اگر چه بین هنوز دیوار است

عبارت اگر چه بین هنوز دیوار است در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
اگه هنوز دوسم داری  
اگه هنوز دوسم داری اگه هنوز دوسم داری اگه هنوز تو دل داری اگه هنوز منو میخوایی بگو هنوز بامن یاری بگو هنوز دوسم داری بگو هنوز تودل داری بگو هنوز منومیخوایی بگو هنوز بامن یاری هنوزهم رو به تو دارم هنوز هم من دوست دارم هنوز من تورا می خوام هنوز هم چشم به راه دارم شاید من به تو بد که چشم تو را غم شاید من که گنه که که دل تو را خون بگو از من تو بگذشتی بگو من را تو بخشیدی نگو به من جفا کردی بگو عذرم تو بخشیدی خودت میدونی حال م رو حال خسته یه زارم رو خودت

درخواست حذف این مطلب
به وجود آمدم که داغت را؛ پشتِ دستان خود نگه دارم....  
دلم آشفته آن مایه ناز است هنوز مرغ پرسوخته در پنجه باز است هنوز جان به لب آمد و لب برلب جانان نرسید دل به جان آمد و او برسر ناز است هنوز گرچه بیگانه زخود گشتم و دیوانه زعشق یار عاشق کش و بیگانه نواز است هنوز خاک گردیدم و بر آتش من آب نزد غافل از حسرت ارباب نیاز است هنوز گرچه هر لحظه مدد می دهدم چشم پرآب دل سودا زده در سوز و گداز است هنوز همه ند به غیر از من و پروانه و شمع قصه ما دو سه دیوانه دراز است هنوز گر چه رفتی ، زدلم حسرت روی تو نرفت در ِ این خا

درخواست حذف این مطلب
احساس ش ت!  
روزی دانشمندى آزمایش جالبى انجام داد. او یک صندوقچه ساخت و با قرار دادن یک ديوار شیشه اى در وسط صندوقچه آن را به دو بخش تقسیم کرد. در یک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش دیگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود.. ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى دیگرى نمى داد. ماهی بزرگ براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سویش حمله برد ولى هر بار با ديوار شیشۀ که وجود داشت برخورد مى کرد، همان ديوار شیشه اى که او را از غذاى مورد

درخواست حذف این مطلب
بودنت هنوز مثل بارونه ...  
بودنت هنوز مثل بارونه، تازه و خنک و ناز و آرومهحتی الان از پشت این ديوار که ساختم تا دوستت نداشته باشم اتل و متل بهار بیرونه، مرغ تو باغش می‎‏خونهباغ من سرده، همه‎‏ی گلهاش پژمرده دونه دونهبارون بارونه .. بارون بارونه .. بارون بارونه دلم تنگه پرتقال من، گلپر سبز قلب زار منمنو ببخش از برای تو ، هر چی که بخوای میارماتل و متل نازنین دل، زندگی خوب و مهربونه عطر و بوش همین غم و شادیِ کوچیک و بزرگمونهآهای زمونه ... آهای زمونه ... nbsp این گردونه‎‏ات رو

درخواست حذف این مطلب
تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم  
تفعلی تفنـنی برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز بر امید جام لعلت دردی آشامم هنوز روز اول رفت دینم در سر زلفین تو تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز ساقیا یک جرعه ای زان آب آتشگون که من در میان پختگان عشق او خامم هنوز از خطا گفتم شبی زلف تو را مشک ختن می زند هر لحظه تیغی مو بر اندامم هنوز پرتو روی تو تا در خلوتم دید آفتاب می رود چون سایه هر دم بر در و بامم هنوز نام من رفته ست روزی بر لب جانان به سهو اهل دل را بوی جان می آید از نامم هنوز در ازل داده

درخواست حذف این مطلب
مرا ببخش که اینقدر بی مبالاتم  
نمیدانم.من هنوز هم نمیدانم که باید برای که باشم باید محو چه شخصیتی شوم،باید برای که قلب بفرستم و عشقم را با او به اشتراک دایمی بگذارم هنوز در این جهت قفل هستم و می دانم که نمیدانم و این دانستنِ ندانستن برای ابن یمین به منظور لنگان ک خویش به منزل رساندن است. حال کنج ديوار با شکل و شمایلی عجیب در فضایی خا تری که واقعیت از در و ديوارش چکه میکند نشسته ام و بخاری کوچکم آنقدر فضا را گرم میکند که عرق از جبين ام جاری و سیل خج از بی مبالاتیِ عاری از همگان

