بی شعوری

عبارت بی شعوری در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
 
زمانی که همه دور هم در اصفهان بودیم یادم می آید که خواهرم پشت بر موتور سوای شب درب خانه می آمد... کار به جایی رسید که من راهی تیمارستان شدم... چند سال تمام قرص خوردم شاید ۵ سالی باشد... آن روز ها از همه چیز و همه متنفر بودم حتی از خودم... چندین بار خودکشی بخاطر زندگی ای که خانواده ام... عزیزترین ان زندگیه من بر سرم آوار د... حتی آن زمان اگر دستم به خدا میرسید با او نیز درگیر میشدم... زندگی برایم جهنم شد... از این نیز بگذیم... زمانی مادرم اکثرا خانه نبود... دو

درخواست حذف این مطلب
 
تنفس بعد از میانترم  
خب، الحمدالله که این چیز تمام شد، شادی و نشاط مجدد به قلوب دانشجویان بازگشت و همۀ داد و بي داد های سختی رشته، نامرتبطی دروس، کم شعوري اساتید و ناکارآمدی سیستم آموزشی دود شد و رفت هوا و انقدر انقدر حرف های گفته شده از آدم فاصله می گیرند که اگر اینجا نگاشته نمی شدند چنان می شد که گویی ز مادر نزاد اصلاً

درخواست حذف این مطلب
"ما هر دو ور بودیم حاجی !" ...  
دو تئوری مختلف برای زندگی پیدا ، اولی اینه که با بي شعور های اطرافتون همون جوری برخورد کنید که اونا باهاتون برخورد میکنن ، یا دوم این که نذارید بيشعور های اطرافتون شما رو هم بي شعور کنند ، درمورد مزایا و معایب این دو الگوریتم به دلیل گستردگی بي شعوري ، آماری در دسترس نیست ...

درخواست حذف این مطلب
484- as great as they can possibly be  
نمی دانستم باید چه حسی داشته باشم؛ هرچند که می دانم حس ها از باید ها پیروی نمی کنند. چند ثانیه منتظرِ خودم ماندم تا واکنشِ طبيعی اش را نشان بدهد... هیچ. ل ... خندیدم. خندیدم و مثل صد هزار بار دیگری که با خنده از جدیت زند ... فرار کرده ام، فرار ... . بعدتر فکر ... nbsp چه میل عجیبي در آدم است این عاشق کشی. هرچند که عشق دیگر آن واژه ی دهن پرکنِ تحیر ان ... ز نیست. واژه ی دیگری نمی دانم اما. این بي شعوري محضِ آدمی در با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن. این لذتِ بيمارگو

درخواست حذف این مطلب
حال به هم زن  
فرهنگ ، مقوله ای که خیلی بحثش مفصله و بي شعوري، بيماری ای روزهاست که درمانش سخته.الان تو اتوبوسم و دارم میرم اصفهان. مسافرا کم هستند و امیدوارم این nbsp خانم پشت سریم زودتر پیاده بشه. کاش قم پیاده بشه، چون حالمو داره بهم میزنه. آخه خواهر من، اگه تو ماشین حات بد میشه، قبلش قرص بخور، نه اینکه هی عوق؟ اینجوری مینویسن؟ بزنی. بعد از اینکه چادری هست و چادرش مثل جارو کف اتوبوس و زمین رو جارو میزنه، حالم بهم میخوره. کلا از این تیپ آدما خوشم نمیاد. سبک سر

درخواست حذف این مطلب
جلسه تحلیل و بررسی کتاب بیشعوری  
این کتاب درباره بيشعوري در دوره معاصر است. بله، بيشعوري و تاثیر عمیقی که بيشعورها با نفوذ در اجتماع، سیاست، علوم، تجارت، دین و امثال اینها در دنیای معاصر می گذارند. به نظر نویسنده، بيشعورها احمق نیستند، اتفاقا بيشتر آنها نابغه اند؛ اما نابغه هایی خودخواه؛ مردم آزار، با اعتماد به نفس بالا و البته وقیح که نتیجه تیزبازی هایشان در نهایت به ضرر خودشان و اطرافیانشان می شود.نویسنده با شوخ طبعی و یک عالمه ماجراهای ساخت ... اما در واقع بسیار شبيه به

