت و پیروزى با گروهى است که عفو و بخشش بیشترى داشته باشد.

عمل صالح و دوستى آل محمّد

« لا تَدْعُوا الْعَمَلَ الصّالِحَ وَ الاِْجْتِهادَ فِى الْعِبادَةِ إِتِّکالاً عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد(علیهم السلام) وَ لا تَدْعُوا حُبَّ آلِ مُحَمَّد(علیهم السلام)لاَِمْرِهِمْ إِتِّکالاً عَلَى الْعِبادَةِ فَإِنَّهُ لا یُقْبَلُ أَحَدُهُما دُونَ الاْخَرِ ».

مبادا اعمال نیک را به اتّکاى دوستى آل محمّد(علیهم السلام) رها کنید، و مبادا دوستى آل محمّد(علیهم السلام) را به اتّکاى اعمال صالح از دست بدهید، زیرا هیچ کدام از این دو، به تنهایى پذیرفته نمی شود.

برچسب ها : چهل حدیث اخلاقی از رضا علیه السلام - السلام ,علیه ,مِنَ ,مِنْ ,مَنْ ,إِذا ,علیه السلام ,الرِّضا علیه ,علیهم السلام ,بِالْقَلیلِ مِنَ ,إِلَیْهِ مِنَ ,محمّد علیهم السلام ,مُحَمَّد عل?
چهل حدیث اخلاقی از رضا علیه السلام السلام ,علیه ,مِنَ ,مِنْ ,مَنْ ,إِذا ,علیه السلام ,الرِّضا علیه ,علیهم السلام ,بِالْقَلیلِ مِنَ ,إِلَیْهِ مِنَ ,محمّد علیهم السلام ,مُحَمَّد عل?
شعر زیبای شهریار... شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین (ع)


کاروان کربلا


شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین (ع)
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین (ع)

از حریم کعبه جدش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین

میبرد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش روراه دیار نیستی کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بسکه محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا بجائی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران ، پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به تاج زین نهاده راه پیمای عراق
می نمید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سر کند مشکل دو تا دارد حسین

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت و بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

بعد ازینش صحنه ها و ها اش ت و خون
دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ئی
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آ کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم بلب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین

برچسب ها : شعر زیبای شهریار... شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین (ع) - حسین ,کربلا ,دارد حسین ,نینوا دارد ,هوای نینوا ,دیگر هوای ,شیعیان دیگر
شعر زیبای شهریار... شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین (ع) حسین ,کربلا ,دارد حسین ,نینوا دارد ,هوای نینوا ,دیگر هوای ,شیعیان دیگر
چــرا تو ای ش ته دل، خدا خدا نــمی کنی؟


چــرا تو ای ش ته دل، خدا خدا نــمی کنی؟
خـــدای بـــی نیاز را چــــرا صـــــدا نــــمی کنی ؟
ســحر بــه بــاغ نــاله ها، گــل مــراد مــی دمد
بــه نــیمه شــب چــرا لــبی به نــاله وا نــــمی کنی؟
بـــه هـر لـب دعـای تـو، فـرشته بـوسه مـی زند
بـــرای درد بـــی دوا، چـــرا دعــــا نــــمی کـــنی؟
به قطـره، قــطره اشک تــو، خدا نظاره می کـند
چـــرا مـــیان گـــــریه ها خـــدا خــــدا نــــمی کنی ؟
دل تـــو مـــانده در قـــفس، جـــدا از آشــیان خود
پــــرنده اســــیر را، چـــــرا رهــــا نــــمی کــنی؟
چـــرا کــنون نــمی کنی ز دل غـــبار کینه را؟
چــــرا صـــفا نـــمی دهی حــــرم ســرای را ؟
چــــرا صـــدا نـــمی زنی، شــهیده مدینه را؟
بـــه حــرمت حـــبیبه اش، نـــظر بــه مـا کـــند خدا
خــــدا بــه نــاله شــما جـــواب مــی دهد بیا
خـــــــدا بـــرات دوری از عـــذاب مـــی دهد بــــیا
خــدا، خـدا، خـدا، خـدا،



برچسب ها : چــرا تو ای ش ته دل، خدا خدا نــمی کنی؟ - نــــمی ,خـدا، ,نــاله ,بــه ,چــرا ,نــمی ,خـدا، خـدا،
چــرا تو ای ش ته دل، خدا خدا نــمی کنی؟ نــــمی ,خـدا، ,نــاله ,بــه ,چــرا ,نــمی ,خـدا، خـدا،
حدیثی زیبا از موسی کاظم علیه السلام... به مناسبت زادروز آن حضرت


حجّت ظاهری و باطنی

«إِنَّ لِلّهِ عَلَی النّاسِ حُجَّتَینِ، حُجَّةً ظاهِرَةً وَ حُجَّةً باطِنَةً، فَأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الاَْنْبِیاءُ وَ الاَْئِمَّةُ وَ أَمَّا الْباطِنَةُ فَالْعُقُولُ.»:

همانا برای خداوند بر مردم دو حجّت است، حجّت آشکار و حجّت پنهان، امّا حجّت آشکار عبارت است از: رسولان و ان و ان; و حجّت پنهانی عبارت است از عقول مردمان.

شرح:


همان طور که ، اختلافات مردم را حل می کند، عقل انسان نیز در تردیدها و تصورات و تطورات حس و خیال، اختلافات را حل می کند.


همان طور که یا ظاهر است یا غایب دقیقاً عقل نیز گاهی ظاهر و گاهی غایب است.

وقتی انسان از عقل استقبال کند، در وجود او عقل ظاهر می شود و اگر استقبال نکند عقل، مخفی و غایب می شود.

«حجت باطنی» تنها رابطه حجت ظاهری در انسان است؛ هر وقت می خواهید بدانید آیا ظهور نزدیک است برگردید به حجت باطنی، اگر دیدید با حجت باطنی آشتی کردید این علامت ظهور است.
هر امروز با حجت باطنی اش مخالفت کند، فردا که حضرت ظهور کرد با او هم مخالفت می کند؛ ی که به حجت باطن ایمان نیاورد، با حجت ظاهر نیز ایمان نخواهد آورد.( آیت الله حایری رحمه الله)

برچسب ها : حدیثی زیبا از موسی کاظم علیه السلام... به مناسبت زادروز آن حضرت - حجّت ,ظهور ,انسان ,غایب ,حجّت آشکار
حدیثی زیبا از موسی کاظم علیه السلام... به مناسبت زادروز آن حضرت حجّت ,ظهور ,انسان ,غایب ,حجّت آشکار
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

دایم گل این بستان شاداب نمی ماند

دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

ب گله زلفش با باد همی

گفتا غلطی بگذر زین فکرت سو

صد باد صبا این جا با سلسله می ند

این است حریف ای دل تا باد نپیمایی

مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد

کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی

یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم

رخساره به ننمود آن شاهد هرجایی

ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست

شمشاد امان کن تا باغ بیارایی

ای درد توام درمان در بستر ناکامی

و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم

لطف آن چه تو شی حکم آن چه تو فرمایی

فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست

کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی

زین دایره مینا خونین جگرم می ده

تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی

حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد

شادیت مبارک باد ای عاشق شی

برچسب ها : ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی - تنهایی ,پادشه خوبان
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی تنهایی ,پادشه خوبان
نتیجه تعرض به ایران--- جنگی رخ نخواهد داد
دیدار هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم با معظم انقلاب ی



حضرت آیت الله معظم انقلاب ی صبح دیروز (دوشنبه) در دیدار هزاران نفر از قشرهای مردم از استانهای مختلف در سخنان مهمی درباره اوضاع اقتصادی و معیشتی، شرارتهای امریکا و پیشنهاد مذاکره و نیز ضرورت وحدت عمومی مردم و مسئولان خاطرنشان د: مشکلات اقتصادی و راه حلهای آن معلوم است، هیچ بن بستی در کشور وجود ندارد و مسئولان در هر سه قوه باید با تلاش، کار مشترک و استفاده از نظرات کارشناسان، مشکلات و فشارها را از دوش مردم بردارند.
ایشان همچنین در خصوص موضوع مذاکره با امریکا تأکید د: با امریکایی ها به علت وجود استدلالهای دقیق، تجربه گذشته و ضررهای فراوان مذاکره با یک رژیم متقلب و زورگو مذاکره نمی کنیم و در پرتو وحدت و همدلی مردم و مسئولان، این مرحله را به خوبی پشت سر خواهیم گذاشت.
انقلاب ی در سخنان خود با اشاره به مشکلات اقتصادی و معیشتی کشور و گرانی های فراوان اخیر که به بخش هایی از مردم به شدت فشار وارد کرده است، گفتند: اکثر کارشناسان اقتصادی و بسیاری از مسئولان متفق هستند که عامل همه این مشکلات تحریم ها نیست بلکه ناشی از مسائل درونی و نحوه مدیریت و سیاست گذاری اجرایی است.
حضرت آیت الله تأکید د: من نمی گویم تحریم ها اثر ندارد، اما عمده مشکلات اقتصادی اخیر مربوط به عملکردها است و اگر عملکردها بهتر و با تدبیرتر و به هنگام تر و قوی تر باشد، تحریم ها تأثیر زیادی نخواهد داشت و می توان مقابل آن ایستاد.
ایشان به نوسانات اخیر بازار ارز و سکه و کاهش ارزش پول ملی اشاره د و افزودند: در همین قضایای ارز و سکه گفته شد مبلغ ۱۸ میلیارد دلار از ارز موجود کشور آن هم در حالی که برای تهیه ارز مشکل داریم، بر اثر بی تدبیری، به افرادی واگذار شد و برخی از آن سوء استفاده د. این موارد مشکلات مدیریتی است و ارتباطی با تحریم ها ندارد.
انقلاب ی خاطرنشان د: وقتی ارز یا سکه به صورت غلط عرضه و تقسیم می شود، مشکلات فعلی به وجود می آید زیرا این قضیه دو طرف دارد، یک طرف آن فردی است که دریافت می کند و طرف دیگر آن ی است که عرضه می کند. همه بیشتر به دنبال آن فردی هستند که ارز یا سکه را گرفته است در حالی که تقصیر عمده متوجه آن فردی است که ارز یا سکه را با بی تدبیری عرضه کرده است که اقدامات اخیر قوه قضاییه نیز در واقع برخورد با انی است که با یک تخلف و خطای بزرگ، زمینه ساز این مسائل و کاهش ارزش پول ملی شده اند.
ایشان به کمین گرفتن دشمن برای سوءاستفاده از این خطاها و بی تدبیری ها اشاره د و افزودند: ما به دلایل گوناگون، دشمنان خبیث و رذل کم نداریم، آنها کمین گرفته اند تا همچون مگس برروی زخم بنشینند و با سوءاستفاده از مشکلات ناشی از خطای برخی افراد، ناکارآمدی نظام و بن بست در کشور را القاء کنند تا مردم ناامید شوند.

