صرفا خواستم اینم بگم

عبارت صرفا خواستم اینم بگم در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
افزایش طول تاج دندان  
راهنمای لبخند افزایش طول تاج دندان یک روش درمانی است که در آن با استفاده از جراحی دهان بافت اضافی لثه برداشته می شود تا به این ترتیب بخشی از استخوان دلینک های کیفیت 180p | کیفیت 270p | کیفیت 360p | کیفیت |

درخواست حذف این مطلب
غم خوب!  
سلام نمیدونم چرا امسال اینهمه دلتنگی میکنم. برای همه انی که دوستشون دارم... خواستم همه ی ها و عمو رو ببینم خواستم بچه های رشد رو ببینم دلتنگ فسقلهام همش و هر روز به طرز عجیبی و متفاوت با همیشه میخوام تو رو ببینم یه غم عجیب و عمیق همش توی قلبمه... این غم رو دوست دارم. یه جوریه... پی نوشت ویزاهامون همه 23 نفر دیروز آمد. حالا فقط 4 روز مانده...

درخواست حذف این مطلب
نشد نشد  
می خواستم انتهای این باغ قدیم سر به زیر و پربار درخت رو به راه تو باشم می خواستم نباشم و در نبودم همیشه در یاد تو و نیمه نگاه تو باشم می خواستم برای پرواز تا بر تو همچون پر مرغان سیاه تو باشم افسوس که رفتی و رفت از خی هر جور شده خواستم بین راه تو باشم مثل کفتر جلد خانه همین تنهای بغل نشد کنار پنجره چشم به راه تو باشم بساط دستفروشی حوالی دم شب جنس محبوب و دل به خواه تو باشم نشد در آسمان تو بمانم و همین ستاره ای کم سو به شامگاه تو باشم خلاصه نشد نشد ک

درخواست حذف این مطلب
منتظر اونی که دوسش دارمم  
مگه من چی ازت خواستم خدا. فقط خواستم اونی که دوسش دارمو بهم بدی همین. منتظرماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا همش آدمایی رو گذاشتی دورو برم که دوسشون ندارم همش میان گیر میدن اخه یکی نیس بگه من احساسی ندارم بهتون داشتم میگفتم. دس وردار آقا اه ببین اونایی که دوسشون دارمو نمیدی اونوقت..... چیکارکنم خدااااااااااااااااااااااااااااااا اگه نمیخوای بدی تکلیفمو بدونم تاکی صبر؟

درخواست حذف این مطلب
از خدا خواستم  
من از خدا خواستم به من توان و نیرو بده و او بر سر راهم مشکلاتی قرار داد تا نیرومند بشم. من از خدا خواستم به من عقل و د بده و او پیش پام مسایلی گذاشت تا اونهارو حل کنم. من از خدا خواستم به من ثروت بده و او به من فکر داد تا برای رفاهم بیشتر تلاش کنم. من از خدا خواستم به من شهامت بده و او خطراتی در زندگیم ایجاد کرد تا بر اونها غلبه کنم. من از خدا خواستم به من برکت بده و خدا به من فرصتهایی داد تا از اونها استفاده کنم. من از خدا خواستم به من عشق بده و او به م

درخواست حذف این مطلب
گلچینی از اشعار شاعران معاصر  
سه رباعی پیوستهبشناس مرا حکایتی غمگینمافسانه ی تیره ی شبی سنگینمتلخم، کدرم، ش ته ام، مسموممای دوست شناختی مرا؟ من اينم□من اينم و غرق خستگی آمده امویرانم و از ش تگی آمده اماز شهر یگانگی؟ فراموشش کن از شهر هزار دستگی آمده ام□آن جا با هرکه زیستم کشت مراهر همخونی به خونی آغشت مراصدها دستی که دوست می خواندمشانصدها خنجر ش ت در پشت مرا \#حسین_منزوی مجموعه اشعار \- رباعی ها \- ص ۶۴۸

