شوهرم جلو همه سینمو میخوره

عبارت شوهرم جلو همه سینمو میخوره در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
بیشعوری؟!  
امروز خانواده ی همسرم اومدند دیدن نوه اشون. برادر شوهرم ۳۰۰\-۴۰۰ کیلومتر راه به خاطر دیدن پسرمون اومده بود. من توی اتاق بودم چون لباس مناسبی نداشتم. مادر شوهرم از بدو ورود شدیدا سرسنگین بود و من اصلا دلیل اش رو نمیدونستم. از همون اول هم مدام تلفن زنگ میخورد و همه فامیل نمیدونم چرا توی همین نیم ساعت یاد تبریک افتاده بودند. اوضاع درحدی قاطی بود که حتی اون بین nbsp از هوش برتر هم بهم زنگ زدند و کارگردان ازم سوال می پرسید و بین همه ی اینها مادر شوهرم

درخواست حذف این مطلب
برای رسیدن به شرایط بهتر، با ازدواج مجدد شوهرم موافقت کنم ؟  
سلام من و شوهرم ... ساله که ازدواج کردیم و یه بچه ... ماهه داریم. خیلی عاشق همدیگه هستیم. ولی مشکلات مالی و آمدن بچه باعث شده کمی از هم دور بشیم. قبلش همش به هم چسبیده بودیم ولی الان روابط مون سرد شده ولی باز هم همدیگه رو دوست داریم. شوهرم همش قسم ميخوره که هیچ رو غیر تو توی این دنیا دوست ندارم ... مشکلات مالی شوهرم رو خیلی عصبی کرده ... همش میگه وقتی میبرمت ید و نمیتونم چیزی واست ب م عذاب وجدان میگیرم ... توی یکی از همین شبکه ها شوهرم با خانمی که شوهرش چ

درخواست حذف این مطلب
شوهرم منتظره درخواست طلاق بدم ولی من می خوام زند ... کنم  
سلام و درود بنده خانمی 27 ساله هستم که متاسفانه با شوهرم مدتی اختلاف پیدا کردیم . 13 سال با هم به خوبی زند ... کردیم . شوهرم هم آدم خوب ، سر سن ... ن و مؤدبی هست . جریان از اینجا شروع میشه ، که ... شوهرم 3 سال از من کوچک تره به خواهرم علاقه داشت ، یک روز خواهرم خونمون بود ، منم آماده شده بودم و منتظر شوهرم بودم که بریم بیرون ، شوهرم هم با خانودش و ... ش اصلا رابطه خوبی نداره ، من که از خدا بی خبر بودم ، خواهرم زنگ میزنه به ... شوهر و میگه بیاد خونمون که ببینتش ،

درخواست حذف این مطلب
افت و خیز هیجان  
سلام هر از کاهی دچار نوسان در احساسات میشم... بعد از یکی ماه ارامش نسبی دوباره دارم همینطوری میشم... خسته م از این ح .. نمیدونم چه مرضی ست.. احساس میکنم شوهرم منو مث یک ربات کنترل میکنه.. اخیرا با یکی از دوستانش که دختره و متاهل میخایم کاری انجام بدیم... فکر میکنم این مساله بیشتر مردد م کرده و باعث تشویش ذهنم شده... بد بینی و خوابهای پریشان نمیدونم چ ه کنم با این ذهن پُر........ یه چیزی که عذابم میده اینه که خاهرام و بفیه هر پیامی یا زنگی که میزنن شوهرم گی

درخواست حذف این مطلب
واسه شفای بچم دعا کنین  
سلام... ممنون از ایی که دلداریم دادن... بچم ب تالا تب داره.دارو هم خورده اما فک کنم باید ببریمش اه رفتنم تو این خونه مکافات داره بیشتر مواقع باید خواهر شوهرم رو ببریم دنبالمون.حتما میگین چیز مهمی نیس ولی آخه من خودم و شوهرم یه شخص بالغیم نمیدونم اون چرا بیاد آخه اخلاقایی هم داره غیر قابل تحمل البته شوهرم از خداشه باهامون بیاد ولی من نه... اگه هم بخواد بیاد و من بگم نیا یه چرتا پرتایی بهم میگن که خدا میدونه چقد باعث اعصاب خوردیه منم باخودم میگم خف

