بگذار در آغوش تو آرام بگیرم

عبارت بگذار در آغوش تو آرام بگیرم در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
ای درج محبت به همان مهــــر و نشان باش  
الگوی زیبایی برای دیگران باش سعی کن ی که تو را میبیند آرزو کند مثل تو باشد...از ایمان سخن نگو بگذار از نوری که در چهره داری آن را احساس کنند...از عقیده برایشان نگو بگذار آن را جلوی چشمشان ببینند...از اخلاق برایشان نگو بگذار آن را از طریق مشاهده ی تو بپذیرند...از تعهد برایشان نگو بگذار با دیدن تو از حقیقت آن لذت ببرند... بگذار مردم با اعمال تو خوب بودن را بشناسند شاملو

درخواست حذف این مطلب
چقد حالم بده امشب..  
باهر میشه خندید ولی فقط در آغوش یک نفر میشود گریه کرد ...... دلم لک زده… برای یک عاشقانه ی آرام که سرم را بگذاری روی ات و بگذاری گله کنم از تمام کابوسهایی نبودنت بگذار بگویم... جذاب تریــــن جای دنیا آغوش توست جایی میان بازوانــــت، روی قفسه ات ♥مماس با قلبـــــت، همان قلبی که...♥ صدایش تمام زندگی من است..

درخواست حذف این مطلب
ابوالفضل کرمی  
گر در رهِ عشقِ تو به اجبار بمیرم من ستَبر دارم و بگذار بمیرم من را نتوانند ، که از عشق بگیرند بگذار که در راهِ تو ، یک بار بمیرم گر مصلحتِ مرگِ من اینگونه بخواهیبگذار که رو دستِ تو دلدار بمیرمپشتِ سرِ ما حرف زیاد است که بگوینداصلا به جهنم که اگر خوار بمیرم بگذار که روزی ، تو اگر خسته ای از من از دستِ تو با قهوه قاجار بمیرم \#ابوالفضل_کرمی_کافی

درخواست حذف این مطلب
متن آهنگ عاشق کشان  
بنام آنکه هستی شیدای اوست متن آهنگ عاشق کشان، شعر و ملودی و آهنگ و اجرا از آبتین روحبخش و تنظیم و می و مسترش از شاهین یوسفی عاشق کشان فراوان آباد روی آنان دلدادگان مهجور فریادها ز هجران سیلاب اشک عشاق دریای غربت و آه تک تکشان رهسپار بسوی پایان راه سنگین شده برایم این جسم و این تن من بگذار گردد کهنه لباس بر تن این را دریده از تاریکی رهیده از خود رمیده سوی آغوش تو پریده این درد ی من بگذار چاره گردد بگذار در پناهت باشم رها ز هر بد تنهایی های من رو

درخواست حذف این مطلب
احساس هیچ  
اگر ی معنای عاشقانه هایت را نفهمیدبر روی عشق خط نکشعاشقانه هایت رامحکم در آغوش بگیر و بگذاربرای داشتنش آغوشت را بفهمنددنیا،خوب،بد،زشت،زیبا فراوان داردتو خوب باش، تو زیبا بمان،و بگذار با دیدنت هر رهگذر نا امیدی،لبخند بزند ،رو به آسمان نگاه کندو زیر لب بگوید هنوز هم عشق پیدا میشود... ٖ

درخواست حذف این مطلب
منو تنها نذار...  
آغوش تو،مترادفِ امنیت است...آغوش تو،ترس های مرا می بلعد.لغت نامه ها دروغ می گفتند....آغوش،یعنی پایان سر درد ها،یعنی آغاز عاشقانه ترین رخوت ها،آغوش تو یعنی من خوبم بلند نشوی بروی یک وقت بغلم کن،من از بازگشتِ بی هوای ترس هامی ترسم ...

