طرف انقد خودشو میگیره

عبارت طرف انقد خودشو میگیره در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
کافه ۵۶۰  
متنفرم از اینکه دنیا رو از زاویه دید او ببینم فقط خودشو خوشبخت میبینه . . . . . . . \+ نمیفهمم من چرا انقد حس تنفرم نسبت ب این مساله حساس شده

درخواست حذف این مطلب
بهش نگفتم،فقط نگاش  
میخواستم بهش بگم انقد منطقی نباش،آدم با اینهمه منطق خودشو میکشه،یکدفعه متوجه شدم آ وعاقبت عشق هم چیزی جزاین نیست

درخواست حذف این مطلب
مجید  
خیلی جیگر میخواد آدم بتونه خودشو خلاص کنه آقا مجید داش جیگرشو ... همش۲۳سالش بود طفلی پریروز پرید.. میگن خودشو از پنکه سقفی مغازه ش آویزون کرده.شنیدم۷.۸ساعت بعد فهمیدن دیروز تشییع جنازش بود..مث روز عاشورا شلوووووغ ولی ب چ دردش میخورد حیف از عمرآدما ک ب ندونم کاری میگذره کاش اینطورنمیشد.. چ فایده ک الان ع پروفایل رفیقاش مجیده چ فایده اگ الان مامانش خودشو بکشه براش چ فایده اگ اونهمه آدم جم شدن سرقبرش... کاش تاهستیم همدیگرو قدر بدونیم کاش انقد راحت

درخواست حذف این مطلب
و باز هم عشق...  
بازی نقاب ها.سریالِ این شبهای شبکه 2...دختری که قلبش مشکل داره و نمیتونه بچه دار بشه تا ابد....و پسری که عاشقشه....دختری که عشق خودشو نادیده ميگيره و از پسر میگذره....و پسری که قصد داره خودشو عقیم کنه تا عشقشو به دختر ثابت کنه ...عشق...هنوز هم منو تحت تاثیر قرار میده داستان های عاشقانه غافلگیر کننده

درخواست حذف این مطلب
دمبله 2x  
nbsp اوپس،همین الآن فهمیدم دو تا دمبله تو جهان فوتبال وجود داره.یکیش که همونیه که بارسایی ه، یه ماه و از من کوچیک تره و فی فرانسه س، با نام عثمان دمبله...این یکی مال بلژیکه، با نام موسی دمبله... که خدا رو شککککککر این دیگه خیلی پیر تر از منه از جهت فوتبالی و سی سالشه الآن چک . nbsp هجوم دمبله ها خلاصه.. . این یارویی هم که تو تبلیغ ایرانسل می آد می گه quot حالا چرا انقد خودشو گرفته؟ quot کپی یکی از بچه های مدرسه س. که اتفاقا خیلی هم خودشو می گرفت واسه ما. خوبه

درخواست حذف این مطلب
کوله ها به مدرسه می روند .  
همیشه تو جک ها و شوخی ها میگن ی کوله پشتی دیدیم داره میره مدرسه ، من امروز واقعنی ی کوله پشتی دیدم داشت میرفت مدرسه انقد خوب بود انقد ناز بود انقد گوگولی بود انقد عسل بود دلم خواست ش ، دلم خواست اولین روز مدرسه بنیامین برم دورش بگردم ... وای چه روزی بشه اون روز ، عسل ♥ الهی شکرت شکرت شکرت ♥

درخواست حذف این مطلب
عروسیه پسر ... !!!  
خخخخخ بذارین اولش یکم بخندم... روم به دیوار ..اما تعریف میکنم... پسر ... ی ما رفته زن گرفته ...ب ... ن خب.. پسر خالم خودش خیلی سفیده ،زنش اما ... س،یا حداقل سفید نیست.....خلاصه.... اینا عروسی ... ،یه ماجرایی رو بوجود آوردن بعد عروسیشون که من یکی با یاد آوریش اول لبمو میگزم بعدش باز خندم می ... ره... شب اول عروسیشون زنش ادا و قهر که ........ خاک تو سرش ....تو چرا انقد سفیدی و من خوشم نمیاد باهات رابطه داشته باشم این بنده خدام میوفته به چه کنم چه کنم و آ ... ش به مغز فندقیش

