زبون

عبارت زبون در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
حیف که خیلی بدجنس نیستم  
داداشم کله پاچه دوست داره ولی نمیدونه کله پاچه واقعا کله ی ه من فکر می میدونه ولی پارسال گ که گفتم زبون رو چجوری میخوری ؟ گفت زبون واقعی نیستش که اسمشه . منم که شوکه بودم از ضریب پاتریک بودنش گفتم آره ، فقط اسمش زبونه \+ ماه رمضون بدون ربنای شجریان برای من یه چیزی کم داره . افطار حال نمیده کلا

درخواست حذف این مطلب
روزی که اعضای بدن به سخن می آیند!  
مطمئنم اعضای بدنم درباره ی هر گناه کرده و نکرده ای مرام به ج بدن و آبروم رو نبرن، از ماه رمضون امسال و ورزش م با زبون روزه نمی گذرن و حتما چوقولیم رو روز قیامت به خدا میکنن قشنگ وسط تایم ورزش احساس می کنم بدن بیچاره ام با زبون خشک و لرزون ناله میکنه که آخه من چه گناهی که باهام اینجوری تا می کنی؟ چرا؟؟ چرااا؟؟؟

درخواست حذف این مطلب
غلبه صدقه بر گناه  
در کافی ص 148 روضه بسندش از ... ششم علیه السّلام که پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود خدا هیچ نیافرید جز آنکه بر او فرماندهی گماشت که بدو چیره است، این برای آنست که چون خدا تبارک و تعالی ابر فروردین را آفرید بخود بالید و غرید و گفت کدام چیز بر من چیره شود؟ پس زمین را آفرید و بر پشت او پهن کرد و زبون شد، سپس زمین بخود بالید و گفت کدام چیزی بر من چیره شود؟و کوهها را آفرید و چون میخ ها بر پشتش کوبید تا اهل خود را نلرزاند، و زمین زبون شد و آرام گ

درخواست حذف این مطلب
وحشی تلخ  
از وقتی تلخ و وحشی شدم بهم احترام میذارن حدودمو میشناسن کمتر کل کل میکنن و آزادترم. وقتی مهربون و ساده بودم وقتی اجازه میدادم حرف بزنن که اگه درست بود متقاعدم کنن انگار نمیدیدنم.انگار یه خمیر بودم که شکلش بدن. چون حرف و خواسته ی من اهمیتی نداشت. راحت از روم رد میشن. انگار زبون این آدما زبون خوشی و صداقت و مهربونی نیست. یادگرفتن با تحکم و وحشی گری ارتباط برقرار کنن. هنوز دوره های بیشرفی و دروغگویی رو خوب یاد نگرفتم. ایشالله برنامه ی بعدیم سرمایه

درخواست حذف این مطلب
داستان خنده دار لکنت زبان  
یارو لکنت زبون داشته به اورژانس زنگ می زنه که بیان جنازه همسایه شون که مرده رو ببرن میگه ااااالو اااااوورژانس،این هههههمسایمووون مممممرده یک آمبولانس میفرررررستین ؟ … یارو اورژانسیه میگه آدرستون کجاست ؟؟ طرف تا میاد نشانی رو بگه زبونش بند میاد و میگه ظظظظظ طرف میگه منظورتون ظفره ؟؟؟ طرف میگه ننننننن ـــنه اورژانسیه فکر می کنه که رفته سرکار میخنده و گوشی رو قطع می کنه یه هفته بعدش همین قضیه مجددا می افته بازم طرف میگه آدرستون کجاست ؟ باز

درخواست حذف این مطلب
داستان طنز  
لکنت زبان یا رو لکنت زبون داشته به اورژانس زنگ میزنه که بیان جنازه همسایه شون که مرده رو ببرن میگه اااالو اااوورژانس ،این ههههمسایمووون ممممرده یک آمبولانس میفرررررستین؟ …یارو اورژانسیه میگه آدرستون کجاست؟ طرف تا میاد آدرس رو بگه زبونش بند میاد میگه ظظظظظ طرف میگه منظورتون ظفره ؟طرف میگه نننننننـــنه اورژانسیه فکر می کنه رفته سرکار می خنده و گوشی رو قطع میکنه یه هفته بعد همین اتفاق دوباره میفته بازم طرف میگه آدرستون کجاست؟باز زبون بند