درخواست حذف این مطلب
?????  
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم یک قطره آبم که در شه دریا افتادم و باید بپذیرم که بمیرم یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تنگ در در آغوش بگيرم که بمیرم این کوزه ترک خورد، چه جای نگرانیست؟ من ساخته از خاک کویرم که بمیرم خاموش مکن آتش افروخته ام را بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم فاضل نظری

درخواست حذف این مطلب
بگذار  
بگذار لبم بسته وخاموش بمانداین بغض گره خورده فراموش بماند مگذار که اسرار نهان فاش کنم منبگذار دگرباره فراموش بماند هر لحظه به یاد تو دل غمزده خون شدبگذار که یاد تو در اغوش بماند هر چند که سنگین و گران است ولیکنبگذار مرا بار تو بر دوش بماند

درخواست حذف این مطلب
من پیر شدم ، دیر رسیدی، خبری نیست  
من پیر شدم ، دیر رسیدی، خبری نیستمانند من آسیــمه سر و دربـدری نیستبسیار برای تـو نـوشتم غم خود رابسیار مرا نامه ،ولی نامه بری نیستیک عمر قفس بست مسیر نفسم راحالا که دری هست مرا بال و پری نیستحالا کـه مقدر شده آرام بگيرمسیلاب مرا بـرده و از مـن اثری نیستبگذار که درها همگی بسته بـمانـنـدوقتی که نگاهی نگران پشت دری نیستبگذار تبر بـر کمر شاخه بکوبدوقتی که بهار آمد و او را ثمری نیستتلخ است مرا بودن و تلـخ است مرا عمردر شهر به جز مرگ متـاع دگری ن

درخواست حذف این مطلب
عاشقت میمانم تا پای جان  
تو شکوفه ای در کویر دلم هستی تنها یار و همدم زندگی ام هستی چه بخواهی ، چه نخواهی تا ابد در قلب من هستی دوستت دارم ، به خدا تنها تو را دارم ، عاشق توام ، دیوانه آن نگاه پر مهر توام تو برایم بهترین هستی ، دنیا را نمیخواهم ، تو زندگی من هستی بیا در آغوشم ، بگذار تو را ببوسم ، میخواهم در گرمی آغوشت بسوزم. به من نگاه کن ، بگذار تا میتوانم تو را ببینم ، آنقدر ببینم تا از شوق دیدنت بمیرم. بگذار دستانت را بگيرم ، تا آرام بگيرم از اینکه تو عشقمی و من عاشقتری

درخواست حذف این مطلب
بانوی من  
بگذار بگذر حتی اینجا هم ... بگذار بگذرد تمام دلتن ... هایم بگذار بگذرد این قصه لعنتی که انتها ندارد بگذار بگذرد این دلتن ... که غصه هایش را همیشه پنهان میکنم بگذار بگذرد تمام هوری دلم ریختن هایش بگذار بگذرد هوای این روزها بگذار فکر کنم چشمان کم فروغت و موهای سپیدت پی من نیست چشم چرانیت را ضمیمه پیدا ... م نکن چشم چرانیم را ضمیمه جوی ابها میکنم که نباشد اصلا میدانی چقدر به یازده و نیم دلم خوش است اصلا میدانی چقدر به نبودنت دلخوشم اصلا میدانی تمام بغ

درخواست حذف این مطلب
آغوش ...  
آغوش این مأمن زیبای پر آرامش ، معجون روزگارم آغوش این معجزه قرن، آغاز هر قصه ی را از تو نوشتم آغوش این حادثه پر تب و دلهره ای همه تن آه شدم آغوش این آتشکده حسرت ، هنوز از گریه و لبخند پرم آغوش تو نقش لبخند ومهر بر تمام وسعت دلتن ... هایم آغوش تو شد پنجره ی که به روی همه فصل ها گشودم آغوش تو را هر دم که نفس کشیدم به خدا نزدیکترم آغوش تو نهایت عشق،یعنی اضطراب وترس وقتی دورم آغوش تو وصف زیبایی و احساسی ناب در اوج غرورم آغوش تو اشتیاق رهایی در ناز و نیا

