دو سه ن هههههه

عبارت دو سه ن هههههه در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
ههههه آناناز دهنتو....  
نفسم بند نفس های ی هست که نیست... سلام و علیکم قدیمی دلبررررجااان خوووبی؟؟عزاداریت قبول ایشالا خوووشگله عررروس بشی رخووووو بهت میگن واااااگ میدونی یاد چی افتادم آدلبرررجااان اون ع ا ک فرررستادی هههههه من خیال میکررردم تویی خخخخخخخخخخک تووووووف ب توووو ناناز رخووو دوستدارم فداتشم الهی مواظب خووودت باش

درخواست حذف این مطلب
ثبت خاطره ها2-دوم آذرماه95  
قرار بود چن روزی نرم مدرسه ولی اصلا نمیتونستم تو خونه بشینم تو مدرسه با دوستام حالم خیلی خوبه انقد که درس و برای پیش دوستام بودن به خونه و کنار شوفاژ خو دن ترجیح میدم بعد کلی توضیح نقشـــــــــــه برا من ههه قرار گذاشتیم همه مون ینی کلمون که یه اکیپ 8\-10 نفری تو مدرسه ایم گوشی ببریم مدرسه.... بیشترشون که واسشون عادی بووود اماااااااااا من کلی رنگم پرید و سرخ و سفید شدمممممم و ضایه بازی دراوردم طوریکه همه فهمیده بودن و به رو نمیاوردن چقد بخودم فو

درخواست حذف این مطلب
ته مونده های روزهای پاییزی خود را چگونه میگذرانید؟^.^  
به نام خدا درس میخوانیم مادر برایمان سوپ می آورد تا آلودگی هوا در رگها را بشورد ببرد پایینツ بیرون میرویم حالا نه آنچنان بیرون....حیاط را میگویم...حسن فری هایمان هنذفری را برمیداریم در گوش میگذاریم تیپ خفن پاییزی میزنیم و کلاه سیو اسپرت خا تری صورتی را روی سر میگذاریم و کلی تیپ میزنیم انگار قرار است به عروسی برویم ◡ حال همینجا یک پرانتز برایتان باز کنم یک قانون نانوشته ای هست که میگوید اگر شما در روزی بسیااااار بی حوصله باشید و به فجیع ترین شک

درخواست حذف این مطلب
رر قلبت بوم  
سلام دوباره لیلا جونم ح چطوره خوووب خوبی یا عالی هستی نفسم؟؟باید بگی عالیم تا واقعا عالی بشه ح خواستن توانستنه منم ایقد بیل زدم کمرم ش ت هههههه به زورم نفس میزنم دماغم گرفته هههههه بوم و نذر سرت کجایی در چه حالی چه خبرا چکارا میکنی راستی گفتی برام نقاشی کشیدی؟؟اخ جووووون خدا جووونم خب منم دوسدارم خانممو ایز کنم براش عروسک خشگلی بگیرم که ذوق کنه اما افسوس ازم نمیگیره خیلی دوسدارم برات هدیه ای بگیرم ولی حیف که نمیتونی ازم بگیری بوم و نذر سرت

درخواست حذف این مطلب
از اون بالا تهرون زیر پاهامه ..  
\+ خواستم از ماشین پیاده شم گفت میشه 5دقیقه به من فرصت nbsp بدین .. بعد گفت چه روزایی میاین دانشگا .. گفتم 4شنبه و 5شنبه .. گفت فقط همین دو روز؟ .. بعد گفت می تونم این دو روز بیام اینجا ببینمتون؟ .. گفتم ببخشید ولی نه .. گفتم ی رو دوس دارم ... هیچی نگفت پیاده شدم خ ظی و اومدم سمت دانشگا .. nbsp دانشگامون الکی بزرگه .. به قول quot ترنج quot زمین زیادی داشتن نخواستن ی ازشون بگیره هر سمتش یه دانشگا ساختن .. وارد دانشگا که میشی 5 دقیقه پیاده روی سر بالایی داره .. نفس ادم در

