تو از چشمم نمی افتی

عبارت تو از چشمم نمی افتی در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
مسی، بهترین تاکتیک برای رسیدن به پیروزی  
دیدار بارسا\-سیتی که به نظر می رسید دوئل مستقیم لوئیس انریکه و پپ گواردیولا باشد، تبدیل به فستیوال گل های لئو مسی شد. اگر عد ی در فوتبال وجود داشته باشد، با این هت تریک مسی، باید عنوان بهترین بازیکن سال فیفا و توپ طلا به وی برسد. nbsp ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...

درخواست حذف این مطلب
بوی " نا "  
اینهمه حرف در ذهن بچگانه ام جا نمي شود . اینهمه تنهایی در سادگی م و اینهمه ش ت در تلاش دیوانه وار م . راستش را بخواهی روی دیواری نقاشی که رنگش کرده بودند . وارد شهری شدم که قدم های مرا نمي فهمید . زیر آسمانی نفس کشیدم که بوی نا می داد . شده ام فروانروای اشیاء . به صندلی دستور می دهم که وزن مرا تحمل کند . به پتو اجازه می دهم گرمم کند و به خواب .. مکاشفه در خیال و واقعیت .. پس دست اعتماد کجاست که این همه نور چشمم را ن د و اینهمه راز لب هایم را باز نکند ؟ بوی

درخواست حذف این مطلب
دلتنک سرزمین عشقم ...  
هنوز حق دارم دلتنگت بشوم؟ ... هر ی توی زندگیش یه لحظه های خیلی خوش داشته ... منم همچین روزی داشتم ... کاش بعد اون روزهای خوش دیگر چشمم به روی این دنیا باز نميشد ... کاش همون موقع که گرم نوازش های خداگونه بودم ... همون موقع از این دنیا میرفتم ... ناشکر نیستم ... قدر هستی که خدا بهم بخشیده رو خوب میدونم ... فقط حس میکنم هر چقدر عمر میکنم انگار از اون روزهای خوب و حال خوبم فاصله می گیرم ... توی بیداری باید با حقایق مواجه شد ... حقیقتی هست که تلخ نباشه؟ ... نه نیست ..

درخواست حذف این مطلب
تک بیت های عاشقانه ی ناب  
لاله در صحرا و در گل خانه خونین دل بود چون در آغاز بهار خود خزانی دیده است ازان چشمم ندارد خواب در تنهایی که نجوا می کنم با خویشتن درد پریشانی مرا سرمایه از آغاز مشتی آب و گل بودی همین سرمایه آ دست صد ها کوزه گر افتاد به می و میکده ای ماه نیازم نبود تا ز صهبای لبت جام نخستین زده ام ازان چشمم ندارد خواب در تنهایی که نجوا می کنم با خویشتن درد پریشانی

درخواست حذف این مطلب
تمام شب قدم زد ماه در چشمم به آرامی  
تمام شب قدم زد ماه در چشمم به آرامیمگر صبحی کند پیدا ، در این بدنامیچهل شب تا سحر من بودم و ماهی که سرگردانفرو می رفت در حوضی و بر می آمد از بامینه شامی در رسید از راه و نه خو به سر آمدنه این کابوس را جز مرگ ، صبحی بود و فرجامیبه آ می رسد راهی که از آغاز هم گم بودخوشا آغاز این حیرت ، خوشا پایان این خامیدل من گفتگوها داشت مغرورانه با بیدللب من رازها می گفت سرمستانه با جامیسفر طی شد ، به منزل می رسد سیمرغ ، یا چون منفقط پرواز خواهد کرد در اوهام خیامی

