اگر چه بین هنوز دیوار است

عبارت اگر چه بین هنوز دیوار است در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
هنوز....  
راستش را بخواهی، من هنوز با تو، تئاتر میرم... هنوز باتو ... میبينم... هنوز با تو به کافه ها سر میزنم... هنوز باتو قهوه میخورم... هنوز با تو کتاب میخوانم... ... آری من.... هنوز... دستان تو رو در دست می ... رم.. هنوز تو را در آغوش میکشم... هنوز تو را میبوسم... هنوز باتو عاشقی میکنم... و هنوز با تو زند ... میکنم... ... آه که لعنت به من ....که هنوز اینهمه خودخواهم .

درخواست حذف این مطلب
 
و من هنوز هم تکلیفم مشخص نبود...شنبه باید میرفتم اما هنوز هم نمیدانستم ته این راه چه میشود هنوز هم پاهایم در هوا معلق بود هنوز هم دلم جای دیگر بود هنوز هم مغزم فرمان دیگری را میداد هنوز هم رویا بافی های شبانه ام به حقیقت شباهتی نداشت، مثل تو که هنوز هم نمیدانم باید چکارت کنم هنوز هم با تمام اینها تو تایپ میکنی و من هنوز هم جوابت را میدهم...در برزخم و این یعنی من هنوز هم خودم را نشناخته ام...لعنت به تمام گزینه هایی که نمیدانم پشت آنها چیست...

درخواست حذف این مطلب
 
شعر هنوز از میرزا محمد تقی حجت ال ... نیر تبریزی شاعر قرن سیزدهم  
هنوز نادم نه ای ز دور خود ای آسمان هنوز دشمن به گریه آمد و تو سرگردان هنوز شرمت نشد فرات که لب تشنه جان حسین بسپرد در کنار تو و تو روان هنوز غلتان به خون برادر با جان برابرم دردا که زنده ام من نامهربان هنوز ای شاه تشنه لب که برید از قفا سرت ؟صدا کاید صدای العطش اش برسنان هنوز ای ساربان عنان شتر بازکش دمی در خواب رفته اصغر شیرین زبان هنوز

درخواست حذف این مطلب
درد میکنه قلبم  
بریم سفر باهم بلد نیستی گله کنی حتی بلد نیستی قهر کنی بریم سفر باهم که منم حرف نزنم دیگه فقط بریم سفر سکوت کنیم بریم سفر باهم بریم که بگم با چشم بهت که هنوز نشستم رو صندلی ای که سبز بود من هنوز باد دویدنت بعدش رو صورتمه من هنوز توو اون آسانسورم مم هنوز میگردم توو شهر و میرم پمپ گاز من هنوز انبه ی تووی حیاط رو برات میچینم من هنوز از ترس گیر مون توو خونه دیوونه شدم من هنوز پنه ی اولمو یادمه من هنوز سوپی که برات پختمو میچشم من هنوز حیرت میکنم از هنر

درخواست حذف این مطلب
از غم دلتنگی ات، از خود گریزانم هنوز  
با نگاه سبز تو، در دل بهارانم هنوزبا دم دستان تو، یاد زمستانم هنوزدر قرار آ ی، دست تو در دستان مناز غم دلتنگی ات، از خود گریزانم هنوزتا کمی یاد تو را، در ام بر پا کنمعابری تنها و تلخ، در آن خیابانم هنوزآنچنان سیرم عزیز، از زندگی بی عشق تواز همین عمر خودم، بی تو پشیمانم هنوزمتروی دلگیر تهران، اندکی آهسته راناز غم دلتنگی اش، اینجا پریشانم هنوزمحمدصادق رزمی

درخواست حذف این مطلب
این شعررادوست دارم .... چون  
با سر زلف توام راز و نیاز است هنوزعمر کوته شد و این رشته دراز است هنوز بگو ای باد صبا زان صنم عربده جومهربان دل شده یا بر سر ناز است هنوز اولِ شب سخن از موی تو آمد به میانشب به آ ... شد و این قصه دراز است هنوز به زر و سیمِ جهان گر که دل خواجه قویستچشم ما بر کرمِ بنده نوازست هنوز بر سر کشتهء پروانه سحر گردیدمشمع ... ه و در سوز و گدازست هنوز دارم امید که روزی به حقیقت برسددر سرم گر هوس عشقِ مجاز است هنوز بگو ای باد سحر در برِ مرغان چمنکاشیان دل ما چنگل ب