درخواست حذف این مطلب
ادعا ی عشق  
مهربانم اگر امروز چنین می پسندم بر من خورده م ... ر مهربانم زمانی در بین آدمهای منفعت طلبی بودم که تا بودم بودند اما حالا این گونه می پسندم دلم می خواست بدانم و بر من ثابت شود آنچه را که در فکر آزارم می داد یک سوال آیا این آدم ها هنگام بی منفعتی هم هستند یا نه ؟ همیشه این فکر را از ذهن به سختی دور می ... ولی یکبار با خود ... شیدم چه خوب است زمانی را برای آزمودن این قشر از خلق خدا در نظر ب ... رم چنین ... آزمودم و حالا چنین می نویسم برایت مهربانم اگر روزی از

درخواست حذف این مطلب
دهه سوم آبان 1395  
سلام و عرض ادب خدمت شما همراهان همیش ... . خب امروز یک آذر هست و همه دوستای قدیمی میدونن که یکم آذر برای من یادآور چه داستانی هست و الان فعلا باهاش کاری نداریم ولی ان شاالله عمری باقی بود بعد از زایمان یکم راجع بهش حرف دارم... دیروز این قسمت ها رو نوشتم هههه الان فعلا بریم سراغ تعریفی جات که وقت تنگه، بله هیلا قشنگه، بلهپنج شنبه همونطور که گفتم خونه مامانم اینا پست قبلی رو گذاشتم و طرفای شب منتظر بودم شووری بیاد که زنگ زد حالش بده و ح ... اسهال استف

درخواست حذف این مطلب
دهه دوم آبان 1395  
سلام به عزیزای دل و مهربانان همراه... اومدم دهه دوم آبان رو بنویسم. خیلی وقت بود تو لپ تاپ وبلاگ رو باز نکرده بودم و با گوشی نگاه می ... اما یهو الان باز ... و آهنگ ملایمی که روش گذاشتم پخش شد و من و برد به خیلی وقت پیش هاااا. روزایی که با این آهنگ کلیییییییییییییی خاطره ی خوشگل داشتم. هم دلم گرفت یکم و هم پر شدم از یه عاااالمه حس خوب... کلا من نسبت به آهنگ و عطر اینطوری ام و خیلی زود باهاشون تو زمان سفر میکنم.... بگذریم. ... یازده آبان از خواب بیدار شدیم م

درخواست حذف این مطلب
چه زود اومدم :))  
سلام و صد سلامچهارشنبه که پست قبلی رو نوشتم از بس مطلب رو هم تلنبار شده بود که حس ... خسته شدم تا همه رو بنویسم. فکر کنم قشنگ سه ساعت یا سه ساعت و نیم ریکاوری روزهای گذشته تو ذهنم و نوشتنشون طول کشید اینه که گفتم تا وقت هست و حال دارم این مدت رو بنویسم بلکم دوباره بیافتم روی منظم نوشتن nbsp nbsp البته فکر نکنید آسون هستا همین الان که مینویسم یکی شون کله اش رو معده مه و اون یکی پاش رو مثانه nbsp nbsp یعنی ببینید با چه مرارتی دارم مینویسم هههههه. خب درسته که

درخواست حذف این مطلب
مهرِ 95 نامه :))  
سلام به دوستای عزیزم خب من اومدم که مهر نامه رو هم بنویسم و برسیم به آبان. روم سیاه هی میگم تند تند میام ولی اصلا نمیشه. نمیدونمم چرا. شاید علتش نوشتن این پست های نامربوط تجربه و اینا وسط مسط هاس. چون اونا وقت زیادی ازم می ... ره باید خوب فکر کنم و بنویسم و تو مراحل متعدد مینویسم اینجوری میشه که دیگه انرژی ای نمیمونه پست های روزمره بنویسم. ولی خب وقتی تقویم و نگاه ... دیدم 4 آبان شده گفتم وای هیلا میخواستی مهر رو نیمه اول و دوم بنویسی، نجنبی به جای م

درخواست حذف این مطلب
شهریور نامه (نیمه دوم شهریور 95)  
خب تا دیر نشده بقیه ی شهریور رو هم بذاریم که چشم به هم بذاریم باید مهرنامه بنویسیم ... 16 شهریور شووری بلند شد حاضر شد صبحانه خوردیم و رفت سر کار... منم حاضر شدم و چیتان پیتان ... و رفتم خونه خواهرم اینا. نهار ماهی خوردیم جاتون خالی. بعدش با مامانم بردیم دختر خواهرم رو یکم دم در خونشون قدم زد و دنبال گربه ها کرد و بعدش براش بستنی گرفتیم و اوردیم خونه و مامانم رفت خونشون. منم وایسادم شووری اومد و قرار بود برای فروش خونه بره بنگاه یکم نشست و زمان بنگاه

