شهید مادر مادر شهید زمان

عبارت شهید مادر مادر شهید زمان در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
عشق مادر  
مادر ای دریای مهر و عاطفه مادر ای مهر و وفا را قافله مادر ای نور و فروغِ دیده ام مادر ای اکرامِ تو صد نافله مادر ای مویَت سپید از جَورِ من مادر ای عشقت مرا بیش از همه مادر ای همپایِ من غمخوار من مادر ای جانت دهیم بی واهمه مادر ای صبرت نکو همچون ایوب مادر ای دامان و دل بی شائبه مسعود پایدارفر

درخواست حذف این مطلب
در وصف مادر @ برو قدر مادر دان که دائم  
برو قدر مادر دان که دائم کشد رنج پسر، بیچاره مادر برو بیش از پدر خواهش، که خواهد تو را بیش از پدر، بیچاره مادر ز جان محبوب تر دارش، که دارد ز جان محبوب تر، بیچاره مادر نگهداری کند نه ماه و نه روز تو را چون جان به بر، بیچاره مادر از این پهلو، به آن پهلو، نغلطد شب از بیم خطر، بیچاره مادر به وقت زادن تو، مرگ خود را ب ... رد در نظر، بیچاره مادر بشوید کهنه و آراید او را چو کمتر کارگر، بیچاره مادر تموز و دی، تو را ساعت به ساعت نماید خشک و تر، بیچاره مادر ا

درخواست حذف این مطلب
مادر  
دلم خوش است به پنجره ی نیمه باز دلی که هر صبح باغچه اش را مادر آبیاری می کند مادر بهتر از گل است بهتر از برگ درختان اقاقی هر روز از نگاهی تازه تر باید دید او را مادر صبح است مادر روشنایی است مادر اقیانوس صبر است مادر خدای لحظه های من است مادر عصای دستان من است با من شاد می شود با من غم ... ن مادر حسی است که می گنجد میان تارو پود تنم جمله سازی که تمام شد آ ... ین جمله این بود قدر مادرهایتان را بدانید من مادر ندارم

درخواست حذف این مطلب
مادر یک شهید و جانباز به دلیل بالا بودن هزینه های درمانی خویش مجبور به دستفروشی است!  
مادر یک شهيد و جانباز به دلیل بالا بودن هزینه های درمانی خویش مجبور به دستفروشی است به گزارش خبرنگار اجتماعی پایگاه خبری ... ی ایران؛ مادر یک شهيد و جانباز به دلیل بالا بودن هزینه های درمانی خویش مجبور به دستفروشی است بنابراین گزارش، این مادر شهيد که 20 سال است با دستفروشی امورات زند ... اش را می چرخاند می گوید حقوقی که از بنیاد شهيد می ... رد کفاف هزینه های درمانی اش را نمی دهد و به ناچار برای هزینه های درمان و رفت و آمد ها مجبور به دستفروشی است.ای

درخواست حذف این مطلب
گفت وگوی اختصاصی سفیر هراز با مادر شهید حسن ترزبان مادر شهید آملی که 15 جلد کتاب را به رشته تحریر در  
مادر شهيد آملی گفت تا عمر دارم قلم خود را پایین نمی آورم و به عنوان یک مادر راه پسرم را ادامه می دهم. به گزارش خبرنگار سفیر هراز، شهيد حسن ترزبان نهم تیرماه سال 48 در شهرستان آمل به دنیا آمد و در فروردین سال 67 برای شرکت در عملیات به گردان علی بن ... طالب رفت و در فاو به شهادت رسید. زهرا اکبری مادر شهيد حسن ترزبان و جانباز داوود ترزبان که تاکنون 15 کتاب را با قلم خود به چاب رساند در گفت وگوی اختصاصی با سفیر هراز درباره تولد پسر شهيدش گفت نهم تیر ماه س

درخواست حذف این مطلب
یادگار مادر  
بااشک من بشویمزخم تنتبرادراےماہ پارہ ےمناےیادگار مادرسربر بدن ندارے تابوسہ اےستا آنلب چو لعلتاے یادگار مادراےنور دیدہ ےمناے تک ستارہ برخیزبستر چرا زخاک است اے یادگار مادردر آسمان دو خورشید در ظھرجاودانے باک ن چہ گویم اے یادگار مادرقرآن بہ نیزہ خوانے اسرار حق بدانےدر دانہ ےپیمبر اے یادگار مادربامدعےچہ حاجت اسرارعشق ومستےمن خود بہ دیدہدیدماے یادگار مادر بھنام بھامین عاشورا ۱۴۳۸