درخواست حذف این مطلب
اگه هنوز دوسم داری  
اگه هنوز دوسم داری اگه هنوز دوسم داری اگه هنوز تو دل داری اگه هنوز منو میخوایی بگو هنوز بامن یاری بگو هنوز دوسم داری بگو هنوز تودل داری بگو هنوز منومیخوایی بگو هنوز بامن یاری هنوزهم رو به تو دارم هنوز هم من دوست دارم هنوز من تورا می خوام هنوز هم چشم به راه دارم شاید من به تو بد که چشم تو را غم شاید من که گنه که که دل تو را خون بگو از من تو بگذشتی بگو من را تو بخشیدی نگو به من جفا کردی بگو عذرم تو بخشیدی خودت میدونی حال م رو حال خسته یه زارم رو خودت

درخواست حذف این مطلب
جان فدا در ره جانانه عشقیم هنوز  
ما مقیم درِ میخانۀ عشقیم هنوزمست از بادۀ پیمانۀ عشقیم هنوز عاشقی شیوۀ ما باده کشی پیشه ماستدر جهان و افسانۀ عشقیم هنوز خبردار ز احوالِ دلِ ما نشودبیخود و واله و دیوانۀ عشقیم هنوز شمعِ عشقست فروزنده و سوزنده مدامبال و پر سوخته، پروانۀ عشقیم هنوز جان به کف، خنده به لب، شعله به دل، شور به سرجان فدا در رهِ جانانۀ عشقیم هنوز ما ابات نشینان به سماوات رویمگر چه خاکِ در میخانۀ عشقیم هنوز صابر از مرحمتِ دوست ثناخوان شد و گفتمحرمِ مجلسِ شاهانۀ عشقیم

درخواست حذف این مطلب
بودنت هنوز مثل بارونه ...  
بودنت هنوز مثل بارونه، تازه و خنک و ناز و آرومهحتی الان از پشت این ديوار که ساختم تا دوستت نداشته باشم اتل و متل بهار بیرونه، مرغ تو باغش می‎‏خونهباغ من سرده، همه‎‏ی گلهاش پژمرده دونه دونهبارون بارونه .. بارون بارونه .. بارون بارونه دلم تنگه پرتقال من، گلپر سبز قلب زار منمنو ببخش از برای تو ، هر چی که بخوای میارماتل و متل نازنین دل، زندگی خوب و مهربونه عطر و بوش همین غم و شادیِ کوچیک و بزرگمونهآهای زمونه ... آهای زمونه ... nbsp این گردونه‎‏ات رو

درخواست حذف این مطلب
گرچه دوری می کنم بی صبر و آرامم هنوز  
گرچه دوری می کنم بی صبر و آرامم هنوز می نمایم اینچنین وحشی ولی رامم هنوز باورش می آید از من دعوی وارستگی خود نمی داند که چون آورده در دامم هنوز اول عشق و مرا صد نقش حیرت در ضمیر این خود آغاز است تا خود چیست انجامم هنوز من به صد لطف از تو نا سند و محروم این زمان از لبت آورده صد پیغام دشنامم هنوز صبح و شام از پی دوانم روز تا شب منتظر همرهی با او میسر نیست یک گامم هنوز من سراپا گوش کاینک می گشاید لب به عذر او خود اکنون رنجه می دارد به پیغامم هنوز وحشی

درخواست حذف این مطلب
همیــــشه هستــــــــی ......  
هنوز عطر نفسهایت کنار بسترم باقیستهنوز گلبرگ لبهایت به لبهای ترم باقیستهنوز در کوچه های شب صدای تک تک پایتهنوز تندیس اندامت به ديوار و درم باقیستبه من آهسته میگفتی که پرواز کن که پرواز کنمرا تاب و توانی nbsp نیست فقط بال و پرم باقیستچقدر از جور این مردم دل افسرده ای دارمز بس نالیده ام از غم همین چشم ترم باقیستهنوز ترسی که دیگر بر نگردی در سرای منبه هر سطر غزلهایم به شعر و دفترم باقیستتو خود میدانی جان من که من از عشق لبریزمهوای عشق و مستی است ک

درخواست حذف این مطلب
دلتن ... سوم  
تو هستی، نه در آن قاب روی میز، نه در آن ع ... دو نفره روی ديوار، نه در آن کمد پر از لباس. تو هستی در تلفن هایی که دیگر زنگ نمی زند، تو هستی در ذهن آن کودک کنجکاو پرسنده، تو هستی در اجاقی که چیزی رویش قل نمی زند، تو هستی در آن دعاهایی که نمی شوم، تو هستی در همه چیزهایی که نیست............ من هنوز همان گوشه ام، هنوز کز کرده ام.

