سایه

سایه از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

های های

مامان دیدی

مامان دیدی جرات ن برش دارم

مامان دیدی هر چقدر می دوم بیشتر دور میشم

مامان دیدی ترسیدم

مامان دیدی های های آسمونو

مامان دیدی

مامان دیدی کوچیکه دستاش

مامان دیدی میخاستم گلتو بغل بگیرم یه عمر

مامان دیدی گم شدنمو

مامان تو ببین منو

تو باورم کن

مامان دیدی گل کوچولوتو

برچسب ها : های های - مامان ,دیدی ,مامان دیدی ,دیدی مامان
های های مامان ,دیدی ,مامان دیدی ,دیدی مامان
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
مرطوب

دلم گرم میشه حتی با یادش

یادداشت توو کیسوم تا حالا بهت گفتم دوست دارم خوندم و دیگه یادم نیست

الان که بیدارم

چقدر نمناک اینجا

برچسب ها : مرطوب
مرطوب
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
مادری کن سروری کن

دلم تنگ شده برات دارم میام پیشت

مادری کن برام

بهش بگو دوست داشتنمو

بهش بگو

بهش بگو که دستم کوتاه از داشتنت

بهش بگو که دستم کوتاه از این که تمنا کنم که باهاش حرف بزنی

ولی بهش بگو

ولی باهاش حرف بزن


برچسب ها : مادری کن سروری کن - دستم کوتاه
مادری کن سروری کن دستم کوتاه
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
گریش میگیره گریم میگیره

ته صحبت امون همیشه با دلتنگی خداحافظی می

با اشتیاق میرفتم که بغلش کنم ولی هیچ وقت ن

همیشه نداشتمش

همیشه

تلخ نداشتن

ب بابا گفت نگفته بهش ولی احساس میکنه ممکنه راه حلی داشته باشه اونم

تا اینو گفت نتونستم اعتراف نکنم که دلم میخاست بدونه دلم میخاست ولی نداشتمش...

الان زنگ زد

دیوانه....

چقدر ساده است همه ی حرف زدنش

همیشه نگاش می

کیو

تو کیف پولتو

هیچ وقت فکر نمی انقدر دوسم داشته باشه

خوشکله خیلی

گریش میگیره گریم میگیره

برچسب ها : گریش میگیره گریم میگیره - میگیره ,میگیره گریم ,گریش میگیره
گریش میگیره گریم میگیره میگیره ,میگیره گریم ,گریش میگیره
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
لبخندش

خواب دیدن بی رحمانه است

خواب خندیدنش

توو تب سوختم تمام بو

بود ولی

چقدر سخت ندیدنش

چقدر سخت اینکه اجازه نمیده باهاش حرف بزنم

چقدر سخت که نمیزاره بهش بگم میدونم چه باهاش

چقدر سخت که نمیزاره بگم همه عذاب عالم کم برای من و میدونم

چقدر سخت که نمیزاره بگم سنگی که ازش گفت جان منه

چقدر سخت که نمیزاره بهش بگم زندگی من از اول تا آ ش

چقدر سخت که نمیزاره بگم چیزی نمونده ازم

چقدر سخت که نمیزاره بگم دلم تنگ شده براش

چقدر سخت که نمیزاره بگم حلقه ی بردگیه که گفت حکم منه

می ارزه همه ی سختیا به لبخندش

برچسب ها : لبخندش - چقدر ,نمیزاره
لبخندش چقدر ,نمیزاره
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
پلکش
پلکش میپره و همه تن من میلرزه
همه ی تن من همه ی تن من

برچسب ها : پلکش
پلکش
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
صبر این چیزی که ندارم

همه ی شبکه های اجتماعی رو بستم

خطمم گذاشتم توو یه گوشی ساده

دل تنگ ترم خیلی

هر ساعت بابا زنگ میزنه و میگه صبر کن

همه میگن صبر کن

صبر


برچسب ها : صبر این چیزی که ندارم
صبر این چیزی که ندارم
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
سرده پاهام

ساعت ۶ شده و پیام میدم نمیام

ساعت ۹ شده و میترسم از جام بیتم بیرون

ساعت ۱۲ شده و حاج خانوم ناهار آماده کرده

امین خواب و من موندم و حاج خانوم و مامانش

مامانش پاهاش اجازه نمیده بیاد رو صندلی جلوی تلوزیون میشینه

ناهار تموم میشه

میرم توو اتاق

حاج خانوم اصرار میکنه که بیا بنشین اینجا و ببین

کم طاقتیمو میبینه

چای میخای؟

آب میخای؟

میرم تو راه رو که مامانش نبینتم بهش علامت میدم که بیاد که کارش دارم

چی شده؟

میشه بشینیم رو میز و حرف بزنیم

آره!

میخامش ،اونقدری میخامش که جونی ندارم اونقدری که خودمو دارم میکوبم به در و دیوار چه کنم؟

دوست داشت؟

آره

دلشو ش دم خیلی میترسم از دستش بدم

طاقتم تموم شده.