درخواست حذف این مطلب
...  
از جمله کارایی ک هیچ وقت ن ... این بود ک ... داد نزدم بگم هی، دختره ی چاق، دقیقا مشکلت چیه ک وقتی از رو این پله های لعنتی میای بالا انقد عمیق ب من نگاه میکنی؟ ارث باباتو خوردم؟ حتی آروم هم اینو نگفتم، چ برسه ب این ک داد بزنم. ی روز باید بهش میگفتم. باید میگفتم... باید می فهمیدم چیه ک انقد اذیتش میکنه... چیه ک تحمل اینجا نشستن منو براش سخت می کنه... چی باعث اخمشه... و چی باعث شده انقد چاق بشه؟

درخواست حذف این مطلب
چقد خوش میگذره...  
چقد بودن کنارش برام شیرینه... چقدر باهاش خوش میگذره... چقدر خوبه... چقدررررر دوووووسش دارم واقعا واقعا یه تکه جواهره این بانوی ما چقد دلم میخوادش چقد خوشحالم که اوضاع اینجوری شد که با هم انقد دوست بشیم امروز رفتیم بیرون... رفتیم پارک ملت کلی ع ... های باحال گرفتیم انقد دلم براش هی تنگ میشه که هی میخوام ع ... هاشو ببینم هیچوقت فکر نمی ... انقد احساسی باشه و انقد اخلاق دخترونه داشته باشه واقعا همه اخلاقها و رفتاراش فوق العاده س آقا خلاصه بگم واقعا کیوت

درخواست حذف این مطلب
سفر کوچولو  
ب یهو تصمیم گرفتم که امروز بلند شم برم کرج هیچ جاییشم نمیشناختم دیولی ازون تصمیمای یهویی و دلی بود شاید یه کوچولو هم ازون quot نافرمانی های مدنی quot که چند وقته بهشون معتاد گشتم خلاصه که با همه ی اون بلد نبودنا و اینا یه کافه ای پیدا و دست بر قضا یکی از هم یای آبجیم اومد پیشم دیانقدر آدم صاف و ساده ای بود که پشمام ریخته بود نکه این چند وقته کلا بین آدمای طرح دار اعم از راه راه و چارخونه و خال خالی سپری ، هیچجوره توی کتم نمیره که یه نفر بخواد انقد سا

درخواست حذف این مطلب
پاییز شباش صدا بوف میاد  
نمیدونم شبا دلگیر شدن یا دل من نازک تر شده. nbsp انقد ناراحتم که تهشو نمی بینم. حتی به طور دقیق هم نمیدونم چی انقد غصه دارم کردهاولین باره که قبل انقدر بهم میریزم

درخواست حذف این مطلب
خوابه یا خودشو زده به خواب؟!  
بعضی وقتها نمیتونم تشخیص بدم طرف نمیفهمه یا خودشو زده به نفهمیدن نفهمی آرامش داری خودتو بزنی به نفهمیدن هم خودش یه نوع قدرته خلاصه که شما برنده ای \+از آن پست های انتشار در آینده ای که من نیستم

درخواست حذف این مطلب
فردیت!  
یه جایی از زند ... میرسه که میفهمی تنهاییاتو زیادی از دست دادی میفهمی انقد خودتو ول کردی و هییییچی از خودت نداری که وابست ... ت به بقیه تا این حد زیاد شده میفهمی تقصیر خودته که انقد رفتار دیگران مهم شده میفهمی نباااااااید نبااااااید انقد رو باشی واسه همه.انقد آشکار انقد ساده باید یه چیزایی رو واسه خودت داشته باشی فقط و فقط توی وجود خودت . و ذره ای مهم نباشه که تایید میشه از دید بقیه یا نه.

