فوکول ِ بر باد رفته

عبارت فوکول ِ بر باد رفته در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
فوکول ِ بر باد رفته...  
تو یکی از سحرهای ماه رمضان سال 94 با وبش آشنا شدم...حال و هوای وبش طنز بود و خنده هایی از ته دل... برای طنزِ نوشته هایش خیلی زور نمی زد....کافی بود تا از سوتی جدیدش رو نمایی کند و من از تصور صحنه ها و موقعیتهایش واقعا قهقهه بزنم... غالباً وبش را میخوانم و اصطلاحا خواننده خاموش وبلاگش هستم و جز یک نظر،نظر دیگری در وبلاگش نگذاشته ام و احتمال اینکه مرا اصلاً نشناسد صد در صد است...اما به پاس قدر دانی از سوتی ها و سوژه شدنهایی که با ما به اشتراک میگذارد تا ی

درخواست حذف این مطلب
تو رفته ای  
تو رفته ای و این قصه ی تمام شده به اتمام نرسیده استتو رفته ای و این رگبار بغض ها شروع به با ... کرده استتو رفته ای و این قلب ترک خورده بر سرم آوار شده استتو رفته ای و این سیاهی شب ها سوى چشمانم را گرفته استتو رفته ای و این خاطرات روزهاى تقویمم را به هم ریخته استتو رفته ای و این گوشه اتاق آغوشش را برایم باز کرده استتو رفته ای ولی این کابوس همچنان ناتمام برایم شیرین مانده است پ.ن1 هنوز دلم ... ر آرزوهایى ست که میخواستى به ... در بیاوریشان چه بى تابانه رف

درخواست حذف این مطلب
از آن دمی که رفته ای  
نشسته بر گلوی منصدای بغز بی سببندیده ام به چشم خودبجز جلای اشک غم از آن دمی که رفته ایپرنده ای غزل نخواندنه عطری از گلی رسیدنه در طلوع صبح مننشاط بر رخی رسیدجهنمی شده است غمت از آن دمی که رفته ایچه بی رخت هوا بد استچه بی ستاره گشته استهمیشه می چکد به منز قصه شبانه ام از آن دمی که رفته ایغمت به پیش گریه امکبوتری نشسته استکه از دیار پر گلتشکوفه ای گرفته است از آن دمی که رفته ایفضای با صفای منبدون چشمک شبتچه بی ستاره گشته است از آن دمی که رفته ایخد

درخواست حذف این مطلب
ای رفته ز دل -  
ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر بر من منگر تاب نگاه تو ندارم بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم ای رفته ز دل ، راست بگو بهر چه امشب با خاطره ها آمده ای باز به سویم؟ ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
367_  
گاهی فکر میکنی باید بمانی باید دورا دور حواست به آدمهایی که تو را ترک کرده اند باشد.باید طاقت بیاری و تا آ های تحملت بمانی که ببینی ته اش چه میشود...میان همین ماندن ها زجر کش میشوی.وقتی می بینی همه ان ادمهای رفته حواسش به تو نیست.ادمهای رفته خوشبختی شان جدا از توست.تو در هیچ کجای زندگی ادمهای رفته جا نداشته و نداری...رفته ها رفته اند.ما هم راهمان را بکشیم و محو شویم.نه بهشان فکر کنیم و نه امید بازگشت رفته ها را داشته باشین.هیچوقت برای ادمهای رفته

درخواست حذف این مطلب
ای رفته ز دل، رفته ز بر، رفته ز خاطر...  
بگذار تورا هرگز نبخشمبه جرم کشتن آنی که از خود به عنوان من میشناختم\+او در تن من بود و ندانم که به ناگاهچون دید و چه ها کرد و کجا رفت و چرا مرد...

درخواست حذف این مطلب
346_  
امروز نون. بهم گفت که فلانی ها در موردم گفته اند که قبلاً دختر خوبی بودم.باحجاب تر بودم و فلان و ...یادم رفته بود در میان چه ادمهایی زندگی می کنم...یادم رفته nbsp خودم نباشم.عقایدمو به زبان نیارم.یادم رفته بود باید همرنگ این گر نما باشم...یادم رفته بود...