درخواست حذف این مطلب
مثل چشمم اینچنین، تهران ز باران تر نشد  
هر چه نالیدم ز غم، این درد تو کمتر نشدچون ی در این جهان، مانند تو دیگر نشداشک من از دوری ات، مانند باران شد عزیزمثل چشمم اینچنین، تهران ز باران تر نشدمی روم در این خزان، شاید غمت کمتر شودحال من اما ببین، در این خزان nbsp بهتر نشدرفتی و بردی ز دل، خندیدن و لبخند منبی تو خندیدن دگر، در چهره ام باور نشدتا نفس بودش به دل، یک ثانیه بی غم نشدبی تو دیگر در جهان، یک روز خوش آ نشدمحمدصادق رزمی

درخواست حذف این مطلب
گفتم که غم تو دارم گفتا...  
ﺑﻪ ﮊﻭﻟﯿﺪﻩ ﻧﯿﺸﺎﺑﻮﺭﯼ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﯾﮏ ﺷﻌﺮ در ﻭﺻﻒ ﺣﻀﺮﺕ ابوالفضل العباس علیه السلام ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﭘﻨﺞ ﺑﺎﺭ ﮐﻠﻤﻪ ﭼﺸﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷد و او ﺷﻌﺮی ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﻩ ﺗﺎ ﮐﻠﻤﻪ ﭼﺸﻢ ﺩﺍﺷﺖ . ﭼﺸﻢ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻫﯿﺒﺖ ﭼﺸﻤﻢ ﺑﻪ ﭘﯿﭻ ﻭ ﺗﺎﺏ ﺑﻮﺩ ﻣﺤﻮ ﭼﺸﻤﻢ ﭼﺸﻢ ها ﻭ ﭼﺸﻢ ﻣﻦ ﺑﺮ ﺁﺏ ﺑﻮﺩ ﭼﺸﻢ ﮔﻔﺘﻢ ، ﭼﺸﻢ ﺩﺍﺩﻡ ، ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﯿﺪﻡ ﺯ ﺁﺏ ﻣﻦ ﺳﺮﺍﭘﺎ ﭼﺸﻢ ﻭ ﭼﺸﻤﻢ ﺟﺎﻧﺐ ﺍﺭﺑﺎﺏ بود. السلام علیک یا ابا الفضل العباس

درخواست حذف این مطلب
خدایا راضی ام به رضایت/عمل چشم  
سلام تقریبا اوایل 9 94 متوجه مشکل چشمم شدم. البته قبلا هم کمی ضعیف بود خوب همه چیز از چند ماه بعد شکل گرفت و در یک پلک زدنی دیدم دارم چشمم را عمل می کنم. مشکلی پیش آمده بود و باید آن را رفع می مشکلی که می تواند بد تر هم شود. هر بخش از بدن مهم است حتی انگشت کوچک شصت پا که اصلا به چشم نمي اید، چه رسد به چشم که جز ارکان مهم بدن است. بگذریم گفتم خدایا راضی ام به رضایت. ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
آشیانه ها...  
........بار دگر اگر بر درختی نظر کنم nbsp یا از میان بیشه و باغی گذر کنم nbsp چشمم به روی نقش و نگار بهار نیست nbsp چشمم به برگ نیست nbsp چشمم به دستهای پر شاخسارنیست nbsp این بار چشم من به سوی آشیانه هاست nbsp آنجا که می تپد دل نوزاد زند ... nbsp و ندر هجوم سخت ترین تند باد هاست nbsp آماجگاه تیر تگرگ و nbsp پروازگاه خوشدلی و خانه بلاست nbsp چشمم به لانه هاست nbsp ای جوجگان از دل تو فان بر آمده nbsp چشمم پی شماست nbsp سیاوش ... رائى

درخواست حذف این مطلب
ملکوت  
از جابر گوید از ... پنجم پرسیدم از قول خدا عز و جل «و همچنین نمودیم بابراهیم ملکوت آسمانها و زمین را، 75\- الانعام» گوید سرم بزیر بود و ... دستش را بالا کرد و فرمود سرت را بالا کن، سرم را بالا ... و دیدم سقف شکافت تا دیده ام بنوری افتاد که چشمم خیره شد، سپس فرمود ابراهیم ملکوت آسمانها را چنین دید، فرمود سر فرو کن، فرو ... سپس فرمود سر برآور برآوردم و سقف برجا بود، گفت سپس دستم را گرفت و برخاست و مرا از خانه ای که در آن بودیم بدر آورد و بخانه دیگر برد و جا

