قلبم

عبارت قلبم در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
قلبم ....  
تا وقتی مستم از خوشی های عاشقانه ات دنیا برایم شیرین است انگار هیچ دردی نیست غمی نیست اما همین که کمی دور میشوی شک وجودم را می گیرد مستی از سرم می پرد و هزاران بار ناگفته هایم را مرور می کنم نکند ... رویایی باشد خو بیدار شوم و دیگر هیچ نکند در دور دستها رها شوم عقلم می گوید نه بمان با همین زندگی سرد امن تر است اما قلبم را چه کنم چرا پر نمی شود از عشق چرا می تپد ولی سرد و سنگین کاش میشد این قلب را ندید بگیرم خواسته هایش را به هیچ بگیرم کاش میشد چشم بب

درخواست حذف این مطلب
رایگان نمونه سوالات تخصصی سومین آزمون فراگیر دستگاه اجرایی  
رایگان نمونه سوالات تخصصی سومین آزمون فراگیر دستگاه اجرایینمونه سوالات تخصصی آزمون استخدامی فراگیر دستگاه های اجرایی کشور 95 رایگان سوالات استخدامی آزمون فراگیر دستگاه های اجرایی کشورسوالات عمومی و تخصصی آزمون استخدامی فراگیر دستگاههای اجرایینمونه سوالات استخدامیwww.file99.irآزمـون اسـتخدامی آزمـون اسـتخدامی مشترک فراگیر استخدام اسفند 94 استخدام اسفند ماه 94 استخدام دستگاه اجرایی استخدام دستگاههای تی استخدام سازمانهای تی اسفند ماه 94 رای

درخواست حذف این مطلب
تمام آن ج ها همه تقصیر قلبم بود  
نوار قلب من بی تو ز اندوه ات پریشان استکه خط صاف آن اکنون دقیقا خط پایان استرسیدم آ ش ای عشق به آن چشمان زیبایتچرا بابا ز این حالم ز غم اینگونه گریان است؟رسانده قلب من بابا مرا حالا به معشوقمچرا بابا ز احوالم غمی در چشم مامان است؟تمام آن ج ها همه تقصیر قلبم بودکه با پایان آن ضربش رسیدنها چه آسان است در کنار هم چه پایان دل انگیزیببین حالا که دلشادم ز اندوه که باران است؟محمدصادق رزمی

درخواست حذف این مطلب
قلبم شده شاگرد تو در محضر عشقت  
قلبم شده غمگین به خدا بر سر عشقتحالا که رسیدم به غم آ عشقتچشمت شده دلم در نم بارانقلبم شده شاگرد تو در محضر عشقتوقتی که تو رفتی و شدم یکه و تنهاوا شد دل من رو به غم منظر عشقتآ چه کند این دل من با غم آبانوقتی که خزان هم شده یاد آور عشقتمحمدصادق رزمی

درخواست حذف این مطلب
تو ...  
بی اراده دلم هوایت را می کند .. به خود که می آیم می بینم ساعت ها گذشته است .... فکرت مرا از خود بی خود می کند ... چشمم را کور می کند ... دلم را در برابر مهر دیگران سنگ می کند .. گوشم را کر می کند ... ثانیه به ثانیه علاقه ام به تو بیشتر می شود ... قلبم را کجا می بری ؟؟؟؟بایست .....نرو ... تو دیگر مرا از کنترل قلبم خارج کردی ... مرا دیوانه خودت کردی ....ازت می خواهم که برگردی ... مرا عاشق بنمودی و رفتی ... از عشق چندین ساله گذشتی .. و خواهم که بدانم ، از عشق خبر داری؟ تو که

درخواست حذف این مطلب
به نام گل  
بعضی وقت ها مثل یه بچه ی سه ساله می شم کز می کنم یه گوشه ای و دستم تیر می کشه تا قلبم، قلبم قلبم قلبم.... و بی حس می شم یه بی حسیِ مطلقِ که جای اشک ریختن ، ناخون جویدن و راه رفتن فقط حرف میاد توکِ زبونم و هی قورت می دمشون ولی باز تا پشتِ لب و دندونم بالا میان.... بالا میان اینجا که جز اینجا هیچ جایی نیست... جایی نیست که بگم همین وقت ها، همین شب ها صبح شدن خیلی هم زیاد صبح شدن...چه اون شش ماهی که گذشت چه امشبی که برگشت...می گم برگشت...مثلِ تف سربالا مثلِ چک بی

