بابا لنگ دراز

عبارت بابا لنگ دراز در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
بابا لنگ دراز عزیزم  
بابا لنگ دراز عزیزم تمام دلخوشی دنیای من به این است که ندانی و دوستت بدارم ... وقتی میفهمی و میرانی ام چیزی درون دلم فرو می ریزد ؟ چیزی شبیه غرور بابا لنگ دراز عزیزم لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم .... بعد از تو هیچ ... الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند.... نمی گذارم ...نمی خواهم.... بابا لنگ دراز من همین که هستی دوستت دارم حتی سایه ات را که هرگز به ان نمی رسم. بابا لنگ دراز عزیزم بعضی ادم ها را نمی شود داشت فقط می شود یک جور خاص

درخواست حذف این مطلب
حاشیه-جودی دلتنگ  
گاهی دلم میخواهد درست مثل جودی ابوت برای بابا لنگ دراز عزیز نامه بنویسم درست مثل خودش شروع کنم عزیزترین بابا لنگ دراز ها،آقای جروی پندلتن اسمیت...نه...این برای آ خوش داستان است...از نو بابا لنگ دراز بسیار عزیزگاهی دلم میخواهد شمارا ببینم اما همین که برایتان مینویسم خوب است.مدتی ست به سختی مشغول درس ها و امتح...همین طور بنویسم و بنویسم و بنویسم و بعد هم در آ جودی همیشگی شمادر آ هم پست با خودش ببرد به ناکجا آباد...

درخواست حذف این مطلب
نظر شما در مورد مجموعه بابا لنگ دراز چیست؟  
اظهارنظر انقلاب درباره «بابالنگ دراز» چینی فروشان از مدیران سابق کانون پرورش فکری ک ن و نوجوانان در دیداری انقلاب فرمودند بابا لنگ دراز را بیاورید من ببینم چون داستان آن را در گذشته خوانده ام و می خواهم آن را نیز ببینم. ی فرمودند این یک سالم است ولی با رویکردی یی یعنی شما پرچم را در تمام صحنه ها می بینید و ما اگر تمام وقت خود را صرف چنین کاری کنیم موفق بوده ایم. fna.ir pi3ymp ➕داغ|فوری |متنوع telegram.me joinchat asbo_zwergse9vgxfddiva

درخواست حذف این مطلب
دیالوگ های پدر-دختری 1  
سلام 1 \-بابا؟ \+جونم؟ \-دوسِت دارم یه قابلمه \+ 2 شب تو رختخواب \-باباجون؟ \+جونم؟ \-من نی نی دوبه ام... \+خب؟ \-نازم کن دیده \+ o 3 \-بابا؟ \+جونم؟ \-برام توپ بقنگی می ی؟ \+ 0\-o 4 از زور سوزش معده دراز کشیده بودم روی زمین \-بابا... چی سُده؟ \+هیچی بابا... دلم اوخ شده \-دلت تنگ شده؟ \+دلم اوخ شده \-نه... دلت تنگ شده \+آره باباجون...دلم تنگ شده... \-بوس کنم خوب شه؟ \+ _ پ.ن یه عالمه نی نی گربه ام توت فرنگی

درخواست حذف این مطلب
کارتون زیبای بابا لنگ دراز-بچه های دیروز- بچه های پریروز-نوستالو-9ع  
رده کارتونهای قدیمی خاطره سازکارتون زیبای بابا لنگ درازواتاشی نو آشیناگا اوجیسان به ژاپنی 私のあしながおじさん، watashi no ashinaga ojisan به معنای «بابا لنگ دراز من» که با نام «بابا لنگ دراز» نیز شناخته می شود یک مجموعه تلویزیونی ژاپنی است که در سال ۱۹۹۰ بر مبنای بابا لنگ دراز جین وبستر ساخته شده است. انیمیشن بابا لنگ دراز بخشی از مجموعه تئاتر شا ار جهان است. بابا لنگ دراز در سال ۱۹۹۰ جایزه بهترین تلویزیونی را از آژانس فعالیت های فرهنگی ک ن ژاپن دریافت کر