درخواست حذف این مطلب
دنیای من قشنگیاشو داره.  
یه گل رز چسبیده به ديوار رو به روم. کوله پشتیم کنار تختمه صدبار ع چکمه ها نگاه هزار بارم دلم واسه یه بنده خ تنگ شد و آ طاقت نیاوردم رفتم دیدمش و هنوز دلم تنگه براش همونی که سر م از خدا سلامتی همیشگی شو میخوام. همونی که ... مخلص کلام ؛ من یه عاشقم ، که دنیام هنوز قشنگیاشو داره دنیای تو چی؟ اگه هنوز قشنگیاشو داره هوای قشنگیاتو داشته باش. پ.ن ؛ میخوام بهش بگم دوستت دارم قشنگم نه یک بار ... که صـــدبار. دوستت دارم قشنگم ❤

درخواست حذف این مطلب
از تو دلگیرم نمیدانم که میدانی هنوز؟  
از تو دلگیرم نمیدانم که میدانی هنوز؟ یا که از شرمندگی از دیده پنهانی هنوز؟ هر چه آمد بر سرم از مهربانیهای توست چون که از مهر و وفا چیزی نمیدانی هنوز خون دل در چشم غمناکم تماشا یست تا چه دیدی در تماشاخانه گریانی هنوز؟ خوب میدانم که میدانی نمی بخشم ترا اشگ اگر آورده باشی یا که نالانی هنوز دست در دستم نهادی تا که آبادم کنی ای بسا ویران تو بودی چونکه ویرانی هنوز عقده های کهنه در پستوی دل نم کرده اند تو همان مشتی نمک بر زخم سوزانی هنوز سر به زیر افک

درخواست حذف این مطلب
یکصد و پنجمین روز بعد از گذشت سه سال...  
آدم ها مى آیند و مى روند و این تویی که هنوز در ذهنم مانده اى آدم ها دهان مرا از خنده پر مى کنند آدم ها چشم هاى مرا از گریه پر مى کنند و این تویى که هنوز در قلبم جاى خالیت پر نمى شود هنوز دوستت دارم و باور این جمله به اندازه ى وقتى که مشت زندگى را باز کنى و بفهمى پوچ بوده است سخت است باورش سخت است که هنوز دوستت دارم...

درخواست حذف این مطلب
شبم را روز کن در زیر س وش سیاهی ها  
انار مامان،به تاریخ اولین باری که برات نوشتم،دوباره مینویسم که آذر ماه رسیده است،هنوز هم خورشید از مشرق طلوع می کند، می تابد به آینه های ديوار اتاق خانوم جان و از مغرب غروب می کند و سایه های درخت ها را تا بی نهایت می کشد،هنوز چند کفش بی صاحب مانده روی دست ما و یک تلفن نارنجی که بعد رفتن خانوم جان هم زنگ نخورده،هنوز ابرها می بارند،هنوز هوای دونفره ها ابری ست و هوای خورشیدی فقط به فلان و بیسار دارد،هنوز خیابان ها گودال و چاله و چاه و چاه نفت دار

درخواست حذف این مطلب
محرم الحرام ١٤٣٧  
بسم الله قبول نیس هنوز وقتش نبود....... من هنوز توو مُحرّم پارسال موندم. شب هشتم... هنوز صدای روضه ی شبِ هشتِ حاجی توو گوشمه هنوز حالم ابه.... هنوز اشک می ریزم.... هنوز توو حال و هوای پارسالم...... ارباب نکنه دهه تموم شه و من جا بمونم.... نکنه... نکنه....