درخواست حذف این مطلب
هیچ وقت نمی خواستم  
هیچ وقت نمی خواستم که چنین شودهیچ وقت نمی خواستمتو را گریان ببینمنمیدانم چرا نمی توا تو دل م ولی . . . . . . ا میخواهم باز از تو دور شومنمیدانم شاید از این هراسانم که تقدیری برای خود نمیبینمبی عشق تو طالع منسیاه و تار استامید هایمچیز های که بدست آوردمبا هم نیستن نمیدانم باید چه مه ن من تلخی های زندگی شده اندمن برگ خشکیده ای در بادممن نمیتوانم تو را گریان ببینمبا اشک های تو من میمیرمتو را ترک میکنم تنها برای عشقی که به تو دارمنمیدانم شاید . . . . از ا

درخواست حذف این مطلب
میخواستم ؛ نشد.........  
می خواستم اب نگاهش شوم، نشد بیچاره دو چشم سیاهش شوم، نشد می خواستم که در دل شب ها ستاره ای چرخان به گرد صورت ماهش شوم، نشد می خواستم که وقت همآغوش او شدن حتی فدای حس گناهش شوم، نشد می خواستم دریچه پژواک خنده اش یا آینه مقابل آهش شوم، نشد گفتم به خود که همدم تنهایی اش شوم بی چشمداشت پشت و پناهش شوم، نشد می خواستم که حادثه باشم برای او شیرین و تلخ قصه راهش شوم، نشد می خواستم به شیوه ایثار و معجزه قبله برای قلب و نگاهش شوم، نشد گفتم به خود quot همیشه q

درخواست حذف این مطلب
melting in the rain  
ناخواسته سقوط ، اما بعدش سعی ن خودم رو بیرون بکشم و با اینکه داشتم خفه می شدم و نمی تونستم نفس بکشم سعی خودم رو پایین تر بکشم انقدر پایین برم که از شدت درد بدن ام بی حس بشه. در عین حال نمی خواستم با یه بار پ همه چی تموم شه برای همین بود که اون روز بالای اون پل روی اتوبان ایستادم و به پایین خیره شدم اما پرواز ن من چیزی فراتر از اون می خواستم. می خواستم ذره ذره با موسیقی دردناک تار و پودم از هم دیگه جدا شه و به پرواز در بیام.

درخواست حذف این مطلب
 
منی که ادعا میکنم دیگه بارون دوس ندارم،تو این ساعت میرم توی بالکن و بو میکشم.خودمو گول میزنم یا صرفا سر لج دارم؟ نمیدونم... \+فک کنم واقعا دوست داشتن رو درک نمیکنم،صرفا قبول میکنم ک وجود داره.از دوست داشتن منظورم هر دوست داشتنی نیست.دوست داشتن روابط جوونای هم سن و سال خودم.حالا 5 سال بالا تر یا پایین تر

درخواست حذف این مطلب
 
من یکی را از خودم دیوانه تر می خواستم  
من یکی را از خودم دیوانه تر می خواستمسر نمی پیچید اگر یک روز سر می خواستم.اهل عشق و عاشقی اهل تمنّا اهل درداین چنین دیوانه ای را همسفر می خواستم.می نشستم روبه رویش، روبه رویم می نشستلحظه های عاشقی از او نظر می خواستم.او قدح در دست و من جامِ تمنّایم به کفهرچه او می داد من هم بیشتر می خواستم.من کجا در مِى زدن؟ سودای خیامی کجا؟من پیِ جامی دگر جامی دگر می خواستم.هر زمان هرجا که می افتادم از مستی به خاکتکیه می به مِی از خاک بر می خاستم.بارها فرموده رو

درخواست حذف این مطلب
کاش بودی تا تو را در این دعا می خواستم  
از تمام این جهان تنها تو را می خواستمکاش بودی تا تو را من از خدا می خواستمآن همه عشقم به تو حالا شده اندوه و غماین همه اندوه و غم آ کجا می خواستمرفتی و حالا ببین من تا ابد تنها شدمچونکه در دنیافقط من با تو ما می خواستممرهمم بودی عزیز بر این دل پر درد منبر دل پر درد خود تنها دوا می خواستممانده ام تا در قنوت آ چه خواهم از خداکاش بودی تا تو را در این دعا می خواستممحمدصادق رزمی

