مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف www.asheghaneha.com

مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف www.asheghaneha.com از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

خسته ام.

خسته ام

به پهنای وجود


به وسعت زن بودنم.


خسته ام.

برچسب ها : خسته ام. - خسته
خسته ام. خسته
دوباره مهر

یه مهر دیگه سررسید 

شاید بعد از ۱۶ سال اولین مهری باشه که من درس نمی دم

سروشم ماشالله کلاس ششم و آقا سینا هم اولین روز پیش دبستانیشو تجربه می کنه


مریم لحظاتی قبل سزآسیمه از خواب پرید یه خواب بد راجع به سینا دیده. دور از جان پرت شدن سینا از ارتفاع و سخت تحت تاثیره. خیره انشالله


امروز حادثه تروریستی در اهواز اتفاق افتاد در زمان رژه روز که ۲۵ نفر شهید و حدود ۷۰ نفز مجروح شدند.

رباط پای من هم آسیب دیده و تو گچه


وضع اقتصادی و روحی خیلی ابه اما باز خدای را شکر... 

برچسب ها : دوباره مهر - سینا
دوباره مهر سینا
تو مثل من رویاتو می بافی...

از خواب برگشتم به تنهایی
پل میزنم از تو به زیبایی
چشمامو میبندمو میبینم
دنیا رو با چشم تو میبینم
دنیای من با عشق درگیره
عشقی که تو نباشی میمیره
عشقی که تو دست تو گل داده
عشقی که به دست من افتاده
تو مثل من رویاتو میبافی
با دست من موهاتو میبافی
خورشیدو با چشمات روشن کن
یکبار ماهو قسمت من کن
من پشت این پنجره میشینم
بارونو تو چشم تو میبینم
عیبی نداره چشمتو وا کن
عیبی نداره باز غمگینم
بازی نکن با قلب داغونم
من آ بازی رو میدونم
حیفه بخوایم از هم جدا باشیم
من خیلی وقته با تو هم خونم

 

برچسب ها : تو مثل من رویاتو می بافی...
تو مثل من رویاتو می بافی...
سالگرد ازدواج

امروز سیزدهمین سالگرد ازدواج من و مریم رو برگزار کردیم.


آیا این سیزده به ابدیت پیوند می خوره؟  

برچسب ها : سالگرد ازدواج - سالگرد ازدواج
سالگرد ازدواج سالگرد ازدواج
خط ۲
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
برچسب ها : خط ۲ - مطلب
خط ۲ مطلب
چهاردهمین ۲۶ تیر

امروز چهاردهمین بیست و شش تیر هست

امیدوارم عشقمون کمرنگ نشده باشه و نشه

حال روحیم تحت فشار اگر بگن عالیه دروغ گفتم

اما خوب میشه انشالله

برچسب ها : چهاردهمین ۲۶ تیر
چهاردهمین ۲۶ تیر
کورتانیدزه...

آی گرجس گرجیا

خاتون ای جرجیا

گرجستانم را پس بده..

برچسب ها : کورتانیدزه...
کورتانیدزه...
میلاد...

شانزدهمین تولد مریم در کنار من را ، با گرمای حضور سروش و سینا تجربه می کنیم


بین عشق تا تظاهر به عشق


فاصله ی زیادیست....


برچسب ها : میلاد...
میلاد...
طمع...

هر   که  را  باشد  طمع  الکن  شود

با طمع کی چشم و دل  روشن شود

پیش  چشم   او  خیال   جاه  و  زر

همچنان  باشد  که موی اندر بصر

جز  مگر مستی  که از حق پر بوَد

گر   چه بدهی   گنجها  او حر بود

برچسب ها : طمع...
طمع...
ب ی ز ا ر م.

یه روزهایی تو زندگی هممون هست که

عمیقأ احساس بدی داریم

با تمام وجود

مثل 

 این روزهای من


تولد سمیرا نزدیکه

من از شهریور امسال..........


چشمای عسلی و مهربونت

داره دیوونم می کنه خواهر نبودی بدونی چی میگم!




برچسب ها : ب ی ز ا ر م.
ب ی ز ا ر م.
سمیرا رفت

سمیرا دختری دوست داشتنی بود

داغش برای غریبه هام تلخ بود 

چه برسد به.... 


سمیرا رفت

خدا به پدرو مادرش صبر ویژه بدهد


و ما هم سمیراهای زنده را دری م.... 




مرده شور حرص پول.... 

برچسب ها : سمیرا رفت
سمیرا رفت
شهریور

امروز پایان مرداد جالبی بود.

برا اولین بار تو زندگی برا تهیه ناهار هم به مشکل خورده بودم.... 

برچسب ها : شهریور
شهریور
از اولین شهریور ۱۵ سال گذشت.