درخواست حذف این مطلب
وقتی چترت خداست  
وقتی چترت خداست ...بگذار ابر سرنوشت هر چقدر میخواهد بباردوقتی دلت با خداست ...بگذار هر ... ی میخواهد دلت را بشکندوقتی توکلت با خداست ...بگذار هر چقدر میتوانند با تو بی انصافی کنندوقتی امیدت با خداست ...بگذار هر چقدر میخواهند نا امیدت کنندوقتی یارت خداست ...بگذار هر چقدر میتوانند نارفیق باشندبگذار آسمان ببارد...باکی نیست...تو با خدا بمان چون چتر خدا بزرگترین چتر دنیاست...

درخواست حذف این مطلب
تو جاودانه ای  
ماه منتنها چیزی که مرا در این تاریکی ها به سمت خوشبختی میبرد دستان توستآغوشت تنها پناهگاه دلتن ... شب هاست، تنها جایی که آرامش در آن معنی داردگذر هوای نفس هایت لطیف ترین نسیمیست که بر صورتم وزیدهنفس هایت ضربان زند ... ستلب هایت شیرینی اشدلیل زیبای زند ... ام تو جاودانه اینه حسم به تو تکرار شدنیستو نه عشقم به تو کاستنینه قلبم جز تو جای ... ی استنه روحم جز تو مال ... ی بانوی منبگشای آن لبان سرخ زیبایتبگو که دلت را فتح ... بگو آغوش من تنها جاییست که در آن

درخواست حذف این مطلب
آهای مفرد مذکر مع الغیر  
صبح خیلی زود که آسمان در توهم تکرار طلوع تبسم آفتاب، این پا آن پا می کرد، پستچی آمد، نامه ات را آورد. صبح پاییزی کجا گنجشک می خواند؟ کجا در چله می ماند نگاه لوس شوران ... ز رویاها؟ کجا می پرسد احوال رفیقی دور مردی مست؟ آهای مفرد مذکر مع الغیر، پاکی پیشه کن، ما از صدای باران پشت ناودان خانه مادر بزرگمان آن دورها که می گویند شورک جزء حضور هوس ان ... ز طنین ترانه و آفتاب چیزی ندیده ایم. اسممان را بگذار پخمه که مخ زدن نمی دانیم. بگذار اولین بار که در آغ

درخواست حذف این مطلب
خودت را در من جا بگذار  
حدس می زنم که خواهی گریخت ... ماس نمی کنم از پی ات نمی دوم اما صدایت را در من جا بگذار. می دانم که از من دل می کنی راهت را نمی بندم اما عطر موهایت را در من جا بگذار. می دانم که از من جدا خواهی شد خیلی ویران نمی شوم از پا نمی افتم اما رنگت را در من جا بگذار. احساس می کنم تباه خواهی شد و من خیلی غم ... ن می شوم اما گرمایت را در من جا بگذار. فرقش را با حالا می دانم که فراموشم خواهی کرد و من اقیانوسی خواهم شد سیاه و غم ان ... ز اما طعم بودنت را در من جا بگذار. هر ط

درخواست حذف این مطلب
میترسم...  
میترسم بمیرم و نتوانم تو را در آغوش ب ... رم نگذار که با حسرت یک لحظه گرفتن دستهایت بمیرم. میترسم بمیرم و نتوانم به تو ثابت کنم که عاشقت هستم ، میترسم روزی بیایی و بگویی که من لایقت نیستم. مرا در حسرت عشقت نگذار ، بگذار تا زنده ام تو را حس کنم ، تو را در آغوش ب ... رم و نوازش کنم. میترسم بمیرم و نتوانم لبهایت را ببوسم ، نمیخواهم در حسرت طعم شیرین لبهایت بسوزم. دنیا بی وفاست ، می ترسم این دنیای بی وفا مرا از تو ب ... رد، میترسم همین روزها قلبم آرام بمیرد.