درخواست حذف این مطلب
سنگ گور  
ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطربر من منگر ، تاب نگاه تو ندارمبر من منگر ، زانکه به جز تلخی اندوهدر خاطر از آن چشم سیاه تو ندارمای رفته ز دل ، راست بگو بهر چه امشببا خاطره ها آمده ای باز به سویم ؟گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواهمن او نیم ، او مرده و من سایه اویممن او نیم ، آ دل من سرد و سیاه استاو در دل سودا زده از عشق شرر داشتاو در همه جا ، با همه ، در همه احوالسودای تو را ای بت بی مهر ، به سر داشتمن او نیم ، این دیده من گنگ و خموش استدر دیده او آن

درخواست حذف این مطلب
اولین پست شادی  
دیروز حوصلم سر رفته بود گوشی پسر برداشتم دیدم 4 تا داره اسم اشو با هم دیگه عوض .... . . . . . . . . . الان دیگه نداره.... مریض نیستماااااا حوصله ام سر رفته بود.... میفهمییییییی؟؟؟؟ حوصلم سر رفته بود

درخواست حذف این مطلب
نوجوان کربلا  
نوجوان کربلاقاسم به میدان رفته است بهر یاری ولایت سوی جانان رفته است فهم او در حداعلی او بصیرنینواست روزعاشورا به میدان بهرقربان رفته است جان فدابهر عمویش پیش دشمن میکند حضرت قاسم برای دین وقرآن رفته است یادگارمجتبی شد پ ر درکربلا داغ جانسوزش سراسر سوی چشمان رفته است مهدی و برایش گریه داردبیشمار حب او درهرکجایی جام ایمان رفته است

درخواست حذف این مطلب
710 - افسرده  
به خودم رسیدم ، مو ، لاک ، هَرچی لازم بود . جُمعه بود بهش گفتم تو الان باید تو راه باشی کِ . خندید و گفت میام . گفتم اگه سرِکاریِ بگو . گفت این چِ حرفی ِ .. بود و گفت سرکارم فعلا . گذشت .. چشم انتظارش بودَم با کلی فکر و رویـا .. بهش گفته بودم باید کلی رانندگی کنی .. گفته بود no problem . انتظار خیلی سخت و بَدهـ .. حُدودایِ ساعتِ 17 دیـروز آ ین بازدیدش بود . pm دادم نبودش ، .. خیلی ناراحت و افسُرده شُدم . دقیقا مثلِ ش تِ عشقی .. گفتم اِمروز شآید پیداش بشه . اما نشُد ، ع

درخواست حذف این مطلب
... ی در خواهد زد  
جهان از آغاز تا پایانشعری ست محزون. ... ی در خواهد زدو خواهد آمدکه چشمان تو راخواهد داشتو همان حرف تو راخواهد ز ی من او رانخواهم شناخت.اگر ... ی مرا خواستبگویید رفته باران ها را تماشا کند.و اگر اصرار کرد،بگویید برای دیدن طوفان هارفته است و اگر باز هم سماجت کرد،بگوییدرفته است تا دیگر بازنگردد. محمد روزگار

درخواست حذف این مطلب
case report  
دیروز رفته بودیم گردش. ناهار مهمان ... کوچیکه بودیم. خدا رو شکر نعمت فراوان بود. کباب و گوجه و ... ی خوردن و ماست و میوه و تنقلات. فقط نان خیلی کم داشتیم. چرا؟ چون صبح مرد ها رفته بودند یک عالمه نان و یک ظرف آش ... یده بودند. منتهی حینی که برای ساخت و ساز خانه ی روستایی مان رفته بودند پشت ساختمان، ... ی آمده بود و نان ها و آش و ظرفش را باهم خورده بود.