درخواست حذف این مطلب
قلبم  
روزها سرویس از مقابل شهرصنعتی که کارخانه قبلی آنجا قرار داشت عبور میکند. برخی از روزها بدجور دلم میگیرد. به یاد سالهایی که آنجا سپری می افتم. روزهای خوب و بد. دوستی ها البته آن طور که فهمیدم به ظاهر بودند نه واقعی و دشمنی ها. نمیدانم چرا تا این حد فکر مرا به خود مشغول میکند. پیش از این هم محل کارم را عوض کرده بودم و هرکجا که بودم با اتمام کارم ، آنجا برایم تمام شد ولی این کارخانه نه. شاید به این علت که هیچ کجا به اندازه کارخانه قبلی طولانی نشد. شای

درخواست حذف این مطلب
ناخوشی ها ادامه ی دنیاست...  
آن شبها،شبهای سردی بودند، چشمهایم سردشان بود،می با د، قطره ها روی مشتم یخ میبستند، توی قلبم. تو میلغزیدی هرآن ، کفشهایت لیز بود ،سر میخوردی از قلبم بیرون، توی مشتم می افتادی، دست های من یخ کرده بود جا نمیشدی دیگر آن شبها ،شبهایی بود که من تو را ذره ذره ،آن به آن،به دنیا پس میدادم. آدمها هلهله می د، زنها می یدند، مادرها اسفند میچرخاندند ، پدرها چرتکه می انداختند. دخترها رخت نو به تن می د، تو به دنیا بازمیگشتی، من از دنیا میرفتم، می مُردم آن شبه

درخواست حذف این مطلب
خواب های الهام برانگیز  
از خواب پریده ام، در حالی که صدای قلبم به وضوح شنیده میشود احساس میکنم گنجشکی از درون قلبم هی تلاش میکند خودش را به بیرون پرتاب کند وبه تمام دیواره های قلبم می کوبد. تمام تصاویر درهم برهم توی خواب را با خودم مرور میکنم، تمام نصیحت هایی که به من شد، تمام حرف هایی که انگار داشتم توی بیداری میشنیدم... بعد با خودم مرور چمدان بستنم و عزم رفتن م را، انگار رویایی دور باشد که در خواب بیشتر شبیه آرزو بود. یادم به حرف هایی که شنیدم می افتد که مرا به سمت جل

درخواست حذف این مطلب
یومیه 30  
روزا به سرعت در حال گذر هست هنوز پروپوزالمم تحویل ندادم و روی موضوعم موندم. خیلی وقت میذارم و از خواب زدم اما مشکل همیشگی تا اینجا بی برنامگی که دارم که در حال اصلاحاتی هستم. قلبم همچنان با اینکه دور و برم شلوغ هست به اندازه ی کافی تنها نیستم میتپه برای همیشگیم. خواستم بگم دلتنگم و قلبم همیشه به یادته به گردن حقا دارم. رامینم هم 15 عقدی داره

درخواست حذف این مطلب
الماس  
ذهن پریشانم صدایم می زد قلم م تشنه کلمات بود کلمه ها می دویدند بر روی کاغذ نه من بودم نه خاطراتم او بود . . . مرا می خواند در ذهنم تپش های قلبم با ریتمشان نامش را فریاد می زدند درمان گر درد هایم مرهم زخم هایم بهانه ی نفس هایم حالا که قلبم . ذهنم . قلم م با تو خو گرفته تو دیگر مرا تنها نذار بمان که بیش و کم روزها می رود بمان که ... رفتن پریشانی و پشیمانی دارد الماس ها ته نشینند الماس من . . ...... من با تو خو گرفته ام

درخواست حذف این مطلب
عشق ناکام  
در مدرسه عشق، معلم من،بود عشق و وفاداری را او به من آموخت، بارانی از عشق بر قلبم می بارید و از سقوط قطرات آن نغمه های عاشقانه برایم می سرود، مرا مجنون و مست عشق می کرد، تمام فکر و عقلم را سلب و روحم را بیتاب خود می کرد، از ضربان قلبم زیباترین ریتم را می ساخت و با زیبایی تمام آهنگ آن را می نواخت و با آوازش تمام مرغان عاشق را می اند، اما روزگار و تقدیر بی رحم او را از من گرفت، و روح من برای همیشه همراه او رفت، و تا ابد جسد مرا بی روح و تنها گذاشت و آن