درخواست حذف این مطلب
عاشقانه های من و نخل همسایه  
قلب ما بود مملو از شادی بی پایان سعی ما بود بهر آبادی این ساماندرخت نجیبی که نه سر خم میکنه و نه به حریم ... ی ... میکنه من عاشق نخل خونه ی همسایه وتمام نخل های سرزمینم nbsp هستم و دیدن این عشق زیبا وسربلند هر روز قبل از رفتن سر کار بهم انرژی میده نخل های بی سر نخلستانهای وطنم همونا که زمان جنگ سرشون رو از دست دادن اما مقابل دشمن سر خم ن ... د nbsp برای من وهمه هم وطنام نماد مقاومت هستند nbsp مبارزه با سختی های زند ... .وقتی nbsp تو اتاق سیصد ودوازده بستری میشم

درخواست حذف این مطلب
#بیشعوری_تا_این_حد ؟؟؟  
لطفا تعجب نکنید. این جمله ای بود که دیروز راننده آژانس به زبون اورد و من فقط با تعجب به پشت گردنش نگاهمی ، چقدر دوست داشتم محکم بزنم پس کله ش این جمله رو وقتی به زبون اورد که،داشت میرفت تو خیابون ورودممنوع،و دو تا ماشین جوری سر خیابون،پارک کرده بودن که این آقا نمیتونست خیلی راحت و گشاد وارد ورود ممنوع بشه حدود بیست دقیقه بعدش،وارد به ورود ممنوع دیگه شد و چقدر به خاطر بیشعوری یه عده،که نمیخواستن ذره ای گذشت داشته باشن و بذارن ایشون اول رد بشه

درخواست حذف این مطلب
توضیحی دربارۀ فان کشون  
اول از همه باید بگم این حرفایی که میخوام بزنم از زبون «حسین مداحی» هست و نه ابو اسفنج. پس خواهشا از زبون «حسین مداحی» بخونین اینا رو و اصلا به ابو اسفنج و ن ربطش ندین. حساب اینجا با اونجا جداست. اگر ی قراره خیلی زود برداشتِ دلخواه خودش رو داشته باشه از این متن و بعد بیاد دلخور بشه و... اصلا نخونه از همین اول. ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
به وقت آذر نود و پنج  
این شونزدهم آذر اولین روز دانشجوم بود ... ... میم دقیقا گذاشت آ ... ین ساعتا بهم تبریک گفت... کلا داره با زبون بی زبونی میگه که همه چی ... اب شده همین چند هفته میش که رفته بودیم خونه علیرضا اینا هیچ حرفی از تو نزد ... هیچی... دقیقا سال پیش که رفته بودیم اونجا کلی ازت گفت ... فقط یه کلمه ای به زبون اورد که روش هیچ حس ... باز نمیکنم ... فقط میدونی نمیدونم چرا حس میکنم همه چی به همینجا ختم نمیشه ...میگن یه سیبُ بندازی بالا هزار تا چرخ میخوره دقیقا مثل جریان من که هز

درخواست حذف این مطلب
صرفا جهت ثبت در تاریخ!  
ع قیافه ی میکول و مجتبی بعد شنیدن اون جمله ی پایین از زبون پ.ن اون گروه استاجری خجسته که امشب بعد اولین کشیک جراحی شون جیم زدن و برای هشتمین بار بابت یدن ماشین جدید چهار ماه پیش جدید محسوب میشه دیگه.نه؟ از مجتبی شیرینی گرفتن ما نبودیم.تکذیب میکنم. مجتبی امشب میگفت از شنیدن جمله ی حالا شیرینی ماشینت چیشد؟ از زبون شماها هیستریک میشم.بخدا میرم میفروشمش راحت بشم و ما براش توضیح میدیم که به هرحال بابای پولدارت باید ذکات و بده دیگه نه؟والا.