درخواست حذف این مطلب
پیام برای همسر  
آن شب تو دامادش شدی، من دوستت دارم هنوزبی من چه شیرین رفتی، من دوستت دارم هنوزدر این مثلث سوختم، دارم به سویت می دومداری به سویش میروی من دوستت دارم هنوزقسمت نشد در این غزل…شاید جهان دیگری…مستی و و مثنوی..من دوستت دارم هنوزامشب برایت بغض من کل میکشد محبوب منحتی اگر هم نشنوی، من دوستت دارم هنوزدر سنگسار قلب من ،لبخند تو زیباترستیک جور خاص معنوی من دوستت دارم هنوزدارد غرورم میچکد، از چشمهایم روی تختداری عزیزش می شوی…من دوستت دارم هنوز... nbsp

درخواست حذف این مطلب
به وجود آمدم که داغت را؛ پشتِ دستان خود نگه دارم....  
دلم آشفته آن مایه ناز است هنوز مرغ پرسوخته در پنجه باز است هنوز جان به لب آمد و لب برلب جانان نرسید دل به جان آمد و او برسر ناز است هنوز گرچه بیگانه زخود گشتم و دیوانه زعشق یار عاشق کش و بیگانه نواز است هنوز خاک گردیدم و بر آتش من آب نزد غافل از حسرت ارباب نیاز است هنوز گرچه هر لحظه مدد می دهدم چشم پرآب دل سودا زده در سوز و گداز است هنوز همه ند به غیر از من و پروانه و شمع قصه ما دو سه دیوانه دراز است هنوز گر چه رفتی ، زدلم حسرت روی تو نرفت در ِ این خا

درخواست حذف این مطلب
گل تاب فشار در و دیوار ندارد  
از ح قدم زدنش حدس میزنم چشمان ضرب دیده او تار مانده است کمترشده تورم پلکش ولی هنوز بر پیکرش جراحت بسیار مانده است حتی نفس که میکشد ازار میکشد بدجور بين آن در و ديوار مانده است از پارگی پیرهنش چند رشته نخ با رنگ سرخ برنوک مسمار مانده است ای فضه، لااقل تو جواب مرا بده این جای پای کیست که به ديوار مانده است؟ ... حی علی العزا فی ماتم اماه...... امت بی مادر شد..................................

درخواست حذف این مطلب
تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم  
تفعلی تفنـنی برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز بر امید جام لعلت دردی آشامم هنوز روز اول رفت دینم در سر زلفین تو تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز ساقیا یک جرعه ای زان آب آتشگون که من در میان پختگان عشق او خامم هنوز از خطا گفتم شبی زلف تو را مشک ختن می زند هر لحظه تیغی مو بر اندامم هنوز پرتو روی تو تا در خلوتم دید آفتاب می رود چون سایه هر دم بر در و بامم هنوز نام من رفته ست روزی بر لب جانان به سهو اهل دل را بوی جان می آید از نامم هنوز در ازل داده

درخواست حذف این مطلب
دنیای من قشنگیاشو داره.  
یه گل رز چسبیده به ديوار رو به روم. کوله پشتیم کنار تختمه صدبار ع چکمه ها نگاه هزار بارم دلم واسه یه بنده خ تنگ شد و آ طاقت نیاوردم رفتم دیدمش و هنوز دلم تنگه براش همونی که سر م از خدا سلامتی همیشگی شو میخوام. همونی که ... مخلص کلام ؛ من یه عاشقم ، که دنیام هنوز قشنگیاشو داره دنیای تو چی؟ اگه هنوز قشنگیاشو داره هوای قشنگیاتو داشته باش. پ.ن ؛ میخوام بهش بگم دوستت دارم قشنگم نه یک بار ... که صـــدبار. دوستت دارم قشنگم ❤

