سال انسان دوست بردم زند سال آموختم سال متوجه سال دانستم

عبارت سال انسان دوست بردم زند سال آموختم سال متوجه سال دانستم در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
امروز چه چیز آموختم  
آموختم که تنها ... ی که مرا در زند ... شاد می کند ... ی است که به من می گوید تو مرا شاد کردی،،،آموختم که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی نه گفت،،،آموختم که همیشه برای ... ی که به هیچ عنوان قادر به کمک ... ش نیستم،دعا کنم،،،آموختم که وقتی با ... ی روبرو می شوم انتظار لبخندی جدی از سوی من را دارد،،،آموختم که امروز همان فردایست که دیروز منتظرش بودیم،،،آموختم که برای ما شدن باید از من بودن گذشت،،،آموختم که حتی پست ترین آدمها هم سزاوار خیانت نیستند،،،آم

درخواست حذف این مطلب
فاصله  
« آموختم که فاصله ها بسی nbsp با ارزشند. آموختم آدم ها را nbsp از دور دوست داشته باشم.در احاطه ی رابطه هایِ مسموم و یاس آور nbsp به وضوح دیدم، از دهانِ هر رفیق اژدهایی بیرون زده، که تا انهدامِ کاملِ ذره ذره های وجودِ بی تکلفم، دست از آتش بازی مرگ زای خود بر نمیدارد.آموختم من هم چنان دیگران، دورنمای بهتری دارم. دیوانه ای شوریده سر، که حتی nbsp از nbsp تصورِ آفتاب و لمسِ باران شاعر می شود، کجا در دل آدم ها جا دارد؟؟؟ »نیکی فیروزکوهیاز مجموعه ی همه ی مادران

درخواست حذف این مطلب
از زندگی آموختم ...  
آموختم کم آوردن قسمتی از زندگیست . آموختم که گاهی وقتها هیچ واژه ای آرامت نمیکند . آموختم به بودنها دیر عادت کنم و به نبودنها زود ، آدمها نبودن را بهتر بلدند . آموختم گاهی از زیاد نزدیک شدن فراموش می شوی . آموختم گاهی برای بودن باید محو شد.

درخواست حذف این مطلب
روز معمولی  
بیشتر روز به درس خواندن گذشت. کم و بیش استثنا از درس خواندن لذت بردم. رفتار سازمانی از درس های دوست داشتنی مدیریت است. شخصیت و درک چگونگی عملکرد انسان در سازمانها بسیار مهم است. انسان از بدو تولد درگیر و همراه سازمان ها می شود. سازمان ها همه امورات زندگی انسان را کنترل می کنند یا به نحوی انجامش می دهند و شناخت آن و کارکنانش مهم است.

درخواست حذف این مطلب
کتاب ˝101 چیزی که در مدرسه معماری آموختم˝  
101 چیزی که در مدرسه معماری آموختم . نویسنده ماتئو فردریک. مترجم سیده صدیقه قویدل. نشر کتاب وارش. قیمت 8010تومان. کتاب 101 چیزی که در مدرسه معماری آموختم کت است برای دانشجویان معماری. یک کتاب کوچک با قطع خشتی کوچک که به قول نویسنده اش باید همیشه در کوله پشتی یک طراح معمار باشد. به طنز نیز بیان شده که این کتاب باید از چشم اساتید دور نگه داشته شود. چون کت است که به زبان بسیار ساده همه آن چیزهایی را بیان می کند که اساتید در کلاس ها به شکل راز گونه و مبهم آ

درخواست حذف این مطلب
من ازشیمی آموختم...  
من از چرخش الکترون ها به دور هسته آموختم که کل جهان به دور مرکز هستی می چرخد و از حرکت پیوسته ذرات چه ارتعاشی چه انتقالی یا دورانی که ثبات و س در آفرینش راه ندارد و پیوسته در مسیر تغییر و تحول و تکامل هستیم. از شیمی آموختم که هر چه فاصله ما از مرکز افرینش وخالق هستی بیشتر باشد ما و نیستی ما آسانتر خواهد بود همانطوری که جدا الکترون از دورترین لایه اتم آسانتر است. از تلاش ذرات بی شعور برای پایدار شدن متعجب شدم و دریافتم که شعوری والا و شه ای برتر د

درخواست حذف این مطلب
بیاموز...  
از زندگی آموختم هیچ چیز ازهیچ بعید نیست آموختم ..... تلافی از انرژی خودم می کاهد آموختم ..... به بودنها دیر عادت کنم و به نبودنها زود آموختم .... گاهی از زیاد نزدیک شدن فراموش می شوی آموختم ...... گاهی یک کلمه پتک است و تمام وجود من از شیشه آموختم ..... گاهی برای بودن باید محو شد آموختم دوست خوب پادشاه بی تاج و تختی ست که بر دل حکومت میکند و آموختم ..... برای شناخت آدمها یکبار بر خلاف میلشان عمل کنیم..