درخواست حذف این مطلب
خبر نداری داری بازی میخوری!  
زیادی که ادعای عقل و شعور داشته باشی یه جا بالا ... ه ... میشی خیلی دوست دارم بدونم ا ... این بازی چی میشه ؟ وقتی که یه روزی بفهمی که اون زمانی که احساس میکردی خیلی آدم با فهم و شعوري بودی و به خیال خودت داشتی کار بزر ... میکردی دو تا آدم داشتن برای خواسته دلشون تورو و تمام افکارتو به بازی میگرفتن تا به هدفشون برسن و به ریش تو میخدیدن چه حالی داری ؟ جالب میشه تأسف برای تو کمه امیدوارم همه عاقبت بخیر بشیم هیچ ... نمیدونه چی انتظارشو میکشه

درخواست حذف این مطلب
.  
ترامپ رییس جمهور شد، این یعنی بي شعوري پدیده ای جهانی است... این یعنی هنوز بعد از 2500 سال انتقادات اقلاطون به دموکراسی هنوز دست نخورده باقی مانده است... این یعنی دموکراسی به خواست توده ی ابله و اکثریت جامعه، به ضد خود تبدیل می شود... دلقک ها و رجاله ها دارند دنیا را فتح می کنند ... َُ

درخواست حذف این مطلب
.  .
بی شعوری!  
دو رأس چلاندنی در فامیل داریم که تا بهشون می رسم پرتشون می کنم هوا و اونا هم غش غش می خندن و منم ریسه میرم و بقیه هم شاد و سند لبخند می زنن. حالا اون بچه زبون نداره که بگه نکن من بيشعورم که این کار رو می کنم آقا و خانم والدین و باقی بزرگ ترها شما چرا با سنگ نمی زنید تو سر من که بچه رو ننداز هوا، خون تو مغزش ه می شه، خون ریزی می کنه، می میره؟ها؟ بي شعور من کیه؟

درخواست حذف این مطلب
نزدیک به فوران  
به قدری خسته شدم که میترسم هر آن از کوره در برمبا تمام قوا در مقابل خودم وایسادم انتهای هر بحث و حتی کوچکترین حرف و اشاره ای رو تا ته میتونم ببينم پس عقل حکم میکنه سکوت کنم امروز پیشنهاد سارا نصفه نیمه موند شاید زیادم بدم نیومد البته اگه حرفاش و کامل میکرد و شاید نظرم عوض میشد شایدم نه حرفای سمانه ام هنوز تو گوشمه باور این حجم کم شعوري ادما کمی دور از ذهنه نمیدونم اگه من تو اون موقعیتا قرار بگیرم چیکار میکنم؟؟؟ اگر چند سال پیش یا حتی ی ال پیش ب

درخواست حذف این مطلب
شمایی که این کامنت رومیزاری  
واقعا بي شعوري تااین حد مگه من گفتم ساخت خودمه بي احترامی میکنی

درخواست حذف این مطلب
من اگر تو بود  
من اگر جای تو بودم نرگس سر به راه آمده را آزار نمیدادممن که حالا تو هستم و تو که جای من هستیوقتی صراحت نرگس را میدیدم به جای دست انداختنش دستش را میگرفتم با تمام بي شعوري های سابقشبا تمام اخلاق گند بودن های دیروزششانه بالا می انداختم و تلافی نمی nbsp این نرگس که الان به صراحت پای تو افتاده nbsp هر چیز نباشد راستگوستچرا تا رفیقمان دوستمان ندارد ماسش میکنیم تا دروغکی هم شده به ما توجه کند اما رفیقی که دوستمان دارد را پس میزنیمچرا دروغ را دوست داریم

درخواست حذف این مطلب
684- بوی می زند  
بي حس شدن یا نشدن. مساله این است. در برابر خج ی که از احساس ش بيشتر از دلیل اولیه ی ایجاد آن شرمگینم. چیزی برای شرمگین شدن وجود ندارد. این ها برده های تو هستند. آه تو مخالف برده داری هستی. در قبال پرداخت مبلغی هنگفت این دیگر ظلم و بي شعوري نیست. اینان برده ی پول اند. برده ی تو که پول های نازنینت را تسلیمشان میکنی. لطفا به من لبخند بزنید. خواهش می کنم. من تمام دارایی ام را به شما بخشیدم و در قبال آن از شما لبخند می خواهم. دنیای عجیبِ وحشتناکی است. خسته

درخواست حذف این مطلب
معنوی  
یعنی مز فات و خزعبلات و بلاهت های دور و بری ها که به شکل کلامی، از طریق زبان بدن، در پیچ و تاب لحن صحبت ها، در پوزخند ها و نیشخندها و درگوشی حرف زدن ها و یا حتی در کمک های دلسوزانه و داوطلبانه و احمقانه مادی و غیر مادی شان به تو منتقل می شود، هیچ تاثیری روی ذهن و احساست نداشته باشد... یعنی از حتی اندکی تاثیر پذیری از حجم خفه کننده بي شعوري اطراف و اطرافیان.