درخواست حذف این مطلب
تقدیم به بابا لنگ.دراز عزیزم  
‏تقدیم به بابا لنگ دراز عزیزم همین که هستی دوستت دارم حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم ♥

درخواست حذف این مطلب
بابا لنگ دراز  
بسیاری از دختران هستند که نمی دانند خوشحال و سعادتمندند آن ها چنان به خوشی ها عادت کرده اند که احساساتشان فلج شده است اما من هر لحظه خوشبختی خودم را احساس می کنم و یقیین دارم که خوشبختم و هر واقعه نامساعدی هم که پیش آید به این عقیده باقی خواهم ماند و به ناراحتی ها مانند تجربه ی جالبی می نگرم و از این که از تجربه ی تازه ای غافل نمانده ام خوشحالم آسمان بالای سرم به هر رنگی باشد من برای هرگونه سرنوشتی حاضرم . . . آخ که چقد تو خوبی بابا لنگ دراز عزیز

درخواست حذف این مطلب
 
بابا لنگ دراز عزیزم، ای تنهاترین بابای دنیا، از اینمه یک پرنده مرده دقیقا هنگام مسافرت روی تو افتاد و از اینکه بخاطرش ذهنت مشوش و نگران شد خیلی ناراحت بودم. میترسیدم نکند برایت اتفاقی بیفتد. از روزی که دوستت کشته شد مدام فکر میکنم نکند ی تو را هم بکشد، و آن وقت پلیس در تلفن همراهت شماره ی من را ببیند و پیدایم کند. نکند همه بفهمند تو بابا لنگ دراز من هستی. نکند روزی خبر مردن تو را بمن بدهند و قبل از این که حتی یکبار در زندگی ام تو را دیده باشم از د

درخواست حذف این مطلب
 
بابا لنگ دراز بسیار خوبم...  
بابا لنگ دراز بسیار خوبم... بگو تمـــام تــــ ــــ ـــو مــــــــــــــــــــال مــــ ــــ ــن است دلــــــم میخواهد حســـــــادتــــ کنم به خـــ ــــ ــودم...

درخواست حذف این مطلب
 
بابا لنگ دراز، وقتی کودک بودم بزرگترین و محال ترین آرزویم داشتن یک اتاق شخصی بود. خیلی دلم میخواست برای خودم یک اتاق حتی یک متری داشته باشم. شبها موقع خو دن، آنقدر درباره اتاق خودم خیالبافی می تا خوایم برود. حتی تمام وسایل اتاقم را هم تک تک یده و با سلیقه خودم چیده بودم. تمام نقاشی های خودم را هم به دیوار اتاقم چسبانده بودم. بابا لنگ دراز عزیزم، من خیلی بزرگ شده ام، ولی هنوز هم اتاق ندارم. از تو چه پنهان، هنوز هم حسرت داشتن یک اتاق مح رین آرزوی م

درخواست حذف این مطلب
 
قصه های من و بابام...  
قاب درخشان امشب بابا دراز می کشه روی تختم و به خنده میگه اومدم تزریقاتی گلی...بهش میگم جای دلبری شلوارتُ بکش پایین حاجی ...آمپولُ خالی میکنم تو پاش و میگه دستت درد نکنه بابا اصلا درد نداشت...میگه دستت سبُکه بابا و من تو دلم قربونش میرم. \+نویسنده های سریال کذایی شهرزاد باید یه توضیح بدن که این شهرزاد بانویی که دم به دقیقه،میوه به دست میاد به دیدار شوی خود،آیا درس و مشق و کشیک نداره احیانا ...وجدانا خسیس نباشن بگن کدوم درس میخونه بلکه انتقالی بگیر

درخواست حذف این مطلب
outside of heaven  
امروز ویی تو آزمایشگاه از خنده هوا رفتم یاد این افتادم که بابا و مامانم به درازا میگفتن نردبان شهرداری شاید به خاطر همینه که درازا یه تصویر خنده دار توی ذهنم دارن بخدااا قسم هرچی دراز تو فامیل ما بود یا خنگ بود، یا زن ذلیل بود، یا احمق بود، یا دختره دراز بود و بی عقل. برای همین ما همش حس میکردیم درازی اثر میذاره رو زندگی تا که اومدم به دنیای پلید بیرون به outside of heaven و فهمیدم تو دنیای بیرون بهشت، دراز بودن پوئن مثبته این دو تا پسر درازو که میبینم