درخواست حذف این مطلب
مناجات به زبان ریاضی  
ای خدای مهربان تو با شکوه ترین لحظه موعودی ، همواره دوستت خواهم داشت چرا که به من آموختی که باید ، سپیدیها را مجذور و از سیاهیها جذر گرفت ، زیباییها را در ده به توان ده ضرب کرد و زشتیها را بر آن تقسیم کرد . به من آموختی تا منحنی اکیداً نزولی پشت خمیدة آن پیر زن دردمند را بر صفحة کاهگلی دیوار کلبه اش همواره به خاطر داشته باشم . تو علامت را در تساوی اضلاع مثلث متساوی الاضلاع ، استواری را در مثلث قائم ا ... اویه و نظم را در قالب تمامی n ضلعیهای منتظم ب

درخواست حذف این مطلب
چهار اصل  
از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا کردی؟گفت چهار اصل1\- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم2\- دانستم که خدا مرا میبیند پس حیا 3\- دانستم که کار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش 4\- دانستم که پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم

درخواست حذف این مطلب
دوست داشتن تو کفر است  
اگر تو دوست منی کمک ام کن تا از تو هجرت کنم اگر تو عشق منی کمک ام کن تا از تو شفا یابم اگر می دانستم که دوست داشتن خطر ناک است .. به تو دل نمی بستم اگر می دانستم که دریا عمیق است… به دریا نمی زدم اگر پایان ام را می دانستم هرگز شروع نمی ... دلتنگ تو ام پس به من یاد بده که دلتنگ تو نباشم به من یاد بده چگونه برکنم از بن ، ریشه های عشق تو را به من یاد بده چگونه می میرد اشک در کاسه ی چشم به من یاد بده چگونه دل می میرد و شور وشوق خودکشی می کند اگر تو ... ی از این

درخواست حذف این مطلب
شهادت ار جنس دخترانه  
با تو می گویم مروه ی نجیب تا این زمان نمی دانستم شهادتی باشد که فقط خاص ماست، مال ما...دخترانه ی دخترانه.نمی دانستم همین چادر و روسری که هر روز در مواجهه با غیر سر می کنیم،شهادت ساز است مثل ایمان، مثل عقیده،مثل طرز فکر.از امروز به چادرم به گونه ای دیگر نگاه خواهم کرد.تلاشم را خواهم کرد...تو دعا کن برای ما مروه ی قهرمان حالا می فهمم معنی ان جمله راکه پیر دوست داشتنی و فرزانه مان می گفت قران کریم انسان ساز است و زن نیز... پرنیان پاکدامنی

درخواست حذف این مطلب
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش  
بعضی چیزها را نمیشه نوشت و خیلی چیزها هم هنوز در من ته نشین نشده اند که بتوانم از آنها بگویم. دو سال گذشت. همین قدر تک جمله ای و سوت و کور. صحرایی در درونم بود که از صبح زود که بیدار شدم و رفتم بلیطم را کنسل ... ، ی ... ر حرف می زد و می خواست بیاید مثلا چیزی بنویسد که من از دوست بودن آموختم و بعد خودش را و دوست شدنش را محکوم کند و آرام ب ... رد. اما نبود. حرفی نبود. من از دوست داشتن چه آموختم؟ و اصلا مثلا چیزهایی که آموختم چقدر قابلیت تعمیم دادن به دیگری را

درخواست حذف این مطلب
دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست ...  
چقدر برایم بی معنی ست بودنت پس از سالها نبودن... شبیه تلخندی کج... شبیه مزه مزه غذایی ماسیده ... میدانستم که دارم غرور شانزده ساله اش را از بلندی پرت می کنم و دردش را ... می دانستم ... وقتی گفتم انگار از همان ارتفاع توهم شیرینش سقوط کرد رفت . .. زنگ تفریح بعد آمد با غروری زخم خورده پرسید از کجا میگید دوستم نداره؟ گفتم دوست داشتن نشونه داره ... اینا نشونه های دوست داشتن نیست... سکوت کرد انگار داشت تلاش میکرد تا با درد درونی اش مقابله کند خوب می دانستم حالش