درخواست حذف این مطلب
قلب کوچکم را به چه ی بدهم؟  
زنگ فارسی بود. وقتی خانم وارد کلاس شد، از چند نفر پرسید و بعد درس داد. موضوع درس خیلی جالب بود. قلب کوچکم را به چه ی بدهم؟ خانم پور غلامی به زینب گفت که روی درس بخواند.من تمام زنگ به موضوع درس فکر .اصلا متوجه نشدم که خانم گفت شنبه امتحان فارسی داریم.به همین دلیل امتحان فارسی رو افتضاح دادم. تا به حال به این موضوع فکر نکرده بودم قلب من برای کیست؟ ان را به چه ی بدهم؟ چرا این همه وقت قلب من بدون صاحب مانده است؟ ان روز تا ا زنگ به ان موضوع فکر . اما به نت

درخواست حذف این مطلب
قربانگاهی برای قلب و روح  
خدا من ، انگار پاداش دوست داشتن رهایست،کاش اعتراف به دوست داشتنت نمی ،لحظه های سختی را بی تو می گذرانم ،کاش برای داشتن داشته هایت من را قضاوت نکرده بودی، تصمیم به نوشتن نداشتم،عهدم را ش تم ، چون فکر می تو را دارم و میتوانم با زبان قلبم احساسم را نثارت کنم ،ولی غافل از قربانگاهی که برآیم محیا کرده بودی شدم ، آری ش ت جسمم را دیدی ، روح و قلبم را در قربانگاهت کردی ،نمیدانم با جسم نیم بند بدون روح و قلب ، تو را ، چشمانت و لبخند لبت را کجا بسپارم ، عز

درخواست حذف این مطلب
من با تو هستم ...  
بخند ؛ بدو همین الان ؛ 1، 2 ، 3 .... حالاااااا این حس قشنگو مدیون تو هستم ؛ تو با منیو من.. چشماتو وا کن ببین جون میگیرم با تو ؛می کوبه قلب من انقدر تند که نمی دونم می تونم بمونم تا کی تو دنیا تو من با تو هستم دستاتو تو دستم ؛میگیرم میمونم رو عهدی که بستم تو قلبم می مونی تو فقط می دونی ؛ که با چه حرفایی قلبم و بلرزونی هر لحظه که قلبم از عشقت میلرزه ؛ اون لحظه به یه دنیا می ارزه بهت وابستم می ترسم از دستم آ بشی خسته تو قلبم می مونی تو فقط می دونی ؛ که با چه

درخواست حذف این مطلب
بغضم  
قلبم.... سوت و کور است... دیگر ی به نام او نیست در قلبم... ولی باید رفت... ولی باید رفت..... گاه گاهی نفسم می گیرد.... از بغض گلویم.... که هر از گاهی هست.... از دوری یار... شاید این عشق نبود... واگر عشق نبود.... هوس نبود... نمی دانم.... ولی حس عجیب و قشنگی بود...

درخواست حذف این مطلب
گل وقلب زیبا  
ردپای مهربانیت روی قلبم جاری است حتی عشقت در قلب وروحم در قلبم جاری است حتی صداقتی که داریم باهم اشک هایم برای خداست هرچی داریم از خداست رحمت ونعمت خدا همیشه شامل حالم هستش خدا خیلی ممنونم بای معلوم نیستش من کی بیایم وبلاگ اومدممم خبرتون میکنممممممممممم ربیع الاول مبارک باد خوشحال شدممم

درخواست حذف این مطلب
قلب  
تازگی ها دارد به قلبم حسودی ام میشود. بله. به قلبم برایش مهم نیست، هرچه می خواهد اتفاق بیفتد. کار خودش را می کند. می تپد و می تپد و می تپد. پر قدرت. بدون حتی یک وقفه. همه ی غمها، همه ی دردها، همه ی خستگی ها را به دوش می کشد. همه ی جراحت ها را به جان می د. گاهی چنان تند می زند که گویی میخواهد از بیرون بزند. گاهی آرامتر می زند وقتی منم و سکوت و تنهایی و تنها ص که به گوش می رسد صدای تپیدن این عضله ی پر تلاش مقاوم است. وقتی که من فروریخته ام ولی او همچنان می ز