درخواست حذف این مطلب
بت شکن  
یه زمانی به یه آدم انقد بها میدی انقد بزرگش میکنی انقد توجه میکنی بهش انقد حرفاش برات مهمه انقد توجه داشتنش مهمه برات که از خود واقعیت دور میشی میگذره و میگذره و انقد تا با بتی که ساختی پیش میری میشی یه بت پرست میدونی راهت اشتباهه میدونی که اشتباه رو با اشتباه پیش نمیبرن ولی بازم میگی نه درست میشه تا بت میشکنه و تو هم به بدترین شکل باهاش میشکنی نگاه میکنی میبینی خودت موندی و یه بت نصفه نیمه حالا باید بگردی تو ده ریزه ها خودت رو پیدا کنی سخته ول

درخواست حذف این مطلب
خب دیگه...  
به هر چی قسم خوردنیه قسم که من انقد بی ثبات نبودم اما زندگیه دیگه... آدمو عجیب غریب میکنه. nbsp میدونید تلخ ترین چیزی که تا حالا از ی شنیدم چی بوده؟ nbsp quot دیگه نمیخوام چیزی ازت بخونم quot نه اصلا فکر نکنید انقد م که واسه همچین حرفی وبلاگمو دو روز تخته کنم. ولی اون به هرحال مدال تلخ ترین حرفی که ی میتونه به ی دیگه بزنه رو تو دنیای رقابت های نازنینی ميگيره.خب دیگه زندگی ادامه داره...

درخواست حذف این مطلب
...  
همیشه ته ذهن آدم هست که ول کنه و بره، اما خب همیشه با این سوال که کجا برم اصلا؟ جلوی خودشو ميگيره

درخواست حذف این مطلب
جای نفس نیست  
ای کاش خودشو میدید وقتی گلدونشو بغل گرفته بود ای کاش میشنید که همه ی جونم فریاد میزد که خوشبختی نگاه ساده ی تو به من ای کاش خودشو میدید وقتی غرق میشد توو مهربون بودن دلم تنگ شده اونقدری که جای نفس نیست

درخواست حذف این مطلب
میشه انقد ریل نباشی دختر ؟! :((  
بسم الله مهربون همیشه توی حساس ترین لحظه ها من بیخیال میشم ... دوست دارم خودم رو بگیرم زیر مشت و لگد ... انقد خودمو بزنم که هم حرصم خالی شه هم کف و خون بالا بیارم عبرت بگیرم \+ \+کامنت ها بعدا تایید میشن . ببخشید ~_~

درخواست حذف این مطلب
الکی خودشو به خواب زده  
من که خوابم میبره مامانم یه لحاف کرسی ۲۰۰ کیلویو از ارتفاع ۲ متری زارت میندازه روم پشت بندشم بابام که مثلا حواسش نیست پامو لقد میکنه بعد که من مثل جن زده ها از خواب میپرم دوتائی با هم میخندن میگن پدر سوخته الکی خودشو به خواب زده

درخواست حذف این مطلب
خب دیگه...  
به هر چی قسم خوردنیه قسم که من انقد بی ثبات نبودم اما زندگیه دیگه... آدمو عجیب غریب میکنه. nbsp میدونید تلخ ترین چیزی که تا حالا از ی شنیدم چی بوده؟ nbsp quot دیگه نمیخوام چیزی ازت بخونم quot نه اصلا فکر نکنید انقد م که واسه همچین حرفی وبلاگمو دو روز تخته کنم. ولی اون به هرحال مدال تلخ ترین حرفی که ی میتونه به ی دیگه بزنه رو تو دنیای رقابت های نازنینی ميگيره.خب دیگه زندگی ادامه داره...

درخواست حذف این مطلب
لجن های بنفش...  
همه چی به جهنم به جهنم که این استخون تر دن ما از صرقه سری یه مشت احمق تَکرار کننده اس فقط بابام جون سالم درببره از این وضع.... فقط سکته نکنه... کاش حداقل یه جو یه ذره ادم بودن...کاش انقد پر رو و بی چشم و رو نبودن که حیات خودشون رو به حیات مملکت گره بزنن... ما میدونیم شماها از اول هم هدفتون براندازی بود ولی دیگه انقد گربه صفت نباشید که جارش بزنید...لجن های بنفش

درخواست حذف این مطلب
اعتراف نامه :)  
بسم الله مهربون اعتراف به اشتباه ، خودش یه هنره و یه شجاعت بزرگ میخواد و البته یه بخش بزرگی از جبران شه همین که قبول کنی اقا باشه ، من تصمیمم اشتباه بود یعنی جلوی خیلی از اشتباهات دیگه رو گرفتی شاید داشتم ازش فرار می ، ولی واقعیت اینه که اشتباه سخته اعتراف ش ، کشنده ست گفتنش ولی واقعا اشتباه ... بعضی وقتا واقعا خودمم رفتارها و تصمیم های خودم رو درک نمیکنم ولی خب واقعا به تجربه ش می ارزید ... شاید از همون اولم میدونستم نتیجه نداره ها ، ولی یه حسِ د