درخواست حذف این مطلب
کالیگولا  
وای کائسونیا من می دانستم که نومیدی هست، اما نمی دانستم یعنی چه. من هم مثل همه خیال می که نومیدی بیماری روح است. اما نه، بدن زجر می کشد. پوست تنم، ام، دست و پایم درد می کند. سرم خالی است و دلم به هم می خورد. و از همه بدتر این طعمی است که در دهنم است. نه خون است، نه مرگ و نه تب، اما همه اینها با هم . کافی است که زبانم را تکان بدهم تا دنیا سیاه بشود و از همه موجودات نفرت کنم. چه سخت است، چه تلخ است انسان بودن «آلبر کامو»

درخواست حذف این مطلب
روز ۸۱ - علت مرگ: نامعلوم!  
زبانم لال، که شکوه نگویم ولی چشم هایم نیز کور و گوش هایم نیز کر باد از نیش روزگار... همین دیروز را یادت می آید؟ آزمون روزگار را خوب نگذراندم. آ چون ک ن سر به هوا از این بالا بالا رفتن ها و پایین پایین آمدن ها لذّت بردم. فقط. وقتی فرصت تمام شد برایم پرتگاهی ساختند تا پایین بیایم؛ هیچ نمی دانستم باید می آموختم و پ . من سراب دیدم. آغوش تو آن سر بود که از گذشتم و بر زمین کوفتم.و من منتفرم از آدم های پشت نام روزگار. متنفرم از علاقه ای که باید به آن آدم ها ب

درخواست حذف این مطلب
مخفیگاه عزیزم لو رفته است ..  
من، اعتماد ... و زار و زند ... ام را دودستی به دستان ... ی سپردم تا مشکلم را حل کند. مشکلم را حل کرد اما ای کاش اعتماد نمی ... . ای کاش زند ... ام را دودستی تقدیم نمی ... . چه می دانستم؟ فکر می ... همه مثل خودم هستند. جواب اعتماد را با اعتماد خواهند داد. چه می دانستم که همه مثل خودم نیستند. چه می دانستم همه مثل من تربیت نشده اند. زند ... ام را دودستی تقدیم ... و تهش چه شد؟ همزمان که مشکلم را حل می کرد، در زند ... ام چرخ زد. سرک کشید در ع ... هایم. فایل هایم را باز کرد. نوش

درخواست حذف این مطلب
تصویر امروز  
توی مترو نشسته بودم، به طور اتفاقی گوش سپردم به مکالمه دو نفر از این فروشنده های مترو، اولی لواشک می فروخت، که در این بین یه ظرف پر از لواشک های تکه شده به منم تعارف کرد.... که برنداشتم و لبخند زدم و زیر لب گفتم مرسی دومی خط چشم و مداد لب و این چیزا می فروخت... دومی از لواشک های اولی خورد و پرسید فروشت خوبه؟ اولی .... لبخند ملیحی زد دومی مال من که خو ... ده، صبح خیلی خوب بود . اولی خدا رو شکر، خدا همون اول صبح روزیت رو داده .... .... اینقدر خوشم اومد، از این

درخواست حذف این مطلب
مراقبه روزانه "ی ال معجزه" 3 مرداد  
سوم مرداد برای جابجا کوه ها، اول بیاموز سنگریزه ها را جابجا کنی وقتی در حال سم ز بودم ارتباط با دیگران برایم بسیار سخت و دشوار بود. اگر چیزی طبق میل و سلیقه ام نبود عصبانی می شدم و پرخاش می . از اعضای انجمن آموختم در اینگونه مواقع محیط را ترک یا با دوستی مشارکت کنم تا خسارت کمتری وارد شود. آرام آرام آموختم تا با شرایط کنار بیایم و خود و دیگران را به همان شکلی که هست بپذیرم. آموختم وقتی با مواردی روبرو می شوم که طبق میل و سلیقه ام نیست توجه خود را