درخواست حذف این مطلب
جدیدترین روش از نظر خانوم سمیه  
سمیه خانوم nbsp میگه nbsp با این nbsp راه nbsp و nbsp روش nbsp می nbsp توان nbsp حامله nbsp شد nbsp اما nbsp من nbsp بکار nbsp می برم باز nbsp هم nbsp حامله nbsp نمی nbsp شوم راه nbsp و nbsp روشهای nbsp گوناگون nbsp را nbsp امتحان nbsp nbsp اما باردار nbsp نمی شوم چاره nbsp چیه nbsp nbsp شوهرم nbsp نه nbsp کوچکه nbsp نه nbsp بزرگ nbsp معمولیه 19 nbsp سانتی nbsp هست. شکمم باد nbsp نمیکنه دلم nbsp میخواهد nbsp دوران nbsp حاملگی nbsp را nbsp تجربه nbsp کنم و nbsp صدای nbsp تولد nbsp بچه ام nbsp را nbsp فرزندم nbsp را nbsp بشنوم nbsp نلش nbsp شوهرم nbsp هر nbsp شب

درخواست حذف این مطلب
رابطه من با خانواده شوهرم چطور باید باشه ؟  
سلام دوستان خانواده شوهرم هیچ کمکی به شوهرم ن د با وجود این که حقوق هشت تومنی می گرفتند و پس انداز زیاد و خونه دو طبقه داشتند . و شوهرم از بچگی خودش کار کرد، ج خودش رو در آورد . به نظر شما رابطه من با اون ها باید چطور باشه؟ ۱ قطع رابطه ۲ محل نگذاشتن و سرسنگین ۳ معمولی ۴ صمیمی

درخواست حذف این مطلب
نگرانم نتونم شوهرم رو در دوران عقد راضی نگه دارم  
سلام من ۲۴ سالمه و به زودی عقد می کنم. خودم و خواهرم و مامانم مذهبی هستیم . پدرم فوت کرده و یک برادر دارم که ۱۳ سال از من بزرگتره و هبچ دینی رو قبول نداره و به اعتقادات ما توهین می کنه. از قضا من دارم با یک پسر مذهبی ازدواج می کنم . کلی بحث امون بماند از الان گفته تو هیچ مراسمی حتی عقد و عروسی من شرکت نمی کنه و شوهر آینده ام حق اومدن به خونه ما رو نداره . من نمی تونم توی ازدواج نظر برادرم رو بپرسم چون اعتقادات من رو نداره. حالا موندم وقتی شوهرم اومد خ

درخواست حذف این مطلب
عنوان ندارد  
الان 5 روزه که شوهرم رفته دریا.زند ... روال سابقش رو داره.من روزا خودم رو مشغول میکنم به زبان و ورزش شبم یکم با شوهرم میچتم و میخابم و باز فردا همیناااا جونتر که بودم یه عالمه هدف داشتم تو زند ... م اما الان دارم میبینم که انگار به هیچکدوم نرسیدم و همشو فراموش ... .واقعا وقتی 20 سالم بود فک می ... تو سن 28 سال ... روزام رو اینطوری میگذرونم؟مسلما نه.اون موقع فک می ... تو28سال ... ازدواج ... و دارم با شوهرم مسافرت میکنم کل ایران رو.مطبم رو ساختم و هفته ای3 روز کار

درخواست حذف این مطلب
نحوه ازدواج شوهر در غیبت زن و بدون اطلاع زوجه  
به خاطر اعتیاد همسرم من حدود 8 سال آلمان هستم و شوهرم هنوز در ایران هست بر اساس صحبت اقوام متوجه شده ام که شوهرم سال پیش در ایران ازدواج کرده است آیا او می تواند بدون طلاق دادن من ازدواج کند؟ هم اکنون که ازدواج کرده من هم می توانم طلاق بگیرم؟تو را به خدا کمکم کنید...