درخواست حذف این مطلب
تعریف شعور و معرفت  
اقامون یه جمله قشنگی گفته دلم خواست یجا بنویسمش.. میگه تعریف شعور با معرفت فرق داره. ادم باشعور خوب و بد رو میفهمه ولی میتونه محبت دیگران رو ندید بگیره یا کلا دیگران رو بي خیال بشه هر چند براش سنگ تموم گذشته باشند. یه همچین فردی میشه بي معرفت. خلاصه دوست خوب اون دوستی میتونه باشه که هم با شعوره هم با معرفت. اطراف ما ادمهای با شعور زیادند ولی افراد با معرفت معدودند. خوشمان امد از تعریف این گونه لغات حالا نمیدونم اگه پای انتخاب باشه شعور خوبه یا م

درخواست حذف این مطلب
در مسیرقم...  
وهم دارم از آن روزی که ترسی در دل ی بيندازم. ازآنجا که خودم خیلی ترسو هستم؛ شاید گاهی به نگاهی لرز میکنم. برای همین هم مدام در حال فرارم. هیچ جا نمی مانم و به راحتی بي آنکه ی متوجه شود عزم رفتن می کنم؛ آنقدر از سفرهای نرفته پرم که هر مسیری مرا دلتنگ می کند. من به خودم حق می دهم وقت هایی که ترس تا مغز استخوانم نفوذ کرده با پای و با تمام توان بگریزم. تا حد زیادی غریزی است. حالا تصور کنید حجمی از حرف ها و رفتارهای غریب و ناآشنا به من نزدیک شود، حرف هایی

درخواست حذف این مطلب
خواندن ندارد  
چرا نمیتونم بنویسم؟این همه غم و دلشوره نوشتن نداره؟این همه بي شرفی آدما نوشتن نداره؟این همه بي شعوري نوشتن نداره؟خسته شدم اینقدر اینجا از غم گفتم ولی واقعا ۹۵ چیزی جز درد و حسرت برای من نبود.خداکنه زودتر تموم شه.خداکنه زودتر تموم شه.خداکنه زودتر تموم شه.

درخواست حذف این مطلب
بی شعوری؛ اساس مشکل یک جامعه  
یکی از مردم کوفه پس از جنگ صفین با شتر خود وارد شهر دمشق شد .فردی از اهالی \#دمشق دامن مرد کوفی را گرفت و گفت این شتری که بر روی آن سواری ، \#شتر_ماده من است که در \#جنگ_صفین از من گرفته اند .و چون مرد کوفی منکر این مطلب شد ، نزاع بالا گرفت و قضاوت را نزد معاویه بردند .ضمنا مرد شامی \#پنجاه_نفر از اهالی شام را گواه گرفت و با خود به دربار معاویه برد که همگی \#شهادت می داند که آن شتر ماده مرد شامی است .پس از رسیدن به دربار معاویه و گفتن ماجرا، از آنجا که مرد

درخواست حذف این مطلب
پلتیویک  
افسوس که درختای منطقه برگ و بار نداشتن. محل خوابمون هم یه خونه ی روستایی تو روستای nbsp ایرنواک irinovac بود و اسمش خونه ی پاولیچ. عجب روستای عالی و عجب صاحبخونه های با فرهنگ و شعوري.

درخواست حذف این مطلب
« طی دو روز گذشته بر کالج چه گذشت!»  
علی عبدالرضایی اوایل بين ما نفوذی فرستادند، ترتیب اثر ندادم و سعی از مزدور نیز مخاطب ادبي بسازم اما باز شعور ن د و به ابکاری در کالج ادامه دادند. سپس ناگزیر شدم ی بگذارم تا هر ی وارد گروه های تخصصی نشود، ولی بعد رفتند سراغ برخی از ادمین های فعال و تهدیدشان د تا ناچار به همکاری با جاسوس خانه ها شوند. تاکنون بيش از هفت صد نفر ادمین کالج ها شده اند، آثار بيش از سه هزار شاعر و نویسنده در کالج ها نقد و بررسی شده و بسیارانی در این جا بي هیچ هزینه ای رش

درخواست حذف این مطلب
قطعا همه ی بی شعوری های قبل کلاس ما سوتفاهم بوده !  
بسم الله مهربون امتحان میان ترم پاتولوژیِ امروز رو لغو | یعنی همشو قراره ترم امتحان بدیم ... نتونستن دو فصل رو توی یه هفته بخونن بعد میخوان 5 فصلش رو با دو روز فرجه امتحان بدن ... علاوه بر اینکه به شدت عصبانیم به شدت هم ناراحته اون همه وقتی ام که برای پاتو گذاشتم و برای ازمون نخوندم ... قطعا هم اینایی که خوندم تا امتحان یادم میره ... باز باید بشینم اینترلوکین و سایتوکاین حفظ کنم ... ای خدایا طاقتی \-_\- یعنی سختی که این ترم کشیدم رو تا آ عمرم یادم نمیره |