درخواست حذف این مطلب
گاه گاهی که دلم می گیرد  
گاه گاهی که دلم می گیردپیش خود می گویمآن که جانم را سوخت یاد می آرد از این بنده هنوز ؟سخت جانی را بينکه نمردم از هجرمرگ صد بار بِه ازبی تو بودن باشد گفتم از عشق تو من خواهم مُردچون نمردم هستم پیش چشمان تو شرمنده هنوز گر چه از فرط غروراشکم از دیده نریختبعد تو لیک پس از آن همه سال ندیده به لبم خنده هنوزگفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسال ها هست که از دیده ی من رفتی ، لیکدلم از مهر تو آکنده هنوز دفتر عمر مرادست ایام ورق ها زده استزیر بار

درخواست حذف این مطلب
هنوز داد برایم رنگ بوی دیگر دارد  
داد بیچارههنوز بهار استاما نه باران دارد نه شکوفهمثل من که هنوز عاشقم اما نه تو را دارم نه نشانت را

درخواست حذف این مطلب
شَعری به مناسبت سالگرد ارتحال ... ... (ره) تقدیم به زوندگان راهش.  
غم سن ... ن غمش مانده بر دل چه سن ... ن هنوز وپیشانیم مانده پرچیــــن هنوز رقیب دلم گشته چشمان مــن دلم جون دودیده خونین هنوز بُد او عاشقی،عارفی،عابدی که دیدارِاوبوده شیرین هنوز 1 چو روحِ خدا رفت پیش خدا بُود ارجعی شمعِ ... ین هنوز 2 اگرجـه برفت اوولی راهِ او حراست کند یارِ دیرین هنوز 3 پاورقی ________________________________ 1 سال دوم یا سوم راهنمایی بودم سال 1358یا59 با اردوی دانش آموزی قم به دیدن ... ... ره رفتیم. 2 اشاره به ایه «یا ایته نفسه مطمینه ارجعی الی ربک راضی

درخواست حذف این مطلب
مرا ببخش که اینقدر بی مبالاتم  
نمیدانم.من هنوز هم نمیدانم که باید برای که باشم باید محو چه شخصیتی شوم،باید برای که قلب بفرستم و عشقم را با او به اشتراک دایمی بگذارم هنوز در این جهت قفل هستم و می دانم که نمیدانم و این دانستنِ ندانستن برای ابن یمین به منظور لنگان ک خویش به منزل رساندن است. حال کنج ديوار با شکل و شمایلی عجیب در فضایی خا تری که واقعیت از در و ديوارش چکه میکند نشسته ام و بخاری کوچکم آنقدر فضا را گرم میکند که عرق از جبين ام جاری و سیل خج از بی مبالاتیِ عاری از همگان

درخواست حذف این مطلب
هنوز  
بیا ببين چه ابتذالی مستولی شده بیا ببين ش ... ته ام بیا ببين به هم ریخته ام هیچ چیز خوشحالم نمی کند هیچ نگاهی کارگرنیست هیچ لبخندی نفوذ نمی کند؛ شاید باورت نشود هنوز نمی دانم چرا نیستیم کنار هم هنوز نمی دانم چه اتفاقی افتاد ی ... ال شد یک ساااال از جدیدترین وعمیق ترین اتفاق روزهایم ی ... ال از بهترین حال وروز من نگاه نکن به لطف سیلیست که سرخم به لطف تصنع وگرنه من فرو ریخته ام هنوز هم نمی دانم

درخواست حذف این مطلب
تهران،تنهای شلوغ  
تهران بزرگ است،شلوغ است، هر صبح که از خواب پا میشوم صبحانه میخورم و این راستای خیابان شریعتی را با مریم پایین میروم بیشتر فکر میکنم چقد شلوغ است، هر روز از روی پل سید خندان رد میشوم از ... هایی که کنار پل دستمال کاغذی سه تا هزار میفروشند، و از صدای بلند تهران پارس تهران پارس های سکوهای آنور پل، هر روز از پله های برقی اش بالا میروم،پیرمردی را میبينم که کراوت قشن ... میزند،صورت گرد مهربانی دارد و یک کیف کهنه ی مشکی را توی دست هایش حمل میکند و هر رو

درخواست حذف این مطلب
بغض...  
شده دلت بخواد واسه یه دوست، یکی که خودته، با بغض و گریه حرف بزنی و بغلش کنی؟ اما ندونی کی؟ اما هیشکی نباشه؟ \+ بگذریم... \+ ما با در و ديوار حرف هایمان را می زنیم... در و ديوار... \+\+ چقدر این چند وقت اسیر بیمارستان بودیم... هنوز کامل خوب نشده بعد یه ماه و ده ای... الان مامان بزرگ... مامان امشب همراه مامان بزرگ هستن... \+ میگن پوشک میشن وای خدایا...