درخواست حذف این مطلب
چکار کنم که پسرم در آینده دچار تنفر از جامعه و جنس مخالف نشه ؟  
با سلام من یه مادرم که یه پسر ۹ ساله دارم و شوهرم هم یه کارمند ساده ست و یه زندگی خیلی خیلی ساده داریم و به سختی امورات میگذرونیم ، امیدی هم به آینده نداریم که اوضاع مون بهتر بشه حالا اگه بدتر نشه که راضی هستیم. پدر شوهرم در زمان بچگی شوهرم به رحمت خدا رفته و پدر خودم هم ج خودش رو به زور میده. همه این ها رو مقدمه گفتم تا بدونید ابدا امکان اینو نداریم تا پسرمون رو تو سن پایین زن بدیم. از طرفی من مدتیه با این سایت آشنا شدم و مطالبی خوندم درباره اینکه

درخواست حذف این مطلب
یه پزشک خانم مذهبی بعد از طلاق می تونه ازدواج موفق داشته باشه ؟  
سلام دوستان من یه خانوم با سن تقریبی ۲۴ سال هستم ، ۳ ساله به شکل سنتی ازدواج ، نه من نه شوهرم قبل از ازدواج ارتباطی با جنس مخالف نداشتیم ، هم خودم هم شوهرم دانشجو هستیم مقطع ی ، راستش ما خونه داریم که ارثیه ی شوهرمه ، ماشین خوب داریم ، یه درآمد ماهانه معمولی هم داریم ، شوهرم خوبه دوسش دارم ، دو تامون مذهبی هستیم و با معیار های رایج افراد مذهبی همدیگه رو انتخاب کردیم ، شوهرم اهل چیزی نیست یه بچه درسخونه مؤدب و مهربونه اما ... مشکلی که هست اینه ما ا

درخواست حذف این مطلب
سونوگرافی  
سلام دوستان بعد از مدتها اومدم . ببخشید کمی بی وفا شدم . من خوبم کوجولومون هم خوبه رفتم سونوگرافی الان هفته سیزده ام. کوچولو داشت دستاش رومیبرد دهنش.برای ... ت ... قطعی نگفت اما گفت احتمالا بسره. از ته دل میگم دختر یا بسر بودنش برام فرقی نداره .سالم باشه کافیه. تازه شوهرم گفت من دلم دختر بیشتر از بسر میخواد.از بس دخترک رو دوست داره . دیروز حالم خیلی بد بود دوبار استفراغ ... .اما امروز خوبم. اومدیم خونه مامان شوهرم .چند روزه اصلا درس نمیخونم انقد راحتم

درخواست حذف این مطلب
وابستگیم به شوهرم مثل یه به پدرشه  
سلام اول از بچگیم بگم که تا سن 6 سالگی حضور پدر رو حس ن . یه دختری که همه دلخوشیش پدرشه. دوره ی جنگ که تموم شد و بابام اومد تازه یت هاش شروع شد و باز هم من یه دختر تنها شدم و محروم از محبت و توجه ی مرد. تا و موقع ازدواج و سختگیری های پدرم و ... . حالا ازدواج و بچه دارم ولی وابستم به شوهرم و ازش انتظار پدر و برادر و شوهر و دارم. انتظار یه دختر از یه مرد بعنوان تکیه گاه. با این وابستگی دوره عقد بدی رو گذروندم چون همش میخواستم بهش بچسبم و کمبود سالها بی محبت

درخواست حذف این مطلب
مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 14 دی  
قدم یک بعد از سالها حضور در نارانان ،اکنون می توانم بگویم در مقابل اعتیاد شوهرم عاجزم و زندگی ام غیر قابل کنترل است .وقتی وارد اولین جلسه نارانان شدم،می دانستم که شوهرم معتاد به است.به هر حال چیزی که پی بردم این بود که من به شوهرم معتاد بودم.مهم تر اینکه در یافتم برای کنار آمدن با تاثیرات زندگی با اعتیاد لازم است برنامه را تمرین کنم.وقتی وارد اتاق های نارانان شدم گمان می که می توانم مصرف.مواد شوهرم را متوقف کنم.اکنون می دانم هر کاری که انجام م

درخواست حذف این مطلب
نامه چهارصد و هفدهم  
روزهای پاییزی شروع شده و و به نیمه رسیده . هوا سرد شده و حال دل ما سردتر . اوضاع خونه خوب نیست و در ... ر مسیله برادر من و برادر همسر هستیم و همش دعا میکنیم همه چی به خیر تموم بشه . . کاش همه چی خوب تموم بشه و از این روزها فقط یه خاطره بمونه . دلمون خیلی آرامش میخواد . چیزی که این روزها خلی ها دنبالش هستن . طاقتمون خیلی جاها تموم میشه و باز اعتقاد داریم باید صبر کنیم . صبح که میشه همه پر میشن از دلشوره و شب که میشه میبینیم یه روز پر استرس دیگه تموم شد . چه