درخواست حذف این مطلب
به وقت میانه ی اذر ۹۷  
ساعت شش خ ر از خواب بیدار شدم. مو خوندم .گوشیمو چک . و بعد هم گندمبا نمیدونم شما بهش چی میگید که بابا یده بود خوردم. همین طور رو تختم دراز کشیده بودم که صدای بارون نزاشت این دراز کشیدن ادامه پیدا کنه. راستش با تمام قلبم خوش حالم که اتاقم کولر داره و پاییز و زمستون از توش طراوت و سرزندگی میریزه بیرون. چشمامو میبنم فقط گوش میکنم. \#شادی های کوچک اما عمیق

درخواست حذف این مطلب
9321 - بابا لنگ دراز  
موجود \- نویسنده nbsp حین وبستر مترجم اردکانی شاهین ۱۳۷۶ ش چاپ چهارم ۲۴۸ ص رقعی گالینگور نشر مدبر nbsp

درخواست حذف این مطلب
اساتید  
بابا از وقتی اساتید محترم تو پیجمون هستن، نمی تونیم یکم پاهامونو دراز کنیم، والا،.،،

درخواست حذف این مطلب
 
بابا لنگ دراز عزیزم. من عاشق نگرانیهایت هستم. امروز یکی از گرمترین روزهاست. تو بمن گفتی دلم برایت میسوزد که در چنین هوای گرمی زندگی میکنی. چطور میتوانی اینقدر مهربان باشی؟ وقتی بخاطر هر چیزی از تو عذرخواهی میکنم بمن میگویی تو مرا ببخش که هنوز نتوانسته ام تو را خوشبخت و خوشحال کنم. هیچ میدانی من خوشبختم؟ آرزو دارم روزی برسد که بتوانم همه زحماتت را جبران کنم. بابا لنگ دراز عزیزم، ناراحت نباش، تو یکی از بزرگترین آرزوهای مرا برآورده کردی و آن اد

درخواست حذف این مطلب
 
بابا جان داد!  
بابا جان داد فرزند شهید بود میگفت بابای من رفت و جان داد تا هم کلاسی هایم بتوانند بنویسند بابا نان داد..

درخواست حذف این مطلب
بابا چت|چت بابا|چتروم بابا|بابا|بابا گپ|گپ بابا  
بابا چت|چت بابا|چتروم بابا|بابا|بابا گپ|گپ بابا بابا چت شلوغترین چت روم فارسی زبان ادرس جدید چت بابا ادرس ... نشده چت بابا ورودی به چت بابا جهت ورود به بابا چت اینجا کلیک کنید بابا چت. چتروم بابا بابا چت بابا.چت بابا.چتروم بابا . بابا گپ.گپ بابا. ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
بابا لنگ دراز مخفی من، ظهورت در نوشته هایم مبارک  
_نمیخوام بنویسمت. میترسم از نوشتنت. اما کلمه ها دارن خفه م میکنن. دارن خفه م میکنن که بگم د آخه لعنتی تو چرا انقدر نانوشته ای؟ انقدر که برام ... مطلقا غدغنی 9 دسامبر _نمیخوام بنویسمت... میترسم از نوشتنت. میترسم که بنویسمت و مثل تمام نوشته هام ناتموم بمونی. مثل تمام نوشته هام از دست بری. میدونی چقدر برام مهمی؟ د نمیدونی که... انقدر که من، عاشق ترین عاشقانه نویس، نمیتونم برات عاشقانه بنویسم... نانوشتنی من 16 دسامبر _دارم سعی میکنم ننویسمت. اما خب... نمیت