درخواست حذف این مطلب
امروز هوا خیلی ابریه...  
چقدر خوبه بدون من نه؟؟ دیگه فکرو خی ... من نیستم... دلم چقد برای مهربونیات تنگ شده.. من هنوز نمیدونم چطوری برای تو انقد راحته که بیخیال باشی.. چرا انقد برات یدفه اضافی شدم؟؟ یدفه چه اتفاقی افتاده آخه.....؟؟؟؟ دارم خفه میشم تو این هواا من مگه چقد بد ... که حقم فقط همین بود؟؟ چرا اینطوری شد....خدایا.....

درخواست حذف این مطلب
دلگیر  
چند روزه دستم درد میکنه nbsp نمیدونم nbsp چرا اعصابم د کلافه ام کاش بگذره این روزا....دیروز رفته بودم مغازه ی دوستم nbsp انقد nbsp مشتری اومد میگفت پاقدمت خوبه انقد بدم میاد از فروشندگی

درخواست حذف این مطلب
واقعا این چند روز به اندازه ی چند سال پیر شدم ...  
بسم الله مهربون چند روزه گذشته انقد برای من سخت گذشت ، انقد نگران بودم ، انقد آشفته بودم که حاضر نیستم حتی بهش فک کنم شاید چندسال پیر شدم هرشب با گریه میخو دم . این چند روزه خونه ی الف اینا بودم . یعنی مجبور بودم . ی خونه ی خودمون نبود . خودش که نبود ولی مامان باباش انقد هوای منو داشتن ، انقد مواظبم بودن که واقعا احساس راحتی می . انگار خونه ی خودمون بود . گرچه خودش هم هرشب بهم زنگ میزد ، حالم رو میپرسید و کلی انرژی و روحیه میداد که نگران نباشم و همه

درخواست حذف این مطلب
یک مکالمه ی خیالی بین منو فُلانی خیالیم  
من میگم برواما تو گوش نکنتو که میدونی همیشه اونچیزی رو میگم که نمیخوام.تو که میدونی چقدر سخت میگذره برام تنهاییام.تو بمون بگو نمیرم. بگو نرم میخوای چیکار کنی ؟تو قلدُری کن نزار رو حرفم که نبودنته پافشاری کنم...من میگم ناز نمیکنم جدی هستم quot برو quot تو بگو جدی هم ب ... نمیتونم برم.بعد انقد بمون،انقد خوب باش تو این موندن که دیگه نتونم بگم نباشی که حرف و دل و عقلم یکی بشن و بیان سر زبونم و بگم quot نرو quot هیچ وقت نرو...

درخواست حذف این مطلب
یک هیچ ب نفع من...  
این آ ین تیرم بود ک برگردی...یا شاید ن بیشتر خاستم یروزی پیش وجدانم دهنم باز باشه ک تموم توانمو گذاشتمو نشد...نخاست دیگه...حالا ایشالا ک میگه داره عروس میشه...راستش یذره میترسم از این تصمیمش..تقریبا مطمعنم ک داره احساسی و غیرمنطقی تصمیم ميگيره و تحت فشاره ک انقد زود و یهویی داره تصمیم ب ازدواج ميگيره...بهرحال اگه راس بگه ک من شک دارم امیدوارم ک خوشبخت باشه....دوتا چیز برام خیلی عجیبه...اول اینکه از حرفا و نوشته هاش حس میکنم ک فک میکنه مقصر گناهامون

