من طلبکارم...من تمام عمرم را طلبکارم...تمام روزهایی که زندگی ن را...تمام کارهایی که باید انجام می دادم را...تمام جاهایی که باید می رفتم را...تمام چیزهایی که نبود را...و این تنها راهی بنظر می رسد که شاید بتوان این طلب ها را صاف کرد...هیچ چیز مثل این طلب ها، شاید هم عقده ها و حسرت ها روی قلبم سنگینی نمی کند...عصبی ام نمی کند...این طلب ها صاف نشود من می میرم...یا شاید بهتر باشد بگویم خودم را می کشم...

" این منم..."