درخواست حذف این مطلب
ماجرا  
صبح دیر از خواب پاشدم یعنی ۰۷ ۳۰ گوشی آلارم زد قطع و گفت یه نیم ساعت دراز بکشم هیچی نیم ساعت شد ی اعت دیرم شد هیچ هول هولکی آماده شدم داروهاموخورده ام از خونه زدم بیرون رفتم ۵۵ هزار تومن داده ام یه فلش گرفتم توی این سال این دومی فلشی که می م هر سری فلش داده ام بابا خان فلش بعدش غیب شده ؟؟ و تاپ سی گرفتم عجله ای اومدم ؛ وسط کلاس بابا خان زنگ زد گفت داداش مجتبی تبلت ش اب شده میخواد یه آیفون ب ۸ میلیون ناراحت بود آخه پول شو بابا خان باید بده؟ چرا چون ۲

درخواست حذف این مطلب
بابا خان من  
زنگ بابا خان زده ببینم چی کار کرده میگه، هن ز یارو نیومده، میگن ۸ به بعد میاد زودتر از کارمندهای تعاونی رفته ترمینال وای بابا خان من بهش گفتم بهم خبر بده

درخواست حذف این مطلب
ید اینترنتی کارتون بابا لنگ دراز و زبان اصلی قیمت: 9500 تومان  
ید اینترنتی کارتون بابا لنگ دراز و زبان اصلیقیمت 9500 تومانکارتون کامل بابا لنگ دراز ید اینترنتی کارتون کامل بابا لنگ دراز دوبله دو زبان ارتون بابا لنگ دراز و زبان اصلی با کیفیت عالیبه همراه این نسخه ، کتاب صوتی بابا لنگ دراز نیز هدیه داده می شود.مشخصات کارتون بابا لنگ دراز زبان کارتون دو زبانه \+ زبان اصلی باقابلیت انتخاب هر دو زبان تعداد قسمت 40 قسمت مجموعه کامل \+ کتاب صوتی بابالنگ دراز کیفیت تصویر عالی صداگذاری شده روی نسخه اصلی فرمت dvd خانگ

درخواست حذف این مطلب
چهارصد و بیست و سه  
نمیدونین ساعت یک و پنجاه و هشت دقیقه ی شب توی سکوت مطلق و تاریکی محض هندزفری به گوش، بابا لنگ دراز گوش بدی و با یادآوری خاطرات تو دلت قلقلک بشه و لبخند بیاد رو لبتون یعنی چی. ای بسوزه پدر این دل قلقلک شدنا

درخواست حذف این مطلب
دختر فداکار !  
همسرم با صدای بلندی کفت تا کی میخوای سرتو توی اون رو مه فروکنی؟ میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟ رو مه را به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم. تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد. اشک در چشمهایش پر شده بود. ظرفی پر از شیر برنج در مقابلش قرار داشت. آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود. گلویم رو صاف و ظرف را برداشتم و گفتم، چرا چند تا قاشق گنده نمی خوری؟ فقط بخاطر بابا عزیزم. آوا کمی نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهایش را پاک کرد و گفت ب

درخواست حذف این مطلب
782- اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست  
راسیَتِش ما به هر جا که رسیدیم و گفتیم آخِیش، گفتن اوهوی این هنوز اولشه. سختی اصلی از اینجا به بعده و تا الانش توی مارشمالو بودی یارو گفتیم ای بابا و راه رفتیم. خسته ایم.

درخواست حذف این مطلب
به سان ضحاک پیر/بود سحر اندرون خشمگین  
حرفتونو میزنید میگید شوخی بابا بی جنبه شدیا؟ ما شاخ داریم؟ ما گوشامون دراز؟ فرق شوخی و جدی و نمیفهمیم واقعا؟؟؟؟ خوبه تا میخوری بزنمت بعد بخندم بگم تو که انقد بی جنبه نبودی؟؟؟؟ \-ــــــ\-

درخواست حذف این مطلب
یادش بخیر..بابا بزرگ..ازخودم  
قدیما تا مدرسمون تعطیل می شد میرفتیم خونه بابا بزرگ.بابا بزرگ از وقتی مامان بزرگ مرد دیگه تنهای تنها شد..دلم برات تنگ شده بابا بزرگ جونم..بعد از مردن مامان بزرگ ،بابا بزرگ یادش رفت..همه چیز رو یادش رفت..من رو داداشی رو بابا و مامان رو . یادش رفت کی غذا خورده یا حتی مامان بزرگ مرده..زمان خیلی زوود گذشت..من دیگه بزرگتر شده بودم و بابا بزرگ جون هم پیر تر..یه روز که رفتم بهش سر بزنم ..نبود ..بادبزن و کتاب دعاش بود ولی بابا بزرگ نبود..حتی ساعت یادگار مامان