درخواست حذف این مطلب
شهریور نامه (نیمه اول شهریور 95)  
خب سلام عرض میکنم خدمت دوستای عزیزم. باور بفرمائید که من هی میخوام دیگه نهایتا دو هفته یه بار بنویسم ولی اگر خاطر مبارکتون باشه تو پستی که یکم شهریور گذاشته بودم نوشته بودم باید بریم دنبال خونه و خب دنبال خونه رفتن همانا و در ... ری ذهنی و جسمی همانا و همین شد که اصلا نشد بیام بنویسم در عوض یک پست مبسوط براتون میذارم که دیگه ن ... د بنویس بنویس و هی بیاید ب ... د ننویس ننویس nbsp خودتون به صلاح دید خودتون پستم رو به چند قسمت مساوی تقسیم کنید و تو چند ر

درخواست حذف این مطلب
را ... ارهایی برای زند ... بهتر در خوابگاه  
1. با هم کلاسیتون هم اتاق نشید... رقیب میشید\- جرات ندارین غذاتون بسوزه یا حتی ب ... ید فردا واسه ... ا هم تعریف میکنه 2. با همشهریتون هم اتاق نشید... فردا با یکی دوس میشید آمارتون تو شهرتون میپیچه 3. بهترین هم اتاقی ها رشته های مرتبطتتون هستن... ی کلاس نیستید رقیب نیستید ولی درس و ... تون مشابهه... 4. با هیچ ... خیلی صمیمی نشید... فردا میشه هم اتاقی یا دوست ... ی ک باهاش مشکل دارین... 5. با ... ایی ک آلو تو دهنشون خیس نمیخوره رفیق نشید... 6. اصرار زند ... خانواد ... و شخصی

درخواست حذف این مطلب
خسته ام مممممن..... خسته امممم منننن!  
.... مث مورقه بالو پر ش ... ده ام منننن nbsp عااااره سلامجونم براوتون بگه که بنده الان در دانشکده بسر میبرم. تا جایی که رفیخه شفیخم nbsp موی دماخ نشه مینوسیم و منتشر هم میکنم و بعدن تر بقیشو میرم تو خونه مینفیسم. پریروز که پنشمبه بود و صب از هشت زدم بیرون و تا 12 کارگاه بودم. بسیار عالی بود. فغط اینکه یکم دور نشسده بودم چون انگلیسی زبان بود کارگاش ترسیدم برم جولو بشینم ولی کلن خیلی خووووف بود و یاد گرفدم و مدرسشم باحال بود. یه تکلیف گروهی بهمون دادن و چش

درخواست حذف این مطلب
وقتی نهار رو ب من میسپرن...  
نهار امروزو من درست ... ... کدو بود... و چیزی ک تحویل دادم... ی عالمه کدوی سوخته بود... البته سوخته ته گرفته ک ن زیادی سرخ شده... قیافه مامانم دیدنی بود... جدا پشیمون شده بود ک کدوهای زیون بسته رو س ... بود بهم... نمیدونم چرا آشپزیم داغوونه... دانشگا ک بودم ... امم میگفتن بهم ک معلومه بلد نیستم غذا درست کنم... هههههه خب کدو دوس ندارم... چیه آب حجم داره هههههههههه انگار آب رو دندون میزنی...

درخواست حذف این مطلب
سفر باید کرد تا پخته شود خامی  
در سفر اینبارمان به جزیره هوا نسبتا گرم شده بود البته بادی که میوزید کمک زیادی به خوب شدن هوا از ساعت 4 ظهر به بعدمیکرد. روز اول با کلی حوادث به خیر گذشت و شانس آوردم که زود رسیدم خوابگاه وگرنه همه رفته بودند سر کلاسهاشان و من بدبخت باید عین شتر مظلوم جلوی در بسته خوابگاه لنگر میزدم به هر حال کلیدی گرفتم و سلامی و بای به اندرونی برفتیم و ... ی و سپس خودمان را چنان انداختیم روی تخت که تمام چهار ستون خوابگاه به لرزه در بیامد اما ناگهان حال و احوالم