درخواست حذف این مطلب
بیاین یه چیزی بگین :))  
ببین کلا یه قابلیتی تو من هست که اگه در طول یه هفته کنکور و فاینال زبان و کلاس طراحی و آزمون علوم پایه داشته باشم بازم در نهایت بیکار می مونم و می شینم به تک تک افراد تو کانتکتام پیام می دم حوصله ام سر رفته … حوصله ام سر رفته … حوصله ام سر رفته … حوصله ام سر رفته و الانم به دلیل این که هیچ اونجا تحویلم نگرفت باید بیام اینجا خودمو خالی کنم …. حوصله ام سر رفته و لازم می دونم بگم این که بیکار می مونم به این معنا نیست که جدا کاری ندارم.منظورم اینه که

درخواست حذف این مطلب
... آهنگ جدید گروه بمرانی به نام گذشتن و رفته پیوسته  
... آهنگ جدید گروه بمرانی به نام گذشتن و رفته پیوسته ... آهنگ گذشتن و رفته پیوسته از گروه بمرانی دریافت آهنگ بسیار زیبا و دلنشین خواننده عزیز گروه بمرانی با نام گذشتن و رفته پیوسته مشاهده و دریافت موسیقی شنیدنی از گروه بمرانی به نام گذشتن و رفته پیوسته در جعبه ... ... new and amazing ... named gozashtan o raftane peyvaste produced by bomrani ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
به تاریخ هشتم مرداد هزار و سیصد و نود و شش  
عوض شده ام خیلی خیلی خیلی عوض شده ام از اینهمه تغییر حیرت زده ام انگار حالا که باور کرده ام همه چیز تمام شده و رفته که رفته که رفته انگار حالا فهمیده ام من را هم با خودش برده و این من که اینجاست آدم جدیدیست که سر بر آورده نفس میکشد کار میکند درس میخواند زندگی میکند دخترانگی میکند این من جدید است که خودم هم هیچ نمیشناسمش آن من که رفت وبلاگ نویس نبود...شد...برای او شد...برای او همیشه قلمش لذیذ بود و اگر سوژه چیزی دیگر افتضاح خب حالا که رفته ماندن و نو

درخواست حذف این مطلب
انگار ...  
آهسته زمان رفته و برگشت ندارد خوب و بدمان رفته و برگشت ندارد عمری که فقط با غم دنیا سپری شد چون آب روان رفته و برگشت ندارد دیگر به سر آمد همه ایام جوانی سیمای جوان رفته و برگشت ندارد شد کار دل خسته ی ما حسرت این که این رفته و آن رفته و برگشت ندارد بیهوده نگردید به دنبال خوشی ها شادی ز جهان رفته و برگشت ندارد گویی غم هجران عزیزان شده عادت انگار که جان رفته و برگشت ندارد

درخواست حذف این مطلب
خودکشی  
یک روز صبح بیدار که می شوی برف آمده است. نه توی کوچه و خیابان. توی یک تکه از زند ... ات برای همیشه ان تکه یخ زده گوشه ی دلت و دیگر هیچ چیز مثل سابق اش نیست. اینجا تو رفته ای و هر روز برف سن ... نی چشمانم را که باز می کنم سرازیر می شود توی تمام سرم و شب هم توی خواب یقه ام را سفت تر می ... رد. تو رفته ای و رفتنت بی رحمانه ترین روز برفی زند ... من بود

درخواست حذف این مطلب
 
تو طالعم نوشته روز نحس متولد اول مرداد ... . ... ها باید با چتر از خونه برم بیرون و پشت هر اتفاق خوشایند منتظر یه خبر بد باشم. پشت هر سلام منتظر یه خواسته ی ناراحت کننده باشم. پشت هر لبخند منتظر یه حرف درشت باشم و پشت هر دست دوستی، منتظر یه خنجر باشم. امروز فهمیدم یکی از بچه های مدرسه رفته. وای چرا زودتر نفهمیده بودم؟ چرا؟ چرا ... ی بهم نگفت؟ فکر کرده بودن برام مهم نیست؟هرچی رفته رفته حالا چی کار کنم؟ چطوری ببینمش؟ بهش بد ... ارم حس ... ... نگرانشم خیلی... خ

