صدای او

عبارت صدای او در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
آموزش قرآن پایه ی ششم(1)  
دبستان ما سه کلاس در پایه ی ششم دارد و در اوایل مهر ماه وقتی از دانش آموزان این پایه ها خواستم هر کدام یک آیه بخوانند، اوضاع طبق مراد نبود. متأسفانه اکثریت آنان در خواندن قرآن ناتوان بودند.تجربه ی بیش از دو دهه تدریس مرا از هر گونه قضاوت درباره ی گذشته ی آموزشی دانش آموزان دور کرد و سنگ بنای فراگیری روان خوانی قرآن را همان روز اول سال تحصیلی گذاشتم. آنچه واقعیت دارد این است که بسیاری از آموزگاران در روان خوانی قرآن ناتوان هستند و در منازل نیز

درخواست حذف این مطلب
ناگفتنی ها ....  
چرا همیشه گفته میشود . . .«« سکوت نشانه ی رضایت است »» چرا نمی گویند نشانه ی دردیست عظیم ، که لب ها رابه هم دوخته است... چرا نمی گویند نشانه ی ناتوانی گفتار ،از بیان سنگینی رفتار افراد است... چرا نمی گویند نشانه ی دلی ش ته است که ، نمیخواهد با باز شدن لب ها از همدیگر، صداي ش ته شدنش را نامحرمان متوجه شوند . . . پس سکوت همیشه نشانه ی رضایت نیست . . . سکوت سرشار از ناگفتنی هاست...

درخواست حذف این مطلب
مبلمان شهریــــ  
مبلمان شهری در دنیای امروز که انسانها از هم دورتر و دورتر می شوند، یکی از کاربردهای عناصر مبلمان شهری، رفتارسازی و تسهیل ارتباط مردم است.امروزه چگونگی طراحی مبلمان شهری می تواند باعث تشدید ارتباط مردم شود و بین آنها روابط اجتماعی بیافریند. به همین دلیل است که در طراحی مبلمان جدید، طراحی های قوس دار، نیم دایره، ما یچ و روبروی هم توصیه می شود، چون ارتباط اجتماعی را توسعه می دهند. ترکیب طبیعت با فضاهای شهری، نکته دیگری است که طراحان باید به آن

درخواست حذف این مطلب
:))  
اهل کاشانم، اما شهر من کاشان نیستشهر من گم شده استمن با تاب... من با تب ...خانه ای در طرف دیگر شب ساخته ام ... من در این خانه به گمنامی نمناک علف نزدیکممن صداي نفس باغچه را می شنومو صداي ظلمت را، وقتی از برگی می ریزد و صداي سرفه ی روشنی از پشت درختعطسه ی آب از هر رخنه ی سنگچک چکِ چلچله از سقف بهارو صداي صافِ باز و بسته شدن پنجره ی تنهاییو صداي پاکِ پوست انداختن مبهم عشقمتراکم شدنِ ذوقِ پ در بالو ترک خوردن خودداریِ روحمن صداي قدم خواهش را می شنومو صد

درخواست حذف این مطلب
روزایی که ....  
روزایی که با صداي اخبار صبح بیدار میشی .... روزایی که با صداي داداش بیدار میشی .... روزایی که به عشق فوتبال بیدار میشی ... روزایی که با صداي تلق تلوق قابلمه های مامان بیدار میشی ... روزایی که ساعت 11 با صداي اذان ظهر بیدار میشی .... روزایی که با یه اس ام اس بیدار میشی .... روزایی که با صداي بارون بیدار میشی ... روزایی که با آفتاب تو چشات و بی حس بیدار میشی ... روزایی که با صداي بابا که پاشو برو نون بگیر بیدار میشی ... روزایی که با عجله و پر از مشغله کاری بیداری م

درخواست حذف این مطلب
پند و نصیحت  
موقع م پرسیدند آ ین حرفت l l l l l l l l l l l l ¯ l l l l ¯¯¯ ¯¯¯ ¯¯¯ ¯¯¯ ¯¯¯ ¯¯ . l l l l l l l l l l l l — — —\- گفتم رویِ قبرم تکه یخی بگذارید تا چکه کند پرسیدند چرا؟ گفتم چون عزیزی ندارم که سرِ قبرم گریه کند...سلامتى بى ا...... ساعت 3 شب بودکه صداي تلفن پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود.پسر با عصبانیت گفت چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟مادر گفت 25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی؟ فقط خواستم بگویم تولدت مبارک تمام زندگی ام خدا نگهدارت. پس