درخواست حذف این مطلب
نقشی آرامش بخش بر دردهایت بزن؛ من هم با تو درد می کشم...  
توی تک تک لحظاتم جریان پیدا کرده. تجربه ی نادریه اما دارم می بینم که تو هر لحظه هست. نه دقیقه، هر لحظه. پر حرفم برای خانمی خودم و وقتی می شینم پشت این صفحه، یادم می یاد که خانمی می گفت چرت و پرت نگو الیاس . می خوام برای خودم نگهش دارم. تا هر وقتی شد. شاید ابدی شد. دیگه گله ای ازش ندارم چون هر چی بگم ... اب می شه رو سر خودم و منم دیگه قبول ... که همه ی مشکلات از منه. یاد روزایی می افتم که رفته بودم و ... ولش کن. قرار شد گله تو کار نباشه. گفت لابد دلت براش تنگ م

درخواست حذف این مطلب
بچه ها کوچک بودن فارغ از موشک بودن  
دلم میخواد کتایون رو اونقدر بزنم که صدا سگ بده.این همه تنفر چیه تو وجودم. به مامان میگم احساس میکنم مری و لیدا دورو ان. میگه هههههه میدونی چه حرف سن ... نیه؟ nbsp اونا خیلی دوست دارن.خیلی. nbsp به هر حال هر گلی یه بویی داره دیگه. دلم میخواد خون بالا بیارم. یکی از چیزایی بوده که هرموقع حالم بد بوده ، بهش فکر می ... و آروم میشدم. خون زیاد بالا اوردن.

درخواست حذف این مطلب
دگرگونمــــــــ...  
برای چندمین بارشو نمیدونم اما امشب ده تا قرص خوردم اوم هنو بیش از پونزده تارو نخوردم پ فلن رکورد رو پونزدس ... حالم دگرگونه دنیا شده وارونه ... متن مز ... ف از خودم خهههه بدنم میدردع یا تظاهرع یا واقعی خو اوم ها فک کنم خو اوم عاشق و دلتنگم خدایا کمک ... داری ستاره بارون میکنی شبای غم ... ن منو باشه قبوله هرچی ک تو ب ... فقد نرو شایدم اشتباهم این بود ک گفتم عاشقم کجا قلبمو باختم ب تو نفهمیدم ههه ... اوم ای عشق جانم ب قربانت هههههه

درخواست حذف این مطلب
مبسوط نامه اردی بهشت جان:)  
سلام اقا شاید مس ه باشه ولی من به خودم قول دادم این پست و ننویسم تکووووووووووون نمیخورم از جام نمیدونم چرا انقد تنبل شدم و چن وقته وبم استپ شده میریم بنویسم تا بحث کج نشده به یه جاهای باریک تر تا دوشنبه خیلی چرت و معمولی گذشت البته بعدشم همون جوری بود ههههه ولی بهتر بود حالا...دوشنبه اومدم خونه تو راه با دوستم جان...اهااااااااان اینو بگم ببینید این همه ننوشتم که تا حالا این دوستمو تو وب نگفتم...نمیدونم از چن ماه پیش داشتم میومدم خونه تو راه یکی

درخواست حذف این مطلب
خنده :)  
الیمستان که بودیم یه اقایی بود دنى ما دیر تر رسیدیم..وقتى دیدم بهم گفت شما الفى؟گفتم باه گفت اره بهم گفته الف رو دیدى؟همونه که میگى سلام میگه سلام هههههه،بعد خودش به خنده ها ى خودش دوباره خنده اش میگیره...یدونه دیوونه ى دوست داشتنیه خودش هم یک دیوونه ى دوست داشتنیه...حیف که از من ٢ سال کوچیکتره و خیلی بچه است و کله اش هم حس بوى قرمه سبزى میده اما میخواد کوهنورد از من دراره..فردا هم قراره ببردم یه جایی که گفته پیاده روى داره حالا من نمیدونم منظور

درخواست حذف این مطلب
انقدر فولاد آب دیده شدم که نذارم ی قشنگم و اب کنی:)  
مطمئن بودم این ترم بالای نود و هفت میشم.... هیچ بهونه ای نداشت... از اون ترم به اینور خیلی ادم بودیم سرکلاسش...هم من هم غزل... اغراق نمیکنم ولی منو غزل جزو قعال ترینای کلاس بودیم...فاینالمون رو از رو هم نوشتیم با امتحانای مدرسه و... نمیتونستیم کامل بخونیم کتابو تقسیم کردیم درسارو باهم و بهمون گفت کامل شدین... امروز اون کلاس مس ه تموم شد خسته رفتم کارنامه زبانمو گرفتم حس خستگیم صدبرابر؟نه هزار براااااابر شد... نود و یک.. .فاینالمو داده بود بیست و پنج از