درخواست حذف این مطلب
هلو برو تو گلو  
یک چیزی هست که خیلی ها nbsp به دلیل نادانی nbsp و یا بي شعوري نمی دانند و یا می دانند و ترجیح می دهند خودشان را به نفهمی بزنند و آن اینست که هر چیزی، هر خواسته ای، هر مطلوبي هزینه ای دارد. از یک آدامس گرفته تا یک لباس، تا یک اتومبيل ... تا شناس بودن، همه هزینه دارد. از همان کم و ناچیز nbsp ِ قیمت آدامس بگیرید تا هزینه و مسئولیت بالای شناس بودن.روی شبکه های اجتماعی جماعتی آدم های بسیار معمولی هستند که به شکل غم انگیزی معمولی، روزمره و پیش پا افتاده هستند.

درخواست حذف این مطلب
شعور یعنی همه چیز  
اگر شعور داشته باشیم همه چیز داریم اما اگر شعور نداشته باشیم با اینکه همه چیز داشته باشیم ولی هیچ نداریم و بدترین فقر بي شعوري هست. ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
خاویر کرمنت و کت بنام بی شعوری  
حماقت آمیز اما آگاهانه به حقوق دیگران این کتاب مطالب بسیار زیبائی دارد که باید مورد مطالعه و بررسی قرار بگیرد سخنان بسیار جالب و آموزنده ای در این کتاب است که می تواند اعتراف به بي شعوري همه مشکلات ما را در همان ابتدا حل کند ما هم در عرفان اوایل راه از خودگذشتن را تجربه کردیم و من خودم گام نخست و حرف اولم در آغاز راه عرفانم در اوج جوانی همین جمله بود و با من نمی فهمم شروع و خدا را شکر با همین جمله عاشق سحرخیزی و کوهنوردی و عاشق شاعران بزرگ و سخن

درخواست حذف این مطلب
....  
این وبلاگ تا اطلاع ثانوی به دلیل بي شعوري یک عدد مخاطب مشخص، فضول، سخن چین، آتش بيار معرکه و نا فهم به روز نخواهد شد. اگر قرار به تغییر آدرس بود... بعدن نوشت تصمیم گرفتم مطالب قبلی همه حذف شده ولی فعالیت وبلاگ با همان کم و کیف ادامه یابد با این تفاوت که اشعار و نیز یادداشت های شخصی را منتشر نخواهم کرد.

درخواست حذف این مطلب
معمولی/خوب/عالی  
\+\+ سواری پیکان چنان باسرعت از فرعی اومد تو اصلی که فکر نکنم هیچ بدلکاری بتونه اون حرکت رو تو شرایط ایمن تکرار کنه فقط به لطف اعصاب سمپاتیک nbsp زنده موندیم بعد از حسرت خوردن از وجود همچین موجودات بي شعوري و سانسور تشرهایی که لیاقتشو داشت nbsp nbsp و فروکش nbsp آثار آدرنالین، جوالدوز رو به خودم هم زدم به nbsp یاد جمله ای nbsp که بارها تکرار شده راننده خوب اونی نیس که نکات ایمنی و فنی رو کامل رعایت کنه . این یه ارزش متوسط حساب میشه. ارزش بالاتر اونجاییه که ب

درخواست حذف این مطلب
مثلا جامعه شناس 1  
علت بيکاری در جامعـه ، عدم تدبير ت است و علت تسلط حکومت بر این امت ، بي شعوري این ملت است. ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
صد و شیش  
زندگانی سخت دشوار است با اسباب هوش بي شعوري گر نباشد کار مشکل می شود

درخواست حذف این مطلب
بی شعوری  
چندین صفحه از کتاب رنجهای ورترجوان رو خوندم ببينم میتونم بخوابم

درخواست حذف این مطلب
بی شعوری.....  
نمونه کامل بي شعوري آهنگ گوش دادن با صدای بلند ساعت 1 30 دقیقه نیمه شب در محوطه می باشد..که یک کارمند بدخواب که باید ساعت شش صبح سرکار باشه رو بيدارکنه........ مصداق دیگر بي شعوري نگهبانیه که علی رغم تماس عین خیالش هم نیست که حداقل یه تذکر بده..........

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.316 seconds
RSS