درخواست حذف این مطلب
.::دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد::.  
ساحل چشم من از شوق به دریا زده است چشم بسته به سرش،موج تماشا زده است را سرمه کشیدیم ،مگر برگردی با همان سیصد و فرسنگ نفر برگردی زندگی نیست ،ممات است تو را کم دارد دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد از دل تنگ من ،آیا خبری هم داری؟آشنا ،پشت سرت مختصری هم داری؟منتی بر سر ما هم بگذاری ، بد نیست آه ،کم چشم به راهم بگذاری ،بد نیست نکند منتظر مردن مایی ،آقا؟منتظرهات بمیرند،میایی آقا ؟به نظر میرسد این فاصله ها کم شدنی ست غیر ممکن تر از این خواسته ها هم شدنی

درخواست حذف این مطلب
این نیز میگذرد؟  
سرویس میشم یه شبایی مثل امشب، دلم میخواد سر روی سینت بگذارم و با صداي قلبت بخوابم، پیش خودم میگم مگه اینهمه دور نبودی خب همونکارارو ، میگه آخه نداشتمش اون موقع، میگم خب ببین الان داریش فقط باید صبر کنی، میگه نمیدونم سختره یا آسونتر وقتی نداریش و نیست یه درده وقتی داریش و نیست یه درد. میگم دیگه بهونه میاریا اومدنی بود که داریش الانم زمااان فقط زمان بده دیگه هست ، میگه باشه . اما روشو میکنه اونورو خیره میشه به دیوار کلافم میکنه گاهی ، دلم میخوا

درخواست حذف این مطلب
 
از دور دیدنش. دلم هوری ریخت. داشتم از خوشحالی بال در میاوردم ولی حیف. خودش و زد به اون راه. داشت مثلا با موبایلش بازی میکرد و من و ندید. یه چند قدم اونورتر که رفت رو به دوستم که کنار من ایستاده بود کرد و بهش سلام کرد. من همونجوری رو به یه نقطه ی رو به روم خیره شده بودم و مثلا هیچ اهمیت ندادم. دلم میخواست اون لحظه با صداي بلند گریه کنم. یعنی اینقدر از من متنفری؟ حالم ازت بهم میخوره لعنتی 23 8 18 2 13pm

درخواست حذف این مطلب
 
نیستی ولی هستی...  
امشب 28 آبان 95..اذان مغرب.. میشه سه سال که دیگه صداي نفسات نمیاد دلم خیلی واست تنگ شده،واسه صداي قرآن خوندنت،نصیحتات خنده هات حتی صداي عصات.. سومین سالگرد نبودنته و من کیلومترها از مزارت دورم،ولی حضورتو حس میکنم همیشه... روحت شاد بهترین بابابزرگ دنیا \+ممنون میشم اگه فاتحه بفرستید♡

درخواست حذف این مطلب
حسرت  
انفجار گسترده ای بی صدا در کویر سیزده ساله ی زندگی طوفان سهمگین بادهای هرزه گرد غرق در شن شدن سخت تر است. هیچ می دانی سیزده سالگی را به حسرتی دادن یعنی چه؟ صداي د شدن سیزده سالگی را در خود خفه کرده ای؟ طعم سیزده سالگی گس شده است و پر غبار جمله های خبری چقدر ناتوانند افسوس بر سیزده سال افسوس

درخواست حذف این مطلب
شاید این بیاید شاید...  
این روزها که می گذرد ، هر روز احساس می کنم که ی در باد فریاد می زند احساس می کنم که مرا از عمق جاده های مه آلود یک آشنای دور صدا می زند آهنگ آشنای صداي او مثل عبور نور مثل عبور نوروزمثل صداي آمدن روز است آن روز ناگزیر که می آید روزی که عابران خمیده یک لحظه وقت داشته باشند تا سربلند باشند و آفتاب را در آسمان ببینندروزی که این قطار قدیمی در بستر موازی تکرار یک لحظه بی بهانه توقف کندتا چشم های خسته ی خواب آلوداز پشت پنجرهتصویر ابرها را در قاب و طرح