درخواست حذف این مطلب
دینی آفبا درس اول  
سلام دوستای کنکوری،خوبید؟ چه خبرا؟ اينم درس یک دینی دوم با تدریس فوق العاده ی محمد کریمی، اينم بگم اگه از تدریس ایشون لذت بردین مثل خودم لطفا برید به سایت آفبا afbaedu.com و dvd های ایشون رو تهیه کنید من این یک درس رو صرفا وایه دیده شدن نحوه ی تدریس ایشون گذاشتم برای روی ادامه مطلب کلیک کنید

درخواست حذف این مطلب
کار من جادو است  
آنالی اکبری را از زمان وبلاگ نویسی اش میشناسم و به شدت قلم زیبا و فانتزی اش را دوست داشتم و دارم.نوشته های ش را کم و بیش دنبال می و عاشق قلم جادویی اش بودم.این روزها کتاب دومش را میخوانم. کار من جادو است .چیزی که میخواهم در مورد کتابش بگویم این است که این کتاب به شدت توی ذوقم زده است.جدای از فضای داستان ها که اصلا هیج جذ تی برایم ندارد پایان بندی هایش هم یکجوری با قلم اکبری بیگانه است...آنقدر معلق میشوی و حیران که با یک خب؟ داستان برایت تمام میشود

درخواست حذف این مطلب
رسم روزگار اینه  
خواستم چند روزی نباشم... تا شاید ... ی حس کند نبودنم را تا ... ی حس کند جای خالی ام را یا اصلا شاید ... ی دلتنگ بشود ساده بودم ... اما نمیدانستم زند ... چیزیست شبیه اتوبوس همین که بلند شوی جایت را می ... رند و تو حتی مالک جای خودت هم نیستی خواستم چند روزی نباشم ... اما هیچ ... حتی ندید جای خالی ام را

درخواست حذف این مطلب
 
چن دییقه پیش بیدار شدم دیدم زوده خواستم یکم دیگه بخوابم سرمُ که گذاشتم رو بالش گروه مرتضی با دلقک بازی اومدن توی خوابم هی «بالا بلایی دمت گرم » چه بده یه اهنگ شاد میره توی مُخ آدم درَم نمیاد . . «چنگ دل آهنگ دل کش میزند ناله ی عشق است و آتش میزند» اينم نمیدونم کجا شنیدم یه چند ماهی میشه توی مغزم تکرار میشه

درخواست حذف این مطلب
 
"عشق منتظر آدم ها نمی ماند"  
می خواستم همه کارهایم را ... م و سرِ فرصت به دنبال او بروم.می خواستم اول دنیا را عوض کنم، کتاب هایم را بنویسم، اسم و رَسم به هم بزنم، برنده شوم و بعد با دست های پُر به دنبالش بروم. خبر نداشتم که عشق منتظر آدم ها نمی ماند و خط بطلان می کشد روی آنها که حسابگر و ترسو و جاه طلب اند

درخواست حذف این مطلب
اهل عالم، دارد از ره ماه ماتم میرسد """ هیئتی ها یاعلی! دارد محرم میرسد...  
یازده ماه از خدا این روزها را خواستمدیدۀ تر خواستم حال بکا را خواستم اذن دق الباب این خانه برای ما بس است استجابت پیشکش فیض دعا را خواستم یازده ما هست می خواهم که سلطانی کنمپشت این در ماندن و دست گدا را خواستم قول دادم این محرم معصیت کمتر کنم همت توبه به درگاه خدا را خواستماز علی موسی الرضا رزق لباس مشکیه دستباف حضرت خیرالنسا را خواستمهر محرم زیر دین صلح آقاییم ما یا ... مجتبی اشفع لنا را خواستمکربلایی نیستم اما تو شاهد باش که هردعایی ... اول کر

درخواست حذف این مطلب
... علی شریعتی  
وقتی خواستم زند ... کنم، راهم را بستند وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند ... افات است وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شو