درخواست حذف این مطلب
 
سبو کنند  
به جوی رفته دگر بار آب می آید که خاک باده پرستان سبوی باده شود باز آید آب رفته هستی به جوی ما روزی که خاک تربت ما را سبو کنند دیوان صائب 1917\-2031

درخواست حذف این مطلب
چهارمین روزِ بدون تو  
رفته ام به روزهای اردیبهشت٬ داد به ایام فرجه ها، سلف اساتید و آنهمه رودربایستی چای های بعد از ظهر و کیک دانشکده ی ادبیات، به آن تراکتور سیاه پر سر و صدا که حالا دارد به فروش میرسد به گلهای سرخی که یادگاری از تو خشک می شوند رفته ام به دوشنبه های بی دغدغه ی باهم باشیم به آنهمه بی فکری و خوشبینی و رضایت آنهمه امید و رویا و خیال... کاش ی نخواهد پرتم کند به امروز، به این غروب ی عاری از دیدار و وعده و فردا؟ من رفته ام از اینجا، و همیشه دیروز زیباتر از فر

درخواست حذف این مطلب
پله پله تا ملاقات خویشتن درون ام  
دلگیر بودم افسرده بودم خموده و غمین بودم اینبار اما بر خلاف طبیعت درون ام حرکت خواهم کرد دست از دست و پا زدن خواهم کشید میدانم آرامش از دست رفته ام را رفته رفته به دست خواهم آورد ی چه میداند...شاید من یکی از قوی ترین دختران روی این کره خاکی هستم تنها نامش را نوشتم باز آی دلبرا که دلم بی قرار توست و هنوز هم با هر زنگ شوق میکنم که شاید این عبارت بر صفحه ی گوشی هوشمندم نقش بندد همین و این یعنی تسلیم و حس مالکیت ام بر زمین رها تا اگر سهم من باشد کائنات

درخواست حذف این مطلب
معمولی ام ...  
بر باد رفته ام بر باد سرد سو ... ک یک شنبه شبی که نگذاشت حتی بگویم نیامده رفتی... کوران برف بود و تلخی حرف حرف هایی که نزدم و رفتی معمولی رفتی همان طور که می خواستی ... اری بر باد رفته ام این را جای خالی دستانت در دستانم فریاد میزد ام. بامداد

درخواست حذف این مطلب
یه دونه نامه خوش خط ...  
راستش آقا ، یادم رفته بود که زنده اید ؛ یادم رفته بود که ائمه زنده اند ؛ یادم رفته بود که جایی هستید در بین آدم های این دنیا ، آدم هایی که خوب نیستند گاهی ... که خیلی بد می شوند ، که یادشان می رود انسان هستند نه حیوان انسان هایی که دیگر انسان نیستند. یادم رفته بود که هستید ، راستش نگاهِ خدا را که اکثرمان در هنگام غفلت نمی بینیم، اما اگر ... ی کنارمان باشد و یادآور ، حتماً کمتر دروغ می گوئیم ، کمتر گناه می کنیم ، یادم رفته بود که هستید ، که می بینید ؛ و

درخواست حذف این مطلب
یادمان رفته ...  
یادمان رفته که ... مهدی علیه السلام پناهگاه تمام آهوهای زمین است، پناهگاه تمام دلهای رمیده. یادمان رفته که او صاحب عزای تمام روضه هاست. یادمان رفته که او شرط قبولی حج و زیارت هاست. یادمان رفته که ولایت او روح روزه و معنای ... هاست. یادمان رفته که حضور آسمانی او دلیل برکت و روزی سفره هاست. افسوس _ افسوس که یادمان رفته به یادش باشیم، یادمان رفته که دل به او بسپاریم، یادمان رفته که برایش دعا کنیم، برای سلامتی اش، برای قلب پر از اندوهش _ برای آمدنش _ یا