انقلاب ی تأکید د: در کشور هیچ بن بستی وجود ندارد زیرا مشکلات کشور شناخته شده است و برای همه آنها نیز راه حل های شناخته شده ای وجود دارد و فقط باید مسئولان کمر همت ببندند.
حضرت آیت الله با اشاره به پیشنهادها و نامه های متعدد جوانان انقل ، مؤمن و خوش فکر برای حل مشکلات گفتند: اخیراً هم عده ای کارشناس اقتصادی که با ت هم مخالفتی ندارند و برخی هم صاحب نام هستند، نامه ای دلسوزانه به رئیس جمهور محترم نوشته اند و ضمن برشمردن مشکلات ساختاری و موجود اقتصادی، راه حل ها را هم ارائه کرده اند که این راه حلها اکثراً صحیح بودند.
ایشان با تأکید بر اینکه اغلب این راه حل ها قبلاً در شعارهای سال و سیاستهای کلی اعلام شده بود، افزودند: بنابراین مشکلات اقتصادی کشور راه حل دارد و اینگونه نیست که دشمن و برخی افراد دنباله رو او در داخل و در رسانه ها، خبیثانه تبلیغ کنند که کشور به بن بست رسیده و هیچ راهی جز پناه بردن به فلان یا اکبر وجود ندارد.
انقلاب ی خاطرنشان د: مسئولان اجرای برخی از این راه حل ها را شروع کرده اند اما باید جدی تر انجام دهند و من این موضوع را در جلسات خصوصی به رؤسای سه قوه و مسئولان کشور گفته ام و آنان نیز به اندازه توان خود پیگیر این موضوعات هستند.
حضرت آیت الله با تأکید بر اینکه ما در کشور نیروی خوب و با عُرضه و جوان کم نداریم، گفتند: مسئولان باید همکاران خوبی را برای خود انتخاب کنند.
ایشان، نقدینگی عظیم را یکی از مشکلات اقتصادی کشور و ناشی از سیاست های اشتباه دانستند و گفتند: همانگونه که در عید فطر خطاب به مسئولان گفتم، باید این نقدینگی به سمت تولید و بخشهای صنعت، کشاورزی و مسکن هدایت شود و اگر چنین کاری انجام شود، نقدینگی که امروز یک تهدید است، به فرصت تبدیل خواهد شد.
انقلاب ی با تأکید بر اینکه همواره از تها حمایت کرده اند و از این ت نیز حمایت می کنند، خاطرنشان د: بار دیگر به مسئولان تی سفارش مؤکد می کنم که با فکر و برنامه ریزی و م با افراد آگاه، راههای سوق دادن نقدینگی به سمت تولید را پیدا کنند.
حضرت آیت الله گفتند: برخی می گویند علت مشکلات فعلی در بازار، و ب و کار این است که چون فعالان اقتصادی از زمان آغاز تحریم ها یعنی نیمه مرداد و یا نیمه آبان مطلع بودند، کارهایی انجام دادند، حالا سؤال این است که اگر فعالان اقتصادی مطلع بودند و کارهایی د، مسئولان تی هم باید خود را برای مقابله با تحریم بیشتر آماده می د.

ایشان افزودند: البته اکنون هم دیر نشده است و می توان تصمیم ها و اقدامات لازم را در مقابل تصمیم خبیثانه دشمن، اتخاذ کرد و اگر ی بگوید دیر شده و ممکن نیست، یا جاهل است و یا حرف بی جهت زده است.
انقلاب ی تأکید د: هر ی که اعلام کند، ما به بن بست رسیده ایم، یا جاهل است و یا حرف او خائنانه است.
حضرت آیت الله در ادامه مطالب مربوط به مسائل و مشکلات اقتصادی، به موضوع فساد و وم مقابله با آن اشاره د و گفتند: نامه اخیر رئیس قوه قضاییه یک گام مهم و مثبت برای مقابله با فساد و مفسد است.
ایشان با اشاره به نامه هفده سال پیش خود به سران سه قوه برای مقابله با فساد افزودند: فساد یک اژدهای هفت سر است که باید با آن به طور کامل و جدی مقابله شود، ضمن اینکه وقتی با فساد و مفسد مقابله می شود، قطعاً جیغ و دادهایی از گوشه و کنار بلند می شود.
انقلاب ی تأکید د: بیانِ علنی این موضوع برای این است که همه بدانند، بنای نظام، برخورد قاطع و بدون ملاحظه با مفسد است.
ایشان افزودند: برخی درخصوص فساد به گونه ای صحبت می کنند که گویا همه نظام فاسد است و ادعای فساد سیستمی و فراگیر می کنند در حالی که اینگونه نیست و ما در کشور، مدیران پاکدست و مؤمن فراوانی داریم و اینگونه سخن گفتن، ظلم به این افراد و ظلم به نظام ی است.
انقلاب ی با تأکید بر اینکه در نظام ی حتی تعداد کم افراد فاسد، زیاد است و باید با آنها قاطعانه برخورد شود گفتند: افراط و تفریط غلط است. برخی در صحبت ها و نوشته های خود بی ملاحظه هستند. نمی توان فساد در برخی دستگاهها و یا در میان برخی افراد را به کل کشور تعمیم داد.
حضرت آیت الله در جمع بندی این بخش از سخنان خود، خاطرنشان د: راه حل مشکلات اقتصادی کشور اعم از راه حلهای ساختاری و کوتاه مدت شناخته شده است و هدف از درخواست برای تشکیل جلسه مشترک سه قوه، یافتن مشترک راه حل ها با کمک گرفتن از کارشناسان امین است که این کار در حال انجام است.
ایشان افزودند: دستگاههای نظارتی وابسته به دستگاههای اطلاعاتی، قوه قضاییه و مجلس نیز باید با قدرت و با چشم باز در میدان باشند و آحاد مردم مؤمن نیز باید با احساس وظیفه، در این خصوص، نقش ایفا کنند.
حضرت آیت الله با تأکید بر اینکه قوای مجریه و مقننه باید راههای فساد را ببندند، گفتند: اگر در همین قضایای ارز و سکه، نظارت و دقت و پیگیری لازم انجام می گرفت، راههای فساد مسدود می شد.
ایشان همچنین با توصیه به آحاد مردم برای هوشیاری و عملِ با بصیرت، در مقابل تحریکات دشمن، افزودند: ملت ایران همواره در مقابل دشمن بصیرت داشته است و همه باید بدانند که دشمن به دنبال سوءاستفاده از نقطه ضعف ها، بر ضدّ خود مردم است.
انقلاب ی دستگاههای تبلیغاتی اعم از صدا و سیما، مطبوعات و وبگاههای فضای مجازی را به مراقبت از ایجاد ناامیدی در جامعه، توصیه مؤکد د و گفتند: انتقاد اشکالی ندارد اما نباید مردم را ناامید کرد. گاهی در یک رو مه یا در یک برنامه تلویزیونی و رادیویی، به گونه ای سخن گفته می شود که گویا همه درها بسته است؛ در حالی که اینگونه نیست.

حضرت آیت الله تأکید د: ملت ایران و نظام ی، همچنانکه تا به حال از مراحل سختی عبور کرده است، از این مرحله نیز که آسان تر از مراحل قبلی است، عبور خواهد کرد.
انقلاب ی در بخش دوم سخنانشان با اشاره به وقیح تر و بی ادب تر شدن مسئولان امریکایی در ماههای اخیر خاطرنشان د: آنها قبلاً نیز ادب و دیپلماتیک را در حرفهایشان رعایت نمی د اما مسئولان کنونی رژیم امریکا به گونه ای وقیح و بی شرم و بی ادب با دنیا حرف می زنند که انگار حیا را کاملاً از آنها گرفته اند.
حضرت آیت الله با یادآوری دو جنایت هفته اخیر سعودی ها در یمن یعنی بمباران یک بیمارستان و حمله به یک ماشین حامل ک ن یمنی و قتل عام دهها کودک بی گناه و بی پناه افزودند: وجدان جهان در مقابل این جنایات تکان خورد و تها نیز ولو به صورت تعارف آمیز اظهار تأسفی د اما امریکایی ها به جای محکوم این فجایع، بی شرمانه از روابط راهبردی خود با سعودی ها حرف زدند و این سؤال را پیش آوردند که آیا مسئولان امریکایی واقعاً انسانند؟
ایشان جدا حدود ۲ هزار کودک از مادرانشان و زندانی آنها در قفس را به بهانه مهاجر بودن این افراد، جنایت بی سابقه دیگری خواندند و افزودند: نکته تأمل برانگیز این است که امریکایی ها بدون هیچ خج و شرمی این اقدامات را در جلوی چشم جهانیان انجام می دهند.
انقلاب با اشاره به حرف های بی ادبانه مقامات رژیم امریکا درباره تحریم، جنگ و مذاکره گفتند: تأکید می کنیم جنگ نخواهد شد و مذاکره نخواهیم کرد.