درخواست حذف این مطلب
در مسیر ج ...  
همسری مدام ازم می خواد که خودمو بذارم جای هوو تا بتونم درک ش کنم مثلا می خواد رگ ترحمم nbsp ورم کنه و دلم براش بسوزه و نگرانش هم باشم حتی nbsp بارها این کار رو کرده ام که تا الان خفه خون گرفته ام...هر روز هی با خودم می گم امروز دیگه گم و گور میشم...اما هی اشک های دختر کوچیکه میاد جلوی چشمم که ظهرها کمی دیرتر که برم دنبالش، سرازیر میشن و وقتی می بینه اومدم دنبالش، هی بغلم می کنه و بوسم می کنه که اومدم دنبالش. nbsp هی میگه دوست ت دارم مامانم هی هر روز ازم قول

درخواست حذف این مطلب
خود درمانی  
چند وقتی بود پلک چشمم متورم بود،چشمام میسوخت.بعد از سرما خورد ... کذایی همت ... و به چشم پزشک مراجعه ... ،گفت کرم عوض کردی به چیزی حساسیت داده،در صورتی که به نظر خودم در جریان آلود ... هواخیلی چشمم رو مالیدم و nbsp بعدش احساس ناراحتی ... .دو تا قطره داد.6 ساعته و اشک ... 8 ساعته.کار خیلی سختی بود،نميدونم چرا قطره ها همه جا میرفتن الا تو چشمم،البته مو به مو اجرا ... ،بعد هم nbsp خدا رو شکر ... قطره گوش نبود،اونوقت هر شش ساعت باید دنبال ... ی بودم که قطره بریزه،خلاص

درخواست حذف این مطلب
آبشار !  
فشرده شده بودم به درِ بی آر تی. به این شلوغی و ازدحام عادت کرده ام. مثل عادت به دوری و غربت. عادت به جای خالی شهربانو در کلاس های ... . عادت ... در عین حال که آدم را دچار روزمر ... می کند تلخ ترین موهبت خداست که اگر نبود نمي دانم چطور می شد ادامه داد. با خودم گفتم این بار به جای تماشای هرچیزی، آدم ها را ببینم و چشم هایم را که همیشه از نگاه به آدم ها فراری است، وادار کنم به نگاه ... . هنوز چشمم به اولین رهگذر این خیابان بی انتها نیفتاده بود که پرواز کلاغی چش

درخواست حذف این مطلب
چشمم پُر از دور و برت باشد  
اگر بخواهی هم، دوستم نخواهی داشت. جنابِ مغرورالسطنه.

درخواست حذف این مطلب
در سرم هر ثانیه فکر تو دارم عشق من  
مانده است در انتظارت هر دو چشمانم به درتا ابد با ید که من چشمم بدوزانم به درتا ی در پشت در آهنگ این منزل کندآن زمان باید که من چشمم بگردانم به دردر سرم هر ثانیه فکر تو دارم عشق منمانده ام تا در کجا سر را بکوبانم به درخوب می دانم عزیز رفتی دگر از پیش منمن ولی تا روز مرگ اینجا نگهبانم به دراز تمام عشقمان آن حس زیبای غریبسهم من این بوده که چشمم بدوزانم به درمحمدصادق رزمی