درخواست حذف این مطلب
روز سی و یکم  
احساس می کنم یک خنگِ به دردنخورم؛ هیچ نمی تواند آرامم کند. این درد ماست که اشتباهی زیادی فهمیدیم و دل را نتوانستیم به چیزهای کوچکِ مضحک ببندیم. اینکه تمام چیزهایی را که در این دنیا، ی را آرام می کند می دانیم؛ به جز آغوش. بغلم کن. با من از معادله زمان حرف نزن. با من از روزهای رفته، از آیه دردآمیزِ «و لیس للانسان الا ما سعی»، از علم، از ریاضیات، از فلسفه، از روانشناسی فرویدی، از جهان بینی دکارتی، از عقل، با من از هرآنچه که آن را با عقل باید فهمید ح

درخواست حذف این مطلب
آرام ز من بگذر و بگذار که آرام بمیرم ...  
من دست و پا زدم که عوض شه ، نشد ولی ، هرچی میریم جلو بیشتر میفهمم هیچی عوض نشده ... وصله ناجورم ...

درخواست حذف این مطلب
چه آسان...  
بگذار برای لحظه ایی هم که شده به تو فکر نکنم به اینکه چیزی ندارم فکر نکنم بگذار دمی را با تنهایی خودم سپری کنم لحظه ایی تو را فراموش کنم سخت که چه بگویم.. ناممکن است فراموش تو نه میتوان چشم ها را بست نه میتوان چشم ها را شست نه میتوان حافظه را پاک کرد اما تو بگذار درد از دست دادنت را از یاد ببرم غم نبودنت بدجوری اذیتم میکند... بگذار برای دقیقه ایی هم که شده فراموشش کنم یادم بده تو چه آسان مرا از یاد بردی ... بیا و برای آ ین بار هم که شده به من یاد بده چ

درخواست حذف این مطلب
خفه شو  
ذهن خفه شو اینقدر داستان سرایی نکن آرام باش و بگذار آرام باشم

درخواست حذف این مطلب
شبی چون چاه لیلی  
وباز می رود آرام آرام از خاطرم خاطره ای گنگ ومبهم ونجیب nbsp چه کنم شب تاریک باز سخت مرا در آغوش نازنینش میفشارد nbsp وانگار میخواهد قبض وبسط کند این روح نا آرام سخت شده را nbsp خداوندا nbsp کجایی nbsp حرم امن بی تابانت کجاست ؟که سخت دل آشوبم nbsp بغض نشکفته ی حزینم باز میل چمن دوست کرده nbsp چه کند چه چاره کند که مفری ندارد nbsp وچه بی رحمانه تازیانه ی گناهان را بر گرده ی ناتوان خود حمل می کند nbsp مگر همین چند روز پیش نبود که عهدی بستی جان دلبر م؟مگر نگفتی بس اس

درخواست حذف این مطلب
مادر، بهشت من همه آغوش گرم توست...  
شاید یکی از لذت های مادرانگی، آرام گرفتن لیلیِ جان در آغوش توست، وقتی هیچ چیز دیگری آرامش نمی کند... حس بی نظیری است \- پ.ن. مراحل ریکاوری من به خوبی پیش می رود، غول خواب شبانه تا لنگ ظهر کش می آید و کم کم دارم بر میگردم به دوران اوج، نشانه اش قورمه سبزی ای که امروز پختم برای نهار دی زمان را که حس manage کنم در چند روز آتی، با اولویت بالا جواب کامنت ها را می دهم، بعد سرک می کشم به وبلاگ هایتان \-

درخواست حذف این مطلب
خدا????  
وقتی چترت خداست بگذار ابر سرنوشت هر چقدر میخواهد ببارد وقتی دلت با خداست بگذار هر میخواهد دلت را بشکند وقتی توکلت با خداست بگذار هر چقدر میخواهند با تو بی انصافی کنند وقتی امیدت با خداست بگذار هر چقدر میخواهند نا امیدت کنند وقتی یارت خداست بگذار هر چقدر میخواهند نا رفیق شوند همیشه با خدا بمان چتر پروردگار، بزرگترین چتر دنیاست چتر خدا بالای سر زندگیتون دوستان مهربانم