حضرت آیت الله افزودند: البته آنها مسئله جنگ را صریحاً مطرح نمی کنند اما درصددند با اشاره و کنایه، «شبح جنگ» را ایجاد و بزرگ کنند تا ملت ایران و یا ترسوها را بترسانند.
ایشان در همین زمینه تأکید د: جنگی رخ نخواهد داد چرا که ما مثل گذشته هیچ وقت شروع کننده جنگ نخواهیم بود و امریکایی ها هم حمله را آغاز نمی کنند چون می دانند که صددرصد به ضررشان تمام خواهد شد زیرا و ملت ایران ثابت کرده اند به هر متعرّضی، ضربه بزرگ تری وارد خواهد کرد.
حضرت آیت الله با اشاره به ناکامی مفتضحانه و حقارت آمیز امریکایی ها در حمله سال ۱۳۵۹ به صحرای طبس افزودند: آنها ممکن است خیلی چیزها را نفهمند اما احتمالاً اینقدر می فهمند که نتیجه تعرض به ایران را تصور و درک کنند.
انقلاب در ادامه تبیین طرحهای امریکا برای مقابله با و ملت ایران، به بحث پیشنهاد مذاکره پرداختند و افزودند: آنها البته در این موضوع براساس یک بازی و روش پیش پا افتاده و بی ارزش عمل می کنند؛ یک نفر می گوید بدون پیش شرط، نفر دیگر پیش شرط می گذارد.
حضرت آیت الله گفتند: بر خلاف تصور عده ای در داخل، درخواست امریکایی ها برای مذاکره مسئله جدیدی نیست و در ۴۰ سال اخیر بارها تکرار اما با پاسخ منفی ایران مواجه شده است. حتی ریگان رئیس جمهور وقت امریکا که نسبت به فعلی ها مقتدرتر بود، در قضیه معروف به مک فارلین، او را مخفیانه برای مذاکره به تهران فرستاد که بعد از ۲۴ ساعت بدون نتیجه بازگشت.
انقلاب در تبیین استدلالهای ایران برای مذاکره ن با امریکایی ها گفتند: آنها برای مذاکره فرمول خاصی دارند که باید آن را درک کرد و سپس به این سؤال پاسخ داد که آیا هیچ آدم عاقلی با این فرمول مذاکره می کند؟
ایشان حقیقت مذاکره را در عرف «داد و ستد» خواندند و خاطرنشان د: امریکایی ها در هر مذاکره به پشتوانه قدرت نظامی، تبلیغاتی و مالی خود تلاش می کنند هرگونه مقاومت در مقابل تحقق اه شان را ناکام بگذارند.
حضرت آیت الله در ترسیم فرمول مذاکره به سبک امریکایی ها افزودند: آنها اولاً اه اصلی را کاملاً مشخص می کنند البته همه این اه را اعلام نمی کنند اما در طول مذاکرات با دبه و چانه زنی، همه اه را پیگیری می کنند. نکته دوم اینکه امریکایی ها از این اه اصلی یک قدم عقب نمی نشیند.
ایشان افزودند: امریکایی ها در مذاکرات، با الفاظ ظاهراً اطمینان بخش فقط وعده می دهند اما از طرف مقابل امتیازات نقد می خواهند و وعده نمی پذیرند.
انقلاب خاطرنشان د: این واقعیت را ما در تجربه کردیم همچنانکه در مذاکره با کره شمالی هم امریکایی ها همین روش را در پیش گرفته اند.
ایشان خاطرنشان د: هر جای مذاکره اگر طرف مقابل از دادن امتیاز نقد امتناع کند، امریکایی ها آنچنان هیاهوی تبلیغاتی و رسانه ای در جهان راه می اندازند که معمولاً طرف مقابل کم می آورد و دچار انفعال می شود.
حضرت آیت الله در تشریح آ ین نکته از فرمول مذاکره امریکایی ها افزودند: آنها پس از مذاکرات نیز به راحتی زیر وعده ها می زنند و به آنها عمل نمی کنند.
انقلاب پس از بیان این واقعیات یک سؤال اساسی مطرح د: به کدام دلیل باید با رژیم زورگوی متقلبی که اینگونه مذاکره می کند، پشت میز گفت وگو نشست؟
حضرت آیت الله را نمونه واضح نتیجه مذاکره با امریکا برشمردند که البته برخی خطوط قرمز تعیین شده در آن رعایت نشد.
ایشان خاطرنشان د: با توجه به فرمول امریکایی ها در مذاکره، هر تی در جهان با آنها مذاکره کند، دچار مشکل می شود مگر جهت گیری هایش با واشنگتن یکی باشد که البته ت فعلی امریکا حتی به اروپایی ها هم زور می گوید.
انقلاب در نوعی جمع بندی از این بخش از سخنانشان، افزودند: ما فقط وقتی می توانیم وارد بازی خطرناک مذاکره با امریکا شویم که از لحاظ اقتصادی و و فرهنگی به اقتدار مورد نظرمان برسیم و فشارها و هوچی گری های او نتواند در ما تأثیر بگذارد اما در حال حاضر مذاکره قطعاً به ضرر ما تمام می شود و ممنوع است.
حضرت آیت الله خاطرنشان د: راحل عظیم الشأن هم مذاکره با امریکا را تا وقتی این رژیم آدم نشود ممنوع کرده بود ما هم بر همین نکته تأکید می کنیم.
ایشان افزودند: حتی اگر به فرض محال قرار بود با امریکایی ها مذاکره ای کنیم قطعاً با ت فعلی هرگز مذاکره نمی کردیم.
حضرت آیت الله با بیان نکته ای مهم خطاب به همه سیاستمداران، دیپلماتها، جوانان پرانگیزه، دانشجویان رشته های و فعالان عرصه سیاست یادآوری د: مذاکره با رژیم زورگو و پرتوقع امریکا وسیله ای برای رفع یا کاهش دشمنی آنها نیست بلکه دادن ابزاری به امریکا است که با آن می تواند بیشتر و بهتر اعمال دشمنی کند و اه خود را پی بگیرد.
انقلاب تمرکز بزرگ بر جنگ اقتصادی را ناشی از ناامیدی از جنگ نظامی، و امنیتی و حتی جنگ فرهنگی خواندند و افزودند: رویش های جوان و پربرکت انقلاب و ش ت حوادث و آشوبهای امنیتی سال ۸۸، نشان دهنده ش ت و یأس دشمن در این عرصه هاست.
حضرت آیت الله تأکید د: البته به توفیق الهی و هوشیاری مسئولان و مردم، امریکا در جنگ اقتصادی نیز ش ت خواهد خورد.
ایشان با اشاره به ترفند و فریب دشمنان در حرف زدن با مردم ایران گفتند: یک عقب مانده ذهنی به ملت ایران می گوید ت شما پول شما را در ج می کند در حالیکه رئیس او اذعان کرده که امریکا هفت تریلیون دلار در منطقه ج کرده اما هیچ چیزی عایدشان نشده است.
انقلاب افزودند: ما به دو کشور دوست یعنی و عراق در مقابل تهدیدات امریکا و سعودی ها کمک کرده ایم که این کمک ها نوعی مبادله بین تهای دوست است.
حضرت آیت الله ایجاد تردید در افکار عمومی نسبت به مواضع نظام را از اه مشخص دشمنان ملت ایران برشمردند و افزودند: آنها می خواهند با جنگ اقتصادی ن یتی ایجاد کنند تا شاید این ن یتی به اغت و ناامنی تبدیل شود.

ایشان با بیان اخبار و اطلاعاتی از پشت صحنه اقدامات امریکایی ها، صهیونیستها و سعودی ها افزودند: آنها برای ایجاد ناامنی در دی ماه گذشته، چند سال فعالیت کرده بودند اما ملت با هوشیاری تحسین برانگیز، به میدان آمد و زمینه سازی های چند ساله آنها را به باد داد.
انقلاب افزودند: دشمنان سپس به سال ۹۷ دلبستند و برخی مقامات امریکا گفتند ۶ ماه دیگر خبرهایی از ایران خواهید شنید، منظور آنها همین حوادث مرداد بود که با وجود هزینه های فراوان مالی و دشمنان اینگونه محدود از آب درآمد.
حضرت آیت الله تأکید د: مردم با هوش و با بصیرت هستند البته مشکلات معیشتی و اقتصادی اوقات خیلی از آنها را تلخ کرده اما این ملت زیر بار خواستهای سیای امریکا و فلان رژیم روسیاه نمی رود.
انقلاب تأکید د: دشمن همانگونه که تاکنون ضعیف و ناتوان و ش ت خورده بوده است در آینده نیز ناکام خواهد ماند به شرط اینکه همه بیدار باشیم و با پرهیز از ناامیدی به وظایف خود عمل کنیم.
ایشان افزودند: برخی به اسم اینکه طرفدار ضعفا هستیم و می خواهیم اوضاع را درست کنیم، خودشان ملتفت نیستند اما عملاً در چارچوب نقشه دشمن حرف می زنند و اقدام می کنند.

حضرت آیت الله افزودند: آنها که می گویند ت باید برکنار شود در نقشه دشمن نقش آفرین هستند. ت باید سرکار بماند و با قدرت، وظایف خود را در حل مشکلات انجام دهد.
انقلاب همچنین به حقوق و تکالیف ت و مجلس اشاره د و افزودند: هر دو قوه باید ضمن برخورداری از حقوق خود، کرامت طرف مقابل را حفظ کنند و سه قوه با هم افزایی مشکلات را از پیش ملت بردارند.
ایشان در پایان سخنانشان با اشاره به سخنان درباره دست قدرت خدا بر سر ملت ایران و نظام ی افزودند: ما هم این دست قدرتمند خدا را احساس می کنیم، قدرتی که در ایمان ملت متجلی است.
همچنین در ابتدای این دیدار که با حضور قشرهای مختلف مردم از استانهای فارس، یزد، هرمزگان، چهارمحال و بختیاری، گلستان، کردستان و بوشهر برگزار شد، حضرت آیت الله با اشاره به فرا رسیدن ماه ذی الحجه ماه دعا و توسل و تضرع به درگاه الهی، خاصیت ایمان و اتکا به خدا را ایجاد امید، اعتماد به نفس و ش ت ناپذیری دانستند و خاطرنشان د: ملت ایران با برخورداری از این ایمان، چهل سال است که در مقابل قدرتهای متکبر دنیا با قدرت تمام ایستاده است و باید روز به روز بر این توانایی افزوده شود.
نظریه‏ ى علماى اهل سنت درباره‏ ى تبرک، مس منبر و قبر و صالحان‏




پرسش: نظر علماى اهل سنت در باره تبرک و مس منبر و قبر و قبور صالحین چیست؟
پاسخ:
1. عبدالله فرزند احمد بن حنبل مى‏گوید از پدرم سؤال شد که مس منبر رسول‏الله و تبرک به‏آن و بوسیدن قبر شریف به قصد ثواب چه حکمى دارد؟ پدرم گفت اشکالى ندارد. «1»
2. رملى شافعى: تبرک به قبر و یا علما و یا اولیا جائز است و بوسیدن و استلام آن اشکالى ندارد. «2»
3. محب الدین طبرى شافعى: بوسیدن قبر و دست گذاشتن بر روى آن جایز است و سیره عمل علماء و صالحان بر آن است. «3»
4. عسقلانى مى‏گوید: در زمان عمر مردم گرفتار قحطى و خش الى شدند، یکى از اصحاب به قبر متوسل شد، گفت یا رسول‏الله‏ استسق لأمتک فانهم قد هلکو. «4»
5. دانشمندانى چون ابن حیان، ابن خزیمه، ابو على خلال، شیخ الحنابله در زمان گرفتارى به قبور اهل‏بیت متوسل مى‏شدند. «5»

______________________________
(1). وفاء الوفا، ج 4، ص 1414
(2). کنز المطالب، ص 219
(3). اسنى المطالب، ج 1، ص 331
(4). فتح البارى، ج 2، ص 557
(5). کتاب الثقات، ج 8، ص 456، تهذیب هذیب، ج 7، ص 339، تاریخ بغداد ج 1، ص 120صانعى، پاسخ به شبهات در شبهاى پیشاور - تهران، چاپ: اول، 1385 ش.

برچسب ها : نظریه‏ ى علماى اهل سنت درباره‏ ى تبرک، مس منبر و قبر و صالحان‏ - ,بوسیدن ,منبر ,تبرک , متوسل ,اشکالى ندارد
نظریه‏ ى علماى اهل سنت درباره‏ ى تبرک، مس منبر و قبر و صالحان‏ ,بوسیدن ,منبر ,تبرک , متوسل ,اشکالى ندارد
چگونه مبلغ مهم ترین رویداد عالم بشریت ( غدیر) باشم؟



1- یک دانش آموز می تواند با توزیع یک پاکت شکلات مبلّغ غدیر باشد.