درخواست حذف این مطلب
 
و من هنوز هم تکلیفم مشخص نبود...شنبه باید میرفتم اما هنوز هم نمیدانستم ته این راه چه میشود هنوز هم پاهایم در هوا معلق بود هنوز هم دلم جای دیگر بود هنوز هم مغزم فرمان دیگری را میداد هنوز هم رویا بافی های شبانه ام به حقیقت شباهتی نداشت، مثل تو که هنوز هم نمیدانم باید چکارت کنم هنوز هم با تمام اینها تو تایپ میکنی و من هنوز هم جوابت را میدهم...در برزخم و این یعنی من هنوز هم خودم را نشناخته ام...لعنت به تمام گزینه هایی که نمیدانم پشت آنها چیست...

درخواست حذف این مطلب
 
دلتن ... سوم  
تو هستی، نه در آن قاب روی میز، نه در آن ع ... دو نفره روی ديوار، نه در آن کمد پر از لباس. تو هستی در تلفن هایی که دیگر زنگ نمی زند، تو هستی در ذهن آن کودک کنجکاو پرسنده، تو هستی در اجاقی که چیزی رویش قل نمی زند، تو هستی در آن دعاهایی که نمی شوم، تو هستی در همه چیزهایی که نیست............ من هنوز همان گوشه ام، هنوز کز کرده ام.

درخواست حذف این مطلب
هنوز  
بیا ببين چه ابتذالی مستولی شده بیا ببين ش ... ته ام بیا ببين به هم ریخته ام هیچ چیز خوشحالم نمی کند هیچ نگاهی کارگرنیست هیچ لبخندی نفوذ نمی کند؛ شاید باورت نشود هنوز نمی دانم چرا نیستیم کنار هم هنوز نمی دانم چه اتفاقی افتاد ی ... ال شد یک ساااال از جدیدترین وعمیق ترین اتفاق روزهایم ی ... ال از بهترین حال وروز من نگاه نکن به لطف سیلیست که سرخم به لطف تصنع وگرنه من فرو ریخته ام هنوز هم نمی دانم

درخواست حذف این مطلب
این شعررادوست دارم .... چون  
با سر زلف توام راز و نیاز است هنوزعمر کوته شد و این رشته دراز است هنوز بگو ای باد صبا زان صنم عربده جومهربان دل شده یا بر سر ناز است هنوز اولِ شب سخن از موی تو آمد به میانشب به آ ... شد و این قصه دراز است هنوز به زر و سیمِ جهان گر که دل خواجه قویستچشم ما بر کرمِ بنده نوازست هنوز بر سر کشتهء پروانه سحر گردیدمشمع ... ه و در سوز و گدازست هنوز دارم امید که روزی به حقیقت برسددر سرم گر هوس عشقِ مجاز است هنوز بگو ای باد سحر در برِ مرغان چمنکاشیان دل ما چنگل ب

درخواست حذف این مطلب
هنوز....  
راستش را بخواهی، من هنوز با تو، تئاتر میرم... هنوز باتو ... میبينم... هنوز با تو به کافه ها سر میزنم... هنوز باتو قهوه میخورم... هنوز با تو کتاب میخوانم... ... آری من.... هنوز... دستان تو رو در دست می ... رم.. هنوز تو را در آغوش میکشم... هنوز تو را میبوسم... هنوز باتو عاشقی میکنم... و هنوز با تو زند ... میکنم... ... آه که لعنت به من ....که هنوز اینهمه خودخواهم .

درخواست حذف این مطلب
همیــــشه هستــــــــی ......  
هنوز عطر نفسهایت کنار بسترم باقیستهنوز گلبرگ لبهایت به لبهای ترم باقیستهنوز در کوچه های شب صدای تک تک پایتهنوز تندیس اندامت به ديوار و درم باقیستبه من آهسته میگفتی که پرواز کن که پرواز کنمرا تاب و توانی nbsp نیست فقط بال و پرم باقیستچقدر از جور این مردم دل افسرده ای دارمز بس نالیده ام از غم همین چشم ترم باقیستهنوز ترسی که دیگر بر نگردی در سرای منبه هر سطر غزلهایم به شعر و دفترم باقیستتو خود میدانی جان من که من از عشق لبریزمهوای عشق و مستی است ک

درخواست حذف این مطلب
اینجا همه چیز خوب است آنجا چه خبر؟  
اینجا هوا کمی سخت است و سن ... ن...انجا چه خبر؟هنوز هم بوی پاییز را دوست داری؟هنوز هم شب ها قبل خواب روی صندلی مینشینی و شروع میکنی به لالایی خواندن؟هنوز هم چای را با هل و دارچین میخوری؟؟هنوز هم کفش هایت را دو بار وا ... میزنی؟هنوز هم کنار پنجره که می ایستی به این فکر میکنی که اولین ادمی که دیدی رد شد با ا ... ین ادمی که رد میشود چه حس مشترکی دارد؟هنوز هم...عی بابا...اگر هنوز هم اینگونه بودی..عاشق من بودی نه دیگری..حتما تغییر کردی...دلم برای خودت تنگ شده.