درخواست حذف این مطلب
مادر  
آسمان طوفانی شد ابرهای تیره بر آسمان قلبم برافروخته میبا د دیگر طاقتم تمام شده بود گویا داشتم در سرمای باران میسوختم. دیگر نمی توانستم فکر کنم قطرات باران مانند تکه هایی سوزان بر زمین قلبم فرود می آمدند و بزر کینه را در درونش وشان می د تا اینکه فرشته ای با چادر سپیدش که همچون بالهایی بزرگ بودند مرا نجات داد او مادرم بود. مهدی

درخواست حذف این مطلب
قلبم  
کار دنیاست دیگه معلوم نیست کی باید رفت... ولی یکی از آرزوهام اینه که مرگم این مدلی باشد فقط،یکی از شرط هایم این باشد که قلبم را اهدا نکنند. چون مطمئنم که به کار ی نمی آید،دیگه قلبم آنقدر ش ته و زهوار در رفته شده،که نبودنش به بودنش می ارزد \+یه چیزی هم هست مثلا من برسم اون دنیا،بعد خدا بپرسه بهشت چطور بود پسر،خوش گذشت؟ \+کدوم بهشت بابا

درخواست حذف این مطلب
...  
\+ سخت نفس می کشم .. قلبم ش ته .. می خوام گریه کنم نمی تونم .. تقصیر خودم بود .. از بس دوسش داشتم چسبیدم بهش .. به هر قیمتی .. با هر رفتاری .. ا خورد شدم و ش تم .. تیکه های خودمو جم .. با دستای خودم .. چرا ته همه چی اینه؟ چرا این مرحله تموم نمیشه بره مرحله بعد؟ .. من چی خواستم از زندگی که بهش نرسیدم؟ .. همه چیزمو از دس دادم .. گریه می کنم .. فقط گریه می کنم .. جلوی چشم همه .. خودم از این تصویر تکراری خسته م .. چرا خدا خسته نمیشه؟ .. چی کار کنم اروم شم؟ .. موهامو کوتاه کنم ا

درخواست حذف این مطلب
دوست داشتن .......  
دوست داشتن ، زند ... ِ من است قلبم اگر نامنظّم نزند ، گونه هایم اگر گُل نیندازد ، لحظه ها را تا تپیدن های عاشقانه از حرکت باز می دارم چه زیباست که عشق مرا از پا در بیاوَرَد ؛ چشم هایم را برق بیندازد و زبانم را پُر از لُکنت های دوست داشتن کند... حالا روزهای زیادیست قلبم را رو به عشق باز گذاشته ام تا دوباره بیاید تکّه های ش ... ته ی دلم را به هم بند بزند...

درخواست حذف این مطلب
هیزم تر  
کرده ای در حق قلبم صد هزاران ناروابا بدان بنشستی و دادی ز کف عشق مرااز چه باید این چنین می کردی با قلب منمن چه هیزم تری بر تو فروختم بی وفاعشق من را پایمال کردی و خندیدی به منعاشقت را کشتی و صدها هزاران مرحبابعد من دیگر چه ... غمخوار عشقت میشودبعد من دیگر چه ... با تو کند اینگونه تامی روم از پیش تو با آنکه قلبم پیش توستمی روم اما بدان هرگز نگشتم من جدا بعد مرگم نوشدارو خب نمی آید به کارآمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ \#دوستدارت\#م_ص_ق فعالیت در این

درخواست حذف این مطلب
لعنتی این قلبم من بی تو نمی سازد به من  
بی تو انگاری دلم یک قسمتش کم گشته استزیر آوار غمت این قامتم خم گشته استرفته ای از این جهان اما ندانستی عزیزیک نفر تا زنده است بی تو پر از غم گشته استبی تو انگاری شده مانند شب این روزگارروزگارم از غمت سرشار ماتم گشته است ... سوانت بر دلم با یک نسیمی می وزدموی تو در خاطرم مانند پرچم گشته استلعنتی این قلبم من بی تو نمی سازد به منبی تو انگاری دلم یک قسمتش کم گشته استمحمدصادق رزمی

