برباد باید داد

عبارت برباد باید داد در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
فرم های مختلف پیپ : فرم apple  
معمولا تشخیص این فرم از فرم های دیگری مانند author brandy tomato تاحدی مشکل است . این فرم نسبت به فرم شناخته شده billiard کمی کوتاهتر و ظریف تر است .بیشترین مقدار انحنا و خمیدگی در قسمت بالایی کاسه پیپ و به سمت لبه آتشگاه می باشد و در قسمت میانی به سمت پایین کاسه برامدگی بدنه آتشگاه نسبت به فرم billiard بیشتر است .

درخواست حذف این مطلب
و کتاب  
انقلاب در منزل من، همه افراد، هرشب در حال مطالعه خوابشان مى برد همه خانواده هاى ایرانى بايد این گونه باشند ▪️من این را مى خواهم عرض کنم که در منزل خودِ من، همه افراد، بدون استثنا، هرشب در حال مطالعه خوابشان مى برد. خود من هم همین طورم. نه این که حالا وسط مطالعه خوابم ببرد. مطالعه مى کنم؛ تا خوابم مى آید، کتاب را مى گذارم و مى خوابم. همه افراد خانه ما، وقتى مى خواهند بخوابند حتماً یک کتاب کنار دستشان است. من فکر مى کنم که همه خانواده هاى ایرانى

درخواست حذف این مطلب
شعر پرویز ناتل خانلری ( عقاب و کلاغ )  
گشت غمناک دل و جان عقاب چو ازو دور شد ایام شباب دید کش دور به انجام رسید آفتابش به لب بام رسید بايد از هستی دل بر گیرد ره سوی کشور دیگر گیرد خواست تا چاره ی نا چار کنددارویی جوید و در کار کند صبحگاهی ز پی چاره ی کارگشت برباد سبک سیر سوار گله کاهنگ چرا داشت به دشتناگه ا ز وحشت پر و لوله گشت ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
اهلش  
هر کارى را بايد با اهلش انجام داد...با دوست نقاشم فقط صحبت از هارمونى رنگ هاى عجیب زندگى لذت دارد...با ان که همه زندگیش را به گذرانده بايد از دیالوگ هاى ماندگار سینما و دنیرو و آل پا چینو گپ زد...با بچه ها بايد بچه شد و پا به پایشان غرق در افکار و بازى هاى ک نه شان شد..دعوت یک ویلونیست به کنسرتش را نبايد از دست داد.. خوردن چاى و شنیدن قصه هاى قدیمى فقط کنار سماور ذغالى مادربزرگ میچسبد..و با یک فیلسوف بايد بنشینى و زندگى را از بیخ و بن به چالش کشید..اما

درخواست حذف این مطلب
5آذر  
امروز اس 5 آذرماه سال95 هست تقریبا از اواسط هفته هوای منفی 10 تا 13 و14 رو تجربه کردیم.بدون هیچگونه بارش باران ویابرفی...ولی من میدونم برف ما اوا آذر میاد شایدم اواسط آذر..هوا خیلی آفت ه .از پشت پنجره گرمه.ولی بیرون همش سوز داره .خدا به داد اونایی که تو شمال گاز وبرق وآبشون قطع شده برسه.تازه نارنگیا هم با پرتقالا به فنا رفتند اونجا.خلاصه طی عملیاتی یه دعای بخت گشایی برام گرفتن...دعا نویسه گفته مثه همون دعانویس قبلی ، که ی که خاطرخاهت بوده زحمت کشیده ب

درخواست حذف این مطلب
آموزش غوطه وری ، پرش در آب و تنفس در شنا  
1 \- غوطه وری کار آموز شناگر بايد بیاموزد که خود را مطمئن و متناسب در آب متعادل کرده و با اراده خود را به زیر آب کشیده و جهات مختلف را تشخیص دهد . او بايد زمانی که در آب غوطه وراست چشم هایش را باز نگهدارد . در ابتدا کار آموز به محض اینکه سرش را از آب بیرون آورد چشم هایش را تند تند دست می کشد این عمل نشان دهنده ترس زیاداست . با صبر و حوصله و تحمل زیاد می توان این ترس را از کار آموز گرفت . در نتیجه کارآموز بايد ... ادامه مطلب ...