درخواست حذف این مطلب
آهنگ جدید ۲۵ بند به نام انقد بخند  
آهنگ جدید ۲۵ بند به نام انقد بخند آهنگ ۲۵ بند ، دو کیفیت متفاوت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ آهنگ شاد و فوق العاده زیبای انقد بخند با ۲۵ بند از شب صدا new 25 band – enghad bekhand ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
چرخش ماهی(((:  
ب با بازی بزن بزن همسر و جناب برادر شروع شد ی جور بازیه شبیه نون بیار کباب ببر ولی اسمشو نمیدونم بعدم تا ساعت ۲ نصف شب پانتومیم بازی کردیم و خندیدیم اینکه آخاهی چهارساعت داشت خودشو میکشت ک قلیه ماهی رو حالیه من کنه و من هررررچیزی گفتم ب جز قلیه ماهی فک کن آخاهی خودشو انداخت زمین و هی قل خورد و من داشتم داد میزدم چرخش ماااااهی،چرخش ماااااهی آخاهی دیگه نشسته بود وسط خونه خودشو میزد خلاصه ک از دیروز سوژه شدم امشبم رفتیم بیرون و کلی هی از هم دیگه

درخواست حذف این مطلب
چرخش ماهی(((:  
ب با بازی بزن بزن همسر و جناب برادر شروع شد ی جور بازیه شبیه نون بیار کباب ببر ولی اسمشو نمیدونم بعدم تا ساعت ۲ نصف شب پانتومیم بازی کردیم و خندیدیم اینکه آخاهی چهارساعت داشت خودشو میکشت ک قلیه ماهی رو حالیه من کنه و من هررررچیزی گفتم ب جز قلیه ماهی فک کن آخاهی خودشو انداخت زمین و هی قل خورد و من داشتم داد میزدم چرخش ماااااهی،چرخش ماااااهی آخاهی دیگه نشسته بود وسط خونه خودشو میزد خلاصه ک از دیروز سوژه شدم امشبم رفتیم بیرون و کلی هی از هم دیگه

درخواست حذف این مطلب
دختر بااااید از هر انگشتش یه هنر بباره:|  
مامان خانوم یه کاموا داده دستم میگه حالا که انقددددددد بیکاری بشین اینو بباف قبلا تو حرفه و فن راهنمایی یاد گرفته بودم چطوریه و بافته بودم ولی الان کلا یادم رفته و اصلا مدلش هم سخت تره.. نتیجتا بعد از کمی تلاش برا یاد دادن بهم به این نتیجه رسیده که کلا در باره هنر این و صوبتا از من قطع امید کنه تازه بهم میگه واقعا نمیدونستم انقد خنگ باشی| جدا من چرا تو این بحثا انقد ضعیفم

درخواست حذف این مطلب
برای تو می نویسم...  
سلام نمیدونم واقعا نمیدونم چرا انقد دلم میخاد یه روز بیام و کامنتی از تو ببینم، نمیدونم چرا انقد دوست دارم که نفرتم از خودت رو ببینی رو پا بودنمو ببینی و ببخشید اینو میگم اما بفهمی چقد منفوری، چقد پستی از همین فاصله ی دور میدونی؟ مطمئنم میای مطمئنم... یه چیزایی تو ذهنم عین روز روشنه، نمیدونم چرا این جمله رو که یادته... الان هم یه چیزایی برام عین روز روشنه

درخواست حذف این مطلب
محالات ذهنم  
چقد فضای وبلاگ سوت و کور شده.. واسه من اینطوری شده یا واقعا درکل همینه انقد دوست داشتم میشد یه ساعت زمان داشتم.زمان و برمیگردوندم به عقب مطمئنن خیلی از کار ها رو انجام نمیدادم یا درست انجام میدادم.. انقد دوست داشتم یه قدرتی داشتم ذهن بعضیا رو بخونم..وای وای چقد خوووب میشد انقد دوست داشتم میشتم با خدا رو در رو صحبت می .. نمیدونم ولی چی بهش میگفتم اونوقت زبونم میگرفت حتما انقد دوست داشتم مث بچه ادم میرفتم ترانسلیت کارمو انجام میدادم یعنی چی هر وق

درخواست حذف این مطلب
با چشمات زدی  
زدن فقط اونیه که بزنی طرف بستری شه زدن اونیه که جاش بمونه تا همه ببینن و باور کنن زدن اونیه که کبود شه زدن اونه که خون بیاد زدن اونه که همچین بزنی دلت خنک شه اینا قانونای زدن پسرونس... واسه دخترا میدونی چی زدنه؟ زدن اونه که بگی فردا میرم دادگاه زدن اونه که با نفرت نگاش کنی و بگی پشمونم از ازدواج زدن اونه که بگی من هیچ خیری ازت ندیدم زدن اونه که بگی هیچ کاری برام نکردی زدن اونه که وقتی داری از در میری بیرون به بهانه پول، دعوا و کلید و... نگهت میداره

