طلوع من

طلوع من از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

اولین تجربه

مامانم چند روزه دارن و همین امر باعث شد مجبور بشم به آشپزی!

دیروز برای اولین بار غذا درست . البته غذا درست کرده بودم قبلا، ولی فقط غذاهای ساده مثل سالاد الویه و کوکو سیب زمینی و نیمرو! دیروز مامانم گفتن چلو مرغ بپز. منم دیدم دیگه جایی برای ناز نیست! دست به کار شدم.


من: برنجو بریزم تو قابلمه بعد آب بریزم؟

مامان: اول آبو بریز بعد که برنجو شستی اضافه کن.

من: مگه برنجو باید شست؟! :))


بعد از اینکه برنج رو آبکشی :

من: اصلا روغن نریختما!

مامان: بعد از اینکه دم کردی، روغن آب کرده اضافه کن.

من: یعنی آ ش که پخت و تموم شد؟

مامان: نه وقتی دم کردی!

من: دم یعنی چی؟! :دی

مامان: وقتی بعد از آبکشی برنج رو ریختی تو قابلمه!


در حین کار بعد از اینکه رب گوجه رو به مرغ اضافه با این صحنه هنری!! رو به رو شدم که خیلی اتفاقی وقتی داشتم دور ظرف رو تمیز می به وجود اومده بود:



در اوج ناباوری غذام آماده شد و دیروز ناهار دستپخت خودم رو خوردم! همیشه فکر می آشپزی خیلی کار سختیه و من از عهدش برنمیام! و اگه آدم دستپخت خودش رو بخوره خیلی حس خارق العاده ای داره! ولی اونقدرام عجیب غریب نبود :))

حالا میفهمم پیشبند آشپزی و ظرفشویی به چه دردی میخوره! چند بار لباسم کثیف شد :دی

غذام خوب شده بود. فکر نمی اصلا خوب بشه. هرچند مامانم گفتن مرغ شوره و برنج بی نمک! ولی به نظر خودم خیلی هم خوب بود :))

بعدم نمک این به بی نمکی اون در ;)



امشب هم بعد از تهدیدهای چند روزه ی جان مبنی بر اینکه باید حتما غذا درست کنی و سوپ بپزی و اگه تنبلی کنی من میدونم و تو، واسه مامان خانم این سوپ رو با دستور پخت خانم درست :



عجیب غریب بود ولی خوشمزه شد ^_^

برچسب ها : اولین تجربه - مامان ,درست ,خیلی ,اینکه ,برنج ,برنجو ,عجیب غریب ,مامانم گفتن ,درست
اولین تجربه مامان ,درست ,خیلی ,اینکه ,برنج ,برنجو ,عجیب غریب ,مامانم گفتن ,درست
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
دروغ، حلقه، باران

1- شاید من چشمام ضعیف شده!

شما چیزی میبینید؟!




2- یادگاری دوست جان که هنر دست خودشه ^_^





3- هوا جوریه که چتر ها را باید بست :)



برچسب ها : دروغ، حلقه، باران
دروغ، حلقه، باران
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
تا کی؟ :|

1- این قصه ها نمیخواد تموم شه؟


عجیب نیست که اتفاقات نادر که تو هر 3489 سال یکبار رخ میده همگی در زمان ما به وقوع میپیونده؟! :|



2- ب کیک درست سهمم فقط همینقدر شد:


آخه این انصافه؟

خودشم داره بهم دهن کجی میکنه :/

برچسب ها : تا کی؟ :|
تا کی؟ :|
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
نصیحت خواستگارانه!

ب یه خواستگار اومد. روز قبلش تماس گرفتن و واسه دیروز قرار گذاشتیم ولی گفتن ساعتش رو دوباره هماهنگ میکنیم.

ساعت 5 زنگ زدن گفتن ما 5 دقیقه دیگه میایم! به مامانم گفتم احساس نمیکنن یه کم دیر خبر دادن؟! گفتیم 6:30 بیان.

6:35 اومدن.

نگم براتون که از اول تا آ جلسه نیش پسره باز بود! حالا درسته خیلی ذوق زده شدی ولی یه کم کنترل کن! <_<

رفتیم حرف بزنیم:


- تو اصلا نگران نباش. من کلی پول و طلا پس انداز دارم. دو سه جا کار میکنم زندگیتو تامین میکنم!

+ شما سربازی رفتین؟

- معاف شدم. دوست داشتی سربازی رفته باشم؟

+ نه همینطوری پرسیدم! ... نظرتون درمورد پوشش طرف مقابلتون چیه؟

- با حجاب. مامانم چادر داره و قرآن خونه

+ خودتون قرآن میخونید؟

- اگه شما بخواین میخونم

+ محل زندگیتون دوست دارین کجا باشه؟

- میخندد و سکوت

.

.

+ شما ماشین دارین؟

- نه من راننده دارم!

+ گواهینامه دارین؟

- اگه شما بگید میگیرم

.

