ترسم نکشد بی تو به فردا دل من

عبارت ترسم نکشد بی تو به فردا دل من در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
اگه هنوز دوسم داری  
اگه هنوز دوسم داری اگه هنوز دوسم داری اگه هنوز تو دل داری اگه هنوز منو میخوایی بگو هنوز بامن یاری بگو هنوز دوسم داری بگو هنوز تودل داری بگو هنوز منومیخوایی بگو هنوز بامن یاری هنوزهم رو به تو دارم هنوز هم من دوست دارم هنوز من تورا می خوام هنوز هم چشم به راه دارم شاید من به تو بد که چشم تو را غم شاید من که گنه که که دل تو را خون بگو از من تو بگذشتی بگو من را تو بخشیدی نگو به من جفا کردی بگو عذرم تو بخشیدی خودت میدونی حال م رو حال خسته یه زارم رو خودت

درخواست حذف این مطلب
خشونت علیه ن  
خشونت علیه ن یک عبارت جدید و جذاب که شاید مخالفین و موافقینش را برای خواندن مطلبي با همین عنوان، تحریک کند. من اما می ترسم...می ترسم از روزی که درباره ی این موضوع هم آن قدر حرف بزنیم که برای همه عادی شود. همه بنویسند، حس کنند آزادند و حس کنند مسئله حل شده ، می بينند که هیچ چیزی بهتر نشده، ولی به روی خودشان هم نیاورند و با حس خوش به زندگی ادامه دهند.این هم بشود مثل کتاب خواندن، که زیاد گفتیم و نوشتیم و ادعا کردیم و هشتگ زدیم به همه جامان و باز نخو م.

درخواست حذف این مطلب
عشق مرده  
این قهوه هم سرد شد، حتما باز هم پشت آن ترافیک همیشگی گیر کرده ای... می دانی جانم، انتظار کشیدن دلهره دارد، دلهره از اینکه نیایی. اما چشیدن این قهوه سرد ترسناک است بعضی چیزها نباید از دهن بيفتند، چون دیگر طعم گذشته را ندارند، من از خیلی دیر آمدن می ترسم. بگذریم، شنیده ام فردا خیابان ها خلوت است، پس قرارمان فردا، ساعت هفت، همان کافه همیشگی... روزبه معین

درخواست حذف این مطلب
عشق سرد  
این قهوه هم سرد شد، حتما باز هم پشت آن ترافیک همیشگی گیر کرده ای... می دانی جانم، انتظار کشیدن دلهره دارد، دلهره از اینکه نیایی. اما چشیدن این قهوه سرد ترسناک است بعضی چیزها نباید از دهن بيفتند، چون دیگر طعم گذشته را ندارند، من از خیلی دیر آمدن می ترسم. بگذریم، شنیده ام فردا خیابان ها خلوت است، پس قرارمان فردا، ساعت هفت، همان کافه همیشگی... روزبه معین

درخواست حذف این مطلب
می ترسم  
من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسم نه از شیر و پلنگ، ازاین همه روباه می ترسم مرا از جنگ رو در روی درمیدان گریزی نیست ولی ازدوستان آب زیر کاه می ترسم من از صد دشمن دانای لا مذهب نمی ترسم ولی از زاهد بي عقل ناآگاه می ترسم پی گم گشته ام در چاه نادانی نمی گردم اصولأ من نمی دانم چرا از چاه می ترسم اگرچه راه دشوار است و مقصد ناپدید، اما نه از سختی ره، از سستی همراه می ترسم من از تهدیدهای ضمنی ظالم نمی ترسم من از نفرین یک مظلوم، از یک آه می ترسم من از عم