درخواست حذف این مطلب
we didn't need dialogue. we had faces.  
آنتونی داشت پارو میزد و با ذوق یه چیزایی به ایتالیایی سرهم میکرد که ما نمیفهمیدیم. لیون هم داشت پارو میزد و تظاهر میکرد که میفهمه آنتونی چی میگه و به فرانسوی بهش جواب میداد. کف قایق آب جمع شده بود و من هم میخواستم به تموم زبون های زنده و مرده دنیا داد بزنم که داریم غرق میشیم. لیون و آنتونی که حالا بالا ... ه تو بحثشون با دو زبون مختلف به توافق رسیده بودن ... ت بودن و نگاهشون ... ر کرده بود به آب کف قایق. لیون که زبون منو فهمیده بود گفت نگران نباش این ق

درخواست حذف این مطلب
روزی که اعضای بدن به سخن می آیند!  
مطمئنم روز قیامت، اعضای بدنم درباره ی هر گناه کرده و نکرده ای مرام به ج بدن و آبروم رو نبرن؛ از ماه رمضون امسال و ورزش م با زبون روزه نمی گذرن و حتما چغلیم رو به خدا میکنن قشنگ وسط تایم ورزش احساس می کنم بدن بیچاره ام با زبون خشک و لرزون ناله میکنه که آخه من چه گناهی که باهام اینجوری تا می کنی؟ چرا؟؟ چرااا؟؟؟ «یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» آیه 24 سوره نور

درخواست حذف این مطلب
زخم زبان  
خداوند باید زدن یه سری حرف ها رو هم حرام اعلام میکرد. باید به بشر میگفت مراقب حرف زدنتون باشید و هر کلامی رو به زبون نیارید، چون زخم زبان میتونه از زخم جسمی هم دردناک تر باشه. البته نمیدونم، شاید اینا رو گفته باشه و بشر مثل همیشه نافرمانی کرده. درکل خوبه که یه سری چیزها رو آدم نگه، یا حداقل یه سری چیزها رو اول مزه مزه کنه و ببینه چه معنی هایی میتونه داشته باشه اونوقت به زبون بیاره. بعضی ها فکر میکنن چون خودشون پوست کلفتن و حرف روشون تاثیر نداره

درخواست حذف این مطلب
شام غریبانِ ما!  
شام غریبان ما هم اینطوری داره میگذره که... نمیدونیم به کدامین گناه... اسیر دست همسایه های زبون نفهمِ کانامورایی شدیم که نوه هاشون طبق معمول روزای تعطیل بالا رو تبدیل به طویله ... و بدون توجه به وقت و ساعت .... لا اله الا الله.... بگذریم عرضم به حضورتون که... خدا الهی همه ی بندگانش رو از شرِ مخلوقات زبون نفهم در امان نگاه داره... \+راجع به کانامورا بعدا سر فرصت توضیح میدم الان رو مودش نیستم. \+\+ ... حیوان نجیبی است... به این حیوان بزرگوار توهین نکنید. \+\+\+صد ر

درخواست حذف این مطلب
تکرار  
.......................................................................................... ..................................................................................................................... ....................................................................... ......................... . . . . یه عالمه حرف نگفته که نمیتونم به زبون بیارم دلم میخواد بگم اما نمیدونم از کجا شروع کنم خدایا فقط ازت میخوام گذشته دیگه تکرار نشه...

درخواست حذف این مطلب
گرمش بود  
دخملی کلی گرمش بود، در یه عملیات انتحاری، بردمش تو روشویی تنش رو شستم. لباس جدید پوشوندم. nbsp سرش رو نشستم.بچه ها واقعا بی زبون و بی گناهن. وقتی گرمشه نمیتونه بگه.

درخواست حذف این مطلب
آسمون دل من  
در آسمون دل من، پرنده پر نمیزنه به کلبه غم زده ام محبت سر نمیزنه یه مهربون یه هم زبون حلقه به در نمیزنه هر چی غمه مال منه، بدتر زغم حال منه هرجا میرم این غصه ها چون سایه دنبال منه خاطرات تلخ رفته همه جاست همسفرم کاشکی من گذشته ها رو بشه از یاد ببرم غم همیشه با منه مثله همزاد منه این طلسم نمیشکنه یه مهربون یه هم زبون حلقه به در نمیزنه هرچی غمه مال منه بدتر زغم حال منه هرجا میرم این غصه ها چون سایه دنبال منه به هر ی رسیدم دلمو سوزونده هر روز با یک ب