درخواست حذف این مطلب
ذوق مرگ مثلا:)  
میدونی چییه من فک می خیییییلی شیمی و عربیم افتضاحه فک می خیییییلی داغونم...فک می قطعا منفی میزنم و خیییلیم متنفرم ازشون عربیو70 زدم شیمی و 50 نمیدونمممممم چرا انقدرررر این دو تا درس به من چسبید فقطططططط از خونِ درونم تقاااضاااااااااااااااااا دارم تا روز کنکورم تو شیمی و عربی همینقدر پویا و کوشا باشه لطفا انقدررررر حرف مرف دارم حیف حال ندارم مجبورم بسنده کنم به همین قدر تخلیه انرژی قضیه این چنلِ که ع چنگال میذاره هس؟؟؟؟؟؟چرا انقد من و نابود ک

درخواست حذف این مطلب
روزمرگی نوشتِ شبانه:)  
سلام چن روزی هست میخوام بنویسم ولی هی نمیشه... هی یه ماجرایی پیش میاد میبینم فرصت از دس رفتتتت که رفتتتت حالا میگویم الان داشتم با خستگی تمااااااام ادبیات میخوندم بعد گفتم بسه خونی بیام به ییاد قدیما که با نوشتن انرژی میگرفتم و حالم خوب میشد بنویسم حالا نصف شبم باشه چه فرقی داره داشتم به این نتاییج میرسیدم تااااااااااازه که زااارتی دیدم یکی هی میزنه به کولر با دااااد و ببیداد از دریچه کولر میومد صداش که این کولررررهههه کیه داره اب میده حاال

درخواست حذف این مطلب
پروژه ای انجام خواهم داد که مــــــــپرس^.^  
پارسال تقریبا چن روز نزدیک به روز معلم بود سر زنگ آزمایشگاه یکی از بچه ها از هممون پول جمع کرد.... کاغذ کشی، روبان و کاغذ کادو ید و به هرکودوممون یاد داد یه گل رز درست کنیم و ا 40...45تا گل رز درست کردیم ....قرمز و زرشکی و سفید و بنفش....چوباشونو فرو کردیم تو یه اسفنج و یه سبد گل خیلی خوشگل درست کردیم و از طرف کلاسمون روز معلم دادن به معلما الان قشنگ تو دلتون میگید اه اه چقد لوووووس هههههه ....حالا امروز درست وقتی داشتم جم و جور می و تو دلم برنامه میریختم

درخواست حذف این مطلب
کن یو اسپیک اسپنیش؟  
یک دقیقه زودتر از خونه اومدم بیرون، اما چند دقیقه دیر رسیدم | مردم چشونه همه اش بیرونن؟ اه در همون حال که دیرم شده بود و داشتم با سرعت به سمت مقصد حرکت می یه آقا جلومو گرفت پشت سر هم با یه لهجه ی غریب یه چیزایی بلغور می کرد دیدم حتی یک کلمه شو نمی فهمم، گفتم ببخشید من انگلیسی نمی فهمم و می خواستم برم که با حرکات دست بهم فهموند صب کنم و گفت نات انگلیش، اسپنیش هههههه می خواستم بگم مرتیکه تو این مملکت جلوی یه خانومو گرفتی که میگه انگلیسی بلد نیست، ا

درخواست حذف این مطلب
برشی از زندگی  
دراز کشیدم و دارم سقف رو نگاه میکنم سعی میکنم مثل هزاران بار قبل چشمم رو ببندم و بخوابم اما...بی خو ... اون نور لعنتی و اون کابوس تکراری...این بی خو ا ش من رو میکشه...علی جون تو با چی زنده ای؟آخه اصن نمیبینم چیزی بخوری، حواسم بهت بوده ها.من فتوسنتزعلی مگه میشه؟ تو کتاب زیست ما نوشته فتوسنتز مال گیاه هاستمن لابد منم گیاهم nbsp علی هههههه نمیشه کهمریم اینقدر اطلاعات چرت و پرت به بچه نده گیج میشه، quot خطاب به پسرش quot شوخی میکنه مامان، تو ات رو نمیشناسی،

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.958 seconds
RSS