2- یک دانش آموز می تواند با تزئین کلاس مدرسه اش مبلّغ غدیر باشد.

3- یک راننده تا ی می تواند با پذیرایی شکلات در ماشینش مبلّغ غدیر باشد.

4- یک مادر بزرگ می تواند با گفتن قصه های غدیری برای نوه هایش مبلّغ غدیر باشد.

5- یک جماعت مسجد می تواند با صحبت پیرامون غدیر مبلّغ غدیر باشد.

6- یک گزار مسجد می تواند با پذیرایی از گزاران مبلّغ غدیر باشد.

7- یک مادر می تواند با آماده بهترین لباس های فرزندانش در غدیر مبلّغ غدیر باشد.

8- یک مادر می تواند با پختن غذای مورد علاقه فرزندانش در غدیر مبلّغ غدیر باشد.

9- یک مادر می تواند با پخش سرودهای شاد در ایام غدیر مبلّغ غدیر باشد.

10- یک مادر می تواند با گذشتن از خطاهای فرزندش به مناسب غدیر مبلّغ غدیر باشد.

11- یک پدر می تواند با تهیه هدیه برای فرزندانش مبلّغ غدیر باشد.

12- یک پدر بزرگ می تواند با ارسال پیام برای نوه هایش مبلّغ غدیر باشد.

13- یک مادربزرگ می تواند با دادن نذری در ایام غدیر مبلّغ غدیر باشد.

14- یک کاسب می تواند با تخفیف ویژه در ایام غدیر مبلّغ غدیر باشد.

15- یک دانشجو می تواند با هدیه کتاب و سی دی مرتبط با غدیر به اساتید و دوستان و نزدیکانش مبلّغ غدیر باشد.

16- یک معلم می تواند با برگزاری مسابقات مرتبط با غدیر در کلاسش مبلّغ غدیر باشد.

17- یک مدیرِ مدرسه می تواند با مسابقه تزئینات بین کلاس ها مبلّغ غدیر باشد.

18- یک پدر می تواند با تهیه هدیه برای فرزندانش در روز غدیر مبلّغ غدیر باشد.

19- یک دانش آموز می تواند با تهیه رو مه دیواری با موضوع غدیر مبلّغ غدیر باشد.

20- یک دانش آموزمی تواند با آماده دکلمه و قرائت در مجالس مبلّغ غدیر باشد.

21- یک ِ می تواند با اختصاص دادن بخشی از کلاسش به غدیر مبلّغ غدیر باشد.

22- یک هیأت می تواند با برگزاری مراسم جشن با شکوه مبلّغ غدیر باشد.

23- یک هیأت می تواند با دیدار از سالمندان و اهداء هدیه مبلّغ غدیر باشد.

24- یک هیأت می تواند با ایجاد ایستگاه صلواتی مبلّغ غدیر باشد.

25- یک خانواده می تواند با دیدار از اقوام و سادات مبلّغ غدیر باشد.

26- یک پدر می تواند با ید لباسِ نو برای خانواده اش مبلّغ غدیر باشد.

27- یک دانش آموز می تواند با اجرای مصاحبه با موضوع غدیر مبلّغ غدیر باشد.

28- یک فرد می تواند با عیدی روز غدیر به رفتگر محله اش مبلّغ غدیر باشد.

29- یک فرد می تواند با دادن هدیه به همسایگان محله اش مبلّغ غدیر باشد.

30- یک فرد می تواند با پخش یک جعبه شیرینی میان همسایه ها مبلغ غدیر باشد.

31- یک فرد می تواند با تزئین ماشینِ خود در ایام غدیر مبلّغ غدیر باشد.

32- یک فرد می تواند با تزئین درب منزل یا آپارتمان خود مبلّغ غدیر باشد.

33- یک فرد می تواند با دیدار از بیماران در بیمارستان در روز غدیر مبلّغ غدیر باشد.

34- یک فرد می تواند با ترویج آداب غدیر مبلّغ غدیر باشد.

35- یک فرد می تواند تهیه و گردآوری ج با موضوع غدیر مبلّغ غدیر باشد.

36- یک فرد می تواند با طراحی کارت پستال با موضوع غدیر و پیام آن مبلّغ غدیر باشد.

37- یک فرد می تواند با ترویج فرهنگ عیدی دادن میان اقوام مبلّغ غدیر باشد.

38- یک مادر می تواند با پخش سرودهای غدیری در منزل مبلّغ غدیر باشد.

39- یک فرد می تواند با یک لبخند و شادباش غدیر مبلّغ غدیر باشد.

40- یک فرد می تواند با خواندن خطبه برادری میان دوستانش مبلّغ غدیر باشد.

... و کارهای فراوان دیگر .
﷽ (کانال بصیرت افزایی شهید دیالمه)
{سعی کنیم همیشه طرفدار حق وحقیقت باشیم}
https://sapp.ir/channel_shhid.diyalameh
اللهم عجل لولیک الفرج

برچسب ها : چگونه مبلغ مهم ترین رویداد عالم بشریت ( غدیر) باشم؟ - غدیر ,تواند ,مبلّغ ,مادر ,دانش ,هدیه ,غدیر باشد ,مبلّغ غدیر ,غدیر مبلّغ ,دانش آموز ,ایام غدیر
چگونه مبلغ مهم ترین رویداد عالم بشریت ( غدیر) باشم؟ غدیر ,تواند ,مبلّغ ,مادر ,دانش ,هدیه ,غدیر باشد ,مبلّغ غدیر ,غدیر مبلّغ ,دانش آموز ,ایام غدیر
درباره این روز چه می دانید؟ ... بسیار خواندنی...

روز ایران

99

تثبیت نظام

نهال انقلاب ی که با نثار خون بهترین فرزندان ایران رشد کرده بود، سرانجام در 22 بهمن 1357 به بار نشست و با پیروزی انقلاب ی زمینه مهم ترین همه پرسی تاریخ ایران زمین، جهت تعیین نوع حکومت، فراهم شد.

در این روز، ساختار جدید و اجتماعی، بر مبنای آرای اکثر مردم (2/98 درصد) تثبیت شد و رسما نظام را، ملت مسلمان ایران تأیید کرد.

تولدی مبارک

در روز پربرکت 12 فروردین، نظامی متولد شد که نور عزیز را، دگر باره، نه فقط در ایران، بلکه در سراسر جهان متجلّی ساخت. شعار اصلی انقلاب، استقلال، ، بود که میلیون ها ایرانی آزاده و مسلمان در طول مبارزه ها در جای جای ایران ی فریاد کشیده بودند. این شعارها، حکومتی را پایه ریزی می کرد که عد ی، از هدف های والای آن بود.

روشنای امید

تشکیل نه فقط اراده ملت را بر سرنوشت خود به اثبات رساند و برای آنان استقلال و را به ارمغان آورد، بلکه امید را در دل محرومان و مستضعفان جهان برافروخت که آنان نیز می توانند بعد از قرن ها رنج و درد، جلوه ای از وعده خداوند تبارک و تعالی را ببینند؛ همان وعده پیروزی مستضعفان بر مستکبران را، که کتاب وحی، آن را نوید می دهد.

مفهوم

هدف پایانی در شعارهای مردم، بود. کلمه «جمهور» به معنای توده مردم است و گنجانده شدن چنین کلمه ای برای نظامِ بعد از انقلاب، مردمی بودن آن را نشان می دهد و تأثیر رأی مردم را در سرنوشت خودشان، بیان می کند. واژه « ی» نیز آن را از دیگر نظام های جمهوری جدا می نماید و بر حاکمیت ارزش های الهی و قرآنی بر اجزای نظام دل می کند.

نیاز به

ولی فقیه، بر اساس قانون الهی، ولایت امر و ت اُمت را بر عهده می گیرد و علاوه بر تأمین زندگی مردم، مسؤول هدایت آنان نیز هست. بدین ترتیب، برای تحقق چنین امر بزرگی، باید رسما نظام مشخصی بر ایران حاکم می شد تا زمینه دست ی به آن هدف های بزرگ را فراهم آورد. این گونه بود که 12 فروردین پدید آمد و نظام پربرکت ، بر کشور عزیز ما سایه افکند.

بر ملا شدن توطئه ه

به راستی که 12 فروردین، به زیبایی، توطئه های دشمنان را از میان برد و آنان را که حکومتِ جمهوری را بی می خواستند، به کناری افکند. این مردم بودند که در روزهای دهم و یازدهم فروردین 1358 با حضوری آگاهانه و تصور ناشدنی، در پای صندوق های رأی، پیروزی انقلاب ی را تحقق بخشیدند.

، خواسته مردم

12 فروردین روز تحقق آرمان های بلند مردم بود؛ مردمی که در راه انقلاب، زندان ها، تبعیدها، شکنجه ها، سختی ها و محرومیت های زیادی کشیدند و شهادت بهترین فرزندان خود را دیدند، بعد از پیروزی انقلاب، در یک همه پرسی تاریخی، برای تحقق آرمان های والای شهیدان، به استقرار ، رأی دادند.

بیان شهید مطهری درباره

شهید مطهری رحمهم الله واژه « » را چنین تفسیر می کنند: «مسأله جمهوری مربوط است به شکل حکومت؛ یعنی این که مردم حق دارند سرنوشت خود را خودشان در دست بگیرند و کلمه « ی» محتوای این حکومت را بیان می کند. به این ترتیب، ؛ یعنی حکومتی که شکل آن انتخاب رئیس حکومت، از سوی عامه مردم است و محتوای آن هم ی است و با اصول و مقررات اداره می شود.»

حکومت خ مردمی

با پیروزی انقلاب ی، کبیر انقلاب ی [ رحمهم الله ] نظریه در آمیختن حقوق خدا و مردم را در یک حکومت، مطرح د و آن را در قالب نظام ، به جهانیان عرضه داشتند که مورد استقبال مردم و فرهیختگان مذهبی قرار گرفت.

حکومت انقل ون

نظامی که براساس یک انقلاب مردمی استوار است، می بایست در جهت خواسته های همان مردم گام بردارد. خواسته مردم انقل ایران، در شعار استقلال تجلّی یافت. از این رو، نظام پربرکت برای تحققِ اه مردم، بر پا گردید و در روز 12 فروردین با رأی میلیون ها، انسان آزاده رسمیت یافت.

ارزش رأی مردم

در نظام ، به رأی و نظر یکایک مردم ارج گذاشته می شود و حاکمانِ برخاسته از میان مردم مسلمان، در جهت تحقق آرمان های ی کوشش می کنند؛ برنامه های حیات بخش را فرا روی خود قرار می دهند و اینگونه، شرع و مردم، هر دو در ساختن سهیم می شوند، و نظامی مردمی را براساس آموزش های دینی، بنیان می گذارند.