درخواست حذف این مطلب
از زبون یکی از دوستای گلم.............  
نقل من خودم بی حجاب بودم یه روز سر قبر یه شهيدی رفتم مادر شهيد سر قبر فرزندش بود من دیدم هی نگاه من میکنه و یه چیزی تو دلش می گه راستشو بخواید این قضیه چند هفته طول کشید تا اینکه یه روز مادر شهيد به من گفت شما چرا هر هفته سر قبر پسر من میاین گفتم یه حاجت داشتم از شهيد شما گرفتمش حالا برا ادای دین میام سر قبرش دیدم بدون هیچ تاملی گفت دخترم یه چیزی بگم ناراحت نمیشی گفتم نه گفت عزیزم چرا تو زیباییت رو برا این جوونای هرزه در معرض قرار میدی بیا تورو به

درخواست حذف این مطلب
خاطره جانسوز همسر یک شهید از زبان یکی از مداحان پیش ... وت  
پشت دیوار بقیع روضه می خوندم دیدم یه مادر خیلی بی تاب شد گریه کرد و از حال رفت یک دفعه ای صدا زد فلانی بیا سوال شد برام ، این قدر بی ت ... ؟ گفتم چته مادر، چرا اینقدر بی ت ... میکنی ؟ اینقدر گریه کردی؟ صدا زد ، من همسرم شهيد شده ، از بعد شهادتش هر وقت دخترم صدازد مادر بابا کجاست؟ گفتم دخترم پدرت پیش خداست مادر ، هر وقت صدا میزد مادر بابا کجاست؟ آرومش می ... میگفتم دخترم بابا پیش خداست . اسممون در اومد بیام حج چمدونام بستم اون لحظه آ ... دخترم و بغل گرفتم

درخواست حذف این مطلب
یازهرا  
یافاطمه زهرا امشب خبر داری چطور دلم ش ت.چطور صدات زدم یازهرا.مادرجان حرف دلمم گفتم بهت بی انصافیه امشب دیگه حاجتمو بشنویو روا کنی مادر جان. تورو به این روز عزیز که توهم چشم انتظار فرزندتی.. امشب هیچوقت ازیادم نمیره مادر جان... مادر جان فرداشب شام غریبان دردونه حسینته.مادر جااااااان دلم پره مادر.چرا صدام نمیرسه ب گوشت.نکنه ازم دلخوری مادر مهربون مادر امشب اسمتو گفتمو انگار یه کوه رو تویه انگشت جابجا .چقد خوب بوده توهرچیزی اسمتو اوردن چقد زود د

درخواست حذف این مطلب
تشییع پیکر مادر شهید فلاح کوهی در فومن  
پیکر مادر شهيد فلاح کوهی در جوار فرزندش آرام گرفت رییس بنیاد شهيد و امور ایثارگران فومن گفت پیکر مادر شهيد مهدی فلاح کوهی امروز در روستای سیدسرای فومن تشییع شد و در جوار فرزند شهيدش آرام گرفت.بهروز محمدی در گفت و گو با خبرنگار تسنیم در رشت، اظهار داشت پیکر مادر مکرمه شهيد مهدی فلاح کوهی عصر امروز در روستای سیدسرای شهرستان فومن تشییع و در گ ار ی این روستا خا پاری شد.وی با اشاره به اینکه مرحومه زینب فهیمی، مادر شهيد فلاح کوهی پس از 32 سال دوری ب

درخواست حذف این مطلب
دلبندم  
دوباره یلدا شد و دوباره این دل بیقرار مادر در ... میکوبد. برای تولد مادر قرار بود بریم خونه مامان پروین و باز هم پدر عزیزت شب یلدا رو برایم تلخ کرد.مثل قهوا های روزهای جوانی تلخ تلخ عزیز کوچکم شاید الان در بطن مادر زند ... کنی و امروز روز دوم حیات تو باشد مادر بی صبرانه در انتظار به آغوش کشیدن توست. یلدا باعث شد یک دقیقه بیشتر مادر عذاب بکشه اما فرداش روز خوبی بود روز خوبی خواهد بود اگر تو در بطن مادر باشی همیشه دوستت دارم