درخواست حذف این مطلب
تفاوت رنج ها  
همیشه درد و رنج برای همه انسان ها هست و اجتناب از آن امکان پذیر نیست، مگر اینکه دیوانه باشی یا در این دنیا نباشی اما مسئله ای که هست این است که درد ها و رنج ها در این زندگی دنیا، از نوع رنج های نکبت بار نباشند. ببخشید که این اصطلاح را به کار بردم. واقعا کام خودم قبل از هر از گفتن این اصطلاخ تلخ شد. ولی چاره ای نداشتم. پناه بر خدا از رنج های نکبت بار. این فقط برداشت خودم از تجارب زندگی است، شاید ریشه های معتبر دینی نداشته باشد. شاید البته شما هم متوج

درخواست حذف این مطلب
الف  
کاش منهم ی داشتم آشنا به جادو و سنت و ... و دیوانگی ای درمان ناپذیر تا به دنبال خواسته هایم آواره دنیا می شدم ، راز سنت می آموختم و nbsp زبان نشانه ها . دنباله نشانه ها را می گرفتم و راه می افتادم دور دنیا . گاهی پیاده و گاهی با قطار ، گاهی در بیابان و گاهی در کوهستان . می رفتم و می نوشتم ، می نوشتم و می آموختم nbsp و در نهایت به مقصد می رسیدم . ایکاش

درخواست حذف این مطلب
پا....ییز  
چقدر تو عجیبی ای پاییز رنگارنگانگار تمام زندگی من تنها در تو خلاصه شده استمن روزی در تو به دنیا آمدمدر تو گریستن آموختمدر تو شرع به درس خواندن در تو عاشق شدمدر تو به اوج رسیدمدر تو له شدمدر تو زنده به گور شدمدر تو زندگی را دوباره آغاز و میدانمروزی در توخواهم مرددر توی لعنتی قشنگ دوست داشتنی وحشتناکدر طول همین سه کلمهمهرآبانآذر.

درخواست حذف این مطلب
پی رسم عاشقی  
عاشقی را رسمی نیست مرا باش، ساده خیال ... و ساده پرواز دادم دلم را. آسمان، تو پاسخ ده، آ ... چرا؟ تو پاسخ ده که معنای اشک را می شناسی. مرا باش، شب را انیس خود می پنداشتم.نمی دانستم تاریکی مطلقش خزان من بود. مرا باش که آرامش ماه را ، نوازش قلب بی قرارم می پنداشتم و حضورش همه ی باور هایم بود نمی دانستم هاله های روشنایی ماه، س ... وشی بود بر دل بی قرارم. فلک را طاقت تازیانه های روزگار هست، چرا ... سوخته من لگدمال روزگار، چرا باور هایم، سیلی خور ناخواسته ها

درخواست حذف این مطلب
چه دانستم  
جاده بود و دشت و همایون آبان بود... و آرشه ای که بر گلوی من می کشیدند چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون و زخمه ی تار که بر حنجره ی من می زدند چه دانستم که سیل ... مرا ناگاه برباید چو کشتی ام دراندازد میان ق ... م پرخون ... ق ... م یعنی چی؟ و دهانی که توان گشودنش نبود و دریایی که درونم می ... وشید زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد که هر تخته فرو ریزد زگردشهای گوناگون نهن ... هم برآرد سر خورد آن آب دریا را چن

درخواست حذف این مطلب
آدم نمیشم  
قبلترا، همون قبلا که از کلمه دوسپسر بدم میومد، میگفتم شره بابا اما وقتی دوست شدیم، هفت هشت ماه بعد از رابطه امون بود و دلم میخواست به عنوان اولین حرکت ابراز علاقه مهم عملیش کنم. فوق العاده بود لازانیا پختم و بردم حافظیه بارون میومد و بعدش رفتیم بازار .. برام هیچی نگرفت، دو هفته بعدش تولدم بود خب سال بعدش یه پک کادو درست بردم در خونشون و چقد ذوق کرد، نمیدونم چی شد بعد تصمیم گرفتم دیگه از بکشم بیرون و همون تولد بسه حتی سالگرد دوستیمون هم کادو ند

