زهرا موسی پور_شاعر شهر تندیس ها (فومن)

زهرا موسی پور_شاعر شهر تندیس ها (فومن) از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

کاسه های داغ تر از آش_ بداهه

عقده اذعان می کند پَرخاش را

بر گلومان می فِشارَد پاش را

خورده ایم از کودکی تا هر زمان

لقمه های حسرت و ای کاش را

پرورش دادیم در دامان مان

دسته ای بی بُتّه ی کلّاش را

تا دهند آرام هُل در کوچه ها

گلّه گلّه پشتِ هم، اُوباش را

جای اغماض و مدارایی نبود

اجتماعِ پشّه و خفّاش را

بلکه باید می ش تیم از نخست

کاسه های داغ تر از آش را


#زهرا_موسی_پور_فومن


برچسب ها : کاسه های داغ تر از آش_ بداهه
کاسه های داغ تر از آش_ بداهه
پ ندِ غیرِ عامل

چگونه می شود از عشق گفت و عاقل بود؟

از احتمال ش ت و سقوط غافل بود؟

میان محکمه ی بینِ منطق و دل، هیچ

صلاح نیست که از هر لحاظ عادل بود

کجا شنیده ی _توی قصّه ها_ حتّی

دلِ محافظه کاری به عشق مایل بود

بدون حرف و حدیثی تمام شد آن

که پای قول و عمل هاش گیر در گِل بود

همیشه نیست نیازی به جنگ و می باید

کمی به فکرِ پ ندِ غیرِ عامل بود


زهرا موسی پور فومنی

برچسب ها : پ ندِ غیرِ عامل - غیرِ عامل ,پ ندِ غیرِ
پ ندِ غیرِ عامل غیرِ عامل ,پ ندِ غیرِ
صدای خوش خدا
 شبی که عشق زمینی، گرفت حالم را
خدا به جاش،کنارم نشست و نازم کرد
و شعر های مرا خواند با صدای خوش َش
چنان که تا اَبد از غیر، بی نیازم کرد

زهرا موسی پور
برچسب ها : صدای خوش خدا
صدای خوش خدا
ریشه ی شعر

سیگار کشیدم که غمم کم بشود

هر چند عروق من پر از سَم بشود

آن قدر به پای عشق تو می میرم

تا ریشه ی شعر هات محکم بشود


زهرا موسی پور فومن

برچسب ها : ریشه ی شعر
ریشه ی شعر
با این همه ابر...

در باورِ گوی، فتحِ میدان پس کو؟

بر جاده ی کفر ردّ ایمان پس کو

از حد که گذشت ظلم، باید پرسید:

با این همه ابر، برف و باران پس کو؟!


زهرا موسی پور فومن

برچسب ها : با این همه ابر...
با این همه ابر...
نرو

از من نگیر عزّتِ نفس مرا... نرو

دنیام بی  تو مرتبه ای از جهنّم است

وقتی که نورِ تو نرسد بر جوارحم

یک ک شان ستاره بتابد به من، کم است


زهرا موسی پور

برچسب ها : نرو
نرو
مهمان ناخوانده

تمام شدیم با یک اخم.

چکیدیم از تکّه ای اسفنج،

ابر که اخته بود!


بین هیچ واسطه نشد

هنوز قهریم

هنوز غریبه ایم

آشتی ، کجای دنیای مان زندگی می کند که

آدرسی از او نداریم؟


هر به جز ماااا،

خوشبختی را حس کرد.


امّا، در همین شب مَرّگی ها

تجربه ی صبح به خیر گفتن را

به گور می بریم.


تقصیر خدا بود که آفرید مان؟

یا پدر و مادر که خواستند یا نخواستند!

تقصیر خودمان بود؟

یا روزگار...


شام اوّل  را با هم صرف کردیم

شام آ ی در کار نخواهد بود که بی هم

صرف شود در آینده ی از پیش ساخته.


ما را به میز صبحانه ای دعوت د که

زنبور از عسل دادن امتناع کرد و

از شیر و

مرغ از تخم و

مزرعه از گندمش...