درخواست حذف این مطلب
پله  
من از این پله ها می ترسم . من از هرچی که شبيه این پله ها باشه می ترسم . وقتی می خوام بيام پایین دستم و به دیوار میگیرم و یواش میام می دونی چرا چون زمانیکه پیش ی بودم وقتی از مدرسه اومدم خونه مثل هر روز رفتم بالا لباسم و عوض بعد سر مست از اینکه تونستم برای اولین بار خودم پول جمع کنم و برای تولد ریحانه زنجیر ب م با ذوق و شوق از این پله ها داشتم میومدم پایین که از پله ی چهارم با مخ افتادم زمین دیگه از اون موقع ترسیده شدم حالا می فهمی چرا سرد و بي روحم چر

درخواست حذف این مطلب
نمیخوام!  
من هیچی بلد نیستم هیچی... ی دختره خل ه شیطون ه مغرورم ک هیچی بلد نیست و فقط آدمای دور و برشو پر میده.. رفتم پیج دوس دختر محمد انصافا و وجدانا دختره سبزه تیره تیره س دماغش کشیده و بزرگه اما ب خودش میرسه از محمدم بزرگتره ها ولی رفتم دیدم کاری کرده ک واسش تند تند چیز میز کادو یده ی ساعت یده برده واسش با دوتا حلقه بعدم نوشته ماهگردمون مبارک ع ای محمدو رو پروفایلش تو تلگرام میزاره این دختر ننه بابا نداره؟ نداره ک بگن اینا ع ای کیه گذاشتی؟ حالا اینستا ک

درخواست حذف این مطلب
خدایا!من میترسم!  
خدایا احساس می کنم زود عادت می کنم و گاهی به اشتباه اسم آن را دوست داشتن می گذارم.خدایا می دانم تمام لحظه هایم با توست، می دانم تنها تویی که مرا فراموش نمی کنی ومی دانم که اگر بارها فراموشت کنم، ناراحتت کنم و برنجانمت، باز می گویی برگرد.خدایا تو بگو چه کنم. تو نشانم بده راهی که بهترین است. خدایا می دانم تو همیشه با منی، ولی تنهایم مگذار. یا شاید بهتر باشد بگویم نگذار تنهایت بگذارم.خداوندا من از تنهایی و برگ ریزان پاییز، من از سردی سرمای زمستان،

درخواست حذف این مطلب
شبیه مجنون...  
ترسم ک شبي شبيه لیلا بشویترسم بروی زیاد یک شب تو تنها بشوی... من ک نشوم یک دم از یاد تو دور...ترسم بروی مثال یک قطره ی اشک...آن شب ک منم مثال مجنون بشوم...ای وای ک از دوری تو من هم ،غم لیلا بکشم ...تو هم ک از دوری من عاشقو شیدا بشوی...م.ح

درخواست حذف این مطلب
درد  
این روزها دردش بيشتر شده . دردها را حس می کنم و از دور نگاه کرده و برخودم بارانی از کلماتی از آن دست می بارانم . خوبمی دانم که دردش دردی است موذی که تا رگ استخوانش را می سوزاند . اما .... نه قدرتی دارم از برای کاهش دردش ونه قدرتی بر ندیدن دردش . سعی میکنم عادی نشان دهم ، آنقدر عادی که شاید به یخ بودن تمثآی سن ... محکوم شوم . این روزها کمی دورتر می ایستم . می ترسم .. می ترسم نزدیک شوم و دردش را افزونگر باشم . این روزها از همه چیز می ترسم . از دردهایش . از ناتو

درخواست حذف این مطلب
محمدحسین پورمعصومی  
محمدحسین پورمعصومی آنقدر دریا ریخته در سرم آنقدر کشتی ریخته در دریا آنقدر آب بالا آمده که می ترسم هر ملوانی دستش را سمت آسمان دراز کند ماه را در آغوش بکشد ملوان ها شناگر های خوبي هستند می ترسم ماه ی ... ر های خوبي از آب در بيایند دریا دریا در یادت گم شده ام دلم لک زده ماه گرفت ... تنت را می لرزد از ماه گرفت ... های گاه و بي گاه . \#محمدحسینپورمعصومی