درخواست حذف این مطلب
زیباترین معاشقه عمرم  
زیباترین معاشقه عمرم، برای خودم نبوده بلکه تنها آن را نظاره گر بودم. آن هم نه تماشاگر یک جفت انسان نر و ماده که همانند ... های اروتیک در هم تنیده اند و مدام منتظر ثانیه بعد هستند تا ببینند چه نوع لذتی انتظارشان را می کشد.دورانی که هنوز برای مطالعه جفن ... ات ... ی به کتابخانه شهر میرفتم و در مسیر از انواع محلات و کوچه ها میگذشتم و با هر قشری از مردم روبرو می شدم. لذت بخش ترین قسمت فرآیند مطالعه هم همین بود. از دیدن این افراد و اماکن بیشتر لذت می بردم

درخواست حذف این مطلب
دوست داشتن واقعی  
در زند ... ام یک بار دوست داشتن واقعی را تجربه ... هشت سالم بود که با یک کامیون اسباب و اثاثیه به محل ما آمدند موهای مشکی بلند و صاف چشم های درشت و چهره ای که بی گناه ترین انسان جهان را می ساخت می خواستیم وسطی بازی کنیم که آمد کنار بچه های دیگر به دیوار تکیه داد برای انتخاب یار مثل همیشه با یکی از دوست هایم گردو ش ... تم بازی کردیم با چشم هایم قدم هایمان را دنبال می ... و در دلم برنده شدن را آرزو می ... ... او باید یار من می شد گردو را ش ... تم و یار من شد... باز

درخواست حذف این مطلب
روز به روز 5 اردیبهشت  
5 اردیبهشتامروز من از این و بهبودی از قید و بندهای عادات و وابستگی و هم وابستگی برای پی ریزی یک زندگی ساده و معنوی برای تغییر و رُشد ، برای انسان شد، برای خدمت به انسان های دیگر، برای اجتماع خود بهره گیری می کنیم. امروز من به خودم گوش می دهم، به خودم توجه می کنم، امروز من به خودم گوش می دهم، به خودم توجه می کنم، این حق من است من سال های سال به دیگران و گفتار و رفتار و احساسات دیگران ارزش و بهاء داده و توجه می ، تلاش می که موجبات رضایت آنها را به هر

درخواست حذف این مطلب
روز شیرین  
امروز پسرم تمام روز با من بود. ولی بی نهایت پسر گلی بود. لذت بردم از بودن در کنارش.. همش خندید و بازی کرد. کلی شاد بود. کاش همیشه اینطور سرحال میشه. درسته جسما ازینکه باهم همش بازی کردیم خسته شدم ولی روحا ازینکه نق نزد و گریه نکرد خیلی لذت بردم. بزرگ شده وروجک مامان.. کلمات جدیدش دیوار و دست

درخواست حذف این مطلب
مراقبه روزانه از کتاب "ی ال معجزه" 10 اردیبهشت  
دهم اردیبهشت فرآیند تغییر مانند کاشتن دانه ای است که به تماشای رویش آن می نشینی. یکی از معجزات قطع مصرف نیکوتین یادگیری عشق ورزی به خود بود. آموختم به جای مصرف نیکوتین جایگزین های بسیاری برای انتخاب دارم. دست کشیدن از دوستان مصرف کننده کار آسانی نبود. امّا با انی آشنا شده بودم که مرا به خاطر خودم دوست داشتند. آموختم مصرف نیکوتین نه تنها موجب کاهش استرس و نگرانی در زندگیم نمی شد بلکه در واقع آرامش را از من می گرفت. نیکوتین کاری برای حل مشکلاتم

درخواست حذف این مطلب
زندگی حسن علیه السلام-بخش۲  
آگاهی و ادب روزی حسن ع در مسجد ص بودند و ناگهان متوجه پیرمردی شدند که وضو می گرفت؛ اما وضویش اشتباه و باطل بود. ایشان می بایست پیرمرد را متوجه اشتباهش ند، اما چطور؟ اگر به او بگویند تو اشتباه می کنی، ممکن است دلش چرکین شود و ناراحت گردد و نپذیرد، بنابراین با حسین ع تصمیم گرفتند صحنه ای به وجود آورند و پیرمرد را به یاری بطلبند. حسن ع رو به حسین ع کرده و فرمودند «من بهتر از تو وضو می گیرم.» حسین ع نیز فرمودند « من از تو بهتر وضو می گیرم.» هر دوی ایشا