تقصیر هیچ نیست.

مهمان نا خوانده بودیم!



زهرا موسی پور


برچسب ها : مهمان ناخوانده - تقصیر
مهمان ناخوانده تقصیر
سیگار دیگر

از لبت بوسه چیدم و حالا

می روم به فضا سَری بزنم

کاش خوابم نگیرد و بشود

پُک به سیگارِ  دیگری بزنم...


زهرا موسی پور

برچسب ها : سیگار دیگر
سیگار دیگر
تک بیتِ تخمه_ ک ن کار_ آزار

به نا امیدیِ من، گریه هات دامن زد

 خدا نشسته سرِ جاش و تخمه می شکند!

 زهرا موسی پور

برچسب ها : تک بیتِ تخمه_ ک ن کار_ آزار
تک بیتِ تخمه_ ک ن کار_ آزار
تپش های نا منظّم_ تک بیت

آن که «عشق» را به تمس گرفت سال ها

حالا دلش دچارِ تپش های نا منظّم ست

زهرا موسی پور

برچسب ها : تپش های نا منظّم_ تک بیت
تپش های نا منظّم_ تک بیت
کاسه های داغ تر از آش_ بداهه

عقده اذعان می کند پَرخاش را

بر گلومان می فِشارَد پاش را

خورده ایم از کودکی تا هر زمان

لقمه ی های حسرت و ای کاش را

پرورش دادیم در دامان مان

دسته ای بی بُتّه ی کلّاش را

تا دهند آرام هُل در کوچه ها

گلّه گلّه پشتِ هم، اُوباش را

جای اغماض و مدارایی نبود

اجتماعِ پشّه و خفّاش را

بلکه باید می ش تیم از نخست

کاسه های داغ تر از آش را


#زهرا_موسی_پور_فومن


برچسب ها : کاسه های داغ تر از آش_ بداهه
کاسه های داغ تر از آش_ بداهه
چه خبر؟! _ مرکّب حرکت_ مسمّط


وضع آشفته ی تو را دیدند

جای گریه، برات خندیدند

بعدِ آن ابلهانه پرسیدند،

روی زخمت نمک نپاشیدند؟!


به طعنه می زند: عَر عَر


خواستم جایِ تو گلایه کنم

استنادی به چند [آیه] کنم

[شعر] را حربه ی کنایه کنم

یک عدد سنگ پا کرایه کنم...


دیدم افسوس،  می رود به هَدر⇧


پدرم گفت: لال شو دختر

مادرم هُول کرد و زد بر سر

سرخ و زرد و سفید شد خواهر

از برادر نگو،  که او بد تر...


عشقِ من هم که می زند پَر پَر⇩⇧


به خودم قول داده ام امشب

که سلامی دهم به رسم ادب

بر ان از جلویِ شان نه عقب

تا نگویند بعد از این چه عجب...


وضع آشفته ی تو را، چه خبر؟!!


زن بمان و بِایست روی دو پات

مرد باش و بلند شو از جات

به الاغی که خنده کرد برات

نه... هی نگو: [کجاش و کجات]


حقّ خود را بگیر از او و بِبَر


#زهرا_موسی_پور_فومن

برچسب ها : چه خبر؟! _ مرکّب حرکت_ مسمّط
چه خبر؟! _ مرکّب حرکت_ مسمّط
واگویه های یک چوپان_ تک بیت

احاطه کرده مرا گلّه گلّه شکّ و هنوز

دلم خوش است به واگویه های یک چوپان


زهرا موسی پور

برچسب ها : واگویه های یک چوپان_ تک بیت
واگویه های یک چوپان_ تک بیت
بهانه ی خنده و گریه

دست و دلی نمانده برایم که بعد از این

از عشق و عاشقی بِسُرایم ترانه ای

احساس می کنم که ندارم در این جهان

دیگر برای خنده و گریه ، بهانه ای


زهرا موسی پور

برچسب ها : بهانه ی خنده و گریه
بهانه ی خنده و گریه
شُکر که...