درخواست حذف این مطلب
ابهام  
طبق معمول بيدار شدم که بروم ریز ریز می آمد. ترسم آمد قوری را داغ روی اجاق بگذارم. ترسم آمد برف ها آب شود. با این ترس هم خو ... دم و ریز ریز کارها را نم نمک پی ... ری ... . در ورزش ... رکورد دویدن را زدم نزدیک 10 کیلومتر در یک ساعت. خدا را سپاس که ما را در ذهن پرورش داد و ع ... هایی که طراحی کردیم تا در سایت آپلود شود. متنی که در بالا نوشته شد، متنی پر ابهام و کلیدواژه هایی است که ... وما بار معنای زیادی ندارند ولی شاید داشته باشند.

درخواست حذف این مطلب
یخ در جهنم..  
دوست داشتنت امشب طعم یخ در بهشت می دهد وسط گرمای مرداد که همه را کلافه کرده است که همه را به جان هم انداخته است و تو را به جان من به جان تو دوست داشتنت طعم یخ در بهشت می دهد امشب و تازه کجایش را دیده ای ؟ می ترسم برف ب ... رد فردا و حیرتِ رو ... مه ها شهر را بردارد تو که می خو ... می ترسم خوابِ برف ببينی و برف ب ... رد و مرداد مات مات به هویتش شک کند یا خو ... ببينی که درخت ... شود بر تخت و همسایه از صدای روییدن ریشه از خواب بپرد حساب و کتاب ندارد با تو نه فصل ها

درخواست حذف این مطلب
× هیولا ×  
می ترسم از بي تو بودن از دنیای بي تو از با خودم بودن می ترسم ، از این حجم تنهایی میدانی ، آدم نباید انقدر با خودش تنها باشد نباید انقدر فکر کند نباید انقدر با هیولای درونش حرف بزند نباید بيدارش کند میترسم از بيدار شدنش میترسم ..

درخواست حذف این مطلب
روزگار من ...  
من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم ک ن را دوست دارم ولی از آینه می ترسم سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم من می ترسم ، پس هستم . این چنین می گذرد روز و روزگار من من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم حسین پناهی

درخواست حذف این مطلب
سریال آشوب  
سریال آشوب 1080p رایگان کامل سریال ایرانی آشوب با کم حجم کیفیت بالا عالی hd سریال جدید «آشوب» ساخته کاظم راست گفتار بدون تگ آرم تبلیغاتی و بدون ید اشتراک ویژه vip دوستت دارم و از تو می ترسم دوستت دارم و از تو می ترسم قله های بلند دره های عمیق تری دارند عزیز من تو را دوست دارم و از تو می ترسم این کوه اگر مرا نکشد سربلندم می کند... مهسا چراغعلی از کتاب جنگل گریان برچسب ها اشعار مهسا چراغعلی، کتاب آشوب \- ashoob تهیه کننده و کارگردان کاظم راست گفتار سال ساخ

درخواست حذف این مطلب
می ترسم  
خداوندا مرا تنها تو مگذارم ، که من از نیش می ترسم نباشد باکم از عقرب، ولی از میش می ترسم ندادند عاشقی یادم، درون پیله پیچیدم شدم خود همچنان ماری، ز زهر خویش می ترسم شنیدم عاقلی میداد پندم بهر دلداری من ازاو زینهمه بيهوده غمخواریش می ترسم ندیدم مهربانی بي غرض دراین جهان هرگز درین ویرانه از یاهوی هر درویش می ترسم غلط پنداشتم یارب گریزانم من از هستی بهرچه داده ای شکرت ولی زین بيش می ترسم زبس بار ان بردم به حکم رسم انسانی دگر از رحم بهر هردل ریش م