درخواست حذف این مطلب
طوفان نوح  
در آن قوس قزح آنی نوشت ایزد امانگاهی برای نطفه انسان که باشد واله و شادان نترسد از زمان دور بیاساید به لطف نور زمین را مأمنش داند هوا را دوست پندارد کبوتر را رها سازد زمین خشک بشناسد پس از باران و آن طوفان پس از مرگ همه غولان زمین را پاک میسازد به انسان عشق میبازد که انسان در امان باشد که عشقش در عیان باشد ولی اکنون در این دوران در این دوران این غولان تو یا رب بارشی باران بباران از دل طوفان منزه کن زمینت را مکدر کن امینت را که انسان قدرنشناس است

درخواست حذف این مطلب
تعطیلی با طعم "تعطیلات نیکولا کوچولو"  
امروز از صبح یا شاید ظهر که بیدار شدم حوصله ی انجام هیچ کاری را نداشتم نه پاکنویس ان جزوه های لعنتی ام که انگار طلسم شده اند، نه خواندن کتابهایی که باید میخواندم مخصوصا همان کتابهای خشک درسی یا اصلا غیردرسی، نه حتی دیدن د وولف او والپیپر که مدتها بود منتظر فرصت بودم ببینمش، درحالیکه که نمی دانستم چکار کنم یاد زمانی افتادم که بچه تر بودم و معمولا وقتی نمی دانستم چکار کنم سراغ کتاب تعطیلات نیکولا کوچولو میرفتم میخواندمش و ساعت ها خودم را در ج

درخواست حذف این مطلب
این پست را اینگونه دوست دارم | سه  
.. و در ضمن آن جا بود که به طور غریزی به مسئله ی زمان پی بردم. پی بردم که زمان چگونه بر ما پنجه می افکند. زمانی که کودکی، ساعت ها، طولانی هستند. روزها طولانی هستند. یک سال تمامی ندارد، قرن ها طول می کشد. حتی بیش از قرن ها ... احساس می که زمان طولانی و پر است. در این پُری احساس خوشبختی می . در پری طبیعت. حس می من ایستا هستم و بی حرکت و در مرکز. ...

درخواست حذف این مطلب
 
دوست ندارم اتفاقات سال 93 برام تکرار شه ... باور کن توانش رو ندارم... اون سال مشکلاتم عود کرد و واقعا نمی دونم با وجود کنکور سنگین و کار سنگین و اون همه مسائل مالی چطوری جون سالم به در بردم... خدایا کمکم کن... می دونم تنهام نمی زاری... کمکم کن بتونم م رو مرتب بخونم...دوست دارم بیام طرفت بهت احتیاج دارم... واقعا احساس تنهایی می کنم...منو به حال خودم رها نکن...می ترسم...

درخواست حذف این مطلب
 
عاشقانه های بی پایان  
دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم حسینم دوست دارم همه م دوست دارم نفسم دوست دارم عمرم دوست دارم زندگیم دوست دارم دارو ندارم دوست دارم وجودم دوست دارم قلبم دوست دارم جیگرم دوست دارم یکی یدونم دوست دارم دوردونم دوست دارم سی لپ قرمزی من دوست دارم ذوق و شوق من دوست دارم متحول من دوست دارم عشق اول و آ وهمیشگی من دوست دارم صبورم دوست دارم مهربونم دوست دارم قلقلی من دوست دارم نفسم دوست دارم همسرکم دوست دارم عزیزکم دوست دار

درخواست حذف این مطلب
مراقبه روزانه از کتاب "ی ال معجزه" 15 اردیبهشت  
پانزدهم اردیبهشت انسان به دست خود سرنوشت خود را می سازد. او با نیروی عشق و آگاهی و شه کلید همه موفقیت ها را در دست دارد و با انتخاب صحیح به اوج می رسد. انجمن نیکوتینی های گمنام تمایل به بهبودی و احساس تعلق و امنیت را در وجودم زنده کرد. از شرکت در اولین جلسه تاکنون لغزش نکرده ام. وقتی برای اولین بار شعار به جلسات بر گردید را خواندم به خود گفتم مطمئن باش من عاشق به مشارکت گذاردن تجربه، امید و نیرو با دیگران هستم. همچنین دوست دارم به مشارکت های آنان