یا خدا
بیت زیر رو اتفاقی از یه نفر شنیدم و خیلی به دلم نشست . خب پس برا شما هم می نویسمش .
عشق را ساده مپندار و به گوش مکن
هیچ کـس غیر خدا نیست ، فراموش مکن

تاریخ ارسال: دوشنبه 24 شهریور ماه سال 1382 ساعت 17:36 | نویسنده: مریم و سعید | چاپ مطلب3 نظر
امروز
سلام. من سعیدم. نمی دونم گاهی برا شما هم پیش اومده که غرق یه احساس خوب یا بد باشین و توی اون ح بشینید با کلمه هایی که بلدین یه چیزی جور کنید و اونو هی برا خودتون کنید ؟ به هر حال اینا نتیجه یکی از های من برا خودمه . های برگرفته از احساس امروزم !

دستای مهربون تو ، جای بالـش زیر سرم
من بودم و تو خـدا ، اینو نمی شـه باورم !سر تو روی شونمـه غـم دیگه معنی نداره
دارم مث یه مـرغ عشق تو آسمونا می پرم
کاشکی بمونی پیش من تا نفسـی تو هست
کاشکی نگی به من یه روز ، خسته شدم میخام برم
یه جوری عاشقت شدم که راه برگشت نداره
اگه بخای نباشه عشق فقط می تونم جون بدم
دستای بیقــرار من ، تو دستات آروم می گیره
من هستم و یه آرزو: مــریم  بشی تو همسرم ..
اگر دوست دارید ما رو از نظرات مهربانانه خودتون بهره مند سازید لطفا اینجا رو کلیک کنید.

تاریخ ارسال: 18 شهریور ماه سال 1382 ساعت 14:31 | نویسنده: مریم و سعید | چاپ مطلب4 نظر

برچسب ها : از اولین شهریور ۱۵ سال گذشت. - ,نویسنده مریم ,1382 ساعت ,تاریخ ارسال
از اولین شهریور ۱۵ سال گذشت. ,نویسنده مریم ,1382 ساعت ,تاریخ ارسال
به بهانه ی نوروز.

سلام ۹۷

خوبی؟؟؟

الهی خوب باشی و برای همه خوب رقم بزنی

در حالی به استقب آمدم که

حتی یک لحظه چشمهای پر از اشک

پرویز و !!!

از جلو چشمام کنار نرفت!


الهی امسال

دلی غم نبینه!

دلی نشکنه!

و چشمی گریان نشه!!!


یا حق......


نوروز مبارک!


برچسب ها : به بهانه ی نوروز.
به بهانه ی نوروز.
بی بی رفت...

بی بی رفت

تا تنهاییهایش تموم بشه...

روحش شاد.

این روزها پول جیمون  هم از اندک اندوخته مون تامین میشه

خیلی نگرانم

خیلی کاسبا ورش ت می شن...

برچسب ها : بی بی رفت...
بی بی رفت...
عقل

گاهی احساس می کنم خدا ی  رو  که بخواد زمین  بزنه کور می کنه و عقل  رو  ازَ ش می گیره... 

برچسب ها : عقل
عقل
پیله

دلم پیله میخواهد

پیله ای برای پروانه شدن

وقتی از آدمهای دنیا دلگیر میشوم

دنبال پیله میگردم

جایی

گوشه ای

دنجی

امنی

برای تنها ماندن

فکر

تصمیم

گرفتن

و پروانه شدن......

یارب مددی..........

برچسب ها : پیله - پیله
پیله پیله
آرامش....

آرامش ارزانی انیست که به حداقلها قانع شوند،

خوشبین  باشند و اعتماد کنند،

نیمه ی پر لیوانی که هیچ وقت پرنخواهد شد را بینند،

اگر درد قابل درمانی دارند از معالجه ی آن غافل نشوند،

نقش  خود در شکل گیری مشکلات را بفهمند

ببخشند

و ...

برچسب ها : آرامش....
آرامش....
چهارده سال قبل در چنین روزهایی نوشتم:
ببینید من علی رغم همه مشکلاتی که پیش روی ما هست می دونم که اگر ما ( من و مریم )واقعا بخوایم با هم زندگی کنیم این کار انشالله میشه . اما یه دغدغه خاطر مهم این روزای م اینه که نکنه من و مریم یه موقع از میزان لازم گذشت و فداکاری و فهم و ... برخوردار نباشیم؟ ما می دونیم که زندگی فقط احساس نیست و برای گذر ار پیچ و خمهای زندگی باید از خیلی چیزا گذشت و از جون مایه گذاشت .اما نمی دونیم مرد عمل هستیم یا نه؟؟؟؟

برچسب ها : چهارده سال قبل در چنین روزهایی نوشتم: - زندگی
چهارده سال قبل در چنین روزهایی نوشتم: زندگی
سخته.

روز به روز

هر لحظه که رد میشه

تحملش سخت

و

سخت تر

میشه...

طاقتم بریده.

برچسب ها : سخته.
سخته.
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.24 seconds
RSS