درخواست حذف این مطلب
104: مرده ای متحرک شده ام!  
روحاً نا آرام و خسته... دلم ش ته.. نا امید و منتظر نمی دانم چه وقت نوبت ما می رسد تا در یکی از انفجارها و یا انتحارات این کشور مرگ زده ترک دنیا کنیم؟ خدواندا ما را مورد لطف خویش قرار بده... وطن ما را آرام کن دشمنان ما را نابود فرما خدواندا چه می شود مردم ما به آرامی و صلح زندگی خویشرا ادامه دهند؟ ما واقعاً خسته شده ایم، امیدهای مان برباد رفته است و ....

درخواست حذف این مطلب
چقدر راسته...  
هر کارى را بايد با اهلش انجام داد...با دوست نقاشم فقط صحبت از هارمونى رنگ هاى عجیب زندگى لذت دارد...با ان که همه زندگیش را به گذرانده بايد از دیالوگ هاى ماندگار سینما و دنیرو و آل پا چینو گپ زد...با بچه ها بايد بچه شد و پا به پایشان غرق در افکار و بازى هاى ک نه شان شد..دعوت یک ویلونیست به کنسرتش را نبايد از دست داد.. خوردن چاى و شنیدن قصه هاى قدیمى فقط کنار سماور ذغالى مادربزرگ میچسبد..و با یک فیلسوف بايد بنشینى و زندگى را از بیخ و بن به چالش کشید..اما

درخواست حذف این مطلب
شعر: برای وطنم  
برای وطنمبرای اینهمه پاکی ریخته در زیر پا گریه ام می گیرد.برای اینهمه شه درخیابانهاگریه ام می گیرد.برای بی گناهان درزندانها گریه ام می گیرد.برای مشت ها ودندانها گریه ام می گیرد.برای شوق پرواز وش تن بالها گریه ام می گیرد.برای خودم ، خواهرم وهمسایه ها گریه ام می گیرد.برای مردم بیکار و ماندن کارها گریه ام می گیرد.برای رنج ها وپنهانی اشکها گریه ام می گیرد.برای بی مهری این نانجیبها گریه ام می گیرد.برای برباد رفتن شه ها گریه ام می گیردبرای ش تن ارزا

درخواست حذف این مطلب
بعد از تو...  
م گفته بايد وابستگیهایم را کم کنم. به دارو،قرص، به اینترنت،به فضاى مجازى ،به اعصاب هیستریک ،به تو...اصلا گیرم که بشود از همه آن به ها دست شست اما مگر میشود از تو هم دل کند؟تو...تو...تو... م نگفته اما من از نگاههایش خوانده ام گفته تو را بیندازم دور و به فکر پیدا فلانىِ جدید زندگیم باشم من هم نگفته ام اما زل زدم به چشمهاى و با چشمهاى وق زده ام گفتم فلانى داشتن هم مثل رسیدن به آزادى ، در این واهه بى سامان است...بعد سرم را انداختم پایین و فهمید که کار تما

درخواست حذف این مطلب
هستی ماه من؟...  
بايد آنقدر دوستت بدارمکه، اگر روزی خدا گفت چه چیز در دنیا را تا همیشه می خواهی ؟بی تردید بگویم او را می خواهم خدا جان...بايد آنقدر در آغوشت بگیرم،که، اگر روزی دور بودیم از هم،عطر تنت در من مانده باشد...بايد آنقدر ببوسمت،که، هرکه تو را دید،من را ببیند در جای جایِ صورتت... اصلا بايد آنقدر عاشقت شوم،تا قصه ی لیلی و مجنون فراموش شود... و قصه ی بر سر زبان ها بی افتد ... پای این همه دلدادگی هستی بانو؟

درخواست حذف این مطلب
"باید مدتها پیش دیوانه شده باشم"  
بايد مدت ها پیش دیوانه شده باشم بايد تنم را داده باشم برای دراز کشیدنی ابدی یا که هنوز همان جا روی همان نیمکت مشغول زار زدن باشم نگاه کن من دارم می خندم و می نویسم و کار می کنم و هنوز در پیاده روها می دوم تا به اتوبوس برسم نگران نباش من روی کاغذها ... آدم ها و آسف خیابان گریه ات نمی کنم من تورا می خندم هنوز چون آدم دیوانه ای که تنش بعد ضربات پی در پی بی حس شده باشد من دارم زندگی ام را می کنم همان قدر که هنوز دارم روی آن نیمکت زار میزنم اوه عزیزم نگرا