12 فروردین؛ 12 ستون نور

دوازده شهر شهادت را آذین بستیم، دوازده ستون برافراشتیم، به تعداد دوازده ماه سال، دوازده برجِ فلک، دوازده معصوم، دوازده نهر خون، دوازده شهر در هم کوبیده، دوازده ستون بر افراشتیم از نور، از ، از پیکر شهیدان، از رایت شرف...

بر شانه پرتوان 12 فروردین، عرش را نهادیم، به سنگینی 2/98 درصد آرای این ملت.

آرایِ سبز

12 فروردین، روزی است که ملت ایران به «آری» گفت، آریِ سبز، به نشانه روییدن و طراوت و شاد و می و به نشانه به ثمر رسیدن آن بذرها و شکفتن آن شکوفه ها، مگر نه آن که شکوفه این ملت در دشت خونین ژاله، کاشته شد و در لاله زار بهشت زهرا ریشه در خاک سرخ دوانید و از وزیدن نسیم عطر آگین انقلاب، گلشنی دمیده از ژاله و روییده در بهشت پدید آمد.

صراط 12

دوازده فروردین، آزمون بود، صراطی بود که صالحان از آن گذشتند؛ در صف های ممتد ایستادند و رأی دادند، به آسانی از آن عبور د و به بهشت قدم نهادند.

اما گروهی که اهل این راه و پوینده این صراط نبودند از آن بهشت دور ماندند و در وادیِ نه به حسرت نشستند.

یوم اللّه 12 فروردین

12 فروردین، یوم اللّه و روز احقاق حق و پیروزی دین بود؛ روزی که افسون ساحران جادوگر، و تلاش خناسان وسوسه گر باطل گشت؛ روزی که کشتی تلاش این ملت در ساحل استقرار و استقلال، لنگر انداخت؛ روزی که آتش افروخته شده از سوی جهان خواران نمرود سیرت، به باغستان پرثمر و پُرسود بدل گردید و صلای «بَردا و سلاما» شعله های ملتهب کینه توزی ها را به نفع حق و در خدمت خلیل زمان، بزرگ، فرو نشاند. روزی که سکه دقیانوس از رواج افتاد و نام حق بر همه جا سایه گستراند.

12 فروردین حرف آ مردم

انقلاب ما، انفجار نور بود، و نور آن به گوشه گوشه عالم پرتو افکن شد. دل های دوست دارانش، روشن و چشم های دشمنانش کور گردید. دیگر، چه جایی برای همه پرسی به جا مانده بود، مگر ی می توانست منکر آفتاب شود اگر چه تاریخ به ما نشان داده است که خُفّاشان شب، از گذر ایام و چیره گی فراموشی بر اَذهان سود می برند و حقیقت ها را وارونه جلوه می دهند و این چنین بود که راحل [ رحمهم الله ] بر انجام همه پرسی تأکید د. و این گونه شد که نوری دیگر ت دن گرفت و سندی محکم برای آیندگان، در تاریخ، بر جای ماند؛ سند 12 فروردین.

عید و امت

بنیان گذار ایران، روز 12 فروردین را از بزرگ ترین عیدهای ملت ایران بر شمردند. انتخاب واژه «عید» برای روز بزرگی چون دوازدهم فروردین، سزاوار و منطقی است؛ زیرا عید روزی است که انسان در آن احساس مجد و غرور و سربلندی کند. از این رو، دوازدهم فروردین از عیدهای بزرگ تاریخ پس از پیروزی انقلاب شکوه مند ی ایران و روز غرور و سربلندی ملت مسلمان ایران است.

روز فُرقان

دوازدهم فروردین، روز ظهور و میلاد شخصیت واقعی مردم مسلمان ایران، روز میلاد و به ثمر نشستن خون هزاران شهیدی است که زمینه ساز برقراری حکومت عدل ی در کشورمان بودند. دوازدهم فروردین، سرآغاز حیات واقعی انقلاب ی و نخستین گام در راه استقرار حکومت متکی بر آرای واقعی مردم و روز شناساندن پیروان و دشمنان انقلاب و جدا صف آنان است. در یک کلام، دوازده فروردین روز فرقان است.

پیام نور

راحل، در پیامی به مناسبت روز فرمودند: مبارک باد بر شما، چنین حکومتی که در آن اختلاف نژاد و سیاه و سفید و ترک و فارس و کُرد و بلوچ مطرح نیست. همه برابرند. فقط و فقط کرامت، در پناه تقوا و برتری به اخلاق فاضله و اعمال صالحه هست و تفاوتی بین زن و مرد و بین اقلیت های مذهبی و دیگران در امر اجرای عد نیست.

12 فروردین و افکار مسلمانان جهان

مردم جهان، حضور یک پارچه و مؤثر ملت مسلمان ایران را در همه پرسی بزرگ و تاریخی 12 فروردین و در دیگر همه پرسی ها و انتخابات بعدی، ملاک و میزان ارزی خود از انقلاب ی ایران برگزیدند. موفقیت این انقلاب را، در میزان حمایت های مردمی که بزرگ ترین پشتوانه معنوی آن بعد از لطف ایزدی به شمار می آید، جست و جو می کنند. نفوذ رو به رشد انقلاب، در کشورهای ی و نیز صدور معنوی آن به ملت های مشتاق عد ی، نتیجه آگاهی ملت های جهان از میزان اعتبار الهی و مردمی این انقلاب است.

واقعه شگرف

روز 12 فروردین، نظام با 2/98 درصد آرای ملت مسلمان تثبیت شد و بار دیگر واقعه ای مهم در تاریخ به وقوع پیوست؛ واقعه ای شگرف که هرگز استکبار جهانی، آن را پیش بینی نمی کرد. سرکردگان کفر و الحاد جهانی که از دیدگاه آنان، هیچ ملتی نباید سرنوشت خود را به دست گیرد سعی و تلاش می د تا از ادامه نظام در ایران جلوگیری نمایند، اما بی خبر از آن که انقلاب ی، از قیام حسین علیه السلام الگو گرفته است.

آفتاب 12 فروردین

بعد از 22 بهمن تا روز انتخابات 12 فروردین، گرو های وابسته به استکبار غرب و شرق، با استفاده ناشایست از فضای آزاد آن زمان، شرکت در انتخابات را تحریم د و دروغ ها و شایعه های بی اساس را میان مردم پخش د تا جو مسموم جامعه، از شرکت مردم در انتخابات جلوگیری کند، خوش بختانه پس از شمارش رأی ها و اعلام نتیجه های درخشان آن. وابستگان به استعمار، تمامی رؤیاهای خویش را برای جلوگیری از ب ایی نظام ی در ایران، نقش بر آب دیدند و با شرم ساری برای کاهش رسوایی، این انتخابات را از دیدگاه جهانی ناپذیرفتنی دانستند.

ناکامی گرو ه

بعضی از گرو های منافق، می خواستند کلمه « ی» را از « » حذف کنند. آنان در رو مه ها و اعلامیه های خیابانی، برای راست شدن این هدف، تلاش فراوانی نمودند، اما امت ـ [ رحمهم الله ] ـ در پیامی کوتاه، نقشه آنان را برملا نمودند و فرمودند: وقتی رفراندوم شد، رأی من حکومت است. هر تبعیت از دارد، باید را برگزیند.

آریِ دشمن شکن

رأی 2/98 درصدی مردم در 12 فروردین هم چون خاری در چشم دو ابر قدرت آن روز بود. از این رو، بر آن شدند که با ب ایی بلوا، در گوشه و کنار کشور، مسأله اصلی را فرعی نشان دهند تا پیش درآمدی بر تجزیه و از هم پاشیدگی نظام ی بشود. با وجود این، زنجیره توطئه که از کردستان و گنبد و خوزستان و... آغاز می شد و تا جنگ تحمیلی ادامه می یافت. با ی قاطع امت و مجاهدت های ملت خداجوی، از هم گُسست و مردم پس از آن نیز با دیگر «آری» گفتن ها به نظام و بیعت های نو به نو با خون شهیدان، هم چنان استوار به سوی هدف مقدس خود و استقرار کامل نظام عدل ی می شتابند.

پیام کبیر انقلاب ی حضرت ـ[ رحمهم الله ]

بنیان گذار ایران حضرت رحمهم الله ، در پیامی به ملت ایران، 12 فروردین را روز عید نامیدند در قسمتی از این پیام آمده است «صبحگاه 12 فروردین که روز نخستین حکومت الله است، از بزرگ ترین اعیاد مذهبی و ملی ماست. ملت ما باید این روز را عید بگیرند و زنده نگه دارند؛ روزی که کنگره های قصر 2500 ساله حکومت طاغوتی فرو ریخت و سلطه ی برای همیشه رخت بر بست و حکومت مستضعفین که حکومت خداست به جای آن نشست.»

تقدیر از مردم

رحمهم الله در پیام خود بر مناسبت 12 فروردین از حضور مردم در این همه پرسی تشکر کرده و چنین فرمودند: «من به دنیا اعلام می کنم که در تاریخ ایران چنین رفراندومی سابقه ندارد که سرتاسر مملکت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوق ها هجوم آورده و رأی مثبت خود را در آن ریخته و رژیم طاغوتی را برای همیشه در زباله دان تاریخ دفن کند. من از این هم بستگی بی مانند که جز مشتی ماجراجو و بی خبر از خدا، همه و همه به ندای آسمانی «و اعتصموا بحبل الله جمیعا» لبیک گفتند و با تقریبا اتفاق آرا، به رأی مثبت دادند و رشد خود را به شرق و غرب ثابت د، تقدیر می کنم.»

از دیدگاه معظم انقلاب

ی (دام ظله العالی) در تبیین واژه چنین می فرمایند: «جمهوری ی، از لحاظ معنای تحت اللفظی بر دو پایه استوار است: یکی جمهور مردم؛ یعنی آحاد مردم و جمعیت کشور، این ها هستند که امر اداره کشور و تشکیلات تی و مدیریت کشور را تعیین می کنند، و دیگری ی؛ یعنی این حرکت مردم، بر پایه تفکر و شریعت ی است. این یک امر طبیعی است. در کشوری که اکثریت قریب به تمام آن مسلمان هستند، آن هم مسلمان مؤمن و معتقد و عامل، که در طول زمان، ایمان عمیق خودشان را به ثابت کرده اند و نشان داده اند، در چنین کشوری، اگر حکومتی مردمی است، پس ی هم هست.»

رأی به

ی حضور گسترده مردم در یوم اللّه 12 فروردین و رأی قاطع آنان را رأی و شه های ی برشمرده و می فرمایند: «مردم را می خواهند. این از روز اوّل گفته شد و در طول سال های متمادی نیز تجربه گردید. امروز هم واضح ترین حقیقت در نظام ما این است که آحاد و توده مردم از نظام حاکم بر کشور می خواهند که مسلمان باشد... و را در جامعه تحقق ببخشد. این حکومت و این نظام، با این نام در دنیا اعلام شد و تشکیل گردید. مردم هم رأی دادند، و نام را حاکی از دانستند لذا آرایشان را به نام در صندوق ریختند.