درخواست حذف این مطلب
برای دخترک دوست داشتنی قلبم.  
آ ... هفته ها باید ببینمت. باید بیای خونمون باهم شعر بخونیم و ب ... یم و بخندیم. هی بغلت کنم و ببوسمت و قربون صدقه ت برم. کلی وقت حرف بزنیم و من حواسم باشه سوالاتت رو به بهترین شکل جواب بدم. شب بشه و ب ... لباساتو جا گذاشتی و من بهت شلوارکای رن ... پن ... بدم و تو بپوشی و به خودت تو اون لباسا بخندی صبح ... باهم صبحانه بخوریم و تو از ما تشکر کنی و به عشق اسکیت و هاکی بری و من به این فکر کنم که چقدر زیاد دوست دارم و قلبم چقدر گرمه از وجود نازنینت. دلم میخواد دنیا

درخواست حذف این مطلب
راز ش ... تن  
چند مدت پیش ... ی را در جایی دیدم جایی که لوازم خیاطی میفروخت و ... ی که ....... نمیدانم چی شد قلبم وایساد غم بزر ... بر قلبم وارد شد و من ش ... تم و دروغ مرا ش ... ت دروغ و باور یک دروغ . و هنوز نمیدانم چی بر سر این قلبم در امد تا دیدم دنیا بر سرم چرخید یاورم برام سخت بود اما دیدم دنیای ریا و تزویر را و ش ... تم چرا ؟ من مگه چیکار کرده بودم منو با یکی عوض کردی و فهمیدم تمام باورام دروغ بود دروغی محض

درخواست حذف این مطلب
بعد از تو ... زمستان رد پای قلب من  
وقتی به پشت سرم نگاه می کنم ... بعد از تو قلبم هرجا پا می گذارد عجیب زمستان می شود ... امروز تمام نوشته هایم را مرور ... از آن سال های آشنایی با تو تا حال اثری از تو نیافتم حا ل که دیداری مجدد صندوقچه ی خاک خورده غرق دریای مرا باز کرد در نوشته هایم حضور یافتی کاش در همان سال ها آتشی که حضور گرم و صمیمیت به قلبم زده بود سایه ی حجیم ترس ها خاموش نمی کرد تا زودتر از این در برگ های اولین دفترچه کوچکم بزرگ می آمدی با اینکه سال ها گذشته از زمان دلدا ... من هنوز

درخواست حذف این مطلب
آلبوم ع ...  
گاهی ع ... هایت nbsp را ورق می زنمدر قلبمچشمانم را می بندمو خود را در اوج نگاهت محو می کنمع ... ها را nbsp تک تکبسان سنجاق ... ی مادربزرگ بر قلبم می زنمتو چه دانیکه چنینمجنون کویت گشتمهر نگاهیهر ن ... نیست بر آن باورمکفش هایم را برکشیده ا پا ... nbsp پا ... nbsp در بیابان به یادت می سرایملیکاز هر سو ن ... ستتنها نور توست که هستچه کنمکه دگرغروب کرده ام

درخواست حذف این مطلب
کاش قلبم درد پنهانی نداشت  
کاش قلبم درد پنهانی نداشت چهره ام هرگز پریشانی نداشت کــــاش برگ آ ... تقویم عشق خبر از یک روز بارانی نداشت کاش می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت کاش میشد عشق را تفسیر کرد هم چو باران عشق را هم کیش کرد

درخواست حذف این مطلب
غلط ... ممممممممممممممممممممممم  
یا بکش یا دانه ده یا از قفس آزاد کن پ ن. خدایا اگه هستی این یه بارو بشنو و جواب بده. ... مااااست میکنم. تمام سلولهای قلبم درد میکنه. چه کنم با این دررررد آخه به کی بگم.... چی کار کنم؟؟؟ خسته م. خسته. مذهبی که آدم نسازه و آرامش نده به چه دردی میخوره؟ قلبم میسوزه. کاش میشد این تن لش و بی مصرفمو بردارم و برم دوووورهای دووووور و گم و ناپیدا بشم و هرگز برنگردم....

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.325 seconds
RSS