درخواست حذف این مطلب
رسانه چیست ؟  
اگر ما بخواهیم بحث مدیریت رسانه را داشته باشیم ، در ابتدا بايد بدانیم که رسانه و سازمان رسانه ای چیست ؟ چه سازمان رسانه ای مد نظرمان است و بعد از آن به سراغ نوع مدیریت این رسانه ها برویم و بايد اول رسانه و سازمان رسانه ای را بشناسیم . مدیریت و سازمان لازم و م وم همدیگرند . یعنی مدیریت بر یک نوع سازمان و حالا از نوع رسانه ای بايد آن سازمان را شناخت . سازمانی که متفاوت با سازمانهای دیگر است و ویژگیهای خاصی دارد .

درخواست حذف این مطلب
فقط تماشا...  
بعد از ٣ سال درد و عذ که بخاطر یه سورن صفر کشیدم الان که داشتم به پایان این عذاب نزدیک میشدم یه عذاب دیگه بايد بوجود بیاد و خوردم کنه...؟ آخه چرا؟ تیبا با ارزشتره یا سورن؟ بابا میگه بخاطر من اینکارو میکنه ولی نمیدونه من چقدر داغونم... من یه نفر آلم... یه جوووون، یه جوون که هیچ توقع اضافه نداره چرا بايد همه از اینکه بخوان بهش ١٠٠٠ تومن کمک کنن فرار میکنن

درخواست حذف این مطلب
تهران و زندگی  
تهران و زندگی تحمل یکدیگر را ندارند ، مردم گمان می کنند که چون باران نمی بارد حال امروزشان خوب نیست اما واقعیت را بايد از زبان گنجشگ ها شنید آسمان هوای دیگری در سر دارد ، تهران بايد دست اهواز را بگیرد تا همراه خوزستان زنده بماند ، تهران بايد دست به دامن البرز شود بلکه دل زاگرس به رحم آید ، تهران بايد رو به قبله ی آفتاب نفس بکشد اگر می خواهد، پُشت اش به دماوند گرم باشد اگر نَفَسِ سیرجان به عشق اسان بند باشد دشت صبور کویر هنوز می تواند سالهای درا

درخواست حذف این مطلب
مناجات من و خدا  
خدایا هیچ دلی را و هیچ شه ای را به غیر خودت قرص نکن چون دلی که به غیر تو قرص شود برباد رفته چون این روز ها هیچ تکیه گاهی به اندازه تو قرص نیست چون تو... دلمان باز هم برباد رفته میشود اینبار هم ببخشی تا به تو قرص شود تا مشکلات حل شود تا همه چیز روی روال بیوفتد آه لعنتی اصلا همه مشکلات از جایی شروع می شود که آدم به غیر تو دل خوش کند... می شود کاری کنی دلم به غیر تو قرص نشود من ازین همه ضعف بشری مغمومم می شود که دعاهایم بی نیاز از کمک ی غیر از تو حل شود؟ می

درخواست حذف این مطلب
چه مرگمون شده لعنتى؟؟  
نصف شبى یهو دلم هواى اینجا رو کرد،مطمئن نبودم پسوردم درست باشه اما بود..وبلاگهایى که مى خوندم حالا مدتهاست که متروکه ان ما چه مرگمون شده؟؟اون موقع که دنیاى مجازى اینجا بود چقدر با ش ر بودیم مى خوندیم و مى نوشتیم و پیغام هاى مؤدبانه مى نوشتیم.حالم از این تغییرات منفى بده،بايد یه ت ى به خودمون بدیم،بايد برگردیم. بر مى گردم..