درخواست حذف این مطلب
لباس زمستونی  
سر شب با مامان و بابا و دختر رفتیم ید بابا دو تا پلیور ید مامان کُلی ِ غُر زد که چرا این لباس ها چقدر زشت ِ آخه مامان نپسندید ولی بابا گفت خیلی عالیه و زیبایی ِ بابا صبح هم رفت برای خودش کفش هم یده مامان میگه کفش ات مثل کفش های رعیت ها و بدبخت هاست... از اونور هم منم سه تا پلیور یدم با سلیقه مامان که غُر نزنه... کُلی ِ مامان تیکه انداخت به بابا که این چه لباس های زشتی یده....

درخواست حذف این مطلب
وقتی نشه..  
وقتی قرار شد بریم کربلا...برای بابا کار پیش اومد نشد که بیاد...یعنی ان قدر کار بابا امپتیری شد نشد که بیاد... برای همین تصمیم بر این شد که من و مامان تنها بریم...بدون بابا... وقتی رسیدیم نجف، با بابا که با ایمو صحبت می ، بابا گفت بابا برام دعا کردی مریم خانومم؟آخ که چه قد دلم ش ت همون شب...سختی های این سفر بدون بابا خیلی بود...خیلی...اون هم با بعضی جماعت عرب... و... همون شب تو حرم مولا خیلی گریه ..همین جوری نشسته بودم گفتم...عشقم مولا علی ع من بابام نشد که بیا

درخواست حذف این مطلب
بهشت...  
بهشت .....بهشت خونه ی شماست بابا ...وقتی در رو باز میکنم و میبینم روی مبل نشستی ....بهشت،دستای شماست بابا وقتی بغلم میکنی ...بهشت،آغوش امنته .....بهشت قربون صدقه هاته ...بهشت اشکاته وقتی از سامرا میگی ....بهشت شمایی بابا ...بقیش جهنمه ......\+بابا یک ماه برای بازسازی حرم سامرا رفته بود ....

درخواست حذف این مطلب
وقتی نشه..  
وقتی قرار شد بریم کربلا...برای بابا کار پیش اومد نشد که بیاد...یعنی ان قدر کار بابا امپتیری شد نشد که بیاد...علاوه بر کار های کارخانه...کار ساخت و ساز هم پیش اومد که دیگه نور علی نور.. برای همین تصمیم بر این شد که من و مامان تنها بریم...بدون بابا... وقتی رسیدیم نجف، با بابا که با ایمو صحبت می ، بابا گفت بابا برام دعا کردی مریم خانومم؟آخ که چه قد دلم ش ت همون شب...سختی های این سفر بدون بابا خیلی بود...خیلی...اون هم با بعضی جماعت عرب... و... همون شب تو حرم مولا

درخواست حذف این مطلب
 
سلام بابا لنگ دراز عزیز چند وقتی ست که از تو خبری ندارم. حتی دیروز ح را پرسیدم که جو ندادی. بنظرم مشکوکی هستی. نمیدانم در چه حال هستی و چه میکنی. فقط امیدوارم برایت مشکلی پیش نیامده باشد. وقتی جواب مرا نمیدهی ناگهان حجم عظیمی از نگرانی به سراغم می آید. با خود فکر میکنم نکند تو مُرده باشی. این مُردن همیشه اولین احتمالی است که به ذهنم میرسد. از روزیکه یکی از دوستان تو مُرد من مدام میترسم تو هم بمیری. نمیدانم اگر تو بمیری من چطور باخبر خواهم شد؟ آیا