درخواست حذف این مطلب
گل....  
سلام بارها به این مسئله فکر که برای یاسمن گل بفرستم ولی همیشه پیش خودم میگفتم نباید این کار انجام بدم شاید ناراحت بشه.... شاید اصلا دوست نداشته باشه ی تومحل کارش از این که ی اون دوست داره خبر داشته باشه... یادمه دوبار براش گل خ یه بارش که یادش رفته بود با من قرار داره رفته بود خونه خیلی ناراحت شدم که چرا من یادش رفته منم اون گل به دختربچه کوچولو دادم برای بار دوم هم روز تولدش بود یادش بخیر..... یاد اون روز افتادم ..... کاش همیشه دلش شاد باشه و لبش خندو

درخواست حذف این مطلب
جناب میلتون  
آن روزها ... میگفت اینقدر نگویید بهشت گمشده.. اینقدر این اثر بزرگ را غلط معرفی نکنید .. این بهشت گم نشده ... بلکه از دست رفته است.. بخوانیدش بهشت از دست رفته.. پ.ن.1 دلم لک زده برای کلاس سیر ... برای فاینال تاچ ها ... برای بیوولف را به زبان اصلی خواندن.. برای شوالیه شدنمان.. برای درس هایی که با لذت یادگرفتیم و قرار نیست یادمان برود.. برای خنده های از ته دل.. پ.ن.2 امشب و فردا دوباره بهشت از دست رفته ی جناب میلتون رو میخوانیم. این بار بدون لکچرهای پروفسور راجر

درخواست حذف این مطلب
۹۶  
همیشه تولدم رو تبریک میگفتفکر کنم اولین سال، شایدم دومین سالی بود که تبریک نگفت.بعیده بعد از این همه یادش رفته باشه.احتمالا با خودش کلنجار رفته و در نهایت تصمیم گرفته ع ... العمل نشون ندهشایدم تصمیمش رو گرفته و آگاهانه و عامدانه به روی خودش نیاوردهشایدم یادش نبوده. امیدوارم یادش رفته باشه، امیدوارم انقدر خوشی داشته باشه که کلا از یاد برده باشه.آ ... ین باری که باهاش حرف زدم خیلی حالش خوب بود. امیدوارم همیشه همینطور باشه

درخواست حذف این مطلب
باید حالشو ب ... رم اساسی  
کارد بهم بزنی خونم در نمیاد اینقدر از دستش عصبانی ام که خدا خودش میدونه توی این وانفسا آقا رفته واسه من رادیو و اکو ... یده بهش میگم چرا ... یدی؟ میگه دوس داشتم مرگ و دوست داشتم منم خیلی چیزا دلم میخواد ولی جرئت به زبون آوردنشو ندارم تا حاج آقا فکر نکنه که دارم بهش سرکوفت میزنم هنوز چند ماه از فروش اون لوازم تعمیرات موبایلش نمیگذره که این رو رفته ... یده نزدیک به 1 میلیون تومن رفته بود لوازم تعمیرات موبایل ... یده بود که تهش تونست همشو 300 بفروشه تازه

درخواست حذف این مطلب
 
ھر کی منو بشناسه میدونه که وقتایی که دل آشوب ترم . پر حرف ترم از مضمون و تعداد پست ھای اینجا ھم شاید بشه فھمید. خدایا یه جوری دلم آشوب . که انگار یادم رفته خدام تویی. یادم رفته کوہ پشت سرمه بسم الله ُ گفتم .ھر کاری که تونستم و عقلم رسید . بقیش با خودت نگران نباشم نه؟

درخواست حذف این مطلب
 
به خودت توهین نکن  
یه عده تازه مادر شده، از بچه و پدر خواب رفته تو تختخواب ع میگیرن و میگذارن تو صفحات مجازیشون بعد با کلی عشق، ذوق، مادرانگی، همسرانگی زیر ع ه می نویسند no dna test needed .... یکی نیست بهشون بگه فدا مادرانگی و همسرانگی و عشقتون اما با همین جمله به ظاهر فان خودتو تعهدتو و تاهلت به فاک فرستادی رفته .