درخواست حذف این مطلب
خستم  
انقد خستم که گاهی وقتا با یه چیز خیلی کوچیک باعث بیزاریو سیری کامل از زندگی میشم من خیلی خستم این نتیجه این همه بیزاریه از دنیا باتنهایی که خودم ساختمش هیچ اعتراضی ندارم اینجوری راحترم خودمو درک میکنم هیچ وقت جلو خودم شرمنده نمیشم هیچ وقت به توقعاتم به خواسته هام بی اهمیت نمیشم اینجوری اروومه زندگیم پر دغدغه اطرافیان نیستم تو خودم خلاصه میشم اونجاش که سهم منه از زندگیم .ای خدا چرا انقد خستم که نصف عمرمو اینجوری باید سر کنم این همه خستگی واس

درخواست حذف این مطلب
هویجورات :)  
بسم الله مهربون ساعت 3 02 دیقه ست و من تازه میخوام برم شام گرم کنم بخورم امروز انقد سرم شلوغ بود ، انقد در حال بدو بدو بودم که واقعا وقت نشد شام بخورم ... رسما دارم از گشنگی غش میکنم یه ذره زیادی از برنامه های درسیم جا موندم ... نگرانم خیلی زیاد زمان وبلاگ اومدنم که خیلی محدود شده . اینستا هم که خیلی وقته دی اکتیو . میمونه تلگرام ، که باید برگردم به ح قبل امتحان ها یه سری زمان ها رو مشخص کنم برای چک تلگرام و چت با دوستام ... هنوزم نمره ی دوتا از درس ها اع

درخواست حذف این مطلب
چهارصد و سی و نه  
هر وقت دوستامو نیاز دارم همه شون گم و گور میشن. هر وقت بعد صد سال درددلم میاد و دلم میخواد حرف بزنم هیچ ی دورم نیست. وقتی نیاز به الهام گرفتن دارم هیچکی نیست یه چیزی بهم بده. هر وقت مثل الان به معنای واقعی کلمه نمیدونم چه گهی بخورم هیشکی نیست باهام حرف بزنه خوبم کنه. خواهرم زنگ زد. گفت لطفا همون سمانه ی شاد و شنگول و شیطون و شوخ باش که همیشه بودی. خودمم دلم برا اون سمانه تنگ شده. رییسم هر وقت وسواسمو تو کار میدید میگفت انقد جدی نباش، انقد فکر نکن،

درخواست حذف این مطلب
بالا ه یه روز انقد میخوابم تا بمیرم =)  
بسم الله مهربون بالا ه یه روز صبح میاد که این آلارم مس ه ی موبایلم زنگ نمیزنه و من انقد میخوابم تا بمیرم | هر روز صبح خواب میمونم ، هر روز صبح بدو بدو اماده میشم ، هر روز صبح بدون صبحانه میرم ، هر روز صبح تا خود ایستگاه سرویس میدواَم ... بعضی روزها هم مثل امروز جا میمونم که خب خیلی ریل برمیگردم خونه و بیخیال میشم تازه هر روز هم اولین کلاس رو دیر میرم ، چون اول باید برم بوفه صبحانه بخورم \+به اندازه ی سه روز از برنامه م جا موندم ... \+الهی که بخواین و بش

درخواست حذف این مطلب
ان شاء الله  
بسم الله الرحمن الرحیم دلم می خواد تو عاشقم باشی و خودت بکشیو ازم خواستگاری کنی من هم دوست داشته باشم و رها بهت دل ببندم دلم می خواد تو پاپیچم بشی و دلت برام تنگ شه و دوستم داشته باشی انقدر عاشقم باشی که به بابام بگی هرچی بگی قبوله انقد عاشقم باشی صد بار بهم زنگ بزنی دوستم داشته باشیو عاشقم باشیو لذت ببری از هم صحبتی باهام در واقع من زنت باشم عقدت باشم عروسیمون رو بگو توی هتل بگیریم وای که چقد خوبه که انقد منو بخوای که انقد منو میخای که انقد دو