درخواست حذف این مطلب
با دخ ... خانواده شوهر چه کنیم؟  
با دخ ... خانواده شوهر چه کنیم؟ برای شوهرم احترام زیادی قائلم . او مرد بسیار مهربان و فداکاری است ، اما خانواده اش در زند ... ما زیاد دخ ... می کنند . به طوری که گاهی به هیچ وجه نمی توانم حضورشان را تحمل کنم و علاقه مندم با آنها قطع رابطه کنیم . بدون خانواده شوهرم زند ... مان خیلی بهتر و رضایت بخش تر است ، اما هر وقت آن ها حاضر هستند ، اوضاع ... اب می شود . نمی دانم چطور می توانم شوهرم را متقاعد کنم که نداشتن رابطه به نفع زند ... مان است و لطفا مرا راهنمایی کن

درخواست حذف این مطلب
وابست ... شوهرم به من ، بعد از طلاق ادامه خواهد داشت ؟  
با سلام دارم از شوهرم طلاق می ... رم تمام راه های ارتباطی رو به مدت سه ماهه قطع ... و اون خیلی وابستس مرتب گل و شیرینی و چیزهای دیگه و نامه میفرسته . یه جلسه دادگاه رفتیم قرار شد با مقداری مهریه توافقی طلاق ب ... ریم . متاسفانه هیچ راه برگشتی وجود داره حتی تو دادگاه هم کلی گریه کرد . بنظر شما این وابست ... تا کی ادامه داره ؟ و رفتار من چطوری باشه که دیگه منو دوس نداشته باشه ؟

درخواست حذف این مطلب
خونریزی دوباره  
امروز ۱۷ هفتم تمام شد... چند روزه مامانم عمل کرده و در ... رش بودیم. از قبلشم یه مدت چون میدیدم حالم خوبه استراحت نمی ... ... ب خونه مادرم بودم طرفا ساعت ۸شب بدون هیچ مشکلی رفتم دستشویی دیدم خونریزی دارم... در حد کف دست تقریبا زود شیاف سیکلوژست استفاده ... و زنگ زدم به شوهرم و رفتیم بیمارستان سونوگرافی ها که بسته بودن. رفتیم بیمارستان آریا. از اونجا زنگ زدن به ... م که جواب نداد قلب بچه رو با دستگاه چک ... که شکر خدا مشکلی نداشت... برام سونو نوشت. گفتم فردا ..

درخواست حذف این مطلب
قتل فرزند به خاطر نشستن روی اُپن آشپزخانه  
قتل فرزند به خاطر نشستن روی اُپنقتل فرزند به خاطر نشستن روی اُپن او به مأموران گفت روز حادثه، پسرم حسن روی اپن آشپزخانه نشسته بود و تلویزیون نگاه می کرد. همان موقع همسرم کامران از سرکار برگشت و به این موضوع اعتراض کرد.حسن به حرف پدرش بی اعتنایی کرد و شوهرم عصبانی شد.آن ها باهم درگیر شدند و کامران با کارد آشپزخانه به پسرم حمله کرد. خودم را بین شان قرار دادمبرای همین چاقو به کتفم خورد و روی زمین افتادم. شوهرم چند ضربه به سر حسن زد و متواری شد.تحق

درخواست حذف این مطلب
چطور بدون دلخوری به شوهرم بگم که نمیخوام دسته چک بگیرم ؟  
سلام تو رو خدا راهنماییم کنید . شوهرم میگه بریم دسته چک بگیری که اگه لازم شد یه جا تو ضامن من بشی ، ولی من اصلا اصلا نمیخوام نه دسته چک داشته باشم نه ضامن بشم راستش اصلا اصلا اعتماد ندارم و نخوام داشت . دسته چک مگه الکیه من داشته باشم ... عجب بدبختی گیر ... حالا من چیکار کنم که بدونه ناراحتی، سوء تفاهم، دلخوری، شک و ... منصرف بشه من دسته چک بگیرم ؟

درخواست حذف این مطلب
یک روز از زند ... شخصی خودتان را  
... ۹۵ ۹ ۱۲یکی از روزهای آذر ماه یک روز خوب برایم بود.نه کار داشتم نه ... .تصمیم گرفتم فقط برای خانواده و خانه باشم و خوشحال بودم از خواب بیدارشدم ولی سروصدا ن ... تا دخترم بیدار نشود و کمی بخوابد صبحانه آماده ... چایی درست ... پنیر وگردوآوردم و تخم مرغ درست ... و چیدم تو سفره و دخترمو بیدار ... . زنگ زدم شوهرم از مغازه آمد صبحانه 3نفره دورهم بودیم و خوردیم و شوهرم رفت من و دخترم کارتون تماشا کردیم. و بعد کتاب خوندیم کتاب قصه و بعد شعر ی از کتاب حسین تولایی