درخواست حذف این مطلب
حسرت آدم  
بعد از دوروز هوای بارونی و قشنگ، امروز دوباره نور خورشید بیدارم کرد...خواب تلخی دیده بودم.. از فاجعه ای که سرم اومده..خیلی تلخ..غمگین بودمو آفت بودن آسمون غمگینترم کرد..رفتم نشستم تو حیاط خلوتمیز هنوز خیس بود. زمینم هنوز خیس...نسیم خنک بازم می وزید... یهو سرم برگردونده شد اون سمت ديوار که خورشید میت د، یه قاصدک گرد و کوچولو تو نور قل میخورد پای ديواریاد پنج سال پیش افتادمتو راه خونه کاکتوسی یده بودم که یه گل صورتی داشت... تو دستم گرفته بودمش که یه ق

درخواست حذف این مطلب
او (همان تو)!  
بعد از مدتها به یاد تو افتادم. میدانی؟ هنوز گاه آنروزها را به یاد میآورم که مینشستیم و ساعتها بی آنکه بدانیم زمان گذشته است گفتگو میکردیم. میدانی، هنوز همه ی گفتگوهایمان را به یاد دارم. هنوز خیلی چیزها را به یاد دارم. اشکهایم را. غصه هایم را. بی معرفتی تو را چه روزهایی بود. اگرچه که این من بودم که آ ین پیامهایت را بی جواب گذاشتم، اما خوب، این معنی آن را ندارد که تو را از یاد برده ام. نه ... من هنوز هم گاهی که از دوریت بغض میکنم اما تو دیگر quot اویی quot

درخواست حذف این مطلب
ع  
قاب ع ش هنوز روی ديوار استتو گویی خودش از روی ديوار نگاه می کند مراسنگینی نبودنش همچو آوار استآواری که روی من اب می شود و مرا د می کندراستی نشانی خدا کجاستمن سخنان بسیاری با او دارمبه اندازه یک دنیا با او حرف دارماما او رفته و مرا تنها گذاشته استو من دلش ته را در دنیا گذاشته استخدایا پس تو کجایی؟چرا مرا تنها گذاشتیمن شکوه دارممن شکایت دارم23 مهد 1395

درخواست حذف این مطلب
اگر چه بین هنوز دیوار است  
اگر چه بين هنوز ديوار است ولی برای رسیدن بهانه بسیار است بـــــرآن سریــم کزین قصـــــه دست برداریم مگر عزیز من این عشق دست بردار است ی به جز خودم ای خوب من چه می داند کـــه از تــــو – از تو ب چقدر دشوار است مخــــواه مصلحت ش و منطقـــی باشم نمی شود به خدا ، پای عشق در کار است تـــو از سلاله ی سوداگران کشمیری که شال ناز تورا شاعری یدار است در آستانـــه رفتـــن در امتداد غــــروب دعای من به تو تنها خدا نگهدار است ی پس از تو خودش را به دار خواهد

درخواست حذف این مطلب
کودکی  
من هنوز هم از تنها بودن در محیطی مثل خانه می ترسم هنوز هم وقتی که تنها هستم نمی توانم تشخصیص بدهم صداهایی که می شنوم واقعی هستند یا زاییده ی تخیلاتم. هنوز هم منتظرم یه موجود انسان نمای سر تا پا سیاه پیدا شود و دستانش را روی گلویم فشار دهد و... همه چیز تمام شود.

درخواست حذف این مطلب
محصور در خیال باطل  
ای برادر به من بگو چگونه خیال باطل را دور برانم؟ گره زدن روبان ها را رها میکنم اما هنوز شال را به دور خود گره میکنم شال را رها میکنم اما تنم را هنوز در لایه هایش میپوشانم عطش را رها میکنم اما هنوز خشمگینم اما هنوز طامعم طمع را مهار میکنم اما هنوز خودبينم. آنگاه که شه آزاد میشود و توهمی را پس میزند به مفهوم دیگری در می آویزد. کبیر میگوید به من گوش کن ای رهرو آن راه راستین به ندرت یافت میشود. پرنده ای که در من آواز میخواند اشعار کبیر

درخواست حذف این مطلب
کودکی  
من هنوز هم از تنها بودن در محیطی مثل خانه می ترسم روز و شبش هم فرقی ندارد. هنوز هم وقتی که تنها هستم نمی توانم تشخصیص بدهم صداهایی که می شنوم واقعی هستند یا زاییده ی تخیلاتم. هنوز هم منتظرم یه موجود انسان نمای سر تا پا سیاه پیدا شود و دستانش را روی گلویم فشار دهد و... همه چیز تمام شود.