درخواست حذف این مطلب
آینه دق  
حبیب اومد میگه پاشو تو دیگه نباید تلفن جواب بدی قشنگ با زبون بی زبونی دارند بهم میفهموند اینجا اضافه هستم و آینه دق هستم

درخواست حذف این مطلب
حرف حساب  
گاهی هم باید پدرسوخته بود یعنی صادق نبود یعنی دروغ گفت یعنی همه ی حقیقتو نگفت یعنی نقطه ضعف دست ی نداد یعنی فرق نداره طرف کیه همیشه یه حریمی واسه خودت نگه دار یعنی هر چی ته دلته به زبون نیار لعنتی آدما عوض میشن، همین من اصلا همین من اگه نقطه ضعفتو بدونم نظرم عوض بشه شاید، حالا شاید اصلا بتونم خودمو خیلی جمع و جور کنم و به روم نیارم ولی رتبه ت میاد پایین تو ذهنم، میفهمی که؟ همه چیزو نباید به زبون آورد که ، آقا جان میگم مثل بچه ی آدم رفتار کن زیاد

درخواست حذف این مطلب
روز گند...  
روز گند... روز گند... اتفاقات بد... خیلی بد... کل خونه رو غم گرفته...... نمیدونم اینکه بگم لعنت کار بدیه یا نه. ولی... بیخیال. خودم به زبون آورده بودمش. هنوز هست. من روح اونو فراموش نمیکنم که چطور کشته شد. \+ معذرت میخام... به خاطر مکنزی بودن. ببخشید مزاحم شدم

درخواست حذف این مطلب
۱  
چندبار افاضات ش رو تحمل کرده بودم در مورد لائیک بودن ش و اثبات وجود خدا سر کلاس انتقال حرارت. این دفعه بحث خیلی داغ بود٬ ۴۵ دقیقه بود که داشت یک ریز با بحث می کرد و رسماً مز ف می گفت. چه از نظر فلسفی و چه از نظر علمی. این قدر به خودم فشار آوردم که چیزی نگم٬ دستام می لرزید و پام تیر می کشید٬ نمی دونم چه جوری وارد بحث شدم در مورد فرگشت و داوکینز و ژن خودخواه و طراحی هوشمند و آگاهی حرف زدم. اون مدام وسط حرف م می پرید و یک بار با قطعیت گفت «فرگشت طراحی هو

درخواست حذف این مطلب
آقایی کجایی..  
نمیدونم چرا تو دلم آشوبه.... انگار دارن دل و روده مو بهم میبافن... نمیدونم چمه.... ی استرس و دلهره نسبتا شدیدی گرفتدم.... نکنه واسه آقایی .. وای ن... خدانکنه... حتی نمیتونم ب زبون بیارم....

درخواست حذف این مطلب
کائنات... لطفا  
دوس دارم براش یه کیف پول چرم بگیرم... nbsp ولی نمیخوام یه کیف پول چرم ساده باشه میخوام که یه قسمتی از کیف پول،روی چرم ،یه متنی نوشته باشه از زبون خودم، یا هر نوشته ی سلیقه ایه دیگه ولی نمیدونم از کجا باید همچین چیزی رو سفارش بدم

درخواست حذف این مطلب
بن بست!  
در بن بست ها چه کار میشه کرد؟ اگه ته بن بست ... ر نکرده باشیم و بتونیم فک کنیم احتمالا شناسایی و تعریف گام بعدی بهترین اقدام ممکنه، اینکه در بن بست ادم وا نده و از اول دنبال یه طرح کامل برای برون رفت نباشه، فقط یه گام یه یه سطح مسئله رو ساده کنه، به زبون ساده می اد ولی اگه به عمل در بیاد چی میشه؟