دوست داره هنوزم؟

گفت دلش تنگ نشده

خیلی دوست داشت؟

خیلی

اذیتش نکن بزار آروم بگیره بد کردی بهش

میام توو اتاق

میخزم زیر پتو

برچسب ها : سرده پاهام - دوست ,خانوم ,ساعت ,دوست داشت؟
سرده پاهام دوست ,خانوم ,ساعت ,دوست داشت؟
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
هزار سال

دیروز عجیب ترین روز زندگی من بود

خیلی عجیب

گریه ی ی رو دیدم که تصورش برام عذاب بود

دیروز...

طوری زد توو گوشم که همه ی صداها گنگ شد

عجیب بود درخواستش

عجیب بود که تا دیدش زد زیر گریه

گفتم من هر روز میام

دیروز

هزار سال بود دیروز

هزار سال

هیج وقت باهام حرف نزده بود اینطوری

هیچوقت

دیروز قد هزار سال پیرشد

برچسب ها : هزار سال - دیروز ,هزار ,عجیب
هزار سال دیروز ,هزار ,عجیب
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
ماس

آسون نشو ای همسفر

ویرون نشو ای در به در

منو بگیر از همهمه

منو به خلوتت ببر

معجزه کن خاتون من تولدی دوباره کن

منو ببر به حادثه شبو پر از شراره کن



کمک کن نمیرم کمک کن نمیره تین زندگی

برچسب ها : ماس
ماس
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
من خدارم خسته
اونقدر با جزییات ازش به بابا گفتم که فقط گفت خوشحالیت قابل لمس بود همیشه
اونقدر محکم زد توو گوشم سر مزار مامان که خودش گریش گرفت
وقتی گفت دروغ میگی و به بابات نگفتی تازه دردم اومد...
وقتی به سحر گفتم شرمنده ام که مزاحم میشم و سارا چطوره و بهم گفت فراموشش کن و من باهمه ی لرزش دستم فقط گفتم دوسش دارم نمیتونم و خ ظ.
وقتی امروز به اصرار بابا نظر دوستشو راجع به حرف زدن بابا باهاش پرسیدم و بیشتر از ۱ دقیقه دووم نیاورد غرور و مردونگیم که نزنم زیر گریه و چقدر شیرین بود این همه دوست داشتنش.
وقتی مصطفی فهمید و گفت دیوانه ای و من گفتم اون میدونه من کاری نمیکنم و صبر میکنم و قسمش دادم به مادرش که چیزی نگه با همه ی وجودم میدونستم میدونه نگاه ن به ی چه وقتی دورادور داشتمش چه وقتی کنارم راه میرفت.
هیچ وقت نفهمیدم از عید به بعد چی شد البته الان میدونم
وقتی اولین بار اجازه دادم همه ی مهر خونه رفت همه ی برکتش.
منجلاب شروع شد و هم خوردم توش شبا صبح شد و هم خوردم توش اتفاق تلخ افتاد و فک می میشه که درست بشه بعد اینو تمام بشه شروع دوباره.
چقدر از حرفام و هیجاناتم بد و دروغ بود که میشم ماورا...
چقدر کم بودم که دلتنگ نمیشه چقدر کم بودم
چقدر کم بودم که رفتنم زمانی که فک می هیچ رفاهی براش نمیتونم فراهم کنم میشه سرکوفتش
چقدر کم بودم
چقدر خوب شمرد خوشبختیامو چقدرشم نگفت
نگفت چون نمیدید چقدر شیرینه برام مهرش
نکفت چون یادش نیست که همه ی چیزی که الان هستمم اون ساخته
چقدرشو نگفت
چرا بهم نگفت زمین خورده ترین بودمو بلندم کرد
چرا بهم نگفت خوشبختی بود خیال تختم ازش
چقدر نگفت.
چرا نگفت من چیزی نداشتم قبلش و نچشیدم زندگی رو قبلش
چرا نگفت که مرد شدنو دیدم باهاش
چرا نگفت که خیال راحت همیشگیم بود
چرا نگفت اعتماد به نفسم بود
چرا نگفت دلیل پیشرفتم بود
چرا نگفت دلیل فک به نوع خدمتم بود
چرا نگفت دلیل م بود
چقدر خوب میدونه که همه ی چیزایی که گفت در توانم نیست بدون اون.
چقدر میدونه که چقدر دوسش دارم
چقدر میدونه که حتی زبونم بند اومد که بگم فقط این نبود که فک می بمیرمو نبینمت
میترسیدم
میترسیدم از اینکه فراموشم کنه توو تنهاییش
میترسیدم از اینکه یادش برم من
اونقدر ترسیدم که سختم شده زندگی...

چقدر نا امیدتون
مامان
بابا
بچه ها.