محصول تاریخ ایران

در طول تاریخ، ایرانیان، همواره عد ، اخلاق و حق را خواسته اند. نیز از احکام استوار بر حق و عدل و تأکید بر صلاحیت زمام داران سرشار است. بنابراین، معقول است که مردم حکومت ی و حاکم عادل بخواهند، تا آرمان های مادی و معنوی ایشان برآورده شود، این خواسته ای بود که ملت مسلمان ایران با رأی مثبت به حکومت دینی در 12 فروردین بدان دست یافت.

عدد دوازده

چه زیبا و خاطره انگیز است، عدد دوازده: شمار ماه های سال در نزد خدا 12 ماه است؛ دوازده برگزیده خداوند، در میان بنی ؛ دوازده چشمه که به فرمان خدا برای بنی در دوران سرگردانی از زمین جوشید؛ دوازده برج فلکی و آن گاه دوازده معصوم که درود خدا بر آنان باد. دوازدهم بهمن نیز، روز فرود کبیر بر سرزمین نور است و اینک دوازدهمین روز از فروردین؛ روز ایران.

پایه های فکری ایران (در بُعد داخلی)

انقلاب ی ایران، نظامی ، اجتماعی را پدید آورد که بر دیانت و بازگشت به سنت های پسندیده استوار است. این نظام که در 12 فروردین 58، رسمیت یافت، دغدغه ها و دل مشغولی های نخبگان جامعه را به دنبال داشت. آنان برای یافتن روش ها و پاسخ های در خور ی و علمی، درباره پدیده ها و حادثه های جدید، از نظریه های الهام گرفتند و حکومتی پا بر جا و رخنه ناپذیر با پشتوانه مردمی نیرومند پدید آوردند و آن را الگوی ملت های جهان نشان دادند.

پایه های فکری (در بعد خارجی)

پس از استقرار ایران در 12 فروردین سال 1358، بیداری ی در جهان بیش از پیش، شتاب گرفت و بسیاری از جوانان، یان، ان و تحصیل کرد مسلمان، برای حل مشکلات مسلمانان، به توسّل جستند. این نهضت عظیم جهانی که با الهام از حرکت ی ایجاد شد و رونق گرفت به تغذیه فکری پیاپی نیاز دارد. از مهم ترین منبع های آن، آثار و دیدگاه ها و نظریه های است که در دور شی فکری و فرهنگی نهضت بیداری ی معاصر، مؤثر خواهد افتاد.

جوانه شه

اعلام حکومت ایران در 12 فروردین، جوانه های شه و عمل را در جامعه های جهان سوم و ملت های مستضعف جهان، رویاند و شکوفا کرد؛ آنان را که از الگوهای غربی دل سرد و نومید شده بودند، به شه و اراده ای نیرومند برای ساختن جامعه ای نو و ی، مجهز کرد. مسلمانان ستم دیده و محروم جهان، دریافتند که با پشتوانه آموزه های دینی و اراده ملّی همانند ملّت ایران، می توانند بر مشکلات پیروز شوند و حکومتی مردمی و دل خواه، تشکیل دهند.

برچسب ها : درباره این روز چه می دانید؟ ... بسیار خواندنی... - ی ,جمهوری ,مردم ,فروردین ,نظام ,انقلاب , ,انقلاب ی , ی ایران , ,رحمهم الله , ایران ,نظام , رحمهم ,فکری
درباره این روز چه می دانید؟ ... بسیار خواندنی... ی ,جمهوری ,مردم ,فروردین ,نظام ,انقلاب , ,انقلاب ی , ی ایران , ,رحمهم الله , ایران ,نظام , رحمهم ,فکری
اشعار زیبای فردوسی در مدح المومنین علیه السلام

مرا غمز د کان پر سخن/ به مهر نبی و علی شد کهن

***

نترسم که دارم ز روشن دلی/ به دل مهرجان نبی و علی

***

که من شهر علمم، علیم در است/ درست این سخن قول پیغمبر است...

***

...چهارم علی بود جفت بتول/ که او را به خوبی ستاید رسول

***

از او بر روان محمد درود/ به یارانش بر هر یکی برفزود

***

سَرِ انجمن بد ز یاران علی/ که خواندش پیمبر علی ولی

***

وگر در دلت هیچ مهر علی است/ تو را روز م به خواهش ولی است

***

پس از مصطفی مدح شیر خدا/ بود نزد ارباب عرفان روا

به مدح علی خامه سر می کنم/ زمین تا فلک پر گهر می کنم...

ز جولانگه غیب بیرون ام/ برون آر تیغ علی از نیام

سر دشمنان از بدن دور کن/ برای دل دوستان سور کن

برچسب ها : اشعار زیبای فردوسی در مدح المومنین علیه السلام - ***
اشعار زیبای فردوسی در مدح المومنین علیه السلام ***
شعر زیبای مولوی در مدح مولای متقیان علی بن طالب علیهماالسلام

از علی آموز اخلاص عمل/ شیر حق را دان مطهر از دغل

در غزا بر پهلوانی دست یافت/ زود شمشیری بر آورد و شتافت

او خدو انداخت در روی علی/ افتخار هر نبی و هر وَلی

آن خدو زد بر رخی که روی ماه/ سجده آرد پیش او در سجده گاه

در زمان انداخت شمشیر آن علی/ کرد او اندر غزااش کاهلی

گشت حیران آن مبارز زین عمل/ وز نمودن عفو و رحمت بی محل

گفت بر من تیغ تیز افراشتی/ از چه افکندی مرا بگذاشتی

....

گفت من تیغ از پی حق می زنم/ بنده ی حقم نه تنم

شیر حقم نیستم شیر هوا/ فعل من بر دین من باشد گوا

ما رمیت اذ رمیتم در حراب/ من چو تیغم وان زننده آفتاب

رخت خود را من ز ره بر داشتم/ غیر حق را من عدم انگاشتم

سایه ای ام کدخداام آفتاب/ حاجبم من نیستم او را حجاب

من چو تیغم پر گهرهای وصال/ زنده گردانم نه کشته در قتال

خون نپوشد گوهر تیغ مرا/ باد از جا کی برد میغ مرا

برچسب ها : شعر زیبای مولوی در مدح مولای متقیان علی بن طالب علیهماالسلام
شعر زیبای مولوی در مدح مولای متقیان علی بن طالب علیهماالسلام
اگر یک ذره غیرت داشته باشیم...
کالای ساخت ایران می یدیم.
فقط می گوییم: ما آرایی هستیم اما وقت ید میگوییم:کالای ایرانی نه...

برچسب ها : اگر یک ذره غیرت داشته باشیم...
اگر یک ذره غیرت داشته باشیم...
سالروز حمله به مدرسه فیضیه قم توسط جلادان پهلوی

فاجعه مدرسه فیضیه

منبع : زندگینامه (ره)، ج 1 , رجبی، محمد حسن

شاه که از مخالفت های به شدت برآشفته بود در صدد رویارویی مستقیم با ت برآمد تا آنها را مرعوب و وادار به سکوت کند.در روز 2 فروردین ماه 1342 که مصادف با وفات جعفر صادق (ع) بود مجالس متعدد عزاداری و روضه خوانی در شهر قم ب ا شد و سخنرانان مذهبی به سخنرانی و روضه خوانی پرداختند.یکی از این مجالس در منزل بود.آن روز گروهی از سربازان گارد شاهنشاهی (گارد جاویدان) که به طور ناشناس و با لباس مبدل و کفش های سربازی با اتوبوس وارد قم شده بودند به مجلس روضه خوانی آمدند و سعی د با حرکات بی ادبانه ای مجلس را به هم ریخته و اغت ایجاد کنند. به محض مشاهده این حرکات فورا توسط آقای شیخ صادق خلخالی به اطلاع حاضران رساند که چنانکه افرادی بخواهند اخلالگری نمایند، ایشان فورا به حرم مطهر خواهد رفت و مسائلی را که لازم بداند به اطلاع مردم خواهد رساند.با تهدید

ادامه مطلب
برچسب ها : سالروز حمله به مدرسه فیضیه قم توسط جلادان پهلوی - ,خوانی ,روضه ,روضه خوانی ,مدرسه فیضیه
سالروز حمله به مدرسه فیضیه قم توسط جلادان پهلوی ,خوانی ,روضه ,روضه خوانی ,مدرسه فیضیه
تسلیت ای پرواز یاسوج

با عرض تسلیت به ملت شریف ایران برای درگذشتِ 66 سرنشین سانحه سقوط هواپیمای تهران ـ یاسوج، از خداوند منان برای خانواده درگذشتگان، صبر و برای روح آن عزیزان آرامش و رحمت مسئلت می نمایم

برچسب ها : تسلیت ای پرواز یاسوج
تسلیت ای پرواز یاسوج
یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم... اندر حکایت بعض مسئولین غرب گرا

آیت الله ، صبح دیروز 96/11/29:


معنای اقتصاد مقاومتی، محصور شدن داخل کشور نیست!... در اقتصاد مقاومتی، ارتباط با دنیا وجود دارد منتها اعتماد باید به مردم باشد. جوشش از درون است. نگاهمان به خارج نباشد

اگر بخواهیم اقتصاد داخلی رونق پیدا کند باید1⃣«صادرات خوب»، 2⃣«واردات به مورد» و 3⃣«ارتباطات اقتصادی» داشته باشیم.
سرمایه گذاری خارجی ها در داخل [وجود داشته] باشد؛ بنده مخالف نیستم! منتها تدبیر و سررشته ی کار باید در دست مدیران داخلی باشد. کار دست بیگانه س نشود اگر کار دست بیگانه س شود، سررشته ی کار از دست مدیران کشور خارج خواهد شد.
ما خودمان نتیجه ی اتکای به خارجی ها را در دیدیم. در قضیه ی مذاکرات هسته ای به این ها اعتماد کردیم و از اعتمادمان سودی نبردیم.

تکیه به بیگانه خطرناک است و موجب می شود بیگانه با انواع طرق بر سرنوشت کشور به تدریج مسلط شوند. از بیگانه باید بهره برد و استفاده کرد اما نباید به او تکیه کرد.