با این همه شَک،  شُکر که مُرتد   نشدم

صد باره، در آزمونِ حق رَد   نشدم

مغرور نمی شوم ولی مَسرورم

بیدی که به هر باد بلرزد،   نشدم


زهرا موسی پور

برچسب ها : شُکر که...
شُکر که...
دعا و آمین بی ثمر

آقا، دعا و گفتنِ آمین ثمر نداد

از تو ی به ما، شبِ خبر نداد

حتّی نشانه های صریحِ ظهور را

در بینِ امّتت به جهان، یک نفر نداد

با عدلِ دست هات _خدا هم_ کبوتری

سمتِ زمین برای مساوات پَر نداد

وقتی که سهمِ این همه انسان شد انتظار 

در کمّ و کِیفِ حُسْنِ خِتامش نظر نداد

هر عصر اوجِ غمت جز ش تگی

حسّی به قلب بی هیجانِ بشر  نداد

در غیبتت، حضور نمادین هیچ

آرامشی به خلق،  وَلو مختصر نداد



زهرا موسی پور

برچسب ها : دعا و آمین بی ثمر
دعا و آمین بی ثمر
زن موحّد_ تک بیت

به اَت بِفِشار این زنِ موحّد را

که جز تو هیچ خ بر او مسلّط نیست


زهرا موسی پور

برچسب ها : زن موحّد_ تک بیت
زن موحّد_ تک بیت
خیانت

از اوّلِ قصه بی لیاقت بودی

با من سرِ هیچ در حسادت بودی

هر روز به من درسِ  وفا  می دادی

امّا خودت   ِ  خیانت بودی!!


زهرا موسی پور

برچسب ها : خیانت
خیانت
عشق بی قانون

از دست تو دل های زیادی خون است

چون از نظر تو عشق بی قانون است

کافی ست بگویی به خودت چندین بار:

[عاشق شدن از توان من بیرون است!!]


زهرا موسی پور

برچسب ها : عشق بی قانون
عشق بی قانون
قفس_ تک بیت

در قفس هستم و پَر هام ش ته ست، ولی

شب هنوز از من و مُشتِ گِره اَم می ترسد...

زهرا موسی پور

برچسب ها : قفس_ تک بیت
قفس_ تک بیت
آخرید بازدید ها
توسعه blackberry leap توسط fcc متوقف شده است میلان اشکرینیار به هواداران اینتر معرفی شد ع وقتی مشکلی نداشته باشه میشه اینقد زر نزنی مهربانی را بیاموز سانترال پاناسونیک من و احساسم رانندگی سوالات راهنمایی آزمون نامه تمامی سوالات آزمون نامه راهنمایی تمامی سوالات آیین نامه آزمون آیین رانندگی تمامی سوالات سوالات آ قلعه چنعان شرکت موسسه خیریه گونه قلعه چنعان موسسه خیریه اولاد مسلم خیریه اولاد شرکت خصوصی موسسه خیریه اولاد مسئول موسسه خیریه فعالیت منطقه ویژه اقتصادی سلماس به ۶۳ سال حبس محکوم شده ام منشکرم ارتباطات ت جهرمی دهه 60 بشدت از انتقاد تند و عصبی می شود بخصوص اگر این سوال انتقاد رسانه ملی صداوسیما و رسانه های مخالف ت کند و این انتقاد ناپذیری و جبهه گیری شدید عصبیت اوست منبرهای یه سویه مواضع اخیر فرانسه درباره برنامه موشکی ایران باید با برخورد قاطع ت مواجه شود پدیده زیرآب زنی خعلی اینا نمره خونه داده مناظره الماس و زغال html فصل دوم مبانی و پیشینه نظری کیفیت زند حمایت همکاری تقویت فداکاران پرنور تائب رئیس شورا توانستند تقویت روشنی همچون پرنور کنند بدهند تائب چراغهای روشنی همچون باشند مسئول هس
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.164 seconds
RSS