درخواست حذف این مطلب
#27  
از این واقعیت بیشتر از این نمیتوان گریخت تو رفته ای.این را دیگر نه خنده های ساخت ... ام میتواند بپوشاند و نه ... ها و کتابهایی که بهشان پناه بردم.تو رفته ای و هر نفسی که در این شهر میکشم، بیشتر و بیشتر زهر نبودنت را به رگهایم تحمیل میکند. بی اندازه برای تو خوشحالم که به مسیری که میروی، ایمان داری. خدا به همراهت.

درخواست حذف این مطلب
گلی رفته کتابخانه  
برادر دیروز شورش را در اورده بود زنگ که زد هر چه تواتستم بهش گفتم .... خلاصه ا شب رفته از همسر عذرخواهی کرده .....دیروز و امروز گلی با محمد رفتند کتابخانه درس بخوانند . از اول عید تا حالا خودشون رو کشتن از بس درس نخواندن ب با همسر رفتیم مانتو خ 200000 تومان ....

درخواست حذف این مطلب
رفت که رفت ...  
داستان از این قرار استوقتی ... ی سعی می کند خودش را از ما دور کند ما می دویم به دنبالش...قطعا ... ی که پا به فرار گذاشته قدرت دو چندانی پیدا کرده در دویدن٬قطعا دنبال ... آدمی که از ما گریخته عصبیتی به همراه دارد که دویدن را سخت می کند پس دست به بازی دیگری میزنیم...با مظلوم نماییِ سازمان یافته٬ آدم رفته را از نصف راه برمیگردانیم...آدمی که نصفش رفته و نصف دیگرش به ترحم و عذاب وجدان مانده یکجور سردی و د ... د ... داردکه با ... وار ... وار محبت های دو چندان شده ما

درخواست حذف این مطلب
جمال ماه  
دوش ج همچو ماه گردیده بود نور حسنش بر فلک تابده بود چون به عزم عرض بگذاشته قدم زمین و هم زمان و آسمان لرزیده بود من به کویش رفته بودم بهر طواف دریغا نو عروسم زیر گل خو ده بود ظاهرش آن همه صورت حورست گویا ز بازار پرییان جمله را یده بود چون به باغش گل سرخ رنگ کاشتم تا بهار آمد همه را او بر چیده بود او رفته بود تا رسم غمزه بجا آرد ولی منتظر از فراقش جان بر لب رسیده بود

درخواست حذف این مطلب
داریوش جعفری  
یاد ایامی که اجر و اعتباری داشتیمروز روزِ روشن و شب شامِ تاری داشتیمروزها با هم کنار هم به خوبی می گذشتشب به یاد روزها شب زنده داری داشتیمیاد باد آن روزگاران یاد باد ایام خوشروز و شب ها با محبت روزگاری داشتیماز هجوم دردها آوای خوش می ساختیمتا شفای دردها با هم قراری داشتیمیاد ایامی که در زردِ خزان و سوزِ برفدست در دست وفا بوی بهاری داشتیمبیقراری بود عنوان تمامِ قصه هاقصه های مهربان و بیقراری داشتیمخنده بود و اشک بود و سختی و آسودگیکنج فنجان

درخواست حذف این مطلب
یادم رفته بود  
امشب موقع شام وقتی دوباره اون بحث ها رو پیش کشید و مادر سکوت کرد بد جوری بغض ،،،،ولی واسه اینکه متوجه گریم نشن خودم رو زدم به سرفه یعنی غذا پریده توی گلوم و خیسی چشمام به خاطرٍ اونه خدایا ببخشید که یادم رفته بود،،،،،ببخشید که زدم زیر قولم و داشتم خامٍ حرفای بقیه میشدم ببخشید که همه ی حرفامو یادم رفت و سست شدم یه روز یه قولی به هم دیگه دادیم،،،،از اون روز به تا حالا مادر هر لحظه و هرثانیه به قولش وفا کرده،،،،اما من بارها یادم رفته بی معرفتی و م

درخواست حذف این مطلب
خبر خوب  
امروز صبح خواهر جانم با خبر سفرسه هفته ای خودش و آن یکی خواهر جانم توی تعطیلات کریسمس خوشحالم کرد. کاش این دفعه بتونم تک تک لحظات این مدت رو پیششون باشم و سفر کرمان و بم که نیت د رو بتونیم با هم بریم....شعر بی ربط امروز ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد؛ در دام مانده صید و صیاد رفته باشد....