درخواست حذف این مطلب
من....  
من در کشوری زندگی میکنم که به پلازاها و مراکز ید بزرگش مشهور است...کشوری که تمامی برندها را در نزدیکترین مراکز فروش هم در دسترس دارد...کشوری که مردمش در میان کوه های سبز و دریاهای زندگی میکنند اما تمام ا هفته هایشان را توی مراکز هرید لو میچرخند...کشوری که حتی اگر بی هدف از خانه خارج شوی با دستی پر از ید برمیگردی که دلت تاب چشمک زدن های بی امان این همه تنوع در دسترس را ندارد.... چند روز پیش با دو هم وطن بیرون رفته بودیم....تمام یدهایشان را از برندها ا

درخواست حذف این مطلب
چشمم روشن  
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمي باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید. برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید

درخواست حذف این مطلب
نمیخوام چشمم به گناه بیفته  
همسر شهید علیرضا بریری همیشه وقتی که برای منزل به وسیله ای احتیاج داشتیم ایشون میگفتند من شما رو میرسونم بازار شما ید کنید نميخوام چشمم به گناه بیفته. با این وضعیت جامعه که آنقدر بی بند وباری هست جایی برای ما نیست و در تمام لحظات تمامی سعی خودشون می د که حتی نگاهشون سهوا هم به نامحرم. agamahmoodreza

درخواست حذف این مطلب
چند ثانیه بعد از ج  
دست من نیست دو چشمم خود به خود می بارد

درخواست حذف این مطلب
اشک  
سلام بارها تصاویری رو دیده ام از شکل به شدت متفاوتِ انواع و اقسام اشک گرفته شده اند. این روزها و مثلا ب، به شدت درگیر با انواع این اشکال بودم. خب، به دلیل آسیب شدیدی که به چشمم وارد شده، درد داره و ازش اشک 1 میاد. اشکی که ارادی نیست. و فقط بخاطر تحریک زخم ایجاد میشه. ولی خب، گاهی این درد اونقدر زیاده که رسما گریه میکنم و باز هم اشک 2 جاری میشه. ب که باهات حرف میزدم و دچار احوالات معنوی عمیق شده بودم، از عشق به المونین و فرزندانشون چشمهام خیس شد و اش

درخواست حذف این مطلب
من به چشمم گفته بودم عشق من را لو نده/این روانی بی اجازه با تو صحبت میکند  
آ ایمر گرفته ام مُدام یادم میرود که فراموشت کرده ام...

درخواست حذف این مطلب
چشمم زد!  
تعریف مرا که می شنید از هر طعم مَلَس نگاه او می شد گَساز بس به پَر و پای خیالم پیچیدچشمم زد و افسرده شدم از آن پسزهرا موسی پور

درخواست حذف این مطلب
ماهی  
یه چشمم به ماهی تو تابه بود که نسوزه و یه چشمم به ماهی قرمز تو تنگ که بعد از دوسال با ما بودن در حال جون دادن بود و نميدونستم چطوری کمکش کنم از یه طرف ماهی میخوریم و لذت میبریم از یه طرف برای مردن ماهی قرمز کوچولو اشک میریزیم و غصه میخوریم گاهی اوقات سر از کارای ادما منجمله خودم در نميارم

درخواست حذف این مطلب
غزل 054 - ز گریه مردم چشمم  
دکلمه غزل ز گریه مردم چشمم با صدای نسرین محمدی nbsp nbsp nbsp ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp ببین که در طلبت حال مردمان چون است nbsp nbsp به یاد لعل تو و چشم مست میگون ات nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp ز جام غم می لعلی که می خورم خون است nbsp nbsp ز مشرق سر کو آفتاب طلعت تو nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp اگر

درخواست حذف این مطلب
قانون مداری در عین تمرد از قانون  
داشتم از روی خط عابر پیاده و از لاین brt رد می شدم اونور خیابون. یه موتور هم داشت از اونور میومد. از اونجایی که تو چند ماه اخیر نتونستم تئوری عبور_از_خط_عابر_پیاده_با_چشمان_بسته رو عملی کنم و کم مونده بود تا جونمو پای این تئوری بذارم ، وسط دو تا خیابون و م تا رد بشه. چشمم خورد به گنبد، گفتم تا اون بیاد رد شه بره یه سلام هم بدم. همین طور که سمت حرم برگشته بودم و چشمم به گنبد بود، متوجه شدم موتوره انگار حرکت نمي کنه نگاه واسه من و ه تا رد بشم اگه میشد به

درخواست حذف این مطلب
دنیا همـہ شعر است بـہ چشمم ،اما  
دنیا همـہ شعر است بـہ چشمم ،اما شعرے ڪـہ تڪان داد مرا quot چشم تو quot بود...