درخواست حذف این مطلب
بی شعوری!  
دو رأس چلاندنی در فامیل داریم که تا بهشون می رسم پرتشون می کنم هوا و اونا هم غش غش می خندن و منم ریسه میرم و بقیه هم شاد و سند لبخند می زنن. حالا اون بچه زبون نداره که بگه نکن من بیشعورم که این کار رو می کنم آقا و خانم والدین و باقی بزرگ ترها شما چرا با سنگ نمی زنید تو سر من که بچه رو ننداز هوا، خون تو مغزش ه می شه، خون ریزی می کنه، می میره؟ها؟ بی شعور من کیه؟

درخواست حذف این مطلب
 
از تک تک حرفاش رضایت و لذت از زند ... میباره ولی من هیچوقت اینطوری نبودم کاش یکم مثل اون سر و زبون دار بودم انقد راحت با همه صمیمی میشدم و حرف میزدم انقد شنگول بودم حتی تو ظاهر من غر غرو شدم خیلی کاش یکم یاد ب ... رم از زند ... و شرایطم لذت ببرم پی نوشت ببخشید کامنتا تایید نشدن این پستم با گوشیه

درخواست حذف این مطلب
 
قرآن بخوانیم [بیست و دوم رمضان ۹۶]  
زبون آقا، زبون امان از این زبون چه بلاها و عذابایی به خاطر همین دو مثقال گوشت به سر آدم میاد خدایا افسار زبونمون رو دست عقلمون بده خدا آمین گو رو بیامرزه دی ادامه ی ختم قرآن، از بخش ۱۹۴. ماس دعا. اگه تمایل دارین توی ختم قرآن مشارکت کنین، شماره ی بخش های مورد نظرتون رو تو بخش نظرات ثبت کنین. . بخش های ۱۹۳ تا ۱۹۷ بخش های ۱۹۸ و ۱۹۹ بخش ۲۰۰ . بخش های ۱۹۴ و ۱۹۵ سین بخش های ۱۹۶ تا ۲۰۰ محبوبه شب پایان چهارمین و آغاز پنجمین ختم قرآن در این وبلاگ . بخش های ۱ ت

درخواست حذف این مطلب
نامتقارن!  
ساعت شش صبح بیدار شدم، خو ... دم. ساعت هفت بیدار شدم... وای دیر شده، به دو لباس پوشیدم، سریع از خونه زدم بیرون، با هزار زور و زحمت... کلی استنشاق هوای تهران، کلی کنسرو شدن تو اتوبوس ساعت هشت... بلا ... ه رسیدم شرکت... میرم طبقه پایین که یه چیزی بخورم بعد برم سر بخش... ساعت نه... یه خبر دست می ... رم برای ترجمه... این کشور به اون اولتیماتم داده، به من چه؟ ساعت ده... لعنت به زبون انگلیسی با این جمله های طولانی، لعنت به زبون فارسی با کمبود ساختارهای زبانیش، لعنت

درخواست حذف این مطلب
قرآن بخوانیم [بیست و دوم رمضان ۹۶]  
زبون آقا، زبون امان از این زبون چه بلاها و عذابایی به خاطر همین دو مثقال گوشت به سر آدم میاد خدایا افسار زبونمون رو دست عقلمون بده خدا آمین گو رو بیامرزه دی ادامه ی ختم قرآن، از بخش ۱۹۴. ماس دعا. اگه تمایل دارین توی ختم قرآن مشارکت کنین، شماره ی بخش های مورد نظرتون رو تو بخش نظرات ثبت کنین. . بخش های ۱۹۳ تا ۱۹۷ بخش های ۱۹۸ و ۱۹۹ بخش ۲۰۰ . بخش های ۱۹۴ و ۱۹۵ سین بخش های ۱۹۶ تا ۲۰۰ محبوبه شب پایان چهارمین و آغاز پنجمین ختم قرآن در این وبلاگ . بخش های ۱ ت

درخواست حذف این مطلب
همون ....  
خیلی یه هویی و بی دلیل یاد این آهنگ ... افتادم quot سلام من به تو یار قدیمی. منم همون هوادار قدیمی..هنوز همون nbsp ... اباتی و مستم. ولی بی تو سبوی مِی ش ... تم... quot گفتنی که زیاده. وقت کم و اعمال بسیار و گربه بلا زبون ها رو خورده از ازل.