درخواست حذف این مطلب
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد...  
اصلا بگذار امشب با این همه ناراحتی همه چیز تمام بشود... بگذار عاشقت باشم و دورت کنند...بگذار بروی و گریه کنم... بگذار آزرده شوم و آزرده شوی... بگذار دلم ش ته شود و دلت ش ته شود... بگذار تمام اشک هایمان را امشب تا صبح بریزیم... بگذار در حسرت دیدنت عذاب بکشم.. بگذار تمام تنم یخ کرده باشد نفسم از گریه های متوالی ام قطع شده باشد ولی همه چیز تمام بشود بگذار زین پس فقط ع هایت را ببینم... برو عزیزترینم... دلم برایت تنگ میشود... برای حرکاتت برای خنده هایت برای صدا

درخواست حذف این مطلب
شاملو میفرماید این بار....!  
الگوی زیبایی برای دیگران باش سعی کن ی که تو را می بیند، آرزو کند مثل تو باشد. از ایمان سخن نگو بگذار از نوری که بر چهره داری، آن را احساس کند. از عقیده برایش نگو بگذار با پایبندی تو آن را بپذیرد. از عبادت برایش نگو بگذار آن را جلوی چشمش ببیند. از اخلاق برایش نگو بگذار آن را از طریق مشاهده ی تو بپذیرد. از تعهد برایش نگو بگذار با دیدن تو، از حقیقت آن لذت ببرد. بگذار مردم با اعمال تو خوب بودن را بشناسند مرحوم احمد شاملو

درخواست حذف این مطلب
ایستاده ام پای دوست داشتنت!  
مثل ایستادن گلولهدر قلب سربازی که به احترام وطن ایستادایستاده ام پای دوست داشتنت \#احسان_قربانیان دلم برای هر دویمان می سوزد هر دو عاجز مانده ایم من، از شنیدن دوباره نامم از زبان توتو، از بیرون راندن عشقت از دل من و چه رنجی می برد عشق از این گیر و دار ما بیا تازه کار بودنمان را به رخ دنیا نکشیمبگذار فکر کنند قبل از آدم و حوا این ما بودیم که عشق را به ناممان زده اندبیا فکری به حال ماهی های این حوض خشکی زده ...اصلا چشمانت را ببند و گوش دلت را بسپار

درخواست حذف این مطلب
مرا برای روز مبادا کنار بگذار!  
مرا برای روز مبادا کنار بگذار مثل مسافرخانه ای متروکه امدر جاده ای سوت و کوریک روزخسته از راه می رسی وجز آغوش منبرایت پناهی نیست... \#پریسا_صالحی

درخواست حذف این مطلب
دخترک قصه من... آرام گریه کن  
می دانی عزیزم دخترک قصه مان غم داردغمی که هرچه برای خدا اشک می ریزد فایده نمی کند.دخترک قصه مان می بیند که خدا مثل آن قبل ترها دوستش نداردخدا دوستش دارد الان فقط چون این دخترک جز بندگانش هستخودش خلقش کرده است.خدا مثل قبل دوستش نداردو هرچه درد دل می کند برایش هیچ نمی بیندش.دخترکمبیا در آغوشم و آرام آرام اشک بریزاز خدا می خواهم تورا در آغوش بگیرددست کند لای موهات و بوسه ای تو را آرام کند.

درخواست حذف این مطلب
بگذار همه چیز آرام پیش برود  
بگذارهمه چیز ، آرام پیش برودآنقدر کههیچوقت به پایان نرسیمبگذارهمه چیز ، آرام پیش برودتاهمیشهقُلّه ای برای فتح ، باقی بماندبگذارهمه چیز آرام پیش برودتافرصتی برای باز گشتن باقی نماندماهزار بار دنبال احساسمان دویده ایماین باربگذارهمه چیزآرام پیش برو شین یدالهی

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.244 seconds
RSS