درخواست حذف این مطلب
خسته ام  
هنوز گیج و هنگم. بظاهر همه چیز به ح عادی برگشته ولی در واقع اینجور نیست. هنوز تو شوکم هنوز نتونستم کنار بیام.هنوز غمگین و نا امید. فقط ظاهر رو دارم حفظ میکنم . آستانه صبر تحملم بقدری پایین اومده که با کوچکترین چیزی یا دلم میشکنه و اشکم جاری میشه و یا از کوره در میرم. خودم بهتر از هر ی میدونم الان هیچ تعادلی ندارم. حس عدم موفقیت عذاب وجدان گذشته دلخوری از ایی که سنگ جلوی پا بودن ، دوستای بی معرفت هم شده بار اضافی روی درد و رنج اصلیم. خیلی خسته ام.

درخواست حذف این مطلب
نی نی2  
نی نی خواهری پسملههههه..هورااا.. همونی شد که من میخواستمممن هی میگم بذاریم سام اینا میگن نه..بی سلیقن دیگه علوم پایه نزدیکه ومن هنوز یه درسم نخوندم.چند روز پیش سر کلاس حالم بد شد همه فهمیدن هنوز مریضم حس بدی بود ...خیلی سختم بود این روزها نیز بگذرد...\+\+یک ماه از عمل گذشته من هنوز نمیتونم درست نفس بکشم.اه

درخواست حذف این مطلب
۵۰  
نمیدانم بانو هنوز سر به خانه ی پدری میزنی یا نه. درخت سترگ بر در آن هنوز پا برجاست یا نه. چراغ مغازه ای کنار خانه روشن است یا نه. درون آن پیرمردی با بوی اصفهان نشسته است یا نه. هنوز زمستان ها چراغ علاءالدین را جلوی پاهایش روشن میکند و پتویی روی پایش می اندازد یا نه. هنوز کلاه بر سر میگذارد یا نه. هنوز هر روز صبح جی دلبندش را از دخل مغازه ی باز کرده و نکرده اش میدهد یا نه. هنوز پسر ها مغازه ی پدری را خانه تکانی میکنند یا نه. نمیدانم هنوز رسم ها خانه ی

درخواست حذف این مطلب
گل ِ رز  
اما من هنوز معتقدم که رز سفید همان رز سرخ است با این تفاوت که هنوز تو را ندیده است

درخواست حذف این مطلب
پاییز اومده پی نامرده  
هنوز میترسم هنوز ترس منواز پادرمیاره...

درخواست حذف این مطلب
پاییز اومده پی نامردی  
هنوز میترسم هنوز ترس منواز پادرمیاره...

درخواست حذف این مطلب
۱۴۸  
وقتی دختر و پسرهایی که معلومه کی روی صندلی پارک خلوت رو میبينم ، خوشحال میشم. فکر میکنم هنوز برای بعضیها دنیا تموم نشده. هیجان ، عشق، و امید هنوز وجود داره. nbsp هنوز هستن ایی که خسته نشدن و اول راه هستن. لذت میبرند و هر شب با خیال پردازی به خواب میرن. هنوز زندگی جریان داره \+ ایستاده در غبار رو دیدم. اتفاقی. جالب بود. در واقع مستند قشنگی بود. یکم بیشتر از قشنگ شاید برای من که مستند دوست دارم البته. سبک جدیدی از های دوران جنگ

درخواست حذف این مطلب
دلم تنگه...  
این موزیکو که گوش میکنم دل تنگ اونیم که بهترینمه.. بودنت هنوز مثل بارونه ... تازه و خنک و ناز و ارومه.... حتی الان از پشت این ديوار، که ساختن تا دوست نداشته باشم اتل و متل بهار بیرونه مرغ ... تو باغش میخونه .... باغ من سرده همه ی گلاش پژمرده دونه دونه بارون بارونه بارون بارونه بارون بارونه بارون بارونه بارون بارونه بارون بارونه بارون بارونه دلم تنگه پرتقال من گلپر ... ... ه زار منو ببخش از برای تو هر چی که بخوای میارم اتل و متل ...نازنین دل زند ... خوبو مهر