درخواست حذف این مطلب
کمی آرامتر جشن ب ... ریم !  
بسم رب الحسین .. . جشن روز پدر را کمی آرامتر ب ... رید پدرانی به خانه باز نگشته اند و چشم هایی به انتظارند هنوز ..امسال آرامتر جشن ب ... رید... چشمان آرمیتا گریان است هنوزامسال را آرامتر جشن ب ... ریم م ... عان در حال دفاع از حرمند هنوزامسال فرزندانی بر قبر پدر میگریند هنوز ، پدرانی که رفتند تا پدران ما پیشمان باشند هنوزامسال هم با یاد تمام فرزندان ... جشنی به راه هست هنوزولادت حضرت علی علیه السلام مبارک است ان شاء الله

درخواست حذف این مطلب
خانه در ماتم م ... وبه ... اب است هنوز  
خانه در ماتم م ... وبه ... اب است هنوز داراب 17 آبان nbsp 95خانه ام پشت سر حادثه خواب اسـت هنوزکام من تــشنه یک جــــرعه آب است هنوزخواب دیدم که به هــمراه خدا مــــی رفتمچشم از درک حقیقت به سراب است هنوزبا رُبابت بــــزنی چـــــنگ به دلـــــتن ... منچنگ بردار و بــزن وقت ثواب اســـت هنوزهـــــــمه اوراق کـــــتابم پـــر دلتـــن ... منورق و بــــرگ من از غصه کباب است هنوزنتوانم کــــــه زنـــــم لاف به ســــجاده خودبه ته ساغر مـــــن دُرد شـــراب

درخواست حذف این مطلب
شعر هنوز از میرزا محمد تقی حجت ال ... نیر تبریزی شاعر قرن سیزدهم  
هنوز نادم نه ای ز دور خود ای آسمان هنوز دشمن به گریه آمد و تو سرگردان هنوز شرمت نشد فرات که لب تشنه جان حسین بسپرد در کنار تو و تو روان هنوز غلتان به خون برادر با جان برابرم دردا که زنده ام من نامهربان هنوز ای شاه تشنه لب که برید از قفا سرت ؟صدا کاید صدای العطش اش برسنان هنوز ای ساربان عنان شتر بازکش دمی در خواب رفته اصغر شیرین زبان هنوز

درخواست حذف این مطلب
شَعری به مناسبت سالگرد ارتحال ... ... (ره) تقدیم به زوندگان راهش.  
غم سن ... ن غمش مانده بر دل چه سن ... ن هنوز وپیشانیم مانده پرچیــــن هنوز رقیب دلم گشته چشمان مــن دلم جون دودیده خونین هنوز بُد او عاشقی،عارفی،عابدی که دیدارِاوبوده شیرین هنوز 1 چو روحِ خدا رفت پیش خدا بُود ارجعی شمعِ ... ین هنوز 2 اگرجـه برفت اوولی راهِ او حراست کند یارِ دیرین هنوز 3 پاورقی ________________________________ 1 سال دوم یا سوم راهنمایی بودم سال 1358یا59 با اردوی دانش آموزی قم به دیدن ... ... ره رفتیم. 2 اشاره به ایه «یا ایته نفسه مطمینه ارجعی الی ربک راضی

درخواست حذف این مطلب
خاطراتت به دلم بی تو چه زیباست هنوز  
چشم من با غم تو عاشق و رسواست هنوزدل پر غصه من بی تو چه تنهاست هنوزاز همان روز که من با تو به ساحل رفتمرد پایت به شن و ساحل دریاست هنوزکهنه شد ع تو اما که ببين هر لحظهچشم تو بر دل من صادق و گیراست هنوزرفته ای از بر من لیک ولی ای عشقمخاطراتت به دلم بی تو چه زیباست هنوزبين هر غصه و غم در همه ی عالم هادرد تو تلخ ترین غصه دنیاست هنوزمحمدصادق رزمی