درخواست حذف این مطلب
تولد مبارک عمر مادر  
پسررررررررررررررررررر پسررررررررررررررررررررکه داشته باشی اگه همه دنیا دشمنت باشن پسرت پشتته پسررررررررررررررررریعنی خار چشم بدخواهای مادر پسرررررررررررررریعنی غرور مادر همیشه باش.همینقدر نزدیک .همینطور مهربان.همین اندازه ستودنی غرور مادر تولدت مبارک

درخواست حذف این مطلب
مادر دروغگو  
مادر دروغگو nbsp پسر هشت ساله ای مادرش فوت کرد و پدرش با زن دیگری ازدواج کرد. یک روز پدرش از او پرسید «پسرم به نظرت فرق بین مادر اولی و مادر جدید چیست؟»پسر با معصومیت جواب داد «مادر اولی ام دروغگو بود اما مادر جدیدم راستگو است.»پدر با تعجب پرسید «چطور؟»پسر گفت «قبلاً هر وقت من با شیطنت هایم مادرم را اذیت می کرم، مادرم می گفت اگر اذیتش کنم از غذا خبری نیست اما من به شیطنت ادامه می دادم. با این حال، وقت غذا مرا صدا می کرد و به من غذا می داد. ولی حالا

درخواست حذف این مطلب
. . .  
بعضی وقت ها آدم ها با ننوشتن شاعر تر می شوند...مثلا وقتی که مادر می شوند...مادر بودن را نمیشود دید و نوشت و خواند مادر را باید شد...مادر شدن قلم است... شعر است ...نثر است...همین که نمیتوانی در دستش ... ری یعنی قلم...همین که نمی رسی بنویسی خودش شعر است و همین که خیلی حرف برای گفتن داری میشود نثر...

درخواست حذف این مطلب
بر دامن مادر شهیدان صلوات  
بر دامن مادر شهيدان صلوات من بال و پر شهيد را می بوسم پا تا به سر شهيد را می بوسم دستم نرسد اگر به دامان شهيد دست پدر شهيد را می بوسم ...... ای دوست به حنجر شهيدان صلوات بر قامت بی سر شهيدان صلوات از دامن زن مرد به معراج رود بر دامن مادر شهيدان صلوات

درخواست حذف این مطلب
منو ببخش مادر...  
سلام مادر، منو ببخش، منو ببخش که یه عمر خون جگر خوردی تا من رو پام وایسم ولی ندیدم، منو ببخش که شبها نخو دی تا پسرت بخوابه، شیرت رو حلالم کن مادر، چه کاری میتونم انجام بدم که اون روزای شاداب جوانیتو که به پای من سوزوندی برگردونم، هیچی، مادر، منِ نامردو ببخش که تو عاشق من بودی و من عاشق یکی دیگه، تو صادقانه و از ته دل منو دوست داشتی و من ندیدم، منو ببخش مادر که بجای تو عاشق ی بودم که آ ش خیلی راحت بهم گفت نه، ولی تو هیچوقت بهم نه نگفتی، ببخش منو م

درخواست حذف این مطلب
فاطـــــــــــ مه  
چشمات داره بسته می شه زینب داره می لرزه مادر کنار پ ... ر زدن زینبه از بس که گریه کرد به غمش خوابش برد خواب دید مادر شفا گرفته حاجتشو گرفته . . . حالا چرا چشمای بابا بارونیه گوشه حیاط مشغول راز و نیازه حسن میگه بابا داره تابوت میسازه چی میشه زینب حاجتشو ب ... ره مادر چشماتو واکن مادر مــــــــــ ادر مادر

درخواست حذف این مطلب
دلتنگی..  
ما دو تا هم خیلی مظلومیم حضرت مادر سلام الله علیها.. برا همینم خودتون باید ما رو کمک کنید حضرت مادر سلام الله علیها.. مادر... مادر... چند سال برای اثبات مظلومیت کافیه؟