برچسب ها : یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم... اندر حکایت بعض مسئولین غرب گرا - بیگانه ,کشور ,اقتصاد ,بیگانه س ,اقتصاد مقاومتی،
یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم... اندر حکایت بعض مسئولین غرب گرا بیگانه ,کشور ,اقتصاد ,بیگانه س ,اقتصاد مقاومتی،
شهادت حضرت زهرا-س- در کتب اهل سنت
سوال

آیا در منابع اهل تسنن، مطالبی دال بر شهادن حضرت زهرا(س)وجود دارد؟ با ذکر منابع دقیق برای بنده ارسال نمایید. با تشکر

پاسخ

پاسخ اجمالی:

این حقیقت تاریخی، به طور زنده در کتابهای تاریخی و حدیثی محفوظ مانده است. بزرگان اهل سنت مانند ابن شیبه، بلاذری، ابن قتیبه و .. بر این مطلب اذعان دارند. برای آگاهی از مدارک هتک حرمت منزل حضرت زهرا(س)، و مدارک موجود دربارۀ شهادت حضرت زهرا(س)، به پاسخ تفصیلی مراجعه کنید.

پاسخ تفصیلی:

هتک حرمت خانۀ فاطمۀ زهرا(س) و شهادت آن حضرت:

در این مورد، نصوصی را از کتب اهل سنت نقل می نماییم، تا روشن شود که مسأله هتک حرمت خانه زهرا(علیها السلام) و رویدادهای بعدی، یک امر تاریخی مسلّم است نه یک افسانه!! و با اینکه در عصر خلفا سانسور فوق العاده ای نسبت به نگارش فضایل و مناقب در کار بود؛ ولی به حکم اینکه ،"حقیقت شیء نگهبان آن است"، این حقیقت تاریخی به طور زنده در کتابهای تاریخی و حدیثی محفوظ مانده است و ما در نقل مدارک، ترتیب زمانی را از قرنهای نخستین در نظر می گیریم، تا برسد به نویسندگان عصر حاضر.

1. ابن شیبه و کتاب «المصنَّف»

ابوبکر ابن شیبه (159-235) مؤلف کتاب المصنَّف به سندی صحیح چنین نقل می کند:

هنگامی که مردم با بکر بیعت د، علی و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره می پرداختند، و این مطلب به عمر بن خطاب رسید. او به خانه فاطمه آمد، و گفت: ای دختر رسول خدا، محبوبترین فرد برای ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود تو، ولی سوگند به خدا این محبت مانع از آن نیست که اگر این افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند. این جمله را گفت و بیرون رفت، وقتی علی(علیه السلام)و زبیر به خانه بازگشتند، دختر گرامی (علیها السلام) به علی(علیه السلام) و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد کرد که اگر اجتماع شما تکرار شود، خانه را بر شماها بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را که قسم خورده است انجام می دهد![1]

2. بلاذری و کتاب «انساب الاشراف»:

احمد بن یحیی جابر بغدادی بلاذری (متوفای 270) نویسنده معروف و صاحب تاریخ بزرگ، این رویداد تاریخی را در کتاب «انساب الاشراف» به نحو یاد شده در زیر نقل می کند.

ابوبکر به دنبال علی(علیه السلام) فرستاد تا بیعت کند، ولی علی(علیه السلام) از بیعت امتناع ورزید. سپس عمر همراه با فتیله (آتشزا) حرکت کرد، و با فاطمه در مقابل باب خانه روبرو شد، فاطمه گفت: ای فرزند خطاب، می بینم در صدد سوزاندن خانه من هستی؟! عمر گفت: بلی، این کار کمک به چیزی است که پدرت برای آن مبعوث شده است!![2]

3. ابن قتیبه و کتاب «الإمامة و السیاسة»:

مورّخ شهیر عبداللّه بن مسلم بن قتیبه دینوری (212-276) از پیشوایان ادب و از نویسندگان پرکار حوزه تاریخ ی است، مؤلّف کتاب «تأویل مختلف الحدیث»، و «ادب الکاتب» و... . وی در کتاب «الإمامة و السیاسة» چنین می نویسد:

ابوبکر از انی که از بیعت با او سربرتافتند و در خانه علی گرد آمده بودند، سراغ گرفت و عمر را به دنبال آنان فرستاد، او به در خانه علی(علیه السلام)آمد و همگان را صدا زد که بیرون بیایند و آنان از وج از خانه امتناع ورزیدند در این موقع عمر هیزم طلبید و گفت: به خ که جان عمر در دست اوست بیرون بیایید یا خانه را بر سرتان آتش می زنم. مردی به عمر گفت: ای اباحفص (کنیه عمر) در این خانه، فاطمه، دختر است، گفت: باشد!![3]

ابن قتیبه دنباله این داستان را سو کتر و دردناکتر نوشته است، او می گوید:

عمر همراه گروهی به در خانه فاطمه آمدند، در خانه را زدند، هنگامی که فاطمه صدای آنان را شنید، با صدای بلند گفت: ای رسول خدا پس از تو چه مصیبت هایی به ما از فرزند خطاب و قحافه رسید، وقتی مردم که همراه عمر بودند صدای زهرا و گریه او را شنیدند برگشتند، ولی عمر با گروهی باقی ماند و علی را از خانه بیرون آوردند، نزد بکر بردند و به او گفتند، بیعت کن، علی(علیه السلام)گفت: اگر بیعت نکنم چه می شود؟ گفتند: به خ که جز او خ نیست، گردن تو را می زنیم... [4]

مسلّماً این بخش از تاریخ برای علاقمندان به شیخین بسیار سنگین و ناگوار می باشد و لذا برخی بر آن صدد آمدند که در نسبت کتاب به ابن قتیبه تردید کنند، در حالی که ابن الحدید فن تاریخ، این کتاب را از آثار او می داند و پیوسته از آن مطالبی نقل می کند، متأسفانه این کتاب به سرنوشت تحریف دچار شده و بخشی از مطالب آن به هنگام چاپ از آن حذف شده است در حالی که همان مطالب در شرح نهج البلاغه ابن الحدید آمده است.

«زرکلی» در اعلام این کتاب را از آثار ابن قتیبه می داند سپس می افزاید: که برخی از علما در این نسبت نظری دارند. یعنی شک و تردید را به دیگران نسبت می دهد نه به خویش، همچنان که الیاس سرکیس[5] این کتاب را از آثار ابن قتیبه می داند.

4. طبری و تاریخ او:

محمّد بن جریر طبری (متوفای 310) در تاریخ خود رویداد قصد هتک حرمت خانه وحی را چنین بیان می کند:

عمر بن خطاب به خانه علی آمد در حالی که گروهی از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. وی رو به آنان کرد و گفت: به خدا سوگند خانه را به آتش می کشم مگر اینکه برای بیعت بیرون بیایید. زبیر از خانه بیرون آمد در حالی که شمشیر کشیده بود، ناگهان پای او لغزید و شمشیر از دستش افتاد، در این موقع دیگران بر او هجوم آوردند و شمشیر را از دست او گرفتند.[6]

این بخش از تاریخ حاکی از آن است که اخذ بیعت برای خلیفه با تهدید و ارعاب صورت می پذیرفت حالا این نوع بیعت چه ارزشی دارد؟ خواننده باید خود داوری نماید.

5. ابن عبد ربه و کتاب «العقد الفرید»:

شهاب الدین احمد معروف به «ابن عبد ربه اندلسی» مؤلف کتاب «العقد الفرید» متوفای (463 ه ) در کتاب خود بحثی مشروح درباره تاریخ سقیفه آورده و تحت عنوان انی که از بیعت بکر تخلف جستند چنین می نویسد:

علی و عباس و زبیر در خانه فاطمه نشسته بودند که ابوبکر عمر بن خطاب را فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه بیرون کند و به او گفت: اگر بیرون نیامدند، با آنان نبرد کن! و در این موقع عمر بن خطاب با مقداری آتش به سوی خانه فاطمه رهسپار شد تا خانه را بسوزاند، در این موقع با فاطمه روبرو شد. دختر گفت: ای فرزند خطاب آمده ای خانه ما را بسوزانی، او در پاسخ گفت: بلی مگر این که در آنچه امّت وارد شدند، شما نیز وارد شوید![7]

تا اینجا بخشی که در آن به تصمیم به هتک حرمت تصریح شده است پایان پذیرفت، اکنون به دنبال بخش دوم که حاکی از جامه عمل پوشاندن این نیّت است، می پردازیم!

آیا یورش انجام گرفت؟

در این جا سخنان آن گروه که فقط به سوء نیت خلیفه و یاران او اشاره د به پایان رسید، گروهی که نخواستند و یا نتوانستند دنباله فاجعه را به طور روشن منع کنند، در حالی که برخی، به اصل فاجعه یعنی یورش به خانه و... اشاره نموده و تا حدّی نقاب از چهره حقیقت برافکندند، اینک در اینجا به مدارک یورش و هتک حرمت اشاره می نماییم: (در این بخش نیز در نقل مصادر غالباً ترتیب زمانی را در نظر می گیریم).

6. ابو عبید و کتاب «الاموال»:

ابو عبید قاسم بن سلام (متوفای 224) در کتاب خود به نام «الأموال» که مورد اعتماد فقیهان است نقل می کند:

عبدالرّحمن بن عوف می گوید: که من در بیماری ابوبکر برای عیادت او وارد خانه او شدم پس از گفتگوی زیاد به من گفت:

آرزو می کنم ای کاش سه چیز را که انجام داده ام، انجام نمی دادم، همچنان که آرزو می کنم ای کاش سه چیز را که انجام نداده ام، انجام می دادم. همچنین آرزو می کنم سه چیز را از سؤال می .

امّا آن سه چیزی که انجام داده ام و آرزو می کنم که ای کاش انجام نمی دادم عبارتند از:

ای کاش حرمت خانه فاطمه را نمی گشودم و آن را به حال خود وامی گذاشتم هرچند برای جنگ بسته شده بود.[8]
ابو عبید هنگامی که به اینجا می رسد به جای جمله: «لم أکشف بیت فاطمة و ترکته...» می گوید: کذا و کذا. و اضافه می کند که من مایل به ذکر آن نیستم!.

ولی هرگاه «ابو عبید» روی تعصّب مذهبی یا علّت دیگر از نقل حقیقت سربرتافته است؛ محقّقان کتاب «الاموال» در پاورقی می گویند: جمله های حذف شده در کتاب «میزان الاعتدال» (به نحوی که بیان گردید) وارد شده است، افزون بر آن، «طبرانی» در «معجم» خود و «ابن عبدربه» در «عقد الفرید» و افراد دیگر جمله های حذف شده را آورده اند.(دقت کنید!)

7. طبرانی و معجم کبیر:

ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانی (260-360) که ذهبی در «میزان الاعتدال» در حقّ او می گوید: فرد معتبری است.[9] در کتاب «المعجم الکبیر» که کراراً چاپ شده است، آنجا که دربارۀ ابوبکر و خطبه ها و وفات او سخن می گوید، یادآور می شود: ابوبکر به هنگام مرگ، اموری را تمنا کرد. ای کاش سه چیز را انجام نمی دادم. ای کاش سه چیز را انجام می دادم. ای کاش سه چیز را از رسول خدا سؤال می . درباره آن سه چیزی که انجام داده و آروز کرد که ای کاش انجام نمی داد، چنین می گوید: آن سه چیزی که آرزو می کنم که ای کاش انجام نمی دادم، آرزو می کنم که هتک حرمت خانه فاطمه نمی و آن را به حال خود واگذار می !.[10] ،این تعبیرات به خوبی نشان می دهد که تهدیدهای عمر تحقّق یافت.