برچسب ها : من خدارم خسته - چقدر ,نگفت ,میدونه ,بود ,گفتم ,دلیل ,نگفت دلیل ,چقدر میدونه ,بودم چقدر
من خدارم خسته چقدر ,نگفت ,میدونه ,بود ,گفتم ,دلیل ,نگفت دلیل ,چقدر میدونه ,بودم چقدر
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
صداش توو خواب
کاش هیچ تلاشی نمی
کاش هیچ توضیحی نمیدادم
کاش فقط میگفتم که دلم ش ته و هیچ وقت اینطور نبودم
کاش میگفتم از جایی صداش میکنم که تاریک
کاش میگفتم خداحافظیش مرگ برای من
کاش میگفتم ۱ دقیقه نخو دم بی اون
کاش میگفتم ماس صداش جنون من بود

برچسب ها : صداش توو خواب - میگفتم ,صداش
صداش توو خواب میگفتم ,صداش
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
چشم ویروسی

توی هر ضرر باید استفاده ای باشه
باخت باید احساس ِ فوق العاده ای باشه
آه فاتح ِ قلبم فکرشم نمیکردی
رام این شیر کار ساده ای باشه..

آه چشمه ی طوسی آه چشم ویروسی
بعد از این به هر دردی مبتلا بشم خوبه
مبتلا بشم مُردم مبتلا نشم مُردم
از تو درد لذت بخش هرچی میکشم خوبه

من یه بچه ی شیطون توی کوچه ها بودم
عشق تو بزرگم کرد عشق تو هلاکم کرد
جیک جیک ِ مستونم بود و عشقِ بازیگوش
مثل ِ جوجه ی مُرده توی باغچه خاکم کرد..

آه چشمه ی طوسی آه چشم ویروسی
بعد از این به هر دردی مبتلا بشم خوبه
مبتلا بشم مُردم مبتلا نشم مُردم
از تو درد لذت بخش هرچی میکشم خوبه

آفرین به این زور و آفرین به این بازو
آفرین به این چشمو آفرین به این ابرو
آفرین به هر شب که بی.گدار میباره
با جنون در افتادن خیلی آفرین داره

با تو هیچ جز من.بی سپر نمیجنگه
با تو هیچ از این بیشتر نمیجنگه
با جنون در افتادن باز کار دستم داد
آه فاتح قلبم عشق ِ تو ش تم داد..

برچسب ها : چشم ویروسی - آفرین ,مبتلا ,میکشم خوبه ,هرچی میکشم ,مُردم مبتلا ,دردی مبتلا
چشم ویروسی آفرین ,مبتلا ,میکشم خوبه ,هرچی میکشم ,مُردم مبتلا ,دردی مبتلا
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
آبی ترین تیک

نگام کرد لامصب نگام کدد

خیلی زیاد شده خونرزی بینیم ولی اندفرو دوس داشتک

آخ...

بتز شد سرم

رندانی بودن سخته

بی ملاقاتی بودنس بدتره

اخ...

من عاشق رنگ آبی ام

قلب آبی

تیک


برچسب ها : آبی ترین تیک
آبی ترین تیک
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
تنها آرزو
یکی از گلایی که دیروز برات گرفتم.نیست مامان
رز بود
برات باز گرفتم
مرسی رام میدی
آرزومو برآورده کن
برچسب ها : تنها آرزو
تنها آرزو
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
غریبانه

چه غریبانه شبی است

شب تنهایی من...

برچسب ها : غریبانه
غریبانه
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
نا امیدی سم

بد ی رو انتخاب کردی برا امتحانم

بد چیزی رو انتخاب کردی

نا امیدی سم

هزار هزارم که بخای نا امید بشم از درگاهت

نمیشم

اون بلد نیست نا امید کنه

ذاتش نمیذاره

حق داره همه ی سر سختیشو بزاره برام

چون همه ی زندگیشو گذاشت برام

ولی میدونم که میدونه رب من

نا امید نمیکنه بندشو پروردگار


برچسب ها : نا امیدی سم - امید
نا امیدی سم امید
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
دیگه طاقت ندارم

زبان در کام ای جانان

جهان در آتش و خون است .....

تو میدونی که جز قهرش چیزی تلخ تر نبوده

تو میدونی اگه به اینجا نمیرسیدیم نمیگفتم بهش

نمیدونم

خدایا این چه امتحانیه

این چه کارزاریه

نجاتم بده

نجاتم بده

من آبروی هیچ و نبردم و نمیبرم تو نجاتم بده

برچسب ها : دیگه طاقت ندارم - بده ,نجاتم ,نجاتم بده
دیگه طاقت ندارم بده ,نجاتم ,نجاتم بده
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
ادعونی استجب لکم

نتونستم بگم

نتونستم

فقط گفتم که دوسش دارم

برچسب ها : ادعونی استجب لکم
ادعونی استجب لکم
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
دعا کن

چه آرامشی میده خاکت

سرزمین من سنگ توعه

مریم دوس داری؟

نرگس هنوز نیومده برات نرگس میگیرم

دعا کن منو مادر

دعای مادرا میگیره

برچسب ها : دعا کن
دعا کن
عنوان وبلاگ : سایه
منبع :
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.294 seconds
RSS