درخواست حذف این مطلب
کنکور  
هزار بار نوشتم کنکور و پاکش ... ا من و کنکور؟ کنکوری شده ام، درست انگار که مادر شده باشم اجباری مس ه که حس نفرت انگیز است و بوی گندش کل محلمان را گرفته... مدرس عربی می گوید ا فعل مضارع او میگیرد... میگویم آقا اجازه مگر آ فلان چیز هم او نداشت؟... می گوید آن اسم است نه فعل دختر جان... برایتان از کرمانشاه رفتن بگویم؟ برای یک کلاس یک و نیم ساعته من از ساعت چهار بعد از ظهر تا نه شب به طوکامل علاف بودم... چیز یاد میگیریم ها ولی سخت است میدانید که... همچون که اقا

درخواست حذف این مطلب
hoorosh band - toei dava  
hoorosh band \- toei dava آهنگ جدید و بسیار زیبای هوروش بند به نام تویی دواhoorosh band \- toei dava ای ماه دلم اشکامو ببین ببین که از تو دل پر میزنه به هر دری در میزنه تورو خدا ببیندرمون دلم دیدار توئه چجوری آرومش کنم دلی رو که اینجور گرفتار توئه آهنگ جدید هوروش بند تویی دوا بیا پیش دلم باش یکم یا بیا و بیوفت از چشمم یا که این دلو از جاش ماه منبیا پیش دلم باش یکم یا بیا و بیوفت از چشمم یا که این دلو از جاش ماه من تمومه این شبارو با یادت قدم زدم این کوچه ها شاهد بپرس چج

درخواست حذف این مطلب
آهنگ جدید هوروش بند تویی دوا  
hoorosh band \- toei dava آهنگ جدید و بسیار زیبای هوروش بند به نام تویی دوا ای ماه دلم اشکامو ببین ببین که از تو دل پر میزنه به هر دری در میزنه تورو خدا ببیندرمون دلم دیدار توئه چجوری آرومش کنم دلی رو که اینجور گرفتار توئه آهنگ جدید هوروش بند تویی دوا بیا پیش دلم باش یکم یا بیا و بیوفت از چشمم یا که این دلو از جاش ماه منبیا پیش دلم باش یکم یا بیا و بیوفت از چشمم یا که این دلو از جاش ماه من تمومه این شبارو با یادت قدم زدم این کوچه ها شاهد بپرس چجوره حال این عا

درخواست حذف این مطلب
کاش میشد تمام زمین را برای آرزوهایت قاصدک بکارم  
رسیدمرفتم مسجد و و به جماعت خوندم. کنار آقایونی که نميدیدمشون. چون خانمها ی نبود...وقتی برمیگشتمتو صحن شبستان چشمم خورد به یه قاصدک...وقتی برش داشتم متوجه شدم دوتا هستن... یکی بزرگ و دیگری کوچک...برداشتمشونتوی راه کوچیکه قل خورد رفت از دستالان با بزرگه تو ل نشستم... یهو یاد مدتی پیش افتادم... که تو حیاط نشسته بودم و یه قاصدک خورد به چشمم...فوری اومدم توی پستها دنبالش گشتم..18شهریور بوددقیقا چهل روز پیش...نميدونم این یعنی nbsp دعام توی شهر دیگه ای برگشت

درخواست حذف این مطلب
  
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.319 seconds
RSS