درخواست حذف این مطلب
دیوانه ی محبت جانانه ام هنوز  
دیوانه ی محبت جانانه ام هنوز دست از دلم بدار که دیوانه ام هنوز عمری به گرد شمع جمال تو گشته ام و آتش نخورده بر پر پروانه ام هنوز در خانه ای که ت وصل تو یافتم چون حلقه بسته بر در خانه ام هنوز زین خانه رم مکن کز آهو وشان شهر جز تو ره نجسته به کاشانه ام هنوز ای دوست قصه ای ز محبت بگو که من طفلم بطبع و طالب افسانه ام هنوز پژمان بختیاری

درخواست حذف این مطلب
که نمی شود  
گاهی خیال نمیکنی و خوب میشود.. گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود ... تا حالا فکر کردی چندس ه؟ و چقد بزرگ شدی؟ من بزرگ شدم نمیدونم مقیاسم برای بزرگی چقده و کجاست ولی باید بزرگ شده باشم اما ذهنم هنوز هم ک نه دنبال رویاهای دست نیافتنیه، هنوز هم شب ها خیال میبافم روزها غرق رویا میشم هنوز هم تو عالم خیالاتم میتونم ساعت ها زندگی کنم تصمیم بگیرم بخندم ناراحت بشم هنوز هم هنوز هم هنوز هم خوب جان باهات زندگی میکنم و هنوز هم فکر میکنم فر از راه میرسه که رویا

درخواست حذف این مطلب
۶۱۳  
ما با هم حرف نمی زنیم. ما دست هم را نمی گیریم. تلاشی برای خنداندن هم نمی کنیم. ما با هم قهر نیستیم. ما تمام نشده ایم و امیدی هم به ادامه دادن نداریم. ما وانمود نمی کنیم. ما ادعای وفاداری و پشتیبانی نمی کنیم. ما انتظاری از هم نداریم. حتی همین را هم به هم نگفته ایم. ما ناگفته هایمان را قورت می دهیم. سبیل هم را هم چرب نمی کنیم. ما انتخاب کرده ایم که مرز ها را ديوار به ديوار دور خودمان بکشیم. توی تنهاییمان فرو برویم. از خلسه ها تغذیه کنیم و در سکوت آواز خو

درخواست حذف این مطلب
بازگشت...  
سلام.. برگشتم بعد از حدود یک سال رمز هنوز یادم بود \- عجیب تر اینکه با کلی کامنت خوب و سوال نجومی و... مواجه شدم،،البته متأسفانه هنوز فرصت خوندن و پاسخ پیدا ن ... ،فکر نمی ... بعد از اومدن شبکه های اجتماعی دیگه ... ی به وبلاگها سر بزنه خلاصه اینکه دلتنگ تک تک تون بودم شدید... یه مطلب نجومی هم بذاریم که اگر هنوز خواننده ی وبلا ... هست تاکید می کنم اگرررر \- شاد بشه... \- ادامه مطلب...

درخواست حذف این مطلب
سحر شد – سحر من نیامد  
سحر شد – سحر من نیامد سحر شد – سحر من نیامد که یار رو وا قرار _ من نیامد به م مو به خواب من نیامد جز خواب اوبه چشم من نیامد که چشمانش به خواب من نیامد که خو وا به چشم _ من نیامد خبر و قاصدش وا باز نیامد که مرغ سحر من باز نیامد سحر شد و دل آرم م نیامد سحر شد قرار من نیامد سحر شدو دل دارم نیامد که غم خوار دل زارم نیامد سحر شد هنوز در سوزم سحر شد هنوز من وا بسوزم سحر شد هنوز من بی قرارم سحر شد هنوز من روزه دارم سحر شد و اذان گویم نیامد اذان گویه من نیامد د

درخواست حذف این مطلب
تبر را بردار و طناب را کن  
احساس می کنم هنوز عزادارم عزادار روزهایی که به من ظلم شد و مادرم دوستم نداشت و مادر و پدرم به من محبت ن د. هنوز غمگینم هنوز وقتی می خواهم درباره ی گذشته صحبت کنم بغض می کنم و دلم می خواهد زار زار گریه کنم طوری به گذشته ی سیاهم چسبیده ام که انگار قرار است پولی بابتش دریافت کنم کاش می شد تمامی آن لحظات شوم را آتش زد و از ذهنم پاک کرد. آن وقت می شد در این خاکِ مرده گل و گیاه کاشت و رنگین کمان را در آسمانش دید.