درخواست حذف این مطلب
جبران ناممکن است  
امروز، بی جهت، به یاد گنجشکی افتادم که در زمان کودکی ام گرفتم. nbsp می خواستم ببنم اگر موی سرش را کوتاه کنم چه شکلی می شود. قیچی را برداشتم و با احتیاط، موی روی سرش را چیدم. اما دیدم که پوست سرش را با قیچی کنده بودم. nbsp همان زمان و اینک پس از دهه ها که از ان می گذرد، روحم را آزار داد. شیطنتی در 12 سال ... ، امروز یقیه ی ذهنم را گرفت. کاری که نباید، و نمی خواستم، اما شد. nbsp چقدر از کارهای ما از این دست اند. نمی خواهیم، اما می شود. خاطراتی که می آیند و می روند

درخواست حذف این مطلب
مثل یک پروانه  
از تو من تنها نگاهی مختصر می خواستممن که چشمان تو را از هر نظر می خواستمگر چه شاید سهم اندوه مرا از دیگرانبیشتر دادی، ولی من بیشتر می خواستمدین اگر آنگونه بود و آن اگر اینگونه، نهعشق را بی هیچ اما و اگر می خواستمروزگارم هر چه باشد وام دار چشم توستمن که در هر کاری از چشمت نظر می خواستمرستن از بند قفس رنج اسارت را فزودآه آری باید اول بال و پر می خواستمرفت عمری تا بدانم خویش را گم کرده امتا بیابم خویش را عمری دگر می خواستمباید از ماهی بخواهم راز د

درخواست حذف این مطلب
× تو خوبی ×  
سلول سلول من میخواهد داد شود هوار شود ، فریاد شود ضجه زند نبودنت را آنقدر داد بزند ، که تمام شوی از دلم بروی مهرت از تک تک سلول هایم برود و تمام شود این غم این نبودن ، این حس .. این حس تلخ سرد آبی که نیستی و جایت با هیچ ... هم پر نمیشود میشود بروی ؟ نمیدانم چرا هیچ ... تو نمیشود از تو بهتر ها هم تو نمیشوند لعنتی دوسداشتنی ، من فراموشت ... اما سلول های من نبودنت را تاب نمی آورند خواستم پرت شوم روی پیاده رو ، خواستم پرت شوم زیر ماشین تا شاید تو پرت شوی از م

درخواست حذف این مطلب
وز وز  
زمین سوراخ می گردد خواستم بنویسم، می شود ولی خواستم دورت بگردم گردشِ من آسمانی است لاله های گوشم وز وز می کند فکر کنم، این روزها سقط می شوم روزگار که گوشش بد ... ار نیست مرا سر می بُرد، مثل بقیه؛ عادت دارم، با تسبیحم ور بروم بخواهم گناه کنم آن را گوشه ای قایم می کنم که راحت به گناهم برسم.

درخواست حذف این مطلب
سامان  
خواستم سامان ب ... رم، ای دریغا که نشدخواستم آرام ب ... رم، ای دریغا که نشدخواستم با تو، کنارت نازنین دلدار منمرهم این درد بی درمان ب ... رم، ای دریغا که نشدبا خودم عهدی نوشتم گر جوابت بله بودمی شوم تنها غلامت، ای دریغا که نشدگفته بودم گر بیایی خاک دامانت شودسرمه چشمم همیشه تا بمیرم، ای دریغا که نشدرفتی و پشتت به من کردی ندیده بی وفاکاش راه میدادی تو اما، ای دریغا که نشدترسم از روزی که آیی گویمت حالا چراآن همه نذر و نیازم...، ای دریغا که نشد١٤\-٩\-٩٥

درخواست حذف این مطلب
بدون شرح ...  
سلام آغاز کلام با نام حضرت دوست خواستم بنویسم “بهانه یِ خِلقتِ مان سلام”، گفتم کم است، خواستم بنویسم ” نعمت همسای ... ت ما را بس”، گفتم لایق همسای ... نیستیم، خواستم بنویسم “آقا، عمریست زند ... می کنم با رحمتت، رهایم مکن” گفتم خلاف عرف ... است، خواستم بنویسم “السلطان”، گفتم، هست چه حاجت به بیان است؛ آ ... نوشتم بدون شرح…