درخواست حذف این مطلب
من از گذر ایام می ترسم!  
من از گذر ایام می ترسم. نه این که از بزرگ تر شدن و سنگینی کوله بار تجربه هراس داشته باشم که به هر ضرب و شده این کوله بار را حمل خواهم کرد. من از گذر ایام می ترسم. نه به خاطر این که عصا به دست شوم که به هیچ وجه عصا نخواهم گرفت، بلکه مهراده، محمدرضا، حسین، اباالفضل و مهران، خود عصای من خواهند بود. من از گذر ایام می ترسم. نه این که از پیر و فرتوت شدن و به شکل «ال» درآمدن وحشت داشته باشم که سعی می کنم با هر ترفندی شده بدنم را ال مانند نبينم. من از گذر ایام

درخواست حذف این مطلب
من از گذر ایام می ترسم!  
من از گذر ایام می ترسم. نه این که از بزرگ تر شدن و سنگینی کوله بار تجربه هراس داشته باشم که به هر ضرب و شده این کوله بار را حمل خواهم کرد. من از گذر ایام می ترسم. نه به خاطر این که عصا به دست شوم که به هیچ وجه عصا نخواهم گرفت، بلکه مهراد، محمدرضا، حسین، اباالفضل و مهران، خود عصای من خواهند بود. من از گذر ایام می ترسم. نه این که از پیر و فرتوت شدن و به شکل «ال» درآمدن وحشت داشته باشم که سعی می کنم با هر ترفندی شده بدنم را ال مانند نبينم. من از گذر ایام

درخواست حذف این مطلب
پوستم اما پوست شیر  
به مرگ فکر میکنم.کابوس می بينم.کابوس nbsp ارتفاع می ترسم.از خواب می پرم ساعت پنج صبحباز میخوابمکابوس میبينم .عنکبوتی رو کمرم راه میره.تا ظهر میخوابم.دیر میرم.زود میام.رو تخت میفتم.بدنم درد میکنه.میترسم عنکبوت رو بدنم راه بره.از مورچه می ترسم.از مورچه می ترسم.از تاریکی نمی ترسم.از تنهایی نمی ترسم.از مورچه می ترسم.از اینکه عنکبوتی رو بدنم راه بره می ترسم.از آدم ها میترسم.از مردهای توی ماشین که شیشه رو پایین میدن و آدرس میخوان میترسم.از مرگ برادرم

درخواست حذف این مطلب
فردا  
دلتنگ تو امروز شدم تا فردا... فردا شد و باز هم تو گفتی فردا... امروز دلم مانده و یه دنیا حرف... یک هیچ به نفع دل تو تا فردا

درخواست حذف این مطلب
چه کنم با این ترس؟  
امشب توی خونه تنهام و باز می ترسممی ترسم و به روی خودم نمیارم و حرفی نمی زنم.کمد دیواری و انباری و بالکن ها رو چک . خبری نبود ولی ...بدترین چیز می دونین چیه؟توی این اوضاع احوال جوجه دراز کشیده و می گه یه ص اومد.انگار یکی توی خونمونه ...

درخواست حذف این مطلب
فردا .  
می روم که بخوابم. فردا روز کار است . با این همه غم ِ بر دوش . با این همه فکر ِ در سر . با این همه درد در جسم . با این همه زخم بر روح . فردا روز کار است . الهی ... مددی ...

درخواست حذف این مطلب
آیا ترس خانومها از رانندگی طبیعه؟  
آیا nbsp زنها nbsp بيشتر nbsp در nbsp رانندگی nbsp علایم nbsp رانندگی nbsp را nbsp رعایت nbsp میکنند nbsp یا nbsp آقایان؟ این nbsp سوالاتی هست nbsp که nbsp همه nbsp دانشمندان nbsp از nbsp هم nbsp می nbsp پرسند. nbsp چرا می ترسم nbsp رانندگی nbsp کنم؟ nbsp خانومی nbsp هستم که دلم nbsp میخواد رانندگی nbsp کنم اما nbsp حتما nbsp باید nbsp یک nbsp آقایی مهربان nbsp بغلم nbsp کنارم nbsp بشینه nbsp تا nbsp ترسم nbsp از nbsp رانندگی nbsp بریزه nbsp من nbsp عاشقم nbsp nbsp عاشق nbsp رانندکی nbsp و nbsp دنده nbsp عوض در nbsp هنگام رانندگی nbsp همه nbsp حو