درخواست حذف این مطلب
 
به لطف دوستان،ویروسی شدم\-_\- دو روز تمام هر چی میخوردم و بالا میاوردم... انقد ... دوا درمون...الان خدا شکر فقط مشکل معده دارم \+مامان فردا سفره داره.نذر چندین سالشو ادا میکنه. گف برای ... و شغل عادل نذر کرده بودم همون سالا... تو دلم گفتم ... ی برا شبای سخت درس خوندن من و ... و شغلم نذر نکرده ولی از همه جلوترم بم گف ویروسی نیا میخوام آش و حلوا و وسایل سفره رو بزنم.این چن روز کلا قرنطینه بودم\-.\- خوبیش اینه کاری دستم نمیدن ولی گف فردا صب بیا،مهمونا کم کم میان.ز

درخواست حذف این مطلب
 
عضو کشف نشده  
به نظر من بغض یه عضو بدنه که هنوز کشف نشده۰در واقع نتونستن کشفش کنن چون همیشه وجود نداره و هیچ وقت بغض داشتن نمیره بگه من بغض دارم و بتونن بغض رو توی بدنش تشخیص بدن۰ بغض به نظر من یه غده ی گرده به اندازه ی گردو ۰ توی اول گلو قرار داره و در واقع یه جوره که هم ابتدای مجرای مری و هم نای رو میکنه۰اینجوری نه میتونی درست نفس بکشی نه میتونی غذا بخوری۰یه سری رشته های عصبی هم از این غده ی بغض وصل شده به پشت چشم ها۰به چشم ها فرمان اشک میدن و اینجا دیگه بستگ

درخواست حذف این مطلب
دردو دل شبونه  
گاهی وقتا که به گذشته فک میکنم میبینم چقد اشتباه داشتم که همیشه هم با جمله ی این شد درسی واسم ساده ازش میگذرم ولی واقعا یاد نگرفتم از اشتباهاتم درس بگیرم قشنگ سه چهار بار ش ت میخورم دوباره سر پا میشم دوباره ش ت این سری بار چندمی که همون اشتباه رو تکرار اخه چقد من خنگم چرا انقد خانواده رو اذیت میکنم چرا انقد همه چی رو به شوخی گرفتم در حالی که همه چی جدی داره پیش میره و من بازم درس نگرفتم این سری میخوام یه قول بدم به خودم یه قول مردونه ی مردونه که

درخواست حذف این مطلب
استاپ جاست فور سام سکند !  
برنامه ریزی ادمها رو ماشینی میکنه، ... ی که عادت داره واسه زند ... ش برنامه ریزی کنه که مثلا وقتش کمتر هدر بره، درسته که بلحاظ تیوری های مدیریتی و ال و بل داره درست و کارآمد رفتار میکنه .. اما توی زند ... ، داره زند ... نمیکنه چون عادت برنامه ریزی، منجر به عادت پیش بینی ... و تعیین پلن های ... رناتیو میشه. و بعدم پیش داوری و قضاوت و تحلیل و ............. و .... .................... خیلی خوبه گاهی ادم همه پیش بینی هاشو بریزه دور و خودشو به جریان زند ... بسپره مثه رودی که میره و

درخواست حذف این مطلب
حرف زور  
این روزا ب شدت حساس شدم رو حرف زور،مخصوصا nbsp حرفای زور کوچولو کوچولویی ک هر روز اتفاق میفته و انقد بهشون بی اهمیتیم ک انگار جز زندگی روزمره اسمثلا امروز نیم ساعت الکی تو نگهمون داشت،ب معنی واقعی نیم ساعتمون تلف شد و انگار برای هیچکی ب جز من مهم نبود،تحمل اینکه فقط از سر زور گفتن انقد راحت از کنار وقتمون میگذرن حالمو بد کردیا چند روز پیش راننده تا ی مسیر 3500 تومنی رو با 4000 تومن میخواست ببرمون و من واقعا دلم نمیخواست سوار ماشینش بشم،هرچند ک 500 ت