درخواست حذف این مطلب
خاطره ای از شهید مجید سلمانیان  
برادر شهيد گفتند آ ... ین حرفی که زمان وداع از شهيد شنیدیم این بود که گفتند، طاقت داشته باشید، زمانی که من بروم و شهيد بشوم ،خداوند صبرش را هم خواهد داد، بعد آ ... ین جمله را در مورد وصیت نامه زدند و گفتند، این طوری که حواله است دیگر برنخواهم گشت. وی با بیان اینکه این سری چهارم اعزام شهيد مجید سلیمانیان بود گفت پیکر مطهر هنوز برنگشته است و مفقود الاثر هستند ولی می دانیم که 17 اردیبهشت سال 95 شهيد شدند و طبق آن چیزی که گفته اند منتظر پیکر نباید باشیم

درخواست حذف این مطلب
مثل مادر  
مادر یا نَنه یا مامان یکی از نسبت های خانوادگی است و به والد طبیعی یا اجتماعی مؤنث گفته می شود. به دلیل پیچیدگی و تفاوت های اجتماعی، فرهنگی، و مذهبی، تعاریف و نقش ها، تعریف کلی کلمه مادر متفاوت است. واژه ننه که به عنوان برابر برای مادر به کار می رود و معانی دیگری نیز دارد از ریشه هندواروپایی nan به معنی مادر و پرستار است. ۱

درخواست حذف این مطلب
عطر بهارنارنج  
ب که مراسم سالگرد شهيد خان احمدی تمام شد،رفتم حرم که مثل همیشه با شهيد بنشینم به سوال و مباحثه...دیدم در آن تاریکی شب، مادر شهيد م ع حرم سید احسان حاجی حتملو کنار شهيد خان احمدی نشسته است و از پسرش برای دو دانشجو تعریف می کند... ساعت از 12 گذشته بود.پرسیدم حاج خانوم تنها میخواهید برید خونه یا حاج آقا منتظرتونن؟گفتند نه، حاجی رفته ،خونمون نزدیکه .خودم پیاده میخوام برم..ع بزرگی از پسرش در دست داشت.آهسته گام برمیداشت.گفتم اجازه می دهید تا منزل همرا

درخواست حذف این مطلب
در باز شد  
ادخلوها بسلامٍ آمنین... در باز شداز میان جمعیت راهی به این سر باز شددر حرم سهل است، حتی در دل میدان مینهر زمان که ی گفتیم، معبر باز شداول نامش که آمد بر زبانم سوختمدر دلم بال صد و ده تا کبوتر باز شداز صدای گریه ی زن ها یکی واضح تر استخوش به حالش بعد عمری بغض مادر باز شددار قالی... پنجره فولاد... مادر سال هابس که روی هم گره زد بخت خواهر باز شدنان حضرت، آب سقاخانه، اشکی پر نم فره ی یک شعر آیینی دیگر باز شدمادر از باب الرضا رد شد، به من رو کرد و گفت بچه

درخواست حذف این مطلب
سالمندان  
سلام اومید وارم ح ون خوب باشه ما بازم حرفمون درباره ی مادر وپدر هستش خب چرا مادر هارو در خانه ی سالمندان میگزاریم از غورغور هاش یا عصاب خورد کن هاش مادر تورو از بچ ی بزرگ کرده اون وقت دستموزد مادر اینه یا دست روش بلند کنی یا این که بکی مادر برو خسته شدم چتون شده این مادر میتونست شمارو از بچ ی بزرگ نکه بده دسته یکی دیگر خدا گفته در درگاه من با پدر یا مادر قهر کنید او را نمیبخشم قسم یا ماس کنن نمیبخشم من مادر پدر خوب واست دادم اون وقت جواب اینه تو ی

درخواست حذف این مطلب
انگشتر امانتی...  
بـــــِسـْمِ رَبِّ الـشـُّھـَداءِ وَ الـصِّـدّیـقـیـنْ شهيد سید مهدی حسینی انگشتر امانتی... مادرش ، شبی در خواب سید قد بلندی را می بیند که انگشتری را به او می دهد انگشتر بزرگ بود و مردانه، به همین خاطر انگشتر را به او پس می دهد اما او نمی پذیرد و می گوید پیشت امانت باشد... ۹ ماه بعد از آن خواب پسری به نام مهدی را بدنیا می آورد مهدی، در سنین کودکی همیشه در پاسخ به این سوال که اگر بزرگ شدی می خواهی چکاره شوی؟ می گفت می خواهم شهيد شوم روزی پس از صبح