درخواست حذف این مطلب
همسفر می خواستم  
من یکی را از خودم دیوانه تر می خواستمسر نمی پیچید اگر یک روز سر می خواستماهل عشق و عاشقی اهل تمنا اهل درداین چنین دیوانه ای را همسفر می خواستممی نشستم روبه رویش، روبه رویم می نشستلحظه های عاشقی از او نظر می خواستماو قدح در دست و من جام تمنایم به کفهرچه او می داد من هم بیشتر می خواستممن کجا در می زدن سودای خیامی کجامن پی جامی دگر جامی دگر می خواستمهر زمان هرجا که می افتادم از مستی به خاکتکیه می به مِی از خاک بر می خاستمبارها فرموده روزی خواستی ا

درخواست حذف این مطلب
ی دل میگه برم یه دلم میگه نرم!  
راستش چند روزیه درگیرم با خودم |از خدا ک پنهون نیس از شماها ک بنده شین همه نباشه دیدیگه اینجا راحت نمینویسم ینی یه جورایی موذبم ؟؟ و هر حرفیو مث قدیما نمیتونم بنویسم چند بار پست خداحافظی نوشتم ، شاخ و برگ بهش دادم، هن ، بعد اکشن هالیوو و در انتها منتشرش ن |یبار تصمیم گرفتم بیخبر برم، بعد دیدم بی معرفتیه بعد خواستم رمزی بنویسم، دیدم اينم ی کرچولو نامردیه البته شاید بعدترش خواستم اون پستایی رو ک مد نظرمه رمزی کنم ، دیدم میشه حدودا نود درصد پستا

درخواست حذف این مطلب
تائبا محرم اسرار شدی آگاه باش صخا رویای تائب  
از خداوند معرفت خواستم صخا را به من داد ایمان و همت و قدرت خواستم صخا را به من داد بهر سالخوردگان مظلوم و ک ن معصوم یک دنیا رحم و غیرت خواستم صخا را به من داد به یاد دانشمندان و ثروتمندان محبوب از خداوندخیر و برکت خواستم صخا را به من داد آرزوی حاتم طائی شدن در سرم بود جوانمردی و مروت خواستم صخا را به من داد از برای خودم و خانواده ام دعا درشکلی زیبا تربیت خواستم صخا را به من داد همه ان را ی ان دوست داشتم عنایت و حمایت خواستم صخا را به من داد دستهای

درخواست حذف این مطلب
آ ای نود و پنج برای من.  
من مشکل دارم. مشکلت چیه؟ خودم نیستم. اون مهدی که آی ساپوزد تو بی نیستم. من تو رو میخوام باشم. من میخوام داشتن اونو. من عوض شدن خودمو میخوام. بگو به من چرا این اینطوری شدی؟ من باید تو رو باشم. من می خواستم شبا بیدار باشم. می خواستم صبا که بیدار شم این نباشم. جنازه. لش. می خواستم فکر اونجارو که می کنم شادترین باشم. می خواستم نوع تو بمونم. می خواستم شادتر بمونم. می خواستم خلاقیت ناب خودمو باشم. می خواستم ذهن خودمو داشته باشم. ولی خب اصلا ندارمش. راضی ام

درخواست حذف این مطلب
خُنَکا  
نمی دانم اگر این خنکایی که از لای در مغازه های می زد بیرون، نبود؛ من به چه امید تابستان را زنده می ماندم اردویی که در پیش داریم، اردوی معارفه ی ورودی دهم مدرسه است. بچه ها تا به حال همدیگر را ندیده اند. یکی از مهم ترین هدف های اردو این است که آدم ها را شباهت های معنی دارشان کنار هم بنشاند، نه صرفا اتفاق. این کمک می کند که سریعتر با هم آشنا شوند و زودتر در مدرسه احساس راحتی کنند. هر چند من در فائزون هیچ وقت احساس راحتی ن ؛ امیدوارم این ها بتوانند مث

درخواست حذف این مطلب
  
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 1.548 seconds
RSS