درخواست حذف این مطلب
بازگشتهمه به سوی دنیای مجازی  
سل روز برگشتمبرای خودم نه ... ی دیگ نجکاوی خودم که قراره به کجا برسهنشستم تمام مطالب قبلیمو خوندم باید سر فرصت دل نوشته های روی کاغذمو بیارم اینجا خیلی خوبهحس میکنم پیشرفت ... از لحاظ فکری و عقلیشاید زیاد نباشه ولی هست مهمه که پیشرفت کنی درجا نزنی من از روئیدن خار بر سر دیوار دانستمکه نا ... ... نمی گردد از این بالا نشینی ها من از افتادن ... به روی خاک دانستمکه ... نا ... نمی گردد ازاین افتان و خیزان ها \#صائب

درخواست حذف این مطلب
سلطه  
تازه متوجه شدم به آسانی تحت سلطه قرار می ... رم nbsp و بدون این که بخواهم یا متوجه باشم دارم رفتارم را مطابق میل آنها تغییر میدهم در عین حال که از این موضوع خودم هم ناراحتم ولی تا به حال متوجه نبودم آنقدر که این اتفاق تدریجی میافتاد، حتی علت ن ... یتی ام را هم نمیفهمیدم.البته همیشه از بعضی رفتارهای خودم عصبی میشدم ولی نمیفهمیدم این رفتار من نیست، رفتار تحت القای شخص مسلط است. هرچند دیر ولی الان که فهمیدم باید را ... اری برای مقابله بی ... شم.به اندازه

درخواست حذف این مطلب
گفت وگو با حسین ارغوانی فرزند شهید ارغوانی  
بابا کنارمان است گفت وگو با حسین ارغوانی فرزند شهید نویسنده فاطمه دوست کامی منبع ماهنامه فکه ۱۶۲ یک روز تو خانه بودیم پای تلویزیون. اخبار داشت تعرض به مقبره حجربن عدی را نشان می داد که بابا بدون مقدمه گفت من می خواهم بروم برای جنگ. مامان گفت برو. بابا گفت واقعا راضی هستی؟ مامان گفت آره راضیم. می دانستم که مامان و بابا قبلا با هم برای زیارت به رفته اند. حالا توی جنگ شده بود و حرم حضرت زینب س و حضرت رقیه س در خطر بود و بابا دوست داشت برای دفاع از حر

درخواست حذف این مطلب
copytrans p o incl serial keygen  
copytrans p o incl serial keygen \- http urlin.us 55db0 copytrans p o incl serial keygen bakoma tex 9 40 crack cocaine 4bf8f11bb1 ost to pst converter full version with crack microsoft word 2010 crack for gta 3d studio max 2014 keygen mac nova 2 apk hvga cracked ribs surething cd labeler deluxe 4 crack yogscast moonquest mod pack cracked tib e nabvi in urdu cracked reflexive arcade keygen 2011 nfl magic bullet looks mac serial crack s spot shield for mac full version free cara memotong foto di p oshop cs 3 crack adobe reader xi pro crack free fs2000 no cd crack file the hunter 2014 free full version idm 6.08 full version serial number crack keygen gta 4 serial number and code media recovery software with crack dispensador de gaseosas argentina warez soundtaxi media suite 4.1.4 keygen wordp

درخواست حذف این مطلب
  
آخرید بازدید ها
in dash car original radio navigation manufacturer device mazda 3 2004 سرهنگ تجده هواشو کرده برسی نحوی تاثیر تشویق درافزایش یادگیری فال روزانه 14 شهریور 96 فال روز تولد امروز 13 شهریور هستن هستن دخترایی html قسمت صدوبیست سوم رمان کی گفته من شیطونم.html تحقیق علمی ایران درباره شیرمادر که دنیا را متحیر کرد رضاشاه حکومت رسمی اس ام اس قدردانی از زحمات دهیار پاسخ درسهایی از قرآن با موضوع مسئولیت انسان در برابر دیده ها و شنیده ها الله مراسم بودند مردم استفاده گروه استفاده کنندگان هاشمی رفسنجانی الله هاشمی مراسم تشییع الله قافیه الله هاشمی رفسنجانی درباره مراس اجرای طرح جامع جمع آوری اطلاعات کتابداران کارمندان نهاد کتابخانه های عمومی کشور برای سال نو بعد از خانه تکانی، دل تکانی فراموش نشود و مثل نقاشی به من حس ماورایی بده ژورنال ع مدل پ و بافتنی نه بسیار زیبا و شیک سری اول عیدغدیرکی هس html آزمون تنفسی آمادگی قلبی قلبی تنفسی آمادگی قلبی اجلین جلیت کانال هولولوها
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.326 seconds
RSS