درخواست حذف این مطلب
فراموش کرده ام چگونه فراموش کنم  
هفت ماه از عقدمون میگذره. نمی تونم فراموشش کنم. مخصوصا این روزها که توی خونه ام و سر کار نمی رم، وقت بیشتری دارم که ذهن ناخداگاهم منو ببره به قعر خاطرات خوش اون روزها. من با شوهرم خوشبختم، و هروقت گذشته میاد تو سرم هر جور شده سعی می کنم بهش فکر نکنم. ولی جاذبه باور ن ... ی داره عشق از دست رفته. مخصوصا حالا که از دست رفته دلم لک زده برای یه قدم زدن طولانی باهاش. برای مس ... ه بازیامون و خندیدنامون. دارم توی فکرم به شوهرم خیانت می کنم چند روز پیش دوتا ع .

درخواست حذف این مطلب
برنامه ریزی شوهرم به هم خورده، احساس می کنم منو مقصر میدونه  
سلام وقت بخیر حدودا 3 ماه میشه که عقد . قبل از عقد تصمیم همسرم این بود که چند ماه زبان بخونه و زیاد درگیر مراسم نشه چون قراره یک آزمون بده. اما روز بله برون تاریخ عروسی رو نزدیک انتخاب و قرار شد من ج ه ن م و پولش رو پدرم بهم بده. خلاصه بعد عقد با پولی که داشتیم و جور کردیم رفتیم یه خونه یدیم چون دیدیم ارزش پول داره کم میشه این موضوع باعث شد که همسرم از زبان خوندن عقب بیفته ، بعدشم درگیر گرفتن وام ازدواج و ماشین شدیم و باز هم همسرم از زبان عقب افتاد.

درخواست حذف این مطلب
داستان کوتاه اعتماد بی جا  
از همان روزهای اول ازدواجم با همسرم مشکل داشتم و از شانس من، پسر ام آتش بیار معرکه شده بود و هر زمان که فرصتی گیرش می آمد، پشت سر شوهرم، بد و بیراه می گفت مثلا می خواست از من حمایت کند چهار سال قبل با پسر یکی از اقوام ازدواج ، ولی از روز اول زندگی مشترک خود با شوهرم اختلاف داشتم. متاسفانه شریک زندگی ام مردی بی احساس، خونسرد و بی تفاوت بود و همیشه با نیش و کنایه مرا در حضور دیگران تحقیر می کرد. او چندبار، مرا جلوی چشمان مادرم کتک زد و این مسئله باع

درخواست حذف این مطلب
آزار و اذیت،وقتی به خانه برگشتم با صحنه کثیفی از شوهر و دخترم روبرو شدم  
آزار و اذیت دختر توسط شوهرآزار و اذیت دختر توسط شوهر nbsp غرور و خودخواهی، کارم را به اینجا کشاندو باید تاوان سنگینی برای خطای گذشته ام بدهم.برای خودم ناراحت نیستم اما نمی توانم از حق بچه ام بگذرم.امروز صادقانه اعتراف می کنم که اشتباه کرده ام و ای کاش کارم به اینجا کشیده نمی شد.حدود ۱۴سال پیش با لباس سفید عروسی پا به خانه بخت گذاشتم،شوهرم مرد آرام و بی آزاری بود و ما زندگی خوبی داشتیم و صاحب یک دختر شدیم.افسوس که لج و لج بازی های من با دو خواهر و

درخواست حذف این مطلب
چه جوری عادت پول ج رو از سرم بندازم ؟  
سلام شب و روزتون خوش ، احتیاج به کمک دارم ؛ من عاشق ید م ، ید هر چیزی ، مهم نیست برای خودم باشه یا ی دیگه که البته ترجیحم واسه خودمه همسر و فرزند دارم ۲۹ سالمه ، از ید قاشق چنگال و ظرف یه بار مصرف بگیر تا لباس و اینا ، طلا و اینا زیاد برام مهم نیستا ، اما همین یدهای خورد ، عاشق اینم که برم با شوهرم ید هایپر وایت و گاز پاک کنم ب م خوشم میاد ، به قول شوهرم پول ج بهم انرژی میده ید بهم مزه میده حتی اگه استفاده نکنم ، اصلا نمیتونم پول پس انداز کنم ، همیشه