8. ابن عبد ربه و «عقد الفرید»:

ابن عبد ربه اندلسی مؤلّف کتاب «العقد الفرید» (متوفای 463 ه ) در کتاب خود از عبدالرحمن بن عوف نقل می کند:

من در بیماری بکر بر او وارد شدم تا از او عیادت کنم، او گفت: آرزو می کنم که ای کاش سه چیز را انجام نمی دادم و یکی از آن سه چیز این است: ای کاش خانه فاطمه را نمی گشودم هرچند آنان برای نبرد درِ خانه را بسته بودند.[11]

و نیز اسامی و عبارات و شخصیت هایی که این بخش از گفتار خلیفه را نقل کرده اند خواهد آمد.

9. سخن نَظّام در کتاب «الوافی بالوفیات»:

ابراهیم بن سیار نظام معتزلی (160-231) که به خاطر زیبایی کلامش در نظم و نثر به نظّام معروف شده است در کتابهای متعددی، واقعه بعد از حضور در خانه فاطمه(علیها السلام) را نقل می کند. او می گوید: عمر در روز اخذ بیعت برای بکر، بر شکم فاطمه زد، او فرزندی که در رحم داشت و نام او را محسن نهاده بودند، سقط کرد!!(دقت کنید).[12]

10. مبرّد در کتاب «کامل»:

محمّد بن یزید بن عبدالأکبر بغدادی (210-285) ادیب، و نویسنده معروف و صاحب آثار گران سنگ، در کتاب «الکامل» خود، از عبدالرّحمن بن عوف داستان آرزوهای خلیفه را می نویسد، و چنین یادآور می شود: آرزو می ای کاش بیت فاطمه را نمی گشودم و آن را رها می نمودم هرچند برای جنگ بسته باشد.[13]

11. مسعودی و «مروج الذهب»:

مسعودی(متوفای 325) در مروج الذهب می نویسد:

آنگاه که ابوبکر درحال احتضار چنین گفت: سه چیز انجام دادم و تمنا می که ای کاش انجام نمی دادم یکی از آن سه چیز: آرزو می که ای کاش هتک حرمت خانه زهرا را نمی و در این مورد سخن زیادی گفت![14]

مسعودی با اینکه نسبت به اهل بیت گرایش های نسبتاً خوبی دارد، ولی باز اینجا از بازگویی سخن خلیفه خودداری کرده و با کنایه رد شده است، البتّه خدا می داند و بندگان خدا هم اجمالاً می دانند!

12. ابن أبی دارم در کتاب «میزان الاعتدال»:

«احمد بن محمّد» معروف به «ابن دارم»، محدث کوفی (متوفای سال 357)، ی که محمّد بن أحمد بن حماد کوفی درباره او می گوید: «کان مستقیم الأمر، عامة دهره»: او در سراسر عمر خود پوینده راه راست بود.

با توجه به این موقعیت، نقل می کند که در محضر او این خبر خوانده شد: عمر لگدی بر فاطمه زد و او فرزندی که در رحم به نام محسن داشت سقط کرد![15] (دقت کنید)

13. عبدالفتاح عبدالمقصود و کتاب «الإمام علی»:

وی هجوم به خانه وحی را در دو مورد از کتاب خود آورده است و ما به نقل یکی بسنده می کنیم:

قسم به ی که جان عمر در دست اوست یا باید بیرون بیایید یا خانه را بر نانش آتش می زنم. عده ای که از خدا می ترسیدند و رعایت منزلت (صلی الله علیه وآله) را پس از او می د، گفتند: "اباحفص، فاطمه در این خانه است".

بی پروا فریاد زد: "باشد!! ". نزدیک شد، در زد، سپس با مشت و لگد به در کوبید تا به زور وارد شود. علی(علیه السلام) پیدا شد... طنین صدای زهرا در مدخل خانه بلند شد... این ناله استغاثه او بود...!»[16].

این بحث را با حدیث دیگری از «مقاتل ابن عطیّة» در کتاب ال ة و السیاسة پایان می دهیم (هرچند هنوز ناگفته ها بسیار است!)

او در این کتاب چنین می نویسد:

«هنگامی که ابوبکر از مردم با تهدید و شمشیر و زور بیعت گرفت، عمر، قنفذ و جماعتی را به سوی خانه علی و فاطمه(علیها السلام) فرستاد، و عمر هیزم جمع کرد و درِ خانه را آتش زد...[17]

و در ذیل این روایت تعبیرات دیگری است که قلم از بیان آن عاجز است.

نتیجه: آیا با این همه مدارک روشن که عموماً از منابع اهل سنت نقل شده است باز هم می گویند «افسانه شهادت...!» انصاف کجاست؟! به یقین هر این بحث کوتاه و مستند به مدارک روشن را بخواند می فهمد بعد از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) چه غوغائی ب ا شد، و برای نیل به حکومت و خلافت چه ها د، و این اتمام حجّت الهیّه برای همه آزاد شان دور از تعصّب است، چرا که ما از خودمان چیزی ننوشتیم، هرچه نوشتیم از منابع مورد قبول خود آنها است[18].



[1] مصنف ابن شیبه: 8/572، کتاب المغازی.

« انّه حین بویع لأبی بکر بعد رسول اللّه(صلی الله علیه وآله) کان علی و ا بیر یدخلان علی فاطمة بنت رسول اللّه، فیشاورونها و یرتجعون فی أمرهم. فلما بلغ ذلک عمر بن الخطاب ج حتی دخل علی فاطمة، فقال: یا بنت رسول اللّه(صلی الله علیه وآله) و اللّه ما أحد أحبَّ إلینا من أبیک و ما من أحد أحب إلینا بعد أبیک منک، و أیم اللّه ما ذاک بمانعی إن اجتمع هؤلاء النفر عندک أن امرتهم أن یحرق علیهم البیت.

قال: فلما ج عمر جاؤوها، فق : تعلمون انّ عمر قد جاءَنی، و قد حلف باللّه لئن عدتم لیُحرقنّ علیکم البیت، و أیم اللّه لَیمضین لما حلف علیه.»

[2] انساب الأشراف: 1/586 طبع دار معارف، قاهره. «انّ أبابکر أرسل إلی علیّ یرید البیعة فلم یبایع، فجاء عمر و معه فتیلة! فتلقته فاطمة علی الباب. فق فاطمة: یابن الخطاب، أتراک محرقاً علیّ ب ؟ قال: نعم، و ذلک أقوی فیما جاء به أبوک...»

[3] ال ة و السیاسة: 12، چاپ مکتبة تجاریة کبری، مصر.

« انّ أبابکر رضی اللّه عنه تفقد قوماً تخلّقوا عن بیعته عند علی کرم اللّه وجهه فبعث إلیهم عمر فجاء فناداهم و هم فی دار علی، فأبوا أن ی جوا فدعا بالحطب و قال: والّذی نفس عمر بیده لت جن أو لاحرقنها علی من فیها، فقیل له: یا أبا حفص انّ فیها فاطمة فقال، و إن!! »

[4] ال ة و ال ة، ص 13.

« ثمّ قام عمر فمشی معه جماعة حتی أتوا فاطمة فدقّوا الباب فلمّا سمعت أصواتهم نادت بأعلی صوتها یا أبتاه رسول اللّه ماذا لقینا بعدک من ابن الخطاب، و ابن أبی قحافة فلما سمع القوم صوتها و بکائها انصرفوا. و بقی عمر و معه قوم فأ جوا علیاً فمضوا به إلی أبی بکر فقالوا له بایع، فقال: إن أنا لم أفعل فمه؟ فقالوا: إذاً و اللّه الّذی لا إله إلاّ هو نضرب عنقک...!»

[5] معجم المطبوعات العربیة: 1/212.

[6] تاریخ طبری: 2/443، چاپ بیروت. « أتی عمر بن الخطاب منزل علی و فیه طلحة و ا بیر و رجال من المهاجرین، فقال و اللّه لاحرقن علیکم أو لت جنّ إلی البیعة، ف ج علیه ا ّبیر مصلتاً بالسیف فعثر فسقط السیف من یده، فوثبوا علیه فأخذوه.»

[7] عقد الفرید: 4/93، چاپ مکتبة هلال.« فأمّا علی و العباس و ا بیر فقعدوا فی بیت فاطمة حتی بعثت إلیهم أبوبکر، عمر بن الخطاب لیُ جهم من بیت فاطمة و قال له: إن أبوا فقاتِلهم، فاقبل بقبس من نار أن یُضرم علیهم الدار، فلقیته فاطمة فقال: یا ابن الخطاب أجئت لتحرق دارنا؟! قال: نعم، أو تدخلوا فیما دخلت فیه الأُمّة!»

[8] الأموال: پاورقی 4، چاپ نشر کلیات ازهریة، الأموال، 144، بیروت و نیز ابن عبد ربه در عقد الفرید: 4/93 نقل کرده است چنان که خواهد آمد. « وددت انّی لم أکشف بیت فاطمة و ترکته و ان اغلق علی الحرب»

[9] میزان الاعتدال:ج2، ص 195

[10] معجم کبیر طبرانی: 1/62، شماره حدیث 34، تحقیق حمدی عبدالمجید سلفی.« أمّا الثلاث اللائی وددت أنی لم أفعلهنّ، فوددت انّی لم أکن أکشف بیت فاطمة و ترکته. »

[11] عقد الفرید: 4/93، چاپ مکتبة الهلال.« وودت انّی لم أکشف بیت فاطمة عن شی و إن کانوا اغلقوه علی الحرب.»

[12] الوافی بالوفیات: 6/17، شماره 2444; ملل و نحل شهرستانی: 1/57، چاپ دار المعرفة، بیروت. و در ترجمه نظام به کتاب «بحوث فی الملل و النحل»: 3/248-255 مراجعه شود. « انّ عمر ضرب بطن فاطمة یوم البیعة حتی ألقت المحسن من بطنها.»

[13] شرح نهج البلاغه: 2/46 و 47، چاپ مصر. « وددت انّی لم أکن کشفت عن بیت فاطمة و ترکته ولو أغلق علی الحرب.»

[14] مروج الذهب: 2/301، چاپ دار اندلس، بیروت.« فوددت انّی لم أکن فتشت بیت فاطمة و ذکر فی ذلک کلاماً کثیراً! »

[15] میزان الاعتدال: 3/459. « انّ عمر رفس فاطمة حتی أسقطت بمحسن.»

آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 1.122 seconds
RSS