درخواست حذف این مطلب
سفر  
اقای محترم رفته کربلا ،امشب رسیدن بهم زنگ زد با هم حرف زدیم غروب که از خواب بیدار شدم دیدم نبود که پیام بده یا زنگ بزنه دلم گرفته بود بغضم گرفته بود که دوستام گفت زانوی غم بغل ن ... ر .رفته خوشحال باش بگو برای هممون هم دعا کنه.. امروز خداروشکر روز خوبی بود خبر ازدواج فاطمه ومعصومه هم رسید پ.ن این کامنتتون برای من بود،یا برای امید؟

درخواست حذف این مطلب
کتابــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ... .  
خیلی ها را می شود به بستر برد، بالاخص ولتر بنیامین را ١ ِ خواندن؛ وقتی ِ خواندن بالا برود، کورکورانه باید شود. یک ساعتِ تمام سرتاپایِ کتاب ها را دید می زنی، با آن ها لاس می زنی، رفته\-رفته تر می شوی، امّا چیزی نمی ی برایِ عشق بازی. درنهــــــــایت، دست به خود یی می زنی، دست به قلم می شوی

درخواست حذف این مطلب
آدمیزاد انقدر خنگ؟  
پسره رفته فروشگاه افق کوروش دختر پشت صندوق بعد از تسویه حساب گفته شماره موبایلتونو لطف کنید اینم شماره داده بعد رفته خونه موبایلشو تا صبح بغل کرده منتظر تماس دختر خانم مذکور شده ، خلاصه هفته بعد دوباره رفته ید اینبار یه دختر خانم دیگه بوده باز شماره ازش خواستن اینم گفته دیگه شماره نمیدم آدمو سرکار میذارید زنگ نمیزنید پ.ن برای جلوگیری از سوء تفاهم بهتره موقع گرفتن شماره از مشتری ها یه توضیح کوتاه هم بدید مثلآ بگید شماره برای ارسال تخفیف ها

درخواست حذف این مطلب
آدمیزاد انقدر خنگ؟  
پسره رفته فروشگاه افق کوروش دختر پشت صندوق قبل از تحویل فیش گفته شماره موبایلتونو لطف کنید اینم شماره داده بعد رفته خونه موبایلشو تا صبح بغل کرده منتظر تماس دختر خانم مذکور شده ، خلاصه هفته بعدش دوباره رفته ید اینبار یه دختر خانم دیگه بوده باز شماره ازش خواستن اینم گفته دیگه شماره نمیدم آدمو سرکار میذارید زنگ نمیزنید پ.ن برای جلوگیری از سوء تفاهم بهتره موقع گرفتن شماره از مشتری ها یه توضیح کوتاه هم اضافه کنید مثلآ بگید شماره برای ارسال تخف

درخواست حذف این مطلب
دوست  
پنجشنبه رفتم خونه ی دوستم. nbsp دخترم زود بیدار شده بود، خسته بود، خیلی غر زد. ولی در مجموع خوب بود. وقتی اومد خونه مون، من زرشک پلو درست کرده بودم، دوستم پاستا الفردو. یادش رفته بود لوازم سالاد ب ه. من خوشحال شدم یادش رفته، چون این یعنی معذب نیست.خوبه آدم با دوستش راحت باشه.