درخواست حذف این مطلب
اازدواج  
اگه از هر نظری به دوس پسر دوس دختر پارتنر نامزدتون نمیخورین هیچ وقت به ازدواج باهاش فک نکنین. چون تمام زند ... تون میشه جر و بحث سر چیزای مس ... ه. سر اینکه کی ظرفا رو بشوره کی لباسا رو بریزه ماشین لباسشویی کی جمعشون کنه کی کی کی .... وای. حالم از این دعواها بهم ميخوره. از شوهرم همهمینطور. روزی نیس که باهام بحث نکنه. وسط کارم صدام میکنه و میگه میشه ظرفا رو جمع کنی؟ میگم الان وسط کارم بعدا جمع میکنم...خودش میره جمع میکنه و بعد شروع میکنه غر زدن....اصن نمیف

درخواست حذف این مطلب
برف روی کاج ها  
تو دقایق آ برف روی کاج ها اثر پیمان معادی، رویا پس از پایان کنسرت با مریم مواجه می شه و می گه تو نباید به من می گفتی که شوهرم رو با نسیم در خیابان دیدی؟ و سوال مهم تر را مطرح می کند که باید بالا ه بدانم یا ندانم که شوهرم چه کرده. از مریم می پرسد اگر تو جای من بودی نمی خواستی همه موضوع را بدانی.ته نوشت شاید بی معنی باشه اما از دیروز گیر تو این برزخ و سرمو دارم به دیوار می کوبم. آدمی باید بدونه یا ندونه ؟ معیار حقیقت آن چه پنهان است و آشکار است چیه ؟

درخواست حذف این مطلب
شوهرت کجا رفته شبنم خانوم؟  
شوهرت کجا رفته شبنم خانوم؟ اوه تازه شوهرم بگو خوب \- خوب\- چرا شوهر عزیزت رفته رانندگی nbsp خودش nbsp را nbsp تقویت nbsp کنه؟ اوه nbsp بله nbsp اون nbsp یعنی کامران جونم nbsp شوهرم nbsp همسرم nbsp به nbsp تازگی nbsp در nbsp سوالات nbsp آزمون nbsp آیین nbsp نامه nbsp راهنمایی nbsp و رانندگی که nbsp از nbsp همین nbsp سایت nbsp بله nbsp از nbsp همین nbsp وبلاگ وب سایت کرده nbsp بود nbsp قبول nbsp شده nbsp و nbsp برای nbsp اینکه nbsp در nbsp امتحان nbsp شهری nbsp گواهینامه nbsp شرکت nbsp کنه nbsp رفت nbsp در nbsp آموزشگاه nbsp رانندگی n

درخواست حذف این مطلب
اولویت زندگی شوهرم نیستم  
سلام من حدود یک سال و نیم تو عقد بودم و الان یک ماهه که ازدواج ، همسر من دو خواهر داره که یکیش حدود یه سال از من بزرگتر و اون خواهرش هم سنشون بالاست و مجرد . در دوران عقد طلاق گرفتن. من مشکلم با همسرم اینه که من اولویت زندگی ایشون نیستم یعنی در مورد مسائلی که پیش میاد هیچ وقت حق با من نیست. با هیچکدوم از خونواده ی شوهرم مشکلی ندارم به غیر از خواهر کوچیکتر شون یعنی خب اولش من باهاش اصلا مشکلی نداشتم ولی تو دوران عقد تقریبا 90 درصد جاهایی ما می رفتیم

درخواست حذف این مطلب
پست ویژه :)  
تو شلوغیِ اربعین دیدم زنی با عبای عربی روبروی حرم سیدال ... با لهجه و کلام عربی با ارباب سخن میگوید. عربی را می فهمیدم؛ زنِ عرب می گفت آبرویم را نبر، به سختی اذن زیارت از شوهرم گرفته ام... بچه هایم را گم کرده ام ... اگر با بچه ها به خانه برنگردم شوهرم مرا میکشد... گریه می کرد و با سوزِ نجوایش اطرافیان هم گریه می ... د. کم کم لحن صحبتش تند شد توخودت دختر داشتی... جان سه ساله ات کاری ... ... چند ساعت است گم کرده ام بچه هایم را. کمی به من برخورد که چرا این طور دار