درخواست حذف این مطلب
 
لامذهب نمی برد!  
مارا همه شب نمیبرد خواب خواب ها .. خوااااب .. که بالا بری از نردبون چوبی ای که یکی درمیون پله هاش ش ته .. و پاتو بزاری روی قیرگونیِ گرم پشت بوم .. بری زیر پشه بند و دراز بکشی و سرتو بزاری روی بالش مخمل پر از پری که حتی یه لحظه هم فکر نمیکنی اون همه پر از کجا اومده و فقط به نرمیِ زیر سرت .. زیر مغزت فکر میکنی .. نگاهت خیره میشه به آسمونی که به اندازه ی تمام سوراخ های توریِ پشه بند ستاره داره و اونقدر بهت نزدیکه که میتونی دستتو دراز کنی و لمسشون کنی .. کنار

درخواست حذف این مطلب
بیخود ترینم  
دراز کشیدم وسط اتاق. همینجوری زل زدم به سقف و مطلقا به هیچی فک نمیکنم. منتظرم ساعت یک شه پاشم جمع و جور کنم برم شهرمون، اونجا دوستی ببینم و سیگاری بکشیم و اندکی گم کنم خودمو توی راه هایی که هیچ جا نمیرسن. حس خوبیه، حسی که بدونی بی دلیلی. بدونی بی فایده ای. بدونی نه منتظر ... ی نشستی و نه ... ی دنب ... میگرده. تنهایی مطلق. انقد راه میری تا پاهات تاول بزنه، بعدش بازم راه میری. میری میری تا میرسی به یه جا که هیچکی نیس، میشینی. سیگار میکشی، درودیوار نگا میک

درخواست حذف این مطلب
بابا جونم دلم برات خیلی تنگ شده  
بعد از این همه سختی بعد از یه سال و نیم دعا و ... ماس خدا آ ... پدرم رو ازم گرفت چهلم هم تموم شد ولی بابا جونم من هنوز باورم نمیشه منو تنها گذاشتی رفتی ... مگه بهم قول نداده بودی میمونی ؟ خوب میشی ؟ بابا بدون تو من چیکار کنم ... دارم دیوونه میشم همش خدا خدا میکنم با صدای قشنگت بیای بیدارم کنی ب ... سارا داری خواب بد میبینی... بابا من نمیتونم نبودنتو تحمل کنم ... به خدا نمیتونم ... چند وقت پیش خوابتو دیدم اومدی منو بردی پیش خودت ... بابا خدا کنه بیای منو ببری پی

درخواست حذف این مطلب
بابا  
تاسوعا و عاشورای امسال هم تموم شد. ولی امسال بدون بابا بود.بابا ساعت 11 صبح تاسوعا از تهران رسید و نتونست تو مراسم باشه و عاشورا هم امسال من با امید نبودم و با بابا رفتم محل بابا اینا . به نوعی رانندش بودم و اون رو جابجا می ... . از خدا خواستم به حرمت این ایام بابا شفا پیدا کنه . کلا این چند وقته بابا خیلی خسته و ناتوان شده . کم حوصله هم شد. اصلا توان حرف زدن و حوصله با هم بودن رو نداره.این سری یعنی شنبه به زور و با ناراحتی رفت تهران. پرتو درمانیش از 23مه

درخواست حذف این مطلب
بابا بزرگ...  
من کلا از بابا بزرگ شانس نیاوردم... بابا بزرگ پدریم وقتی بابام 13 سالش بود فوت کرد... بابا بزگ مادریم هم وقتی من 3 سالم بود... من فکر می ... بابابزرگم همینجوری مرده... علاقه ای به دونستن دلیل مردن افراد ندارم... اون روز بابام با یکی از فامیلامون حرف میزد... شنیدم که میگفت بابا بزرگ مادری من رفته بود آزمایش داده بود... معلوم شده بود هپاتیت b داره بعدا ... احمقش اشتباهی بهش گفته بوده ایدز داره... حالا این بابا بزرگ ما رو استرس که به ولله من کاری ن ... این تهمتا ب

درخواست حذف این مطلب
پایان پرتو درمانی  
پرتو درمانی بابا تموم شد شروع23مهر و پایان16آبان 25جلسه برای آ ... هفته اگه خدا بخواد بلیط مشهد تهیه کردیم که ببریمش پابوس اما رضا پنج شنبه 20آبان تا یکشنبه 23 آبان ان شا الله ... رضا خودش شفای بابا رو بهمون بده من ومامان و بابا و مهنیا و محمد برای دو هفته دیگه باید بره پیش ... شاهسونی برای ادامه شیمی درمانی ان شا الله کامل درمان بشه بابا به حق لطف و کرم خدای مهربون و ائمه