درخواست حذف این مطلب
اونی که میگه منم یه لقمه میخورم ، خطرناکه :))  
بسم الله مهربون انقد کار داشتم که یادم رفت شام بخورم چندباری هم اهل منزل صدام زدن ولی همش میگفتم الان میام ، الان میام ا شم گفتم دیگه انقد صدام نزنید وسط درس و مشقم والا خودم بعدا میام ولی خوب دیگه نشد برم یهویی که حواسم جمع شد دیدم چقد گرسنمه تفکر ....بعد یادم اومد عع؟ دیدی آ ش نرفتی شام بخوریd خلاصه که رفتم شام بخورم ، داداشمم بیدار بود میدید گفت بیشتر گرم کن منم یه لقمه میخورم اقا اصن تجربه به من ثابت کرده اونی که میگه منم یه لقمه میخورم خطرنا

درخواست حذف این مطلب
تاک دارم...  
تا نیم ساعت دیگه صحبتم تو کنفرانس شروع میشه تازه الان فهمیدم این اینستیتویی که در نیویورکه یکی از بهترینا در رشته خودشه و کاش نمیفهمیدم چون تازه استرس گرفتم پرزنتمو اماده ظاهرمم کت مشکی و شلوار زرشکی و نیم بوت مشکیه. موهامو ریختم دورم و خب از نظر ظاهری میدونم که مشکلی ندارم و اینا ظاهربینن خیلی با خیال راحت واسه خودم داشتم اون وسطا میچرخیدم و هی یکی میومد میگفت اماده ای دیگه برای ساعت فلان و منم میگفتم اره بابا بعد نوبت به معرفی شد...یهو از ر

درخواست حذف این مطلب
_o_  
زنگ میزنم گوشی رو برنمیداره چنددقیقه بعد خودش تماس ميگيره با ناز وادا حرف میزنم جدی جواب میده میگم کجایی ؟ دورت شلوغ که انقد جدی هستی میگه اره دم مغازم میگم وای چرا رفتی تو که مریض بودی بخاطر ... رفتی میزنه زیر خنده، بلند بلند میخنده، میگه تو چه خوب ذهنمو خوندی باهاش بلند بلند میخندم ....

درخواست حذف این مطلب
457- نرسیده به بیلیارد آسمان  
توی راه برگشت وسط خنده و شوخی با م بغضم ش ت. می شد یه ربع صبر کنه و به نظر برسه که بیدی نیستم که از اون حرفا. نشد اما. همیشه این طرف ماجرا بودم؛ اونی که می مونه. موندن غمگینه. پر از جای خالی و غم و ترس. همون همه چیز بدون همه ی خود آدم. بدون امید به تصادفای خوشایند. نمی دونم اونی که میره چه حالیه؛ اما می دونم اونی که می مونه حالش خوب نمیشه. هر بار قسمتی از خودشو جا میذاره تو آشناییا. دلش ميگيره و آخ که همه ی اینا به وقت نوشته شدن یه مشت حرفن. nbsp

درخواست حذف این مطلب
انگلیش دیلی  
از همون نوجونیم، از همون روزا ک کتابای تافل رو دیدم انقد چیزا از زبان و فرهنگ و حتی افات انگلیسیا خوندم و فهمیدم ک موقع اثبات بیماری روانی چار دیکنز همین آقای بهم حسو شد. اصن روزی ک نصفش ب انگلیسی بلغور نمیگذشت برام ناخوشایند بود. اما این روزا انقد فکر و ذکر و خواب و رویام مشغول دوست داشتن توست ک حتی موقع دیدن های خارجی فکر میکنم یه آدم فضایی کنارم داره ب یه زبون ناشناخته حرف میزنه ذهنم زود خسته میشه و حالم بد... کاشکی میشد این تکرار هارو زود تغ

درخواست حذف این مطلب
سالگرد اردواج ۲۸  
این که اصولا مهمه یا نه، هرجور دوست دارین فک کنین. این جا اما احمد محور عالمه. هیچ وقت واسش مهم نبوده، این یعنی مهنازو روست نداره؟ نه وما همچین معنیی نداره اما احساس مهناز؟ آره خب مهناز غمش ميگيره. بغ میکنه یه گوشه میشینه قهوه میخوره و سیگار میکشه انقد که تپش قلب ميگيره. قهوه بهش نمی سازه. شاید اگه یه حرفی بزنه، یه طعنه ای چیزی، وضع فرق کنه که مثلا احمد به خودش بیاد. شاید فک کنین از غروره اما مهم نیس شما چی فک کنین ولی اگه کنجاوین، باس بدونین که

درخواست حذف این مطلب
  
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.402 seconds
RSS