درخواست حذف این مطلب
با نگاهط همیه زند ... م برهم ریخت،،،عشق شد ساده ترین شکل فروپاشی ها(:  
1 نمیدونم چ ارتباطی بین کشیک آخاهی و درسای من هست ک هرررروقت میره کشیک،صد با nbsp زنگ میزنه ک چرا درس نمیخونی و درس بخون رسماً از صبح دیوونه ام کرده 2 چند شب پیش بنده خوابم برده بود و گوشیمم سایلنت بود،مامانم هی زنگ میزنه و هی من جواب نمیدم nbsp و nbsp خلاصه nbsp مامانم nbsp پریشون nbsp و مستاصل زنگ میزنه ب مریم ک بانو جواب گوشی نمیده و ....،حالا کلااااا مامانم 5\-6 ساعت ازم بی خبر بود ک اینجوری بهم ریخته بود،بعد مادر شوهرم دقیقا از عید تا حالا از بچه اش بی خبره

درخواست حذف این مطلب
مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 9 آبان  
تغییرذهنم....31اکتبر.....9آباناز وقتی این حرف ها را شنیدم من یک معتادم و به کمک نیاز دارم زندگی ام به طور مهیجی تغییر کرده است.هرگز فکر نمی مردی که با او ازدواج کرده ام بهترین دوست و عشقم چنین راز تاریکی داشته باشد.سه روز بعد وقتی وارد اولین جلسه نارانان شدم پر از طعنه و خشم بودم.احساس یک قربانی را داشتم و نا امیدانه در جستجوی دلیلی برای بیماری شوهرم.بودم .می خواستم چیزی را که می توانم در مورد اعتیاد یاد بگیرم.کمی که یاد گرفتم دانستم که من در مورد م

درخواست حذف این مطلب
عنوان ؟  
۱ \- موهای تا آرنج بلند مان را کوتاه کردیم تا بالاتر از شانه فقط مونده سیزده دلیل برای اینکه مان را بنویسیم ، منتها الان حس خوبی نسبت به هیچی ندارم پس می مونه برای بعد | . ۲ \- یه نرم کننده حوله و لباس من یدم . خیلی غلیظ بود تهش توی جای نرم کننده ماشین لباسشویی میموند هر سری توی خود قوطیش آب میریزم ، ت میدم ، سری بعد بازم غلیظه. خودش چهار لیتره ولی از اون موقع که من شروع به رقیق حدود ۳ لیتر آب بهش اضافه ولی هنوزم غلیظه عین روز اول . ۳ \- در راستای جا مون

درخواست حذف این مطلب
خانم تهمینه میلانی در دلنوشته هایش مینویسد :  
ته پیازو رنده رو پرت ... توی سینک، اشک از چشم و چارم جاری بود. در یخچال رو باز ... و تخم مرغ رو ش ... تم روی گوشت ، روغن رو ریختم توی ماهیتابه و اولین کتلت رو کف دستم پهن ... و خوابوندم کف ش ، برای خودش ج ... ج ... خفیفی کرد که زنگ در را زدند. پدرم بود. بازم نون تازه آورده بود. نه من و نه شوهرم حس و حال صف نونوایی نداشتیم. بابام می گفت نون خوب خیلی مهمه من که بازنشسته ام، کاری ندارم ، هر وقت برای خودمون گرفتم برای شما هم می ... رم. در می زد و نون رو همون دم در می دا

درخواست حذف این مطلب
فضول خانوم  
یه خانومی که از آشناهای پاندا هست بهم گفت چقدر پاندا سرما ميخوره،خودتم همینطور همیشششه سرما خوردین.حالا من دومین بار بود این خانوم رو میدیدم و امسال دو بار سرما خوردم که یکبارشم نرفتم اصن،الانم بخاطر رفلا معده و خوردن اون همه آنتی بیوتیک سرفه میزنم که انگار هضمش سخته یکی سرفه بزنه ولی از سرماخوردگی نباشه ازونجایی که یاد گرفتم جواب خیلیارو ندم فقط بهش لبخند زدم و هیچی نگفتم.مادر شوهرم گفت سرما نخورده که ، تازه اگرم بخورن بخاطر دو هوا شدنشو

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 3.105 seconds
RSS