درخواست حذف این مطلب
پیشاپیش ورق خوردن تاریخی جدید را تبریک میگم  
تم ت اما پرم از حرفهای تلخ پر از رمز و راز و امروز پس از سالها احساس می کنم فهمیدم فهمیدم وقتی ی حرفهایت را نمی فهمد بايد در سکوت آرام و بیصدا سوخت بايد رها کرد بايد رفت سالی جدید در راه است کاش شه هایمان وافکارمان جامه ای نو به تن می د

درخواست حذف این مطلب
آ فانه  
نمی توانم بگم اتفاقی که افتاد خوشحالم نکرد.من فردا به صلات ظهر شهری که هرگز دوستش نداشتم را ترک میکنم، برای مدتی که شاید بتواند همیشگی باشد... امیدوارم که باشد در جمع آوری وسایلم، یک آن به بیهودگی بی اندازه ی محیط پی بردم. به بیهودگی بی نهایت فضا، و اهمیت بی شک اشیا. من ناگهان دلقک غمگینی شدم سر سفره، وقتی انگشتان بل، خبر مرگ هنریته را مینوشت.پدرم بغض کرد و مادرم از ترسها گفت، و هردو بی رحمانه، تنهاییشان پر نیازشان را در قالب س یچ های گیر کرده ی

درخواست حذف این مطلب
یا برباد؟  
و اما که ب به فنا رفت خخخخخخخ. بابا این همه اشاره د که آقایون امریکا قابل اعتماد نیست بابا نیست به دین نیست به پیغمبر نیست. حالا خیلی ریل و له میکنن. آقا اصلا به تاریخ هم که نگاه کنیم میبینیم بارها با ما مذاکره کرده و از همون اول زده زیر همه چیز. خلاصه هم رفت کنار ترکمنچای و چالدران و... که هربار به یکی از قدرت ها باختیم اینبار هم به باختیم اما بايد ثابت کنیم که ما امروز قدرت هستیم و با قدرت ایستادیم. cmt free

درخواست حذف این مطلب
جنون 1  
از بین آدم ها عبور میکنمبی آنکه باور کنم در میانشان هستم با آن ها چای می خورم بی آن که دهانم بسوزد با آن ها می خندم بی آن که در چهره ام تغییری ایجاد شود گاهی آن چنان بی تابم و آن چنان آرام که از پنجره ای در طبقه سوم ساختمانی برِ خیابان دست پیرمردی را گرفته ام برای رد شدن دست کودکی را گرفته ام جای نخ بادبادک پول های د راننده تا ی را در این گرما دسته کرده ام روی شیشه بی تفاوت یک نیسان آبی، با انگشتم یادگاری نوشته ام دسته گلی شده ام از طرف مردی پشیمان

درخواست حذف این مطلب
یک نفر دارد آن طرف خط جان میکند  
معمولاً ساعت از دوازده شب که میگذرد،پیغامى دریافت میکنید با این تیتر؛بیدارى...؟این یعنى یک نفر روى شما حساب کرده خوب فکرهایتان را ید...باز این پیغام عواقب دارد بايد سنگِ صبور باشیدبايد حوصله داشته باشیدبايد خودتان را بگذارید جاى ارسال کننده ى پیغام یک نفر آنطرفِ خط دارد جان میکَند علی قاضی نظام رونوشت از کانال تلگرام دیالوگ های ماندگار

درخواست حذف این مطلب
از خواستگاری تا آرزوهای برباد رفته!  
امروز دارم کتاب خواستگاری گوش میدم و یاد زند ... خودم افتادم و یاد بهانه های خودم برای فرار از ازدواج و بغض گلومو گرفته و چشمام پر از اشک شده.. جه بختی جه ازدواجی یه زند ... معمولی پر از فسط و آرزوهای برباد رفته و روزمره ... و جون کندن و به هیچ جا نرسیدن.. و مهمتر از همه مامان و بابا.. مگه دلخوشی جز من دارن جز دور زدن با ماشین من جز تفریح گاه گاهی با من جز کمک ... جی که هر چند کمه ولی دل نگرونی نداری و خج ... پیش عروس و داماد رو ازشون دور میکنه مگرنه اینکه هر

درخواست حذف این مطلب
بعدا درمورد این موضوع فکر خواهم کرد  
95 09 15 هیچ چیز مثل یک آهنگ شاد نمیتونه حال آدمو عوض کنه آهن ... که واقعا شاد باشه و این احساس رو که همه چی به جهنم توی آدم تداعی کنه و این اعتقاد راسخ من که دی ... که واسه من نجوشه میخوام سرسگ توش باشه.. توی کتاب محبوبم برباد رفته که شخصیت اسکارلت خیلی شبیه سمای خودم هست خوندم که هرچیزی رو وقتی رو اعصابش بود به وقتی دیگه محول میکرد و با خودش میگفت بعدا بهش فکر میکنم و تمرین این کار برای من هم خیلی موثر بوده و میبینم خیلی وقتا بايد خیلیها رو به جهنم موک