درخواست حذف این مطلب
من از عقرب نمی ترسم ولی...  
من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم ندارم شکوه از بيگانگان از خویش می ترسم ندارم وحشتی از شیر وببر و حمله گرگان از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم مرا با جوفروشان سربازار کاری نیست من از گندم نمایان ارادت کیش می ترسم ندارم وحشت از جنگ ونفاق وقتل وخونریزی من از این آتش افروزان صلح ش می ترسم به شیخی گفت ی از چه می تر سی زمی ؟ گفتا ز می خوردن ندارم بيم از مستیش می ترسم مرا باخانقاه و قه وکشکول کاری نیست من از اعمال زشت خلق نادرویش می ترسم چه خ

درخواست حذف این مطلب
بر دلم ترسم بماند آررزوی کربلا...  
محدثه برام کلیپ آقای پناهیان رو داد... از تجربه شون که میخواستن برن کربلا و نشده و یکی خوابشون رو دیده و تعبيرش.... کربلا..... ای که مرا خوانده ای، راه نشانم بده گوشه ای از کربلا، جا و مکانم بده......... \+ مث آتیش زیر خا تر، دلم یهو آتیش گرفته....دلم سوخته.... کاش ب یش مولا..... من ک لیاقت ندارم.... کاش شما مثل همیشه نظر کنید..... \+ من که مردم آخه کرب و بلا تو نشون بده.... با همه بغضی که هست.... \+ نمیدونم گلوم از بغض درد می کنه یا واقعیه. باید بخوابم... پس فردا آ ین امتحا

درخواست حذف این مطلب
دوست تر.  
من شعبان را خیلی دوست دارم...خیلی...چون ماه آقاست...رجب هم ...چون متعلق به حضرت المونین است...ولی ماه مبارک را از شعبان و رجب بيشتر دوست دارم...چون متعلق به خود خداست...ولی همیشه قبل ش از این می ترسم که مهمان خوبي نباشم آن طور که باید باشم... می ترسم آداب مهمانی را خوب به جا نیاورم...می ترسم بلد نباشم...از لحظه اش استفاده نکنم... رمضان را خیلی دوست دارم...چون قدر برای المونین جان می دهم...جان... و تا فردای ش احساس می کنم شب شهادت ش قلبم می خواهد از جا دربياید...

درخواست حذف این مطلب
من از معاشقه با چشم های تومی ترسم  
من از معاشقه با چشم های تومی ترسممن از گُرگُر ِخواستنتدر هاب ِاین شب ِکویردر جستجوی ِیک وجب خاک نم خوردهمی ترسممن از شیوع ِتبار شقایق هااسیر در دست بادشهید در صحن خاکمن از ظهور ِانتظاردرمرکب ِهزار ساله ی ِتاریکمی ترسممن از رد شدن از حادثه ی عشقمی ترسماگر آنسوی ِخود باختنحریم امن ِآغوش ِتو نباشد ..نیلوفرثانی

درخواست حذف این مطلب
جام جهانی چشم هات  
جام جهانی چشم هات شروع می شود و من نه دفاع بلدم و نه حمله را،دروازه بان ذهنم اما خوب بلد است نگاه هایت را به خود بگیرد.با این همه می ترسم، می ترسم از چشم هایت بيوفتم و از دور رقابت ها حذف شوم...

درخواست حذف این مطلب
فردا...  
این را میبينی؟ . فردا... فردا ها... چند سال دیگر... همین ۲۰ سال دیگر ببين کجایی \#برنامه ای داری؟ یا.. . . \#فردا ها می آیند و میروند... اما تو آیا همانی؟ که اگر همانی... که اگر بمانی... می گندی \#حرکت اگر نکنی... \#راکد که بمانی فرو میروی ...

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.278 seconds
RSS