درخواست حذف این مطلب
گوش کن!  
گوش کن..صداي نفس های پاییز را میشنوی؟ و این زیبا ترین فصل خدا می آید... غم و اندوه دلت را به برگ درختان آویزان کن... چند روز دیگر میریزند

درخواست حذف این مطلب
باران  
صداي باران، نوری درخشان و سپس صداي غران رعد و برق سکوت و سیاهی شب را در هم می شکند. باران شدت می گیرد نور لحظه ای همه جا را روشن می کند و صداي رعد و برقی که شدیدتر می شود. کم کم صداي ناودان هم به گوش می رسد. نسیم بسیار خنکی از پنجره به داخل می آید. طبیعت دست به کار شده دست به کار شده تا ببارد و بغرد دست به کار شده تا به هوا طراوتی دیگر ببخشد دست به کار شده تا باز هم پاییز را بارانی کند. من اما روبه روی پنجره ای باز نشسته ام و مشغول انجام کارهایم اما تم

درخواست حذف این مطلب
سد شهید رجایی یا سلیمان تنگه واقع در دودانگه ساری  
آهنگ های خدا همیشه زیبا هستند گوش کن؛ صداي طبیعت.. صداي رودخانه.. صداي یک پرنده.. صداي طپش قلب یک عاشق. چه دلنواز نواخته شده اند تار دلت نزدخداست میخواهم از خدا،که بزند بهترین پودها را برتار وجودت،بسازد ترانه ای زیبا ازسرنوشت ..

درخواست حذف این مطلب
بر خورد از نوع نزدیک  
خط بریده بریده ی سفید وسط خیابان با سرعت بیشتری میگذشت و ممتد میشدو صداي بوق ماشین ها و صداي الاغها و نور که همه جا را فرا میگرفتبا خود تمامی خاطرات را مرور می ... و تمام هایی که بلد بودم را نثار دنیا می ... صداي بوق که ممتد میشد ...لعنت ، صداي بوق ممتد آدم را دیوانه میکندو نوری که هر لحظه سایه ام را بزرگتر میکرد... قانون نیوتن هر کنشی را واکنشیستنیرو برابر است با جرم ضربدر شتابو من با همان نیرو ، نور را در خود حس ... خیابان رنگ تازه ای به خود گرفت عطر خ

درخواست حذف این مطلب
گستره ی صدای انسان:  
صداي موسیقیایی انسان معمولا به ۶ طبقه تقسیم شده است که هر یک دارای گستره ای و کلیدی مخصوص به خود ٱن است گستره ی سپران دارای صداي زیر یا نازک گستره ی متس سپران دارای صداي متوسط گستره ی کنتر ... صداي بم یا کلفت گستره ی نتر صداي زیر یا نازک باریتن صداي متوسط باس صداي بم یا کلفت

درخواست حذف این مطلب
کوچ [شعر]  
خاطره ی آن کوچ آن کوچ ناگهان نه حرفی نه صداي لرزشی _تو بیدار بودی و ما بیهوش_ صف مردان بود چهره ی های ترکیده به نجوا با تو چیزی می گفتند شقایقی در دل هرکدام کاشتی _من در میانشان بودم_ و صداي روییدنش به گوش می رسد هنوز حالا که صف به صف دوباره بی هوش اند و تو بیدار از آن کوچ به یکباره صداي رویین گلی مانده فقط

درخواست حذف این مطلب
چیک چیک  
صداي باران ،همان صداي همیش ... است.اما وقتی کودک بودم مادرم صداي آنرا بیشتر میشنید،چون من را بیشتر خیس میکرد ومریض میشدم.اما من صداي آن خیس شدن را دوست داشتم.صداي چکیدن باران روی حوض خانه و نگرانیم برای ماندن ماهی بدون ... باران.بزرگتر که شدم صداي باران باز هم دوست داشتنی بود،نگاه ... از پشت پنجره کلاس . چندنفری زیر چتر رفتن در زنگهای تفریح. صداي باران آن سالها لذت دیگری هم داشت، آن روزها بعد از مدرسه کنار در مدرسه منتظر میایستادم،منتظر پدرم تا ز

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.342 seconds
RSS