درخواست حذف این مطلب
یه روزی میاد . . .  
اتاق رو تاریک می کنم... به هیچی فکر نکنم... خلاء باشه... می خوابم...چشمام رو باز می کنم... هنوز تو فکرم هستن... هنوز.. کاش می شد طولانی تر خو د... کاش... سرمو تکیه می دم به پنجره... هنوز همون جان... هنوز دارم کاراشونو می بينم... فکر می کنم... حق با منه... آره... حق با منه... چقدر خسته م از فکر بهشون...

درخواست حذف این مطلب
از غم دلتنگی ات، از خود گریزانم هنوز  
با نگاه سبز تو، در دل بهارانم هنوزبا دم دستان تو، یاد زمستانم هنوزدر قرار آ ی، دست تو در دستان مناز غم دلتنگی ات، از خود گریزانم هنوزتا کمی یاد تو را، در ام بر پا کنمعابری تنها و تلخ، در آن خیابانم هنوزآنچنان سیرم عزیز، از زندگی بی عشق تواز همین عمر خودم، بی تو پشیمانم هنوزمتروی دلگیر تهران، اندکی آهسته راناز غم دلتنگی اش، اینجا پریشانم هنوزمحمدصادق رزمی

درخواست حذف این مطلب
هنوز داد برایم رنگ بوی دیگر دارد  
داد بیچارههنوز بهار استاما نه باران دارد نه شکوفهمثل من که هنوز عاشقم اما نه تو را دارم نه نشانت را

درخواست حذف این مطلب
هنوز  
دلم آشفته آن مایه ی نازست هنوزمرغ پر سوخته در پنجه ی بازست هنوزجان به لب آمد و لب بر لب جانان نرسیددل به جان آمد و او بر سر نازست هنوزگرچه بیگانه ز خود گشتم و دیوانه ز عشقیار، عاشق کش و بیگانه نواز است هنوزخاک گردیدم و بر آتش من آب نزدغافل از حسرت ارباب نیاز است هنوزگرچه هر لحظه مدد مى دهدم چشم پر آبدل سودازده در سوز و گداز است هنوزهمه ند به غیر از من و پروانه و شمعقصه ما دو سه دیوانه دراز است هنوزگرچه رفتى ز دلم حسرت روى تو نرفتدر این خانه به ام

درخواست حذف این مطلب
هنوزم  
بلافاصله که از چیزی ناراحت یا عصبانی میشم زودی میام اینجا شروع می کنم به نوشتن.هنوز عین نوجوون های 18 ساله احساساتم در تلاطمه، هنوز با پدر مادرم درگیرم، هنوز عصبی و تحریک پذیرم. nbsp

درخواست حذف این مطلب
چون ع ماه بر آب می بینمت هنوز  
دلم خوش است که در خواب میبينمت هنوزچون ع ماه بر آب می بينمت هنوزدر وقت تنهایی و با دلی غمینبا چشم تر به قاب می بينمت هنوزچون روز اولی که تو را دیدمت کمیبر حال خودم بی تاب می بينمت هنوزدلم خوش است که در دلتنگی و غمتگاه گاهی به خواب می بينمت هنوزمحمدصادق رزمی

درخواست حذف این مطلب
ی زیر باران نمی رود؛ چترش را نمی بندد  
هنوز هم مثل سال های قبل، ساری باران می بارد. هنوز ی زیر باران نمی رود؛ چترش را نمی بندد. هنوز هم آن صندلی که اولین بار او را بر روی آن دیدم غمگین ترین نقطه ی دانش گاست. هنوز هم مردم از ارزانی ای حرف می زنند که دوران شاه بود و شاید دیگر تکرار نشود. هنوز هم شب نشده چراغ های خیابان ها روشن می شود و هنوز ی نمی داند که چطور فاصله ای بسیار دور، بين دو نفر که نزدیک هم زندگی می کنند باز می شود. هنوز همه چیز مثل قبل است؛ فقط گوش پدربزرگ دیگر نمی شنود؛ فقط پیم

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.555 seconds
RSS