درخواست حذف این مطلب
 
کافه تریای سر ایستگاه هنوز هم مثل قدیما دنج بود هنوز هم وقتی درش را باز میکردی جیر جیر صدا میداد هنوز هم میشد از سوسوی پنجره های مشبکش به زندگی آدم ها نگاه کرد و با آنها قصه ساخت.مرد کافه چی پیر شده بود خیلی پیر ولی هنوز هم به روی تمام مشتریان لبخند میزد.داشتم برایت میگفتم،همه چی سر جایش بود همه چی،انگار از ده سال پیش که پایمان را از این کافه بیرون گذاشتیم در ورودی را شیشتا قفل زده بودند و نه ی بیرون رفته بود و نه ی به مشتریانش اضافه شده بود. فقط

درخواست حذف این مطلب
 
وز پی ِ دیدن او دادن ِ جان،کار من است ...  
دوریم اما ...هنوز میتوانم دل تنگت شوم ...دورم اماهنوز به خودم اجازه میدهم اسمت که می آید ، زیر و رو شوم ....دوریم ....اما هنوز طعم ِ شیرین ِ با تو بودن را فراموش نکرده ام ....دوریم ... اما هنوز برایت اشک میریزم . . . دوریم اما ....با خودم فکر میکنم که اگر دوباره برگشتم چه بگویم .... ؟؟؟دوریم ....اما هنوز مقتل را باز میکنم ....دوریم ... اما هنوز روضه گوش میکنم .....دوریم ...اما هنوز برایت مینویسم .....دوریم .... اما ...هنوز دوستت دارم .... عاشقانه .....دوریم ... اما ...چه بگویم ...؟

درخواست حذف این مطلب
617- تا مست هوشیاری کند  
زندگی در جنگ با من از کوچک ترین فرصت هایش نمی گذرد. نشان به آن نشان که آن سیلیِ نسبتا محکم را امروز در آسیب پذیرترین وضعیتِ ممکنم به صورتم کوبید. گوشم گرم شد و چشم هایم پر. من اما گریه نمی کنم. حتی غمگین هم نمی شوم. چس ناله هم نمی بافم. به جایش کتاب می خوانم. یا زل می زنم به ديوار. آب می خورم. به استیکی نوتِ روی ديوار نگاه می کنم. کفش هایم را می شمارم. صدای گنجشک ها nbsp را گوش می کنم. آن حسِ آشنای درد را که درست مثل آن سال های سگی در تنم راه می رود نادیده

درخواست حذف این مطلب
617- تا مست هوشیاری کند  
زندگی در جنگ با من از کوچک ترین فرصت هایش نمی گذرد. نشان به آن نشان که آن سیلیِ نسبتا محکم را امروز در آسیب پذیرترین وضعیتِ ممکنم به صورتم کوبید. گوشم گرم شد و چشم هایم پر. من اما گریه نمی کنم. حتی غمگین هم نمی شوم. چس ناله هم نمی بافم. به جایش کتاب می خوانم. یا زل می زنم به ديوار. آب می خورم. به استیکی نوتِ روی ديوار نگاه می کنم. کفش هایم را می شمارم. صدای گنجشک ها nbsp را گوش می کنم. آن حسِ نا آشنای درد را که درست مثل آن سال های سگی در تنم راه می رود را ن

درخواست حذف این مطلب
حقیقت تلخ  
خوشبختی گاهی آنقدر دم دستمان است که نمی بينیمش، حسش نمی کنیم. چایی که مادر برایمان می ریخت و می خوردیم، خوشبختی بود. دستهای بزرگ و زبر بابا را گرفتن، خوشبختی بود. خنده های کودکیهامان، شیطنت ها خوشبختی بود. اما ندیدیم و آرام از کنارشان گذشتیم، چای را به غر غر خوردیم که کمرنگ یا پر رنگ است، سرد یا داغ است، زور زدیم تا دستمان را از دست بابا جدا کنیم و آسوده بدویم. گفتند ت، مردم خو ده اند و ما، غر غر کردیم و توپمان را محکمتر به ديوار کوبیدیم. خوشبخت

درخواست حذف این مطلب
  
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.402 seconds
RSS