.

.

+ شما صحبتی ندارید؟

- از من به تو نصیحت، پسر پاک پیدا نمیشه

+ اگه سوالی نیست بریم

- الآن که با من صحبت کردین نظرتون چیه؟

+ الآن نمیتونم بگم. باید فکر کنم.... نظر شما چیه؟

- لبخند میزند، سرش را پایین می اندازد: "نظر من که... مثبته..." و خج میکشد


باید خاطر نشان کنم که هم خودش و هم خواهرش به "عاقل و بالغ" گفتن "عالق و بالغ"! از دید یه ملانقطی، چشم پوشی از چنین خطایی غیرممکنه! -_-


نمیدونم چرا هر کی به ما میرسه تریپ نصیحت برمیداره o_o

برچسب ها : نصیحت خواستگارانه!
نصیحت خواستگارانه!
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
حال خوبی که موندگاره

مثل وقتی با صدای تلفنت از خواب بیدار میشی و میبینی همکارت میگه روز قبل سوتی دادی و حالا تبعاتش به گوش رئیست رسیده! میخوای تریپ غم ورداری اما مامانت خیلی سرحاله و اونقدر باهات میگه و میخنده که ناراحتیت یادت میره

دوباره صدای تلفنت بلند میشه و این بار خود رئیسته! آماده میشی برای سرزنش شدن. ولی میبینی رئیست هم کیفش کوکه و بهت راه حل میده تا مشکل رو برطرف کنی

حتی تماس دوباره ی خواستگار مذکور هم نمیتونه خدشه ای به حال خوبت وارد کنه


مثل وقتی داری با دوستت درمورد هوای سرد حرف میزنی و از سردی بیش از حد دستات تو زمستون براش میگی و میبینی فرداش با یه جفت دستکش خیلی کلفت ایه سو رایزت میکنه و تو فقط میتونی درمقابل محبتش، بهت زده نگاش کنی و بهش بگی: دیوونه!

برچسب ها : حال خوبی که موندگاره - میبینی ,صدای تلفنت
حال خوبی که موندگاره میبینی ,صدای تلفنت
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
شاعری

حسودم

به تخته بر موج!

رها رها رها او ...

برچسب ها : شاعری
شاعری
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
قدر ما رو میدونن :دی

خدا چه دختری به من داده!

هم سالمه

هم خوشگله

هم حرف گوش کن


(مونولوگ مامانم بعد از عیادت از دوستم پیرو عمل زیباییش)

برچسب ها : قدر ما رو میدونن :دی
قدر ما رو میدونن :دی
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
من و حاجی

با حاج آقا ست شدیم:


:دی


+ آ هفته ل کننده ای را گذر م. به دلیل سرماخوردگی، کل روز را در بستر به سر بردیم. همه کارهای عقب مانده مان همچنان باقی ماندند. به شدت حوصله مان سر رفته -_-

برچسب ها : من و حاجی
من و حاجی
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
تو ای پری کجایی؟ که رخ نمی نمایی...

امروز تو را با خودم بردم

به هر کجا که رفتم.

همه جا همراهم بودی

کل روز را با تو گذراندم

ولی ی تو را ندید!

هیچ خبر دار شدی؟

عطرت را زده بودم...

برچسب ها : تو ای پری کجایی؟ که رخ نمی نمایی...
تو ای پری کجایی؟ که رخ نمی نمایی...
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
نتایج بازی سفره های یل
با تشکر از افراد شرکت کننده و دوستانی که رای دادن
نتایج بازی سفره های یل بدین شرح است:

ع شماره یک از محبوبه شب رتبه چهارم

ع شماره دو از هلما با ب 5 رای رتبه دوم

ع شماره سه از روزها با ب 3 رای رتبه سوم

ع شماره چهار از ستاره با ب 12 رای رتبه اول


واران جان! تحویل شما :دی
برچسب ها : نتایج بازی سفره های یل - رتبه ,شماره ,بازی سفره
نتایج بازی سفره های یل رتبه ,شماره ,بازی سفره
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
رای گیری بازی سفره های یل

خب مهلت ارسال ع ها به پایان رسید.

تشکر میکنم از دوستان شرکت کننده

حالا نوبت شما خواننده هاست که به یکی از سفره ها رای بدید.


رونمایی میشه از سفره های زیبای یل :


شماره 1




شماره 2




شماره 3




شماره 4



بسم الله :)

برچسب ها : رای گیری بازی سفره های یل - شماره ,سفره
رای گیری بازی سفره های یل شماره ,سفره
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
دیدم همه از این پستا مینویسن، منم نوشتم :دی



به خی جای خالی ات در کنارم به چشم می آید؟

به بی اهمیتی ظرف خالی آیس پکی است که تا چند دقیقه دیگر به خاطره ها س میشود!

این که همیشه نیستی به ضرر خودت است! چون اگر امروز هر ی همراهم بود، یک آیس معجون ترش مهمانم میشد.