درخواست حذف این مطلب
خـــاک شدم...  
همه شب، چشم شدم، اشک شدم، ریزش یک کوه شدم. ناله ی جانسوز شدم. درطلب عشقِ تو، بیمار شدم. خاک نشین رخِ زیبایِ تو، دلدار شدم. به گ ... به درِ خانه یِ تو، بیدل و تبدار شدم. دربدرِ کوچه و بازار شدم . تاک شدم، برسر هر دار شدم، در هوس رویِ تو، بد نام شدم. صحبت هر برزن و هر بام شدم، جغد شبانگاه شدم. ذرّه شدم ، آب شدم ، خاک شدم، شُهره ی آفاق شدم. مُرده و برباد شـدم. وای که من خاک شـــــــدم . . .

درخواست حذف این مطلب
شعر زیبای عقاب زنده یاد ... پرویز ناتل خانلری  
گشت غمناک دل و جان عقاب چو ازو دور شد ایام شباب دید کش دور به انجام رسید آفتابش به لب بام رسید بايد از هستی دل بر ... رد ره سوی کشور دیگر ... رد خواست تا چاره ی ناچار کند دارویی جوید و در کار کند صبحگاهی ز پی چاره­ی کار گشت برباد سبک­سیر سوار...

درخواست حذف این مطلب
شب نوشت ١  
بیحال افتادم رو تخت. مخم داره رد میده و هرچیزی که به ذهنم میرسه، مثل اسکارلت برباد رفته به خودم می گم بعدا راجبش فکر میکنم.این سرماخورد ... ه لعنتی هم که چند روزیه با همه ی خوددرمانیام خوب بشو نیس. ترشحات گلوم راه نفسمو بسته و همش سرفه می کنم و خصوصا وقتی دراز میکشم و میخوام بخوابم، از تن ... تنفس بلند میشم از خواب. امروز حال درس و مشق نداشتم و کلی کار ریخته سرم. بزرگترین خوشبختیه این ترمم اینه که شنبه ها کلاس ندارم. فردا بايد صبح برم باشگاه و ظهر ه

درخواست حذف این مطلب
دنیا با تو حرف دارم  
اهای دنیا خسته شدم ... دیگه چقدر تنهاییی. ... اونقدر نگاه ... و دیدم که من خیلی عقبم.. همه راه میرند ... جلو میرند و باسرعت میرن.. من هنوز آدما رو نشناختم... چه رنگ هایی دارند...؟؟؟ حتی اسمشان هم به گوشم نخورده... عجب حکایتی ... قصه ی پر غصه ی ما داشت... که هر چی داشت برباد گذاشت

درخواست حذف این مطلب
پرنسس کوچک من  
روزهای سختی است روزهای برباد رفتن آرزوها پرنسس کوچک من شاهزاده رؤیاهای من بنیتای نازنینم برای همیشه پرواز کرد فقط چند روز دیگر مانده بود تا قدم به این دنیا بگذارد برای آمدنش برای عشوه هایش برای غرور دخترانه اش برای نازهایش برای همه اینها لحظه شماری می ... با رفتنش اما قلبم ش ... ت کاخ آرزوهایم ویران گشت

درخواست حذف این مطلب
هجدهم  
کلی پست از ی ِ وب سایت ِ ان ... زشی هست ک ِ بايد بخونم . این بین ، ... هم هست دعا هم هست . زیارت عاشورا هم هست . درس هم هست یعنی ی ِ آدم ُ هزار تا سودا دلم خیلی خوشحاله . انگار داره رو ریلی حرکت میکنه ک میخواست . ته ِ مسیر اصلا پیدا نیست . راستش ُ بخوای ، زیاد از مقصد دور نشدم .. در حد دو روز .. در حد 36 ساعت ِ ک وارد مسیر مورد ِ نظرم شدم ُ خوشحالم .. و این مسیر ُ میخوام تا آ ... ِ عمرم دنبال کنم . و سر ِ هر ایستگاه ِ مشخص بایستم ُ استراحت کنم ُ باز لوکومتیو پر سرو صدا

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.251 seconds
RSS