درخواست حذف این مطلب
بابای آسمانی  
بابای اسمانی رویای زندگانی چشمان اشک بار و سوزی ز این ج ... دل گشته پر ز ماتم عالم شده پر از غم امشب برای باران پیدا نگشته مرهم جز ع ... یادگاری سرگرم شور وبازی در یک شب بهاری با عشق آسمانی دلتنگ گشته باران بهر صدای یاران دستی ز مهر خواهد یک بوسه از بهاران بابا کنار ارباب می نوشد از می ناب از نور گشته لبریز از شور گشته بی تاب باران بخوان تو با ما یک سوره بهر بابا بابا کنار باران باران به یاد بابا

درخواست حذف این مطلب
 
بابای عزیز شنیده ام سخت مریضی و دچار مسمومیت غذایی شده ای. خیلی نگران شدم. بیشتر از نگرانی، از رفتار خودم ناراحت شدم. دقیقا زمانیکه تو افسرده و مریض و بدحال بودی من هم با تو بدرفتاری و تو از دست من دلخور شدی. متاسفم از اینکه گاهی اینقدر کودک میشوم و فراموش میکنم نزدیک به سی سال دارم. بابا لنگ دراز عزیز، زود تر خوب شو. مرا ببخش. امضا جودی

درخواست حذف این مطلب
 
از خوشحالی های اربعین...  
تلفن زنگ زد...آروم از جاش بلند شد و گوشی رو جواب داد \- بله؟ \- بابا بابا...سلام...بابا از مرز رد شدیم بدون ویزا...بابا حسین طلبید رد شدیم... \- الهی شکر...الهی شکر...ح ون خوبه؟ کجایید؟ \- از مرز همین الان رد شدیم...خوبیم...بابا مهدی باورم نمیشه...رد شدیم بدون ویزا... \- بابا جون مراقب خودتون باشید...حواستون به هم باشه بابا جون... ماس دعا \- چشم چشم...سلام برسونید...مستقر شدیم خبر میدم بهتون... \- باشه عزیزم... حسین پشت و پناهتون...خداحافظ \- خداحافظ زنگ زد به راحله... \- خ

درخواست حذف این مطلب
سیصد و نود و چهار  
بچه ها، بچه ها، بچه ها نمیدونم از ذوق چیکار کنم. ما داریم اون خانواده رو با یه قیمت خیلی خوب و با هواپیما میفرستیم مشهد و تازه مقداری پول هم اضافه میاد برامون دمتون گرم بابا، جووووون بابا، که حالش خیلییییی خوبه. ابراهیم، پسر کوچولوی خانواده ب از خوشحالی خوابش نبرده. بابا ماچ و بغل تنگ به همه تون، خفنا. تاریخ پرواز؟ بیستم. ان شاالله تعالی.

درخواست حذف این مطلب
بابا خان نرو  
برای بابا خان تاپ سی گرفتم که بره ترمینال ، ای کاش نمیرفت آخه اربعین رفتن داره ؟

درخواست حذف این مطلب
مامان بابا ما خو دیم شما بیدارین؟  
مامان nbsp بابا nbsp ما nbsp خو دیم شما nbsp بیدارین؟ خوب عشقش هست nbsp اول ها nbsp فکر nbsp می nbsp nbsp جون nbsp مامان nbsp غذا nbsp درست nbsp می nbsp کنه nbsp از nbsp ما nbsp بچه nbsp ها nbsp مراقبت nbsp می nbsp کنه مامان nbsp برای nbsp بابا nbsp خیلی nbsp عزیزه nbsp تو nbsp نگو nbsp ماجرا nbsp یه nbsp چیز nbsp دیگه nbsp هست اخه nbsp شب nbsp که nbsp می nbsp شد nbsp بابا nbsp می nbsp گفت من هم بلوغ شدم و کم کم فهمیدم چرا بابام مامان منو خیلی دوست داره nbsp سرتون nbsp رو nbsp بزارین nbsp زیر nbsp لحاف nbsp تا nbsp صبح nbsp بیرون nbsp نیارید بگیرید nb