نه اشتباه نکن! حال خوبم بخاطر قبولی در شغل دلخواهم نیست. زمان مصاحبه و گزینش فرداست. ولی هر چه که بشود من خوشحال خواهم بود. چرا که خودم را س ام به دست ی که همیشه برایم بهترین ها را رقم زده.

برچسب ها : دیدم همه از این پستا مینویسن، منم نوشتم :دی
دیدم همه از این پستا مینویسن، منم نوشتم :دی
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
یلدا بهانه ای برای باهم بودن (بازی)

بدین وسیله شدیم به برگزاری بازی سفره های یل !

پس یادتون نره امشب از سفره هاتون ع بگیرین :)

دو روز فرصت دارید که ع هاتون رو برام بفرستید یعنی تا ساعت 24 یکشنبه شب.

بعدش هم رای گیریه

منتظرم ها ^_^


یلداتون مبارک

خوش بگذره :)

برچسب ها : یلدا بهانه ای برای باهم بودن (بازی)
یلدا بهانه ای برای باهم بودن (بازی)
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
طلوع من سه ساله شد



یادمه یه بار یکی از بلاگرا از سه ساله شدن وبلاگش نوشته بود. اون موقع به نظرم سه سال خیلی زیاد بود! پیش خودم گفتم چقدر وبلاگش قدمت داره! ولی حالا میبینم چه زود گذشت...

حالا وبلاگ منم سه ساله شده :)

تولدت مبارک کوچولوی من ^_^

مرسی که پا به پای لحظه هام با منی :*

برچسب ها : طلوع من سه ساله شد - ساله
طلوع من سه ساله شد ساله
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
وای خدا یعنی میشه؟

بالآ ه یه جا پیدا شد که رشته ما رو بخوان!

امروز رفتم فرم پر و اگه تو مصاحبه هم قبول بشم و گوی سبقت رو از رقبا بربایم، اونوقت مدرکم به یه دردی خورده و میتونم بگم از درس خوندن پشیمون نیستم! بعد از تحمل چند سال بیکاری به آرامش میرسم و از این کاری که صرفا جهت سرگرمیه بیرون میام.

دعا کنید پذیرفته بشم...



+ مارشمالو تا همین دو سه ماه پیش 2 تومن بود، امروز رفتم ب م میگه 7500!! o_o



عنوان: جمله ای که تو مسیر هی با خودم تکرار می .

برچسب ها : وای خدا یعنی میشه؟ - امروز رفتم
وای خدا یعنی میشه؟ امروز رفتم
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
شناسایی بعد از 22 سال!

+ یادمه شبی که اومدی خواستگاری، یه کاپشن سفید شبیه همینی که الآن پوشیدی تنت بود!

- این همونه :)

+ واقعا؟! من اون موقع خیلی کوچیک بودم ولی قشنگ یادمه! چه سالی بود؟

- 75 :)



+ من

- آقای داماد

برچسب ها : شناسایی بعد از 22 سال!
شناسایی بعد از 22 سال!
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
و عشقی که از دست رفت...

از وقتی یادش می آمد عاشقش بود.

همیشه میگفت: "فکر نمیکنم عشقم یک طرفه باشد، از رفتارش میفهمم که دوستم دارد"

امشب رفت تا به عشقش تبریک بگوید. گویا در آستانه ازدواج است.

گفت: "هیچ چیز عوض نشده بود. همان برق چشمها و همان لبخند گرم همیشگی...

اما این بار من دیگر من نبودم"

برچسب ها : و عشقی که از دست رفت...
و عشقی که از دست رفت...
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
آخه من؟؟!!!!

همین الآن یکی از کارای محال زندگیم رو انجام دادم!


باورم نمیشه!!


به یکی آمپول زدم!!!!! o_o

برچسب ها : آخه من؟؟!!!!
آخه من؟؟!!!!
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
یک عدد قدردان ^_^

ما یه همچین دوستای پایه ای داریم:



و یه همچین دوستای با محبتی:



و یه چنین دوستای بامعرفتی:



بعله! :دی


کور از خدا چی میخواد؟


+ صاحبش کامنت بذاره خودشو معرفی کنه ;)

برچسب ها : یک عدد قدردان ^_^ - دوستای ,همچین دوستای
یک عدد قدردان ^_^ دوستای ,همچین دوستای
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
یکی از کاربردهاش

یه سری از خاطرات هیچوقت از یاد نمیرن

هرچقدر خودتو به بیخیالی بزنی و سعی کنی فراموششون کنی باز خودشونو نشون میدن

اونوقته که دلت میخواد با رنده بیفتی به جون مغزت و بی رحمانه بتراشی هر چی خاطره آزاردهنده است...


عنوان: رنده رو میگم

برچسب ها : یکی از کاربردهاش
یکی از کاربردهاش
عنوان وبلاگ : طلوع من
منبع :
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.158 seconds
RSS