درخواست حذف این مطلب
:(  
... لمامروز خیلی خوش گذشت کلی خندیدیمولی بازم تهش که چی؟ برگشتم همینجا و nbsp یاد بدبختیا افتادماین یارو هم که زنگ نزداه اه اه اهدیگه خسته شدمخدایا میشه ب ... کجایی؟؟ میشه لطفا یه کاری ... ی؟ یه کار خوب نه یه چیزی در جهت شوکه ... و گوه تر ... اوضاع فعلی.ممنونم زبون دیگه ای بلد نیستم وگرنه اون زبونی باهات حرف میزدم شاید حرفمو گوش کنی

درخواست حذف این مطلب
ییاهم تاسره مینه لرم  
چه مدت بود خیره به من بود خدا میدانست نگاههای پر معنی اش داشت به سوالی گره میخورد که میترسیدم بپرسد و لال بمانم پیش دستی ... و پرسیدم ...اگه عاشق بشی چیکار میکنی؟ میری و به طرف مقابل می ... ؟ خوب معلومه،نگم اون از کجا بودنه دوستش دارم؟تازه هرچی زودتر هم بهتر،میترسم یکی ازم ب ... تش و حرفش را با یک چشمک و لبخند زیبا معنی میدهد ...اگه یه روزی یه دختری که زیاد نمیشناسیش و باهاش در حد یکبار و یه سلام حرفیدی.. .بیاد و بهت بگه دوستت داره و عاشقته،چیکار میکنی

درخواست حذف این مطلب
علامت تعجب . . .  
ببین اقا یا خانمی به اسم که تو وب پایگاه تصفیه روح داری از جانب من حرف میزنی و دردسر درست میکنی کوتاه بیا برو پی زندگیت حوصله دردسر و جنگ اعصاب ندارم مطمئن باش اجازه هم نمیدم این اتفاق بیفته ممنون از طرفداری هر چند الکیت ولی خودم زبون دارم حالا هم خوش اومدی . . .

درخواست حذف این مطلب
اکلیلِ آبى  
خوشحالم که امروز توى یک بازه زمانىِ حدوداً پنج دقیقه اى عقلم زایل شد. یعنى درست از زمانى که به ویترین شیشه اىِ عروسک فروشی چسبیدم، چشماى اکلیلی و مظلومِ پینگو رو دیدم، دلم براش سُرید، و واژه ى واى عزیزم رو به زبون اوردم؛ تا زمانى که رفتم داخل مغازه، پینگو رو یدم، و اومدم بیرون

درخواست حذف این مطلب
خسته ام  
امروز روز بدی بود با خدای خودم دعوا ... نمیدونم چرا دلم بدجور گرفته ازخودم از ادما هیچ ... دوست ندارم همه ادما به فکر خودشونن زبون نفهمن شعور حرف زدن ندارن خدایا تاکی ................. خسته ام خدا خدایا بریده ام تا کی خوابم میاد یه خواب عمیق خدایا هرچند الان باهات قهرم اما کمکم کن

درخواست حذف این مطلب
جالب  
سلام تاحالا فکر نکرده بودم چقد میتونه جالب باشه که خواب مادربزرگ خد ... امرزم رو ببینم و ازش بپرسم که چرا انقد کم به خوابمون میاد و اونم جواب بده که من زیاد به خوابتون میام شما ها یادتون نمیمونه... خیلی میخواستم راجع به خواب ... بم بنویسم ولی خب یه چیزایی هست که نمیشه خیلی راحت به زبون اورد...

درخواست حذف این مطلب
سلام مرد من  
سلام مرد من خیلی دلم برات تنگ شده.به این امید اومدم اینجا و از دلتن ... هام نوشتم که تو هم یه روز بیای و از دلتن ... هات برای من ب ... .هیچ چیزی توی این دنیا از بین نمیره.حتی دوست داشتن های که هر روز بهت می گم.اگر بگم دوستت دارم. یه روزی این رو از زبون تو در واقعیت می شنوم. عشق منمرد منبعضی روزها اینقدر دلتنگ می شم که موبایلم رو بر می دارم و با یه سردرگمی نگاهش می کنم انگار که شماره تو داخل گوشی ام هست. مرد من با من حرف بزندلتنگتم

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 1.367 seconds
RSS