درخواست حذف این مطلب
مادر نگون بخت بدن بی سر 3 فرزندش را پیدا کرد + تصاویر  
مادر نگون بخت بدن بی سر فرزندانش را پیدا کردیک مادر نگون بخت اهل نیجریه به نیروهای پلیس گزارش داد که سه پسر او را سر بریده اند.سیسیلیا امبرگا از تارابای نیجریه گفت که سه پسر خود را که 6، 8 و 10 ساله بودند،برای آوردن آب با سطل به برکه نزدیک خانه فرستاده بود اما پسران او دیگر برنگشتند،چرا که سه نفر که در میان بوته ها مخفی شده بودند به پسران او حمله د.مادر نگون بختمادر نگون بخت نیجریه ایمادر نگون بختجنایت هولناکوی در ادامه گفت که پسران او با هم تلا

درخواست حذف این مطلب
ژن خوب 2  
ژن خوب برا اون مادر شهيدیه که تا زمانی که پسراش پیشش بودن میگفت یادم نمیاد بی وضو رو زمین خدا راه رفته باشن وقتی هم هر سه تاشون یکی یکی شهيد شدن نگفت کاش میشد هادی....نعمت...حجت رو داماد می نگفت کاش پسرام میرفتن خارج از کشور و درس میخوندن و بعد از جنگ برمیگشتن مملکتشونو آباد می ژن خوب متعلق به این مادر 3 شهيد هست که نگفت مملکت که فقط گوشت جلو توپ تانک نمیخواد و و...هم میخواد ژن خوب رو خدا به هرکی هرکی نمیده وقتی هم میده اون آدما چون ژنشون خوبه هیچوق

درخواست حذف این مطلب
بازم شعری زیبا برای حضرت فاطمه(س)  
ای وای مادر دست به بازوت گرفتی دوباره ای وای مادر درد پهلو گرفتی دوباره ای وای مادر ح ... ون باز دوباره وخیمه ای وای مادر بی تو حیدر تو این شهر غریبه ای وای مادر علت مرگ تو زخم مسمار ای وای مادر دست گرفتی دوباره به دیوار ای وای مادر خونتون و به آتیش کشیدن ای وای مادر پشت در اجر باباتو میدن ای وای مادر انگاری صورتت هم کبوده ای وای مادر ماجرای تو کوچه چی بوده

درخواست حذف این مطلب
مهر مادری  
مادر یه بیماری داری، باید بخاطر همین ببریمت آسایشگاه سالمندان...مادر گفت چه بیماری؟گفت آ ایمر... گفت چی هست؟گفت یعنی همه چیو فراموش میکنی.گفت انگارخودتم همین بیماریو داری گفت چطور؟گفت انگار یادت رفته با چه زحمتی بزرگت ، چقدر سختی کشیدم تا بزرگ بشی، قامت خم تا قد راست کنی و ... پسر رفت توی فکر...برگشت به مادرش گفت مادر منو ببخش...مادر گفت برای چی؟گفت به خاطر کاری که میخواستم م...مادر گفت ولی من که چیزی یادم نمیاد... سلامتی همه مادرانی که جوونیشون رو

درخواست حذف این مطلب
مشروح برنامه های اداره کتابخانه های عمومی نور در هفته کتاب سال 1395  
برنامه های هفته کتاب اداره کتابخانه های عمومی شهرستان نور\-آبان1395 1\-تشکیل ستاد هفته کتاب 2\- تبلیغات محیطی بنر 3\- دیدار رییس اداره و کتابداران با محترم چمستان 4\- دیدار رییس اداره و کتابداران با بخشدار محترم چمستان 5\- برگزاری مراسم غبار روبی و عطرافشانی گ ار توسط کتابداران شهرستان نور 6 – اهدای کتاب هلال احمرنور به کتابخانه عمومی شهيد شیخ فضل الله نوری 7\- برگزاری مسابقه نقاشی و قصه خوانی در کتابخانه عمومی شهيد شیخ فضل الله نوری 8\- بازدید ریاست

درخواست حذف این مطلب
ایشالله که خیره  
قرار بود امروز یا فردا و نهایتا یا چهارشنبه مادر و خالش بیان خونمون برای خواستگاری، مادر اینطور دستور دادن.عموی مادر دیروز صب فوت و کنسل شد.خدایش بیامرزدامروز هم پدر داماد جان بد حال بودن nbsp شما دیگه خوب شو لطفن

درخواست حذف این مطلب
  
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.354 seconds
RSS