درخواست حذف این مطلب
تواضع عقلانی  
به جای اینکه بگویی این امر ناممکن و نین ... یدنی و باطل است، بگو عقل من به آن نمی رسد. این همان معنای تواضع عقلانی است. یکی از برکاتی که نزاع عقل و دین در مغرب زمین داشت این بود که از قرن شانردهم به بعد هر دو طرف را متواضع کرد هم دین را هم علم را. هم عقل علمی را هم عقل دینی را. هم رجال علم را هم رجال دین را. رفته رفته هر دو طرف یاد گرفتند که فتیلۀ این ادعاها را مقداری پایین بکشند تا اینقدر دود نزند و به جای نور تاریکی نیافریند. سروش

درخواست حذف این مطلب
زندگی می کنم...  
چهلم بابک هم گذشت ما همچنان می خوریم ... می خو م... مهمونی میریم... مهمون میاد... ید می کنیم... و روی هم رفته زندگی می کنیم و ثابت می کنیم که اونهایی که می میرند می میرند و اونهایی که می مونند یه زندگیشون ادامه می دهند و فوقش گاهی دلتنگ عزیزان رفته هم می شویم و اشکی هم می چکانیم و بعد جلوی آینه رفته سر و وضع را مرتب کرده و زندگی رو با همه تلخ و شیرین های ریز و درشتش در آغوش می کشیم... چه غم انگیز و رقت بار... دارم زندگی می کنم. باید عبور م از این روزها هم ...

درخواست حذف این مطلب
اسمتو بگو، جایزه ب ... ر!  
سلام علیکمعید همه مبارک یعنی از صبح چند بار مطلب را نوشته م اما هی یادم رفته ذخیره کنم و وسطش اینترنت قطع شده و همه پریده... باز گفته م این بار دیگه حواسمو جمع کنم که ذخیره را بزنم و باز یادم رفته و این چرخه ادامه داره.... ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
ا ... ش تنهام گذاشت  
بعد میگن تو کافری با خدا چکار داری آخه خدا جون من قربونت بشم این رسمشه الان که رفته شدم تنها اون به ارزوش رسید پس من کی به ارزوم میرسم تو این دنای بزرگ تو برای من جای نیست اخه تو چرا فط با اونای که به راحتی از یکی میگذرن سازگار داری اخه من تو حکمت تو موندم. الان رفته و به ارزوش رسیده و داره پشت سرم نیش خند میزنه که دیدی میرم پس که نوبت من میشه

درخواست حذف این مطلب
چه کنم؟  
توبه در توبه ش تم به مکرر چه کنم؟ چو ببینم اجلم آمده بر در چه کنم؟ دل و دینم به خطا رفته و ترسم که خطا بشود عادتِ من؛وایْ قلندر چه کنم؟ همه در حلقه ی یارندُ ولی من بِدَرَم چه کنم آمده این عمر به آ چه کنم؟ به خدا طاقت و طاعات و عبادات خودم به فنا رفته و من گوشِ دلم کر ٬چه کنم؟ همه عمرم به خطا سر شد و اکنون چه کنم تو بگو جانِ به لب آمده دیگر چه کنم؟ تو خدا یک نظرت می نرود در دل من درِ دل بسته شده با دلِ بی در چه کنم؟ چو بیاید دَمِ صوری که خدا گفته از آن چ

درخواست حذف این مطلب
آینه درون  
کلا یادم رفته بود که آینه هم با همه رو راستیش باز دروغ میگه ... هزار تیکه هم دروغ گوییش میشه هزار تیکه ...هه چطور اینو یادم رفته بود؟

درخواست حذف این مطلب
قدم قدم با یه علم ایشاالله اربعین میام سمت حرم  
این روزا هر کی رو می بینی یا میشنوی رفته کربلا یا میخاد بره . دلم می سوزه برا خودم که نمیرم یعنی میشه یه روزم منم پیاده برم اربعین کربلا خدایا دلم خیلی تنگه حرم ح یعنی قشنگ داری منو دق میدی حسین یه بار بردی حالا منو تشنه نگه داشتی . سیرابم کن خواهش میکنم. محمد رفته یه هفته بیشتره رفته . فهیمه همسفرم بود اونم رفته گفتم یادم کن گفت مگه میشه فراموشت کنم اولین سفر رو باهم بودیم و هم اتاقی بودیم. کربلا اربعین پیاده روی ارزو دارم مداحی قدم قدم با یه علم

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.529 seconds
RSS