درخواست حذف این مطلب
رمز خوشبختی  
من رمز خوشبختی واقعی را یافته ام باید حال را دری ... ، نه اینکه همیشه افسوس گذشته را بخوری و فکر آینده باشی باید قدر لحظاتی را که در اختیار داری بدانی. مثل کشاورزی، آدم هم می تواند... در یک زمین پهناور بذر بپاشد، یا اینکه می تواند کشاورزی خود را به یک قطعه زمین کوچک محدود کند و از همان نقطه ی کوچک نهایت استفاده را ببرد. من هم میخواهم کشت و کارم را به یک قطعه ی زمین کوچک محدود کنم. میخواهم از لحظه لحظه ی عمرم لذت ببرم و بدانم که دارم لذت می برم. بیشتر

درخواست حذف این مطلب
بابا کجایی؟؟  
سلام ...بابا خواهش میکنم تو خواب من بیا تا شبا اروم بخوابم ...خدایا من دلم برا بابام تنگ شده خیلی ...

درخواست حذف این مطلب
79. بابا  
خیلی بابا رو دوست داشتم ... روزی که بابام فوت کرد و داشتن از بیمارستان میاوردنش از بس خونه شلوغ بود و حالم منم بد بود منو برده بودن خونه همسایه ... وقتی بابا رو اوردن گفتن برو برای دیدار ا ببینش ... ولی مگه قلبم قبول میکرد .... نه میگفتم بابا نمرده ...میگفتم بابا زنده اس ... اون روژ هزار بار ارزوی مرگ ... برای بار ا بابا رو ندیدم ... هیچوقتم نرفتم سر مزارش ... چون میدونم که نمیتونم دل م ازش .... امروز وقتی ع شو دیدم .... انگار اون روز که بابا برای همیشه رفت جلو چش

درخواست حذف این مطلب
خاطره ای از شهید سرلشگر سید حمید تقوی فر  
روایتی از دختر فرمانده چند باری که نمایشگاه قرآن برگزار میشد بابا تعدادی قرآن های مختلف یداری میکرد. همیشه میگفت میخواهم اینها را هدیه بدهم. بعد از شهادت بابا که به عراق میرفتیم خانه ی هر کدام از دوستان بابا که میرفتیم،همان قرآن هایی که بابا یده بود را می دیدیم. می گفتند بابا این قرآن ها را به آنها هدیه داده،انگار هر جا میرفتیم بابا یک رد پا و نشانه ایی از خودش باقی گذاشته بود. molazemanharam69

درخواست حذف این مطلب
کمک...  
جون میدم ولی نمیمیرم میخام یه بار دیگه ببینم لبخند زدنشو اونقدر دلتنگ صداش شدم که قلبم سنگینی میکنه چقدر بد بهش که نمیخاد بشنوه صدامو حتی یه بار فقط یه بار حاظرم به پاش بیافتم...... از دیروز انقدر نامه ی شاملو به آیدارو خوندم که حفظش خانه بی تو جهنم است هر لحظه بی تو جهنم است.... خدایا کمکم کن قسم نمیدم ی رو بلد نیستم قسم بابا چرا گفتم بابا... بابا چقدر دلم میخاد بشینم کنارش گریه کنم بگم من باختم کمکم کن من تاحالا کمک نخاستم از ی ولی کمکم کنید بابا...

درخواست حذف این مطلب
یاللللاه!  
بعد از ان سال، بی هوا اومدم تو مرکز مدیریت، فهرست وبلا به روز شده و آ ین نظرات با بیژامه دراز کشیده بودن جلو تلویزیون تخمه می ش تن. منو دیدن جیغ زدن رفتن تو اتاق. می گم بابا منم؛ مهمون نیستم که؛ صاب خونه ام بیاین بیرون خج نکشین فی الحال از اتاق اومدن بیرون، اما هنوز غریبی می کنن. چی بگم یخشون وا شه؟ \+ بین خودمون بمونه کم کم اینجا می نویسم عملاً داره می شه اینجا می نوشتم \-_\-

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.392 seconds
RSS